This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰کاروان شهید؛
📘تصنیفی ماندگار از استاد شهرام ناظری و استاد محمدرضا لطفی برای بزرگداشت مقام و جایگاه شهدا است.
📘این تصنیف از کارهای مجموعه چاووش میباشد که در سال ۵۹ توسط استاد ناظری اجرا شده است.
📘گرامی باد نام و یاد همه شهدای اسلام به خصوص شهدای والا مقامی که اخیرا در دفاع از مرز و بوم ایران در حملات موشکی رژیم جنایتکار اسرائیل به درجه شهادت نائل آمدند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
📘تصنیفی ماندگار از استاد شهرام ناظری و استاد محمدرضا لطفی برای بزرگداشت مقام و جایگاه شهدا است.
📘این تصنیف از کارهای مجموعه چاووش میباشد که در سال ۵۹ توسط استاد ناظری اجرا شده است.
📘گرامی باد نام و یاد همه شهدای اسلام به خصوص شهدای والا مقامی که اخیرا در دفاع از مرز و بوم ایران در حملات موشکی رژیم جنایتکار اسرائیل به درجه شهادت نائل آمدند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
✅حکومت یا دولت الکترونیک چیست؟
✍امیر عزیزی راد
🔸ایجاد و توسعه حکومت الکترونیک در ایران دارای مزیت ها و معایبی خواهد بود. ولی با توجه به فراگیر شدن این نوع روش حکومت داری در سطح جهان وبالاخص در کشورهای مترقی و دموکراتیک، مرکز ثقل مباحث انتقادی ما می بایستی برنقاط قوت و مزیت های آن باشد ودر خصوص معایب و نواقص آن قطعا در پروسه زمانی توسط محققین و متخصصین این نوع فناوری به حداقل های ممکن خواهد رسید..
🔸به طوریکه با توسعه حکومت الکترونیک می توان انتظار داشت که شرایط مناسبی برای توسعه دموکراسی مستقیم و واقعی فراهم آید. زیرا بویژه با افزایش سطح شفافیت واطلاع رسانی و تسهیل روندمشارکت عامه،موانع سنتی توسعه دموکراسی کاهش می یابدو زمینه مناسبی برای مشارکت آگاهانه شهروندان فراهم می آید.
🔹بدین ترتیب به نظر می رسد که با توسعه الکترونیسم، شکل جدیدی از حکومت بر پایه مشارکت آگاهانه شهروندان صورت بندی می شود که در این جا به آن دموکراسی الکترونیک گفته میشود.
🔸یعنی در سایه گسترش تکنولوژی ای، که در دهه هفتاد میلادی به اوج خود رسیده عصر اطلاعات شروع و امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار متداول شده و در جوامع نفوذ کرده است ، در اثر اطلاعات سالاری می توان انتظار داشت که اطلاعات به مشارکت آگاهانه و شایسته سالاری منجر می شود وپیامداین روند. دموکراسی واقعی خواهد بود.
🔹اگر حکومت الکترونیک را یک پدیده نوظهور اجتماعی قلمداد نماییم، محصول همه آن انتقادها و در واقع محصول تمدن اجتماعی تک تک افراد جامعه است.
🔸یعنی این پدیده واکنش تکاملی نسبت به در خواست های مکرر برای تغییراز نظام بوروکراتیک لجام گسیخته و کاغذ بازی های بی پشتوانه و مدت دار به پدیده جدیدی بنام حکومت الکترونیک است.. وحال با توجه به موارد فوق، معیار ارزیابی این پدیده نوین اجتماعی را از چه منظرهایی میتوان به چالش کشید!؟
🔰کارکردها و کژ کارکردهای این پدیده اجتماعی چیست؟
🔸شیوه ها و روش های نهادینه سازی این پدیده اجتماعی در جوامع مختلف متفاوت است. برای کشور ایران با توجه به کمبود زیر ساخت های لازم برای ایجاد حکومت الکترونیکی ما به چه آموزه هایی و الگوهایی نیاز داریم؟
🔸اقتصادجهان وله تبع آن انجام امور بانکی و بیمه تعرفه های گمرگی در امور تجارت (صادرات و واردات)_به شدت از ظرفیت های در حال توسعه الکترونیکی تاثیر گرفته است.ساخت بازارنیز دگرگون شده است ودر فضای مجازی با توسعه شگرفی مواجه شده است بطوریکه توسعه کسب وکارالکترونیک و حتی ...کارآفرینی ...در فضای مجازی از عمده ترین جلوه های آن گردیده است.
در این روند.ساخت سیاسی جوامع نیز به تدریج دگرگون میشود.سیستم های سیاسی مستبد و آمرانه آسیب پذیر خواهند بودو توجیه امکان ناپذیری تحقق دموکراسی مستقیم با توسعه سیستم ها و نرم افزارهای تضمین کننده دموکراسی الکترونیک از میان خواهد رفت.
🔹کاهش سطح فساد اداری، یکی از پیامدهای مثبت توسعه حکومت الکترونیک است.
با افزایش قدرت ثبت و ضبط اطلاعات، خطاها و تخلفات اداری کمتر خواهد شد و بدین ترتیب احتمالا سلامت اداری به صورت قهری افزایش خواهد یافت،مگر اینکه ظهور ناخواسته هایی اعم از هکرها بتوانند برای مدت کوتاهی با روش های جدید برای افزایش فساد اداری را باجرا درآورند!؟(یکی ازمعایب ویا کژ کارکردهای مرسوم ) از دیگر معایب ویا کژکارکردهای حکومت الکترونیک افزایش سلطه اطلاعاتی حکومت ها و آسیب پذیری افراددر برابر آنها به لحاظ توسعه ابزار کنترل و ثبت و ضبط وقایع درباره افراد.توسط حکومت هاست..
🔸ودر این راستا تضعیف حریم خصوصی و کاهش فضای خصوصی جوامع ودر دسترس قرار گرفتن بسیاری از اطلاعات محرمانه افراد توسط سازمانهای دولتی است..
با افزایش افراد سود جو و فرصت طلب به عنوان هکر.افزایش احتمالی هجوم رایانه ای و سرقت اطلاعات خصوصی افراد نهادها، سازمان های بخش دولتی و سواستفاده از آن ها توسط سایر افراد ، گروهها، احزاب و سازمان های خصوصی است.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍امیر عزیزی راد
🔸ایجاد و توسعه حکومت الکترونیک در ایران دارای مزیت ها و معایبی خواهد بود. ولی با توجه به فراگیر شدن این نوع روش حکومت داری در سطح جهان وبالاخص در کشورهای مترقی و دموکراتیک، مرکز ثقل مباحث انتقادی ما می بایستی برنقاط قوت و مزیت های آن باشد ودر خصوص معایب و نواقص آن قطعا در پروسه زمانی توسط محققین و متخصصین این نوع فناوری به حداقل های ممکن خواهد رسید..
🔸به طوریکه با توسعه حکومت الکترونیک می توان انتظار داشت که شرایط مناسبی برای توسعه دموکراسی مستقیم و واقعی فراهم آید. زیرا بویژه با افزایش سطح شفافیت واطلاع رسانی و تسهیل روندمشارکت عامه،موانع سنتی توسعه دموکراسی کاهش می یابدو زمینه مناسبی برای مشارکت آگاهانه شهروندان فراهم می آید.
🔹بدین ترتیب به نظر می رسد که با توسعه الکترونیسم، شکل جدیدی از حکومت بر پایه مشارکت آگاهانه شهروندان صورت بندی می شود که در این جا به آن دموکراسی الکترونیک گفته میشود.
🔸یعنی در سایه گسترش تکنولوژی ای، که در دهه هفتاد میلادی به اوج خود رسیده عصر اطلاعات شروع و امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار متداول شده و در جوامع نفوذ کرده است ، در اثر اطلاعات سالاری می توان انتظار داشت که اطلاعات به مشارکت آگاهانه و شایسته سالاری منجر می شود وپیامداین روند. دموکراسی واقعی خواهد بود.
🔹اگر حکومت الکترونیک را یک پدیده نوظهور اجتماعی قلمداد نماییم، محصول همه آن انتقادها و در واقع محصول تمدن اجتماعی تک تک افراد جامعه است.
🔸یعنی این پدیده واکنش تکاملی نسبت به در خواست های مکرر برای تغییراز نظام بوروکراتیک لجام گسیخته و کاغذ بازی های بی پشتوانه و مدت دار به پدیده جدیدی بنام حکومت الکترونیک است.. وحال با توجه به موارد فوق، معیار ارزیابی این پدیده نوین اجتماعی را از چه منظرهایی میتوان به چالش کشید!؟
🔰کارکردها و کژ کارکردهای این پدیده اجتماعی چیست؟
🔸شیوه ها و روش های نهادینه سازی این پدیده اجتماعی در جوامع مختلف متفاوت است. برای کشور ایران با توجه به کمبود زیر ساخت های لازم برای ایجاد حکومت الکترونیکی ما به چه آموزه هایی و الگوهایی نیاز داریم؟
🔸اقتصادجهان وله تبع آن انجام امور بانکی و بیمه تعرفه های گمرگی در امور تجارت (صادرات و واردات)_به شدت از ظرفیت های در حال توسعه الکترونیکی تاثیر گرفته است.ساخت بازارنیز دگرگون شده است ودر فضای مجازی با توسعه شگرفی مواجه شده است بطوریکه توسعه کسب وکارالکترونیک و حتی ...کارآفرینی ...در فضای مجازی از عمده ترین جلوه های آن گردیده است.
در این روند.ساخت سیاسی جوامع نیز به تدریج دگرگون میشود.سیستم های سیاسی مستبد و آمرانه آسیب پذیر خواهند بودو توجیه امکان ناپذیری تحقق دموکراسی مستقیم با توسعه سیستم ها و نرم افزارهای تضمین کننده دموکراسی الکترونیک از میان خواهد رفت.
🔹کاهش سطح فساد اداری، یکی از پیامدهای مثبت توسعه حکومت الکترونیک است.
با افزایش قدرت ثبت و ضبط اطلاعات، خطاها و تخلفات اداری کمتر خواهد شد و بدین ترتیب احتمالا سلامت اداری به صورت قهری افزایش خواهد یافت،مگر اینکه ظهور ناخواسته هایی اعم از هکرها بتوانند برای مدت کوتاهی با روش های جدید برای افزایش فساد اداری را باجرا درآورند!؟(یکی ازمعایب ویا کژ کارکردهای مرسوم ) از دیگر معایب ویا کژکارکردهای حکومت الکترونیک افزایش سلطه اطلاعاتی حکومت ها و آسیب پذیری افراددر برابر آنها به لحاظ توسعه ابزار کنترل و ثبت و ضبط وقایع درباره افراد.توسط حکومت هاست..
🔸ودر این راستا تضعیف حریم خصوصی و کاهش فضای خصوصی جوامع ودر دسترس قرار گرفتن بسیاری از اطلاعات محرمانه افراد توسط سازمانهای دولتی است..
با افزایش افراد سود جو و فرصت طلب به عنوان هکر.افزایش احتمالی هجوم رایانه ای و سرقت اطلاعات خصوصی افراد نهادها، سازمان های بخش دولتی و سواستفاده از آن ها توسط سایر افراد ، گروهها، احزاب و سازمان های خصوصی است.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰ما را چه شده است؟
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
❌ پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی
🔹روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
🔻 کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
🔴 تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار.
📘سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
1- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
2- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
3- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
🔻 به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال 97، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ ....
✅ چه می توان کرد؟
1- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
2- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
3- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
4- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
5- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
6- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از 70 نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
7- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔹روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
🔻 کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
🔴 تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار.
📘سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
1- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
2- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
3- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
🔻 به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال 97، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ ....
✅ چه می توان کرد؟
1- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
2- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
3- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
4- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
5- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
6- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از 70 نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
7- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔰 توسعهگراکیست؟
ملاکها و معیارهای توسعهگرایی افراد چیست؟
💠تبیین توسعهگرایی آرا و نظریات، پرداختن به نقش عوامل فرهنگی در توسعه است. فرهنگها میتوانند مولفههایی برای پیشرفت و توسعه داشته باشند یا متضمن عقبماندگی باشند. آرا و نظرات اندیشمندان در نسبت با توسعه میتواند مسکوت و بیتفاوت، ضدتوسعه و موافق توسعه باشند. بنابراین عامترین ملاک شناسایی توسعهگرایی، اندیشه و تفکر جدید و مدرن است. بر این اساس، معیارهای توسعهگرایی عبارتند از بهرسمیت شناختن علم و تخصص برای حل مسائل زندگی، پذیرش وجود قوانین و قواعد منظم در دنیای پیرامون، تصدیق کلیتی مستقل به نام جامعه، تاکید بر نقش انسان و اراده انسان در سرنوشت انسان، سخنگفتن از چیستی حکومت و نقش دولت در برنامهریزی و بهبود زندگی شهروندان.
💠 آیا مشی سیاسی، بدون توجه به شرایط زمانی، ملاک توسعهگرایی است؟
مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعهگرایی یا ضدتوسعهگرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایهی قدرت عینی نیروها انتخاب میشود در حالی که توسعهگرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعهگرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعهگرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند.
💠 کدامیک از شخصیتهایی مانند امیرکبیر، محمد مصدق، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجیانی یا محمد خاتمی، در زمان صدارت، توسعهگرا بودهاند؟
همه این افراد در مدتی کوتاه یا طولانی بر مسند قدرت تکیه داشتند و باید ارزیابی را به دوران حکومت آنها منحصر کرد. همه شخصیتهای نامبرده کمابیش توسعهگرا بودند اما به طور مشخص امیرکبیر، محمد مصدق و رضاپهلوی توسعهگرا بودند. اصلاحات امیرکبیر در مسیر توسعه بود اما نظام قاجار توسعهگرا نبود و ظرفیت و توان تحقق اهداف توسعهگرایانه را نداشت. برخی اقدامات رضا پهلوی مانند نوسازی نظام اداری، نوسازی راههای ارتباطی و سرمایهگذاری صنعتی توسعهگرا بود اما برخی دیگر از اقداماتش مانند تشکیل مجلس فرمایشی یا تعطیلی روزنامهها توسعهگرایانه نبود. دولتهای پس از انقلاب کمابیش از ویژگیهای دولت توسعهگرا برخوردارند بودند اما الگوهای توسعه متفاوتی داشتند. بنابراین امروزه نمیتوان فقط توسعه را ملاک مرزبندی گذاشت و باید الگوی توسعه هم مدنظر باشد.
💠کدام یک از شخصیتهای علی شریعتی، محمود طالقانی، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش، عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانید؟
با توج به همهی تفاوتهایی که بین آرا و نظرات این نواندیشنان دینی میشناسیم و با وجود حساسیتهای اقتصادی-اجتماعی بسیار متفاوت، همه آنها را توسعهگرا میدانم. عزتاله سحابی معتقد به انباشت نظر و تجربه و بیشتر متاثر از محمود طالقانی بود و خود را سوسیال دمکرات نامید و بر دمکراسی، عدالت و محیط زیست تاکید داشت. علی شریعتی هم روی ضرورت توسعه جوامع مسلمان تاکید میکرد. او معتقد بود که علم و عقل در اسلام، ملاک یافتن حقیقت و ضابطه رستگاری است و یادگیری علم برای همه واجب. چارچوب شریعتی برای الگوی پیشرفت مادی و معنوی، بر پایهی تفکیک و تمایز میان ترقی و تکامل است. ترقی به قدرت و امکانات انسان میپردازد اما تکامل روی حقیقت و صفات وجودی متمرکز است. شریعتی در کنار توسعهگرایی، الگوی توسعهی خود را نیز بیان کرده است که مبتنی بر پیشرفت مادی در کنار معنای زندگی یا کمال است.
📝 دکتر سعید مدنی
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
ملاکها و معیارهای توسعهگرایی افراد چیست؟
💠تبیین توسعهگرایی آرا و نظریات، پرداختن به نقش عوامل فرهنگی در توسعه است. فرهنگها میتوانند مولفههایی برای پیشرفت و توسعه داشته باشند یا متضمن عقبماندگی باشند. آرا و نظرات اندیشمندان در نسبت با توسعه میتواند مسکوت و بیتفاوت، ضدتوسعه و موافق توسعه باشند. بنابراین عامترین ملاک شناسایی توسعهگرایی، اندیشه و تفکر جدید و مدرن است. بر این اساس، معیارهای توسعهگرایی عبارتند از بهرسمیت شناختن علم و تخصص برای حل مسائل زندگی، پذیرش وجود قوانین و قواعد منظم در دنیای پیرامون، تصدیق کلیتی مستقل به نام جامعه، تاکید بر نقش انسان و اراده انسان در سرنوشت انسان، سخنگفتن از چیستی حکومت و نقش دولت در برنامهریزی و بهبود زندگی شهروندان.
💠 آیا مشی سیاسی، بدون توجه به شرایط زمانی، ملاک توسعهگرایی است؟
مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعهگرایی یا ضدتوسعهگرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایهی قدرت عینی نیروها انتخاب میشود در حالی که توسعهگرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعهگرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعهگرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند.
💠 کدامیک از شخصیتهایی مانند امیرکبیر، محمد مصدق، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجیانی یا محمد خاتمی، در زمان صدارت، توسعهگرا بودهاند؟
همه این افراد در مدتی کوتاه یا طولانی بر مسند قدرت تکیه داشتند و باید ارزیابی را به دوران حکومت آنها منحصر کرد. همه شخصیتهای نامبرده کمابیش توسعهگرا بودند اما به طور مشخص امیرکبیر، محمد مصدق و رضاپهلوی توسعهگرا بودند. اصلاحات امیرکبیر در مسیر توسعه بود اما نظام قاجار توسعهگرا نبود و ظرفیت و توان تحقق اهداف توسعهگرایانه را نداشت. برخی اقدامات رضا پهلوی مانند نوسازی نظام اداری، نوسازی راههای ارتباطی و سرمایهگذاری صنعتی توسعهگرا بود اما برخی دیگر از اقداماتش مانند تشکیل مجلس فرمایشی یا تعطیلی روزنامهها توسعهگرایانه نبود. دولتهای پس از انقلاب کمابیش از ویژگیهای دولت توسعهگرا برخوردارند بودند اما الگوهای توسعه متفاوتی داشتند. بنابراین امروزه نمیتوان فقط توسعه را ملاک مرزبندی گذاشت و باید الگوی توسعه هم مدنظر باشد.
💠کدام یک از شخصیتهای علی شریعتی، محمود طالقانی، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش، عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانید؟
با توج به همهی تفاوتهایی که بین آرا و نظرات این نواندیشنان دینی میشناسیم و با وجود حساسیتهای اقتصادی-اجتماعی بسیار متفاوت، همه آنها را توسعهگرا میدانم. عزتاله سحابی معتقد به انباشت نظر و تجربه و بیشتر متاثر از محمود طالقانی بود و خود را سوسیال دمکرات نامید و بر دمکراسی، عدالت و محیط زیست تاکید داشت. علی شریعتی هم روی ضرورت توسعه جوامع مسلمان تاکید میکرد. او معتقد بود که علم و عقل در اسلام، ملاک یافتن حقیقت و ضابطه رستگاری است و یادگیری علم برای همه واجب. چارچوب شریعتی برای الگوی پیشرفت مادی و معنوی، بر پایهی تفکیک و تمایز میان ترقی و تکامل است. ترقی به قدرت و امکانات انسان میپردازد اما تکامل روی حقیقت و صفات وجودی متمرکز است. شریعتی در کنار توسعهگرایی، الگوی توسعهی خود را نیز بیان کرده است که مبتنی بر پیشرفت مادی در کنار معنای زندگی یا کمال است.
📝 دکتر سعید مدنی
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔰گفتمان توسعه اقتصادی
❇️ در ذیل به مواردی از گفتمان توسعه اقتصادی اشاره می شود:
✅۱. تولید گرایی و تفکر توسعه گرا:
توسعه و پیشرفت در هر جامعه ای منوط به تولید و ایجاد ارزش افزوده است. شرط لازم توسعه اقتصادی، سرمایه گذاری کافی با هدف تولید بیشتر و خلق ارزش است. طبیعی است که تنها مدیرانی توسعه گرای واقعی هستند که تفکر و منش تحول گرا داشته و بدنبال ایجاد ارزش افزوده در کشور ویا شهر با استفاده از روشهای نو آورانه باشند.
✅ ۲. ایجاد فرهنگ مناسب توسعه:
گفته میشود توسعه اقتصادی چیزی جز توسعه منابع انسانی نیست. توسعه اقتصادی فقط در صورتی تحقق می یابد که فرهنگ مناسب توسعه در میان مردم شکل گرفته باشد. این فرهنگ، مولفه های زیادی دارد که مدیران ارشد کشور میبایست آنها را در در مصدر برنامه های خود قرار دهند. برخی از این مولفه ها عبارتند از: نظم و انضباط اجتماعی، رواج درستکاری و صداقت، اهمیت کار و تلاش و جدیت، وجدان کاری و تعهد، قانون مداری، شایسته سالاری، اهمیت کار گروهی و نظم پذیری جمعی، علم دوستی و حاکمیت نگرش علمی و دوری از خرافه، آینده نگری، برنامهریزی و حسابگری، باور فرهنگی به لزوم احترام به حقوق دیگران، باور فرهنگی به برابری همه آحاد کشور، آزادی سیاسی، اهمیت بخشیدن به منافع اجتماعی (کشور و یا شهر) در مقابل منافع گروهی و پذیرش خرد جمعی.
✅ ۳. تعامل سازنده با دیگران:
تجربه کشورهایی که در دهه های اخیر به جرگه کشور های توسعه یافته پیوسته اند، نشان میدهد که همگی آنها با ادغام در اقتصاد جهانی و استفاده از مزیتهای نسبی و ظرفیتهای جهانی و با استفاده از بازارهای بینالمللی به رشد اقتصادی بالا و با ثبات رسیده اند. کشورهایی چون کره جنوبی،تایوان، هنگ کنگ، مالزی، سنگاپور، امارات، قطر مثال هایی واضح هستند. این کشور ها با درآمد سرانه ای کمتر از کشورمان در سه چهار دهه گذشته، با ادغام در اقتصاد بینالملل و با تلاش و کوشش مداوم توانستند به جرگه کشور های توسعه یافته بپیوندند.حتی یک مورد استثنا وجود ندارد که کشوری در حالت انزوا توانسته باشد به رشد اقتصادی بالا دست یافته باشد.
مدیران ارشد کشور میبایست به امر بهبود تعامل با دنیا به عنوان یک امر زیربنایی برای حرکت به سمت توسعه اقتصادی توجه ویژه ای داشته باشند. آنان در مقیاس شهرها و استانها نیز می بایست مدیرانی را پیشنهاد دهند که اهل تعامل و گفتگو با همه نهادهای تاثیر گذار باشند.
البته باید توجه داشت تعامل سازنده شرط لازم توسعه است و نه شرط کافی. برای پیشرفت یک مملکت، علاوه بر این مولفه های زیربنایی، میبایست تلاش همگانی و مستمر برای چند دهه صورت پذیرد تا کشور به جرگه کشورهای توسعه یافته و با درآمد بالا و توزیع درآمد مناسب و رفاه اجتماعی دست یابد. توسعه اقتصادی چیزی نیست که یک شبه و یکساله و ده ساله بدان یابیم. حرکت به سمت توسعه اقتصادی فرآیندی است که طی آن یک دولت و ملت بصورت همگرا و با عزم ملی و اراده همگانی، تلاش عالمانه ای را برای یک دوره طولانی سه تا چهار دهه متوالی و با هماهنگی و ثبات، برای ترقی و تعالی صورت دهند. در سطح شهر نیز، عدم تعامل نهادهای تاثیرگذار موجب به هرز رفتن منابع و هرج و مرج در تصمیم گیری ها میگردد.
✅ ۴. توجه به توزیع عادلانه درآمد:
یکی از عوارض اقتصاد ناسالم، توزیع ناعادلانه درآمد است. متاسفانه علیرغم آنکه درصد بالایی از اقتصادکشور دولتی است و انتظار میرود در یک اقتصاد دولتی، توزیع درآمدها نسبت به اقتصادهای رقابتی و سرمایه داری عادلانه تر باشد ، توزیع درآمد در کشور چندان عادلانه نیست. ضریب جینی حدود 38 درصد و نسبت درآمد ده درصد پردرآمد کشور به ده درصد کم درآمد حدود شانزده است. این شاخص های نابرابری زیبنده کشور اسلامی نیست. در اقتصاد های دولت رفاه چون ژاپن و آلمان ضریب جینی حدود 25 درصد و نسبت درآمد ده درصد اغنیا به ده درصد فقرا حدود شش برابر است که بسیار عادلانه تر از کشور ایران میباشد. یکی از مهمترین پارامترهای اقتصادی سالم ، عدالت اجتماعی است. دلیل این نابرابری ها را می بایست در رانتهای اقتصادی، فساد اقتصادی، نظام مالیاتی نامناسب ، نظام تامین اجتماعی غیرعادلانه و سیستم بانکی ناکارا جستجو کرد.
دولتمردان میبایست راه حل های مناسب را برای اصلاح نظام مالیاتی ونظام تامین اجتماعی و سیستم بانکی مناسب ارائه دهند. در سطح شهرها هم میبایست به توسعه بخشهای فقیر نشین و توزیع عادلانه منابع توجه ویژه ای صورت پذیرد.📝 دکتر غدیر مهدوی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
❇️ در ذیل به مواردی از گفتمان توسعه اقتصادی اشاره می شود:
✅۱. تولید گرایی و تفکر توسعه گرا:
توسعه و پیشرفت در هر جامعه ای منوط به تولید و ایجاد ارزش افزوده است. شرط لازم توسعه اقتصادی، سرمایه گذاری کافی با هدف تولید بیشتر و خلق ارزش است. طبیعی است که تنها مدیرانی توسعه گرای واقعی هستند که تفکر و منش تحول گرا داشته و بدنبال ایجاد ارزش افزوده در کشور ویا شهر با استفاده از روشهای نو آورانه باشند.
✅ ۲. ایجاد فرهنگ مناسب توسعه:
گفته میشود توسعه اقتصادی چیزی جز توسعه منابع انسانی نیست. توسعه اقتصادی فقط در صورتی تحقق می یابد که فرهنگ مناسب توسعه در میان مردم شکل گرفته باشد. این فرهنگ، مولفه های زیادی دارد که مدیران ارشد کشور میبایست آنها را در در مصدر برنامه های خود قرار دهند. برخی از این مولفه ها عبارتند از: نظم و انضباط اجتماعی، رواج درستکاری و صداقت، اهمیت کار و تلاش و جدیت، وجدان کاری و تعهد، قانون مداری، شایسته سالاری، اهمیت کار گروهی و نظم پذیری جمعی، علم دوستی و حاکمیت نگرش علمی و دوری از خرافه، آینده نگری، برنامهریزی و حسابگری، باور فرهنگی به لزوم احترام به حقوق دیگران، باور فرهنگی به برابری همه آحاد کشور، آزادی سیاسی، اهمیت بخشیدن به منافع اجتماعی (کشور و یا شهر) در مقابل منافع گروهی و پذیرش خرد جمعی.
✅ ۳. تعامل سازنده با دیگران:
تجربه کشورهایی که در دهه های اخیر به جرگه کشور های توسعه یافته پیوسته اند، نشان میدهد که همگی آنها با ادغام در اقتصاد جهانی و استفاده از مزیتهای نسبی و ظرفیتهای جهانی و با استفاده از بازارهای بینالمللی به رشد اقتصادی بالا و با ثبات رسیده اند. کشورهایی چون کره جنوبی،تایوان، هنگ کنگ، مالزی، سنگاپور، امارات، قطر مثال هایی واضح هستند. این کشور ها با درآمد سرانه ای کمتر از کشورمان در سه چهار دهه گذشته، با ادغام در اقتصاد بینالملل و با تلاش و کوشش مداوم توانستند به جرگه کشور های توسعه یافته بپیوندند.حتی یک مورد استثنا وجود ندارد که کشوری در حالت انزوا توانسته باشد به رشد اقتصادی بالا دست یافته باشد.
مدیران ارشد کشور میبایست به امر بهبود تعامل با دنیا به عنوان یک امر زیربنایی برای حرکت به سمت توسعه اقتصادی توجه ویژه ای داشته باشند. آنان در مقیاس شهرها و استانها نیز می بایست مدیرانی را پیشنهاد دهند که اهل تعامل و گفتگو با همه نهادهای تاثیر گذار باشند.
البته باید توجه داشت تعامل سازنده شرط لازم توسعه است و نه شرط کافی. برای پیشرفت یک مملکت، علاوه بر این مولفه های زیربنایی، میبایست تلاش همگانی و مستمر برای چند دهه صورت پذیرد تا کشور به جرگه کشورهای توسعه یافته و با درآمد بالا و توزیع درآمد مناسب و رفاه اجتماعی دست یابد. توسعه اقتصادی چیزی نیست که یک شبه و یکساله و ده ساله بدان یابیم. حرکت به سمت توسعه اقتصادی فرآیندی است که طی آن یک دولت و ملت بصورت همگرا و با عزم ملی و اراده همگانی، تلاش عالمانه ای را برای یک دوره طولانی سه تا چهار دهه متوالی و با هماهنگی و ثبات، برای ترقی و تعالی صورت دهند. در سطح شهر نیز، عدم تعامل نهادهای تاثیرگذار موجب به هرز رفتن منابع و هرج و مرج در تصمیم گیری ها میگردد.
✅ ۴. توجه به توزیع عادلانه درآمد:
یکی از عوارض اقتصاد ناسالم، توزیع ناعادلانه درآمد است. متاسفانه علیرغم آنکه درصد بالایی از اقتصادکشور دولتی است و انتظار میرود در یک اقتصاد دولتی، توزیع درآمدها نسبت به اقتصادهای رقابتی و سرمایه داری عادلانه تر باشد ، توزیع درآمد در کشور چندان عادلانه نیست. ضریب جینی حدود 38 درصد و نسبت درآمد ده درصد پردرآمد کشور به ده درصد کم درآمد حدود شانزده است. این شاخص های نابرابری زیبنده کشور اسلامی نیست. در اقتصاد های دولت رفاه چون ژاپن و آلمان ضریب جینی حدود 25 درصد و نسبت درآمد ده درصد اغنیا به ده درصد فقرا حدود شش برابر است که بسیار عادلانه تر از کشور ایران میباشد. یکی از مهمترین پارامترهای اقتصادی سالم ، عدالت اجتماعی است. دلیل این نابرابری ها را می بایست در رانتهای اقتصادی، فساد اقتصادی، نظام مالیاتی نامناسب ، نظام تامین اجتماعی غیرعادلانه و سیستم بانکی ناکارا جستجو کرد.
دولتمردان میبایست راه حل های مناسب را برای اصلاح نظام مالیاتی ونظام تامین اجتماعی و سیستم بانکی مناسب ارائه دهند. در سطح شهرها هم میبایست به توسعه بخشهای فقیر نشین و توزیع عادلانه منابع توجه ویژه ای صورت پذیرد.📝 دکتر غدیر مهدوی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔳⭕️بیماری الکنیسم اجتماعی ما
🔹بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم.
🔰بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
🔹حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع تر از «فقر گفتگو» شاید مفید باشد:
🔰با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
🔰با دو منفعت گفتگو خو بگیریم:
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
📕سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
✳️@CompetentManagers
🔹بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم.
🔰بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
🔹حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع تر از «فقر گفتگو» شاید مفید باشد:
🔰با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
🔰با دو منفعت گفتگو خو بگیریم:
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
📕سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
✳️@CompetentManagers
💎۴ عامل ناکارآمدی نظام اداری کشور
«محسن جلالپور» رئیس سابق اتاق ایران :
💠«خروج تکنوکراتها از سازمانهای دولتی»
💠 «به حاشیه راندن روشهای کارشناسی»
💠 «استخدامهای بیرویه»
💠«برخوردهای سیاسی با مسائل»
💠را عامل ناکارآمدی نظام اداری کشور میداند.
💠حالا خوب میفهمم که چقدر سیستم ناکارآمد اداری، مانع خروج از رکود فعلی است. در حقیقت حالا میفهمم که «تحریمهای داخلی بیشتر از تحریمهای بینالمللی اقتصاد ایران را زمینگیر کرده است.»
💠میان سیاستگذاری و اجرا، شکافی عمیق وجود دارد و انگار بدنه اجرایی کشور، سیاستگذاری را قبول ندارد یا اینکه آنقدر دستگاههای اداری ضعیف و ناکارآمد شدهاند که امکان اجرای سیاستها را ندارند.
💠سیاستگذاری با این بدنه اجرایی و با این دستگاه اداری ناکارآمد و فاسد امکانپذیر نیست و جز اتلاف منابع و ایجاد نارضایتی،دستاوردی ندارد.
💠همچنین سیاستگذاران نباید تنها برپایه سیاستگذاری، انتظار مردم را بالا ببرند و ابتدا باید ببینند دستگاههای اجرایی چقدر توان اجرای سیاستها را دارند و پس از آن از تغییر و بهبود سخن
بگویند.
💠خروج از رکود، امروز محتاج نشست و مصوبه و ابلاغیه نیست، محتاج بدنه اجرایی سالم و کارآمد در ادارات و سازمانها و بانکهای کشور است.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
«محسن جلالپور» رئیس سابق اتاق ایران :
💠«خروج تکنوکراتها از سازمانهای دولتی»
💠 «به حاشیه راندن روشهای کارشناسی»
💠 «استخدامهای بیرویه»
💠«برخوردهای سیاسی با مسائل»
💠را عامل ناکارآمدی نظام اداری کشور میداند.
💠حالا خوب میفهمم که چقدر سیستم ناکارآمد اداری، مانع خروج از رکود فعلی است. در حقیقت حالا میفهمم که «تحریمهای داخلی بیشتر از تحریمهای بینالمللی اقتصاد ایران را زمینگیر کرده است.»
💠میان سیاستگذاری و اجرا، شکافی عمیق وجود دارد و انگار بدنه اجرایی کشور، سیاستگذاری را قبول ندارد یا اینکه آنقدر دستگاههای اداری ضعیف و ناکارآمد شدهاند که امکان اجرای سیاستها را ندارند.
💠سیاستگذاری با این بدنه اجرایی و با این دستگاه اداری ناکارآمد و فاسد امکانپذیر نیست و جز اتلاف منابع و ایجاد نارضایتی،دستاوردی ندارد.
💠همچنین سیاستگذاران نباید تنها برپایه سیاستگذاری، انتظار مردم را بالا ببرند و ابتدا باید ببینند دستگاههای اجرایی چقدر توان اجرای سیاستها را دارند و پس از آن از تغییر و بهبود سخن
بگویند.
💠خروج از رکود، امروز محتاج نشست و مصوبه و ابلاغیه نیست، محتاج بدنه اجرایی سالم و کارآمد در ادارات و سازمانها و بانکهای کشور است.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫ وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
◼بار دیگر شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام، فرمانده و امیر دلاور، سپهبد حاج قاسم سلیمانی را خدمت شریف ملت بزرگ ایران، تبریک و تسلیت عرض میکنیم .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
◼بار دیگر شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام، فرمانده و امیر دلاور، سپهبد حاج قاسم سلیمانی را خدمت شریف ملت بزرگ ایران، تبریک و تسلیت عرض میکنیم .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
🔰چرا میزان کار مفید در دستگاههای کشور ما در مقایسه با سایر کشورها کم است؟
💠مهمترین و اولین دلیل، ساختار دولتی پیچیده و گسترده شکلگرفته در نظام اداری کشور است.
💠بوروکراسی و دیوانسالاری پیچیدهای بر نظام اداری کشور حکمفرماست که سرعت و دقت امور اداری را تحتالشعاع قرار میدهد.
💠درکنار مسئله بوروکراسی پیچیده، نظام اداری کشور بسیار گسترده و بزرگ است و امکان رشد و نمو بخشهای خصوصی رقابتی را که میتوانند امورات و وظایف مشابه را هدایت و اجرا کنند نمیدهد
💠رقابت در نظام اداری فعلی کشور بهصورت مشخص تعریف نشده است
💠طرح هايي موثر برای ارتقای ساعات کار مفید در نظام اداری
الف- پیاده سازی نظام کارآمد نظارت و ارزیابی عملکرد
ب- پیادهسازی نظام مدیریتی کارآمد و انتخاب مدیران آشنا به علوم و فنون روز مدیریتی
ج- پیاده سازی نظام پاسخگویی و مسئولیتپذیری در دستگاههای اداری
ر- ایجاد بستر رقابتی و واگذاری برخی از امور و وظایف به بخشهای خصوصی که توانایی و قابلیت انجام وظایف را دارند.
د- تلاش جهت کوچکسازی نظام اداری موجود
ه- شناسایی بوروکراسیهای پیچیده و اصلاح فرآیندها با هدف حذف دیوان سالاری زائد
و- اجرای نظام پرداخت کارمزدی به جای وقت مزدی
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
💠مهمترین و اولین دلیل، ساختار دولتی پیچیده و گسترده شکلگرفته در نظام اداری کشور است.
💠بوروکراسی و دیوانسالاری پیچیدهای بر نظام اداری کشور حکمفرماست که سرعت و دقت امور اداری را تحتالشعاع قرار میدهد.
💠درکنار مسئله بوروکراسی پیچیده، نظام اداری کشور بسیار گسترده و بزرگ است و امکان رشد و نمو بخشهای خصوصی رقابتی را که میتوانند امورات و وظایف مشابه را هدایت و اجرا کنند نمیدهد
💠رقابت در نظام اداری فعلی کشور بهصورت مشخص تعریف نشده است
💠طرح هايي موثر برای ارتقای ساعات کار مفید در نظام اداری
الف- پیاده سازی نظام کارآمد نظارت و ارزیابی عملکرد
ب- پیادهسازی نظام مدیریتی کارآمد و انتخاب مدیران آشنا به علوم و فنون روز مدیریتی
ج- پیاده سازی نظام پاسخگویی و مسئولیتپذیری در دستگاههای اداری
ر- ایجاد بستر رقابتی و واگذاری برخی از امور و وظایف به بخشهای خصوصی که توانایی و قابلیت انجام وظایف را دارند.
د- تلاش جهت کوچکسازی نظام اداری موجود
ه- شناسایی بوروکراسیهای پیچیده و اصلاح فرآیندها با هدف حذف دیوان سالاری زائد
و- اجرای نظام پرداخت کارمزدی به جای وقت مزدی
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
🔰چالش های نظام اداری کشورهای جهان سوم:
🔸کشورهای جهان سوم ضمن تفاوتهای بسیاری که با یکدیگر دارند از جهاتی آنچنان شبیه یکدیگرند که میتوان آنها را در یک گروه یا دسته مطالعه کرد. یکی از جنبه های مشترک بین کشورهای جهان سوم خصوصیات نظام اداری حاکم بر این جوامع و مشکلات ناشی از آنهاست. خصوصیات مذکور به گونه ای مشابه اند که این کشورها را به نحو بارزی از دیگر کشورها متمایز میسازد.
📕۱- تقلیدی بودن ساختارهای، سازمانی، تشکیلاتی و مدیریت:
یکی از خصوصیات نظام اداری جهان سوم تقلیدی بودن ساختارهای اداری آن است که موجب مشکلات بسیاری است. الگوی اولیه سازمانها در کشورهای مذکور تقلیدی از کشورهای پیشرفته صنعتی بوده و خود دارای ساختاری اصیل برای سازمانها و مدیریت جامعه نیستند.
📕۲- بازدهی کم و نامؤثر بودن نظام اداری:
در مقایسه با میزان اثر بخشی و بازدهی نظام اداری جهان سوم نسبت به سایر کشورهای پیشرفته در سطح نازلی بوده و این امر یکی از مشکلات تمامی کشورهای مذکور است. شاید یکی از عمده ترین علتهای این مسئله همانا تقلیدی بودن نظام اداری است. نظامی که برای جامعه اصالت نداشته و با اجزای مختلف آن همخوانی ندارد مسلماً نخواهد توانست در تحقق اهداف خود مؤثر و کارآمد باشد.
📕 ۳- جایگزینی هدفهای فردی به جای اهداف عمومی
در اغلب سازمانهای اداری جهان سوم مدیران به دنبال اهداف فردی خود بوده و از امکانات و منابع سازمان برای نیل به اهداف شخصی خود بهره میگیرند.حفظ مقام و شغل از عمده ترین مسائل هر مدیر بوده و او را در ارتباطات و فعالیتهایش بیشترین تلاش را در تحقق این هدف داشته و از نظر وی مسائل سازمانی در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
📕 ۴- نظام ناشایستگی در مدیریت نیروی انسانی
در نظام شایستگی هدف آن است که شایسته ترین افراد به خدمت سازمان در آمده و طبق ضوابط و مقررات موجود در سازمان بر اساس شایستگی و صلاحیت دقیقاً ارزیابی شده و در صورت استحقاق، ترفیع و ارتقاء یابند. اما در نظام ناشایستگی سازمانها در انتصابات و ارتقاء پایبند ضوابط و مقررات نبوده و عواملی از قبیل خویشاوندی و آشنایی، توصیه مقامات ذی نفوذ، وابستگی به مراتب عالی سازمان و روابط شخصی، اساس استخدام قرار میگیرید. در چنین شرایط مدیریت نیروی انسانی در سازمان ، تابع سلیقه های فردی بوده و از حاکمیت ضابطه ها خبری نیست.
📕۵- فساد اداری
فساد اداری را معمولاً به انحراف از شیوه های قانونی اطلاق کرده اند اما بطور کلی هرگونه استفاده نامشروع از مقام و موقعیت شغلی نوعی فساد بشمار میآید به هر تعبیر فساد مسئله ای نیست که خاص کشورهای جهان سوم باشد و در کشورهای توسعه یافته نیز به گونه ای مختلف مشاهده میگردد.در جهان سوم فساد اداری گاهی بصورت پرداختهای اندک برای تسهیل اجرای قوانین و تسریح امور به مأموران جزء تظاهر می کندو گاهی نیز در رده های بالاتر برای فرار از قانون صورت می پذیرد.
📕 ۶- فرهنگ سخنگویی بجای عمل
در جهان سوم در مورد مسائل، بیشتر سخن گفته میشود تا عمل. در مورد آرمانها و ایده ها سخن بسیار رانده میشود اما از عمل خبری نیست. برنامه های جامع و کاملی طراحی میگردند که هرگز به مرحله عمل نمی رسند. قوانین و مقرراتی وضع میشوند که از آغاز مشخص است هیچگاه به اجرا در نخواهد آمد.
📕۷- مهار گسیختگی بوروکراسیها
یکی از مشکلات نظام اداری جهان سوم مهار گسیختگی بوروکراسی ها و انباشت قدرت در آنهاست. بوروکراسیها، نیروها و منابع و امکانات جامعه را انحصاراً به خود اختصاص داده و بصورت واحد هایی نیرومند و انحصار طلب در جامعه سر می افرازند. این سازمانهای غول آسا با بکار گیری تخصصهای فنی با استفاده از قوانین و مقررات دولتی با اتکا به هدفهای ضروری و حیاتی خود و با بکار گیری از اهرمهای سیاسی به قدرت نمایی پرداخته و بدین ترتیب سازمانهایی که میباید در خدمت جامعه باشند جامعه را در خدمت خود میگیرند.
📕۸- تشکلهای غیر رسمی در سازمان
فرهنگ مشرق زمین آمیخته با عواطف، علایق و صمیمیت های مفرط بوده و این امر در ایجاد تشکلهای درون سازمان غیر رسمی تأثیر بسیار داشته است. در نظام اداری جهان سوم ارتباط غیر رسمی که بین گروهای مختلف در سازمانها شکل گرفته اند در بیشتر اوقات بصورت عاملی بازدارنده در آمده و سد راه تحقق اهداف رسمی سازمان گردیده اند. هم مذهب بودن، همزبان بودن ، همشهری بودن، هم مسلک بودن و … باعث گردیده است افراد و اعضای سازمانها جایگاهای رسمی خود را فراموش کرده و در قالبهای غیر رسمی با هم ارتباط برقرار کنند و سازمانی پیش بینی نشده و متمایز با سازمان رسمی بوجود آورند.
📕۹- روحیه تقدیر گرایی
یکی از ویژگیهای فرهنگی برخی ملل در جهان سوم تقدیر گرایی و اعتقاد به سرنوشت مختوم است که روحیه ای انفعالی بوده است. و در راه انجام وظایف مختلف مدیریت مشکل ایجاد میکنند.
🔰کانال مدیران شایسته
📘@CompetentManagers
🔸کشورهای جهان سوم ضمن تفاوتهای بسیاری که با یکدیگر دارند از جهاتی آنچنان شبیه یکدیگرند که میتوان آنها را در یک گروه یا دسته مطالعه کرد. یکی از جنبه های مشترک بین کشورهای جهان سوم خصوصیات نظام اداری حاکم بر این جوامع و مشکلات ناشی از آنهاست. خصوصیات مذکور به گونه ای مشابه اند که این کشورها را به نحو بارزی از دیگر کشورها متمایز میسازد.
📕۱- تقلیدی بودن ساختارهای، سازمانی، تشکیلاتی و مدیریت:
یکی از خصوصیات نظام اداری جهان سوم تقلیدی بودن ساختارهای اداری آن است که موجب مشکلات بسیاری است. الگوی اولیه سازمانها در کشورهای مذکور تقلیدی از کشورهای پیشرفته صنعتی بوده و خود دارای ساختاری اصیل برای سازمانها و مدیریت جامعه نیستند.
📕۲- بازدهی کم و نامؤثر بودن نظام اداری:
در مقایسه با میزان اثر بخشی و بازدهی نظام اداری جهان سوم نسبت به سایر کشورهای پیشرفته در سطح نازلی بوده و این امر یکی از مشکلات تمامی کشورهای مذکور است. شاید یکی از عمده ترین علتهای این مسئله همانا تقلیدی بودن نظام اداری است. نظامی که برای جامعه اصالت نداشته و با اجزای مختلف آن همخوانی ندارد مسلماً نخواهد توانست در تحقق اهداف خود مؤثر و کارآمد باشد.
📕 ۳- جایگزینی هدفهای فردی به جای اهداف عمومی
در اغلب سازمانهای اداری جهان سوم مدیران به دنبال اهداف فردی خود بوده و از امکانات و منابع سازمان برای نیل به اهداف شخصی خود بهره میگیرند.حفظ مقام و شغل از عمده ترین مسائل هر مدیر بوده و او را در ارتباطات و فعالیتهایش بیشترین تلاش را در تحقق این هدف داشته و از نظر وی مسائل سازمانی در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
📕 ۴- نظام ناشایستگی در مدیریت نیروی انسانی
در نظام شایستگی هدف آن است که شایسته ترین افراد به خدمت سازمان در آمده و طبق ضوابط و مقررات موجود در سازمان بر اساس شایستگی و صلاحیت دقیقاً ارزیابی شده و در صورت استحقاق، ترفیع و ارتقاء یابند. اما در نظام ناشایستگی سازمانها در انتصابات و ارتقاء پایبند ضوابط و مقررات نبوده و عواملی از قبیل خویشاوندی و آشنایی، توصیه مقامات ذی نفوذ، وابستگی به مراتب عالی سازمان و روابط شخصی، اساس استخدام قرار میگیرید. در چنین شرایط مدیریت نیروی انسانی در سازمان ، تابع سلیقه های فردی بوده و از حاکمیت ضابطه ها خبری نیست.
📕۵- فساد اداری
فساد اداری را معمولاً به انحراف از شیوه های قانونی اطلاق کرده اند اما بطور کلی هرگونه استفاده نامشروع از مقام و موقعیت شغلی نوعی فساد بشمار میآید به هر تعبیر فساد مسئله ای نیست که خاص کشورهای جهان سوم باشد و در کشورهای توسعه یافته نیز به گونه ای مختلف مشاهده میگردد.در جهان سوم فساد اداری گاهی بصورت پرداختهای اندک برای تسهیل اجرای قوانین و تسریح امور به مأموران جزء تظاهر می کندو گاهی نیز در رده های بالاتر برای فرار از قانون صورت می پذیرد.
📕 ۶- فرهنگ سخنگویی بجای عمل
در جهان سوم در مورد مسائل، بیشتر سخن گفته میشود تا عمل. در مورد آرمانها و ایده ها سخن بسیار رانده میشود اما از عمل خبری نیست. برنامه های جامع و کاملی طراحی میگردند که هرگز به مرحله عمل نمی رسند. قوانین و مقرراتی وضع میشوند که از آغاز مشخص است هیچگاه به اجرا در نخواهد آمد.
📕۷- مهار گسیختگی بوروکراسیها
یکی از مشکلات نظام اداری جهان سوم مهار گسیختگی بوروکراسی ها و انباشت قدرت در آنهاست. بوروکراسیها، نیروها و منابع و امکانات جامعه را انحصاراً به خود اختصاص داده و بصورت واحد هایی نیرومند و انحصار طلب در جامعه سر می افرازند. این سازمانهای غول آسا با بکار گیری تخصصهای فنی با استفاده از قوانین و مقررات دولتی با اتکا به هدفهای ضروری و حیاتی خود و با بکار گیری از اهرمهای سیاسی به قدرت نمایی پرداخته و بدین ترتیب سازمانهایی که میباید در خدمت جامعه باشند جامعه را در خدمت خود میگیرند.
📕۸- تشکلهای غیر رسمی در سازمان
فرهنگ مشرق زمین آمیخته با عواطف، علایق و صمیمیت های مفرط بوده و این امر در ایجاد تشکلهای درون سازمان غیر رسمی تأثیر بسیار داشته است. در نظام اداری جهان سوم ارتباط غیر رسمی که بین گروهای مختلف در سازمانها شکل گرفته اند در بیشتر اوقات بصورت عاملی بازدارنده در آمده و سد راه تحقق اهداف رسمی سازمان گردیده اند. هم مذهب بودن، همزبان بودن ، همشهری بودن، هم مسلک بودن و … باعث گردیده است افراد و اعضای سازمانها جایگاهای رسمی خود را فراموش کرده و در قالبهای غیر رسمی با هم ارتباط برقرار کنند و سازمانی پیش بینی نشده و متمایز با سازمان رسمی بوجود آورند.
📕۹- روحیه تقدیر گرایی
یکی از ویژگیهای فرهنگی برخی ملل در جهان سوم تقدیر گرایی و اعتقاد به سرنوشت مختوم است که روحیه ای انفعالی بوده است. و در راه انجام وظایف مختلف مدیریت مشکل ایجاد میکنند.
🔰کانال مدیران شایسته
📘@CompetentManagers
🔰«کوتاه نگری» چه آسیبی به نظام اقتصادی یک جامعه تحمیل می کند؟- بخش اول-
🔹دکتر فرشاد مومنی: توسعه پایدار با «انقلاب دانایی» صورت میگیرد. برای رسیدن به «توسعه» باید «ساحت اندیشه» را دریابیم!
🔹در این گفتار قصد دارم پیرامون موضوع «بیم ها و امیدها» و «ملاحظات آینده» بگویم و دغدغه ۱۵ ساله ای را با شما در میان بگذارم که پیوسته در برنامه مطالعاتی خود دنبال کرده ام. براساس آن دغدغه، ما بیش از پیش به «مواجهه ای خردورزانه» برای آینده و اقتصادمان نیازمندیم. از این زاویه، ما با یک پارادوکس مواجهیم؛ پارادوکس «توسعه خواهی» در یک ساختار «رانتی». کسی که در جست وجوی «توسعه» برمی آید از جنبه معرفتی کسی است که نگاه خود را به «آینده» معطوف می کند. دکتر حسین مهدوی در سال ۱۹۷۰ و در مقاله پیشگام خود که به بحث «دولت رانتی» پرداخته بود، مهم ترین مشخصه نظام رانتی را غلبه نظام وار «کوتاه نگری» بر فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع عنوان کرده است؛ یعنی، ترجیح مصالح کوتاه مدت به ملاحظات بلندمدت.
🔹از این رو است که از نظر برخی نظریه پردازان توسعه، وقتی «کوتاه نگری» در یک جامعه، «وجهی سیستمی» پیدا می کند، به مهم ترین کانون «بازتولید توسعه نیافتگی» بدل می شود. در چنین شرایطی، تا زمانی که نتوانیم مسائل خود را در «ساحت اندیشه» حل کنیم، نخواهیم توانست گامی از پیش ببریم؛ حتی اگر بخواهیم تغییری در وضع موجود بدهیم، باز عنصر زیربنایی «فرهنگ و اندیشه» اثرگذار خواهد بود. از این رو، معتقدم، «طرح مسائل» و فرصتی برای «گفت وشنود» می تواند در این زمینه برای ما راهگشا باشد.
🔹در اقتصاد رانتی، اغلب مناسبات در هیچ کدام از ساحت های حیات جمعی، دو طرفه نیست. بنابراین، ما تمرین گفت وگو در حد مطلوب نداریم. از این رو، بازکردن افقی برای گفت وگو بویژه اگر در مورد آینده باشد، یک گام مفید جهت آماده شدن برای آینده است. از این زاویه، من «انقلاب دانایی» را راهگشای افق آینده مان می دانم. در «انقلاب دانایی» گستره و عمق تغییرات در همه عرصه های حیات جمعی انسان ها سرعت و شتاب پیدا می کند و در این شرایط، اگر «آمادگی فکری» بموقع فراهم نشود ما «فرصت ها» را به «تهدید» و تهدید را به «فاجعه» بدل خواهیم کرد.
🔹اگر بخواهیم یک ردگیری تاریخی کنیم، درمی یابیم که از جنبه اقتصادی با یک نقطه عطف در تاریخ بشر مواجه هستیم؛ این دوره، به ربع پایانی قرن هجدهم بازمی گردد هرچند که بسترهای فکری این بزنگاه تاریخی، در قرن ۱۵ کلید خورد و به تعبیری، کشورهای توسعه یافته بیش از سه سده فرصت داشتند تا طول و عرض مساله را بسنجند و ترتیبات نهادی متناسب را ایجاد کنند. واقعیت این است که چنین فرصتی برای کشورهای در حال توسعه وجود نداشت هر چند که فرصت های خارق العاده دیگری داشتند و نتوانستند از آن استفاده کنند.
🔹از سال های میانی قرن نوزدهم که کتاب فردریک فهرست با عنوان «نظام ملی اقتصاد سیاسی» منتشر شد او در کتاب خود عنوان کرد که «تولید صنعتی مدرن» نیروی محرکه ای است که بیشترین نقش را در طول تاریخ بشر در زمینه شتاب تاریخ ایجاد کرده است. بنابراین، این ایده را صورت بندی نظری کرد که عرصه های حیات جمعی برای نجات خود باید تمرکز را بر ارتقای بنیه «تولید صنعتی مدرن» بگذارند. از آن زمان تا به امروز حتی یک تجربه موفق توسعه در دنیا مشاهده نمی شود مگر اینکه در اصول خود، از مبانی کتاب فهرست بهره گرفته باشد؛ هر چند که متناسب با بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع، اغلب تفاوت هایی هم وجود داشت اما این تفاوت ها، هیچ یک به اصول طرح شده فردریک فهرست خدشه ای وارد نمی کند. ... / ادامه دارد...
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔹دکتر فرشاد مومنی: توسعه پایدار با «انقلاب دانایی» صورت میگیرد. برای رسیدن به «توسعه» باید «ساحت اندیشه» را دریابیم!
🔹در این گفتار قصد دارم پیرامون موضوع «بیم ها و امیدها» و «ملاحظات آینده» بگویم و دغدغه ۱۵ ساله ای را با شما در میان بگذارم که پیوسته در برنامه مطالعاتی خود دنبال کرده ام. براساس آن دغدغه، ما بیش از پیش به «مواجهه ای خردورزانه» برای آینده و اقتصادمان نیازمندیم. از این زاویه، ما با یک پارادوکس مواجهیم؛ پارادوکس «توسعه خواهی» در یک ساختار «رانتی». کسی که در جست وجوی «توسعه» برمی آید از جنبه معرفتی کسی است که نگاه خود را به «آینده» معطوف می کند. دکتر حسین مهدوی در سال ۱۹۷۰ و در مقاله پیشگام خود که به بحث «دولت رانتی» پرداخته بود، مهم ترین مشخصه نظام رانتی را غلبه نظام وار «کوتاه نگری» بر فرآیندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع عنوان کرده است؛ یعنی، ترجیح مصالح کوتاه مدت به ملاحظات بلندمدت.
🔹از این رو است که از نظر برخی نظریه پردازان توسعه، وقتی «کوتاه نگری» در یک جامعه، «وجهی سیستمی» پیدا می کند، به مهم ترین کانون «بازتولید توسعه نیافتگی» بدل می شود. در چنین شرایطی، تا زمانی که نتوانیم مسائل خود را در «ساحت اندیشه» حل کنیم، نخواهیم توانست گامی از پیش ببریم؛ حتی اگر بخواهیم تغییری در وضع موجود بدهیم، باز عنصر زیربنایی «فرهنگ و اندیشه» اثرگذار خواهد بود. از این رو، معتقدم، «طرح مسائل» و فرصتی برای «گفت وشنود» می تواند در این زمینه برای ما راهگشا باشد.
🔹در اقتصاد رانتی، اغلب مناسبات در هیچ کدام از ساحت های حیات جمعی، دو طرفه نیست. بنابراین، ما تمرین گفت وگو در حد مطلوب نداریم. از این رو، بازکردن افقی برای گفت وگو بویژه اگر در مورد آینده باشد، یک گام مفید جهت آماده شدن برای آینده است. از این زاویه، من «انقلاب دانایی» را راهگشای افق آینده مان می دانم. در «انقلاب دانایی» گستره و عمق تغییرات در همه عرصه های حیات جمعی انسان ها سرعت و شتاب پیدا می کند و در این شرایط، اگر «آمادگی فکری» بموقع فراهم نشود ما «فرصت ها» را به «تهدید» و تهدید را به «فاجعه» بدل خواهیم کرد.
🔹اگر بخواهیم یک ردگیری تاریخی کنیم، درمی یابیم که از جنبه اقتصادی با یک نقطه عطف در تاریخ بشر مواجه هستیم؛ این دوره، به ربع پایانی قرن هجدهم بازمی گردد هرچند که بسترهای فکری این بزنگاه تاریخی، در قرن ۱۵ کلید خورد و به تعبیری، کشورهای توسعه یافته بیش از سه سده فرصت داشتند تا طول و عرض مساله را بسنجند و ترتیبات نهادی متناسب را ایجاد کنند. واقعیت این است که چنین فرصتی برای کشورهای در حال توسعه وجود نداشت هر چند که فرصت های خارق العاده دیگری داشتند و نتوانستند از آن استفاده کنند.
🔹از سال های میانی قرن نوزدهم که کتاب فردریک فهرست با عنوان «نظام ملی اقتصاد سیاسی» منتشر شد او در کتاب خود عنوان کرد که «تولید صنعتی مدرن» نیروی محرکه ای است که بیشترین نقش را در طول تاریخ بشر در زمینه شتاب تاریخ ایجاد کرده است. بنابراین، این ایده را صورت بندی نظری کرد که عرصه های حیات جمعی برای نجات خود باید تمرکز را بر ارتقای بنیه «تولید صنعتی مدرن» بگذارند. از آن زمان تا به امروز حتی یک تجربه موفق توسعه در دنیا مشاهده نمی شود مگر اینکه در اصول خود، از مبانی کتاب فهرست بهره گرفته باشد؛ هر چند که متناسب با بافت فرهنگی و اجتماعی جوامع، اغلب تفاوت هایی هم وجود داشت اما این تفاوت ها، هیچ یک به اصول طرح شده فردریک فهرست خدشه ای وارد نمی کند. ... / ادامه دارد...
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰«کوتاه نگری» چه آسیبی به نظام اقتصادی یک جامعه تحمیل می کند؟- بخش دوم-
🔹شاید بزرگ ترین نوآوری معرفتی که فردریک فهرست در این کتاب عنوان می کند، این باشد که مخاطبان به مساله تولید به مثابه یک «نظام حیات جمعی» بنگرند نه یک امر صرفا اقتصادی. او نشان می دهد که تولیدگرایی در ساختار نهادی (ترکیبی از سازه های ذهنی، نظام قاعده گذاری، نظام توزیع منافع) در درجه اول یک بلوغ فکری را به نمایش می گذارد. عنصر اساسی در این تولید محوری، مجال دادن به «خلاقیت» است، خلاقیت چه در حیطه اندیشه، چه سیاست و چه در بنگاه های تولیدی و اقتصادی.
🔹بر اساس مطالعات توسعه، چنانچه «خلاقیت» در جامعه ای محدود شود، آن جامعه با اختلال مواجه خواهد شد، اما این بدین معنا نیست که ما از دستاورد های پیشینی بشر در طول تاریخ، استفاده نکنیم. ما نمی توانیم در ربع اول قرن بیست و یکم دوباره از نو، آتش را کشف کرده یا چرخ چاه اختراع کنیم! اینها میراث هایی است که در اختیار جامعه بشری است و همه کم و بیش بر آن توافق داریم.
🔹واقعیت این است که «تولید» و «خلاقیت» کلید اصلی بقا و بالندگی جامعه بشری است، در هر کجا این فهم «هویت جمعی» پیدا کرد، نجات بخش بوده است. اگر بتوانیم این دو مولفه «تولید» و «خلاقیت» را در کنار «فهم تاریخی» از خود قرار دهیم، می توانیم مواجهه درستی با مسائل مان در آینده داشته باشیم. این در حالی است که ما متاسفانه امروز، درفهم تاریخی خود با محدودیت هایی مواجه هستیم به طوری که اگر کل کتاب هایی که در مورد ایران توسط مستشرقان، جهانگردهای خارجی و... نوشته شده را حذف کنیم، بضاعت چندانی برای معرفی خود نداریم.
🔹از نظر معرفتی بحث بر سر این است که ماجرا صرفا با ترجمه کردن حل و فصل نمی شود؛ ما باید «بنیه اندیشه ورزی»مان را بالاببریم چرا که بنیه اندیشه ای در «مطالعات آینده شناختی» برای رسیدن به «بلوغ فکری» نقشی کلیدی دارد تا جامعه بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد.
🔹واقعیت این است که ما تنها می توانیم طرح مساله کنیم. این در حالی است که در «مطالعات آینده شناختی» باید دو گروه گزاره را زیر ذره بین گذاشت؛ «در آینده چه اتفاقاتی می افتد؟» و «در آینده چه اتفاقاتی باید بیفتد؟» در واقع باید برخورد غیرتصادفی با «آینده» داشته باشیم؛ در این صورت است که می توانیم راه «توسعه» را برای خود هموار کنیم.
🔹*مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر فرشاد مومنی با عنوان «اقتصاد مبتنی بر دانایی» است که در سلسله نشست های «بیم ها و امیدها» در تاریخ ۱۵ آذرماه سال ۹۵ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه شد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔹شاید بزرگ ترین نوآوری معرفتی که فردریک فهرست در این کتاب عنوان می کند، این باشد که مخاطبان به مساله تولید به مثابه یک «نظام حیات جمعی» بنگرند نه یک امر صرفا اقتصادی. او نشان می دهد که تولیدگرایی در ساختار نهادی (ترکیبی از سازه های ذهنی، نظام قاعده گذاری، نظام توزیع منافع) در درجه اول یک بلوغ فکری را به نمایش می گذارد. عنصر اساسی در این تولید محوری، مجال دادن به «خلاقیت» است، خلاقیت چه در حیطه اندیشه، چه سیاست و چه در بنگاه های تولیدی و اقتصادی.
🔹بر اساس مطالعات توسعه، چنانچه «خلاقیت» در جامعه ای محدود شود، آن جامعه با اختلال مواجه خواهد شد، اما این بدین معنا نیست که ما از دستاورد های پیشینی بشر در طول تاریخ، استفاده نکنیم. ما نمی توانیم در ربع اول قرن بیست و یکم دوباره از نو، آتش را کشف کرده یا چرخ چاه اختراع کنیم! اینها میراث هایی است که در اختیار جامعه بشری است و همه کم و بیش بر آن توافق داریم.
🔹واقعیت این است که «تولید» و «خلاقیت» کلید اصلی بقا و بالندگی جامعه بشری است، در هر کجا این فهم «هویت جمعی» پیدا کرد، نجات بخش بوده است. اگر بتوانیم این دو مولفه «تولید» و «خلاقیت» را در کنار «فهم تاریخی» از خود قرار دهیم، می توانیم مواجهه درستی با مسائل مان در آینده داشته باشیم. این در حالی است که ما متاسفانه امروز، درفهم تاریخی خود با محدودیت هایی مواجه هستیم به طوری که اگر کل کتاب هایی که در مورد ایران توسط مستشرقان، جهانگردهای خارجی و... نوشته شده را حذف کنیم، بضاعت چندانی برای معرفی خود نداریم.
🔹از نظر معرفتی بحث بر سر این است که ماجرا صرفا با ترجمه کردن حل و فصل نمی شود؛ ما باید «بنیه اندیشه ورزی»مان را بالاببریم چرا که بنیه اندیشه ای در «مطالعات آینده شناختی» برای رسیدن به «بلوغ فکری» نقشی کلیدی دارد تا جامعه بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد.
🔹واقعیت این است که ما تنها می توانیم طرح مساله کنیم. این در حالی است که در «مطالعات آینده شناختی» باید دو گروه گزاره را زیر ذره بین گذاشت؛ «در آینده چه اتفاقاتی می افتد؟» و «در آینده چه اتفاقاتی باید بیفتد؟» در واقع باید برخورد غیرتصادفی با «آینده» داشته باشیم؛ در این صورت است که می توانیم راه «توسعه» را برای خود هموار کنیم.
🔹*مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر فرشاد مومنی با عنوان «اقتصاد مبتنی بر دانایی» است که در سلسله نشست های «بیم ها و امیدها» در تاریخ ۱۵ آذرماه سال ۹۵ در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارائه شد.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش اول-
📕نکته؛ این مطلب در سه بخش تقدیم حضور میگردد.
✅جهان اول، دوم و سوم بیشتر از اینکه مربوط به پیشرفت تکنولوژی و سطح رفاه مردم باشد، مفاهمی هستند که با نوع تفکر، فرهنگ و رفتار یک ملت و سیستم حکومتی یک کشور گره خورده اند جهان سوم محصول یک تفکر است، تفکری که در لایه های مختلف یک جامعه و هم در ساختار حاکمیتی آن ریشه دوانه و بصورت یک فرهنگ درآمده است. بطور کل این تقسیم بندی محصول برآیند تفکرات، عملکردها و جهان بینی های همه افراد یک جامعه محسوب میشود که نهایتاً سبب میگردد کشوری در یکی از این دسته بندی ها قرار بگیرد. پر واضح است که تک تک انسانها نقش بسیار مهمی در شکل گیری این دسته بندی ایفا میکنند.
اما در میان انبوهی از مسائل که در شکل گیری یک کشور جهان سومی تاثیر بیشتری دارند در قالب هشت ویژگی به تفصل در این پست و پستهای آتی تشریح میگردد:
1⃣- ناتوانی در تحمل عقاید مخالف:
- یکی از مهمترین مشکلات در این جوامع این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی همه افکاربوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند. در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت. افراد کشورهای جهان اول ممکن است مخالف یک عقیده باشند، ولی هرگز به صاحب آن عقیده بی احترامی نکرده و در عین حال کسی را نیز مجبور به پذیرش عقاید خود نمی کنند.
2⃣- عدم رعایت حریم خصوصی و دخالت در زندگی شخصی:
اصل بر این است که هر فردی حق دارد در زندگی خود یک سری اسرار داشته باشد که فقط خودش از آن باخبر باشد و دیگران حق کنکاش، کنجکاوی و ورود به این مسائل را نداشته باشند. زندگی شخصی افراد در چارچوب یک قانون کلی تعریف می شود: “تا زمانی که به دیگران آسیبی نمی رساند، هر شخص حق دارد همانگونه که دوست دارد زندگی کند، لباس بپوشد، موسیقی گوش دهد، مسافرت برود، غذا بخورد، مهمانی برود، شاد باشد و تفریح کند.”
در کشورهای جهان سوم یکی از تفریحات مردم سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و انواع دخالت های بیجا و قضاوت های نادرست است که در بسیاری از موارد باعث صدمه دیدن شخص قربانی از جهات گوناگون می شود. برخی نیز با کنجکاوی در زندگی شخصی افراد و مطلع شدن از آن اسرار سوژه ای برای غیبت و سخن چینی پیدا میکنند که در هر صورت عملی زشت و غیر انسانی محسوب میشود. اصولاً سبک زندگی هر کس در زمینه های مختلف به خود آن شخص مربوط میشود مگر اینکه آسیبی فاحش به کل بدنه جامعه درمیان باشد./ ادامه دارد...
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
📕نکته؛ این مطلب در سه بخش تقدیم حضور میگردد.
✅جهان اول، دوم و سوم بیشتر از اینکه مربوط به پیشرفت تکنولوژی و سطح رفاه مردم باشد، مفاهمی هستند که با نوع تفکر، فرهنگ و رفتار یک ملت و سیستم حکومتی یک کشور گره خورده اند جهان سوم محصول یک تفکر است، تفکری که در لایه های مختلف یک جامعه و هم در ساختار حاکمیتی آن ریشه دوانه و بصورت یک فرهنگ درآمده است. بطور کل این تقسیم بندی محصول برآیند تفکرات، عملکردها و جهان بینی های همه افراد یک جامعه محسوب میشود که نهایتاً سبب میگردد کشوری در یکی از این دسته بندی ها قرار بگیرد. پر واضح است که تک تک انسانها نقش بسیار مهمی در شکل گیری این دسته بندی ایفا میکنند.
اما در میان انبوهی از مسائل که در شکل گیری یک کشور جهان سومی تاثیر بیشتری دارند در قالب هشت ویژگی به تفصل در این پست و پستهای آتی تشریح میگردد:
1⃣- ناتوانی در تحمل عقاید مخالف:
- یکی از مهمترین مشکلات در این جوامع این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی همه افکاربوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند. در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت. افراد کشورهای جهان اول ممکن است مخالف یک عقیده باشند، ولی هرگز به صاحب آن عقیده بی احترامی نکرده و در عین حال کسی را نیز مجبور به پذیرش عقاید خود نمی کنند.
2⃣- عدم رعایت حریم خصوصی و دخالت در زندگی شخصی:
اصل بر این است که هر فردی حق دارد در زندگی خود یک سری اسرار داشته باشد که فقط خودش از آن باخبر باشد و دیگران حق کنکاش، کنجکاوی و ورود به این مسائل را نداشته باشند. زندگی شخصی افراد در چارچوب یک قانون کلی تعریف می شود: “تا زمانی که به دیگران آسیبی نمی رساند، هر شخص حق دارد همانگونه که دوست دارد زندگی کند، لباس بپوشد، موسیقی گوش دهد، مسافرت برود، غذا بخورد، مهمانی برود، شاد باشد و تفریح کند.”
در کشورهای جهان سوم یکی از تفریحات مردم سَرَک کشیدن به زندگی خصوصی افراد و انواع دخالت های بیجا و قضاوت های نادرست است که در بسیاری از موارد باعث صدمه دیدن شخص قربانی از جهات گوناگون می شود. برخی نیز با کنجکاوی در زندگی شخصی افراد و مطلع شدن از آن اسرار سوژه ای برای غیبت و سخن چینی پیدا میکنند که در هر صورت عملی زشت و غیر انسانی محسوب میشود. اصولاً سبک زندگی هر کس در زمینه های مختلف به خود آن شخص مربوط میشود مگر اینکه آسیبی فاحش به کل بدنه جامعه درمیان باشد./ ادامه دارد...
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش دوم-
3⃣-عدم رعایت حقوق شهروندی:
بحث حقوق شهروندی در گرو تعریف کلمات “مردم” و ” ملت” است. “مردم” یعنی افرادی که در یک کشور زندگی می کنند اما “ملت” یعنی افراد تشکیل دهنده یک کشور که “هدفی واحد” را دنبال میکنند. بنابراین حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که صحبت از ملت باشد نه مردم. به عبارت دیگر اگر فردی خود را جزء ملت یک کشور بداند که هدفشان ساختن و آبادانی آن کشور است، طبیعتاً خود را ملزم میداند که حقوق شهروندی را رعایت کند. حقوقی که بخشی از آن مربوط به خود میشود و بخشی مربوط به دیگران. در کشورهای جهان سوم، عموماً مردم با حقوق اصلی و بدیهی خود ناآشنا هستند و در معدود موارد آشنایی هم رغبتی به رعایت آن ندارند. اگر بپذیریم هر کس که در یک اجتماع زندگی میکند، یک شهروند است، باید قبول کنیم که حقوقی متقابل وجود دارد که همگان ملزم به رعایت آن هستند. حقوق شهروندی دامنه وسیعی از مسائل همچون حق برخورداری از محیط زیست سالم، بهداشت، امکانات پزشکی گرفته تا رعایت احترام شهروندان، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، اجتناب از توهین، افترا و تهمت و غیره را شامل می شود. در کشورهای جهان سوم معمولاً اینگونه حقوق فاقد جایگاه در بین عامه هستند و به عنوان نمونه به متهم مانند یک مجرم نگاه میشود مگر اینکه خلافش ثابت شود. در کشورهای جهان سوم به ملیت ها، قومیت ها، نژادها و طرفداران سایر ادیان بعضاً احترام گذارده نمی شود.
4⃣- عدم مطالعه کافی و بی علاقگی به فعالیتهای فرهنگی:
بهبود سطح زندگی در کشورها ارتباط مستقیم با ارتقای سطح آگاهی مردم آنها دارد و سطح آگاهی جز با مطالعه بدست نخواهد آمد. طبق آمار سرانه مطالعه کتاب در کشورهای جهان اول اختلاف بسیاری نسبت به کشورهای جهان سوم دارد. اهمیت کتاب و کتاب خوانی و تاثیر آن در همه جنبه های زندگی چیزی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت. مردم کشورهای جهان سوم علاقه چندانی به خواندن کتاب و مطالعه ندارند و بیشتر مایلند فعالیتهایی را انجام دهند که با ذهن درگیر نباشد. کشوری که مردمش کتاب نمی خوانند، به تئاتر و سینما و موزه نمی روند، برای آشنایی با فرهنگ دیگران مسافرت نمی روند، دچار نوعی بن بست فکری و رکود ذهنی میشوند که از طریق یک نسل به نسل آینده منتقل خواهد شد.
5⃣- نبود تفکر انتقادی:
یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا دیگران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. به عنوان مثال اگر در برنامه ای تلویزیونی تبلیغ یک داروی لاغری را می بینید ابتدا در موردش تحقیق کنید و سپس آنرا بخرید یا اگر در مورد واقعه ای تاریخی مطلبی را می خوانید برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید.
6⃣- فقدان عزت نفس کافی:
وقتی مردمی خودشان احترامی برای خود قائل نباشند، چگونه میتوانند انتظار داشته باشند که دیگران به آنها احترام بگذارند؟ عزت نفس و احترام به خود، زمانی شکل می گیرد که کسی به کرامات انسانی خویش واقف شده باشد و در واقع، لایق احترام باشد، نه طالب آن. احترام و عزت انسانی به زور بدست نمی آید و هر کس باید شایستگی اش را در خود ایجاد کند. مردمی که در عین نیازمندی برای دریافت کالای رایگان هجوم می آورند، در صفوف سینماهای رایگان ایجاد بی نظمی و درگیری میکنند، برای گرفتن نذورات هجوم می آورند و به دنبال اتومبیل مقامهای دولتی می دوند، نیازمند آموزشند که بیاموزند هیچ چیز در دنیا مهم تر از حفظ کرامات انسانی و عزت نفس نیست که انسان بخواهد بخاطرش احترام خود را قربانی کند./ادامه دارد. ....
📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
3⃣-عدم رعایت حقوق شهروندی:
بحث حقوق شهروندی در گرو تعریف کلمات “مردم” و ” ملت” است. “مردم” یعنی افرادی که در یک کشور زندگی می کنند اما “ملت” یعنی افراد تشکیل دهنده یک کشور که “هدفی واحد” را دنبال میکنند. بنابراین حقوق شهروندی زمانی معنا پیدا میکند که صحبت از ملت باشد نه مردم. به عبارت دیگر اگر فردی خود را جزء ملت یک کشور بداند که هدفشان ساختن و آبادانی آن کشور است، طبیعتاً خود را ملزم میداند که حقوق شهروندی را رعایت کند. حقوقی که بخشی از آن مربوط به خود میشود و بخشی مربوط به دیگران. در کشورهای جهان سوم، عموماً مردم با حقوق اصلی و بدیهی خود ناآشنا هستند و در معدود موارد آشنایی هم رغبتی به رعایت آن ندارند. اگر بپذیریم هر کس که در یک اجتماع زندگی میکند، یک شهروند است، باید قبول کنیم که حقوقی متقابل وجود دارد که همگان ملزم به رعایت آن هستند. حقوق شهروندی دامنه وسیعی از مسائل همچون حق برخورداری از محیط زیست سالم، بهداشت، امکانات پزشکی گرفته تا رعایت احترام شهروندان، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، اجتناب از توهین، افترا و تهمت و غیره را شامل می شود. در کشورهای جهان سوم معمولاً اینگونه حقوق فاقد جایگاه در بین عامه هستند و به عنوان نمونه به متهم مانند یک مجرم نگاه میشود مگر اینکه خلافش ثابت شود. در کشورهای جهان سوم به ملیت ها، قومیت ها، نژادها و طرفداران سایر ادیان بعضاً احترام گذارده نمی شود.
4⃣- عدم مطالعه کافی و بی علاقگی به فعالیتهای فرهنگی:
بهبود سطح زندگی در کشورها ارتباط مستقیم با ارتقای سطح آگاهی مردم آنها دارد و سطح آگاهی جز با مطالعه بدست نخواهد آمد. طبق آمار سرانه مطالعه کتاب در کشورهای جهان اول اختلاف بسیاری نسبت به کشورهای جهان سوم دارد. اهمیت کتاب و کتاب خوانی و تاثیر آن در همه جنبه های زندگی چیزی نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت. مردم کشورهای جهان سوم علاقه چندانی به خواندن کتاب و مطالعه ندارند و بیشتر مایلند فعالیتهایی را انجام دهند که با ذهن درگیر نباشد. کشوری که مردمش کتاب نمی خوانند، به تئاتر و سینما و موزه نمی روند، برای آشنایی با فرهنگ دیگران مسافرت نمی روند، دچار نوعی بن بست فکری و رکود ذهنی میشوند که از طریق یک نسل به نسل آینده منتقل خواهد شد.
5⃣- نبود تفکر انتقادی:
یکی از مشکلات مهم مردم کشورهای جهان سوم این است که معمولاً آنچه را که می شنوند یا می خوانند بدون بررسی، تحقیق و تفکر می پذیرند و از این طریق گاهی شستشوی مغزی میشوند. تفکر انتقادی یعنی هر آنچه که از طریق رسانه ها یا دیگران میشنوید را تا زمانیکه با مطالعه و تفکر به صحت آن پی نبرده اید نپذیرید. به عنوان مثال اگر در برنامه ای تلویزیونی تبلیغ یک داروی لاغری را می بینید ابتدا در موردش تحقیق کنید و سپس آنرا بخرید یا اگر در مورد واقعه ای تاریخی مطلبی را می خوانید برای پی بردن به اعتبارش به منابع مختلف مراجعه کنید.
6⃣- فقدان عزت نفس کافی:
وقتی مردمی خودشان احترامی برای خود قائل نباشند، چگونه میتوانند انتظار داشته باشند که دیگران به آنها احترام بگذارند؟ عزت نفس و احترام به خود، زمانی شکل می گیرد که کسی به کرامات انسانی خویش واقف شده باشد و در واقع، لایق احترام باشد، نه طالب آن. احترام و عزت انسانی به زور بدست نمی آید و هر کس باید شایستگی اش را در خود ایجاد کند. مردمی که در عین نیازمندی برای دریافت کالای رایگان هجوم می آورند، در صفوف سینماهای رایگان ایجاد بی نظمی و درگیری میکنند، برای گرفتن نذورات هجوم می آورند و به دنبال اتومبیل مقامهای دولتی می دوند، نیازمند آموزشند که بیاموزند هیچ چیز در دنیا مهم تر از حفظ کرامات انسانی و عزت نفس نیست که انسان بخواهد بخاطرش احترام خود را قربانی کند./ادامه دارد. ....
📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📚هشت ویژگی مهم کشورهای جهان سوم: - بخش سوم ( بخش نهایی)-
7⃣- قدرت پرستی و مقام دوستی:
برای مردم جهان سوم بدست آوردن پُست، مقام و قدرت و از دست دادن آن گاهی از مرگ نیز تلخ تر است. به همین دلیل است که وقتی کسی به مقامی می رسد و جایگاهی پیدا میکند دیگر به هیچ عنوان حاضر نیست از آن دل بکند. البته حضور افراد در جایگاهی که شایسته اش هستند بسیار مفید است اما یادتان باشد که اگر پُست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید حتما استعفا دهید چون این یعنی “شرافت.” برخی هم فکر می کنند قدرت ارثیه فامیلی آنهاست که تا جان دارند باید از این ارثیه به هر قیمت محافظت کنند.
8⃣- عدم صداقت رفتاری و احساسی:
در یک کشور جهان سوم:
- مردم براحتی به یکدیگر دروغ می گویند و دروغ پردازی جزء ثابت زندگی روزمره شان است.
- کارمندان در محیط کار سعی در تخریب موقعیت هم دارند و فضای اختلاف افکنی و زیرآب زنی بیداد میکند.
-دوستی ها اغلب شکننده، همراه با بی وفایی، خیانت، تزویر و بر اساس منفعت طلبی است.
-در روابط عاشقانه کمتر صداقت و بیشتر خیانت وجود دارد و دو طرف بیشتر سعی در سوءاستفاده مالی و جنسی و گونه ای داد و ستد دارند تا برقراری یک رابطه آرامش بخش بر پایه محبت.
-شرکت های تجاری بجای ارتقای سطح کیفی خدمات و محصولات خود، مدام سعی در تخریب رقبایشان دارند.
-فروشندگان به مشتریان به عنوان یک شکار نگاه میکنند و نهایت تلاش خود را میکنند تا در کمال بی رحمی آنها را فریب داده، منافع نامشروع کسب کرده، محصولات بی کیفیت را با کیفیت جا زده و به بالاترین قیمت و با سودی نامتعارف به فروش برسانند.
-چاپلوسی در بین مردم غوغا میکند و هر کس برای رسیدن به منافع شخصی حاضر است هر سخن نادرستی را درست جلوه دهد.
-مسابقات تجمل گرایی و فخر فروشی و جمع آوری حریصانه ثروت به هر قیمت، برای ارضای غرایز شخصی، مرکز ثقل تفکرات بیشتر انسانها است.
-اگر کسی قدرت داشته باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی، یا به مراکز قدرت و ثروت متصل باشد، از سوء استفاده از آن دریغ نخواهد کرد.
-مردم چیزی را می گویند که به آن باور ندارند و قولی میدهند که می دانند نمی توانند به آن عمل کنند.
-ظاهر و باطن انسانها دو چیز کاملاً متفاوت است. مردم آنچیزی نیستند که نشان می دهند. اکثراً در نقش های جعلی و ساختگی فرو رفته اند و خودِ واقعی شان را در پستویی پنهان کرده اند.
-انسانها از موفقیت دیگران غمگین و از شکست آنها خوشحال می شوند.
– مردم تمایل زیادی به شخصیت پرستی و بت سازی از افراد دارند. یا کسی را به عرش میرسانند که تا حد پرستش او پیش میروند و یا فردی را به فرش میرسانند و از شخصیت و هویتش چیزی باقی نمی گذارند و در مجموع با سیستم “صفر یا یک” دیگران را می سنجند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
7⃣- قدرت پرستی و مقام دوستی:
برای مردم جهان سوم بدست آوردن پُست، مقام و قدرت و از دست دادن آن گاهی از مرگ نیز تلخ تر است. به همین دلیل است که وقتی کسی به مقامی می رسد و جایگاهی پیدا میکند دیگر به هیچ عنوان حاضر نیست از آن دل بکند. البته حضور افراد در جایگاهی که شایسته اش هستند بسیار مفید است اما یادتان باشد که اگر پُست و مقامی به شما داده شد که از عهده اش بر نمی آیید حتما استعفا دهید چون این یعنی “شرافت.” برخی هم فکر می کنند قدرت ارثیه فامیلی آنهاست که تا جان دارند باید از این ارثیه به هر قیمت محافظت کنند.
8⃣- عدم صداقت رفتاری و احساسی:
در یک کشور جهان سوم:
- مردم براحتی به یکدیگر دروغ می گویند و دروغ پردازی جزء ثابت زندگی روزمره شان است.
- کارمندان در محیط کار سعی در تخریب موقعیت هم دارند و فضای اختلاف افکنی و زیرآب زنی بیداد میکند.
-دوستی ها اغلب شکننده، همراه با بی وفایی، خیانت، تزویر و بر اساس منفعت طلبی است.
-در روابط عاشقانه کمتر صداقت و بیشتر خیانت وجود دارد و دو طرف بیشتر سعی در سوءاستفاده مالی و جنسی و گونه ای داد و ستد دارند تا برقراری یک رابطه آرامش بخش بر پایه محبت.
-شرکت های تجاری بجای ارتقای سطح کیفی خدمات و محصولات خود، مدام سعی در تخریب رقبایشان دارند.
-فروشندگان به مشتریان به عنوان یک شکار نگاه میکنند و نهایت تلاش خود را میکنند تا در کمال بی رحمی آنها را فریب داده، منافع نامشروع کسب کرده، محصولات بی کیفیت را با کیفیت جا زده و به بالاترین قیمت و با سودی نامتعارف به فروش برسانند.
-چاپلوسی در بین مردم غوغا میکند و هر کس برای رسیدن به منافع شخصی حاضر است هر سخن نادرستی را درست جلوه دهد.
-مسابقات تجمل گرایی و فخر فروشی و جمع آوری حریصانه ثروت به هر قیمت، برای ارضای غرایز شخصی، مرکز ثقل تفکرات بیشتر انسانها است.
-اگر کسی قدرت داشته باشد، چه اقتصادی، چه سیاسی، یا به مراکز قدرت و ثروت متصل باشد، از سوء استفاده از آن دریغ نخواهد کرد.
-مردم چیزی را می گویند که به آن باور ندارند و قولی میدهند که می دانند نمی توانند به آن عمل کنند.
-ظاهر و باطن انسانها دو چیز کاملاً متفاوت است. مردم آنچیزی نیستند که نشان می دهند. اکثراً در نقش های جعلی و ساختگی فرو رفته اند و خودِ واقعی شان را در پستویی پنهان کرده اند.
-انسانها از موفقیت دیگران غمگین و از شکست آنها خوشحال می شوند.
– مردم تمایل زیادی به شخصیت پرستی و بت سازی از افراد دارند. یا کسی را به عرش میرسانند که تا حد پرستش او پیش میروند و یا فردی را به فرش میرسانند و از شخصیت و هویتش چیزی باقی نمی گذارند و در مجموع با سیستم “صفر یا یک” دیگران را می سنجند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌼سه شنبه تون بی نظیر🌼
💕ان شاءالله امروز
🌼بهترین روز
💕زندگیتون باشه
🌼پرازخیروبرکت
💕سرشارازشادی وآرامش
🌼لبریزازموفقیت ولبخند
💕ودعای خیربدرقه راهتون
💐 با ما باشید در کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
💕ان شاءالله امروز
🌼بهترین روز
💕زندگیتون باشه
🌼پرازخیروبرکت
💕سرشارازشادی وآرامش
🌼لبریزازموفقیت ولبخند
💕ودعای خیربدرقه راهتون
💐 با ما باشید در کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers