📚بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی- بخش سوم-
🔰نقش تفکر انتقادی در پیشرفت شغلی و حرفهیی
🔺تفکر انتقادی و مهارتهای آن همچنین امری ضروری و مؤلفة اصلی در اکثر رشتهها و حرفههاست. در واقع, برخورداری از تفکر انتقادی برای موفقیت فرد در شغل و حرفه خویش گریزناپذیر است. کمتر حرفه و شغلی را میتوان یافت که نیاز به مهارتهای تفکر انتقادی نداشته باشد. اگر شخصی دارای تفکر انتقادی و تمایلات انسانی بالاتری باشد, بطور طبیعی در محل کار خویش از نفوذ بیشتری برخوردار خواهد بود و در میان همکاران نیز مقبولتر جلوهگر خواهد شد. تفکر انتقادی به افراد کمک میکند تا بمدد دانایی در کارهای خود توانمند و در شغل و حرفه خویش, دارای رفتارهای فراکنشی باشند, در مسائل حرفهیی به تعبیر و تفسیرهای فعلا و ماهرانه بپردازند و از طریق ارزیابی شواهد, روابط و اطلاعات در کار حرفهای خویش تصمیم درستی بگیرند. در حقیقت, از طریق تفکر انتقادی, اشخاص میتوانند با طرح پرسشهای انتقادی و استدلال منطقی در مسائل شغلی خود بطور موفق تصمیم بگیرند.
🔰نقش تفکر انتقادی در مواجهه با اطلاعات فزاینده بشری
🔺داشتن قابلیت تفکر انتقادی در مواجهه با چالشهای فزاینده دنیای اطلاعات نیز بسیار با اهمیت است. آهنگ سریع تغییرات در همه زمینهها و افزایش مداوم منابع اطلاعات, امروزه افراد را ملزم ساخته است تا بصورت انتقادی بیندیشند.
🔺با انفجار اطلاعات, جهان وارد عصر جدیدی گردیده که دانش بشر را به گونهیی حیرت انگیز افزایش داده است, دانش تولید شده در طول 30 سال گذشته از جمع کل دانش تولید شده در طی هزار سال قبل از آن فراتر رفته است.
🔺انفجار دانش بشری, جهانی شدن و سرعت گرفتن نرخ تغییرات, تحول اساسی را در تعلیم و تربیت افراد جامعه بسوی تفکر انتقادی موجب شده است. اگر چه امروزه استفاده از فناوریهای متنوع مانند رایانهها, اینترنت و فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی برای جوانان بسهولت قابل دسترسی است, با این حال آنها برای کار اثر بخش در محیطهای مجازی و پیچیدة امروزی, به مهارتهای تفکر انتقادی نیاز دارند. آنها باید قادر باشند برای برقراری ارتباط, همکاری و کار با دیگران در موقعیتهای نامتجانس از روشهای پیچیده شناختی استفاده نمایند.
🔺در واقع امروزه مردم با اطلاعات فزایندهای مواجه هستند که در رادیو و تلویزیونهای دولتی و شبکههای خصوصی ماهوارهیی, در اینترنت, وبلاگها و سایتهای مختلف انتشار مییابد, بدون داشتن مهارتهای تفکر انتقادی, مواجه شدن با این حجم بالای اطلاعات, از نظر سیاسی و ا جتماعی بسیار مضر و زیان بار است. ادامه دارد...
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰نقش تفکر انتقادی در پیشرفت شغلی و حرفهیی
🔺تفکر انتقادی و مهارتهای آن همچنین امری ضروری و مؤلفة اصلی در اکثر رشتهها و حرفههاست. در واقع, برخورداری از تفکر انتقادی برای موفقیت فرد در شغل و حرفه خویش گریزناپذیر است. کمتر حرفه و شغلی را میتوان یافت که نیاز به مهارتهای تفکر انتقادی نداشته باشد. اگر شخصی دارای تفکر انتقادی و تمایلات انسانی بالاتری باشد, بطور طبیعی در محل کار خویش از نفوذ بیشتری برخوردار خواهد بود و در میان همکاران نیز مقبولتر جلوهگر خواهد شد. تفکر انتقادی به افراد کمک میکند تا بمدد دانایی در کارهای خود توانمند و در شغل و حرفه خویش, دارای رفتارهای فراکنشی باشند, در مسائل حرفهیی به تعبیر و تفسیرهای فعلا و ماهرانه بپردازند و از طریق ارزیابی شواهد, روابط و اطلاعات در کار حرفهای خویش تصمیم درستی بگیرند. در حقیقت, از طریق تفکر انتقادی, اشخاص میتوانند با طرح پرسشهای انتقادی و استدلال منطقی در مسائل شغلی خود بطور موفق تصمیم بگیرند.
🔰نقش تفکر انتقادی در مواجهه با اطلاعات فزاینده بشری
🔺داشتن قابلیت تفکر انتقادی در مواجهه با چالشهای فزاینده دنیای اطلاعات نیز بسیار با اهمیت است. آهنگ سریع تغییرات در همه زمینهها و افزایش مداوم منابع اطلاعات, امروزه افراد را ملزم ساخته است تا بصورت انتقادی بیندیشند.
🔺با انفجار اطلاعات, جهان وارد عصر جدیدی گردیده که دانش بشر را به گونهیی حیرت انگیز افزایش داده است, دانش تولید شده در طول 30 سال گذشته از جمع کل دانش تولید شده در طی هزار سال قبل از آن فراتر رفته است.
🔺انفجار دانش بشری, جهانی شدن و سرعت گرفتن نرخ تغییرات, تحول اساسی را در تعلیم و تربیت افراد جامعه بسوی تفکر انتقادی موجب شده است. اگر چه امروزه استفاده از فناوریهای متنوع مانند رایانهها, اینترنت و فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی برای جوانان بسهولت قابل دسترسی است, با این حال آنها برای کار اثر بخش در محیطهای مجازی و پیچیدة امروزی, به مهارتهای تفکر انتقادی نیاز دارند. آنها باید قادر باشند برای برقراری ارتباط, همکاری و کار با دیگران در موقعیتهای نامتجانس از روشهای پیچیده شناختی استفاده نمایند.
🔺در واقع امروزه مردم با اطلاعات فزایندهای مواجه هستند که در رادیو و تلویزیونهای دولتی و شبکههای خصوصی ماهوارهیی, در اینترنت, وبلاگها و سایتهای مختلف انتشار مییابد, بدون داشتن مهارتهای تفکر انتقادی, مواجه شدن با این حجم بالای اطلاعات, از نظر سیاسی و ا جتماعی بسیار مضر و زیان بار است. ادامه دارد...
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی- بخش چهارم-
🔰نقش تفکر انتقادی در آموزش و پرورش رهایی بخش:
🔺تفکر انتقادی یکی از مهمترین عناصر آموزش و پرورش رهایی بخش است تا دانش آموزان را برای یک جامعه پویا آماده کند. از دیدگاه بسیاری از نظریه پردازان, آمادگی برای مشارکت در زندگی شهری و مردم سالار, مبنا و اصل بنیادین در تعلیم و تربیت رهایی بخش محسوب میشود. برای آنکه شهروندان بتوانند بر خود حکمرانی کنند, باید دارای اندیشه انتقادی باشند و میبایست مطابق اصول اخلاقی و ارزشهای مدنی تربیت شوند.
🔰نتیجه گیری
در دنیایی که تحولات سریع و مخاطره آمیز و محدودیتهای مزمن, جزو مشخصه های زندگی آینده بشر شده است, هیچ گزینه یی جز اندیشیدن به صورت انتقادی کارساز نیست. میل و اندیشه انتقادی, یکی از مهمترین ضرورتها برای رویارو شدن با واقعیتهای دنیای مدرن است. یعنی رهایی از تخیلها و اوهام و توسل به اندیشه, عشق و امید.
🔺تفکر انتقادی در جامعه, افراد را از حالت انفعالی بیرون میآورد و به آنها مهارتها و توانایی هایی می بخشد تا بجای تقلید کورکورانه از الگوها و پذیرش بیچون و چرا والدین, معلمان, سیاستمداران و رسانه ها, بتوانند با تمسک به تفکر و اندیشه انتقادی در جستجوی حقیقت و دانایی باشند و هرگز از جستجوی حقیقت و کوشش برای درک پدیده های اجتماعی غفلت نورزند. تفکر انتقادی به شهروندان کمک میکند تا در مسائل عمومی, داوری هوشمندانه یی داشته باشند و بطور مردم سالارانه در حل مسائل اجتماعی سهیم گردند.
✍️محمدرضا نیستانی: عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰نقش تفکر انتقادی در آموزش و پرورش رهایی بخش:
🔺تفکر انتقادی یکی از مهمترین عناصر آموزش و پرورش رهایی بخش است تا دانش آموزان را برای یک جامعه پویا آماده کند. از دیدگاه بسیاری از نظریه پردازان, آمادگی برای مشارکت در زندگی شهری و مردم سالار, مبنا و اصل بنیادین در تعلیم و تربیت رهایی بخش محسوب میشود. برای آنکه شهروندان بتوانند بر خود حکمرانی کنند, باید دارای اندیشه انتقادی باشند و میبایست مطابق اصول اخلاقی و ارزشهای مدنی تربیت شوند.
🔰نتیجه گیری
در دنیایی که تحولات سریع و مخاطره آمیز و محدودیتهای مزمن, جزو مشخصه های زندگی آینده بشر شده است, هیچ گزینه یی جز اندیشیدن به صورت انتقادی کارساز نیست. میل و اندیشه انتقادی, یکی از مهمترین ضرورتها برای رویارو شدن با واقعیتهای دنیای مدرن است. یعنی رهایی از تخیلها و اوهام و توسل به اندیشه, عشق و امید.
🔺تفکر انتقادی در جامعه, افراد را از حالت انفعالی بیرون میآورد و به آنها مهارتها و توانایی هایی می بخشد تا بجای تقلید کورکورانه از الگوها و پذیرش بیچون و چرا والدین, معلمان, سیاستمداران و رسانه ها, بتوانند با تمسک به تفکر و اندیشه انتقادی در جستجوی حقیقت و دانایی باشند و هرگز از جستجوی حقیقت و کوشش برای درک پدیده های اجتماعی غفلت نورزند. تفکر انتقادی به شهروندان کمک میکند تا در مسائل عمومی, داوری هوشمندانه یی داشته باشند و بطور مردم سالارانه در حل مسائل اجتماعی سهیم گردند.
✍️محمدرضا نیستانی: عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from Dr.kashefi
📚 بیست ام دی ماه هم سالروز ولادت و نیز سالروز شهادت بزرگ مرد اصلاحات امیر کبیر می باشد. مرد بزرگی که با ۴۵ سال عمر پر برکت، خدمات ارزنده ایی بر ایران عزیز انجام داد
❇️ مرد نکونام نمیرد هرگز
🔺امیر کمتر از ۴ سال ( ٣ سال و ٢ ماه) بر مسند صدارت بود اما در همان مدت کوتاه صدارتش آنقدر خدمت کرد که حتی مورخین غربی هم نقش او را در تاریخ ایران نادیده نگرفتهاند
🔺امیر در این مدت تجارت ایران را سامان داد و با پوشیدن لباس ایرانی به مردم، باعث رونق تولیدات ملی شد و اگر امروز هم زنده بود قطعا مرزهای ایران را روی کالاهای بنجل چینی میبست،
🔺امیرکبیر شأن سیاست خارجی ایران را بالا برد و به سفرای کشورهای قدرتمند مانند انگلستان و روسیه به آسانی وقت ملاقات نمیداد، او در یکی از اقداماتش با ناپلئون شاه فرانسه وارد مذاکره شد و به فرانسه سفیر اعزام کرد ناپلئون هم در مقابل 4 کارخانه برای توسعۀ ایران به امیرکبیر هدیه داد،
🔺ایجاد سفارتخانه های دائمی در لندن و سنپطرزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز از جمله کارهای دیگر او بود ...
🔺 امیرکبیر فامیل بازی را در آن دوره ریشهکن کرد و پای رجال مفتخور و چاپلوس را از دربار ایران برید و مناصب بدون کار و القاب بیجهت را دور ریخت، برای اقلیتهای مذهبی حقوق برابر قائل شد و شکنجه را حذف کرد،
🔺مهمّاتسازی در زمان او رشد زیادی کرد و ارتش منظم شد، ادارۀ شیلات را از روسها گرفت و به اتباع ایران سپرد،
🔺مهمترین کارهای عمرانی که به همت امیر انجام شد نیز ساخت سد رودخانه کرخه، پل شوشتر و کشت پنبه در شمال ایران بود ...
🔺 اما قطعا بهترین و بزرگترین خدمت امیرکبیر دارلفنون بود تا جایی که ژاپن 16 سال بعد از دارالفنون اقدام به تاسیس اولین دانشگاه خود کرد ... امروز ژاپن کجاست ما کجا ؟؟؟؟
🔺پولاک اتریشی در حق او گفت : میرزا تقی خان درکشور وطنفروشان ، مظهر وطن پرستیست. امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمیخواهد
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📚@CompetentManagers
❇️ مرد نکونام نمیرد هرگز
🔺امیر کمتر از ۴ سال ( ٣ سال و ٢ ماه) بر مسند صدارت بود اما در همان مدت کوتاه صدارتش آنقدر خدمت کرد که حتی مورخین غربی هم نقش او را در تاریخ ایران نادیده نگرفتهاند
🔺امیر در این مدت تجارت ایران را سامان داد و با پوشیدن لباس ایرانی به مردم، باعث رونق تولیدات ملی شد و اگر امروز هم زنده بود قطعا مرزهای ایران را روی کالاهای بنجل چینی میبست،
🔺امیرکبیر شأن سیاست خارجی ایران را بالا برد و به سفرای کشورهای قدرتمند مانند انگلستان و روسیه به آسانی وقت ملاقات نمیداد، او در یکی از اقداماتش با ناپلئون شاه فرانسه وارد مذاکره شد و به فرانسه سفیر اعزام کرد ناپلئون هم در مقابل 4 کارخانه برای توسعۀ ایران به امیرکبیر هدیه داد،
🔺ایجاد سفارتخانه های دائمی در لندن و سنپطرزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز از جمله کارهای دیگر او بود ...
🔺 امیرکبیر فامیل بازی را در آن دوره ریشهکن کرد و پای رجال مفتخور و چاپلوس را از دربار ایران برید و مناصب بدون کار و القاب بیجهت را دور ریخت، برای اقلیتهای مذهبی حقوق برابر قائل شد و شکنجه را حذف کرد،
🔺مهمّاتسازی در زمان او رشد زیادی کرد و ارتش منظم شد، ادارۀ شیلات را از روسها گرفت و به اتباع ایران سپرد،
🔺مهمترین کارهای عمرانی که به همت امیر انجام شد نیز ساخت سد رودخانه کرخه، پل شوشتر و کشت پنبه در شمال ایران بود ...
🔺 اما قطعا بهترین و بزرگترین خدمت امیرکبیر دارلفنون بود تا جایی که ژاپن 16 سال بعد از دارالفنون اقدام به تاسیس اولین دانشگاه خود کرد ... امروز ژاپن کجاست ما کجا ؟؟؟؟
🔺پولاک اتریشی در حق او گفت : میرزا تقی خان درکشور وطنفروشان ، مظهر وطن پرستیست. امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمیخواهد
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📚@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
📙 شرحی بر کتاب چرا عقب مانده ایم؟ نوشته دکتر علی محمد ایزدی.
تا آنجا که به خاطر دارم، از همان دوران نوجوانی به دنبال علت هر موضوعی بودم و به دنبال پاک کردن هرچه را که ناپاک می دیدم و منظم کردن هر جا را که بی نظم می یافتم. از زیبائی های طبیعت لذت می بردم. عاشق گل ها و پرندگان رنگارنگ بودم، بخصوص پرندگان آوازخوان.همیشه فکر می کردم همه چیز باید همیشه تمیز، مرتب، زیبا و آرامش دهنده باشد. و اگر نیست، علتی دارد. علتی که آنرا از روال طبیعی خارج کرده. علاقه داشتم علت ها را پیدا نمایم و اگر بتوانم نواقص را اصلاح کنم و به مسیر طبیعی خود برگردانم. خاطرات زیادی از این نمونه در دورانهای مختلف زندگی ام دارم.
ابتدا موارد زیر را به عنوان پیش فرض و مقدمه اثبات نظریه خود در این کتاب مطرح کرده است:
1- قبول اینکه جامعه ما عقب افتاده است. به این معنی که در آن جهل و ظلم و فقر وجود دارد.
2- پذیرش اینکه اکثر افراد جامعه ما از نظر روانی آسیب دیده اند و خلقیات و عقب ماندگی هایمان معلول آن است.
3- اینکه این آسیب دیدگی خود علتی دارد.
4- اینکه این آسیبدیدگی خوشبختانه علاج پذیر است.
5- اینکه راههای درمان فراوانند، ولی راهی را که فکر میکنم بنا به فطری و قابل اجرا بودنش بهترین راه باشد، راهی است که پیامبران رفته اند. یعنی تبعیت از قانون طبیعی بشر و اصلاح باورهای منحرف شده مردم.
او سپس فرض را بر این گذاشته است که اوضاع و احوال زندگی و عقب افتادگی هایمان اکثراً نتیجه قهری همین خلقیات است.
آیا توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی ارتباطی با خلقیات افراد یک جامعه دارد؟ این سوالی است که تعدادی از نخبگان و نویسندگان ایرانی به آن پاسخ مثبت داده اند. روشنفکران ایرانی عصر مشروطه، به چنین پاسخی نزدیک شده بودند عللی که برای عقب افتادگی جامعه ایرانی تا قبل انقلاب ۵۷ و حتی بعد از آن توسط این روشنفکران و متفکران ما ذکر شده متفاوت است. بعضی وجود استعمارگران را دلیل اصلی دانسته اند، گروهی سیستم سلطنت، دسته ای حکومت هزارفامیل، عده ای وجود چاه های نفت، برخی موقعیت جغرافیایی، جمعی بی سوادی مردم، و بعضی دین اسلام را علت اساسی دانسته اند.
موضوعی که در متن تمام این نظرات نسبت به علل گرفتاری های ایرانیان به خوبی ملاحظه می شود این است که همه می خواهند عوامل و علل خارج از وجود ایرانیان را مقصر اعلام کنند. و در حقیقت کمتر کسی می خواهد حتی برای یک لحظه هم که شده نظرش را به خود ایرانیان و خلقیات فرد فرد ساکنان این مملکت معطوف کند.
در دوران متاخر، محمدعلی جمالزاده، نویسنده و داستان نویس ایرانی رویکرد اول را مجددا مورد توجه قرار داد و دکترعلی محمد ایزدی نیز در دهه اخیر با تالیف کتاب «نجات» و کتاب «چرا عقب مانده ایم؟ جامعه شناسی مردم ایران» نیز به این باور رسیده است که خلقیات ایرانیان، عامل بنیادی توسعه نیافتگی کشور است.
نویسنده کتاب پیش رو میگوید: من خیلی علاقه مند بودم بفهمم چرا مردم ایران که آن همه طرفدار دکتر مصدق بودند، یک دفعه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 شمسی، خانه کوب شدند. کتاب «ما چرا عقب مانده ایم» من هم به نوعی پاسخ به این سوال بود که چرا بعد از کودتا علیه دکتر مصدق، مردم بی تفاوت شدند.
📕به پیوست فایل پی دی اف این کتاب ارزشمند تقدیم حضور میگردد. اما توصیه میکنم در صورت امکان اصل کتاب را از فروشگاه های کتاب تهیه کرده و مطالعه فرمایید
◀️ باما همراه باشید در کانال مدیران شایسته؛
🆔@CompetentManagers
تا آنجا که به خاطر دارم، از همان دوران نوجوانی به دنبال علت هر موضوعی بودم و به دنبال پاک کردن هرچه را که ناپاک می دیدم و منظم کردن هر جا را که بی نظم می یافتم. از زیبائی های طبیعت لذت می بردم. عاشق گل ها و پرندگان رنگارنگ بودم، بخصوص پرندگان آوازخوان.همیشه فکر می کردم همه چیز باید همیشه تمیز، مرتب، زیبا و آرامش دهنده باشد. و اگر نیست، علتی دارد. علتی که آنرا از روال طبیعی خارج کرده. علاقه داشتم علت ها را پیدا نمایم و اگر بتوانم نواقص را اصلاح کنم و به مسیر طبیعی خود برگردانم. خاطرات زیادی از این نمونه در دورانهای مختلف زندگی ام دارم.
ابتدا موارد زیر را به عنوان پیش فرض و مقدمه اثبات نظریه خود در این کتاب مطرح کرده است:
1- قبول اینکه جامعه ما عقب افتاده است. به این معنی که در آن جهل و ظلم و فقر وجود دارد.
2- پذیرش اینکه اکثر افراد جامعه ما از نظر روانی آسیب دیده اند و خلقیات و عقب ماندگی هایمان معلول آن است.
3- اینکه این آسیب دیدگی خود علتی دارد.
4- اینکه این آسیبدیدگی خوشبختانه علاج پذیر است.
5- اینکه راههای درمان فراوانند، ولی راهی را که فکر میکنم بنا به فطری و قابل اجرا بودنش بهترین راه باشد، راهی است که پیامبران رفته اند. یعنی تبعیت از قانون طبیعی بشر و اصلاح باورهای منحرف شده مردم.
او سپس فرض را بر این گذاشته است که اوضاع و احوال زندگی و عقب افتادگی هایمان اکثراً نتیجه قهری همین خلقیات است.
آیا توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی ارتباطی با خلقیات افراد یک جامعه دارد؟ این سوالی است که تعدادی از نخبگان و نویسندگان ایرانی به آن پاسخ مثبت داده اند. روشنفکران ایرانی عصر مشروطه، به چنین پاسخی نزدیک شده بودند عللی که برای عقب افتادگی جامعه ایرانی تا قبل انقلاب ۵۷ و حتی بعد از آن توسط این روشنفکران و متفکران ما ذکر شده متفاوت است. بعضی وجود استعمارگران را دلیل اصلی دانسته اند، گروهی سیستم سلطنت، دسته ای حکومت هزارفامیل، عده ای وجود چاه های نفت، برخی موقعیت جغرافیایی، جمعی بی سوادی مردم، و بعضی دین اسلام را علت اساسی دانسته اند.
موضوعی که در متن تمام این نظرات نسبت به علل گرفتاری های ایرانیان به خوبی ملاحظه می شود این است که همه می خواهند عوامل و علل خارج از وجود ایرانیان را مقصر اعلام کنند. و در حقیقت کمتر کسی می خواهد حتی برای یک لحظه هم که شده نظرش را به خود ایرانیان و خلقیات فرد فرد ساکنان این مملکت معطوف کند.
در دوران متاخر، محمدعلی جمالزاده، نویسنده و داستان نویس ایرانی رویکرد اول را مجددا مورد توجه قرار داد و دکترعلی محمد ایزدی نیز در دهه اخیر با تالیف کتاب «نجات» و کتاب «چرا عقب مانده ایم؟ جامعه شناسی مردم ایران» نیز به این باور رسیده است که خلقیات ایرانیان، عامل بنیادی توسعه نیافتگی کشور است.
نویسنده کتاب پیش رو میگوید: من خیلی علاقه مند بودم بفهمم چرا مردم ایران که آن همه طرفدار دکتر مصدق بودند، یک دفعه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 شمسی، خانه کوب شدند. کتاب «ما چرا عقب مانده ایم» من هم به نوعی پاسخ به این سوال بود که چرا بعد از کودتا علیه دکتر مصدق، مردم بی تفاوت شدند.
📕به پیوست فایل پی دی اف این کتاب ارزشمند تقدیم حضور میگردد. اما توصیه میکنم در صورت امکان اصل کتاب را از فروشگاه های کتاب تهیه کرده و مطالعه فرمایید
◀️ باما همراه باشید در کانال مدیران شایسته؛
🆔@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،
📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.
🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...
🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨@CompetentManagers
🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،
📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.
🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...
🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨@CompetentManagers
📢 توسعه چیست ؟ 📢- بخش اول-
✍️ دکتر محسن رنانی
📗تعریف ساده توسعه این است؛
" که اگر تمام مرزها و دروازه های کشور را باز کنند، مردم از آن کشور مهاجرت نکنند، به ماندن در آن کشور خرسند باشند."
📗توسعه چه مولفه هایی دارد؟
آیا وجود فرودگاه ها و هواپیما های شیک یا کارخانه های عظیم، خودروهای مدرن، پتروشیمی پیشرفته، معادن گسترده، محصولات با کیفیت، فناوری پیشرفته، انرژی هسته ایی، توسعه محسوب میشوند؟
🔺به راستی توسعه چیست؟
این یک سوال اساسی و کلیدی است، که متاسفانه ما در یکصد سال گذشته پاسخ روشنی برایش نداشتیم و با نگاه ساده انگارانه به مفهوم توسعه، بدون واکاوی علمی، گفتیم؛ آری، داشتن این امکانات ، توسعه به شمار میرود.
فلذا چون در طرح سوال و جواب آن نتونستیم دقت لازم را داشته باشیم، راه و مسیر توسعه را کج رفتیم.
بخاطر همین مساله در 70 سال گذشته بیش از 70 میلیارد بشکه نفت فروختیم (30 میلیار قبل از انقلاب و 40 میلیارد بعد از انقلاب) تا به توسعه برسیم، ولی همچنان در شاخصهای توسعه در گام اول توسعه گیر کرده ایم و مشکلات ما همان است که در 70 سال گذشته بوده است.
🔺توسعه یک بذر اندیشگی و و ذهنی است. توسعه یک تحول فکری و رفتاری است. توسعه به داشتن فرودگاه، خودرو، صنایع فولاد، پتروشیمی، معادن نیست، توسعه در ذهن افراد جامعه شکل میگیرد.رشد میکند، پرورش می یابد. اگر هم نیاز به این ابزارها داشته باشد، در مسیر حرکت به سوی توسعه این ابزارها به عنوان مکمل توسعه به طور طبیعی فراهم خواهد شد. همه این امکانات جنبه اقتصادی و فنی و فیزیکی توسعه محسوب میشوند نه جنبه حقیقی توسعه. جنبه حقیقی توسعه غیر از این مادیات است .
🔺توسعه دوجنبه دارد ؛
یکی جنبه سخت، که همان پیشرفتهایی فنی و اقتصادی و فیزیکی را شامل میشود،
و دیگری جنبه نرم، که همان تحول درونی آدمها است. که همان درونی شدن اخلاق و رفتارها، ارزشها، حرمت قایل شدن به قانون، حرمت قایل شدن به حقوق دیگران، رعایت عدالت و انصاف و دوست داشتن دیگران و. ... را در بر میگیرد.
جنبه سخت توسعه، گسترش رفاه جامعه را به دنبال دارد که با غلبه بر محدودیت های طبیعی ، ما را در مسیر زندگی کمک میکند، زندگی ما را راحت میکند. امابه تنهایی نمی تواند موجب رضایت و خوشنودی ما شود. پس به جنبه دیگری از توسعه نیاز داریم که بتوانیم به وسیله آن احساس سعادت و رضایت داشته باشیم که آن جنبه نرم، همان احساس سعادت مردم جامعه است .که رضایت و خوشنودی را به دنبال دارد.
در حقیقت توسعه کارخانه ایی است که محصول خروجی اش احساس سعادت برای آحاد جامعه باشد
تعریف ساده و زمینی توسعه این است؛ که اگر تمام مرزها و دروازه های کشور را گشودند مردم از آن کشور مهاجرت نکنند، به ماندن در آن کشور خرسند باشند، به ماندن در آن کشور احساس سعادت و رضایت داشته باشند.
جنبه سخت توسعه همان مدرنیزاسیون یا به اصطلاح نوسازی نام دارد و جنبه نرم آن همان مدرنیته یا به اصطلاح نوگرایی نام دارد
🔺بدون شک وقتی سخن از توسعه یک کشور پیش می آید به فعلیت رسیدن این دو جنبه (مدرنیزاسیون و مدرنیته ) به همراه هم و به توازن هم مد نظر است نه رشد غیر متوازن و غیر همسان.
مولفه های لازم برای به حرکت در آوردن قطار توسعه هر کشور در گروه انباشت چهار سرمایه اساسی است، که دوتا از این سرمایه ها، لازمه رشد رفاه عمومی جامعه است که در آخر به مدرنیزاسیون ختم میشود. و دو تای دیگر آن مدرنیته ختم میشود.
همچنان که گفته شد عبارتند از سرمایه فنی و فیزیکی اقتصادی، که طیفی از انواع تکنولوژی ، ماشین آلات، زمین پتروشیمی، کشتیرانی، فرودگاه، ساختمانها، رشد اقتصادی، و پول ارز و خودرو ..... را شامل میشود که قابل مشاهده است.
🔺باید توجه داشت که انباشت این سرمایه ها به تنهایی نمی تواند توسعه ایجاد کند، نمی تواند ارزش خلق کند. فلذا نیاز به سرمایه دومی است که بتواند به مدد آن برای جامعه ارزش ایجاد کند، ما این سرمایه را به عنوان؛ سرمایه نیروی انسانی می شناسیم . این سرمایه، متشکل از 2 نوع دانش است : 1-دانش صریح، 2- دانش ضمنی .
دانش صریح محصول مراکز آموزشی و دنشگاهی و مجامع علمی است و دانش ضمنی یا غیر صریح محصول آزمایشگاهها، کارخانجات ادارات، نهادها ، فرایندها، ساختارها ، روابط سازمانی و... است که به سبب تجربه به دست می آید.
سرمایه انسانی جامعه بایستی بتواند با پیوند و ائتلاف این دو سرمایه (اقتصادی و دانش ضمنی و تجربی)، برای جامعه ارزش ایجاد کند، یعنی بتواند از دارایی به ثروت و از ثروت به سرمایه عبور کند. / ادامه دارد ....
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
✍️ دکتر محسن رنانی
📗تعریف ساده توسعه این است؛
" که اگر تمام مرزها و دروازه های کشور را باز کنند، مردم از آن کشور مهاجرت نکنند، به ماندن در آن کشور خرسند باشند."
📗توسعه چه مولفه هایی دارد؟
آیا وجود فرودگاه ها و هواپیما های شیک یا کارخانه های عظیم، خودروهای مدرن، پتروشیمی پیشرفته، معادن گسترده، محصولات با کیفیت، فناوری پیشرفته، انرژی هسته ایی، توسعه محسوب میشوند؟
🔺به راستی توسعه چیست؟
این یک سوال اساسی و کلیدی است، که متاسفانه ما در یکصد سال گذشته پاسخ روشنی برایش نداشتیم و با نگاه ساده انگارانه به مفهوم توسعه، بدون واکاوی علمی، گفتیم؛ آری، داشتن این امکانات ، توسعه به شمار میرود.
فلذا چون در طرح سوال و جواب آن نتونستیم دقت لازم را داشته باشیم، راه و مسیر توسعه را کج رفتیم.
بخاطر همین مساله در 70 سال گذشته بیش از 70 میلیارد بشکه نفت فروختیم (30 میلیار قبل از انقلاب و 40 میلیارد بعد از انقلاب) تا به توسعه برسیم، ولی همچنان در شاخصهای توسعه در گام اول توسعه گیر کرده ایم و مشکلات ما همان است که در 70 سال گذشته بوده است.
🔺توسعه یک بذر اندیشگی و و ذهنی است. توسعه یک تحول فکری و رفتاری است. توسعه به داشتن فرودگاه، خودرو، صنایع فولاد، پتروشیمی، معادن نیست، توسعه در ذهن افراد جامعه شکل میگیرد.رشد میکند، پرورش می یابد. اگر هم نیاز به این ابزارها داشته باشد، در مسیر حرکت به سوی توسعه این ابزارها به عنوان مکمل توسعه به طور طبیعی فراهم خواهد شد. همه این امکانات جنبه اقتصادی و فنی و فیزیکی توسعه محسوب میشوند نه جنبه حقیقی توسعه. جنبه حقیقی توسعه غیر از این مادیات است .
🔺توسعه دوجنبه دارد ؛
یکی جنبه سخت، که همان پیشرفتهایی فنی و اقتصادی و فیزیکی را شامل میشود،
و دیگری جنبه نرم، که همان تحول درونی آدمها است. که همان درونی شدن اخلاق و رفتارها، ارزشها، حرمت قایل شدن به قانون، حرمت قایل شدن به حقوق دیگران، رعایت عدالت و انصاف و دوست داشتن دیگران و. ... را در بر میگیرد.
جنبه سخت توسعه، گسترش رفاه جامعه را به دنبال دارد که با غلبه بر محدودیت های طبیعی ، ما را در مسیر زندگی کمک میکند، زندگی ما را راحت میکند. امابه تنهایی نمی تواند موجب رضایت و خوشنودی ما شود. پس به جنبه دیگری از توسعه نیاز داریم که بتوانیم به وسیله آن احساس سعادت و رضایت داشته باشیم که آن جنبه نرم، همان احساس سعادت مردم جامعه است .که رضایت و خوشنودی را به دنبال دارد.
در حقیقت توسعه کارخانه ایی است که محصول خروجی اش احساس سعادت برای آحاد جامعه باشد
تعریف ساده و زمینی توسعه این است؛ که اگر تمام مرزها و دروازه های کشور را گشودند مردم از آن کشور مهاجرت نکنند، به ماندن در آن کشور خرسند باشند، به ماندن در آن کشور احساس سعادت و رضایت داشته باشند.
جنبه سخت توسعه همان مدرنیزاسیون یا به اصطلاح نوسازی نام دارد و جنبه نرم آن همان مدرنیته یا به اصطلاح نوگرایی نام دارد
🔺بدون شک وقتی سخن از توسعه یک کشور پیش می آید به فعلیت رسیدن این دو جنبه (مدرنیزاسیون و مدرنیته ) به همراه هم و به توازن هم مد نظر است نه رشد غیر متوازن و غیر همسان.
مولفه های لازم برای به حرکت در آوردن قطار توسعه هر کشور در گروه انباشت چهار سرمایه اساسی است، که دوتا از این سرمایه ها، لازمه رشد رفاه عمومی جامعه است که در آخر به مدرنیزاسیون ختم میشود. و دو تای دیگر آن مدرنیته ختم میشود.
همچنان که گفته شد عبارتند از سرمایه فنی و فیزیکی اقتصادی، که طیفی از انواع تکنولوژی ، ماشین آلات، زمین پتروشیمی، کشتیرانی، فرودگاه، ساختمانها، رشد اقتصادی، و پول ارز و خودرو ..... را شامل میشود که قابل مشاهده است.
🔺باید توجه داشت که انباشت این سرمایه ها به تنهایی نمی تواند توسعه ایجاد کند، نمی تواند ارزش خلق کند. فلذا نیاز به سرمایه دومی است که بتواند به مدد آن برای جامعه ارزش ایجاد کند، ما این سرمایه را به عنوان؛ سرمایه نیروی انسانی می شناسیم . این سرمایه، متشکل از 2 نوع دانش است : 1-دانش صریح، 2- دانش ضمنی .
دانش صریح محصول مراکز آموزشی و دنشگاهی و مجامع علمی است و دانش ضمنی یا غیر صریح محصول آزمایشگاهها، کارخانجات ادارات، نهادها ، فرایندها، ساختارها ، روابط سازمانی و... است که به سبب تجربه به دست می آید.
سرمایه انسانی جامعه بایستی بتواند با پیوند و ائتلاف این دو سرمایه (اقتصادی و دانش ضمنی و تجربی)، برای جامعه ارزش ایجاد کند، یعنی بتواند از دارایی به ثروت و از ثروت به سرمایه عبور کند. / ادامه دارد ....
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📢 توسعه چیست ؟ 📢- بخش دوم-
✍️ دکتر محسن رنانی
اما بعد دیگر توسعه را که گفتیم خروجی آن احساس سعادت و رضایت می باشد به مدرنیته ختم میشود. برای رسین به این بعد از توسعه هم دو سرمایه نیاز داریم که یکی سرمایه اجتماعی است که عبارت است از همه آن چیزهایی که وقتی ما دور هم هستیم، وقتی باهم هستیم، باهم همکاری میکنیم، با هم مشارکت داریم ، باهم اعتماد داریم ، اجتماع داریم از داخل آنها خلق ارزش به دست می آید. سرمایه اجتماعی شامل طیف وسیعی از ارزشها و اخلاقیات، مشارکت عمومی ، اعتماد عمومی ،حس همکاری ، امید، نشاط ، مناسبات حاکم بر حاکمان و شهروندان، قانون مداری خرد ورزی و... را شامل میشود
و در نهایت سرمایه دوم ، همان سرمایه نمادین یا سرمایه فرهنگی است، هر کدام از سرمایه های سه گانه فوق العشاره اگر به مرز شهرت و افتخار برسند، یک سرمایه نمادین به حساب می آید. این سرمایه می تواند در قالب اشخاص و چهره ها به فعلیت برسند یا در قالب مراسمات ملی، مذهبی به فعلیت برسند و یا در اماکن و ابناء تاریخی و فرهنگی می توانند به فعلیت برسند. مثلا از شخصیت های معروف ایران استاد فرشچیان هستند که هم در سطح ملی و هم در سطح فرا ملی یک سرمایه نمادین محسوب میشود و ایضا شاعران بلند آوزه ایران یا هنرمندان نام آشنا، یا ورزشکار بنام، یا شخصیت های علمی برجسته و. ...که همه آحاد جامعه برای آنها افتخار میکنند. این سرمایه ها به مانند یک مغناطیس عمل میکنند ، همه سرمایه ها را به خود جلب میکند در بی ثباتی ثبات خلق میکند در بحرانها آرامش ایجاد میکند.
فلذا ما برای رسیدن به توسعه بایستی این سرمایه ها را بدست آوریم آنها را رشد دهیم و پرورش دهیم و در تعریف و بکار بردن مفاهیم و پارادایم های مربوطه به آنها دقت مضاعفی داشته باشیم
🔺 تالیف و تدوین ؛ محمد حسین کاشفی با تلخیص از سخنرانی دکتر رنانی استاد تمام اقتصاد دانشگاه اصفهان .
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
✍️ دکتر محسن رنانی
اما بعد دیگر توسعه را که گفتیم خروجی آن احساس سعادت و رضایت می باشد به مدرنیته ختم میشود. برای رسین به این بعد از توسعه هم دو سرمایه نیاز داریم که یکی سرمایه اجتماعی است که عبارت است از همه آن چیزهایی که وقتی ما دور هم هستیم، وقتی باهم هستیم، باهم همکاری میکنیم، با هم مشارکت داریم ، باهم اعتماد داریم ، اجتماع داریم از داخل آنها خلق ارزش به دست می آید. سرمایه اجتماعی شامل طیف وسیعی از ارزشها و اخلاقیات، مشارکت عمومی ، اعتماد عمومی ،حس همکاری ، امید، نشاط ، مناسبات حاکم بر حاکمان و شهروندان، قانون مداری خرد ورزی و... را شامل میشود
و در نهایت سرمایه دوم ، همان سرمایه نمادین یا سرمایه فرهنگی است، هر کدام از سرمایه های سه گانه فوق العشاره اگر به مرز شهرت و افتخار برسند، یک سرمایه نمادین به حساب می آید. این سرمایه می تواند در قالب اشخاص و چهره ها به فعلیت برسند یا در قالب مراسمات ملی، مذهبی به فعلیت برسند و یا در اماکن و ابناء تاریخی و فرهنگی می توانند به فعلیت برسند. مثلا از شخصیت های معروف ایران استاد فرشچیان هستند که هم در سطح ملی و هم در سطح فرا ملی یک سرمایه نمادین محسوب میشود و ایضا شاعران بلند آوزه ایران یا هنرمندان نام آشنا، یا ورزشکار بنام، یا شخصیت های علمی برجسته و. ...که همه آحاد جامعه برای آنها افتخار میکنند. این سرمایه ها به مانند یک مغناطیس عمل میکنند ، همه سرمایه ها را به خود جلب میکند در بی ثباتی ثبات خلق میکند در بحرانها آرامش ایجاد میکند.
فلذا ما برای رسیدن به توسعه بایستی این سرمایه ها را بدست آوریم آنها را رشد دهیم و پرورش دهیم و در تعریف و بکار بردن مفاهیم و پارادایم های مربوطه به آنها دقت مضاعفی داشته باشیم
🔺 تالیف و تدوین ؛ محمد حسین کاشفی با تلخیص از سخنرانی دکتر رنانی استاد تمام اقتصاد دانشگاه اصفهان .
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
📚شرحی بر کتاب: چرا درمانده ایم (جامعه شناسی خودمانی) نویسنده حسن نراقی
🔺این کتاب همچنانکه از عنوانش هم بر می آید حکایتگر دردهای خودمان با خودمان است. ما ایرانیان را ویژگیهای شخصیتی و فرهنگی و اجتماعی خاصی است که پیش از آنکه در مسیر تعالی و پیشرفت دستگیرمان باشد بیشتر دست و پا گیرمان بوده است. نتیجه آنکه تا میتوانستیم خواسته و ناخواسته همدیگر را آزرده ایم و تا آنجایی هم که میشد از قافلة بشریت عقب مانده ایم. متأسفانه این روند هنوز هم به قوت خود باقی است و حتی با توجه به شرایط زمان و افزایش ارتباطات اجتماعی بمراتب حادتر هم شده است. پس هنوز جا دارد کتابهایی از این قبیل با قدرت شناخت و تجزیه و تحلیل هرچه تمامتر پا به عرصهٔ دانش و فرهنگ ایران زمین بگذارند تا شاید روزی بتوانند همچون آیینه ای تمام قد در برابر چشمان ایران و ایرانی قد راست کنند و خوبیها و بدیهای او را آینه وار به رویتش برسانند.
🔺این کتاب پیرامون برخی از این ویژگیها مانند بیگانگی با تاریخ، حقیقت گریزی و پنهانکاری، ظاهر سازی، قهرمان پروری و استبدادزدگی، خودمحوری و برتری جویی و ریاکاری و شعارزدگی و مسئولیت ناپذیری و ... با ما به گفتگو مینشیند. اینها حرفهای آشنایی است برای ما ایرانیان، چون کار هر روز و شب مان است!
🔺در قسمت هایی از کتاب آمده است :...هی نگویید "ملت بزرگ"، "ملت نجیب" ملتی که وارد دروازه های تمدن بزرگ!! بشری شده اید، ملتی که یکی از پنج قدرت بزرگ دنیا می شوید و یا شده اید!! ملتی که تا ابرقدرت های بزرگ اسم شما را می شنوند، پشت شان می لرزد. آیا واقعا این طور است؟ چرا این قدر درمانده ایم؟ چرا با این همه درآمد استثنایی نفتی که سی سال گذشته داشته ایم، تا یک دلار قیمت نفت کم می شود همه را وحشت می گیرد؟ چرا متوسط کار مفید ایرانی ها در روز به زیر سی دقیقه می رسد؟ چرا پای صنعت اتومبیل سازی ما بعد از سی و چند سال مونتاژ هنوز این قدر لنگ می زند؟ چرا برای پیشبرد هر کار کوچکی باید روزها و در بعضی مواقع ماه ها و سال ها وقت گذاشت و اعصاب خراب کرد؟... صفحه 18
....تمام تاریخ دادگستری این کشور را از بدو پیدایش زیر و رو کنیدیک نفر را نخواهید یافت که به جرم کار نکردن و پیش نبردن مسوولیتی که عهده دار بوده، محاکمه شود.!!! بیایید واقعیات را با چشم باز بنگریم، عمق فاجعه و عمق درد را بشناسیم و بپذیریم که همه ی این دردها از استعمار نیست، از قانون نیست، از فلان حزب نیست، حتی از آمریکا هم نیست و از شوروی سابق هم نبود، "زهر و پادزهر هر دو در همین جاست".صفحه 21 و 20
... هر پدیده ای را، اعم از جریان، شخص، حزب، کالا، دوست، همسر، همکار، کلا به صورت سفید و سیاه، خوب مطلق یا بد مطلق، دیو یا فرشته ارزیابی می کنیم!کمتر اتفاق می افتد که آرام و متین درباره ی یک نفر بگوییم فلانی این صفت و آن روحیه و آن رفتارش چنین است و در مقابل آن یکی ها چنان است و بهمان ..... به عبارتی، رفتار هایمان معتدل نیست!کینه هایی را هم که گاهی می ورزیم، دقیقا رو به روی قطب مهرورزی های بی حدمان است! و حاصلش هم این است که مطمئن نیستیم این تعداد دوستان و هواخواهانی که امروز داریم، آیا برای فردا هم باقی خواهند ماند یا نه!... و آن وقت ترس میگیردمان! یک چرخه ای از ترس و کینه و انتقام و عدم آرامش ...
یا اینکه : ...خیلی از درس خوانده ها، تقصیر عقب افتادگی ها را به گردن امثال اسکندر، اعراب، چنگیز، تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر که تماما از خارج وارد شده است می اندازند در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را پیش می کشیدند!
...اگر صدبار حکومتت را از بیخ و بن عوض کنی، اگر تمامی دشمنان فرضی و حقیقی خارجی ات را از روی زمین محو کنی، اگر تمامی افلاک و سماوات را به خدمت درآوری، تا ریشه ی مشکل را در خودمان خشک نکنیم، تمامی این عوامل احتمالا مسکن هایی خواهند بود و درد، پس از مدتی به نحو و شکل دیگری باز هم گریبانت را خواهد گرفت! هرکاری که می خواهی برای بهبود وضع اجتماعی مملکت و کشورت انجام بده، اصلاحاتت را هم دنبال کن ولی به موازات آن به مسائل درونی خودت هم بپرداز..به گرفتاری های روحی ات هم که به هرحال به آن دچار شده ای فکر کن!
📕کتاب پیش رو را حسن نراقی فوق العاده سلیس و دلنشین قلم زده است و بیانگر دردها و دلایل عقب ماندگی ما ایرانیان است. مطمئنا از مطالعه این کتاب لذت خواهید برد.
📕به پیوست فایل پی دی اف این کتاب ارزشمند تقدیم حضور میگردد. اما توصیه میکنم در صورت امکان اصل کتاب را از فروشگاه های کتاب تهیه کرده و مطالعه فرمایید.
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
🔺این کتاب همچنانکه از عنوانش هم بر می آید حکایتگر دردهای خودمان با خودمان است. ما ایرانیان را ویژگیهای شخصیتی و فرهنگی و اجتماعی خاصی است که پیش از آنکه در مسیر تعالی و پیشرفت دستگیرمان باشد بیشتر دست و پا گیرمان بوده است. نتیجه آنکه تا میتوانستیم خواسته و ناخواسته همدیگر را آزرده ایم و تا آنجایی هم که میشد از قافلة بشریت عقب مانده ایم. متأسفانه این روند هنوز هم به قوت خود باقی است و حتی با توجه به شرایط زمان و افزایش ارتباطات اجتماعی بمراتب حادتر هم شده است. پس هنوز جا دارد کتابهایی از این قبیل با قدرت شناخت و تجزیه و تحلیل هرچه تمامتر پا به عرصهٔ دانش و فرهنگ ایران زمین بگذارند تا شاید روزی بتوانند همچون آیینه ای تمام قد در برابر چشمان ایران و ایرانی قد راست کنند و خوبیها و بدیهای او را آینه وار به رویتش برسانند.
🔺این کتاب پیرامون برخی از این ویژگیها مانند بیگانگی با تاریخ، حقیقت گریزی و پنهانکاری، ظاهر سازی، قهرمان پروری و استبدادزدگی، خودمحوری و برتری جویی و ریاکاری و شعارزدگی و مسئولیت ناپذیری و ... با ما به گفتگو مینشیند. اینها حرفهای آشنایی است برای ما ایرانیان، چون کار هر روز و شب مان است!
🔺در قسمت هایی از کتاب آمده است :...هی نگویید "ملت بزرگ"، "ملت نجیب" ملتی که وارد دروازه های تمدن بزرگ!! بشری شده اید، ملتی که یکی از پنج قدرت بزرگ دنیا می شوید و یا شده اید!! ملتی که تا ابرقدرت های بزرگ اسم شما را می شنوند، پشت شان می لرزد. آیا واقعا این طور است؟ چرا این قدر درمانده ایم؟ چرا با این همه درآمد استثنایی نفتی که سی سال گذشته داشته ایم، تا یک دلار قیمت نفت کم می شود همه را وحشت می گیرد؟ چرا متوسط کار مفید ایرانی ها در روز به زیر سی دقیقه می رسد؟ چرا پای صنعت اتومبیل سازی ما بعد از سی و چند سال مونتاژ هنوز این قدر لنگ می زند؟ چرا برای پیشبرد هر کار کوچکی باید روزها و در بعضی مواقع ماه ها و سال ها وقت گذاشت و اعصاب خراب کرد؟... صفحه 18
....تمام تاریخ دادگستری این کشور را از بدو پیدایش زیر و رو کنیدیک نفر را نخواهید یافت که به جرم کار نکردن و پیش نبردن مسوولیتی که عهده دار بوده، محاکمه شود.!!! بیایید واقعیات را با چشم باز بنگریم، عمق فاجعه و عمق درد را بشناسیم و بپذیریم که همه ی این دردها از استعمار نیست، از قانون نیست، از فلان حزب نیست، حتی از آمریکا هم نیست و از شوروی سابق هم نبود، "زهر و پادزهر هر دو در همین جاست".صفحه 21 و 20
... هر پدیده ای را، اعم از جریان، شخص، حزب، کالا، دوست، همسر، همکار، کلا به صورت سفید و سیاه، خوب مطلق یا بد مطلق، دیو یا فرشته ارزیابی می کنیم!کمتر اتفاق می افتد که آرام و متین درباره ی یک نفر بگوییم فلانی این صفت و آن روحیه و آن رفتارش چنین است و در مقابل آن یکی ها چنان است و بهمان ..... به عبارتی، رفتار هایمان معتدل نیست!کینه هایی را هم که گاهی می ورزیم، دقیقا رو به روی قطب مهرورزی های بی حدمان است! و حاصلش هم این است که مطمئن نیستیم این تعداد دوستان و هواخواهانی که امروز داریم، آیا برای فردا هم باقی خواهند ماند یا نه!... و آن وقت ترس میگیردمان! یک چرخه ای از ترس و کینه و انتقام و عدم آرامش ...
یا اینکه : ...خیلی از درس خوانده ها، تقصیر عقب افتادگی ها را به گردن امثال اسکندر، اعراب، چنگیز، تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر که تماما از خارج وارد شده است می اندازند در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را پیش می کشیدند!
...اگر صدبار حکومتت را از بیخ و بن عوض کنی، اگر تمامی دشمنان فرضی و حقیقی خارجی ات را از روی زمین محو کنی، اگر تمامی افلاک و سماوات را به خدمت درآوری، تا ریشه ی مشکل را در خودمان خشک نکنیم، تمامی این عوامل احتمالا مسکن هایی خواهند بود و درد، پس از مدتی به نحو و شکل دیگری باز هم گریبانت را خواهد گرفت! هرکاری که می خواهی برای بهبود وضع اجتماعی مملکت و کشورت انجام بده، اصلاحاتت را هم دنبال کن ولی به موازات آن به مسائل درونی خودت هم بپرداز..به گرفتاری های روحی ات هم که به هرحال به آن دچار شده ای فکر کن!
📕کتاب پیش رو را حسن نراقی فوق العاده سلیس و دلنشین قلم زده است و بیانگر دردها و دلایل عقب ماندگی ما ایرانیان است. مطمئنا از مطالعه این کتاب لذت خواهید برد.
📕به پیوست فایل پی دی اف این کتاب ارزشمند تقدیم حضور میگردد. اما توصیه میکنم در صورت امکان اصل کتاب را از فروشگاه های کتاب تهیه کرده و مطالعه فرمایید.
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
📚سی آفت در روش فکر کردن: دکتر سریع القلم
۱-نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛
۲-اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛
۳-اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛
۴-اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛
۵- اختلاف،در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛
۶-اختلاف فکری به عنوان یک “حق انسانی” محسوب نمی شود؛
۷-اختلاف فکری به عنوان یک “امر طبیعی” محسوب نمی شود؛
۸-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛
۹-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
۱۰-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
۱۱-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛
۱۲-افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛
۱۳-این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛
۱۴-مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛
۱۵-مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛
۱۶-وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛
۱۷-کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛
۱۸-کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛
۱۹-کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛
۲۰-کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛
۲۱-کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛
۲۲-کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛
۲۳-کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛
۲۴-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛
۲۵-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛
۲۶-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛
۲۷-فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛
۲۸-نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛
۲۹-فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛
۳۰-تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند.
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
۱-نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی می دانند؛
۲-اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کنند، بر او القاب می گذارند؛
۳-اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم می کنند؛
۴-اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم می کنند؛
۵- اختلاف،در یک موضوع باقی نمی ماند؛ به تدریج حتی به صورت ساختگی به موضوعات دیگر تسرّی پیدا می کند؛
۶-اختلاف فکری به عنوان یک “حق انسانی” محسوب نمی شود؛
۷-اختلاف فکری به عنوان یک “امر طبیعی” محسوب نمی شود؛
۸-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، غیبت کردن مجاز می شود؛
۹-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، تحریف سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
۱۰-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، وارونه جلوه دادن سخن طرف مقابل مجاز می شود؛
۱۱-وقتی اختلاف فکری صورت می پذیرد، دشنام دادن مجاز می شود؛
۱۲-افراد به گونه ای صحبت می کنند که گویی شناخت آنها از موضوعات، مطلق است؛
۱۳-این گونه آغاز کردن جملات بسیار کم است: حدس می زنم، احتمال می دهم، تا به امروز به این نتیجه رسیده ام، شاید اینطور باشد؛
۱۴-مدرک داشتن دلیل بر این نیست شخص آداب اندیشیدن را می داند؛
۱۵-مدرک داشتن دلیل بر این نیست که شخص نحوه برخورد با اندیشه متفاوت و اندیشه متضاد را می داند؛
۱۶-وقتی با کسی اختلاف فکری پیدا می کنند با پیراهن و کفش و کیف او هم کار دارند؛
۱۷-کسانی سریع با دیگران اختلاف فکری پیدا می کنند، که بسیار کم مطالعه کرده اند و عمدتاَ افراد شفاهی هستند؛
۱۸-کسانی که شفاهی هستند، دقت بسیار کمی دارند؛
۱۹-کسانی که شفاهی هستند و مطالعه نمی کنند، کمتر به دیگران گوش می دهند: بیشتر می خواهند حرف خودشان را بزنند؛
۲۰-کسانی که متوجه هستند به یک نظر رسیدن چقدر زحمت دارد، کمتر حرف می زنند؛
۲۱-کسانی که شفاهی هستند، در بحث کردن زودتر عصبانی می شوند؛
۲۲-کسانی که شفاهی هستند، با کمترین داده، بیشترین قضاوت ها را می کنند؛
۲۳-کسانی که ذهن حقوقی و دقیقی ندارند، راحت تر سخنان نسنجیده را می پذیرند؛
۲۴-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند تا به یک نظر و قضاوت برسند، انسان های اخلاقی تری هستند؛
۲۵-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، آرام سخن می گویند و فریاد نمی کشند؛
۲۶-کسانی که بسیار مطالعه می کنند و سؤال می کنند، جهل را راحت تر تحمل می کنند؛
۲۷-فکر کردن ، سخت ترین عادتی است که انسان می تواند به آن عادت کند؛
۲۸-نحوۀ برخورد یک جامعه با یک فکر و فکر متفاوت، سرنوشت آن را رقم می زند؛
۲۹-فرد و جامعه ای که در عادات فکری خود تحول ایجاد نمی کند، متوقف می شود؛
۳۰-تعامل بین المللی باعث می شود تا افراد، جوامع و نخبگان در معرض تفاوت ها قرار گرفته و شروع به فکر کردن بنمایند.
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨️@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
♻این بیت از غزلی سروده فاضل نظری وصف حال امروز ماست!
🔰آیا سیستمی که هنوز مدیریت یک تشییع جنازه را بلد نیست و نمیداند وقتی وارد یک عملیات جنگی هوایی میشود باید پروازهای مسافری را لغو کند، حق دارد ادعای مدیریت جهانی کند؟
🔰ای کاش پس از ۴۰ سال مدیریت جهانی، ۱۰ سال هم همه همت و امکانات خود را بر مدیریت بحرانهای داخلی متمرکز کنیم. یعنی کی دوباره برویم سر مدیریت جهانی؟ وقتی که کشتههای رانندگیمان به سالی ۲ هزار کشته کاهش یابد و بیکاریمان به زیر ۲ میلیون نفر برسد، و قدرت خرید هزار تومانمان معادل قدرت خرید یک ریال عربستان شود و ۵ سال پیدرپی نرخ رشد اقتصادی بالای ۵ درصد و نرخ تورم زیر ۱۰ درصد را تجربه کنیم.
🔰در برابر تجربه کشورهایی مثل چین و کره و مالزی و امارات، اینها اهداف خیلی کوچکی است. مقامات ما خیلی باید پرت باشند اگر گمان کنند جمهوری اسلامی بدون اصلاحات ساختاری و افق گشایی (پاردایم شیفت)، بتواند طی ده تا بیست سال آینده به این اهداف دست یابد. شاید نقطه شروع و کمهزینه ترین راه، همه پرسی برای اصلاح قانون اساسی باشد.
✍ محسن رنانی / ۲۱ دی ماه ۱۳۹۸
🔶@CompetentManagers
🔰آیا سیستمی که هنوز مدیریت یک تشییع جنازه را بلد نیست و نمیداند وقتی وارد یک عملیات جنگی هوایی میشود باید پروازهای مسافری را لغو کند، حق دارد ادعای مدیریت جهانی کند؟
🔰ای کاش پس از ۴۰ سال مدیریت جهانی، ۱۰ سال هم همه همت و امکانات خود را بر مدیریت بحرانهای داخلی متمرکز کنیم. یعنی کی دوباره برویم سر مدیریت جهانی؟ وقتی که کشتههای رانندگیمان به سالی ۲ هزار کشته کاهش یابد و بیکاریمان به زیر ۲ میلیون نفر برسد، و قدرت خرید هزار تومانمان معادل قدرت خرید یک ریال عربستان شود و ۵ سال پیدرپی نرخ رشد اقتصادی بالای ۵ درصد و نرخ تورم زیر ۱۰ درصد را تجربه کنیم.
🔰در برابر تجربه کشورهایی مثل چین و کره و مالزی و امارات، اینها اهداف خیلی کوچکی است. مقامات ما خیلی باید پرت باشند اگر گمان کنند جمهوری اسلامی بدون اصلاحات ساختاری و افق گشایی (پاردایم شیفت)، بتواند طی ده تا بیست سال آینده به این اهداف دست یابد. شاید نقطه شروع و کمهزینه ترین راه، همه پرسی برای اصلاح قانون اساسی باشد.
✍ محسن رنانی / ۲۱ دی ماه ۱۳۹۸
🔶@CompetentManagers
🏴 افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد،
🏴در پایِ اَجَل بسی جگرها خون شد!
🏴کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
🏴کاحوالِ مسافرانِ دنیا چون شد.
🏴 تسلیت به ملت ایران وخانواده های عزیزِ داغدار"
▪️باتاخیری سه روزه ستادکل نیروهای مسلح بالاخره مسئولیت هدف قرار دادن هواپیمای اوکراینی را پذیرفت.
▪️آیا به عنوان یک شهروندحق دارم ازمسئولین کشورم بپرسم:
▪️چرااین خبرپس ازانکار فراوان و باسه روزتاخیر اعلام شد؟
▪️دقیقابناست باچه کسانی و در چه سطحی برخورد قضایی صورت گیرد؟
▪️آیا خطایی دراین سطح هم منجربه استعفایی درهیج سطحی ازمسئولان نخواهد بود؟
▪️آیا کسانیکه علی رغم علم به اتفاق افتاده، با اعتماد به نفس همه چیز را انکار می کردند، لحظه ای با خود فکر نکردند که با آشکارشدن حقیقت چه برسر اعتماد اجتماعی می آید؟
▪️ با این حجم پنهان کاری اکنون چگونه از مردم بخواهیم که به جای اعتمادبه رسانه های معاند، به مسئولین خود اعتماد کنند؟
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔷CompetentManagers
🏴در پایِ اَجَل بسی جگرها خون شد!
🏴کس نامد از آن جهان که پرسم از وی
🏴کاحوالِ مسافرانِ دنیا چون شد.
🏴 تسلیت به ملت ایران وخانواده های عزیزِ داغدار"
▪️باتاخیری سه روزه ستادکل نیروهای مسلح بالاخره مسئولیت هدف قرار دادن هواپیمای اوکراینی را پذیرفت.
▪️آیا به عنوان یک شهروندحق دارم ازمسئولین کشورم بپرسم:
▪️چرااین خبرپس ازانکار فراوان و باسه روزتاخیر اعلام شد؟
▪️دقیقابناست باچه کسانی و در چه سطحی برخورد قضایی صورت گیرد؟
▪️آیا خطایی دراین سطح هم منجربه استعفایی درهیج سطحی ازمسئولان نخواهد بود؟
▪️آیا کسانیکه علی رغم علم به اتفاق افتاده، با اعتماد به نفس همه چیز را انکار می کردند، لحظه ای با خود فکر نکردند که با آشکارشدن حقیقت چه برسر اعتماد اجتماعی می آید؟
▪️ با این حجم پنهان کاری اکنون چگونه از مردم بخواهیم که به جای اعتمادبه رسانه های معاند، به مسئولین خود اعتماد کنند؟
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔷CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛔آمارهای تکان دهنده درباره " دروغ " و رواج آن در جامعه ایران!!
⛔48 درصد مردم ایران معتقدند دروغ در ایران زیاد است.
🔰پیمایشی درباره رواج دروغ در جامعه ایران انجام شده که نتیجه آن را در فیلم زیر ببینید.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
⛔48 درصد مردم ایران معتقدند دروغ در ایران زیاد است.
🔰پیمایشی درباره رواج دروغ در جامعه ایران انجام شده که نتیجه آن را در فیلم زیر ببینید.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔰چرا دروغگویی در ایران رو به افزایش است؟ (قسمت اول)
🔺این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد.
✍ دکتر مریم امیری: روانشناس بالینی
🔺اغلب افراد در زندگی روزمرهشان، آگاهانه یا ناآگاهانه، دروغ را تجربه کردهاند. بر اساس تحقیقات دپالو که سال ۱۹۹۶ منتشر شده، ۲۵ درصد افراد در روابط بین فردیبا دیگران و در زندگی روزمرهشان دروغ میگویند. این امر نشان میدهد که دروغ به عنوان بخشی از رفتارهای اجتماعی شناخته شده است.
🔶افراد چگونه دروغ میگویند؟
🔺افراد شیوههای مختلفی برای دروغ گفتن دارند. برخی از افراد بهندرت دروغ میگویند و پس از دروغ گفتن، خیلی زود احساس پشیمانی و گناه میکنند و از فرد مقابل پوزش میخواهند. برخی دیگر از افراد گهگاه دروغ میگویند و معمولا هراسی از دروغ گفتنشان ندارند. افراد مقابلشان نیز به راحتی دروغ آنها را درمییابند و در بسیاری موارد، دروغهای آنان برای فرد مقابل کسلکننده و آزاردهنده است.
🔺 دسته دیگر، افرادی هستند که استعداد و مهارت خاصی در دروغگفتن، و همراه با آن، بهکاربردن زبان بدن و تعامل با دیگران دارند. اطرافیان چنین افرادی متوجه دروغگویی آنان میشوند، اما معمولا از همصحبتی با آنان لذت میبرند، چون گوشدادن به آنان سرگرمکننده است.
🔺دسته آخر، افرادیهستند که بهاجبار و برای فرار از واقعیت یا فاششدن حقیقتی، دروغ میگویند. این دسته دقت میکنند که دروغهای قبلیشان را به خاطر بسپارند و مطالعه میکنند که چطور میتوانند بهتر دروغ بگویند تا دیگران راحتتر بپذیرند. مانند فردی که معتاد یا مجرم و …است و در پی هر دروغی، دروغِ دیگری میگوید، و این روش البته بر مشکلات روحی و شخصیتی آنها میافزاید.
🔶میزان دروغگویی در کشورهای مختلف:
دانشگاه شرق انگلیس در سال ۲۰۱۵ میزان صداقت در بین ۱۵ کشور جهان را مورد بررسی قرار داد که کشورهای برزیل، چین، مصر، ژاپن، روسیه، سوییس، ترکیه، آمریکا، آرژانتین، دانمارک، انگلیس، هند، پرتغال، و آفریقای جنوبی را در بر میگرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، کشور چین پایینترین میزان صداقت و کشور انگلیس بالاترین میزان صداقت را به خود اختصاص دادند. میزان عدم صداقت یا دروغگویی در چین ۷۰ درصد بوده است و میزان دروغگویی یا عدم صداقت در انگلستان، ۳.۴ درصد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که آمریکا با میزان کمتر از ۴۰ درصد دروغگویی، رتبه هشتم را در میان کشورهای دیگر بهدست آورده است. ایران در لیست آن کشورها نبود.
🔶در ایران، آمارها از افت اخلاق در جامعه خبر میدهند:
🔺در ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ پژوهشهای مختلفی تحت عنوان «پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» با محوریت میزان صداقت، دروغ و امانتداری، از سوی شورای اجتماعی کشور انجام شده است. نتایج دو پیمایش در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳در زمینه میزان صداقت و درستکاری در جامعه، سیر نزولی چشمگیری داشته است.
🔺مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۸۶ تحقیقی درباره میزان دروغ در جامعه انجام داد، و بر مبنای نتایج آن پژوهش، ۹۹ درصد افراد وجود دروغ را در جامعه تایید کردند، و یک درصد باقیمانده نیز فقط وجود دروغ را رد نکردند.
🔺نگاهی به نتایج پژوهشهای ملی در زمینه میزان صداقت در جامعه در سالهای قبل از ۱۳۸۳، نشان میدهد که در سال ۱۳۷۲ میزان صداقت ۲۳درصد، در سال ۱۳۷۹ میزان صداقت ۱۸ درصد و در سال ۱۳۸۲، نه درصد بوده است که متاسفانه حاکی از روندی نزولی در میزان صداقت است.
🔺تازهترین نظرسنجی، به موج سوم «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بازمیگردد که از سوی دفتر طرحهای ملی ارشاد در سال ۱۳۹۵ روی ۱۹ هزار نمونه در شهرها و روستاهای ایران انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۹ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد.
🔺نتایج این تحقیقات نشانگر میزان بالای دروغ و عدم صداقت در سطح جامعه و سپس در بین افراد و خانواده است. افزایش میزان دروغ میتواند به معنای کاهش اعتماد در سطح جامعه باشد، که به نوبه خود، به احساس ناامنی در بین افراد جامعه میانجامد. این احساس ناامنی هرازگاهی خود را در اعتراضات مردمی و حتی در اظهارات برخی از مسئولان کشور نشان میدهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷، حسین هاشمی (قائممقام وزیر کشور)به مناسبت روز جانباز، به رواج دروغگویی در ایران اشاره کرد و از قوه قضاییه خواستار پیگیری پروندههای تهمت و دروغ علیه مسئولان کشور شد.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔺این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد.
✍ دکتر مریم امیری: روانشناس بالینی
🔺اغلب افراد در زندگی روزمرهشان، آگاهانه یا ناآگاهانه، دروغ را تجربه کردهاند. بر اساس تحقیقات دپالو که سال ۱۹۹۶ منتشر شده، ۲۵ درصد افراد در روابط بین فردیبا دیگران و در زندگی روزمرهشان دروغ میگویند. این امر نشان میدهد که دروغ به عنوان بخشی از رفتارهای اجتماعی شناخته شده است.
🔶افراد چگونه دروغ میگویند؟
🔺افراد شیوههای مختلفی برای دروغ گفتن دارند. برخی از افراد بهندرت دروغ میگویند و پس از دروغ گفتن، خیلی زود احساس پشیمانی و گناه میکنند و از فرد مقابل پوزش میخواهند. برخی دیگر از افراد گهگاه دروغ میگویند و معمولا هراسی از دروغ گفتنشان ندارند. افراد مقابلشان نیز به راحتی دروغ آنها را درمییابند و در بسیاری موارد، دروغهای آنان برای فرد مقابل کسلکننده و آزاردهنده است.
🔺 دسته دیگر، افرادی هستند که استعداد و مهارت خاصی در دروغگفتن، و همراه با آن، بهکاربردن زبان بدن و تعامل با دیگران دارند. اطرافیان چنین افرادی متوجه دروغگویی آنان میشوند، اما معمولا از همصحبتی با آنان لذت میبرند، چون گوشدادن به آنان سرگرمکننده است.
🔺دسته آخر، افرادیهستند که بهاجبار و برای فرار از واقعیت یا فاششدن حقیقتی، دروغ میگویند. این دسته دقت میکنند که دروغهای قبلیشان را به خاطر بسپارند و مطالعه میکنند که چطور میتوانند بهتر دروغ بگویند تا دیگران راحتتر بپذیرند. مانند فردی که معتاد یا مجرم و …است و در پی هر دروغی، دروغِ دیگری میگوید، و این روش البته بر مشکلات روحی و شخصیتی آنها میافزاید.
🔶میزان دروغگویی در کشورهای مختلف:
دانشگاه شرق انگلیس در سال ۲۰۱۵ میزان صداقت در بین ۱۵ کشور جهان را مورد بررسی قرار داد که کشورهای برزیل، چین، مصر، ژاپن، روسیه، سوییس، ترکیه، آمریکا، آرژانتین، دانمارک، انگلیس، هند، پرتغال، و آفریقای جنوبی را در بر میگرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، کشور چین پایینترین میزان صداقت و کشور انگلیس بالاترین میزان صداقت را به خود اختصاص دادند. میزان عدم صداقت یا دروغگویی در چین ۷۰ درصد بوده است و میزان دروغگویی یا عدم صداقت در انگلستان، ۳.۴ درصد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان داد که آمریکا با میزان کمتر از ۴۰ درصد دروغگویی، رتبه هشتم را در میان کشورهای دیگر بهدست آورده است. ایران در لیست آن کشورها نبود.
🔶در ایران، آمارها از افت اخلاق در جامعه خبر میدهند:
🔺در ایران از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ پژوهشهای مختلفی تحت عنوان «پیمایش ملی سرمایه اجتماعی» با محوریت میزان صداقت، دروغ و امانتداری، از سوی شورای اجتماعی کشور انجام شده است. نتایج دو پیمایش در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳در زمینه میزان صداقت و درستکاری در جامعه، سیر نزولی چشمگیری داشته است.
🔺مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۸۶ تحقیقی درباره میزان دروغ در جامعه انجام داد، و بر مبنای نتایج آن پژوهش، ۹۹ درصد افراد وجود دروغ را در جامعه تایید کردند، و یک درصد باقیمانده نیز فقط وجود دروغ را رد نکردند.
🔺نگاهی به نتایج پژوهشهای ملی در زمینه میزان صداقت در جامعه در سالهای قبل از ۱۳۸۳، نشان میدهد که در سال ۱۳۷۲ میزان صداقت ۲۳درصد، در سال ۱۳۷۹ میزان صداقت ۱۸ درصد و در سال ۱۳۸۲، نه درصد بوده است که متاسفانه حاکی از روندی نزولی در میزان صداقت است.
🔺تازهترین نظرسنجی، به موج سوم «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بازمیگردد که از سوی دفتر طرحهای ملی ارشاد در سال ۱۳۹۵ روی ۱۹ هزار نمونه در شهرها و روستاهای ایران انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از نظر ۲۳.۴ درصد از مردم دروغ در سطح خیلی زیاد، ۴۸.۴ درصد زیاد، ۱۹.۶ درصد متوسط، ۶.۹ درصد کم و ۲.۲ درصد خیلی کم رواج دارد.
🔺نتایج این تحقیقات نشانگر میزان بالای دروغ و عدم صداقت در سطح جامعه و سپس در بین افراد و خانواده است. افزایش میزان دروغ میتواند به معنای کاهش اعتماد در سطح جامعه باشد، که به نوبه خود، به احساس ناامنی در بین افراد جامعه میانجامد. این احساس ناامنی هرازگاهی خود را در اعتراضات مردمی و حتی در اظهارات برخی از مسئولان کشور نشان میدهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷، حسین هاشمی (قائممقام وزیر کشور)به مناسبت روز جانباز، به رواج دروغگویی در ایران اشاره کرد و از قوه قضاییه خواستار پیگیری پروندههای تهمت و دروغ علیه مسئولان کشور شد.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔰چرا دروغگویی در ایران رو به افزایش است؟ (قسمت دوم)
🔷دلایل روانشناختی رواج دروغگویی در ایران:
🔺نگرشهای روانشناختی مختلفی درباره دلایل دروغگویی وجود دارد.
🔸فردی که دروغ میگوید، معمولا از روبهرویی با واقعیتی میترسد و سعی میکند حقیقتی را پنهان کند.او دروغ به عنوان مکانیزم دفاعی برای کنترل ترس و اضطرابش استفاده میکند. فرد با دروغ گفتن مانند سپری از خود درونیاش محافظت، و به طور موقت احساس آرامش میکند. در اغلب موارد فرد آگاهانه و خودخواسته سعی در نادیدهانگاشتن و انکار واقعیت دارد و به دروغ متوسل میشود، و با این کار، رفتار نامطلوبش را توجیه میکند.
🔷دروغگو از چه چیزی میگریزد؟
از زوایه روانشناختی و تحلیل شخصیتی، زمانی که فرد فرصت شناختن خود درونیاش را نداشته باشد، به دلیل رنج ناشی از تعارضات درونی، ترجیح میدهد به جای حل تعارضاتش از آنها فرار و انکارشان کند.چرا که توجه به خود درونی و تعارضات اولیه، برای فرد استرسآور است و منجر به افزایش اضطراب میشود.فرد نمیداند که چطور میتواند بر استرس ناشی از تعارضاتش غلبه کند، بنابراین راحتترین روش ممکن، دروغ گفتن، را انتخاب میکند. بخشی از این انتخاب، به تعارضات دوران کودکی فرد بر میگردد. چنان تعارضاتی سپس در بزرگسالی انباشته میشود و فرد مدام میکوشد تا از آنها بگریزد و یا سرکوبشان کند.
🔺در واقع، دروغ لایههای شخصیتی غیرواقعیای میسازد که با دور کردن فرد از خود، او را به «خود»ی مبدل میکند که آرزوی بودنش را در سر دارد؛ «خود»ی که کاملا با خود درونی و اکنونیاش در تضاد است. این مسئله، بروز مشکلات ذهنی - روانی و عقدههای درونی فرد را دامن میزند و عوارض رفتاری آن در روابط با اطرافیان، در خانواده و در سطح جامعه، خود را در قالب رفتارهایی چون پرخاشگری، حسادت، افسردگی، اضطراب، بدبینی و رفتارهای ضداجتماعی و…، نشان میدهد.
🔺 اما مازلو، تحلیل عمیقی از ریشههای دروغگویی در سطح جامعه دارد. بر اساس نظریه هرم مازلو، میتوان گفت که انسان همواره سعی در ارضای نیازهای اولیهاش دارد؛ نیازهایی چون غذا، امنیت، آرامش، رفاه اجتماعی، احترام و خودشکوفایی. وقتی فرد در هر سطح و طبقه اجتماعی برای رسیدن به خواستهها و ارضای نیازهایش با مانعی روبهرو شود، به دروغگویی متوسل میشود و با ارضای نیازش از آن طریق، بیآنکه ارزیابی روشنی از درستی یا نادرستی رفتارش داشته باشد، احساس رضایت میکند. به عنوان مثال، افراد در سطح خانواده به پدر و مادر، همسر و فرزند و .. دروغ میگویند، یا در سطح جامعه به کرات مشاهده میشود که افراد برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی و قدرت و پول و غیره به دروغ متوسل میشوند.
🔷دروغ جامعه را بیمار میکند:
تمامی دلایل دروغگویی در افراد، چه در خانواده و چه در سطح جامعه، نشان از افزایش میزان تعارضات درونی، اضطراب و نارضایتی از خود دارد. اما وقتی تعارضات درونی فرد، بنابر مشکلات گذشته یا شرایط دشوار زندگی، و ناامنیهای زندگی شخصی و اجتماعیانباشتهتر شود، دروغ دیگر نمیتواند راهگشا باشد و منجر به اختلالات شخصیتی میشود، و در نتیجه فرد به رفتارها و اعمال دیگری متوسل میشود که آسیبهای زیادتری برای جامعه در بر خواهد داشت.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔹@CompetentManagers
🔷دلایل روانشناختی رواج دروغگویی در ایران:
🔺نگرشهای روانشناختی مختلفی درباره دلایل دروغگویی وجود دارد.
🔸فردی که دروغ میگوید، معمولا از روبهرویی با واقعیتی میترسد و سعی میکند حقیقتی را پنهان کند.او دروغ به عنوان مکانیزم دفاعی برای کنترل ترس و اضطرابش استفاده میکند. فرد با دروغ گفتن مانند سپری از خود درونیاش محافظت، و به طور موقت احساس آرامش میکند. در اغلب موارد فرد آگاهانه و خودخواسته سعی در نادیدهانگاشتن و انکار واقعیت دارد و به دروغ متوسل میشود، و با این کار، رفتار نامطلوبش را توجیه میکند.
🔷دروغگو از چه چیزی میگریزد؟
از زوایه روانشناختی و تحلیل شخصیتی، زمانی که فرد فرصت شناختن خود درونیاش را نداشته باشد، به دلیل رنج ناشی از تعارضات درونی، ترجیح میدهد به جای حل تعارضاتش از آنها فرار و انکارشان کند.چرا که توجه به خود درونی و تعارضات اولیه، برای فرد استرسآور است و منجر به افزایش اضطراب میشود.فرد نمیداند که چطور میتواند بر استرس ناشی از تعارضاتش غلبه کند، بنابراین راحتترین روش ممکن، دروغ گفتن، را انتخاب میکند. بخشی از این انتخاب، به تعارضات دوران کودکی فرد بر میگردد. چنان تعارضاتی سپس در بزرگسالی انباشته میشود و فرد مدام میکوشد تا از آنها بگریزد و یا سرکوبشان کند.
🔺در واقع، دروغ لایههای شخصیتی غیرواقعیای میسازد که با دور کردن فرد از خود، او را به «خود»ی مبدل میکند که آرزوی بودنش را در سر دارد؛ «خود»ی که کاملا با خود درونی و اکنونیاش در تضاد است. این مسئله، بروز مشکلات ذهنی - روانی و عقدههای درونی فرد را دامن میزند و عوارض رفتاری آن در روابط با اطرافیان، در خانواده و در سطح جامعه، خود را در قالب رفتارهایی چون پرخاشگری، حسادت، افسردگی، اضطراب، بدبینی و رفتارهای ضداجتماعی و…، نشان میدهد.
🔺 اما مازلو، تحلیل عمیقی از ریشههای دروغگویی در سطح جامعه دارد. بر اساس نظریه هرم مازلو، میتوان گفت که انسان همواره سعی در ارضای نیازهای اولیهاش دارد؛ نیازهایی چون غذا، امنیت، آرامش، رفاه اجتماعی، احترام و خودشکوفایی. وقتی فرد در هر سطح و طبقه اجتماعی برای رسیدن به خواستهها و ارضای نیازهایش با مانعی روبهرو شود، به دروغگویی متوسل میشود و با ارضای نیازش از آن طریق، بیآنکه ارزیابی روشنی از درستی یا نادرستی رفتارش داشته باشد، احساس رضایت میکند. به عنوان مثال، افراد در سطح خانواده به پدر و مادر، همسر و فرزند و .. دروغ میگویند، یا در سطح جامعه به کرات مشاهده میشود که افراد برای رسیدن به جایگاههای اجتماعی و قدرت و پول و غیره به دروغ متوسل میشوند.
🔷دروغ جامعه را بیمار میکند:
تمامی دلایل دروغگویی در افراد، چه در خانواده و چه در سطح جامعه، نشان از افزایش میزان تعارضات درونی، اضطراب و نارضایتی از خود دارد. اما وقتی تعارضات درونی فرد، بنابر مشکلات گذشته یا شرایط دشوار زندگی، و ناامنیهای زندگی شخصی و اجتماعیانباشتهتر شود، دروغ دیگر نمیتواند راهگشا باشد و منجر به اختلالات شخصیتی میشود، و در نتیجه فرد به رفتارها و اعمال دیگری متوسل میشود که آسیبهای زیادتری برای جامعه در بر خواهد داشت.
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔹@CompetentManagers
🔰نهادینه شدن دروغ در جامعه ی ایرانی؛ (قسمت اول)
🔸نکته؛ این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد .
✍️ دکترفرشاد میرزایی
🔺در طول تاریخ، ایرانیان به راستگو یی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند. تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز، در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود، نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند. از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند. و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان، شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛ و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند.
🔰آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود، این واقعیت تلخ و تاسف برانگیزاست که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر، تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم، بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز، روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم. با اینکه درمذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است، اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و یا جامعه شناختی این پدیده را یک مخرب اجتماعی بدانیم این عمل ناپسند، سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی، از لحاظ فیزیولوژیکی نیز، همچون یک آفت خطرناک، اثرات مخربی بر جسم و روح و روان افراد میگذارد. در عصر مدرنیته، بالاخص در جامعه ی ایرانی متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورها و به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است. و امروزه درجامعه ما، دروغ همانند یک ویروس خطرناک تهدیدی جدی برساختارهای نهادی و خانوادگی زندگی اجتماعی ما سایه افکنده است. و به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…، میگفت: جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود، ویا ادامه می یابد…!!!
🔰براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده ی خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق، ریا، تزویر، غیبت و فریب اشاره نمود. که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند میشود. و پیامد این عادات مذموم، طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید، وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود، واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی، توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد، آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد، و هرگاه در جامعه ای افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی و بدور از شئونات انسانی بشوند، اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید، و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست خواهند داد و دچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند و در پی آن، امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…
براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟
ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته، کجاست!؟؟
چقدر جامعه ی ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود، فاصله گرفته است…!!!!؟
چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت
چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟
چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟/ ادامه دارد....
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔵@CompetentManagers
🔸نکته؛ این مطلب در دو قسمت تقدیم میگردد .
✍️ دکترفرشاد میرزایی
🔺در طول تاریخ، ایرانیان به راستگو یی و صداقت در گفتار و رفتار در نزد دیگر جوامع زبانزد عام وخاص بوده اند. تا جاییکه که فلاسفه و مورخان نامی غربی نیز، در حقیقت گویی و راستی ما ایرانیان درآثار خود، نقل قولهای فراوانی ذکر نموده اند. از جمله هرودوت تاریخ نگار و مورخ مشهور یونانی در تمجید از خصلت ما ایرانیان مینویسد؛ ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی پسندیده می باشند که از هرگونه دروغ و فریب و ناسپاسی بدور هستند. و یا فیثاغورث دیگر فیلسوف یونان باستان هم در کتابی اینگونه نوشته است؛ از نظر ایرانیان، شرم آورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند؛؛؛ و راستی و حقیقت گویی از منش های شاخص ایرانیان است و آنها رباخور نیستند.
🔰آنچه از این گفتارها و تمجیدهای قابل تأمل میتوان استنباط نمود، این واقعیت تلخ و تاسف برانگیزاست که جامعه ی ایرانی ما در عصر حاضر، تهی از چنین خصلتهای نیک و پاک اخلاقی شده است و نه تنها در جامعه ی کنونی ما به چنین صفت های پاک انسانی بر نمیخوریم، بلکه روزبه روز در تعاملات و کنش های اجتماعی خود نیز، روبه قهقرایی فرهنگی و زوال اخلاقی پیش میرویم. با اینکه درمذمت و ناپسندی دروغ گویی در بسیاری از آموزه های اعتقادی و فرهنگی جامعه ما توصیه های فراوانی شده است، اما امروزه اگر بخواهیم یک تحلیل روانشناختی و یا جامعه شناختی این پدیده را یک مخرب اجتماعی بدانیم این عمل ناپسند، سوای هنجارشکنی از دیدگاه جامعه شناسی، از لحاظ فیزیولوژیکی نیز، همچون یک آفت خطرناک، اثرات مخربی بر جسم و روح و روان افراد میگذارد. در عصر مدرنیته، بالاخص در جامعه ی ایرانی متاسفانه دروغ گفتن بیش از سایر کشورها و به طور افراطی روبه فزونی گذاشته است. و امروزه درجامعه ما، دروغ همانند یک ویروس خطرناک تهدیدی جدی برساختارهای نهادی و خانوادگی زندگی اجتماعی ما سایه افکنده است. و به قول آلبر کامو فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیست که دروغ را اساس بسیاری از گناهان وعلل بسیاری از بی عدالتی هاو جنایت ها و فجایع تاریخ بشری میدانست…، میگفت: جایی که دروغ بال بگشاید استبداد یا ظاهر میشود، ویا ادامه می یابد…!!!
🔰براستی که دروغ سرمنشأ تمام رذیلت های انسانی در جوامع است که از مشتقات این پدیده ی خطرناک میتوان به چاپلوسی و تملق، ریا، تزویر، غیبت و فریب اشاره نمود. که تکرار این قبیل صفات ناپسند در بین افراد جامعه به تدریج تبدیل به یک عادت ناپسند میشود. و پیامد این عادات مذموم، طولی نمیکشد که در یک فرایند زمانی از حالت محدودیت فردی وشخصی خارج گردیده و در مقیاسی بزرگتر در بطن جامعه شکل اپیدمی بخود بگیرد و اینچنین طیف وسیعی از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را درگیر و به خود معطوف بنماید، وبدین ترتیب قبح و ماهیت ناپسندی آن عمل نیز در اجتماع شکسته می شود، واما از نگاه جامعه شناسی هرگاه به چنین آسیب ها و پدیده های مذموم اجتماعی، توجه کافی نشود و آن را مورد واکاوی وتجزیه و تحلیل جامعه شناختی و روانشناختی قرار نداد، آن آسیب تبدیل به یک مسأله بزرگتر میگردد، و هرگاه در جامعه ای افراد دچار کج روی و ناهنجاریهای اخلاقی و بدور از شئونات انسانی بشوند، اساس ساختارهای آن جامعه نیز دچار بی ثباتی و ناپایداری خواهد گردید، و مهمتر از همه سرمایه های اجتماعی ماهیت وجودی خود را ازدست خواهند داد و دچار بحران کارکردی و نقص سیستماتیک میشوند و در پی آن، امنیت و اعتماد عمومی و آرامش و خوشبختی از آن جامعه رخت بر می بندد…
براستی چرا جامعه ی ایرانی اینچنین گرفتار آفت دروغ گردیده!؟
ریشه های این همه کجروی وبی هنجاری که جو عمومی جامعه را بشدت مسموم ساخته، کجاست!؟؟
چقدر جامعه ی ما از صفات نیک و اندیشه های پاک وصادقانه ی نیاکان گذشته خود، فاصله گرفته است…!!!!؟
چگونه میتوان صداقت حقیقی را دراین فضای غبار آلود جامعه که آکنده از دروغ شده است تمیز داد و شناخت
چرا دروغ گفتن جایگاهی ویژه در مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی زندگی ما آدما پیداکرده است…!؟
چگونه میتوان سرمایه ها ی اجتماعی را از گزند آفتی خطرناک به نام دروغ مصون نگه داشت!؟/ ادامه دارد....
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔵@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰نهادینه شدن دروغ درجامعه ایرانی (قسمت دوم)
🔶آنچه درجامعه ی امروز ما قابل لمس ونمایان می باشد، نشان دهنده ی این واقعیت تلخ و نا امیدکننده است که آفتی به نام دروغ انسانها را از مسیر انسانیت خود خارج نموده است. شاید بدین دلیل باشد که افراد جامعه دچار بی اعتمادی وناامنی نسبت به ساختارهای اجتماعی واز جمله دچار نوعی بدبینی وسوءظن بخاطر بی تدبیری و سوء مدیریت برخی از مسئولين جامعه شده اند. بدین علت که احساس میکنند در مواجه با پیشامدها و چالش های اجتماعی خود را بسیار تنها می بینند. و احساس یأس و اضطراب مینمایند و برخلاف جوامع توسعه یافته که در مواقع بحرانی و درمواجه با پیشامدها و فاجعه های اجتماعی ؛ ودر هرچالشی نه تنها مسئولین مربوطه پشت افراد جامعه را خالی نمی نمایند بلکه خود نیز همگام و همپای با دیگر افراد جامعه بدنبال رفع آن چالش اقدام خواهند کرد به عنوان مثال کشور ژاپن بارها فاجعه ها و بحرانهای بزرگتر از بحرانهای بوجود آمده در کشور ما را تجربه نموده اند اما همیشه با نوعی تعامل دوجانبه یعنی باحضور مستقیم مسئولين و با کمک دیگر افراد جامعه با موفقیت و سربلندی از این بحرانها بیرون آمده اند. نمونه هایی ازاین چالش ها و بحرانها، سونامی سال ۹ ۲۰۰ که حتی شهردار و دیگر مسئولين پا به پای مردم بدون اکراه و تبعیض به مقابله با این پیشامد طبیعی برخواستند. در چنین بحرانهایی همیشه، مردم متکی به دولت و دولت متکی به مردم بوده است. وآنچه قابل تأمل میباشد این واقعیت است که این کشور به همراه چند کشور توسعه یافته ی دیگر مانند نروژ کمترین آمار و میزان فساد را درمیان دیگر جوامع دارا هستند.
🔷آری، ژاپن …!!! کشوری است با فرهنگ و با مردمی فوق العاده از نظر صداقت کاری ورفتاری، به همراه کشور نروژ بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادقترند. و نکته ی قابل توجه این است که. جوامعی که در آنها دروغ کمتر است آمار جرم و جنایت وفساد وتبعیض نیز در آنجا بسیار پایین تر میباشد و همه فارغ از هرگونه کیش و رنگ و نژاد و زبان، همگی از تساوی حقوق و آزادی برخوردارند. وبیشترین رفاه اجتماعی را نیز در بین دیگر جوامع دارا هستند وسالهاست که هرگونه تبعیض را ریشه کن نموده اند، و اما کشورهایی که دروغ در بین آنها بیشتر است، فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی نیز در آنجا بسیار بالاست. مانند ونزوئلا و سومالی و نپال وافغانستان و ایران و متاسفانه وضعیت جامعه ی کنونی ما از لحاظ رواج دروغ حتی از افغانستان هم بیشتر است…
🔶که به قول آلبر کامو که میگوید صادق بودن حتی در شر، بهتر از گمراه شدن در گرداب دروغ است. و ای کاش کمی مردم و مسئولین جامعه ما نیز همانند، چشم بادامی ها اندوخته ای از صداقت و راستی داشتند. و از دروغ این پدیده ویران کننده ی اجتماعی گریزان و روی گردان بودند. هرچند نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بخصوص نهاد خانواده در جهت راستگو نمودن فرزندان در سنین پایین بسیار حائز اهمیت میباشد، اما برای ریشه کن نمودن این پدیده ی مذموم نیازمند همتی بلند و صادقانه درمیان آحاد جامعه و دیگرساختارهای اجتماعی است، که متاسفانه گویا درجامعه ی کنونی ما این همت صادقانه اصلا وجود ندارد. با وجود این که پژوهشهای متعددی در خصوص این ابرچالشهای اجتماعی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و دراین خصوص هشدارهای جدی داده شده است، اما باید اذعان نمود که متاسفانه سالهاست درمواجه با بحران ها و آسیب های اجتماعی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و اگر برفرض محال این صداها بازخوردی نیز داشته باشد، همانند داروغه ی شخصیت کارتونی رابین هود، در بوق و کرنا فریاد برمی آوریم، که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است. یعنی تنها با وارونه سازی واقعیت های موجود جامعه همه چیز را عادی جلوه میدهیم. ویا نهایتا در بحبوحه وکشاکش پیشامدها و چالش های اجتماعی و درعمق فاجعه، تازه بدنبال چاره ای برای مهار بحران موجود و متعاقبا مدیریت بحران دقیقه نودی تشکیل میدهیم. وهنگامی که فاجعه به وقوع پیوست. بدون هیچ حس شرمساری و پشیمانی، به کرسی ریاستمان محکمتر از قبل می چسبیم. که مبادا گزند و خدشه ای بر آن وارد آید. ودر چنین مواقعی برای یافتن حقیقت گمشده در این جامعه ی افسون زده، باید با هزاران دریغ و افسوس بانگ برآوریم وبگوییم؛ در جستجوی صداقت از دست رفته …!!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔶آنچه درجامعه ی امروز ما قابل لمس ونمایان می باشد، نشان دهنده ی این واقعیت تلخ و نا امیدکننده است که آفتی به نام دروغ انسانها را از مسیر انسانیت خود خارج نموده است. شاید بدین دلیل باشد که افراد جامعه دچار بی اعتمادی وناامنی نسبت به ساختارهای اجتماعی واز جمله دچار نوعی بدبینی وسوءظن بخاطر بی تدبیری و سوء مدیریت برخی از مسئولين جامعه شده اند. بدین علت که احساس میکنند در مواجه با پیشامدها و چالش های اجتماعی خود را بسیار تنها می بینند. و احساس یأس و اضطراب مینمایند و برخلاف جوامع توسعه یافته که در مواقع بحرانی و درمواجه با پیشامدها و فاجعه های اجتماعی ؛ ودر هرچالشی نه تنها مسئولین مربوطه پشت افراد جامعه را خالی نمی نمایند بلکه خود نیز همگام و همپای با دیگر افراد جامعه بدنبال رفع آن چالش اقدام خواهند کرد به عنوان مثال کشور ژاپن بارها فاجعه ها و بحرانهای بزرگتر از بحرانهای بوجود آمده در کشور ما را تجربه نموده اند اما همیشه با نوعی تعامل دوجانبه یعنی باحضور مستقیم مسئولين و با کمک دیگر افراد جامعه با موفقیت و سربلندی از این بحرانها بیرون آمده اند. نمونه هایی ازاین چالش ها و بحرانها، سونامی سال ۹ ۲۰۰ که حتی شهردار و دیگر مسئولين پا به پای مردم بدون اکراه و تبعیض به مقابله با این پیشامد طبیعی برخواستند. در چنین بحرانهایی همیشه، مردم متکی به دولت و دولت متکی به مردم بوده است. وآنچه قابل تأمل میباشد این واقعیت است که این کشور به همراه چند کشور توسعه یافته ی دیگر مانند نروژ کمترین آمار و میزان فساد را درمیان دیگر جوامع دارا هستند.
🔷آری، ژاپن …!!! کشوری است با فرهنگ و با مردمی فوق العاده از نظر صداقت کاری ورفتاری، به همراه کشور نروژ بیش از مردم سایر نقاط دنیا صادقترند. و نکته ی قابل توجه این است که. جوامعی که در آنها دروغ کمتر است آمار جرم و جنایت وفساد وتبعیض نیز در آنجا بسیار پایین تر میباشد و همه فارغ از هرگونه کیش و رنگ و نژاد و زبان، همگی از تساوی حقوق و آزادی برخوردارند. وبیشترین رفاه اجتماعی را نیز در بین دیگر جوامع دارا هستند وسالهاست که هرگونه تبعیض را ریشه کن نموده اند، و اما کشورهایی که دروغ در بین آنها بیشتر است، فساد و اختلاس و نابرابری اجتماعی نیز در آنجا بسیار بالاست. مانند ونزوئلا و سومالی و نپال وافغانستان و ایران و متاسفانه وضعیت جامعه ی کنونی ما از لحاظ رواج دروغ حتی از افغانستان هم بیشتر است…
🔶که به قول آلبر کامو که میگوید صادق بودن حتی در شر، بهتر از گمراه شدن در گرداب دروغ است. و ای کاش کمی مردم و مسئولین جامعه ما نیز همانند، چشم بادامی ها اندوخته ای از صداقت و راستی داشتند. و از دروغ این پدیده ویران کننده ی اجتماعی گریزان و روی گردان بودند. هرچند نقش ساختارهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بخصوص نهاد خانواده در جهت راستگو نمودن فرزندان در سنین پایین بسیار حائز اهمیت میباشد، اما برای ریشه کن نمودن این پدیده ی مذموم نیازمند همتی بلند و صادقانه درمیان آحاد جامعه و دیگرساختارهای اجتماعی است، که متاسفانه گویا درجامعه ی کنونی ما این همت صادقانه اصلا وجود ندارد. با وجود این که پژوهشهای متعددی در خصوص این ابرچالشهای اجتماعی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و دراین خصوص هشدارهای جدی داده شده است، اما باید اذعان نمود که متاسفانه سالهاست درمواجه با بحران ها و آسیب های اجتماعی گوشی برای شنیدن وجود ندارد و اگر برفرض محال این صداها بازخوردی نیز داشته باشد، همانند داروغه ی شخصیت کارتونی رابین هود، در بوق و کرنا فریاد برمی آوریم، که آسوده بخوابید، شهر در امن و امان است. یعنی تنها با وارونه سازی واقعیت های موجود جامعه همه چیز را عادی جلوه میدهیم. ویا نهایتا در بحبوحه وکشاکش پیشامدها و چالش های اجتماعی و درعمق فاجعه، تازه بدنبال چاره ای برای مهار بحران موجود و متعاقبا مدیریت بحران دقیقه نودی تشکیل میدهیم. وهنگامی که فاجعه به وقوع پیوست. بدون هیچ حس شرمساری و پشیمانی، به کرسی ریاستمان محکمتر از قبل می چسبیم. که مبادا گزند و خدشه ای بر آن وارد آید. ودر چنین مواقعی برای یافتن حقیقت گمشده در این جامعه ی افسون زده، باید با هزاران دریغ و افسوس بانگ برآوریم وبگوییم؛ در جستجوی صداقت از دست رفته …!!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach