💢داگلاس نورث برنده نوبل اقتصاد ميگويد :
اگر ميخواهيد بدانيد كشوری توسعه ميابد يا نه اصلا سراغ فناوری ، كارخانه و ابزاری كه استفاده ميكند نروید، اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد يا كپي كرد .خيلی راحت ميتوان نفت فروخت وهمه اينها را وارد كرد .
برای ديدن توسعه برويد در دبستانها و پيش دبستانی ها ، ببينيد آنجا چگونه بچه ها را آموزش ميدهند، مهم نيست چه چيزي آموزش ميدهند بلكه ببينيد چگونه آموزش ميدهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور، نظم پذير ، خطر پذير ، دارای روحيه گفتكو و تعامل و دارای روحيه مشاركت جمعی و همكاری بار آوردند اينها انسانها و شخصيت هایی خواهند شد كه ميتوانند توسعه ايجاد كنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر ميخواهيد بدانيد كشوری توسعه ميابد يا نه اصلا سراغ فناوری ، كارخانه و ابزاری كه استفاده ميكند نروید، اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد يا كپي كرد .خيلی راحت ميتوان نفت فروخت وهمه اينها را وارد كرد .
برای ديدن توسعه برويد در دبستانها و پيش دبستانی ها ، ببينيد آنجا چگونه بچه ها را آموزش ميدهند، مهم نيست چه چيزي آموزش ميدهند بلكه ببينيد چگونه آموزش ميدهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور، نظم پذير ، خطر پذير ، دارای روحيه گفتكو و تعامل و دارای روحيه مشاركت جمعی و همكاری بار آوردند اينها انسانها و شخصيت هایی خواهند شد كه ميتوانند توسعه ايجاد كنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from اتچ بات
📙قدرت آگاهی
🔷در چین باستان هنگامی که خواستند از کشورشان محافظت کند، دیوار عظیم چین را ساختند و گمان کردند که هیچ کس نمیتواند از آن بالا برود.
🔷اما متاسفانه در یکصد سال اول بعد از ساخت سه بار به چین حمله شد، که در هر بار نیازی نبود دشمن از دیوار ها بالا برود. چون خیلی راحت دشمنان به نگهبانان رشوه میدادند و از دروازه وارد می شدند. چینی ها مشغول ساختن دیوار بودند و فراموش کردند نگهبان بسازند. چراکه ساختن انسان مهمتر از یک بنا است.
🔷و متاسفانه ما تفاوت چندانی با چین نداریم ما هم یاد نگرفته ایم خانواده بسازیم. جالب اینجاست که خانه هایی هستند که درون آن خانواده است و خانواده هایی هست که خانه ندارند، مثل عزیزان حاشیه نشین شهرها و همزمان قصرهایی داریم که درون انها خانواده هایی از هم پاشیده وجود دارند حتی قصرها هم مقصرند
🔷فی الواقع در اصل داستان ما ادبیات و جایگاه تحصیلی و اجتماعی نیست . مقوله ای است که می گوید اگر بخواهی تمدنی را نابود کنی سه راه داری:
1⃣ نابودی خانواده؛
2⃣نابودی آموزش
3⃣ بی اعتبار کردن الگو ها
🔷 برای نابود کردن خانواده باید نقش مادر را بی ارزش کنی کاری کنی که مادر از مادر بودنش از خانه دار بودنش خجالت بکشد
🔷برای نابودی آموزش، اساتید و معلمان را باید هدف قرار داد. اهمیت او را در جامعه کم کرد و او را بی ارزش و بی اعتبار کرد تا جایی که دانشآموزان و دانشجویان اش او را تحقیر کنند.
🔷 برای اینکه الگو ها را بی اعتبار کنی دانشمندان و اندیشمندان و سرمایههای اجتماعی را هدف قرار بده و آنها را تخریب کن. شک و شبهه در دل افراد ایجاد کن تا کمتر کسی به آنها گوش کند.
📕 زیرا اگر مادر هوشیار از بین رفت، معلم وفادار از بین رفت، الگوها و سرمایههای اجتماعی از بین رفت، دیگر چه کسی باید ارزش ها را پرورش بدهد.
🔸نظر شما چیست آیا چنین داستانی برای شما آشنا نیست.
🔰 بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند و آموخته های کهنه خود را دور بریزند و دوباره بیاموزند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷در چین باستان هنگامی که خواستند از کشورشان محافظت کند، دیوار عظیم چین را ساختند و گمان کردند که هیچ کس نمیتواند از آن بالا برود.
🔷اما متاسفانه در یکصد سال اول بعد از ساخت سه بار به چین حمله شد، که در هر بار نیازی نبود دشمن از دیوار ها بالا برود. چون خیلی راحت دشمنان به نگهبانان رشوه میدادند و از دروازه وارد می شدند. چینی ها مشغول ساختن دیوار بودند و فراموش کردند نگهبان بسازند. چراکه ساختن انسان مهمتر از یک بنا است.
🔷و متاسفانه ما تفاوت چندانی با چین نداریم ما هم یاد نگرفته ایم خانواده بسازیم. جالب اینجاست که خانه هایی هستند که درون آن خانواده است و خانواده هایی هست که خانه ندارند، مثل عزیزان حاشیه نشین شهرها و همزمان قصرهایی داریم که درون انها خانواده هایی از هم پاشیده وجود دارند حتی قصرها هم مقصرند
🔷فی الواقع در اصل داستان ما ادبیات و جایگاه تحصیلی و اجتماعی نیست . مقوله ای است که می گوید اگر بخواهی تمدنی را نابود کنی سه راه داری:
1⃣ نابودی خانواده؛
2⃣نابودی آموزش
3⃣ بی اعتبار کردن الگو ها
🔷 برای نابود کردن خانواده باید نقش مادر را بی ارزش کنی کاری کنی که مادر از مادر بودنش از خانه دار بودنش خجالت بکشد
🔷برای نابودی آموزش، اساتید و معلمان را باید هدف قرار داد. اهمیت او را در جامعه کم کرد و او را بی ارزش و بی اعتبار کرد تا جایی که دانشآموزان و دانشجویان اش او را تحقیر کنند.
🔷 برای اینکه الگو ها را بی اعتبار کنی دانشمندان و اندیشمندان و سرمایههای اجتماعی را هدف قرار بده و آنها را تخریب کن. شک و شبهه در دل افراد ایجاد کن تا کمتر کسی به آنها گوش کند.
📕 زیرا اگر مادر هوشیار از بین رفت، معلم وفادار از بین رفت، الگوها و سرمایههای اجتماعی از بین رفت، دیگر چه کسی باید ارزش ها را پرورش بدهد.
🔸نظر شما چیست آیا چنین داستانی برای شما آشنا نیست.
🔰 بی سوادان قرن ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند و آموخته های کهنه خود را دور بریزند و دوباره بیاموزند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔳⭕️۱۱ نشانه یک کارمند خوب
🔴ارزیابی عملکرد شخصی در محیط کار، کار سادهای نیست؛ بهویژه اگر رئیستان اهل تعریف و تمجید از عملکرد مثبت کارکنان نباشد. اما فارغ از اینکه در چه صنعت یا پستی مشغول به خدمت هستید، شاخصهای قابلاعتمادی وجود دارند که شما را در ارزیابی عملکردتان یاری میکنند. به شاخصها و نشانههای زیر دقت کنید و ببینید که آیا کارمندی ایدهآل هستید یا در مسیر رسیدن به چنین جایگاهی قرار دارید.
1⃣ در جلسات به جای مشکلات از راهکارها حرف میزنید.
مطرح کردن مشکلات و حرف زدن از ایرادات محیط کار از سوی کارمندان در جلسات، چندان برای مدیران خوشایند نیست. درمقابل، مدیران دوست دارند که از راهکارها بشنوند. مثلا بهتر است به مدیرتان بگویید: «فرصت بزرگی برای رفع مشکل موجود در اختیار داریم. من ایدههایی دارم که به این شرح هستند….».
2⃣ میدانید چگونه امور و وظایفتان را اولویتبندی کنید.
در محیطهای کاری جدید، مسئولیتهای مختلفی برای کارمندان وجود دارد. کارمند خوب، کسی است که میتواند این وظایف و مسوولیتها را اولویتبندی کند.
3⃣ زمانی را به یادگیری اختصاص میدهید.
با این کار، امکان خلاق ماندن برایتان به وجود میآید و همزمان با رشد شرکت و سازمان از اوضاع عقب نمیمانید و بر شرایط حاکم کنترل خواهید داشت.
4⃣ وقتتان را به بررسی ایمیلها و پیامهایتان نمیگذرانید.
شاید فکر کنید که تبادل پیامها و خواندن یا ارسال ایمیل درطول روز، کار بسیار مهمی است. اما یک کارمند خوب میداند که باید زمان خود را به شیوه دیگری استفاده کند. هر کس میتواند درطول روز کاملا درگیر و مشغول باشد اما به هیچ عنوان کارآمد نباشد.
5⃣ در کمال احترام به مدیرتان «نه» میگویید.
«نه گفتن» به مدیران هنگامی که از شما درخواست انجام کاری را دارند، کمی سخت است. کلید حل مشکل، آگاهی از شیوه «بله» گفتن خواهد بود. مثلا شاید در زمانی که پروژهای دیگر در دست دارید، مدیرتان از شما بخواهد تا پروژه تازهای را برعهده بگیرید. در این مواقع باید بگویید: «من مشتاق انجام این کار هستم اما اگر آن را شروع کنم، رسیدگی به پروژه قبلی به فردا موکول خواهد شد. این از نظرتان مانعی ندارد؟».
6⃣ برای خود اهداف متعالی طراحی میکنید.
بهترین کارمندان کسانی هستند که اهدافی متعالی طراحی میکنند و در مسیری بسیار فراتر از تصور دیگران پیش میروند. این نیروها، دیگران را هم برای دستیابی به نتایج استثنایی تشویق میکنند.
7⃣ به قول و تعهدات خود پایبند هستید.
کسانی که به حرفهای خود عمل میکنند و بهطور کلی میان حرف و عملشان تفاوتی وجود ندارد، در جلب اعتماد دیگران موفقاند و الگوی خوبی برای تیم هستند. اگر هیچیک از کارمندان به تعهدات و قولهای خود پایبیند نبودند، شما روی حرفتان بمانید و متعهد باشید.
8⃣ خود را در مسیر اهداف و موفقیت مدیریت و سازمان قرار میدهید.
کارمند نمونه و موفق، همسو با مسیر موفقیت و اهداف مدیران خود حرکت میکند و وظایف حرفهای خود را انجام میدهد. برای رسیدن به چنین هدفی، ۱۵ دقیقه در روز زمان بگذارید و از خود بپرسید که دقیقا در حال انجام چه کاری هستید.
9⃣ روند عملکردتان را پیگیری و بررسی میکنید.
باید به عملکرد خود نگاهی داشته باشید و فهرستی تهیه کنید که شامل این موارد است: وضعیتی که در محیط کار در آن قرار دارید، کارهایی که میتوانند به بهبود وضعیت کمک کنند، آنچه انجام دادهاید، نتیجه عملکردتان و سطح رضایتمندی شما از اقداماتی که صورت دادهاید. اگر روند عملکردتان را زیرنظر داشته باشید، گزارش عملکرد کاملتر و شفافتری به مدیرتان ارائه خواهید کرد.
🔟 بدون اسارت در فرسودگی شغلی به دیگران کمک میکنید.
افراد بخشنده در محیط کار موفقیتهای بیشتری خواهند داشت ولی این موفقیت تنها زمانی تحقق مییابد که این افراد، روش صحیح و مؤثر بخشش را بدانند.
مثلا شما زمانی میتوانید بهطور موثر به دیگران کمک کنید که برنامهریزی دقیقی برای این کار داشته باشید و مدام به خاطر وقت گذاشتن برای دیگران، مجبور به متوقف کردن کارتان نباشید.
1⃣1⃣ برای ایجاد شبکه ارتباطی موثر با دیگران تلاش میکنید.
هرچند برقراری ارتباطات مفید با دیگران در محیط کار بسیار موثر است، اما بهتر این است که آنقدر وظیفه خود را خوب انجام دهید که شبکههای ارتباطی با دیگران بهطور طبیعی و بدون هیچ تلاشی در محیط کار شکل بگیرند. درواقع، با بالا بردن کیفیت عملکردتان، ناخودآگاه شبکهای ارتباطی میان شما و دیگران ایجاد خواهد شد./ منبع ؛ترفند مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴ارزیابی عملکرد شخصی در محیط کار، کار سادهای نیست؛ بهویژه اگر رئیستان اهل تعریف و تمجید از عملکرد مثبت کارکنان نباشد. اما فارغ از اینکه در چه صنعت یا پستی مشغول به خدمت هستید، شاخصهای قابلاعتمادی وجود دارند که شما را در ارزیابی عملکردتان یاری میکنند. به شاخصها و نشانههای زیر دقت کنید و ببینید که آیا کارمندی ایدهآل هستید یا در مسیر رسیدن به چنین جایگاهی قرار دارید.
1⃣ در جلسات به جای مشکلات از راهکارها حرف میزنید.
مطرح کردن مشکلات و حرف زدن از ایرادات محیط کار از سوی کارمندان در جلسات، چندان برای مدیران خوشایند نیست. درمقابل، مدیران دوست دارند که از راهکارها بشنوند. مثلا بهتر است به مدیرتان بگویید: «فرصت بزرگی برای رفع مشکل موجود در اختیار داریم. من ایدههایی دارم که به این شرح هستند….».
2⃣ میدانید چگونه امور و وظایفتان را اولویتبندی کنید.
در محیطهای کاری جدید، مسئولیتهای مختلفی برای کارمندان وجود دارد. کارمند خوب، کسی است که میتواند این وظایف و مسوولیتها را اولویتبندی کند.
3⃣ زمانی را به یادگیری اختصاص میدهید.
با این کار، امکان خلاق ماندن برایتان به وجود میآید و همزمان با رشد شرکت و سازمان از اوضاع عقب نمیمانید و بر شرایط حاکم کنترل خواهید داشت.
4⃣ وقتتان را به بررسی ایمیلها و پیامهایتان نمیگذرانید.
شاید فکر کنید که تبادل پیامها و خواندن یا ارسال ایمیل درطول روز، کار بسیار مهمی است. اما یک کارمند خوب میداند که باید زمان خود را به شیوه دیگری استفاده کند. هر کس میتواند درطول روز کاملا درگیر و مشغول باشد اما به هیچ عنوان کارآمد نباشد.
5⃣ در کمال احترام به مدیرتان «نه» میگویید.
«نه گفتن» به مدیران هنگامی که از شما درخواست انجام کاری را دارند، کمی سخت است. کلید حل مشکل، آگاهی از شیوه «بله» گفتن خواهد بود. مثلا شاید در زمانی که پروژهای دیگر در دست دارید، مدیرتان از شما بخواهد تا پروژه تازهای را برعهده بگیرید. در این مواقع باید بگویید: «من مشتاق انجام این کار هستم اما اگر آن را شروع کنم، رسیدگی به پروژه قبلی به فردا موکول خواهد شد. این از نظرتان مانعی ندارد؟».
6⃣ برای خود اهداف متعالی طراحی میکنید.
بهترین کارمندان کسانی هستند که اهدافی متعالی طراحی میکنند و در مسیری بسیار فراتر از تصور دیگران پیش میروند. این نیروها، دیگران را هم برای دستیابی به نتایج استثنایی تشویق میکنند.
7⃣ به قول و تعهدات خود پایبند هستید.
کسانی که به حرفهای خود عمل میکنند و بهطور کلی میان حرف و عملشان تفاوتی وجود ندارد، در جلب اعتماد دیگران موفقاند و الگوی خوبی برای تیم هستند. اگر هیچیک از کارمندان به تعهدات و قولهای خود پایبیند نبودند، شما روی حرفتان بمانید و متعهد باشید.
8⃣ خود را در مسیر اهداف و موفقیت مدیریت و سازمان قرار میدهید.
کارمند نمونه و موفق، همسو با مسیر موفقیت و اهداف مدیران خود حرکت میکند و وظایف حرفهای خود را انجام میدهد. برای رسیدن به چنین هدفی، ۱۵ دقیقه در روز زمان بگذارید و از خود بپرسید که دقیقا در حال انجام چه کاری هستید.
9⃣ روند عملکردتان را پیگیری و بررسی میکنید.
باید به عملکرد خود نگاهی داشته باشید و فهرستی تهیه کنید که شامل این موارد است: وضعیتی که در محیط کار در آن قرار دارید، کارهایی که میتوانند به بهبود وضعیت کمک کنند، آنچه انجام دادهاید، نتیجه عملکردتان و سطح رضایتمندی شما از اقداماتی که صورت دادهاید. اگر روند عملکردتان را زیرنظر داشته باشید، گزارش عملکرد کاملتر و شفافتری به مدیرتان ارائه خواهید کرد.
🔟 بدون اسارت در فرسودگی شغلی به دیگران کمک میکنید.
افراد بخشنده در محیط کار موفقیتهای بیشتری خواهند داشت ولی این موفقیت تنها زمانی تحقق مییابد که این افراد، روش صحیح و مؤثر بخشش را بدانند.
مثلا شما زمانی میتوانید بهطور موثر به دیگران کمک کنید که برنامهریزی دقیقی برای این کار داشته باشید و مدام به خاطر وقت گذاشتن برای دیگران، مجبور به متوقف کردن کارتان نباشید.
1⃣1⃣ برای ایجاد شبکه ارتباطی موثر با دیگران تلاش میکنید.
هرچند برقراری ارتباطات مفید با دیگران در محیط کار بسیار موثر است، اما بهتر این است که آنقدر وظیفه خود را خوب انجام دهید که شبکههای ارتباطی با دیگران بهطور طبیعی و بدون هیچ تلاشی در محیط کار شکل بگیرند. درواقع، با بالا بردن کیفیت عملکردتان، ناخودآگاه شبکهای ارتباطی میان شما و دیگران ایجاد خواهد شد./ منبع ؛ترفند مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰کارل گوستاو یونگ
🔺هیچ گاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمی کند.
🔺این انسان آزار دیده است که آزار می رساند. زخم خورده ها، علاقه عجیبی به زخم زدن بر دیگران دارند؛
🔺آنهای که از عزت نفس پایینی برخور دارند میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران دارند.
🔺شما هیچ گاه کنار آنها بزرگ نمی شوید. فقط تحقیر می شوید.
🔺 چون یک فرد ناسالم، هر فرد سالمی که در اطرافش هست را بیمار می کند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺هیچ گاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمی کند.
🔺این انسان آزار دیده است که آزار می رساند. زخم خورده ها، علاقه عجیبی به زخم زدن بر دیگران دارند؛
🔺آنهای که از عزت نفس پایینی برخور دارند میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران دارند.
🔺شما هیچ گاه کنار آنها بزرگ نمی شوید. فقط تحقیر می شوید.
🔺 چون یک فرد ناسالم، هر فرد سالمی که در اطرافش هست را بیمار می کند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
🔷آدمها را از خوب بودنشان خسته نکنیم.
خدا نکند انسان از خوب بودنش خسته شود،
خدا نکند که آدمی شود، که مهربانیش هر بار نگران و آزرده خاطرش کرده، چرا که آن وقت است که بلاتکلیف میماند،... نه بد بودن را بلد است و نه توان خوب ماندنش را دارد.
آن وقت است که می گریزد...
هجرت از دنیای آدمها به خلوتی که درونش هیچ و پوچ است، سکوتی که قالبش تنهایی است که خود خواسته نبوده، که لذت بخش نیست....
آدمها را از خوب بودن شان خسته نکنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
خدا نکند انسان از خوب بودنش خسته شود،
خدا نکند که آدمی شود، که مهربانیش هر بار نگران و آزرده خاطرش کرده، چرا که آن وقت است که بلاتکلیف میماند،... نه بد بودن را بلد است و نه توان خوب ماندنش را دارد.
آن وقت است که می گریزد...
هجرت از دنیای آدمها به خلوتی که درونش هیچ و پوچ است، سکوتی که قالبش تنهایی است که خود خواسته نبوده، که لذت بخش نیست....
آدمها را از خوب بودن شان خسته نکنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢نقطه حداکثر تأمل کجاست؟
🔸بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن.
🔸اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔸دوستی دارم که برای راهاندازی و تاسیس شرکت داروسازیاش دهسال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینهی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعتها صرف یادگیری نحوه عرضه محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطهای میرسد که تفکراتش به او میگویند:
"ایده خوبی است، اما بستگی به شیوه اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد."
🔸ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔸البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔸البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔸اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
🔸اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔸پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔸لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
✍هنرخوبزندگیکردن: رولفدوبلی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸بهترین ایدهها زمانی به سراغتان میآیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن.
🔸اگر قرار باشد در یک جزیرهی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان میبرید؟ همسرتان؟ دوستتان؟ یک مشاور؟ باهوشترین استاد دانشگاه؟ یکنفر که سرگرمتان کند؟ البته که هیچکدام برای بلندمدت بهکارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد.
🔸دوستی دارم که برای راهاندازی و تاسیس شرکت داروسازیاش دهسال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینهی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعتها صرف یادگیری نحوه عرضه محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطهای میرسد که تفکراتش به او میگویند:
"ایده خوبی است، اما بستگی به شیوه اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد."
🔸ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به نقطهای میرسیم که دیگر هرچهقدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلیمتر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره آن موضوع بهدست میآوریم، به صفر میرسد. این همان لحظهای است که "نقطهی حداکثر تأمل" نام دارد.
🔸البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسیکردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه میتواند دید فوقالعادهای به انسان بدهد. با اینحال بازدهی این فرآیند بهسرعت کاهش مییابد و شگفتآور است که چهقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسیم.
🔸البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بیجهت روی تصمیمتان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجهای که گرفتهاید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دستبهکار شوید.
🔸اگر تأملکردن را یک چراغقوه جیبی در نظر بگیریم، عملکردن مانند یک نورافکن بهمعنای واقعی کلمه است. بهمحض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، میتوانید مجددا چراغقوه خود را روشن کنید.
🔸اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه حداکثر تأمل! چرا؟
چون اینطور راحتتر است. خیلی سادهتر است که روی مسائل فکر کنیم تا اینکه ابتکار عمل آنها را بهدست بگیریم. گمانهزنی لذتبخشتر از عملگرایی است. مادامی که هنوز درحال سبکسنگینکردن گزینههایتان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما بهمحض اینکه وارد عمل میشوید، خطر شکستخوردن بهمراتب بیشتر خواهد بود. بههمین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیلکردن را ترجیح میدهند.
🔸پیکاسو میگوید برای اینکه بدانید میخواهید چه چیزی بکشید، باید دستبهقلم شوید. در مورد امور زندگیتان هم همینطور است. برای اینکه بدانید چه میخواهید باید دستبهکار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواستان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمیرسید.
🔸لطفا دفعه بعد که میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، بهدقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه حداکثر تأمل میرسید. بهمحض رسیدن، چراغقوه خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محلکار و هم در خانه بهکارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایهگذاری روی حرفهتان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانهتان.
✍هنرخوبزندگیکردن: رولفدوبلی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📙 چرا کتاب خوانها بهترین آدمهایی هستند که میتوان عاشقشان شد؟
📘چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشرشد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود، بهزودی ازبینخواهدرفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمترشده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصهشده اینترنتی، تعداد خوانندههای کتابها روز به روز تقلیل پیدا میکند.
✅نکته اینجاست که مطالعات ثابتکرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر، مهربانتر وباهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشقشدن را داشتهباشند
📘بر پایه مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجامدادهاند، کسانی که رمان میخوانند، میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاددارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قراردهند و درباره آن قضاوتکنند
🟢آنها میتوانند بدون اینکه عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دستبردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
✅تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند.
کتابخواندن، تجربهکردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است؛ یادگرفتن این نکته که چطور بدون اینکه خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
📙کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیرکتاب خوانها امکان ندارد از آن سردربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربهکردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید.
✅آنها یادگرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
🔴تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابتکرده که هرچهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعثمیشود این بچهها واقعاً عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیداکنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
🟣تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحملکند. خوانندههای کتابها هزارانبار زندگیمیکنند و از هرکدام از این تجربهها، چیزی یادمیگیرند.
🟣اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیلکند و فضای خالی قلبتان را پُرکند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها، متروها و... پیداکنید. چند دقیقه که صحبتکنید، آنها را به جا خواهید آورد.
کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند.
آنها در نامهها یا پیامهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفاً به سوالاتتان جوابنمیدهند یا بیانیه صادرنمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. انها #شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهندکرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشانداده، کتابخواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یادبگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یادنمیدهند.
به خودتان لطفکنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چطور از زبانش استفادهکند.
آنها فقط شما را نمیفهمند، درکتانمیکنند.
آدمها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روحشان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذمیکند و به بخشهایی از روح شما دسترسی پیدامیکند که هیچکس دیگر قبلاً کشفش نکردهاست.
بهترین کاری که خواندن داستانها با آدمها میکند، این است که کاملنبودن شخصیتها باعث میشود ذهن شما سعیکند از ذهن دیگران سردربیاورد. اینجور آدمها توانایی هم دلی پیدامیکنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعیمیکنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آنها نهتنها باهوشند، که عاقل هم هستند.
باهوشبودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقلبودن آدمها را تحریکمیکند. همیشه مقاومت در برابر آدمهایی که میشود چیزی ازشان یادگرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتابخوان شدن نهتنها کیفیت گفتوگو را بالا میبرد، بلکه باعث میشود سطح گفتوگو بالا برود.
برپایه تحقیقات، کتابخوانها به دلیل دایره وسیع واژگانشان و مهارتهای حافظه، آدمهای باهوشتری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمیخواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحتتر و به شکل موثرتری میتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند.
قرار و مدارگذاشتن با آدم اهل کتاب، به قرارگذاشتن با هزاران نفر میماند. انگار که تجربهای را که او با خواندن زندگی همه این آدمها بهدستآورده، در اختیار شما قراردهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشتهباشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📘چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشرشد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود، بهزودی ازبینخواهدرفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمترشده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصهشده اینترنتی، تعداد خوانندههای کتابها روز به روز تقلیل پیدا میکند.
✅نکته اینجاست که مطالعات ثابتکرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر، مهربانتر وباهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشقشدن را داشتهباشند
📘بر پایه مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجامدادهاند، کسانی که رمان میخوانند، میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاددارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قراردهند و درباره آن قضاوتکنند
🟢آنها میتوانند بدون اینکه عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دستبردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
✅تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند.
کتابخواندن، تجربهکردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است؛ یادگرفتن این نکته که چطور بدون اینکه خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
📙کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیرکتاب خوانها امکان ندارد از آن سردربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربهکردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید.
✅آنها یادگرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
🔴تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابتکرده که هرچهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعثمیشود این بچهها واقعاً عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیداکنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
🟣تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحملکند. خوانندههای کتابها هزارانبار زندگیمیکنند و از هرکدام از این تجربهها، چیزی یادمیگیرند.
🟣اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیلکند و فضای خالی قلبتان را پُرکند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها، متروها و... پیداکنید. چند دقیقه که صحبتکنید، آنها را به جا خواهید آورد.
کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند.
آنها در نامهها یا پیامهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفاً به سوالاتتان جوابنمیدهند یا بیانیه صادرنمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. انها #شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهندکرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشانداده، کتابخواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یادبگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یادنمیدهند.
به خودتان لطفکنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چطور از زبانش استفادهکند.
آنها فقط شما را نمیفهمند، درکتانمیکنند.
آدمها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روحشان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذمیکند و به بخشهایی از روح شما دسترسی پیدامیکند که هیچکس دیگر قبلاً کشفش نکردهاست.
بهترین کاری که خواندن داستانها با آدمها میکند، این است که کاملنبودن شخصیتها باعث میشود ذهن شما سعیکند از ذهن دیگران سردربیاورد. اینجور آدمها توانایی هم دلی پیدامیکنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعیمیکنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آنها نهتنها باهوشند، که عاقل هم هستند.
باهوشبودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقلبودن آدمها را تحریکمیکند. همیشه مقاومت در برابر آدمهایی که میشود چیزی ازشان یادگرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتابخوان شدن نهتنها کیفیت گفتوگو را بالا میبرد، بلکه باعث میشود سطح گفتوگو بالا برود.
برپایه تحقیقات، کتابخوانها به دلیل دایره وسیع واژگانشان و مهارتهای حافظه، آدمهای باهوشتری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمیخواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحتتر و به شکل موثرتری میتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند.
قرار و مدارگذاشتن با آدم اهل کتاب، به قرارگذاشتن با هزاران نفر میماند. انگار که تجربهای را که او با خواندن زندگی همه این آدمها بهدستآورده، در اختیار شما قراردهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشتهباشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰"جای خالی تشکر و قدردانی در سازمانهای ایرانی
🔴اغلب اوقات مدیران توجه کافی به کارمندانشان ندارند:
🟢شاید به سختی باور کنید اما برخی از مدیران و کارفرماها حتی اسم کارمندانشان را هم نمی دانند. در کسب و کار های در حال رشد، ارتباط میان کارفرما و کارمندان اهمیت زیادی دارد. نبود ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، باعث ایجاد مشکلات عدیدهای برای شرکت می شود. یکی از پیامدهای نبود ارتباط بین مدیران و کارمندان که خیلی هم ناراحت کننده است، این است از کارمند به قدر کافی قدردانی نمی شود.
🔵 بنا بر تحقیقی، 36 درصد کارمندان اعلام کرده اند مدیران هیچ اهمیتی به آنها نمی دهند حتی اسم آنها را نمی دانند و این باعث ناراحتی کارکنان سازمانها شده است.
🟣 به طور کلی شکر کردن و تشکر کردن در قرآن، هم بعنوان صفت برای خالق و هم برای مخلوق آمده است. شکر یعنی تشخیص و تصدیق احسان و نیکی همراه با اعتراف به آن و قدردانی در برابر آن. امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند: وقتی نعمتی به شما رسید، با ناسپاسی و غفلت از شکر و قدردانی، دنباله آن را قطع نکنید.
🔴ناشکری بزرگترین سارق شادی و فراوانی در زندگی اجتماعی و بزرگترین مانع بروز انگیزه و اشتیاق و تعهد و فداکاری در سازمانهای ما میباشد. نویسنده کتاب "بزرگترین اصل مدیریت در دنیا" معتقد است حاصل بیست سال جستجو و کنجکاوی او، اصل زیر میباشد:
🔵"اگر میخواهید رفتاری در سازمانتان تکرار شود، باید به آن رفتار پاداش بدهید و از آن قدردانی (تشکر) کنید"
🟠به یاد داشته باشیم که اولا رفتارهایی که امروز در سازمانهای ما رایج است، نتیجه پاداشهای دیروز است. ثانیا رفتارهایی که مایلیم فردا در سازمانهایمان رایج شده و به فرهنگ تبدیل شوند، باید امروز مورد قدردانی و توجه قرار بگیرند.
🤔راستی آخرین باری که از مافوق، مرئوس یا همکارمان قدردانی کرده ایم چه زمانی بوده است؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴اغلب اوقات مدیران توجه کافی به کارمندانشان ندارند:
🟢شاید به سختی باور کنید اما برخی از مدیران و کارفرماها حتی اسم کارمندانشان را هم نمی دانند. در کسب و کار های در حال رشد، ارتباط میان کارفرما و کارمندان اهمیت زیادی دارد. نبود ارتباط قوی بین مدیران و کارمندان، باعث ایجاد مشکلات عدیدهای برای شرکت می شود. یکی از پیامدهای نبود ارتباط بین مدیران و کارمندان که خیلی هم ناراحت کننده است، این است از کارمند به قدر کافی قدردانی نمی شود.
🔵 بنا بر تحقیقی، 36 درصد کارمندان اعلام کرده اند مدیران هیچ اهمیتی به آنها نمی دهند حتی اسم آنها را نمی دانند و این باعث ناراحتی کارکنان سازمانها شده است.
🟣 به طور کلی شکر کردن و تشکر کردن در قرآن، هم بعنوان صفت برای خالق و هم برای مخلوق آمده است. شکر یعنی تشخیص و تصدیق احسان و نیکی همراه با اعتراف به آن و قدردانی در برابر آن. امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند: وقتی نعمتی به شما رسید، با ناسپاسی و غفلت از شکر و قدردانی، دنباله آن را قطع نکنید.
🔴ناشکری بزرگترین سارق شادی و فراوانی در زندگی اجتماعی و بزرگترین مانع بروز انگیزه و اشتیاق و تعهد و فداکاری در سازمانهای ما میباشد. نویسنده کتاب "بزرگترین اصل مدیریت در دنیا" معتقد است حاصل بیست سال جستجو و کنجکاوی او، اصل زیر میباشد:
🔵"اگر میخواهید رفتاری در سازمانتان تکرار شود، باید به آن رفتار پاداش بدهید و از آن قدردانی (تشکر) کنید"
🟠به یاد داشته باشیم که اولا رفتارهایی که امروز در سازمانهای ما رایج است، نتیجه پاداشهای دیروز است. ثانیا رفتارهایی که مایلیم فردا در سازمانهایمان رایج شده و به فرهنگ تبدیل شوند، باید امروز مورد قدردانی و توجه قرار بگیرند.
🤔راستی آخرین باری که از مافوق، مرئوس یا همکارمان قدردانی کرده ایم چه زمانی بوده است؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰چرا می بایست به فکر رشد و توسعه همکارمان باشیم؟
👈داستان:
يكي از كشاورزان منطقه اي، هميشه در مسابقهها، جايزه بهترين غله را به دست ميآورد و به عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقهمند شدند راز موفقيتش را بدانند. به همين دليل، او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند. پس از مدتي جستجو، سرانجام با نكته عجيب و جالبي روبرو شدند.
🔷اين كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترين بذرهايش را به همسايگانش ميداد و آنان را از اين نظر تأمين ميكرد.
بنابراين، همسايگان او ميبايست برنده مسابقهها ميشدند نه خود او!
🔷كنجكاويشان بيشتر شد و كوشش علاقهمندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند.
🔷كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه ديگر ميبرد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان ميدادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعههاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصولهاي مرا خراب نكند!»
همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقههاي بهترين غله را برايش به ارمغان ميآورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈داستان:
يكي از كشاورزان منطقه اي، هميشه در مسابقهها، جايزه بهترين غله را به دست ميآورد و به عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همكارانش، علاقهمند شدند راز موفقيتش را بدانند. به همين دليل، او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند. پس از مدتي جستجو، سرانجام با نكته عجيب و جالبي روبرو شدند.
🔷اين كشاورز پس از هر نوبت كِشت، بهترين بذرهايش را به همسايگانش ميداد و آنان را از اين نظر تأمين ميكرد.
بنابراين، همسايگان او ميبايست برنده مسابقهها ميشدند نه خود او!
🔷كنجكاويشان بيشتر شد و كوشش علاقهمندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود، به جايي نرسيد. سرانجام، تصميم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند.
🔷كشاورز هوشيار و دانا، در پاسخ به پرسش همكارانش گفت: «چون جريان باد، ذرات باروركننده غلات را از يك مزرعه به مزرعه ديگر ميبرد، من بهترين بذرهايم را به همسايگان ميدادم تا باد، ذرات باروركننده نامرغوب را از مزرعههاي آنان به زمين من نياورد و كيفيت محصولهاي مرا خراب نكند!»
همين تشخيص درست و صحيح كشاورز، توفيق كاميابي در مسابقههاي بهترين غله را برايش به ارمغان ميآورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰 اعتمادآفرینی
یکی از ویژگی های برجسته رهبران جدید، توانایی اعتماد آفرینی و پاسداری آن است. میزان اعتماد در کارگاه ها بیشتر به خاطر برنامه تعدیل نیروی انسانی به پایین ترین حد خود رسیده است. رهبران بنگاه ها در کارکنان به چشم دارایی مالی نگاه می کنند، نه گنجینه شرکت
تنها کار چشم گیر در دنیای کسب و کار، کار افراد کارآفرین است. مدیرعامل شرکت هرمن میلر معتقد است بهترین شیوه رفتار با همگان، اعتماد کردن است.
🟢رهبری کردن بدون اعتماد کاری است دشوار به خصوص اگر شمار زیادی از کارکنان نگران از دست دادن کار خود باشند. اعتماد یکی از آن چیزهای شکننده است که آفرینش آن دشوار و از دست دادن آن آسان است. هنوز هم مدیران و رهبرانی هستند که شرکت ها خود را روز گذر اداره می کنند. حال آنکه روشن است سیاست روزمرگی در دراز مدت کار آمد و سودمند نيست.
⭕️ رهبران پنج هنر دارند که سبب اعتماد آفرینی می شود
1⃣برای اعتماد کردن به رهبران، کارکنان باید در آنها شایستگی و لیاقت ببینند. آنها باید حسن کنند رهبرانشان شایسته اعتماد هستند
2⃣ پایایی یعنی هرچه سبب حیرت و شگفتی رهبر شود، نباید سبب شگفتی گروه شود. عيب رهبر ناکارآمد این است که به توصیه های آخرین نفر گوش می دهد. در حالی که در کسب و کار هم مثل دنیای سیاست، سودمندی و کارآیی هر تصمیم مساوی است با ارزش آن تصمیم ضرب در میزان پذیرش آن
3⃣ مہربانی یعنی دلسوزی، همدلی و ظرفیت درک احساس دیگران، به این معنا خیلی از رهبران مهربان نیستند، زیرا از نشان دادن همدلی و خود را جای دیگران گذاشتن عاجزند هیچ نوعی ارتباطی بهتر از ارتباط رودرو نیست، یکی از راه های اعتماد آفرینی و نشان دادن صمیمت، درست گوش دادن است، در این حالت تعامل به بهترین صورت خود ظاهر می شود، شنیدن مساوی پذیرفتن نیست، اما نشانه همدلی برای درک یکدیگر است -
4⃣ پردہ پوشی یکی از تراژدی های بزرگ هر سازمان است. نبود صراحت باعث می شود در برابر مقامات به مجامله و پرده پوشی متوسل شویم. رهبر باید از رک گویی برای گردش درست امور استفاده کند و کارکنانی را که در عقیده خود راسخ هستند تشویق کند.
5⃣ آنچه که سبب گرد آمدن و ثمربخش شدن ویژگی های یاد شده می شود، منش است. برای آنکه رهبران بتوانند اعتماد آفرین باشند، باید احترام دیگران را به خود جلب کنند. منش، روش س طحی و ظاهری نیست. ریشه واژه انگلیسی آن فعلی است که در زبان یونانی باستان به معنای حک کردن است
. منش نمایانگر هویت انسان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یکی از ویژگی های برجسته رهبران جدید، توانایی اعتماد آفرینی و پاسداری آن است. میزان اعتماد در کارگاه ها بیشتر به خاطر برنامه تعدیل نیروی انسانی به پایین ترین حد خود رسیده است. رهبران بنگاه ها در کارکنان به چشم دارایی مالی نگاه می کنند، نه گنجینه شرکت
تنها کار چشم گیر در دنیای کسب و کار، کار افراد کارآفرین است. مدیرعامل شرکت هرمن میلر معتقد است بهترین شیوه رفتار با همگان، اعتماد کردن است.
🟢رهبری کردن بدون اعتماد کاری است دشوار به خصوص اگر شمار زیادی از کارکنان نگران از دست دادن کار خود باشند. اعتماد یکی از آن چیزهای شکننده است که آفرینش آن دشوار و از دست دادن آن آسان است. هنوز هم مدیران و رهبرانی هستند که شرکت ها خود را روز گذر اداره می کنند. حال آنکه روشن است سیاست روزمرگی در دراز مدت کار آمد و سودمند نيست.
⭕️ رهبران پنج هنر دارند که سبب اعتماد آفرینی می شود
1⃣برای اعتماد کردن به رهبران، کارکنان باید در آنها شایستگی و لیاقت ببینند. آنها باید حسن کنند رهبرانشان شایسته اعتماد هستند
2⃣ پایایی یعنی هرچه سبب حیرت و شگفتی رهبر شود، نباید سبب شگفتی گروه شود. عيب رهبر ناکارآمد این است که به توصیه های آخرین نفر گوش می دهد. در حالی که در کسب و کار هم مثل دنیای سیاست، سودمندی و کارآیی هر تصمیم مساوی است با ارزش آن تصمیم ضرب در میزان پذیرش آن
3⃣ مہربانی یعنی دلسوزی، همدلی و ظرفیت درک احساس دیگران، به این معنا خیلی از رهبران مهربان نیستند، زیرا از نشان دادن همدلی و خود را جای دیگران گذاشتن عاجزند هیچ نوعی ارتباطی بهتر از ارتباط رودرو نیست، یکی از راه های اعتماد آفرینی و نشان دادن صمیمت، درست گوش دادن است، در این حالت تعامل به بهترین صورت خود ظاهر می شود، شنیدن مساوی پذیرفتن نیست، اما نشانه همدلی برای درک یکدیگر است -
4⃣ پردہ پوشی یکی از تراژدی های بزرگ هر سازمان است. نبود صراحت باعث می شود در برابر مقامات به مجامله و پرده پوشی متوسل شویم. رهبر باید از رک گویی برای گردش درست امور استفاده کند و کارکنانی را که در عقیده خود راسخ هستند تشویق کند.
5⃣ آنچه که سبب گرد آمدن و ثمربخش شدن ویژگی های یاد شده می شود، منش است. برای آنکه رهبران بتوانند اعتماد آفرین باشند، باید احترام دیگران را به خود جلب کنند. منش، روش س طحی و ظاهری نیست. ریشه واژه انگلیسی آن فعلی است که در زبان یونانی باستان به معنای حک کردن است
. منش نمایانگر هویت انسان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from پیوند نگار
💯یک مسابقه فوتبال،
سه نفر در مقابل صد نفر! ‼
💠بالا بودن تعداد کارکنان در سازمان به معنی افزایش بهره وری نیست.
🔰افزایش بهره وری نیازمند به داشتن نیروی انسانی شایسته است.
✅داشتن نیروی انسانی شایسته یکی از موثرترین مزیت های رقابتی برای سازمان امروزی محسوب می گردد.
🆔 "گروه ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاشف"
https://t.me/Kashef_AD_HR
سه نفر در مقابل صد نفر! ‼
💠بالا بودن تعداد کارکنان در سازمان به معنی افزایش بهره وری نیست.
🔰افزایش بهره وری نیازمند به داشتن نیروی انسانی شایسته است.
✅داشتن نیروی انسانی شایسته یکی از موثرترین مزیت های رقابتی برای سازمان امروزی محسوب می گردد.
🆔 "گروه ارزیابی و توسعه منابع انسانی کاشف"
https://t.me/Kashef_AD_HR
Telegram
attach📎
🔰20 ویژگی مدیران بد
🔷در سال 2018 موسسه Predictive Index یک تحقیق گسترده را در خصوص خصوصیات مدیران بد انجام داد. در این تحقیق بیش از 5 هزار نفر از کارکنان مشارکت داشتند و از آنها پرسیده شد، مدیران آنها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق 20 ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارد، عبارتست از:
۱- انتظارات واضح و روشنی را بیان نمی کنند.
۲- تبعیض قائل می شوند.
۳- به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی دهند.
۴- پشت سر دیگران حرف می زنند یا بددهنی می کنند.
۵- پذیرا یا علاقه مند به بازخورد نیستند.
۶- همواره میخواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
۷- خودآگاهی ضعیفی دارند.
۸- به اعتماد دیگران خیانت میکنند.
۹- به دیگران گوش نمی دهند.
۱۰- نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار میدهند.
۱۱- مهارت کلامی ضعیفی دارند.
۱۲-از کارکنان خود حمایت نمیکنند.
۱۳- انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمیکنند.
۱۴- از کارِ خوب و تلاش دیگران قدردانی نمیکنند.
۱۵- دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها میکنند.
۱۶- بی حوصله و کم صبر هستند.
۱۷- موجب آزردگی خاطر دیگران میشوند.
۱۸- منفعل هستند.
۱۹-به تعهدات خود عمل نمیکنند.
۲۰- به راحتی تهدید و مرعوب میشوند.
منبع ؛ کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷در سال 2018 موسسه Predictive Index یک تحقیق گسترده را در خصوص خصوصیات مدیران بد انجام داد. در این تحقیق بیش از 5 هزار نفر از کارکنان مشارکت داشتند و از آنها پرسیده شد، مدیران آنها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق 20 ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارد، عبارتست از:
۱- انتظارات واضح و روشنی را بیان نمی کنند.
۲- تبعیض قائل می شوند.
۳- به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی دهند.
۴- پشت سر دیگران حرف می زنند یا بددهنی می کنند.
۵- پذیرا یا علاقه مند به بازخورد نیستند.
۶- همواره میخواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
۷- خودآگاهی ضعیفی دارند.
۸- به اعتماد دیگران خیانت میکنند.
۹- به دیگران گوش نمی دهند.
۱۰- نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار میدهند.
۱۱- مهارت کلامی ضعیفی دارند.
۱۲-از کارکنان خود حمایت نمیکنند.
۱۳- انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمیکنند.
۱۴- از کارِ خوب و تلاش دیگران قدردانی نمیکنند.
۱۵- دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها میکنند.
۱۶- بی حوصله و کم صبر هستند.
۱۷- موجب آزردگی خاطر دیگران میشوند.
۱۸- منفعل هستند.
۱۹-به تعهدات خود عمل نمیکنند.
۲۰- به راحتی تهدید و مرعوب میشوند.
منبع ؛ کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰تفاوت بین رضایت کارکنان، تعلق کارکنان و تجربه کارکنان؛
🔷هر نوع بیان نظر در مورد یک شیء یا یک فرد یا یک رویداد که در آن قضاوت و ارزیابی نهفته باشد (مستقل از مثبت یا منفی بودن آن) نگرش نامیده میشود.
در رفتار سازمانی سنجش نگرشهای کار کنان نظیر رضایت، تعهد، ماندگاری، تعلق و… از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا در نهایت رفتار کارکنان و عملکرد آنها در سازمان ناشی از نگرش آنها نسبت به شغل و سازمان است،
🔷 وقتی از تجربه کارکنان به عنوان یک مفهوم جدید در ادبیات مدیریت منابع انسانی صحبت میکنیم این سوال پیش میآید که چطور میتوان بین این مفهوم و نگرشهای رایج رفتار سازمانی نظیر رضایت و تعلق سازمانی ارتباط برقرار کرد؟
با توجه به این که بعضی مواقع این نگرشها مفاهیم بسیار نزدیکی را به ذهن متبادر میسازند، اجازه دهید، در ابتدا مفهوم این نگرش ها را تبیین کنیم.
🔷 رضایت شغلی بیانگر این است که فرد تا چه اندازه کار خود را دوست دارد، رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود توضیح میدهد که تعریف رضایت شغلی، تعریفی بسیار کلی و گسترده است و تقریباً شامل همه چیز میشود وقتی در اثر ارزیابی ویژگیهای شغلی خود احساس مثبت را تجربه میکنیم، رضایت شغلی داریم. نقطه کانونی در رضایت کارکنان احساسات فردی کارمند( مثبت یا منفی)، در مورد شغل آنها است. بنابراین، رضایتمندی کارکنان بر وضعیت شادی و خشنودی کارکنان، که اغلب زودگذر است، تمرکز میکند.
🔷از سوی دیگر تعلق کارکنان فراتر از احساس خشنودی نسبت به کار است، تعلق ارتباط ذهنی و احساسی ارتقا یافته است که کارکنان نسبت به شغل، سازمان، مدیر یا همکار خود دارند. تعلق بر فرد به شکلی اثر میگذارد که برای انجام کار، داوطلبانه تلاش کند، با کارش عجین شود و انگیزه بالایی داشته باشد، چنین کارکنانی اشتیاق شدیدی نسبت به کارشان دارند، تعهد و خلاقیت ایجاد میکنند، و احساس میکنند مشارکتشان به پیشرفت سازمان کمک میکند.
🔷در یک عبارت زیبا کارکنانی با تعلق کامل، همواره ذهن، دست، قلب و روح خود را در سازمان سرمایهگذاری میکنند. من این تعریف را خیلی دوست دارم چون مفاهیمی نظیر “انرژی”، “شور” و “تعهد” را نشان میدهد و بیانگر یک نیروی انگیزشی قدرتمند است که منجر به دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای سازمان میشود.
🔷نکته قابل توجه این که بعضی اوقات رضایت و تعلق کارکنان با هم، هم پوشانی ندارند، یعنی بسیار اتفاق میافتد که وضعیت رضایت شغلی در سازمان ما مطلوب است اما کارکنان اشتیاقی جهت تلاش داوطلبانه فراتر از وظایف شغلی ندارند، در حقیقت اعتنایی به رفتار شهروند سازمانی ندارند و اگر امکان انتخاب داشته باشند، لزوما به طریقی عمل نمیکنند که منافع سازمان افزایش یابد.
🔷کارکنان با رضایت و بدون تعلق معمولا زمانی سخت تلاش میکنند که تلاش آنها برایشان سودی در پی داشته باشد اما کارکنان متعلق بخاطر سازمان، سخت تلاش میکنند و موفقیت سازمان به آن ها انگیزه میدهد. البته نباید از این موضوع غافل شویم که رضایت کارکنان به عنوان زیر ساخت ایجاد تعلق کارکنان مطرح است و اهمیت زیادی دارد.
🔷حال که این دو مفهوم را شناختیم، نوبت به تبیین ارتباط آنها با تجربه کارکنان است، همانطور که در مقالات تجربه کارکنان گفتیم، تجربه کارکنان مجموع ادراکات کارکنان در تعامل با سازمان است، در این پارادایم آنچه که در نهایت رضایت و عموزاده قویتر آن تعلق را به همراه دارد ، تجربه کارمند است که توسط رهبران سازمان طراحی و ساخته شده و یا به طور تصادفی در طول مسیر زندگی کارمند در سازمان پذیرفته شدهاند.
🔷در یک عبارت ساده رضایت و تعلق کارکنان محصول و فرزند تجربه کارکنان است، EX، ادراکات کارکنان را توليد ميکند که به نوبه خود باعث رضايت یا عدم رضایت و تعلق یا عدم تعلق کارکنان ميشود.
🔷سالهاست که در حوزه رفتار سازمانی، رضایت و تعلق کارکنان را به صورت دقیق اندازهگیری میکنیم. طی چند دهه گذشته، سازمانها سرمایهگذاریهای قابل توجهی بخصوص در برنامههای رضایت و تعلق کارکنان انجام دادهاند، با این حال اقدامات انجام شده اثربخش نیست و نمرات در پایینترین سطح خود قرار دارند. وقت آن رسیده که نگاه متفاوتی برای سرمایهگذاری روی بهبود نگرشهای کارکنان از طریق تجربه کارکنان داشته باشیم.
🔷در تجربه کارکنان فرض بر این است که به طور همزمان میتوانید سه متغیر تجربه کارکنان، رضایت کارکنان و تعلق کارکنان را بهبود ببخشید.
🔷 در این رویکرد جدید شما فقط بر روی یک متغیر مستقل که EX است، تمرکز میکنید دو متغیر دیگر، متغیرهای وابسته یا نتایجی هستند خود به خود در زمینی که برای خلق تجربیات عالی برای کارکنان بذرپاشی کردهایم، شکل گرفته و رشد میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷هر نوع بیان نظر در مورد یک شیء یا یک فرد یا یک رویداد که در آن قضاوت و ارزیابی نهفته باشد (مستقل از مثبت یا منفی بودن آن) نگرش نامیده میشود.
در رفتار سازمانی سنجش نگرشهای کار کنان نظیر رضایت، تعهد، ماندگاری، تعلق و… از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا در نهایت رفتار کارکنان و عملکرد آنها در سازمان ناشی از نگرش آنها نسبت به شغل و سازمان است،
🔷 وقتی از تجربه کارکنان به عنوان یک مفهوم جدید در ادبیات مدیریت منابع انسانی صحبت میکنیم این سوال پیش میآید که چطور میتوان بین این مفهوم و نگرشهای رایج رفتار سازمانی نظیر رضایت و تعلق سازمانی ارتباط برقرار کرد؟
با توجه به این که بعضی مواقع این نگرشها مفاهیم بسیار نزدیکی را به ذهن متبادر میسازند، اجازه دهید، در ابتدا مفهوم این نگرش ها را تبیین کنیم.
🔷 رضایت شغلی بیانگر این است که فرد تا چه اندازه کار خود را دوست دارد، رابینز در کتاب رفتار سازمانی خود توضیح میدهد که تعریف رضایت شغلی، تعریفی بسیار کلی و گسترده است و تقریباً شامل همه چیز میشود وقتی در اثر ارزیابی ویژگیهای شغلی خود احساس مثبت را تجربه میکنیم، رضایت شغلی داریم. نقطه کانونی در رضایت کارکنان احساسات فردی کارمند( مثبت یا منفی)، در مورد شغل آنها است. بنابراین، رضایتمندی کارکنان بر وضعیت شادی و خشنودی کارکنان، که اغلب زودگذر است، تمرکز میکند.
🔷از سوی دیگر تعلق کارکنان فراتر از احساس خشنودی نسبت به کار است، تعلق ارتباط ذهنی و احساسی ارتقا یافته است که کارکنان نسبت به شغل، سازمان، مدیر یا همکار خود دارند. تعلق بر فرد به شکلی اثر میگذارد که برای انجام کار، داوطلبانه تلاش کند، با کارش عجین شود و انگیزه بالایی داشته باشد، چنین کارکنانی اشتیاق شدیدی نسبت به کارشان دارند، تعهد و خلاقیت ایجاد میکنند، و احساس میکنند مشارکتشان به پیشرفت سازمان کمک میکند.
🔷در یک عبارت زیبا کارکنانی با تعلق کامل، همواره ذهن، دست، قلب و روح خود را در سازمان سرمایهگذاری میکنند. من این تعریف را خیلی دوست دارم چون مفاهیمی نظیر “انرژی”، “شور” و “تعهد” را نشان میدهد و بیانگر یک نیروی انگیزشی قدرتمند است که منجر به دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای سازمان میشود.
🔷نکته قابل توجه این که بعضی اوقات رضایت و تعلق کارکنان با هم، هم پوشانی ندارند، یعنی بسیار اتفاق میافتد که وضعیت رضایت شغلی در سازمان ما مطلوب است اما کارکنان اشتیاقی جهت تلاش داوطلبانه فراتر از وظایف شغلی ندارند، در حقیقت اعتنایی به رفتار شهروند سازمانی ندارند و اگر امکان انتخاب داشته باشند، لزوما به طریقی عمل نمیکنند که منافع سازمان افزایش یابد.
🔷کارکنان با رضایت و بدون تعلق معمولا زمانی سخت تلاش میکنند که تلاش آنها برایشان سودی در پی داشته باشد اما کارکنان متعلق بخاطر سازمان، سخت تلاش میکنند و موفقیت سازمان به آن ها انگیزه میدهد. البته نباید از این موضوع غافل شویم که رضایت کارکنان به عنوان زیر ساخت ایجاد تعلق کارکنان مطرح است و اهمیت زیادی دارد.
🔷حال که این دو مفهوم را شناختیم، نوبت به تبیین ارتباط آنها با تجربه کارکنان است، همانطور که در مقالات تجربه کارکنان گفتیم، تجربه کارکنان مجموع ادراکات کارکنان در تعامل با سازمان است، در این پارادایم آنچه که در نهایت رضایت و عموزاده قویتر آن تعلق را به همراه دارد ، تجربه کارمند است که توسط رهبران سازمان طراحی و ساخته شده و یا به طور تصادفی در طول مسیر زندگی کارمند در سازمان پذیرفته شدهاند.
🔷در یک عبارت ساده رضایت و تعلق کارکنان محصول و فرزند تجربه کارکنان است، EX، ادراکات کارکنان را توليد ميکند که به نوبه خود باعث رضايت یا عدم رضایت و تعلق یا عدم تعلق کارکنان ميشود.
🔷سالهاست که در حوزه رفتار سازمانی، رضایت و تعلق کارکنان را به صورت دقیق اندازهگیری میکنیم. طی چند دهه گذشته، سازمانها سرمایهگذاریهای قابل توجهی بخصوص در برنامههای رضایت و تعلق کارکنان انجام دادهاند، با این حال اقدامات انجام شده اثربخش نیست و نمرات در پایینترین سطح خود قرار دارند. وقت آن رسیده که نگاه متفاوتی برای سرمایهگذاری روی بهبود نگرشهای کارکنان از طریق تجربه کارکنان داشته باشیم.
🔷در تجربه کارکنان فرض بر این است که به طور همزمان میتوانید سه متغیر تجربه کارکنان، رضایت کارکنان و تعلق کارکنان را بهبود ببخشید.
🔷 در این رویکرد جدید شما فقط بر روی یک متغیر مستقل که EX است، تمرکز میکنید دو متغیر دیگر، متغیرهای وابسته یا نتایجی هستند خود به خود در زمینی که برای خلق تجربیات عالی برای کارکنان بذرپاشی کردهایم، شکل گرفته و رشد میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
👍1
#مدیریتکارآفرینی
✍️ سخنان آموزنده از ۱۵ کارآفرین بزرگ
1- استیو جابز (Steve Jobs)
🔺بنیانگذار Apple
✴️ معیاری برای تعیین کیفیت باشید. اغلب افراد عادت ندارند عالی باشند ولی شما می توانید بهترین باشید.
2- ریچارد برانسون (Richard Branson)
🔺بنیانگذار Virgin Group
✴️ بزرگترین علاقمندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم.
3- جان دی راکفلر (John D. Rockefeller)
🔺بنیانگذار Standard Oil
✴️ پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است.
4- توماس ادیسون (Thomas Edison)
🔺مخترع لامپ
✴️ من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید.
5- ری کراک (Ray Kroc)
🔺رئیس مک دونالد
✴️ شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود.
6- دونالد ترامپ (Donald Trump)
🔺رئیس سازمان ترامپ
✴️ گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید.
7- بیل گیتس (Bill Gates)
🔺بنیانگذار Microsoft
✴️ موفقیت یک معلم فریبکار است . او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید.
8- والت دیزنی (Walt Disney)
🔺بنیانگذار کمپانی والت دیزنی
✴️ یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است.
9- سام والتون (Sam Walton)
🔺بنیانگذار وال مارت
✴️ داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست.
10- جف بزوس (Jeff Bezos)
🔺موسس سایت آمازون
✴️ برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید.
11- لری الیسون (Larry Ellison)
🔺بنیانگذار کمپانی اُراکل
✴️ زمانی که شما شروع به نوآوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند.
12- هنری فورد (Henry Ford)
🔺بنیانگذار کمپانی فورد
✴️ چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید.
13- کارلوس اسلیم (Carlos Slim)
🔺صاحب کمپانی Telecoms
✴️ زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید.
14- ماریکیاش (Mary Kay Ash)
🔺بنیانگذار کمپانی آرایشی ماریکی
✴️ الزاما افراد مستعد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترینها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال میکنند.
15- لری پیج (Larry Page)
🔺بنیانگذار گوگل
✴️ زندگ
ی ۲ شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید. هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ سخنان آموزنده از ۱۵ کارآفرین بزرگ
1- استیو جابز (Steve Jobs)
🔺بنیانگذار Apple
✴️ معیاری برای تعیین کیفیت باشید. اغلب افراد عادت ندارند عالی باشند ولی شما می توانید بهترین باشید.
2- ریچارد برانسون (Richard Branson)
🔺بنیانگذار Virgin Group
✴️ بزرگترین علاقمندی من در زندگی این بوده است که برای خودم هدف های دست نیافتنی قرار دهم و سپس تمام سعی خودم را برای رسیدن به این اهداف به کار بندم.
3- جان دی راکفلر (John D. Rockefeller)
🔺بنیانگذار Standard Oil
✴️ پیدا کردن یک دوست در یک تجارت خیلی بهتر از پایه گذاری یک تجارت بر اساس یک رابطه دوستانه است.
4- توماس ادیسون (Thomas Edison)
🔺مخترع لامپ
✴️ من هیچ وقت شکست نخوردم من فقط هزار راه پیدا کردم که به هدف نمی رسید.
5- ری کراک (Ray Kroc)
🔺رئیس مک دونالد
✴️ شانس با تلاش ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر بیشتر تلاش کنید خوش شانس تر خواهید بود.
6- دونالد ترامپ (Donald Trump)
🔺رئیس سازمان ترامپ
✴️ گاهی اوقات شما با شکست در یک نبرد، راهی برای پیروزی در جنگ پیدا می کنید.
7- بیل گیتس (Bill Gates)
🔺بنیانگذار Microsoft
✴️ موفقیت یک معلم فریبکار است . او به افراد باهوش تلقین می کند که شما هیچگاه اشتباه نمی کنید.
8- والت دیزنی (Walt Disney)
🔺بنیانگذار کمپانی والت دیزنی
✴️ یکی از بهترین انواع تفریحات انجام دادن کارهای غیر ممکن است.
9- سام والتون (Sam Walton)
🔺بنیانگذار وال مارت
✴️ داشتن بالاترین سطح انتظار، کلید موفقیت در هر چیزیست.
10- جف بزوس (Jeff Bezos)
🔺موسس سایت آمازون
✴️ برند شما آن چیزی است که مردم در مورد شما می گویند، زمانی که شما در اطاق نیستید.
11- لری الیسون (Larry Ellison)
🔺بنیانگذار کمپانی اُراکل
✴️ زمانی که شما شروع به نوآوری می کنید، باید خودتان را آماده کنید که همه شما را دیوانه خطاب کنند.
12- هنری فورد (Henry Ford)
🔺بنیانگذار کمپانی فورد
✴️ چه شما فکر کنید که می توانید کاری را انجام دهید و چه فکر کنید که نمیتوانید آن کار را انجام دهید، در هر دو حالت درست فکر می کنید.
13- کارلوس اسلیم (Carlos Slim)
🔺صاحب کمپانی Telecoms
✴️ زمانی که شما برای تفکرات و اعتقادات دیگران زندگی می کنید، در حقیقت شما مرده اید.
14- ماریکیاش (Mary Kay Ash)
🔺بنیانگذار کمپانی آرایشی ماریکی
✴️ الزاما افراد مستعد با انبوهی از ایده های ناب بهترین ها نیستند. بهترینها کسانی هستند که حتی اگر فقط یک ایده دارند رسیدن به آن را دنبال میکنند.
15- لری پیج (Larry Page)
🔺بنیانگذار گوگل
✴️ زندگ
ی ۲ شانس به شما داده است: یکی اینکه تغییراتی بزرگ در دنیا به وجود آورید و دیگری اینکه تغییراتی کوچک در کسانی که دوستشان دارید. هر دو اینها شانس های فوق العاده ای هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1