🔰چاله و بيمارستان
■حکايت کردهاند که چالهاي در بزرگراهي ايجاد شده بود و هر شب و روز موتورسواران و خودروها در آن افتاده و کشته و زخمي ميشدند.
□سه مدير را براي حل مشکل فراخواندند.
▪︎اولي گفت بهتر است بيمارستاني در حاشيه بزرگراه بسازيم تا زخميهاي حوادث زودتر به بيمارستان برسند و قربانيان کمتر شوند.
▪︎دومي دغدغه هزينههاي ساخت بيمارستان داشت و پيشنهاد کرد دو تيم اورژانس در شيفتهاي شب و روز در محل مستقر شوند و حادثهديدگان را به نزديکترين بيمارستان منتقل کنند تا هزينه ساخت بيمارستان بر بيتالمال بار نشود.
▪︎سومي خواستار بهترين استفاده از امکانات موجود بود و از اينرو پيشنهاد داد اين چاله را پر کرده و چاله ديگري جلوي يکي از بيمارستانهاي موجود حفر کنند تا هزينه ساخت بيمارستان يا استقرار اورژانس در محل چاله موجود بر دوش خلقالله تحميل نشود.
●تفکرات قهرمانان اين داستان بسيار احمقانه به نظر ميرسند، اما واقعيت اين است که مديران سازمانها، سياستگذاران و سياستمداران همواره در معرض اين سبک از تصميمسازي و تصميمگيري قرار دارند.
○سبک چاله و بيمارستان، محصول چند چيز است:
▪︎خو گرفتن با چالهها، تصور بزرگراه بدون چاله را براي بخشي از مديران ناممکن کرده است. چاله به بخشي از طبيعت سازمان، کشور و پيش از همه ذهن مدير و تصميمگير بدل شده است. (مانع ذهني)
▪︎وجود چاله براي افراد و گروههايي منفعت دارد. چاله براي کسب و کار بيمارستان، آمبولانسهاي اورژانس، و حتي رسانهها نفع دارد. پزشکي را تصور کنيد که در تلويزيون گزارش ميدهد: در ماه گذشته به هزار مصدوم رسيدگي شده و بيمارستان در ارائه خدمات بسيار فعال بوده است. او هرگز نخواهد گفت اينها مصدومان چالهاي بودهاند که از اساس ميتوانست وجود نداشته باشد. راننده آمبولانس راضي، بيمارستان راضي، پزشک راضي، رسانه و مجري پوشش خبري راضي، مقام سياسي راضي؛ و گور پدر ناراضي.
▪︎جامعه قدرتمند و مطالبهگري وجود ندارد يا رسانههاي آزادي نيستند که بزرگراههايي در دنيا را به تصوير بکشند که در آنها چاله وجود ندارد؛ و آيندهپژوهاني نيستند که آينده بزرگراه بدون چاله را تصوير کنند.
▪︎نظام درست و حسابي انتخاب مديران و کارگزاران بخش عمومي وجود ندارد تا جمعي را در سمتهاي مديريتي قرار دهد که شايستگي مديريت داشته باشند و بتوانند بزرگراه بدون چاله را تصور کنند.
■ما در انبوهي از چالهها افتادهايم که به عوض پرکردن آنها، بيمارستان ميسازيم، اورژانس نزديک به چاله مستقر ميکنيم يا چالههاي جديد نزديک بيمارستانهاي موجود احداث مينماييم. بگذاريد نمونههايي از آنها را براي شما يادآوري کنم.
▪︎ايجاد دانشگاههاي جديد و افزودن بر شمار پذيرش دانشجو در نظام دانشگاهي که از شدت گسترش کمي و تلنبار شدن دانشجو، کيفيتش از دست رفته؛ ساخت بيمارستان کنار چالهاي در بزرگراه است.
▪︎تأمين مالي بيشتر براي نظام بهداشت و درماني که از فقدان نظام کنترل هزينهها رنج ميبرد، استقرار تيم اورژانس در کنار چاله موجود است.
▪︎انتقال آب بينحوضهاي از نقطه الف به ب، مثل درپوش گذاشتن موقت روي چاله کمآبي ناشي از بدمصرفي در ب و حفر چاله جديد در الف است.
▪︎ايجاد يک شبکه تلويزيوني يا خبرگزاري در بزرگراه اطلاعرساني موجود که مردم به آن اعتماد ندارند، مثل حفر يک چاله جديد است، حتي بدون آنکه چاله قبلي پر شود.
□بدترين حالت، بهکار گرفتن چندباره مديراني است که وقتي دفتر خاطراتشان را بخوانيد، چند چاله در هر برگ از آن خودنمايي ميکند و بيل و کلنگشان را براي حفر چالههاي جديد آماده کردهاند.
کافي است به دنياي بدون چاله فکر کنید!
🖊️دکتر محمد فاضلی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
■حکايت کردهاند که چالهاي در بزرگراهي ايجاد شده بود و هر شب و روز موتورسواران و خودروها در آن افتاده و کشته و زخمي ميشدند.
□سه مدير را براي حل مشکل فراخواندند.
▪︎اولي گفت بهتر است بيمارستاني در حاشيه بزرگراه بسازيم تا زخميهاي حوادث زودتر به بيمارستان برسند و قربانيان کمتر شوند.
▪︎دومي دغدغه هزينههاي ساخت بيمارستان داشت و پيشنهاد کرد دو تيم اورژانس در شيفتهاي شب و روز در محل مستقر شوند و حادثهديدگان را به نزديکترين بيمارستان منتقل کنند تا هزينه ساخت بيمارستان بر بيتالمال بار نشود.
▪︎سومي خواستار بهترين استفاده از امکانات موجود بود و از اينرو پيشنهاد داد اين چاله را پر کرده و چاله ديگري جلوي يکي از بيمارستانهاي موجود حفر کنند تا هزينه ساخت بيمارستان يا استقرار اورژانس در محل چاله موجود بر دوش خلقالله تحميل نشود.
●تفکرات قهرمانان اين داستان بسيار احمقانه به نظر ميرسند، اما واقعيت اين است که مديران سازمانها، سياستگذاران و سياستمداران همواره در معرض اين سبک از تصميمسازي و تصميمگيري قرار دارند.
○سبک چاله و بيمارستان، محصول چند چيز است:
▪︎خو گرفتن با چالهها، تصور بزرگراه بدون چاله را براي بخشي از مديران ناممکن کرده است. چاله به بخشي از طبيعت سازمان، کشور و پيش از همه ذهن مدير و تصميمگير بدل شده است. (مانع ذهني)
▪︎وجود چاله براي افراد و گروههايي منفعت دارد. چاله براي کسب و کار بيمارستان، آمبولانسهاي اورژانس، و حتي رسانهها نفع دارد. پزشکي را تصور کنيد که در تلويزيون گزارش ميدهد: در ماه گذشته به هزار مصدوم رسيدگي شده و بيمارستان در ارائه خدمات بسيار فعال بوده است. او هرگز نخواهد گفت اينها مصدومان چالهاي بودهاند که از اساس ميتوانست وجود نداشته باشد. راننده آمبولانس راضي، بيمارستان راضي، پزشک راضي، رسانه و مجري پوشش خبري راضي، مقام سياسي راضي؛ و گور پدر ناراضي.
▪︎جامعه قدرتمند و مطالبهگري وجود ندارد يا رسانههاي آزادي نيستند که بزرگراههايي در دنيا را به تصوير بکشند که در آنها چاله وجود ندارد؛ و آيندهپژوهاني نيستند که آينده بزرگراه بدون چاله را تصوير کنند.
▪︎نظام درست و حسابي انتخاب مديران و کارگزاران بخش عمومي وجود ندارد تا جمعي را در سمتهاي مديريتي قرار دهد که شايستگي مديريت داشته باشند و بتوانند بزرگراه بدون چاله را تصور کنند.
■ما در انبوهي از چالهها افتادهايم که به عوض پرکردن آنها، بيمارستان ميسازيم، اورژانس نزديک به چاله مستقر ميکنيم يا چالههاي جديد نزديک بيمارستانهاي موجود احداث مينماييم. بگذاريد نمونههايي از آنها را براي شما يادآوري کنم.
▪︎ايجاد دانشگاههاي جديد و افزودن بر شمار پذيرش دانشجو در نظام دانشگاهي که از شدت گسترش کمي و تلنبار شدن دانشجو، کيفيتش از دست رفته؛ ساخت بيمارستان کنار چالهاي در بزرگراه است.
▪︎تأمين مالي بيشتر براي نظام بهداشت و درماني که از فقدان نظام کنترل هزينهها رنج ميبرد، استقرار تيم اورژانس در کنار چاله موجود است.
▪︎انتقال آب بينحوضهاي از نقطه الف به ب، مثل درپوش گذاشتن موقت روي چاله کمآبي ناشي از بدمصرفي در ب و حفر چاله جديد در الف است.
▪︎ايجاد يک شبکه تلويزيوني يا خبرگزاري در بزرگراه اطلاعرساني موجود که مردم به آن اعتماد ندارند، مثل حفر يک چاله جديد است، حتي بدون آنکه چاله قبلي پر شود.
□بدترين حالت، بهکار گرفتن چندباره مديراني است که وقتي دفتر خاطراتشان را بخوانيد، چند چاله در هر برگ از آن خودنمايي ميکند و بيل و کلنگشان را براي حفر چالههاي جديد آماده کردهاند.
کافي است به دنياي بدون چاله فکر کنید!
🖊️دکتر محمد فاضلی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅نکاتی ارزشمند از Harward Business Review
📌کارکنان خود را تشویق کنید تا آنچه را که می دانند به اشتراک بگذارند.
بسیاری از ما آنچه را که می دانیم در محیط کار پنهان می کنیم، زیرا نمی خواهیم قدرت یا موقعیتی را که فکر می کنیم دانش به ما می دهد، از دست بدهیم. اما تحقیقات اخیر نشان میدهد که انباشت اطلاعات اغلب نتیجه معکوس میدهد و میتواند تأثیر منفی بر رشد و توسعه فردی که اطلاعات را نگه می دارد، داشته باشد.
📌📌به عنوان یک مدیر، وظیفه شما ایجاد فرهنگی است که در آن کارکنان برای اشتراک گذاری اطلاعات احساس راحتی داشته باشند و در مورد نگرانی های خود آشکارا صحبت کنند.
🖊🖊یکی از راههای پی بردن به اینکه چرا کارکنان شما اطلاعات را نگه میدارند، استفاده از نظرسنجیهای شخص ثالث و ناشناس است. سپس بر اساس این بازخورد عمل کنید تا اعتماد آنها را دوباره به دست آورید. و مطمئن شوید که افرادی که مدیریت می کنید عواقب پنهان کردن اطلاعات و خودداری از اشتراک گذاری دانش را درک می کنند.
کسانی که اطلاعات خود را برای محافظت از موقعیت خود نگه میدارند، متوجه نمی شوند که در واقع برعکس عمل میکنند.
✅از آموزشها، خبرنامهها، تابلوهای اعلانات و سایر کانالهای ارتباطی برای کمک به کارکنان برای درک اینکه چرا اشتراکگذاری دانش با هم تیمیهایتان مهم است، استفاده کنید.
/ آکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌کارکنان خود را تشویق کنید تا آنچه را که می دانند به اشتراک بگذارند.
بسیاری از ما آنچه را که می دانیم در محیط کار پنهان می کنیم، زیرا نمی خواهیم قدرت یا موقعیتی را که فکر می کنیم دانش به ما می دهد، از دست بدهیم. اما تحقیقات اخیر نشان میدهد که انباشت اطلاعات اغلب نتیجه معکوس میدهد و میتواند تأثیر منفی بر رشد و توسعه فردی که اطلاعات را نگه می دارد، داشته باشد.
📌📌به عنوان یک مدیر، وظیفه شما ایجاد فرهنگی است که در آن کارکنان برای اشتراک گذاری اطلاعات احساس راحتی داشته باشند و در مورد نگرانی های خود آشکارا صحبت کنند.
🖊🖊یکی از راههای پی بردن به اینکه چرا کارکنان شما اطلاعات را نگه میدارند، استفاده از نظرسنجیهای شخص ثالث و ناشناس است. سپس بر اساس این بازخورد عمل کنید تا اعتماد آنها را دوباره به دست آورید. و مطمئن شوید که افرادی که مدیریت می کنید عواقب پنهان کردن اطلاعات و خودداری از اشتراک گذاری دانش را درک می کنند.
کسانی که اطلاعات خود را برای محافظت از موقعیت خود نگه میدارند، متوجه نمی شوند که در واقع برعکس عمل میکنند.
✅از آموزشها، خبرنامهها، تابلوهای اعلانات و سایر کانالهای ارتباطی برای کمک به کارکنان برای درک اینکه چرا اشتراکگذاری دانش با هم تیمیهایتان مهم است، استفاده کنید.
/ آکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیریت دانش در سازمان
در این مقاله به اینکه مدیریت دانش Knowledge Management سازمان چیست میپردازیم. دانش مایه حیات هر شرکتی است. بدون کسب دانش، تصمیم گیری، درس گرفتن از اشتباهات و توسعه محصولات جدید برای شما دشوار خواهد بود. انواع سامانه مدیریت دانش رویکردی است که ممکن است برای جذب، سازماندهی و به اشتراک گذاری دانش شرکت خود با ذینفعان داخلی و خارجی اتخاذ کنید.
سامانه مدیریت دانش مفهوم جدیدی نیست و چند سالی است که به آرامی در دنیای کسب و کار و دانشگاه در حال توسعه است. فن آوری های جدید و روشی که ما اطلاعات را ذخیره میکنیم، نحوه عملکرد ابتکارات انواع مدیریت دانش را تغییر میدهد.
راه اندازی یک سامانه مدیریت دانش موفق آسان نیست و باید متناسب با نیازها و شرایط منحصر به فرد شما باشد. شما باید درک خوبی از نحوه ساختار سیستم خود، موانع احتمالی که بر سر راه شما هستند و مؤثرترین ابزارهایی که شما را قادر به پیاده سازی سیستم خود میکند به دست آورید.
مدیریت دانش در سازمان چیست ؟
مدیریتدانش مجموعهای از داراییها، فعالیتها و ابزارهایی است که مدیریت و به اشتراکگذاری دانش را در یک سازمان فراهم میکند.
در حالت کلی در انواع مدیریت دانش، بهجای اینکه دانش در ذهن افراد معدودی قرار گیرد و باعث ایجاد گلوگاههای دانش شود، دسترسی دانش برای همه اعضای تیم است. شرکتها میتوانند با استفاده بهتر از دانش موجود در حوزه خود به راحتی به اهداف خود دست یابند.
آنها فرهنگ یادگیری مستمر را توسعه میدهند و اجازه میدهند دانش آزادانه در سراسر سازمانشان جریان یابد. سامانه مدیریت دانش شامل آن دسته از سیستم ها و ابزارهای لازم برای ایجاد فرآیندهای مدیریت دانش موثر است. که ترکیبی از افراد، فرآیندها و ابزارها است.
مدیریت دانش فرآیند جذب، توزیع و استفاده موثر از دانش است.(تام داونیورت، ۱۹۹۴)
در دنیایی که دانش برابر با قدرت است، بسیاری از کارمندان احساس میکنند که حفظ و عدم به اشتراک گذاری دانش، آنها را با ارزشتر و سایرین را نیازمندتر میکند. برای مقابله با این مسئله سازمانها میتوانند فرهنگی را پرورش دهند که به کارکنان کمک کند تا با اشتراک دانش، آنها را ارزشمندتر نشان دهد و جایگاه سازمانیشان را بهبود بخشد./ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در این مقاله به اینکه مدیریت دانش Knowledge Management سازمان چیست میپردازیم. دانش مایه حیات هر شرکتی است. بدون کسب دانش، تصمیم گیری، درس گرفتن از اشتباهات و توسعه محصولات جدید برای شما دشوار خواهد بود. انواع سامانه مدیریت دانش رویکردی است که ممکن است برای جذب، سازماندهی و به اشتراک گذاری دانش شرکت خود با ذینفعان داخلی و خارجی اتخاذ کنید.
سامانه مدیریت دانش مفهوم جدیدی نیست و چند سالی است که به آرامی در دنیای کسب و کار و دانشگاه در حال توسعه است. فن آوری های جدید و روشی که ما اطلاعات را ذخیره میکنیم، نحوه عملکرد ابتکارات انواع مدیریت دانش را تغییر میدهد.
راه اندازی یک سامانه مدیریت دانش موفق آسان نیست و باید متناسب با نیازها و شرایط منحصر به فرد شما باشد. شما باید درک خوبی از نحوه ساختار سیستم خود، موانع احتمالی که بر سر راه شما هستند و مؤثرترین ابزارهایی که شما را قادر به پیاده سازی سیستم خود میکند به دست آورید.
مدیریت دانش در سازمان چیست ؟
مدیریتدانش مجموعهای از داراییها، فعالیتها و ابزارهایی است که مدیریت و به اشتراکگذاری دانش را در یک سازمان فراهم میکند.
در حالت کلی در انواع مدیریت دانش، بهجای اینکه دانش در ذهن افراد معدودی قرار گیرد و باعث ایجاد گلوگاههای دانش شود، دسترسی دانش برای همه اعضای تیم است. شرکتها میتوانند با استفاده بهتر از دانش موجود در حوزه خود به راحتی به اهداف خود دست یابند.
آنها فرهنگ یادگیری مستمر را توسعه میدهند و اجازه میدهند دانش آزادانه در سراسر سازمانشان جریان یابد. سامانه مدیریت دانش شامل آن دسته از سیستم ها و ابزارهای لازم برای ایجاد فرآیندهای مدیریت دانش موثر است. که ترکیبی از افراد، فرآیندها و ابزارها است.
مدیریت دانش فرآیند جذب، توزیع و استفاده موثر از دانش است.(تام داونیورت، ۱۹۹۴)
در دنیایی که دانش برابر با قدرت است، بسیاری از کارمندان احساس میکنند که حفظ و عدم به اشتراک گذاری دانش، آنها را با ارزشتر و سایرین را نیازمندتر میکند. برای مقابله با این مسئله سازمانها میتوانند فرهنگی را پرورش دهند که به کارکنان کمک کند تا با اشتراک دانش، آنها را ارزشمندتر نشان دهد و جایگاه سازمانیشان را بهبود بخشد./ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چرا مدیریت دانش سازمان مفید است؟
چون باعث تمرکز بر دانش بهعنوان یک دارایی واقعی، بهجای چیزی ناملموس میشود. در عمل سازمان را برای حفاظت و بهره برداری بهتر دانش داخلی خود توانا میسازد و سازمان برای بهبود و تمرکز بر توسعه دانش برای مطابقت با نیازها تلاش میکند.
به عبارت دیگر:
به سازمان ها کمک میکند از اشتباهات و موفقیت های گذشته درس بگیرند.
به استفاده بهتر از دارایی های دانشی سازمان به وسیله گسترش دوباره آن ها در مناطقی که سازمان به آن دانش نیاز دارد، کمک می کند. مثلا: استفاده از دانش و تجربه یک بخش از سازمان برای بهبود یا ایجاد محصول جدید در بخش دیگر سازمان. اصلاح و تغییر دانش مربوط به فرآیندی از گذشته برای ایجاد راه حل های جدید و غیره.
بر توسعه شایستگی ها و مهارت های مناسب و از بین بردن دانش کهنه و منسوخ شده تمرکز میشود.
توانایی نوآوری شرکت را افزایش میدهد.
قدرت و مهارت سازمان در حفاظت از دانش برای جلوگیری از سرقت یا کپی توسط رقبا را افزایش میدهد.
متاسفانه مدیریت دانش بخشی است که سازمان ها اغلب تمایلی به سرمایه گذاری در آن ندارند، چرا که پیاده سازی مدیریت دانش هزینه زیادی داشته و تعیین نرخ بازگشت سرمایه این بخش بسیار دشوار است./ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چون باعث تمرکز بر دانش بهعنوان یک دارایی واقعی، بهجای چیزی ناملموس میشود. در عمل سازمان را برای حفاظت و بهره برداری بهتر دانش داخلی خود توانا میسازد و سازمان برای بهبود و تمرکز بر توسعه دانش برای مطابقت با نیازها تلاش میکند.
به عبارت دیگر:
به سازمان ها کمک میکند از اشتباهات و موفقیت های گذشته درس بگیرند.
به استفاده بهتر از دارایی های دانشی سازمان به وسیله گسترش دوباره آن ها در مناطقی که سازمان به آن دانش نیاز دارد، کمک می کند. مثلا: استفاده از دانش و تجربه یک بخش از سازمان برای بهبود یا ایجاد محصول جدید در بخش دیگر سازمان. اصلاح و تغییر دانش مربوط به فرآیندی از گذشته برای ایجاد راه حل های جدید و غیره.
بر توسعه شایستگی ها و مهارت های مناسب و از بین بردن دانش کهنه و منسوخ شده تمرکز میشود.
توانایی نوآوری شرکت را افزایش میدهد.
قدرت و مهارت سازمان در حفاظت از دانش برای جلوگیری از سرقت یا کپی توسط رقبا را افزایش میدهد.
متاسفانه مدیریت دانش بخشی است که سازمان ها اغلب تمایلی به سرمایه گذاری در آن ندارند، چرا که پیاده سازی مدیریت دانش هزینه زیادی داشته و تعیین نرخ بازگشت سرمایه این بخش بسیار دشوار است./ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
انواع مختلف مدیریت دانش در سازمان چیست ؟
دانش به شکلهای مختلفی وجود دارد و به درک اشکال مختلف آن کمک میکند تا بین انواع مختلف آن تمایز قائل شوید. که این یک گام اساسی و ضروری در مدیریت دانش میباشد. انواع مدیریت دانش را در زیر ذکر کردیم:
در کسب و کارها معمولاً دو نوع دانش وجود دارد: دانش صریح، دانش ضمنی،
1- دانش صریح (روشن یا واضح) (Explicit Knowledge
دانش صریح، رسمی و مدون است، شناسایی ، ذخیره و بازیابی ان آسان است
دانش صریح اطلاعاتی است که میتواند کدگذاری و انتقال یابد. به اشتراک گذاری این نوع دانش آسان است و میتواند به سرعت توسط دیگران درک شود. برخی از انواع مدیریت دانش صریح عبارتند از رویه های عملیاتی استاندارد، کتابچه های راهنمای کارمندان و خط مشی های منابع انسانی.
این دانش به راحتی توسط مدیران اجرایی میشود، که منجر به آسان سازی ذخیره و بازیابی شده. با اجرای مدیریت دانش در این گروه، اسناد و متون بسیار کارآمد میشوند.
از دیدگاه مدیریتی، بزرگترین چالش تضمین این است که افراد به اطلاعات مورد نیاز دسترسی مناسبی داشته باشند،
مدیریت دانش در این گروه باید دارای اهمیت ذخیره شدن باشد. این دانش مورد بازبینی و بهروزرسانی قرار گیرد و در زمان مورد نیاز از بین رود (امحا شود). از نظر بسیاری از نظریه پردازان، دانش صریح کماهمیت است. و منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار نمیشود. از طرفی برقراری ارتباط، ذخیره و توزیع دانش صریح آسان است. این دانش در کتابها، وب سایتها و دیگر ابزارهای بصری و شفاهی موجود میباشد. نمونههایی از دانش صریح عبارتاند از: پایگاه دادهها، یادداشتها، اسناد و …
2- دانش ضمنی (پنهان) (Tacit Knowledge)
دانش ضمنی به عنوان دانش حسی و بصری یاده شده، و به سختی میتوان تعریف دقیقی از این نوع دانش مطرح کرد.
دانش ضمنی بسیار دشوارتر از دانش صریح است. معمولاً شامل مهارتها و تجربههای کارمند شما میشود که توضیح یا به اشتراک گذاشتن آن با دیگران دشوار است. دانش ضمنی شامل دانش پشتیبانی مشتری، مهارت های طراحی و غیره است.
این نوع دانش اغلب زمینهی شخصی دارد. به سختی میتوان با این نوع دانش ارتباط برقرار کرد و عمیقاً در عمل افراد ریشه دارد. به همین دلیل هم هست که مدیریت دانش در این گروه، کار به مراتب سخت تر است.
دانش ضمنی به عنوان منبع با ارزش دانش تلقی میشود بیشترین پیشرفت سازمانها از این دانش نشئت میگیرد.
عدم توجه به دانش ضمنی رابطه مستقیمی با کاهش قابلیت نوآوری و رقابت پایدار در سازمانها دارد. و مدیران دانش زمان زیادی را برای رسیدگی به این نوع دانش صرف میکنند.
تصور کنید میخواهید مقالهای در مورد چگونگی تشخیص حالات چهره بنویسید. مشخص است که انتقال تمامی درک شهودی شما که در طول سالها بر اساس عمل و تجربه جمعآوریشده بسیار سخت یا غیرممکن است. تقریباً تمامی مشاغل بر پایهی همین دانش استوار است..
دانش ضمنی در ذهن ذینفعان شامل باورهای فرهنگی، ارزشها و نگرشها و دلهای ذهنی، مهارتها و تخصصهای افراد وجود دارد./ ادامه دارد.....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دانش به شکلهای مختلفی وجود دارد و به درک اشکال مختلف آن کمک میکند تا بین انواع مختلف آن تمایز قائل شوید. که این یک گام اساسی و ضروری در مدیریت دانش میباشد. انواع مدیریت دانش را در زیر ذکر کردیم:
در کسب و کارها معمولاً دو نوع دانش وجود دارد: دانش صریح، دانش ضمنی،
1- دانش صریح (روشن یا واضح) (Explicit Knowledge
دانش صریح، رسمی و مدون است، شناسایی ، ذخیره و بازیابی ان آسان است
دانش صریح اطلاعاتی است که میتواند کدگذاری و انتقال یابد. به اشتراک گذاری این نوع دانش آسان است و میتواند به سرعت توسط دیگران درک شود. برخی از انواع مدیریت دانش صریح عبارتند از رویه های عملیاتی استاندارد، کتابچه های راهنمای کارمندان و خط مشی های منابع انسانی.
این دانش به راحتی توسط مدیران اجرایی میشود، که منجر به آسان سازی ذخیره و بازیابی شده. با اجرای مدیریت دانش در این گروه، اسناد و متون بسیار کارآمد میشوند.
از دیدگاه مدیریتی، بزرگترین چالش تضمین این است که افراد به اطلاعات مورد نیاز دسترسی مناسبی داشته باشند،
مدیریت دانش در این گروه باید دارای اهمیت ذخیره شدن باشد. این دانش مورد بازبینی و بهروزرسانی قرار گیرد و در زمان مورد نیاز از بین رود (امحا شود). از نظر بسیاری از نظریه پردازان، دانش صریح کماهمیت است. و منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار نمیشود. از طرفی برقراری ارتباط، ذخیره و توزیع دانش صریح آسان است. این دانش در کتابها، وب سایتها و دیگر ابزارهای بصری و شفاهی موجود میباشد. نمونههایی از دانش صریح عبارتاند از: پایگاه دادهها، یادداشتها، اسناد و …
2- دانش ضمنی (پنهان) (Tacit Knowledge)
دانش ضمنی به عنوان دانش حسی و بصری یاده شده، و به سختی میتوان تعریف دقیقی از این نوع دانش مطرح کرد.
دانش ضمنی بسیار دشوارتر از دانش صریح است. معمولاً شامل مهارتها و تجربههای کارمند شما میشود که توضیح یا به اشتراک گذاشتن آن با دیگران دشوار است. دانش ضمنی شامل دانش پشتیبانی مشتری، مهارت های طراحی و غیره است.
این نوع دانش اغلب زمینهی شخصی دارد. به سختی میتوان با این نوع دانش ارتباط برقرار کرد و عمیقاً در عمل افراد ریشه دارد. به همین دلیل هم هست که مدیریت دانش در این گروه، کار به مراتب سخت تر است.
دانش ضمنی به عنوان منبع با ارزش دانش تلقی میشود بیشترین پیشرفت سازمانها از این دانش نشئت میگیرد.
عدم توجه به دانش ضمنی رابطه مستقیمی با کاهش قابلیت نوآوری و رقابت پایدار در سازمانها دارد. و مدیران دانش زمان زیادی را برای رسیدگی به این نوع دانش صرف میکنند.
تصور کنید میخواهید مقالهای در مورد چگونگی تشخیص حالات چهره بنویسید. مشخص است که انتقال تمامی درک شهودی شما که در طول سالها بر اساس عمل و تجربه جمعآوریشده بسیار سخت یا غیرممکن است. تقریباً تمامی مشاغل بر پایهی همین دانش استوار است..
دانش ضمنی در ذهن ذینفعان شامل باورهای فرهنگی، ارزشها و نگرشها و دلهای ذهنی، مهارتها و تخصصهای افراد وجود دارد./ ادامه دارد.....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 در ضرورت توجه و اهمیت به فر هنگ سازمانی
"جک ما" مدیرعامل گروه علی بابا
نیازی نیست خیلی چیزا رو بدونی، فقط باید بلد باشی افرادی رو پیدا کنی که از تو باهوش ترن... و اگه تونستی کاری کنی که این افراد باهوش بتونن در کنار هم باهم همکاری داشته باشن دیگه تمومه.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
"جک ما" مدیرعامل گروه علی بابا
نیازی نیست خیلی چیزا رو بدونی، فقط باید بلد باشی افرادی رو پیدا کنی که از تو باهوش ترن... و اگه تونستی کاری کنی که این افراد باهوش بتونن در کنار هم باهم همکاری داشته باشن دیگه تمومه.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
فرآیند مدیریت دانش چیست؟
فرآیند انواع مدیریت دانش را میتوان به 5 مرحله تقسیم کرد.
خلق کردن (Creating)
سازمان ها باید هر دانشی را که میخواهند در سراسر شرکت منتشر کنند شناسایی و ثبت کنند. دانش باید به شکلی نوشته و تطبیق داده شود که برای مخاطب هدف مناسب باشد. شما باید با متخصصان موضوع ارتباط برقرار کنید تا دانشی را که در ذهن آنها وجود دارد به دست آورید و آن را به محتوایی تبدیل کنید که برای همه افراد شرکت در دسترس باشد.
سازماندهی (Organizing)
هنگامی که اطلاعات لازم را جمع آوری کردید، باید آن را به گونهای ذخیره کنید که برای سیستم IT انتخابی شما منطقی باشد. ممکن است نیاز باشد دانش به گونه ای قالب بندی شود که الزامات سیستم شما را برآورده کند. در این مرحله شما محتوای خود را در سامانه مدیریت دانش خود آپلود کرده و آن را در دسته های آماده برای مصرف سازماندهی خواهید کرد.
اشتراک گذاری (Sharing)
در یک سامانه مدیریت دانش اگر کسی نتواند آن را پیدا کند خوب نیست. شما باید دانش خود را در ایمیل، سیستم های همکاری، اینترانت و غیره به اشتراک بگذارید. اگر میبینید که شخصی سؤالی میپرسد که میتواند توسط سامانه مدیریت دانش شما پاسخ داده شود، آن را با آنها به اشتراک میگذارید.
در حال تجزیه و تحلیل (Analyzing)
با گذشت زمان، باید تجزیه و تحلیل کنید که آیا محتوای شما کار میکند یا خیر. میتوانید به نتایج جستجو نگاه کنید تا عباراتی را ببینید که هیچ ورودی ندارند و محتوای مرتبط ایجاد کنید تا شکاف را پر کنید. میتوانید مقالاتی را که استفاده نمیشوند شناسایی کنید و آنها را حذف کنید و نظراتی که مخاطبان برای بهروزرسانی مقالهها گذاشتهاند را یادداشت کنید.
بهینه سازی (Optimizing)
این مرحلهای است که شما در تحلیل خود اقدام میکنید. شما باید مقالات فعلی را به روز نگه دارید و هر شکاف دانشی را با محتوای جدید پر کنید. فعالانه از کاربران خود درباره نحوه عملکرد سامانه مدیریت دانش خود بازخورد بگیرید و هر زمینه ای را برای بهبود را مشخص کنید.
آنچه می تواند در یک سیستم مدیریت دانش گنجانده شود
انواع مختلفی از دانش وجود دارد که میتواند در یک سیستم مدیریت دانش گنجانده شود.
رویههای عملیاتی استاندارد: مجموعهای از دستورالعملها که نحوه تکمیل یک کار، فرآیند یا رویه خاص را توضیح میدهد
اسناد: اطلاعات مربوط به محصول، خدمات یا شرکت شما
خط مشی های منابع انسانی: مجموعه ای از دستورالعمل ها که خط مشی های شرکت شما را توضیح می دهد
آکادمی ها و برنامه های آموزشی: مجموعه ای از آموزش ها و درس هایی که کارکنان را در یک منطقه خاص آموزش می دهد
وبینار ها: جلسات ویدیویی ضبط شده در مورد یک موضوع معین...../ ادامه دارد..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فرآیند انواع مدیریت دانش را میتوان به 5 مرحله تقسیم کرد.
خلق کردن (Creating)
سازمان ها باید هر دانشی را که میخواهند در سراسر شرکت منتشر کنند شناسایی و ثبت کنند. دانش باید به شکلی نوشته و تطبیق داده شود که برای مخاطب هدف مناسب باشد. شما باید با متخصصان موضوع ارتباط برقرار کنید تا دانشی را که در ذهن آنها وجود دارد به دست آورید و آن را به محتوایی تبدیل کنید که برای همه افراد شرکت در دسترس باشد.
سازماندهی (Organizing)
هنگامی که اطلاعات لازم را جمع آوری کردید، باید آن را به گونهای ذخیره کنید که برای سیستم IT انتخابی شما منطقی باشد. ممکن است نیاز باشد دانش به گونه ای قالب بندی شود که الزامات سیستم شما را برآورده کند. در این مرحله شما محتوای خود را در سامانه مدیریت دانش خود آپلود کرده و آن را در دسته های آماده برای مصرف سازماندهی خواهید کرد.
اشتراک گذاری (Sharing)
در یک سامانه مدیریت دانش اگر کسی نتواند آن را پیدا کند خوب نیست. شما باید دانش خود را در ایمیل، سیستم های همکاری، اینترانت و غیره به اشتراک بگذارید. اگر میبینید که شخصی سؤالی میپرسد که میتواند توسط سامانه مدیریت دانش شما پاسخ داده شود، آن را با آنها به اشتراک میگذارید.
در حال تجزیه و تحلیل (Analyzing)
با گذشت زمان، باید تجزیه و تحلیل کنید که آیا محتوای شما کار میکند یا خیر. میتوانید به نتایج جستجو نگاه کنید تا عباراتی را ببینید که هیچ ورودی ندارند و محتوای مرتبط ایجاد کنید تا شکاف را پر کنید. میتوانید مقالاتی را که استفاده نمیشوند شناسایی کنید و آنها را حذف کنید و نظراتی که مخاطبان برای بهروزرسانی مقالهها گذاشتهاند را یادداشت کنید.
بهینه سازی (Optimizing)
این مرحلهای است که شما در تحلیل خود اقدام میکنید. شما باید مقالات فعلی را به روز نگه دارید و هر شکاف دانشی را با محتوای جدید پر کنید. فعالانه از کاربران خود درباره نحوه عملکرد سامانه مدیریت دانش خود بازخورد بگیرید و هر زمینه ای را برای بهبود را مشخص کنید.
آنچه می تواند در یک سیستم مدیریت دانش گنجانده شود
انواع مختلفی از دانش وجود دارد که میتواند در یک سیستم مدیریت دانش گنجانده شود.
رویههای عملیاتی استاندارد: مجموعهای از دستورالعملها که نحوه تکمیل یک کار، فرآیند یا رویه خاص را توضیح میدهد
اسناد: اطلاعات مربوط به محصول، خدمات یا شرکت شما
خط مشی های منابع انسانی: مجموعه ای از دستورالعمل ها که خط مشی های شرکت شما را توضیح می دهد
آکادمی ها و برنامه های آموزشی: مجموعه ای از آموزش ها و درس هایی که کارکنان را در یک منطقه خاص آموزش می دهد
وبینار ها: جلسات ویدیویی ضبط شده در مورد یک موضوع معین...../ ادامه دارد..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰"انسان ها سر چهارراه های تصمیم بزرگ می شوند، خیابانها آزمون استقامت اراده ها هستند و چهار راه ها معیار بزرگی اندیشه ها.
✳حرکت جز به نیروی شور و اشتیاق ممکن نیست و این شور و اشتیاق جز از راه انتخاب آگاهانه و واقعی صورت نمیگیرد.
✳ مشیت الهی این گونه رقم خورده است که با فهم موجود، آینده مطلوب را برگزینیم. فهم حقیقت ضمن این که محتاج تلاشی وافر است، خود بخشی از بزرگ شدن است"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳حرکت جز به نیروی شور و اشتیاق ممکن نیست و این شور و اشتیاق جز از راه انتخاب آگاهانه و واقعی صورت نمیگیرد.
✳ مشیت الهی این گونه رقم خورده است که با فهم موجود، آینده مطلوب را برگزینیم. فهم حقیقت ضمن این که محتاج تلاشی وافر است، خود بخشی از بزرگ شدن است"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕عیار مدیریتی شما چقدر است؟
🔰گاه در محافل علمی و آموزشی این سئوال از سوی مدیران سطوح مختلف مطرح می شود که: من چقدر مدیرام؟ و چگونه می توانم از عیار مدیریتی خود آگاه شوم؟ در واقع، آنها مطالبه فرمولی را می نمایند که بر آن اساس بتوانند وزن مدیریتی خود را محاسبه و اندازه گیری نمایند.
🔰ارایه پاسخ منطقی و قابل دفاع به مطالبه فوق، کار آسانی نیست. در بخش خصوصی، میزان موفقیت و توانایی مدیر را با شاخص هایی مثل سودآوری، گسترس سهم بازار، ورود به بازارهای جدید، معرفی محصولات جدید، خلق برند و … مورد ارزیابی قرار می دهند. امّا، واقعیت این است که این همه ماجرا نیست. در این نوشتار سعی شده است به قدر وُسع و بضاعت علمی و تجربی و با رویکردی انسانی – رفتاری به این سئوال پاسخ داده شود.
🔰شما در مدیریت موفق عمل کرده اید اگر:
✅۱. در غیاب شما کارها به همان خوبی پیش می رود که در حضور شما انجام می شود. این امر نشان از آن دارد که شما بخوبی تفویض اختیار کرده اید، پرسنل را توانمند ساخته اید و سیستم های اداری کارآمدی را طراحی و اجرا نموده اید(نظام سازی موثر). خلاصه کلام اینکه، اگر از سفرهای خود لذت می برید و مدام نگران این نیستید که آیا در سازمان اتفاقات ناگواری در حال رخ دادن است یا نه؟ شما در نظام سازی خوب عمل کرده اید. امّا اگر پرسنل برای تعیین تکلیف کوچکترین چیزها به شما رجوع می کنند و وابسته شمایند یا اینکه، اگر شما تا در جزئی ترین امور دخالت نکنید خاطرتان جمع نمی شود این به معنی شکل گیری سیستمی فرد محور است که نهایتا” محکوم به نابودی است.
✅۲. پرسنل در آغاز هر روز کاری، دقیقا” می دانند چه کاری باید انجام دهند و سردرگم و پریشان نیستند. آنها اهمیت شغل خود را درک کرده و نسبت به نقش ها و وظایف شغلی خود، کاملا” توجیه اند.
✅۳. برای جایگاه خود و سایر پست های کلیدی سازمان، افراد شایسته ای را شناسایی، تربیت و مهیّای جانشینی کرده اید. معتقدید رمز موفقیت و پیشرفت شما در همتاپروری است نه در کوتوله پروری!
✅۴. توانسته اید استعدادهای نهفته پرسنل را کشف و عملیاتی نمایید. شما معتقد به کشف استعداد هستید نه خلق آن. لذا، ابتدا استعدادهای ذاتی پرسنل را کشف کرده سپس آنها را در جای مناسب بکار می گیرید تا بدین طریق، زمینه پرورش استعدادهای پرسنل فراهم گردد.
✅۵. پرسنل برای رسیدن تعطیلات آخر هفته لحظه شماری نمی کنند و غیبت یا شکست شما، مایه خوشحالی آنها نمی شود. در واقع، شما بگونه ای عمل کرده اید که سازمان، گلستان پرسنل است نه زندانی برای آنها!
✅۶. توانسته اید فضایی را فراهم کنید که در آن، کلیه پرسنل و از جمله منتقدان، حرف خود را بدون ترس و واهمه بزنند. در این فضا، هر صدایی شنیده می شود و صاحب صدا، نگران پیامدهای بعدی نیست.
✅۷. پرسنل سازمان نگران اجحاف در حق خود در امر ارتقاء و انتصابات نیستند و نسبت به آن اعتراضی ندارند. آنها اطمینان خاطر دارند فرصتهای رشد و پیشرفت شغلی آنها هیچگاه به روش هایی چون باندبازی، خویشاوند سالاری، سفارش این و آن و … تضییع نخواهد شد. در این شرایط، زیردستان به مشروعیت بالادستان خود اعتقاد داشته و بالادستان، محبوب زیردستان اند.
✅۸. پرسنل معتقدند تلاشهای ریز و درشت آنها، تمام و کمال دیده می شود و به نحو شایسته ای از سوی مدیریت و سازمان جبران می گردد؛ مدیر، موفقیت ها را بنام خود مصادره نکرده و شکست ها را به دیگران نسبت نمی دهد.
✅۹. فرهنگی را در سازمان بنیان گذاشته اید که در آن: به مشتری ارج نهاده می شود، هنجارهای رفتاری شفاف و بی قید و شرط حکمفرماست، کار و تلاش ارزش تلقی می شود نه ضد ارزش، خاله زَنَک بازی، زیرآب زنی، پاچه خواری، تملّق و چاپلوسی جایگاهی ندارد و ….
✅۱۰. کلیه پرسنل نسبت به آینده سازمان، چشم انداز و درک واحدی دارند و نسبت به سرنوشت سازمان، حسّاس اند.
✅۱۱. ذی نفعان و انتظارت آنان بطور دقیق شناسایی گردیده و برنامه های مشخصی جهت تامین نظر آنها در سازمان وجود دارد.
✅۱۲. وقت شما در جلسات کاری متعدد و غیرمفید، تلف نمی شود. بسته به سطح سازمانی شما، در بدترین حالت اگر بیش از نیمی از زمان یک روز معمول کاری شما صرف جلسات مختلف می شود باید در نحوه مدیریت زمان خود، تجدید نظر اساسی نمایید. تخصیص بهینه زمان یک مدیر ارشد بدین صورت است: ۴۰ درصد صرف هدفگذاری و برنامه ریزی، ۳۰ درصد صرف تقسیم کار و هماهنگی اجرا، ۳۰ درصد صرف کنترل و نظارت.
✅۱۳. توانسته اید یک محیط کاری شاداب فراهم نمایید بگونه ای که در این محیط، بهترین تفریح پرسنل کار باشد.
✅۱۴. سازمان شما به مثابه یک گروه ارکستر است و شما رهبر آن. بدین معنی که شما توانسته اید بین بخش های مختلف، هارمونی و نظم سیستمی برقرار نمایید، بگونه ای که هر یک از واحدهای سازمان، از سهم و نقش خود به درستی آگاه است و بخوبی از عهده انجام آن برمی آید./🖊️دکتر مهدی صانعی
🆔@Competentmanagers
🔰گاه در محافل علمی و آموزشی این سئوال از سوی مدیران سطوح مختلف مطرح می شود که: من چقدر مدیرام؟ و چگونه می توانم از عیار مدیریتی خود آگاه شوم؟ در واقع، آنها مطالبه فرمولی را می نمایند که بر آن اساس بتوانند وزن مدیریتی خود را محاسبه و اندازه گیری نمایند.
🔰ارایه پاسخ منطقی و قابل دفاع به مطالبه فوق، کار آسانی نیست. در بخش خصوصی، میزان موفقیت و توانایی مدیر را با شاخص هایی مثل سودآوری، گسترس سهم بازار، ورود به بازارهای جدید، معرفی محصولات جدید، خلق برند و … مورد ارزیابی قرار می دهند. امّا، واقعیت این است که این همه ماجرا نیست. در این نوشتار سعی شده است به قدر وُسع و بضاعت علمی و تجربی و با رویکردی انسانی – رفتاری به این سئوال پاسخ داده شود.
🔰شما در مدیریت موفق عمل کرده اید اگر:
✅۱. در غیاب شما کارها به همان خوبی پیش می رود که در حضور شما انجام می شود. این امر نشان از آن دارد که شما بخوبی تفویض اختیار کرده اید، پرسنل را توانمند ساخته اید و سیستم های اداری کارآمدی را طراحی و اجرا نموده اید(نظام سازی موثر). خلاصه کلام اینکه، اگر از سفرهای خود لذت می برید و مدام نگران این نیستید که آیا در سازمان اتفاقات ناگواری در حال رخ دادن است یا نه؟ شما در نظام سازی خوب عمل کرده اید. امّا اگر پرسنل برای تعیین تکلیف کوچکترین چیزها به شما رجوع می کنند و وابسته شمایند یا اینکه، اگر شما تا در جزئی ترین امور دخالت نکنید خاطرتان جمع نمی شود این به معنی شکل گیری سیستمی فرد محور است که نهایتا” محکوم به نابودی است.
✅۲. پرسنل در آغاز هر روز کاری، دقیقا” می دانند چه کاری باید انجام دهند و سردرگم و پریشان نیستند. آنها اهمیت شغل خود را درک کرده و نسبت به نقش ها و وظایف شغلی خود، کاملا” توجیه اند.
✅۳. برای جایگاه خود و سایر پست های کلیدی سازمان، افراد شایسته ای را شناسایی، تربیت و مهیّای جانشینی کرده اید. معتقدید رمز موفقیت و پیشرفت شما در همتاپروری است نه در کوتوله پروری!
✅۴. توانسته اید استعدادهای نهفته پرسنل را کشف و عملیاتی نمایید. شما معتقد به کشف استعداد هستید نه خلق آن. لذا، ابتدا استعدادهای ذاتی پرسنل را کشف کرده سپس آنها را در جای مناسب بکار می گیرید تا بدین طریق، زمینه پرورش استعدادهای پرسنل فراهم گردد.
✅۵. پرسنل برای رسیدن تعطیلات آخر هفته لحظه شماری نمی کنند و غیبت یا شکست شما، مایه خوشحالی آنها نمی شود. در واقع، شما بگونه ای عمل کرده اید که سازمان، گلستان پرسنل است نه زندانی برای آنها!
✅۶. توانسته اید فضایی را فراهم کنید که در آن، کلیه پرسنل و از جمله منتقدان، حرف خود را بدون ترس و واهمه بزنند. در این فضا، هر صدایی شنیده می شود و صاحب صدا، نگران پیامدهای بعدی نیست.
✅۷. پرسنل سازمان نگران اجحاف در حق خود در امر ارتقاء و انتصابات نیستند و نسبت به آن اعتراضی ندارند. آنها اطمینان خاطر دارند فرصتهای رشد و پیشرفت شغلی آنها هیچگاه به روش هایی چون باندبازی، خویشاوند سالاری، سفارش این و آن و … تضییع نخواهد شد. در این شرایط، زیردستان به مشروعیت بالادستان خود اعتقاد داشته و بالادستان، محبوب زیردستان اند.
✅۸. پرسنل معتقدند تلاشهای ریز و درشت آنها، تمام و کمال دیده می شود و به نحو شایسته ای از سوی مدیریت و سازمان جبران می گردد؛ مدیر، موفقیت ها را بنام خود مصادره نکرده و شکست ها را به دیگران نسبت نمی دهد.
✅۹. فرهنگی را در سازمان بنیان گذاشته اید که در آن: به مشتری ارج نهاده می شود، هنجارهای رفتاری شفاف و بی قید و شرط حکمفرماست، کار و تلاش ارزش تلقی می شود نه ضد ارزش، خاله زَنَک بازی، زیرآب زنی، پاچه خواری، تملّق و چاپلوسی جایگاهی ندارد و ….
✅۱۰. کلیه پرسنل نسبت به آینده سازمان، چشم انداز و درک واحدی دارند و نسبت به سرنوشت سازمان، حسّاس اند.
✅۱۱. ذی نفعان و انتظارت آنان بطور دقیق شناسایی گردیده و برنامه های مشخصی جهت تامین نظر آنها در سازمان وجود دارد.
✅۱۲. وقت شما در جلسات کاری متعدد و غیرمفید، تلف نمی شود. بسته به سطح سازمانی شما، در بدترین حالت اگر بیش از نیمی از زمان یک روز معمول کاری شما صرف جلسات مختلف می شود باید در نحوه مدیریت زمان خود، تجدید نظر اساسی نمایید. تخصیص بهینه زمان یک مدیر ارشد بدین صورت است: ۴۰ درصد صرف هدفگذاری و برنامه ریزی، ۳۰ درصد صرف تقسیم کار و هماهنگی اجرا، ۳۰ درصد صرف کنترل و نظارت.
✅۱۳. توانسته اید یک محیط کاری شاداب فراهم نمایید بگونه ای که در این محیط، بهترین تفریح پرسنل کار باشد.
✅۱۴. سازمان شما به مثابه یک گروه ارکستر است و شما رهبر آن. بدین معنی که شما توانسته اید بین بخش های مختلف، هارمونی و نظم سیستمی برقرار نمایید، بگونه ای که هر یک از واحدهای سازمان، از سهم و نقش خود به درستی آگاه است و بخوبی از عهده انجام آن برمی آید./🖊️دکتر مهدی صانعی
🆔@Competentmanagers
🔰۶ درس بزرگ در مورد ثروت
1️⃣ درس اول، افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب
درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند
2️⃣ درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند
همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.
3️⃣ درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را
اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.
4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟
5️⃣ درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند
این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.
6️⃣ درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد، اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود
در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میدهد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1️⃣ درس اول، افراد معمولی از تلویزیون الگو میگیرند، افراد ثروتمند از کتاب
درخانه افراد معمولی همیشه تلویزیون روشن است. پس آنها شبانه روز تحت تاثیر چیزهایی هستند که تلویزیون به صورت تنظیم شده به آنها میخوراند. اخبار، فیلم و بحث های گوناگون مانند آینه هایی برای افراد معمولی است که از خدای تلویزیون بیرون می آید.
اما ثروتمندان این اشتباه را نمیکنند.
آنها بجای دریافت مطالب دیکته شده دولتی از تلویزیون به کتاب خواندن روی می آورند. یک ثروتمند میداند که قدرت اصلی در دانش و آگاهی است. برای همین شروع به خواندن کتاب می کند
2️⃣ درس دوم | افراد معمولی حقوق میگیرند، افراد ثروتمند حقوق میدهند
همه ما کار را از سطوح پایین شروع کرده ایم. کار در رستوران، شرکت ها و یا ادارات دولتی. این اشکالی ندارد.
اما مشکل اصلی زمانی رخ میدهد که خودمان یک محدودیت برای درآمدمان تعیین میکنیم.
3️⃣ درس سوم | افراد معمولی دیگران را مقصر میدانند، افراد ثروتمند خودشان را
اگر نگاه کنید افراد معمولی از همان صبح زود که بیدار میشوند در تاکسی، اتوبوس، محل کار و هر جای دیگری در حال گله و شکایت کردن از دولتها هستند. آنها همه وضعیت زندگی خود را تقصیر دولت میدانند اما اگر اینطور است چطور کسانی در همین کشور زندگی میکنند که ثروتمند هستند؟
درواقع مسئله اصلی عدم مسئولیت پذیری است. افراد معمولی مشکلات را به گردن دیگران می اندازند تا نیازنباشد برای رفع آن تلاش کنند.
4️⃣ درس چهارم | افراد معمولی پس انداز میکنند؛ افراد ثروتمند سرمایه گذاری
کسانی که درآمد های پایین دارند معمولا سعی میکنند در زندگی پس انداز کنند. آنها از تفریحاتشان میگذرند، لباسهای گران نمی پوشند و به رستوران های خوب نمیروند تا بتواند در پایان سال چند میلیون تومان پول پس انداز کنند. اگر شما هم جز این دسته هستید آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا با این وجود نمیتوانید ثروتمند شوید؟
5️⃣ درس پنجم | افراد معمولی همه چیز را میدانند، افراد ثروتمند همه چیز را یاد میگیرند
این بار که در شرکت و یا تاکسی یا حتی جمع دوستان و خانواده خود نشستید خوب به حرفها دقت کنید.
افراد معمولی ظرف یک ساعت درمورد ۱۰ موضوع مختلف تخصصی نظر میدهند و طوری وانمود میکنند که همه چیز را میدانند.
گاهی برخی از آنها طوری درباره مسائل اقتصادی نظر میدهند که گویی وارن بافت هستند
اما افراد ثروتمند اینگونه نیستند. آنها بیشتر گوش میدهند و سعی میکنند چیزی یادبگیرند.
6️⃣ درس ششم | افراد معمولی اعتقاد دارند که ثروتمندان همه دزد هستد، اما ثروتمندان واقعی اعتقاد دارند که فقر ریشه مشکلات است و دوست دارند کمک کنند تا فقر ریشه کن شود
در فقر هیچ شرافتی نیست. برعکس اتفاقا این فقر است که سبب ایجاد مشکل میشود. کافی است یک آمار تحلیلی از نیرو انتظامی شهر خود بگیرید. خواهید دید که بیشتر مشکلات اجتماعی از قبیل دزدی، مواد مخدر، قتل و … در محله های فقیر نشین رخ میدهد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ریسک فرار کارکنان چیست؟
ریسک فرار یعنی احتمال اینکه یک کارمند عادی یا رده بالا سازمان را ترک کند، با این فرض که فرصت شغلی بهتری در یک سازمان دیگر پیدا کرده باشد. یکی از انگیزههای اصلی ریسک فرار، افزایش حقوق است، اما انگیزههای غیرمالی دیگری نیز وجود دارند که میتوانند یک کارمند را به ترک سازمان ترغیب کنند، از جمله:
کارمند با یکی از مدیران، مدیران ارشد یا همکاران خصومت دارد.
کار کسلکننده است و کارمند را به چالش نمیکشد.
شفافیت سازمانی وجود ندارد، در نتیجه کارمند نمیداند که میان فعالیتهایش با اهداف سازمانی چه ارتباطی وجود دارد.
سیاستهای مدیریت ذرهبینی که آزادی عمل و خلاقیت کارمند را محدود میکنند.
نگرانی کارمند درباره ثبات مالی سازمان یا ترس از آنکه مبادا شرکت فروخته یا ادغام شود.
از کارمند به خاطر موفقیتهایش قدردانی نمیشود.
هیچ امیدی برای رشد و پیشرفت شغلی وجود ندارد.
هزینههای گزاف از دست دادن یک کارمند: پیش از آنکه هزینههای ناشی از استعفای یک کارمند را تخمین بزنید، باید بدانید که ریسک فرار از دو منظر قابل بررسی است: نخست، انگیزههای مالی و غیرمالی که کارمند را متقاعد میکند به دنبال کار جدید بگردد. دوم، استخدام نیروی کار نالایق که اخراج او اجتنابناپذیر است و نهایتا به جابهجایی نیروی کار منجر میشود. مورد دوم، به انگیزهها و گرایشهای کارمند ارتباطی ندارد، بلکه در سوء مدیریت و تصمیمگیریهای نادرست ریشه دارد. به گزارش انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM)، از دست دادن یک کارمند پربازده که دارای حقوق ثابت است و جایگزینی او با یک نیروی جدید، به اندازه مجموع ۶ تا ۹ ماه درآمد او هزینه دارد. برخی محققان ادعا میکنند که این رقم بیشتر از اینهاست. عوامل ناملموس بسیاری وجود دارند که در هزینههای گردش نیروی کار موثرند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ریسک فرار یعنی احتمال اینکه یک کارمند عادی یا رده بالا سازمان را ترک کند، با این فرض که فرصت شغلی بهتری در یک سازمان دیگر پیدا کرده باشد. یکی از انگیزههای اصلی ریسک فرار، افزایش حقوق است، اما انگیزههای غیرمالی دیگری نیز وجود دارند که میتوانند یک کارمند را به ترک سازمان ترغیب کنند، از جمله:
کارمند با یکی از مدیران، مدیران ارشد یا همکاران خصومت دارد.
کار کسلکننده است و کارمند را به چالش نمیکشد.
شفافیت سازمانی وجود ندارد، در نتیجه کارمند نمیداند که میان فعالیتهایش با اهداف سازمانی چه ارتباطی وجود دارد.
سیاستهای مدیریت ذرهبینی که آزادی عمل و خلاقیت کارمند را محدود میکنند.
نگرانی کارمند درباره ثبات مالی سازمان یا ترس از آنکه مبادا شرکت فروخته یا ادغام شود.
از کارمند به خاطر موفقیتهایش قدردانی نمیشود.
هیچ امیدی برای رشد و پیشرفت شغلی وجود ندارد.
هزینههای گزاف از دست دادن یک کارمند: پیش از آنکه هزینههای ناشی از استعفای یک کارمند را تخمین بزنید، باید بدانید که ریسک فرار از دو منظر قابل بررسی است: نخست، انگیزههای مالی و غیرمالی که کارمند را متقاعد میکند به دنبال کار جدید بگردد. دوم، استخدام نیروی کار نالایق که اخراج او اجتنابناپذیر است و نهایتا به جابهجایی نیروی کار منجر میشود. مورد دوم، به انگیزهها و گرایشهای کارمند ارتباطی ندارد، بلکه در سوء مدیریت و تصمیمگیریهای نادرست ریشه دارد. به گزارش انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM)، از دست دادن یک کارمند پربازده که دارای حقوق ثابت است و جایگزینی او با یک نیروی جدید، به اندازه مجموع ۶ تا ۹ ماه درآمد او هزینه دارد. برخی محققان ادعا میکنند که این رقم بیشتر از اینهاست. عوامل ناملموس بسیاری وجود دارند که در هزینههای گردش نیروی کار موثرند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers