🔳⭕️بیماری الکنیسم اجتماعی ما
🔹بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم.
🔰بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
🔹حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع تر از «فقر گفتگو» شاید مفید باشد:
🔰با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
🔰با دو منفعت گفتگو خو بگیریم:
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
📕سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
✳️@CompetentManagers
🔹بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم.
🔰بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
🔹حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع تر از «فقر گفتگو» شاید مفید باشد:
🔰با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
🔰با دو منفعت گفتگو خو بگیریم:
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
📕سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
✳️@CompetentManagers
💎۴ عامل ناکارآمدی نظام اداری کشور
«محسن جلالپور» رئیس سابق اتاق ایران :
💠«خروج تکنوکراتها از سازمانهای دولتی»
💠 «به حاشیه راندن روشهای کارشناسی»
💠 «استخدامهای بیرویه»
💠«برخوردهای سیاسی با مسائل»
💠را عامل ناکارآمدی نظام اداری کشور میداند.
💠حالا خوب میفهمم که چقدر سیستم ناکارآمد اداری، مانع خروج از رکود فعلی است. در حقیقت حالا میفهمم که «تحریمهای داخلی بیشتر از تحریمهای بینالمللی اقتصاد ایران را زمینگیر کرده است.»
💠میان سیاستگذاری و اجرا، شکافی عمیق وجود دارد و انگار بدنه اجرایی کشور، سیاستگذاری را قبول ندارد یا اینکه آنقدر دستگاههای اداری ضعیف و ناکارآمد شدهاند که امکان اجرای سیاستها را ندارند.
💠سیاستگذاری با این بدنه اجرایی و با این دستگاه اداری ناکارآمد و فاسد امکانپذیر نیست و جز اتلاف منابع و ایجاد نارضایتی،دستاوردی ندارد.
💠همچنین سیاستگذاران نباید تنها برپایه سیاستگذاری، انتظار مردم را بالا ببرند و ابتدا باید ببینند دستگاههای اجرایی چقدر توان اجرای سیاستها را دارند و پس از آن از تغییر و بهبود سخن
بگویند.
💠خروج از رکود، امروز محتاج نشست و مصوبه و ابلاغیه نیست، محتاج بدنه اجرایی سالم و کارآمد در ادارات و سازمانها و بانکهای کشور است.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
«محسن جلالپور» رئیس سابق اتاق ایران :
💠«خروج تکنوکراتها از سازمانهای دولتی»
💠 «به حاشیه راندن روشهای کارشناسی»
💠 «استخدامهای بیرویه»
💠«برخوردهای سیاسی با مسائل»
💠را عامل ناکارآمدی نظام اداری کشور میداند.
💠حالا خوب میفهمم که چقدر سیستم ناکارآمد اداری، مانع خروج از رکود فعلی است. در حقیقت حالا میفهمم که «تحریمهای داخلی بیشتر از تحریمهای بینالمللی اقتصاد ایران را زمینگیر کرده است.»
💠میان سیاستگذاری و اجرا، شکافی عمیق وجود دارد و انگار بدنه اجرایی کشور، سیاستگذاری را قبول ندارد یا اینکه آنقدر دستگاههای اداری ضعیف و ناکارآمد شدهاند که امکان اجرای سیاستها را ندارند.
💠سیاستگذاری با این بدنه اجرایی و با این دستگاه اداری ناکارآمد و فاسد امکانپذیر نیست و جز اتلاف منابع و ایجاد نارضایتی،دستاوردی ندارد.
💠همچنین سیاستگذاران نباید تنها برپایه سیاستگذاری، انتظار مردم را بالا ببرند و ابتدا باید ببینند دستگاههای اجرایی چقدر توان اجرای سیاستها را دارند و پس از آن از تغییر و بهبود سخن
بگویند.
💠خروج از رکود، امروز محتاج نشست و مصوبه و ابلاغیه نیست، محتاج بدنه اجرایی سالم و کارآمد در ادارات و سازمانها و بانکهای کشور است.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫ وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
◼بار دیگر شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام، فرمانده و امیر دلاور، سپهبد حاج قاسم سلیمانی را خدمت شریف ملت بزرگ ایران، تبریک و تسلیت عرض میکنیم .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
◼بار دیگر شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام، فرمانده و امیر دلاور، سپهبد حاج قاسم سلیمانی را خدمت شریف ملت بزرگ ایران، تبریک و تسلیت عرض میکنیم .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
🔰چرا میزان کار مفید در دستگاههای کشور ما در مقایسه با سایر کشورها کم است؟
💠مهمترین و اولین دلیل، ساختار دولتی پیچیده و گسترده شکلگرفته در نظام اداری کشور است.
💠بوروکراسی و دیوانسالاری پیچیدهای بر نظام اداری کشور حکمفرماست که سرعت و دقت امور اداری را تحتالشعاع قرار میدهد.
💠درکنار مسئله بوروکراسی پیچیده، نظام اداری کشور بسیار گسترده و بزرگ است و امکان رشد و نمو بخشهای خصوصی رقابتی را که میتوانند امورات و وظایف مشابه را هدایت و اجرا کنند نمیدهد
💠رقابت در نظام اداری فعلی کشور بهصورت مشخص تعریف نشده است
💠طرح هايي موثر برای ارتقای ساعات کار مفید در نظام اداری
الف- پیاده سازی نظام کارآمد نظارت و ارزیابی عملکرد
ب- پیادهسازی نظام مدیریتی کارآمد و انتخاب مدیران آشنا به علوم و فنون روز مدیریتی
ج- پیاده سازی نظام پاسخگویی و مسئولیتپذیری در دستگاههای اداری
ر- ایجاد بستر رقابتی و واگذاری برخی از امور و وظایف به بخشهای خصوصی که توانایی و قابلیت انجام وظایف را دارند.
د- تلاش جهت کوچکسازی نظام اداری موجود
ه- شناسایی بوروکراسیهای پیچیده و اصلاح فرآیندها با هدف حذف دیوان سالاری زائد
و- اجرای نظام پرداخت کارمزدی به جای وقت مزدی
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
💠مهمترین و اولین دلیل، ساختار دولتی پیچیده و گسترده شکلگرفته در نظام اداری کشور است.
💠بوروکراسی و دیوانسالاری پیچیدهای بر نظام اداری کشور حکمفرماست که سرعت و دقت امور اداری را تحتالشعاع قرار میدهد.
💠درکنار مسئله بوروکراسی پیچیده، نظام اداری کشور بسیار گسترده و بزرگ است و امکان رشد و نمو بخشهای خصوصی رقابتی را که میتوانند امورات و وظایف مشابه را هدایت و اجرا کنند نمیدهد
💠رقابت در نظام اداری فعلی کشور بهصورت مشخص تعریف نشده است
💠طرح هايي موثر برای ارتقای ساعات کار مفید در نظام اداری
الف- پیاده سازی نظام کارآمد نظارت و ارزیابی عملکرد
ب- پیادهسازی نظام مدیریتی کارآمد و انتخاب مدیران آشنا به علوم و فنون روز مدیریتی
ج- پیاده سازی نظام پاسخگویی و مسئولیتپذیری در دستگاههای اداری
ر- ایجاد بستر رقابتی و واگذاری برخی از امور و وظایف به بخشهای خصوصی که توانایی و قابلیت انجام وظایف را دارند.
د- تلاش جهت کوچکسازی نظام اداری موجود
ه- شناسایی بوروکراسیهای پیچیده و اصلاح فرآیندها با هدف حذف دیوان سالاری زائد
و- اجرای نظام پرداخت کارمزدی به جای وقت مزدی
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
🔰چالش های نظام اداری کشورهای جهان سوم:
🔸کشورهای جهان سوم ضمن تفاوتهای بسیاری که با یکدیگر دارند از جهاتی آنچنان شبیه یکدیگرند که میتوان آنها را در یک گروه یا دسته مطالعه کرد. یکی از جنبه های مشترک بین کشورهای جهان سوم خصوصیات نظام اداری حاکم بر این جوامع و مشکلات ناشی از آنهاست. خصوصیات مذکور به گونه ای مشابه اند که این کشورها را به نحو بارزی از دیگر کشورها متمایز میسازد.
📕۱- تقلیدی بودن ساختارهای، سازمانی، تشکیلاتی و مدیریت:
یکی از خصوصیات نظام اداری جهان سوم تقلیدی بودن ساختارهای اداری آن است که موجب مشکلات بسیاری است. الگوی اولیه سازمانها در کشورهای مذکور تقلیدی از کشورهای پیشرفته صنعتی بوده و خود دارای ساختاری اصیل برای سازمانها و مدیریت جامعه نیستند.
📕۲- بازدهی کم و نامؤثر بودن نظام اداری:
در مقایسه با میزان اثر بخشی و بازدهی نظام اداری جهان سوم نسبت به سایر کشورهای پیشرفته در سطح نازلی بوده و این امر یکی از مشکلات تمامی کشورهای مذکور است. شاید یکی از عمده ترین علتهای این مسئله همانا تقلیدی بودن نظام اداری است. نظامی که برای جامعه اصالت نداشته و با اجزای مختلف آن همخوانی ندارد مسلماً نخواهد توانست در تحقق اهداف خود مؤثر و کارآمد باشد.
📕 ۳- جایگزینی هدفهای فردی به جای اهداف عمومی
در اغلب سازمانهای اداری جهان سوم مدیران به دنبال اهداف فردی خود بوده و از امکانات و منابع سازمان برای نیل به اهداف شخصی خود بهره میگیرند.حفظ مقام و شغل از عمده ترین مسائل هر مدیر بوده و او را در ارتباطات و فعالیتهایش بیشترین تلاش را در تحقق این هدف داشته و از نظر وی مسائل سازمانی در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
📕 ۴- نظام ناشایستگی در مدیریت نیروی انسانی
در نظام شایستگی هدف آن است که شایسته ترین افراد به خدمت سازمان در آمده و طبق ضوابط و مقررات موجود در سازمان بر اساس شایستگی و صلاحیت دقیقاً ارزیابی شده و در صورت استحقاق، ترفیع و ارتقاء یابند. اما در نظام ناشایستگی سازمانها در انتصابات و ارتقاء پایبند ضوابط و مقررات نبوده و عواملی از قبیل خویشاوندی و آشنایی، توصیه مقامات ذی نفوذ، وابستگی به مراتب عالی سازمان و روابط شخصی، اساس استخدام قرار میگیرید. در چنین شرایط مدیریت نیروی انسانی در سازمان ، تابع سلیقه های فردی بوده و از حاکمیت ضابطه ها خبری نیست.
📕۵- فساد اداری
فساد اداری را معمولاً به انحراف از شیوه های قانونی اطلاق کرده اند اما بطور کلی هرگونه استفاده نامشروع از مقام و موقعیت شغلی نوعی فساد بشمار میآید به هر تعبیر فساد مسئله ای نیست که خاص کشورهای جهان سوم باشد و در کشورهای توسعه یافته نیز به گونه ای مختلف مشاهده میگردد.در جهان سوم فساد اداری گاهی بصورت پرداختهای اندک برای تسهیل اجرای قوانین و تسریح امور به مأموران جزء تظاهر می کندو گاهی نیز در رده های بالاتر برای فرار از قانون صورت می پذیرد.
📕 ۶- فرهنگ سخنگویی بجای عمل
در جهان سوم در مورد مسائل، بیشتر سخن گفته میشود تا عمل. در مورد آرمانها و ایده ها سخن بسیار رانده میشود اما از عمل خبری نیست. برنامه های جامع و کاملی طراحی میگردند که هرگز به مرحله عمل نمی رسند. قوانین و مقرراتی وضع میشوند که از آغاز مشخص است هیچگاه به اجرا در نخواهد آمد.
📕۷- مهار گسیختگی بوروکراسیها
یکی از مشکلات نظام اداری جهان سوم مهار گسیختگی بوروکراسی ها و انباشت قدرت در آنهاست. بوروکراسیها، نیروها و منابع و امکانات جامعه را انحصاراً به خود اختصاص داده و بصورت واحد هایی نیرومند و انحصار طلب در جامعه سر می افرازند. این سازمانهای غول آسا با بکار گیری تخصصهای فنی با استفاده از قوانین و مقررات دولتی با اتکا به هدفهای ضروری و حیاتی خود و با بکار گیری از اهرمهای سیاسی به قدرت نمایی پرداخته و بدین ترتیب سازمانهایی که میباید در خدمت جامعه باشند جامعه را در خدمت خود میگیرند.
📕۸- تشکلهای غیر رسمی در سازمان
فرهنگ مشرق زمین آمیخته با عواطف، علایق و صمیمیت های مفرط بوده و این امر در ایجاد تشکلهای درون سازمان غیر رسمی تأثیر بسیار داشته است. در نظام اداری جهان سوم ارتباط غیر رسمی که بین گروهای مختلف در سازمانها شکل گرفته اند در بیشتر اوقات بصورت عاملی بازدارنده در آمده و سد راه تحقق اهداف رسمی سازمان گردیده اند. هم مذهب بودن، همزبان بودن ، همشهری بودن، هم مسلک بودن و … باعث گردیده است افراد و اعضای سازمانها جایگاهای رسمی خود را فراموش کرده و در قالبهای غیر رسمی با هم ارتباط برقرار کنند و سازمانی پیش بینی نشده و متمایز با سازمان رسمی بوجود آورند.
📕۹- روحیه تقدیر گرایی
یکی از ویژگیهای فرهنگی برخی ملل در جهان سوم تقدیر گرایی و اعتقاد به سرنوشت مختوم است که روحیه ای انفعالی بوده است. و در راه انجام وظایف مختلف مدیریت مشکل ایجاد میکنند.
🔰کانال مدیران شایسته
📘@CompetentManagers
🔸کشورهای جهان سوم ضمن تفاوتهای بسیاری که با یکدیگر دارند از جهاتی آنچنان شبیه یکدیگرند که میتوان آنها را در یک گروه یا دسته مطالعه کرد. یکی از جنبه های مشترک بین کشورهای جهان سوم خصوصیات نظام اداری حاکم بر این جوامع و مشکلات ناشی از آنهاست. خصوصیات مذکور به گونه ای مشابه اند که این کشورها را به نحو بارزی از دیگر کشورها متمایز میسازد.
📕۱- تقلیدی بودن ساختارهای، سازمانی، تشکیلاتی و مدیریت:
یکی از خصوصیات نظام اداری جهان سوم تقلیدی بودن ساختارهای اداری آن است که موجب مشکلات بسیاری است. الگوی اولیه سازمانها در کشورهای مذکور تقلیدی از کشورهای پیشرفته صنعتی بوده و خود دارای ساختاری اصیل برای سازمانها و مدیریت جامعه نیستند.
📕۲- بازدهی کم و نامؤثر بودن نظام اداری:
در مقایسه با میزان اثر بخشی و بازدهی نظام اداری جهان سوم نسبت به سایر کشورهای پیشرفته در سطح نازلی بوده و این امر یکی از مشکلات تمامی کشورهای مذکور است. شاید یکی از عمده ترین علتهای این مسئله همانا تقلیدی بودن نظام اداری است. نظامی که برای جامعه اصالت نداشته و با اجزای مختلف آن همخوانی ندارد مسلماً نخواهد توانست در تحقق اهداف خود مؤثر و کارآمد باشد.
📕 ۳- جایگزینی هدفهای فردی به جای اهداف عمومی
در اغلب سازمانهای اداری جهان سوم مدیران به دنبال اهداف فردی خود بوده و از امکانات و منابع سازمان برای نیل به اهداف شخصی خود بهره میگیرند.حفظ مقام و شغل از عمده ترین مسائل هر مدیر بوده و او را در ارتباطات و فعالیتهایش بیشترین تلاش را در تحقق این هدف داشته و از نظر وی مسائل سازمانی در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
📕 ۴- نظام ناشایستگی در مدیریت نیروی انسانی
در نظام شایستگی هدف آن است که شایسته ترین افراد به خدمت سازمان در آمده و طبق ضوابط و مقررات موجود در سازمان بر اساس شایستگی و صلاحیت دقیقاً ارزیابی شده و در صورت استحقاق، ترفیع و ارتقاء یابند. اما در نظام ناشایستگی سازمانها در انتصابات و ارتقاء پایبند ضوابط و مقررات نبوده و عواملی از قبیل خویشاوندی و آشنایی، توصیه مقامات ذی نفوذ، وابستگی به مراتب عالی سازمان و روابط شخصی، اساس استخدام قرار میگیرید. در چنین شرایط مدیریت نیروی انسانی در سازمان ، تابع سلیقه های فردی بوده و از حاکمیت ضابطه ها خبری نیست.
📕۵- فساد اداری
فساد اداری را معمولاً به انحراف از شیوه های قانونی اطلاق کرده اند اما بطور کلی هرگونه استفاده نامشروع از مقام و موقعیت شغلی نوعی فساد بشمار میآید به هر تعبیر فساد مسئله ای نیست که خاص کشورهای جهان سوم باشد و در کشورهای توسعه یافته نیز به گونه ای مختلف مشاهده میگردد.در جهان سوم فساد اداری گاهی بصورت پرداختهای اندک برای تسهیل اجرای قوانین و تسریح امور به مأموران جزء تظاهر می کندو گاهی نیز در رده های بالاتر برای فرار از قانون صورت می پذیرد.
📕 ۶- فرهنگ سخنگویی بجای عمل
در جهان سوم در مورد مسائل، بیشتر سخن گفته میشود تا عمل. در مورد آرمانها و ایده ها سخن بسیار رانده میشود اما از عمل خبری نیست. برنامه های جامع و کاملی طراحی میگردند که هرگز به مرحله عمل نمی رسند. قوانین و مقرراتی وضع میشوند که از آغاز مشخص است هیچگاه به اجرا در نخواهد آمد.
📕۷- مهار گسیختگی بوروکراسیها
یکی از مشکلات نظام اداری جهان سوم مهار گسیختگی بوروکراسی ها و انباشت قدرت در آنهاست. بوروکراسیها، نیروها و منابع و امکانات جامعه را انحصاراً به خود اختصاص داده و بصورت واحد هایی نیرومند و انحصار طلب در جامعه سر می افرازند. این سازمانهای غول آسا با بکار گیری تخصصهای فنی با استفاده از قوانین و مقررات دولتی با اتکا به هدفهای ضروری و حیاتی خود و با بکار گیری از اهرمهای سیاسی به قدرت نمایی پرداخته و بدین ترتیب سازمانهایی که میباید در خدمت جامعه باشند جامعه را در خدمت خود میگیرند.
📕۸- تشکلهای غیر رسمی در سازمان
فرهنگ مشرق زمین آمیخته با عواطف، علایق و صمیمیت های مفرط بوده و این امر در ایجاد تشکلهای درون سازمان غیر رسمی تأثیر بسیار داشته است. در نظام اداری جهان سوم ارتباط غیر رسمی که بین گروهای مختلف در سازمانها شکل گرفته اند در بیشتر اوقات بصورت عاملی بازدارنده در آمده و سد راه تحقق اهداف رسمی سازمان گردیده اند. هم مذهب بودن، همزبان بودن ، همشهری بودن، هم مسلک بودن و … باعث گردیده است افراد و اعضای سازمانها جایگاهای رسمی خود را فراموش کرده و در قالبهای غیر رسمی با هم ارتباط برقرار کنند و سازمانی پیش بینی نشده و متمایز با سازمان رسمی بوجود آورند.
📕۹- روحیه تقدیر گرایی
یکی از ویژگیهای فرهنگی برخی ملل در جهان سوم تقدیر گرایی و اعتقاد به سرنوشت مختوم است که روحیه ای انفعالی بوده است. و در راه انجام وظایف مختلف مدیریت مشکل ایجاد میکنند.
🔰کانال مدیران شایسته
📘@CompetentManagers
🔰«کوتاه نگری» چه آسیبی به نظام اقتصادی یک جامعه تحمیل می کند؟- بخش اول-
🔹دکتر فرشاد مومنی: توسعه پایدار با «انقلاب دانایی» صورت میگیرد. برای رسیدن به «توسعه» باید «ساحت اندیشه» را دریابیم!
🔹در این گفتار قصد دارم پیرامون موضوع «بیم ها و امیدها» و «ملاحظات آینده» بگویم و دغدغه ۱۵ ساله ای را با شما در میان بگذارم که پیوسته در برنامه مطالعاتی خود دنبال کرده ام. براساس آن دغدغه، ما بیش از پیش به «مواجهه ای خردورزانه» برای آینده و اقتصادمان نیازمندیم. از این زاویه، ما با یک پارادوکس مواجهیم؛ پارادوکس «توسعه خواهی» در یک ساختار «رانتی». کسی که در جست وجوی «توسعه» برمی آید از جنبه معرفتی کسی است که نگاه خود را به «آینده» معطوف می کند. دکتر حسین مهدوی در سال ۱۹۷۰ و در مقاله پیشگام خود که به بحث «دولت رانتی» پرداخته بود، مهم ترین مشخصه نظام رانتی را غلبه نظام وار «کوتاه نگری» بر فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع عنوان کرده است؛ یعنی، ترجیح مصالح کوتاه مدت به ملاحظات بلندمدت.
🔹از این رو است که از نظر برخی نظریه پردازان توسعه، وقتی «کوتاه نگری» در یک جامعه، «وجهی سیستمی» پیدا می کند، به مهم ترین کانون «بازتولید توسعه نیافتگی» بدل می شود. در چنین شرایطی، تا زمانی که نتوانیم مسائل خود را در «ساحت اندیشه» حل کنیم، نخواهیم توانست گامی از پیش ببریم؛ حتی اگر بخواهیم تغییری در وضع موجود بدهیم، باز عنصر زیربنایی «فرهنگ و اندیشه» اثرگذار خواهد بود. از این رو، معتقدم، «طرح مسائل» و فرصتی برای «گفت وشنود» می تواند در این زمینه برای ما راهگشا باشد.
🔹در اقتصاد رانتی، اغلب مناسبات در هیچ کدام از ساحت های حیات جمعی، دو طرفه نیست. بنابراین، ما تمرین گفت وگو در حد مطلوب نداریم. از این رو، بازکردن افقی برای گفت وگو بویژه اگر در مورد آینده باشد، یک گام مفید جهت آماده شدن برای آینده است. از این زاویه، من «انقلاب دانایی» را راهگشای افق آینده مان می دانم. در «انقلاب دانایی» گستره و عمق تغییرات در همه عرصه های حیات جمعی انسان ها سرعت و شتاب پیدا می کند و در این شرایط، اگر «آمادگی فکری» بموقع فراهم نشود ما «فرصت ها» را به «تهدید» و تهدید را به «فاجعه» بدل خواهیم کرد.
🔹اگر بخواهیم یک ردگیری تاریخی کنیم، درمی یابیم که از جنبه اقتصادی با یک نقطه عطف در تاریخ بشر مواجه هستیم؛ این دوره، به ربع پایانی قرن هجدهم بازمی گردد هرچند که بسترهای فکری این بزنگاه تاریخی، در قرن ۱۵ کلید خورد و به تعبیری، کشورهای توسعه یافته بیش از سه سده فرصت داشتند تا طول و عرض مساله را بسنجند و ترتیبات نهادی متناسب را ایجاد کنند. واقعیت این است که چنین فرصتی برای کشورهای در حال توسعه وجود نداشت هر چند که فرصت های خارق العاده دیگری داشتند و نتوانستند از آن استفاده کنند.
🔹از سال های میانی قرن نوزدهم که کتاب فردریک فهرست با عنوان «نظام ملی اقتصاد سیاسی» منتشر شد او در کتاب خود عنوان کرد که «تولید صنعتی مدرن» نیروی محرکه ای است که بیشترین نقش را در طول تاریخ بشر در زمینه شتاب تاریخ ایجاد کرده است. بنابراین، این ایده را صورت بندی نظری کرد که عرصه های حیات جمعی برای نجات خود باید تمرکز را بر ارتقای بنیه «تولید صنعتی مدرن» بگذارند. از آن زمان تا به امروز حتی یک تجربه موفق توسعه در دنیا مشاهده نمی شود مگر اینکه در اصول خود، از مبانی کتاب فهرست بهره گرفته باشد؛ هر چند که متناسب با بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع، اغلب تفاوت هایی هم وجود داشت اما این تفاوت ها، هیچ یک به اصول طرح شده فردریک فهرست خدشه ای وارد نمی کند. ... / ادامه دارد...
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔹دکتر فرشاد مومنی: توسعه پایدار با «انقلاب دانایی» صورت میگیرد. برای رسیدن به «توسعه» باید «ساحت اندیشه» را دریابیم!
🔹در این گفتار قصد دارم پیرامون موضوع «بیم ها و امیدها» و «ملاحظات آینده» بگویم و دغدغه ۱۵ ساله ای را با شما در میان بگذارم که پیوسته در برنامه مطالعاتی خود دنبال کرده ام. براساس آن دغدغه، ما بیش از پیش به «مواجهه ای خردورزانه» برای آینده و اقتصادمان نیازمندیم. از این زاویه، ما با یک پارادوکس مواجهیم؛ پارادوکس «توسعه خواهی» در یک ساختار «رانتی». کسی که در جست وجوی «توسعه» برمی آید از جنبه معرفتی کسی است که نگاه خود را به «آینده» معطوف می کند. دکتر حسین مهدوی در سال ۱۹۷۰ و در مقاله پیشگام خود که به بحث «دولت رانتی» پرداخته بود، مهم ترین مشخصه نظام رانتی را غلبه نظام وار «کوتاه نگری» بر فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع عنوان کرده است؛ یعنی، ترجیح مصالح کوتاه مدت به ملاحظات بلندمدت.
🔹از این رو است که از نظر برخی نظریه پردازان توسعه، وقتی «کوتاه نگری» در یک جامعه، «وجهی سیستمی» پیدا می کند، به مهم ترین کانون «بازتولید توسعه نیافتگی» بدل می شود. در چنین شرایطی، تا زمانی که نتوانیم مسائل خود را در «ساحت اندیشه» حل کنیم، نخواهیم توانست گامی از پیش ببریم؛ حتی اگر بخواهیم تغییری در وضع موجود بدهیم، باز عنصر زیربنایی «فرهنگ و اندیشه» اثرگذار خواهد بود. از این رو، معتقدم، «طرح مسائل» و فرصتی برای «گفت وشنود» می تواند در این زمینه برای ما راهگشا باشد.
🔹در اقتصاد رانتی، اغلب مناسبات در هیچ کدام از ساحت های حیات جمعی، دو طرفه نیست. بنابراین، ما تمرین گفت وگو در حد مطلوب نداریم. از این رو، بازکردن افقی برای گفت وگو بویژه اگر در مورد آینده باشد، یک گام مفید جهت آماده شدن برای آینده است. از این زاویه، من «انقلاب دانایی» را راهگشای افق آینده مان می دانم. در «انقلاب دانایی» گستره و عمق تغییرات در همه عرصه های حیات جمعی انسان ها سرعت و شتاب پیدا می کند و در این شرایط، اگر «آمادگی فکری» بموقع فراهم نشود ما «فرصت ها» را به «تهدید» و تهدید را به «فاجعه» بدل خواهیم کرد.
🔹اگر بخواهیم یک ردگیری تاریخی کنیم، درمی یابیم که از جنبه اقتصادی با یک نقطه عطف در تاریخ بشر مواجه هستیم؛ این دوره، به ربع پایانی قرن هجدهم بازمی گردد هرچند که بسترهای فکری این بزنگاه تاریخی، در قرن ۱۵ کلید خورد و به تعبیری، کشورهای توسعه یافته بیش از سه سده فرصت داشتند تا طول و عرض مساله را بسنجند و ترتیبات نهادی متناسب را ایجاد کنند. واقعیت این است که چنین فرصتی برای کشورهای در حال توسعه وجود نداشت هر چند که فرصت های خارق العاده دیگری داشتند و نتوانستند از آن استفاده کنند.
🔹از سال های میانی قرن نوزدهم که کتاب فردریک فهرست با عنوان «نظام ملی اقتصاد سیاسی» منتشر شد او در کتاب خود عنوان کرد که «تولید صنعتی مدرن» نیروی محرکه ای است که بیشترین نقش را در طول تاریخ بشر در زمینه شتاب تاریخ ایجاد کرده است. بنابراین، این ایده را صورت بندی نظری کرد که عرصه های حیات جمعی برای نجات خود باید تمرکز را بر ارتقای بنیه «تولید صنعتی مدرن» بگذارند. از آن زمان تا به امروز حتی یک تجربه موفق توسعه در دنیا مشاهده نمی شود مگر اینکه در اصول خود، از مبانی کتاب فهرست بهره گرفته باشد؛ هر چند که متناسب با بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع، اغلب تفاوت هایی هم وجود داشت اما این تفاوت ها، هیچ یک به اصول طرح شده فردریک فهرست خدشه ای وارد نمی کند. ... / ادامه دارد...
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰«کوتاه نگری» چه آسیبی به نظام اقتصادی یک جامعه تحمیل می کند؟- بخش دوم-
🔹شاید بزرگ ترین نوآوری معرفتی که فردریک فهرست در این کتاب عنوان می کند، این باشد که مخاطبان به مساله تولید به مثابه یک «نظام حیات جمعی» بنگرند نه یک امر صرفا اقتصادی. او نشان می دهد که تولیدگرایی در ساختار نهادی (ترکیبی از سازه های ذهنی، نظام قاعده گذاری، نظام توزیع منافع) در درجه اول یک بلوغ فکری را به نمایش می گذارد. عنصر اساسی در این تولید محوری، مجال دادن به «خلاقیت» است، خلاقیت چه در حیطه اندیشه، چه سیاست و چه در بنگاه های تولیدی و اقتصادی.
🔹بر اساس مطالعات توسعه، چنانچه «خلاقیت» در جامعه ای محدود شود، آن جامعه با اختلال مواجه خواهد شد، اما این بدین معنا نیست که ما از دستاورد های پیشینی بشر در طول تاریخ، استفاده نکنیم. ما نمی توانیم در ربع اول قرن بیست و یکم دوباره از نو، آتش را کشف کرده یا چرخ چاه اختراع کنیم! اینها میراث هایی است که در اختیار جامعه بشری است و همه کم و بیش بر آن توافق داریم.
🔹واقعیت این است که «تولید» و «خلاقیت» کلید اصلی بقا و بالندگی جامعه بشری است، در هر کجا این فهم «هویت جمعی» پیدا کرد، نجات بخش بوده است. اگر بتوانیم این دو مولفه «تولید» و «خلاقیت» را در کنار «فهم تاریخی» از خود قرار دهیم، می توانیم مواجهه درستی با مسائل مان در آینده داشته باشیم. این در حالی است که ما متاسفانه امروز، درفهم تاریخی خود با محدودیت هایی مواجه هستیم به طوری که اگر کل کتاب هایی که در مورد ایران توسط مستشرقان، جهانگردهای خارجی و... نوشته شده را حذف کنیم، بضاعت چندانی برای معرفی خود نداریم.
🔹از نظر معرفتی بحث بر سر این است که ماجرا صرفا با ترجمه کردن حل و فصل نمی شود؛ ما باید «بنیه اندیشه ورزی»مان را بالاببریم چرا که بنیه اندیشه ای در «مطالعات آینده شناختی» برای رسیدن به «بلوغ فکری» نقشی کلیدی دارد تا جامعه بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد.
🔹واقعیت این است که ما تنها می توانیم طرح مساله کنیم. این در حالی است که در «مطالعات آینده شناختی» باید دو گروه گزاره را زیر ذره بین گذاشت؛ «در آینده چه اتفاقاتی می افتد؟» و «در آینده چه اتفاقاتی باید بیفتد؟» در واقع باید برخورد غیرتصادفی با «آینده» داشته باشیم؛ در این صورت است که می توانیم راه «توسعه» را برای خود هموار کنیم.
🔹*مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر فرشاد مومنی با عنوان «اقتصاد مبتنی بر دانایی» است که در سلسله نشست های «بیم ها و امیدها» در تاریخ ۱۵ آذرماه سال ۹۵ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه شد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔹شاید بزرگ ترین نوآوری معرفتی که فردریک فهرست در این کتاب عنوان می کند، این باشد که مخاطبان به مساله تولید به مثابه یک «نظام حیات جمعی» بنگرند نه یک امر صرفا اقتصادی. او نشان می دهد که تولیدگرایی در ساختار نهادی (ترکیبی از سازه های ذهنی، نظام قاعده گذاری، نظام توزیع منافع) در درجه اول یک بلوغ فکری را به نمایش می گذارد. عنصر اساسی در این تولید محوری، مجال دادن به «خلاقیت» است، خلاقیت چه در حیطه اندیشه، چه سیاست و چه در بنگاه های تولیدی و اقتصادی.
🔹بر اساس مطالعات توسعه، چنانچه «خلاقیت» در جامعه ای محدود شود، آن جامعه با اختلال مواجه خواهد شد، اما این بدین معنا نیست که ما از دستاورد های پیشینی بشر در طول تاریخ، استفاده نکنیم. ما نمی توانیم در ربع اول قرن بیست و یکم دوباره از نو، آتش را کشف کرده یا چرخ چاه اختراع کنیم! اینها میراث هایی است که در اختیار جامعه بشری است و همه کم و بیش بر آن توافق داریم.
🔹واقعیت این است که «تولید» و «خلاقیت» کلید اصلی بقا و بالندگی جامعه بشری است، در هر کجا این فهم «هویت جمعی» پیدا کرد، نجات بخش بوده است. اگر بتوانیم این دو مولفه «تولید» و «خلاقیت» را در کنار «فهم تاریخی» از خود قرار دهیم، می توانیم مواجهه درستی با مسائل مان در آینده داشته باشیم. این در حالی است که ما متاسفانه امروز، درفهم تاریخی خود با محدودیت هایی مواجه هستیم به طوری که اگر کل کتاب هایی که در مورد ایران توسط مستشرقان، جهانگردهای خارجی و... نوشته شده را حذف کنیم، بضاعت چندانی برای معرفی خود نداریم.
🔹از نظر معرفتی بحث بر سر این است که ماجرا صرفا با ترجمه کردن حل و فصل نمی شود؛ ما باید «بنیه اندیشه ورزی»مان را بالاببریم چرا که بنیه اندیشه ای در «مطالعات آینده شناختی» برای رسیدن به «بلوغ فکری» نقشی کلیدی دارد تا جامعه بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد.
🔹واقعیت این است که ما تنها می توانیم طرح مساله کنیم. این در حالی است که در «مطالعات آینده شناختی» باید دو گروه گزاره را زیر ذره بین گذاشت؛ «در آینده چه اتفاقاتی می افتد؟» و «در آینده چه اتفاقاتی باید بیفتد؟» در واقع باید برخورد غیرتصادفی با «آینده» داشته باشیم؛ در این صورت است که می توانیم راه «توسعه» را برای خود هموار کنیم.
🔹*مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر فرشاد مومنی با عنوان «اقتصاد مبتنی بر دانایی» است که در سلسله نشست های «بیم ها و امیدها» در تاریخ ۱۵ آذرماه سال ۹۵ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه شد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش اول-
📕نکته؛ این مطلب در سه بخش تقدیم حضور میگردد.
✅جهان اول، دوم و سوم بیشتر از اینکه مربوط به پیشرفت تکنولوژی و سطح رفاه مردم باشد، مفاهمی هستند که با نوع تفکر، فرهنگ و رفتار یک ملت و سیستم حکومتی یک کشور گره خورده اند جهان سوم محصول یک تفکر است، تفکری که در لایه های مختلف یک جامعه و هم در ساختار حاکمیتی آن ریشه دوانه و بصورت یک فرهنگ درآمده است. بطور کل این تقسیم بندی محصول برآیند تفکرات، عملکردها و جهان بینی های همه افراد یک جامعه محسوب میشود که نهایتاً سبب میگردد کشوری در یکی از این دسته بندی ها قرار بگیرد. پر واضح است که تک تک انسانها نقش بسیار مهمی در شکل گیری این دسته بندی ایفا میکنند.
اما در میان انبوهی از مسائل که در شکل گیری یک کشور جهان سومی تاثیر بیشتری دارند در قالب هشت ویژگی به تفصل در این پست و پستهای آتی تشریح میگردد:
1⃣- ناتوانی در تحمل عقاید مخالف:
- یکی از مهمترین مشکلات در این جوامع این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی همه افکاربوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند. در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت. افراد کشورهای جهان اول ممکن است مخالف یک عقیده باشند، ولی هرگز به صاحب آن عقیده بی احترامی نکرده و در عین حال کسی را نیز مجبور به پذیرش عقاید خود نمی کنند.
2⃣- عدم رعایت حریم خصوصی و دخالت در زندگی شخصی:
اصل بر این است که هر فردی حق دارد در زندگی خود یک سری اسرار داشته باشد که فقط خودش از آن باخبر باشد و دیگران حق کنکاش، کنجکاوی و ورود به این مسائل را نداشته باشند. زندگی شخصی افراد در چارچوب یک قانون کلی تعریف می شود: “تا زمانی که به دیگران آسیبی نمی رساند، هر شخص حق دارد همانگونه که دوست دارد زندگی کند، لباس بپوشد، موسیقی گوش دهد، مسافرت برود، غذا بخورد، مهمانی برود، شاد باشد و تفریح کند.”
در کشورهای جهان سوم یکی از تفریحات مردم سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و انواع دخالت های بیجا و قضاوت های نادرست است که در بسیاری از موارد باعث صدمه دیدن شخص قربانی از جهات گوناگون می شود. برخی نیز با کنجکاوی در زندگی شخصی افراد و مطلع شدن از آن اسرار سوژه ای برای غیبت و سخن چینی پیدا میکنند که در هر صورت عملی زشت و غیر انسانی محسوب میشود. اصولاً سبک زندگی هر کس در زمینه های مختلف به خود آن شخص مربوط میشود مگر اینکه آسیبی فاحش به کل بدنه جامعه درمیان باشد./ ادامه دارد...
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
📕نکته؛ این مطلب در سه بخش تقدیم حضور میگردد.
✅جهان اول، دوم و سوم بیشتر از اینکه مربوط به پیشرفت تکنولوژی و سطح رفاه مردم باشد، مفاهمی هستند که با نوع تفکر، فرهنگ و رفتار یک ملت و سیستم حکومتی یک کشور گره خورده اند جهان سوم محصول یک تفکر است، تفکری که در لایه های مختلف یک جامعه و هم در ساختار حاکمیتی آن ریشه دوانه و بصورت یک فرهنگ درآمده است. بطور کل این تقسیم بندی محصول برآیند تفکرات، عملکردها و جهان بینی های همه افراد یک جامعه محسوب میشود که نهایتاً سبب میگردد کشوری در یکی از این دسته بندی ها قرار بگیرد. پر واضح است که تک تک انسانها نقش بسیار مهمی در شکل گیری این دسته بندی ایفا میکنند.
اما در میان انبوهی از مسائل که در شکل گیری یک کشور جهان سومی تاثیر بیشتری دارند در قالب هشت ویژگی به تفصل در این پست و پستهای آتی تشریح میگردد:
1⃣- ناتوانی در تحمل عقاید مخالف:
- یکی از مهمترین مشکلات در این جوامع این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی همه افکاربوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند. در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت. افراد کشورهای جهان اول ممکن است مخالف یک عقیده باشند، ولی هرگز به صاحب آن عقیده بی احترامی نکرده و در عین حال کسی را نیز مجبور به پذیرش عقاید خود نمی کنند.
2⃣- عدم رعایت حریم خصوصی و دخالت در زندگی شخصی:
اصل بر این است که هر فردی حق دارد در زندگی خود یک سری اسرار داشته باشد که فقط خودش از آن باخبر باشد و دیگران حق کنکاش، کنجکاوی و ورود به این مسائل را نداشته باشند. زندگی شخصی افراد در چارچوب یک قانون کلی تعریف می شود: “تا زمانی که به دیگران آسیبی نمی رساند، هر شخص حق دارد همانگونه که دوست دارد زندگی کند، لباس بپوشد، موسیقی گوش دهد، مسافرت برود، غذا بخورد، مهمانی برود، شاد باشد و تفریح کند.”
در کشورهای جهان سوم یکی از تفریحات مردم سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و انواع دخالت های بیجا و قضاوت های نادرست است که در بسیاری از موارد باعث صدمه دیدن شخص قربانی از جهات گوناگون می شود. برخی نیز با کنجکاوی در زندگی شخصی افراد و مطلع شدن از آن اسرار سوژه ای برای غیبت و سخن چینی پیدا میکنند که در هر صورت عملی زشت و غیر انسانی محسوب میشود. اصولاً سبک زندگی هر کس در زمینه های مختلف به خود آن شخص مربوط میشود مگر اینکه آسیبی فاحش به کل بدنه جامعه درمیان باشد./ ادامه دارد...
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش دوم-
3⃣-عدم رعایت حقوق شهروندی:
بحث حقوق شهروندی در گرو تعریف کلمات “مردم” و ” ملت” است. “مردم” یعنی افرادی که در یک کشور زندگی می کنند اما “ملت” یعنی افراد تشکیل دهنده یک کشور که “هدفی واحد” را دنبال میکنند. بنابراین حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که صحبت از ملت باشد نه مردم. به عبارت دیگر اگر فردی خود را جزء ملت یک کشور بداند که هدفشان ساختن و آبادانی آن کشور است، طبیعتاً خود را ملزم میداند که حقوق شهروندی را رعایت کند. حقوقی که بخشی از آن مربوط به خود میشود و بخشی مربوط به دیگران. در کشورهای جهان سوم، عموماً مردم با حقوق اصلی و بدیهی خود ناآشنا هستند و در معدود موارد آشنایی هم رغبتی به رعایت آن ندارند. اگر بپذیریم هر کس که در یک اجتماع زندگی میکند، یک شهروند است، باید قبول کنیم که حقوقی متقابل وجود دارد که همگان ملزم به رعایت آن هستند. حقوق شهروندی دامنه وسیعی از مسائل همچون حق برخورداری از محیط زیست سالم، بهداشت، امکانات پزشکی گرفته تا رعایت احترام شهروندان، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، اجتناب از توهین، افترا و تهمت و غیره را شامل می شود. در کشورهای جهان سوم معمولاً اینگونه حقوق فاقد جایگاه در بین عامه هستند و به عنوان نمونه به متهم مانند یک مجرم نگاه میشود مگر اینکه خلافش ثابت شود. در کشورهای جهان سوم به ملیت ها، قومیت ها، نژادها و طرفداران سایر ادیان بعضاً احترام گذارده نمی شود.
4⃣- عدم مطالعه کافی و بی علاقگی به فعالیتهای فرهنگی:
بهبود سطح زندگی در کشورها ارتباط مستقیم با ارتقای سطح آگاهی مردم آنها دارد و سطح آگاهی جز با مطالعه بدست نخواهد آمد. طبق آمار سرانه مطالعه کتاب در کشورهای جهان اول اختلاف بسیاری نسبت به کشورهای جهان سوم دارد. اهمیت کتاب و کتاب خوانی و تاثیر آن در همه جنبه های زندگی چیزی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت. مردم کشورهای جهان سوم علاقه چندانی به خواندن کتاب و مطالعه ندارند و بیشتر مایلند فعالیتهایی را انجام دهند که با ذهن درگیر نباشد. کشوری که مردمش کتاب نمی خوانند، به تئاتر و سینما و موزه نمی روند، برای آشنایی با فرهنگ دیگران مسافرت نمی روند، دچار نوعی بن بست فکری و رکود ذهنی میشوند که از طریق یک نسل به نسل آینده منتقل خواهد شد.
5⃣- نبود تفکر انتقادی:
یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا دیگران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. به عنوان مثال اگر در برنامه ای تلویزیونی تبلیغ یک داروی لاغری را می بینید ابتدا در موردش تحقیق کنید و سپس آنرا بخرید یا اگر در مورد واقعه ای تاریخی مطلبی را می خوانید برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید.
6⃣- فقدان عزت نفس کافی:
وقتی مردمی خودشان احترامی برای خود قائل نباشند، چگونه میتوانند انتظار داشته باشند که دیگران به آنها احترام بگذارند؟ عزت نفس و احترام به خود، زمانی شکل می گیرد که کسی به کرامات انسانی خویش واقف شده باشد و در واقع، لایق احترام باشد، نه طالب آن. احترام و عزت انسانی به زور بدست نمی آید و هر کس باید شایستگی اش را در خود ایجاد کند. مردمی که در عین نیازمندی برای دریافت کالای رایگان هجوم می آورند، در صفوف سینماهای رایگان ایجاد بی نظمی و درگیری میکنند، برای گرفتن نذورات هجوم می آورند و به دنبال اتومبیل مقامهای دولتی می دوند، نیازمند آموزشند که بیاموزند هیچ چیز در دنیا مهم تر از حفظ کرامات انسانی و عزت نفس نیست که انسان بخواهد بخاطرش احترام خود را قربانی کند./ادامه دارد. ....
📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
3⃣-عدم رعایت حقوق شهروندی:
بحث حقوق شهروندی در گرو تعریف کلمات “مردم” و ” ملت” است. “مردم” یعنی افرادی که در یک کشور زندگی می کنند اما “ملت” یعنی افراد تشکیل دهنده یک کشور که “هدفی واحد” را دنبال میکنند. بنابراین حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که صحبت از ملت باشد نه مردم. به عبارت دیگر اگر فردی خود را جزء ملت یک کشور بداند که هدفشان ساختن و آبادانی آن کشور است، طبیعتاً خود را ملزم میداند که حقوق شهروندی را رعایت کند. حقوقی که بخشی از آن مربوط به خود میشود و بخشی مربوط به دیگران. در کشورهای جهان سوم، عموماً مردم با حقوق اصلی و بدیهی خود ناآشنا هستند و در معدود موارد آشنایی هم رغبتی به رعایت آن ندارند. اگر بپذیریم هر کس که در یک اجتماع زندگی میکند، یک شهروند است، باید قبول کنیم که حقوقی متقابل وجود دارد که همگان ملزم به رعایت آن هستند. حقوق شهروندی دامنه وسیعی از مسائل همچون حق برخورداری از محیط زیست سالم، بهداشت، امکانات پزشکی گرفته تا رعایت احترام شهروندان، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، اجتناب از توهین، افترا و تهمت و غیره را شامل می شود. در کشورهای جهان سوم معمولاً اینگونه حقوق فاقد جایگاه در بین عامه هستند و به عنوان نمونه به متهم مانند یک مجرم نگاه میشود مگر اینکه خلافش ثابت شود. در کشورهای جهان سوم به ملیت ها، قومیت ها، نژادها و طرفداران سایر ادیان بعضاً احترام گذارده نمی شود.
4⃣- عدم مطالعه کافی و بی علاقگی به فعالیتهای فرهنگی:
بهبود سطح زندگی در کشورها ارتباط مستقیم با ارتقای سطح آگاهی مردم آنها دارد و سطح آگاهی جز با مطالعه بدست نخواهد آمد. طبق آمار سرانه مطالعه کتاب در کشورهای جهان اول اختلاف بسیاری نسبت به کشورهای جهان سوم دارد. اهمیت کتاب و کتاب خوانی و تاثیر آن در همه جنبه های زندگی چیزی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت. مردم کشورهای جهان سوم علاقه چندانی به خواندن کتاب و مطالعه ندارند و بیشتر مایلند فعالیتهایی را انجام دهند که با ذهن درگیر نباشد. کشوری که مردمش کتاب نمی خوانند، به تئاتر و سینما و موزه نمی روند، برای آشنایی با فرهنگ دیگران مسافرت نمی روند، دچار نوعی بن بست فکری و رکود ذهنی میشوند که از طریق یک نسل به نسل آینده منتقل خواهد شد.
5⃣- نبود تفکر انتقادی:
یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا دیگران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. به عنوان مثال اگر در برنامه ای تلویزیونی تبلیغ یک داروی لاغری را می بینید ابتدا در موردش تحقیق کنید و سپس آنرا بخرید یا اگر در مورد واقعه ای تاریخی مطلبی را می خوانید برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید.
6⃣- فقدان عزت نفس کافی:
وقتی مردمی خودشان احترامی برای خود قائل نباشند، چگونه میتوانند انتظار داشته باشند که دیگران به آنها احترام بگذارند؟ عزت نفس و احترام به خود، زمانی شکل می گیرد که کسی به کرامات انسانی خویش واقف شده باشد و در واقع، لایق احترام باشد، نه طالب آن. احترام و عزت انسانی به زور بدست نمی آید و هر کس باید شایستگی اش را در خود ایجاد کند. مردمی که در عین نیازمندی برای دریافت کالای رایگان هجوم می آورند، در صفوف سینماهای رایگان ایجاد بی نظمی و درگیری میکنند، برای گرفتن نذورات هجوم می آورند و به دنبال اتومبیل مقامهای دولتی می دوند، نیازمند آموزشند که بیاموزند هیچ چیز در دنیا مهم تر از حفظ کرامات انسانی و عزت نفس نیست که انسان بخواهد بخاطرش احترام خود را قربانی کند./ادامه دارد. ....
📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش سوم ( بخش نهایی)-
7⃣- قدرت پرستی و مقام دوستی:
برای مردم جهان سوم بدست آوردن پُست، مقام و قدرت و از دست دادن آن گاهی از مرگ نیز تلخ تر است. به همین دلیل است که وقتی کسی به مقامی می رسد و جایگاهی پیدا میکند دیگر به هیچ عنوان حاضر نیست از آن دل بکند. البته حضور افراد در جایگاهی که شایسته اش هستند بسیار مفید است اما یادتان باشد که اگر پُست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید حتما استعفا دهید چون این یعنی “شرافت.” برخی هم فکر می کنند قدرت ارثیه فامیلی آنهاست که تا جان دارند باید از این ارثیه به هر قیمت محافظت کنند.
8⃣- عدم صداقت رفتاری و احساسی:
در یک کشور جهان سوم:
- مردم براحتی به یکدیگر دروغ می گویند و دروغ پردازی جزء ثابت زندگی روزمره شان است.
- کارمندان در محیط کار سعی در تخریب موقعیت هم دارند و فضای اختلاف افکنی و زیرآب زنی بیداد میکند.
-دوستی ها اغلب شکننده، همراه با بی وفایی، خیانت، تزویر و بر اساس منفعت طلبی است.
-در روابط عاشقانه کمتر صداقت و بیشتر خیانت وجود دارد و دو طرف بیشتر سعی در سوءاستفاده مالی و جنسی و گونه ای داد و ستد دارند تا برقراری یک رابطه آرامش بخش بر پایه محبت.
-شرکت های تجاری بجای ارتقای سطح کیفی خدمات و محصولات خود، مدام سعی در تخریب رقبایشان دارند.
-فروشندگان به مشتریان به عنوان یک شکار نگاه میکنند و نهایت تلاش خود را میکنند تا در کمال بی رحمی آنها را فریب داده، منافع نامشروع کسب کرده، محصولات بی کیفیت را با کیفیت جا زده و به بالاترین قیمت و با سودی نامتعارف به فروش برسانند.
-چاپلوسی در بین مردم غوغا میکند و هر کس برای رسیدن به منافع شخصی حاضر است هر سخن نادرستی را درست جلوه دهد.
-مسابقات تجمل گرایی و فخر فروشی و جمع آوری حریصانه ثروت به هر قیمت، برای ارضای غرایز شخصی، مرکز ثقل تفکرات بیشتر انسانها است.
-اگر کسی قدرت داشته باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی، یا به مراکز قدرت و ثروت متصل باشد، از سوء استفاده از آن دریغ نخواهد کرد.
-مردم چیزی را می گویند که به آن باور ندارند و قولی میدهند که می دانند نمی توانند به آن عمل کنند.
-ظاهر و باطن انسانها دو چیز کاملاً متفاوت است. مردم آنچیزی نیستند که نشان می دهند. اکثراً در نقش های جعلی و ساختگی فرو رفته اند و خودِ واقعی شان را در پستویی پنهان کرده اند.
-انسانها از موفقیت دیگران غمگین و از شکست آنها خوشحال می شوند.
– مردم تمایل زیادی به شخصیت پرستی و بت سازی از افراد دارند. یا کسی را به عرش میرسانند که تا حد پرستش او پیش میروند و یا فردی را به فرش میرسانند و از شخصیت و هویتش چیزی باقی نمی گذارند و در مجموع با سیستم “صفر یا یک” دیگران را می سنجند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
7⃣- قدرت پرستی و مقام دوستی:
برای مردم جهان سوم بدست آوردن پُست، مقام و قدرت و از دست دادن آن گاهی از مرگ نیز تلخ تر است. به همین دلیل است که وقتی کسی به مقامی می رسد و جایگاهی پیدا میکند دیگر به هیچ عنوان حاضر نیست از آن دل بکند. البته حضور افراد در جایگاهی که شایسته اش هستند بسیار مفید است اما یادتان باشد که اگر پُست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید حتما استعفا دهید چون این یعنی “شرافت.” برخی هم فکر می کنند قدرت ارثیه فامیلی آنهاست که تا جان دارند باید از این ارثیه به هر قیمت محافظت کنند.
8⃣- عدم صداقت رفتاری و احساسی:
در یک کشور جهان سوم:
- مردم براحتی به یکدیگر دروغ می گویند و دروغ پردازی جزء ثابت زندگی روزمره شان است.
- کارمندان در محیط کار سعی در تخریب موقعیت هم دارند و فضای اختلاف افکنی و زیرآب زنی بیداد میکند.
-دوستی ها اغلب شکننده، همراه با بی وفایی، خیانت، تزویر و بر اساس منفعت طلبی است.
-در روابط عاشقانه کمتر صداقت و بیشتر خیانت وجود دارد و دو طرف بیشتر سعی در سوءاستفاده مالی و جنسی و گونه ای داد و ستد دارند تا برقراری یک رابطه آرامش بخش بر پایه محبت.
-شرکت های تجاری بجای ارتقای سطح کیفی خدمات و محصولات خود، مدام سعی در تخریب رقبایشان دارند.
-فروشندگان به مشتریان به عنوان یک شکار نگاه میکنند و نهایت تلاش خود را میکنند تا در کمال بی رحمی آنها را فریب داده، منافع نامشروع کسب کرده، محصولات بی کیفیت را با کیفیت جا زده و به بالاترین قیمت و با سودی نامتعارف به فروش برسانند.
-چاپلوسی در بین مردم غوغا میکند و هر کس برای رسیدن به منافع شخصی حاضر است هر سخن نادرستی را درست جلوه دهد.
-مسابقات تجمل گرایی و فخر فروشی و جمع آوری حریصانه ثروت به هر قیمت، برای ارضای غرایز شخصی، مرکز ثقل تفکرات بیشتر انسانها است.
-اگر کسی قدرت داشته باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی، یا به مراکز قدرت و ثروت متصل باشد، از سوء استفاده از آن دریغ نخواهد کرد.
-مردم چیزی را می گویند که به آن باور ندارند و قولی میدهند که می دانند نمی توانند به آن عمل کنند.
-ظاهر و باطن انسانها دو چیز کاملاً متفاوت است. مردم آنچیزی نیستند که نشان می دهند. اکثراً در نقش های جعلی و ساختگی فرو رفته اند و خودِ واقعی شان را در پستویی پنهان کرده اند.
-انسانها از موفقیت دیگران غمگین و از شکست آنها خوشحال می شوند.
– مردم تمایل زیادی به شخصیت پرستی و بت سازی از افراد دارند. یا کسی را به عرش میرسانند که تا حد پرستش او پیش میروند و یا فردی را به فرش میرسانند و از شخصیت و هویتش چیزی باقی نمی گذارند و در مجموع با سیستم “صفر یا یک” دیگران را می سنجند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼سه شنبه تون بی نظیر🌼
💕ان شاءالله امروز
🌼بهترین روز
💕زندگیتون باشه
🌼پرازخیروبرکت
💕سرشارازشادی وآرامش
🌼لبریزازموفقیت ولبخند
💕ودعای خیربدرقه راهتون
💐 با ما باشید در کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
💕ان شاءالله امروز
🌼بهترین روز
💕زندگیتون باشه
🌼پرازخیروبرکت
💕سرشارازشادی وآرامش
🌼لبریزازموفقیت ولبخند
💕ودعای خیربدرقه راهتون
💐 با ما باشید در کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
📚آمار تکان دهنده وضعیت مطالعه در کشور؛
📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکاندهندهای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است.»
📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتابهای غیردرسی لحاظ میشود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که بهعنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.
📗سادهتر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰میلیوننفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقهای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام میشود. از این میزان بهطور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت میرسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و میتوان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتابهای خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.
📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانشآموزان را به مطالعه تشویق نمیکند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام میدهد.
📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، ما نباید یک سلسله حرفهای کلیشهای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه هایی هستند که فرهنگ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیختهتر میکنند.
📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکاندهندهای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است.»
📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتابهای غیردرسی لحاظ میشود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که بهعنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.
📗سادهتر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰میلیوننفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقهای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام میشود. از این میزان بهطور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت میرسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و میتوان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتابهای خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.
📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانشآموزان را به مطالعه تشویق نمیکند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام میدهد.
📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، ما نباید یک سلسله حرفهای کلیشهای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه هایی هستند که فرهنگ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیختهتر میکنند.
📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰رفتار تودهای
⭕️ صبح زود است و میخواهید در یک رستوران صبحانه بخورید. دو رستوران الف و ب در کنار هم موجودند که از نظر شما هیچ فرقی ندارند. در نهایت بهصورت کاملا تصادفی رستوران ب را انتخاب میکنید. نفر بعدی هم دقیقا دچار وضعیت شما شده اما او میداند که لااقل یک نفر قبل از او ب را ترجیح داده، بنابراین احتمال انتخاب ب توسط او بیشتر میشود. این یک نمونهی ساده از تاثیر تصیمات دیگران بر تصمیمهای ماست.
⭕️ در مقیاسهای بزرگتر تصوراتی مانند "مگه میشه این همه آدم اشتباه کنند؟"، "همه همین رو میگن!" و فشارهای اجتماعی باعث ایجاد هستههای یک رفتارتودهای میشود.
⭕️ لی بن، روانشناس فرانسوی این پدیده را اینگونه توصیف میکند: "تودهای شکلگرفته از تعداد زیادی از آدمها با احساسات تجمیعشده و رفتاری غیرمعقولانه که توانایی ایجاد انواع مختلفی از فعالیتها را دارند." او احساسات و هیجانات را موتور محرک تودهها میداند.
⭕️مطالعات نشان میدهد در یک تعداد مشخص از جمعیت تنها ۵ درصد، رفتار ۹۵ درصد الباقی را جهتدهی میکنند.
اریک فروم معتقد بود اکثر افراد برای گریز از تبعات آزادی و تنهایی، مکانیسم همرنگشدن با جماعت را انتخاب میکنند. رفتار تودهای هم گونهای از این همرنگی است که دو ویژگی دارد:
▪️شخص را از زحمت فکرکردن خلاص میکند. در واقع مسئولیت فکرکردن را بهعهدهی دیگران میگذارد.
▪️بهوسیلهی همرنگشدن با جماعت، کسب هویت کرده و از تنهاماندن میگریزد.
◀️ شبکههای اجتماعی چطور این رفتار را تشدید میکنند؟
⭕️ شبکههای اجتماعی بهدلیل سرعت انتقال اطلاعات بستر لازم برای رشد شدید این پدیده را فراهم کردهاند. در گذشته برای شکلگیری توده نیاز به تماس رو در رو یا تلفن و یا رسانههای جمعی نظیر رادیو و تلویزیون بود. این بسترها اولا کند بود، مثلا روزنامهها اخبار روز قبل را منعکس میکرند، ثانیا دارای ساختار رسمی و پروتکلهایی بودند که جریان اطلاعات را کنترل میکردند.
کندبودن و رسمیبودن باعث میشد منتشرکنندگان بهترتیب فرصت و خبرگی بیشتری برای اندیشیدن و شفافترکردن ابعاد مسئله داشته باشند.
⭕️ اما امروزه مثلا ساعت ۹ شب سیاستمداری توئیت میکند و ساعت ۱۰ شب میلیونها نفر در جریان قرار گرفتهاند، جایگاه خودشان را در صف موافقان و مخالفان تثبیت کردهاند و پرونده را بستهاند. قبل از آنکه تحریریهها فرصت واکنش پیدا کنند.
⭕️ اینجا قبل از مطلعبودن، متخصص بودن، روشنشدن ابعاد مسئله و ... سریعتربودن مهم است. چه بسا هر موضوعگیری ناسنجیدهای صرفا چون از سوی یک کانال پرمخاطب زودتر منتشر شده هستهی فکری صدها هزار نفر دیگر را شکل دهد.
فکرکردن، برخورد سنجیده و عمیق، روشنشدن زوایای مختلف، کشف اطلاعات بیشتر و ... زمان میبرد و معمولا در حوصلهی مخاطب نیست.
⭕️ اتفاقاتی که بار عاطفی و دراماتیک دارند محمل خوبی برای شکلگیری این رفتارها هستند. وقایعی مانند خیانت، قتل، تجاوز و ... بهخصوص اگر در مورد سلبریتیها باشد، میتواند هستهای برای رفتار تودهای شکل دهد.
⭕️ کاربران معمولا در این حوزهها مخالفت را برنمیتابند، واکنشهای احساسی، تند و طعنهآلودی نشان میدهند. زمانیکه مطلبی را بازاشتراک میکنیم، لایک میزنیم یا ... خواسته یا ناخواسته ممکن است گرفتار ذهنیت تودهای شده باشیم، ذهنیتی که بیشتر بر پایههای احساسی- هیجانی بنا شدهاند تا عقلانی و استدلالی.
⭕️ رفتارهای تودهای آنچنان هم بی سر و سامان نیستند، بسیاری از حکومتها و سازمانها مطالعات وسیعی را برای کنترل این جریانها انجام میدهند و از این رفتارها در جهت منافع خود استفاده میکنند.
برخی حکومتها بودجههای هنگفتی را صرف راهاندازی کانالهای مجازی و تلویزیونی میکنند تا در بزنگاهها از آنها برای کنترل تودهها استفاده کنند. کانالهایی که معمولا هم بر بستر موضوعات پرطرفدار مانند فوتبال، جوک، فیلم، موسیقی و ... شکل میگیرند.
◀️ چه کنیم؟
⭕️ شاید بهتر باشد کمی از موضوعات جنجالی فاصله بگیریم، بپذیریم که اطلاعات و شاید صلاحیت لازم برای هر اظهار نظری را نداریم، صبورتر باشیم، دیدگاه انتقادی پیشه کنیم، بدون انجام کار خاصی بیشتر شنودهی منابع موثق باشیم تا گوینده و از همه مهمتر ابزار پروپاگاندا نشویم و اجازه بدهیم صداهای مخالف هم شنیده بشوند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
⭕️ صبح زود است و میخواهید در یک رستوران صبحانه بخورید. دو رستوران الف و ب در کنار هم موجودند که از نظر شما هیچ فرقی ندارند. در نهایت بهصورت کاملا تصادفی رستوران ب را انتخاب میکنید. نفر بعدی هم دقیقا دچار وضعیت شما شده اما او میداند که لااقل یک نفر قبل از او ب را ترجیح داده، بنابراین احتمال انتخاب ب توسط او بیشتر میشود. این یک نمونهی ساده از تاثیر تصیمات دیگران بر تصمیمهای ماست.
⭕️ در مقیاسهای بزرگتر تصوراتی مانند "مگه میشه این همه آدم اشتباه کنند؟"، "همه همین رو میگن!" و فشارهای اجتماعی باعث ایجاد هستههای یک رفتارتودهای میشود.
⭕️ لی بن، روانشناس فرانسوی این پدیده را اینگونه توصیف میکند: "تودهای شکلگرفته از تعداد زیادی از آدمها با احساسات تجمیعشده و رفتاری غیرمعقولانه که توانایی ایجاد انواع مختلفی از فعالیتها را دارند." او احساسات و هیجانات را موتور محرک تودهها میداند.
⭕️مطالعات نشان میدهد در یک تعداد مشخص از جمعیت تنها ۵ درصد، رفتار ۹۵ درصد الباقی را جهتدهی میکنند.
اریک فروم معتقد بود اکثر افراد برای گریز از تبعات آزادی و تنهایی، مکانیسم همرنگشدن با جماعت را انتخاب میکنند. رفتار تودهای هم گونهای از این همرنگی است که دو ویژگی دارد:
▪️شخص را از زحمت فکرکردن خلاص میکند. در واقع مسئولیت فکرکردن را بهعهدهی دیگران میگذارد.
▪️بهوسیلهی همرنگشدن با جماعت، کسب هویت کرده و از تنهاماندن میگریزد.
◀️ شبکههای اجتماعی چطور این رفتار را تشدید میکنند؟
⭕️ شبکههای اجتماعی بهدلیل سرعت انتقال اطلاعات بستر لازم برای رشد شدید این پدیده را فراهم کردهاند. در گذشته برای شکلگیری توده نیاز به تماس رو در رو یا تلفن و یا رسانههای جمعی نظیر رادیو و تلویزیون بود. این بسترها اولا کند بود، مثلا روزنامهها اخبار روز قبل را منعکس میکرند، ثانیا دارای ساختار رسمی و پروتکلهایی بودند که جریان اطلاعات را کنترل میکردند.
کندبودن و رسمیبودن باعث میشد منتشرکنندگان بهترتیب فرصت و خبرگی بیشتری برای اندیشیدن و شفافترکردن ابعاد مسئله داشته باشند.
⭕️ اما امروزه مثلا ساعت ۹ شب سیاستمداری توئیت میکند و ساعت ۱۰ شب میلیونها نفر در جریان قرار گرفتهاند، جایگاه خودشان را در صف موافقان و مخالفان تثبیت کردهاند و پرونده را بستهاند. قبل از آنکه تحریریهها فرصت واکنش پیدا کنند.
⭕️ اینجا قبل از مطلعبودن، متخصص بودن، روشنشدن ابعاد مسئله و ... سریعتربودن مهم است. چه بسا هر موضوعگیری ناسنجیدهای صرفا چون از سوی یک کانال پرمخاطب زودتر منتشر شده هستهی فکری صدها هزار نفر دیگر را شکل دهد.
فکرکردن، برخورد سنجیده و عمیق، روشنشدن زوایای مختلف، کشف اطلاعات بیشتر و ... زمان میبرد و معمولا در حوصلهی مخاطب نیست.
⭕️ اتفاقاتی که بار عاطفی و دراماتیک دارند محمل خوبی برای شکلگیری این رفتارها هستند. وقایعی مانند خیانت، قتل، تجاوز و ... بهخصوص اگر در مورد سلبریتیها باشد، میتواند هستهای برای رفتار تودهای شکل دهد.
⭕️ کاربران معمولا در این حوزهها مخالفت را برنمیتابند، واکنشهای احساسی، تند و طعنهآلودی نشان میدهند. زمانیکه مطلبی را بازاشتراک میکنیم، لایک میزنیم یا ... خواسته یا ناخواسته ممکن است گرفتار ذهنیت تودهای شده باشیم، ذهنیتی که بیشتر بر پایههای احساسی- هیجانی بنا شدهاند تا عقلانی و استدلالی.
⭕️ رفتارهای تودهای آنچنان هم بی سر و سامان نیستند، بسیاری از حکومتها و سازمانها مطالعات وسیعی را برای کنترل این جریانها انجام میدهند و از این رفتارها در جهت منافع خود استفاده میکنند.
برخی حکومتها بودجههای هنگفتی را صرف راهاندازی کانالهای مجازی و تلویزیونی میکنند تا در بزنگاهها از آنها برای کنترل تودهها استفاده کنند. کانالهایی که معمولا هم بر بستر موضوعات پرطرفدار مانند فوتبال، جوک، فیلم، موسیقی و ... شکل میگیرند.
◀️ چه کنیم؟
⭕️ شاید بهتر باشد کمی از موضوعات جنجالی فاصله بگیریم، بپذیریم که اطلاعات و شاید صلاحیت لازم برای هر اظهار نظری را نداریم، صبورتر باشیم، دیدگاه انتقادی پیشه کنیم، بدون انجام کار خاصی بیشتر شنودهی منابع موثق باشیم تا گوینده و از همه مهمتر ابزار پروپاگاندا نشویم و اجازه بدهیم صداهای مخالف هم شنیده بشوند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش اول-
🔺نکته: این مطلب در (پنج بخش) تقدیم حضور میگردد
1️⃣- ناهماهنگی بین درآمد و هزینه کارکنان:
از مشخصات اصلی و مشابه کشورهای جهان سوم عدم توازن میان درآمدها و مخارج این کشورهاست. به نحوی که اغلب با کسری بودجه مواجه هستند. کسری بودجه و به تبع آن استقراض از سیستم بانکی و یا منابع خارجی دیر یا زود اثر سوء خود را بر اقتصاد کشور گذاشته و باعث تشدید تنش و یا بحران اقتصادی می شود. و این تنش خود سبب تشدید بحران در سالهای آتی می گردد.
لذا دولت به عنوان یک راه حل، درصد زیادی از مشکلات ناشی از این کسر بودجه را به کارکنان شاغل در وزارتخانه ها ودستگاههای اجرایی خودمنتقل می کند، بدین نحو که میزان افزایش حقوق آنان را کمتر از نرخ تورم سالیانه تعیین می کند. درنتیجه، پس ازگذشت یک و یا دودهــــه، سطح زندگی کارکنان دولت نقصان یافته و سبد خانوار آنها هرساله خالی تر می گردد. از آنجا که کارکنان دولت با سایر اقشار جامعه در تماس بوده و تاحدی قادر به لمس زندگی شان هستند، درصدد برمی آیند که به نحوی سطح زندگی خود را به دیگران نزدیک کنند. لذا هر گروه به فراخور نفوذ و سطح اداری خود سعی در کسب امتیازات قانونی و غیرقانونی می کند.
نارضایتی از دریافتها اغلب به حق، و گاه پس از چند دهه به ناحق، به صورت یک اپیدمی در بین کارکنان درمی آید. به نحوی که هر نوع نارسایی اداری دیگر را (به حق و ناحق) نتیجه کمبود درآمدها جلوه می دهند و به کم کاری و سایـــــــر خلافهای خود مشروعیت نسبی می بخشند. بروز زنجیروار همه این مسائل سبب می شود، که مدیران دولتی درچرخه ای بسته گرفتار شده، و ابزار مدیریت را که همان تشویق و تنبیه است تا حد زیادی از دست بدهند.
2️⃣- نارسائیهای اطلاعاتی در تصمیم گیریها:
اغلب اندیشمندان دانش مدیریت بر این باورند که جـــــوهر تمامی فعالیتهای مدیریت تصمیم گیری است. لیکن ارزش و اعتبار هر تصمیم، به ارزش و اعتبار اطلاعات جمع آوری شده برای آن بستگی دارد، لذا فقدان پایگاه اطلاعاتی معتبر و عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی به روز و قابل استناد از یک طرف و وجود سلسله مراتب اداری بیش از حد در اغلب سازمانهای بزرگ دولتی که خود موجب تحریف اطلاعات واقعی می شوند نیز باعث گردیده تا تصمیم گیرندگان در سازمانهای اداری براساس آمار و اطلاعات گذشته، برای آینده تصمیم گیری کنند.
این درحالی است که باتوجه به پیچیدگی و تحولات پرشتاب عوامل موثر بر تصمیمها، می توان نتیجه گرفت که این شیوه تفکر در تصمیم گیری - تصمیم گیری در فضایی به دور از واقعیتها و بی توجه به شرایط زمانی و بی تفاوت در برابر نیازهای موجود - کارساز نبوده و کارایی و اثربخشی سیستم اداری را تنزل خواهدداد.
3️⃣- ساختار اقتصادی ناکارآمد:
همواره اقتصاد یکی از محوری ترین عوامل توسعه هر کشور به حساب آمده است. لیکن ساختار ناسالم اقتصادی و سهم ناچیز مالیات بردرآمد دولت و اتکا بیش از حد به درآمدهای نفتی، همه و همه از عواملی هستند که ساختار اداری کشور را از یک حالت مولد به یک حالت منفعل تبدیل ساخته است.
بخش خصوصی به عنوان یکی از سه بخش اقتصاد، توسعه نیافته و بدون ساختار مانده است. به گــونه ای که ساختارهای تولیدی / خدماتی در بخش خصوصی، با تعداد قلیلی از کشورهای دنیا قابل مقایسه است، آن هم به این دلیل که بخش خصوصی بیشتر حاصل یک جریان فرمایشی است تا اینکه براساس یک جریان رقابتی به وجود آمده باشد.
به عبارت دیگر، عامل رقابت و چالشی بودن محیط به هیچ عنوان در شکل گیری بخش خصوصی موردتوجه نبوده و بیشتر ارتباط میان صاحب منصبان، خصوصی سازی را شکل داده است.ازطرف دیگر سرمایه گذاری در کشور به جای استفاده از یک الگوی مناسب، بیشتر ازجریانات روزمره تبعیت کرده است. ضمن اینکه بیکاری، کمبود ظرفیتهای اشتغال و ناتوانی مدیران در حفظ منابع انسانی نخبه و کاردان، خودگواهی بر وجود نوعی سوء مدیریت در همه سطوح سازمانهای دولتی است. و این درحالی است که اکثر سازمانهای دولتی از وظیفه اصلی خود که همانا خدمت رسانی به مردم است دور شده و برای کسب امتیازات بیشتر با سایر دستگاههای دولتی به رقابت برخاسته اند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
🔺نکته: این مطلب در (پنج بخش) تقدیم حضور میگردد
1️⃣- ناهماهنگی بین درآمد و هزینه کارکنان:
از مشخصات اصلی و مشابه کشورهای جهان سوم عدم توازن میان درآمدها و مخارج این کشورهاست. به نحوی که اغلب با کسری بودجه مواجه هستند. کسری بودجه و به تبع آن استقراض از سیستم بانکی و یا منابع خارجی دیر یا زود اثر سوء خود را بر اقتصاد کشور گذاشته و باعث تشدید تنش و یا بحران اقتصادی می شود. و این تنش خود سبب تشدید بحران در سالهای آتی می گردد.
لذا دولت به عنوان یک راه حل، درصد زیادی از مشکلات ناشی از این کسر بودجه را به کارکنان شاغل در وزارتخانه ها ودستگاههای اجرایی خودمنتقل می کند، بدین نحو که میزان افزایش حقوق آنان را کمتر از نرخ تورم سالیانه تعیین می کند. درنتیجه، پس ازگذشت یک و یا دودهــــه، سطح زندگی کارکنان دولت نقصان یافته و سبد خانوار آنها هرساله خالی تر می گردد. از آنجا که کارکنان دولت با سایر اقشار جامعه در تماس بوده و تاحدی قادر به لمس زندگی شان هستند، درصدد برمی آیند که به نحوی سطح زندگی خود را به دیگران نزدیک کنند. لذا هر گروه به فراخور نفوذ و سطح اداری خود سعی در کسب امتیازات قانونی و غیرقانونی می کند.
نارضایتی از دریافتها اغلب به حق، و گاه پس از چند دهه به ناحق، به صورت یک اپیدمی در بین کارکنان درمی آید. به نحوی که هر نوع نارسایی اداری دیگر را (به حق و ناحق) نتیجه کمبود درآمدها جلوه می دهند و به کم کاری و سایـــــــر خلافهای خود مشروعیت نسبی می بخشند. بروز زنجیروار همه این مسائل سبب می شود، که مدیران دولتی درچرخه ای بسته گرفتار شده، و ابزار مدیریت را که همان تشویق و تنبیه است تا حد زیادی از دست بدهند.
2️⃣- نارسائیهای اطلاعاتی در تصمیم گیریها:
اغلب اندیشمندان دانش مدیریت بر این باورند که جـــــوهر تمامی فعالیتهای مدیریت تصمیم گیری است. لیکن ارزش و اعتبار هر تصمیم، به ارزش و اعتبار اطلاعات جمع آوری شده برای آن بستگی دارد، لذا فقدان پایگاه اطلاعاتی معتبر و عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی به روز و قابل استناد از یک طرف و وجود سلسله مراتب اداری بیش از حد در اغلب سازمانهای بزرگ دولتی که خود موجب تحریف اطلاعات واقعی می شوند نیز باعث گردیده تا تصمیم گیرندگان در سازمانهای اداری براساس آمار و اطلاعات گذشته، برای آینده تصمیم گیری کنند.
این درحالی است که باتوجه به پیچیدگی و تحولات پرشتاب عوامل موثر بر تصمیمها، می توان نتیجه گرفت که این شیوه تفکر در تصمیم گیری - تصمیم گیری در فضایی به دور از واقعیتها و بی توجه به شرایط زمانی و بی تفاوت در برابر نیازهای موجود - کارساز نبوده و کارایی و اثربخشی سیستم اداری را تنزل خواهدداد.
3️⃣- ساختار اقتصادی ناکارآمد:
همواره اقتصاد یکی از محوری ترین عوامل توسعه هر کشور به حساب آمده است. لیکن ساختار ناسالم اقتصادی و سهم ناچیز مالیات بردرآمد دولت و اتکا بیش از حد به درآمدهای نفتی، همه و همه از عواملی هستند که ساختار اداری کشور را از یک حالت مولد به یک حالت منفعل تبدیل ساخته است.
بخش خصوصی به عنوان یکی از سه بخش اقتصاد، توسعه نیافته و بدون ساختار مانده است. به گــونه ای که ساختارهای تولیدی / خدماتی در بخش خصوصی، با تعداد قلیلی از کشورهای دنیا قابل مقایسه است، آن هم به این دلیل که بخش خصوصی بیشتر حاصل یک جریان فرمایشی است تا اینکه براساس یک جریان رقابتی به وجود آمده باشد.
به عبارت دیگر، عامل رقابت و چالشی بودن محیط به هیچ عنوان در شکل گیری بخش خصوصی موردتوجه نبوده و بیشتر ارتباط میان صاحب منصبان، خصوصی سازی را شکل داده است.ازطرف دیگر سرمایه گذاری در کشور به جای استفاده از یک الگوی مناسب، بیشتر ازجریانات روزمره تبعیت کرده است. ضمن اینکه بیکاری، کمبود ظرفیتهای اشتغال و ناتوانی مدیران در حفظ منابع انسانی نخبه و کاردان، خودگواهی بر وجود نوعی سوء مدیریت در همه سطوح سازمانهای دولتی است. و این درحالی است که اکثر سازمانهای دولتی از وظیفه اصلی خود که همانا خدمت رسانی به مردم است دور شده و برای کسب امتیازات بیشتر با سایر دستگاههای دولتی به رقابت برخاسته اند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش دوم-
4️⃣- راهبردهای سیاسی غیرواقع بینانه:
اگر سیاست را به عنوان تدابیر و راهبردهای یک کشور درنظر بگیریم، به یقین دولتها باید بتوانند آینده نگری لازم را در راهبردها و برنامه های کلان خود داشته باشند. لیکن چنانچه به هر دلیلی قادر به درک نیازها و مشکلات جامعه و پاسخگوی مطالبات مردم نباشند و میان انتظارات جامعه و رفع نیازها فاصله ایجاد شود،
شکافهای اجتماعی تبدیل به پدیده هایی سیاسی می شوند که بار منفی خواهند داشت. ازطرفی، دخالتهای بیش از حد جریانات سیاسی در ساختار اداری کشور و قرار گرفتن روابط صنفی و حرفه ای در نظام اداری، همه ساختار کشور را دچار تردیدکرده است. لذا چنانچه ساختار سیاسی به عنوان یک جریان منطقی موردبررسی قرار گیرد یقیناً تغییرات در سطوح مدیریتی به عنوان یک پدیده عادی تلقی خواهدشد و نظامهای مدیریتی را تحت تاثیر قرار نخواهد داد.
5️⃣- ضعف در تولید، توسعه و کاربرد صحیح دانش:
تولید و توسعه دانش از زیربنایی ترین سرمایه های هر کشور محسوب می شود. بنابراین، زمانی که یک ایرانی اختراعی را به ثبت می رساند یا یکی از استادان و یا محققان کشورمان مقاله یا تحقیقی را در یکی از نشریات معتبر خارجی به چاپ می رساند به طوری که حداقل هزار نفر در سراسر دنیا آن را خوانده و یا آن را در تحقیقات خود به عنوان مرجع قرار دهند برای کشورمان امتیاز تولید دانش ثبت خواهدشد.
درحالی که تولید ناچیز دانش و توسعه ناصحیح آن، بویژه در زمینه اقتصاد و مدیریت و استفاده ابزاری و کاربرد سلیقه ای اکثر مباحث علمی، خود ازجمله معضلات نظام اداری کشور است. بدیهی است که پرسشهای سنجیده و مناسب از دانش نشأت می گیرند و نشانه پیچیدگیهایی است که انسان قبلاً با آنها روبرو نشده است.
لذا آنچه در مدیریت آینده سازمانها و بخصوص در سازمانهای اداری بزرگ و پیچیده قابل پیش بینی است لزوم تدوین طرحها و برنامه ها و ایجاد دیدگاههای جدیدی برای آینده است که درباره آنها هنوز تعریف روشنی ارائه نشده است. بنابراین، بدون اعتقاد به علم و کاربرد صحیح آن، دستیابی به منزلت داخلی و خارجی، امکان پذیر نخواهدبود.
6️⃣- بی توجهی به آینده در قانونگذاری:
بی تردید قوانین و مقررات در کنار عبرتهای گذشته بایستی چشم اندازی به آینده نیز داشته باشند. لیکن اغلب قوانین درکشور براساس عملکردهای قبلی و بی توجه به سیر تحولات و تغییرات پرشتاب محیطی و نیازهای آتی وضع می گردند.
از طرفی قوانین وضع شده در بیشتر موارد کمترین ضمانت اجرایی را داشته و همواره برای افراد خاص استثناپذیر بوده اند. لذا فقدان مکانیسم های بازخورد و سیستم های کنترلی در ساختار اداری موجب گردیده تا اولاً آحاد مردم تصور کنند که قوانین کل جامعه را دربرمی گیرد لیکن تنها برای بخشی از اقشار جامعه اجرا می شوند. و ثانیاً ضمانت اجرایی قوانین تحت تاثیر مسائل اقتصادی کارکنان قرار گیرد. در حوزه قضایی نیز به دلیل تبعیت از یک سیاست متمرکز، علی رغم قدمت اصل تفکیک قوا و قوانین کشور، این استقلال خدشه دار گردیده است.
7️⃣- سازمانهای دولتی تا حدی اثربخش ولی فاقد کارایی:
از آنجا که سازمانها و شرکتهای دولتی و دستگاههای اجرایی کشور از بودجه دولتی استفاده می کننـــــد. لذا به دلیل فقدان مکانیسم های کنترلی، برای مدیران دولتی چندان فرق نمی کند که با چه هزینه ای به اهداف سازمانی دست یابند. بنابراین، اگرچه سازمانهای دولتی بعضاً موفق به دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خود می شوند و تاحـــدی اثربخش محسوب می گردند لیکن به خاطر سهل انگاری در مصرف بودجه و انجام هزینه های بی حد و حصر از کارایی لازم برخوردار نیستند.
بدین ترتیب اکثر مدیران دولتی نسبت به منابع ملی کشور و اموال عمومی بی توجه بوده و با ظاهر سازی و عوام فریبی و همچنین سوءتدبیر ناشی از انتصابهای به دور از شایسته سالاری، در اعمال مدیریت و تحقق اهداف سازمان خود فاقد بهره وری لازم هستند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
4️⃣- راهبردهای سیاسی غیرواقع بینانه:
اگر سیاست را به عنوان تدابیر و راهبردهای یک کشور درنظر بگیریم، به یقین دولتها باید بتوانند آینده نگری لازم را در راهبردها و برنامه های کلان خود داشته باشند. لیکن چنانچه به هر دلیلی قادر به درک نیازها و مشکلات جامعه و پاسخگوی مطالبات مردم نباشند و میان انتظارات جامعه و رفع نیازها فاصله ایجاد شود،
شکافهای اجتماعی تبدیل به پدیده هایی سیاسی می شوند که بار منفی خواهند داشت. ازطرفی، دخالتهای بیش از حد جریانات سیاسی در ساختار اداری کشور و قرار گرفتن روابط صنفی و حرفه ای در نظام اداری، همه ساختار کشور را دچار تردیدکرده است. لذا چنانچه ساختار سیاسی به عنوان یک جریان منطقی موردبررسی قرار گیرد یقیناً تغییرات در سطوح مدیریتی به عنوان یک پدیده عادی تلقی خواهدشد و نظامهای مدیریتی را تحت تاثیر قرار نخواهد داد.
5️⃣- ضعف در تولید، توسعه و کاربرد صحیح دانش:
تولید و توسعه دانش از زیربنایی ترین سرمایه های هر کشور محسوب می شود. بنابراین، زمانی که یک ایرانی اختراعی را به ثبت می رساند یا یکی از استادان و یا محققان کشورمان مقاله یا تحقیقی را در یکی از نشریات معتبر خارجی به چاپ می رساند به طوری که حداقل هزار نفر در سراسر دنیا آن را خوانده و یا آن را در تحقیقات خود به عنوان مرجع قرار دهند برای کشورمان امتیاز تولید دانش ثبت خواهدشد.
درحالی که تولید ناچیز دانش و توسعه ناصحیح آن، بویژه در زمینه اقتصاد و مدیریت و استفاده ابزاری و کاربرد سلیقه ای اکثر مباحث علمی، خود ازجمله معضلات نظام اداری کشور است. بدیهی است که پرسشهای سنجیده و مناسب از دانش نشأت می گیرند و نشانه پیچیدگیهایی است که انسان قبلاً با آنها روبرو نشده است.
لذا آنچه در مدیریت آینده سازمانها و بخصوص در سازمانهای اداری بزرگ و پیچیده قابل پیش بینی است لزوم تدوین طرحها و برنامه ها و ایجاد دیدگاههای جدیدی برای آینده است که درباره آنها هنوز تعریف روشنی ارائه نشده است. بنابراین، بدون اعتقاد به علم و کاربرد صحیح آن، دستیابی به منزلت داخلی و خارجی، امکان پذیر نخواهدبود.
6️⃣- بی توجهی به آینده در قانونگذاری:
بی تردید قوانین و مقررات در کنار عبرتهای گذشته بایستی چشم اندازی به آینده نیز داشته باشند. لیکن اغلب قوانین درکشور براساس عملکردهای قبلی و بی توجه به سیر تحولات و تغییرات پرشتاب محیطی و نیازهای آتی وضع می گردند.
از طرفی قوانین وضع شده در بیشتر موارد کمترین ضمانت اجرایی را داشته و همواره برای افراد خاص استثناپذیر بوده اند. لذا فقدان مکانیسم های بازخورد و سیستم های کنترلی در ساختار اداری موجب گردیده تا اولاً آحاد مردم تصور کنند که قوانین کل جامعه را دربرمی گیرد لیکن تنها برای بخشی از اقشار جامعه اجرا می شوند. و ثانیاً ضمانت اجرایی قوانین تحت تاثیر مسائل اقتصادی کارکنان قرار گیرد. در حوزه قضایی نیز به دلیل تبعیت از یک سیاست متمرکز، علی رغم قدمت اصل تفکیک قوا و قوانین کشور، این استقلال خدشه دار گردیده است.
7️⃣- سازمانهای دولتی تا حدی اثربخش ولی فاقد کارایی:
از آنجا که سازمانها و شرکتهای دولتی و دستگاههای اجرایی کشور از بودجه دولتی استفاده می کننـــــد. لذا به دلیل فقدان مکانیسم های کنترلی، برای مدیران دولتی چندان فرق نمی کند که با چه هزینه ای به اهداف سازمانی دست یابند. بنابراین، اگرچه سازمانهای دولتی بعضاً موفق به دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خود می شوند و تاحـــدی اثربخش محسوب می گردند لیکن به خاطر سهل انگاری در مصرف بودجه و انجام هزینه های بی حد و حصر از کارایی لازم برخوردار نیستند.
بدین ترتیب اکثر مدیران دولتی نسبت به منابع ملی کشور و اموال عمومی بی توجه بوده و با ظاهر سازی و عوام فریبی و همچنین سوءتدبیر ناشی از انتصابهای به دور از شایسته سالاری، در اعمال مدیریت و تحقق اهداف سازمان خود فاقد بهره وری لازم هستند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
🔰● عوامل موثر در بروز ناهنجاریهای اداری در ایران: -بخش سوم-
8️⃣- فقدان مسئولیت و پاسخگویی اجتماعی در سازمانهای اداری:
ازجمله وظایف سازمانهای تولیدی / صنعتی و خدماتی هر جامعه اهمیت دادن و توجه به رفاه جامعه و انجام حمایتهای لازم از مردم است. در این رابطه، احساس مسئولیت صاحبان سرمایه و مدیران، و شیوه نگرش آنان به اصول اخلاقی در ایجاد رفاه اجتماعی و توجه به حفظ محیط سالم و شرایط زندگی مطلوب موثر است.
مسئولیت اجتماعی سازمانها، تعهد اجتماعی را به همراه خواهد داشت، که فراتر از اندیشه سودآوری صرف است. درواقع، مسئولیت اجتماعی انتظار جامعه از سازمانهاست، تا در کنار اهداف اصلی خود - هدفهای اقتصادی - درجهت مصالح مردم و حفظ محیط زیست و رفع مشکلات اجتماعی نیز فعالیت کنند.
درپی مسئولیت اجتماعی، پاسخگویی اجتماعی مطرح می شود. درواقع سازمانها در قبال افراد جامعه خود احساس تعهد و مسئولیت می کنند و در پاسخ به نیاز آنان، اهداف اجتماعی را مانند هدفهای اقتصادی مهم می شمارند.
آلوده نکردن محیط زیست و حفظ آن، نظارت بر کیفیت محصول و اعمال کنترلهای لازم در ارائه خدمات و محصولات، دلیل بر رعایت کردن مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به محیط و مطالبات مردم است. در این میان دولتها و ساختارهای اداری، موسسات آموزشی و فرهنگی، رسانه های جمعی و غیره در ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی و متعاقباً عمل به آن نقش اساسی دارند. بخصوص در جامعه ای نظیر ایران که دولت در اداره بسیاری از سازمانها مستقیماً مشارکت دارد.
گرچه انجام این مسئولیت سنگین به طور اثربخش و فراگیر از توان دولتها خارج است، لیکن تا زمانی که نظام اداری متمرکز در کشوری حاکم است، شناساندن این مسئولیت اجتماعی و نظارت بر اجرای آن در سطح جامعه از وظایف مهم دولت است. از طرفی، وجود امنیت اجتماعی و اقتصادی عامل دیگری است تا صاحبان صنایع، سرمایه داران و مدیران به پذیرفتن مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به آن تشویق شوند. در جوامعی که امنیت اجتماعی و اقتصادی به اندازه کافی وجود ندارد، گرایش به مشارکت داوطلبانه در امور مربوط به رفاه اجتماعی کاهش می یابد. لذا چنانچه سرمایه گذاران و صنعتگران تصویر روشنی از آینده بلندمدت در ذهن داشته باشند، آمادگی بیشتری در قبال تعهد اجتماعی خواهند داشت.
9️⃣- بی توجهی به اصول اخلاقی در سازمانها:
توجه به اخلاق و نقش و تاثیر آن در رفتار انسان پیشینه ای دیرینه دارد. در جوامع گوناگون اخلاق در مدیریت و بخصوص در سازمانها و تشکیلات اداری به دلیل ارتباط با رفتار و عملکرد کارکنان اهمیت خاصی داشته است. هنگامی که از مسئولیت اجتماعی یک سازمان سخن به میان می آید، عملاً ویژگیهای اخلاقی حاکم بر آن مدنظر است.
همچنین اندیشه پـاسخگویی اجتماعی - که پیش از این گفته شد - بر اصل درستی و رعایت اصول اخلاقی و ضوابط حاکم در سازمان استوار است. لذا عدم استفاده از امکانات یک سازمان برای رفع نیازهـــــای شخصی نوعی اخلاق است، همان طورکه تصمیمات مدیریتی یا تصمیماتی که یک قاضی دادگاه اتخاذ می کند نوعی اخلاق به حساب می آید.
پدیده کارچاق کنی که امروزه در اکثر دستگاههای اجرایی کشور شاهد آن هستیم خود نمونه ای از عدم رعایت اصول اخلاقی درمیان کارکنان دولت است که چنانچه به صورت علمی بررسی شود، ریشه در عدم پایبندی برخی از مدیران کشور - به عنوان خادمان مردم - به اصول اخلاقی و بی توجهی به نیازهای کارکنان و در سطح کلان مطالبات مردم جامعه دارد. چرا که آثار رعایت یا عدم رعایت اصول اخلاقی در زندگی اجتماعی در زندگی شغلی نیز متبلور می شود.
بنابراین، سازمانها باید به حقوق فردی افراد توجه داشته باشند ضمن اینکـــه اخلاق مدیریتی ایجاب می کند تا مدیران نیز تغییرات محیطی را در تصمیمات خود لحاظ کنند. به عبارت دیگر، رعایت حقوق افراد از جنبه های گوناگون، موجب برقراری عدالت اجتماعی می گردد و نتیجه آن در عملکرد اقتصادی و وضعیت مالی سازمان موثر خواهدبود.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
8️⃣- فقدان مسئولیت و پاسخگویی اجتماعی در سازمانهای اداری:
ازجمله وظایف سازمانهای تولیدی / صنعتی و خدماتی هر جامعه اهمیت دادن و توجه به رفاه جامعه و انجام حمایتهای لازم از مردم است. در این رابطه، احساس مسئولیت صاحبان سرمایه و مدیران، و شیوه نگرش آنان به اصول اخلاقی در ایجاد رفاه اجتماعی و توجه به حفظ محیط سالم و شرایط زندگی مطلوب موثر است.
مسئولیت اجتماعی سازمانها، تعهد اجتماعی را به همراه خواهد داشت، که فراتر از اندیشه سودآوری صرف است. درواقع، مسئولیت اجتماعی انتظار جامعه از سازمانهاست، تا در کنار اهداف اصلی خود - هدفهای اقتصادی - درجهت مصالح مردم و حفظ محیط زیست و رفع مشکلات اجتماعی نیز فعالیت کنند.
درپی مسئولیت اجتماعی، پاسخگویی اجتماعی مطرح می شود. درواقع سازمانها در قبال افراد جامعه خود احساس تعهد و مسئولیت می کنند و در پاسخ به نیاز آنان، اهداف اجتماعی را مانند هدفهای اقتصادی مهم می شمارند.
آلوده نکردن محیط زیست و حفظ آن، نظارت بر کیفیت محصول و اعمال کنترلهای لازم در ارائه خدمات و محصولات، دلیل بر رعایت کردن مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به محیط و مطالبات مردم است. در این میان دولتها و ساختارهای اداری، موسسات آموزشی و فرهنگی، رسانه های جمعی و غیره در ایجاد احساس مسئولیت اجتماعی و متعاقباً عمل به آن نقش اساسی دارند. بخصوص در جامعه ای نظیر ایران که دولت در اداره بسیاری از سازمانها مستقیماً مشارکت دارد.
گرچه انجام این مسئولیت سنگین به طور اثربخش و فراگیر از توان دولتها خارج است، لیکن تا زمانی که نظام اداری متمرکز در کشوری حاکم است، شناساندن این مسئولیت اجتماعی و نظارت بر اجرای آن در سطح جامعه از وظایف مهم دولت است. از طرفی، وجود امنیت اجتماعی و اقتصادی عامل دیگری است تا صاحبان صنایع، سرمایه داران و مدیران به پذیرفتن مسئولیت اجتماعی و پاسخگویی به آن تشویق شوند. در جوامعی که امنیت اجتماعی و اقتصادی به اندازه کافی وجود ندارد، گرایش به مشارکت داوطلبانه در امور مربوط به رفاه اجتماعی کاهش می یابد. لذا چنانچه سرمایه گذاران و صنعتگران تصویر روشنی از آینده بلندمدت در ذهن داشته باشند، آمادگی بیشتری در قبال تعهد اجتماعی خواهند داشت.
9️⃣- بی توجهی به اصول اخلاقی در سازمانها:
توجه به اخلاق و نقش و تاثیر آن در رفتار انسان پیشینه ای دیرینه دارد. در جوامع گوناگون اخلاق در مدیریت و بخصوص در سازمانها و تشکیلات اداری به دلیل ارتباط با رفتار و عملکرد کارکنان اهمیت خاصی داشته است. هنگامی که از مسئولیت اجتماعی یک سازمان سخن به میان می آید، عملاً ویژگیهای اخلاقی حاکم بر آن مدنظر است.
همچنین اندیشه پـاسخگویی اجتماعی - که پیش از این گفته شد - بر اصل درستی و رعایت اصول اخلاقی و ضوابط حاکم در سازمان استوار است. لذا عدم استفاده از امکانات یک سازمان برای رفع نیازهـــــای شخصی نوعی اخلاق است، همان طورکه تصمیمات مدیریتی یا تصمیماتی که یک قاضی دادگاه اتخاذ می کند نوعی اخلاق به حساب می آید.
پدیده کارچاق کنی که امروزه در اکثر دستگاههای اجرایی کشور شاهد آن هستیم خود نمونه ای از عدم رعایت اصول اخلاقی درمیان کارکنان دولت است که چنانچه به صورت علمی بررسی شود، ریشه در عدم پایبندی برخی از مدیران کشور - به عنوان خادمان مردم - به اصول اخلاقی و بی توجهی به نیازهای کارکنان و در سطح کلان مطالبات مردم جامعه دارد. چرا که آثار رعایت یا عدم رعایت اصول اخلاقی در زندگی اجتماعی در زندگی شغلی نیز متبلور می شود.
بنابراین، سازمانها باید به حقوق فردی افراد توجه داشته باشند ضمن اینکـــه اخلاق مدیریتی ایجاب می کند تا مدیران نیز تغییرات محیطی را در تصمیمات خود لحاظ کنند. به عبارت دیگر، رعایت حقوق افراد از جنبه های گوناگون، موجب برقراری عدالت اجتماعی می گردد و نتیجه آن در عملکرد اقتصادی و وضعیت مالی سازمان موثر خواهدبود.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers