🔷🔹 ایران؛ جامعه بی گفت و گو! 🔹🔷
🔸ما از روزی که حرف زدن را یاد می گیریم، درگیر "مونولوگ" هستیم؛ یعنی یکی میگوید و یکی دیگر فقط گوش می کند:
🔹ابتدا این پدر و مادر و سایر بزرگ ترهای خانواده و فامیل هستند که امر و نهی می کنند و ما گوش می کنیم.
🔸سپس معلمان و مدیران و ناظم ها هستند که امر و نهی می کنند و ما فقط گوش می کنیم و مجری هستیم.
🔸در خدمت سربازی هم که نیمی از جامعه تجربه اش می کنند، بازار مونولوگ به مراتب داغ تر است.
🔸در محل کار هم، این رئیس است که می گوید و ما گوش می کنیم.
🔸در عرصه عمومی هم اوضاع بهتر نیست و برای قرن های متمادی، این حکومت است که می گوید و مردم شنونده اند.
🔸در روابط همسران نیز، عمدتاً مونولوگ حاکم است و بر اساس این که مرد گوینده مطلق است و زن شنونده یا برعکس، خانواده های مردسالار یا زن سالار شکل می گیرند.
🔸گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.
🔸اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم، بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات زیست اجتماعی ما می شود.
🔸گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: یکی خوب گوش کردن و دیگر استدلال داشتن.
🔸یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند، باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.
🔸واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم. اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!
🔸به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .
🔸گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.
📗(که به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب "شوق گفتگو و گستردگی فرهنگ تک گویی در میان ایرانیان" است که توسط حسن قاضی مرادی نوشته شده است).
🔸اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.
🔸جامعه ای هم که مردمانش اهل گفتگو، تعامل و منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد. " ایرج محمدی- عصر ایران "
🔸بذرتوسعه در کشور، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولاً جامعه ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانهای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود پرورش دهد:
📕نخست «صبوری»
📕 دوم «گفتوگو».
که هر دو ویژگی، نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است.
🔸رانندهی جوان تاکسی که تمایل دارد فرزندش در شرایطی زندگی کند که کشورش رو به توسعه داشته باشد، باید تمرین کند پشت چراغ راهنمایی بایستد و به خاطر شتابی که در ذهن دارد، خودروی خود را آرام آرام روی خط عابر پیاده نبرد.
🔸پزشکی که از توسعه نیافتگی کشور به فغان آمده است باید تمرین کند که بیمارش را با صبوری ویزیت کند.
🔸معلمی که میخواهد تلاشش برای ساختن نسل فردا به بار نشیند باید «شتاب» در نوشتن و گفتن را از کلامش و امتحانش و تمرین کلاسش حذف کند.
🔸و سیاستمداری که میخواهد مردمش برنامههای توسعهاش را پاس بدارند، باید از واکنشهای شتابزده درباره مسائل پرهیز کند و به هوادارانش بیاموزد که از در داوری درباره رقیبان خودداری کنند.
🔹وهمچنان راننده جوان تاکسی ما باید در خانه با همسرش و فرزندش دربارة مسائل زندگی و تصمیمات شغلی و مسائل مدرسه فرزندش و مسائل دیگر زندگی باب گفتوگو را باز کند؛
🔹و همچنان پزشک ما باید به بیمارش اجازه دهد که سخن بگوید و با او چون و چرا کند و بپرسد و توضیح بخواهد؛
🔹 و معلم ما باید به دانشآموزانش به جای مشقِ نوشتن، مشقِ «گفتوگو» بدهد؛ و سیاستمدار ما به جای موعظة دیگران یا متهم کردن رقیبان، گفتوگو کردن را تمرین کند و برای اتخاذ یک سیاست، ماهها با نخبگان و با مردمش گفتوگو کند.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔸ما از روزی که حرف زدن را یاد می گیریم، درگیر "مونولوگ" هستیم؛ یعنی یکی میگوید و یکی دیگر فقط گوش می کند:
🔹ابتدا این پدر و مادر و سایر بزرگ ترهای خانواده و فامیل هستند که امر و نهی می کنند و ما گوش می کنیم.
🔸سپس معلمان و مدیران و ناظم ها هستند که امر و نهی می کنند و ما فقط گوش می کنیم و مجری هستیم.
🔸در خدمت سربازی هم که نیمی از جامعه تجربه اش می کنند، بازار مونولوگ به مراتب داغ تر است.
🔸در محل کار هم، این رئیس است که می گوید و ما گوش می کنیم.
🔸در عرصه عمومی هم اوضاع بهتر نیست و برای قرن های متمادی، این حکومت است که می گوید و مردم شنونده اند.
🔸در روابط همسران نیز، عمدتاً مونولوگ حاکم است و بر اساس این که مرد گوینده مطلق است و زن شنونده یا برعکس، خانواده های مردسالار یا زن سالار شکل می گیرند.
🔸گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.
🔸اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم، بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات زیست اجتماعی ما می شود.
🔸گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: یکی خوب گوش کردن و دیگر استدلال داشتن.
🔸یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند، باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.
🔸واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم. اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!
🔸به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .
🔸گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.
📗(که به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب "شوق گفتگو و گستردگی فرهنگ تک گویی در میان ایرانیان" است که توسط حسن قاضی مرادی نوشته شده است).
🔸اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.
🔸جامعه ای هم که مردمانش اهل گفتگو، تعامل و منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد. " ایرج محمدی- عصر ایران "
🔸بذرتوسعه در کشور، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولاً جامعه ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانهای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود پرورش دهد:
📕نخست «صبوری»
📕 دوم «گفتوگو».
که هر دو ویژگی، نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است.
🔸رانندهی جوان تاکسی که تمایل دارد فرزندش در شرایطی زندگی کند که کشورش رو به توسعه داشته باشد، باید تمرین کند پشت چراغ راهنمایی بایستد و به خاطر شتابی که در ذهن دارد، خودروی خود را آرام آرام روی خط عابر پیاده نبرد.
🔸پزشکی که از توسعه نیافتگی کشور به فغان آمده است باید تمرین کند که بیمارش را با صبوری ویزیت کند.
🔸معلمی که میخواهد تلاشش برای ساختن نسل فردا به بار نشیند باید «شتاب» در نوشتن و گفتن را از کلامش و امتحانش و تمرین کلاسش حذف کند.
🔸و سیاستمداری که میخواهد مردمش برنامههای توسعهاش را پاس بدارند، باید از واکنشهای شتابزده درباره مسائل پرهیز کند و به هوادارانش بیاموزد که از در داوری درباره رقیبان خودداری کنند.
🔹وهمچنان راننده جوان تاکسی ما باید در خانه با همسرش و فرزندش دربارة مسائل زندگی و تصمیمات شغلی و مسائل مدرسه فرزندش و مسائل دیگر زندگی باب گفتوگو را باز کند؛
🔹و همچنان پزشک ما باید به بیمارش اجازه دهد که سخن بگوید و با او چون و چرا کند و بپرسد و توضیح بخواهد؛
🔹 و معلم ما باید به دانشآموزانش به جای مشقِ نوشتن، مشقِ «گفتوگو» بدهد؛ و سیاستمدار ما به جای موعظة دیگران یا متهم کردن رقیبان، گفتوگو کردن را تمرین کند و برای اتخاذ یک سیاست، ماهها با نخبگان و با مردمش گفتوگو کند.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔷🔹 چرا " گفت و گو " نمی کنیم؟ 🔹🔷
✍ دکتر مهران صولتی
جامعه ایران، یک جامعه بدون گفت و گو است. سیطره "مونولوگ " بر " دیالوگ "اشتیاق به" پرگویی" و " کم شنوی " ، میل مفرط به تحکم و سلطه ورزی، نبود سازوکارهای روشن و شناخته شده برای گسترش گفت و گو های معنادار و جمعی، حاکمیت اسطوره قاطعیت، و طرد فرآیند های دستیابی به سازش های ماندگار در فرهنگ سیاسی، از نشانه های مهجور ماندن " گفت و گو " در ایران است.
🔹اما از طرف دیگر شکل گیری " گفت و گو " یک ضرورت انکار ناپذیر برای ایران امروز هم به شمار می رود. حجم برخی از بحران ها به درجه ای رسیده است که جز با شکل گیری یک گفتگوی ملی و واقعی قابل حل و فصل نیست؛
🔸رشد فزاینده آسیب های اجتماعی، سقوط سرمایه اجتماعی، بحران آب و محیط زیست، کاهش مشارکت اقتصادی، در کنار رشد فزاینده نیروی کار جوان ناامید از اشتغال، افزایش چشمگیر پرونده های قضایی، بحران حکمرانی خوب و پاسخگو و ...کار رابه نقطه ای رسانده که خطر یک فروپاشی سیاسی -اجتماعی هر روز بیشتر می شود.
🔸با این وجود چنان رفتار می کنیم که گویی اوضاع کاملا آرام است و هیچ خطری از درون، کشور را تهدید نمی کند. و پرسش اصلی اینکه؛ حال چرا برای حل مشکلات موجود " گفت و گو " نمی کنیم ؟
🔹"گفت و گو "پیش از هرچیز یک محصول فرهنگی است، مبتنی بر سنتی که در آن مدارا، صبوری، حق طلبی، خردورزی و اعتماد و احترام به یکدیگر، به اندازه کافی نهادینه و ماندگار شده باشد. همچنین" گفت و گو " محصول یک فرهنگ سیاسی است که در آن توطئه اندیشی و توهم توطئه، سازش ناپذیری، یکسان اندیشی، خودمحوری و هویت اندیشی و ... در آن سهم غالب را نداشته باشد. به نظر می رسد سنت فرهنگی و فرهنگ سیاسی غالب در ایران هنوز هم به اندازه کافی، دارای عناصر برانگیزاننده و تثبیت کننده " گفت و گو " نمی باشد.
🔹فارغ از نفس و اصل " گفت و گو " که می تواند لذت بخش و ارزشمند تلقی شود، این امر باید موجب انباشت تجربیات انسانی، پیوسته و گامی به جلو تلقی شود. انباشتی که می تواند به ارائه راهبردهایی جهت توسعه پایدار کشور بینجامد. متاسفانه بسیاری از نمونه های بارز این پدیده در کشور بی حاصل، و بیشتر شکل مناظره، یا جنگ حنجره با حنجره یافته اند که تنها مقصود آن سرکوب یا ساکت کردن رقیب می باشد. چنین " گفت و گو" هایی هرگز نتوانستند به الگوهایی موفق در غرب همچون موارد گفت و گوی تاریخی پوپر، هابرماس ، گادامر و ... نزدیک شوند.
🔹دستیابی به یک "گفت و گو" ی سازنده مستلزم پذیرش تساوی و برابری در مواضع مشارکت کنندگان در امر "گفت و گو " است. دستیابی به این برابری هم پیش از هر چیز نیازمند وجود آزادی مکفی جهت انتقاد و به پرسش گرفتن تبعیض ها و نابرابری ها می باشد.
🔸در جامعه ای که وجود یک دولت نفتی و حداکثری، موجد شکل گیری رانت های عمده در آن شده است، کمتر می توان به شکل گیری روابط برابرانه امید داشت. از همین رو " گفت و گو " به نوعی اخلاق بخشنامه ای از جنس گشت ارشاد تقلیل یافته است !
🔹" گفت و گو " ابزاری برای رسیدن به تفاهم و دستیابی به حقیقت است. راهی برای به اشتراک گذاردن تجربیات بشری، و البته همراهی و همدلی با یکدیگر در جاده نیل به کامیابی و سعادت !
🔸در فرهنگ ما هنوز هم رگه هایی پررنگ از باطل یا مهجور دانستن دیگران، نشانه هایی از میل مفرط به ارشاد یا هدایت دیگران، و انگیزه هایی برای اتهام زدن و حذف دیگران به چشم می خورد. در فرهنگ سیاسی ما هنوز هم سازش کم و بیش معنای خیانت دارد ! و احترام به حقوق دیگران، دستاوردی متعلق به فرهنگ خبیث غرب شمرده می شود ! پر واضح است که با چنین زمینه ای نیل به فرهنگ " گفت و گو " امری بطئی و دراز مدت می باشد.
تکمله : با وجود همه این علائم ناخوشایند، باید به سمت بسط " گفت و گو " پیش رفت. شاید از مسیر تربیت نسلی که از کودکی ؛ در خانه و مدرسه، اهمیت و ضرورت آن را آموخته باشند...
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
✍ دکتر مهران صولتی
جامعه ایران، یک جامعه بدون گفت و گو است. سیطره "مونولوگ " بر " دیالوگ "اشتیاق به" پرگویی" و " کم شنوی " ، میل مفرط به تحکم و سلطه ورزی، نبود سازوکارهای روشن و شناخته شده برای گسترش گفت و گو های معنادار و جمعی، حاکمیت اسطوره قاطعیت، و طرد فرآیند های دستیابی به سازش های ماندگار در فرهنگ سیاسی، از نشانه های مهجور ماندن " گفت و گو " در ایران است.
🔹اما از طرف دیگر شکل گیری " گفت و گو " یک ضرورت انکار ناپذیر برای ایران امروز هم به شمار می رود. حجم برخی از بحران ها به درجه ای رسیده است که جز با شکل گیری یک گفتگوی ملی و واقعی قابل حل و فصل نیست؛
🔸رشد فزاینده آسیب های اجتماعی، سقوط سرمایه اجتماعی، بحران آب و محیط زیست، کاهش مشارکت اقتصادی، در کنار رشد فزاینده نیروی کار جوان ناامید از اشتغال، افزایش چشمگیر پرونده های قضایی، بحران حکمرانی خوب و پاسخگو و ...کار رابه نقطه ای رسانده که خطر یک فروپاشی سیاسی -اجتماعی هر روز بیشتر می شود.
🔸با این وجود چنان رفتار می کنیم که گویی اوضاع کاملا آرام است و هیچ خطری از درون، کشور را تهدید نمی کند. و پرسش اصلی اینکه؛ حال چرا برای حل مشکلات موجود " گفت و گو " نمی کنیم ؟
🔹"گفت و گو "پیش از هرچیز یک محصول فرهنگی است، مبتنی بر سنتی که در آن مدارا، صبوری، حق طلبی، خردورزی و اعتماد و احترام به یکدیگر، به اندازه کافی نهادینه و ماندگار شده باشد. همچنین" گفت و گو " محصول یک فرهنگ سیاسی است که در آن توطئه اندیشی و توهم توطئه، سازش ناپذیری، یکسان اندیشی، خودمحوری و هویت اندیشی و ... در آن سهم غالب را نداشته باشد. به نظر می رسد سنت فرهنگی و فرهنگ سیاسی غالب در ایران هنوز هم به اندازه کافی، دارای عناصر برانگیزاننده و تثبیت کننده " گفت و گو " نمی باشد.
🔹فارغ از نفس و اصل " گفت و گو " که می تواند لذت بخش و ارزشمند تلقی شود، این امر باید موجب انباشت تجربیات انسانی، پیوسته و گامی به جلو تلقی شود. انباشتی که می تواند به ارائه راهبردهایی جهت توسعه پایدار کشور بینجامد. متاسفانه بسیاری از نمونه های بارز این پدیده در کشور بی حاصل، و بیشتر شکل مناظره، یا جنگ حنجره با حنجره یافته اند که تنها مقصود آن سرکوب یا ساکت کردن رقیب می باشد. چنین " گفت و گو" هایی هرگز نتوانستند به الگوهایی موفق در غرب همچون موارد گفت و گوی تاریخی پوپر، هابرماس ، گادامر و ... نزدیک شوند.
🔹دستیابی به یک "گفت و گو" ی سازنده مستلزم پذیرش تساوی و برابری در مواضع مشارکت کنندگان در امر "گفت و گو " است. دستیابی به این برابری هم پیش از هر چیز نیازمند وجود آزادی مکفی جهت انتقاد و به پرسش گرفتن تبعیض ها و نابرابری ها می باشد.
🔸در جامعه ای که وجود یک دولت نفتی و حداکثری، موجد شکل گیری رانت های عمده در آن شده است، کمتر می توان به شکل گیری روابط برابرانه امید داشت. از همین رو " گفت و گو " به نوعی اخلاق بخشنامه ای از جنس گشت ارشاد تقلیل یافته است !
🔹" گفت و گو " ابزاری برای رسیدن به تفاهم و دستیابی به حقیقت است. راهی برای به اشتراک گذاردن تجربیات بشری، و البته همراهی و همدلی با یکدیگر در جاده نیل به کامیابی و سعادت !
🔸در فرهنگ ما هنوز هم رگه هایی پررنگ از باطل یا مهجور دانستن دیگران، نشانه هایی از میل مفرط به ارشاد یا هدایت دیگران، و انگیزه هایی برای اتهام زدن و حذف دیگران به چشم می خورد. در فرهنگ سیاسی ما هنوز هم سازش کم و بیش معنای خیانت دارد ! و احترام به حقوق دیگران، دستاوردی متعلق به فرهنگ خبیث غرب شمرده می شود ! پر واضح است که با چنین زمینه ای نیل به فرهنگ " گفت و گو " امری بطئی و دراز مدت می باشد.
تکمله : با وجود همه این علائم ناخوشایند، باید به سمت بسط " گفت و گو " پیش رفت. شاید از مسیر تربیت نسلی که از کودکی ؛ در خانه و مدرسه، اهمیت و ضرورت آن را آموخته باشند...
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔷 🔹 چگونه " گفت و گو " کنیم ؟ 🔹 🔷
✍ دکتر مهران صولتی
🔹 در دودهه گذشته بحران هایی گریبان جامعه ایران را گرفته است که ضرورت حرکت به سوی شکل گیری " گفت و گو " های واقعی در سطح ملی را اجتناب ناپذیر ساخته است. رکود، کمبود منابع آب، فساد سیستمی و سقوط فزاینده سرمایه اجتماعی، تنها چهار نمونه از بحران های فراگیر در ایران امروز به شمار می روند. پرواضح است که " گفت و گو " در جامعه ای که فاقد سنت فرهنگی مناسب جهت اجرای آن است واجد ظرافت ها و آدابی می باشد که با نمونه های مشابه در فرهنگ های دیگر متفاوت است. فارغ از هدف کلی گفت و گو که عبارت از؛ " مشارکت دو سویه برای رسیدن به تفاهم بر سر حقیقت یا هر اصل مشترک " دیگری می باشد، در مورد جزییات تفاوت هایی میان زمینه های فرهنگی مختلف وجود دارد، از همین رو در ادامه می کوشم تا برخی از شرایط و لوازم " گفت و گو " در نمونه ایرانی آن را بیان کنم.
🔹دفاع از حقیقت در ایران امروز بسیار سخت شده است. ظرایف معرفت شناختی ، آموزه های پست مدرنیسم ؛ که یک سره اصل حقیقت را تخطئه می کنند ، در کنار برداشت نیچه از حقیقت که آن را جلوه ای از قدرت می داند، از عوامل این دشواری می باشد. جدا از این امر ، حاکمیت یک ایدئولوژی مدعی و منادی حقیقت هم به طور طبیعی می تواند واکنش هایی نسبت به ماهیت " حقیقت " در جامعه برانگیزد. بنابراین برقراری " گفت و گو " در ایران امروز، باید نه با هدف دستیابی به حقیقت ( حداکثری )، بلکه بر اساس نیل به تفاهم بر سر دغدغه های مشترک ( حداقلی )، شکل گیرد.
🔹امروزه با نوعی امتناع " گفت و گو " در سطح مسائل سیاسی کشور مواجه هستیم. با وجود به قدرت رسیدن نحله اعتدالی که منادی میانه روی در مدیریت کشور است، هنوز هم ابرهای فضای قطبی بر، آسمان " گفت و گو " بر سر مسائل بنیادی کشور را تیره می سازد. به نظر می رسد در چنین فضایی از بی اعتمادی میان کنش گران سیاسی، انجام یک " گفت و گو" ی سازنده منوط به آغاز توافق بر سر حداقل هایی همچون حفظ تمامیت ارضی، امنیت ملی، قانون اساسی و آرمان های انقلاب 57 می باشد.
🔹در ایران امروز ، شکل و فرم انجام " گفت و گو " به همان اندازه محتوای آن اهمیت دارد. به واسطه کمیابی نمونه های موفق " گفت و گو" های ملی، و نیز وجود بی اعتمادی عمیق و فزاینده میان مردم و حاکمیت ، هر نوع " گفت و گویی " باید عمیقا متین، جدی، بی حاشیه و الهام بخش باشد تا بتواند بر ذخیره ناچیز " گفت و گو " های ملی بیفزاید. از همین رو طرفین مباحثه باید ضمن پرهیز از حرکت به سوی مصادیق ، و انجام " گفت و گو " ی ژورنالیستی بی حاصل و توام با اتهام زنی به یکدیگر، بر شناخت و تحلیل ماهیت بحران های دامن گیر جامعه ایران که پیش از این ذکر شد تمرکز نمایند.
🔹گذار از " گفت و گو ی افشاگر و شخص محور " به " گفت و گو ی سازنده و برنامه محور "، نیاز حیاتی ایران امروز می باشد. از همین رو است که فرآیند گفت و گو های ملی باید به جای کنش گران، از احزاب شروع شود. چنین امری می تواند علاوه بر روشن کردن نقش بی بدیل احزاب در توسعه سیاسی کشور، توانایی ها و کاستی های برنامه های احزاب برای توسعه پایدار و همه جانبه کشور ( سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... ) را به رخ کشیده و ضمن انباشت تجربیات و ارائه راهبردهایی برای خروج از وضع موجود، به ارتقاء سطح فرهنگ سیاسی و غنی تر شدن سنت فرهنگی ایرانیان کمک نمایند.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
✍ دکتر مهران صولتی
🔹 در دودهه گذشته بحران هایی گریبان جامعه ایران را گرفته است که ضرورت حرکت به سوی شکل گیری " گفت و گو " های واقعی در سطح ملی را اجتناب ناپذیر ساخته است. رکود، کمبود منابع آب، فساد سیستمی و سقوط فزاینده سرمایه اجتماعی، تنها چهار نمونه از بحران های فراگیر در ایران امروز به شمار می روند. پرواضح است که " گفت و گو " در جامعه ای که فاقد سنت فرهنگی مناسب جهت اجرای آن است واجد ظرافت ها و آدابی می باشد که با نمونه های مشابه در فرهنگ های دیگر متفاوت است. فارغ از هدف کلی گفت و گو که عبارت از؛ " مشارکت دو سویه برای رسیدن به تفاهم بر سر حقیقت یا هر اصل مشترک " دیگری می باشد، در مورد جزییات تفاوت هایی میان زمینه های فرهنگی مختلف وجود دارد، از همین رو در ادامه می کوشم تا برخی از شرایط و لوازم " گفت و گو " در نمونه ایرانی آن را بیان کنم.
🔹دفاع از حقیقت در ایران امروز بسیار سخت شده است. ظرایف معرفت شناختی ، آموزه های پست مدرنیسم ؛ که یک سره اصل حقیقت را تخطئه می کنند ، در کنار برداشت نیچه از حقیقت که آن را جلوه ای از قدرت می داند، از عوامل این دشواری می باشد. جدا از این امر ، حاکمیت یک ایدئولوژی مدعی و منادی حقیقت هم به طور طبیعی می تواند واکنش هایی نسبت به ماهیت " حقیقت " در جامعه برانگیزد. بنابراین برقراری " گفت و گو " در ایران امروز، باید نه با هدف دستیابی به حقیقت ( حداکثری )، بلکه بر اساس نیل به تفاهم بر سر دغدغه های مشترک ( حداقلی )، شکل گیرد.
🔹امروزه با نوعی امتناع " گفت و گو " در سطح مسائل سیاسی کشور مواجه هستیم. با وجود به قدرت رسیدن نحله اعتدالی که منادی میانه روی در مدیریت کشور است، هنوز هم ابرهای فضای قطبی بر، آسمان " گفت و گو " بر سر مسائل بنیادی کشور را تیره می سازد. به نظر می رسد در چنین فضایی از بی اعتمادی میان کنش گران سیاسی، انجام یک " گفت و گو" ی سازنده منوط به آغاز توافق بر سر حداقل هایی همچون حفظ تمامیت ارضی، امنیت ملی، قانون اساسی و آرمان های انقلاب 57 می باشد.
🔹در ایران امروز ، شکل و فرم انجام " گفت و گو " به همان اندازه محتوای آن اهمیت دارد. به واسطه کمیابی نمونه های موفق " گفت و گو" های ملی، و نیز وجود بی اعتمادی عمیق و فزاینده میان مردم و حاکمیت ، هر نوع " گفت و گویی " باید عمیقا متین، جدی، بی حاشیه و الهام بخش باشد تا بتواند بر ذخیره ناچیز " گفت و گو " های ملی بیفزاید. از همین رو طرفین مباحثه باید ضمن پرهیز از حرکت به سوی مصادیق ، و انجام " گفت و گو " ی ژورنالیستی بی حاصل و توام با اتهام زنی به یکدیگر، بر شناخت و تحلیل ماهیت بحران های دامن گیر جامعه ایران که پیش از این ذکر شد تمرکز نمایند.
🔹گذار از " گفت و گو ی افشاگر و شخص محور " به " گفت و گو ی سازنده و برنامه محور "، نیاز حیاتی ایران امروز می باشد. از همین رو است که فرآیند گفت و گو های ملی باید به جای کنش گران، از احزاب شروع شود. چنین امری می تواند علاوه بر روشن کردن نقش بی بدیل احزاب در توسعه سیاسی کشور، توانایی ها و کاستی های برنامه های احزاب برای توسعه پایدار و همه جانبه کشور ( سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... ) را به رخ کشیده و ضمن انباشت تجربیات و ارائه راهبردهایی برای خروج از وضع موجود، به ارتقاء سطح فرهنگ سیاسی و غنی تر شدن سنت فرهنگی ایرانیان کمک نمایند.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
✅ ناتوانی در گفت وگو، در جامعه ایران (از امیر کبیر تا شیخ شجاع)
✍دکتر محسن رنانی: استاد دانشگاه اصفهان
🔰دو سالی است که مطالعاتم را به موضوع «کودکی و توسعه» چرخاندهام، چرا که دریافتهام که بذر توسعهی هر جامعهای در کودکیِ مردمانش کاشته میشود. از آن پس هر چه بیشتر خواندهام باورم به این مساله بیشتر شده است. اکنون به جِدّ معتقدم ما ملتی هستیم که در کودکی متوقف شدهایم. یعنی چون به توانمندسازی کودکانمان بیتوجه بودهایم، و اصولا، هم از طرف خانواده و هم از طرف حکومتها، کودکی ما به بازی گرفته شده است، آنگاه تواناییهایمان در حد کودکی باقی مانده است و اکنون که بزرگ شدهایم جامعهای هستیم که همچنان رفتار کودکانهای داریم. همانگونه که کودک با یک آبنبات شاد میشود، ما نیز با منافع اندکی راضی و به وعدههای سادهای فریفته میشویم. صبور نیستیم، گفتوگو نمیدانیم و به اندک اختلافی یا قهر میکنیم یا بازی را به هم میزنیم.
🔰بهترین شاخص کودکی یک جامعه، رفتار سیاستمداران آن جامعه است. سیاستمداران معمولاً افرادی هستند که دارای «هوش اجتماعی» و «توانایی ارتباطی» بالاتر از سطح متوسط جامعه خود هستند. پس نگاه به خلقیات و رفتار سیاستمداران یک جامعه میتواند به ما نشان دهد که آن جامعه در چه مرحلهای از بلوغ تاریخی خود است. این سخن امیرمومنان که میفرماید «هر ملتی شایسته همان حکومتی است که بر او حکم میراند» و این سخن پیامبر اکرم که فرمود «هر طور باشید همانگونه بر شما حکومت میشود» سخنی است که با معیارهای علوم امروزین نیز دقیق است. در واقع میتوان گفت «سیاستمداران هر جامعه، عصارهی فضایل آن جامعه اند».
🔰یکی از اصلیترین مولفههای بلوغ عقلانی و روحی، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، «توانایی گفتوگو» است. در واقع معتقدم بدون تقویت این توانایی در یک جامعه، آرزوی توسعه آرزویی محال است. اقتصاددانان توسعه برای «شرایط آستانهای توسعه»، یعنی شرایطی که تا در جامعهای محقق نشود اصولا موتور توسعه روشن نخواهد شد و قطار یک جامعه روی ریل توسعه قرار نخواهد گرفت، ویژگیهای متعددی ذکر کردهاند. وقتی به این شرایط نگاه میکنیم درمییابیم که همه آنها نیازمند وجود یک مهارت اصلی در جامعه است و آن «مهارت گفتگو» است.
🔰و مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادله کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و درباره آن کالا صحبت میکنند. در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند. در مبادله، هر کدام از طرفین احساس میکند طرف مقابل چیزی دارد که اگر از او بگیرد به دردش میخورد و منتفع میشود. در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیتهای علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که درباره خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
🔰گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادله اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند. این تواناییها عبارتند از:
🔸توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)؛
🔸 توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)؛
🔸توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابه یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)؛
🔸 توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)؛
🔸توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)؛
🔸توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازه کافی توضیح بدهد)؛
🔸توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)؛
🔸و توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن و....
📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
✍دکتر محسن رنانی: استاد دانشگاه اصفهان
🔰دو سالی است که مطالعاتم را به موضوع «کودکی و توسعه» چرخاندهام، چرا که دریافتهام که بذر توسعهی هر جامعهای در کودکیِ مردمانش کاشته میشود. از آن پس هر چه بیشتر خواندهام باورم به این مساله بیشتر شده است. اکنون به جِدّ معتقدم ما ملتی هستیم که در کودکی متوقف شدهایم. یعنی چون به توانمندسازی کودکانمان بیتوجه بودهایم، و اصولا، هم از طرف خانواده و هم از طرف حکومتها، کودکی ما به بازی گرفته شده است، آنگاه تواناییهایمان در حد کودکی باقی مانده است و اکنون که بزرگ شدهایم جامعهای هستیم که همچنان رفتار کودکانهای داریم. همانگونه که کودک با یک آبنبات شاد میشود، ما نیز با منافع اندکی راضی و به وعدههای سادهای فریفته میشویم. صبور نیستیم، گفتوگو نمیدانیم و به اندک اختلافی یا قهر میکنیم یا بازی را به هم میزنیم.
🔰بهترین شاخص کودکی یک جامعه، رفتار سیاستمداران آن جامعه است. سیاستمداران معمولاً افرادی هستند که دارای «هوش اجتماعی» و «توانایی ارتباطی» بالاتر از سطح متوسط جامعه خود هستند. پس نگاه به خلقیات و رفتار سیاستمداران یک جامعه میتواند به ما نشان دهد که آن جامعه در چه مرحلهای از بلوغ تاریخی خود است. این سخن امیرمومنان که میفرماید «هر ملتی شایسته همان حکومتی است که بر او حکم میراند» و این سخن پیامبر اکرم که فرمود «هر طور باشید همانگونه بر شما حکومت میشود» سخنی است که با معیارهای علوم امروزین نیز دقیق است. در واقع میتوان گفت «سیاستمداران هر جامعه، عصارهی فضایل آن جامعه اند».
🔰یکی از اصلیترین مولفههای بلوغ عقلانی و روحی، چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، «توانایی گفتوگو» است. در واقع معتقدم بدون تقویت این توانایی در یک جامعه، آرزوی توسعه آرزویی محال است. اقتصاددانان توسعه برای «شرایط آستانهای توسعه»، یعنی شرایطی که تا در جامعهای محقق نشود اصولا موتور توسعه روشن نخواهد شد و قطار یک جامعه روی ریل توسعه قرار نخواهد گرفت، ویژگیهای متعددی ذکر کردهاند. وقتی به این شرایط نگاه میکنیم درمییابیم که همه آنها نیازمند وجود یک مهارت اصلی در جامعه است و آن «مهارت گفتگو» است.
🔰و مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادله کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و درباره آن کالا صحبت میکنند. در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند. در مبادله، هر کدام از طرفین احساس میکند طرف مقابل چیزی دارد که اگر از او بگیرد به دردش میخورد و منتفع میشود. در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیتهای علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که درباره خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
🔰گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادله اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند. این تواناییها عبارتند از:
🔸توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)؛
🔸 توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)؛
🔸توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابه یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)؛
🔸 توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)؛
🔸توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)؛
🔸توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازه کافی توضیح بدهد)؛
🔸توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)؛
🔸و توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن و....
📕 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from HRM مدیران و مشاورین منابع انسانی (Mahjoub j)
کتابخانه ديجيتال جهان افتتاح شد.
علاقمندان از سراسر جهان مي توانند به منابع الکترونيکي اين کتابخانه از طريق وب سايت آن دسترسي داشته باشند.
اين وب سايت در اداره ي مركزي يونسكو در پاريس كار خود را آغاز کرد. در اين وب سايت كتاب هاي نادر، نقشه هاي تاريخي، نسخ خطي، فيلم و عكس از كتابخانه ها و آرشيوهاي سراسر جهان ارائه مي شود. مراجعه كنندگان به اين سايت قادر خواهند بود تا به تمام اين موارد به هفت زبان عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، پرتغالي، روسي و اسپانيائي دسترسي يابند.
32 موسسه از برزيل، بريتانيا، چين، مصر، فرانسه، ژاپن، روسيه، عربستان سعودي، و آمريكا براي اجراي اين پروژه به ياري سازمان يونسكو شتافتند.
اجراي اين پروژه نخستين بار در سال 2005 به وسيله ي بزرگ ترين كتابخانه ي جهان يعني كتابخانه ي کنگرس آمريكا به يونسكو پيشنهاد شد. كتابخانه ي الكترونيكي جهاني به آدرس:
www.worlddigitallibrary.org
Or
http://www.wdl.org/en/
در دسترس كاربران مي باشد.
شرکت گوگل و بنياد قطر هر کدام با سه ميليون دلار، بنياد کارنگي با دو مليون دلار، دانشگاه علم و تکنولوژي ملک عبدالله با يک ميليون دلار و شرکت مایکروسافت با يک ميليون دلار کمک، از جمله پشتيبانان مالي اين طرح هستند. کتابخانه ديجيتال جهان جلوههاي فرهنگي نقاط گوناگون جهان را به صورت چندزبانه و رايگان در اختيار کاربران قرار ميدهد .
هدف از راهاندازي اين کتابخانه در چهار محور خلاصه شده است :
- ارتقاي تفهيم و تفاهم ميان ملتها و فرهنگها
- افزايش ظرفيت و تنوع مضامين فرهنگي در اينترنت
- فراهم ساختن منابع براي آموزگاران، پژوهشگران و مخاطبان عام
- ظرفيتسازي براي مؤسسههاي مشارکتکننده براي کم کردن خلا ديجيتالي درون و ميان کشورها
برای نمونه چند لينك جالب از اين سايت:
http://www.wdl.org/en/item/2679/zoom.html
http://www.wdl.org/en/search/gallery?ql=eng&l=Persian
http://www.wdl.org/en/search/gallery?ql=eng&s=Iran
To all who try to make the world a better place to live in.
@ideanotation
علاقمندان از سراسر جهان مي توانند به منابع الکترونيکي اين کتابخانه از طريق وب سايت آن دسترسي داشته باشند.
اين وب سايت در اداره ي مركزي يونسكو در پاريس كار خود را آغاز کرد. در اين وب سايت كتاب هاي نادر، نقشه هاي تاريخي، نسخ خطي، فيلم و عكس از كتابخانه ها و آرشيوهاي سراسر جهان ارائه مي شود. مراجعه كنندگان به اين سايت قادر خواهند بود تا به تمام اين موارد به هفت زبان عربي، چيني، انگليسي، فرانسوي، پرتغالي، روسي و اسپانيائي دسترسي يابند.
32 موسسه از برزيل، بريتانيا، چين، مصر، فرانسه، ژاپن، روسيه، عربستان سعودي، و آمريكا براي اجراي اين پروژه به ياري سازمان يونسكو شتافتند.
اجراي اين پروژه نخستين بار در سال 2005 به وسيله ي بزرگ ترين كتابخانه ي جهان يعني كتابخانه ي کنگرس آمريكا به يونسكو پيشنهاد شد. كتابخانه ي الكترونيكي جهاني به آدرس:
www.worlddigitallibrary.org
Or
http://www.wdl.org/en/
در دسترس كاربران مي باشد.
شرکت گوگل و بنياد قطر هر کدام با سه ميليون دلار، بنياد کارنگي با دو مليون دلار، دانشگاه علم و تکنولوژي ملک عبدالله با يک ميليون دلار و شرکت مایکروسافت با يک ميليون دلار کمک، از جمله پشتيبانان مالي اين طرح هستند. کتابخانه ديجيتال جهان جلوههاي فرهنگي نقاط گوناگون جهان را به صورت چندزبانه و رايگان در اختيار کاربران قرار ميدهد .
هدف از راهاندازي اين کتابخانه در چهار محور خلاصه شده است :
- ارتقاي تفهيم و تفاهم ميان ملتها و فرهنگها
- افزايش ظرفيت و تنوع مضامين فرهنگي در اينترنت
- فراهم ساختن منابع براي آموزگاران، پژوهشگران و مخاطبان عام
- ظرفيتسازي براي مؤسسههاي مشارکتکننده براي کم کردن خلا ديجيتالي درون و ميان کشورها
برای نمونه چند لينك جالب از اين سايت:
http://www.wdl.org/en/item/2679/zoom.html
http://www.wdl.org/en/search/gallery?ql=eng&l=Persian
http://www.wdl.org/en/search/gallery?ql=eng&s=Iran
To all who try to make the world a better place to live in.
@ideanotation
📚راه نجات اقتصاد ایران، دانایی محوری است!
✍ دکترفرشاد مومنی:
📙یکی از گرفتاریهای فاجعه آمیز در ایران، این است که سطح دانایی به کار گرفته شده برای قاعده گذاریها و سیاستگذاری های اداره امور کشور، به طرز غیر متعارفی پایین است و این موضوع، مربوط به بازتاب ساخت سیاسی و اجتماعی و نظام آموزشی کشور بر می گرد.
📕با سه مفهوم روبه رو هستیم که عبارتند از:
1⃣اقتصاد،
2⃣دانایی،
3⃣نهادگرایی
📕که در هر سه مورد با سوء برداشتهای جدی روبه رو هستیم. به لحاظ مفهومی یکی از بزرگرترین بسترها برای سوء برداشتها، این است که مفهوم اقتصاد از نظر تحلیلی یک مشترک لفظی است که تحت این مشترک لفظی با سه ابزار متفاوت تحلیلی روبه رو هستیم.
📙بنابراین وقتی از اقتصاد صحبت می کنیم باید ببینیم که در کدامیک ازسطوح توسعه، کلان یا خرد صحبت انجام میشود. بخش بزرگی از گرفتاری هایی که در ایران در زمینه سیاست گذاری وجود دارد، این است که این سه ابزار با هم خلط میشوند. برای مثال، انتظار داریم که با ابزارهای سطح خرد، مسائل کلان سطح توسعه را حل کنیم.
📒مفهوم دومی که به آن می پردازیم، مفهوم دانایی است. در موج اول و دوم انقلاب صنعتی، نوآوری و فناوری، عموما کمک کننده یا جایگزین دست و بازوی انسانها بوده اند اما در موج سوم انقلاب صنعتی، دستاوردهای جدید علم و فناوری، جایگزین مغز انسانها می شوند.
مفهوم سوم، نهادگرایی است. در اینجا نیز باید دقت کنیم که نظام آموزشی ما یک نظام آموزشی حافظه محور است و ساخت سیاسی ما هم یک ساخت سیاسی بیش از حد متمرکز میباشد.
📕در بسیاری از موارد، تئوری و ایدئولوژی با هم خلط می شوند که این عمل، در بسیاری از موارد، بحث را از مسیر اصلی خودش خارج میکند. در نظام دیوان سالاری کشور، هیچ نوع الزام نهادی برای ثبت و ضبط تجربیات وجود ندارد. بنابراین در ۴۰ سال گذشته دائما در حال آزمون و خطا بوده ایم.
📘وقتی که بخواهیم در مورد نهادگرایی صحبت کنیم، نباید از زاویه ایدئولوژی به آن نگاه کنیم بلکه بایداز زاویه تئوری به آن نگاه کنیم، یعنی رقابت بین تئوریها، رقابت بر سر حق و باطل نیست.
📔نهادگرایان دانش را به دو طبقه:
🟢دانش ثمربخش
🔴دانش بی ثمر
تقسیم میکنند. منظور از دانش ثمربخش، دانشی است که به خلاقیت مربوط می شود و این امکان را فراهم می کند که با ابتکار و خلاقیت به موجودیِ جهان اضافه شود که در اقتصاد به آن، تولید محوری می گوییم.
🔶 دانش بی ثمر بر توزیع مجدد تمرکز دارد یعنی به موجودی جهان اضافه نمی شود. چارچوب نهادی مبتنی بر دانش بیثمر نیز الزاما" سازمانهای مشخص خود را ایجاد میکند. همانند سازمانهای مافیایی که بر توزیع مجدد تاکید دارند. برای اینکه مشاهده کنیم جامعه ای رو به توسعه یا اضمحلال است، باید ببینیم که ساختار نهادی، بیشتر مشوق دانش های ثمربخش است یا بی ثمر؟
🔸چون دانش ثمربخش، دانش مولد است، در دستگاه نهادگرایی جدید، وقتیکه بخواهد راجع به علم و فناوری صحبت کند، از بنگاه تولیدی سخن به میان میآورد. راه نجات اقتصاد ایران، دانایی محوری میباشد که برای تحقق آن، لازم است هزینه فرصت چپاول اموال را بالا ببریم یعنی تجارت پول و دلالی را کم کنیم.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍ دکترفرشاد مومنی:
📙یکی از گرفتاریهای فاجعه آمیز در ایران، این است که سطح دانایی به کار گرفته شده برای قاعده گذاریها و سیاستگذاری های اداره امور کشور، به طرز غیر متعارفی پایین است و این موضوع، مربوط به بازتاب ساخت سیاسی و اجتماعی و نظام آموزشی کشور بر می گرد.
📕با سه مفهوم روبه رو هستیم که عبارتند از:
1⃣اقتصاد،
2⃣دانایی،
3⃣نهادگرایی
📕که در هر سه مورد با سوء برداشتهای جدی روبه رو هستیم. به لحاظ مفهومی یکی از بزرگرترین بسترها برای سوء برداشتها، این است که مفهوم اقتصاد از نظر تحلیلی یک مشترک لفظی است که تحت این مشترک لفظی با سه ابزار متفاوت تحلیلی روبه رو هستیم.
📙بنابراین وقتی از اقتصاد صحبت می کنیم باید ببینیم که در کدامیک ازسطوح توسعه، کلان یا خرد صحبت انجام میشود. بخش بزرگی از گرفتاری هایی که در ایران در زمینه سیاست گذاری وجود دارد، این است که این سه ابزار با هم خلط میشوند. برای مثال، انتظار داریم که با ابزارهای سطح خرد، مسائل کلان سطح توسعه را حل کنیم.
📒مفهوم دومی که به آن می پردازیم، مفهوم دانایی است. در موج اول و دوم انقلاب صنعتی، نوآوری و فناوری، عموما کمک کننده یا جایگزین دست و بازوی انسانها بوده اند اما در موج سوم انقلاب صنعتی، دستاوردهای جدید علم و فناوری، جایگزین مغز انسانها می شوند.
مفهوم سوم، نهادگرایی است. در اینجا نیز باید دقت کنیم که نظام آموزشی ما یک نظام آموزشی حافظه محور است و ساخت سیاسی ما هم یک ساخت سیاسی بیش از حد متمرکز میباشد.
📕در بسیاری از موارد، تئوری و ایدئولوژی با هم خلط می شوند که این عمل، در بسیاری از موارد، بحث را از مسیر اصلی خودش خارج میکند. در نظام دیوان سالاری کشور، هیچ نوع الزام نهادی برای ثبت و ضبط تجربیات وجود ندارد. بنابراین در ۴۰ سال گذشته دائما در حال آزمون و خطا بوده ایم.
📘وقتی که بخواهیم در مورد نهادگرایی صحبت کنیم، نباید از زاویه ایدئولوژی به آن نگاه کنیم بلکه بایداز زاویه تئوری به آن نگاه کنیم، یعنی رقابت بین تئوریها، رقابت بر سر حق و باطل نیست.
📔نهادگرایان دانش را به دو طبقه:
🟢دانش ثمربخش
🔴دانش بی ثمر
تقسیم میکنند. منظور از دانش ثمربخش، دانشی است که به خلاقیت مربوط می شود و این امکان را فراهم می کند که با ابتکار و خلاقیت به موجودیِ جهان اضافه شود که در اقتصاد به آن، تولید محوری می گوییم.
🔶 دانش بی ثمر بر توزیع مجدد تمرکز دارد یعنی به موجودی جهان اضافه نمی شود. چارچوب نهادی مبتنی بر دانش بیثمر نیز الزاما" سازمانهای مشخص خود را ایجاد میکند. همانند سازمانهای مافیایی که بر توزیع مجدد تاکید دارند. برای اینکه مشاهده کنیم جامعه ای رو به توسعه یا اضمحلال است، باید ببینیم که ساختار نهادی، بیشتر مشوق دانش های ثمربخش است یا بی ثمر؟
🔸چون دانش ثمربخش، دانش مولد است، در دستگاه نهادگرایی جدید، وقتیکه بخواهد راجع به علم و فناوری صحبت کند، از بنگاه تولیدی سخن به میان میآورد. راه نجات اقتصاد ایران، دانایی محوری میباشد که برای تحقق آن، لازم است هزینه فرصت چپاول اموال را بالا ببریم یعنی تجارت پول و دلالی را کم کنیم.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اعلام خبر رسمی شهادت سردار سلیمانی از رسانه ملی/ سپاه: سردار سپاه اسلام بامداد امروز درپی حمله بالگردهای آمریکایی به فیض شهادت نائل آمد.
🇮🇷 انالله اناالیه راجعون
🇮🇷شهادت سردار دلها حاج قاسم سلیمانی را محضر مقام معظم رهبری و مردم ایران تسلیت عرض میڪنیم.
🇮🇷حاج قاسم سلیمانی به یاران شهیدش پیوست. آجرک الله یا صاحب الزمان
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🇮🇷 انالله اناالیه راجعون
🇮🇷شهادت سردار دلها حاج قاسم سلیمانی را محضر مقام معظم رهبری و مردم ایران تسلیت عرض میڪنیم.
🇮🇷حاج قاسم سلیمانی به یاران شهیدش پیوست. آجرک الله یا صاحب الزمان
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰✨مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا...✨
🏴سردار رشید اسلام، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی به آرزویش رسید و به یاران شهیدش پیوست...
🔹سلام ما به لبخندشهیدان
به ذکرروی سربندشهیدان
🔹سلام مابه گمنامان لشگر
به تسبیحات یازهرای معبر
🔹همانهایی که عمری نذرکردند
اگررفتند، دیگر برنگردند.
🔰با نهایت تاسف و تاثر شهادت سردار بزرگ اسلام سرلشکر حاج قاسم سلیمانی را به خدمت شریف ملت ایران تسلیت عرض میکنم .
💎با احترام ادمین کانال تلگرامی ؛ مدیران شایسته -کاشفی-
🆔@CompetantManagers
🏴سردار رشید اسلام، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی به آرزویش رسید و به یاران شهیدش پیوست...
🔹سلام ما به لبخندشهیدان
به ذکرروی سربندشهیدان
🔹سلام مابه گمنامان لشگر
به تسبیحات یازهرای معبر
🔹همانهایی که عمری نذرکردند
اگررفتند، دیگر برنگردند.
🔰با نهایت تاسف و تاثر شهادت سردار بزرگ اسلام سرلشکر حاج قاسم سلیمانی را به خدمت شریف ملت ایران تسلیت عرض میکنم .
💎با احترام ادمین کانال تلگرامی ؛ مدیران شایسته -کاشفی-
🆔@CompetantManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰کاروان شهید؛
📘تصنیفی ماندگار از استاد شهرام ناظری و استاد محمدرضا لطفی برای بزرگداشت مقام و جایگاه شهدا است.
📘این تصنیف از کارهای مجموعه چاووش میباشد که در سال ۵۹ توسط استاد ناظری اجرا شده است.
📘گرامی باد نام و یاد همه شهدای اسلام به خصوص شهدای والا مقامی که اخیرا در دفاع از مرز و بوم ایران در حملات موشکی رژیم جنایتکار اسرائیل به درجه شهادت نائل آمدند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
📘تصنیفی ماندگار از استاد شهرام ناظری و استاد محمدرضا لطفی برای بزرگداشت مقام و جایگاه شهدا است.
📘این تصنیف از کارهای مجموعه چاووش میباشد که در سال ۵۹ توسط استاد ناظری اجرا شده است.
📘گرامی باد نام و یاد همه شهدای اسلام به خصوص شهدای والا مقامی که اخیرا در دفاع از مرز و بوم ایران در حملات موشکی رژیم جنایتکار اسرائیل به درجه شهادت نائل آمدند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
✅حکومت یا دولت الکترونیک چیست؟
✍امیر عزیزی راد
🔸ایجاد و توسعه حکومت الکترونیک در ایران دارای مزیت ها و معایبی خواهد بود. ولی با توجه به فراگیر شدن این نوع روش حکومت داری در سطح جهان وبالاخص در کشورهای مترقی و دموکراتیک، مرکز ثقل مباحث انتقادی ما می بایستی برنقاط قوت و مزیت های آن باشد ودر خصوص معایب و نواقص آن قطعا در پروسه زمانی توسط محققین و متخصصین این نوع فناوری به حداقل های ممکن خواهد رسید..
🔸به طوریکه با توسعه حکومت الکترونیک می توان انتظار داشت که شرایط مناسبی برای توسعه دموکراسی مستقیم و واقعی فراهم آید. زیرا بویژه با افزایش سطح شفافیت واطلاع رسانی و تسهیل روندمشارکت عامه،موانع سنتی توسعه دموکراسی کاهش می یابدو زمینه مناسبی برای مشارکت آگاهانه شهروندان فراهم می آید.
🔹بدین ترتیب به نظر می رسد که با توسعه الکترونیسم، شکل جدیدی از حکومت بر پایه مشارکت آگاهانه شهروندان صورت بندی می شود که در این جا به آن دموکراسی الکترونیک گفته میشود.
🔸یعنی در سایه گسترش تکنولوژی ای، که در دهه هفتاد میلادی به اوج خود رسیده عصر اطلاعات شروع و امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار متداول شده و در جوامع نفوذ کرده است ، در اثر اطلاعات سالاری می توان انتظار داشت که اطلاعات به مشارکت آگاهانه و شایسته سالاری منجر می شود وپیامداین روند. دموکراسی واقعی خواهد بود.
🔹اگر حکومت الکترونیک را یک پدیده نوظهور اجتماعی قلمداد نماییم، محصول همه آن انتقادها و در واقع محصول تمدن اجتماعی تک تک افراد جامعه است.
🔸یعنی این پدیده واکنش تکاملی نسبت به در خواست های مکرر برای تغییراز نظام بوروکراتیک لجام گسیخته و کاغذ بازی های بی پشتوانه و مدت دار به پدیده جدیدی بنام حکومت الکترونیک است.. وحال با توجه به موارد فوق، معیار ارزیابی این پدیده نوین اجتماعی را از چه منظرهایی میتوان به چالش کشید!؟
🔰کارکردها و کژ کارکردهای این پدیده اجتماعی چیست؟
🔸شیوه ها و روش های نهادینه سازی این پدیده اجتماعی در جوامع مختلف متفاوت است. برای کشور ایران با توجه به کمبود زیر ساخت های لازم برای ایجاد حکومت الکترونیکی ما به چه آموزه هایی و الگوهایی نیاز داریم؟
🔸اقتصادجهان وله تبع آن انجام امور بانکی و بیمه تعرفه های گمرگی در امور تجارت (صادرات و واردات)_به شدت از ظرفیت های در حال توسعه الکترونیکی تاثیر گرفته است.ساخت بازارنیز دگرگون شده است ودر فضای مجازی با توسعه شگرفی مواجه شده است بطوریکه توسعه کسب وکارالکترونیک و حتی ...کارآفرینی ...در فضای مجازی از عمده ترین جلوه های آن گردیده است.
در این روند.ساخت سیاسی جوامع نیز به تدریج دگرگون میشود.سیستم های سیاسی مستبد و آمرانه آسیب پذیر خواهند بودو توجیه امکان ناپذیری تحقق دموکراسی مستقیم با توسعه سیستم ها و نرم افزارهای تضمین کننده دموکراسی الکترونیک از میان خواهد رفت.
🔹کاهش سطح فساد اداری، یکی از پیامدهای مثبت توسعه حکومت الکترونیک است.
با افزایش قدرت ثبت و ضبط اطلاعات، خطاها و تخلفات اداری کمتر خواهد شد و بدین ترتیب احتمالا سلامت اداری به صورت قهری افزایش خواهد یافت،مگر اینکه ظهور ناخواسته هایی اعم از هکرها بتوانند برای مدت کوتاهی با روش های جدید برای افزایش فساد اداری را باجرا درآورند!؟(یکی ازمعایب ویا کژ کارکردهای مرسوم ) از دیگر معایب ویا کژکارکردهای حکومت الکترونیک افزایش سلطه اطلاعاتی حکومت ها و آسیب پذیری افراددر برابر آنها به لحاظ توسعه ابزار کنترل و ثبت و ضبط وقایع درباره افراد.توسط حکومت هاست..
🔸ودر این راستا تضعیف حریم خصوصی و کاهش فضای خصوصی جوامع ودر دسترس قرار گرفتن بسیاری از اطلاعات محرمانه افراد توسط سازمانهای دولتی است..
با افزایش افراد سود جو و فرصت طلب به عنوان هکر.افزایش احتمالی هجوم رایانه ای و سرقت اطلاعات خصوصی افراد نهادها، سازمان های بخش دولتی و سواستفاده از آن ها توسط سایر افراد ، گروهها، احزاب و سازمان های خصوصی است.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍امیر عزیزی راد
🔸ایجاد و توسعه حکومت الکترونیک در ایران دارای مزیت ها و معایبی خواهد بود. ولی با توجه به فراگیر شدن این نوع روش حکومت داری در سطح جهان وبالاخص در کشورهای مترقی و دموکراتیک، مرکز ثقل مباحث انتقادی ما می بایستی برنقاط قوت و مزیت های آن باشد ودر خصوص معایب و نواقص آن قطعا در پروسه زمانی توسط محققین و متخصصین این نوع فناوری به حداقل های ممکن خواهد رسید..
🔸به طوریکه با توسعه حکومت الکترونیک می توان انتظار داشت که شرایط مناسبی برای توسعه دموکراسی مستقیم و واقعی فراهم آید. زیرا بویژه با افزایش سطح شفافیت واطلاع رسانی و تسهیل روندمشارکت عامه،موانع سنتی توسعه دموکراسی کاهش می یابدو زمینه مناسبی برای مشارکت آگاهانه شهروندان فراهم می آید.
🔹بدین ترتیب به نظر می رسد که با توسعه الکترونیسم، شکل جدیدی از حکومت بر پایه مشارکت آگاهانه شهروندان صورت بندی می شود که در این جا به آن دموکراسی الکترونیک گفته میشود.
🔸یعنی در سایه گسترش تکنولوژی ای، که در دهه هفتاد میلادی به اوج خود رسیده عصر اطلاعات شروع و امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار متداول شده و در جوامع نفوذ کرده است ، در اثر اطلاعات سالاری می توان انتظار داشت که اطلاعات به مشارکت آگاهانه و شایسته سالاری منجر می شود وپیامداین روند. دموکراسی واقعی خواهد بود.
🔹اگر حکومت الکترونیک را یک پدیده نوظهور اجتماعی قلمداد نماییم، محصول همه آن انتقادها و در واقع محصول تمدن اجتماعی تک تک افراد جامعه است.
🔸یعنی این پدیده واکنش تکاملی نسبت به در خواست های مکرر برای تغییراز نظام بوروکراتیک لجام گسیخته و کاغذ بازی های بی پشتوانه و مدت دار به پدیده جدیدی بنام حکومت الکترونیک است.. وحال با توجه به موارد فوق، معیار ارزیابی این پدیده نوین اجتماعی را از چه منظرهایی میتوان به چالش کشید!؟
🔰کارکردها و کژ کارکردهای این پدیده اجتماعی چیست؟
🔸شیوه ها و روش های نهادینه سازی این پدیده اجتماعی در جوامع مختلف متفاوت است. برای کشور ایران با توجه به کمبود زیر ساخت های لازم برای ایجاد حکومت الکترونیکی ما به چه آموزه هایی و الگوهایی نیاز داریم؟
🔸اقتصادجهان وله تبع آن انجام امور بانکی و بیمه تعرفه های گمرگی در امور تجارت (صادرات و واردات)_به شدت از ظرفیت های در حال توسعه الکترونیکی تاثیر گرفته است.ساخت بازارنیز دگرگون شده است ودر فضای مجازی با توسعه شگرفی مواجه شده است بطوریکه توسعه کسب وکارالکترونیک و حتی ...کارآفرینی ...در فضای مجازی از عمده ترین جلوه های آن گردیده است.
در این روند.ساخت سیاسی جوامع نیز به تدریج دگرگون میشود.سیستم های سیاسی مستبد و آمرانه آسیب پذیر خواهند بودو توجیه امکان ناپذیری تحقق دموکراسی مستقیم با توسعه سیستم ها و نرم افزارهای تضمین کننده دموکراسی الکترونیک از میان خواهد رفت.
🔹کاهش سطح فساد اداری، یکی از پیامدهای مثبت توسعه حکومت الکترونیک است.
با افزایش قدرت ثبت و ضبط اطلاعات، خطاها و تخلفات اداری کمتر خواهد شد و بدین ترتیب احتمالا سلامت اداری به صورت قهری افزایش خواهد یافت،مگر اینکه ظهور ناخواسته هایی اعم از هکرها بتوانند برای مدت کوتاهی با روش های جدید برای افزایش فساد اداری را باجرا درآورند!؟(یکی ازمعایب ویا کژ کارکردهای مرسوم ) از دیگر معایب ویا کژکارکردهای حکومت الکترونیک افزایش سلطه اطلاعاتی حکومت ها و آسیب پذیری افراددر برابر آنها به لحاظ توسعه ابزار کنترل و ثبت و ضبط وقایع درباره افراد.توسط حکومت هاست..
🔸ودر این راستا تضعیف حریم خصوصی و کاهش فضای خصوصی جوامع ودر دسترس قرار گرفتن بسیاری از اطلاعات محرمانه افراد توسط سازمانهای دولتی است..
با افزایش افراد سود جو و فرصت طلب به عنوان هکر.افزایش احتمالی هجوم رایانه ای و سرقت اطلاعات خصوصی افراد نهادها، سازمان های بخش دولتی و سواستفاده از آن ها توسط سایر افراد ، گروهها، احزاب و سازمان های خصوصی است.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰ما را چه شده است؟
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
❌ پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی
🔹روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
🔻 کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
🔴 تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار.
📘سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
1- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
2- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
3- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
🔻 به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال 97، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ ....
✅ چه می توان کرد؟
1- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
2- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
3- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
4- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
5- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
6- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از 70 نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
7- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔹روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
🔻 کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
🔴 تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار.
📘سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
1- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
2- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
3- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
🔻 به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال 97، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ ....
✅ چه می توان کرد؟
1- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
2- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
3- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
4- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
5- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
6- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از 70 نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
7- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔰 توسعهگراکیست؟
ملاکها و معیارهای توسعهگرایی افراد چیست؟
💠تبیین توسعهگرایی آرا و نظریات، پرداختن به نقش عوامل فرهنگی در توسعه است. فرهنگها میتوانند مولفههایی برای پیشرفت و توسعه داشته باشند یا متضمن عقبماندگی باشند. آرا و نظرات اندیشمندان در نسبت با توسعه میتواند مسکوت و بیتفاوت، ضدتوسعه و موافق توسعه باشند. بنابراین عامترین ملاک شناسایی توسعهگرایی، اندیشه و تفکر جدید و مدرن است. بر این اساس، معیارهای توسعهگرایی عبارتند از بهرسمیت شناختن علم و تخصص برای حل مسائل زندگی، پذیرش وجود قوانین و قواعد منظم در دنیای پیرامون، تصدیق کلیتی مستقل به نام جامعه، تاکید بر نقش انسان و اراده انسان در سرنوشت انسان، سخنگفتن از چیستی حکومت و نقش دولت در برنامهریزی و بهبود زندگی شهروندان.
💠 آیا مشی سیاسی، بدون توجه به شرایط زمانی، ملاک توسعهگرایی است؟
مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعهگرایی یا ضدتوسعهگرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایهی قدرت عینی نیروها انتخاب میشود در حالی که توسعهگرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعهگرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعهگرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند.
💠 کدامیک از شخصیتهایی مانند امیرکبیر، محمد مصدق، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجیانی یا محمد خاتمی، در زمان صدارت، توسعهگرا بودهاند؟
همه این افراد در مدتی کوتاه یا طولانی بر مسند قدرت تکیه داشتند و باید ارزیابی را به دوران حکومت آنها منحصر کرد. همه شخصیتهای نامبرده کمابیش توسعهگرا بودند اما به طور مشخص امیرکبیر، محمد مصدق و رضاپهلوی توسعهگرا بودند. اصلاحات امیرکبیر در مسیر توسعه بود اما نظام قاجار توسعهگرا نبود و ظرفیت و توان تحقق اهداف توسعهگرایانه را نداشت. برخی اقدامات رضا پهلوی مانند نوسازی نظام اداری، نوسازی راههای ارتباطی و سرمایهگذاری صنعتی توسعهگرا بود اما برخی دیگر از اقداماتش مانند تشکیل مجلس فرمایشی یا تعطیلی روزنامهها توسعهگرایانه نبود. دولتهای پس از انقلاب کمابیش از ویژگیهای دولت توسعهگرا برخوردارند بودند اما الگوهای توسعه متفاوتی داشتند. بنابراین امروزه نمیتوان فقط توسعه را ملاک مرزبندی گذاشت و باید الگوی توسعه هم مدنظر باشد.
💠کدام یک از شخصیتهای علی شریعتی، محمود طالقانی، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش، عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانید؟
با توج به همهی تفاوتهایی که بین آرا و نظرات این نواندیشنان دینی میشناسیم و با وجود حساسیتهای اقتصادی-اجتماعی بسیار متفاوت، همه آنها را توسعهگرا میدانم. عزتاله سحابی معتقد به انباشت نظر و تجربه و بیشتر متاثر از محمود طالقانی بود و خود را سوسیال دمکرات نامید و بر دمکراسی، عدالت و محیط زیست تاکید داشت. علی شریعتی هم روی ضرورت توسعه جوامع مسلمان تاکید میکرد. او معتقد بود که علم و عقل در اسلام، ملاک یافتن حقیقت و ضابطه رستگاری است و یادگیری علم برای همه واجب. چارچوب شریعتی برای الگوی پیشرفت مادی و معنوی، بر پایهی تفکیک و تمایز میان ترقی و تکامل است. ترقی به قدرت و امکانات انسان میپردازد اما تکامل روی حقیقت و صفات وجودی متمرکز است. شریعتی در کنار توسعهگرایی، الگوی توسعهی خود را نیز بیان کرده است که مبتنی بر پیشرفت مادی در کنار معنای زندگی یا کمال است.
📝 دکتر سعید مدنی
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
ملاکها و معیارهای توسعهگرایی افراد چیست؟
💠تبیین توسعهگرایی آرا و نظریات، پرداختن به نقش عوامل فرهنگی در توسعه است. فرهنگها میتوانند مولفههایی برای پیشرفت و توسعه داشته باشند یا متضمن عقبماندگی باشند. آرا و نظرات اندیشمندان در نسبت با توسعه میتواند مسکوت و بیتفاوت، ضدتوسعه و موافق توسعه باشند. بنابراین عامترین ملاک شناسایی توسعهگرایی، اندیشه و تفکر جدید و مدرن است. بر این اساس، معیارهای توسعهگرایی عبارتند از بهرسمیت شناختن علم و تخصص برای حل مسائل زندگی، پذیرش وجود قوانین و قواعد منظم در دنیای پیرامون، تصدیق کلیتی مستقل به نام جامعه، تاکید بر نقش انسان و اراده انسان در سرنوشت انسان، سخنگفتن از چیستی حکومت و نقش دولت در برنامهریزی و بهبود زندگی شهروندان.
💠 آیا مشی سیاسی، بدون توجه به شرایط زمانی، ملاک توسعهگرایی است؟
مشی سیاسی، متاثر از تحلیل شرایط است و به طور منطقی، ارتباطی با توسعهگرایی یا ضدتوسعهگرایی ندارد. مشی، از جنس عمل سیاسی است و بر پایهی قدرت عینی نیروها انتخاب میشود در حالی که توسعهگرایی اندیشه و تفکر از جنس ذهن و نظر است. اگر نظام مستقر توسعهگرا نبود یا الگوی توسعه نادرست و نامناسبی داشت که به فقر و نابرابری و فساد منجر شد، نیروهای توسعهگرا ناچارند در برابر ان موضع رادیکل اتخاذ کنند.
💠 کدامیک از شخصیتهایی مانند امیرکبیر، محمد مصدق، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجیانی یا محمد خاتمی، در زمان صدارت، توسعهگرا بودهاند؟
همه این افراد در مدتی کوتاه یا طولانی بر مسند قدرت تکیه داشتند و باید ارزیابی را به دوران حکومت آنها منحصر کرد. همه شخصیتهای نامبرده کمابیش توسعهگرا بودند اما به طور مشخص امیرکبیر، محمد مصدق و رضاپهلوی توسعهگرا بودند. اصلاحات امیرکبیر در مسیر توسعه بود اما نظام قاجار توسعهگرا نبود و ظرفیت و توان تحقق اهداف توسعهگرایانه را نداشت. برخی اقدامات رضا پهلوی مانند نوسازی نظام اداری، نوسازی راههای ارتباطی و سرمایهگذاری صنعتی توسعهگرا بود اما برخی دیگر از اقداماتش مانند تشکیل مجلس فرمایشی یا تعطیلی روزنامهها توسعهگرایانه نبود. دولتهای پس از انقلاب کمابیش از ویژگیهای دولت توسعهگرا برخوردارند بودند اما الگوهای توسعه متفاوتی داشتند. بنابراین امروزه نمیتوان فقط توسعه را ملاک مرزبندی گذاشت و باید الگوی توسعه هم مدنظر باشد.
💠کدام یک از شخصیتهای علی شریعتی، محمود طالقانی، مهدی بازرگان، عبدالکریم سروش، عزتاله سحابی را توسعهگرا میدانید؟
با توج به همهی تفاوتهایی که بین آرا و نظرات این نواندیشنان دینی میشناسیم و با وجود حساسیتهای اقتصادی-اجتماعی بسیار متفاوت، همه آنها را توسعهگرا میدانم. عزتاله سحابی معتقد به انباشت نظر و تجربه و بیشتر متاثر از محمود طالقانی بود و خود را سوسیال دمکرات نامید و بر دمکراسی، عدالت و محیط زیست تاکید داشت. علی شریعتی هم روی ضرورت توسعه جوامع مسلمان تاکید میکرد. او معتقد بود که علم و عقل در اسلام، ملاک یافتن حقیقت و ضابطه رستگاری است و یادگیری علم برای همه واجب. چارچوب شریعتی برای الگوی پیشرفت مادی و معنوی، بر پایهی تفکیک و تمایز میان ترقی و تکامل است. ترقی به قدرت و امکانات انسان میپردازد اما تکامل روی حقیقت و صفات وجودی متمرکز است. شریعتی در کنار توسعهگرایی، الگوی توسعهی خود را نیز بیان کرده است که مبتنی بر پیشرفت مادی در کنار معنای زندگی یا کمال است.
📝 دکتر سعید مدنی
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔰گفتمان توسعه اقتصادی
❇️ در ذیل به مواردی از گفتمان توسعه اقتصادی اشاره می شود:
✅۱. تولید گرایی و تفکر توسعه گرا:
توسعه و پیشرفت در هر جامعه ای منوط به تولید و ایجاد ارزش افزوده است. شرط لازم توسعه اقتصادی، سرمایه گذاری کافی با هدف تولید بیشتر و خلق ارزش است. طبیعی است که تنها مدیرانی توسعه گرای واقعی هستند که تفکر و منش تحول گرا داشته و بدنبال ایجاد ارزش افزوده در کشور ویا شهر با استفاده از روشهای نو آورانه باشند.
✅ ۲. ایجاد فرهنگ مناسب توسعه:
گفته میشود توسعه اقتصادی چیزی جز توسعه منابع انسانی نیست. توسعه اقتصادی فقط در صورتی تحقق می یابد که فرهنگ مناسب توسعه در میان مردم شکل گرفته باشد. این فرهنگ، مولفه های زیادی دارد که مدیران ارشد کشور میبایست آنها را در در مصدر برنامه های خود قرار دهند. برخی از این مولفه ها عبارتند از: نظم و انضباط اجتماعی، رواج درستکاری و صداقت، اهمیت کار و تلاش و جدیت، وجدان کاری و تعهد، قانون مداری، شایسته سالاری، اهمیت کار گروهی و نظم پذیری جمعی، علم دوستی و حاکمیت نگرش علمی و دوری از خرافه، آینده نگری، برنامهریزی و حسابگری، باور فرهنگی به لزوم احترام به حقوق دیگران، باور فرهنگی به برابری همه آحاد کشور، آزادی سیاسی، اهمیت بخشیدن به منافع اجتماعی (کشور و یا شهر) در مقابل منافع گروهی و پذیرش خرد جمعی.
✅ ۳. تعامل سازنده با دیگران:
تجربه کشورهایی که در دهه های اخیر به جرگه کشور های توسعه یافته پیوسته اند، نشان میدهد که همگی آنها با ادغام در اقتصاد جهانی و استفاده از مزیتهای نسبی و ظرفیتهای جهانی و با استفاده از بازارهای بینالمللی به رشد اقتصادی بالا و با ثبات رسیده اند. کشورهایی چون کره جنوبی،تایوان، هنگ کنگ، مالزی، سنگاپور، امارات، قطر مثال هایی واضح هستند. این کشور ها با درآمد سرانه ای کمتر از کشورمان در سه چهار دهه گذشته، با ادغام در اقتصاد بینالملل و با تلاش و کوشش مداوم توانستند به جرگه کشور های توسعه یافته بپیوندند.حتی یک مورد استثنا وجود ندارد که کشوری در حالت انزوا توانسته باشد به رشد اقتصادی بالا دست یافته باشد.
مدیران ارشد کشور میبایست به امر بهبود تعامل با دنیا به عنوان یک امر زیربنایی برای حرکت به سمت توسعه اقتصادی توجه ویژه ای داشته باشند. آنان در مقیاس شهرها و استانها نیز می بایست مدیرانی را پیشنهاد دهند که اهل تعامل و گفتگو با همه نهادهای تاثیر گذار باشند.
البته باید توجه داشت تعامل سازنده شرط لازم توسعه است و نه شرط کافی. برای پیشرفت یک مملکت، علاوه بر این مولفه های زیربنایی، میبایست تلاش همگانی و مستمر برای چند دهه صورت پذیرد تا کشور به جرگه کشورهای توسعه یافته و با درآمد بالا و توزیع درآمد مناسب و رفاه اجتماعی دست یابد. توسعه اقتصادی چیزی نیست که یک شبه و یکساله و ده ساله بدان یابیم. حرکت به سمت توسعه اقتصادی فرآیندی است که طی آن یک دولت و ملت بصورت همگرا و با عزم ملی و اراده همگانی، تلاش عالمانه ای را برای یک دوره طولانی سه تا چهار دهه متوالی و با هماهنگی و ثبات، برای ترقی و تعالی صورت دهند. در سطح شهر نیز، عدم تعامل نهادهای تاثیرگذار موجب به هرز رفتن منابع و هرج و مرج در تصمیم گیری ها میگردد.
✅ ۴. توجه به توزیع عادلانه درآمد:
یکی از عوارض اقتصاد ناسالم، توزیع ناعادلانه درآمد است. متاسفانه علیرغم آنکه درصد بالایی از اقتصادکشور دولتی است و انتظار میرود در یک اقتصاد دولتی، توزیع درآمدها نسبت به اقتصادهای رقابتی و سرمایه داری عادلانه تر باشد ، توزیع درآمد در کشور چندان عادلانه نیست. ضریب جینی حدود 38 درصد و نسبت درآمد ده درصد پردرآمد کشور به ده درصد کم درآمد حدود شانزده است. این شاخص های نابرابری زیبنده کشور اسلامی نیست. در اقتصاد های دولت رفاه چون ژاپن و آلمان ضریب جینی حدود 25 درصد و نسبت درآمد ده درصد اغنیا به ده درصد فقرا حدود شش برابر است که بسیار عادلانه تر از کشور ایران میباشد. یکی از مهمترین پارامترهای اقتصادی سالم ، عدالت اجتماعی است. دلیل این نابرابری ها را می بایست در رانتهای اقتصادی، فساد اقتصادی، نظام مالیاتی نامناسب ، نظام تامین اجتماعی غیرعادلانه و سیستم بانکی ناکارا جستجو کرد.
دولتمردان میبایست راه حل های مناسب را برای اصلاح نظام مالیاتی ونظام تامین اجتماعی و سیستم بانکی مناسب ارائه دهند. در سطح شهرها هم میبایست به توسعه بخشهای فقیر نشین و توزیع عادلانه منابع توجه ویژه ای صورت پذیرد.📝 دکتر غدیر مهدوی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
❇️ در ذیل به مواردی از گفتمان توسعه اقتصادی اشاره می شود:
✅۱. تولید گرایی و تفکر توسعه گرا:
توسعه و پیشرفت در هر جامعه ای منوط به تولید و ایجاد ارزش افزوده است. شرط لازم توسعه اقتصادی، سرمایه گذاری کافی با هدف تولید بیشتر و خلق ارزش است. طبیعی است که تنها مدیرانی توسعه گرای واقعی هستند که تفکر و منش تحول گرا داشته و بدنبال ایجاد ارزش افزوده در کشور ویا شهر با استفاده از روشهای نو آورانه باشند.
✅ ۲. ایجاد فرهنگ مناسب توسعه:
گفته میشود توسعه اقتصادی چیزی جز توسعه منابع انسانی نیست. توسعه اقتصادی فقط در صورتی تحقق می یابد که فرهنگ مناسب توسعه در میان مردم شکل گرفته باشد. این فرهنگ، مولفه های زیادی دارد که مدیران ارشد کشور میبایست آنها را در در مصدر برنامه های خود قرار دهند. برخی از این مولفه ها عبارتند از: نظم و انضباط اجتماعی، رواج درستکاری و صداقت، اهمیت کار و تلاش و جدیت، وجدان کاری و تعهد، قانون مداری، شایسته سالاری، اهمیت کار گروهی و نظم پذیری جمعی، علم دوستی و حاکمیت نگرش علمی و دوری از خرافه، آینده نگری، برنامهریزی و حسابگری، باور فرهنگی به لزوم احترام به حقوق دیگران، باور فرهنگی به برابری همه آحاد کشور، آزادی سیاسی، اهمیت بخشیدن به منافع اجتماعی (کشور و یا شهر) در مقابل منافع گروهی و پذیرش خرد جمعی.
✅ ۳. تعامل سازنده با دیگران:
تجربه کشورهایی که در دهه های اخیر به جرگه کشور های توسعه یافته پیوسته اند، نشان میدهد که همگی آنها با ادغام در اقتصاد جهانی و استفاده از مزیتهای نسبی و ظرفیتهای جهانی و با استفاده از بازارهای بینالمللی به رشد اقتصادی بالا و با ثبات رسیده اند. کشورهایی چون کره جنوبی،تایوان، هنگ کنگ، مالزی، سنگاپور، امارات، قطر مثال هایی واضح هستند. این کشور ها با درآمد سرانه ای کمتر از کشورمان در سه چهار دهه گذشته، با ادغام در اقتصاد بینالملل و با تلاش و کوشش مداوم توانستند به جرگه کشور های توسعه یافته بپیوندند.حتی یک مورد استثنا وجود ندارد که کشوری در حالت انزوا توانسته باشد به رشد اقتصادی بالا دست یافته باشد.
مدیران ارشد کشور میبایست به امر بهبود تعامل با دنیا به عنوان یک امر زیربنایی برای حرکت به سمت توسعه اقتصادی توجه ویژه ای داشته باشند. آنان در مقیاس شهرها و استانها نیز می بایست مدیرانی را پیشنهاد دهند که اهل تعامل و گفتگو با همه نهادهای تاثیر گذار باشند.
البته باید توجه داشت تعامل سازنده شرط لازم توسعه است و نه شرط کافی. برای پیشرفت یک مملکت، علاوه بر این مولفه های زیربنایی، میبایست تلاش همگانی و مستمر برای چند دهه صورت پذیرد تا کشور به جرگه کشورهای توسعه یافته و با درآمد بالا و توزیع درآمد مناسب و رفاه اجتماعی دست یابد. توسعه اقتصادی چیزی نیست که یک شبه و یکساله و ده ساله بدان یابیم. حرکت به سمت توسعه اقتصادی فرآیندی است که طی آن یک دولت و ملت بصورت همگرا و با عزم ملی و اراده همگانی، تلاش عالمانه ای را برای یک دوره طولانی سه تا چهار دهه متوالی و با هماهنگی و ثبات، برای ترقی و تعالی صورت دهند. در سطح شهر نیز، عدم تعامل نهادهای تاثیرگذار موجب به هرز رفتن منابع و هرج و مرج در تصمیم گیری ها میگردد.
✅ ۴. توجه به توزیع عادلانه درآمد:
یکی از عوارض اقتصاد ناسالم، توزیع ناعادلانه درآمد است. متاسفانه علیرغم آنکه درصد بالایی از اقتصادکشور دولتی است و انتظار میرود در یک اقتصاد دولتی، توزیع درآمدها نسبت به اقتصادهای رقابتی و سرمایه داری عادلانه تر باشد ، توزیع درآمد در کشور چندان عادلانه نیست. ضریب جینی حدود 38 درصد و نسبت درآمد ده درصد پردرآمد کشور به ده درصد کم درآمد حدود شانزده است. این شاخص های نابرابری زیبنده کشور اسلامی نیست. در اقتصاد های دولت رفاه چون ژاپن و آلمان ضریب جینی حدود 25 درصد و نسبت درآمد ده درصد اغنیا به ده درصد فقرا حدود شش برابر است که بسیار عادلانه تر از کشور ایران میباشد. یکی از مهمترین پارامترهای اقتصادی سالم ، عدالت اجتماعی است. دلیل این نابرابری ها را می بایست در رانتهای اقتصادی، فساد اقتصادی، نظام مالیاتی نامناسب ، نظام تامین اجتماعی غیرعادلانه و سیستم بانکی ناکارا جستجو کرد.
دولتمردان میبایست راه حل های مناسب را برای اصلاح نظام مالیاتی ونظام تامین اجتماعی و سیستم بانکی مناسب ارائه دهند. در سطح شهرها هم میبایست به توسعه بخشهای فقیر نشین و توزیع عادلانه منابع توجه ویژه ای صورت پذیرد.📝 دکتر غدیر مهدوی
✳️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔳⭕️بیماری الکنیسم اجتماعی ما
🔹بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم.
🔰بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
🔹حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع تر از «فقر گفتگو» شاید مفید باشد:
🔰با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
🔰با دو منفعت گفتگو خو بگیریم:
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
📕سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
✳️@CompetentManagers
🔹بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املا نوشتیم، انشا نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفتگو کنیم. ما با مساله فقر روبرو هستیم. رییس جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد. اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم: فقر گفتگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات مان را به زبانی آسان، صریح و موثر به دیگران منتقل کنیم. از این رو با جامعه ای مواجه هستیم که نمی تواند گفتگو کند. ما الکن شده ایم. نمی توانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم. متاسفانه با پانتومیم هم نمی شود کار را پیش برد. ما حرف می زنیم اما گفتگو نمی کنیم.
🔰بگذارید سه مثال بزنم از بیماری اجتماعی الکنیسم:
1- اگر به گفته های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می بینید گاهی مدیران به جای اینکه مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون ها با یکدیگر صحبت می کنند. یکی امروز حرفش را می زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه ای دیگر به بهانه ای جواب او را می دهد. اختلاف نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفتگو کنیم.
2- اگر سیاست مداری در مجامع جهانی حرف های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می دهیم اما اگر سیاست مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفتگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفتگو بلد نیست و هنوز فکر می کند گفتگو نمی تواند عزت مندانه و از سر قدرت باشد.
3- وقتی تصادفی در خیابان رخ می دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می شویم، شروع می کنیم به بلندبلند فریاد زدن. در این حالت حرف می زنیم، اما گفتگو نمی کنیم.
🔹حالا ممکن است بپرسید چرا گفتگو این قدر مهم است: یکی از دلایلش را می گویم. در جامعه هر مسئلهای از سه راه حل میشود: اولی گفتگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی ماند دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود و راه سوم این است که ممکن است خشونت هزینه اش بالا باشد، باب گفتگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ گویی برای فریبکاری است. در جامعه ای که باب گفتگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می شود. خوشبختانه باب گفتگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
هر چند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع تر از «فقر گفتگو» شاید مفید باشد:
🔰با سه تکنیک هنر گفتگو را بیاموزیم:
برای گفتگو تکنیک های متعددی عنوان کرده اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته ام.
1- قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یادبگیریم پیش فرض های خود را معلق کنیم. گفتگو با شنیدن آغاز می شود. در حالی که ما از گفتگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن.).
2- جسارت سه کلمه ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می شود: من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه ای بگویید: من اشتباه کردم.
3- ساده (به دور از پیچیده گویی و قلنبه سلنبه گویی)، محترمانه (به دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال های مشخص) صحبت کنیم.
🔰با دو منفعت گفتگو خو بگیریم:
بعد از انجام گفتگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می شویم یا نمی توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده ایم. اگر همگرایی ما بیشتر شود یعنی به «توافق جمعی» رسیدیم و این یعنی میتوانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، «تواضع جمعیمان» بیشتر می شود یعنی میفهمیم که استدلال ما آنقدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم.
آنقدر گفتگو برای خداوند مهم است که بارها در کتب آسمانی، آداب گفتگو را گوشزد می کند. مثلا جایی آمده است به بندگانم بگویید سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد. چرا که اهریمن [به وسیله زشت گویی و تندگویی] میان شما اختلاف ایجاد می کند و آنقدر آرام و منطقی سخن گفتن برای خداوند مهم بوده که با تمثیلی به یاد ماندنی کار را تمام کرده است: از صدای بلند بپرهیزید و فریاد نزنید چرا که زشتترین صداها، صدای خران است!
📕سخن پایانی: اگرمن گفتگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفتگو بیرون نخواهیم رفت./ دکتر مجتبی لشکربلوکی
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
✳️@CompetentManagers