💢مهارت نرم یا مهارت سخت؟
🔴با بررسی ۵۰۰ کسبوکار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۰ درصد موفقیت این شرکتها، به سرمایهگذاری روی مهارتهای نرم مربوط میشود.
🟢امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارتها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارتهای سخت (Hard Skills) و مهارتهای نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارتها چه هستند و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
🔵مهارتهای سخت:
مهارتهای سخت، تواناییهای قابل آموزش هستند؛ مهارتهایی هستند که کمیت آنها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارتهای سخت را در کلاسهای درس، از طریق کتابها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود میآموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامهنویسی کامپیوتر و غیره.
🟤مهارتهای نرم:
از سوی دیگر مهارتهای نرم، مهارتهای ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آنها بسیار دشوارتر از مهارتهای سخت است. از مهارتهای نرم با عنوان «مهارتهای انسانی» یا «مهارتهای بین فردی» نیز یاد میشود و مهارتهایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطافپذیری، مذاکره، کار تیمی، فنبیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.
🟡مهارتهای نرم، شما را به فردی دلپذیر در محیط کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل میکنند. به دلیل اهمیت بالای مهارتهای نرم، کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آنها در افراد هستند. مهارتهای نرم میتوانند به خوبی مهارتهای سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارتها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴با بررسی ۵۰۰ کسبوکار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۰ درصد موفقیت این شرکتها، به سرمایهگذاری روی مهارتهای نرم مربوط میشود.
🟢امروزه به دو مجموعه متفاوت از مهارتها برای کار کردن نیاز دارید که به مهارتهای سخت (Hard Skills) و مهارتهای نرم (Soft Skills) معروف هستند.
این مهارتها چه هستند و چه تفاوتی میان آنها وجود دارد؟
🔵مهارتهای سخت:
مهارتهای سخت، تواناییهای قابل آموزش هستند؛ مهارتهایی هستند که کمیت آنها به سادگی قابل سنجش است. معمولا مهارتهای سخت را در کلاسهای درس، از طریق کتابها و سایر مواد آموزشی یا در حین کار در محل کار خود میآموزید؛ برای مثال مدرک تحصیلی یا گواهینامه فنی، تسلط به زبان خارجی، سرعت تایپ، برنامهنویسی کامپیوتر و غیره.
🟤مهارتهای نرم:
از سوی دیگر مهارتهای نرم، مهارتهای ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آنها بسیار دشوارتر از مهارتهای سخت است. از مهارتهای نرم با عنوان «مهارتهای انسانی» یا «مهارتهای بین فردی» نیز یاد میشود و مهارتهایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند.
برای مثال ارتباطات، انعطافپذیری، مذاکره، کار تیمی، فنبیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری.
🟡مهارتهای نرم، شما را به فردی دلپذیر در محیط کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل میکنند. به دلیل اهمیت بالای مهارتهای نرم، کارفرمایان در هنگام استخدام نیرو به دنبال یافتن آنها در افراد هستند. مهارتهای نرم میتوانند به خوبی مهارتهای سخت، نشانگر نحوه عملکرد شغلی افراد باشند. داشتن این مجموعه از مهارتها شما را بدون توجه به محل کار و نوع کاری که انجام م دهید، به کارمندان خوب و با ارزشی تبدیل می کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍2
🔴 برای نگهداشت نیروی انسانی نقشه راه داشته باشید
☄معمولاً علت اصلی عدم موفقیت یک کارمند در محیط کار، نداشتن آموزشهای مناسب است. تیم منابع انسانی باید مطمئن شود که آموزشهای لازم برای کارکنان فراهم شده است و به آنها قدرت لازم برای انجام درست کارها را میدهد. کارکنان باید همیشه ابزارهای لازم برای عملکرد بهینه را داشته باشند. ضروری است برای حفظ و نگهداشت کارکنان به آنها آموزشهای لازم داده شود.
🍃پیشرفت حرفهای و گرفتن ترفیع برای هر کارمندی بخشی مهم از روند کاری او است. باید فرصتهای جدید و وظایف چالشبرانگیز بیشتری برای کارکنان ایجاد شود، زمانی که این فرصتها برای کارکنان در سازمان فراهم شود، آنها هرگز تمایل به ترک محل کار نخواهند داشت.
🔸مسائل و مشکلاتشان به بحث گذاشته شود.
همه کارکنان بهنوعی از مشکلات موجود در محل کار خود، مثل مسائل مربوط به حضوروغیاب یا تعارض با سرپرست و همکاران شاکی هستند. دپارتمان منابع انسانی باید ارتباطی روشن و مستقیم با کارکنان برای حل مشکل آنها داشته باشد. پس از شناسایی مشکلات، ضروری است که اقداماتی برای رفع مشکل و ریشه مسائل انجام شود.
🔹کارکنان مناسب انتخاب شوند.
هر کارمندی باید مسئولیتها و اعمالی را بپذیرد که متناسب با علایق و تخصصهای او است. هرزمان که یک شخص مناسب، کاری را انجام دهد که متناسب با او، چه به لحاظ علاقه و چه به لحاظ تخصص نیست، طبیعی است که علاقهای به جایگاه شغلی خود نشان ندهد و به دنبال روشهایی باشد که جایگزینی برای آن پیدا کند.
🖌نتیجه کلی:
👌مطابق آمارهای موسسه گلوپ، هزینه انتقال یک کارمند میتواند برابر با یکدوم تا دو برابر هزینه سالانه یک کارمند باشد.
البته این برآورد بسیار خوشبینانه انجام شده است. این امر نهفقط به خاطر فقدانی است که بخشی از درآمدزایی شرکت را معطل میکند بلکه به خاطر هزینههای استخدام مجدد و تربیت نیروی انسانی برای سازمان است.
🔹استخدام نیرو برای پستهای اداری ارشد که ممکن است به درخواست از کاریابیها منجر شود، میتواند تا یکسوم درآمد سالانه این پست را به خود اختصاص دهد. مصاحبههای خروجی (Exit Interview)، یک پاسخ مهم و اطلاعات بسیار ارزشمندی برای شما دارند زیرا میتوانند سبب حفظ و نگهداری منابع انسانی و نیروهای باقیمانده شوند(مشروط براینکه قدرت تصمیم گیری باشد)
نتایج این مصاحبهها را با دقت دنبال کنید زیرا شما هرگز منبعی موثقتر از این درباره سلامت و رفاه سازمان خودتان پیدا نخواهید کرد. کارمندان شاد بهندرت به دنبال شغل جدید دیگر میگردند.
و بهتر از این کار،
🔸استفاده از مصاحبه در زمان حضور کارکنان در سازمان است بهگونهای که شما بتوانید متوجه شوید که چرا این افراد در کنار شما و در سازمان شما وجود دارند. این اطلاعات به شما کمک میکند تا محیط کاری و فرهنگ کاری موردنیاز برای ابقای کارکنان نمونه خودتان را ایجاد کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
☄معمولاً علت اصلی عدم موفقیت یک کارمند در محیط کار، نداشتن آموزشهای مناسب است. تیم منابع انسانی باید مطمئن شود که آموزشهای لازم برای کارکنان فراهم شده است و به آنها قدرت لازم برای انجام درست کارها را میدهد. کارکنان باید همیشه ابزارهای لازم برای عملکرد بهینه را داشته باشند. ضروری است برای حفظ و نگهداشت کارکنان به آنها آموزشهای لازم داده شود.
🍃پیشرفت حرفهای و گرفتن ترفیع برای هر کارمندی بخشی مهم از روند کاری او است. باید فرصتهای جدید و وظایف چالشبرانگیز بیشتری برای کارکنان ایجاد شود، زمانی که این فرصتها برای کارکنان در سازمان فراهم شود، آنها هرگز تمایل به ترک محل کار نخواهند داشت.
🔸مسائل و مشکلاتشان به بحث گذاشته شود.
همه کارکنان بهنوعی از مشکلات موجود در محل کار خود، مثل مسائل مربوط به حضوروغیاب یا تعارض با سرپرست و همکاران شاکی هستند. دپارتمان منابع انسانی باید ارتباطی روشن و مستقیم با کارکنان برای حل مشکل آنها داشته باشد. پس از شناسایی مشکلات، ضروری است که اقداماتی برای رفع مشکل و ریشه مسائل انجام شود.
🔹کارکنان مناسب انتخاب شوند.
هر کارمندی باید مسئولیتها و اعمالی را بپذیرد که متناسب با علایق و تخصصهای او است. هرزمان که یک شخص مناسب، کاری را انجام دهد که متناسب با او، چه به لحاظ علاقه و چه به لحاظ تخصص نیست، طبیعی است که علاقهای به جایگاه شغلی خود نشان ندهد و به دنبال روشهایی باشد که جایگزینی برای آن پیدا کند.
🖌نتیجه کلی:
👌مطابق آمارهای موسسه گلوپ، هزینه انتقال یک کارمند میتواند برابر با یکدوم تا دو برابر هزینه سالانه یک کارمند باشد.
البته این برآورد بسیار خوشبینانه انجام شده است. این امر نهفقط به خاطر فقدانی است که بخشی از درآمدزایی شرکت را معطل میکند بلکه به خاطر هزینههای استخدام مجدد و تربیت نیروی انسانی برای سازمان است.
🔹استخدام نیرو برای پستهای اداری ارشد که ممکن است به درخواست از کاریابیها منجر شود، میتواند تا یکسوم درآمد سالانه این پست را به خود اختصاص دهد. مصاحبههای خروجی (Exit Interview)، یک پاسخ مهم و اطلاعات بسیار ارزشمندی برای شما دارند زیرا میتوانند سبب حفظ و نگهداری منابع انسانی و نیروهای باقیمانده شوند(مشروط براینکه قدرت تصمیم گیری باشد)
نتایج این مصاحبهها را با دقت دنبال کنید زیرا شما هرگز منبعی موثقتر از این درباره سلامت و رفاه سازمان خودتان پیدا نخواهید کرد. کارمندان شاد بهندرت به دنبال شغل جدید دیگر میگردند.
و بهتر از این کار،
🔸استفاده از مصاحبه در زمان حضور کارکنان در سازمان است بهگونهای که شما بتوانید متوجه شوید که چرا این افراد در کنار شما و در سازمان شما وجود دارند. این اطلاعات به شما کمک میکند تا محیط کاری و فرهنگ کاری موردنیاز برای ابقای کارکنان نمونه خودتان را ایجاد کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 تفاوت سه مفهوم مهم در سازمانها
🔴چسبندگی سازمانی
🔵وابستگی سازمانی
🟢دلبستگی سازمانی
❤️ دلبستگی به سازمان اغلب با موارد مختلفی ایجاد میشود بهطور مثال:
1️⃣ رهبری موثر:
رهبرانی که اراده، شفافیت و اعتماد را به ارمغان میآورند، دلبستگی را تشویق میکنند.
2️⃣ فرهنگ سازمانی:
فرهنگی که ارزشها، اهداف و انگیزههای مشترک را ترویج میدهد، به افراد احساس تعلق به سازمان میدهد.
3️⃣ شناخت و توسعه:
ایجاد فرصتها برای توسعه مهارتها، ارتقاء کارکنان میتواند دلبستگی را تشویق کند.
4️⃣ شفافیت و اشتراک اطلاعات:
به اشتراک گذاری اطلاعات و تصمیمگیری شفاف، اعتماد و دلبستگی را افزایش میدهد.
5️⃣ پاداش و تشویق:
سیاستهای پاداش و تشویق موثر میتوانند افراد را به اشتغال و همکاری بیشتر ترغیب کنند.
با ایجاد محیطی که ارتقاء، اعتماد و تعلق به سازمان ترویج پیدا کند، دلبستگی سازمانی ایجاد میشود.
✍🏻 جناب آقای عبدالرضا حافظی
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴چسبندگی سازمانی
🔵وابستگی سازمانی
🟢دلبستگی سازمانی
❤️ دلبستگی به سازمان اغلب با موارد مختلفی ایجاد میشود بهطور مثال:
1️⃣ رهبری موثر:
رهبرانی که اراده، شفافیت و اعتماد را به ارمغان میآورند، دلبستگی را تشویق میکنند.
2️⃣ فرهنگ سازمانی:
فرهنگی که ارزشها، اهداف و انگیزههای مشترک را ترویج میدهد، به افراد احساس تعلق به سازمان میدهد.
3️⃣ شناخت و توسعه:
ایجاد فرصتها برای توسعه مهارتها، ارتقاء کارکنان میتواند دلبستگی را تشویق کند.
4️⃣ شفافیت و اشتراک اطلاعات:
به اشتراک گذاری اطلاعات و تصمیمگیری شفاف، اعتماد و دلبستگی را افزایش میدهد.
5️⃣ پاداش و تشویق:
سیاستهای پاداش و تشویق موثر میتوانند افراد را به اشتغال و همکاری بیشتر ترغیب کنند.
با ایجاد محیطی که ارتقاء، اعتماد و تعلق به سازمان ترویج پیدا کند، دلبستگی سازمانی ایجاد میشود.
✍🏻 جناب آقای عبدالرضا حافظی
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕اگر یک مختصاتی از یک کارمند دلبسته بخواهیم بدانیم آن چه ویژگیهایی است؟
دکتر ابوالعلایی: نشانهها زیاد هستند. به چند مورد از رفتار کارمندان full engaged اشاره میکنم. سه تا واژه هستند که با حرف S شروع میشوند.
✅اول «Say»، یعنی وقتی کارمندی عاشق سازمان است و در مورد سازمانش حرف میزند. یکی از نشانههای دلبستگی این است که کارمندی عاشق سازمان است، راجبه سازمانش با تعصب، با حرارت، با خیرخواهی و با دلسوزی حرف میزند. البته معنی آن، این نیست که همیشه حرفهای مثبت میزند و سازمان را تایید میکند. گاهی حرفها ممکن است حرفهای تلخی هم باشد. منتها همان حرف تلخ هم با دلسوزی همراه است. این کارمندان بیرون از سازمان وکیل مدافع سازمان هستند. بازاریاب سازمان هستند و از هر فرصتی استفاده میکنند تا سازمان را توضیح دهند و محصولات یا خدمات آن را معرفی کنند یا دیگران را برای استخدام در این سازمان دعوت نمایند.
✅نشانه دوم «Stay» به معنای در سازمانماندن است. با هر اتفاق یا بهانهای سازمان را ترک نمیکنند.
البته معتقدم کارکنان حق دارند سازمانشان را ترک کنند. حق دارند انتخاب کنند، طبیعتاً دنبال فرصتهای بهتر بگردند. اما من باز این سوال را میپرسم که آیا رفتن از یک سازمان هم میتواند عاشقانه باشد؟ میتواند توأم با دلبستگی باشد؟ پاسخ من به این پرسشها بله است. بله، آدمهایی که دلبسته سازمان هستند سازمانشان را طوری ترک میکنند یا در زمانی ترک میکنند که به موقعیت سازمان لطمه وارد نشود. اطلاع قبلی میدهند، حتی با مدیرشان مشورت میکنند، اطلاعات را مستند و منتقل میکنند. کار را نیمهتمام رها نمیکنند و پلهای پشت سرشان را از نظر ارتباط عاطفی قطع نمینمایند.
کارمندی که دلبسته سازمان است، زمانی هم که از سازمان رفته و ارتباط استخدامی ندارد ولی هنوز ارتباط عاطفیاش را حفظ کرده، هنوز علاقهمند به سرنوشت سازمان است. اخبار سازمان را پیگیری میکند، اگر از دستش بر بیاد حتی برای سازمان قبلیاش کارهای مثبت هم انجام میدهد.
✅سومی «Style»، یعنی وقتی میمانند با همه وجود میمانند. کاری که انجام میدهند مانند این است که برای خودشان کار میکنند. اینکه بیخیال یا بیتفاوت باشند نیست. همه تلاش و انرژی را بهکار میگیرند تا کاری که به آنها محول شده را با کیفیت بالاتر از انتظار و بالاتر از استاندارد انجام دهند.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دکتر ابوالعلایی: نشانهها زیاد هستند. به چند مورد از رفتار کارمندان full engaged اشاره میکنم. سه تا واژه هستند که با حرف S شروع میشوند.
✅اول «Say»، یعنی وقتی کارمندی عاشق سازمان است و در مورد سازمانش حرف میزند. یکی از نشانههای دلبستگی این است که کارمندی عاشق سازمان است، راجبه سازمانش با تعصب، با حرارت، با خیرخواهی و با دلسوزی حرف میزند. البته معنی آن، این نیست که همیشه حرفهای مثبت میزند و سازمان را تایید میکند. گاهی حرفها ممکن است حرفهای تلخی هم باشد. منتها همان حرف تلخ هم با دلسوزی همراه است. این کارمندان بیرون از سازمان وکیل مدافع سازمان هستند. بازاریاب سازمان هستند و از هر فرصتی استفاده میکنند تا سازمان را توضیح دهند و محصولات یا خدمات آن را معرفی کنند یا دیگران را برای استخدام در این سازمان دعوت نمایند.
✅نشانه دوم «Stay» به معنای در سازمانماندن است. با هر اتفاق یا بهانهای سازمان را ترک نمیکنند.
البته معتقدم کارکنان حق دارند سازمانشان را ترک کنند. حق دارند انتخاب کنند، طبیعتاً دنبال فرصتهای بهتر بگردند. اما من باز این سوال را میپرسم که آیا رفتن از یک سازمان هم میتواند عاشقانه باشد؟ میتواند توأم با دلبستگی باشد؟ پاسخ من به این پرسشها بله است. بله، آدمهایی که دلبسته سازمان هستند سازمانشان را طوری ترک میکنند یا در زمانی ترک میکنند که به موقعیت سازمان لطمه وارد نشود. اطلاع قبلی میدهند، حتی با مدیرشان مشورت میکنند، اطلاعات را مستند و منتقل میکنند. کار را نیمهتمام رها نمیکنند و پلهای پشت سرشان را از نظر ارتباط عاطفی قطع نمینمایند.
کارمندی که دلبسته سازمان است، زمانی هم که از سازمان رفته و ارتباط استخدامی ندارد ولی هنوز ارتباط عاطفیاش را حفظ کرده، هنوز علاقهمند به سرنوشت سازمان است. اخبار سازمان را پیگیری میکند، اگر از دستش بر بیاد حتی برای سازمان قبلیاش کارهای مثبت هم انجام میدهد.
✅سومی «Style»، یعنی وقتی میمانند با همه وجود میمانند. کاری که انجام میدهند مانند این است که برای خودشان کار میکنند. اینکه بیخیال یا بیتفاوت باشند نیست. همه تلاش و انرژی را بهکار میگیرند تا کاری که به آنها محول شده را با کیفیت بالاتر از انتظار و بالاتر از استاندارد انجام دهند.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
پنج فاکتور مدل تعلق شغلی MAGIC :
معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.
آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.
رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.
تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.
ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را میسنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.
آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.
رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.
تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.
ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را میسنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
روشهای_کاربردی_ایجاد_انگیزه_و_اشتیاق_در_کارکنان_و_جلوگیری_از_ترک.ts
12.6 MB
📕روشهای کاربردی ایجاد انگیزه و اشتیاق در کارکنان و جلوگیری از ترک نیروها
✅خانم دکتر ندا محمد اسماعیلی از اساتید بنام دانشگاه تهران
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅خانم دکتر ندا محمد اسماعیلی از اساتید بنام دانشگاه تهران
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
🔰اصولا هدف کلی از ایجاد و راه اندازی کانون های ارزیابی پیدا کردن فرد مناسب برای شغل مناسب است. به عبارتی دیگر این همه تلاش و تقلا و زحمت، همه و همه در جهت تناسب شغل با شاغل در سازمان است. لذا شناخت ویژگی های شخصیتی افراد در فرایند تشخیصی و ارزیابی کانون علاوه بر اینکه جنبه روان شناختی دارد، بلکه در سطحی بالاتر موجب بسط و گسترش عدالت در سازمان خواهد شد.
🔰عدالت در سازمان ؛
🔷عدل را نباید فقط در دستگاه قضایی کشور دنبال کرد. اگر عدل را به معنی وسیع آن یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خودش تعریف کنیم، در سازمان ها و در فرایند های مدیریت منابع انسانی هم، عدل را باید قرار دادن هر کسی در جای خودش معنی کنیم.
🔷حواسمان باشد وقتی کسی را در جای مناسب خود قرار نمی دهیم چه در زمان استخدام و چه در زمان انتصاب، ظلم میکنیم؛ هم به فرد هم به سازمان.
🔷عدل نه فقط اساس ملک مملکت، بلکه اساس موفقیت سازمان هاست.
🔷جهان چون خط و خال و چشم و ابروست/ که هر چیزی به جای خویش نیکوست.
🔷 اگر یک ذره را برگیری از جای/همه عالم فرو ریزد سراپای
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰عدالت در سازمان ؛
🔷عدل را نباید فقط در دستگاه قضایی کشور دنبال کرد. اگر عدل را به معنی وسیع آن یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خودش تعریف کنیم، در سازمان ها و در فرایند های مدیریت منابع انسانی هم، عدل را باید قرار دادن هر کسی در جای خودش معنی کنیم.
🔷حواسمان باشد وقتی کسی را در جای مناسب خود قرار نمی دهیم چه در زمان استخدام و چه در زمان انتصاب، ظلم میکنیم؛ هم به فرد هم به سازمان.
🔷عدل نه فقط اساس ملک مملکت، بلکه اساس موفقیت سازمان هاست.
🔷جهان چون خط و خال و چشم و ابروست/ که هر چیزی به جای خویش نیکوست.
🔷 اگر یک ذره را برگیری از جای/همه عالم فرو ریزد سراپای
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یادگیری درماندگی!
داستانی وجود دارد در مورد اینکه چگونه فیلهای کوچک را در هند تربیت میکنند. فیل کوچک به درختی بسته میشود. سعی میکند خودش را رها کند، ولی از آنجا که به اندازه کافی قوی نیست نمیتواند طناب را شُل یا پاره کند. پس از چندین بار سعی کردن و نتوانستن، فیل شرایط را میپذیرد.
بعدها که فیل به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند شد نیز سعی نمیکند خودش را رها کند، اگرچه به آسانی میتواند طناب را پاره کند. فیل آموخته است که هرگز به تنهایی نمیتواند خود را آزاد کند، بنابراین هرگز سعی نمیکند؛ چرا که فکر میکند آزادی غیر ممکن است.
در حالیکه برخی افراد با سرعت هر چه تمامتر از پلههای موفقیت بالا میروند، افرادی هم هستند که به این باور رسیدهاند هر چقدر هم تلاش کنند باز هم بیفایده است و قرار نیست زندگی روی خوش خودش را به آنها نشان دهد. چرا گروه دوم چنین طرز فکری دارند و ریشه اصلی مشکل آنها کجا است؟ آیا راهکاری برای حل چنین نگرشی به زندگی وجود دارد؟
شاید شما هم با افرادی برخورد کرده باشید که دست از تلاش برای پیروزی در زندگی کشیدهاند، انگیزههای خود را از دست داده و در عمل دست روی دست گذاشتهاند تا جریان زندگی آنها را با خودش به هر سمتی ببرد. در چنین شرایطی عموماً کنترل زندگی از دست فرد خارج میشود و تلاشی هم برای بیرون کشیدن خود از این وضعیت انجام نمیدهد.
معمولاً این افراد درماندهاند و دیگر رمقی برای تلاش کردن ندارند و ظاهراً به نوعی یاءس فلسفی خاص در زندگی رسیدهاند. آیا باید بپذیریم این افراد دچار افسردگیهای حاد هستند و با مصرف دارو و مراجعه به روانپزشک باید مساله خود را به صورت جدی حل کنند؟!
«مارتین سلیگمن» روانشناس آمریکایی برای نخستین بار اصطلاح «درماندگی آموخته شده» را برای توصیف چنین شرایطی به کار برد. شاید نخستین جرقههای این نظریه هنگامی به ذهن سلیگمن جوان رسید که پدرش را در وضعیتی نه چندان مناسب میدید. پدر او با اینکه فارغ التحصیل یکی از دانشگاههای معتبر و دارای مدرک کارشناسی ارشد بود، اما در بحبوحه بحرانهای داخلی آمریکا، خیال میکرد که تنها باید یک شغل داشته باشد که بتواند شکم بچههایش را سیر کند. او این توانایی را در خود نمیدید که استاد دانشگاه شود و به تدریس بپردازد.
مارتین سلیگمن و همکارانش برای آزمایش ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرند، به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند. ایشان پس از تربیت این سگ ها، آنها را به دو قفس A و B و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود.
سپس درب قفس B (گروه آزمایش) را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد. سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و نتیجه ای نمی گرفتند. اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند. آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A (گروه شاهد یا گواه) ملحق نمود؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد. سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟ تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند، اما سگهای (گروه آزمایش) سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند. او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی *"درماندگی آموخته شدنی است"*؛ بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند!
آنهایی که در منزل و محیط کار و پیش دوستانشان فقط ابراز ناراحتی و غر زدن می کنند رفتاری مشابه سگهای سلیگمن دارند. آنها یاد گرفته اند که بدبخت زندگی کنند. از دید روانشناسان، مردم همه آگاهند منتها به درماندگی آموخته شده گرفتار شده اند. سلیگمن علت انفعال و بیتفاوتی سگها را به نشانههای رفتاری درماندگی خود آموخته نسبت داد. همین وضعیت در مورد انسانها نیز صادق است.
مارتین سلیگمن این نظریه را به این صورت بسط داد: در برخی از موقعیتهای دردآور و دشوار که فرد احساس میکند هیچ راه خلاصی از آن نیست، گمانی در خاطرات وی درست میشود که هیچ راه خلاصی نیست و این را به تمام موقعیتهای زندگی تعمیم میدهد. در شرایط درماندگی آموخته شده فرد هیچ تلاشی از خود نشان نمیدهد. او با خود میگوید: «تلاشهای قبلی من ناکام بود؛ بنابراین تلاشهای بعدی من هم ناکام خواهد بود!»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
داستانی وجود دارد در مورد اینکه چگونه فیلهای کوچک را در هند تربیت میکنند. فیل کوچک به درختی بسته میشود. سعی میکند خودش را رها کند، ولی از آنجا که به اندازه کافی قوی نیست نمیتواند طناب را شُل یا پاره کند. پس از چندین بار سعی کردن و نتوانستن، فیل شرایط را میپذیرد.
بعدها که فیل به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند شد نیز سعی نمیکند خودش را رها کند، اگرچه به آسانی میتواند طناب را پاره کند. فیل آموخته است که هرگز به تنهایی نمیتواند خود را آزاد کند، بنابراین هرگز سعی نمیکند؛ چرا که فکر میکند آزادی غیر ممکن است.
در حالیکه برخی افراد با سرعت هر چه تمامتر از پلههای موفقیت بالا میروند، افرادی هم هستند که به این باور رسیدهاند هر چقدر هم تلاش کنند باز هم بیفایده است و قرار نیست زندگی روی خوش خودش را به آنها نشان دهد. چرا گروه دوم چنین طرز فکری دارند و ریشه اصلی مشکل آنها کجا است؟ آیا راهکاری برای حل چنین نگرشی به زندگی وجود دارد؟
شاید شما هم با افرادی برخورد کرده باشید که دست از تلاش برای پیروزی در زندگی کشیدهاند، انگیزههای خود را از دست داده و در عمل دست روی دست گذاشتهاند تا جریان زندگی آنها را با خودش به هر سمتی ببرد. در چنین شرایطی عموماً کنترل زندگی از دست فرد خارج میشود و تلاشی هم برای بیرون کشیدن خود از این وضعیت انجام نمیدهد.
معمولاً این افراد درماندهاند و دیگر رمقی برای تلاش کردن ندارند و ظاهراً به نوعی یاءس فلسفی خاص در زندگی رسیدهاند. آیا باید بپذیریم این افراد دچار افسردگیهای حاد هستند و با مصرف دارو و مراجعه به روانپزشک باید مساله خود را به صورت جدی حل کنند؟!
«مارتین سلیگمن» روانشناس آمریکایی برای نخستین بار اصطلاح «درماندگی آموخته شده» را برای توصیف چنین شرایطی به کار برد. شاید نخستین جرقههای این نظریه هنگامی به ذهن سلیگمن جوان رسید که پدرش را در وضعیتی نه چندان مناسب میدید. پدر او با اینکه فارغ التحصیل یکی از دانشگاههای معتبر و دارای مدرک کارشناسی ارشد بود، اما در بحبوحه بحرانهای داخلی آمریکا، خیال میکرد که تنها باید یک شغل داشته باشد که بتواند شکم بچههایش را سیر کند. او این توانایی را در خود نمیدید که استاد دانشگاه شود و به تدریس بپردازد.
مارتین سلیگمن و همکارانش برای آزمایش ۲۰ سگ شیانلو را از ابتدای نوزادی درون یک قفس تربیت کرند، به طوری که سگها در صورت نیاز پدال موجود در قفس را می فشردند و بیرون می رفتند و پس از دستشویی کردن باز می گشتند. ایشان پس از تربیت این سگ ها، آنها را به دو قفس A و B و در هر قفس ۱۰ قلاده تقسیم نمود.
سپس درب قفس B (گروه آزمایش) را جوش داد و ۳۰ روز، روزی ۳ بار به قفس B شوک الکتریکی می داد. سگهای قفس B در روزهای اول در زمان شوک بخاطر قفل بودن درب خودشان را به میله های قفس میزدند و نتیجه ای نمی گرفتند. اما پس از چند روز سگها فهمیدند که با تلاش موفق نمی شوند بجز اینکه زخمی شده و رنج زیاد می کشند. آنها یاد گرفتند که در زمان شوک در جای خود بایستند زیرا دست کم از زخمی شدن در امان بودند.
سلیگمن در انتهای آزمایش درب قفس را شکست و آنها را به سگهای قبلی قفس A (گروه شاهد یا گواه) ملحق نمود؛ همان قفس سالم که با فشار اهرم درب باز می شد. سپس شوک الکتریکی داد. فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟؟ تمام ۱۰ سگ گواه اهرم را فشار داده و بیرون آمدند، اما سگهای (گروه آزمایش) سرجایشان ایستاده و حرکت نکردند. او بزرگترین نظریه قرن را ارائه کرد، یعنی *"درماندگی آموخته شدنی است"*؛ بدین معنا که موجودات یاد می گیرند بدبخت زندگی کنند!
آنهایی که در منزل و محیط کار و پیش دوستانشان فقط ابراز ناراحتی و غر زدن می کنند رفتاری مشابه سگهای سلیگمن دارند. آنها یاد گرفته اند که بدبخت زندگی کنند. از دید روانشناسان، مردم همه آگاهند منتها به درماندگی آموخته شده گرفتار شده اند. سلیگمن علت انفعال و بیتفاوتی سگها را به نشانههای رفتاری درماندگی خود آموخته نسبت داد. همین وضعیت در مورد انسانها نیز صادق است.
مارتین سلیگمن این نظریه را به این صورت بسط داد: در برخی از موقعیتهای دردآور و دشوار که فرد احساس میکند هیچ راه خلاصی از آن نیست، گمانی در خاطرات وی درست میشود که هیچ راه خلاصی نیست و این را به تمام موقعیتهای زندگی تعمیم میدهد. در شرایط درماندگی آموخته شده فرد هیچ تلاشی از خود نشان نمیدهد. او با خود میگوید: «تلاشهای قبلی من ناکام بود؛ بنابراین تلاشهای بعدی من هم ناکام خواهد بود!»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
🔰مدام ذهنتان را تغذیه کنید 🍽
🔸 مدام ذهن خود را با ایدهها و اطلاعات مثبت تغذیه کنید. کتابها و مقالات مثبت بخوانید؛ اطلاعاتی که به شما کمک کنند تا زندگی و کارتان را بهبود بخشید.
🔸 با تلفن همراه، در اتومبیل و هر جای دیگر به برنامههای صوتی آموزشی و مثبت گوش دهید. در گفتوگوها، سمینارها و کارگاههای مثبتی شرکت کنید که در آنها با ایدههای ارزشمند و سازنده آشنا میشوید و میتوانید برای بهبود کیفیت زندگی از آنها استفاده کنید.
🔷کانال مدیران شایسته
🆔 @Competentmanagers
🔸 مدام ذهن خود را با ایدهها و اطلاعات مثبت تغذیه کنید. کتابها و مقالات مثبت بخوانید؛ اطلاعاتی که به شما کمک کنند تا زندگی و کارتان را بهبود بخشید.
🔸 با تلفن همراه، در اتومبیل و هر جای دیگر به برنامههای صوتی آموزشی و مثبت گوش دهید. در گفتوگوها، سمینارها و کارگاههای مثبتی شرکت کنید که در آنها با ایدههای ارزشمند و سازنده آشنا میشوید و میتوانید برای بهبود کیفیت زندگی از آنها استفاده کنید.
🔷کانال مدیران شایسته
🆔 @Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام. صبح تان بخیر و شادی
"فوق العاده زیباست"
دنیا ... به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد
نه به "آرزوهایت" پس شایسته ی آرزوهایت باش.
چه بسیار انسانها دیدم تنشان" لباس "نبود !
و چه بسیار لباسها دیدم که درونش" انسانی" نبود!
به هر کس" نیکی "کنی او را" ساخته ای"
و به هر کس" بدی "کنی به او "باخته ای"
پس بیا بسازیم و نبازیم...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
"فوق العاده زیباست"
دنیا ... به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد
نه به "آرزوهایت" پس شایسته ی آرزوهایت باش.
چه بسیار انسانها دیدم تنشان" لباس "نبود !
و چه بسیار لباسها دیدم که درونش" انسانی" نبود!
به هر کس" نیکی "کنی او را" ساخته ای"
و به هر کس" بدی "کنی به او "باخته ای"
پس بیا بسازیم و نبازیم...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بهره وری چیست؟
یکی از مواردی که همه سازمان ها و حتی انسان ها به آن توجه دارند، موضوع بهره وری است، اینکه سازمانشان و یا اصلاً خودشان بهره وری بالایی داشته باشند.
اگر در تعریفی ساده بخواهیم بهره وری را در سازمانی توضیح دهیم، یعنی میزان خروجی و سود سازمان نسبت به هزینه ها.
اما تعریفی که استاندارد از بهره وری و عوامل کلیدی آن دارد، دو مقوله اثربخشی و کارایی است.
✅تعریف اثربخشی (effectiveness):
میزانی كه فعالیت های برنامه ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه ریزی شده بدست آمده است.
✅تعریف کارایی (efficiency):
رابطه میان نتایج بدست آمده با منابع استفاده شده.
💢حال سازمانی را می توانیم بهره وری بنامیم که بتواند هر دو پارامتر اثربخشی و کارایی را داشته باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یکی از مواردی که همه سازمان ها و حتی انسان ها به آن توجه دارند، موضوع بهره وری است، اینکه سازمانشان و یا اصلاً خودشان بهره وری بالایی داشته باشند.
اگر در تعریفی ساده بخواهیم بهره وری را در سازمانی توضیح دهیم، یعنی میزان خروجی و سود سازمان نسبت به هزینه ها.
اما تعریفی که استاندارد از بهره وری و عوامل کلیدی آن دارد، دو مقوله اثربخشی و کارایی است.
✅تعریف اثربخشی (effectiveness):
میزانی كه فعالیت های برنامه ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه ریزی شده بدست آمده است.
✅تعریف کارایی (efficiency):
رابطه میان نتایج بدست آمده با منابع استفاده شده.
💢حال سازمانی را می توانیم بهره وری بنامیم که بتواند هر دو پارامتر اثربخشی و کارایی را داشته باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❇میزان انگیزه نیروی انسانی رابطه مستقیمی با بهره وری دارد.
🔺بهره وری چیزی جز این نیست که از نیروی انسانی به منظور حرکت در جهت اهداف سازمانی با کمترین زمان و حداقل ترین هزینه استفاده مناسبی را داشته باشیم.
نیروی انسانی ماهر و کارآمد، پر بهاترین و ارزنده ترین ثروت و دارایی هر سازمانی هستند که مهمترین نقش را در بهبود بهرهوری در یک سازمان برعهده دارند . بهرهوری بالاترین اهمیت را در سازمانها دارد که نتیجه آن بر عملکرد سازمانها و حتی جامعه اثرگذار است.
کشور است.
🔺در سال های اخیر رابطه بهره وری و کیفیت کار مورد توجه قرار گرفته است. بهره وری به چهار سطح تقسیم می شود: بهره وری کارکنان، بهره وری سازمانی، بهره وری بخشی و بهره وری ملی.
📌علل پایین بودن بهرهوری کارکنان
💠در یک مطالعه پیمایشی، از کارکنان دولتی سوال شد چرا بهره وری کارکنان پایین است. پاسخ ها جالب بود!
♦️در زیر به ۱۰ مورد پاسخ ها اشاره شده که فراوانی موافق و کاملا موافق پاسخها بالاتر از ۵۰ درصد بوده است. بعضی از سنجههای تحقیق در جلوی هر مورد آمده است.
1️⃣ سنتی اداره کردن (۷۸٪)؛ قوانین ومقررات قدیمی، تصمیم گیری با آزمون و خطا، مدیریت فردی و مبتنی بر زور و اجبار، ضعف به کارگیری تکنیک های جدید مدیریت
2️⃣ پایین بودن سواد مدیریتی (۷۶٪)؛ ضعف دانش تخصصی مدیران، مدیران بدون تحصیلات مدیریتی، عدم شرکت مدیران در آموزش ضمن خدمت مدیریت، نداشتن مشاور مدیریت
3️⃣ ضعف شایسته سالاری (۷۳٪)؛ نحوه انتخاب مدیران به صورت آشنایی با مدیران بالادستی، وابستگی به احزاب و جناحها، دخالت شخصیتهای با نفوذ در انتصابات
4️⃣ ضعیف بودن کارکنان (۶۹٪)؛ پایین بودن شرایط تحصیلی نسبت به پست، پایین بودن توان فنی و مهارت ارتباطی، ضعف تجانس تیپ شخصیتی با پست
5️⃣ ضعف مدیریت عملکرد (۶۷٪)؛ بازخور ندادن به کارکنان، کم تاثیری عملکرد در حقوق و پاداش، کم توجهی به عملکرد در ارتقا کارکنان، تفاوتی بین کارمند پرکار و کم کار نیست.
6️⃣ تکنولوژی سطح پایین (۶۳٪)؛ ماشین الات وامکانات قدیمی، دانش فنی کارکنان ضعیف است و جدید نیست،و بهسازی و آموزش در اداره ضعیف است.
7️⃣ ضعف حقوق و مزایا (۶۳٪)؛ پرداختها عادلانه نیست، سطح حقوقها نسبت به هزینه ها پایین است، پرداختها شفاف نیست.
8️⃣ ناامیدی و بی اعتمادی (۵۹٪)؛ پیشرفتی در کار نیست، ارزیابی کارکنان واقعی نیست، احتمال اخراج وجود دارد، کارمند زحمت می کشد و مدیر سودش را می برد.
9️⃣ کم توجهی به مسائل رفتاری (۵۳٪)؛ سیستم انگیزشی ضعیف است، به مشکلات و اختلافات کارکنان رسیدگی نمی شود، از کارکنان قدردانی نمی شود، با کارکنان مشورت نمی شود.
🔟 انتظارات غیرواقعی از کارکنان (۵۰/۵٪)؛ درخواست کارهای غیر مرتبط با شغل، حجم زیاد کار، انتظارات غیرواقعی ارباب رجوع،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺بهره وری چیزی جز این نیست که از نیروی انسانی به منظور حرکت در جهت اهداف سازمانی با کمترین زمان و حداقل ترین هزینه استفاده مناسبی را داشته باشیم.
نیروی انسانی ماهر و کارآمد، پر بهاترین و ارزنده ترین ثروت و دارایی هر سازمانی هستند که مهمترین نقش را در بهبود بهرهوری در یک سازمان برعهده دارند . بهرهوری بالاترین اهمیت را در سازمانها دارد که نتیجه آن بر عملکرد سازمانها و حتی جامعه اثرگذار است.
کشور است.
🔺در سال های اخیر رابطه بهره وری و کیفیت کار مورد توجه قرار گرفته است. بهره وری به چهار سطح تقسیم می شود: بهره وری کارکنان، بهره وری سازمانی، بهره وری بخشی و بهره وری ملی.
📌علل پایین بودن بهرهوری کارکنان
💠در یک مطالعه پیمایشی، از کارکنان دولتی سوال شد چرا بهره وری کارکنان پایین است. پاسخ ها جالب بود!
♦️در زیر به ۱۰ مورد پاسخ ها اشاره شده که فراوانی موافق و کاملا موافق پاسخها بالاتر از ۵۰ درصد بوده است. بعضی از سنجههای تحقیق در جلوی هر مورد آمده است.
1️⃣ سنتی اداره کردن (۷۸٪)؛ قوانین ومقررات قدیمی، تصمیم گیری با آزمون و خطا، مدیریت فردی و مبتنی بر زور و اجبار، ضعف به کارگیری تکنیک های جدید مدیریت
2️⃣ پایین بودن سواد مدیریتی (۷۶٪)؛ ضعف دانش تخصصی مدیران، مدیران بدون تحصیلات مدیریتی، عدم شرکت مدیران در آموزش ضمن خدمت مدیریت، نداشتن مشاور مدیریت
3️⃣ ضعف شایسته سالاری (۷۳٪)؛ نحوه انتخاب مدیران به صورت آشنایی با مدیران بالادستی، وابستگی به احزاب و جناحها، دخالت شخصیتهای با نفوذ در انتصابات
4️⃣ ضعیف بودن کارکنان (۶۹٪)؛ پایین بودن شرایط تحصیلی نسبت به پست، پایین بودن توان فنی و مهارت ارتباطی، ضعف تجانس تیپ شخصیتی با پست
5️⃣ ضعف مدیریت عملکرد (۶۷٪)؛ بازخور ندادن به کارکنان، کم تاثیری عملکرد در حقوق و پاداش، کم توجهی به عملکرد در ارتقا کارکنان، تفاوتی بین کارمند پرکار و کم کار نیست.
6️⃣ تکنولوژی سطح پایین (۶۳٪)؛ ماشین الات وامکانات قدیمی، دانش فنی کارکنان ضعیف است و جدید نیست،و بهسازی و آموزش در اداره ضعیف است.
7️⃣ ضعف حقوق و مزایا (۶۳٪)؛ پرداختها عادلانه نیست، سطح حقوقها نسبت به هزینه ها پایین است، پرداختها شفاف نیست.
8️⃣ ناامیدی و بی اعتمادی (۵۹٪)؛ پیشرفتی در کار نیست، ارزیابی کارکنان واقعی نیست، احتمال اخراج وجود دارد، کارمند زحمت می کشد و مدیر سودش را می برد.
9️⃣ کم توجهی به مسائل رفتاری (۵۳٪)؛ سیستم انگیزشی ضعیف است، به مشکلات و اختلافات کارکنان رسیدگی نمی شود، از کارکنان قدردانی نمی شود، با کارکنان مشورت نمی شود.
🔟 انتظارات غیرواقعی از کارکنان (۵۰/۵٪)؛ درخواست کارهای غیر مرتبط با شغل، حجم زیاد کار، انتظارات غیرواقعی ارباب رجوع،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌پایین بودن بهرهوری کارکنان
💠در یک مطالعه پیمایشی، از کارکنان دولتی سوال شد چرا بهره وری کارکنان پایین است. پاسخ ها جالب بود!
♦️در زیر به ۱۰ مورد پاسخ ها اشاره شده که فراوانی موافق و کاملا موافق پاسخها بالاتر از ۵۰ درصد بوده است. بعضی از سنجههای تحقیق در جلوی هر مورد آمده است.
1️⃣ سنتی اداره کردن (۷۸٪)؛ قوانین ومقررات قدیمی، تصمیم گیری با آزمون و خطا، مدیریت فردی و مبتنی بر زور و اجبار، ضعف به کارگیری تکنیک های جدید مدیریت
2️⃣ پایین بودن سواد مدیریتی (۷۶٪)؛ ضعف دانش تخصصی مدیران، مدیران بدون تحصیلات مدیریتی، عدم شرکت مدیران در آموزش ضمن خدمت مدیریت، نداشتن مشاور مدیریت
3️⃣ ضعف شایسته سالاری (۷۳٪)؛ نحوه انتخاب مدیران به صورت آشنایی با مدیران بالادستی، وابستگی به احزاب و جناحها، دخالت شخصیتهای با نفوذ در انتصابات
4️⃣ ضعیف بودن کارکنان (۶۹٪)؛ پایین بودن شرایط تحصیلی نسبت به پست، پایین بودن توان فنی و مهارت ارتباطی، ضعف تجانس تیپ شخصیتی با پست
5️⃣ ضعف مدیریت عملکرد (۶۷٪)؛ بازخور ندادن به کارکنان، کم تاثیری عملکرد در حقوق و پاداش، کم توجهی به عملکرد در ارتقا کارکنان، تفاوتی بین کارمند پرکار و کم کار نیست.
6️⃣ تکنولوژی سطح پایین (۶۳٪)؛ ماشین الات وامکانات قدیمی، دانش فنی کارکنان ضعیف است و جدید نیست،و بهسازی و آموزش در اداره ضعیف است.
7️⃣ ضعف حقوق و مزایا (۶۳٪)؛ پرداختها عادلانه نیست، سطح حقوقها نسبت به هزینه ها پایین است، پرداختها شفاف نیست.
8️⃣ ناامیدی و بی اعتمادی (۵۹٪)؛ پیشرفتی در کار نیست، ارزیابی کارکنان واقعی نیست، احتمال اخراج وجود دارد، کارمند زحمت می کشد و مدیر سودش را می برد.
9️⃣ کم توجهی به مسائل رفتاری (۵۳٪)؛ سیستم انگیزشی ضعیف است، به مشکلات و اختلافات کارکنان رسیدگی نمی شود، از کارکنان قدردانی نمی شود، با کارکنان مشورت نمی شود.
🔟 انتظارات غیرواقعی از کارکنان (۵۰/۵٪)؛ درخواست کارهای غیر مرتبط با شغل، حجم زیاد کار، انتظارات غیرواقعی ارباب رجوع،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠در یک مطالعه پیمایشی، از کارکنان دولتی سوال شد چرا بهره وری کارکنان پایین است. پاسخ ها جالب بود!
♦️در زیر به ۱۰ مورد پاسخ ها اشاره شده که فراوانی موافق و کاملا موافق پاسخها بالاتر از ۵۰ درصد بوده است. بعضی از سنجههای تحقیق در جلوی هر مورد آمده است.
1️⃣ سنتی اداره کردن (۷۸٪)؛ قوانین ومقررات قدیمی، تصمیم گیری با آزمون و خطا، مدیریت فردی و مبتنی بر زور و اجبار، ضعف به کارگیری تکنیک های جدید مدیریت
2️⃣ پایین بودن سواد مدیریتی (۷۶٪)؛ ضعف دانش تخصصی مدیران، مدیران بدون تحصیلات مدیریتی، عدم شرکت مدیران در آموزش ضمن خدمت مدیریت، نداشتن مشاور مدیریت
3️⃣ ضعف شایسته سالاری (۷۳٪)؛ نحوه انتخاب مدیران به صورت آشنایی با مدیران بالادستی، وابستگی به احزاب و جناحها، دخالت شخصیتهای با نفوذ در انتصابات
4️⃣ ضعیف بودن کارکنان (۶۹٪)؛ پایین بودن شرایط تحصیلی نسبت به پست، پایین بودن توان فنی و مهارت ارتباطی، ضعف تجانس تیپ شخصیتی با پست
5️⃣ ضعف مدیریت عملکرد (۶۷٪)؛ بازخور ندادن به کارکنان، کم تاثیری عملکرد در حقوق و پاداش، کم توجهی به عملکرد در ارتقا کارکنان، تفاوتی بین کارمند پرکار و کم کار نیست.
6️⃣ تکنولوژی سطح پایین (۶۳٪)؛ ماشین الات وامکانات قدیمی، دانش فنی کارکنان ضعیف است و جدید نیست،و بهسازی و آموزش در اداره ضعیف است.
7️⃣ ضعف حقوق و مزایا (۶۳٪)؛ پرداختها عادلانه نیست، سطح حقوقها نسبت به هزینه ها پایین است، پرداختها شفاف نیست.
8️⃣ ناامیدی و بی اعتمادی (۵۹٪)؛ پیشرفتی در کار نیست، ارزیابی کارکنان واقعی نیست، احتمال اخراج وجود دارد، کارمند زحمت می کشد و مدیر سودش را می برد.
9️⃣ کم توجهی به مسائل رفتاری (۵۳٪)؛ سیستم انگیزشی ضعیف است، به مشکلات و اختلافات کارکنان رسیدگی نمی شود، از کارکنان قدردانی نمی شود، با کارکنان مشورت نمی شود.
🔟 انتظارات غیرواقعی از کارکنان (۵۰/۵٪)؛ درخواست کارهای غیر مرتبط با شغل، حجم زیاد کار، انتظارات غیرواقعی ارباب رجوع،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 عقب ماندگی در بهره وری ؛
✅ بهرهوری در تعریف کلی آن، رابطه بین عوامل تولید و محصول تولیدشده است. محصول تولیدشده، حاصل ترکیب عوامل تولید است و بهرهوری عوامل تولید نیز عبارت است از رابطه بازدهی تولید با یکی یا کل عوامل تولید.
🔸در یک تعریف دیگر بهرهوری عبارت است از حاصل جمع کارایی Efficiency و اثربخشی Effectiveness. کارایی به مفهوم انجام کار درست و اثربخشی به مفهوم انجام درست کار است. ممکن است با مصرف کمتر نهادهها، محصول بیشتری تولید شود که همان کارایی است اما محصول تولیدشده کیفیت مناسب را نداشته باشد که به مفهوم آن است که کار به صورت درست انجام نشده است.
بنابراین بهرهوری عوامل تولید در صورتی در سطح مطلوبی قرار دارد که تولید هم کارا باشد و هم اثربخش یعنی کار درست به شیوه درست انجام شده باشد در غیر این صورت، منابع اتلاف شده است.
افزایش بهرهوری مترادف است با استفاده از سطح معینی از عوامل تولید برای تولید محصولات بیشتر یا باکیفیتتر. اگر در یک رهیافت ابتدایی، عوامل تولید را شامل سرمایه و نیروی انسانی بدانیم، افزایش بهرهوری به مفهوم استفاده بهتر به منظور تولید محصولات بیشتر و باکیفیتتر درنتیجه ترکیب این دو عامل است. بنابراین دو مفهوم بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه، قابل تعریف است. بهرهوری کل عوامل نیز به مفهوم استفاده بهینه از ترکیب دو عامل کار و سرمایه است.
از سوی دیگر رشد بهرهوری کل، یکی از عوامل رشد تولید ناخالص داخلی است. به عبارت دیگر هر گاه با همان میزان عوامل تولید بتوان محصول بیشتر یا با کیفیت بالاتر که ارزشافزوده بیشتری خلق میکند، تولید کرد، در حقیقت افزایش بهرهوری، منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش رشد اقتصادی شده است. از این منظر رشد بهرهوری عوامل تولید، حائز اهمیت بسیار است چراکه عملاً به مفهوم صرفهجویی در عوامل تولید و استفاده بهینه از آنهاست که هدف اصلی اقتصاد نیز همین موضوع است. به دیگر سخن هر کشور و بنگاهی که به بهرهوری عوامل تولید توجه بیشتری داشته باشد، به شکل بهینه و اقتصادی در حال تولید و استفاده از عوامل تولید است.
🔹بهبود و رشد بهرهوری مستلزم به فعلیت درآوردن تواناییها و پتانسیلهای بالقوه یک سازمان یا بنگاه است که همواره نیازمند محرکهای قوی است. رقابت یکی از مهمترین این محرکهاست. بررسی فرآیند افزایش بهرهوری و استفاده از پتانسیلهای آن برای رشد اقتصادی نشان میدهد کشورهایی دارای بیشترین رشد بهرهوری هستند که رقابت در آنها در سطح بسیار بالایی قرار دارد. به عبارت دیگر بررسی وضعیت بهرهوری در کشورهای مختلف نشان میدهد که یک رابطه بسیار قوی و مثبت بین رقابت و بهرهوری وجود دارد. کشورهایی که از رشد اقتصادی قابل توجهی طی چند دهه گذشته برخوردار بودهاند، اغلب رشد خود را از طریق افزایش بهرهوری به دست آوردهاند که در گام پیش از آن، رقابت را در عرصههای مختلف اقتصادی نهادینه کردهاند.
بنابراین بدون شرط لازم رقابت، افزایش بهرهوری اگر هم ممکن باشد، رشد آن در سطوح بسیار نازل قرار میگیرد به طوری که قادر نیست محرک قابل توجهی برای رشد باشد.
اصل اولیه اقتصاد، کمیابی منابع است بنابراین گرچه میتوان با حجم بیشتری از عوامل تولید، محصول بیشتری هم تولید کرد اما با توجه به رشد جمعیت، محدودیت منابع و نیز عوارض زیستمحیطی استفاده هرچه بیشتر از عوامل تولید، شرط لازم افزایش استانداردهای زندگی که مستلزم افزایش رشد اقتصادی است، افزایش بهرهوری عوامل تولید است.
در موقعیت کنونی به واسطه رقابت فشردهای که بین کشورها برای کسب سهم بیشتری از تجارت جهانی وجود دارد، آنها سعی میکنند رشد تولید ناخالص داخلی یا ارزشافزوده بخشهای مختلف اقتصاد را حتیالامکان از طریق بهبود ساختارها تامین کنند. به بیان دیگر به جای اینکه تعداد نیروی انسانی یا موجودی سرمایه را افزایش دهند، تلاش میکنند با اجرای برنامههای آموزشی کوتاهمدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند یا اینکه به جای ایجاد ظرفیتهای جدید، سعی میکنند ظرفیتهای موجود را به آخرین فناوریهای نوین مجهز کنند و به این ترتیب محصولاتی با کیفیت بهتر تولید کنند و توان رقابتپذیری خود را افزایش دهند.
در این راستا و به منظور تحقق سهم بالاتر بهرهوری در رشد و تولید ناخالص داخلی، کشورهای مختلف برنامههای گوناگونی به اجرا درمیآورند.
🔷 از جمله مهمترین این برنامهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
♦ جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی
♦ افزایش مخارج در حوزه تحقیق و توسعه (R&D)
♦ تجدید ساختار اقتصاد برای قادر ساختن انتقال منابع به سمت بخشهایی با بهرهوری بالاتر/ آموزش سرمایه های انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ بهرهوری در تعریف کلی آن، رابطه بین عوامل تولید و محصول تولیدشده است. محصول تولیدشده، حاصل ترکیب عوامل تولید است و بهرهوری عوامل تولید نیز عبارت است از رابطه بازدهی تولید با یکی یا کل عوامل تولید.
🔸در یک تعریف دیگر بهرهوری عبارت است از حاصل جمع کارایی Efficiency و اثربخشی Effectiveness. کارایی به مفهوم انجام کار درست و اثربخشی به مفهوم انجام درست کار است. ممکن است با مصرف کمتر نهادهها، محصول بیشتری تولید شود که همان کارایی است اما محصول تولیدشده کیفیت مناسب را نداشته باشد که به مفهوم آن است که کار به صورت درست انجام نشده است.
بنابراین بهرهوری عوامل تولید در صورتی در سطح مطلوبی قرار دارد که تولید هم کارا باشد و هم اثربخش یعنی کار درست به شیوه درست انجام شده باشد در غیر این صورت، منابع اتلاف شده است.
افزایش بهرهوری مترادف است با استفاده از سطح معینی از عوامل تولید برای تولید محصولات بیشتر یا باکیفیتتر. اگر در یک رهیافت ابتدایی، عوامل تولید را شامل سرمایه و نیروی انسانی بدانیم، افزایش بهرهوری به مفهوم استفاده بهتر به منظور تولید محصولات بیشتر و باکیفیتتر درنتیجه ترکیب این دو عامل است. بنابراین دو مفهوم بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه، قابل تعریف است. بهرهوری کل عوامل نیز به مفهوم استفاده بهینه از ترکیب دو عامل کار و سرمایه است.
از سوی دیگر رشد بهرهوری کل، یکی از عوامل رشد تولید ناخالص داخلی است. به عبارت دیگر هر گاه با همان میزان عوامل تولید بتوان محصول بیشتر یا با کیفیت بالاتر که ارزشافزوده بیشتری خلق میکند، تولید کرد، در حقیقت افزایش بهرهوری، منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش رشد اقتصادی شده است. از این منظر رشد بهرهوری عوامل تولید، حائز اهمیت بسیار است چراکه عملاً به مفهوم صرفهجویی در عوامل تولید و استفاده بهینه از آنهاست که هدف اصلی اقتصاد نیز همین موضوع است. به دیگر سخن هر کشور و بنگاهی که به بهرهوری عوامل تولید توجه بیشتری داشته باشد، به شکل بهینه و اقتصادی در حال تولید و استفاده از عوامل تولید است.
🔹بهبود و رشد بهرهوری مستلزم به فعلیت درآوردن تواناییها و پتانسیلهای بالقوه یک سازمان یا بنگاه است که همواره نیازمند محرکهای قوی است. رقابت یکی از مهمترین این محرکهاست. بررسی فرآیند افزایش بهرهوری و استفاده از پتانسیلهای آن برای رشد اقتصادی نشان میدهد کشورهایی دارای بیشترین رشد بهرهوری هستند که رقابت در آنها در سطح بسیار بالایی قرار دارد. به عبارت دیگر بررسی وضعیت بهرهوری در کشورهای مختلف نشان میدهد که یک رابطه بسیار قوی و مثبت بین رقابت و بهرهوری وجود دارد. کشورهایی که از رشد اقتصادی قابل توجهی طی چند دهه گذشته برخوردار بودهاند، اغلب رشد خود را از طریق افزایش بهرهوری به دست آوردهاند که در گام پیش از آن، رقابت را در عرصههای مختلف اقتصادی نهادینه کردهاند.
بنابراین بدون شرط لازم رقابت، افزایش بهرهوری اگر هم ممکن باشد، رشد آن در سطوح بسیار نازل قرار میگیرد به طوری که قادر نیست محرک قابل توجهی برای رشد باشد.
اصل اولیه اقتصاد، کمیابی منابع است بنابراین گرچه میتوان با حجم بیشتری از عوامل تولید، محصول بیشتری هم تولید کرد اما با توجه به رشد جمعیت، محدودیت منابع و نیز عوارض زیستمحیطی استفاده هرچه بیشتر از عوامل تولید، شرط لازم افزایش استانداردهای زندگی که مستلزم افزایش رشد اقتصادی است، افزایش بهرهوری عوامل تولید است.
در موقعیت کنونی به واسطه رقابت فشردهای که بین کشورها برای کسب سهم بیشتری از تجارت جهانی وجود دارد، آنها سعی میکنند رشد تولید ناخالص داخلی یا ارزشافزوده بخشهای مختلف اقتصاد را حتیالامکان از طریق بهبود ساختارها تامین کنند. به بیان دیگر به جای اینکه تعداد نیروی انسانی یا موجودی سرمایه را افزایش دهند، تلاش میکنند با اجرای برنامههای آموزشی کوتاهمدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند یا اینکه به جای ایجاد ظرفیتهای جدید، سعی میکنند ظرفیتهای موجود را به آخرین فناوریهای نوین مجهز کنند و به این ترتیب محصولاتی با کیفیت بهتر تولید کنند و توان رقابتپذیری خود را افزایش دهند.
در این راستا و به منظور تحقق سهم بالاتر بهرهوری در رشد و تولید ناخالص داخلی، کشورهای مختلف برنامههای گوناگونی به اجرا درمیآورند.
🔷 از جمله مهمترین این برنامهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
♦ جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی
♦ افزایش مخارج در حوزه تحقیق و توسعه (R&D)
♦ تجدید ساختار اقتصاد برای قادر ساختن انتقال منابع به سمت بخشهایی با بهرهوری بالاتر/ آموزش سرمایه های انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🟧کتاب کشف توانمندی ها ازمارکوس باکینگهام:
حاوی نتایج پژوهشی ارزشمند است که توسط سازمان گالوپ در زمینه مدیریت منابع انسانی انجام شده است.
💢 نتایج این پژوهش ارزشمند که حاصل بررسی ۴۰۰ شرکت موفق جهان، مصاحبه با بیش از هشتاد هزار مدیر موفق و بیش از یک میلیون کارمند است، نشان میدهد که؛ دانش و مهارت چنانچه در راستای هوشمندی افرد قرارگیرد. منجر به توانمندی های فوق العاده میشود.
💢هوشمندی از آن تنها عده خاصی نیست. بلکه هر انسان هوشمندی های ویژه خودش را دارد. لذا مهمترین کار مدیر در نقش یک مربی، نشاندن هر فرد در جایگاه خود و به کارگیری هوشمندی های اوست.
💢این کتاب 34 هوشمندی را به عنوان راهنما معرفی میکند. در این پژوهش مشخص شد « فاجعه بزرگ در زندگی انسانها کمبود توانمندی ها نیست، بلکه به کار نگرفتن آنهاست. بنجامین فرانکلین توانمندیهای هدررفته را «ساعت آفتابی» درسایه نامیده است. که بسیاری ازسازمانها، تیمها وافراد ندانسته «ساعت آفتابی» خود را در سایه قرار میدهند.
کانال تلگرامی مدیران شایسته
@Competentmanagers
حاوی نتایج پژوهشی ارزشمند است که توسط سازمان گالوپ در زمینه مدیریت منابع انسانی انجام شده است.
💢 نتایج این پژوهش ارزشمند که حاصل بررسی ۴۰۰ شرکت موفق جهان، مصاحبه با بیش از هشتاد هزار مدیر موفق و بیش از یک میلیون کارمند است، نشان میدهد که؛ دانش و مهارت چنانچه در راستای هوشمندی افرد قرارگیرد. منجر به توانمندی های فوق العاده میشود.
💢هوشمندی از آن تنها عده خاصی نیست. بلکه هر انسان هوشمندی های ویژه خودش را دارد. لذا مهمترین کار مدیر در نقش یک مربی، نشاندن هر فرد در جایگاه خود و به کارگیری هوشمندی های اوست.
💢این کتاب 34 هوشمندی را به عنوان راهنما معرفی میکند. در این پژوهش مشخص شد « فاجعه بزرگ در زندگی انسانها کمبود توانمندی ها نیست، بلکه به کار نگرفتن آنهاست. بنجامین فرانکلین توانمندیهای هدررفته را «ساعت آفتابی» درسایه نامیده است. که بسیاری ازسازمانها، تیمها وافراد ندانسته «ساعت آفتابی» خود را در سایه قرار میدهند.
کانال تلگرامی مدیران شایسته
@Competentmanagers
مدیران بهواسطه پست و جایگاه سازمانی خود باید در جلسات مختلفی شرکت کنند. یکی از مسائلی که بعضاً در این جلسات به چشم میخورد ادبیات و لحن نامناسب برخی از مدیران است. بالأخص اگر عملکرد فرد یا افراد تیم رضایتبخش نباشد.
بهعنوان یک مدیر وقتی به کسی بازخورد میدهیم باید در پی آن باشیم که رفتار یا عملکرد فرد اصلاح شود. نه اینکه هدف موج گیری و یا تحقیر افراد شود. بنابراین اگر با ادبیات و لحن درستی این بازخورد انجام شود بهاحتمالزیاد به هدفمان خواهیم رسید. اما اگر ادبیات و لحنمان مناسب نباشد نهتنها ما را به هدفمان نخواهد رساند پیامدهای دیگری نیز به همراه خواهد داشت:
1- دلبستگی فرد به سازمان کاهش مییابد.
2- در فرد احساس خودکمبینی ایجاد میشود.
3- اعتمادبهنفس فرد کم میشود.
4- انگیزه فرد کاهش مییابد.
5- امنیت روانی در محیط از بین میرود.
6- در بلندمدت سکوت سازمانی ایجاد میکند.
7- سایرین نیست به فرد گستاختر میشوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بهعنوان یک مدیر وقتی به کسی بازخورد میدهیم باید در پی آن باشیم که رفتار یا عملکرد فرد اصلاح شود. نه اینکه هدف موج گیری و یا تحقیر افراد شود. بنابراین اگر با ادبیات و لحن درستی این بازخورد انجام شود بهاحتمالزیاد به هدفمان خواهیم رسید. اما اگر ادبیات و لحنمان مناسب نباشد نهتنها ما را به هدفمان نخواهد رساند پیامدهای دیگری نیز به همراه خواهد داشت:
1- دلبستگی فرد به سازمان کاهش مییابد.
2- در فرد احساس خودکمبینی ایجاد میشود.
3- اعتمادبهنفس فرد کم میشود.
4- انگیزه فرد کاهش مییابد.
5- امنیت روانی در محیط از بین میرود.
6- در بلندمدت سکوت سازمانی ایجاد میکند.
7- سایرین نیست به فرد گستاختر میشوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیریت محیط کار سمی: راهنمای مدیران منابع انسانی
یک محل کار سمی می تواند تأثیر مخربی بر کارکنان و سازمان داشته باشد و منجر به سطوح بالای استرس، روحیه پایین و نرخ بالای ترک خدمت شود. برای رهبران، به ویژه رهبران منابع انسانی که اغلب به عنوان متولی فرهنگ شناخته میشود، مدیریت یک محل کار سمی یک مسئولیت بسیار مهم است.
در یک مطالعه که توسط مدرسه کسب و کار هاروارد انجام شد نشان میدهد که 80٪ از اعضای تیم با نگرانی که در مورد یک همکار سمی داشتهاند بخشی از زمان کار خود را هدر دادهاند، 78٪ میگویند تعهد آنها به شغلشان به دلیل رفتار سمی در محیط کار کاهش یافته است، و 66٪ معتقدند عملکرد آنها در یک محیط سمی کاهش مییابد.
1. علل ریشهای مسمومیت را شناسایی کنید
قبل از اینکه بتوانید به یک محل کار سمی رسیدگی کنید، باید بدانید که چه چیزی باعث ایجاد این محیط شده است. آیا این وضعیت مربوط به یک فرد خاص است یا به یک مسئله فرهنگی بزرگتر مربوط میشود؟ آیا به سیاستهای سازمان مربوط میشود یا نتیجه تعارضات شخصی است؟ درک علت اصلی سمی شدن محیط کار به شما کمک می کند تا به یک راه حل هدفمند برسید.
2. کانالهای ارتباطی شفاف ایجاد کنید
ارتباط در مدیریت یک محل کار سمی حیاتی است. کارکنان را تشویق کنید تا در مورد نگرانیهای خود صحبت کنند و به آنچه میگویند گوش کنید. این را می توان از طریق کنترلهای دورهای، نظرسنجی از کارکنان یا صندوق های پیشنهادات و انتقادات انجام داد. ایجاد کانالهای ارتباطی شفاف به ایجاد اعتماد کمک میکند و محیط کاری باز و شفاف را تقویت میکند.
3. رفتار سمی را به سرعت و به طور موثر برطرف کنید
هنگامی که رفتار سمی شناسایی می شود، مهم است که به سرعت و به طور موثر به آن رسیدگی شود. این ممکن است شامل مربیگری، راهنمایی یا اقدامات انضباطی باشد. مطمئن شوید که هر نمونه از رفتار سمی و اقدامات انجام شده برای رسیدگی به آن را مستند کردهاید. حواستان باشد که وقتی صحبت از مسمومیت به میان میآید، به دنبال الگوهای رفتاری و الگوهای تفکر باشید.
4. ترویج فرهنگ محیط کار مثبت
فرهنگ محیط کار مثبت می تواند در پیشگیری و کاهش رفتارهای سمی کمک زیادی کند. کار تیمی، احترام و همکاری بین اعضای تیم را تشویق کنید. با تایید و تجلیل از همکاری مثبت، فرهنگ به رسمیت شناختن و احترام به افراد را پرورش دهید. فرصتهایی را برای توسعه حرفه ای، رفاه و تعادل بین کار و زندگی خلق کنید.
5. کارکنان را تشویق کنید تا به دنبال حمایت باشند
کارکنانی که رفتار سمی را تجربه میکنند ممکن است ناراحت شوند و احساس تنهایی کنند. آنها را تشویق کنید که از منابع انسانی درخواست کمک کنند یا از برنامه کمک به کارکنان یا منابع دیگر مشاوره بگیرند. مطمئن شوید که آنها میدانند که تنها نیستند و مراجعی برای کمک به آنها وجود دارد.
6. رهبران را پاسخگو نگه دارید
رهبران نقش مهمی در تنظیم محیط کار دارند. رهبران را برای ایجاد یک محیط کاری مثبت و فراگیر پاسخگو نگه دارید. آنها را تشویق کنید تا رفتارهایی را که می خواهید در محل کار مشاهده کنید انجام دهند و آنها را مسئول رسیدگی به رفتارهای سمی بدانید.
7. وضعیت را به طور مستمر نظارت و ارزیابی کنید
مدیریت یک محل کار سمی یک فرآیند مستمر است. به طور مداوم وضعیت را زیر نظر داشته باشید و اثربخشی تلاشهای خود را ارزیابی کنید. بررسیهای منظم برای سنجش ادراکات کارکنان از محیط کار و انجام هرگونه تغییرات ضروری است./منبع:
Leadership Excellence
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یک محل کار سمی می تواند تأثیر مخربی بر کارکنان و سازمان داشته باشد و منجر به سطوح بالای استرس، روحیه پایین و نرخ بالای ترک خدمت شود. برای رهبران، به ویژه رهبران منابع انسانی که اغلب به عنوان متولی فرهنگ شناخته میشود، مدیریت یک محل کار سمی یک مسئولیت بسیار مهم است.
در یک مطالعه که توسط مدرسه کسب و کار هاروارد انجام شد نشان میدهد که 80٪ از اعضای تیم با نگرانی که در مورد یک همکار سمی داشتهاند بخشی از زمان کار خود را هدر دادهاند، 78٪ میگویند تعهد آنها به شغلشان به دلیل رفتار سمی در محیط کار کاهش یافته است، و 66٪ معتقدند عملکرد آنها در یک محیط سمی کاهش مییابد.
1. علل ریشهای مسمومیت را شناسایی کنید
قبل از اینکه بتوانید به یک محل کار سمی رسیدگی کنید، باید بدانید که چه چیزی باعث ایجاد این محیط شده است. آیا این وضعیت مربوط به یک فرد خاص است یا به یک مسئله فرهنگی بزرگتر مربوط میشود؟ آیا به سیاستهای سازمان مربوط میشود یا نتیجه تعارضات شخصی است؟ درک علت اصلی سمی شدن محیط کار به شما کمک می کند تا به یک راه حل هدفمند برسید.
2. کانالهای ارتباطی شفاف ایجاد کنید
ارتباط در مدیریت یک محل کار سمی حیاتی است. کارکنان را تشویق کنید تا در مورد نگرانیهای خود صحبت کنند و به آنچه میگویند گوش کنید. این را می توان از طریق کنترلهای دورهای، نظرسنجی از کارکنان یا صندوق های پیشنهادات و انتقادات انجام داد. ایجاد کانالهای ارتباطی شفاف به ایجاد اعتماد کمک میکند و محیط کاری باز و شفاف را تقویت میکند.
3. رفتار سمی را به سرعت و به طور موثر برطرف کنید
هنگامی که رفتار سمی شناسایی می شود، مهم است که به سرعت و به طور موثر به آن رسیدگی شود. این ممکن است شامل مربیگری، راهنمایی یا اقدامات انضباطی باشد. مطمئن شوید که هر نمونه از رفتار سمی و اقدامات انجام شده برای رسیدگی به آن را مستند کردهاید. حواستان باشد که وقتی صحبت از مسمومیت به میان میآید، به دنبال الگوهای رفتاری و الگوهای تفکر باشید.
4. ترویج فرهنگ محیط کار مثبت
فرهنگ محیط کار مثبت می تواند در پیشگیری و کاهش رفتارهای سمی کمک زیادی کند. کار تیمی، احترام و همکاری بین اعضای تیم را تشویق کنید. با تایید و تجلیل از همکاری مثبت، فرهنگ به رسمیت شناختن و احترام به افراد را پرورش دهید. فرصتهایی را برای توسعه حرفه ای، رفاه و تعادل بین کار و زندگی خلق کنید.
5. کارکنان را تشویق کنید تا به دنبال حمایت باشند
کارکنانی که رفتار سمی را تجربه میکنند ممکن است ناراحت شوند و احساس تنهایی کنند. آنها را تشویق کنید که از منابع انسانی درخواست کمک کنند یا از برنامه کمک به کارکنان یا منابع دیگر مشاوره بگیرند. مطمئن شوید که آنها میدانند که تنها نیستند و مراجعی برای کمک به آنها وجود دارد.
6. رهبران را پاسخگو نگه دارید
رهبران نقش مهمی در تنظیم محیط کار دارند. رهبران را برای ایجاد یک محیط کاری مثبت و فراگیر پاسخگو نگه دارید. آنها را تشویق کنید تا رفتارهایی را که می خواهید در محل کار مشاهده کنید انجام دهند و آنها را مسئول رسیدگی به رفتارهای سمی بدانید.
7. وضعیت را به طور مستمر نظارت و ارزیابی کنید
مدیریت یک محل کار سمی یک فرآیند مستمر است. به طور مداوم وضعیت را زیر نظر داشته باشید و اثربخشی تلاشهای خود را ارزیابی کنید. بررسیهای منظم برای سنجش ادراکات کارکنان از محیط کار و انجام هرگونه تغییرات ضروری است./منبع:
Leadership Excellence
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers