🔰۵ پرسش که نشان میدهد مهارتهای لازم برای رئیس شدن را دارید یا نه؟
🔵تغییر نقش از کارمندی به مدیریت برای نخستین بار یک نقطه عطف شغلی مهم است. برای شناسایی مهارتهایی که ممکن است قبل از جهش نیاز داشته باشید، این پنج پرسش را از خود بپرسید:
🔰*۱. سبک مدیریت من چیست؟
* به نقاط قوت، شخصیت و ارزشهای خود فکر کنید، سپس تصمیم بگیرید که میخواهید با چه ویژگیای شناخته شوید. به یاد داشته باشید، با ادامه یادگیری و پیشرفت، میتوانید رویکرد خود را در طول زمان سازگار کنید.
🔰*۲. چگونه به رشد تیمم کمک خواهم کرد؟
* درک اینکه چگونه میتوانید عملکردها را اندازهگیری و خلاءها را ارزیابی و فرصتهای رشد را در تیم خود ایجاد کنید، در نقش شما به عنوان یک مدیر ضروری است. زمانی را به فکر کردن در مورد اینکه چگونه ارتقاء شما ممکن است بر ساختار و پویایی تیم تأثیر بگذارد، اختصاص دهید.
🔰۳. چگونه کار را به طور موثر اولویتبندی و تفویض خواهم کرد؟
* از خود بپرسید که باید چه کارهایی را متوقف کنید، به انجام دادن کدام کارها ادامه دهید، و چه کارهای بیشتری انجام دهید - و چگونه میتوانید نظارت و پاسخگویی را برای کاری که به دیگران محول میکنید ارائه کنید.
🔰۴. آیا من سخنران خوبی هستم و میتوانم جلسات را مدیریت کنم؟
* یک ارزیابی صادقانه از مهارتهای ارتباطی خود انجام دهید و راحتی خود را با مدیریت جلسات و ارائه به گروههای بزرگتر ارزیابی کنید.
🔰۵. آیا در ارائه بازخورد و حل تعارضات راحت عمل میکنم؟
* ارائه مفید جهتگیریها، رسیدگی به شکافهای عملکردی و حل مشکلات بین فردی از مسئولیتهای ضروری یک مدیر است. مسائلی را که با همکاران در مورد فرآیندها، پروژهها یا تعاملات بین فردی شاهد بودهاید، در نظر بگیرید. از آنچه مشاهده کردید چه آموختید؟
✍منبع: HBR(هاروارد بیزنس ریویو)
مترجم: شادی آذری حمیدیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵تغییر نقش از کارمندی به مدیریت برای نخستین بار یک نقطه عطف شغلی مهم است. برای شناسایی مهارتهایی که ممکن است قبل از جهش نیاز داشته باشید، این پنج پرسش را از خود بپرسید:
🔰*۱. سبک مدیریت من چیست؟
* به نقاط قوت، شخصیت و ارزشهای خود فکر کنید، سپس تصمیم بگیرید که میخواهید با چه ویژگیای شناخته شوید. به یاد داشته باشید، با ادامه یادگیری و پیشرفت، میتوانید رویکرد خود را در طول زمان سازگار کنید.
🔰*۲. چگونه به رشد تیمم کمک خواهم کرد؟
* درک اینکه چگونه میتوانید عملکردها را اندازهگیری و خلاءها را ارزیابی و فرصتهای رشد را در تیم خود ایجاد کنید، در نقش شما به عنوان یک مدیر ضروری است. زمانی را به فکر کردن در مورد اینکه چگونه ارتقاء شما ممکن است بر ساختار و پویایی تیم تأثیر بگذارد، اختصاص دهید.
🔰۳. چگونه کار را به طور موثر اولویتبندی و تفویض خواهم کرد؟
* از خود بپرسید که باید چه کارهایی را متوقف کنید، به انجام دادن کدام کارها ادامه دهید، و چه کارهای بیشتری انجام دهید - و چگونه میتوانید نظارت و پاسخگویی را برای کاری که به دیگران محول میکنید ارائه کنید.
🔰۴. آیا من سخنران خوبی هستم و میتوانم جلسات را مدیریت کنم؟
* یک ارزیابی صادقانه از مهارتهای ارتباطی خود انجام دهید و راحتی خود را با مدیریت جلسات و ارائه به گروههای بزرگتر ارزیابی کنید.
🔰۵. آیا در ارائه بازخورد و حل تعارضات راحت عمل میکنم؟
* ارائه مفید جهتگیریها، رسیدگی به شکافهای عملکردی و حل مشکلات بین فردی از مسئولیتهای ضروری یک مدیر است. مسائلی را که با همکاران در مورد فرآیندها، پروژهها یا تعاملات بین فردی شاهد بودهاید، در نظر بگیرید. از آنچه مشاهده کردید چه آموختید؟
✍منبع: HBR(هاروارد بیزنس ریویو)
مترجم: شادی آذری حمیدیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
تفکرانتقادی:
تفکر انتقادی در برگیرنده یک سری مهارت و توانایی هایی است.که اگر بتوانیم این توانایی ها را کسب کرده و از آنها استفاده کنیم، می توان گفت دارای تفکر انتقادی هستیم. تفکرانتقادی، استعداد خاصی نیست که همراه فرد متولد شود، بلکه این نوع طرز تفکر نیاز به تمرین و تلاش دارد. با وجود اینکه رشد این مهارت در تمام دنیا سرعت شگفت انگیزی گرفته است، اما هنوز تعداد زیادی از افراد هستند که نمیدانند چطور باید تفکر انتقادی را در خود پرورش دهند. تفکر انتقادی باعث می شود تا شما از توانایی های خود به منظور پاسخگویی استفاده کنید. این اتفاق موجب می شود تا انسان به جای اینکه یک دریافت کننده صرف در زمینه اطلاعات باشد، به یک یادگیرنده فعال تبدیل شود. تفکر انتقادی یکی از مهارت های نرم است، که در این مطلب به پنج مهارت برتر تفکر انتقادی می پردازیم.
مهارتهای تفکرانتقادی پنجگانه:
�تجزیه و تحلیل:
تفکر انتقادی توانایی بررسی چیزی است که خواه آن وجود یک مشکل، مجموعه ای از داده ها، و یا نوشته یک متن باشد. افرادی که مهارت های تحلیلی دارند می توانند اطلاعات را بررسی کرده و درک کنند که چه معنی می دهد و بیانگر چه چیزی است.
�ارتباطات:
در اغلب موارد باید نتایج کار خود را با کارفرمایان و یا با گروهی از همکاران به اشتراک بگذارید. پس باید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا بتوانید ایده هایتان را منتقل کنید. در نتیجه برای پیدا کردن راه حل مشکلات پیچیده نیاز به برقراری ارتباط دارید.
�خلاقیت:
تفکر انتقادی اغلب در بر گیرنده خلاقیت نیز می باشد، پیدا کردن الگوهای رفتاری یک موضوع، یا ارائه راه حلی جدید و خارق العاده که تا به حال کسی به آن فکر نکرده باشد نوعی از خلاقیت محسوب می شود.
�دیدگاه روشنفکرانه:
برای اینکه بتوانید به طور انتقادی فکر کنید لازم است هر نوع پیش فرض یا نگاه قضاوت گرایانه را کنار گذاشته و اطلاعاتی که در اختیار دارید را بدون هرگونه تعصب و جانبداری و به صورت عینی تجزیه و تحلیل کنید.
�توانایی حل مسئله:
حل مسئله یکی دیگر از مهم ترین مهارت های تفکر انتقادی است که شامل تحلیل مسئله، ارائه راه حل و پیاده سازی آن و ارزیابی طرح نهایی است. در نهایت می توان بیان کرد که کارفرمایان کارمندی را نمی خواهند که تنها بتواند در مورد اطلاعات به صورت انتقادی فکر کند بلکه علاوه بر آن باید قادر به ارائه راه حل های موثر نیز باشد
🔰با ما همراه باشید درکانال مدیران شایسته.
🆔@Competentmanagers
تفکر انتقادی در برگیرنده یک سری مهارت و توانایی هایی است.که اگر بتوانیم این توانایی ها را کسب کرده و از آنها استفاده کنیم، می توان گفت دارای تفکر انتقادی هستیم. تفکرانتقادی، استعداد خاصی نیست که همراه فرد متولد شود، بلکه این نوع طرز تفکر نیاز به تمرین و تلاش دارد. با وجود اینکه رشد این مهارت در تمام دنیا سرعت شگفت انگیزی گرفته است، اما هنوز تعداد زیادی از افراد هستند که نمیدانند چطور باید تفکر انتقادی را در خود پرورش دهند. تفکر انتقادی باعث می شود تا شما از توانایی های خود به منظور پاسخگویی استفاده کنید. این اتفاق موجب می شود تا انسان به جای اینکه یک دریافت کننده صرف در زمینه اطلاعات باشد، به یک یادگیرنده فعال تبدیل شود. تفکر انتقادی یکی از مهارت های نرم است، که در این مطلب به پنج مهارت برتر تفکر انتقادی می پردازیم.
مهارتهای تفکرانتقادی پنجگانه:
�تجزیه و تحلیل:
تفکر انتقادی توانایی بررسی چیزی است که خواه آن وجود یک مشکل، مجموعه ای از داده ها، و یا نوشته یک متن باشد. افرادی که مهارت های تحلیلی دارند می توانند اطلاعات را بررسی کرده و درک کنند که چه معنی می دهد و بیانگر چه چیزی است.
�ارتباطات:
در اغلب موارد باید نتایج کار خود را با کارفرمایان و یا با گروهی از همکاران به اشتراک بگذارید. پس باید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا بتوانید ایده هایتان را منتقل کنید. در نتیجه برای پیدا کردن راه حل مشکلات پیچیده نیاز به برقراری ارتباط دارید.
�خلاقیت:
تفکر انتقادی اغلب در بر گیرنده خلاقیت نیز می باشد، پیدا کردن الگوهای رفتاری یک موضوع، یا ارائه راه حلی جدید و خارق العاده که تا به حال کسی به آن فکر نکرده باشد نوعی از خلاقیت محسوب می شود.
�دیدگاه روشنفکرانه:
برای اینکه بتوانید به طور انتقادی فکر کنید لازم است هر نوع پیش فرض یا نگاه قضاوت گرایانه را کنار گذاشته و اطلاعاتی که در اختیار دارید را بدون هرگونه تعصب و جانبداری و به صورت عینی تجزیه و تحلیل کنید.
�توانایی حل مسئله:
حل مسئله یکی دیگر از مهم ترین مهارت های تفکر انتقادی است که شامل تحلیل مسئله، ارائه راه حل و پیاده سازی آن و ارزیابی طرح نهایی است. در نهایت می توان بیان کرد که کارفرمایان کارمندی را نمی خواهند که تنها بتواند در مورد اطلاعات به صورت انتقادی فکر کند بلکه علاوه بر آن باید قادر به ارائه راه حل های موثر نیز باشد
🔰با ما همراه باشید درکانال مدیران شایسته.
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from اتچ بات
🌐 تفکر انتقادی چیست؟
تفکر انتقادی عبارت است از توانایی تفکر مستقل و تأملی، و فکر کردن به شیوه ای روشن و منطقی. داشتن تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که می تواند در افشاء سفسطه ها و استدلال های نادرست بکار گرفته شود، به علاوه نقش مهمی در استدلال و تکالیف سازنده بازی می کند. تفکر انتقادی به ما کمک می کند تا به کسب دانش بپردازیم، نظریه های خود را بهبود ببخشیم و به استدلال های قوی دست یابیم. همچنین می توان از آن برای پیشبرد فرایند کاری و ارتقاء نهادهای اجتماعی استفاده نمود.
فردی که از مهارت تفکر انتقادی برخوردار است قادر خواهد بود تا:
*پیوندهای منطقی بین ایده های مختلف را درک کند؛
*استدلال های مختلف را شناسایی، سازماندهی و ارزیابی نماید؛
*ناهمسانی ها و اشتباهات معمول در استدلال ها را کشف کند؛
*مشکلات را به طور سیستمیک حل کند؛
*تناسب و اهمیت ایده ها را دریابد؛
*روی توجه و دلائل منطقی باورها و ارزش های شخصی اش تأمل کند.
تفکر انتقادی عبارت است از بررسی و آزمایش موضوعاتی که برای پذیرش ارائه می شوند، به منظور کشف اینکه آیا آنها منطبق با واقعیت هستند یا خیر. این استعدادها علاوه بر آنکه ذاتاً در انسان وجود دارد، نیازمند آموزش و پرورش است.
📁 مطالعه بیشتر درباره تفکر انتقادی. pdf
🔹با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
تفکر انتقادی عبارت است از توانایی تفکر مستقل و تأملی، و فکر کردن به شیوه ای روشن و منطقی. داشتن تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که می تواند در افشاء سفسطه ها و استدلال های نادرست بکار گرفته شود، به علاوه نقش مهمی در استدلال و تکالیف سازنده بازی می کند. تفکر انتقادی به ما کمک می کند تا به کسب دانش بپردازیم، نظریه های خود را بهبود ببخشیم و به استدلال های قوی دست یابیم. همچنین می توان از آن برای پیشبرد فرایند کاری و ارتقاء نهادهای اجتماعی استفاده نمود.
فردی که از مهارت تفکر انتقادی برخوردار است قادر خواهد بود تا:
*پیوندهای منطقی بین ایده های مختلف را درک کند؛
*استدلال های مختلف را شناسایی، سازماندهی و ارزیابی نماید؛
*ناهمسانی ها و اشتباهات معمول در استدلال ها را کشف کند؛
*مشکلات را به طور سیستمیک حل کند؛
*تناسب و اهمیت ایده ها را دریابد؛
*روی توجه و دلائل منطقی باورها و ارزش های شخصی اش تأمل کند.
تفکر انتقادی عبارت است از بررسی و آزمایش موضوعاتی که برای پذیرش ارائه می شوند، به منظور کشف اینکه آیا آنها منطبق با واقعیت هستند یا خیر. این استعدادها علاوه بر آنکه ذاتاً در انسان وجود دارد، نیازمند آموزش و پرورش است.
📁 مطالعه بیشتر درباره تفکر انتقادی. pdf
🔹با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰ضرورت توجه به مهارت تفکر انتقادی با توجه به تحقیقات انجام گرفته حاکی از این است که بیش ۶۰ درصد مدیران فاقد این مهارت می باشند 👇👇👇
🔺هشت ضعف مهارتی در دانشآموختگان تازه وارد به سازمانها:
مجله فوربس در ماه می 2016، اقدام به معرفی مهارتهایی نموده که از نظر مدیران، در دانشآموختگان تازه وارد به سازمانها، به اندازه کافی و رضایتبخش وجود ندارد.
🔺 این نتیجه، حاصل بررسی نظر حدود 64 هزار مدیر و 14 هزار دانشآموخته میباشد. مهمترین این مهارتها، بههمراه درصد موافقت شرکتکنندگان در این مطالعه با کمبود مهارت مذکور، عبارت است از:
🔸- مهارت تفکر انتقادی و حل مساله (60 درصد)
🔸- مهارت ارتباطی (46 درصد)
🔸- مهارت رهبری (44 درصد)
🔸- مهارت نگارش (44 درصد)
🔸- مهارت سخنگفتن در جمع (39 درصد)
🔸- مهارت کار تیمی (36 درصد)
🔸- مهارت تحلیل داده (36 درصد)
🔸- مهارت کار با نرمافزارهای صنعت یا سازمان مربوطه (34 درصد)
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺هشت ضعف مهارتی در دانشآموختگان تازه وارد به سازمانها:
مجله فوربس در ماه می 2016، اقدام به معرفی مهارتهایی نموده که از نظر مدیران، در دانشآموختگان تازه وارد به سازمانها، به اندازه کافی و رضایتبخش وجود ندارد.
🔺 این نتیجه، حاصل بررسی نظر حدود 64 هزار مدیر و 14 هزار دانشآموخته میباشد. مهمترین این مهارتها، بههمراه درصد موافقت شرکتکنندگان در این مطالعه با کمبود مهارت مذکور، عبارت است از:
🔸- مهارت تفکر انتقادی و حل مساله (60 درصد)
🔸- مهارت ارتباطی (46 درصد)
🔸- مهارت رهبری (44 درصد)
🔸- مهارت نگارش (44 درصد)
🔸- مهارت سخنگفتن در جمع (39 درصد)
🔸- مهارت کار تیمی (36 درصد)
🔸- مهارت تحلیل داده (36 درصد)
🔸- مهارت کار با نرمافزارهای صنعت یا سازمان مربوطه (34 درصد)
🔰با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 ده ویژگی برتر یک رهبر قدرتمند و محترم در سازمان!
🔴استفن کاوی، در کتاب "انسانهای موثر" تاکید دارد که هر چه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحقتر خواهد بود. و ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر میشمارد:
🟢متقاعد سازی:
در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطهنظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.
🔵شکیبایی:
رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامیها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشمانداز بلندمدت خود نظر کند و صرفنظر از همه موانع و مقاومتهای کوتاهمدت به هدفهای خود پایبند باشد.
🟤وقار و متانت:
به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیریها، افشاگریها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.
🟠تعلیم پذیری:
به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را میداند و بهتر از هر کس میتواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.
🟡پذیرش:
خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.
🟣مهربانی:
حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.
⚫بیآلایشی:
جمعآوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطهنظرها و چشماندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه میتوانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدفهای پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.
⚪رو در رو شدن محبتآمیز
و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه میتوانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.
🔴مداومت:
بدین معنا که روش رهبری شما سلطهجویانه و فریبآمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه میکنید و در معرض بحرانها و چالش ها تغییر رنگ میدهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزشهای ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.
🟢تمامیت وجود:
همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، درصدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی./ گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴استفن کاوی، در کتاب "انسانهای موثر" تاکید دارد که هر چه دیگران به رهبر بیشتر احترام بگذارند، قدرت او بر دیگران برحقتر خواهد بود. و ۱۰ توصیه را نیز برای افزایش قدرت و احترام رهبر در نزد دیگران بر میشمارد:
🟢متقاعد سازی:
در میان گذاشتن دلایل و منطق خود با دیگران، اعلام موضع و نظر رهبری و همزمان با آن احترام عمیق به نقطهنظرها و آرای پیروان، پایبندی به حفظ تماس با پیروان تا حصول نتیجه به شکلی که متضمن منافع همگان باشد.
🔵شکیبایی:
رهبر باید به رغم همه مشکلات، ناکامیها و اشتباهاتِ احتمالی پیروان، به چشمانداز بلندمدت خود نظر کند و صرفنظر از همه موانع و مقاومتهای کوتاهمدت به هدفهای خود پایبند باشد.
🟤وقار و متانت:
به جای برخورد تند و خصمانه به هنگام روبرو شدن با آسیب پذیریها، افشاگریها و احساسات احتمالی پیروان، از خود وقار و متانت نشان دهد.
🟠تعلیم پذیری:
به این معنا که رهبر خود را در موضعی احساس نکند که همه جواب ها را میداند و بهتر از هر کس میتواند درباره همه مسائل قضاوت کند و نظر بدهد.
🟡پذیرش:
خودداری از قضاوت، رعایت امکانِ در اشتباه بودن و شرطی را برای درست و برحق بودن خود در نظر گرفتن.
🟣مهربانی:
حساس بودن، توجه کردن، محبت نمودن و به خاطر داشتن محاسن و اقدامات مفید دیگران.
⚫بیآلایشی:
جمعآوری اطلاعات دقیق درباره پیروان و نقطهنظرها و چشماندازهای آنها؛ این که چه هستند و چه میتوانند بشوند. توجه کامل به نیات، ارزشها و هدفهای پیروان به جای توجه صرف به رفتار آنها.
⚪رو در رو شدن محبتآمیز
و اعتراف به اشتباهات، و اینکه پیروان برای اصلاح شرایط چه میتوانند بکنند؛ فراهم آوردن زمینه برای خطر کردن سالم.
🔴مداومت:
بدین معنا که روش رهبری شما سلطهجویانه و فریبآمیز نیست که به اقتضای شرایط از آن استفاه میکنید و در معرض بحرانها و چالش ها تغییر رنگ میدهید؛ نشاط دادن، پایبندی به اصول و ارزشهای ابراز شده، پایبندی به منش و خویشتن واقعی.
🟢تمامیت وجود:
همخوان بودن حرف و احساسات و با افکار و اعمال با توجه به خیر و صلاح دیگران، درصدد اغفال دیگران برنیامدن و استفاده نکردن از فریب و سلطه جویی./ گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام همراهان گرامی صبح تان به خیر و نیکی باد
💎 لطفاً با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
💎 لطفاً با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مهم ترین مسأله براي سازمان ها، مسأله نیروي انسانی توانمند است.
🔷 به اعتقاد بسیاري از متفکران علم مدیریت، سرمایه و تکنولوژي قابل تأمین است؛ یعنی
میتوان آن را وارد کرد یا با جمع کردن سرمایه هاي اندك به سرمایه بزرگی دست یافت، ولی نیروي انسانی ماهر و توانمند را در طول یک یا دو سال نمیتوان بوجود آورد. منابع انسانی یک سازمان و بخصوص نیروي انسانی توانمند میتواند نقطه قوت سازمان و به عنوان مزیت رقابتی محسوب شود. بطوریکه سازمان هاي که داراي این مزیت باشند براحتی میتوانند در سطوح مختلف فعالیت حرفی براي گفتن داشته باشند.
🔷پیش از آنکه توانمندسازي در مدیریت رایج گردد، این اصطلاح در رشته هاي علوم سیاسی، علوم اجتماعی و همچنین در کمک هاي اعطایی به کشورهاي جهان سوم مورداستفاده قرار میگرفت. نویسندگان این رشته ها اصطلاح توانمندسازي را به فراهم آوردن منابع و ابزار لازم براي افراد معنا می کردند؛ بگونه اي که براي آنان قابل رؤیت باشد و آنان بتوانند از آن ها در جهت مصالح خود استفاده کنند در مدیریت، سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازي، به دموکراسی صنعتی و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیري هاي سازمان تحت عناوین مختلف تیم سازي، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع بر می گردد و آخرین تغییراتی که بر روي این موضوع انجام شد، توانمندسازي کارکنان به خود نام گرفت.
🔰پیتر دراکر (2002 ) پیشبینی کرده است که مدیران آینده با نیاز فزآینده براي توانمند سازي کارکنان روبرو می شوند. از اینرو مدیران باید بفهمند چه زمانی دستوري عمل کنند و چه زمانی مشارکتی عمل کنند. بنابراین مسأله به خوبی روشن است؛ به عبارت دیگر چگونه میتوانیم سرمایه هاي انسانی توانمند داشته باشیم؟ یا عوامل کلیدي موفقیت در توانمند سازي کارکنان کدامند؟ با توجه به اینکه شرکتهاي مختلف و متنوع زیر نظر وزارت کار، تعاون و رفاه شکل میگیرد لذا وزارتخانه مربوطه بعنوان یک سازمان هدایت کننده و سیاستگذار میبایست از توانمندي لازم براي هدایت این سرمایه هاي اندك که حالا تبدیل به یک منبع مالی قابل توجه شده است برخوردار باشد. بالطبع این کارکنان و نیروهاي متخصص این وزارتخانه هستند که این وظیفه را بعهده دارند بنابراین توانمندي سیاستگذاران در این حوزه، برابر با توانمندي 25 %اقتصاد کشور میباشد.
📕بخشی از مقاله «عوامل کلیدی موفقیت توانمند سازی کارکنان »
✍سید محمد میرمحمدي - داود حسین پور - حمیدرضا قاسمی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷 به اعتقاد بسیاري از متفکران علم مدیریت، سرمایه و تکنولوژي قابل تأمین است؛ یعنی
میتوان آن را وارد کرد یا با جمع کردن سرمایه هاي اندك به سرمایه بزرگی دست یافت، ولی نیروي انسانی ماهر و توانمند را در طول یک یا دو سال نمیتوان بوجود آورد. منابع انسانی یک سازمان و بخصوص نیروي انسانی توانمند میتواند نقطه قوت سازمان و به عنوان مزیت رقابتی محسوب شود. بطوریکه سازمان هاي که داراي این مزیت باشند براحتی میتوانند در سطوح مختلف فعالیت حرفی براي گفتن داشته باشند.
🔷پیش از آنکه توانمندسازي در مدیریت رایج گردد، این اصطلاح در رشته هاي علوم سیاسی، علوم اجتماعی و همچنین در کمک هاي اعطایی به کشورهاي جهان سوم مورداستفاده قرار میگرفت. نویسندگان این رشته ها اصطلاح توانمندسازي را به فراهم آوردن منابع و ابزار لازم براي افراد معنا می کردند؛ بگونه اي که براي آنان قابل رؤیت باشد و آنان بتوانند از آن ها در جهت مصالح خود استفاده کنند در مدیریت، سابقه استفاده از اصطلاح توانمندسازي، به دموکراسی صنعتی و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیري هاي سازمان تحت عناوین مختلف تیم سازي، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع بر می گردد و آخرین تغییراتی که بر روي این موضوع انجام شد، توانمندسازي کارکنان به خود نام گرفت.
🔰پیتر دراکر (2002 ) پیشبینی کرده است که مدیران آینده با نیاز فزآینده براي توانمند سازي کارکنان روبرو می شوند. از اینرو مدیران باید بفهمند چه زمانی دستوري عمل کنند و چه زمانی مشارکتی عمل کنند. بنابراین مسأله به خوبی روشن است؛ به عبارت دیگر چگونه میتوانیم سرمایه هاي انسانی توانمند داشته باشیم؟ یا عوامل کلیدي موفقیت در توانمند سازي کارکنان کدامند؟ با توجه به اینکه شرکتهاي مختلف و متنوع زیر نظر وزارت کار، تعاون و رفاه شکل میگیرد لذا وزارتخانه مربوطه بعنوان یک سازمان هدایت کننده و سیاستگذار میبایست از توانمندي لازم براي هدایت این سرمایه هاي اندك که حالا تبدیل به یک منبع مالی قابل توجه شده است برخوردار باشد. بالطبع این کارکنان و نیروهاي متخصص این وزارتخانه هستند که این وظیفه را بعهده دارند بنابراین توانمندي سیاستگذاران در این حوزه، برابر با توانمندي 25 %اقتصاد کشور میباشد.
📕بخشی از مقاله «عوامل کلیدی موفقیت توانمند سازی کارکنان »
✍سید محمد میرمحمدي - داود حسین پور - حمیدرضا قاسمی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰فقدان احترام در سازمان در لایههای زیرین سازمان هزینه ایجاد میکند. تقریبا همه کسانی که در محیط کار مورد بیاحترامی قرار میگیرند یا احساس میکنند به آنها به حرمتی شده است از خود واکنش منفی نشان میدهند. خلاقیت آنها کاهش مییابد و بسیاری از آنها سازمان را ترک میکنند. تقریبا نیمی از آنها از روی عمد کمتر کار میکنند یا کیفیت کار خود را پایین میآورند. بیاحترامی، به روابط مشتریان نیز لطمه وارد میکند.
هیچ عاملی به اندازه احترام گذاشتن به کارمندان در رفتار آنها تاثیر ندارد. حتی عواملی چون در نظر داشتن کارمندان، قدرشناسی از آنها، ارائه بازخوردهای مفید به آنها و حتی ایجاد فرصتهای آموزشی و یادگیری نیز به اندازه عامل احترام تعیینکننده نیستند.
#ترک_کار_کارکنان
#رهبری
#انگیزش
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
هیچ عاملی به اندازه احترام گذاشتن به کارمندان در رفتار آنها تاثیر ندارد. حتی عواملی چون در نظر داشتن کارمندان، قدرشناسی از آنها، ارائه بازخوردهای مفید به آنها و حتی ایجاد فرصتهای آموزشی و یادگیری نیز به اندازه عامل احترام تعیینکننده نیستند.
#ترک_کار_کارکنان
#رهبری
#انگیزش
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅خدمات واقعی یا تصنعی؟
✍ هنری مینتزبرگ
📖کتاب قصه های شب برای مدیران
از نظر من شرکتها دو دستهاند: یک دسته صرفا «ادعا» میکنند برای خدمات به مشتریان برنامه دارند و درگیر نمایشهای مصنوعی هستند. دسته دوم، شرکتهایی هستند که «واقعا» به مشتریانشان خدمت میکنند
🔰از نظر شرکتهای دسته دوم، ارائه خدمت به مشتریان صرفا یک تکنیک و برنامه برای کسب درآمد بیشتر نیست، بلکه روشی برای زندگی و فلسفهای برای کسب و کار است
🔰اغلب شرکتهای بزرگ و مشهور تاریخ بر اساس همین روحیه و ارائه خدمات واقعی به مشتریان و جامعهشان رشد کردهاند، نه با کمک تبلیغات و کمپینهای پرهزینه. نکته مهم این که این شرکتها حتی پس از آن که نامشان سر زبانها افتاد و بزرگ شدند نیز همین روحیه را در خود حفظ کردند
🔰اما چگونه میتوان خدمت واقعی به مشتری را از خدمت مصنوعی و فریبکارانه تشخیص داد؟
🔰خیلی ساده است: خدمات واقعی، اصالت دارند و مشتری از دریافت آن احساس صداقت و صمیمیت میکند و نمیتواند آن را فراموش کند
🔰در مقابل، خدمات مصنوعی به مشتری احساس تصنعی بودن و غیر صادقانه بودن را منتقل میکند. درست مانند کار شرکتهایی که ما را به مدت طولانی پشت تلفنهای گویای خود منتظر نگه میدارند و در عین حال ادعا میکنند زمان مشتری برایشان اهمیت دارد
🔰یا مثلا دربانی را در نظر بگیرید که جلوی فروشگاه ایستاده تا یک خوشآمدگویی مصنوعی تحویل مشتریان بدهد
🔰برای مثال، روزی به یکی از نمایندگیهای فروش هوندا رفتم. بعد از این که چند ماشین را قیمت کردم، فروشنده از من پرسید: «خریدار واقعی هستی یا نه؟ فکر کنم خریدار نیستی و برای همین، قیمتها را نمیگویم»
🔰من هم از آنجا خرید نکردم و به نمایندگی دیگر هوندا رفتم. در آن جا فروشنده صبورانه بهترین قیمتها را به من پیشنهاد کرد و من نیز فورا یکی از ماشینهای او را خریدم
🔰حتی اگر نمایندگی اول حاضر میشد قیمت کمتری از این نمایندگی هم به من پیشنهاد کند، از آنجا خرید نمیکردم
🔰اما خدمات واقعی به مشتری، یک روی دیگر هم دارد و آن احترام واقعی به فروشندگان است. در حقیقت، اگر مشتریان رفتار مناسبی نداشته باشند، رفتار فروشندگان هم صرفا نمایشی و ظاهری خواهد شد زیرا مشتری را شایسته دریافت خدمت واقعی تشخیص نمیدهند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ هنری مینتزبرگ
📖کتاب قصه های شب برای مدیران
از نظر من شرکتها دو دستهاند: یک دسته صرفا «ادعا» میکنند برای خدمات به مشتریان برنامه دارند و درگیر نمایشهای مصنوعی هستند. دسته دوم، شرکتهایی هستند که «واقعا» به مشتریانشان خدمت میکنند
🔰از نظر شرکتهای دسته دوم، ارائه خدمت به مشتریان صرفا یک تکنیک و برنامه برای کسب درآمد بیشتر نیست، بلکه روشی برای زندگی و فلسفهای برای کسب و کار است
🔰اغلب شرکتهای بزرگ و مشهور تاریخ بر اساس همین روحیه و ارائه خدمات واقعی به مشتریان و جامعهشان رشد کردهاند، نه با کمک تبلیغات و کمپینهای پرهزینه. نکته مهم این که این شرکتها حتی پس از آن که نامشان سر زبانها افتاد و بزرگ شدند نیز همین روحیه را در خود حفظ کردند
🔰اما چگونه میتوان خدمت واقعی به مشتری را از خدمت مصنوعی و فریبکارانه تشخیص داد؟
🔰خیلی ساده است: خدمات واقعی، اصالت دارند و مشتری از دریافت آن احساس صداقت و صمیمیت میکند و نمیتواند آن را فراموش کند
🔰در مقابل، خدمات مصنوعی به مشتری احساس تصنعی بودن و غیر صادقانه بودن را منتقل میکند. درست مانند کار شرکتهایی که ما را به مدت طولانی پشت تلفنهای گویای خود منتظر نگه میدارند و در عین حال ادعا میکنند زمان مشتری برایشان اهمیت دارد
🔰یا مثلا دربانی را در نظر بگیرید که جلوی فروشگاه ایستاده تا یک خوشآمدگویی مصنوعی تحویل مشتریان بدهد
🔰برای مثال، روزی به یکی از نمایندگیهای فروش هوندا رفتم. بعد از این که چند ماشین را قیمت کردم، فروشنده از من پرسید: «خریدار واقعی هستی یا نه؟ فکر کنم خریدار نیستی و برای همین، قیمتها را نمیگویم»
🔰من هم از آنجا خرید نکردم و به نمایندگی دیگر هوندا رفتم. در آن جا فروشنده صبورانه بهترین قیمتها را به من پیشنهاد کرد و من نیز فورا یکی از ماشینهای او را خریدم
🔰حتی اگر نمایندگی اول حاضر میشد قیمت کمتری از این نمایندگی هم به من پیشنهاد کند، از آنجا خرید نمیکردم
🔰اما خدمات واقعی به مشتری، یک روی دیگر هم دارد و آن احترام واقعی به فروشندگان است. در حقیقت، اگر مشتریان رفتار مناسبی نداشته باشند، رفتار فروشندگان هم صرفا نمایشی و ظاهری خواهد شد زیرا مشتری را شایسته دریافت خدمت واقعی تشخیص نمیدهند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅بروکراسی چگونه رشد می کند: حکایت مورچه!
اشاره: شاید حکایت مورچه را قبلاً مطالعه کرده اید. حال و یکبار دیگر، از زاویه شیوه رشد ناکارآمدی و دیوانسالاری به آن بنگرید.
مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد. مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.
سلطان جنگل (شیر) از فعالیّت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.
بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.
سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند. سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.
شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.
سوسک برای انجام امور، یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد. سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.
مورچه که زمانی بسیار فعّال بود
و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.
شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.
این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود. ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند
محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.
بنابراین، شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.
بنابراین، شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند. زیرا
مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اشاره: شاید حکایت مورچه را قبلاً مطالعه کرده اید. حال و یکبار دیگر، از زاویه شیوه رشد ناکارآمدی و دیوانسالاری به آن بنگرید.
مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد. مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.
سلطان جنگل (شیر) از فعالیّت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.
بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.
سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند. سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.
شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.
سوسک برای انجام امور، یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد. سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.
مورچه که زمانی بسیار فعّال بود
و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.
شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.
این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود. ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند
محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.
بنابراین، شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.
بنابراین، شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند. زیرا
مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
۷ نکته طلایی در مدیریت منابع انسانی برای مدیران تازهکار
🔸رسیدن شما به مقام مدیریت علاوه بر مزایای فراوان، مسئولیتهای سنگینتری را نیز به همراه میآورد. حالا شما نه فقط مسئولیت کارهای خود، بلکه مسئولیت راهنمایی دیگران و نظارت بر کارشان را نیز بر عهده دارید. استفاده از نکات آموزنده در این زمینه میتواند راهگشا باشد. در اینجا ۷ نکته کاربردی را برای مدیرانی بیان میکنیم که بهتازگی به این سمت منصوب شدهاند.
🔺خوب بشنوید
بیشتر ما فکر میکنیم مهارت خوبشنیدن فقط موقع گفتوگو کاربرد دارد، اما آنچه کمتر کسی میداند این است که مهارت خوبشنیدن پیش از شروع گفتوگو، در ذهن ما آغاز میشود.
وقتی قرار است در جایگاه مدیر با کارمند خود صحبت کنید:
▪️تصور نکنید که همه پاسخها را میدانید؛
▪️درباره آنچه قرار است گفته و شنیده شود پیشداوری نکنید؛
▪️فکر نکنید که میدانید کارمندتان میخواهد چه چیزی بگوید یا چه فکرهایی در سرش دارد.
حتی اگر مسئله واضح به نظر برسد، مدیر خوب با پرسش و پاسخ آن را واکاوی میکند. اینها بخش مهمی از مهارت خوبشنیدن هستند.
🔺تفویض اختیار کنید
احتمالا برایتان وسوسهانگیز است که همه کارها را خودتان انجام دهید، بهخصوص اگر در گذشته آن کارها را بارها و بارها انجام داده باشید. با این حال در جایگاه مدیر باید با تفویض اختیار کارها را تقسیم کنید و اجازه بدهید کارمندانتان آنها را انجام بدهند. شما با این کار نشان میدهید که به تواناییهای آنها اعتماد دارید.
🔺اعتماد متقابل ایجاد کنید
تحقیقات نشان دادهاند وقتی کارمندان به مدیران خود اعتماد داشته باشند، بیشتر تلاش میکنند. پس اولین اقدام شما در جایگاه مدیر، باید ایجاد اعتماد متقابل باشد.
با هریک از کارمندان جلسهای برگزار کنید و اجازه بدهید شما و اولویتهای کاریتان را بهتر بشناسند. در مقابل، شما هم به آنها اجازه بدهید که خودشان را به شما بشناسانند. هرچه شناخت شما از آنها بیشتر شود، تصمیمهای مناسبتری میگیرید که به نفع همه است.
🔺اهداف کارمندان را درک کنید
یکی از وظایف بسیار مهم مدیر درک اهداف و نیازهای کارمندانش است. این امر ضرورتی سازمانی است و مدیران باید به وضع زیردستان خود آگاه باشند تا بتوانند بهترین تعامل و همدلی را با آنها داشته باشند و مناسبترین تصمیمات را بگیرند.
🔺بین تشویق و انتقاد تعادل ایجاد کنید
تشویقکردن از انتقادکردن راحتتر به نظر میرسد، اما پژوهشی نشان داد که ۴۰درصد مدیران هرگز کارمندان خود را تشویق نمیکنند.
کارکنان برای پیشرفت به ترکیب تشویق و انتقاد نیاز دارند. هنر مدیر است که بداند چه زمانی تشویق کند و چه زمانی انتقاد.
اگر شما فقط از ابزارهای تشویقی استفاده کنید، شما را مدیری سادهلوح خواهند نامید که توانایی تشخیصش اندک است. اگر هم مدام در حال انتقادکردن باشید، کارکنان را از خود متنفر میکنید.
🔺پرسشهایی با پاسخ باز مطرح کنید
گاهوبیگاه در پایان جلسات پرسشهایی مانند این بپرسید: «چیز دیگری نیست که بخواهید دربارهاش صحبت کنیم؟» این پرسشها به کارمندان فرصت میدهد تا مشکلات را با شما در میان بگذارند. همچنین این امکان را به شما میدهد که از روند پیشرفت کار و وضع کارمندان خود مطلع شوید و زودتر بتوانید به آن رسیدگی کنید. به علاوه، چنین پرسشی زمینه همدلی را فراهم میکند و اعتماد بینتان افزایش پیدا میکند.
🔺مهارتهای رهبری را در خود تقویت کنید
واژه رهبر و مدیر معمولا بهجای هم به کار میروند، اما این دو تفاوتهایی با هم دارند. مهارت سازماندهی و توانایی تفویض اختیار از جمله مهارتهای مدیریتی هستند، اما شاید لازم باشد مهارتهای رهبری را نیز در خود ایجاد یا تقویت کنید، مهارتهایی مانند:
▪️هوش هیجانی بالا؛
▪️کوچینگ افراد؛
▪️اراده قوی
منبع: chetor
کانال آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸رسیدن شما به مقام مدیریت علاوه بر مزایای فراوان، مسئولیتهای سنگینتری را نیز به همراه میآورد. حالا شما نه فقط مسئولیت کارهای خود، بلکه مسئولیت راهنمایی دیگران و نظارت بر کارشان را نیز بر عهده دارید. استفاده از نکات آموزنده در این زمینه میتواند راهگشا باشد. در اینجا ۷ نکته کاربردی را برای مدیرانی بیان میکنیم که بهتازگی به این سمت منصوب شدهاند.
🔺خوب بشنوید
بیشتر ما فکر میکنیم مهارت خوبشنیدن فقط موقع گفتوگو کاربرد دارد، اما آنچه کمتر کسی میداند این است که مهارت خوبشنیدن پیش از شروع گفتوگو، در ذهن ما آغاز میشود.
وقتی قرار است در جایگاه مدیر با کارمند خود صحبت کنید:
▪️تصور نکنید که همه پاسخها را میدانید؛
▪️درباره آنچه قرار است گفته و شنیده شود پیشداوری نکنید؛
▪️فکر نکنید که میدانید کارمندتان میخواهد چه چیزی بگوید یا چه فکرهایی در سرش دارد.
حتی اگر مسئله واضح به نظر برسد، مدیر خوب با پرسش و پاسخ آن را واکاوی میکند. اینها بخش مهمی از مهارت خوبشنیدن هستند.
🔺تفویض اختیار کنید
احتمالا برایتان وسوسهانگیز است که همه کارها را خودتان انجام دهید، بهخصوص اگر در گذشته آن کارها را بارها و بارها انجام داده باشید. با این حال در جایگاه مدیر باید با تفویض اختیار کارها را تقسیم کنید و اجازه بدهید کارمندانتان آنها را انجام بدهند. شما با این کار نشان میدهید که به تواناییهای آنها اعتماد دارید.
🔺اعتماد متقابل ایجاد کنید
تحقیقات نشان دادهاند وقتی کارمندان به مدیران خود اعتماد داشته باشند، بیشتر تلاش میکنند. پس اولین اقدام شما در جایگاه مدیر، باید ایجاد اعتماد متقابل باشد.
با هریک از کارمندان جلسهای برگزار کنید و اجازه بدهید شما و اولویتهای کاریتان را بهتر بشناسند. در مقابل، شما هم به آنها اجازه بدهید که خودشان را به شما بشناسانند. هرچه شناخت شما از آنها بیشتر شود، تصمیمهای مناسبتری میگیرید که به نفع همه است.
🔺اهداف کارمندان را درک کنید
یکی از وظایف بسیار مهم مدیر درک اهداف و نیازهای کارمندانش است. این امر ضرورتی سازمانی است و مدیران باید به وضع زیردستان خود آگاه باشند تا بتوانند بهترین تعامل و همدلی را با آنها داشته باشند و مناسبترین تصمیمات را بگیرند.
🔺بین تشویق و انتقاد تعادل ایجاد کنید
تشویقکردن از انتقادکردن راحتتر به نظر میرسد، اما پژوهشی نشان داد که ۴۰درصد مدیران هرگز کارمندان خود را تشویق نمیکنند.
کارکنان برای پیشرفت به ترکیب تشویق و انتقاد نیاز دارند. هنر مدیر است که بداند چه زمانی تشویق کند و چه زمانی انتقاد.
اگر شما فقط از ابزارهای تشویقی استفاده کنید، شما را مدیری سادهلوح خواهند نامید که توانایی تشخیصش اندک است. اگر هم مدام در حال انتقادکردن باشید، کارکنان را از خود متنفر میکنید.
🔺پرسشهایی با پاسخ باز مطرح کنید
گاهوبیگاه در پایان جلسات پرسشهایی مانند این بپرسید: «چیز دیگری نیست که بخواهید دربارهاش صحبت کنیم؟» این پرسشها به کارمندان فرصت میدهد تا مشکلات را با شما در میان بگذارند. همچنین این امکان را به شما میدهد که از روند پیشرفت کار و وضع کارمندان خود مطلع شوید و زودتر بتوانید به آن رسیدگی کنید. به علاوه، چنین پرسشی زمینه همدلی را فراهم میکند و اعتماد بینتان افزایش پیدا میکند.
🔺مهارتهای رهبری را در خود تقویت کنید
واژه رهبر و مدیر معمولا بهجای هم به کار میروند، اما این دو تفاوتهایی با هم دارند. مهارت سازماندهی و توانایی تفویض اختیار از جمله مهارتهای مدیریتی هستند، اما شاید لازم باشد مهارتهای رهبری را نیز در خود ایجاد یا تقویت کنید، مهارتهایی مانند:
▪️هوش هیجانی بالا؛
▪️کوچینگ افراد؛
▪️اراده قوی
منبع: chetor
کانال آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در دنیای پر تحول امروزی، اگر کس نتواند خود را متناسب با تغییرات آن سازگار کند و توانایی یادگیری خود را به طور روزمره حفظ و پویا نگاه ندارد، از متن به حاشیه رانده می شود. سواد جدید ویژگی های خاص خود را دارد، امری که دیگر نمی توان آن را فقط به خواندن و نوشتن محدود کرد، اگرچه این هم کماکان یکی از معیارهای آن می تواند باشد. بر همین اساس، بی سوادان قرن 21 را می توان در چند دسته طبقه بندی کرد:
🔷1. بازماندگان بیسوادان قدیمی:
آن هایی که به سنت پدران خود پایبند مانده اند و زندگی ساده شان را ادامه می دهند و در مقابل خواندن و نوشتن مقاومت می کنند. البته عده ای از این ها با اراده خود چنین راهی را کماکان انتخاب می کنند و بسیاری دیگر نیز به دلیل مسایل و مشکلات مختلف، از نعمت و خواندن نوشتن محروم اند. شمار این افراد زیاد نیست، و یادگار زمان های گذشته اند.
🔷2. بیسوادان تحصیل کرده:
این دسته شمارشان بسیار زیاد است و از خصوصیات بارز جوامع درحال گذار و مدرک زده است. این ها از توانایی خواندن و نوشتن برخوردارند ولی 'کج دار و مریز' را 'کج دار و مریض' می خوانند و به خوبی هم آن را تفسیر و تشریح می کنند! این ها مدرک به دست دارند، ولی توانایی سازگاری با جهان متحول کنونی را ندارند وبه طور معمول، کارشان هیچ ربطی به مدرک شان ندارد. اتفاقا به مرور زمان در مقابل یادگیری از خود مقاومت سختی هم نشان می دهند و اصل محوری زندگی شان این است: «درس خواندن به چه دردی می خورد، ما که خواندیم مثلا چه شد!» و البته نمی دانند که واقعا هیچ چیز نخوانده اند و یاد نگرفته اند و فقط مدرک دارند!
🔷3. بیسوادان روشنفکر(اینتلکچوال):
در این دسته هم کسانی قرار دارند که به قول سقراط حکیم «نمی دانند که نمی دانند» ولی در توهم دانستن هستند آن هم از نوع ناب و اصیل و برترش. آن ها به همه با نخوت و تکبر نگاه می کنند، از زمین و زمان شکایت دارند و خود را نجات دهندگان انسان ها می بینند و مدعی هستند که دیگران به ارزش آن ها آگاه نیستند. به قول جلال آل احمد «انگار از دماغ فیل افتاده اند» و شوربختانه آن ها هم در مقابل یادگیری مقاومت می کنند حتی سخت تر از دسته قبلی. به آموخته های قدیمی شان دل بسته اند و هنوز جهان را با عینک کهنه شان می بینند. این ها در واقع جنس تقلبی یا مشابه ساختگی برای روشنفکران واقعی اند که ضربه مهلکی به علم و دانش وارد می کنند!
🔷4. متعصبین و خشک اندیشان بیسواد:
گروه زیادی هم وجود دارند که می توانند بخوانند و بنویسند، شاید هم خیلی خوب و روان و زیبا، ولی جز آنچه خود قبول دارند (و برای شان تابو است) چیز دیگری را نمی پذیرند. این ها همواره دنبال تحمیل عقاید خود به دیگران هستند و متاسفانه آن ها نیز در مقابل یادگیری سخت و حتی با خشونت مقاومت می کنند. آن ها جهان را از دریچه تنگ عقاید جزمی خود می نگرند و جلوی هر پیشرفتی را می گیرند. این بی سوادان (که آن ها نیز وارث گذشته اند) فقط کتاب های مشخصی را می خوانند و هر روز و هر ماه و هر سال تکرارش می کنند.
🔷5. بیسوادان مدرن:
در جهان کنونی کسانی هم هستند که کاملا ظاهر مدرن دارند، با فناوری های جدید ارتباط خوبی برقرار کرده اند، خودشان را سازگار نشان می دهند، ولی بسیار سطحی به زندگی و همه چیز نگاه می کنند. آن ها حوصله کتاب خواندن و مقاله خواندن و روزنامه خواندن و هر چیز مشابه دیگری را ندارند، فقط سرشان در شبکه های مجازی گرم است و بازگو کننده حرف های دیگران هستند. این ها مانند آفتی هستند که به جان علم و دانش ناب و اصیل افتاده اند.
🔷6. بیسوادان بیسواد:
و نهایتا آخرین دسته کسانی هستند که کماکان در جهل ابدالدهر باقی مانده اند. کسانی که به انسانیت پایبند نیستند و با خوی حیوانی به زندگی در جهان های مختلف می پردازند. کسانی که به نام دین و ایمان، انسان های بی گناه را سلاخی می کنند و زنان و کودکان را به بردگی می کشند. این ها رواج دهنده خشونت و ترس هستند، به هیچ وجه به علم و آگاهی واقعی اهمیتی نمی نهند و تعقل و تفکر را نابود می کنند. این ها دشمنان انسانیت هستند و خطرناک ترین نوع بیسوادان هستند. " افشین زرگر "
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷1. بازماندگان بیسوادان قدیمی:
آن هایی که به سنت پدران خود پایبند مانده اند و زندگی ساده شان را ادامه می دهند و در مقابل خواندن و نوشتن مقاومت می کنند. البته عده ای از این ها با اراده خود چنین راهی را کماکان انتخاب می کنند و بسیاری دیگر نیز به دلیل مسایل و مشکلات مختلف، از نعمت و خواندن نوشتن محروم اند. شمار این افراد زیاد نیست، و یادگار زمان های گذشته اند.
🔷2. بیسوادان تحصیل کرده:
این دسته شمارشان بسیار زیاد است و از خصوصیات بارز جوامع درحال گذار و مدرک زده است. این ها از توانایی خواندن و نوشتن برخوردارند ولی 'کج دار و مریز' را 'کج دار و مریض' می خوانند و به خوبی هم آن را تفسیر و تشریح می کنند! این ها مدرک به دست دارند، ولی توانایی سازگاری با جهان متحول کنونی را ندارند وبه طور معمول، کارشان هیچ ربطی به مدرک شان ندارد. اتفاقا به مرور زمان در مقابل یادگیری از خود مقاومت سختی هم نشان می دهند و اصل محوری زندگی شان این است: «درس خواندن به چه دردی می خورد، ما که خواندیم مثلا چه شد!» و البته نمی دانند که واقعا هیچ چیز نخوانده اند و یاد نگرفته اند و فقط مدرک دارند!
🔷3. بیسوادان روشنفکر(اینتلکچوال):
در این دسته هم کسانی قرار دارند که به قول سقراط حکیم «نمی دانند که نمی دانند» ولی در توهم دانستن هستند آن هم از نوع ناب و اصیل و برترش. آن ها به همه با نخوت و تکبر نگاه می کنند، از زمین و زمان شکایت دارند و خود را نجات دهندگان انسان ها می بینند و مدعی هستند که دیگران به ارزش آن ها آگاه نیستند. به قول جلال آل احمد «انگار از دماغ فیل افتاده اند» و شوربختانه آن ها هم در مقابل یادگیری مقاومت می کنند حتی سخت تر از دسته قبلی. به آموخته های قدیمی شان دل بسته اند و هنوز جهان را با عینک کهنه شان می بینند. این ها در واقع جنس تقلبی یا مشابه ساختگی برای روشنفکران واقعی اند که ضربه مهلکی به علم و دانش وارد می کنند!
🔷4. متعصبین و خشک اندیشان بیسواد:
گروه زیادی هم وجود دارند که می توانند بخوانند و بنویسند، شاید هم خیلی خوب و روان و زیبا، ولی جز آنچه خود قبول دارند (و برای شان تابو است) چیز دیگری را نمی پذیرند. این ها همواره دنبال تحمیل عقاید خود به دیگران هستند و متاسفانه آن ها نیز در مقابل یادگیری سخت و حتی با خشونت مقاومت می کنند. آن ها جهان را از دریچه تنگ عقاید جزمی خود می نگرند و جلوی هر پیشرفتی را می گیرند. این بی سوادان (که آن ها نیز وارث گذشته اند) فقط کتاب های مشخصی را می خوانند و هر روز و هر ماه و هر سال تکرارش می کنند.
🔷5. بیسوادان مدرن:
در جهان کنونی کسانی هم هستند که کاملا ظاهر مدرن دارند، با فناوری های جدید ارتباط خوبی برقرار کرده اند، خودشان را سازگار نشان می دهند، ولی بسیار سطحی به زندگی و همه چیز نگاه می کنند. آن ها حوصله کتاب خواندن و مقاله خواندن و روزنامه خواندن و هر چیز مشابه دیگری را ندارند، فقط سرشان در شبکه های مجازی گرم است و بازگو کننده حرف های دیگران هستند. این ها مانند آفتی هستند که به جان علم و دانش ناب و اصیل افتاده اند.
🔷6. بیسوادان بیسواد:
و نهایتا آخرین دسته کسانی هستند که کماکان در جهل ابدالدهر باقی مانده اند. کسانی که به انسانیت پایبند نیستند و با خوی حیوانی به زندگی در جهان های مختلف می پردازند. کسانی که به نام دین و ایمان، انسان های بی گناه را سلاخی می کنند و زنان و کودکان را به بردگی می کشند. این ها رواج دهنده خشونت و ترس هستند، به هیچ وجه به علم و آگاهی واقعی اهمیتی نمی نهند و تعقل و تفکر را نابود می کنند. این ها دشمنان انسانیت هستند و خطرناک ترین نوع بیسوادان هستند. " افشین زرگر "
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers