💢 ۶ راه افزایش انگیزه در بی حوصلگی
حتی باانگیزهترین و جاهطلبترین افراد هم گاهی برای رسیدن به اهداف خود به مشکل برمیخورند و بیحوصله میشوند. خبر خوب این است که در اغلب اوقات خودمان میتوانیم علت رکودمان را بفهمیم. خبر خوب بعدی اینکه راههایی هم برای خلاص شدن از شر رکود و برای ایجاد انگیزه وجود دارد. در اینجا شش راه برای ایجاد انگیزه به شما معرفی میکنیم:
1⃣ علت رکودتان را پیدا کنید
علل بروز رکود در زندگی شما ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
▪️از انجام کاری که میدانید مجبور به انجام آن هستید، میترسید. انجام این کار را به تعویق میاندازید چون در حقیقت از آن کار خوشتان نمیآید.
▪️خستهاید. جای غذای خوب، خواب کافی و ورزش در زندگی شما خالی است یا اینکه بیمار هستید و حال و روز درست و حسابی ندارید.
▪️اعتماد به نفس شما پایین است. میترسید از منطقهی آسایش خود خارج شوید و خود را به چالش بکشید.
▪️وسط انجام یک پروژه هستید. از آن پروژههایی که اول برای انجاماش هیجان داشتهاید، ولی حالا که به سختترین قسمت، یعنی میانهی پروژه رسیدهاید، هیجان خود را از دست دادهاید و هنوز تا رسیدن به ته پروژه راه زیادی در پیش دارید.
2⃣ وقتی از انجام کاری میترسید، طوری برنامهریزی کنید که نتوانید از زیر انجام دادنش در بروید
مثلا فرض کنید که تصمیم میگیرید صبحها ورزش کنید. برای اینکه بتوانید بر نفس امّارهی خود غلبه کنید، لباسهای ورزش را کنار تختخوابتان بگذارید تا صبح کلهی سحر که بیدار شدید، با لباسها چشم در چشم شوید. برای محکمکاری، با دوستان خود قرار بگذارید تا در باشگاه همدیگر را ببینید. دوستی با یک آدم مسئولیتپذیر انگیزهی رسیدن به موفقیت را در شما بالا میبرد.
3⃣ وقتی خستهاید، مواظب سلامتی خود باشید
بعضی روزها، به خود استراحت بدهید. بعضی روزها ورزش کنید. بعضی روزها هم فقط با فاصله گرفتن از فضای کار و کمی هواخوری، حالتان بهتر میشود. ببینید اخیرا عادتهای شما به چه صورتی بوده است. دقت کنید که در این مدت اخیر چطور از بدن خود مراقبت کردهاید؛ توجه به حفظ سلامتی میتواند در عبور از رکود و ایجاد انگیزه به شما کمک کند.
4⃣ هر وقت احساس کمبود اعتماد به نفس کردید، به این فکر کنید که چرا به تواناییهای خود شک دارید.
آیا با افکار منفی دست به یقه هستید؟ یک اتفاق یا اظهار نظر منفی به تازگی زندگی را برایتان زهرمار کرده است؟ خودتان را با بقیهی آدمها مقایسه میکنید؟ وقتی افکار منفی از سر و کول مغزتان بالا میروند، پیش خودتان از خودتان تعریف و تمجید کنید یا کمی به خودتان استراحت بدهید و سعی کنید از زندگی لذت ببرید.
5⃣ وقتی به میانهی راه رسیدید، ثابت قدم بمانید
به نظر من، میانهی راه سختترین قسمت راه است. در میانهی راه، اگرچه هیجان اولیه از بین رفته است، اما هنوز برای رسیدن به هدف نهایی راه زیادی باید رفت. در این وضعیت، ناامید میشوید و گاه و بیگاه برای خارج شدن از ناحیهی آسودگی و حرکت رو به جلو به مشکل برمیخورید.
در میانهی راه، به این فکر کنید که از اول اصلا چرا وارد این راه شدید؟ علل شخصی، منطقی و مهمی که باعث شدند بخواهید به این هدف برسید چه بودند؟ اغلب به یاد آوردن همین «چراها» به ما کمک میکنند وقتی دچار رخوت میشویم بار دیگر انگیزه پیدا کنیم. خودتان را متعهد کنید که در روز برای رسیدن به هدفتان کاری، هرچند کوچک، انجام دهید.
6⃣ به یاد داشته باشید که رکود تا ابد ادامه نخواهد داشت و بلافاصله برای رهایی از رکود اقدام کنید
با قدمهای کوچک شروع به حرکت به سمت هدف خود کنید. به یاد داشته باشید که استقامت و استواری میتواند شانس رسیدن شما به موفقیت را چندین برابر کند. حرکت رو به جلو در شرایطی که انگیزهی خود را از دست دادهاید کمک میکند تا بر ترسهای خود غلبه کنید، از منطقهی آسایش خارج شوید و افکار منفی را از خود دور کنید./ برگرفته از :
کانال آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
حتی باانگیزهترین و جاهطلبترین افراد هم گاهی برای رسیدن به اهداف خود به مشکل برمیخورند و بیحوصله میشوند. خبر خوب این است که در اغلب اوقات خودمان میتوانیم علت رکودمان را بفهمیم. خبر خوب بعدی اینکه راههایی هم برای خلاص شدن از شر رکود و برای ایجاد انگیزه وجود دارد. در اینجا شش راه برای ایجاد انگیزه به شما معرفی میکنیم:
1⃣ علت رکودتان را پیدا کنید
علل بروز رکود در زندگی شما ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
▪️از انجام کاری که میدانید مجبور به انجام آن هستید، میترسید. انجام این کار را به تعویق میاندازید چون در حقیقت از آن کار خوشتان نمیآید.
▪️خستهاید. جای غذای خوب، خواب کافی و ورزش در زندگی شما خالی است یا اینکه بیمار هستید و حال و روز درست و حسابی ندارید.
▪️اعتماد به نفس شما پایین است. میترسید از منطقهی آسایش خود خارج شوید و خود را به چالش بکشید.
▪️وسط انجام یک پروژه هستید. از آن پروژههایی که اول برای انجاماش هیجان داشتهاید، ولی حالا که به سختترین قسمت، یعنی میانهی پروژه رسیدهاید، هیجان خود را از دست دادهاید و هنوز تا رسیدن به ته پروژه راه زیادی در پیش دارید.
2⃣ وقتی از انجام کاری میترسید، طوری برنامهریزی کنید که نتوانید از زیر انجام دادنش در بروید
مثلا فرض کنید که تصمیم میگیرید صبحها ورزش کنید. برای اینکه بتوانید بر نفس امّارهی خود غلبه کنید، لباسهای ورزش را کنار تختخوابتان بگذارید تا صبح کلهی سحر که بیدار شدید، با لباسها چشم در چشم شوید. برای محکمکاری، با دوستان خود قرار بگذارید تا در باشگاه همدیگر را ببینید. دوستی با یک آدم مسئولیتپذیر انگیزهی رسیدن به موفقیت را در شما بالا میبرد.
3⃣ وقتی خستهاید، مواظب سلامتی خود باشید
بعضی روزها، به خود استراحت بدهید. بعضی روزها ورزش کنید. بعضی روزها هم فقط با فاصله گرفتن از فضای کار و کمی هواخوری، حالتان بهتر میشود. ببینید اخیرا عادتهای شما به چه صورتی بوده است. دقت کنید که در این مدت اخیر چطور از بدن خود مراقبت کردهاید؛ توجه به حفظ سلامتی میتواند در عبور از رکود و ایجاد انگیزه به شما کمک کند.
4⃣ هر وقت احساس کمبود اعتماد به نفس کردید، به این فکر کنید که چرا به تواناییهای خود شک دارید.
آیا با افکار منفی دست به یقه هستید؟ یک اتفاق یا اظهار نظر منفی به تازگی زندگی را برایتان زهرمار کرده است؟ خودتان را با بقیهی آدمها مقایسه میکنید؟ وقتی افکار منفی از سر و کول مغزتان بالا میروند، پیش خودتان از خودتان تعریف و تمجید کنید یا کمی به خودتان استراحت بدهید و سعی کنید از زندگی لذت ببرید.
5⃣ وقتی به میانهی راه رسیدید، ثابت قدم بمانید
به نظر من، میانهی راه سختترین قسمت راه است. در میانهی راه، اگرچه هیجان اولیه از بین رفته است، اما هنوز برای رسیدن به هدف نهایی راه زیادی باید رفت. در این وضعیت، ناامید میشوید و گاه و بیگاه برای خارج شدن از ناحیهی آسودگی و حرکت رو به جلو به مشکل برمیخورید.
در میانهی راه، به این فکر کنید که از اول اصلا چرا وارد این راه شدید؟ علل شخصی، منطقی و مهمی که باعث شدند بخواهید به این هدف برسید چه بودند؟ اغلب به یاد آوردن همین «چراها» به ما کمک میکنند وقتی دچار رخوت میشویم بار دیگر انگیزه پیدا کنیم. خودتان را متعهد کنید که در روز برای رسیدن به هدفتان کاری، هرچند کوچک، انجام دهید.
6⃣ به یاد داشته باشید که رکود تا ابد ادامه نخواهد داشت و بلافاصله برای رهایی از رکود اقدام کنید
با قدمهای کوچک شروع به حرکت به سمت هدف خود کنید. به یاد داشته باشید که استقامت و استواری میتواند شانس رسیدن شما به موفقیت را چندین برابر کند. حرکت رو به جلو در شرایطی که انگیزهی خود را از دست دادهاید کمک میکند تا بر ترسهای خود غلبه کنید، از منطقهی آسایش خارج شوید و افکار منفی را از خود دور کنید./ برگرفته از :
کانال آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰مهارتهای نرم چیست و چرا اهمیت دارند ؟
🔹امروزه برای موفقیت در زمینه شغلی و نیز موفقیت های اجتماعی ما به دو مجموعه متفاوت از مهارت ها نیاز داریم که یکی به مهارت های سخت (Hard Skills) و دیگری مهارت های نرم (Soft Skills) معروف هستند.
با بررسی ۵۰۰ کسب و کار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۵ درصد موفقیت این شرکت ها مدیون سرمایه گذاری بر روی مهارت های نرم منابع انسانی آنها می باشد! اما این مهارت ها چه هستند و چه تفاوتی میان آن ها وجود دارد؟
🔹شناختن و برجسته کردن مهارت های نرم، مزیت ارزشمندی را نسبت به سایر رقبا برای تصاحب یک شغل به افراد می دهد.مهارت های نرم ، یکی از دشوار ترین شایستگی ها برای درک توسط افراد هستند .جویندگان کار و مدیران استخدام به طور یکسان با چالش تعریف، اثبات و شناخت مهارت های نرم درگیر هستند. اگر چه این مهارتها به شدت سیال بوده و برای هر فرد منحصر بفرد هستند، اما این مهارتها جزء مهمترین موئلفه ها برای موفقیت حرفه ای افراد بشمار میروند و اغلب شاخصترین فاکتور تمایز بین متقاضیان هستند
🔹همانطوری که از نامش پیداست این مهارتها به اندازه سایر مهارتها، جامع و روشن نیستند. مهارت های نرم، مهارت های ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آن ها بسیار دشوارتر از مهارت های سخت است. از مهارت های نرم با عنوان «مهارت های انسانی» یا «مهارت های بین فردی» نیز یاد می شود و مهارت هایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند مهارت های نرم ممکن است شامل تقریبا هر توانایی ای که مربوط به نحوه برخورد شما با دیگران، یا چگونگی مدیریت مسیر حرفه ای شما باشد. مثلاً: ارتباطات، انعطاف پذیری، مذاکره، کار تیمی، فن بیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مساله، مدیریت زمان و اخلاق کاری. مهارت های نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل می کنند
🔹از سوی دیگر، مهارت های نرم بیشتر انعطاف پذیر هستند و می توانند به شما در شغل های متعدد کمک کنند. اگر چه تلاش و خلاقیت زیادی برای نشان دادن این توانایی ها لازم است اما این مهارتها تقریبا برای هر شغلی که ممکن است به دنبال آن باشید، ارزشمند است./
🔶در مقابل مهارت های سخت مهارت هایی هستند که به راحتی قابل آموزش، قابل اندازه گیری و قابل تعریف هستند. این مهارت ها شامل مواردی مانند حسابداری، برنامه نویسی کامپیوتر، زبان خارجی، تایپ ماشینی، لوله کشی، و یا دندانپزشکی و... است. شما می توانید به راحتی مدارک تحصیلی یا حرفه ای در این حوزه ها را کسب کنید. آنها بسیار قابل یاددهی بوده و در صورتیکه شما ابزارهایی برای ادامه تحصیلات رسمی در آن حوزه ها داشته باشید تقریبا همیشه قابل دستیابی هستند.
🔸مهارت های سخت برای مشاغل بسیار خاص بکار برده می شود. مهارت های طراحی وب برای شغلی مانند یک جراح قابل استفاده نیست. اگر شما به دنبال کار به عنوان یک برقکار هستید، آموزش پرستاری برایتان بی اهمیت است. مهارت های سخت ، شما را به یک شغل خاص قفل می کند.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
🔹امروزه برای موفقیت در زمینه شغلی و نیز موفقیت های اجتماعی ما به دو مجموعه متفاوت از مهارت ها نیاز داریم که یکی به مهارت های سخت (Hard Skills) و دیگری مهارت های نرم (Soft Skills) معروف هستند.
با بررسی ۵۰۰ کسب و کار اول دنیا این نتیجه حاصل شده است که ۸۵ درصد موفقیت این شرکت ها مدیون سرمایه گذاری بر روی مهارت های نرم منابع انسانی آنها می باشد! اما این مهارت ها چه هستند و چه تفاوتی میان آن ها وجود دارد؟
🔹شناختن و برجسته کردن مهارت های نرم، مزیت ارزشمندی را نسبت به سایر رقبا برای تصاحب یک شغل به افراد می دهد.مهارت های نرم ، یکی از دشوار ترین شایستگی ها برای درک توسط افراد هستند .جویندگان کار و مدیران استخدام به طور یکسان با چالش تعریف، اثبات و شناخت مهارت های نرم درگیر هستند. اگر چه این مهارتها به شدت سیال بوده و برای هر فرد منحصر بفرد هستند، اما این مهارتها جزء مهمترین موئلفه ها برای موفقیت حرفه ای افراد بشمار میروند و اغلب شاخصترین فاکتور تمایز بین متقاضیان هستند
🔹همانطوری که از نامش پیداست این مهارتها به اندازه سایر مهارتها، جامع و روشن نیستند. مهارت های نرم، مهارت های ذهنی هستند که ارزیابی کمیت آن ها بسیار دشوارتر از مهارت های سخت است. از مهارت های نرم با عنوان «مهارت های انسانی» یا «مهارت های بین فردی» نیز یاد می شود و مهارت هایی هستند که به نحوه ارتباط و تعامل شما با سایر افراد مرتبط هستند مهارت های نرم ممکن است شامل تقریبا هر توانایی ای که مربوط به نحوه برخورد شما با دیگران، یا چگونگی مدیریت مسیر حرفه ای شما باشد. مثلاً: ارتباطات، انعطاف پذیری، مذاکره، کار تیمی، فن بیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مساله، مدیریت زمان و اخلاق کاری. مهارت های نرم، شما را به فردی دلپذیر در محل کار و یک عضو با ارزش تیم تبدیل می کنند
🔹از سوی دیگر، مهارت های نرم بیشتر انعطاف پذیر هستند و می توانند به شما در شغل های متعدد کمک کنند. اگر چه تلاش و خلاقیت زیادی برای نشان دادن این توانایی ها لازم است اما این مهارتها تقریبا برای هر شغلی که ممکن است به دنبال آن باشید، ارزشمند است./
🔶در مقابل مهارت های سخت مهارت هایی هستند که به راحتی قابل آموزش، قابل اندازه گیری و قابل تعریف هستند. این مهارت ها شامل مواردی مانند حسابداری، برنامه نویسی کامپیوتر، زبان خارجی، تایپ ماشینی، لوله کشی، و یا دندانپزشکی و... است. شما می توانید به راحتی مدارک تحصیلی یا حرفه ای در این حوزه ها را کسب کنید. آنها بسیار قابل یاددهی بوده و در صورتیکه شما ابزارهایی برای ادامه تحصیلات رسمی در آن حوزه ها داشته باشید تقریبا همیشه قابل دستیابی هستند.
🔸مهارت های سخت برای مشاغل بسیار خاص بکار برده می شود. مهارت های طراحی وب برای شغلی مانند یک جراح قابل استفاده نیست. اگر شما به دنبال کار به عنوان یک برقکار هستید، آموزش پرستاری برایتان بی اهمیت است. مهارت های سخت ، شما را به یک شغل خاص قفل می کند.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
👏1
🔰با سلام و عرض ادب احترام خدمت شما خوبان ارجمند، به ویژه خواهران و مادران گرامی حاضر در کانال؛ 💐🌺💐
🔰 بدینوسیله سالروز ولادت نورانی کوثر محمدی(ص)،برترین بانوی آسمانی عالم، زهرای اطهر سلام الله علیها را بر شما عزیزان و خانواده های محترمتان تبریک و تهنیت عرض میکنم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 بدینوسیله سالروز ولادت نورانی کوثر محمدی(ص)،برترین بانوی آسمانی عالم، زهرای اطهر سلام الله علیها را بر شما عزیزان و خانواده های محترمتان تبریک و تهنیت عرض میکنم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 علت شکست برنامه های تحول؛
🔰علت اینکه خیلی از برنامه هایی که مدیران ارشد سازمانها برای ایجاد تحول در سازمان شروع میکنند و موفق نمیشوند، این است که برنامه های تحول را به جای اینکه رهبری کنند، مدیریت میکنند.
🔰اگر بخواهید برنامه های تحول را با موفقیت پیش ببرید، این کار به ۷۰ تا ۹۰ درصد رهبری نیاز دارند، و ۱۰ تا ۳۰ درصد مدیریت.
📘جان کاتر، کتاب: رهبری تحول
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰علت اینکه خیلی از برنامه هایی که مدیران ارشد سازمانها برای ایجاد تحول در سازمان شروع میکنند و موفق نمیشوند، این است که برنامه های تحول را به جای اینکه رهبری کنند، مدیریت میکنند.
🔰اگر بخواهید برنامه های تحول را با موفقیت پیش ببرید، این کار به ۷۰ تا ۹۰ درصد رهبری نیاز دارند، و ۱۰ تا ۳۰ درصد مدیریت.
📘جان کاتر، کتاب: رهبری تحول
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢چگونه فرهنگ کاری مناسب بسازیم؟
🔴در میان بسیاری از فاکتورهای مهم برای ادارهی یک شرکت موفق، فرهنگ مثبت و سالم در محل کار، بسیار اهمیت دارد که در آن بهره وری، استعداد، مهارت و روحیه پرورش پیدا میکند. در کسب و کارها، ایجاد سیستم ارزشمندی که مأموریت شرکت و چگونگی رسیدن به آن را نشان دهد بسیار مهم است.
🟢علاوه بر این، فرهنگ کاری مناسب، چگونگی انجام کارها، نحوه تعامل کارکنان با یکدیگر و مسیر هدایت شرکت را مشخص میکند. بنابراین یک فرهنگ سازمانی سالم دارای تأثیرات بلندمدت است که توسط پرورش افراد و ارزشهای خوب میتوان به آن دست یافت.
🔵در اینجا چند نکته برای ساخت شرایط مناسب و فرهنگ درست در محل کار را معرفی می کنیم.
🔵شفافیت را تشویق کرده و انتظارات واقع بینانه تعیین کنید.
شفافیت در محل کار فضای اعتماد و صداقت بین رهبران و کارکنان آنها را ایجاد میکند. اگر محل کار فاقد شفافیت باشد، به محیطی سمی تبدیل خواهد شد.
اگر با الگویی مناسب رهبری کرده و سعی کنید در موقعیتهای مختلف منصفانه و شفاف باشید، کارکنان شما به طور دائمی از این رفتارتان پیروی میکنند. توانایی شما برای نشان دادن آنچه که شرکت عنوان میکند، یک راه عالی برای ساخت فرهنگی است که در ذهن دارید.
سعی کنید صریحاً انتظارات خود را شرح دهید و از هر انحرافی جلوگیری کنید.
🟤افرادی مناسب که به فرهنگ شما میخورند انتخاب کنید.
در طول فرآیند استخدام باید افرادی را انتخاب کنید که ارزشهایشان با شما سازگار است. در این موقعیت، پرسیدن سؤالات درست میتواند برای شما بسیار مفید باشد. به عنوان مثال، در مورد کار خود چه چیزی را دوست دارید؟ چه چیزی به شما الهام میدهد؟
🟠ارتباط کلیدی است.
ارتباطات مؤثر یک ابزار ضروری برای ایجاد محیطی است که به افراد انگیزه میدهد و پیشنهادات و انتقادات را تشویق میکند. این کار باعث مشارکت کارمندان میشود و به آنها امکان میدهد نوآور باشند، همکاری کنند و به فردی کارآمد تبدیل شوند.
🟡تلاشهای ارزشمند را بشناسید و به آنها پاداش دهید.
قدردانی و شناخت تلاشهای کارکنان برایشان بسیار مهم است. افرادی که فکر میکنند ارزشمند هستند در مورد خود حس مثبت دارند و توانایی آنها برای کمک کردن تقویت میشود.
بنابراین برای جلب توجه کارمندان خود چه کاری میتوانید انجام دهید؟ آنها هر از گاهی نیاز به تنوع و جشن دارند. شما میتوانید یک مهمانی خوب برای آنها برگزار کنید و کارتهای هدیه به آنها بدهید. این شناسایی تلاش کارکنان پیامی بسیار قدرتمند برای آنها میفرستد. بنابراین، یک روش ارتباط قوی است.
🟣به کارکنان خود بگویید که آنها یک تیم هستند، نه یک دسته از افراد.
قدرت کار در یک تیم آنچنان قوی است که حتی کارهای ظاهراً غیرممکن قابل اجرا به نظر میرسد. کار گروهی اساساً باعث حس اتحاد، شور و شوق برای منافع مشترک و تعهد به انجام بهتر میشود.
شما باید این سیستم ارزش را در کارکنان خود ایجاد کنید که کار تیمی برای موفقیت شرکت حیاتی است. به کارکنان خود بگویید در همه پروژه های مرتبط با کار با همدیگر کار کنند و در صورت لزوم به یکدیگر کمک کنند.
⚫نتیجهگیری:
یک فرهنگ سازمانی سالم، پایهای برای ادغام دانش، باور و رفتار انسانی است که نسلهای بعد را پرورش میدهد. داشتن یک فرهنگ مثبت در شرکت راهی برای این است که اطمینان حاصل کنید همه در مورد انتظارات شرکت ایدهای مشترک دارند./ منبع: Lifedev
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴در میان بسیاری از فاکتورهای مهم برای ادارهی یک شرکت موفق، فرهنگ مثبت و سالم در محل کار، بسیار اهمیت دارد که در آن بهره وری، استعداد، مهارت و روحیه پرورش پیدا میکند. در کسب و کارها، ایجاد سیستم ارزشمندی که مأموریت شرکت و چگونگی رسیدن به آن را نشان دهد بسیار مهم است.
🟢علاوه بر این، فرهنگ کاری مناسب، چگونگی انجام کارها، نحوه تعامل کارکنان با یکدیگر و مسیر هدایت شرکت را مشخص میکند. بنابراین یک فرهنگ سازمانی سالم دارای تأثیرات بلندمدت است که توسط پرورش افراد و ارزشهای خوب میتوان به آن دست یافت.
🔵در اینجا چند نکته برای ساخت شرایط مناسب و فرهنگ درست در محل کار را معرفی می کنیم.
🔵شفافیت را تشویق کرده و انتظارات واقع بینانه تعیین کنید.
شفافیت در محل کار فضای اعتماد و صداقت بین رهبران و کارکنان آنها را ایجاد میکند. اگر محل کار فاقد شفافیت باشد، به محیطی سمی تبدیل خواهد شد.
اگر با الگویی مناسب رهبری کرده و سعی کنید در موقعیتهای مختلف منصفانه و شفاف باشید، کارکنان شما به طور دائمی از این رفتارتان پیروی میکنند. توانایی شما برای نشان دادن آنچه که شرکت عنوان میکند، یک راه عالی برای ساخت فرهنگی است که در ذهن دارید.
سعی کنید صریحاً انتظارات خود را شرح دهید و از هر انحرافی جلوگیری کنید.
🟤افرادی مناسب که به فرهنگ شما میخورند انتخاب کنید.
در طول فرآیند استخدام باید افرادی را انتخاب کنید که ارزشهایشان با شما سازگار است. در این موقعیت، پرسیدن سؤالات درست میتواند برای شما بسیار مفید باشد. به عنوان مثال، در مورد کار خود چه چیزی را دوست دارید؟ چه چیزی به شما الهام میدهد؟
🟠ارتباط کلیدی است.
ارتباطات مؤثر یک ابزار ضروری برای ایجاد محیطی است که به افراد انگیزه میدهد و پیشنهادات و انتقادات را تشویق میکند. این کار باعث مشارکت کارمندان میشود و به آنها امکان میدهد نوآور باشند، همکاری کنند و به فردی کارآمد تبدیل شوند.
🟡تلاشهای ارزشمند را بشناسید و به آنها پاداش دهید.
قدردانی و شناخت تلاشهای کارکنان برایشان بسیار مهم است. افرادی که فکر میکنند ارزشمند هستند در مورد خود حس مثبت دارند و توانایی آنها برای کمک کردن تقویت میشود.
بنابراین برای جلب توجه کارمندان خود چه کاری میتوانید انجام دهید؟ آنها هر از گاهی نیاز به تنوع و جشن دارند. شما میتوانید یک مهمانی خوب برای آنها برگزار کنید و کارتهای هدیه به آنها بدهید. این شناسایی تلاش کارکنان پیامی بسیار قدرتمند برای آنها میفرستد. بنابراین، یک روش ارتباط قوی است.
🟣به کارکنان خود بگویید که آنها یک تیم هستند، نه یک دسته از افراد.
قدرت کار در یک تیم آنچنان قوی است که حتی کارهای ظاهراً غیرممکن قابل اجرا به نظر میرسد. کار گروهی اساساً باعث حس اتحاد، شور و شوق برای منافع مشترک و تعهد به انجام بهتر میشود.
شما باید این سیستم ارزش را در کارکنان خود ایجاد کنید که کار تیمی برای موفقیت شرکت حیاتی است. به کارکنان خود بگویید در همه پروژه های مرتبط با کار با همدیگر کار کنند و در صورت لزوم به یکدیگر کمک کنند.
⚫نتیجهگیری:
یک فرهنگ سازمانی سالم، پایهای برای ادغام دانش، باور و رفتار انسانی است که نسلهای بعد را پرورش میدهد. داشتن یک فرهنگ مثبت در شرکت راهی برای این است که اطمینان حاصل کنید همه در مورد انتظارات شرکت ایدهای مشترک دارند./ منبع: Lifedev
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تا حالا چیزی دربارهی مدیریت عروسک ساز شنیدین؟
مدیریت عروسک ساز در واقع مدیریه که ارادهی پرسنل رو از اونها میگیره و معتقده که همه چیز باید طبق نظر خودش پیش بره
❗️ویژگی ها
۱.علاقه مند که همه چیز در سازمانش یکنواخت و متحدالشکل باشه
۲.همکاران رو تبدیل به عروسک هایی میکنه که ارادهای از خودشون ندارند
✅روش تشخیص:
۱.موافقان تشویق و مخالفان تنبیه می شوند
۲.همکاران دارای نظریات مخالف با سلیقه های متفاوت فرصتی برای اظهار نظر ندارند
✅روش درمان
به افرادی که مخالفت می کنند گوش بدید چرا که لازمه در برخی موارد برای ادامه روند درست سازمان به این مخالفت ها توجه کنید
شما هم تو دستهی مدیران عروسک ساز قرار میگیرید یا نه؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیریت عروسک ساز در واقع مدیریه که ارادهی پرسنل رو از اونها میگیره و معتقده که همه چیز باید طبق نظر خودش پیش بره
❗️ویژگی ها
۱.علاقه مند که همه چیز در سازمانش یکنواخت و متحدالشکل باشه
۲.همکاران رو تبدیل به عروسک هایی میکنه که ارادهای از خودشون ندارند
✅روش تشخیص:
۱.موافقان تشویق و مخالفان تنبیه می شوند
۲.همکاران دارای نظریات مخالف با سلیقه های متفاوت فرصتی برای اظهار نظر ندارند
✅روش درمان
به افرادی که مخالفت می کنند گوش بدید چرا که لازمه در برخی موارد برای ادامه روند درست سازمان به این مخالفت ها توجه کنید
شما هم تو دستهی مدیران عروسک ساز قرار میگیرید یا نه؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دانش
باید هر انسانی زمان و تلاش خودش رو صرف دونستن چیزهای مختلف کنه، اینکار رو باید از طریق خوندن، شنیدن، دیدن، تجربه کردن، مطالعه کردن و آشنایی با چیزهای خاص انجام بده. البته بدون علاقه یا اشتیاق، به سختی میشه دانش کسب کرد.
🔰خرد
باید ابتدا دانش داشته باشیم و بعدا با استفاده از خرد به قضاوت درستی از اون دانش بپردازیم. نمیتونین بدون قدرت، جرات و اعتماد به نفس برای تصمیم گیری، به خرد دست پیدا کنین. انسان هر چقدر هم عاقل و دانا باشه، اگه نتونه درست رو از نادرست تشخیص بده، نمیتونیم اون رو عاقل بدونیم.
🔰درک
باید قبل از همه دانش و خرد داشته باشین و سپس اونها رو به مرحله عمل (درک کردن) برسونین. شما بدون اجرای دانش و انتخابتون، نمیتونین به درستی چیزها رو درک کنین. شما باید هرچیزی رو که درسته انجام بدین، نه اینکه فقط به دونستن درست بودن اون اکتفا کنین.
🔰بینش
باید هر شخصی همه موارد بالا یعنی دانش، خرد و درک رو داشته باشه. با تمرین مداوم و تأمل در اونها میتونین به بینش درستی برسین و نسبت به آینده اطمینان بیشتری داشته باشین. بدون صبر، خویشتن داری، پشتکار و ثبات، به سختی میتونین بصیرت خودتون رو گسترش بدین.
باید هر انسانی زمان و تلاش خودش رو صرف دونستن چیزهای مختلف کنه، اینکار رو باید از طریق خوندن، شنیدن، دیدن، تجربه کردن، مطالعه کردن و آشنایی با چیزهای خاص انجام بده. البته بدون علاقه یا اشتیاق، به سختی میشه دانش کسب کرد.
🔰خرد
باید ابتدا دانش داشته باشیم و بعدا با استفاده از خرد به قضاوت درستی از اون دانش بپردازیم. نمیتونین بدون قدرت، جرات و اعتماد به نفس برای تصمیم گیری، به خرد دست پیدا کنین. انسان هر چقدر هم عاقل و دانا باشه، اگه نتونه درست رو از نادرست تشخیص بده، نمیتونیم اون رو عاقل بدونیم.
🔰درک
باید قبل از همه دانش و خرد داشته باشین و سپس اونها رو به مرحله عمل (درک کردن) برسونین. شما بدون اجرای دانش و انتخابتون، نمیتونین به درستی چیزها رو درک کنین. شما باید هرچیزی رو که درسته انجام بدین، نه اینکه فقط به دونستن درست بودن اون اکتفا کنین.
🔰بینش
باید هر شخصی همه موارد بالا یعنی دانش، خرد و درک رو داشته باشه. با تمرین مداوم و تأمل در اونها میتونین به بینش درستی برسین و نسبت به آینده اطمینان بیشتری داشته باشین. بدون صبر، خویشتن داری، پشتکار و ثبات، به سختی میتونین بصیرت خودتون رو گسترش بدین.
إنَّـا لِـلَّـهِ وَ إِنَّـا إِلَـیْـهِ رَاجِـعُـونَ!
شهادت مظلومانه تعدادی از هموطنان عزیزمان در حادثه تروریستی زائران گلزار شهدای کرمان را تسلیت عرض مینماییم! روحشان شاد، یادشان گرامی باشد!🖤
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شهادت مظلومانه تعدادی از هموطنان عزیزمان در حادثه تروریستی زائران گلزار شهدای کرمان را تسلیت عرض مینماییم! روحشان شاد، یادشان گرامی باشد!🖤
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
#هیوندا چگونه به یک غول خودروسازی تبدیل شد؟
شرکت خودروسازی کرهای هیوندا موتور در سال ۱۹۶۷، یعنی دقیقاً چهار سال پس از تأسیس ایران خودرو، بنیان گذاشته شد. این شرکت به عنوان زیرمجموعهای از شرکت بزرگ «ساخت و ساز و مهندسی هیوندا» (Hyundai Engineering & Construction Company) کار خود را آغاز کرد. درست مثل ایران خودرو، شرکت هیوندا هم در ابتدا مونتاژ خودرو را در دستور کار خود قرار داد و این کار را با مونتاژ خودرو و کامیونهای شرکت «فورد» شروع کرد. قیمت هیوندا در ایران و جهان همواره در طول این ۴۰ سال از عوامل تاثیرگذار در موفقیت فروش آن بوده است.محصولات هیوندا اکنون، از قابل اطمینانترین خودروهای جهان شناخته میشوند.
اولین خودروی هیوندا اتوموبیلی به نام «کورتینا» یا همان «فورد کورتینا» بود که در سال ۱۹۶۸ تولید آن آغاز شد. ولی این شرکت در مدت نسبتاً کوتاهی توانست از کار مونتاژ صرف خارج شود و در سال ۱۹۷۵ مدیران آن پروژهٔ ساخت خودروی اختصاصی خود را آغاز کردند. آنها پنج نفر از بهترین طراحان خودروی بریتانیایی را استخدام و در نهایت اولین خودروی ساخت خود به نام «پونی» را روانهٔ بازار کردند. این خودرو به دلیل قیمت کم و ابعاد کوچک خیلی زود تبدیل به پرفروشترین اتوموبیل در کرهٔ جنوبی شد و مرزهای خرید خودرو از این شرکت کرهای را جا به جا کرد. در عرض ۹ ماه پونی وارد بازار کانادا شد و آنجا هم در صدر پرفروشترینها قرار گرفت. در واقع کاناداییها خرید هیوندا را با تجربهای بسیار عالی شروع کردند. با گذشت فقط دو سال از تولید این خودرو، هیوندا تبدیل به سیزدهمین خودروساز بزرگ دنیا شد و فروش هیوندا حدود ۲۲ درصد از فروش بازار جهانی خودرو را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۹۸۶ هیوندا با خودروی جدیدی به نام «اکسل» وارد بازار آمریکا شد. اکسل در دههٔ ۱۳۷۰ در ایران به عنوان تاکسی استفاده میشد. این خودرو هم به دلیل قیمت پایین و کیفیت بالا در بازار آمریکا بسیار موفق بود. در سال ۱۹۸۶ بیش از ۱۶۰ هزار دستگاه از این خودرو فروخته شد و سال بعد فروش آن از ۲۶۰ هزار دستگاه گذشت. جالب است بدانید که تولد اکسل و پژو ۴۰۵ تقریباً همزمان بود و در ایران، پژو ۴۰۵ خودروی پیشرفتهتر و باکیفیتتری نسبت به اکسل به حساب میآمد.
سومین محصول هیوندا مدل «سوناتا» بود که اولین بار در سال ۱۹۸۸ تولید شد. نسلهای جدید سوناتا سالهاست که در ایران به از بهترین خودروهای سدان خانوادگی به حساب میآیند. پس از معرفی سوناتا، تولید سالیانهٔ این شرکت به ۴ میلیون دستگاه در سال رسید و در نتیجه خیلی زود در بین بزرگترین خودروسازان جهان قرار گرفت.
هیوندا در این سالها سرمایهگذاری عظیمی را در تحقیقات، طراحی، کیفیت و تولید خودرو انجام داد. آنها موتور بنزینی و جعبه دندهٔ اختصاصی خود را ساختند و با یک روش هوشمندانه کاری کردند که باعث شد دل مشتریان آمریکایی را بربایند. هیوندا برای خودروهای صادراتی خود به آمریکا گارانتیهای بلندمدت ۱۰ ساله در نظر گرفت و در نتیجه باعث شد مشتریان زیادی خودروهای این شرکت را نسبت به برندهای دیگر ترجیح دهند.
موفقیتهای این شرکت با تولید مدلهای جدیدی مثل النترا، توسان، سانتافه و جنسیس تداوم یافت. به خصوص در ایران انواع هیوندا با مدلهای متنوع، کیفیت، امکانات، طراحی جذاب و البته قیمت مناسب به خوبی توانسته در صدر پرفروشترین برندهای خودروهای وارداتی قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۵ هیوندای برند جنسیس را به عنوان یک برند جداگانه و زیر مجموعهٔ خود اعلام کرد و خودروهای لوکس خود را تحت نام این برند وارد بازار میکند.
در سال ۱۹۹۵ این شرکت صادرات خود را به کشورهایی مثل استرالیا، نیوزیلند، مصر و ژاپن گسترش داد و حتی مدلهایی مخصوص کشورهای مختلف را متناسب با نیازمندیهای خاص آن کشورها ساخت. در سال ۱۹۹۸ هیوندا ۵۱ درصد از سهام دومین شرکت خودروسازی بزرگ کرهٔ جنوبی یعنی کیا موتورز را خرید. در سال ۲۰۰۰ هم کارخانههای این شرکت در کشورهای هند، چین، پاکستان، ترکیه و جمهوری چک درحال تولید خودرو بودند. در سال ۲۰۰۴ با فروش بیش از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار خودرو درآمد این شرکت به ۵۶ میلیارد دلار رسید. در سال ۲۰۱۱ هیوندا بیش از ۴٫۰۴ میلیون خودرو فروخت که باعث شد بعد از تویوتا، فولکسواگن و جنرال موتورز تبدیل به چهارمین خودروساز بزرگ دنیا شود.
در سال ۲۰۱۲ این نمایندگان این شرکت کرهای ۴٫۵ میلیون دستگاه انواع محصولات هیوندا در بازار را فروختند و درمجموع فروش هیوندا/کیا به بیش از ۷۷ میلیون دستگاه رسید. درآمد سالیانهٔ این شرکت اکنون به بیش از ۸۲۲ میلیارد دلار میرسد و بیشتر از ۷۵ هزار نفر را در استخدام خود دارد.
به هر صورت هیوندا که ۴۰ سال پیش کار خود را با مونتاژ خودروهای فورد شروع کرده بود، اکنون تبدیل به یکی از بهترین خودروسازان دنیا شده و خودروهای با کیفیت و پیشرفتهای تولید میکند.
شرکت خودروسازی کرهای هیوندا موتور در سال ۱۹۶۷، یعنی دقیقاً چهار سال پس از تأسیس ایران خودرو، بنیان گذاشته شد. این شرکت به عنوان زیرمجموعهای از شرکت بزرگ «ساخت و ساز و مهندسی هیوندا» (Hyundai Engineering & Construction Company) کار خود را آغاز کرد. درست مثل ایران خودرو، شرکت هیوندا هم در ابتدا مونتاژ خودرو را در دستور کار خود قرار داد و این کار را با مونتاژ خودرو و کامیونهای شرکت «فورد» شروع کرد. قیمت هیوندا در ایران و جهان همواره در طول این ۴۰ سال از عوامل تاثیرگذار در موفقیت فروش آن بوده است.محصولات هیوندا اکنون، از قابل اطمینانترین خودروهای جهان شناخته میشوند.
اولین خودروی هیوندا اتوموبیلی به نام «کورتینا» یا همان «فورد کورتینا» بود که در سال ۱۹۶۸ تولید آن آغاز شد. ولی این شرکت در مدت نسبتاً کوتاهی توانست از کار مونتاژ صرف خارج شود و در سال ۱۹۷۵ مدیران آن پروژهٔ ساخت خودروی اختصاصی خود را آغاز کردند. آنها پنج نفر از بهترین طراحان خودروی بریتانیایی را استخدام و در نهایت اولین خودروی ساخت خود به نام «پونی» را روانهٔ بازار کردند. این خودرو به دلیل قیمت کم و ابعاد کوچک خیلی زود تبدیل به پرفروشترین اتوموبیل در کرهٔ جنوبی شد و مرزهای خرید خودرو از این شرکت کرهای را جا به جا کرد. در عرض ۹ ماه پونی وارد بازار کانادا شد و آنجا هم در صدر پرفروشترینها قرار گرفت. در واقع کاناداییها خرید هیوندا را با تجربهای بسیار عالی شروع کردند. با گذشت فقط دو سال از تولید این خودرو، هیوندا تبدیل به سیزدهمین خودروساز بزرگ دنیا شد و فروش هیوندا حدود ۲۲ درصد از فروش بازار جهانی خودرو را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۹۸۶ هیوندا با خودروی جدیدی به نام «اکسل» وارد بازار آمریکا شد. اکسل در دههٔ ۱۳۷۰ در ایران به عنوان تاکسی استفاده میشد. این خودرو هم به دلیل قیمت پایین و کیفیت بالا در بازار آمریکا بسیار موفق بود. در سال ۱۹۸۶ بیش از ۱۶۰ هزار دستگاه از این خودرو فروخته شد و سال بعد فروش آن از ۲۶۰ هزار دستگاه گذشت. جالب است بدانید که تولد اکسل و پژو ۴۰۵ تقریباً همزمان بود و در ایران، پژو ۴۰۵ خودروی پیشرفتهتر و باکیفیتتری نسبت به اکسل به حساب میآمد.
سومین محصول هیوندا مدل «سوناتا» بود که اولین بار در سال ۱۹۸۸ تولید شد. نسلهای جدید سوناتا سالهاست که در ایران به از بهترین خودروهای سدان خانوادگی به حساب میآیند. پس از معرفی سوناتا، تولید سالیانهٔ این شرکت به ۴ میلیون دستگاه در سال رسید و در نتیجه خیلی زود در بین بزرگترین خودروسازان جهان قرار گرفت.
هیوندا در این سالها سرمایهگذاری عظیمی را در تحقیقات، طراحی، کیفیت و تولید خودرو انجام داد. آنها موتور بنزینی و جعبه دندهٔ اختصاصی خود را ساختند و با یک روش هوشمندانه کاری کردند که باعث شد دل مشتریان آمریکایی را بربایند. هیوندا برای خودروهای صادراتی خود به آمریکا گارانتیهای بلندمدت ۱۰ ساله در نظر گرفت و در نتیجه باعث شد مشتریان زیادی خودروهای این شرکت را نسبت به برندهای دیگر ترجیح دهند.
موفقیتهای این شرکت با تولید مدلهای جدیدی مثل النترا، توسان، سانتافه و جنسیس تداوم یافت. به خصوص در ایران انواع هیوندا با مدلهای متنوع، کیفیت، امکانات، طراحی جذاب و البته قیمت مناسب به خوبی توانسته در صدر پرفروشترین برندهای خودروهای وارداتی قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۵ هیوندای برند جنسیس را به عنوان یک برند جداگانه و زیر مجموعهٔ خود اعلام کرد و خودروهای لوکس خود را تحت نام این برند وارد بازار میکند.
در سال ۱۹۹۵ این شرکت صادرات خود را به کشورهایی مثل استرالیا، نیوزیلند، مصر و ژاپن گسترش داد و حتی مدلهایی مخصوص کشورهای مختلف را متناسب با نیازمندیهای خاص آن کشورها ساخت. در سال ۱۹۹۸ هیوندا ۵۱ درصد از سهام دومین شرکت خودروسازی بزرگ کرهٔ جنوبی یعنی کیا موتورز را خرید. در سال ۲۰۰۰ هم کارخانههای این شرکت در کشورهای هند، چین، پاکستان، ترکیه و جمهوری چک درحال تولید خودرو بودند. در سال ۲۰۰۴ با فروش بیش از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار خودرو درآمد این شرکت به ۵۶ میلیارد دلار رسید. در سال ۲۰۱۱ هیوندا بیش از ۴٫۰۴ میلیون خودرو فروخت که باعث شد بعد از تویوتا، فولکسواگن و جنرال موتورز تبدیل به چهارمین خودروساز بزرگ دنیا شود.
در سال ۲۰۱۲ این نمایندگان این شرکت کرهای ۴٫۵ میلیون دستگاه انواع محصولات هیوندا در بازار را فروختند و درمجموع فروش هیوندا/کیا به بیش از ۷۷ میلیون دستگاه رسید. درآمد سالیانهٔ این شرکت اکنون به بیش از ۸۲۲ میلیارد دلار میرسد و بیشتر از ۷۵ هزار نفر را در استخدام خود دارد.
به هر صورت هیوندا که ۴۰ سال پیش کار خود را با مونتاژ خودروهای فورد شروع کرده بود، اکنون تبدیل به یکی از بهترین خودروسازان دنیا شده و خودروهای با کیفیت و پیشرفتهای تولید میکند.
👍1
🔳⭕️داستانهای مدیریتی
🔶🔸( نجات از رودخانه)
⭕️▪️مردی در کنار رودخانهای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را میشنود و متوجه میشود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب میپرد و او را نجات میدهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را میشنود و باز به آب میپرد و دو نفر دیگر را نجات میدهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک میخواهند میشنود.
▫️او تمام روز را صرف نجات افرادی میکند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شدهاند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانهای مردم را یکی یکی به رودخانه میانداخت.
⭕️▪️برخی مدیران و سازمان ها این گونه عمل میکنند. در این سازمان ها به جای درمان ریشه، به کندن برگ های زرد رغبت بیشتری نشان داده میشود.
به عبارت دیگر به جای علت یابی و رفع مشکلات، صرفاً به اصلاح آنها میپردازند. آیا بهتر نیست ضمن چارهجویی برای عوارض و مسائل پیشآمده، بر روی علل هم تأثیر گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔶🔸( نجات از رودخانه)
⭕️▪️مردی در کنار رودخانهای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را میشنود و متوجه میشود که کسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب میپرد و او را نجات میدهد. اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را میشنود و باز به آب میپرد و دو نفر دیگر را نجات میدهد. اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک میخواهند میشنود.
▫️او تمام روز را صرف نجات افرادی میکند که در چنگال امواج خروشان گرفتار شدهاند غافل از این که چند قدمی بالاتر دیوانهای مردم را یکی یکی به رودخانه میانداخت.
⭕️▪️برخی مدیران و سازمان ها این گونه عمل میکنند. در این سازمان ها به جای درمان ریشه، به کندن برگ های زرد رغبت بیشتری نشان داده میشود.
به عبارت دیگر به جای علت یابی و رفع مشکلات، صرفاً به اصلاح آنها میپردازند. آیا بهتر نیست ضمن چارهجویی برای عوارض و مسائل پیشآمده، بر روی علل هم تأثیر گذاشت تا مسئله به طور همه جانبه حل شده و از اتلاف سرمایه ها و منابع با ارزش جلوگیری شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍3
Forwarded from اتچ بات
🔰تفاوت چهار کلمه; مسئله، مشکل، معضل و بحران:
از هر چهار کلمه؛ مسئله، معضل، مشکل، و بحران، برای توصیف چیزهایی که براشون دنبال راه حل هستیم، استفاده میکنیم. مثلا: بحران آب، مشکل آب، معضل آب، و مسئلهی آب. ولی فرق این ها چیه و هر کدوم در چه موقعیت هایی معنادار میشن؟
اصولا این چهار عنوان درجات مختلف یک وضع غیرعادی را تداعی میکنند که خفیف ترین آن مسأله است. وقتی مسأله پیچیده میشود مشکل شده و به معضل تبدیل می شود؛ اما وقتی اوضاع از حالت عادی خارج شد، بحران به وجود میآید. بحران یعنی وضعیتی که روند عادی یک سیستم را دچار تزلزل میکند.
🔰 یکی از موضوعاتی که در کسب و کارها و البته توسعه مهارت های فردی بیان می شود، هنر حل مساله است، این که بتوانیم مسائل مربوط به خودمان و یا کسب و کارمان را به درستی تعریف کنیم و برای حل و از بین بردن آنها، راهکار مناسبی را بیابیم.
اگر بخواهیم تعریفی از مسئله یا مشکل (در ادامه تفاوت اینها را بیان می کنیم) بگوییم، تعریف زیر می تواند تعریف کاملی باشد.
🔹تفاوت آنچه وجود دارد با آنچه می خواهیم و مطلوب است.
1⃣ نوع اول مسئله :
اما مسئله؛ مسئله در حقیقت مشکلی است که این زمانی و این مکانی شده باشد، مسئله از دل تغییر بیرون میاید، مسئله دقیقا در شکاف حاصل از تغییر بوجود می آید، مسئله احساس نمیشود بلکه بیان میشود، مسئله باخود راه حل را دارد(مشروط بر این که همت و انگیزه آن را داشته باشیم)، مسئله شکاف بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد است. مسئله قابل شمارش است، اما مشکل غیر قابل شمارش.
مسئله موردی است مانند معادله درجه اول ریاضی مثل X+5=18
حل کردن این معادله ساده است و تنها کافی است اصل مسئله شناسایی شود و با تجزیه و تحلیل می توان آن را حل کرد. بعنوان مثال دستگاهی که بعلت یک قطعه معیوب خراب شده است را به سادگی می توان تعمیر کرد. نکته مهم: در کسب و کارها و موضوع حل مسئله، تلاش می شود، همه موارد بصورت مسئله های مختلف و جداگانه شناسایی شده و سپس به سادگی بتوان هر کدام از مسائل را حل کرد.
2⃣ نوع دوم مشکل است:
وقتی یک جریانی یا حالتی از وضع مطلوب خود خارج شود یعنی یک مانعی بوجود آمده که از ادامه وضع مطلوب جلوگیری کند، به آن مشکل میگویند. مشکل در حقیقت نوعی سختی و دشواری است، مشکل احساس می شود، مشکل مانعی است در برابر ادامه وضع مطلوب، مشکل در حقیقت بالفعل شده تهد یدات است،
مشکل ترکیبی از بوجود آمدن چندین مسئله است. در برخی منابع گفته می شود تفاوت دیگر مشکل و مسئله در این است که مسئله قابل تعریف است و مشکل موضوعی است مبهم و تقریباً حسی. زمانی که سازمانی به مسائل ساده پیش آمده توجه نمی کند، این مسائل به مرور زمان تبدیل به مشکل می شوند. مشکل مجموعه ای از مسائل است که روی هم انباشت میشوند.
اگر بخواهیم مشکل را هم به یک معادله ریاضی تشبیه کنیم، با چنین معادله ای روبرو هستیم: X^2+3X-7=0
3⃣ نوع سوم معضل است:
زمانی که مشکل ها در سازمان یا سیستمی زیاد شوند، معضل بوجود می آید. معمولاً حل معضل کار دشواری است و معضل سدی در برابر حرکت سازمان و کسب و کارهاست و بطور جدی برنامه ریزی های سازمان ها و سیستم ها را مختل می کند. مثلا سازمانی که دچار معضل نیروی انسانی شده است را تصور کنید، هر روز درگیر اعتصاب و آشفتگی کارکنان است، از طرفی تعداد کارکنان آنقدر زیاد است که امکان اخراج همه افراد اخلال گر امکان پذیر نیست . از این دست معضل ها در کشورها و بخصوص کشور خودمان به وفور دیده می شود.
معضل؛ ریشه در عدم دقت و بی توجهی به مسائلی کوچک و ساده دارد که در گذشته مورد توجه قرار نگرفته اند، رفته رفته این مسائل تبدیل به مشکل شده اند، اما باز مورد توجه قرار نگرفته و به مرور زمان تبدیل به معضلاتی شده اند که حل آنها از عهده هر کسی بر نمی آید.
اگر بخواهیم معضل را به یک معادله ریاضی تشبیه کنیم با این معادله روبرو هستیم: d^2X/dt^2 + d^2Y/dt^2+ d^2Z/dt^2=Et
4⃣ نوع چهارم بحران است:
از منظر یک سیستم اجتماعی، وقتی مسایل و مشکلات و معضلات اجتماعی در یک سیستم در اثر کم توجهی و یا بی دقتی و بی برنامگی روی هم آنباشته شود به بحران تبدیل شده و در نهایت منجر به فاجعه میشوند. به عبارت دیگر مراحل چندگانه مشکلات عبارتند از: مسأله، مشکل، معضل، بحران و فاجعه. در حقیقت بحران یه نوعی پیش بینی ناپذیری و عدم امیدواری به راه حل آن را در ذهن تداعی میکند که حتی سرعت هم میتونه در مفهوم پیش بینی ناپذیریش، مهم باشه. برای مسأله و یا مشکل با همفکری، مشورت و تحمل کردن شرایط میتوان راه حلی پیدا کرد، حتی اگر به معضل هم تبدیل شود چاره خواهد داشت؛ اما اگر به بحران تبدیل شود، تدابیر و اقدامات ویژه و پر هزینه ایی طلب خواهد کرد.
🆔@Competentmanagers
از هر چهار کلمه؛ مسئله، معضل، مشکل، و بحران، برای توصیف چیزهایی که براشون دنبال راه حل هستیم، استفاده میکنیم. مثلا: بحران آب، مشکل آب، معضل آب، و مسئلهی آب. ولی فرق این ها چیه و هر کدوم در چه موقعیت هایی معنادار میشن؟
اصولا این چهار عنوان درجات مختلف یک وضع غیرعادی را تداعی میکنند که خفیف ترین آن مسأله است. وقتی مسأله پیچیده میشود مشکل شده و به معضل تبدیل می شود؛ اما وقتی اوضاع از حالت عادی خارج شد، بحران به وجود میآید. بحران یعنی وضعیتی که روند عادی یک سیستم را دچار تزلزل میکند.
🔰 یکی از موضوعاتی که در کسب و کارها و البته توسعه مهارت های فردی بیان می شود، هنر حل مساله است، این که بتوانیم مسائل مربوط به خودمان و یا کسب و کارمان را به درستی تعریف کنیم و برای حل و از بین بردن آنها، راهکار مناسبی را بیابیم.
اگر بخواهیم تعریفی از مسئله یا مشکل (در ادامه تفاوت اینها را بیان می کنیم) بگوییم، تعریف زیر می تواند تعریف کاملی باشد.
🔹تفاوت آنچه وجود دارد با آنچه می خواهیم و مطلوب است.
1⃣ نوع اول مسئله :
اما مسئله؛ مسئله در حقیقت مشکلی است که این زمانی و این مکانی شده باشد، مسئله از دل تغییر بیرون میاید، مسئله دقیقا در شکاف حاصل از تغییر بوجود می آید، مسئله احساس نمیشود بلکه بیان میشود، مسئله باخود راه حل را دارد(مشروط بر این که همت و انگیزه آن را داشته باشیم)، مسئله شکاف بین آنچه که هست و آنچه که باید باشد است. مسئله قابل شمارش است، اما مشکل غیر قابل شمارش.
مسئله موردی است مانند معادله درجه اول ریاضی مثل X+5=18
حل کردن این معادله ساده است و تنها کافی است اصل مسئله شناسایی شود و با تجزیه و تحلیل می توان آن را حل کرد. بعنوان مثال دستگاهی که بعلت یک قطعه معیوب خراب شده است را به سادگی می توان تعمیر کرد. نکته مهم: در کسب و کارها و موضوع حل مسئله، تلاش می شود، همه موارد بصورت مسئله های مختلف و جداگانه شناسایی شده و سپس به سادگی بتوان هر کدام از مسائل را حل کرد.
2⃣ نوع دوم مشکل است:
وقتی یک جریانی یا حالتی از وضع مطلوب خود خارج شود یعنی یک مانعی بوجود آمده که از ادامه وضع مطلوب جلوگیری کند، به آن مشکل میگویند. مشکل در حقیقت نوعی سختی و دشواری است، مشکل احساس می شود، مشکل مانعی است در برابر ادامه وضع مطلوب، مشکل در حقیقت بالفعل شده تهد یدات است،
مشکل ترکیبی از بوجود آمدن چندین مسئله است. در برخی منابع گفته می شود تفاوت دیگر مشکل و مسئله در این است که مسئله قابل تعریف است و مشکل موضوعی است مبهم و تقریباً حسی. زمانی که سازمانی به مسائل ساده پیش آمده توجه نمی کند، این مسائل به مرور زمان تبدیل به مشکل می شوند. مشکل مجموعه ای از مسائل است که روی هم انباشت میشوند.
اگر بخواهیم مشکل را هم به یک معادله ریاضی تشبیه کنیم، با چنین معادله ای روبرو هستیم: X^2+3X-7=0
3⃣ نوع سوم معضل است:
زمانی که مشکل ها در سازمان یا سیستمی زیاد شوند، معضل بوجود می آید. معمولاً حل معضل کار دشواری است و معضل سدی در برابر حرکت سازمان و کسب و کارهاست و بطور جدی برنامه ریزی های سازمان ها و سیستم ها را مختل می کند. مثلا سازمانی که دچار معضل نیروی انسانی شده است را تصور کنید، هر روز درگیر اعتصاب و آشفتگی کارکنان است، از طرفی تعداد کارکنان آنقدر زیاد است که امکان اخراج همه افراد اخلال گر امکان پذیر نیست . از این دست معضل ها در کشورها و بخصوص کشور خودمان به وفور دیده می شود.
معضل؛ ریشه در عدم دقت و بی توجهی به مسائلی کوچک و ساده دارد که در گذشته مورد توجه قرار نگرفته اند، رفته رفته این مسائل تبدیل به مشکل شده اند، اما باز مورد توجه قرار نگرفته و به مرور زمان تبدیل به معضلاتی شده اند که حل آنها از عهده هر کسی بر نمی آید.
اگر بخواهیم معضل را به یک معادله ریاضی تشبیه کنیم با این معادله روبرو هستیم: d^2X/dt^2 + d^2Y/dt^2+ d^2Z/dt^2=Et
4⃣ نوع چهارم بحران است:
از منظر یک سیستم اجتماعی، وقتی مسایل و مشکلات و معضلات اجتماعی در یک سیستم در اثر کم توجهی و یا بی دقتی و بی برنامگی روی هم آنباشته شود به بحران تبدیل شده و در نهایت منجر به فاجعه میشوند. به عبارت دیگر مراحل چندگانه مشکلات عبارتند از: مسأله، مشکل، معضل، بحران و فاجعه. در حقیقت بحران یه نوعی پیش بینی ناپذیری و عدم امیدواری به راه حل آن را در ذهن تداعی میکند که حتی سرعت هم میتونه در مفهوم پیش بینی ناپذیریش، مهم باشه. برای مسأله و یا مشکل با همفکری، مشورت و تحمل کردن شرایط میتوان راه حلی پیدا کرد، حتی اگر به معضل هم تبدیل شود چاره خواهد داشت؛ اما اگر به بحران تبدیل شود، تدابیر و اقدامات ویژه و پر هزینه ایی طلب خواهد کرد.
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎