(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
‍‍ ‍‍ 🔴✅چرا همدیگر را قبول نداریم ؟


🔰در فرهنگ شرق آسیا، مفاهیمی مانند: ما، جمع، عامه، عموم و مردم بسیار مقدس هستند و به همین دلیل ال جی ، سامسونگ، تویوتا، پاناسونیک
شکل می­ گیرند. زیمنس و بنز بر اساس تفکرات لیبرالی شکل گرفته­ اند اما پاناسونیک و سامسونگ بر اساس تفکرات کنفوسیوسی به وجود آمده­ اند. هم آلمانی ها و هم ژاپنی­ ها، در رعایت کردن حدود و حقوق یکدیگر، تجربه مثبت کسب می­ کنند و می­ آموزند که همدیگر را قبول کنند و اعتماد کنند. آن قدر افراد رعایت هم را می­ کنند که حذف و انحصار بی معنا می­ شوند.

⭕️دلیل یک؛ به نظر می رسد افراد از طریق تجربه یاد می گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب مناسبی دریافت نکنند، آنها در نوجوانی و جوانی به تدریج می آموزند که کارهای زیر، خیلی فایده و عاقبتی ندارند:

🎯خوبی کردن، رعایت کردن، ملاحظه کردن، منصف بودن، جبران کردن، احترام گذاشتن، جا باز کردن برای دیگران، توانایی دیگران را تقدیر کردن، سهم برای دیگران قایل شدن، انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن و صدها کار مثبت دیگر.

✍️وقتی افراد از همسایه، دوست، همکار، محیط کار و دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب شایسته نمی گیرند راه خود را می روند. و سپس به تدریج از خود می پرسند: چرا باید رعایت کنم و وقت بگذارم وقتی از طرف مقابل برخوردِ مثبتی نمی بینم. نتیجه آنکه، جامعه مدنی شکل نمی گیرد و افراد به گروه های بسیار کوچک رو می آورند؛ آنچه جامعه شناسان بدان، ذره ذره شدن جامعه می گوین: جبران کردن و انتظار جبران داشتن، جزیی از طبع بشر است.

⭕️ دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی کنند و مرتب حریم ها را می شکنند، دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد در درون و ناخودآگاه به خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من!

🎯وقتی فرد، اولویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می کنند. خودخواهی و Ego همه جا سایه می افکنند. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران اهمیت نداشته باشند، خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند.

⭕️ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار شییر کنند و شریک پیدا کنند. شییر کردن یعنی جمعی فکر کردن. جمعی کاری را انجام دادن. جمعی مشکلی را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند
(Self-obsession).

✍️ در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم تر از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. شییر کردن یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. شییر کردن و خصلت تسهیم کردن در جوامعی یافت می شود که جمع مقدم بر فرد باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد؛

⭕️ دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی دانند. همه انسان ها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات و مشاهدات خود استفاده کنند. ولی تصمیم سازی و تصمیم گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می پذیرد.

👈 داشتن مدرک با متخصص شدن متفاوت است. دانشگاه و محل تحصیل، سطح دانش اساتیدی که یک فرد تحصیل کرده در معرض آنها قرار گرفته تعیین کننده هستند. هر فردی که مدرک دکتری داشت دلیل بر تخصص او نیست.

🤔وقتی مدرک داران ده ها برابر تحصیل کرده ها می شوند و هرم تخصص و دانش و کیفیت تحصیل اصالت خود را از دست میدهند، شرایط به گونه ای شکل میگیرد که همه خود را حداقل در داشتن دکتری مساوی می دانند. در کشوری که راحت دکتری می دهند، به تدریج تخصص از بین می رود.

🔵دو راه حل و راهبرد قابل طرح است:
یکی تخصصی شدن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و خروج از مرید پروری، فرهنگ حذف و حلقه های انحصار و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی. آموزش گسترده مدنیت برای رعایت حقوق یکدیگر، حساس بودن به قول، وفای بعهد و جا باز کردن برای یکدیگر. تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی آیند

📝هیچ کشوری نمی تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه های اجتماعی، فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا میتوان به شاخص های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است.

🔰@CompetentManagers
💢 چالشهای مدیریت منابع انسانی در شرایط رکود اقتصادی


در یک دوره رکود اقتصادی، مدیران منابع انسانی قادر به ادامه فعالیت در روال معمول و موجود سازمان و یا کسب و کار نخواهند بود. در پاسخ به عدم اطمینان های ایجاد شده در اثر رکود اقتصادی، استراتژی مدیریت مدیریت منابع انسانی باید روی مواردی چون موارد زیر تمرکز نماید:


• کاهش کارکنان و تأثیرات آن بر کارکنان و سازمان،
• تنظیم مجدد مقررات و دستورالعملهای مدیریت منابع انسانی،
• به حداقل رساندن تأثیرات تعدیل اقتصادی بر سازمان
• از همه مهمتر آماده شدن برای دوره بعد از رکود

در این میان منابع انسانی سازمان سه دسته خواهند شد:

🛑1 . قربانیان

اشخاصی هستند که به دلیل کاهش اندازه سازمان در اثر رکود، شغل خود را از دست می دهند. هدف HRM در مدیریت جدایی کارمندان اجرای فرایند کوچک سازی به شکلی است که به کارکنان اخراج شده اجازه می دهد سازمان را با عزت ترک کنند. خاتمه دادن با عزت به مواردی چون پرداخت کامل حق سنوات، ادامه کار مربیگری، مشاوره برای کارکنان جدا شده و ارائه دوره های آموزش مجدد برای کمک به قربانیان در کسب مهارت جدید در بازار کار مربوط می شود.

🛑 2. بازماندگان:
همان کارمندانی هستند که در سازمان باقی می مانند. اگرچه هنوز شاغل هستند، اما دچار "سندرم بازمانده" می شوند . این بیماری باعث کاهش چشمگیر انگیزش، اشتغال و بهره وری کارمندان می شود که در نتیجه کاهش نیروی کار در یک سازمان را رقم میزند. علائم شایع شامل عدم اطمینان شغلی، ترس، عصبانیت، درک ناعادلانه بودن، استرس ناشی از افزایش کار و از دست دادن وفاداری و تعهد است. برخی محققان پیشنهاد می کنند که کاهش اندازه پدیده ای در بازماندگان به نام "چرخه شکست" را ایجاد میکند که با نارضایتی و ترس از اقدام آغاز می شود. بنابراین ، منجر به ناکارآمدی سازمانی و کاهش تعهد سازمانی می شود.

🛑 3. مجریان

مدیران سازمانی که روند کاهش کارکنان را هدایت می کنند، گروه سوم را تشکیل می دهند. برخی از محققان این کارمندان را "مجریان" خوانده اند که دارای مسئولیت برنامه ریزی، اجرا و یا برخورد با پیامدهای فعالیت های كاهش دهنده عملکرد هستند. شاید بتوان گفت سخت ترین وظایف اجرایی و مدیریتی را ایندسته از افراد بر عهده دارند و نیازمند مربی گری ، کسب شایستگی های جدید و توانمندسازی به ویژه برای دوره بعد از رکود هستند.

✏️ باکانال مدیران شایسته همراه شوید

@competentmanagersfh
🔰21 ابرچالش جمهوری اسلامی ایران_ بخش سوم-

🛑 10-دشواری کسب و کار:

کارآفرینی در ایران و استمرار حیات یک بنگاه اقتصادی، مصیبتی تمام عیار است. راه اندازی یک کسب و کار در ایران، از یک رستوران کوچک گرفته تا یک کارخانه بزرگ، مسلتزم عبور از هفت خان رستم و کسب اجازه از افراد و نهادهای متعدد و در بسیار اوقات، دادن رشوه و سهم و ... به این و آن است. تازه بعد از راه اندازی کسب و کار، مصیبت اداره و سرپا نگهداشتن آن سراغ کارآفرین می آید و اصطکاک دائمی با نهادهای مختلف مرتبط و حتی غیرمرتبط، کارآفرین را از کرده خود پشیمان می کند.

این در حالی است که کسب و کارهای کوچک و متوسط در همه کشورهای دنیا، بار اصلی اشتغالزایی و گردش پول در جامعه را بر عهده دارند و از این روست، راه اندازی و اداره یک کسب و کار بسیار آسان و روان است.

عدم اصلاح این وضعیت، نه تنها سرمایه گذاری خارجی را تهدید می کند بلکه بلای جان سرمایه گذاری داخلی و دلیل عمده ای برای حرکت های لجام گسیخته نقدینگی و فرار سرمایه هاست و این یعنی یک خطر بسیار بزرگ اقتصادی با تبعات بزرگ تر اجتماعی، سیاسی و امنیتی.

🛑11 - تداخل امور:

اتفاق عجیبی که در ایران رخ داده، تداخل وظایف است. نهادهای حکومتی مانند برخی نیروهای مسلح بانکداری می کنند، بانک ها وارد خرید و فروش ملک و ساختمان شده اند، آموزش و پرورش شرکت بیمه دارد و برخی ائمه جمعه در کار ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی مداخله می کنند. این درهم آمیختگی، مرزهای شفاف و قانونمند اداره کشور را مشوش می کند، دستگاه ها را از وظایف اصلی شان منحرف می سازد و ای بسا زمینه گسترش فساد و ناکارآمدی را فراهم کند.

🛑12 - عدم پژواک صدای مردم:

رسانه هایی که با پول عموم مردم فعالیت می کنند و در رأس آنها صدا و سیما، می بایست بازتاب دهنده صدای همه طیف های جامعه باشند. وقتی مردم خود را در رسانه ها ببینند، تعلق خاطرشان به آن جامعه زیاد می شود ولی وقتی بین آنچه در رسانه می گذرد و زندگی و خواسته های خودش نسبتی نمی یابد یا بدتر، نسبت عکس می بیند، یا مسیر قهر را در پیش می گیرد یا بر می آشوبد.

🛑 13 - فساد اداری:

فساد اداری در لایه های مختلف، به حدی عیان است که نیاز به بیان ندارد. فساد اداری، زمینته گسترش نارضایتی و نهادینه کننده ناکارآمدی است و نتیجه آن، پوک شدن از درون و ریزش ناگزیر است.

🛑14 - بحران اعتماد:

بالاترین سطح بی اعتمادی در یک جامعه، "بی اعتمادی های چهارگانه" است: بی اعتمادی مردم به حکومت، بی اعتمادی حکومت به مردم، بی اعتمادی مردم به یکدیگر و بی اعتمادی اجزای حاکمیت به یکدیگر.
خود قضاوت کنید که کدام بی اعتمادی ها در جامعه ما وجود دارند و چقدر؟!

🛑15 - فقدان سیستم خودانتقادی:

هر سیستمی در دنیا، اشکالاتی دارد؛ مهم این است که بتواند آنها را شناسایی و به موقع درمان یا تعدیل کند. هر چند در ایران نهادهایی مانند سازمان بازرسی کل کشور به این منظور ایجاد شده اند ولی تجربه جهانی ثابت کرده است که سامانه اشکال یابی که خود بخشی از حاکمیت باشد، نمی تواند به طور کامل، مؤثر باشد. از این رو، تشکل های مردم نهاد، احزاب مردمی و رسانه های مستقل که مجموعاً "جامعه مدنی" نامیده می شوند، مهم ترین بخش های سامانه خودانتقادی، کشف مفاسد و اصلاح مستمر است. ضعف مفرط جامعه مدنی، حکومت را نسبت به ویروس های درونی غافل می کند و زمانی به خود می آید که بیماری سراسر وجودش را فرا گرفته باشد.

🛑16 - احساس تبعیض:

بسیاری از مردم، تبعیض را با تمام وجود حس می کنند. این تبعیض ها می تواند در ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ... باشد مانند برخورداری برخی از تسهیلات میلیاردی بانکی و محرومیت دیگران از یک وام کوچک یا آزادی فلان فرد در هر آنچه می گوید و می نویسد و محدودیت فردی دیگر از جناح مقابل برای یک نقد ساده و ... .
تبعیض بسیار آزار دهنده است و فردی که احساس تبعیض می کند، حس خوشایندی به منبع تبعیض نخواهد داشت./ ادامه دارد. ....

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰21 ابرچالش جمهوری اسلامی ایران_ بخش چهارم، بخش نهایی-

🛑17-کاهش امید:

امید به آینده به ویژه در میان نسل جدید، چندان قدرتمند نیست. ترس از آینده بخش مهمی از جامعه را فراگرفته است. این آینده، از کوتاه مدت تا دراز مدت را شامل می شود، از نگرانی راجع به قیمت ها در روزهای پیش رو تا آینده شغلی و آتیه فرزندان و سرنوشت کشور.
جامعه کم امید یا ناامید، از بزرگ ترین چالش های هر حاکمیتی است چه آن که امید، به مثابه خونی در رگ های هر پیکری است و بدن کم خون یا بی خون، قطعاً به هزار مشکل گرفتار می آید.

🛑18 - عدم توازن اقتصادی در اکثر خانواده های ایرانی:

بخش اعظم خانواده های ایرانی، از نظر معیشتی در مضیقه اند؛ دخل ها با خرج ها نمی خوانند و این، علاوه بر مشکلات اقتصادی برای خانواده، تبعات روانی، تربیتی و عاطفی سهمگینی هم برای خانواده ها دارد. ملتی که درگیر نان شب است، نه می تواند به توسعه فکر کند و نه خواهد توانست حین ضرورت، متمرکز بر دفاع باشد.

🛑 19 - حاشیه نشینی:

طبق آمارهای موجود، حدود 20 میلیون ایرانی، حاشیه نشین هستند. حاشیه نشینی در هر جامعه ای به بمبی تشبیه می شود که هر لحظه ممکن است منفجر شود چه آن که حاشیه نشین، عملاً چیزی برای از دست دادن ندارد و اگر درگیر شورشی شود، فرونشاندن آشوب بسیار پرهزینه یا حتی غیرممکن خواهد بود.

🛑 20 - بی دفاع بودن در برابر زلزله

ایران روی کمر بند جهانی زلزله قرار دارد و برغم تمام هشدارها، هنوز هیچ اقدام جدی و قابل توجهی برای ایمن سازی کشور در برابر زلزله نشده است. شدت گرفتن احتمالی زلزله ها در آینده می تواند بخش بزرگی از منابع کشور را ببلعد و اگر قبل از آن که تهران بازسازی و مقاوم شود، زلزله بزرگی در پایتخت بیاید، نه فقط ساختمان های شهر که بنای حکومت نیز می تواند آسیب جدی ببیند.

🛑21 - بحران در نهادهای مالی و اقتصادی بخش عمومی

صندوق های بازنشستگی، نظام بانکی و بیمه ای و بخش مهمی از نهادهای اقتصادی دیگر مانند شرکت های دولتی و عمومی یا عملاً ورشکسته اند یا در معرض بحران های جدی هستند. فقط همین صندوق های بازنشستگی را در نظر بگیرید که ورودی و خروجی هایشان هخوانی ندارد و اگر به همین منوال پیش بروند، حتماً فروخواهند پاشید و حقوق میلیون ها بازنشسته و آینده مالی میلیون ها کارمند و کارگر، به محاق خواهد رفت و این، یعنی یک بحران بزرگ ملی با ابعاد پیچیده امنیتی.


📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹سرزمین من!، دردمند بی دوایی،

🔹سرزمین من!، خسته خسته از جفایی،

🔹سرزمین من!، بی سرود و بی صدایی

🔹سرزمین من!، دردمند بی دوایی

🔷 سرزمین من،! سال‌ هاست با هوای گریه بغض هایم را میشکنم، دل سیر گریه میکنم، فرقی ندارد غمم چه باشد، لحظه ای که میگوید، دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من، اشکم هایم سرازیر میشود.

⚫️انا لله و انا الیه راجعون:

⬛️غم از دست دادن جمعی از هموطنان عزیزمان در حاشیه تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی در کرمان، ضایعه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین، واژگونی اتوبوس تهران- گنبد، و ....، داغ سنگینی بر دلهای ما فکند. اینجانب این مصیبت بزرگ را از صمیم قلب به همه مردم ایران زمین، به عموم بازماندگان و خانواده های محترم ایشان، تسلیت و تعزیت عرض نموده و از درگاه الهی برای روح همه جان باختگان این سوانح، غفران الهی و علو درجات مسالت می نمایم.

🔸با احترام؛ ادمین کانال تلگرامی مدیران شایسته، کاشفی

📘 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

📚@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ ☘️ تفکر انتقادی چیست و ویژگی های افراد با تفکر انتقادی کدامند؟

🔰یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا سیاستمداران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید و در موردش تحقیق کنید.

🔹 فکر انتقادی یعنی نگاه به یک موضوع از زوایای متفاوت و تحلیل و جمع بندی آنها

🔹 تفکر انتقادی یعنی توانایی تحلیل اطلاعات، داده ها و ادعاها و دوری از زود باوری های مصرح.

🔸 ما آدمها در زندگی روزمره مدام با انواع و اقسام ادعاها مواجه میشویم . یعنی کسانی که ادعاها را مطرح میکنند میخواهند ما عقیده ایی را بپذیریم و یا کاری را انجام دهیم. ولی ما از کجا بدانیم که از میان این همه ادعا کدام ادعا را باید بپذیریم و کدام را رد کنیم ؟ تفکر نقادانه ابزاری در اختیار ما قرار میدهد که میتوانیم عقلانی بودن یا نبودن آن عقیده را محک بزنیم . در واقع اصطلاح تفکر نقادانه به مجموعه ایی از نگرش ها و مهارتهاي فکری اطلاق میگردد که برای ارزیابی و محک زدن ادعاها و استدلال ها به کار می آیند . تفکر نقادانه را به شیوه های گوناگونی میتوان بکار برد ولی اساس آن را میتوان همان روش سقراطی یعنی پرسیدن تعدادی سوال نقادانه دانست.

✅ اما ویژگیهای افراد با تفکر انتقادی کدامند؟

۱- کنجکاوند و سعی می‌کنند در موضوعات مهم مطلع و آگاه باشند.
۲- خلاقانه پرسش مطرح می‌کنند. همواره از چراییِ امور سؤال می‌کنند و در پی آن هستند که ببینند چه دلیل‌هایی برای دفاع از یک عقیده یا باور وجود دارد.
۳- از مراجع‌‌ و منابع معتبر استفاده می‌کنند و به مراجع‌‌ و منابع معتبر ارجاع می‌دهند.
۴- وقتی که می‌خواهند چیزی را تفسیر کنند کل موقعیت و بافتار (کانتکست) را در نظر می‌گیرند.
۵- وقتی که می‌خواهند درباره‌ی موضوعی فکر کنند سعی می‌کنند اندیشیدن‌شان پیوند خودش را با موضوع اصلی از دست ندهد و حواس‌شان هست که دائم از این شاخه به آن شاخه نپرند.
۶- گشاده‌ذهن هستند و نظرگاه‌هایی که با نظرگاهِ خودشان تفاوت دارند را به نحو جدی مورد توجه قرار می‌دهند.
۷- استدلال‌ها، دیدگاه‌ها یا تبیین‌های بدیل و متفاوت را جستجو می‌کنند.
۸- اگر شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی به نفع یک دیدگاه وجود داشته باشد آن را می‌پذیرند و اگر شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی علیه دیدگاهی وجود داشته باشد آن را کنار می‌گذارند.
۹- وقتی که شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی برای رد یا قبول موضوعی وجود ندارد از داوری درباره‌ آن پرهیز می‌کنند.
۱۰- تا آنجا که ممکن است در بیان موضوعات دقت را رعایت می‌کنند.
۱۱- به نقش‌ِ داوری‌ها، تعصب‌ها و جانبداری‌های شخصی در فرایندِ شناخت توجه دارند.
۱۲- وقتی با یک کلِ پیچیده و درهم‌تافته مواجه می‌شوند، برای درک آن با انضباط و ترتیب مشخصی با آن برخورد می‌کنند.
۱۳- هنگامی که می‌خواهند یافته‌های خود را عرضه کنند، احساسات، سطح دانش، و میزانِ ظرافتِ اندیشه‌ مخاطب‌شان را در نظر می‌گیرند.
۱۴- توانایی‌های سنجش‌گرانه‌اندیشی (تفکر انتقادی) خودشان را در طیفِ وسیعی از موضوعات به کار می‌گیرند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ ✍️ علی زمانیان

🖊 رو به پریشانی

حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزله‌ی ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب می‌گردد. وقتی جاده ی‌معرفت و عقلانیت مسدود می‌شود، سرمایه‌ی اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست می‌رود و جامعه رو به زوال می‌نهد.

✅وضع ما چگونه است؟

❗️ 1. تنزل دانایی و کاهش سرمایه‌ی معرفتی جامعه

با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاری‌شان بر جامعه، پدیده‌ای با عنوان: "کاهش سرمایه‌ی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایه‌ی عقلانی" شکل می‌گیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگی‌اش را از دست می‌دهد و دانایی و معرفت، سقوط می‌کند. وقتی تضارب آراء و اندیشه‌ها محدود گردد و سایه‌ی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصه‌ی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی می‌شود. نتیجه‌ی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن می‌شود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیره‌ی جهل عمومی پنهان می‌گردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر می‌شود.

نظام سیاسی اما با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان می‌دهد. مجال حضورشان را در رسانه‌ها و کلاس‌های درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آن‌ها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسب‌ها، اعتماد اجتماعی‌شان را کاهش داده است . آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشه‌ی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند.

❗️ 2. سست شدن انسجام عقلانی و کنش سیاسی

جامعه برای پی‌گیری مسالمت آمیز و عقلانی خواسته‌ها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده می‌شوند، آن گاه تفرقه‌ی انسجام شکن و خودخواهی‌های فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعه‌ای پویا می‌شود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب می‌گردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش می‌رود.
کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشه‌ورز می‌شوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصه‌ی عمومی با انواع نسبت‌ها و برچسب‌ها بی اعتبار می‌شوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده می‌شوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان می‌نهد و افراد به خودشان واگذار می‌شوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روان‌شناختی و احساسی تبدیل می‌گردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویه‌ی تخریبی می‌یابد و سرمایه‌های موجود را چون سیل از میان می‌برد.

❗️3. وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت می‌بندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بی‌تاثیر و حاشیه‌نشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار می‌گردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتی‌ها اوج می‌گیرند. بازار پررونق سلبریتی‌ها، نشان دهنده‌ی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتی‌های سطحی پر ارج می‌شوند. از میان سلبریتی‌ها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیست‌ها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشه‌ها)، بخت‌شان بلند و نامشان بر زبان‌ها می‌چرخد.
ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم می‌شود. به جای منافع و مصلحت‌های جمعی، منافع زودگذر فردی می‌نشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمت‌آمیز، خشونت و آشوب می‌نشیند که ره به هیچ دهی نمی‌برد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب می‌کند.

جامعه ی رو به زوال و فرسایش ، جامعه‌ای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان می‌نهد و پروسه‌ی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه می‌شود. جامعه‌ی رو به زوال، جامعه‌ای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت می‌نشیند. جامعه‌ای که از فهم و حل مسئله‌هایش عاجز است و این عجز را در آسیب‌ها و ناهنجاری‌ها و پس روی‌های اجتماعی بازتاب می‌دهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانه‌ی واضحی است از این که جامعه‌ی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگی‌اش را عملا از دست می‌دهد.

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 📕برگی از کتاب تمرین مدارا در باب تفکر انتقادی؛

✅-پرسیدن ریشه‌ی تفکر انتقادی است. ریشه‌ی دانستن، خرد است، و پرسیدن کاربرد آزادانه‌ی خرد است.
زمانی کانت گفته بود: «جرأت کن بدانی». جرأت داشته باش که خرد خود را به‌کار‌گیری.
✅یعنی نهادینه شدن پرسش نتیجه‌ی ترکیب آزادی و خرد است. «چرا کردن» تبلور خرد در آزادی است. برای استقرار این رفتار، چیزهایی لازم بوده است که ما نداشته ایم. فرهنگی لازم بوده است که ما نداشته ایم. ما این گرایش و برداشت را نداشته ایم که آزادی یعنی از خرد خود در همه چیز آشکارا استفاده کردن. حتی در کاربرد و کارآیی خود خرد. یعنی در نقد همه چیز از جمله خود خرد.
«پرسش» در این مفهوم اجتماعی و فرهنگی، خاصیت و کارکرد عصر مدرن و جامعه‌ی مدنی است. در نتیجه در تقابل است با دنیای بسته و صرفا حرف‌شنو.

✅-فرهنگ گذشته‌ی ما بهانه‌های بسیار داشته است برای دور ماندن از بسیاری پرسش‌ها. بسیاری از پرسش‌ها به ویژه در عرصه‌ی اجتماعی، برای ما حکم «تابو» داشته است. حکم گذشتن از خط قرمز را داشته است. در ابعاد مختلف فلسفی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اعتقادی، اخلاقی، ادبی و غیره، حق پرسش را پیشاپیش از خود سلب کرده بوده ایم. به همین سبب هم نوعی «بی چرایی» و «تسلیم قضا و قدری» به رفتار نهادی ما بدل شده است. حتا حافظ ما هم که پر از چراست از برخی بابت‌ها بی چراست. به همین سبب هم بین تردید و ایقان، و پرهیز و بیان مانده است.

✅بی چرایی در جامعه‌ی ما به نوعی تقدیر اجتماعی تعبیر شده است، که در هر حال واقعیت داشته است. و پذیرفته هم شده است که چنان باشد. بدین سبب هم فرهنگ ما باب «نقد» خود را نگشوده است. حتی در دوران اخیر هم، ما به دلایل و بهانه‌های گوناگون از نقد خود سر باز می‌زده ایم و پرهیز می‌کرده ایم و پرهیز می‌کنیم. مثلا بسیاری از گروه‌های سیاسی در این چندین دهه، عملا باب انتقاد از خود را مسدود می‌کرده اند. بدین بهانه که مبادا مخالفان سوء استفاده کنند. یا بسیاری از هواداران یک نویسنده یا دوستداران یک شاعر، انتقاد از او را عملا مجاز نمی‌دانسته اند. به همین سبب هم جامعه ی ما به «تجلیل انتقادی» از بزرگان خود عادت نکرده است. فکر می‌کرده ایم که اگر اختلاف نظری را درباره‌ی کسی یا اثری که برتری‌اش را پذیرفته ایم مطرح کنیم، از شأن و اعتبار و اهمیت او کاسته ایم. چون نقد متن را با نقد شخص اشتباه یا یکی می‌گرفته ایم.

✅-نیاز جامعه‌ی ما به نقد همه جانبه‌ی فرهنگی، نخستین مسئله‌ی مبرم ماست. و همین امر است که خوشایند سنت نیست. سنت به یک اعتبار، مجموعه‌ی رفتارها و گفتارها و پندارهای نهادی شده است. حرف‌شنوی و نپرسیدن یکی از وجوه پابرجای سنت است.
✅اجداد و بزرگان ما به گونه ای زیسته اند. دستاوردهایی هم داشته اند. فرهنگ‌شان محدودیت‌ها و مقدوراتی داشته است. اما امروز ما نه می‌توانیم مثل آن‌ها زندگی کنیم، و نه توقع بی‌جا داریم که چرا آن‌ها مثل امروز ما نزیسته اند. پس اگر به نقد فرهنگ‌مان می‌پردازیم از یک‌طرف بنا به اقتضا و ایجاب امروزمان است، و از طرف دیگر به سبب سلطه‌ای است که گذشته بر اکنون‌مان دارد. این سلطه را در بسیاری از امور اجتماعی و فرهنگی و غیره حتی هنوز در ادبیات امروز هم از بابت‌هایی می‌توان دریافت.
✅میشل فوکو در تحقیقاتش نتیجه گرفته است که نقد این نیست که بگوییم وضع به طوری که هست درست نیست. بلکه نقد این است که تذکر دهیم شیوه‌ها و کارهایی که مورد قبول ماست، بر چه چیزهایی پی ریزی شده است که بی چون و چرا مسلم گرفته می‌شود. بر اساس چه طرز فکرهای مأنوس و عادت شده و به محک نقد نخورده‌ای بنا شده که هیچ‌کس در آنها شک و شبهه نمی‌کند.
نقد فرهنگ درست در این معنا مفهوم می‌شود که پایه‌ی مفروضات مورد پرسش قرار گیرد. باز به قول فوکو فکر به چشم نمی‌آید و پنهان است. ولی آن‌چه باعث رفتار روزانه‌ی ماست چیزی جز فکر نیست. حتی در احمقانه‌ترین رسوم و ابلهانه‌ترین نهادها و بی‌سر‌و‌صداترین عادات هم همیشه فکر وجود دارد./ زنده یاد محمد مختاری/ تمرین مدارا/ فرهنگِ بی‌چرا.

❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

📕@CompetentManagers

#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
🔺🔺محمود سریع القلم:

🔰ساختار تصمیم گیری در ایران به نحوی است که واژه ها، مفاهیم و دیدگاه های جدید وارد آن نمی شود.

💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید

@competentmanagers

#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
📚امروز بیستم دی ماه سالروز شهادت امیرکبیر است. روزی که به عنوان روز ملی توسعه نامگذاری شده است .

📗آشپززاده ای که ژن خوب نداشت، اما به خاطر اصلاحات بزرگی که انجام داد، ژنهای خوب، رگش را زدند تا درس عبرتی برای ژنهای بدی باشد که وارد قلمرو آنها می شوند

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@CompetentManagers

#کانال #مدیران #شایسه
#کانال_مدیران_شایسته
#CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚امروز بیستم دی ماه سالروز شهادت امیرکبیر است. که به عنوان روز ملی توسعه نامگذاری شده است

🔰📌«روز ملی توسعه» با هدف آگاهی بخشی و ترویج آرمان توسعه خواهی در جامعه ایران و ترغیب اندیشمندان، پژوهشگران و کنشگران ایرانی برای تقویت گفتمان توسعه خواهی، برگزیده و معرفی شده است.

📕ماموریت «روز ملی توسعه» این است که با پذیرش مردمی و همراهی نخبگان اعلام کند: علی‌رغم همه موانعی که در مسیر توسعه ایجاد شده است و با وجود همه کوشش‌هایی که منجر تخریب منابع طبیعی، انسانی و فکری این جامعه شده است، نور امید به توسعه همچنان در دل این جامعه زنده و روشن است.

📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕 @CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
‍ ‍📚 بیست ام دی ماه هم سالروز ولادت و نیز سالروز شهادت بزرگ مرد اصلاحات امیر کبیر می باشد. مرد بزرگی که با ۴۵ سال عمر پر برکت، خدمات ارزنده ایی بر ایران عزیز انجام داد

🔶 به منظور ارج نهادن به مقام شامخ امیر کبیر در تقویم تاریخ کشورمان روز ۲۰ دی ماه با پیشنهاد تنی چند از اساتید صاحب نام از جمله دکتر رنانی به عنوان روز ملی توسعه شناخته شده است.

❇️ مرد نکونام نمیرد هرگز

🔺امیر کمتر از ۴ سال ( ٣ سال و ٢ ماه) بر مسند صدارت بود اما در همان مدت کوتاه صدارتش آنقدر خدمت کرد که حتی مورخین غربی هم نقش او را در تاریخ ایران نادیده نگرفته‌اند

🔺امیر در این مدت تجارت ایران را سامان داد و با پوشیدن لباس ایرانی به مردم، باعث رونق تولیدات ملی شد و اگر امروز هم زنده بود قطعا مرزهای ایران را روی کالاهای بنجل چینی می‌بست،

🔺امیرکبیر شأن سیاست خارجی ایران را بالا برد و به سفرای کشورهای قدرتمند مانند انگلستان و روسیه به آسانی وقت ملاقات نمیداد، او در یکی از اقداماتش با ناپلئون شاه فرانسه وارد مذاکره شد و به فرانسه سفیر اعزام کرد ناپلئون هم در مقابل 4 کارخانه برای توسعۀ ایران به امیرکبیر هدیه داد،

🔺ایجاد سفارتخانه های دائمی در لندن و سن‌پطرزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز از جمله کارهای دیگر او بود ...

🔺 امیرکبیر فامیل بازی را در آن دوره ریشه‌کن کرد و پای رجال مفت‌خور و چاپلوس‌ را از دربار ایران برید و مناصب بدون کار و القاب بی‌جهت را دور ریخت، برای اقلیت‌های مذهبی حقوق برابر قائل شد و شکنجه را حذف کرد،

🔺مهمّات‌سازی در زمان او رشد زیادی کرد و ارتش منظم شد، ادارۀ شیلات را از روس‌ها گرفت و به اتباع ایران سپرد،

🔺مهم‌ترین کارهای عمرانی که به همت امیر انجام شد نیز ساخت سد رودخانه کرخه، پل شوشتر و کشت پنبه در شمال ایران بود ...

🔺 اما قطعا بهترین و بزرگترین خدمت امیرکبیر دارلفنون بود تا جایی که ژاپن 16 سال بعد از دارالفنون اقدام به تاسیس اولین دانشگاه خود کرد ... امروز ژاپن کجاست ما کجا ؟؟؟؟

🔺پولاک اتریشی در حق او گفت : میرزا تقی خان درکشور وطن‌فروشان ، مظهر وطن ‌پرستی‌ست. امیر جز نیکبختی وطنش چیزی نمیخواهد

🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

📚@CompetentManagers