🔰 به نظر شما در استخدام طرز فکر مهمتر است یا مهارت ؟
هِرب کِلِنهر (Herb Kelleher) یکی از مؤسسان شرکت هواپیمایی Southwest ، نقل قول جالبی درباره معیار استخدام کارکنان جدید دارد. او میگوید؛
🟢«اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمیکنیم، حتی اگر از مهارتهای زیادی برخوردار باشی! چرا که میتوانیم سطح مهارت را با آموزش ارتقاء دهیم، اما نمیتوانیم نگرش تو را عوض کنیم».
🔷مشخص است تشخیص آنکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارتهای فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً سادهای است. میتوان به سادگی با برگزاری آزمونی، سطح مهارتهای فنی افراد را اندازه گرفت و آنها را با هم مقایسه کرد. اما تشخیص آنکه فرد دارای چه ویژگیهای شخصیتی و چه نگرشهایی است، کار دشواری است.
🔷مارک مورفی (Mark Murphy) در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش- Hiring For Attitude» متذکر میشود که در حدود نیمی از (۴۷ درصد) استخدامهای جدید، در طول ۱۸ ماه نخست، با شکست مواجه میشوند.
🔷اما چرا این اتفاق میافتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارتها نیست (تنها ۱۱ درصد مسئله به عدم وجود مهارت در کارکنان تازه استخدام شده بر میگردد). این در حالی است که حدود ۸۹ درصد از شکستها به دلایل نگرشی (مانند هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) بر میگردد. بیشتر شرکتها به خوبی با اندازهگیری مهارتهای سخت کارکنان، متقاضیان استخدامی را براساس این معیار رتبهبندی میکنند، اما اغلب آنها در تشخیص مهارتهای نرم و موضوعات نگرشی و انگیزشی با دشواری روبرو هستند.
🔷لذا اگر دنبال نگرشهای مثبت هستید، باید ارزشهای محوری شرکت خود را استخراج کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزشهای اساسی مورد پرسش قرار دهید.
🔷برای مثال شرکت هواپیمایی Southwest پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارتهای فنی آنها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی میکند. مدیر منابع انسانی از این متقاضیان میخواهد که لباسهای مخصوصی (شورتهای قهوهایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباسها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط میخورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است. کسی که از پوشیدن این لباسها امتناع میکند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در شرکت مناسب نیست.
یکی از سؤالهای کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگیهای شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسکپذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگیها مورد پرسش قرار گیرند. برای مثال از متقاضی خواسته شود که در مورد زمانی که ریسکپذیر بوده است توضیح دهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
هِرب کِلِنهر (Herb Kelleher) یکی از مؤسسان شرکت هواپیمایی Southwest ، نقل قول جالبی درباره معیار استخدام کارکنان جدید دارد. او میگوید؛
🟢«اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمیکنیم، حتی اگر از مهارتهای زیادی برخوردار باشی! چرا که میتوانیم سطح مهارت را با آموزش ارتقاء دهیم، اما نمیتوانیم نگرش تو را عوض کنیم».
🔷مشخص است تشخیص آنکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارتهای فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً سادهای است. میتوان به سادگی با برگزاری آزمونی، سطح مهارتهای فنی افراد را اندازه گرفت و آنها را با هم مقایسه کرد. اما تشخیص آنکه فرد دارای چه ویژگیهای شخصیتی و چه نگرشهایی است، کار دشواری است.
🔷مارک مورفی (Mark Murphy) در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش- Hiring For Attitude» متذکر میشود که در حدود نیمی از (۴۷ درصد) استخدامهای جدید، در طول ۱۸ ماه نخست، با شکست مواجه میشوند.
🔷اما چرا این اتفاق میافتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارتها نیست (تنها ۱۱ درصد مسئله به عدم وجود مهارت در کارکنان تازه استخدام شده بر میگردد). این در حالی است که حدود ۸۹ درصد از شکستها به دلایل نگرشی (مانند هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) بر میگردد. بیشتر شرکتها به خوبی با اندازهگیری مهارتهای سخت کارکنان، متقاضیان استخدامی را براساس این معیار رتبهبندی میکنند، اما اغلب آنها در تشخیص مهارتهای نرم و موضوعات نگرشی و انگیزشی با دشواری روبرو هستند.
🔷لذا اگر دنبال نگرشهای مثبت هستید، باید ارزشهای محوری شرکت خود را استخراج کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزشهای اساسی مورد پرسش قرار دهید.
🔷برای مثال شرکت هواپیمایی Southwest پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارتهای فنی آنها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی میکند. مدیر منابع انسانی از این متقاضیان میخواهد که لباسهای مخصوصی (شورتهای قهوهایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباسها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط میخورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است. کسی که از پوشیدن این لباسها امتناع میکند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در شرکت مناسب نیست.
یکی از سؤالهای کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگیهای شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسکپذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگیها مورد پرسش قرار گیرند. برای مثال از متقاضی خواسته شود که در مورد زمانی که ریسکپذیر بوده است توضیح دهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤️نه ویژگی برتر مدیران که همیشه در ذهن همه کارمندان جاودانه خواهد ماند ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔰 عاشق یاد گرفتن باشیم.
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد،
💢 عاشق یادگرفتن باشیم
در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی ، تکنولوژی و نرمافزار میتواند تا ۴۰% بهرهوری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کنندهای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش میاندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود بهزودی اثرات آن آشکار میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد،
💢 عاشق یادگرفتن باشیم
در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی ، تکنولوژی و نرمافزار میتواند تا ۴۰% بهرهوری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کنندهای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش میاندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود بهزودی اثرات آن آشکار میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مهارتی که بیشتر افراد از آن بیبهره هستند: گوش دادن فعال
🔸گوش دادن فعال یک فرآیند فعال است به این معنی که تنها توجه به سخنران کافی نیست، بلکه با نشانههای کلامی و غیرکلامی باید به او بفهمانید آنچه میگویند را هضم میکنید.
◀️ اکثر مردم واقعاً گوش نمیدهند
هر فرد معمولی حدود ۲۲۵ کلمه در هر دقیقه صحبت میکند، اما ما میتوانیم تا ۵۰۰ کلمه در دقیقه گوش کنیم. بنابراین ذهن ما ۲۷۵ کلمه دیگر را پر میکند. این نشان میدهد که به راحتی حواسمان پرت میشود و تلاش برای گوش دادن فعال ضروری است.
یکی دیگر از دلایل، ذات خودخواه ماست. ما عاشق این هستیم که کانون توجه باشیم و صحبت کردن میتواند به ما برای رسیدن به این امر کمک کند! به همین دلیل دوست داریم بیشتر حرف بزنیم تا اینکه گوش دهیم.
◀️ چگونه مهارتهای شنیداری فعال شما را بسیار باهوش نشان میدهد
هنگامیکه بهطور فعال گوش میدهید، بازخورد ایجاد میکنید. این باعث میشود که همکاران و یا رئیس شما فکر کنند که به اندازه کافی هوشمند هستید تا بتوانید پاسخ سریع بدهید و بسیار کمک کنید.
◀️ چگونه مهارتهای شنیداری فعال باعث میشود کاریزماتیک باشید
حقیقت جالب گفتوگو کننده خوبی بودن، این است که حرف زدن مهمترین بخش نیست؛ گوش دادن چیزی است که باعث میشود در یادها باقی بمانید. جوهر یک ارتباط خوب، نقش شما در شنیدن است نه صحبت کردن.
◀️ چند راه مفید برای تبدیل شدن به یک شنونده فعال
▪️جملات را تغییر داده و خلاصهای کوتاه ایجاد کنید
پس از گوش دادن، میتوانید پاسخی را با بیان خلاصهای از آنچه گفته شد ارائه دهید. هنگامیکه جملات را تغییر میدهید واقعاً معنای گفتوگو را درک میکنید. در همین حال، سخنران شما همچنین فرصتی برای صحیح کردن اشتباهاتتان دارد.
▪️سوالاتی برای نشان دادن علاقه و یا روشن شدن بپرسید
با سؤال کردن، سخنران شما فکر میکند که به آنها توجه میکنید و واقعاً گوش میدهید. با درخواست اطلاعات بیشتر میتوانید علاقه خود را به آن موضوع نشان دهید.
▪️تماس چشمی مناسب برقرار کنید
این نشان میدهد که شما واقعاً گوش میدهید و برای درک محتوا تلاش میکنید. اما به نحوهی نگاه خود به دیگران توجه کنید و اطمینان حاصل کنید که ملایم باشد نه خیلی محکم. همچنین از طول هر ارتباط چشمی آگاهی داشته باشید، زیرا سخنرانان خجالتی ممکن است احساس شرم کند.
▪️حالت بدنی باز و استقبالکننده داشته باشید
یک ژست باز و استقبالکننده میتواند به سخنران برای برقراری ارتباط بهتر کمک کند. بهعنوانمثال، با تکیه دادن به جلو و قرار دادن سر روی دست نشان میدهید که بهطور فعال گوش میکنید و سخنران را به صحبت کردن بیشتر ترغیب میکنید!
▪️لبخند بزنید و سر خود را تکان دهید
با این کار نشان میدهید که با آنچه که او میگوید موافق هستید و همه دوست دارند که با آنها موافق باشید.
▪️یک ترفند کوچک: زبان بدن سخنران را تقلید کنید
این ترفند بهویژه هنگامی مفید است که سخنرانان شما درمورد یک حادثه احساسی صحبت میکنند. این باعث میشود احساس کنند که واقعاً با آنها همدلی میکنید.
منبع: Lifehack
کانال آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸گوش دادن فعال یک فرآیند فعال است به این معنی که تنها توجه به سخنران کافی نیست، بلکه با نشانههای کلامی و غیرکلامی باید به او بفهمانید آنچه میگویند را هضم میکنید.
◀️ اکثر مردم واقعاً گوش نمیدهند
هر فرد معمولی حدود ۲۲۵ کلمه در هر دقیقه صحبت میکند، اما ما میتوانیم تا ۵۰۰ کلمه در دقیقه گوش کنیم. بنابراین ذهن ما ۲۷۵ کلمه دیگر را پر میکند. این نشان میدهد که به راحتی حواسمان پرت میشود و تلاش برای گوش دادن فعال ضروری است.
یکی دیگر از دلایل، ذات خودخواه ماست. ما عاشق این هستیم که کانون توجه باشیم و صحبت کردن میتواند به ما برای رسیدن به این امر کمک کند! به همین دلیل دوست داریم بیشتر حرف بزنیم تا اینکه گوش دهیم.
◀️ چگونه مهارتهای شنیداری فعال شما را بسیار باهوش نشان میدهد
هنگامیکه بهطور فعال گوش میدهید، بازخورد ایجاد میکنید. این باعث میشود که همکاران و یا رئیس شما فکر کنند که به اندازه کافی هوشمند هستید تا بتوانید پاسخ سریع بدهید و بسیار کمک کنید.
◀️ چگونه مهارتهای شنیداری فعال باعث میشود کاریزماتیک باشید
حقیقت جالب گفتوگو کننده خوبی بودن، این است که حرف زدن مهمترین بخش نیست؛ گوش دادن چیزی است که باعث میشود در یادها باقی بمانید. جوهر یک ارتباط خوب، نقش شما در شنیدن است نه صحبت کردن.
◀️ چند راه مفید برای تبدیل شدن به یک شنونده فعال
▪️جملات را تغییر داده و خلاصهای کوتاه ایجاد کنید
پس از گوش دادن، میتوانید پاسخی را با بیان خلاصهای از آنچه گفته شد ارائه دهید. هنگامیکه جملات را تغییر میدهید واقعاً معنای گفتوگو را درک میکنید. در همین حال، سخنران شما همچنین فرصتی برای صحیح کردن اشتباهاتتان دارد.
▪️سوالاتی برای نشان دادن علاقه و یا روشن شدن بپرسید
با سؤال کردن، سخنران شما فکر میکند که به آنها توجه میکنید و واقعاً گوش میدهید. با درخواست اطلاعات بیشتر میتوانید علاقه خود را به آن موضوع نشان دهید.
▪️تماس چشمی مناسب برقرار کنید
این نشان میدهد که شما واقعاً گوش میدهید و برای درک محتوا تلاش میکنید. اما به نحوهی نگاه خود به دیگران توجه کنید و اطمینان حاصل کنید که ملایم باشد نه خیلی محکم. همچنین از طول هر ارتباط چشمی آگاهی داشته باشید، زیرا سخنرانان خجالتی ممکن است احساس شرم کند.
▪️حالت بدنی باز و استقبالکننده داشته باشید
یک ژست باز و استقبالکننده میتواند به سخنران برای برقراری ارتباط بهتر کمک کند. بهعنوانمثال، با تکیه دادن به جلو و قرار دادن سر روی دست نشان میدهید که بهطور فعال گوش میکنید و سخنران را به صحبت کردن بیشتر ترغیب میکنید!
▪️لبخند بزنید و سر خود را تکان دهید
با این کار نشان میدهید که با آنچه که او میگوید موافق هستید و همه دوست دارند که با آنها موافق باشید.
▪️یک ترفند کوچک: زبان بدن سخنران را تقلید کنید
این ترفند بهویژه هنگامی مفید است که سخنرانان شما درمورد یک حادثه احساسی صحبت میکنند. این باعث میشود احساس کنند که واقعاً با آنها همدلی میکنید.
منبع: Lifehack
کانال آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 ۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی
۱. هرجا که میتوانند مودب باشند، هستند.
۲. قدردان محبتهای کوچک هستند.
۳. تعریفشان واقعی است.
۴. از ته دل همدردی میکنند.
۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک میگذارند.
۶. به دیگران پیشنهاد کمک میدهند.
۷. با اعتماد به نفسِ بهجا صحبت میکنند.
۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده میکنند.
۹. یادشان نمیرود که عضوی از تیم هستند.
۱۰. دیگران را به هم معرفی میکنند.
۱۱. نوبتشان را فراموش نمیکنند.
۱۲. به دیگران میگویند که به آنها اعتماد دارند.
۱۳. به دیگران اجازه میدهند برای خودشان تصمیم بگیرند.
۱۴. گوش میدهند و میخواهند بیشتر بدانند.
۱۵. مسئولیتپذیر هستند.
۱۶. حمایتشان را اعلام میکنند.
۱۷. همیشه میپرسند: «چرا که نه؟».
آدم های دوست داشتنی اغلب آدمهایی رویاپرداز، مثبتنگر و عملگرا هستند.
🔰بفرست برای انسان های دوست داشتنی پیرامون خودت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱. هرجا که میتوانند مودب باشند، هستند.
۲. قدردان محبتهای کوچک هستند.
۳. تعریفشان واقعی است.
۴. از ته دل همدردی میکنند.
۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک میگذارند.
۶. به دیگران پیشنهاد کمک میدهند.
۷. با اعتماد به نفسِ بهجا صحبت میکنند.
۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده میکنند.
۹. یادشان نمیرود که عضوی از تیم هستند.
۱۰. دیگران را به هم معرفی میکنند.
۱۱. نوبتشان را فراموش نمیکنند.
۱۲. به دیگران میگویند که به آنها اعتماد دارند.
۱۳. به دیگران اجازه میدهند برای خودشان تصمیم بگیرند.
۱۴. گوش میدهند و میخواهند بیشتر بدانند.
۱۵. مسئولیتپذیر هستند.
۱۶. حمایتشان را اعلام میکنند.
۱۷. همیشه میپرسند: «چرا که نه؟».
آدم های دوست داشتنی اغلب آدمهایی رویاپرداز، مثبتنگر و عملگرا هستند.
🔰بفرست برای انسان های دوست داشتنی پیرامون خودت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰روز حسابدار مبااااااررررررک!
🔰روز ترازنامه و صورت های مالی مبارک!
🔰روز ثبت زدن رویداد های مالی مبارک!
🔰روز fifo و lifo مبارک!
🔰روز ماشین حساب و نرم افزار ها حسابداری مبارک!
📕الهی 🙏
🔰 که دارایی هامون روز افزون😄
🔰بدهی هامون هم صفر😁
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔰روز ترازنامه و صورت های مالی مبارک!
🔰روز ثبت زدن رویداد های مالی مبارک!
🔰روز fifo و lifo مبارک!
🔰روز ماشین حساب و نرم افزار ها حسابداری مبارک!
📕الهی 🙏
🔰 که دارایی هامون روز افزون😄
🔰بدهی هامون هم صفر😁
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🌸شانزدهم آذر ماه روز دانشجو مبارک🌸
جنبش دانشجویی، ندای علم و آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
جنبش دانشجویی، ندای علم و آگاهی است و صدای دانشجو، پر از آگاهی و تعقلی است که قرار است به درون جامعه حرکت کند. این! صدای این دوران است؛ صدایی که عقل و خرد را از دانشگاه بین همه مردم کشور توزیع میکند و آنها را بیننده که نه، خواننده صداهای پرهمدلی در کشور میکند. خجسته باد این آگاهی و خجسته این روز که یادآور آن است!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سخنی با مدیران تازه کار : لطفا دچار غرور کاذب نشوید!
یکی از مهمترین اشتباهاتی که از اغلب مدیران تازهکار سر میزند خودبزرگ بینی و غرور است. آنها فکر میکنند تمام دنیا زیر پایشان است، چرا که توانستهاند به مقام مدیریت ارتقا یابند و پشت میز احترام برانگیز مدیریت یک سازمان مستقر شوند و کسی را یارای برکناریشان نیست.
✅شما مدیران تازهکار باید بدانید هنگامی که عنوان «مدیر» را دریافت میکنید، دیگران به شما متکی میشوند و به شما بهعنوان مشاور خود و از همه مهمتر دوست خود مینگرند. آنها از شما توقع دارند تا در یافتن مسیر شغلی درست و حفظ امنیت شغلیشان کمک کنید.
✅در واقع شما نقش تعیینکنندهای در موفقیت آنها در کار و زندگیشان ایفا خواهید کرد و همین مسئولیتهاست که مدیریت را به حرفهای پرچالش و حساس تبدیل کرده است.
✅بنابراین یک مدیر موفق کسی است که مانند یک پدر و محافظتکننده، ایفای نقش کرده و به نیابت از دیگران یک سری مسئولیتها را به انجام برساند. به عبارت دیگر، مدیر باید الهامبخش و الگوی زیردستانش باشد، درحالیکه اگر مدیری دارای روحیات خودبزرگبینانه باشد، نخواهد توانست چنین کارکردی داشته باشد.
پس مدیران تازهکار باید هوشیار باشند که در زمره مدیران پرشماری قرار نگیرند که مست باده قدرت و مقام خود شده و در نهایت نیز دچار ناکامیهای فاحشی میشوند و باید پست خود را با سرافکندگی ترک کنند.
علاوهبر این، مدیران تازهکار باید بدانند که اگر محبوب زیردستان خود نباشند، هیچ گاه موفق نخواهند شد.
چه باید کرد تا به چنین سرنوشتی دچار نشد؟
یک شروع خوب!
مدیران تازهکار باید یک لیست کامل و حاوی جزئیات در مورد مدیران پیش از خود تهیه کنند که در آن عوامل موفقیت و عدم موفقیت پیشینیان آنها مشخص شده باشد. در مرحله بعد آنها باید خود را به جای مدیران پیشین تصور کرده و در ذهن خود به جای آنها تصمیم بگیرند و به این فکر کنند که اگر جای آنها بودند چه میکردند.
علاوهبر این، آنها باید از موفقیتها و ناکامیهای پیشینیان خود درس گرفته و برای تکرار موفقیتهای آینده برنامهریزی کنند.
1️⃣آنها باید همیشه از خود بپرسند که آیا رفتار مدیران سابق با زیردستانشان درست و مطلوب بوده یا نه؟
2️⃣ آیا آنها توانسته بودند تاثیر مثبتی بر زیردستان خود داشته باشند و آنها را به سمت کار بیشتر و بهتر سوق دهند یا خیر؟
3️⃣ آیا به آنها احترام کافی میگذاشتند یا با بیاحترامی و آمرانه با آنها برخورد کردهاند و اگر چنین بوده واکنش زیردستان چگونه بوده است؟
منبع: Asked Manager
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یکی از مهمترین اشتباهاتی که از اغلب مدیران تازهکار سر میزند خودبزرگ بینی و غرور است. آنها فکر میکنند تمام دنیا زیر پایشان است، چرا که توانستهاند به مقام مدیریت ارتقا یابند و پشت میز احترام برانگیز مدیریت یک سازمان مستقر شوند و کسی را یارای برکناریشان نیست.
✅شما مدیران تازهکار باید بدانید هنگامی که عنوان «مدیر» را دریافت میکنید، دیگران به شما متکی میشوند و به شما بهعنوان مشاور خود و از همه مهمتر دوست خود مینگرند. آنها از شما توقع دارند تا در یافتن مسیر شغلی درست و حفظ امنیت شغلیشان کمک کنید.
✅در واقع شما نقش تعیینکنندهای در موفقیت آنها در کار و زندگیشان ایفا خواهید کرد و همین مسئولیتهاست که مدیریت را به حرفهای پرچالش و حساس تبدیل کرده است.
✅بنابراین یک مدیر موفق کسی است که مانند یک پدر و محافظتکننده، ایفای نقش کرده و به نیابت از دیگران یک سری مسئولیتها را به انجام برساند. به عبارت دیگر، مدیر باید الهامبخش و الگوی زیردستانش باشد، درحالیکه اگر مدیری دارای روحیات خودبزرگبینانه باشد، نخواهد توانست چنین کارکردی داشته باشد.
پس مدیران تازهکار باید هوشیار باشند که در زمره مدیران پرشماری قرار نگیرند که مست باده قدرت و مقام خود شده و در نهایت نیز دچار ناکامیهای فاحشی میشوند و باید پست خود را با سرافکندگی ترک کنند.
علاوهبر این، مدیران تازهکار باید بدانند که اگر محبوب زیردستان خود نباشند، هیچ گاه موفق نخواهند شد.
چه باید کرد تا به چنین سرنوشتی دچار نشد؟
یک شروع خوب!
مدیران تازهکار باید یک لیست کامل و حاوی جزئیات در مورد مدیران پیش از خود تهیه کنند که در آن عوامل موفقیت و عدم موفقیت پیشینیان آنها مشخص شده باشد. در مرحله بعد آنها باید خود را به جای مدیران پیشین تصور کرده و در ذهن خود به جای آنها تصمیم بگیرند و به این فکر کنند که اگر جای آنها بودند چه میکردند.
علاوهبر این، آنها باید از موفقیتها و ناکامیهای پیشینیان خود درس گرفته و برای تکرار موفقیتهای آینده برنامهریزی کنند.
1️⃣آنها باید همیشه از خود بپرسند که آیا رفتار مدیران سابق با زیردستانشان درست و مطلوب بوده یا نه؟
2️⃣ آیا آنها توانسته بودند تاثیر مثبتی بر زیردستان خود داشته باشند و آنها را به سمت کار بیشتر و بهتر سوق دهند یا خیر؟
3️⃣ آیا به آنها احترام کافی میگذاشتند یا با بیاحترامی و آمرانه با آنها برخورد کردهاند و اگر چنین بوده واکنش زیردستان چگونه بوده است؟
منبع: Asked Manager
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢آزمون تعیین سطح خودشیفتگی!
🔺از سال ۱۸۹۸ که پزشک بریتانیایی به نام هولاک الیس برای اولین بار اصطلاح «نارسیسم» را برای توصیف آدمهایی بهکار برد که فانتزیهای خودپرستانهشان بر واقعیت غلبه دارد، تا امروز، پژوهشگران و نظریهپردازان، هزاران صفحه درباره اختلال شخصیت خودشیفته نوشتهاند.
🔺خودشیفتهها همه جا هستند و شک نکنید که صابون آنها به تن شما هم خورده است. وقتی از اختلال روانی صحبت میکنیم، شاید تصویر یک آدم نامتعادل و درمانده و بیمصرف به ذهنتان بیاید، اما دستکم در مورد اختلالات شخصیت اینطور نیست.
🔺در میان هنرمندان مشهور، دانشمندان برجسته، قهرمانان ورزشی، سیاستمداران در بالاترین سطوح و حتی اساتید روانشناسی، مبتلایان به اختلال شخصیت بهویژه خودشیفتهها کم نیستند؛ چون این اختلالات، جز در روابط نزدیک، قاعدتا مشکلی در زندگی مبتلایان ایجاد نمیکنند.
🔺یک خودشیفته، جز اینکه با حقبهجانب و طلبکار بودن، فقدان همدلی، حسادت، تحقیر، بهانهگیری و نگاه ابزاری، دیگران را آزار دهد و آنها را از خود دور کند، داستان دیگری ندارد. اما تصور کنید آدم خودشیفته، پدر، مادر، همسر، همکار نزدیک یا رئیس شما، یا از آنبدتر، وزیر و وکیل یا حتی شخص اول مملکت باشد. آنوقت چه اتفاقی میافتد؟
🔺نشانگر اصلی اختلال شخصیت خودشیفته، فقدان همدلی است. یعنی عدم توانایی در نگاه کردن به دنیا از دریچه چشم دیگران؛ معتبر ندانستن دیدگاه، نیاز، خواستهها و حقوقشان، و منافع خود را بالاتر از هرچیز دیدن. یک آدم خودشیفته حقیقتاً از رنج دیگران باخبر نیست، هرچند همدلی را احتراماً یا عرفاً در کلام ابراز کند.
🔺یکپای خودشیفتگی در ژن آدمهاست و پای دیگرش در تجارب اولیه کودکی، که در هر دوی آنها اراده خود فرد دخیل نیست. از اینروست که خودشیفتهها در عین آزارندگی، ترحمبرانگیزند. هرچند این نافی مسئولیتشان در قبال تصمیماتشان نیست و پیامد ناگزیر خودشیفتگی، تنهایی روزافزون در سراشیبی سقوط است.
✍ دکتر محمدرضا رجبی شکیب
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺از سال ۱۸۹۸ که پزشک بریتانیایی به نام هولاک الیس برای اولین بار اصطلاح «نارسیسم» را برای توصیف آدمهایی بهکار برد که فانتزیهای خودپرستانهشان بر واقعیت غلبه دارد، تا امروز، پژوهشگران و نظریهپردازان، هزاران صفحه درباره اختلال شخصیت خودشیفته نوشتهاند.
🔺خودشیفتهها همه جا هستند و شک نکنید که صابون آنها به تن شما هم خورده است. وقتی از اختلال روانی صحبت میکنیم، شاید تصویر یک آدم نامتعادل و درمانده و بیمصرف به ذهنتان بیاید، اما دستکم در مورد اختلالات شخصیت اینطور نیست.
🔺در میان هنرمندان مشهور، دانشمندان برجسته، قهرمانان ورزشی، سیاستمداران در بالاترین سطوح و حتی اساتید روانشناسی، مبتلایان به اختلال شخصیت بهویژه خودشیفتهها کم نیستند؛ چون این اختلالات، جز در روابط نزدیک، قاعدتا مشکلی در زندگی مبتلایان ایجاد نمیکنند.
🔺یک خودشیفته، جز اینکه با حقبهجانب و طلبکار بودن، فقدان همدلی، حسادت، تحقیر، بهانهگیری و نگاه ابزاری، دیگران را آزار دهد و آنها را از خود دور کند، داستان دیگری ندارد. اما تصور کنید آدم خودشیفته، پدر، مادر، همسر، همکار نزدیک یا رئیس شما، یا از آنبدتر، وزیر و وکیل یا حتی شخص اول مملکت باشد. آنوقت چه اتفاقی میافتد؟
🔺نشانگر اصلی اختلال شخصیت خودشیفته، فقدان همدلی است. یعنی عدم توانایی در نگاه کردن به دنیا از دریچه چشم دیگران؛ معتبر ندانستن دیدگاه، نیاز، خواستهها و حقوقشان، و منافع خود را بالاتر از هرچیز دیدن. یک آدم خودشیفته حقیقتاً از رنج دیگران باخبر نیست، هرچند همدلی را احتراماً یا عرفاً در کلام ابراز کند.
🔺یکپای خودشیفتگی در ژن آدمهاست و پای دیگرش در تجارب اولیه کودکی، که در هر دوی آنها اراده خود فرد دخیل نیست. از اینروست که خودشیفتهها در عین آزارندگی، ترحمبرانگیزند. هرچند این نافی مسئولیتشان در قبال تصمیماتشان نیست و پیامد ناگزیر خودشیفتگی، تنهایی روزافزون در سراشیبی سقوط است.
✍ دکتر محمدرضا رجبی شکیب
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰پنج «مشخصه موثر» یک رهبر سازمانی معتمد
✍منبع: Mac-Legacy
🔴اعتمادسازی شاخص بسیار مهمی است که هر کسی که میخواهد یک رهبر سازمانی موفق باشد باید آن را انجام دهد و ایجاد کند. زیربنای هر ارتباط موثری که در محل کسبوکار، رئیس و کارمند یا بین همکاران یک سازمان میتواند وجود داشته باشد، حس اعتماد است. اعتماد چیزی نیست که ذاتی و موروثی باشد بلکه موضوعی است که با اقدام و رفتار مثبت و با مداومت در تفکر و انجام فعل مثبت در سطح یک سازمان پدیدار میشود.
🟢درحالیکه راهها و روشهای زیادی برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی قابل اعتماد وجود دارد اما اکثر آنها دارای مشخصات و صفات مشترکی هستند که بهعنوان «۵C» شناخته میشوند.
۱. تعهد(Commitment)
رهبر سازمانی متعهد کسی است که به هدف تعیینشده، چشمانداز ترسیمشده و تیم اجرایی خود وفادار باشد. او بهرغم شکستها استقامت میکند. وقتی یک رهبر سازمانی متعهد باشد با حضور موثر خود بهصورت فعالانه و اقدامات مثبت نسبت به جلب اطمینان و اعتماد اطرافیان خود عمل میکند. تعهد بهعنوان مهمترین کاراکتر شخصیتی یک رهبر سازمانی بهعنوان اولین عامل موثر در ایجاد اعتماد نیز شناخته میشود.
۲. ارتباط (Communication)
یک رهبر سازمانی قابل اعتماد با کسانی که از وی پیروی میکنند ارتباط موثری برقرار میکند. او مراقب است که گرفتار وسوسه مسائل روزمرگی نشود و از غفلت در برقراری ارتباط موثر پرهیز میکند. یک رهبر سازمانی قابل اعتماد حتی حاضر است از بخشی از تعهدات روزمره عدول کند و زمان بیشتری برای پیروان خود بگذارد و ارتباطی موثر با روشی معنیدار با پیروان، اعضای تیم یا افراد سازمان خود برقرار کند. ماحصل این رفتار موجب میشود که او را فردی قابل اعتماد ببینند که به آنها اهمیت لازم را داده و برای برقراری مشارکت آنها نیز ارزش قائل است.
۳. دلسوزی(Compassion)
یک رهبر سازمانی قابل اعتماد اعضای تیم و کارمندان سازمان خود را بهدرستی میشناسد، به نگرانیهای آنها گوش داده و بهطور معنیداری در هر مرحله از بروز مشکل دلسوزی و پاسخ مناسب ارائه میکند. این به معنای رمزگذاری آنها نیست. یک رهبر سازمانی قابل اعتماد با علم به اینکه میداند بهصورت مطلق هیچ کس کامل نیست و احتمال بروز اشتباه از هر کسی ممکن است، از اعضای تیم خود انتظار دارد بهصورت حرفهای تکالیف، مسوولیت و وظایف خود را به انجام برسانند و در مقابل مشقتی که کارمندان در انجام وظایف خود متحمل میشوند نیاز است که بدانند یک نفر به آنها اهمیت داده و عملکرد آنان را میبیند. بهصورت متعارف یک رهبر سازمانی بزرگ و قابل اعتماد پشتیبان عملکرد هر یک از اعضای تیم خود است.
۴. ثبات (Consistency)
ثبات به معنای لغوی عام در تمامی زمینهها جزو کلیدیترین شاخصههای شخصیتی یک رهبر سازمانی است. یک رهبر سازمانی قابل اعتماد حتی در زیر آتش نیز انسجام رفتاری و کرداری خود را حفظ میکند. در چنین حالتی کارمندان وی نیز با نظرات عالی و با مد نظر قرار دادن چارچوبهای قانونی خود را بیشتر به او نزدیک کرده و در مقابل رهبر سازمانی نیز با حفظ انتظارات مستمر و واکنش منسجم و بهدور از هیجانات رفتاری نسبت به ایجاد اعتمادسازی در تیم خود عمل میکند.
۵. شایستگی (Competency)
یک رهبر سازمانی عالی غالب اوقات خود را صرف شناخت و تجزیه و تحلیل مسائل حوزه کسبوکار خویش میکند، متناسب با زمان نسبت به ارتقا و گسترش مهارتهای خود عمل کرده و بهصورت مستمر در حال یادگیری است و در هیچ مرحلهای وانمود نمیکند که در همه امور تخصص دارد و برعکس بهگونهای عمل میکند که دیگران بدانند افراد ماهر و با دانش و تجربه گرداگرد وی فعالیت دارند و رهبر سازمانی به تخصص، دانش و تجربه آنان اعتماد داشته و در مقابل کارمندان و اعضای تیم رهبر سازمانی نیز به صراحت، صداقت و شفافیت در کار وی اعتماد دارند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍منبع: Mac-Legacy
🔴اعتمادسازی شاخص بسیار مهمی است که هر کسی که میخواهد یک رهبر سازمانی موفق باشد باید آن را انجام دهد و ایجاد کند. زیربنای هر ارتباط موثری که در محل کسبوکار، رئیس و کارمند یا بین همکاران یک سازمان میتواند وجود داشته باشد، حس اعتماد است. اعتماد چیزی نیست که ذاتی و موروثی باشد بلکه موضوعی است که با اقدام و رفتار مثبت و با مداومت در تفکر و انجام فعل مثبت در سطح یک سازمان پدیدار میشود.
🟢درحالیکه راهها و روشهای زیادی برای تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی قابل اعتماد وجود دارد اما اکثر آنها دارای مشخصات و صفات مشترکی هستند که بهعنوان «۵C» شناخته میشوند.
۱. تعهد(Commitment)
رهبر سازمانی متعهد کسی است که به هدف تعیینشده، چشمانداز ترسیمشده و تیم اجرایی خود وفادار باشد. او بهرغم شکستها استقامت میکند. وقتی یک رهبر سازمانی متعهد باشد با حضور موثر خود بهصورت فعالانه و اقدامات مثبت نسبت به جلب اطمینان و اعتماد اطرافیان خود عمل میکند. تعهد بهعنوان مهمترین کاراکتر شخصیتی یک رهبر سازمانی بهعنوان اولین عامل موثر در ایجاد اعتماد نیز شناخته میشود.
۲. ارتباط (Communication)
یک رهبر سازمانی قابل اعتماد با کسانی که از وی پیروی میکنند ارتباط موثری برقرار میکند. او مراقب است که گرفتار وسوسه مسائل روزمرگی نشود و از غفلت در برقراری ارتباط موثر پرهیز میکند. یک رهبر سازمانی قابل اعتماد حتی حاضر است از بخشی از تعهدات روزمره عدول کند و زمان بیشتری برای پیروان خود بگذارد و ارتباطی موثر با روشی معنیدار با پیروان، اعضای تیم یا افراد سازمان خود برقرار کند. ماحصل این رفتار موجب میشود که او را فردی قابل اعتماد ببینند که به آنها اهمیت لازم را داده و برای برقراری مشارکت آنها نیز ارزش قائل است.
۳. دلسوزی(Compassion)
یک رهبر سازمانی قابل اعتماد اعضای تیم و کارمندان سازمان خود را بهدرستی میشناسد، به نگرانیهای آنها گوش داده و بهطور معنیداری در هر مرحله از بروز مشکل دلسوزی و پاسخ مناسب ارائه میکند. این به معنای رمزگذاری آنها نیست. یک رهبر سازمانی قابل اعتماد با علم به اینکه میداند بهصورت مطلق هیچ کس کامل نیست و احتمال بروز اشتباه از هر کسی ممکن است، از اعضای تیم خود انتظار دارد بهصورت حرفهای تکالیف، مسوولیت و وظایف خود را به انجام برسانند و در مقابل مشقتی که کارمندان در انجام وظایف خود متحمل میشوند نیاز است که بدانند یک نفر به آنها اهمیت داده و عملکرد آنان را میبیند. بهصورت متعارف یک رهبر سازمانی بزرگ و قابل اعتماد پشتیبان عملکرد هر یک از اعضای تیم خود است.
۴. ثبات (Consistency)
ثبات به معنای لغوی عام در تمامی زمینهها جزو کلیدیترین شاخصههای شخصیتی یک رهبر سازمانی است. یک رهبر سازمانی قابل اعتماد حتی در زیر آتش نیز انسجام رفتاری و کرداری خود را حفظ میکند. در چنین حالتی کارمندان وی نیز با نظرات عالی و با مد نظر قرار دادن چارچوبهای قانونی خود را بیشتر به او نزدیک کرده و در مقابل رهبر سازمانی نیز با حفظ انتظارات مستمر و واکنش منسجم و بهدور از هیجانات رفتاری نسبت به ایجاد اعتمادسازی در تیم خود عمل میکند.
۵. شایستگی (Competency)
یک رهبر سازمانی عالی غالب اوقات خود را صرف شناخت و تجزیه و تحلیل مسائل حوزه کسبوکار خویش میکند، متناسب با زمان نسبت به ارتقا و گسترش مهارتهای خود عمل کرده و بهصورت مستمر در حال یادگیری است و در هیچ مرحلهای وانمود نمیکند که در همه امور تخصص دارد و برعکس بهگونهای عمل میکند که دیگران بدانند افراد ماهر و با دانش و تجربه گرداگرد وی فعالیت دارند و رهبر سازمانی به تخصص، دانش و تجربه آنان اعتماد داشته و در مقابل کارمندان و اعضای تیم رهبر سازمانی نیز به صراحت، صداقت و شفافیت در کار وی اعتماد دارند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در هیچ سازمانی قبول مسئولیت نکنید تا زمانی که:
▪️جای شما در ساختار شرکت کاملا روشن شده باشد.
▪️حدود اختیارات شما در شرکت به طور کامل روشن شده باشد.
▪️فرآیندهای کاری که انتظار میرود درگیر آن باشید، از قبل تبیین شده باشد.
▪️شاخصهای عملکردتان با شما تفاهم شده باشد.
▪️در پایان دوره های عملکردی ماهانه، سه ماهه، شش ماهه، سالانه یا .....که در سازمان مرسوم است، مشخص باشد توسط چه شخصی ارزیابی میشوی و چه کسی به شما بازخورد عملکردتان را خواهد داد.
👤 فیلیپ کاتلر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️جای شما در ساختار شرکت کاملا روشن شده باشد.
▪️حدود اختیارات شما در شرکت به طور کامل روشن شده باشد.
▪️فرآیندهای کاری که انتظار میرود درگیر آن باشید، از قبل تبیین شده باشد.
▪️شاخصهای عملکردتان با شما تفاهم شده باشد.
▪️در پایان دوره های عملکردی ماهانه، سه ماهه، شش ماهه، سالانه یا .....که در سازمان مرسوم است، مشخص باشد توسط چه شخصی ارزیابی میشوی و چه کسی به شما بازخورد عملکردتان را خواهد داد.
👤 فیلیپ کاتلر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰تفاوت سه واژه ؛ هوش، استعداد و مهارت:(بخش اول)
🔺توضیح ؛ این مطلب در سه بخش متوالی تقدیم میگردد،
🔷تمام انسان ها دارای هوش، استعداد و مهارت هایی هستند که او را از دیگران متمایز میکند و کسی نمیتواند آن را انکار کند. اما در فرهنگ ما این سه واژه به شکلی کنار هم آورده شده اند که ما معنای این سه واژه را یکسان میدانیم و گمان میکنیم که مترادف هم هستند. در واقع چون تعاریف درستی از آن ها در ذهن نداریم فکر میکنیم که هوش همان استعداد است و یا استعداد همان مهارت است.
🔷 مهمترین تفاوت استعداد و مهارت این است که استعداد یک توانایی ذاتی محسوب میشود، اما مهارت تخصصی به شمار میآید که به وسیله یادگیری و تجربه حاصل میشود. وهوش نیزیک یک سری تواناییهای ذهنی است و قابلیتهای متنوعی همچون استدلال، برنامهریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر میگیرد.
📕استعداد چیست؟
استعداد، توانایی ذاتی یا طبیعی فرد است که اغلب پنهان است و نیاز به شناخت دارد. این بدان معناست که بدون تمرین و یاد گرفتن چیزی، در یک فعالیت خاص خوب باشید. استعداد همان چیزی است که بدون انجام تلاشهای بیشتر، بهترین عملکرد را دارید. استعداد اغلب پنهان و خام است و نیاز به شناخت در زمان مناسب دارد. اگر تلاشها در مسیر درست باشند، استعداد میتواند با گذشت زمان بهبود یابد.
🔷در تعریف دیگر استعداد، باید این گونه بیان کنیم که یادگیری مهارتی با صرف زمان و انرژی کمتر را استعداد گویند. مثلا دو برادر را در نظر بگیرید که هر دو به کلاس گیتار میروند تا نواختن این آلت موسیقی را یاد بگیرند. در پایان دوره اگر یکی از این دو برادر زود تر از دیگری نواختن گیتار را یاد گرفته و موفق به نواختن آن شود نتیجه میگیریم که نسبت به برادر دیگر از استعداد بیشتری برخوردار است. این در حالی است که همه شرایط آنها مانند محیط و زمان تمرین و کیفیت آموزش نیز در یک اندازه و مساوی بوده است اما یکی زود تر از دیگری موفق شده است.
🔷مارک فیشر میگوید: اگر انسان نیروی درونش را بشناسد میتواند به رویاهایش تحقق بخشد. این جمله به خوبی بیان گر این است که استعداد چقدر از اهمیت بالایی بر خوردار است. استعدادی که اگر آن را کشف کنید و در جهت خودتان از آن بهره بگیرید، سرعت رشد به شدت زیادی را برای رسیدن به امیال و خواسته هایتان را فراهم میکند. در واقع همه افراد در طول زندگی خود در تلاش هستند تا به اهداف بزرگ خودشان دست پیدا کنند. اهدافی که با رسیدن به آن ها حس آرامش و خوشبختی را در وجود انسان ها ایجاد میکند. رضایت از زندگی نیز زمانی برای همه به وجود میآید که به سمت علایق و استعدادهای خودشان رفته اند. پس نتیجه کاملاً مشخص است که اگر میخواهیم سرعت خود را در مسیر موفقیت چندین برابر کنیم، باید استعدادهای خود را شناسایی کنیم.
♻️آیا بدون توجه به استعداد نمیتوان به موفقیت رسید؟
پاسخ این سوال قطعاً منفی است چراکه بدون توجه به استعداد نیز میتوان به موفقیت رسید! البته درست است که استعداد و علاقه در رسیدن به موفقیت تاثیر زیادی دارند اما رسیدن به موفقیت فقط وابسته به این ها نیست. مهارت و سخت کوشی هم تاثیر به سزایی در موفقیت های افراد دارند. اما مشخص است که تنها استعداد معجزه ایی در موفقیت شما ایجاد نمیکند! بلکه سرعت رشد شما را افزایش میدهد و در نهایت منجر به موفقیت شما میشود. استعداد نه تنها رشد و پیشرفت تان را افزایش میدهد، بلکه آرامش و نشاط را نیز برایتان به همراه خواهد آورد. چرا که وجود آدمی به گونه ای است که اگر در مسیر استعداد خود حرکت کند برایش آرامش درونی و لذت رضایت بخشی به دنبال خواهد داشت. فلذا کسی که در جهت مسیر استعداد خود نیست و همراه با آن حرکت نمیکند، حتی اگر رشد و پیشرفتی هم داشته باشد و به موفقیتی هم دست پیدا کرده باشد، اولا اون آرامش درونی لازم را نخواهد داشت و ثانیا بیش از آنچه که دیگران زمان و انرژی صرف کرده اند، زمان و انرژی صرف کرده است./ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺توضیح ؛ این مطلب در سه بخش متوالی تقدیم میگردد،
🔷تمام انسان ها دارای هوش، استعداد و مهارت هایی هستند که او را از دیگران متمایز میکند و کسی نمیتواند آن را انکار کند. اما در فرهنگ ما این سه واژه به شکلی کنار هم آورده شده اند که ما معنای این سه واژه را یکسان میدانیم و گمان میکنیم که مترادف هم هستند. در واقع چون تعاریف درستی از آن ها در ذهن نداریم فکر میکنیم که هوش همان استعداد است و یا استعداد همان مهارت است.
🔷 مهمترین تفاوت استعداد و مهارت این است که استعداد یک توانایی ذاتی محسوب میشود، اما مهارت تخصصی به شمار میآید که به وسیله یادگیری و تجربه حاصل میشود. وهوش نیزیک یک سری تواناییهای ذهنی است و قابلیتهای متنوعی همچون استدلال، برنامهریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر میگیرد.
📕استعداد چیست؟
استعداد، توانایی ذاتی یا طبیعی فرد است که اغلب پنهان است و نیاز به شناخت دارد. این بدان معناست که بدون تمرین و یاد گرفتن چیزی، در یک فعالیت خاص خوب باشید. استعداد همان چیزی است که بدون انجام تلاشهای بیشتر، بهترین عملکرد را دارید. استعداد اغلب پنهان و خام است و نیاز به شناخت در زمان مناسب دارد. اگر تلاشها در مسیر درست باشند، استعداد میتواند با گذشت زمان بهبود یابد.
🔷در تعریف دیگر استعداد، باید این گونه بیان کنیم که یادگیری مهارتی با صرف زمان و انرژی کمتر را استعداد گویند. مثلا دو برادر را در نظر بگیرید که هر دو به کلاس گیتار میروند تا نواختن این آلت موسیقی را یاد بگیرند. در پایان دوره اگر یکی از این دو برادر زود تر از دیگری نواختن گیتار را یاد گرفته و موفق به نواختن آن شود نتیجه میگیریم که نسبت به برادر دیگر از استعداد بیشتری برخوردار است. این در حالی است که همه شرایط آنها مانند محیط و زمان تمرین و کیفیت آموزش نیز در یک اندازه و مساوی بوده است اما یکی زود تر از دیگری موفق شده است.
🔷مارک فیشر میگوید: اگر انسان نیروی درونش را بشناسد میتواند به رویاهایش تحقق بخشد. این جمله به خوبی بیان گر این است که استعداد چقدر از اهمیت بالایی بر خوردار است. استعدادی که اگر آن را کشف کنید و در جهت خودتان از آن بهره بگیرید، سرعت رشد به شدت زیادی را برای رسیدن به امیال و خواسته هایتان را فراهم میکند. در واقع همه افراد در طول زندگی خود در تلاش هستند تا به اهداف بزرگ خودشان دست پیدا کنند. اهدافی که با رسیدن به آن ها حس آرامش و خوشبختی را در وجود انسان ها ایجاد میکند. رضایت از زندگی نیز زمانی برای همه به وجود میآید که به سمت علایق و استعدادهای خودشان رفته اند. پس نتیجه کاملاً مشخص است که اگر میخواهیم سرعت خود را در مسیر موفقیت چندین برابر کنیم، باید استعدادهای خود را شناسایی کنیم.
♻️آیا بدون توجه به استعداد نمیتوان به موفقیت رسید؟
پاسخ این سوال قطعاً منفی است چراکه بدون توجه به استعداد نیز میتوان به موفقیت رسید! البته درست است که استعداد و علاقه در رسیدن به موفقیت تاثیر زیادی دارند اما رسیدن به موفقیت فقط وابسته به این ها نیست. مهارت و سخت کوشی هم تاثیر به سزایی در موفقیت های افراد دارند. اما مشخص است که تنها استعداد معجزه ایی در موفقیت شما ایجاد نمیکند! بلکه سرعت رشد شما را افزایش میدهد و در نهایت منجر به موفقیت شما میشود. استعداد نه تنها رشد و پیشرفت تان را افزایش میدهد، بلکه آرامش و نشاط را نیز برایتان به همراه خواهد آورد. چرا که وجود آدمی به گونه ای است که اگر در مسیر استعداد خود حرکت کند برایش آرامش درونی و لذت رضایت بخشی به دنبال خواهد داشت. فلذا کسی که در جهت مسیر استعداد خود نیست و همراه با آن حرکت نمیکند، حتی اگر رشد و پیشرفتی هم داشته باشد و به موفقیتی هم دست پیدا کرده باشد، اولا اون آرامش درونی لازم را نخواهد داشت و ثانیا بیش از آنچه که دیگران زمان و انرژی صرف کرده اند، زمان و انرژی صرف کرده است./ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎