(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
🔰«کوتاه نگری» چه آسیبی به نظام اقتصادی یک جامعه تحمیل می کند؟- بخش دوم-

🔹شاید بزرگ ترین نوآوری معرفتی که فردریک فهرست در این کتاب عنوان می کند، این باشد که مخاطبان به مساله تولید به مثابه یک «نظام حیات جمعی» بنگرند نه یک امر صرفا اقتصادی. او نشان می دهد که تولیدگرایی در ساختار نهادی (ترکیبی از سازه های ذهنی، نظام قاعده گذاری، نظام توزیع منافع) در درجه اول یک بلوغ فکری را به نمایش می گذارد. عنصر اساسی در این تولید محوری، مجال دادن به «خلاقیت» است، خلاقیت چه در حیطه اندیشه، چه سیاست و چه در بنگاه های تولیدی و اقتصادی.

🔹بر اساس مطالعات توسعه، چنانچه «خلاقیت» در جامعه ای محدود شود، آن جامعه با اختلال مواجه خواهد شد، اما این بدین معنا نیست که ما از دستاورد های پیشینی بشر در طول تاریخ، استفاده نکنیم. ما نمی توانیم در ربع اول قرن بیست و یکم دوباره از نو، آتش را کشف کرده یا چرخ چاه اختراع کنیم! اینها میراث هایی است که در اختیار جامعه بشری است و همه کم و بیش بر آن توافق داریم.

🔹واقعیت این است که «تولید» و «خلاقیت» کلید اصلی بقا و بالندگی جامعه بشری است، در هر کجا این فهم «هویت جمعی» پیدا کرد، نجات بخش بوده است. اگر بتوانیم این دو مولفه «تولید» و «خلاقیت» را در کنار «فهم تاریخی» از خود قرار دهیم، می توانیم مواجهه درستی با مسائل مان در آینده داشته باشیم. این در حالی است که ما متاسفانه امروز، درفهم تاریخی خود با محدودیت هایی مواجه هستیم به طوری که اگر کل کتاب هایی که در مورد ایران توسط مستشرقان، جهانگردهای خارجی و... نوشته شده را حذف کنیم، بضاعت چندانی برای معرفی خود نداریم.

🔹از نظر معرفتی بحث بر سر این است که ماجرا صرفا با ترجمه کردن حل و فصل نمی شود؛ ما باید «بنیه اندیشه ورزی»مان را بالاببریم چرا که بنیه اندیشه ای در «مطالعات آینده شناختی» برای رسیدن به «بلوغ فکری» نقشی کلیدی دارد تا جامعه بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد.

🔹واقعیت این است که ما تنها می توانیم طرح مساله کنیم. این در حالی است که در «مطالعات آینده شناختی» باید دو گروه گزاره را زیر ذره بین گذاشت؛ «در آینده چه اتفاقاتی می افتد؟» و «در آینده چه اتفاقاتی باید بیفتد؟» در واقع باید برخورد غیرتصادفی با «آینده» داشته باشیم؛ در این صورت است که می توانیم راه «توسعه» را برای خود هموار کنیم.

🔹*مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر فرشاد مومنی با عنوان «اقتصاد مبتنی بر دانایی» است که در سلسله نشست های «بیم ها و امیدها» در تاریخ ۱۵ آذرماه سال ۹۵ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه شد.

✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📘@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش اول-

📕نکته؛ این مطلب در سه بخش تقدیم حضور میگردد.

✅جهان اول، دوم و سوم بیشتر از اینکه مربوط به پیشرفت تکنولوژی و سطح رفاه مردم باشد، مفاهمی هستند که با نوع تفکر، فرهنگ و رفتار یک ملت و سیستم حکومتی یک کشور گره خورده اند جهان سوم محصول یک تفکر است، تفکری که در لایه های مختلف یک جامعه و هم در ساختار حاکمیتی آن ریشه دوانه و بصورت یک فرهنگ درآمده است. بطور کل این تقسیم بندی محصول برآیند تفکرات، عملکردها و جهان بینی های همه افراد یک جامعه محسوب میشود که نهایتاً سبب میگردد کشوری در یکی از این دسته بندی ها قرار بگیرد. پر واضح است که تک تک انسانها نقش بسیار مهمی در شکل گیری این دسته بندی ایفا میکنند.
اما در میان انبوهی از مسائل که در شکل گیری یک کشور جهان سومی تاثیر بیشتری دارند در قالب هشت ویژگی به تفصل در این پست و پستهای آتی تشریح میگردد:

1⃣- ناتوانی در تحمل عقاید مخالف:

- یکی از مهمترین مشکلات در این جوامع این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسان‌سازی همه افکاربوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند. در واقع در این جوامع مردم با نگاه‌های متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
 از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت. افراد کشورهای جهان اول ممکن است مخالف یک عقیده باشند، ولی هرگز به صاحب آن عقیده بی احترامی نکرده و در عین حال کسی را نیز مجبور به پذیرش عقاید خود نمی کنند.

2⃣- عدم رعایت حریم خصوصی و دخالت در زندگی شخصی:

اصل بر این است که هر فردی حق دارد در زندگی خود یک سری اسرار داشته باشد که فقط خودش از آن باخبر باشد و دیگران حق کنکاش، کنجکاوی و ورود به این مسائل را نداشته باشند. زندگی شخصی افراد در چارچوب یک قانون کلی تعریف می شود: “تا زمانی که به دیگران آسیبی نمی رساند، هر شخص حق دارد همانگونه که دوست دارد زندگی کند، لباس بپوشد، موسیقی گوش دهد، مسافرت برود، غذا بخورد، مهمانی برود، شاد باشد و تفریح کند.”
در کشورهای جهان سوم یکی از تفریحات مردم سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و انواع دخالت های بیجا و قضاوت های نادرست است که در بسیاری از موارد باعث صدمه دیدن شخص قربانی از جهات گوناگون می شود. برخی نیز با کنجکاوی در زندگی شخصی افراد و مطلع شدن از آن اسرار سوژه ای برای غیبت و سخن چینی پیدا میکنند که در هر صورت عملی زشت و غیر انسانی محسوب میشود. اصولاً سبک زندگی هر کس در زمینه های مختلف به خود آن شخص مربوط میشود مگر اینکه آسیبی فاحش به کل بدنه جامعه درمیان باشد./ ادامه دارد...

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش دوم-

3⃣-عدم رعایت حقوق شهروندی:

 بحث حقوق شهروندی در گرو تعریف کلمات “مردم” و ” ملت” است. “مردم” یعنی افرادی که در یک کشور زندگی می کنند اما “ملت” یعنی افراد تشکیل دهنده یک کشور که “هدفی واحد” را دنبال میکنند. بنابراین حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که صحبت از ملت باشد نه مردم. به عبارت دیگر اگر فردی خود را جزء ملت یک کشور بداند که هدفشان ساختن و آبادانی آن کشور است، طبیعتاً خود را ملزم میداند که حقوق شهروندی را رعایت کند. حقوقی که بخشی از آن مربوط به خود میشود و بخشی مربوط به دیگران. در کشورهای جهان سوم، عموماً مردم با حقوق اصلی و بدیهی خود ناآشنا هستند و در معدود موارد آشنایی هم رغبتی به رعایت آن ندارند. اگر بپذیریم هر کس که در یک اجتماع زندگی میکند، یک شهروند است، باید قبول کنیم که حقوقی متقابل وجود دارد که همگان ملزم به رعایت آن هستند. حقوق شهروندی دامنه وسیعی از مسائل همچون حق برخورداری از محیط زیست سالم، بهداشت، امکانات پزشکی گرفته تا رعایت احترام شهروندان، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، اجتناب از توهین، افترا و تهمت و غیره را شامل می شود. در کشورهای جهان سوم معمولاً اینگونه حقوق فاقد جایگاه در بین عامه هستند و به عنوان نمونه به متهم مانند یک مجرم نگاه میشود مگر اینکه خلافش ثابت شود. در کشورهای جهان سوم به ملیت ها، قومیت ها، نژادها و طرفداران سایر ادیان بعضاً احترام گذارده نمی شود.

4⃣- عدم مطالعه کافی و بی علاقگی به فعالیتهای فرهنگی:

 بهبود سطح زندگی در کشورها ارتباط مستقیم با ارتقای سطح آگاهی مردم آنها دارد و سطح آگاهی جز با مطالعه بدست نخواهد آمد. طبق آمار سرانه مطالعه کتاب در کشورهای جهان اول اختلاف بسیاری نسبت به کشورهای جهان سوم دارد. اهمیت کتاب و کتاب خوانی و تاثیر آن در همه جنبه های زندگی چیزی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت. مردم کشورهای جهان سوم علاقه چندانی به خواندن کتاب و مطالعه ندارند و بیشتر مایلند فعالیتهایی را انجام دهند که با ذهن درگیر نباشد. کشوری که مردمش کتاب نمی خوانند، به تئاتر و سینما و موزه نمی روند، برای آشنایی با فرهنگ دیگران مسافرت نمی روند، دچار نوعی بن بست فکری و رکود ذهنی میشوند که از طریق یک نسل به نسل آینده منتقل خواهد شد.

5⃣- نبود تفکر انتقادی:

 یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا دیگران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. به عنوان مثال اگر در برنامه ای تلویزیونی تبلیغ یک داروی لاغری را می بینید ابتدا در موردش تحقیق کنید و سپس آنرا بخرید یا اگر در مورد واقعه ای تاریخی مطلبی را می خوانید برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید.

6⃣- فقدان عزت نفس کافی:

 وقتی مردمی خودشان احترامی برای خود قائل نباشند، چگونه میتوانند انتظار داشته باشند که دیگران به آنها احترام بگذارند؟ عزت نفس و احترام به خود، زمانی شکل می گیرد که کسی به کرامات انسانی خویش واقف شده باشد و در واقع، لایق احترام باشد، نه طالب آن. احترام و عزت انسانی به زور بدست نمی آید و هر کس باید شایستگی اش را در خود ایجاد کند. مردمی که در عین نیازمندی برای دریافت کالای رایگان هجوم می آورند، در صفوف سینماهای رایگان ایجاد بی نظمی و درگیری میکنند، برای گرفتن نذورات هجوم می آورند و به دنبال اتومبیل مقامهای دولتی می دوند، نیازمند آموزشند که بیاموزند هیچ چیز در دنیا مهم تر از حفظ کرامات انسانی و عزت نفس نیست که انسان بخواهد بخاطرش احترام خود را قربانی کند./ادامه دارد. ....

📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔰@CompetentManagers
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش سوم ( بخش نهایی)-

7⃣- قدرت پرستی و مقام دوستی:

 برای مردم جهان سوم بدست آوردن پُست، مقام و قدرت و از دست دادن آن گاهی از مرگ نیز تلخ تر است. به همین دلیل است که وقتی کسی به مقامی می رسد و جایگاهی پیدا میکند دیگر به هیچ عنوان حاضر نیست از آن دل بکند. البته حضور افراد در جایگاهی که شایسته اش هستند بسیار مفید است اما یادتان باشد که اگر پُست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید حتما استعفا دهید چون این یعنی “شرافت.” برخی هم فکر می کنند قدرت ارثیه فامیلی آنهاست که تا جان دارند باید از این ارثیه به هر قیمت محافظت کنند.

8⃣- عدم صداقت رفتاری و احساسی:

در یک کشور جهان سوم:
- مردم براحتی به یکدیگر دروغ می گویند و دروغ پردازی جزء ثابت زندگی روزمره شان است.
- کارمندان در محیط کار سعی در تخریب موقعیت هم دارند و فضای اختلاف افکنی و زیرآب زنی بیداد میکند.
-دوستی ها اغلب شکننده، همراه با بی وفایی، خیانت، تزویر و بر اساس منفعت طلبی است.
-در روابط عاشقانه کمتر صداقت و بیشتر خیانت وجود دارد و دو طرف بیشتر سعی در سوءاستفاده مالی و جنسی و گونه ای داد و ستد دارند تا برقراری یک رابطه آرامش بخش بر پایه محبت.
-شرکت های تجاری بجای ارتقای سطح کیفی خدمات و محصولات خود، مدام سعی در تخریب رقبایشان دارند.
-فروشندگان به مشتریان به عنوان یک شکار نگاه میکنند و نهایت تلاش خود را میکنند تا در کمال بی رحمی آنها را فریب داده، منافع نامشروع کسب کرده، محصولات بی کیفیت را با کیفیت جا زده و به بالاترین قیمت و با سودی نامتعارف به فروش برسانند.
-چاپلوسی در بین مردم غوغا میکند و هر کس برای رسیدن به منافع شخصی حاضر است هر سخن نادرستی را درست جلوه دهد.
-مسابقات تجمل گرایی و فخر فروشی و جمع آوری حریصانه ثروت به هر قیمت، برای ارضای غرایز شخصی، مرکز ثقل تفکرات بیشتر انسانها است.
-اگر کسی قدرت داشته باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی، یا به مراکز قدرت و ثروت متصل باشد، از سوء استفاده از آن دریغ نخواهد کرد.
-مردم چیزی را می گویند که به آن باور ندارند و قولی میدهند که می دانند نمی توانند به آن عمل کنند.
-ظاهر و باطن انسانها دو چیز کاملاً متفاوت است. مردم آنچیزی نیستند که نشان می دهند. اکثراً در نقش های جعلی و ساختگی فرو رفته اند و خودِ واقعی شان را در پستویی پنهان کرده اند.
-انسانها از موفقیت دیگران غمگین و از شکست آنها خوشحال می شوند.
– مردم تمایل زیادی به شخصیت پرستی و بت سازی از افراد دارند. یا کسی را به عرش میرسانند که تا حد پرستش او پیش میروند و یا فردی را به فرش میرسانند و از شخصیت و هویتش چیزی باقی نمی گذارند و در مجموع با سیستم “صفر یا یک” دیگران را می سنجند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼سه شنبه تون بی نظیر🌼
💕ان شاءالله امروز
🌼بهترین روز
💕زندگیتون باشه
🌼پرازخیروبرکت
💕سرشارازشادی وآرامش
🌼لبریزازموفقیت ولبخند
💕ودعای خیربدرقه راهتون

💐 با ما باشید در کانال مدیران شایسته

🔰@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 📚آمار تکان دهنده وضعیت مطالعه در کشور؛

📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکان‌دهنده‌ای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانه‌روز است.»

📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتاب‌های غیردرسی لحاظ می‌شود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که به‌عنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.

📗ساده‌تر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰‌میلیون‌نفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقه‌ای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام می‌شود. از این میزان به‌طور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت می‌رسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و می‌توان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتاب‌های خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.

📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانش‌آموزان را به مطالعه تشویق نمی‌کند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام می‌دهد.

📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
‍ عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرف‌های گذشته رشد نمی‌کنیم، ما نباید یک سلسله حرف‌های کلیشه‌ای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.

📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.

پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتاب‌هایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش می‌دهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمی‌دهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه‌ هایی هستند که فرهنگ‌ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیخته‌تر می‌کنند.

📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایت‌ها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر می‌شود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.


📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
🔰رفتار توده‌ای

⭕️ صبح زود است و می‌خواهید در یک رستوران صبحانه بخورید. دو رستوران الف و ب در کنار هم موجودند که از نظر شما هیچ فرقی ندارند. در نهایت به‌صورت کاملا تصادفی رستوران ب را انتخاب می‌کنید. نفر بعدی هم دقیقا دچار وضعیت شما شده اما او می‌داند که لااقل یک نفر قبل از او ب را ترجیح داده، بنابراین احتمال انتخاب ب توسط او بیشتر می‌شود. این یک نمونه‌ی ساده از تاثیر تصیمات دیگران بر تصمیم‌های ماست.

⭕️ در مقیاس‌های بزرگ‌تر تصوراتی مانند "مگه می‌شه این همه آدم اشتباه کنند؟"، "همه همین رو می‌گن!" و فشارهای اجتماعی باعث ایجاد هسته‌های یک رفتارتوده‌ای می‌شود.

⭕️ لی بن، روان‌شناس فرانسوی این پدیده را این‌گونه توصیف می‌کند: "توده‌ای شکل‌گرفته از تعداد زیادی از آدم‌ها با احساسات تجمیع‌شده و رفتاری غیرمعقولانه که توانایی ایجاد انواع مختلفی از فعالیت‌ها را دارند." او احساسات و هیجانات را موتور محرک توده‌ها می‌داند.

⭕️مطالعات نشان می‌دهد در یک تعداد مشخص از جمعیت تنها ۵ درصد، رفتار ۹۵ درصد الباقی را جهت‌دهی می‌کنند.
اریک فروم معتقد بود اکثر افراد برای گریز از تبعات آزادی و تنهایی، مکانیسم هم‌رنگ‌شدن با جماعت را انتخاب می‌کنند. رفتار توده‌ای هم گونه‌ای از این هم‌رنگی است که دو ویژگی دارد:

▪️شخص را از زحمت فکرکردن خلاص می‌کند. در واقع مسئولیت فکرکردن را به‌عهده‌ی دیگران می‌گذارد.
▪️به‌وسیله‌ی هم‌رنگ‌شدن با جماعت، کسب هویت کرده و از تنها‌ماندن می‌گریزد.

◀️ شبکه‌های اجتماعی چطور این رفتار را تشدید می‌کنند؟

⭕️ شبکه‌های اجتماعی به‌دلیل سرعت انتقال اطلاعات بستر لازم برای رشد شدید این پدیده را فراهم کرده‌اند. در گذشته برای شکل‌گیری توده نیاز به تماس رو در رو یا تلفن و یا رسانه‌های جمعی نظیر رادیو و تلویزیون بود. این بسترها اولا کند بود، مثلا روزنامه‌ها اخبار روز قبل را منعکس می‌کرند، ثانیا دارای ساختار رسمی و پروتکل‌هایی بودند که جریان اطلاعات را کنترل می‌کردند.
کندبودن و رسمی‌بودن باعث می‌شد منتشرکنندگان به‌ترتیب فرصت و خبرگی بیشتری برای اندیشیدن و شفاف‌تر‌کردن ابعاد مسئله داشته باشند.

⭕️ اما امروزه مثلا ساعت ۹ شب سیاست‌مداری توئیت می‌کند و ساعت ۱۰ شب میلیون‌ها نفر در جریان قرار گرفته‌اند، جایگاه خودشان را در صف موافقان و مخالفان تثبیت کرده‌اند و پرونده را بسته‌اند. قبل از آن‌که تحریریه‌ها فرصت واکنش پیدا کنند.

⭕️ اینجا قبل از مطلع‌بودن، متخصص ‌بودن، روشن‌شدن ابعاد مسئله و ... سریع‌تر‌بودن مهم است. چه بسا هر موضوع‌گیری ناسنجیده‌ای صرفا چون از سوی یک کانال پرمخاطب زودتر منتشر شده هسته‌ی فکری صدها هزار نفر دیگر را شکل دهد.
فکرکردن، برخورد سنجیده و عمیق، روشن‌شدن زوایای مختلف، کشف اطلاعات بیشتر و ... زمان می‌برد و معمولا در حوصله‌ی مخاطب نیست.

⭕️ اتفاقاتی که بار عاطفی و دراماتیک دارند محمل خوبی برای شکل‌گیری این رفتارها هستند. وقایعی مانند خیانت، قتل، تجاوز و ... به‌خصوص اگر در مورد سلبریتی‌ها باشد، می‌تواند هسته‌ای برای رفتار‌ توده‌ای شکل دهد.

⭕️ کاربران معمولا در این حوزه‌ها مخالفت را برنمی‌تابند، واکنش‌های احساسی، تند و طعنه‌آلودی نشان می‌دهند. زمانی‌که مطلبی را بازاشتراک می‌کنیم، لایک می‌زنیم یا ... خواسته یا ناخواسته ممکن است گرفتار ذهنیت توده‌ای شده باشیم، ذهنیتی که بیشتر بر پایه‌های احساسی- هیجانی بنا شده‌اند تا عقلانی و استدلالی.

⭕️ رفتارهای توده‌ای آن‌چنان هم بی سر و سامان نیستند، بسیاری از حکومت‌ها و سازمان‌ها مطالعات وسیعی را برای کنترل این جریان‌ها انجام می‌دهند و از این رفتارها در جهت منافع خود استفاده می‌کنند.
برخی حکومت‌ها بودجه‌های هنگفتی را صرف راه‌اندازی کانال‌های مجازی و تلویزیونی می‌کنند تا در بزنگاه‌‌ها از آن‌ها برای کنترل توده‌ها استفاده کنند. کانال‌هایی که معمولا هم بر بستر موضوعات پرطرف‌دار مانند فوتبال، جوک، فیلم، موسیقی و ... شکل می‌گیرند.

◀️ چه کنیم؟

⭕️ شاید بهتر باشد کمی از موضوعات جنجالی فاصله بگیریم، بپذیریم که اطلاعات و شاید صلاحیت لازم برای هر اظهار نظری را نداریم، صبورتر باشیم، دیدگاه انتقادی پیشه کنیم، بدون انجام کار خاصی بیشتر شنوده‌ی منابع موثق باشیم تا گوینده و از همه مهم‌تر ابزار پروپاگاندا نشویم و اجازه بدهیم صداهای مخالف هم شنیده بشوند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🔹@CompetentManagers
‍‍ ‍‍ 🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش اول-

🔺نکته: این مطلب در (پنج بخش) تقدیم حضور میگردد

1️⃣- ناهماهنگی بین درآمد و هزینه کارکنان:

از مشخصات اصلی و مشابه کشورهای جهان سوم عدم توازن میان درآمدها و مخارج این کشورهاست. به نحوی که اغلب با کسری بودجه مواجه هستند. کسری بودجه و به تبع آن استقراض از سیستم بانکی و یا منابع خارجی دیر یا زود اثر سوء خود را بر اقتصاد کشور گذاشته و باعث تشدید تنش و یا بحران اقتصادی می شود. و این تنش خود سبب تشدید بحران در سالهای آتی می گردد.

لذا دولت به عنوان یک راه حل، درصد زیادی از مشکلات ناشی از این کسر بودجه را به کارکنان شاغل در وزارتخانه ها ودستگاههای اجرایی خودمنتقل می کند، بدین نحو که میزان افزایش حقوق آنان را کمتر از نرخ تورم سالیانه تعیین می کند. درنتیجه، پس ازگذشت یک و یا دودهــــه، سطح زندگی کارکنان دولت نقصان یافته و سبد خانوار آنها هرساله خالی تر می گردد. از آنجا که کارکنان دولت با سایر اقشار جامعه در تماس بوده و تاحدی قادر به لمس زندگی شان هستند، درصدد برمی آیند که به نحوی سطح زندگی خود را به دیگران نزدیک کنند. لذا هر گروه به فراخور نفوذ و سطح اداری خود سعی در کسب امتیازات قانونی و غیرقانونی می کند.

نارضایتی از دریافتها اغلب به حق، و گاه پس از چند دهه به ناحق، به صورت یک اپیدمی در بین کارکنان درمی آید. به نحوی که هر نوع نارسایی اداری دیگر را (به حق و ناحق) نتیجه کمبود درآمدها جلوه می دهند و به کم کاری و سایـــــــر خلافهای خود مشروعیت نسبی می بخشند. بروز زنجیروار همه این مسائل سبب می شود، که مدیران دولتی درچرخه ای بسته گرفتار شده، و ابزار مدیریت را که همان تشویق و تنبیه است تا حد زیادی از دست بدهند.

2️⃣- نارسائیهای اطلاعاتی در تصمیم گیریها:

اغلب اندیشمندان دانش مدیریت بر این باورند که جـــــوهر تمامی فعالیتهای مدیریت تصمیم گیری است. لیکن ارزش و اعتبار هر تصمیم، به ارزش و اعتبار اطلاعات جمع آوری شده برای آن بستگی دارد، لذا فقدان پایگاه اطلاعاتی معتبر و عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی به روز و قابل استناد از یک طرف و وجود سلسله مراتب اداری بیش از حد در اغلب سازمانهای بزرگ دولتی که خود موجب تحریف اطلاعات واقعی می شوند نیز باعث گردیده تا تصمیم گیرندگان در سازمانهای اداری براساس آمار و اطلاعات گذشته، برای آینده تصمیم گیری کنند.

این درحالی است که باتوجه به پیچیدگی و تحولات پرشتاب عوامل موثر بر تصمیمها، می توان نتیجه گرفت که این شیوه تفکر در تصمیم گیری - تصمیم گیری در فضایی به دور از واقعیتها و بی توجه به شرایط زمانی و بی تفاوت در برابر نیازهای موجود - کارساز نبوده و کارایی و اثربخشی سیستم اداری را تنزل خواهدداد.

3️⃣- ساختار اقتصادی ناکارآمد:

همواره اقتصاد یکی از محوری ترین عوامل توسعه هر کشور به حساب آمده است. لیکن ساختار ناسالم اقتصادی و سهم ناچیز مالیات بردرآمد دولت و اتکا بیش از حد به درآمدهای نفتی، همه و همه از عواملی هستند که ساختار اداری کشور را از یک حالت مولد به یک حالت منفعل تبدیل ساخته است.
بخش خصوصی به عنوان یکی از سه بخش اقتصاد، توسعه نیافته و بدون ساختار مانده است. به گــونه ای که ساختارهای تولیدی / خدماتی در بخش خصوصی، با تعداد قلیلی از کشورهای دنیا قابل مقایسه است، آن هم به این دلیل که بخش خصوصی بیشتر حاصل یک جریان فرمایشی است تا اینکه براساس یک جریان رقابتی به وجود آمده باشد.

به عبارت دیگر، عامل رقابت و چالشی بودن محیط به هیچ عنوان در شکل گیری بخش خصوصی موردتوجه نبوده و بیشتر ارتباط میان صاحب منصبان، خصوصی سازی را شکل داده است.ازطرف دیگر سرمایه گذاری در کشور به جای استفاده از یک الگوی مناسب، بیشتر ازجریانات روزمره تبعیت کرده است. ضمن اینکه بیکاری، کمبود ظرفیتهای اشتغال و ناتوانی مدیران در حفظ منابع انسانی نخبه و کاردان، خودگواهی بر وجود نوعی سوء مدیریت در همه سطوح سازمانهای دولتی است. و این درحالی است که اکثر سازمانهای دولتی از وظیفه اصلی خود که همانا خدمت رسانی به مردم است دور شده و برای کسب امتیازات بیشتر با سایر دستگاههای دولتی به رقابت برخاسته اند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش دوم-

4️⃣- راهبردهای سیاسی غیرواقع بینانه:

اگر سیاست را به عنوان تدابیر و راهبردهای یک کشور درنظر بگیریم، به یقین دولتها باید بتوانند آینده نگری لازم را در راهبردها و برنامه های کلان خود داشته باشند. لیکن چنانچه به هر دلیلی قادر به درک نیازها و مشکلات جامعه و پاسخگوی مطالبات مردم نباشند و میان انتظارات جامعه و رفع نیازها فاصله ایجاد شود،

شکافهای اجتماعی تبدیل به پدیده هایی سیاسی می شوند که بار منفی خواهند داشت. ازطرفی، دخالتهای بیش از حد جریانات سیاسی در ساختار اداری کشور و قرار گرفتن روابط صنفی و حرفه ای در نظام اداری، همه ساختار کشور را دچار تردیدکرده است. لذا چنانچه ساختار سیاسی به عنوان یک جریان منطقی موردبررسی قرار گیرد یقیناً تغییرات در سطوح مدیریتی به عنوان یک پدیده عادی تلقی خواهدشد و نظامهای مدیریتی را تحت تاثیر قرار نخواهد داد.

5️⃣- ضعف در تولید، توسعه و کاربرد صحیح دانش:

تولید و توسعه دانش از زیربنایی ترین سرمایه های هر کشور محسوب می شود. بنابراین، زمانی که یک ایرانی اختراعی را به ثبت می رساند یا یکی از استادان و یا محققان کشورمان مقاله یا تحقیقی را در یکی از نشریات معتبر خارجی به چاپ می رساند به طوری که حداقل هزار نفر در سراسر دنیا آن را خوانده و یا آن را در تحقیقات خود به عنوان مرجع قرار دهند برای کشورمان امتیاز تولید دانش ثبت خواهدشد.

درحالی که تولید ناچیز دانش و توسعه ناصحیح آن، بویژه در زمینه اقتصاد و مدیریت و استفاده ابزاری و کاربرد سلیقه ای اکثر مباحث علمی، خود ازجمله معضلات نظام اداری کشور است. بدیهی است که پرسشهای سنجیده و مناسب از دانش نشأت می گیرند و نشانه پیچیدگیهایی است که انسان قبلاً با آنها روبرو نشده است.

لذا آنچه در مدیریت آینده سازمانها و بخصوص در سازمانهای اداری بزرگ و پیچیده قابل پیش بینی است لزوم تدوین طرحها و برنامه ها و ایجاد دیدگاههای جدیدی برای آینده است که درباره آنها هنوز تعریف روشنی ارائه نشده است. بنابراین، بدون اعتقاد به علم و کاربرد صحیح آن، دستیابی به منزلت داخلی و خارجی، امکان پذیر نخواهدبود.

6️⃣- بی توجهی به آینده در قانونگذاری:

بی تردید قوانین و مقررات در کنار عبرتهای گذشته بایستی چشم اندازی به آینده نیز داشته باشند. لیکن اغلب قوانین درکشور براساس عملکردهای قبلی و بی توجه به سیر تحولات و تغییرات پرشتاب محیطی و نیازهای آتی وضع می گردند.

از طرفی قوانین وضع شده در بیشتر موارد کمترین ضمانت اجرایی را داشته و همواره برای افراد خاص استثناپذیر بوده اند. لذا فقدان مکانیسم های بازخورد و سیستم های کنترلی در ساختار اداری موجب گردیده تا اولاً آحاد مردم تصور کنند که قوانین کل جامعه را دربرمی گیرد لیکن تنها برای بخشی از اقشار جامعه اجرا می شوند. و ثانیاً ضمانت اجرایی قوانین تحت تاثیر مسائل اقتصادی کارکنان قرار گیرد. در حوزه قضایی نیز به دلیل تبعیت از یک سیاست متمرکز، علی رغم قدمت اصل تفکیک قوا و قوانین کشور، این استقلال خدشه دار گردیده است.

7️⃣- سازمانهای دولتی تا حدی اثربخش ولی فاقد کارایی:

از آنجا که سازمانها و شرکتهای دولتی و دستگاههای اجرایی کشور از بودجه دولتی استفاده می کننـــــد. لذا به دلیل فقدان مکانیسم های کنترلی، برای مدیران دولتی چندان فرق نمی کند که با چه هزینه ای به اهداف سازمانی دست یابند. بنابراین، اگرچه سازمانهای دولتی بعضاً موفق به دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خود می شوند و تاحـــدی اثربخش محسوب می گردند لیکن به خاطر سهل انگاری در مصرف بودجه و انجام هزینه های بی حد و حصر از کارایی لازم برخوردار نیستند.

بدین ترتیب اکثر مدیران دولتی نسبت به منابع ملی کشور و اموال عمومی بی توجه بوده و با ظاهر سازی و عوام فریبی و همچنین سوءتدبیر ناشی از انتصابهای به دور از شایسته سالاری، در اعمال مدیریت و تحقق اهداف سازمان خود فاقد بهره وری لازم هستند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش سوم-

8️⃣- فقدان مسئولیت و پاسخگویی اجتماعی در سازمانهای اداری:

ازجمله وظایف سازمانهای تولیدی / صنعتی و خدماتی هر جامعه اهمیت دادن و توجه به رفاه جامعه و انجام حمایتهای لازم از مردم است. در این رابطه، احساس مسئولیت صاحبان سرمایه و مدیران، و شیوه نگرش آنان به اصول اخلاقی در ایجاد رفاه اجتماعی و توجه به حفظ محیط سالم و شرایط زندگی مطلوب موثر است.

مسئولیت اجتماعی سازمانها، تعهد اجتماعی را به همراه خواهد داشت، که فراتر از اندیشه سودآوری صرف است. درواقع، مسئولیت اجتماعی انتظار جامعه از سازمانهاست، تا در کنار اهداف اصلی خود - هدفهای اقتصادی - درجهت مصالح مردم و حفظ محیط زیست و رفع مشکلات اجتماعی نیز فعالیت کنند.

درپی مسئولیت اجتماعی، پاسخگویی اجتماعی مطرح می شود. درواقع سازمانها در قبال افراد جامعه خود احساس تعهد و مسئولیت می کنند و در پاسخ به نیاز آنان، اهداف اجتماعی را مانند هدفهای اقتصادی مهم می شمارند.

آلوده نکردن محیط زیست و حفظ آن، نظارت بر کیفیت محصول و اعمال کنترلهای لازم در ارائه خدمات و محصولات، دلیل بر رعایت کردن مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به محیط و مطالبات مردم است. در این میان دولتها و ساختارهای اداری، موسسات آموزشی و فرهنگی، رسانه های جمعی و غیره در ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی و متعاقباً عمل به آن نقش اساسی دارند. بخصوص در جامعه ای نظیر ایران که دولت در اداره بسیاری از سازمانها مستقیماً مشارکت دارد.

گرچه انجام این مسئولیت سنگین به طور اثربخش و فراگیر از توان دولتها خارج است، لیکن تا زمانی که نظام اداری متمرکز در کشوری حاکم است، شناساندن این مسئولیت اجتماعی و نظارت بر اجرای آن در سطح جامعه از وظایف مهم دولت است. از طرفی، وجود امنیت اجتماعی و اقتصادی عامل دیگری است تا صاحبان صنایع، سرمایه داران و مدیران به پذیرفتن مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به آن تشویق شوند. در جوامعی که امنیت اجتماعی و اقتصادی به اندازه کافی وجود ندارد، گرایش به مشارکت داوطلبانه در امور مربوط به رفاه اجتماعی کاهش می یابد. لذا چنانچه سرمایه گذاران و صنعتگران تصویر روشنی از آینده بلندمدت در ذهن داشته باشند، آمادگی بیشتری در قبال تعهد اجتماعی خواهند داشت.

9️⃣- بی توجهی به اصول اخلاقی در سازمانها:

توجه به اخلاق و نقش و تاثیر آن در رفتار انسان پیشینه ای دیرینه دارد. در جوامع گوناگون اخلاق در مدیریت و بخصوص در سازمانها و تشکیلات اداری به دلیل ارتباط با رفتار و عملکرد کارکنان اهمیت خاصی داشته است. هنگامی که از مسئولیت اجتماعی یک سازمان سخن به میان می آید، عملاً ویژگیهای اخلاقی حاکم بر آن مدنظر است.

همچنین اندیشه پـاسخگویی اجتماعی - که پیش از این گفته شد - بر اصل درستی و رعایت اصول اخلاقی و ضوابط حاکم در سازمان استوار است. لذا عدم استفاده از امکانات یک سازمان برای رفع نیازهـــــای شخصی نوعی اخلاق است، همان طورکه تصمیمات مدیریتی یا تصمیماتی که یک قاضی دادگاه اتخاذ می کند نوعی اخلاق به حساب می آید.

پدیده کارچاق کنی که امروزه در اکثر دستگاههای اجرایی کشور شاهد آن هستیم خود نمونه ای از عدم رعایت اصول اخلاقی درمیان کارکنان دولت است که چنانچه به صورت علمی بررسی شود، ریشه در عدم پایبندی برخی از مدیران کشور - به عنوان خادمان مردم - به اصول اخلاقی و بی توجهی به نیازهای کارکنان و در سطح کلان مطالبات مردم جامعه دارد. چرا که آثار رعایت یا عدم رعایت اصول اخلاقی در زندگی اجتماعی در زندگی شغلی نیز متبلور می شود.

بنابراین، سازمانها باید به حقوق فردی افراد توجه داشته باشند ضمن اینکـــه اخلاق مدیریتی ایجاب می کند تا مدیران نیز تغییرات محیطی را در تصمیمات خود لحاظ کنند. به عبارت دیگر، رعایت حقوق افراد از جنبه های گوناگون، موجب برقراری عدالت اجتماعی می گردد و نتیجه آن در عملکرد اقتصادی و وضعیت مالی سازمان موثر خواهدبود.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔴چطور تغییر سوال معجزه می کند!

🔹چند سال پیش هوسرل، بنیانگذار پدیدارشناسی در مطلبی گفته بود "بسیاری از مشکلات بشر از نوع سوال پرسیدن او شروع میشود".

🔅سوالاتی هم که استیو جابز در یک ویدئو کلیپ پرسیده بود هیچکدام با "چرا" شروع نشده بود ؟!

🔹در چند کلیپ و مطلب دیگر از استیو جابز باز هم هیچکدام از سوالهای جابز با "چرا" شروع نمیشد همه با "چگونه و چطور شروع میشد!

🔹در آثار دیوید برنز و کیلوساکی و آنتونی رابینز و دارن هاردی و چند نفر دیگر که در زمینه رفتار درمانی فعال هستند باز به همین نتایج می رسیم.

🔹بشر موجودی تجربه‌گراست و هنگامی که پدیده‌ای جدید را تجربه میکند در مغز او نتایج ثبت میشوند و از اون نتایج در برخورد با پدیده‌های جدید استفاده میکند.

🔹در واقع وقتی ما یک سوال را با "چرا" شروع میکنیم مغز دنبال جواب در تجربیات گذشته میگردد.به عنوان نمونه:

"چرا فلان اتفاق افتاد؟
چرا فلان حکومت سقوط کرد؟
چرا در فلان آزمون قبول نشدم؟
چرا من آدم موفقی نیستم؟
چرا اینقدر فقیرم؟
چرا مردم اینقدر بی‌تفاوت و ظلم‌پذیر هستند؟ و..." جواب تمام این سوالات در گذشته است.

✳️واقعا حرف هوسرل خیلی درست و نکته مهم اینکه آدم‌های تاثیرگذار و موفق تاریخ مثل "ولتر، نلسون ماندلا، گاندی، لوترکینگ، جابز، ایلان ماسک و ..." سوالهایشان را با "چرا" نپرسیدند که توانستند دنیای ما را تغییر دهند. آنها سوال‌هایشان را با "چگونه یا چطور" پرسیدند.

🔅چگونه میتوانیم کمپین حقوق بشری موفقی تشکیل بدهیم؟
🔅چگونه میتوانیم امپراطوری استعماری انگلیس را شکست دهیم؟
🔅چگونه دنیای بهتری خواهیم داشت؟ و....

✅حالا سوالی که مطرح میشود این است که "تفاوت سوال‌هایی که با چرا شروع میشوند با سوال‌هایی که با چگونه شروع میشوند در چیست؟"

🔸همان‌گونه که در بالا اشاره شد جواب سوال‌هایی که با "چرا" شروع میشوند در گذشته هستند و دلیل و چرایی یک اتفاق و پدیده را بیان می‌کنند و بستگی به نوع تجربیات ما دارند.

🔸به عنوان مثال جواب سوال
"چرا من این‌قدر آدم فقیر و بدبختی هستم؟"
از این دست دلایل است:
چون "پدر و مادر من فقیر بودند، خانواده ما پر جمعیت بود، هیچوقت سرمایه کافی برای شروع کار خوبی نداشتم، از بچگی آدم بدشانسی بودم و ....".

👌این جوابها در بهترین حالت دلایل درستی برای این فقر ارائه میکنند و در نتیجه من میپذیرم که تا ابد فقیر باشم و به این سرنوشت گردن نهم!

♨️ولی جواب سوال‌هایی که با "چگونه یا چطور" شروع میشوند علاوه بر پاسخ چرایی مساله، راهکار عملی برای برون‌رفت یا حقیقت‌بخشی به چیزی را بیان میکنند و تمام جواب هم در گذشته نیست و نیاز به تفحص و تحقیق و تفکر بیشتر دارد و بر عکسِ سوال‌هایی که با "چرا" شروع میشوند، جوابها آماده نیستند.

🔸مثلا:
"چگونه میتوانم فقیر نباشم؟
چگونه میتوانم فلان کار را با موفقیت انجام دهم؟ و ..."
پاسخ دادن به این سوال‌ها راحت نیست و نیاز به تحقیق و تفکر دارند و نتیجه هرچی باشد یک راهکار عملی است که ممکن است درست یا غلط باشد ولی به هر حال یک راهکار است.

😔متاسفانه ما هرگز یاد نگرفتیم که درست سوال بپرسیم و تقریبا تمام سوالات خودمون را با "چرا" شروع میکنیم.

🔸چند معلمی از شاگردانش سوالی پرسیده بود و گفته بود درباره ا‌ش تحقیق کنید:
"چرا محیط پارک‌های ما پر از آشغال است؟"

🔸دانش آموزان کلی جواب در مورد بی‌فرهنگی مردم نوشته بودند!
مسلما اون معلم قصدش فرهنگسازی بوده ولی آیا اگر سوال را اینجوری می‌پرسید بهتر نبود؟!

🔸"چگونه محیط پارکهای ما میتواند همیشه تمیز باشد؟"
تا طرز درست فکر کردن را از همان کودکی به بچه‌ها بیاموزیم.

🔺مسلما پاسخ سوال "چرا نمیتوانیم.....؟" با سوال "چگونه میتوانیم...؟" خیلی متفاوت است.

✔️پاسخ اولی در بهترین حالت دلایل ناتوانی و دومی راه‌های توانستن است. پاسخ اولی باعث نا امیدی و یاس و دومی پر از انرژی مثبت است.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 معرفی ۲۵ کشور جهان با بهترین کیفیت زندگی در سال ۲۰۱۹

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش چهارم-

🔟- ساختار اداری متمرکز:

امروزه آثار و تبعات منفی بهره گیری از نظام و ساختار اداری متمرکز بر کسی پوشیده نیست. درواقع مطالعات و بررسیهای انجام شده نشان می دهد که اکثر سازمانهای تحت پوشش موسسات دولتی به دلیل عدم رعایت نظام شایسته سالاری و لیـــــاقت، درانتخاب و انتصاب مدیران و بی توجهی به اصل بهــره وری، عملکرد رضایت بخشی نداشته اند.

لذا ایجاد تغییرات بنیادی درساختار اداری کشورهایی مانند ایران از ضروریاتی است که موجب کاهش بار و فشار دولت و سازمانهای دولتی در مدیریت اموری می گردد که می توان اداره مستقیم آنها را از ساختار و چارچوب مقررات دولت جدا کرد. لذا تجدیدنظر در نظام اداری کشور و ادغام صحیح / اصولی و علمی برخی از دستگاههای اجرایی موجود، سبب بهبود دراداره امور آنها، کیفیت بهتر در ارائه خدمات و درنتیجه کاهش هزینه ها خواهدشد. ازطرفی با کوچکتر شدن واحدهای عملیاتی، اداره کردن آنها نیز آسانتر خواهدشد، ضمن آنکه با افزایش دامنه اختیارات واحدها برالگوی مدیریتی خاصی تاکید نمی شود.

همچنین به کارگیری نظام عدم تمرکز در سطوح مدیریتی نیز موجب می شود تا مدیران ارشد فرصت بیشتری برای رسیدگی به وظایف اساسی خود نظیر برنامه ریزی راهبردی، نظارت در اجرا، ایجاد هماهنگی و اخذ تصمیمات کلی - که نیاز به زمان وفرصت کافی دارد - بیابند.

1️⃣1️⃣-مدیریت هیئتی در لفافه شعار تفکر سیستمی:

امروزه اداره موثر سازمانها وقتی عملی است که به مجموعه سازمان به صورت یک سیستم کل نگاه شود، واجزا سازمان یا سیستم های فرعی تشکیل دهنده سیستم کل، به شکل یکپارچه عمل کنند.
اما موفقیت در این امر به نگرش، بینش و اعتقاد مدیران و کارکنان سازمان مربوط می شود. وقتی صحبت از یکپارچگی سازمانی می شود، مقصود این است که موفقیت هر معاونت، اداره کل، اداره و دایره به عنوان سیستم های فرعی یک سازمان، به عملکرد و موفقیت سایر واحدهای سازمان بستگی دارد، و در روابط سازمانی باید به این تاثیر و عمل متقابل توجه داشت.

لیکن متاسفانه ضعف در نظامهای ارزشیابی و تعیین لیاقتها و ارزش دادن به آن، بخصوص در انتصابات و جایگزینی ها و همچنین ناتوانی سیستم های انگیزشی در سازمانهای دولتی ایران زمینه ای برای ایجاد تفکر سیستمی و کارگروهی به وجود نمی آورد و اصولاً تفکر سیستمی برای اکثر مدیران کشورمان در بخش دولتی چندان شناخته شده نیست.

گاهی اوقات به دلیل وجود فاصله بسیار زیاد در تحصیلات، تجارب، نحوه تفکر، وسعت نظر و کلان نگری دربرخی از مدیران سطوح عالی سازمانهای اداری با بدنه مدیریتی تحمیل شده از سوی جناحها و احزاب مختلف و یا انتصاب یافته به دلیل قرابتهای خویشاوندی و دوستانه، یا دیدگاههای مدیریت عالی سازمان اجـــرا نمی شود و یا با ملاحظه کاریها و اعمال نظرهای شخصی مدیران سطوح میانی به صورت تعدیل شده و با کندی عملی می شود.

گاهی اوقات به دلیل چند پیشگی مدیران سطوح عالی، این مدیران رده میانی هستند که برای آنها و سازمانهایشان خط مشی ترسیم کرده و مدیران رده عالی تنها نقش امضاءکننده را ایفا می کنند. یکی از شرایط ایجاد تفکر سیستمی در سازمانها وجود امنیت شغلی و دموکــراسی در محیط کار است. بی ثباتی شغلی / ایجاد جو تملق و چاپلوسی / ارعاب و افتادن مدیران در دام مادیات، موجب خواهدشد تا کارکنان نیز بیشتر به فکر آینده خود باشند تا به فکر سازمانی که نسبت به آن تعهد دارند.

برای مثال، مدیران فاقد بینش سیستمی در نگاه خود به دونده ای که به خط پایان مسابقه رسیده است، تنها به تعریف و تمجید از پاهای وی می پردازند و صرفاً پاهای فرد دونده را عامل موفقیتش می دانند، حال آنکه دونده ای که از سلامت کامل جسمی (قلب/ مغز/ چشم و...) و روحی برخوردار نباشد و تمامی اجزای بدنش با یکدیگر هماهنگ نباشند هرگز به خط پایان مسابقه نخواهدرسید.

بنابراین، مدیریت سازمانهای دولتی تا زمانی که شرایط و محیط لازم را برای تغییر و تحول سازمانی به وجود نیاورند متاسفانه مشکلات اداری جامعه ما روزافزون خواهدشد. ازطرفی چون ایجاد طرزتفکر سیستمی در سازمانها با فرهنگ جامعه در ارتباط است، دراینجا نیز نقش موسسات آموزشی، فرهنگی و رسانه های جمعی، توأم با برنامه ای جامع در سطح جامعه نباید نادیده گرفته شود. ضمن اینکه به وجود آوردن اندیشه سیستمی در سازمانهای اداری از سیستم بزرگتر یعنی جامعه جدا نبوده و کاملاً با یکدیگر ارتباط داشته و بر روی هم تاثیر خواهند داشت./ ادامه دارد....

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش پنجم (بخش نهایی)-

⏹-روشهای پیشگیری از بروز ناهنجاریهای اداری:

آیا می توان برای بهبود این سیستم اداری و درنتیجه بازده آن کاری انجام داد یا نه؟ پاسخ این سوال مثبت است و در توضیح این مسئله می توان به پیش نیازهایی، به شرح زیر اشاره کرد:

🔺الف) ازطریق مشارکت کارکنان، می توان به راهکارهای واقع بینانه تری در زمینه اصلاح نائل گردید. با اتخاذ راهکارهای متداول، روشنفکرانه، و بدون انعطاف، امکان تامین موقعیت برای کارکنان جهت مشارکت فعال در تغییر یا تاثیر و نفوذ در تغییر حاصل نخواهدشد.

🔺ب) کارکنان مسئول تدوین سیاستها و کارکنان مجری خط مشی اصلاح، اغلب پیش از آغاز اصلاحات، از حداقل آموزش لازم برخوردارند. کمبود درک و تخصص افرادی که در فرایندهای اصلاح، در مقام فرماندهی قرار دارند، به کاهش کیفیت و تاثیر تغییرات منجر خواهدشد. تدوین برنامه های جامع آموزشی برای آشنا کردن کارکنان با نظم نوین و توسعه مهارتهای موردنیاز، از ضروریات پذیرش و اجرای اصلاحات به شمار می آیند.

🔺پ) حمایت و تعهد عمیق مدیران ارشد سیاسی و اجرایی برای موقعیت / نظریات اصلاحی، امری اساسی قلمداد می شود. بوروکراسی سازمانهای اداری ایران، در مقابل تحریکات مدیران سیاسی و اجرایی، به جد عکس العمل نشان می دهد.

🔺ج) با مشخص ساختن منافع و امتیازاتی که در اثر تغییر عاید کارکنان خواهدشد، می توان سیستم های انگیزشی را جایگزین تهدیدات ناشی از تغییر کرد.

🔺درنهایت، اصلاح اداری می باید بر نگرشها و دیدگاههای سیستمی، درعوض نگرشهای مبتنی بر تجدید سازمان موسسات و رفتار اداری موجود، استوار گردد. نگرش سیستمی، مردم، سازمانها، فرایند تعاملات و محیط خارجی مربوط را در تحلیل و دستورالعملهای تغییر، مدنظر قرار خواهد داد.

در نگرش سیستمی بایستی سیستم به طور فعال در ماموریت اجزا خود و نیز کل سیستم (تاحدی که به هدف لطمه ای نزند) تجدیدنظر کرده، و از هر کنش درونی و یا بیرونی، به عنوان بازخوردی برای ترمیم واکنش و ماموریت سیستم _(اداری) استفاده کند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰* سندروم باکستر چیست؟ *

🔺در صحنه‌ای از فیلم تایتانیک در حالی که کشتی در اثر برخورد با کوه یخ دچار صدمه‌ی جدی شده بود، گروهی نوازنده در عرشه‌ی کشتی مشغول اجرای قطعات برگزیده از موسیقی کلاسیک بودند!

🔸آنان کار خود را به بهترین نحو اجرا می‌کردند و دقت می‌کردند که کیفیت کارشان تحت تأثیر شرایط نامناسب موجود قرار نگیرد! اما در یک کشتیِ در حالِ غرق‌شدن و در میان مسافرانی که از هول و وحشت در حال سراسیمه دویدن به این‌سو و آن‌سو هستند، چه اهمیتی دارد که موسیقی کلاسیک با بهترین کیفیت اجرا شود؟!

🔺مثالی دیگر می‌تواند از کتاب "قلعه حیوانات" باشد؛
طبق ماجرای این کتاب، حیوانات دست به دستِ هم می‌شوند و ارباب و خانواده‌اش را از مزرعه بیرون می‌کنند و خود مدیریت مزرعه را به دست می‌گیرند. اولین کار آن‌ها تنظیم عهد نامه‌ایست که طبق آن همه‌ی حیوانات باهم برابرند و هیچ‌کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند.

🔸اما چیزی نمی‌گذرد، خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام‌آرام عهدنامه را تغییر داده و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه‌ای وضع می‌کند؛

🔹در این میان، اسبی در مزرعه زندگی می‌کند به نام "باکستر" که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه‌ی حیوانات است. حیوانات از او می‌خواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما باکستر، سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه‌ای ندارد.

🔺شعار او این است: "من کار می‌کنم!" و احساس می‌کند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد!

🔹گرچه باکستر می‌توانست از اتفاق وحشتناکی که درقلعه ی حیوانات رخ می‌دهد جلوگیری کند، چنان با وجدان و شرافتمندانه سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از تغییرات باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت!

🔸در جریان زندگی هستند افرادی که چنان سرشان به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می‌کنند کل این زندگی يا سازمان به کدام سو حرکت می‌کند!

🔹بسیاری از افراد باهوش و سختکوش گرفتار "سندروم باکستر" می‌شوند و جهت‌گیری درست و به‌موقع را از یاد می‌برند.

🔵"باکستر ها" آدم‌های خوب و باشرافتی هستند اما بر اولویت نادرست تمرکز کرده اند.

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers
🔰*نحوه برخورد با رئیس جوان تر از خود*- بخش اول-

🔺شاید شغل جدیدی پیدا کرده باشید یا همکارتان اخیرا ارتقا پیدا کرده باشد و هم‌اکنون رئیستان از خود شما جوان‌تر باشد. چگونه می‌توانید مساله سن را کنار بگذارید و بر این موضوع تمرکز کنید که از رئیس جدید چه درس‌هایی را فراگیرید؟
چگونه می‌توانید نفس خود را برای ایجاد رابطه سازنده هدایت کنید؟ و چه کارهایی می‌توانید برای حمایت همه جانبه از رئیس خود انجام دهید—که البته اقتضای شغل شما هم همین است و شغل رئیستان در این میان اهمیتی ندارد.

🔺افراد خبره چه می‌گویند
تفاوت میان نسل‌ها در اغلب موارد، یک چالش در محیط کار محسوب می‌شود؛ اما احتمالا کنار آمدن با یک رئیس جوان‌تر از همه سخت‌تر است. پیتر کاپلی به‌عنوان استاد مدیریت دانشکده وارتون و یکی از نویسندگان کتاب «مدیریت کارمند مسن‌تر» می‌گوید «مساله بیشتر مربوط به تجربه است نه صرفا سن و سال». اگر این گونه نباشد، مساله چندان حاد نخواهد شد. به‌عنوان مثال، اگر در حال یادگیری اسکی ازیک مربی هستید که 20 سال از شما جوان‌تر است اما 15 سال است اسکی می‌کند، شما با این موضوع مشکلی نخواهید داشت؛ اما حالا فرض کنید خودتان 20 سال است در یک کسب‌وکار مشغول فعالیت هستید و رئیستان 10 سال سابقه دارد، در این صورت با خود فکر می‌کنید «چرا باید از این شخص دستور بگیرم؟» به نظرتان صلاحیت او مشروع نیست. جوان بودن مدیران بیشتر در صنایعی چون آی‌تی، خدمات حرفه‌ای و حسابداری معمول است. جین سی مایستر، مشاور منابع انسانی و یکی از نویسندگان مجموعه «محیط کار در سال 2020» معتقد است «شرکت‌ها نسل جوان را به سمت‌های رهبری سازمان ارتقا می‌دهند و سازمان‌ها همه تلاش خود را می‌کنند تا بهترین استعدادهای خود را در سازمان نگه دارند.» او ادامه می‌دهد «این موقعیت می‌تواند به‌طور بالقوه ناراحت کننده باشد یا به‌طور بالقوه باعث ایجاد تضاد شود» اما الزاما دلیلی ندارد که این‌گونه باشد. در اینجا به شرح این موضوع می‌پردازیم که چگونه می‌توان با رئیس جوان‌تر خود رابطه سازنده ایجاد کرد.

🔺تامل کنید
طبق نظر کاپلی، اولین قدم این است که فکر نکنید چون او از شما جوان‌تر است پس رئیس بدی است. چرا قبل از آنکه واقعا مشکلی پیش بیاید، خودتان زمینه‌های آن را ایجاد می‌کنید؟» مثبت فکر کنید و اگر کاری از دستتان بر نمی‌آید حداقل با خود فکر کنید چه مساله‌ای واقعا باعث آزار من می‌شود؟ آیا علتش این است که رئیسم ارتقا گرفته است و من نگرفتم؟ در این صورت از خودتان بپرسید: آیا من واقعا خواهان داشتن شغل او هستم؟ پاسخ به این سوال اغلب منفی است بالاخص اگر در سال‌های پایانی خدمت خود باشید و بخواهید سرعت کارتان را پایین بیاورید. اما به نظر مایستر، احساسات خود را هم نادیده نگیرید. او می‌گوید: «داشتن رئیس جوان‌تر، بالاخص اگر او همسن و سال دختر یا پسرتان باشد می‌تواند یک موقعیت احساسی ایجاد کند پس نحوه برخورد شما با این مساله هم باید در سطح احساسی باشد. اگر با احساسات خود روبه‌رو نشوید، این مساله کارآیی شما را کاهش می‌دهد.» اغلب در میان گذاشتن مساله با «دوستان و همکارانی که تجربه مشابهی داشته‌اند» می‌تواند کمک کند. هدف این جلسات نباید شکوه و شکایت از اینکه «بچه‌ها این روزها زمام امور را در دست دارند» باشد. به دنبال افرادی بگردید که بتوانند نظرات و حمایت سازنده از شما داشته باشند.

🔺کلیشه ایجاد نکنید
محیط کاری پر است از کلیشه درباره نسل‌ها: نسل خود شیفته بعد از جنگ جهانی دوم که حاضر نیست بازنشسته شود، نسل هزاره جدید که گویی تلفن هوشمندشان به آنها دوخته شده، و نسل X ناراضی که به‌جز خودش به هیچ چیز فکر نمی‌کند. کاپلی می‌گوید اگر می‌خواهید به این دسته از کلیشه‌ها گوش دهید خطرش را نیز باید تحمل کنید. طبق تحقیق او، هیچ تفاوت شخصیتی بین نسل‌ها وجود ندارد. حتی اگر گذشته‌های فرهنگی میان نسل‌ها فراموش شده باشد، سعی کنید بر نقاط مشترک میان آنها متمرکز شوید: کاپلی می‌گوید «شما دو انسان هستید که تصمیم گرفته‌اید در یک صنعت و یک شرکت مشترک کار کنید.» از طبقه بندی کردن یک گروه سنی خاص خودداری کنید و از چنین عباراتی استفاده نکنید «افراد در سن من این‌گونه فکر می‌کنند». مایستر می‌گوید سعی کنید سن خود را از مقایسه خارج کنید. / ادامه دارد ...

📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔰@CompetentManagers