(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
⭕️ استخدام به سبک «سیلیکون‌ولی»

🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه می‌شویم که خیلی با ایده‌آل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیت‌ها به‌کار خواهند آمد و کدام‌ها به درد نخواهند خورد؟

◀️ نظر کارشناسان
اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بی‌عیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» می‌گوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تک‌تک کسانی که ارزیابی می‌کنید، قطعا یک جای کارشان می‌لنگد.

🔹اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سان‌فرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح می‌شود: از کجا بفهمیم با کدام‌یک از کاندیداها می‌توانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر بگیرید:

◽️متکی به داده‌ها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمان‌ها به ندرت یافت می‌شوند، سالیون پیشنهاد می‌کند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو به‌دنبال چه ویژگی‌هایی هستم؟»، واقع‌بین و متکی به داده‌ها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونه‌ای که در این جایگاه بوده‌اند، چه وجوه و ویژگی‌های مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان می‌دهد که لازمه‌های اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمی‌تواند از پس آن کار بربیاید.

◽️تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آینده‌دار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید به‌دنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقص‌های خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.

◽️پتانسیل‌ها را بسنجید
فرناندز می‌گوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگی‌هایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگی‌هایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد می‌کند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده می‌شود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجه‌گیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز می‌تواند شدیدا اهل مشارکت باشد!

◽️نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم می‌کند که گفته‌های او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد می‌کند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه می‌کند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها می‌توانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که می‌تواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»

◽️چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد به‌کارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد می‌کند برای تشخیص اینکه آیا محدودیت‌های او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تست‌هایی موسوم به «وایت‌برد» کمک بگیرید.
به‌ کارجو، مشکل یا وظیفه‌ای محول می‌شود و یک وایت‌برد در اختیارش می‌گذارند. او باید مشکل را حل و راه‌حلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.

◽️هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارت‌های ارتباطی کارجو مهم است، به‌خصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز می‌گوید: «آدم‌ها به‌خاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام می‌شوند اما به‌دلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج می‌شوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایده‌آل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمی‌داند و دارای مهارت‌های ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد می‌کند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.

◽️هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ می‌گوید، به حق دیگران تجاوز می‌کند یا عادت‌‌های عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. به‌علاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم می‌گیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی کند. تصمیم‌گیری در مورد استخدام فردی که تجربه‌کار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست. 
🖋آموزه های سازمانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

دلی که در دو جهان جز تو،هیچ یارش نیست
گرش تو یار نباشی،جهان به کارش نیست...

#هوشنگ_ابتهاج

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📝📝انسانهای راستگو و انسانهای دروغگو
🔰دقت کرده‌اید:

♈️ انسان‌های راستگو، به صداقت حرف هیچکس شک نمی‌کنند و حرفِ همه را باور دارند.

🔰 انسان‌های دروغگو، تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ می‌گویند.

♈️ انسان‌های امیدوار، همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند.

🔰انسان‌های نا امید همیشه آیه یاس می‌خوانند.

♈️انسان‌های شریف، همه را شرافتمند می‌دانند.

🔰انسان‌های بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.

♈️ انسان‌های نظر بلند، هرکاری برای هرکسی میکنند بازهم با شرمندگی می‌گویند:
ببخشید که بیشتر از این از دستم بر نیامد.

🔰 انسان‌های تنگ نظر، هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.

♈️انسان‌های بامحبت، در نهایت مهربانی همه را با جانم ، عمرم ، عزیزم خطاب می‌کنند.

🔰انسان‌های متواضع، تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان می‌گویند: چشم سعی می‌کنم.

♈️انسان‌های پرتوقع، انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم.

🔰 انسان‌های حسود، همیشه فکر می‌کنند که همه به آنها حسادت می‌کنند.

♈️ انسان‌های دانا، در جواب بیشتر سوالات می‌گویند: نمی‌دانم.

🔰 انسان‌های نادان، تقریبا در مورد هر چیزی می‌گویند: من میدانم!

🔚با دانستن خصلت هایمان، منفی ها را از خود دور، و مثبت ها را تقویت کنیم، تا سلامت و زیبایی مان درونی  باشد.
#جمهوریت

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰بهره‌وری_خوب_وبهره‌وری_مخرب

📌بهره‌وری ممکن است «خوب» و ممکن است «بد» باشد، اما بسیاری از مدیران نمی‌توانند میان این دو نوع بهره‌وری تمایز قائل شوند.

📌اکثر مدیران فقط یک فرمول برای محاسبه بهره‌وری دارند: نسبت خروجی‌ها را به ورودی‌ها می‌سنجند و وقتی این نسبت بالا می‌رود، می‌گویند بهره‌وری رشد کرده است.

📌فرض این دسته از مدیران این است که اگر نیروی کار آموزش بیشتری ببیند، یا ماشین‌های بهتری خریداری شود یا فرایندهای کاری بهبود یابند، بهره‌وری افزایش می‌یابد.

📌اما این موارد تمام داستان بهره‌وری را بیان نمی‌کنند زیرا این قبیل استراتژی‌ها در افق بلندمدت جوابگو نیستند و نمی‌توانند بهره‌وری را افزایش بدهند.

📌به بیان دیگر، برخلاف تصور مدیران ارشد که فکر می‌کنند می‌توانند با آموزش بیشتر، ماشین‌آلات بهتر و فرایندهای کارآمدتر، بهره‌وری را افزایش بدهند، اما دنیای واقعی، یعنی اتفاقاتی که در بین کارمندان و مدیران می‌افتد، کاملا متفاوت است و با این کارها نمی‌توان بهره‌وری را برای همیشه افزایش داد.

📌برای مثال، فرض کنید مدیر یک شرکت بزرگ هستید و می‌خواهید بهره‌وری آن را افزایش بدهید. برای این منظور، این قبیل کارها را انجام می‌دهید: تمام کارمندان‌تان را به مدت 30 ساعت آموزش می‌دهید؛ تمام خطوط تولیدی‌تان را عوض می‌کنید و فرایندهای انبارداری‌تان را کاملاً دگرگون می‌کنید.

📌با این اوصاف، اگر از هر اقتصاددانی بپرسید به شما می‌گوید بهره‌وری‌تان افزایش یافته اما معمولاً در واقعیت این اتفاق رخ نمی‌دهد زیرا به احتمال زیاد مطالبی را به کارمندان‌تان آموزش داده‌اید که ربطی به کار واقعی‌شان ندارد؛ ماشین‌آلاتی را خریداری کرده‌اید که کارگران‌تان شیوه کار با آنها را بلد نیستند و فرایندهای انبارداری‌تان را آن قدر سخت کرده‌اید که مدام بین مدیر انبار و مدیر تولید دعوا می‌شود.

📌به نظر من اگر می‌خواهید بهره‌وری‌تان را واقعاً افزایش بدهید باید ابتدا واقعیت‌های جاری در شرکت، بازار، صنعت و مشتریان‌تان را خوب بشناسید و بر اساس آنها تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید بهره‌وری‌تان را افزایش بدهید.

📌مثلاً ممکن است بعد از صحبت با تیم فروش‌تان متوجه شوید آنها به جای آموزش بیشتر، به حمایت بیشتر نیاز دارند. یا بعد از گفتگو با مشتریان‌تان متوجه شوید که به جای خط تولید جدید، باید امکان شخصی‌سازی محصولات‌تان را برای آنها فراهم کنید.

.در این شرایط، بدیهی است که اگر روی این قبیل موارد تمرکز کنید، بهره‌وری‌تان به صورت واقعی افزایش می‌یابد نه صرفاً روی کاغذ.

✍هنری_مینتزبرگ
📚قصه_های_شب_برای_مدیران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📌۱۰۰ مسئله اصلی ایران

💢▪️💢در  پژوهشی که از مهرماه سال ۱۳۹۵ در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ شناسایی و در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران به شرح زیر معرفی شده است. مسائلی که هنوز هم جایگاه خود را به عنوان مسائل اصلی ایران حفظ کرده اند.
کاش مسئولان محترم اجرایی برنامه ها، اقدامات و نتایج عملکرد خود را براساس این مسائل گزارش می دادند.
💡مسائل به شرح زیر هستند:
۱. ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی
۲. بحران تامین آب
۳. بیکاری
۴. فساد سیستمی
۵. ناامیدی درباره آینده
۶. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
۷. بحران ریزگردها
۸. پیامدهای بحران آب
۹. فقر و نابرابری
۱۰. رکود / رونق اقتصادی
۱۱. بی‌تفاوتی اجتماعی
۱۲. سرمایه‌‌گذاری اقتصادی داخلی و خارجی
۱۳. ناکارایی‌های نظام قضایی
۱۴. اخلاق عمومی
۱۵. بحران آلودگی هوا
۱۶. امنیت روانی و اجتماعی
۱۷. انتخابات ۱۳۹۶
۱۸. اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
۱۹. حقوق اساسی و شهروندی
۲۰. کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
۲۱. بحران بانک‌ها
۲۲. قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
۲۳. پایداری برجام
۲۴. نزاع‌های سیاسی جریان‌های قدرت
۲۵. مسائل صداوسیما
۲۶. قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
۲۷. تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگل‌ها و گونه‌های زیستی جانوری
۲۸. امنیت نرم
۲۹. مسائل سلامت روان
۳۰. بی‌توجهی به پایداری زیست‌محیطی
۳۱. تخریب منابع koo مشکلات سلامت ناشی از آلودگی‌های گوناگون
۳۳. نزاع‌های آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
۳۴. اختلافات درون‌حاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
۳۵. فساد و تقلب علمی
۳۶. پیامد‌های تغییرات اقلیمی برای ایران
۳۷. سوء مصرف مواد
۳۸. ضرورت بهره‌وری انرژی و توجه به انرژی‌های نو
۳۹. آلودگی‌های آب
۴۰. چالش‌های نظام سلامت
۴۱. امنیت نظامی
۴۲. کالایی‌شدن علم و به‌محاق رفتن عدالت آموزشی
۴۳. تحولات اجتماعی آموزش عالی
۴۴. بازار جهانی انرژی
۴۵. تمرکزگرایی در تهران
۴۶. تعدد نهادهای سیاست‌گذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
۴۷. قطبی‌شدگی جامعه
۴۸. طرح تحول سلامت
۴۹. ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زباله‌ها
۵۰. مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
۵۱. سیاست‌های خصوصی‌‏سازی و پیامدهای آن
۵۲. چالش‌های توسعه گردشگری
۵۳. چالش‌های مراجعان سلامت و بیماران
۵۴. حاشیه‌نشینی شهری
۵۵. برنامه ششم توسعه
۵۶. مسائل دارو
۵۷. تورم
۵۸. مسائل ازدواج
۵۹. بحران کنش جمعی در حوزه محیط‌زیست
۶۰. مسائل معلمان
۶۱. بحران‏ اداره کلان‏شهرها
۶۲. سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
۶۳. بودجه دولت
۶۴. مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
۶۵. پر رنگ شدن اقتصاد فرهنگ
۶۶. چالش‌های رابطه علمی ایران با جهان
۶۷. ضرورت توسعه نوآوری و فعالیت‌های دانش‌بنیان
۶۸. حجم بالای بدهی‌های دولت
۶۹. حرکت به سمت پیری جمعیت
۷۰. مسائل دانش‌آموزان
۷۱. فقدان سواد رسانه‌ای
۷۲. تقابل ایران و عربستان سعودی
۷۳. بحران صندوق‌های بازنشستگی
۷۴. اعتراض‌ها
۷۵. چالش‌های قومی
۷۶. نزاع‌های هویتی
۷۷. تغییر الگوی خانواده
۷۸. رکود مسکن
۷۹. تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماری‌های مزمن
۸۰. گسترش افشاگری و درز اطلاعات
۸۱. مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
۸۲. مناقشات حقوق زنان
۸۳. گسترش ریسک‌پذیری جنسی
۸۴. نقش‌آفرینی منطقه‌ای روسیه
۸۵. تحولات دینداری ایرانیان
۸۶. مسائل نسلی
۸۷. توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
۸۸. مخاطرات امنیتی گروه‌های تکفیری
۸۹. تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
۹۰. جایگاه مرجعیت دینی
۹۱. مسائل دانشگاه آزاد
۹۲. مسائل شبکه‌های ماهواره‌ای
۹۳. سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
۹۴. ضرورت نوسازی شهری
۹۵. برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
۹۶. تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
۹۷. بهره‌برداری از شبکه ملی اطلاعات
۹۸. سرنوشت سوریه
۹۹. تقابل کسب‌وکارهای نوپا و سنتی
۱۰۰. گسترش اختلافات میان‌فرهنگی در سطح جهانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰نمی‌توان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت!

مدیران اغلب اوقات پیش از داشتن هر گونه آمادگی، پا به دنیای پر رمز و راز مدیریت می‌گذارند. گاهی این اتفاق از روی اجبار می‌افتد. برای مثال به‌دلیل ترک یکی از اعضای کلیدی و مهم از سازمان بلافاصله سازمان به فکر جایگزین کردن می‌افتد و کارمند جوان و بی‌تجربه‌ای را انتخاب می‌کند.

با این حال نمی‌توان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت، زیرا کیفیت مدیریت به میزان شناخت مدیران از خود و مدیریت بستگی دارد. متاسفانه، بسیاری از مدیران بیشتر دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه سطح کیفیت مدیریت خود را ارتقا دهند و بیشتر به مدیریت تمایل دارند به جای اینکه به فکر بهبود کارهایی باشند که از پس انجام آن به خوبی بر نمی‌آیند.

در ادامه به بررسی چهار اشتباه متداولی می‌پردازیم که بسیاری از مدیران مرتکب می‌شوند.

۱. اکثر مدیران کنترل کردن را با اختیار دادن به دیگران اشتباه می‌گیرند. مدیریت از نظر بیشتر افراد به معنای دستور دادن به دیگران است. اما مدیران واقعی امر و نهی کردن به دیگران را فقط اتلاف وقت می‌دانند و ترجیح می‌دهند تا زمان خود را صرف تشکیل گروه‌هایی کنند که به آنها اعتماد داشته و می‌دانند که از عهده مدیریت کارها بر می‌آیند.
یک مدیر موفق شخصی نیست که تمام افراد همیشه از او درخواست کمک کنند بلکه نسبت به تشکیل تیم‌ها آگاهی و اطلاعات کافی دارد و از افراد توانا و با استعداد دیگر به‌منظور تمرکز و یافتن راه‌حل برای مسائل مهم کمک می‌گیرد.

۲. برای بسیاری از مدیران عنوان بیشتر از نیازمندی‌های شغل دارای اهمیت است. بیشتر مدیران به عبارت "من مدیر هستم به همین دلیل باید به حرف‌هایم گوش دهید." تکیه کرده و پافشاری می کنند.
متاسفانه، اکثر مدیران بیشتر به سرپرست، معاون یا مدیرعامل شدن اهمیت می‌دهند و مسائل سطحی برایشان اهمیت بسیاری دارد برای مثال می‌خواهند نامشان روی در اتاق مدیریت دیده شود، منظره دفتر کارشان عالی باشد، نامشان در لیست اسامی پیشنهادهای کاری، نفر اول باشد و در ازای انجام کارها و وظایفی که به عهده دارند پاداش‌های کلان دریافت کنند. اما مدیران حقیقی به چنین مسائل پیش پا افتاده‌ای اهمیت نمی‌دهند.

۳. مدیران با اینکه نسبت به دیگران کمتر کار می‌کنند اما انتظاراتشان از هر فرد دیگری بیشتر است. جالب است افراد زمانی که فقط یک کارمند ساده هستند عاشق مقام مدیریت هستند و جالب‌تر اینکه به محض مدیر شدن ناگهان این احساس به آنها دست می‌دهد که باید کمتر از دیگران زحمت بکشند و ضمنا انتظار حقوق، تعطیلات بیشتر و همچنین رفتارهای متفاوتی را از سوی دیگران دارند.
اما مدیران واقعی به محض مدیر شدن سخت‌تر از گذشته کار می‌کنند، به موقع و پیش از سایر کارمندان در محل کار حاضر می‌شوند و آخرین فردی هم هستند که آنجا را ترک می‌کنند.

۴. بیشتر مدیران رفتاری مشابه رفتار مدیران خود دارند. هیچ مدرسه عملی برای یادگیری نکات مدیریتی در دسترس نیست. کلاس خاصی هم در مقطع متوسطه، دبیرستان یا حتی دانشگاه برای آموزش مباحث مدیریتی وجود ندارد. بلکه مهارت‌های مدیریتی از مدیری به مدیر دیگر منتقل می‌شود و بسیاری از افرادی که پا به عرصه مدیریت می‌گذارند رفتاری مانند مدیرانشان با دیگران دارند.
با این حال مدیران واقعی، اغلب روش‌هایی را به‌کار می‌برند که مدیرانشان برای مدیریت استفاده می‌کردند. به تاکتیک‌هایی که دارای انگیزه بوده فکر می‌کنند و تاکتیک‌های دارای نقص را هم بررسی کرده سپس بر اساس تجارب خود، درباره چگونگی مدیریت اطرافیان تصمیم‌گیری می‌کنند.
آنها دائما به فکر افزایش مسوولیت پذیری در کارمندان و یافتن راه‌هایی برای تقویت کارآیی خود هستند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
"آلبرت انیشتین ۱۰ تا جمله ی فوق العاده داره میگه"
۱- جهان ما فرایند تفکرات ماست. پس برای تغییر آن اول باید تفکراتمان را تغییر دهیم.
۲- زندگی مانند راندن یک دوچرخه است. برای اینکه تعادل خود را حفظ کنید فقط باید به حرکت ادامه دهید.
۳- هر انسان بخشی از کل است که جهان هستی نامیده می شود
۴- تخیل همه چیز است؛ درواقع یک پیش نمایش از چیزهایی است که میتوانید در آینده داشته باشید
۵- انسان باید به دنبال این باشد که کیست، نه اینکه به دنبال چیزی باشد که فکر می کند باید باشد
۶- من هرگز فکرم را درگیر آینده نمی کنم. چون خودش به زودی می آید.
۷- از دیروز یاد بگیر، امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش. مهم این است که دست از پرسش برنداری.
۸- کسی که هرگز اشتباه نکند، چیز جدیدی یاد نمی گیرد.
۹- سعی نکنید یک انسان موفق باشید. بلکه سعی کنید یک فرد ارزشمند شوید
۱۰- هیچ مشکلی با همان سطح آگاهی که آن را ایجاد کرده است حل نمی شود

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔴تفاوت همکاری، هماهنگی و مشارکت:

معمولا از واژه های :
مشارکت (collaboration)،
هماهنگی (coordination)
و همکاری (cooperation)

برای توصیف کار تیمی موثر استفاده می شود.
اما معنای آنها یکسان نیست و متاسفانه با استفاده نادرست از این واژه ها به جای یکدیگر، از بار معنایی آن ها کاسته شده و قابلیت آن ها را براي ايجاد فضای کاری قدرتمند و مبتنی بر تعامل سازنده، کاهش می یابد.

♨️تعاریف این سه شایستگی:

❇️مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. مهمترین مبنا و راهگشا در این فضا تلاش براي ايجاد محصول، خدمت و یا هر چیز جدیدی، مشارکت گروهی است و نه انجام کار به صورت انفرادی. عاملی که افراد را در کنار هم به عنوان تيم نگه می دارد هدف و ديدگاه مشترک است.

❇️هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین بتوانند نقش خود را در حمایت از یک هدف مشترک، به انجام برسانند. هماهنگی در کار تیمی تنها در زمان اجرای طرح و برنامه معنا پیدا می کند و به معنی ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.

❇️همکاری (Cooperation): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای حمایت از اهداف یکدیگر استفاده می کنند، نه یک هدف مشترک. ممکن است در عمل نتیجه این همکاری ساخت چیز جدیدی باشد، اما حاصل و نتیجه کار و تلاش تیمی نیست، بلکه کاملا انفرادی است.

🔚همان طور که ملاحظه کردید، هر سه شایستگی مهم می باشند و هر یک، جنبه ای از کار تیمی را بیان می کنند. اما با هم تفاوت دارند.
نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیم های ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگی های مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیتی که دارند، ممکن است به یکی از شایستگی های مشارکت، هماهنگی و همکاری نیاز بیشتری وجود داشته باشد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💐سلام صبح بخیر.....

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
خلاصه کتاب پنج دشمن کار تیمی
در علم مدیریت بر کار گروهی و تیمی تایید شده است. کار تیمی یعنی رعایت اصول در مدت زمانی طولانی. در کار تیمی یا گروهی توانمند، نتایج بدست آمده خارق العاده و بیش از انتظار است. قدرت مالی و برخورداری از استراتژی مناسب مزیت های رقابتی هستند اما ماندگار نمیباشند. فقط و فقط کار تیمی است که بوجود آورنده مزیت رقابتی پایدار بوده و تضمینی بر استمرار فعالیت های سازمان است.
نیروی انسانی مهم ترین عامل ورودی هر سازمانی است اگر این عامل ورودی مهم با تمام توان در جهت موفقیت سازمان گام بردارد در همه زمینه ها موفق خواهیم بود.
دلایلی که ممکن است تیم ها نتوانند وظایف خود را درست انجام دهند:

1. نبود اعتماد
شالوده کار تیمی اعتماد است. اعتماد به این معنا نیست که همه اعضای تیم درکنار و همراه شما باشند. اعتماد یعنی علم به این مسئله که وقتی یک عضو تیم عضو دیگر را تحت فشار قرار میدهد اینکار به خاطر تیم انجام میشود نه به خاطر خود فرد!وجود اعتماد شرط اصلی تیم سازی است. تنها راه اعتماد آفرینی، غلبه بر نیاز افراد به مصونیت و آسیب پذیری است. افرادی که ضعف ها و خطاهای خود را پنهان میکنند زمینه بروز اعتماد را ویران مینمایند.

2. ترس از برخورد
در کار تیمی اگر به هم اعتماد نکنیم خود را هیچ وقت درگیر برخوردهای آزاد و سازنده نمیکنیم بلکه سعی میکنیم به صورت تصنعی و زورکی با هم هماهنگ شویم. در تیم های بی اعتماد برخورد صادقانه آرا از بین میرود و جای آنرا بحث های لفافه دار و اظهار نظرهای جانب دارانه میگیرد.
3. نبود تعهد و غفلت از مشارکت در تصمیم گیری ها
دلیل نبود تعهد ابهام است. وقتی شغلی غنی باشد چالش ها افزایش یافته و منجر به افزایش تعهد میشود. اگر افراد نتوانند در جریان بحث های باز و پرشور نظرهای خود را بگویند دست کم یا به ندرت خود را پایبند به تصمیم های گرفته شده میدانند.

4. پرهیز از مسئولیت پذیری
وقتی هدف مشخص و تایید شده باشد باید در برابر آن متعهد و نسبت به تعهد خود جوابگو باشیم به طوری که رفتار و عملکرد ما با عالی ترین معیارها مطابقت کند.

5. بی توجهی به نتیجه کار
کشش اعضای تیم به جلب توجه و تایید فردی به بهای از دست دادن ثمره و نتیجه کار. اعضای تیم نیازهای فردی مثل مقام و منیت، پیشرفت شغلی یا نیاز به تایید و ستایش بر هدف های تیمی برتر میدانند.
وجود نظم و پافشاری در کار درست ضامن پیشرفت تیم خواهد بود.

واقعیت های اساسی در کار تیمی
1. کار تیمی اصیل و واقعی در بیشتر سازمان ها امری دست نیافتنی است.
2. سازمان ها به این علت در کار تیمی شکست میخورند که ناآگاهانه در پنج دام طبیعی نامبرده گرفتار میشوند.
اعضای تیم های اهل اعتماد
· ضعف ها و لغزش ها را میپذیرند.
· یاری میجویند.
· درباره حوزه مسئولیت خود از این و آن میپرسند و بازخورد میطلبند.
· پیش از رسیدن به قضاوت نهایی برای خود و دیگران حق تردید قائل میشوند.
· در دادن بازخورد و یاری رساندن خطرپذیر هستند.
· مهارت ها و تجربه های یکدیگر را ارج مینهند و از آنها بهره میبرند.
· از سیاست بازی پرهیز میکنند.
· بدون دودلی و اکراه پوزش میخواهند و پوزش میپذیرند.
· به نشست ها و دیگر فرصت ها برای گروهی کار کردن دل میبندند.
اعضای تیم های مشتاق جهت هیاهو بدون ترس از برخورد
· نشست های زنده و پرنشاط دارند.
· آرا و افکار تمام اعضای تیم مهم است.
· مشکلات واقعی را پیدا کرده و با قید فوریت آنها را حل میکنند.
· سیاست بازی را به کمترین حد میرسانند.
· از طرح مسایل پیچیده طفره نمیروند.
اعضای تیم های متعهد
· جهت حرکت و اولویت ها روشن و شفاف است.
· همه اعضا در راستای هدف های مشترک فعالیت میکنند.
· مهارت پند آموزی از لغزش ها را تقویت میکنند.
· بدون استرس و نگرانی روبه جلو حرکت میکنند.
· جهت حرکت را هر زمانی که فکر کنند مسیر اشتباه است بدون استرس عوض میکنند.
اعضای تیم های مسئولیت پذیر و جوابگو
· کاری میکنند تمام افراد ضعیف مجبور به اصلاح عملکرد خود شوند.
· با بازخواست از روش اعضا، به سرعت از مشکلات بالقوه آگاه میشوند.
· احترام متقابل بین اعضا وجود دارد.
· از بوروکراسی های پیچیده جلوگیری میشود.
با تلخیص از کتاب پنج دشمن کار تیمی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
383000322_-1362336330.pdf
195.3 KB
🔰 پی دی اف خلاصه کتاب ۵ دشمن کار تیمی

🔰پاتریک لنچیونی (Patrick Lencioni) نویسنده‌ی پنج دشمن کار تیمی، آن را در سال ۲۰۰۲ منتشر کرده و پس از آن، این کتاب همواره مورد توجه خوانندگان کتابهای عمومی مدیریتی قرار داشته است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰۸ عادت کارمندان خوب را بشناسید!

به نظر شما یک کارمند خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ یک کارمند خوب را چطور تعریف می‌کنید؟ آیا تجارب شغلی یا اخلاق در محیط کار، فاکتورهای اصلی برای شناختن ویژگی‌های کارمندان خوب هستند؟ آیا شایستگی در حوزه‌ای خاص می‌تواند به عنوان عاملی اصلی برای تصمیم‌گیری درباره ویژگی‌های یک کارمند خوب شناخته شود؟

در حالی که مهارت‌های فنی و دیگر مهارت‌های تعریف شده‌ای که در شرح وظایف شغلی آمده است، نقش مهمی را در تصمیم‌گیری راجع به یک کارمند بازی می‌کنند، مهارت‌های فردی و انسانی دیگری نیز هستند که در بلند مدت کیفیت کارمندان خوب را مشخص می‌کنند.

بیشتر سازمان‌ها به ویژگی‌های رفتاری و فردی افراد و تاثیر این ویژگی‌ها بر مجموعه بی‌توجه هستند. این سازمان‌ها بر این باورند که مهارت‌های فنی، اهمیت بسیار بیشتری داشته و این ویژگی‌هاست که یک کارمند را به کارمندی خوب بدل کرده و کسب و کار سازمان را پیش می‌برد.
با این حال، باید گفت این طرز تفکر اشتباه است. زمانی که با یک بحران، تغییر ناگهانی یا عدم اطمینان در سازمان مواجه شده‌ایم، همان همکاران ما و کارمندان سازمان هستند که باید توانایی طبیعی مواجهه با بحران را داشته باشند. اینجاست که خواهیم فهمید ویژگی‌های کارمندان خوب تنها به ویژگی‌ها و توانمندی‌های فنی و شغلی افراد محدود نمی‌شود.
بنابراین در زمان استخدام، علاوه بر مهارت‌ها و توانمندی‌های شغلی افراد باید ویژگی‌های کارمندان خوب را در نظر بگیریم. در ادامه ۸ عادت و ویژگی که بیشتر کارمندان خوب از آن بهره‌مند هستند را با هم بررسی خواهیم کرد.

🔰کارمندان خوب شنوندگان خوبی هستند
ارتباط مناسب و بهینه تنها محدود به سخن گفتن نمی‌شود؛ توانایی گوش دادن و درکِ منظور افراد، بدون شک بخشی جدانشدنی از مهارت ارتباط است.
از ویژگی کارمندان خوب می‌توان به قدرت شنیدن و انعکاس سخنان اشاره کرد. این افراد چیزی که شنیده‌اند را به دقت به گوینده منعکس کرده و راجع به نظر و حس گوینده از او سوال می‌کنند. این نوع ارتباط به رشد و پیشرفت سازمان کمک شایانی خواهد کرد.
 
🔰افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند
در حالی که اعتقاد بر این است که هنوز هم IQ نقش اصلی را در موفقیت شغلی ایفاء می‌کند، اما باید گفت وقتی قصد دارید که نقش خود را در محیط کار محوری کنید برای مثال چند پروژه را به طور همزمان مدیریت کنید، ترفیع شغلی بگیرید، همکاران را رهبری و مدیریت کنید و یا استراتژی سازمان را بازنگری کنید، IQ دیگر حرفی برای گفتن نداشته و این هوش هیجانی شماست که تعیین‌کننده خواهد بود.
آزمون‌های مختلفی برای اطلاع از هوش هیاجانی  وجود دارد. به راحتی می‌توانید آزمون‌های هوش هیجانی را در اینترنت پیدا کرده و از آن میزان هوش هیجانی خود را مطلع شوید. بالا بودن هوش هیجانی، از ویژگی‌های کارمندان خوب است.
 
🔰افرادی که صبور هستند

افرادی که صبور هستند، توانایی و ظرفیت تحمل موقعیت‌های سخت را دارند. این افراد می‌توانند مسائل را با دید باز ببینند. افراد صبور علی‌رغم مخالفت، بدون هیچ‌گونه قضاوت به حرف‌های شما گوش می‌دهند و واکنش سریع و ناپخته به موضوعی نشان نمی‌دهند.
مطمئناً یکی از ویژگی‌های کارمندان خوب صبر زیاد است. البته باید گفت صبر یک فضیلت خدادادی است. با این حال به عنوان یک فرد می‌توانید سعی کنید به مسائل منطقی نگاه کنید و به دور از قضاوت و احساسات تصمیم بگیرید.
 
🔰کارمندانی که احساسات خود را کنترل می‌کنند

یکی دیگر از ویژگی‌های کارمندان خوب توانایی تفکیک احساسات و واقعیت است. کارمندان خوب احساسات را کنار گذاشته و تنها واقعیات یک موضوع را منعکس می‌کنند. این کارمندان، همیشه احساسی‌ترین لحظات را به بهترین شکل ممکن مدیریت کرده و راه حل‌های ارائه شده توسط همکاران خود را با آغوش باز مورد استقبال قرار می‌دهند. با استخدام افرادی که توانایی مدیریت مشکلات و تنازعات را دارند، بحث‌های موجود در سازمان، به بحث‌هایی سازنده‌تر، پخته‌تر، و محترمانه‌تر تبدیل شده و همه از کار خود لذت خواهند برد.
 
🔰افرادی که بر رفتار و گفتار خود تسلط  کامل دارند
کنترل بر رفتار یا همان مدیریت بر خود ویژگی شخصیتی است که همه افراد می‌توانند این ویژگی را در خود زنده نگه دارند. اما یک سوال در خصوص کنترل بر رفتار وارد است: آیا امکان دارد بتوانید احساسات و رفتار خود را به سمت مثبت بودن برده و آن را مدیریت کنید؟... /ادامه دارد ...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰ادامه مطلب از پست قبلی ...

جواب سوال واضح است، همه انسان‌ها نمی‌توانند چنین کاری انجام دهند. یک ویژگی مهم کارمندان خوب، مدیریت احساسات و رفتار است. این کارمندان می‌توانند محیط کار خود را امن و زیبا کنند. در این شرایط کار کردن برای همه افراد زیباتر خواهد شد و بهترین کارمندان تصمیمی برای ترک سازمان نخواهند گرفت.
 
🔰افرادی که ایده چندکارگی و چندوظیفگی را رد می‌کنند

افراد موفق در مدیریت زمان دقت بالایی دارند زیرا آن‌ها به طور همزمان خود را درگیر چند کار نمی‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد چندکارگی می‌تواند به مغز آسیب برساند. فردی که بر انجام چند کار مختلف به طور همزمان تمرکز کرده است، مدام تمرکز خود را از دست می‌دهد و کیفیت کارش پایین می‎آید.
این موضوع در طولانی مدت باعث می‌شود افراد نتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. کارمندان خوب بر کیفیت کار خود تاکید دارند، بنابراین از چندکارگی به دور هستند. با این حساب می‌توانید این ویژگی را نیز به عنوان یکی دیگر از ویژگی‌های کارمندان خوب به لیست خود اضافه کنید.
 
🔰افرادی که کیفیت کار خود را در سطح بالایی حفظ می‌کنند

کارمندان خوب به دنبال شرکت‌هایی می‌گردند که به آن‌ها اجازه دهند کار و زندگی خود را با برنامه‌ای یکپارچه برنامه‌ریزی کنند. روسای باهوش هم مجوز انعطاف بیشتر را به این کارمندان داده، زیرا این روسا می‌دانند هرچه انعطاف‌پذیری در برابر این کارمندان بیشتر باشد کسب و کارشان در مسیر درست‌تری قرار خواهد گرفت.

یک مثال که به همه شما به عنوان مدیران کسب و کار توصیه می‌شود، ایجاد زنگ تفریح‌های کوتاه و مکرر است. تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۶ صورت گرفت نشان داد، اگر شما و همکاران‌تان به ازای هر ساعت کار، ۵ دقیقه استراحت کنید و در طبیعت پیاده‌روی کنید، انرژی و تمرکز شما در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
 
🔰افرادی که خود را به خوبی مدیریت می‌کنند
مدیریت زمان را فراموش کنید. از ویژگی‌های کارمندان خوب می‌توان به مدیریت بر خود اشاره کرد. مدیریت بر خود یعنی چه؟ یعنی زندگی، کار، اولویت‌ها، اهداف خود را با بالاترین بازده مدیریت کنید.
اگر بتوانید خود را به خوبی مدیریت کنید، خواهید توانست بازده زندگی شخصی و حرفه‌ای خود را به طور کلی بالاتر برده، از کار خود بیش از قبل راضی بوده، و زندگی خود نیز راضی باشید. هر کارمند خوبی تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا به درجه مناسبی از مدیریت بر خود برسد و بتواند از زندگی و کار خود بیش از قبل لذت ببرد.
قطعاً کارمندان خوب ویژگی‌های دیگری نیز دارند. شما آن‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟ از نظر شما و سازمان‌تان یک کارمند خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers