🔰۶ درس بزرگ در مورد ثروت
1️⃣ درس اول، افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب
درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند
2️⃣ درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند
همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.
3️⃣ درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را
اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.
4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟
5️⃣ درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند
این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.
6️⃣ درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد، اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود
در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میدهد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1️⃣ درس اول، افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب
درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند
2️⃣ درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند
همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.
3️⃣ درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را
اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.
4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟
5️⃣ درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند
این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.
6️⃣ درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد، اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود
در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میدهد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ریسک فرار کارکنان چیست؟
ریسک فرار یعنی احتمال اینکه یک کارمند عادی یا رده بالا سازمان را ترک کند، با این فرض که فرصت شغلی بهتری در یک سازمان دیگر پیدا کرده باشد. یکی از انگیزههای اصلی ریسک فرار، افزایش حقوق است، اما انگیزههای غیرمالی دیگری نیز وجود دارند که میتوانند یک کارمند را به ترک سازمان ترغیب کنند، از جمله:
کارمند با یکی از مدیران، مدیران ارشد یا همکاران خصومت دارد.
کار کسلکننده است و کارمند را به چالش نمیکشد.
شفافیت سازمانی وجود ندارد، در نتیجه کارمند نمیداند که میان فعالیتهایش با اهداف سازمانی چه ارتباطی وجود دارد.
سیاستهای مدیریت ذرهبینی که آزادی عمل و خلاقیت کارمند را محدود میکنند.
نگرانی کارمند درباره ثبات مالی سازمان یا ترس از آنکه مبادا شرکت فروخته یا ادغام شود.
از کارمند به خاطر موفقیتهایش قدردانی نمیشود.
هیچ امیدی برای رشد و پیشرفت شغلی وجود ندارد.
هزینههای گزاف از دست دادن یک کارمند: پیش از آنکه هزینههای ناشی از استعفای یک کارمند را تخمین بزنید، باید بدانید که ریسک فرار از دو منظر قابل بررسی است: نخست، انگیزههای مالی و غیرمالی که کارمند را متقاعد میکند به دنبال کار جدید بگردد. دوم، استخدام نیروی کار نالایق که اخراج او اجتنابناپذیر است و نهایتا به جابهجایی نیروی کار منجر میشود. مورد دوم، به انگیزهها و گرایشهای کارمند ارتباطی ندارد، بلکه در سوء مدیریت و تصمیمگیریهای نادرست ریشه دارد. به گزارش انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM)، از دست دادن یک کارمند پربازده که دارای حقوق ثابت است و جایگزینی او با یک نیروی جدید، به اندازه مجموع ۶ تا ۹ ماه درآمد او هزینه دارد. برخی محققان ادعا میکنند که این رقم بیشتر از اینهاست. عوامل ناملموس بسیاری وجود دارند که در هزینههای گردش نیروی کار موثرند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ریسک فرار یعنی احتمال اینکه یک کارمند عادی یا رده بالا سازمان را ترک کند، با این فرض که فرصت شغلی بهتری در یک سازمان دیگر پیدا کرده باشد. یکی از انگیزههای اصلی ریسک فرار، افزایش حقوق است، اما انگیزههای غیرمالی دیگری نیز وجود دارند که میتوانند یک کارمند را به ترک سازمان ترغیب کنند، از جمله:
کارمند با یکی از مدیران، مدیران ارشد یا همکاران خصومت دارد.
کار کسلکننده است و کارمند را به چالش نمیکشد.
شفافیت سازمانی وجود ندارد، در نتیجه کارمند نمیداند که میان فعالیتهایش با اهداف سازمانی چه ارتباطی وجود دارد.
سیاستهای مدیریت ذرهبینی که آزادی عمل و خلاقیت کارمند را محدود میکنند.
نگرانی کارمند درباره ثبات مالی سازمان یا ترس از آنکه مبادا شرکت فروخته یا ادغام شود.
از کارمند به خاطر موفقیتهایش قدردانی نمیشود.
هیچ امیدی برای رشد و پیشرفت شغلی وجود ندارد.
هزینههای گزاف از دست دادن یک کارمند: پیش از آنکه هزینههای ناشی از استعفای یک کارمند را تخمین بزنید، باید بدانید که ریسک فرار از دو منظر قابل بررسی است: نخست، انگیزههای مالی و غیرمالی که کارمند را متقاعد میکند به دنبال کار جدید بگردد. دوم، استخدام نیروی کار نالایق که اخراج او اجتنابناپذیر است و نهایتا به جابهجایی نیروی کار منجر میشود. مورد دوم، به انگیزهها و گرایشهای کارمند ارتباطی ندارد، بلکه در سوء مدیریت و تصمیمگیریهای نادرست ریشه دارد. به گزارش انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM)، از دست دادن یک کارمند پربازده که دارای حقوق ثابت است و جایگزینی او با یک نیروی جدید، به اندازه مجموع ۶ تا ۹ ماه درآمد او هزینه دارد. برخی محققان ادعا میکنند که این رقم بیشتر از اینهاست. عوامل ناملموس بسیاری وجود دارند که در هزینههای گردش نیروی کار موثرند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢شایستگی های مورد نیاز تیم
بر اساس پژوهش گروه هی (HAY GROUPS) شایستگی های مورد نیاز برای افرادی که در کارتیمی با هم کار می کنند عبارتند از:
1️⃣همکاری: مشارکت افراد از روی میل و تمایل خودشان، به گونه ای که باعث شود افراد اطلاعات کسب شده را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
2️⃣انتظارات از تیم: اظهار انتظار از سایرین بر اساس میزان توانمندی که دارند و احترام به توانمندی آنهاست.
3️⃣شوق یادگیری: رغبت و علاقه به یادگرفتن از سایرین
4️⃣تشویق دیگران: تشویق کردن اعضایی که دارای عملکرد بالایی هستند.
5️⃣اییجاد روحیه کار تیمی: تشکیل جو کار تیمی و و دوستانه است به گونه ای که منجر به کاهش تنش های داخل گروهی شده و منجر به افزایش اعتبار افراد داخل گروه نزد افراد خارج از گروه شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بر اساس پژوهش گروه هی (HAY GROUPS) شایستگی های مورد نیاز برای افرادی که در کارتیمی با هم کار می کنند عبارتند از:
1️⃣همکاری: مشارکت افراد از روی میل و تمایل خودشان، به گونه ای که باعث شود افراد اطلاعات کسب شده را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
2️⃣انتظارات از تیم: اظهار انتظار از سایرین بر اساس میزان توانمندی که دارند و احترام به توانمندی آنهاست.
3️⃣شوق یادگیری: رغبت و علاقه به یادگرفتن از سایرین
4️⃣تشویق دیگران: تشویق کردن اعضایی که دارای عملکرد بالایی هستند.
5️⃣اییجاد روحیه کار تیمی: تشکیل جو کار تیمی و و دوستانه است به گونه ای که منجر به کاهش تنش های داخل گروهی شده و منجر به افزایش اعتبار افراد داخل گروه نزد افراد خارج از گروه شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰چند نکته مهم زبان بدن برای موفقیت در کسب و کار
🔻از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
🔻کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
🔻به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
🔻جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
🔻زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
🔻خالصانه لبخند بزنید.
🔻حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
🔻با دیگران محکم دست دهید.
🔻از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
🔻کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
🔻به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
🔻جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
🔻زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
🔻خالصانه لبخند بزنید.
🔻حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
🔻با دیگران محکم دست دهید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔻از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
🔻کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
🔻به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
🔻جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
🔻زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
🔻خالصانه لبخند بزنید.
🔻حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
🔻با دیگران محکم دست دهید.
🔻از روش های تماس چشمی و گوش سپاری فعالانه استفاده کنید:
با داشتن تماس چشمی مداوم با دیگران در زمانی که صحبت می کنند، تکان دادن سر به صورت گاه گاه و استفاده از دیگر نشانه های توجه مشتاقانه شما به عنوان یک فرد حرفه-ای به همکاران دیگرتان احترام می گذارید
🔻کف دستانتان را به سمت پایین نگه دارید:
این کار باعث می شود همگی در مورد شما یک نظر مشترک داشته باشند. زمانی که افراد کف هر دو دستشان را بر روی میز، جایگاه ویژه و یا پیشخوان قرار می دهند احساس قدرت و رهبری را نمایش می دهند.
🔻به صورت هماهنگ عمل کنید:
تقلید کردن یا منعکس کردن زبان بدن دیگران نشان می دهد که شما از نظر فلسفی با آنان هماهنگ هستید.
🔻جایگاه وسیعی داشته باشید:
اگر در زمان صحبت با دیگران یا در برابر آنها جایگاه وسیعی داشته باشید باعث می شود دیافراگم شما منبسط شود و صدای شما را به طور موثری منعکس می کند.
🔻زبان بدنتان را باز نگه دارید و محدودیت های ممکن را حذف کنید:
افراد از طرف صحبتشان سرنخ های احساسی دریافت می کنند. بنابراین، اگر خمیده باشید، دست به سینه بایستید یا به هر طریقی در برابر دیگران بسته به نظر برسید شنونده به همان صورت به شما پاسخ می دهد. زبان بدنتان باید آرام باشد و دستانتان در دوطرف آویزان باشند تا نشان دهد در برابر کسانی که با آنها در حال تعاملید باز هستید.
🔻خالصانه لبخند بزنید.
🔻حرکاتتان را کاهش دهید:
حرف زدن با حرکات بیش از اندازه دست وصورت نیز باعث می شود طرف مقابل از نکات مهم پرت شود.
🔻با دیگران محکم دست دهید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰سندروم هوبریس چیست؟
🔺 جفری جیمز، در راستای مطالعات روانکاوی خود با صدها مدیرعامل و مدیر اجرایی مصاحبه کرده و معتقد است که مدیران ارشد، به ویژه در شرکتهای بزرگ، خصوصیات اخلاقی مشابهی دارند: آنها خودمحور، بی ادراک و خودشیفته هستند و تصور وهمآلودی از نبوغ و دانش خود دارند.
برخی فکر میکنند این خصوصیات اخلاقی، هرچند منفی هستند ولی برای شکلگیری شخصیت مدیر لازماند. اما اینطور نیست. برای رشد و پیشرفت یک شرکت، مدیران به همدلی (برای کار با دیگران) و فروتنی (برای کنار گذاشتن عقاید خود به نفع ایدههای بهتر دیگران) نیاز دارند.
طبق مطالعات دانشگاه مک مستر انتاریو، اغلب مدیران بعد از اینکه به هدف خود رسیدند، دچار کوتهفکری و تحکم بیمنطق میشوند؛ چراکه اعمال قدرت مداوم و توانایی حکمرانی (چه به لحاظ تجاری و چه به لحاظ سیاسی) آسیب قابل توجهی به مغز میزند که علم پزشکی و بیولوژی آن را نگرانکننده میخواند.
دکتر کلتنر پیش از این گفته بود مغز افرادی که قدرت تحکم بر دیگر انسانها را دارند، مثل مغز افرادی که دچار جراحات فیزیکی مغزی شدهاند دچار نقصان و آسیب میشود. آنها بدون فکر و از روی انگیزههای آنی رفتار میکنند، قدرت تشخیص ریسک خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، قادر نیستند مسائل را از دریچه دید دیگری ببینند و نمیتوانند خودشان را با اجتماعات انسانی تطبیق بدهند.
🔺 هنگامیکه فرد صاحب قدرت توسط افراد متملق و چاپلوس احاطه شده باشد، یعنی افرادی که به احساس توانایی حاکمیت آنها بالوپر میدهند، این آسیبهای مغزی (و متعاقب آن رفتارهای غریب و غیر مأنوس) هم افزایش مییابند.
🔺مجلهی علوم اعصاب Brain، در یک مقاله با رفرنسهای مستند نشان داده است که آسیبهای مغزی به وضعیتی میانجامند که سندروم هوبریس (Hubris) نام دارد و خود را با این علائم رفتاری نشان میدهد:
میخواهند با استفاده از قدرت، تکریم شخصی به دست بیاورند و فکر میکنند دنیا موظف است به این خواستهی آنها تن بدهد
حاضر هستند به هر کاری که بتواند تصویر بزرگتر وبرتری از آنها بدهد، دست بزنند
ادعا میکنند که با ملت، کشور یا سازمانشان گره خوردهاند.
🔺بیشازحد اعتمادبهنفس دارند.
🔺بهصورت آشکار دیگران را تحقیر میکنند.
🔺ارتباط با واقعیات را از دست میدهند.
🔺همیشه احساس بیقراری میکنند، بدون فکر و با انگیزههای آنی و لحظهای دست به عمل میزنند و توانایی تشخیص خطر را از دست میدهند.
🔺با بیکفایتی، بیاعتنایی و بیخیالی سیاستگذاری میکنند.
البته پیدا کردن نمونههای بارز رفتارهای سوء ناشی از آسیبهای مغزی در مدیرعاملهای معروف کار آسانی نیست. آنها به طرز شگفتآوری تلاش میکنند طوری رفتار خود را مدیریت کنند که نرمال به نظر برسند.
قدرتمندانی که نمیخواهند آسیبهای مغزی را تجربه کنند و به عوارض ناشی از سندروم هوبریس دچار شوند، باید گامهای مثبتی برای اجتناب از این مشکل بردارند. کارشناسان راههای زیر را برای کمک به این افراد توصیه میکنند:
🔺مردمی که پیش از رسیدن به قدرت هم شما را میشناختند در اطراف خود نگهدارید. آنها میتوانند حباب خود بزرگبینی و ظلم شما را بترکانند.
🔺مشاوران و کارمندان خود را به صداقت و راستگویی تشویق کنید و تا جای ممکن خودتان را از تملق و مدیحهگویی زیردستانتان دور کنید.
🔺از هرگونه امتیازاتی که قدرت به شما میدهد و باعث میشود از اجتماعات و تعاملات عادی انسانی دور شوید پرهیز کنید.
و در آخر، اگر تعریف شما از مدیریت شرکت یا سازمان، موفقیت در زندگی انسانی است؛ باید ریشههای خود را حفظ کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺 جفری جیمز، در راستای مطالعات روانکاوی خود با صدها مدیرعامل و مدیر اجرایی مصاحبه کرده و معتقد است که مدیران ارشد، به ویژه در شرکتهای بزرگ، خصوصیات اخلاقی مشابهی دارند: آنها خودمحور، بی ادراک و خودشیفته هستند و تصور وهمآلودی از نبوغ و دانش خود دارند.
برخی فکر میکنند این خصوصیات اخلاقی، هرچند منفی هستند ولی برای شکلگیری شخصیت مدیر لازماند. اما اینطور نیست. برای رشد و پیشرفت یک شرکت، مدیران به همدلی (برای کار با دیگران) و فروتنی (برای کنار گذاشتن عقاید خود به نفع ایدههای بهتر دیگران) نیاز دارند.
طبق مطالعات دانشگاه مک مستر انتاریو، اغلب مدیران بعد از اینکه به هدف خود رسیدند، دچار کوتهفکری و تحکم بیمنطق میشوند؛ چراکه اعمال قدرت مداوم و توانایی حکمرانی (چه به لحاظ تجاری و چه به لحاظ سیاسی) آسیب قابل توجهی به مغز میزند که علم پزشکی و بیولوژی آن را نگرانکننده میخواند.
دکتر کلتنر پیش از این گفته بود مغز افرادی که قدرت تحکم بر دیگر انسانها را دارند، مثل مغز افرادی که دچار جراحات فیزیکی مغزی شدهاند دچار نقصان و آسیب میشود. آنها بدون فکر و از روی انگیزههای آنی رفتار میکنند، قدرت تشخیص ریسک خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، قادر نیستند مسائل را از دریچه دید دیگری ببینند و نمیتوانند خودشان را با اجتماعات انسانی تطبیق بدهند.
🔺 هنگامیکه فرد صاحب قدرت توسط افراد متملق و چاپلوس احاطه شده باشد، یعنی افرادی که به احساس توانایی حاکمیت آنها بالوپر میدهند، این آسیبهای مغزی (و متعاقب آن رفتارهای غریب و غیر مأنوس) هم افزایش مییابند.
🔺مجلهی علوم اعصاب Brain، در یک مقاله با رفرنسهای مستند نشان داده است که آسیبهای مغزی به وضعیتی میانجامند که سندروم هوبریس (Hubris) نام دارد و خود را با این علائم رفتاری نشان میدهد:
میخواهند با استفاده از قدرت، تکریم شخصی به دست بیاورند و فکر میکنند دنیا موظف است به این خواستهی آنها تن بدهد
حاضر هستند به هر کاری که بتواند تصویر بزرگتر وبرتری از آنها بدهد، دست بزنند
ادعا میکنند که با ملت، کشور یا سازمانشان گره خوردهاند.
🔺بیشازحد اعتمادبهنفس دارند.
🔺بهصورت آشکار دیگران را تحقیر میکنند.
🔺ارتباط با واقعیات را از دست میدهند.
🔺همیشه احساس بیقراری میکنند، بدون فکر و با انگیزههای آنی و لحظهای دست به عمل میزنند و توانایی تشخیص خطر را از دست میدهند.
🔺با بیکفایتی، بیاعتنایی و بیخیالی سیاستگذاری میکنند.
البته پیدا کردن نمونههای بارز رفتارهای سوء ناشی از آسیبهای مغزی در مدیرعاملهای معروف کار آسانی نیست. آنها به طرز شگفتآوری تلاش میکنند طوری رفتار خود را مدیریت کنند که نرمال به نظر برسند.
قدرتمندانی که نمیخواهند آسیبهای مغزی را تجربه کنند و به عوارض ناشی از سندروم هوبریس دچار شوند، باید گامهای مثبتی برای اجتناب از این مشکل بردارند. کارشناسان راههای زیر را برای کمک به این افراد توصیه میکنند:
🔺مردمی که پیش از رسیدن به قدرت هم شما را میشناختند در اطراف خود نگهدارید. آنها میتوانند حباب خود بزرگبینی و ظلم شما را بترکانند.
🔺مشاوران و کارمندان خود را به صداقت و راستگویی تشویق کنید و تا جای ممکن خودتان را از تملق و مدیحهگویی زیردستانتان دور کنید.
🔺از هرگونه امتیازاتی که قدرت به شما میدهد و باعث میشود از اجتماعات و تعاملات عادی انسانی دور شوید پرهیز کنید.
و در آخر، اگر تعریف شما از مدیریت شرکت یا سازمان، موفقیت در زندگی انسانی است؛ باید ریشههای خود را حفظ کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👤 جیم کالینز
🇺🇸 ملیت آمریکایی
👨🎓 نویسنده
💬 جیم کالینز نویسنده و پژوهشگر آمریکایی است که در زمینهی کارآفرینی و مدیریت فعالیت میکند. او در طی سالهای گوناگون، از طرف نشریات معتبر دنیا به عنوان برترین متفکر شناخته شده است. از بهترین کتابهای جیم کالینز میتوان به عناوینی چون «از خوب به عالی» و «ساختن برای ماندن» اشاره کرد.
♦️ لیست آثار:
▼ از خوب به عالی
▼ ساختن برای ماندن
▼ از عرش به فرش
📋 #کالکشن_نویسنده
📋 #جیم_کالینز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🇺🇸 ملیت آمریکایی
👨🎓 نویسنده
💬 جیم کالینز نویسنده و پژوهشگر آمریکایی است که در زمینهی کارآفرینی و مدیریت فعالیت میکند. او در طی سالهای گوناگون، از طرف نشریات معتبر دنیا به عنوان برترین متفکر شناخته شده است. از بهترین کتابهای جیم کالینز میتوان به عناوینی چون «از خوب به عالی» و «ساختن برای ماندن» اشاره کرد.
♦️ لیست آثار:
▼ از خوب به عالی
▼ ساختن برای ماندن
▼ از عرش به فرش
📋 #کالکشن_نویسنده
📋 #جیم_کالینز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰تیکه_کتاب
🔷برای اینکه از رده خوب به عالی برسیم، باید عملکردی فراتر از تکیه بر مهارت و شایستگی داشته باشیم و معتقد به این اصل باشیم:
✅" صرف اینکه در این زمینه خوب عمل می کنیم، الزاما به معنای آن نیست که می توانیم در این زمینه بهترین باشیم."
🔷شرکتهای رهسپار دریافتند که تنها راه رسیدن به سطح عالی-تمرکز کامل در زمینه ای است که مطمئن هستند میتوانند در آن بهتر از هر زمینه دیگری فعالیت کنند.
📕از خوب به عالی؛ جیمز کالینز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷برای اینکه از رده خوب به عالی برسیم، باید عملکردی فراتر از تکیه بر مهارت و شایستگی داشته باشیم و معتقد به این اصل باشیم:
✅" صرف اینکه در این زمینه خوب عمل می کنیم، الزاما به معنای آن نیست که می توانیم در این زمینه بهترین باشیم."
🔷شرکتهای رهسپار دریافتند که تنها راه رسیدن به سطح عالی-تمرکز کامل در زمینه ای است که مطمئن هستند میتوانند در آن بهتر از هر زمینه دیگری فعالیت کنند.
📕از خوب به عالی؛ جیمز کالینز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
از خوب به عالی - جیم کالینز.pdf
📖 خلاصه کتاب ارزشمند از خوب به عالی
👤 جیم کالینز
✍🏻 با خواندن کتاب از خوب به عالی اثر جیم کالینز، بیشتر باورهای فعلی خود را زیر سوال میبرید. این کتاب تعاریفی جدید از واژههایی چون مدیر عامل قدرتمند، مدیریت، تصاحب و ادغام سازمانها ارائه میدهد. در کتاب از خوب به عالی میفهمیم که متوسط بودن برای موفق بودن کافی نیست بلکه خوب بودن و حرکت به سوی عالی شدن، کلید موفقیت است. اگر به دنبال مطالعهای علمی و جذاب برای شناخت عواملی هستید که شرکتهای ابرقدرت امروز شکل دادهاند، این کتاب را بخوانید.
🔰 شرکتهای از خوب به عالی که از همان ابتدای کار موفق عمل کردند، بسیار کم بودند. دلیلش تا حد زیادی این بود که آنها به رشد و موفقیت خود واکنشی نادرست داشتند. موفقیت کارآفرینانه مستلزم خلاقیت، قدرت تجسم و جسارت در حوزههای بدیع و ناشناخته و شور و اشتیاقی بیاندازه است. وقتی شرکتی رشد میکند و ابعاد پیچیدهتری مییابد، بهتدریج از مسیر موفقیت خود منحرف میشود و افراد جدید، مشتریان جدید، سفارشات جدید و محصولات جدید ذهنش را مشغول میکند. با این همه آشفتگی، آن چیزهایی که روزی بسیار دوستداشتنی و مطلوب بود اکنون به هدفی ناهماهنگ و درهمریخته تبدیل میشود. نبود برنامهریزی، نبود نظم مالی، نبود سیستم و هر گونه انضباط و مقررات، تعادل و ثبات سازمان را از بین میبرد و مشکلات در همه حوزهها از جمله مسائل مربوط به مشتریها، گردش مالی و برنامهها ظاهر میشود.
📗 از خوب به عالی
👤 جیم کالینز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👤 جیم کالینز
✍🏻 با خواندن کتاب از خوب به عالی اثر جیم کالینز، بیشتر باورهای فعلی خود را زیر سوال میبرید. این کتاب تعاریفی جدید از واژههایی چون مدیر عامل قدرتمند، مدیریت، تصاحب و ادغام سازمانها ارائه میدهد. در کتاب از خوب به عالی میفهمیم که متوسط بودن برای موفق بودن کافی نیست بلکه خوب بودن و حرکت به سوی عالی شدن، کلید موفقیت است. اگر به دنبال مطالعهای علمی و جذاب برای شناخت عواملی هستید که شرکتهای ابرقدرت امروز شکل دادهاند، این کتاب را بخوانید.
🔰 شرکتهای از خوب به عالی که از همان ابتدای کار موفق عمل کردند، بسیار کم بودند. دلیلش تا حد زیادی این بود که آنها به رشد و موفقیت خود واکنشی نادرست داشتند. موفقیت کارآفرینانه مستلزم خلاقیت، قدرت تجسم و جسارت در حوزههای بدیع و ناشناخته و شور و اشتیاقی بیاندازه است. وقتی شرکتی رشد میکند و ابعاد پیچیدهتری مییابد، بهتدریج از مسیر موفقیت خود منحرف میشود و افراد جدید، مشتریان جدید، سفارشات جدید و محصولات جدید ذهنش را مشغول میکند. با این همه آشفتگی، آن چیزهایی که روزی بسیار دوستداشتنی و مطلوب بود اکنون به هدفی ناهماهنگ و درهمریخته تبدیل میشود. نبود برنامهریزی، نبود نظم مالی، نبود سیستم و هر گونه انضباط و مقررات، تعادل و ثبات سازمان را از بین میبرد و مشکلات در همه حوزهها از جمله مسائل مربوط به مشتریها، گردش مالی و برنامهها ظاهر میشود.
📗 از خوب به عالی
👤 جیم کالینز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ارزیابی شدن از نیاز های قدرتمند انسانهاست.
همه ما مایلیم بدانیم دیگران، بویژه آنهایی که نظرشان برای ما مهم است درباره ما چه فکری میکنند؟
ما را چگونه میبینند؟
و از رفتار و عملکرد ما چه ارزیابی دارند؟
نظام ارزیابی عملکرد کارکنان را به نحوی طراحی کنید که با نیازهای آنان سازگار باشد و مورد استقبال شان قرار بگیرد☺️
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
همه ما مایلیم بدانیم دیگران، بویژه آنهایی که نظرشان برای ما مهم است درباره ما چه فکری میکنند؟
ما را چگونه میبینند؟
و از رفتار و عملکرد ما چه ارزیابی دارند؟
نظام ارزیابی عملکرد کارکنان را به نحوی طراحی کنید که با نیازهای آنان سازگار باشد و مورد استقبال شان قرار بگیرد☺️
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 مدل رشد و توسعه فردی مدیران
✅ مدل رشد فردی، پنج مرحله مهم را در رشد شخصی شما نشان می دهد، از جمله باور، برنامه ریزی، اقدام، نتیجه گیری و بازنگری.
✅ هویتی که تائید میکنید. نقاط مثبت و نقاط قابل بهبود شما چیست؟این مدل پنج مرحله مهم را فهرست میکند که به رشد شخصی منجر میشود و به شما کمک میکند تا به بهبودی که در همه جنبهها به دنبال آن بودید، برسید.
🔴 رشد و توسعه فردی
1⃣ باور
برای شروع این چرخه، ابتدا باید باورهای خود را تغییر دهید. این شامل:
▪نحوه درک شما از مفهوم موفقیت
▪دوست دارید به چه کسی تبدیل شوید؟
▪مواردی که باور دارید برای رسیدن به اهدافتان مفید هستند
▪ارزش هایی که انتخاب میکنید. اولویت های زندگی شما چیست؟
▪هویتی که تائید میکنید. نقاط مثبت و نقاط قابل بهبود شما چیست؟
2⃣ برنامه ریزی
مرحله بعدی برنامه_ریزی است. برنامه ریزی فقط به لیست کار های شما ختم نمیشود؛ بلکه از تعیین هدف تا استراتژی کارهای شما را نیز شامل میشود.
▪اهداف موثری را تعیین کنید که میتوانند به شما انگیزه دهند.
▪اطلاعات، زمان و کارهای پیش رو را مرتب و دسته بندی کنید.
▪برای رسیدن به این هداف، استراتژی هایی را تدوین کنید.
3⃣ اقدام
حالا سخت ترین قسمت اینجا است. انجام اقدامات و تلاش برای رسیدن به هدف.
▪برنامه های خود را مرحله به مرحله اجرا کنید.
▪ایجاد عادت هایی که به برنامه های شما کمک می کنند.
▪استفاده از تاکتیک ها و مهارت های بهره وری و به حداکثر رساندن اثربخشی خود
4⃣ نتیجه گیری
بسته به ماهیت برنامه و اقدامات شما، نتایج می تواند به اشکال مختلف باشد. اشکال رایج نتیجه_گیری عبارتند از:
▪نتیجه عملکرد شما شامل محصول، نتیجه پژوهش شما و…
▪بازخوردی که از کارفرما، مخاطب و مشتریان خود میگیرید.
▪پاداشی که از عملکرد خود بدست میآورید، میتواند احساسی باشد که پس از انجام کارها دارید.
5⃣ بازنگری
در نهایت پس از نتیجه گیری باید بازنگری صورت گیرد تا این چرخه و موفقیت های حاصل شده، ادامه دار باشد. بازنگری میتواند از روش های زیر قابل اجرا باشد:
▪ارزیابی میزان پیشرفت شما
▪ارزیابی اقداماتی که منجر به پیشرفت شما شده اند
▪باز طراحی استراتژی هایی که به شما کمک میکنند سریع تر به اهداف خود برسید
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ مدل رشد فردی، پنج مرحله مهم را در رشد شخصی شما نشان می دهد، از جمله باور، برنامه ریزی، اقدام، نتیجه گیری و بازنگری.
✅ هویتی که تائید میکنید. نقاط مثبت و نقاط قابل بهبود شما چیست؟این مدل پنج مرحله مهم را فهرست میکند که به رشد شخصی منجر میشود و به شما کمک میکند تا به بهبودی که در همه جنبهها به دنبال آن بودید، برسید.
🔴 رشد و توسعه فردی
1⃣ باور
برای شروع این چرخه، ابتدا باید باورهای خود را تغییر دهید. این شامل:
▪نحوه درک شما از مفهوم موفقیت
▪دوست دارید به چه کسی تبدیل شوید؟
▪مواردی که باور دارید برای رسیدن به اهدافتان مفید هستند
▪ارزش هایی که انتخاب میکنید. اولویت های زندگی شما چیست؟
▪هویتی که تائید میکنید. نقاط مثبت و نقاط قابل بهبود شما چیست؟
2⃣ برنامه ریزی
مرحله بعدی برنامه_ریزی است. برنامه ریزی فقط به لیست کار های شما ختم نمیشود؛ بلکه از تعیین هدف تا استراتژی کارهای شما را نیز شامل میشود.
▪اهداف موثری را تعیین کنید که میتوانند به شما انگیزه دهند.
▪اطلاعات، زمان و کارهای پیش رو را مرتب و دسته بندی کنید.
▪برای رسیدن به این هداف، استراتژی هایی را تدوین کنید.
3⃣ اقدام
حالا سخت ترین قسمت اینجا است. انجام اقدامات و تلاش برای رسیدن به هدف.
▪برنامه های خود را مرحله به مرحله اجرا کنید.
▪ایجاد عادت هایی که به برنامه های شما کمک می کنند.
▪استفاده از تاکتیک ها و مهارت های بهره وری و به حداکثر رساندن اثربخشی خود
4⃣ نتیجه گیری
بسته به ماهیت برنامه و اقدامات شما، نتایج می تواند به اشکال مختلف باشد. اشکال رایج نتیجه_گیری عبارتند از:
▪نتیجه عملکرد شما شامل محصول، نتیجه پژوهش شما و…
▪بازخوردی که از کارفرما، مخاطب و مشتریان خود میگیرید.
▪پاداشی که از عملکرد خود بدست میآورید، میتواند احساسی باشد که پس از انجام کارها دارید.
5⃣ بازنگری
در نهایت پس از نتیجه گیری باید بازنگری صورت گیرد تا این چرخه و موفقیت های حاصل شده، ادامه دار باشد. بازنگری میتواند از روش های زیر قابل اجرا باشد:
▪ارزیابی میزان پیشرفت شما
▪ارزیابی اقداماتی که منجر به پیشرفت شما شده اند
▪باز طراحی استراتژی هایی که به شما کمک میکنند سریع تر به اهداف خود برسید
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌟یک شرکت عالی چگونه شرکتی است؟
"جيم كالينز"
💢برای عالی بودن باید به سه دستاورد رسیده باشید.
🖍اول برتری در دستاوردها؛
🖍دوم تمایز در تاثیر؛
🖍سوم وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
💢اگر شما یک تیم ورزشی باشید و جام قهرمانی را ازآن خود نکنید شما عالی نیستید.
💢 شما باید راهی برای پیروز شدن در بازی که انتخاب کرده اید بیابید. نتایج قابل قبول به درد شما نمی خورد.
💢 خوب بودن کافی نیست شما باید عالی باشید.
🔹 تمایز در تاثیر: اگر قرار باشد شما بعنوان یک شرکت یا سازمان یا یک موسسه نباشید چه کسی دلش برایتان تنگ خواهد شد؟
💢 باید به گونه ای باشید که هیچ سازمانی نتواند جای خالی شما را پر کند.
💢 عالی بودن به این معنا است که اگر روزی نباشید جای خالی شما به وضوح مشخص باشد.
💢 بزرگ بودن به معنی عالی بودن نیست و عالی بودن به معنی بزرگ بودن نیست.
💢 رستوران های محلی مارولیس بزرگ نیستند اما تصور کنید اگر این رستوران ها نباشند چه اتفاقی خواهد افتاد، چه چیزی می تواند جای آن ها را پر کند؟
🔹 وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
سازمان های عالی نسل های مختلفی از رهبران و مهندسان عالی دارند که با رفتن آنها شرکت افول نمی کند.
💢اگر عملکرد عالی سازمان وابسته به افراد باشد. سازمان شما عالی نیست.
💢 مطالب بالا خلاصه سخنرانی کالینز در مورد معنای عالی بودن و ویژگی های آن است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
"جيم كالينز"
💢برای عالی بودن باید به سه دستاورد رسیده باشید.
🖍اول برتری در دستاوردها؛
🖍دوم تمایز در تاثیر؛
🖍سوم وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
💢اگر شما یک تیم ورزشی باشید و جام قهرمانی را ازآن خود نکنید شما عالی نیستید.
💢 شما باید راهی برای پیروز شدن در بازی که انتخاب کرده اید بیابید. نتایج قابل قبول به درد شما نمی خورد.
💢 خوب بودن کافی نیست شما باید عالی باشید.
🔹 تمایز در تاثیر: اگر قرار باشد شما بعنوان یک شرکت یا سازمان یا یک موسسه نباشید چه کسی دلش برایتان تنگ خواهد شد؟
💢 باید به گونه ای باشید که هیچ سازمانی نتواند جای خالی شما را پر کند.
💢 عالی بودن به این معنا است که اگر روزی نباشید جای خالی شما به وضوح مشخص باشد.
💢 بزرگ بودن به معنی عالی بودن نیست و عالی بودن به معنی بزرگ بودن نیست.
💢 رستوران های محلی مارولیس بزرگ نیستند اما تصور کنید اگر این رستوران ها نباشند چه اتفاقی خواهد افتاد، چه چیزی می تواند جای آن ها را پر کند؟
🔹 وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
سازمان های عالی نسل های مختلفی از رهبران و مهندسان عالی دارند که با رفتن آنها شرکت افول نمی کند.
💢اگر عملکرد عالی سازمان وابسته به افراد باشد. سازمان شما عالی نیست.
💢 مطالب بالا خلاصه سخنرانی کالینز در مورد معنای عالی بودن و ویژگی های آن است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺حضرت علی علیه السلام فرمودند : زیبایی علم، به منتشر کردن و منتقل نمودن آن به دیگران است .🌺
( میزان الحکمه ، ج 2 ، ص 80 )
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
( میزان الحکمه ، ج 2 ، ص 80 )
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅استعدادهراسی :چرا مدیران تمایلی به جذب نخبگان ندارند؟(قسمت اول)
⬅️واقعیت تلخی که در برخی از سازمانهای کشور دیده می شود آن است که بعضی از مدیران چندان تمایلی به جذب استعدادها ندارند، اگر چه در اظهاراتشان بر ضرورت مدیریت استعدادها تاکید می کنند!➡️
1⃣هراس از ایجاد رقیب و بخطر افتادن موقعیت سازمانی:✳️
این مدیران به مدیران کوتاه قد معروفند. مدیرانی که بدلیل کم بودن دانش، مهارت و تجربه اعتماد بنفس لازم را ندارند. محصول این مدیران عوام پسندی است. چون این مدیران توانایی جذب افراد بلندتر از خودشان را ندارند.بنابراین وقتی مدیر کوتاه قد، می آید در یک مجموعه بزرگی قرار می گیرد و سیاست گذاری و اجرا در دست او قرار می گیرد، با این کوتاه قدی نمی تواند افراد فرهیخته و اندیشمند را جذب بکند .
2⃣ نافرماني:✳️
برخی مدیران فکر می کنند استعدادها به نافرماني گرايش دارند. افكار آنها با افراد معمولي متفاوت است؛ كارها را به روشهاي نامتداول انجام ميدهند و از ناراحت كردن ديگران حتي مديران ارشد ابايي ندارند و احتمالا معتقدند كه ايدههايشان بهتر از ساير ايدههاي متداول است. نا فرماني، ضرورتا مستعد بودن فرد را نشان نميدهد. این هراس بی پایه است. مدیر باید بداند که استخدام افراد نافرمان، فضايي جهت انديشيدن براي وی فراهم ميكند و اگر با تدبیر با آنها رفتار کند خون تازه ای در رگهای سازمان جاری خواهد شد،نشاط حکمفرما شده و انگیزه های رقابت سالم افزایش خواهد یافت که در نهایت بسود همه ارکان سازمان است.
3⃣ متعهد نبودن این افراد به سازمان✳️
استعداد ها افرادی با مهارت و متخصص هستند که سازمانهای رقیب بدنبال جذب چنین افرادی هستند. پس مشکل بودن در حفظ این افراد در سازمان مطرح است.متعهد بودن امروزه چندان معنی بخصوص در جذب استعدادها در سازمان ندارد. مدیرانی که چنین هراسی دارند بایستی بر روی حفظ استعدادها در سازمانشان متمرکز شوند.
4⃣ علاقه نداشتن استعدادها به کار و محیط کاری✳️
ممکن است یک محیط کاری اداری و بسته و خشک ، کارکنان معمولی را ارضاء کند ،ولی در مورد استعدادها صادق نیست. آنهامحیطی را دوست دارند که مستلزم کار فراوان است و کمکاری را تحمل نمیکنند. آنان چالش را دوست دارند و دلشان میخواهد با دیگر افراد سخت کوش همکار باشند و برای آنکه بتوانند بر مهارتهای خود همواره بیفزایند، دوست دارند وظایفی چالش برانگیز برعهده آنان گذارده شود. افزون بر این دوست دارند بازخورد کار خود را ببینند و به آنها آموزش داده شود و به دنبال مدیرانی از این دست هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⬅️واقعیت تلخی که در برخی از سازمانهای کشور دیده می شود آن است که بعضی از مدیران چندان تمایلی به جذب استعدادها ندارند، اگر چه در اظهاراتشان بر ضرورت مدیریت استعدادها تاکید می کنند!➡️
1⃣هراس از ایجاد رقیب و بخطر افتادن موقعیت سازمانی:✳️
این مدیران به مدیران کوتاه قد معروفند. مدیرانی که بدلیل کم بودن دانش، مهارت و تجربه اعتماد بنفس لازم را ندارند. محصول این مدیران عوام پسندی است. چون این مدیران توانایی جذب افراد بلندتر از خودشان را ندارند.بنابراین وقتی مدیر کوتاه قد، می آید در یک مجموعه بزرگی قرار می گیرد و سیاست گذاری و اجرا در دست او قرار می گیرد، با این کوتاه قدی نمی تواند افراد فرهیخته و اندیشمند را جذب بکند .
2⃣ نافرماني:✳️
برخی مدیران فکر می کنند استعدادها به نافرماني گرايش دارند. افكار آنها با افراد معمولي متفاوت است؛ كارها را به روشهاي نامتداول انجام ميدهند و از ناراحت كردن ديگران حتي مديران ارشد ابايي ندارند و احتمالا معتقدند كه ايدههايشان بهتر از ساير ايدههاي متداول است. نا فرماني، ضرورتا مستعد بودن فرد را نشان نميدهد. این هراس بی پایه است. مدیر باید بداند که استخدام افراد نافرمان، فضايي جهت انديشيدن براي وی فراهم ميكند و اگر با تدبیر با آنها رفتار کند خون تازه ای در رگهای سازمان جاری خواهد شد،نشاط حکمفرما شده و انگیزه های رقابت سالم افزایش خواهد یافت که در نهایت بسود همه ارکان سازمان است.
3⃣ متعهد نبودن این افراد به سازمان✳️
استعداد ها افرادی با مهارت و متخصص هستند که سازمانهای رقیب بدنبال جذب چنین افرادی هستند. پس مشکل بودن در حفظ این افراد در سازمان مطرح است.متعهد بودن امروزه چندان معنی بخصوص در جذب استعدادها در سازمان ندارد. مدیرانی که چنین هراسی دارند بایستی بر روی حفظ استعدادها در سازمانشان متمرکز شوند.
4⃣ علاقه نداشتن استعدادها به کار و محیط کاری✳️
ممکن است یک محیط کاری اداری و بسته و خشک ، کارکنان معمولی را ارضاء کند ،ولی در مورد استعدادها صادق نیست. آنهامحیطی را دوست دارند که مستلزم کار فراوان است و کمکاری را تحمل نمیکنند. آنان چالش را دوست دارند و دلشان میخواهد با دیگر افراد سخت کوش همکار باشند و برای آنکه بتوانند بر مهارتهای خود همواره بیفزایند، دوست دارند وظایفی چالش برانگیز برعهده آنان گذارده شود. افزون بر این دوست دارند بازخورد کار خود را ببینند و به آنها آموزش داده شود و به دنبال مدیرانی از این دست هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍2
✅استعدادهراسی :چرا مدیران تمایلی به جذب نخبگان ندارند؟(قسمت دوم)
5⃣ایجاد مداوم مزاحمت:✳️
برخی مدیران از مراجعه گاه و بیگاه افراد مستعد به دفترشان آنها معترضند و این کار را موجب اتلاف وقت خود میدانند و این افراد را بیکار تلقی می کنند.واقعيت امر این است که از مدیران خود انتظار دارند که تواناییهای آنها را تشخیص و توسعه دهند. این کار مزاحمت نیست. برخلاف عقاید سنتی، بیشتر مردم در محیطی مستعد، امکان پیشرفت بهتری دارند تا در محیطی ضعیف. بیشتر مدیران این مساله را درک نمیکنند.
6⃣جذب استعدادها هزینه دارد و زمان بر است:✳️
برخی می اندیشند که شناسایی و جذب و نگهداشت استعدادها هم زمان را به هدر می دهد و هم موجب اتلاف بودجه می شود. آنها از ارزش آفرینی استعدادها غافلند . ارزش مالی سازمانها به کیفیت استعدادهای آنها بستگی دارد و استعدادها به سرعت ارزش سازمان را افزایش می دهند. مدیریت استعداد یک استراتژی تجاری موفق برای سازمانهایی است که آن را بهمانند تعهدی بلندمدت برای خود تصورمی کنند.
7⃣ احساس غرور یا بي نيازی:✳️
مدیر گاهی می اندیشد که كار خود را بلد است و سازمان را با نیروی انسانی موجود بخوبی پیش می برد، لذا نیازی به جذب استعدادها نیست. اما بعيد است كه مدیر داراي مهارت و تخصص در همه زمينه ها باشد، حداكثر اين است كه بتوان گفت در اين زمينه فردی با تجربه است، ولي در دنياي پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائي كافي نيست .به فرض هم كه داراي تخصص كافي در اين زمينه باشد ولي حقيقت اين است كه از درون سازمان به مسائل و مشکلات می نگرد و درگير تعصبات و نزديك بيني هاي ناشي از اجراست و لذا نمي تواند به اندازه کافی واقع بين باشد .
8⃣احساس بي اعتمادي و بی کفایتی:✳️
استعدادها فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند آنها فقط تئوری تحویل می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را مدیر هم می تواند در کتاب ها بخواند. این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار شده و این بد بینی رادر مدیران به وجود آوردند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً نقش استعدادها ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای سازمان مهمتر است .آنها می توانند پابه پای مدیر در مراحل اجرا همراهي كرده و از طریق ارائه ایده های خلاقانه ونظریه های کارشناسی ، وی را در اجرا یاری کنند ، زمینه ایجاد تحول را در سازمان فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود سازمان، بعلت درون آن بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .
9⃣احساس هزینه :✳️
جذب استعدادها و مدیریت آنها بودجه زیادی می خواهد و سازمان پول این نوع کارها را ندارد .پاسخ ان است که این هزینه ها در مقایسه با پول هائی که سازمان بخاطر نداشتن استعدادها به هدر می دهد ناچیز است . اینکار هزینه کردن نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
5⃣ایجاد مداوم مزاحمت:✳️
برخی مدیران از مراجعه گاه و بیگاه افراد مستعد به دفترشان آنها معترضند و این کار را موجب اتلاف وقت خود میدانند و این افراد را بیکار تلقی می کنند.واقعيت امر این است که از مدیران خود انتظار دارند که تواناییهای آنها را تشخیص و توسعه دهند. این کار مزاحمت نیست. برخلاف عقاید سنتی، بیشتر مردم در محیطی مستعد، امکان پیشرفت بهتری دارند تا در محیطی ضعیف. بیشتر مدیران این مساله را درک نمیکنند.
6⃣جذب استعدادها هزینه دارد و زمان بر است:✳️
برخی می اندیشند که شناسایی و جذب و نگهداشت استعدادها هم زمان را به هدر می دهد و هم موجب اتلاف بودجه می شود. آنها از ارزش آفرینی استعدادها غافلند . ارزش مالی سازمانها به کیفیت استعدادهای آنها بستگی دارد و استعدادها به سرعت ارزش سازمان را افزایش می دهند. مدیریت استعداد یک استراتژی تجاری موفق برای سازمانهایی است که آن را بهمانند تعهدی بلندمدت برای خود تصورمی کنند.
7⃣ احساس غرور یا بي نيازی:✳️
مدیر گاهی می اندیشد که كار خود را بلد است و سازمان را با نیروی انسانی موجود بخوبی پیش می برد، لذا نیازی به جذب استعدادها نیست. اما بعيد است كه مدیر داراي مهارت و تخصص در همه زمينه ها باشد، حداكثر اين است كه بتوان گفت در اين زمينه فردی با تجربه است، ولي در دنياي پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائي كافي نيست .به فرض هم كه داراي تخصص كافي در اين زمينه باشد ولي حقيقت اين است كه از درون سازمان به مسائل و مشکلات می نگرد و درگير تعصبات و نزديك بيني هاي ناشي از اجراست و لذا نمي تواند به اندازه کافی واقع بين باشد .
8⃣احساس بي اعتمادي و بی کفایتی:✳️
استعدادها فقط حرف مي زنند و مرد عمل نيستند آنها فقط تئوری تحویل می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را مدیر هم می تواند در کتاب ها بخواند. این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار شده و این بد بینی رادر مدیران به وجود آوردند. در پاسخ باید گفت که اتفاقاً نقش استعدادها ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای سازمان مهمتر است .آنها می توانند پابه پای مدیر در مراحل اجرا همراهي كرده و از طریق ارائه ایده های خلاقانه ونظریه های کارشناسی ، وی را در اجرا یاری کنند ، زمینه ایجاد تحول را در سازمان فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود سازمان، بعلت درون آن بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .
9⃣احساس هزینه :✳️
جذب استعدادها و مدیریت آنها بودجه زیادی می خواهد و سازمان پول این نوع کارها را ندارد .پاسخ ان است که این هزینه ها در مقایسه با پول هائی که سازمان بخاطر نداشتن استعدادها به هدر می دهد ناچیز است . اینکار هزینه کردن نیست، بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers