☘️ تفکر انتقادی چیست و ویژگی های افراد با تفکر انتقادی کدامند؟
🔰یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا سیاستمداران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید و در موردش تحقیق کنید.
🔹 فکر انتقادی یعنی نگاه به یک موضوع از زوایای متفاوت و تحلیل و جمع بندی آنها
🔹 تفکر انتقادی یعنی توانایی تحلیل اطلاعات، داده ها و ادعاها و دوری از زود باوری های مصرح.
🔸 ما آدمها در زندگی روزمره مدام با انواع و اقسام ادعاها مواجه میشویم . یعنی کسانی که ادعاها را مطرح میکنند میخواهند ما عقیده ایی را بپذیریم و یا کاری را انجام دهیم. ولی ما از کجا بدانیم که از میان این همه ادعا کدام ادعا را باید بپذیریم و کدام را رد کنیم ؟ تفکر نقادانه ابزاری در اختیار ما قرار میدهد که میتوانیم عقلانی بودن یا نبودن آن عقیده را محک بزنیم . در واقع اصطلاح تفکر نقادانه به مجموعه ایی از نگرش ها و مهارتهاي فکری اطلاق میگردد که برای ارزیابی و محک زدن ادعاها و استدلال ها به کار می آیند . تفکر نقادانه را به شیوه های گوناگونی میتوان بکار برد ولی اساس آن را میتوان همان روش سقراطی یعنی پرسیدن تعدادی سوال نقادانه دانست.
✅ اما ویژگیهای افراد با تفکر انتقادی کدامند؟
۱- کنجکاوند و سعی میکنند در موضوعات مهم مطلع و آگاه باشند.
۲- خلاقانه پرسش مطرح میکنند. همواره از چراییِ امور سؤال میکنند و در پی آن هستند که ببینند چه دلیلهایی برای دفاع از یک عقیده یا باور وجود دارد.
۳- از مراجع و منابع معتبر استفاده میکنند و به مراجع و منابع معتبر ارجاع میدهند.
۴- وقتی که میخواهند چیزی را تفسیر کنند کل موقعیت و بافتار (کانتکست) را در نظر میگیرند.
۵- وقتی که میخواهند دربارهی موضوعی فکر کنند سعی میکنند اندیشیدنشان پیوند خودش را با موضوع اصلی از دست ندهد و حواسشان هست که دائم از این شاخه به آن شاخه نپرند.
۶- گشادهذهن هستند و نظرگاههایی که با نظرگاهِ خودشان تفاوت دارند را به نحو جدی مورد توجه قرار میدهند.
۷- استدلالها، دیدگاهها یا تبیینهای بدیل و متفاوت را جستجو میکنند.
۸- اگر شواهد، مبانی، یا دلیلهای کافی به نفع یک دیدگاه وجود داشته باشد آن را میپذیرند و اگر شواهد، مبانی، یا دلیلهای کافی علیه دیدگاهی وجود داشته باشد آن را کنار میگذارند.
۹- وقتی که شواهد، مبانی، یا دلیلهای کافی برای رد یا قبول موضوعی وجود ندارد از داوری درباره آن پرهیز میکنند.
۱۰- تا آنجا که ممکن است در بیان موضوعات دقت را رعایت میکنند.
۱۱- به نقشِ داوریها، تعصبها و جانبداریهای شخصی در فرایندِ شناخت توجه دارند.
۱۲- وقتی با یک کلِ پیچیده و درهمتافته مواجه میشوند، برای درک آن با انضباط و ترتیب مشخصی با آن برخورد میکنند.
۱۳- هنگامی که میخواهند یافتههای خود را عرضه کنند، احساسات، سطح دانش، و میزانِ ظرافتِ اندیشه مخاطبشان را در نظر میگیرند.
۱۴- تواناییهای سنجشگرانهاندیشی (تفکر انتقادی) خودشان را در طیفِ وسیعی از موضوعات به کار میگیرند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔰یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا سیاستمداران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید و در موردش تحقیق کنید.
🔹 فکر انتقادی یعنی نگاه به یک موضوع از زوایای متفاوت و تحلیل و جمع بندی آنها
🔹 تفکر انتقادی یعنی توانایی تحلیل اطلاعات، داده ها و ادعاها و دوری از زود باوری های مصرح.
🔸 ما آدمها در زندگی روزمره مدام با انواع و اقسام ادعاها مواجه میشویم . یعنی کسانی که ادعاها را مطرح میکنند میخواهند ما عقیده ایی را بپذیریم و یا کاری را انجام دهیم. ولی ما از کجا بدانیم که از میان این همه ادعا کدام ادعا را باید بپذیریم و کدام را رد کنیم ؟ تفکر نقادانه ابزاری در اختیار ما قرار میدهد که میتوانیم عقلانی بودن یا نبودن آن عقیده را محک بزنیم . در واقع اصطلاح تفکر نقادانه به مجموعه ایی از نگرش ها و مهارتهاي فکری اطلاق میگردد که برای ارزیابی و محک زدن ادعاها و استدلال ها به کار می آیند . تفکر نقادانه را به شیوه های گوناگونی میتوان بکار برد ولی اساس آن را میتوان همان روش سقراطی یعنی پرسیدن تعدادی سوال نقادانه دانست.
✅ اما ویژگیهای افراد با تفکر انتقادی کدامند؟
۱- کنجکاوند و سعی میکنند در موضوعات مهم مطلع و آگاه باشند.
۲- خلاقانه پرسش مطرح میکنند. همواره از چراییِ امور سؤال میکنند و در پی آن هستند که ببینند چه دلیلهایی برای دفاع از یک عقیده یا باور وجود دارد.
۳- از مراجع و منابع معتبر استفاده میکنند و به مراجع و منابع معتبر ارجاع میدهند.
۴- وقتی که میخواهند چیزی را تفسیر کنند کل موقعیت و بافتار (کانتکست) را در نظر میگیرند.
۵- وقتی که میخواهند دربارهی موضوعی فکر کنند سعی میکنند اندیشیدنشان پیوند خودش را با موضوع اصلی از دست ندهد و حواسشان هست که دائم از این شاخه به آن شاخه نپرند.
۶- گشادهذهن هستند و نظرگاههایی که با نظرگاهِ خودشان تفاوت دارند را به نحو جدی مورد توجه قرار میدهند.
۷- استدلالها، دیدگاهها یا تبیینهای بدیل و متفاوت را جستجو میکنند.
۸- اگر شواهد، مبانی، یا دلیلهای کافی به نفع یک دیدگاه وجود داشته باشد آن را میپذیرند و اگر شواهد، مبانی، یا دلیلهای کافی علیه دیدگاهی وجود داشته باشد آن را کنار میگذارند.
۹- وقتی که شواهد، مبانی، یا دلیلهای کافی برای رد یا قبول موضوعی وجود ندارد از داوری درباره آن پرهیز میکنند.
۱۰- تا آنجا که ممکن است در بیان موضوعات دقت را رعایت میکنند.
۱۱- به نقشِ داوریها، تعصبها و جانبداریهای شخصی در فرایندِ شناخت توجه دارند.
۱۲- وقتی با یک کلِ پیچیده و درهمتافته مواجه میشوند، برای درک آن با انضباط و ترتیب مشخصی با آن برخورد میکنند.
۱۳- هنگامی که میخواهند یافتههای خود را عرضه کنند، احساسات، سطح دانش، و میزانِ ظرافتِ اندیشه مخاطبشان را در نظر میگیرند.
۱۴- تواناییهای سنجشگرانهاندیشی (تفکر انتقادی) خودشان را در طیفِ وسیعی از موضوعات به کار میگیرند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
✍️ علی زمانیان
🖊 رو به پریشانی
حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزلهی ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب میگردد. وقتی جاده یمعرفت و عقلانیت مسدود میشود، سرمایهی اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست میرود و جامعه رو به زوال مینهد.
✅وضع ما چگونه است؟
❗️ 1. تنزل دانایی و کاهش سرمایهی معرفتی جامعه
با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاریشان بر جامعه، پدیدهای با عنوان: "کاهش سرمایهی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایهی عقلانی" شکل میگیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگیاش را از دست میدهد و دانایی و معرفت، سقوط میکند. وقتی تضارب آراء و اندیشهها محدود گردد و سایهی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصهی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی میشود. نتیجهی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن میشود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیرهی جهل عمومی پنهان میگردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر میشود.
نظام سیاسی اما با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان میدهد. مجال حضورشان را در رسانهها و کلاسهای درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آنها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسبها، اعتماد اجتماعیشان را کاهش داده است . آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشهی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند.
❗️ 2. سست شدن انسجام عقلانی و کنش سیاسی
جامعه برای پیگیری مسالمت آمیز و عقلانی خواستهها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده میشوند، آن گاه تفرقهی انسجام شکن و خودخواهیهای فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعهای پویا میشود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب میگردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش میرود.
کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشهورز میشوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصهی عمومی با انواع نسبتها و برچسبها بی اعتبار میشوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده میشوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان مینهد و افراد به خودشان واگذار میشوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روانشناختی و احساسی تبدیل میگردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویهی تخریبی مییابد و سرمایههای موجود را چون سیل از میان میبرد.
❗️3. وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت میبندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بیتاثیر و حاشیهنشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار میگردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتیها اوج میگیرند. بازار پررونق سلبریتیها، نشان دهندهی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتیهای سطحی پر ارج میشوند. از میان سلبریتیها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیستها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشهها)، بختشان بلند و نامشان بر زبانها میچرخد.
ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم میشود. به جای منافع و مصلحتهای جمعی، منافع زودگذر فردی مینشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمتآمیز، خشونت و آشوب مینشیند که ره به هیچ دهی نمیبرد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب میکند.
جامعه ی رو به زوال و فرسایش ، جامعهای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان مینهد و پروسهی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه میشود. جامعهی رو به زوال، جامعهای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت مینشیند. جامعهای که از فهم و حل مسئلههایش عاجز است و این عجز را در آسیبها و ناهنجاریها و پس رویهای اجتماعی بازتاب میدهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانهی واضحی است از این که جامعهی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگیاش را عملا از دست میدهد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🖊 رو به پریشانی
حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزلهی ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب میگردد. وقتی جاده یمعرفت و عقلانیت مسدود میشود، سرمایهی اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست میرود و جامعه رو به زوال مینهد.
✅وضع ما چگونه است؟
❗️ 1. تنزل دانایی و کاهش سرمایهی معرفتی جامعه
با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاریشان بر جامعه، پدیدهای با عنوان: "کاهش سرمایهی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایهی عقلانی" شکل میگیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگیاش را از دست میدهد و دانایی و معرفت، سقوط میکند. وقتی تضارب آراء و اندیشهها محدود گردد و سایهی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصهی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی میشود. نتیجهی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن میشود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیرهی جهل عمومی پنهان میگردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر میشود.
نظام سیاسی اما با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان میدهد. مجال حضورشان را در رسانهها و کلاسهای درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آنها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسبها، اعتماد اجتماعیشان را کاهش داده است . آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشهی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند.
❗️ 2. سست شدن انسجام عقلانی و کنش سیاسی
جامعه برای پیگیری مسالمت آمیز و عقلانی خواستهها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده میشوند، آن گاه تفرقهی انسجام شکن و خودخواهیهای فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعهای پویا میشود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب میگردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش میرود.
کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشهورز میشوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصهی عمومی با انواع نسبتها و برچسبها بی اعتبار میشوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده میشوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان مینهد و افراد به خودشان واگذار میشوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روانشناختی و احساسی تبدیل میگردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویهی تخریبی مییابد و سرمایههای موجود را چون سیل از میان میبرد.
❗️3. وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت میبندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بیتاثیر و حاشیهنشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار میگردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتیها اوج میگیرند. بازار پررونق سلبریتیها، نشان دهندهی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتیهای سطحی پر ارج میشوند. از میان سلبریتیها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیستها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشهها)، بختشان بلند و نامشان بر زبانها میچرخد.
ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم میشود. به جای منافع و مصلحتهای جمعی، منافع زودگذر فردی مینشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمتآمیز، خشونت و آشوب مینشیند که ره به هیچ دهی نمیبرد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب میکند.
جامعه ی رو به زوال و فرسایش ، جامعهای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان مینهد و پروسهی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه میشود. جامعهی رو به زوال، جامعهای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت مینشیند. جامعهای که از فهم و حل مسئلههایش عاجز است و این عجز را در آسیبها و ناهنجاریها و پس رویهای اجتماعی بازتاب میدهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانهی واضحی است از این که جامعهی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگیاش را عملا از دست میدهد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📕برگی از کتاب تمرین مدارا در باب تفکر انتقادی؛
✅-پرسیدن ریشهی تفکر انتقادی است. ریشهی دانستن، خرد است، و پرسیدن کاربرد آزادانهی خرد است.
زمانی کانت گفته بود: «جرأت کن بدانی». جرأت داشته باش که خرد خود را بهکارگیری.
✅یعنی نهادینه شدن پرسش نتیجهی ترکیب آزادی و خرد است. «چرا کردن» تبلور خرد در آزادی است. برای استقرار این رفتار، چیزهایی لازم بوده است که ما نداشته ایم. فرهنگی لازم بوده است که ما نداشته ایم. ما این گرایش و برداشت را نداشته ایم که آزادی یعنی از خرد خود در همه چیز آشکارا استفاده کردن. حتی در کاربرد و کارآیی خود خرد. یعنی در نقد همه چیز از جمله خود خرد.
«پرسش» در این مفهوم اجتماعی و فرهنگی، خاصیت و کارکرد عصر مدرن و جامعهی مدنی است. در نتیجه در تقابل است با دنیای بسته و صرفا حرفشنو.
✅-فرهنگ گذشتهی ما بهانههای بسیار داشته است برای دور ماندن از بسیاری پرسشها. بسیاری از پرسشها به ویژه در عرصهی اجتماعی، برای ما حکم «تابو» داشته است. حکم گذشتن از خط قرمز را داشته است. در ابعاد مختلف فلسفی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اعتقادی، اخلاقی، ادبی و غیره، حق پرسش را پیشاپیش از خود سلب کرده بوده ایم. به همین سبب هم نوعی «بی چرایی» و «تسلیم قضا و قدری» به رفتار نهادی ما بدل شده است. حتا حافظ ما هم که پر از چراست از برخی بابتها بی چراست. به همین سبب هم بین تردید و ایقان، و پرهیز و بیان مانده است.
✅بی چرایی در جامعهی ما به نوعی تقدیر اجتماعی تعبیر شده است، که در هر حال واقعیت داشته است. و پذیرفته هم شده است که چنان باشد. بدین سبب هم فرهنگ ما باب «نقد» خود را نگشوده است. حتی در دوران اخیر هم، ما به دلایل و بهانههای گوناگون از نقد خود سر باز میزده ایم و پرهیز میکرده ایم و پرهیز میکنیم. مثلا بسیاری از گروههای سیاسی در این چندین دهه، عملا باب انتقاد از خود را مسدود میکرده اند. بدین بهانه که مبادا مخالفان سوء استفاده کنند. یا بسیاری از هواداران یک نویسنده یا دوستداران یک شاعر، انتقاد از او را عملا مجاز نمیدانسته اند. به همین سبب هم جامعه ی ما به «تجلیل انتقادی» از بزرگان خود عادت نکرده است. فکر میکرده ایم که اگر اختلاف نظری را دربارهی کسی یا اثری که برتریاش را پذیرفته ایم مطرح کنیم، از شأن و اعتبار و اهمیت او کاسته ایم. چون نقد متن را با نقد شخص اشتباه یا یکی میگرفته ایم.
✅-نیاز جامعهی ما به نقد همه جانبهی فرهنگی، نخستین مسئلهی مبرم ماست. و همین امر است که خوشایند سنت نیست. سنت به یک اعتبار، مجموعهی رفتارها و گفتارها و پندارهای نهادی شده است. حرفشنوی و نپرسیدن یکی از وجوه پابرجای سنت است.
✅اجداد و بزرگان ما به گونه ای زیسته اند. دستاوردهایی هم داشته اند. فرهنگشان محدودیتها و مقدوراتی داشته است. اما امروز ما نه میتوانیم مثل آنها زندگی کنیم، و نه توقع بیجا داریم که چرا آنها مثل امروز ما نزیسته اند. پس اگر به نقد فرهنگمان میپردازیم از یکطرف بنا به اقتضا و ایجاب امروزمان است، و از طرف دیگر به سبب سلطهای است که گذشته بر اکنونمان دارد. این سلطه را در بسیاری از امور اجتماعی و فرهنگی و غیره حتی هنوز در ادبیات امروز هم از بابتهایی میتوان دریافت.
✅میشل فوکو در تحقیقاتش نتیجه گرفته است که نقد این نیست که بگوییم وضع به طوری که هست درست نیست. بلکه نقد این است که تذکر دهیم شیوهها و کارهایی که مورد قبول ماست، بر چه چیزهایی پی ریزی شده است که بی چون و چرا مسلم گرفته میشود. بر اساس چه طرز فکرهای مأنوس و عادت شده و به محک نقد نخوردهای بنا شده که هیچکس در آنها شک و شبهه نمیکند.
نقد فرهنگ درست در این معنا مفهوم میشود که پایهی مفروضات مورد پرسش قرار گیرد. باز به قول فوکو فکر به چشم نمیآید و پنهان است. ولی آنچه باعث رفتار روزانهی ماست چیزی جز فکر نیست. حتی در احمقانهترین رسوم و ابلهانهترین نهادها و بیسروصداترین عادات هم همیشه فکر وجود دارد./ زنده یاد محمد مختاری/ تمرین مدارا/ فرهنگِ بیچرا.
❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📕@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
✅-پرسیدن ریشهی تفکر انتقادی است. ریشهی دانستن، خرد است، و پرسیدن کاربرد آزادانهی خرد است.
زمانی کانت گفته بود: «جرأت کن بدانی». جرأت داشته باش که خرد خود را بهکارگیری.
✅یعنی نهادینه شدن پرسش نتیجهی ترکیب آزادی و خرد است. «چرا کردن» تبلور خرد در آزادی است. برای استقرار این رفتار، چیزهایی لازم بوده است که ما نداشته ایم. فرهنگی لازم بوده است که ما نداشته ایم. ما این گرایش و برداشت را نداشته ایم که آزادی یعنی از خرد خود در همه چیز آشکارا استفاده کردن. حتی در کاربرد و کارآیی خود خرد. یعنی در نقد همه چیز از جمله خود خرد.
«پرسش» در این مفهوم اجتماعی و فرهنگی، خاصیت و کارکرد عصر مدرن و جامعهی مدنی است. در نتیجه در تقابل است با دنیای بسته و صرفا حرفشنو.
✅-فرهنگ گذشتهی ما بهانههای بسیار داشته است برای دور ماندن از بسیاری پرسشها. بسیاری از پرسشها به ویژه در عرصهی اجتماعی، برای ما حکم «تابو» داشته است. حکم گذشتن از خط قرمز را داشته است. در ابعاد مختلف فلسفی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اعتقادی، اخلاقی، ادبی و غیره، حق پرسش را پیشاپیش از خود سلب کرده بوده ایم. به همین سبب هم نوعی «بی چرایی» و «تسلیم قضا و قدری» به رفتار نهادی ما بدل شده است. حتا حافظ ما هم که پر از چراست از برخی بابتها بی چراست. به همین سبب هم بین تردید و ایقان، و پرهیز و بیان مانده است.
✅بی چرایی در جامعهی ما به نوعی تقدیر اجتماعی تعبیر شده است، که در هر حال واقعیت داشته است. و پذیرفته هم شده است که چنان باشد. بدین سبب هم فرهنگ ما باب «نقد» خود را نگشوده است. حتی در دوران اخیر هم، ما به دلایل و بهانههای گوناگون از نقد خود سر باز میزده ایم و پرهیز میکرده ایم و پرهیز میکنیم. مثلا بسیاری از گروههای سیاسی در این چندین دهه، عملا باب انتقاد از خود را مسدود میکرده اند. بدین بهانه که مبادا مخالفان سوء استفاده کنند. یا بسیاری از هواداران یک نویسنده یا دوستداران یک شاعر، انتقاد از او را عملا مجاز نمیدانسته اند. به همین سبب هم جامعه ی ما به «تجلیل انتقادی» از بزرگان خود عادت نکرده است. فکر میکرده ایم که اگر اختلاف نظری را دربارهی کسی یا اثری که برتریاش را پذیرفته ایم مطرح کنیم، از شأن و اعتبار و اهمیت او کاسته ایم. چون نقد متن را با نقد شخص اشتباه یا یکی میگرفته ایم.
✅-نیاز جامعهی ما به نقد همه جانبهی فرهنگی، نخستین مسئلهی مبرم ماست. و همین امر است که خوشایند سنت نیست. سنت به یک اعتبار، مجموعهی رفتارها و گفتارها و پندارهای نهادی شده است. حرفشنوی و نپرسیدن یکی از وجوه پابرجای سنت است.
✅اجداد و بزرگان ما به گونه ای زیسته اند. دستاوردهایی هم داشته اند. فرهنگشان محدودیتها و مقدوراتی داشته است. اما امروز ما نه میتوانیم مثل آنها زندگی کنیم، و نه توقع بیجا داریم که چرا آنها مثل امروز ما نزیسته اند. پس اگر به نقد فرهنگمان میپردازیم از یکطرف بنا به اقتضا و ایجاب امروزمان است، و از طرف دیگر به سبب سلطهای است که گذشته بر اکنونمان دارد. این سلطه را در بسیاری از امور اجتماعی و فرهنگی و غیره حتی هنوز در ادبیات امروز هم از بابتهایی میتوان دریافت.
✅میشل فوکو در تحقیقاتش نتیجه گرفته است که نقد این نیست که بگوییم وضع به طوری که هست درست نیست. بلکه نقد این است که تذکر دهیم شیوهها و کارهایی که مورد قبول ماست، بر چه چیزهایی پی ریزی شده است که بی چون و چرا مسلم گرفته میشود. بر اساس چه طرز فکرهای مأنوس و عادت شده و به محک نقد نخوردهای بنا شده که هیچکس در آنها شک و شبهه نمیکند.
نقد فرهنگ درست در این معنا مفهوم میشود که پایهی مفروضات مورد پرسش قرار گیرد. باز به قول فوکو فکر به چشم نمیآید و پنهان است. ولی آنچه باعث رفتار روزانهی ماست چیزی جز فکر نیست. حتی در احمقانهترین رسوم و ابلهانهترین نهادها و بیسروصداترین عادات هم همیشه فکر وجود دارد./ زنده یاد محمد مختاری/ تمرین مدارا/ فرهنگِ بیچرا.
❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📕@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
🔺🔺محمود سریع القلم:
🔰ساختار تصمیم گیری در ایران به نحوی است که واژه ها، مفاهیم و دیدگاه های جدید وارد آن نمی شود.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@competentmanagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
🔰ساختار تصمیم گیری در ایران به نحوی است که واژه ها، مفاهیم و دیدگاه های جدید وارد آن نمی شود.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@competentmanagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
📚امروز بیستم دی ماه سالروز شهادت امیرکبیر است. روزی که به عنوان روز ملی توسعه نامگذاری شده است .
📗آشپززاده ای که ژن خوب نداشت، اما به خاطر اصلاحات بزرگی که انجام داد، ژنهای خوب، رگش را زدند تا درس عبرتی برای ژنهای بدی باشد که وارد قلمرو آنها می شوند
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
📗آشپززاده ای که ژن خوب نداشت، اما به خاطر اصلاحات بزرگی که انجام داد، ژنهای خوب، رگش را زدند تا درس عبرتی برای ژنهای بدی باشد که وارد قلمرو آنها می شوند
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚امروز بیستم دی ماه سالروز شهادت امیرکبیر است. که به عنوان روز ملی توسعه نامگذاری شده است
🔰📌«روز ملی توسعه» با هدف آگاهی بخشی و ترویج آرمان توسعه خواهی در جامعه ایران و ترغیب اندیشمندان، پژوهشگران و کنشگران ایرانی برای تقویت گفتمان توسعه خواهی، برگزیده و معرفی شده است.
📕ماموریت «روز ملی توسعه» این است که با پذیرش مردمی و همراهی نخبگان اعلام کند: علیرغم همه موانعی که در مسیر توسعه ایجاد شده است و با وجود همه کوششهایی که منجر تخریب منابع طبیعی، انسانی و فکری این جامعه شده است، نور امید به توسعه همچنان در دل این جامعه زنده و روشن است.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕 @CompetentManagers
🔰📌«روز ملی توسعه» با هدف آگاهی بخشی و ترویج آرمان توسعه خواهی در جامعه ایران و ترغیب اندیشمندان، پژوهشگران و کنشگران ایرانی برای تقویت گفتمان توسعه خواهی، برگزیده و معرفی شده است.
📕ماموریت «روز ملی توسعه» این است که با پذیرش مردمی و همراهی نخبگان اعلام کند: علیرغم همه موانعی که در مسیر توسعه ایجاد شده است و با وجود همه کوششهایی که منجر تخریب منابع طبیعی، انسانی و فکری این جامعه شده است، نور امید به توسعه همچنان در دل این جامعه زنده و روشن است.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕 @CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
📚 بیست ام دی ماه هم سالروز ولادت و نیز سالروز شهادت بزرگ مرد اصلاحات امیر کبیر می باشد. مرد بزرگی که با ۴۵ سال عمر پر برکت، خدمات ارزنده ایی بر ایران عزیز انجام داد
🔶 به منظور ارج نهادن به مقام شامخ امیر کبیر در تقویم تاریخ کشورمان روز ۲۰ دی ماه با پیشنهاد تنی چند از اساتید صاحب نام از جمله دکتر رنانی به عنوان روز ملی توسعه شناخته شده است.
❇️ مرد نکونام نمیرد هرگز
🔺امیر کمتر از ۴ سال ( ٣ سال و ٢ ماه) بر مسند صدارت بود اما در همان مدت کوتاه صدارتش آنقدر خدمت کرد که حتی مورخین غربی هم نقش او را در تاریخ ایران نادیده نگرفتهاند
🔺امیر در این مدت تجارت ایران را سامان داد و با پوشیدن لباس ایرانی به مردم، باعث رونق تولیدات ملی شد و اگر امروز هم زنده بود قطعا مرزهای ایران را روی کالاهای بنجل چینی میبست،
🔺امیرکبیر شأن سیاست خارجی ایران را بالا برد و به سفرای کشورهای قدرتمند مانند انگلستان و روسیه به آسانی وقت ملاقات نمیداد، او در یکی از اقداماتش با ناپلئون شاه فرانسه وارد مذاکره شد و به فرانسه سفیر اعزام کرد ناپلئون هم در مقابل 4 کارخانه برای توسعۀ ایران به امیرکبیر هدیه داد،
🔺ایجاد سفارتخانه های دائمی در لندن و سنپطرزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز از جمله کارهای دیگر او بود ...
🔺 امیرکبیر فامیل بازی را در آن دوره ریشهکن کرد و پای رجال مفتخور و چاپلوس را از دربار ایران برید و مناصب بدون کار و القاب بیجهت را دور ریخت، برای اقلیتهای مذهبی حقوق برابر قائل شد و شکنجه را حذف کرد،
🔺مهمّاتسازی در زمان او رشد زیادی کرد و ارتش منظم شد، ادارۀ شیلات را از روسها گرفت و به اتباع ایران سپرد،
🔺مهمترین کارهای عمرانی که به همت امیر انجام شد نیز ساخت سد رودخانه کرخه، پل شوشتر و کشت پنبه در شمال ایران بود ...
🔺 اما قطعا بهترین و بزرگترین خدمت امیرکبیر دارلفنون بود تا جایی که ژاپن 16 سال بعد از دارالفنون اقدام به تاسیس اولین دانشگاه خود کرد ... امروز ژاپن کجاست ما کجا ؟؟؟؟
🔺پولاک اتریشی در حق او گفت : میرزا تقی خان درکشور وطنفروشان ، مظهر وطن پرستیست. امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمیخواهد
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📚@CompetentManagers
🔶 به منظور ارج نهادن به مقام شامخ امیر کبیر در تقویم تاریخ کشورمان روز ۲۰ دی ماه با پیشنهاد تنی چند از اساتید صاحب نام از جمله دکتر رنانی به عنوان روز ملی توسعه شناخته شده است.
❇️ مرد نکونام نمیرد هرگز
🔺امیر کمتر از ۴ سال ( ٣ سال و ٢ ماه) بر مسند صدارت بود اما در همان مدت کوتاه صدارتش آنقدر خدمت کرد که حتی مورخین غربی هم نقش او را در تاریخ ایران نادیده نگرفتهاند
🔺امیر در این مدت تجارت ایران را سامان داد و با پوشیدن لباس ایرانی به مردم، باعث رونق تولیدات ملی شد و اگر امروز هم زنده بود قطعا مرزهای ایران را روی کالاهای بنجل چینی میبست،
🔺امیرکبیر شأن سیاست خارجی ایران را بالا برد و به سفرای کشورهای قدرتمند مانند انگلستان و روسیه به آسانی وقت ملاقات نمیداد، او در یکی از اقداماتش با ناپلئون شاه فرانسه وارد مذاکره شد و به فرانسه سفیر اعزام کرد ناپلئون هم در مقابل 4 کارخانه برای توسعۀ ایران به امیرکبیر هدیه داد،
🔺ایجاد سفارتخانه های دائمی در لندن و سنپطرزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز از جمله کارهای دیگر او بود ...
🔺 امیرکبیر فامیل بازی را در آن دوره ریشهکن کرد و پای رجال مفتخور و چاپلوس را از دربار ایران برید و مناصب بدون کار و القاب بیجهت را دور ریخت، برای اقلیتهای مذهبی حقوق برابر قائل شد و شکنجه را حذف کرد،
🔺مهمّاتسازی در زمان او رشد زیادی کرد و ارتش منظم شد، ادارۀ شیلات را از روسها گرفت و به اتباع ایران سپرد،
🔺مهمترین کارهای عمرانی که به همت امیر انجام شد نیز ساخت سد رودخانه کرخه، پل شوشتر و کشت پنبه در شمال ایران بود ...
🔺 اما قطعا بهترین و بزرگترین خدمت امیرکبیر دارلفنون بود تا جایی که ژاپن 16 سال بعد از دارالفنون اقدام به تاسیس اولین دانشگاه خود کرد ... امروز ژاپن کجاست ما کجا ؟؟؟؟
🔺پولاک اتریشی در حق او گفت : میرزا تقی خان درکشور وطنفروشان ، مظهر وطن پرستیست. امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمیخواهد
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📚@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
📚چرا امیر کبیر را در ایران دفن نکردند؟
🔹امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در ۲۰ دی ماه در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.
🔹اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش و جلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى دور کردند!
🔹اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگی است، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!
🔹امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!
🔹آیا فکر نمى کنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون او هستیم فراموش کردیم؟!
🔹* ۱۷۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
🔹ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ بیشتر ﺑﻮﺩ.
🔹ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.
🔹ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
🔹ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩانی شان ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ.! ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ!.
🔹این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران میگریست...
🔹امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است.
🔹آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن آن زمان، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.
🔹*برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.
🔹*لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.
🔹*سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و ضمن گرامیداشت یاد او از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین در کربلاست!
🔹*در سال 1393 بیش از 30 میلیون نفر از مردم امام حسیایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحنن است نزده اند!
🔹آنقدر پخش کنید تا همه ایرانی ها بدانند آرامگاه امیرکبیر کجاست
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
🔹امیر کبیر صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه که با دسیسه هاى یک سرى وطن فروش در ۲۰ دی ماه در حمام فین کاشان به قتل رسید، در شهر کربلا به خاک سپرده شد.
🔹اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش و جلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى دور کردند!
🔹اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگی است، این است که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست!
🔹امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده!
🔹آیا فکر نمى کنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون او هستیم فراموش کردیم؟!
🔹* ۱۷۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ خبر ﺩﺍﺩﻧﺪ بعضی از افراد صاحب نفوذ، ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺯﺩﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻭﺭﻭﺩ ﺟﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ!
🔹ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺍﻣﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﺳﺨﻦ افراد ﻧﺎﺁﮔﺎﻩ در ﻣﺮﺩﻡ بیشتر ﺑﻮﺩ.
🔹ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ می ﺸﺪﻧﺪ.
🔹ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ.
🔹ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩانی شان ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ.! ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺎﻓﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ، جاهلان ﺑﺴﺎﻃﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩﺑﻮﺩﻧﺪ!.
🔹این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران میگریست...
🔹امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است.
🔹آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن آن زمان، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند.
🔹*برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. مردم ژاپن با میجی همراهی کردند، مطالعه کردند، کار کردند، منافع مردم را برمنافع خود برتری دادند، تا امروز ژاپن سومین کشور دنیا از نظر اقتصادی و بهترین کشور دنیا در تمام پارامترهای زندگی باشد.
🔹*لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، 1188 روز امیرکبیر را گریاندند.
🔹*سالانه 30 میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو می روند و ضمن گرامیداشت یاد او از اصلاحات او سپاسگزاری می کنند. ولی مردم ایران حتی نمی دانند که آرامگاه امیرکبیر روبروی صحن امام حسین در کربلاست!
🔹*در سال 1393 بیش از 30 میلیون نفر از مردم امام حسیایران از کربلا بازدید کرده اند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحنن است نزده اند!
🔹آنقدر پخش کنید تا همه ایرانی ها بدانند آرامگاه امیرکبیر کجاست
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚تفاوت "تفکر توسعه نیافته" و "تفکرتوسعه یافته" در چیست؟
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
🔰- ادامه - درتفکر توسعه نیافته:
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
🔷 تفکر توسعه نیافته تا مسئله ای به آستانه بحران نرسد به آن واکنش نمی دهد و همیشه مسائل خود را با گران ترین قیمت حل می کند،
❗️مثل رسیدگی به دندانها پس ازپوسیدگی و درد طاقت فرسا !!
❗️مثل توجه به کمبود آب پس ازخشک کردن دریاچه ها، رودخانه ها،چشمه ها!!
❗️مثل اصلاح نقاط تصادف خیز خیابان ها و جاده ها بعد از کشتن شدن عده ایی از هموطنان!!
🔷کشورها به "توسعه یافته" و"عقب مانده" تقسیم می شوند. در این تقسیم بندی، شاخص ها درطول زمان باز تعریف می شوند، ابتدا شاخص تعداد کارخانه و انبوه تولید و بعد درآمد ناخالص و... بود.
🔷اما امروزه، شاخص اصلی توسعه یافتگی کشورها، بهبود کیفیت زندگی عموم مردم است.
۱- کیفیت سلامتی مردم یک جامعه وامیدبه زندگی آنها.
۲-کیفیت نظام آموزشی و میزان شکوفا سازی استعدادها وتوانمندی فردی و اجتماعی.
۳-میزان سلامت وکارآیی سازمانها ونهادهای حاکمیتی به گونه ای که شهروندان بتوانند در جامعه خود احساس عزت، امنیت و شکوفایی نمایند.
۴-میزان قانون مداری مردم و حاکمیت
🔷بنابراین مهم ترین خصیصه در "تفکرتوسعه یافته" ارزش وحق،حقوق انسان است که معنا پیدا میکند و این شاخص ها، مدلهای برنامه ریزی و هدفگذاری را تعیین می کنند و به همین علت تکلیف تمام نهادهای تصمیم گیر وآینده ساز مشخص است چون محور ارزیابی،فقط گزارش های متنوع عددی نیست، بلکه حال و روز مردم است. بنابراین پژوهش و تحقیق مهمترین ابزار خواهد بود تا بتواند قبل از بوجود آمدن بحرانها، آسیب ها، روش مدیریت و کنترل آن را کشف و با حداقل هزینه جهت پیشگیری آن اقدام کنند.
🔰 واّما در جامعه توسعه نیافته:
۱- معمولا موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند! (خانواده ها تنها درمرز فروپاشی با مشاور تماس می گیرند، بعد از افزایش شدید فقر و بیکاری به فکرکنترل رشدجمعیت می افتند، بعد از اینکه کل سرمایه ها مادی و معنوی را مستهلک کردند، تازه به فکری طراحی الگوی توسعه می افتند!!).
۲- جامعه از یک بحران وارد بحران دیگر می شود و به رویاها وآرزوهای خود کمتر فکر می کند. و مدام در زندگی روزمرگی و معیشتی خود گرفتار است.
۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی، مدام در هیجان واسترس و اظطراب به سر می برد.
🔰- ادامه - درتفکر توسعه نیافته:
۴-افراد جامعه، مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار "هیجان جبران" هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد در مقابل اتفاقات احتمالی تمام زندگی یا بخش اعظم دستاوردهای زندگی خود را از دست داده و یا ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!
۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و دربه در دنبال لذتهای سریع و کوتاه مدت خود هستند چون آینده سازنیست. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.
۶- در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله ایی برای عمیق نگری و دقیق شدن در ریشه اصلی معضلات و مشکلات را ندارند؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه برای حل مسائل می گردند.
✍️ اما چاره چیست؟
۱-اول باید قبول کنیم که ما دچار تفکر توسعه نیافته هستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان، جا مانده است.
۲-همت واجماع ملی برای رسیدن به توسعه الزامی است ؟
3-برای آینده بهتر فرزندانمان، به شکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباطات اجتماعی ورشد عقلانیت تمرکز کنیم و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر واختصاصی وی بهره ببریم.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
🌎 هشت اشتباه محاسباتی ترامپ در ترور سردار سلیمانی
✍️ اسفندیار خدایی، دکترای مطالعات آمریکا
1️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، موضع ایران در عراق تضعیف میشود و آمریکا بر عراق مسلط میگردد. اما اینطور نشد، بلکه نفوذ ایران در عراق افزایش یافت و این آمریکاست که باید عراق را ترک کند.
2️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، اقتدار آمریکا را نمایش میدهد و موجب تضعیف آمریکا ستیزی در منطقه و ایران میشود، اما اینطور نشد بلکه گفتمان آمریکاستیزی مشروعیت بیشتری یافت و جبهه تعامل و گفتگو را تضعیف کرد.
3️⃣ ترامپ تصور میکرد این ترور موجب اختلاف و تفرقه در ایران میشود، اما اینطور نشد. بلکه بهانهای شد برای نمایش وحدت ملی و همدلی
4️⃣ ترامپ تصور میکرد با این ترور، حشدالشعبی تضعیف میشود و ارتباطش با ایران کاهش مییابد و زمینه برای تسلط آمریکا بر عراق فراهم میشود، اما اینطور نشد و امروز حشدالشعبی در یکقدمی آرزویش برای رسمیت یافتن و تکتازی در عراق است.
5️⃣ ترامپ تصور میکرد ترور سردار سلیمانی که حلقه اتصال جبهه مقاومت بود، این جبهه تضعیف میشود و از هم پاشیده میشود. اما اینطور نشد، بلکه گفتمان جبهه مقاومت، مشروعیت و اقتدار بیشتری یافت.
6️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، محبوبیت خود را در انتخابات آمریکا افزایش خواهد داد. اما اینطور نشد، موج انتقادات به ترور و پاسخ ایران موجب شد که به این هدف نرسد بلکه آسیب هم دید.
7️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، ضرب شصتی به ایران نشان خواهد داد و موجب بازگشت ایران به میز مذاکره میشود، اما اینطور نشد، بلکه احتمال گفتگو با ایران کاهش یافت.
8️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، اعتبار آمریکا در جهان و منطقه افزایش مییابد. اما اینطور نشد و این اعتبار و اقتدار ایران بود که افزایش یافت و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را از امریکا نومید و به فکر تعامل با ایران انداخت.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
✍️ اسفندیار خدایی، دکترای مطالعات آمریکا
1️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، موضع ایران در عراق تضعیف میشود و آمریکا بر عراق مسلط میگردد. اما اینطور نشد، بلکه نفوذ ایران در عراق افزایش یافت و این آمریکاست که باید عراق را ترک کند.
2️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، اقتدار آمریکا را نمایش میدهد و موجب تضعیف آمریکا ستیزی در منطقه و ایران میشود، اما اینطور نشد بلکه گفتمان آمریکاستیزی مشروعیت بیشتری یافت و جبهه تعامل و گفتگو را تضعیف کرد.
3️⃣ ترامپ تصور میکرد این ترور موجب اختلاف و تفرقه در ایران میشود، اما اینطور نشد. بلکه بهانهای شد برای نمایش وحدت ملی و همدلی
4️⃣ ترامپ تصور میکرد با این ترور، حشدالشعبی تضعیف میشود و ارتباطش با ایران کاهش مییابد و زمینه برای تسلط آمریکا بر عراق فراهم میشود، اما اینطور نشد و امروز حشدالشعبی در یکقدمی آرزویش برای رسمیت یافتن و تکتازی در عراق است.
5️⃣ ترامپ تصور میکرد ترور سردار سلیمانی که حلقه اتصال جبهه مقاومت بود، این جبهه تضعیف میشود و از هم پاشیده میشود. اما اینطور نشد، بلکه گفتمان جبهه مقاومت، مشروعیت و اقتدار بیشتری یافت.
6️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، محبوبیت خود را در انتخابات آمریکا افزایش خواهد داد. اما اینطور نشد، موج انتقادات به ترور و پاسخ ایران موجب شد که به این هدف نرسد بلکه آسیب هم دید.
7️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، ضرب شصتی به ایران نشان خواهد داد و موجب بازگشت ایران به میز مذاکره میشود، اما اینطور نشد، بلکه احتمال گفتگو با ایران کاهش یافت.
8️⃣ ترامپ تصور میکرد با ترور سردار سلیمانی، اعتبار آمریکا در جهان و منطقه افزایش مییابد. اما اینطور نشد و این اعتبار و اقتدار ایران بود که افزایش یافت و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را از امریکا نومید و به فکر تعامل با ایران انداخت.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شش گنج تفکر برای زبدگی
📍رویداد تدکس زنجان (۲۰۱۹)
⏳ مدت زمان حدود ۱۷ دقیقه
✍️دکتر مهدی شامی زنجانی
💎در این سخنرانی که در رویداد تدکس زنجان (۱۳۹۸) انجام گردید، دکتر مهدی شامی زنجانی ضمن تشریح مفهومِ «زبدگی در زندگی»، «شش گنج تفکر» برای دستیابی به آن معرفی میکند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
📍رویداد تدکس زنجان (۲۰۱۹)
⏳ مدت زمان حدود ۱۷ دقیقه
✍️دکتر مهدی شامی زنجانی
💎در این سخنرانی که در رویداد تدکس زنجان (۱۳۹۸) انجام گردید، دکتر مهدی شامی زنجانی ضمن تشریح مفهومِ «زبدگی در زندگی»، «شش گنج تفکر» برای دستیابی به آن معرفی میکند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
📚بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی- بخش اول-
🔷نکنه: این مطلب در 4 بخش تقدیم میگردد
✍️ محمدرضا نیستانی
🔺شاخصترین پایة شخصیت فرد, میل به اندیشیدن و توانایی فکر به صورت انتقادی است. تفکر انتقادی به افراد در حل مسائل, تصمیمگیری در موقعیتهای زندگی و شکلگیری هویت و عادتی با ثبات در شخص کمک میکند. جامعه هر چقدر پویاتر باشد, نیاز به اندیشمندان انتقادی بیشتر احساس میشود. جامعه همواره نیازمند متفکرانی است که از قضاوت خوب درباره مسائل جامعه خویش برخوردارند و میدانند که چه زمانی و چگونه مهارتهای تفکر را در جامعه خویش بکار گیرند, برخورداری از تفکر انتقادی در جامعه سیاسی به افراد یاری میرساند تا شهروندانی آگاه و مطلع باشند و آزادی حقیقی را تجربه کنند.
🔺بنابراین, تفکر انتقادی بعنوان مهارتهای فرد در تعبیر و تفسیر, تجزیه و تحلیل, ارزیابی و نیز شناسایی پدیده های اجتماعی, منبعی نیرومند در زندگی مدنی و سیاسی محسوب میشود. با توجه به نقش اساسی تفکر انتقادی در زندگی, هدف اصلی آموزش و پرورش میبایست فراتر از کسب آسان دانش, تربیت متفکران انتقادی باشد.
📚زندگی بر پایه تفکر انتقادی
زندگی در جامعه پیچیده امروزی نیازمند افرادی است که قادر هستند با تکیه بر تفکر و اندیشه خود بر مسائل پیرامون خویش فائق آیند و در چارچوب و چشم انداز روشنی, اطلاعات لازم را در مورد زندگی خویش جمعآوری و ترکیب کنند و با یک داوری خوب, آنها را ارزیابی نمایند و از کارهای ناممکن بپرهیزند. در حقیقت, افراد برای مواجهه با مسائل زندگی و اتخاذ تصمیمهای اساسی نیازمند مهارتها و صلاحیتهای تفکر انتقادی هستند.
🔺برای اینکه فرد بتواند تصمیم مهمی در زندگی بگیرد, میبایست قدرت تجزیه و تحلیل, ارزیابی و قضاوت نسبت به شرایط زندگی خود را داشته باشد. داشتن توانایی و مهارت تفکر انتقادی به اشخاص اجازه میدهد تا بتوانند در زندگی, اطلاعات پیرامون خود را پردازش نمایند, بطور عینی به استدلال و استخراج نتایج از انواع متنوع اطلاعات پرداخته و بطور مؤثر, عینی و ملموس به ارزیابی مشکلات بپردازند و با وجود اطلاعات ناقص, تصمیمگیری معقول و مستدلی اتخاذ نمایند. در واقع, خردمند هر کاری را به فرمان خرد و اندیشه میکند.
🔺بنابراین تفکر انتقادی, تفکر جوابگو (مسئول) و ماهرانه است که به قضاوت خوب افراد نسبت به خود, دیگران و جامعه در زمان حال منجر میشود.
🔺تفکر انتقادی, تفکر اصلاحگراست, بطوریکه بر کشف نقاط ضعف و اصلاح کاستیهای افراد تأثیر میگذارد. بنابرین تفکر انتقادی را بایستی بعنوان یک فرایند درونی دانست که به موجب آن, وضعیت مشکل زای زندگی بطور نقادانه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و راههای برون رفت از مشکل, بطور خردمندانه تشخیص داده میشود. ادامه دارد ....
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔷نکنه: این مطلب در 4 بخش تقدیم میگردد
✍️ محمدرضا نیستانی
🔺شاخصترین پایة شخصیت فرد, میل به اندیشیدن و توانایی فکر به صورت انتقادی است. تفکر انتقادی به افراد در حل مسائل, تصمیمگیری در موقعیتهای زندگی و شکلگیری هویت و عادتی با ثبات در شخص کمک میکند. جامعه هر چقدر پویاتر باشد, نیاز به اندیشمندان انتقادی بیشتر احساس میشود. جامعه همواره نیازمند متفکرانی است که از قضاوت خوب درباره مسائل جامعه خویش برخوردارند و میدانند که چه زمانی و چگونه مهارتهای تفکر را در جامعه خویش بکار گیرند, برخورداری از تفکر انتقادی در جامعه سیاسی به افراد یاری میرساند تا شهروندانی آگاه و مطلع باشند و آزادی حقیقی را تجربه کنند.
🔺بنابراین, تفکر انتقادی بعنوان مهارتهای فرد در تعبیر و تفسیر, تجزیه و تحلیل, ارزیابی و نیز شناسایی پدیده های اجتماعی, منبعی نیرومند در زندگی مدنی و سیاسی محسوب میشود. با توجه به نقش اساسی تفکر انتقادی در زندگی, هدف اصلی آموزش و پرورش میبایست فراتر از کسب آسان دانش, تربیت متفکران انتقادی باشد.
📚زندگی بر پایه تفکر انتقادی
زندگی در جامعه پیچیده امروزی نیازمند افرادی است که قادر هستند با تکیه بر تفکر و اندیشه خود بر مسائل پیرامون خویش فائق آیند و در چارچوب و چشم انداز روشنی, اطلاعات لازم را در مورد زندگی خویش جمعآوری و ترکیب کنند و با یک داوری خوب, آنها را ارزیابی نمایند و از کارهای ناممکن بپرهیزند. در حقیقت, افراد برای مواجهه با مسائل زندگی و اتخاذ تصمیمهای اساسی نیازمند مهارتها و صلاحیتهای تفکر انتقادی هستند.
🔺برای اینکه فرد بتواند تصمیم مهمی در زندگی بگیرد, میبایست قدرت تجزیه و تحلیل, ارزیابی و قضاوت نسبت به شرایط زندگی خود را داشته باشد. داشتن توانایی و مهارت تفکر انتقادی به اشخاص اجازه میدهد تا بتوانند در زندگی, اطلاعات پیرامون خود را پردازش نمایند, بطور عینی به استدلال و استخراج نتایج از انواع متنوع اطلاعات پرداخته و بطور مؤثر, عینی و ملموس به ارزیابی مشکلات بپردازند و با وجود اطلاعات ناقص, تصمیمگیری معقول و مستدلی اتخاذ نمایند. در واقع, خردمند هر کاری را به فرمان خرد و اندیشه میکند.
🔺بنابراین تفکر انتقادی, تفکر جوابگو (مسئول) و ماهرانه است که به قضاوت خوب افراد نسبت به خود, دیگران و جامعه در زمان حال منجر میشود.
🔺تفکر انتقادی, تفکر اصلاحگراست, بطوریکه بر کشف نقاط ضعف و اصلاح کاستیهای افراد تأثیر میگذارد. بنابرین تفکر انتقادی را بایستی بعنوان یک فرایند درونی دانست که به موجب آن, وضعیت مشکل زای زندگی بطور نقادانه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد و راههای برون رفت از مشکل, بطور خردمندانه تشخیص داده میشود. ادامه دارد ....
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📚بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی- بخش دوم-
🔰تفکر انتقادی برای خلق یک جامعه دموکراتیک
از دیدگاه جامعه شناسان سیاسی یکی از آفتهای اجتماعی که به تداوم سلطه کمک میکند, حضور انسانهای فاقد اندیشه انتقادی در جوامع مختلف است. تجربه تاریخی در نقاط مختلف جهان نشان داده است که توده مردم همواره با حضور غیر نقادانه اش د ر حوزه عمومی و گزینشهای سیاسی, کفه اردوگاه خودکامهگان را سنگینتر میکند. تفکر انتقادی کمک میکند تا افراد جامعه, فریب نیرنگها و عوام فریبی سیاست مداران را نخورند و به تقلید نا اندیشیده از دیگران, دست نیازند.
🔺در یک حکومت مردم سالار, صرف خوب بودن برای شهروندان کافی نیست, بلکه جامعه نیازمند افرادی است که از بینش و بصیرتی برخوردار باشند که بتوانند در جامعه, راهبر خویشتن باشند, شهروند خوب به قول ادوارد گلاسر ـ میبایست درک درستی از مسائل اقتصادی, سیاسی و اجتماعی داشته باشد و از توانایی تفکر انتقادی درباره موضوعهای مشاجره آمیز برخوردار باشند (گلاسر, 1941: 5)
🔺زندگی در اجتماع نیازمند داشتن آگاهی و قوه تحلیل انتقادی نسبت به هنجارها, فرهنگ و ساختار حکومتی و قوانین و مقررات اجتماعی است.
🔺در نظامهای سوسیالیسم, تعلیم و تربیت مبتنی بر ارزشها, هنجارها, باورها و عقاید کمونیستی است. در نظامهای توتالیتاریسم و دیکتاتوری, آموزش و پرورش, در خدمت تربیت انسانهایی است فاقد قوه نقد و اندیشه, انسانهایی که تنها برای شنیدن و پذیرش بیچون و چرای ایدئولوژیهای حاکمان تربیت میشوند. درچنین نظامهایی با پرهیز از پرورش تفکر انتقادی, آموزش و پرورش بمثابه اهرم رشد و تداوم قوه قهریه حکومت بر مردم ناتوان عمل میکند.
🔺اما در نظامهای سیاسی که مبتنی بر مردم سالاری است, شهروندان برای اندیشیدن بصورت انتقادی تربیت میشوند. در نظامهای مردم سالار, تربیت در خدمت خلق ارزشهای مدنی و پرورش شهروندان نقاد, فکور, مشارکتجو, فعال, قانونمند, آگاه و بصیری است که ضامن رشد نظام دموکراتیک هستند. در درموکراسی هیچ مرد یا زنی نباید بَرده یا شورشی باشد, بلکه باید شهروند باشد. یعنی فردی باشد که سهم خود و دیگران را نسبت به حکومت بالسویه بداند.
🔺بنابراین, تحقق آرمانهای یک نظام دموکراتیک در برقراری عدالت اجتماعی, قانونگرایی و سعادت بشر, در سایه تربیت انسانهایی فکور و تحلیلگر میسر میشود. مردم در نظام مردم سالار, نباید انسانهایی خنثی در حکومت باشند, بلکه میبایستی شهروندانی باشند منتقد, کنجکاو, جستجوگر و مسئولیتپذیر در مسائل اجتماعی و سیاسی. ادامه دارد....
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰تفکر انتقادی برای خلق یک جامعه دموکراتیک
از دیدگاه جامعه شناسان سیاسی یکی از آفتهای اجتماعی که به تداوم سلطه کمک میکند, حضور انسانهای فاقد اندیشه انتقادی در جوامع مختلف است. تجربه تاریخی در نقاط مختلف جهان نشان داده است که توده مردم همواره با حضور غیر نقادانه اش د ر حوزه عمومی و گزینشهای سیاسی, کفه اردوگاه خودکامهگان را سنگینتر میکند. تفکر انتقادی کمک میکند تا افراد جامعه, فریب نیرنگها و عوام فریبی سیاست مداران را نخورند و به تقلید نا اندیشیده از دیگران, دست نیازند.
🔺در یک حکومت مردم سالار, صرف خوب بودن برای شهروندان کافی نیست, بلکه جامعه نیازمند افرادی است که از بینش و بصیرتی برخوردار باشند که بتوانند در جامعه, راهبر خویشتن باشند, شهروند خوب به قول ادوارد گلاسر ـ میبایست درک درستی از مسائل اقتصادی, سیاسی و اجتماعی داشته باشد و از توانایی تفکر انتقادی درباره موضوعهای مشاجره آمیز برخوردار باشند (گلاسر, 1941: 5)
🔺زندگی در اجتماع نیازمند داشتن آگاهی و قوه تحلیل انتقادی نسبت به هنجارها, فرهنگ و ساختار حکومتی و قوانین و مقررات اجتماعی است.
🔺در نظامهای سوسیالیسم, تعلیم و تربیت مبتنی بر ارزشها, هنجارها, باورها و عقاید کمونیستی است. در نظامهای توتالیتاریسم و دیکتاتوری, آموزش و پرورش, در خدمت تربیت انسانهایی است فاقد قوه نقد و اندیشه, انسانهایی که تنها برای شنیدن و پذیرش بیچون و چرای ایدئولوژیهای حاکمان تربیت میشوند. درچنین نظامهایی با پرهیز از پرورش تفکر انتقادی, آموزش و پرورش بمثابه اهرم رشد و تداوم قوه قهریه حکومت بر مردم ناتوان عمل میکند.
🔺اما در نظامهای سیاسی که مبتنی بر مردم سالاری است, شهروندان برای اندیشیدن بصورت انتقادی تربیت میشوند. در نظامهای مردم سالار, تربیت در خدمت خلق ارزشهای مدنی و پرورش شهروندان نقاد, فکور, مشارکتجو, فعال, قانونمند, آگاه و بصیری است که ضامن رشد نظام دموکراتیک هستند. در درموکراسی هیچ مرد یا زنی نباید بَرده یا شورشی باشد, بلکه باید شهروند باشد. یعنی فردی باشد که سهم خود و دیگران را نسبت به حکومت بالسویه بداند.
🔺بنابراین, تحقق آرمانهای یک نظام دموکراتیک در برقراری عدالت اجتماعی, قانونگرایی و سعادت بشر, در سایه تربیت انسانهایی فکور و تحلیلگر میسر میشود. مردم در نظام مردم سالار, نباید انسانهایی خنثی در حکومت باشند, بلکه میبایستی شهروندانی باشند منتقد, کنجکاو, جستجوگر و مسئولیتپذیر در مسائل اجتماعی و سیاسی. ادامه دارد....
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی- بخش سوم-
🔰نقش تفکر انتقادی در پیشرفت شغلی و حرفهیی
🔺تفکر انتقادی و مهارتهای آن همچنین امری ضروری و مؤلفة اصلی در اکثر رشتهها و حرفههاست. در واقع, برخورداری از تفکر انتقادی برای موفقیت فرد در شغل و حرفه خویش گریزناپذیر است. کمتر حرفه و شغلی را میتوان یافت که نیاز به مهارتهای تفکر انتقادی نداشته باشد. اگر شخصی دارای تفکر انتقادی و تمایلات انسانی بالاتری باشد, بطور طبیعی در محل کار خویش از نفوذ بیشتری برخوردار خواهد بود و در میان همکاران نیز مقبولتر جلوهگر خواهد شد. تفکر انتقادی به افراد کمک میکند تا بمدد دانایی در کارهای خود توانمند و در شغل و حرفه خویش, دارای رفتارهای فراکنشی باشند, در مسائل حرفهیی به تعبیر و تفسیرهای فعلا و ماهرانه بپردازند و از طریق ارزیابی شواهد, روابط و اطلاعات در کار حرفهای خویش تصمیم درستی بگیرند. در حقیقت, از طریق تفکر انتقادی, اشخاص میتوانند با طرح پرسشهای انتقادی و استدلال منطقی در مسائل شغلی خود بطور موفق تصمیم بگیرند.
🔰نقش تفکر انتقادی در مواجهه با اطلاعات فزاینده بشری
🔺داشتن قابلیت تفکر انتقادی در مواجهه با چالشهای فزاینده دنیای اطلاعات نیز بسیار با اهمیت است. آهنگ سریع تغییرات در همه زمینهها و افزایش مداوم منابع اطلاعات, امروزه افراد را ملزم ساخته است تا بصورت انتقادی بیندیشند.
🔺با انفجار اطلاعات, جهان وارد عصر جدیدی گردیده که دانش بشر را به گونهیی حیرت انگیز افزایش داده است, دانش تولید شده در طول 30 سال گذشته از جمع کل دانش تولید شده در طی هزار سال قبل از آن فراتر رفته است.
🔺انفجار دانش بشری, جهانی شدن و سرعت گرفتن نرخ تغییرات, تحول اساسی را در تعلیم و تربیت افراد جامعه بسوی تفکر انتقادی موجب شده است. اگر چه امروزه استفاده از فناوریهای متنوع مانند رایانهها, اینترنت و فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی برای جوانان بسهولت قابل دسترسی است, با این حال آنها برای کار اثر بخش در محیطهای مجازی و پیچیدة امروزی, به مهارتهای تفکر انتقادی نیاز دارند. آنها باید قادر باشند برای برقراری ارتباط, همکاری و کار با دیگران در موقعیتهای نامتجانس از روشهای پیچیده شناختی استفاده نمایند.
🔺در واقع امروزه مردم با اطلاعات فزایندهای مواجه هستند که در رادیو و تلویزیونهای دولتی و شبکههای خصوصی ماهوارهیی, در اینترنت, وبلاگها و سایتهای مختلف انتشار مییابد, بدون داشتن مهارتهای تفکر انتقادی, مواجه شدن با این حجم بالای اطلاعات, از نظر سیاسی و ا جتماعی بسیار مضر و زیان بار است. ادامه دارد...
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰نقش تفکر انتقادی در پیشرفت شغلی و حرفهیی
🔺تفکر انتقادی و مهارتهای آن همچنین امری ضروری و مؤلفة اصلی در اکثر رشتهها و حرفههاست. در واقع, برخورداری از تفکر انتقادی برای موفقیت فرد در شغل و حرفه خویش گریزناپذیر است. کمتر حرفه و شغلی را میتوان یافت که نیاز به مهارتهای تفکر انتقادی نداشته باشد. اگر شخصی دارای تفکر انتقادی و تمایلات انسانی بالاتری باشد, بطور طبیعی در محل کار خویش از نفوذ بیشتری برخوردار خواهد بود و در میان همکاران نیز مقبولتر جلوهگر خواهد شد. تفکر انتقادی به افراد کمک میکند تا بمدد دانایی در کارهای خود توانمند و در شغل و حرفه خویش, دارای رفتارهای فراکنشی باشند, در مسائل حرفهیی به تعبیر و تفسیرهای فعلا و ماهرانه بپردازند و از طریق ارزیابی شواهد, روابط و اطلاعات در کار حرفهای خویش تصمیم درستی بگیرند. در حقیقت, از طریق تفکر انتقادی, اشخاص میتوانند با طرح پرسشهای انتقادی و استدلال منطقی در مسائل شغلی خود بطور موفق تصمیم بگیرند.
🔰نقش تفکر انتقادی در مواجهه با اطلاعات فزاینده بشری
🔺داشتن قابلیت تفکر انتقادی در مواجهه با چالشهای فزاینده دنیای اطلاعات نیز بسیار با اهمیت است. آهنگ سریع تغییرات در همه زمینهها و افزایش مداوم منابع اطلاعات, امروزه افراد را ملزم ساخته است تا بصورت انتقادی بیندیشند.
🔺با انفجار اطلاعات, جهان وارد عصر جدیدی گردیده که دانش بشر را به گونهیی حیرت انگیز افزایش داده است, دانش تولید شده در طول 30 سال گذشته از جمع کل دانش تولید شده در طی هزار سال قبل از آن فراتر رفته است.
🔺انفجار دانش بشری, جهانی شدن و سرعت گرفتن نرخ تغییرات, تحول اساسی را در تعلیم و تربیت افراد جامعه بسوی تفکر انتقادی موجب شده است. اگر چه امروزه استفاده از فناوریهای متنوع مانند رایانهها, اینترنت و فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی برای جوانان بسهولت قابل دسترسی است, با این حال آنها برای کار اثر بخش در محیطهای مجازی و پیچیدة امروزی, به مهارتهای تفکر انتقادی نیاز دارند. آنها باید قادر باشند برای برقراری ارتباط, همکاری و کار با دیگران در موقعیتهای نامتجانس از روشهای پیچیده شناختی استفاده نمایند.
🔺در واقع امروزه مردم با اطلاعات فزایندهای مواجه هستند که در رادیو و تلویزیونهای دولتی و شبکههای خصوصی ماهوارهیی, در اینترنت, وبلاگها و سایتهای مختلف انتشار مییابد, بدون داشتن مهارتهای تفکر انتقادی, مواجه شدن با این حجم بالای اطلاعات, از نظر سیاسی و ا جتماعی بسیار مضر و زیان بار است. ادامه دارد...
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚بررسی نقش تفکر انتقادی در زندگی اجتماعی- بخش چهارم-
🔰نقش تفکر انتقادی در آموزش و پرورش رهایی بخش:
🔺تفکر انتقادی یکی از مهمترین عناصر آموزش و پرورش رهایی بخش است تا دانش آموزان را برای یک جامعه پویا آماده کند. از دیدگاه بسیاری از نظریه پردازان, آمادگی برای مشارکت در زندگی شهری و مردم سالار, مبنا و اصل بنیادین در تعلیم و تربیت رهایی بخش محسوب میشود. برای آنکه شهروندان بتوانند بر خود حکمرانی کنند, باید دارای اندیشه انتقادی باشند و میبایست مطابق اصول اخلاقی و ارزشهای مدنی تربیت شوند.
🔰نتیجه گیری
در دنیایی که تحولات سریع و مخاطره آمیز و محدودیتهای مزمن, جزو مشخصه های زندگی آینده بشر شده است, هیچ گزینه یی جز اندیشیدن به صورت انتقادی کارساز نیست. میل و اندیشه انتقادی, یکی از مهمترین ضرورتها برای رویارو شدن با واقعیتهای دنیای مدرن است. یعنی رهایی از تخیلها و اوهام و توسل به اندیشه, عشق و امید.
🔺تفکر انتقادی در جامعه, افراد را از حالت انفعالی بیرون میآورد و به آنها مهارتها و توانایی هایی می بخشد تا بجای تقلید کورکورانه از الگوها و پذیرش بیچون و چرا والدین, معلمان, سیاستمداران و رسانه ها, بتوانند با تمسک به تفکر و اندیشه انتقادی در جستجوی حقیقت و دانایی باشند و هرگز از جستجوی حقیقت و کوشش برای درک پدیده های اجتماعی غفلت نورزند. تفکر انتقادی به شهروندان کمک میکند تا در مسائل عمومی, داوری هوشمندانه یی داشته باشند و بطور مردم سالارانه در حل مسائل اجتماعی سهیم گردند.
✍️محمدرضا نیستانی: عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰نقش تفکر انتقادی در آموزش و پرورش رهایی بخش:
🔺تفکر انتقادی یکی از مهمترین عناصر آموزش و پرورش رهایی بخش است تا دانش آموزان را برای یک جامعه پویا آماده کند. از دیدگاه بسیاری از نظریه پردازان, آمادگی برای مشارکت در زندگی شهری و مردم سالار, مبنا و اصل بنیادین در تعلیم و تربیت رهایی بخش محسوب میشود. برای آنکه شهروندان بتوانند بر خود حکمرانی کنند, باید دارای اندیشه انتقادی باشند و میبایست مطابق اصول اخلاقی و ارزشهای مدنی تربیت شوند.
🔰نتیجه گیری
در دنیایی که تحولات سریع و مخاطره آمیز و محدودیتهای مزمن, جزو مشخصه های زندگی آینده بشر شده است, هیچ گزینه یی جز اندیشیدن به صورت انتقادی کارساز نیست. میل و اندیشه انتقادی, یکی از مهمترین ضرورتها برای رویارو شدن با واقعیتهای دنیای مدرن است. یعنی رهایی از تخیلها و اوهام و توسل به اندیشه, عشق و امید.
🔺تفکر انتقادی در جامعه, افراد را از حالت انفعالی بیرون میآورد و به آنها مهارتها و توانایی هایی می بخشد تا بجای تقلید کورکورانه از الگوها و پذیرش بیچون و چرا والدین, معلمان, سیاستمداران و رسانه ها, بتوانند با تمسک به تفکر و اندیشه انتقادی در جستجوی حقیقت و دانایی باشند و هرگز از جستجوی حقیقت و کوشش برای درک پدیده های اجتماعی غفلت نورزند. تفکر انتقادی به شهروندان کمک میکند تا در مسائل عمومی, داوری هوشمندانه یی داشته باشند و بطور مردم سالارانه در حل مسائل اجتماعی سهیم گردند.
✍️محمدرضا نیستانی: عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach