(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
‍‍ ‍‍ 🔰21 ابرچالش جمهوری اسلامی ایران _ بخش اول-

🔺نکته؛ این مطلب در(چهاربخش) تقدیم شما میگردد

✍عصر ایران؛ جعفر محمدی

📗ابرچالش های مهم ایران چیست و چه تهدید هایی از درون، متوجه آن است؟

آنچه در این فهرست می خوانید، صرفاً نگاهی تیتروار به این آسیب هاست بی آن که بخواهیم بسط شان دهیم، چه آن که هر کدام از این موارد را می توان، در کتابی جداگانه به طور مفصل بررسی کرد. ضمن آنکه الزاماً همه آسیب ها احصا نشده اند و می توان با همفکری خوانندگان، این متن را نقد و تکمیل کرد. نکته دیگر آنکه این آسیب ها، بر اساس اولویت و اهمیت؛ رده بندی نشده اند.
ذکر این مهم نیز ضروری است که این آسیب ها، نافی نقاط قوت متعدد موجود در نظام و جامعه ایرانی نیست و صرفاً از منظری آسیب شناسانه مطرح می شوند تا زمینه گفت و گو و چاره اندیشی در این باره فراهم آید.

🛑1- شکاف بین مردم و مسؤولان و بحران اعتماد:

عمده تصمیم گیری ها در نظام جمهوری اسلامی توسط نسلی از مدیران گرفته می شود که با نسل جدید، جوان و تحصیل کرده امروز ایران، کمترین ارتباط را دارند. نسل جدید می خواهد در سیاستگذاری ها و اداره کشور مشارکت داشته باشد ولی در عمل کمتر به این خواسته رسیده است. عدم درک متقابل و تفاوت بین تمایلات نسل مدیران و نسل جوان، نارضایتی های عمده ای را در بطن جامعه انباشته و به شکاف دولت - ملت در ایران دامن زده است.

این شکاف، تنها بین نسل ها خود را نشان نمی دهد بلکه در گذر زمان به شکاف بین طرز فکر، ادبیات و رفتار کلیت مردم جامعه و حکومتگران تبدیل شده است. باید اذعان داشت که فاصله بین نوع نگاه مردم و مسوولان به پدیده ها روز به روز در ایران بیشتر می شود و این، بسیار خطرناک است: از بحث های کلان درباره اداره جهان گرفته تا تفاوت در نوع موسیقی صدا و سیما و موسیقی که مردم در خودروهایشان گوش می کنند و دهها موضوع دیگر که مصداق هایش فراوان است؛ گو این که دو فضا و اتمسفر مجزا وجود دارد که مردم در یکی و مسؤولان در دیگری زندگی و تنفس می کنند.

🛑2 - احساس حضور حکومت در همه شؤون:

در هر جامعه ای مردم حضور حکومت در عرصه های عمومی را می پذیرند و به رسمیت می شناسند ولی در ایران، این احساس وجود دارد که حکومت تمایل دارد در شؤون شخصی آنها نیز مداخله کند و مثلاً برای برگزاری یک مراسم عروسی در یک خانه شخصی یا سالن اختصاصی نیز امر و نهی های خاص خود را داشته باشد. احساس بی حریمی -حتی اگر غیرواقعی باشد- از نظر روانی آزار دهنده است و فرد را آرام آرام علیه شخصی که همواره در حریم اش حضور دارد، جری می کند.

🛑3 - زنان تحصیل کرده سرخورده:

زنان در طول تاریخ، همواره به عنوان جنس دوم ، خانه دار و بچه دار بودند و حداکثر در مزارع کنار شوهران شان کار می کردند( استثناها را نادیده می گیریم). مردان نیز همواره بر زنان برتری داشتند چرا که دنیای بشر از ابتدای پیدایش انسان تا همین چند دهه قبل، در اغلب امور، از شکار و جنگ گرفته تا کشاورزی و صنعتگری، به قدرت بدنی نیازمند بود که مردان در آن بر زنان برتری مطلق داشتند.

اینک اما از اهمیت زور بازو کاسته شده است و این، خلاقیت و قدرت فکری است که حرف اول را در جهان می زند و حتی بارهای سنگین را جابجا می کند. از طرفی، زنان نیز همپای مردان و گاه بیش از آنان، درس خوانده و در رشته های مختلف کسب تخصص کرده اند.
در ایران برغم گسترش فرصت های حضور اجتماعی و مدیریتی زنان، هنوز تبعیض و احساس تبعیض جنسیتی وجود دارد و بسیاری از زنان تحصیل کرده، خود را در موقعیتی می بینند که حتی در بهترین حالت نیز نمی توانند با مردان رقابت کنند و لذا احساس سرخوردگی می کنند. وجود میلیون ها زن تحصیل کرده که ثمری بر تحصیلات شان مترتب نمی دانند، به معنی وجود میلیون ها ناراضی است که قرار است میلیون ها فرزند را در آینده تربیت کنند. آنها احساس می کنند صرفاً به خاطر زن بودن شان از بسیاری از امکانات و مواهب جامعه ایران، محروم اند.

🛑 4-بحران آب:

میزان نزولات آسمانی در ایران سال به سال کم می شود، ذخایر زیرزمینی آب به طرز نگران کننده کاهش یافته است، مصرف آب بالا و بی رویه است و محیط زیست ایران توانایی جایگزینی ندارد. دشت های "برداشت آب ممنوع" تقریباً همه جای کشور را فراگرفته اند، بسیاری از دریاچه ها، تالاب ها و چشمه ها خشک شده اند. از هم اکنون درگیری ها بر سر منابع آبی آغاز شده است و بیم آن می رود گسترش هم بیاید. این نگرانی وجود دارد که بسیاری از شهرهای ایران در سال های آینده از کم آبی به بی آبی مطلق برسند و موج مهاجران میلیونی در کشور از مناطق بی آب به نقاط کم آب شکل بگیرد. از مجموع این شرایط می توان نتیجه گرفت که آب یک بحران "حیاتی - امنیتی" جدی است که جدی تر هم خواهند شد./ ادامه دارد. ....

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰21 ابرچالش جمهوری اسلامی ایران_ بخش دوم-

🛑5 - بیکاری:

سیاست های جمعیتی دهه 60 زمانی خود را در آموزش و پرورش نشان داد و راه حل اش مدارس چند شیفته بود، سپس آنها متقاضی دانشگاه شدند و چند سال بعد و البته با تأخیر، تعدد دانشگاه در دستور کار قرار گرفت. آنها سالیان درازی است متقاضی کار هستند، بسیاری شان نیز وارد بازار کار شده اند ولی چون دولت های مختلف نتوانستند آنها را پوشش دهند، متولدان بعدی نیز بدان ها افزوده شده اند. در فاصله سال های 84 تا 92 نیز که باید سالانه 700 هزار شغل خالص ایجاد می شد، تنها 40 الی 50 هزار شغل خالص ایجاد شد و معضل تلنبار شدن بیکاران تشدید شد.
اشتغال، مانند مدرسه نیست که با چند شیفته کردن، بتوان مشکل اش را حل کرد. پول فراوان می خواهد و مدیریت عالی که هیچکدامش را نداریم. لشکر بیکاران ، به ویژه اگر سن شان هم بالا برود و امیدهایشام کم سوتر شود، بسیار خطرناک می شود.

🛑6 - نقدینگی بالا:

نقدینگی در کشور بیش از 1500 هزار میلیارد تومان است. این بدان معناست که اقتصاد ایران مستعد موج ها و توفان های متعددی است که هر لحظه می توانند کشتی یا قایقی را غرق کنند؛ اگر موج این نقدینگی به سمت ارز برود، ارزش پول ملی را از غرق می کند، اگر سراغ مسکن برود، کشتی مسکن را منهدم می کند و ... .

در حالی که در اقتصادهای دانش محور، می کوشند پول های سرگردان و خرد را در قالب تعاونی ها، شرکت های سهامی، اوراق مشارکت ، بورس و ... تجمیع کنند در ایران هر ماه 3 هزار و 500 میلیارد تومان پول در اندازه های خرد 45500 تومانی بین مردم پخش می شود و مدام نقدینگی بالا می رود تا در نهایت بحران اقتصادی به وخیم ترین حال خود برسد و بازگشت ناپذیر باشد.

🛑7 - خروج مستمر سرمایه انسانی:

بزرگ ترین سرمایه هر کشوری، نیروی انسانی آن است. ایران مدام در حال خالی شدن از ظرفیت های انسانی اش است. روزگاری فقط متخصصان رده بالا و دانشجویان ممتاز از کشور می رفتند تا واژه "فرار مغزها" شکل بگیرد و امروز علاوه بر فرار مغزها ، "فرار دست ها" نیز داریم و تکنسین ها و کارشناسان تجربی نیز از برقکار و راننده جرثقیل و باغبان گرفته تا تعمیرکار خودرو و بازاریاب و کدنویس رایانه و ... مدام از کشور می روند. همین است که اکثر صاحبان کار، در استخدام افراد ماهر در رشته های مختلف مشکل دارند و این در حالی است که خیل انبوهی از متقاضیان کار در کشور داریم.

🛑8 - نظام آموزشی ناکارآمد:

نظام آموزشی ایران در مدرسه، نه مهارت زندگی می آموزد و نه مهارتی برای ورود به بازار کار. دانشگاه ها نیز عمدتاً به کارخانه های دریافت پول (از دولت یا دانشجویان) و تولید مدرک و فارغ التحصیلان کم سواد تبدیل شده اند. نتیجه نیز مشخص است: کشور از ظرفیت علمی خالی می شود و این در جهانی که علم حرف اول را در آن می زند، یعنی فروپاشی یک جامعه. این نگرانی جدی وجود دارد که با درگذشت نسل قدیم استادان دانشگاه و دانشمندان، این عرصه با افرادی که فقط مدرک دکتری و نه علم آن را دارند، پر شود!

🛑9 - حذف شایستگان:

عدم تمایل بسیاری از نخبگان برای حضور در منصب های مدیریتی و ایجاد موانع و فیلترهای غیر اصولی برابر شایستگان برای تصدی مناصب تصمیم سازی و مدیریتی یک فاجعه تمام عیار برای هر جامعه ای به شمار می رود. نتیجه این روند، سکانداری افراد ناشایست و کم توان و نهایتاً ناکارآمدی و به قهقرا رفتن جامعه و نظام حاکم بر آن خواهد بود./ ادامه دارد. . . . .

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
♨مناظره به یاد ماندنی!

🔺سال ۱۳۵۸ در صدا و سیما، مناظره‌ای داغ بین مهندس بازرگان و شهید بهشتی، تحت عنوان "تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟" برگزار شد. شهید بهشتی معتقد بود؛ مسئولان باید متعهد باشند ولی بازرگان اعتقاد داشت که تخصص مهمتر است

🔺در لابلاى بحث مرحوم بازرگان سوالى از شهید بهشتی پرسید:

🔺"آقای دکتر فرض کنیم که قصد دارید با اتوبوس از شهری به تهران بیایید. راننده ای داریم که جاده را مثل کف دست میشناسد ولی اهل همه جور معصیتی است و راننده دیگری که تازه کار است ولی بسیار متقی و اهل تدین. شما خانواده تان رو با کدام راننده راهی میکنید؟!"

🔺در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کرده، سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمود: آقا من دیگه صحبتی ندارم!

🔺هر چند مرحوم بازرگان برنده این مناظره بود ولی این پارادوکس هیچ گاه برای شخص بنده حل نشد و همواره احساسم می‌گفت که قطعاً تقوا و تعهد بالاتر است!

🔺تا اینکه پست بسیار قشنگی از یکی از دبیران دیدم با این مضمون:

🔶 "از شهید چمران سئوال کردند: تقوا بالاتر است یا تخصص؟

📚شهید چمران فرمودند: تقوا بالاتر است ولی اگر کسی تخصص کاری را نداشته باشد و منصبی را قبول کند قطعاً انسان "بی تقوایی" است.

🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔶@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 🔰هفت شیوه مدیریتی ضد توسعه در کشور

1️⃣- مدیران معامله گر و بی هویت:

این تیپ مدیران از همه بیشتر تحول کشور را قفل می کنند. اخلاق، جوانمردی و پایبندی به قیود انسانی هرگز در قاموس این مدیران جایگاهی ندارد. این ها را باید دلالان سیاسی و اقتصادی نامید. برای ایشان هرگز مهم نیست چه کسی در رأس کار باشد. مهم تارهای در هم تنیده ای هست که روی آن می غلطند و از منابع و مزایای دولتی و بیت المال ارتزاق می کنند. وقتی پای اصلاح طلبی در میان باشد، ژست اصلاح طلبی می گیرند و وقتی اصول‌گرایی روی بورس باشد، گوی سبقت را از اصول‌گرایان می ربایند.

پیش چشم این جماعت معامله گر، دغدغه های اخلاقی، ملی و میهنی، پیشرفت کشور، جوانمردی و وطن پرستی خنده‌دار ترین واژگان است. تنها دو چیز در نظر این مدیران مقدس است: ما باشیم و منافع ما برقرار باشد!

2️⃣- مدیران پاره وقت و از راه دور:
این دسته از مدیران اگر چه به اسم مدیر تام و تمام یک سازمان یا اداره هستند اما واقعیت چیز دیگری است. دو روز تدریس در دانشگاه، یک روز مشاور یک شرکت، دو روز سفر کاری! اینان سازمان خود را از راه دور اداره می کنند. این مدیران سعی می کنند سازمان را با ساعات حضور خود تنظیم کنند. گاهی از خود می پرسم در حکم کارگزینی این مدیران مگر فوق العاده مدیریت و سایر مزایا بابت «یک ماه کار تمام وقت» پرداخت نمی شود پس چگونه می پذیرند که نیمی از هفته را در محل خدمت نباشند و از این مزایا برخودار شوند؟

3️⃣- مدیران قبیله ای و عشیره ای:
این بلیه همیشگی سازمان های دولتی و اجرایی در کشور ماست. مدیری فقط همشهری های خود را به کار می گمارد و امور عشیره خود را رتق و فتق می کند. این دسته مدیران هیچ گونه درکی از نگاه ملی به مسائل ندارند. ایران و آینده کشور را در روستا و زادگاه خود می بینند. وقتی با یک ارباب رجوع یا کارمند سازمان خود مواجه می شوند که در زمره همشهریانش نیست، گویی با یک غیر ایرانی و بیگانه طرف هستند. ماحصل فامیل گرایی چیزی جز تضییع حقوق مردم و جلوگیری از شایسته سالاری نیست.

4️⃣- مدیران آکادمیک و غیر اجرایی:
این قبیل مدیران از مدیریت فقط دانش آن را به ارث برده اند. مدیران دانشگاهی اما کم توان و غیر اجرایی! به همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند.

نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آنها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند.

7️⃣- مدیران ترسو و مطیع:
مدیرانی که می بینند و می‌دانند نتیجه تصمیم مقام مافوق آن ها چقدر زیان بار است اما به دلیل شخصیت ضعیف و منفعل خود هرگز لب به نقد و نظر نمی گشایند.

خطر این قبیل مدیران بزدل به حدی است که امیرمؤمنان علی (ع) پرهیز از انتصاب اینها را در نامه ۵۳ نهج البلاغه به مالک اشتر متذکر شده اند. دلیل اطاعت پذیری و بله قربان گویی این مدیران یا از سر به خطر نیفتادن منافع آنهاست یا به دلیل اینکه تصور می کنند شایستگی یعنی اطاعت پذیری محض از مافوق و بی نیازی به نظرات کارشناسان.

این دسته از مدیران اتفاقاً اجازه ابراز نظر را از کارمندان و کارشناسان می گیرند. تجربه نشان داده در این قبیل سازمانها عموماً پدیده "سکوت سازمانی" و "انزوای کارشناسان" رخ می دهد.

6️⃣- مدیران انتخاباتی- تبلیغاتی:
این مدیران اساساً با هدف شرکت در انتخابات، وارد یک سازمان می شوند و تلاش می‌کنند محبوب دل ها شوند. تمام کارهایی که می کنند تبلیغاتی است. خوب کار می کنند که ر‌أی بیاورند. ضرر این مدیران آن جایی است که تمام امکانات و منابع ملی در اختیار خود را ابزاری برای رسیدن به موقعیت بالاتر می‌پندارند. سازمان را به ستاد انتخاباتی خود تبدیل می کنند. مدیریت این ها بسیار بی ثبات، کوتاه مدت و زیان بار است.

7️⃣- مدیران هزینه ساز:
این دسته از مدیران روی خطی از هزینه کار می کنند. وقتی میزان هزینه و نتیجه اقدامات آنها را بررسی می کنیم در می یابیم اگر همین برنامه به بخش خصوصی سپرده شده بود، با هزینه بسیار کم تر و با کیفیت بالاتر انجام می شد.سالهاست در این کشور مدیران بسیاری به بهانه یک مأموریت کاری، هم حق مأموریت می گیرند هم پاداش، و هنگام بازگشت از سفر نیز از بودجه بیت المال سوغات آنچنانی به منزل می آورند و یا ولنگاری مالی که برای برگزاری یک جلسه ساده کاری با هزینه های سنگین و گزاف مانند رزرو هتل های گرانقیمت با فهرستی از هزینه های غیر ضروری و تشریفاتی همراه می شود./ مرتضی نظری- عصر ایران

🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔸@CompetentManagers
📚‍ سهم نسل ما از تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران عزیر!

✍: شیرین یوسفی

🔹ترور ناجوانمردانه سردار شهید سلیمانی توسط تروریست های آمریکایی علاوه بر آن که عواطف ملی ایرانیان را بشدت جریحه دار کرد،جهان را نیز بشدت ملتهب کرد.

🔹حضور حماسی مردم آگاه ایران عزیز در مشایعت پیکرسرباز وطن شهید سلیمانی تا حدی التیام بخش زخم این ترور شد.

🔹اما مرگ ۵۹ ایرانی آنهم زیر دست و پا در مراسم کرمان زخم دیگری بود بر روح و روان ایرانیان نشست.

🔸و ای کاش تمام می شد این زنجیره مرگ و تباهی در اینجا.

🔹اما هنوز ۱۲ ساعت از این فاجعه غم انگیز نگدشته بود که خبر شومی دیگر رسید که یک هواپیمای اوکراینی در تهران سقوط کرده و ۱۷۰ انسان دیگر هم وارد این چرخه نامیمون مرگ و تباهی شدند.

🔹همه اینها را بگذارید کنار حمله تلافی جویانه و البته غرورانگیز به پایگاه عین الاسد آمریکا در عراق توسط ایران، آنهم وقتی که بعد از جنگ جهانی دوم هیچ کشوری منافع آمریکا را این گونه صریح مورد هدف قرار نداده بود، آنگاه بدون شک می توان ادعا کرد که در یکی از نقاط عطف تاریخ این سرزمین پر حادثه و بلاخیز قرار گرفته ایم.

🔹فکرش را بکنید از اول سال تا کنون چه ها بر سر ایران ما نیامده است؛ از حوادث طبیعی گرفته تا وقایع سیاسی و اجتماعی.

🔹سال ۹۸ را با کم سابقه ترین سیل در شمال وغرب و جنوب کشورمان آغاز کردیم،

🔹قریب به دو سال است که بی سابقه ترین تحریم اقتصادی تاریخ بشر علیه ملت ایران را متحملیم،

🔹گرانی، بی کاری، تورم، ناکارآمدی و سوءمدیریت در داخل کشور آمان مردم را بریده و طاقت ها را طاق کرده است.

🔹از حوادث آبان ماه ۹۸ و پیامدهای ناگوار آن برای عده ای از هم وطنان خون بدلیم،

🔹با جدی ترین تهدید به جنگ از سوی دولت متجاوز و تروریست امریکا روبرویم،

🔹اما آخر چرا باید این همه‌ فشار و اضطراب و استرس جمعی و اندوه و تاسف ملی قسمت نسل ما باشد؟

🔹آیا چون در خاورمیانه ای زندگی می کنیم که روی دریا دریا نفت خوابیده است؟

🔹آیا چون می خواهیم مستقل باشیم؟

🔹 یا چون نمی خواهیم به نطام سلطه جهانی باج بدهیم؟

🔹یا شاید هم حاکمان ما تمکین نمی کنند به اصول حکمرانی خوب؟

🔹و شاید هم ما ایرانیان راه و روش توسعه پایدار را نمی دانیم؟

🔹وشاید هم نخبگان ما نتواسته اند نظریه ها و الگوهای ملی و بومی توسعه پایدار را تولید کنند؟

🔹در این روزهای سخت وطن است که می توان فهمید چرا کهن سرزمین ما را چهار راه تاریخ نیز گفته اند.

🔹شاید تواتر این همه حادثه برای عمر معمولی یک انسان بسیار زیاد بنطر برسد ولی تعمق در روند تاریخ این ملک بلاخیز نشان می دهد که نیاکان ما نیز تجاربی از این دست فراوان داشته اند.

🔹به استناد منابع معتبر تاریخی، ما ایرانیان در یکی از مهمترین و پر ترافیک ترین مسیر های تاریخ جهان زیسته ایم و با تمام فراز و نشیب ها یش همچنان مانده ایم و انشاالله بعد از این هم خواهیم ماند.

🔹آنچه نیاکان ما را در گذر از مسیر سختی ها که تاریخ سهم آنها کرده، یاری نموده، جز "صبر بر روزهای سخت" و "امید به روزهای روشن" نیست.

🔹 عقلانیت از نوع ایرانیش و تجربه زیسته تاریخی ما ایرانیان دست مایه امروز ما برای برآمدن از پس این روزهای سخت وطن است.

🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔸@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 🔴✅چرا همدیگر را قبول نداریم ؟


🔰در فرهنگ شرق آسیا، مفاهیمی مانند: ما، جمع، عامه، عموم و مردم بسیار مقدس هستند و به همین دلیل ال جی ، سامسونگ، تویوتا، پاناسونیک
شکل می­ گیرند. زیمنس و بنز بر اساس تفکرات لیبرالی شکل گرفته­ اند اما پاناسونیک و سامسونگ بر اساس تفکرات کنفوسیوسی به وجود آمده­ اند. هم آلمانی ها و هم ژاپنی­ ها، در رعایت کردن حدود و حقوق یکدیگر، تجربه مثبت کسب می­ کنند و می­ آموزند که همدیگر را قبول کنند و اعتماد کنند. آن قدر افراد رعایت هم را می­ کنند که حذف و انحصار بی معنا می­ شوند.

⭕️دلیل یک؛ به نظر می رسد افراد از طریق تجربه یاد می گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب مناسبی دریافت نکنند، آنها در نوجوانی و جوانی به تدریج می آموزند که کارهای زیر، خیلی فایده و عاقبتی ندارند:

🎯خوبی کردن، رعایت کردن، ملاحظه کردن، منصف بودن، جبران کردن، احترام گذاشتن، جا باز کردن برای دیگران، توانایی دیگران را تقدیر کردن، سهم برای دیگران قایل شدن، انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن و صدها کار مثبت دیگر.

✍️وقتی افراد از همسایه، دوست، همکار، محیط کار و دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب شایسته نمی گیرند راه خود را می روند. و سپس به تدریج از خود می پرسند: چرا باید رعایت کنم و وقت بگذارم وقتی از طرف مقابل برخوردِ مثبتی نمی بینم. نتیجه آنکه، جامعه مدنی شکل نمی گیرد و افراد به گروه های بسیار کوچک رو می آورند؛ آنچه جامعه شناسان بدان، ذره ذره شدن جامعه می گوین: جبران کردن و انتظار جبران داشتن، جزیی از طبع بشر است.

⭕️ دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی کنند و مرتب حریم ها را می شکنند، دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد در درون و ناخودآگاه به خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من!

🎯وقتی فرد، اولویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می کنند. خودخواهی و Ego همه جا سایه می افکنند. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران اهمیت نداشته باشند، خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند.

⭕️ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار شییر کنند و شریک پیدا کنند. شییر کردن یعنی جمعی فکر کردن. جمعی کاری را انجام دادن. جمعی مشکلی را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند
(Self-obsession).

✍️ در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم تر از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. شییر کردن یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. شییر کردن و خصلت تسهیم کردن در جوامعی یافت می شود که جمع مقدم بر فرد باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد؛

⭕️ دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی دانند. همه انسان ها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات و مشاهدات خود استفاده کنند. ولی تصمیم سازی و تصمیم گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می پذیرد.

👈 داشتن مدرک با متخصص شدن متفاوت است. دانشگاه و محل تحصیل، سطح دانش اساتیدی که یک فرد تحصیل کرده در معرض آنها قرار گرفته تعیین کننده هستند. هر فردی که مدرک دکتری داشت دلیل بر تخصص او نیست.

🤔وقتی مدرک داران ده ها برابر تحصیل کرده ها می شوند و هرم تخصص و دانش و کیفیت تحصیل اصالت خود را از دست میدهند، شرایط به گونه ای شکل میگیرد که همه خود را حداقل در داشتن دکتری مساوی می دانند. در کشوری که راحت دکتری می دهند، به تدریج تخصص از بین می رود.

🔵دو راه حل و راهبرد قابل طرح است:
یکی تخصصی شدن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و خروج از مرید پروری، فرهنگ حذف و حلقه های انحصار و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی. آموزش گسترده مدنیت برای رعایت حقوق یکدیگر، حساس بودن به قول، وفای بعهد و جا باز کردن برای یکدیگر. تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی آیند

📝هیچ کشوری نمی تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه های اجتماعی، فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا میتوان به شاخص های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است.

🔰@CompetentManagers
💢 چالشهای مدیریت منابع انسانی در شرایط رکود اقتصادی


در یک دوره رکود اقتصادی، مدیران منابع انسانی قادر به ادامه فعالیت در روال معمول و موجود سازمان و یا کسب و کار نخواهند بود. در پاسخ به عدم اطمینان های ایجاد شده در اثر رکود اقتصادی، استراتژی مدیریت مدیریت منابع انسانی باید روی مواردی چون موارد زیر تمرکز نماید:


• کاهش کارکنان و تأثیرات آن بر کارکنان و سازمان،
• تنظیم مجدد مقررات و دستورالعملهای مدیریت منابع انسانی،
• به حداقل رساندن تأثیرات تعدیل اقتصادی بر سازمان
• از همه مهمتر آماده شدن برای دوره بعد از رکود

در این میان منابع انسانی سازمان سه دسته خواهند شد:

🛑1 . قربانیان

اشخاصی هستند که به دلیل کاهش اندازه سازمان در اثر رکود، شغل خود را از دست می دهند. هدف HRM در مدیریت جدایی کارمندان اجرای فرایند کوچک سازی به شکلی است که به کارکنان اخراج شده اجازه می دهد سازمان را با عزت ترک کنند. خاتمه دادن با عزت به مواردی چون پرداخت کامل حق سنوات، ادامه کار مربیگری، مشاوره برای کارکنان جدا شده و ارائه دوره های آموزش مجدد برای کمک به قربانیان در کسب مهارت جدید در بازار کار مربوط می شود.

🛑 2. بازماندگان:
همان کارمندانی هستند که در سازمان باقی می مانند. اگرچه هنوز شاغل هستند، اما دچار "سندرم بازمانده" می شوند . این بیماری باعث کاهش چشمگیر انگیزش، اشتغال و بهره وری کارمندان می شود که در نتیجه کاهش نیروی کار در یک سازمان را رقم میزند. علائم شایع شامل عدم اطمینان شغلی، ترس، عصبانیت، درک ناعادلانه بودن، استرس ناشی از افزایش کار و از دست دادن وفاداری و تعهد است. برخی محققان پیشنهاد می کنند که کاهش اندازه پدیده ای در بازماندگان به نام "چرخه شکست" را ایجاد میکند که با نارضایتی و ترس از اقدام آغاز می شود. بنابراین ، منجر به ناکارآمدی سازمانی و کاهش تعهد سازمانی می شود.

🛑 3. مجریان

مدیران سازمانی که روند کاهش کارکنان را هدایت می کنند، گروه سوم را تشکیل می دهند. برخی از محققان این کارمندان را "مجریان" خوانده اند که دارای مسئولیت برنامه ریزی، اجرا و یا برخورد با پیامدهای فعالیت های كاهش دهنده عملکرد هستند. شاید بتوان گفت سخت ترین وظایف اجرایی و مدیریتی را ایندسته از افراد بر عهده دارند و نیازمند مربی گری ، کسب شایستگی های جدید و توانمندسازی به ویژه برای دوره بعد از رکود هستند.

✏️ باکانال مدیران شایسته همراه شوید

@competentmanagersfh
🔰21 ابرچالش جمهوری اسلامی ایران_ بخش سوم-

🛑 10-دشواری کسب و کار:

کارآفرینی در ایران و استمرار حیات یک بنگاه اقتصادی، مصیبتی تمام عیار است. راه اندازی یک کسب و کار در ایران، از یک رستوران کوچک گرفته تا یک کارخانه بزرگ، مسلتزم عبور از هفت خان رستم و کسب اجازه از افراد و نهادهای متعدد و در بسیار اوقات، دادن رشوه و سهم و ... به این و آن است. تازه بعد از راه اندازی کسب و کار، مصیبت اداره و سرپا نگهداشتن آن سراغ کارآفرین می آید و اصطکاک دائمی با نهادهای مختلف مرتبط و حتی غیرمرتبط، کارآفرین را از کرده خود پشیمان می کند.

این در حالی است که کسب و کارهای کوچک و متوسط در همه کشورهای دنیا، بار اصلی اشتغالزایی و گردش پول در جامعه را بر عهده دارند و از این روست، راه اندازی و اداره یک کسب و کار بسیار آسان و روان است.

عدم اصلاح این وضعیت، نه تنها سرمایه گذاری خارجی را تهدید می کند بلکه بلای جان سرمایه گذاری داخلی و دلیل عمده ای برای حرکت های لجام گسیخته نقدینگی و فرار سرمایه هاست و این یعنی یک خطر بسیار بزرگ اقتصادی با تبعات بزرگ تر اجتماعی، سیاسی و امنیتی.

🛑11 - تداخل امور:

اتفاق عجیبی که در ایران رخ داده، تداخل وظایف است. نهادهای حکومتی مانند برخی نیروهای مسلح بانکداری می کنند، بانک ها وارد خرید و فروش ملک و ساختمان شده اند، آموزش و پرورش شرکت بیمه دارد و برخی ائمه جمعه در کار ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی مداخله می کنند. این درهم آمیختگی، مرزهای شفاف و قانونمند اداره کشور را مشوش می کند، دستگاه ها را از وظایف اصلی شان منحرف می سازد و ای بسا زمینه گسترش فساد و ناکارآمدی را فراهم کند.

🛑12 - عدم پژواک صدای مردم:

رسانه هایی که با پول عموم مردم فعالیت می کنند و در رأس آنها صدا و سیما، می بایست بازتاب دهنده صدای همه طیف های جامعه باشند. وقتی مردم خود را در رسانه ها ببینند، تعلق خاطرشان به آن جامعه زیاد می شود ولی وقتی بین آنچه در رسانه می گذرد و زندگی و خواسته های خودش نسبتی نمی یابد یا بدتر، نسبت عکس می بیند، یا مسیر قهر را در پیش می گیرد یا بر می آشوبد.

🛑 13 - فساد اداری:

فساد اداری در لایه های مختلف، به حدی عیان است که نیاز به بیان ندارد. فساد اداری، زمینته گسترش نارضایتی و نهادینه کننده ناکارآمدی است و نتیجه آن، پوک شدن از درون و ریزش ناگزیر است.

🛑14 - بحران اعتماد:

بالاترین سطح بی اعتمادی در یک جامعه، "بی اعتمادی های چهارگانه" است: بی اعتمادی مردم به حکومت، بی اعتمادی حکومت به مردم، بی اعتمادی مردم به یکدیگر و بی اعتمادی اجزای حاکمیت به یکدیگر.
خود قضاوت کنید که کدام بی اعتمادی ها در جامعه ما وجود دارند و چقدر؟!

🛑15 - فقدان سیستم خودانتقادی:

هر سیستمی در دنیا، اشکالاتی دارد؛ مهم این است که بتواند آنها را شناسایی و به موقع درمان یا تعدیل کند. هر چند در ایران نهادهایی مانند سازمان بازرسی کل کشور به این منظور ایجاد شده اند ولی تجربه جهانی ثابت کرده است که سامانه اشکال یابی که خود بخشی از حاکمیت باشد، نمی تواند به طور کامل، مؤثر باشد. از این رو، تشکل های مردم نهاد، احزاب مردمی و رسانه های مستقل که مجموعاً "جامعه مدنی" نامیده می شوند، مهم ترین بخش های سامانه خودانتقادی، کشف مفاسد و اصلاح مستمر است. ضعف مفرط جامعه مدنی، حکومت را نسبت به ویروس های درونی غافل می کند و زمانی به خود می آید که بیماری سراسر وجودش را فرا گرفته باشد.

🛑16 - احساس تبعیض:

بسیاری از مردم، تبعیض را با تمام وجود حس می کنند. این تبعیض ها می تواند در ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ... باشد مانند برخورداری برخی از تسهیلات میلیاردی بانکی و محرومیت دیگران از یک وام کوچک یا آزادی فلان فرد در هر آنچه می گوید و می نویسد و محدودیت فردی دیگر از جناح مقابل برای یک نقد ساده و ... .
تبعیض بسیار آزار دهنده است و فردی که احساس تبعیض می کند، حس خوشایندی به منبع تبعیض نخواهد داشت./ ادامه دارد. ....

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰21 ابرچالش جمهوری اسلامی ایران_ بخش چهارم، بخش نهایی-

🛑17-کاهش امید:

امید به آینده به ویژه در میان نسل جدید، چندان قدرتمند نیست. ترس از آینده بخش مهمی از جامعه را فراگرفته است. این آینده، از کوتاه مدت تا دراز مدت را شامل می شود، از نگرانی راجع به قیمت ها در روزهای پیش رو تا آینده شغلی و آتیه فرزندان و سرنوشت کشور.
جامعه کم امید یا ناامید، از بزرگ ترین چالش های هر حاکمیتی است چه آن که امید، به مثابه خونی در رگ های هر پیکری است و بدن کم خون یا بی خون، قطعاً به هزار مشکل گرفتار می آید.

🛑18 - عدم توازن اقتصادی در اکثر خانواده های ایرانی:

بخش اعظم خانواده های ایرانی، از نظر معیشتی در مضیقه اند؛ دخل ها با خرج ها نمی خوانند و این، علاوه بر مشکلات اقتصادی برای خانواده، تبعات روانی، تربیتی و عاطفی سهمگینی هم برای خانواده ها دارد. ملتی که درگیر نان شب است، نه می تواند به توسعه فکر کند و نه خواهد توانست حین ضرورت، متمرکز بر دفاع باشد.

🛑 19 - حاشیه نشینی:

طبق آمارهای موجود، حدود 20 میلیون ایرانی، حاشیه نشین هستند. حاشیه نشینی در هر جامعه ای به بمبی تشبیه می شود که هر لحظه ممکن است منفجر شود چه آن که حاشیه نشین، عملاً چیزی برای از دست دادن ندارد و اگر درگیر شورشی شود، فرونشاندن آشوب بسیار پرهزینه یا حتی غیرممکن خواهد بود.

🛑 20 - بی دفاع بودن در برابر زلزله

ایران روی کمر بند جهانی زلزله قرار دارد و برغم تمام هشدارها، هنوز هیچ اقدام جدی و قابل توجهی برای ایمن سازی کشور در برابر زلزله نشده است. شدت گرفتن احتمالی زلزله ها در آینده می تواند بخش بزرگی از منابع کشور را ببلعد و اگر قبل از آن که تهران بازسازی و مقاوم شود، زلزله بزرگی در پایتخت بیاید، نه فقط ساختمان های شهر که بنای حکومت نیز می تواند آسیب جدی ببیند.

🛑21 - بحران در نهادهای مالی و اقتصادی بخش عمومی

صندوق های بازنشستگی، نظام بانکی و بیمه ای و بخش مهمی از نهادهای اقتصادی دیگر مانند شرکت های دولتی و عمومی یا عملاً ورشکسته اند یا در معرض بحران های جدی هستند. فقط همین صندوق های بازنشستگی را در نظر بگیرید که ورودی و خروجی هایشان هخوانی ندارد و اگر به همین منوال پیش بروند، حتماً فروخواهند پاشید و حقوق میلیون ها بازنشسته و آینده مالی میلیون ها کارمند و کارگر، به محاق خواهد رفت و این، یعنی یک بحران بزرگ ملی با ابعاد پیچیده امنیتی.


📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹سرزمین من!، دردمند بی دوایی،

🔹سرزمین من!، خسته خسته از جفایی،

🔹سرزمین من!، بی سرود و بی صدایی

🔹سرزمین من!، دردمند بی دوایی

🔷 سرزمین من،! سال‌ هاست با هوای گریه بغض هایم را میشکنم، دل سیر گریه میکنم، فرقی ندارد غمم چه باشد، لحظه ای که میگوید، دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من، اشکم هایم سرازیر میشود.

⚫️انا لله و انا الیه راجعون:

⬛️غم از دست دادن جمعی از هموطنان عزیزمان در حاشیه تشییع پیکر سردار شهید سلیمانی در کرمان، ضایعه سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین، واژگونی اتوبوس تهران- گنبد، و ....، داغ سنگینی بر دلهای ما فکند. اینجانب این مصیبت بزرگ را از صمیم قلب به همه مردم ایران زمین، به عموم بازماندگان و خانواده های محترم ایشان، تسلیت و تعزیت عرض نموده و از درگاه الهی برای روح همه جان باختگان این سوانح، غفران الهی و علو درجات مسالت می نمایم.

🔸با احترام؛ ادمین کانال تلگرامی مدیران شایسته، کاشفی

📘 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

📚@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ ☘️ تفکر انتقادی چیست و ویژگی های افراد با تفکر انتقادی کدامند؟

🔰یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا سیاستمداران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید و در موردش تحقیق کنید.

🔹 فکر انتقادی یعنی نگاه به یک موضوع از زوایای متفاوت و تحلیل و جمع بندی آنها

🔹 تفکر انتقادی یعنی توانایی تحلیل اطلاعات، داده ها و ادعاها و دوری از زود باوری های مصرح.

🔸 ما آدمها در زندگی روزمره مدام با انواع و اقسام ادعاها مواجه میشویم . یعنی کسانی که ادعاها را مطرح میکنند میخواهند ما عقیده ایی را بپذیریم و یا کاری را انجام دهیم. ولی ما از کجا بدانیم که از میان این همه ادعا کدام ادعا را باید بپذیریم و کدام را رد کنیم ؟ تفکر نقادانه ابزاری در اختیار ما قرار میدهد که میتوانیم عقلانی بودن یا نبودن آن عقیده را محک بزنیم . در واقع اصطلاح تفکر نقادانه به مجموعه ایی از نگرش ها و مهارتهاي فکری اطلاق میگردد که برای ارزیابی و محک زدن ادعاها و استدلال ها به کار می آیند . تفکر نقادانه را به شیوه های گوناگونی میتوان بکار برد ولی اساس آن را میتوان همان روش سقراطی یعنی پرسیدن تعدادی سوال نقادانه دانست.

✅ اما ویژگیهای افراد با تفکر انتقادی کدامند؟

۱- کنجکاوند و سعی می‌کنند در موضوعات مهم مطلع و آگاه باشند.
۲- خلاقانه پرسش مطرح می‌کنند. همواره از چراییِ امور سؤال می‌کنند و در پی آن هستند که ببینند چه دلیل‌هایی برای دفاع از یک عقیده یا باور وجود دارد.
۳- از مراجع‌‌ و منابع معتبر استفاده می‌کنند و به مراجع‌‌ و منابع معتبر ارجاع می‌دهند.
۴- وقتی که می‌خواهند چیزی را تفسیر کنند کل موقعیت و بافتار (کانتکست) را در نظر می‌گیرند.
۵- وقتی که می‌خواهند درباره‌ی موضوعی فکر کنند سعی می‌کنند اندیشیدن‌شان پیوند خودش را با موضوع اصلی از دست ندهد و حواس‌شان هست که دائم از این شاخه به آن شاخه نپرند.
۶- گشاده‌ذهن هستند و نظرگاه‌هایی که با نظرگاهِ خودشان تفاوت دارند را به نحو جدی مورد توجه قرار می‌دهند.
۷- استدلال‌ها، دیدگاه‌ها یا تبیین‌های بدیل و متفاوت را جستجو می‌کنند.
۸- اگر شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی به نفع یک دیدگاه وجود داشته باشد آن را می‌پذیرند و اگر شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی علیه دیدگاهی وجود داشته باشد آن را کنار می‌گذارند.
۹- وقتی که شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی برای رد یا قبول موضوعی وجود ندارد از داوری درباره‌ آن پرهیز می‌کنند.
۱۰- تا آنجا که ممکن است در بیان موضوعات دقت را رعایت می‌کنند.
۱۱- به نقش‌ِ داوری‌ها، تعصب‌ها و جانبداری‌های شخصی در فرایندِ شناخت توجه دارند.
۱۲- وقتی با یک کلِ پیچیده و درهم‌تافته مواجه می‌شوند، برای درک آن با انضباط و ترتیب مشخصی با آن برخورد می‌کنند.
۱۳- هنگامی که می‌خواهند یافته‌های خود را عرضه کنند، احساسات، سطح دانش، و میزانِ ظرافتِ اندیشه‌ مخاطب‌شان را در نظر می‌گیرند.
۱۴- توانایی‌های سنجش‌گرانه‌اندیشی (تفکر انتقادی) خودشان را در طیفِ وسیعی از موضوعات به کار می‌گیرند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ ✍️ علی زمانیان

🖊 رو به پریشانی

حیات و بقا و بالندگی یک جامعه در گرو گسترش دانایی و معرفت است. "اندیشه" و تفکر به منزله‌ی ستون اصلی فرهنگ و رفتار عقلانی محسوب می‌گردد. وقتی جاده ی‌معرفت و عقلانیت مسدود می‌شود، سرمایه‌ی اصلی زیست عقلانی و اخلاقی از دست می‌رود و جامعه رو به زوال می‌نهد.

✅وضع ما چگونه است؟

❗️ 1. تنزل دانایی و کاهش سرمایه‌ی معرفتی جامعه

با انزوا و حاشیه نشینی روشنفکران و کاهش اثرگذاری‌شان بر جامعه، پدیده‌ای با عنوان: "کاهش سرمایه‌ی معرفتی"، و یا تنزل "سرمایه‌ی عقلانی" شکل می‌گیرد. جامعه آرام آرام سرمایه های فرهنگی و فرهیختگی‌اش را از دست می‌دهد و دانایی و معرفت، سقوط می‌کند. وقتی تضارب آراء و اندیشه‌ها محدود گردد و سایه‌ی اربابان قدرت بر سر اندیشه و اندیشه ورزان سنگینی نماید و عرصه‌ی عمومی از طرح جدی مباحث و گفت و گوهای انتقادی خالی شود، آن گاه جامعه از درون تهی می‌شود. نتیجه‌ی "تهی شدگی" از اندیشه و خردورزی که زندگی بدان محتاج است، آن می‌شود که خورشید عقلانیت در پس ابرهای تیره‌ی جهل عمومی پنهان می‌گردد و جامعه از نظر معرفتی فقیرتر و لاغرتر می‌شود.

نظام سیاسی اما با محدود کردن روشنفکران و صاحبان اندیشه، جریان آزاد اندیشه در تاروپود جامعه را شدیدا کند کرده و نفوذ اجتماعی روشنفکران و راهبران معرفت در جامعه را کاهش داده است. آنان را به حاشیه رانده و فضای گفتگو و اثرگذاری را در جامعه از آنان ستانده است. روشنفکران را خود فروخته و وابسته به غرب، شیفته به بیگانگان نشان می‌دهد. مجال حضورشان را در رسانه‌ها و کلاس‌های درس تنگ نموده و حتی با توسل به قهر و جبر، میان آن‌ها و جامعه فاصله انداخته است. با انواع برچسب‌ها، اعتماد اجتماعی‌شان را کاهش داده است . آنان که تاب نیاوردند و امکان ماندشان نبود، مهاجرت کردند. آنان که ماندند، در گوشه‌ی انزوای خویش، با صدها مشکل روبرو گردیدند. و آنان که خواستند ارتباطشان را با جامعه از دست ندهند، با انواع موانع و مضایق مواجه شدند.

❗️ 2. سست شدن انسجام عقلانی و کنش سیاسی

جامعه برای پی‌گیری مسالمت آمیز و عقلانی خواسته‌ها و طرح انتظارات، محتاج آموزش است. وقتی نخبگان سیاست و فعالان از متن جامعه به حاشیه رانده می‌شوند، آن گاه تفرقه‌ی انسجام شکن و خودخواهی‌های فردی جانشین انسجام عقلانی و جامعه‌ای پویا می‌شود. فقدان و یا ضعف نظام حزبی، سبب می‌گردد هر یک از شهروندان به خود واگذار شوند. از این رو جامعه به سمت همهمه خیزی و تاریکی پیش می‌رود.
کنشگران خردمند در عالم سیاست، در فضای آزاد با آموزش سیاسی، سبب رشد عقلانیت عملی و فاعلان اندیشه‌ورز می‌شوند تا جامعه بتواند همواره میان هدف و ابزارها و وسایلش تناسب برقرار نماید. اما آن هنگام که کنشگران صاحب نظر سیاسی در عرصه‌ی عمومی با انواع نسبت‌ها و برچسب‌ها بی اعتبار می‌شوند و یا با انواع اقدامات به حاشیه رانده می‌شوند، کنش عقلانی سیاسی رو به نقصان می‌نهد و افراد به خودشان واگذار می‌شوند. در این حالت، عمل سیاسی معقول، به واکنش های پریشان فردی و عموما روان‌شناختی و احساسی تبدیل می‌گردد. از این رو به جای آن که راهی به سوی آینده باز کند، سویه‌ی تخریبی می‌یابد و سرمایه‌های موجود را چون سیل از میان می‌برد.

❗️3. وقتی روشنفکران از جامعه رانده شدند و از اثرگذاری ساقط گردیدند، "عقل نظری" از جامعه رخت می‌بندد. و آن هنگام که کنشگران سیاسی و احزاب، بی‌تاثیر و حاشیه‌نشین شدند، عقلانیت سیاسی در عمل، سست و بی مقدار می‌گردد. در این حالت دو اتفاق می افتد:
الف) به جای روشنفکران و خردمندان، سلبریتی‌ها اوج می‌گیرند. بازار پررونق سلبریتی‌ها، نشان دهنده‌ی آن است که جامعه از اندیشه تهی شده است. در غیبت روشنفکران است که سلبریتی‌های سطحی پر ارج می‌شوند. از میان سلبریتی‌ها، ورزشکاران (به ویژه فوتبالیست‌ها) و هنرمندان(به ویژه هنرپیشه‌ها)، بخت‌شان بلند و نامشان بر زبان‌ها می‌چرخد.
ب) به جای کنش ساختارمند سیاسی، آنارشی و همهمه حاکم می‌شود. به جای منافع و مصلحت‌های جمعی، منافع زودگذر فردی می‌نشیند. و به جای زیست خردمندانه و مسالمت‌آمیز، خشونت و آشوب می‌نشیند که ره به هیچ دهی نمی‌برد و بلکه ده را بر سر ساکنانش خراب می‌کند.

جامعه ی رو به زوال و فرسایش ، جامعه‌ای است که در آن تفکر و عمل خردمندانه، رو به نقصان می‌نهد و پروسه‌ی اندیشیدن با انواع موانع سیاسی مواجه می‌شود. جامعه‌ی رو به زوال، جامعه‌ای است که به جای اندیشیدن، پیروی و اطاعت می‌نشیند. جامعه‌ای که از فهم و حل مسئله‌هایش عاجز است و این عجز را در آسیب‌ها و ناهنجاری‌ها و پس روی‌های اجتماعی بازتاب می‌دهد. پاییز اندیشه و پریشانی، نشانه‌ی واضحی است از این که جامعه‌ی ایران دارد ذخایر معرفت و انبان اندیشگی‌اش را عملا از دست می‌دهد.

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers