(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰*مدیریت و رهبری به سبک شیخ محمّد*
(خلاصه کتاب)
■افکار و دستاوردهای شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دوبی به عنوان یکی از امیرنشین های هفتگانه امارات متحده عربی جالب توجه است. بن راشد در کتاب خود به مبانی نظری مدیریتی و مسئولیت رهبر می پردازد و چگونگی توسعه دوبی و پیشینه فقیر این امارت، تجربه خود و نیاکان ش برای چگونگی توسعه این منطقه را به تصویر می کشد. در ادامه، برخی از نکات مهم این کتاب را مرور می کنیم.
□فرصت اشتباه کردن دادیم.
افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
●اگر یک نفر از ۸ کار ۶ کار را درست انجام داد او فرد موفقی است. بر همین اساس من سازمانی را تاسیس کرده ام بنام "سازمان جوانان" که برای توسعه طرح های ابتکاری اقتصادی جوانان تا ۹۰% سرمایه مورد نیازش را تامین می کند و این سازمان به جوانان فرصت ابتکار، آموزش و اشتباه کردن را می دهد.
○از فساد اداری غفلت نکردیم.
ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. هر گاه دولتی فاسد باشد، شرکت های بین المللی علاقه ای به سرمایه گذاری در آن کشور را ندارند، بر همین اساس به صورت جدی با فساد مقابله کردیم و شرایط را برای ارسال گزارش فساد و برخورد با مفسدین مهیا کردیم.
■به همه فرصت رقابت دادیم.
□به جای پول مردم از ظرفیت مردم استفاده کردیم. برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است
●برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم. این معافیت ها عبارتند از: عدم وجود مالیات بر سود شرکت ها، عدم وجود مالیات بر درآمد، عدم وجود کسری مالیاتی از سرمایه، عدم وجود مالیات بر سود سرمایه گذاری، عدم وجود مالیات بر تبدیل ارزهای مختلف، عدم وجود مانع تجاری، عوارض وارداتی در سطح پایین با نسبت ۵% به همراه استثناهای زیاد، حق مالکیت ۱۰۰%در مناطق آزاد مثل جبل علی. این اقدامات باعث شده است که ۴ هزار شرکت از ۱۰۰ دولت جهان در دوبی سرمایه گذاری کنند.
○امنیت مهمترین ویژگی امارات است و تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
■مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم. مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات.
□از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم. برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.
●پیروز صلح بودیم نه جنگ. فقدان هدف منجر به بی انگیزگی می شود. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند. عرب در گذشته تاریخ بسیار درخشانی داشته است اما همه اینها متعلق به گذشته است و لازم است امروزه هم سرآمد جهان باشد و منطق حاکم بر جهان امروز، توسعه است.
○از مدل های اقتصادی موفق جهان الگو برداری کردیم. بر علم و دانش، تکنولوژی و مدیریت و رشد اقتصادی تاکید ویژه دارم زیرا زمانی که فرد بخواهد پروژه ای را اجرا کند نیاز به پول دارد. باید با تمامی دنیا مبادلات اقتصادی داشته باشیم اما لازم نیست مدل های سیاسی و یا حتی نوع حکومت دمکراتیک آنها را الگو برداری کنیم زیرا هر ملتی ارزش های خاص خود را دارد.
منبع، کتاب مدیریت و رهبری به سبکشیخ محمد، نوشته دکتر یاسر جرار، خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(خلاصه کتاب)
■افکار و دستاوردهای شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دوبی به عنوان یکی از امیرنشین های هفتگانه امارات متحده عربی جالب توجه است. بن راشد در کتاب خود به مبانی نظری مدیریتی و مسئولیت رهبر می پردازد و چگونگی توسعه دوبی و پیشینه فقیر این امارت، تجربه خود و نیاکان ش برای چگونگی توسعه این منطقه را به تصویر می کشد. در ادامه، برخی از نکات مهم این کتاب را مرور می کنیم.
□فرصت اشتباه کردن دادیم.
افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
●اگر یک نفر از ۸ کار ۶ کار را درست انجام داد او فرد موفقی است. بر همین اساس من سازمانی را تاسیس کرده ام بنام "سازمان جوانان" که برای توسعه طرح های ابتکاری اقتصادی جوانان تا ۹۰% سرمایه مورد نیازش را تامین می کند و این سازمان به جوانان فرصت ابتکار، آموزش و اشتباه کردن را می دهد.
○از فساد اداری غفلت نکردیم.
ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. هر گاه دولتی فاسد باشد، شرکت های بین المللی علاقه ای به سرمایه گذاری در آن کشور را ندارند، بر همین اساس به صورت جدی با فساد مقابله کردیم و شرایط را برای ارسال گزارش فساد و برخورد با مفسدین مهیا کردیم.
■به همه فرصت رقابت دادیم.
□به جای پول مردم از ظرفیت مردم استفاده کردیم. برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است
●برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم. این معافیت ها عبارتند از: عدم وجود مالیات بر سود شرکت ها، عدم وجود مالیات بر درآمد، عدم وجود کسری مالیاتی از سرمایه، عدم وجود مالیات بر سود سرمایه گذاری، عدم وجود مالیات بر تبدیل ارزهای مختلف، عدم وجود مانع تجاری، عوارض وارداتی در سطح پایین با نسبت ۵% به همراه استثناهای زیاد، حق مالکیت ۱۰۰%در مناطق آزاد مثل جبل علی. این اقدامات باعث شده است که ۴ هزار شرکت از ۱۰۰ دولت جهان در دوبی سرمایه گذاری کنند.
○امنیت مهمترین ویژگی امارات است و تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
■مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم. مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات.
□از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم. برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.
●پیروز صلح بودیم نه جنگ. فقدان هدف منجر به بی انگیزگی می شود. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند. عرب در گذشته تاریخ بسیار درخشانی داشته است اما همه اینها متعلق به گذشته است و لازم است امروزه هم سرآمد جهان باشد و منطق حاکم بر جهان امروز، توسعه است.
○از مدل های اقتصادی موفق جهان الگو برداری کردیم. بر علم و دانش، تکنولوژی و مدیریت و رشد اقتصادی تاکید ویژه دارم زیرا زمانی که فرد بخواهد پروژه ای را اجرا کند نیاز به پول دارد. باید با تمامی دنیا مبادلات اقتصادی داشته باشیم اما لازم نیست مدل های سیاسی و یا حتی نوع حکومت دمکراتیک آنها را الگو برداری کنیم زیرا هر ملتی ارزش های خاص خود را دارد.
منبع، کتاب مدیریت و رهبری به سبکشیخ محمد، نوشته دکتر یاسر جرار، خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⚪️ تکه کتاب
رهبری به تنها به مقولاتی چون مقام و قدرت محدود نمی شود. رهبر کسی است که مسئولیت شناختن پتانسیل موجود در افراد و ایده ها را به عهده بگیرد و شهامت توسعه این پتانسیل را داشته باشد.
امروزه هر کس که مسئولیت تشخیص ظرفیتها و ایدههای افراد را بر عهده میگیرد یک رهبر به حساب میآید. البته در کنار این موارد، یک رهبر به شهامت نیز نیاز دارد. شجاعانه رهبری کردن به معنای دانستن پاسخ تمام سوالات نیست. بلکه به این معناست که ما میتوانیم از حس کنجکاوی خود برای یافتن پاسخهای درست استفاده کنیم و هیچ ابایی هم از سوال پرسیدن نداشته باشیم. به همین دلیل هم نگرش یک رهبر نسبت به قدرت کاملا متفاوت از سایرین است. یک رهبر شجاع و کار درست به جای آنکه قدرت را ابزار زورگویی خود قرار دهد، سعی میکند که از آن برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و شنیدن نظراتشان استفاده کند.
💬 از کتاب «شجاعانه رهبری کن» اثر برنه براون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
رهبری به تنها به مقولاتی چون مقام و قدرت محدود نمی شود. رهبر کسی است که مسئولیت شناختن پتانسیل موجود در افراد و ایده ها را به عهده بگیرد و شهامت توسعه این پتانسیل را داشته باشد.
امروزه هر کس که مسئولیت تشخیص ظرفیتها و ایدههای افراد را بر عهده میگیرد یک رهبر به حساب میآید. البته در کنار این موارد، یک رهبر به شهامت نیز نیاز دارد. شجاعانه رهبری کردن به معنای دانستن پاسخ تمام سوالات نیست. بلکه به این معناست که ما میتوانیم از حس کنجکاوی خود برای یافتن پاسخهای درست استفاده کنیم و هیچ ابایی هم از سوال پرسیدن نداشته باشیم. به همین دلیل هم نگرش یک رهبر نسبت به قدرت کاملا متفاوت از سایرین است. یک رهبر شجاع و کار درست به جای آنکه قدرت را ابزار زورگویی خود قرار دهد، سعی میکند که از آن برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و شنیدن نظراتشان استفاده کند.
💬 از کتاب «شجاعانه رهبری کن» اثر برنه براون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🙏 #تشکـر_و_اعتـذار 🙏
(( من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ))
با سلام و احترام:
بدینوسیله بر خود وظیفه میدانیم با نهایت ادب و احترام مراتب قدردانی و تشکر و سپاس خود را از یکایک مردم عزیز شهرستان های، بناب، میاندوآب، چهاربرج، ملکان، مسئولین گرامی،، همکاران ارجمند، فرهنگیان فرهیخته، دوستان و آشنایان و بستگان و همسایگان محترم و مردم عزیز سایر شهرستانها و روستاهای دور و نزدیک که ابراز همدردی نمودید و با قدوم پر مهرتان در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحوم مغفور شادروان #مشهدی_قربان_کاشفی#
شرکت نموده و خانواده معزا را همراهی کرده اند، صمیمانه تقدیر و تشکر نماییم. و از اینکه با حضور شریف و انور خود ما را مورد تفقد و عنایت قرار دادید و موجبات تسلی خاطرمان را فراهم گردانیدید کمال تشکر و سپاسگزاری می نماییم. و از همه عزیزانی که با چاپ بنر و ارسال پیامک و تماس تلفنی و ارسال پیام در فضای مجازی قلبهای پر مهرشان را بر روی اندوهمان گشودند، سپاسگزاریم و نیکوترین دعاها را نثارتان می کنیم. امید آن را داریم روح آن مرحوم از دست رفته را از دعا و نثار فاتحه خویش محروم نفرمایید؛
از اینرو شایسته است توفیق و سعادت این را داشته باشیم که بتوانیم در محافل شادی شما عزیزان به نحو احسن جبران محبت نماییم و از اینکه امکان توفیق تشکر حضوری از سروران ارجمند مقدورمان نیست پوزش طلبیده و برخود وظیفه میدانیم در برابر الطاف شما سروران سر تعظیم و کرنش فرود آوریم.
خداوندا درود و رحمت و برکت خود را بر این مردم فهیم و مهربان نازل بفرما...آمین.
🥀 با تقدیم تشکر و احترام:
خانواده های کاشفی، زرین کاسه، مولایی، دولتخواه، آذرپندار، سلیمانزاده، جعفرزاده، اسماعیل زاده، محمدیان فرهود، و سایر منسوبین....
(( من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ))
با سلام و احترام:
بدینوسیله بر خود وظیفه میدانیم با نهایت ادب و احترام مراتب قدردانی و تشکر و سپاس خود را از یکایک مردم عزیز شهرستان های، بناب، میاندوآب، چهاربرج، ملکان، مسئولین گرامی،، همکاران ارجمند، فرهنگیان فرهیخته، دوستان و آشنایان و بستگان و همسایگان محترم و مردم عزیز سایر شهرستانها و روستاهای دور و نزدیک که ابراز همدردی نمودید و با قدوم پر مهرتان در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحوم مغفور شادروان #مشهدی_قربان_کاشفی#
شرکت نموده و خانواده معزا را همراهی کرده اند، صمیمانه تقدیر و تشکر نماییم. و از اینکه با حضور شریف و انور خود ما را مورد تفقد و عنایت قرار دادید و موجبات تسلی خاطرمان را فراهم گردانیدید کمال تشکر و سپاسگزاری می نماییم. و از همه عزیزانی که با چاپ بنر و ارسال پیامک و تماس تلفنی و ارسال پیام در فضای مجازی قلبهای پر مهرشان را بر روی اندوهمان گشودند، سپاسگزاریم و نیکوترین دعاها را نثارتان می کنیم. امید آن را داریم روح آن مرحوم از دست رفته را از دعا و نثار فاتحه خویش محروم نفرمایید؛
از اینرو شایسته است توفیق و سعادت این را داشته باشیم که بتوانیم در محافل شادی شما عزیزان به نحو احسن جبران محبت نماییم و از اینکه امکان توفیق تشکر حضوری از سروران ارجمند مقدورمان نیست پوزش طلبیده و برخود وظیفه میدانیم در برابر الطاف شما سروران سر تعظیم و کرنش فرود آوریم.
خداوندا درود و رحمت و برکت خود را بر این مردم فهیم و مهربان نازل بفرما...آمین.
🥀 با تقدیم تشکر و احترام:
خانواده های کاشفی، زرین کاسه، مولایی، دولتخواه، آذرپندار، سلیمانزاده، جعفرزاده، اسماعیل زاده، محمدیان فرهود، و سایر منسوبین....
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔰چرا نمیتوانید درست تصمیم بگیریم؟
بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل میشویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ میدهد را معرفی میکنیم. دلایلی که با مرور آنها به طور قطع متوجه میشوید بارها دچار چنین موضوعی شدهاید و نفهمیدهاید.
1⃣-اصل عدم قطعیت
فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقهای توریستی و جذاب مطلع میشوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عدهای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفتهاست. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کردهاند.
به دسته اول دانشجوها گفته میشود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری میکنند. این خریداری مسلما با انگیزهای شادی و جشن خواهد بود.
به دسته دوم گفته میشود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز میخرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.
به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمیشود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.
یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدمها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمیدانند بلیط را نمیخرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیمگیری میشویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر میشوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجهای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آنها هیچ تاثیری بر تصمیمگیری ندارند، روی تصمیمگیری شما تاثیر بگذارند.
2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!
شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه میشوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و میتوانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی میکنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:
شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و میتوانید بروید. متوجه میشوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده میکنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق میافتد. خیلی وقتها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاقآور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچکدام از آنها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینهها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.
این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیمگیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیمگیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامهریزی برای انجام انتخابهای صورت گرفته و اهداف تعیین شده میرسد. آیا در مرحله برنامهریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه میدانیم.
@Competentmanagers
بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل میشویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ میدهد را معرفی میکنیم. دلایلی که با مرور آنها به طور قطع متوجه میشوید بارها دچار چنین موضوعی شدهاید و نفهمیدهاید.
1⃣-اصل عدم قطعیت
فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقهای توریستی و جذاب مطلع میشوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عدهای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفتهاست. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کردهاند.
به دسته اول دانشجوها گفته میشود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری میکنند. این خریداری مسلما با انگیزهای شادی و جشن خواهد بود.
به دسته دوم گفته میشود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز میخرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.
به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمیشود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.
یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدمها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمیدانند بلیط را نمیخرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیمگیری میشویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر میشوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجهای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آنها هیچ تاثیری بر تصمیمگیری ندارند، روی تصمیمگیری شما تاثیر بگذارند.
2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!
شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه میشوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و میتوانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی میکنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:
شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و میتوانید بروید. متوجه میشوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده میکنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق میافتد. خیلی وقتها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاقآور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچکدام از آنها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینهها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.
این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیمگیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیمگیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامهریزی برای انجام انتخابهای صورت گرفته و اهداف تعیین شده میرسد. آیا در مرحله برنامهریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه میدانیم.
@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟
علیرغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفتهترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان میکنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همهی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیمهای بزرگی که زندگیمان را تغییر میدهند، مانند اینکه در چه رشتهای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم
در سادهترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گستردهتر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راهحلهای ممکنِ یک مسئله میشود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود
🔷روش تصمیم گیری صحیح
تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!
بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.
🔷از بیرون نگاه کنید
مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.
نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید.
راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی:
1- در تصمیمگیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.
2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.
3- برای این که تصمیم گیرندهی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.
4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.
6- با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیمات منطقیتری بگیریم. همان طور که حضرت علی(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».
7- در تصمیمگیریهای خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.
8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.
9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث میشود که تصمیمهای درستتر و منطقیتر بگیریم.
10- فرصت تصمیمگیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آنها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیمگیری داشته باشند.
11- شهامت تصمیمگیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
12- به عوامل موثر در تصمیمگیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروهها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانههای جمعی و ... توجّه نماییم.
13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیمگیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیمهای دورهی نوجوانی با آنها گفتگو کنیم.
14- هدفگذاری در زندگی، مقدّمهی تصمیمگیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیهی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحتتر و مناسبتر تصمیم میگیرند.
15- مطالعهی زندگینامهی انسانهای موفّق در عرصهی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... میتواند زمینهی تصمیمگیریهای مناسبتر را در فرد مهیا سازد.
🔸با مدیران شایسته همراه باشید
♦️@Competentmanagers
علیرغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفتهترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان میکنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همهی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیمهای بزرگی که زندگیمان را تغییر میدهند، مانند اینکه در چه رشتهای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم
در سادهترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گستردهتر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راهحلهای ممکنِ یک مسئله میشود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود
🔷روش تصمیم گیری صحیح
تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!
بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.
🔷از بیرون نگاه کنید
مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.
نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید.
راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی:
1- در تصمیمگیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.
2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.
3- برای این که تصمیم گیرندهی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.
4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.
6- با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیمات منطقیتری بگیریم. همان طور که حضرت علی(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».
7- در تصمیمگیریهای خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.
8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.
9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث میشود که تصمیمهای درستتر و منطقیتر بگیریم.
10- فرصت تصمیمگیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آنها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیمگیری داشته باشند.
11- شهامت تصمیمگیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
12- به عوامل موثر در تصمیمگیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروهها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانههای جمعی و ... توجّه نماییم.
13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیمگیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیمهای دورهی نوجوانی با آنها گفتگو کنیم.
14- هدفگذاری در زندگی، مقدّمهی تصمیمگیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیهی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحتتر و مناسبتر تصمیم میگیرند.
15- مطالعهی زندگینامهی انسانهای موفّق در عرصهی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... میتواند زمینهی تصمیمگیریهای مناسبتر را در فرد مهیا سازد.
🔸با مدیران شایسته همراه باشید
♦️@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
💢 آنچه هر رهبری باید در مورد انگیزش افراد بداند
بیشتر رهبران کسبوکار در مورد آبراهام مازلو و هرم زیبای او شنیدهاند.مازلو عوامل انگیزشی برای انسان را شرح میدهد و با وجود اینکه کار او در مورد نقدهای بسیار زیادش از مقولههای مختلف، همواره با انتقاد روبهرو بوده است، یک منطق قوی و جذاب در نظریهی او وجود دارد. متأسفانه این نظریه آنطور که باید، برای رهبران در انگیزه دادن به افراد در کارهای روزمره کمک کننده نیست.
یک واقعیت: همهی افراد در سازمان شما انگیزه به دست میآورند.
سؤال بزرگ این است که آیا آنها برای انجام کاری که شما به عنوان رهبرشان از آنها خواستهاید ترغیب میشوند؟
اگر کاری که شما از آنها خواستهاید را انجام نمیدهند، به این معنا نیست که هیچ کاری انجام نمیدهند، بلکه میتوانند بهسادگی برای انجام کار دیگری انگیزه پیدا کنند. سه عادت ساده وجود دارند که شما بهعنوان یک رهبر میتوانید بهمنظور انگیزه بخشیدن به افراد، به نمایش بگذارید تا بهصورت داوطلبانه از شما پیروی کنند:
📍قدردانی خود را نشان دهید: این کار به افراد انگیزه میدهد که تلاشهایی شایستهی تقدیر داشته باشند. قدردانی صرفاً به معنای ‘پرداخت’ نیست، بلکه به معنای توجه و نظر دادن دربارهی کار افراد است. نیازی نیست که یک کارنمایشی بزرگ انجام دهید یا یک پاداش خاص یا جایزهی با ارزشی در نظر بگیرید، تنها یک ‘متشکرم’ ساده که شخصاً بیان میکنید، کافی است.
📍به افراد خود کمک کنید تا در مهارتهای خود به تسلط برسند: کشف زمینههای ناشناخته و یادگیری از آنها را در میان بخشها و تیمهای خود تشویق کنید. جابجایی شغلی یا شبیهسازی شغلی به افراد کمک خواهد کرد که درک بیشتری از سازمان کسب کرده و دید جدیدی نسبت به مشکلات و روشهای قدیمی به دست آورند. به جای استخدام مشاور برای بهبود کارایی و فرآیندها، کارمندان خود را تشویق کنید تا خودشان این کار را انجام دهند. هنگامی که پیشنهادی ارائه میدهند از آنها قدردانی کرده و در صورت امکان به آنها عمل کنید. اجازه دهید تا افرادتان قضاوت کنند که چهکاری جواب میدهد و چهکاری نه.
📍 “یادگیری غیررسمی” را تشویق کنید: فراد و تیمها را تشویق کنید تا به دنبال بازخورد عملکرد خود و تجزیه و تحلیل و یادگیری از تجارب خوب و بد خود باشند. (این امر کمی چالشبرانگیز است، تجزیهوتحلیل تجارب بد میتواند اغلب شبیه ترتیب دادن جلسات انتقادی و سرزنشآمیز باشد، تجزیهوتحلیل تجارب خوب نیز چیزی شبیه تلف کردن وقت به نظر خواهد رسید… “این کار که بهخوبی پیش رفته است، چرا باید تجزیهوتحلیل شود؟”/ آکادمی مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بیشتر رهبران کسبوکار در مورد آبراهام مازلو و هرم زیبای او شنیدهاند.مازلو عوامل انگیزشی برای انسان را شرح میدهد و با وجود اینکه کار او در مورد نقدهای بسیار زیادش از مقولههای مختلف، همواره با انتقاد روبهرو بوده است، یک منطق قوی و جذاب در نظریهی او وجود دارد. متأسفانه این نظریه آنطور که باید، برای رهبران در انگیزه دادن به افراد در کارهای روزمره کمک کننده نیست.
یک واقعیت: همهی افراد در سازمان شما انگیزه به دست میآورند.
سؤال بزرگ این است که آیا آنها برای انجام کاری که شما به عنوان رهبرشان از آنها خواستهاید ترغیب میشوند؟
اگر کاری که شما از آنها خواستهاید را انجام نمیدهند، به این معنا نیست که هیچ کاری انجام نمیدهند، بلکه میتوانند بهسادگی برای انجام کار دیگری انگیزه پیدا کنند. سه عادت ساده وجود دارند که شما بهعنوان یک رهبر میتوانید بهمنظور انگیزه بخشیدن به افراد، به نمایش بگذارید تا بهصورت داوطلبانه از شما پیروی کنند:
📍قدردانی خود را نشان دهید: این کار به افراد انگیزه میدهد که تلاشهایی شایستهی تقدیر داشته باشند. قدردانی صرفاً به معنای ‘پرداخت’ نیست، بلکه به معنای توجه و نظر دادن دربارهی کار افراد است. نیازی نیست که یک کارنمایشی بزرگ انجام دهید یا یک پاداش خاص یا جایزهی با ارزشی در نظر بگیرید، تنها یک ‘متشکرم’ ساده که شخصاً بیان میکنید، کافی است.
📍به افراد خود کمک کنید تا در مهارتهای خود به تسلط برسند: کشف زمینههای ناشناخته و یادگیری از آنها را در میان بخشها و تیمهای خود تشویق کنید. جابجایی شغلی یا شبیهسازی شغلی به افراد کمک خواهد کرد که درک بیشتری از سازمان کسب کرده و دید جدیدی نسبت به مشکلات و روشهای قدیمی به دست آورند. به جای استخدام مشاور برای بهبود کارایی و فرآیندها، کارمندان خود را تشویق کنید تا خودشان این کار را انجام دهند. هنگامی که پیشنهادی ارائه میدهند از آنها قدردانی کرده و در صورت امکان به آنها عمل کنید. اجازه دهید تا افرادتان قضاوت کنند که چهکاری جواب میدهد و چهکاری نه.
📍 “یادگیری غیررسمی” را تشویق کنید: فراد و تیمها را تشویق کنید تا به دنبال بازخورد عملکرد خود و تجزیه و تحلیل و یادگیری از تجارب خوب و بد خود باشند. (این امر کمی چالشبرانگیز است، تجزیهوتحلیل تجارب بد میتواند اغلب شبیه ترتیب دادن جلسات انتقادی و سرزنشآمیز باشد، تجزیهوتحلیل تجارب خوب نیز چیزی شبیه تلف کردن وقت به نظر خواهد رسید… “این کار که بهخوبی پیش رفته است، چرا باید تجزیهوتحلیل شود؟”/ آکادمی مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ استخدام به سبک «سیلیکونولی»
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔹اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر بگیرید:
◽️متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
◽️تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
◽️پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
◽️نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
◽️چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
◽️هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
◽️هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
🖋آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔹اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر بگیرید:
◽️متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
◽️تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
◽️پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
◽️نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
◽️چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
◽️هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
◽️هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
🖋آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلی که در دو جهان جز تو،هیچ یارش نیست
گرش تو یار نباشی،جهان به کارش نیست...
#هوشنگ_ابتهاج
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝انسانهای راستگو و انسانهای دروغگو
🔰دقت کردهاید:
♈️ انسانهای راستگو، به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند.
🔰 انسانهای دروغگو، تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند.
♈️ انسانهای امیدوار، همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند.
🔰انسانهای نا امید همیشه آیه یاس میخوانند.
♈️انسانهای شریف، همه را شرافتمند میدانند.
🔰انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.
♈️ انسانهای نظر بلند، هرکاری برای هرکسی میکنند بازهم با شرمندگی میگویند:
ببخشید که بیشتر از این از دستم بر نیامد.
🔰 انسانهای تنگ نظر، هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.
♈️انسانهای بامحبت، در نهایت مهربانی همه را با جانم ، عمرم ، عزیزم خطاب میکنند.
🔰انسانهای متواضع، تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان میگویند: چشم سعی میکنم.
♈️انسانهای پرتوقع، انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم.
🔰 انسانهای حسود، همیشه فکر میکنند که همه به آنها حسادت میکنند.
♈️ انسانهای دانا، در جواب بیشتر سوالات میگویند: نمیدانم.
🔰 انسانهای نادان، تقریبا در مورد هر چیزی میگویند: من میدانم!
🔚با دانستن خصلت هایمان، منفی ها را از خود دور، و مثبت ها را تقویت کنیم، تا سلامت و زیبایی مان درونی باشد.
#جمهوریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دقت کردهاید:
♈️ انسانهای راستگو، به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند.
🔰 انسانهای دروغگو، تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند.
♈️ انسانهای امیدوار، همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند.
🔰انسانهای نا امید همیشه آیه یاس میخوانند.
♈️انسانهای شریف، همه را شرافتمند میدانند.
🔰انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.
♈️ انسانهای نظر بلند، هرکاری برای هرکسی میکنند بازهم با شرمندگی میگویند:
ببخشید که بیشتر از این از دستم بر نیامد.
🔰 انسانهای تنگ نظر، هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.
♈️انسانهای بامحبت، در نهایت مهربانی همه را با جانم ، عمرم ، عزیزم خطاب میکنند.
🔰انسانهای متواضع، تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان میگویند: چشم سعی میکنم.
♈️انسانهای پرتوقع، انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم.
🔰 انسانهای حسود، همیشه فکر میکنند که همه به آنها حسادت میکنند.
♈️ انسانهای دانا، در جواب بیشتر سوالات میگویند: نمیدانم.
🔰 انسانهای نادان، تقریبا در مورد هر چیزی میگویند: من میدانم!
🔚با دانستن خصلت هایمان، منفی ها را از خود دور، و مثبت ها را تقویت کنیم، تا سلامت و زیبایی مان درونی باشد.
#جمهوریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰بهرهوری_خوب_وبهرهوری_مخرب
📌بهرهوری ممکن است «خوب» و ممکن است «بد» باشد، اما بسیاری از مدیران نمیتوانند میان این دو نوع بهرهوری تمایز قائل شوند.
📌اکثر مدیران فقط یک فرمول برای محاسبه بهرهوری دارند: نسبت خروجیها را به ورودیها میسنجند و وقتی این نسبت بالا میرود، میگویند بهرهوری رشد کرده است.
📌فرض این دسته از مدیران این است که اگر نیروی کار آموزش بیشتری ببیند، یا ماشینهای بهتری خریداری شود یا فرایندهای کاری بهبود یابند، بهرهوری افزایش مییابد.
📌اما این موارد تمام داستان بهرهوری را بیان نمیکنند زیرا این قبیل استراتژیها در افق بلندمدت جوابگو نیستند و نمیتوانند بهرهوری را افزایش بدهند.
📌به بیان دیگر، برخلاف تصور مدیران ارشد که فکر میکنند میتوانند با آموزش بیشتر، ماشینآلات بهتر و فرایندهای کارآمدتر، بهرهوری را افزایش بدهند، اما دنیای واقعی، یعنی اتفاقاتی که در بین کارمندان و مدیران میافتد، کاملا متفاوت است و با این کارها نمیتوان بهرهوری را برای همیشه افزایش داد.
📌برای مثال، فرض کنید مدیر یک شرکت بزرگ هستید و میخواهید بهرهوری آن را افزایش بدهید. برای این منظور، این قبیل کارها را انجام میدهید: تمام کارمندانتان را به مدت 30 ساعت آموزش میدهید؛ تمام خطوط تولیدیتان را عوض میکنید و فرایندهای انبارداریتان را کاملاً دگرگون میکنید.
📌با این اوصاف، اگر از هر اقتصاددانی بپرسید به شما میگوید بهرهوریتان افزایش یافته اما معمولاً در واقعیت این اتفاق رخ نمیدهد زیرا به احتمال زیاد مطالبی را به کارمندانتان آموزش دادهاید که ربطی به کار واقعیشان ندارد؛ ماشینآلاتی را خریداری کردهاید که کارگرانتان شیوه کار با آنها را بلد نیستند و فرایندهای انبارداریتان را آن قدر سخت کردهاید که مدام بین مدیر انبار و مدیر تولید دعوا میشود.
📌به نظر من اگر میخواهید بهرهوریتان را واقعاً افزایش بدهید باید ابتدا واقعیتهای جاری در شرکت، بازار، صنعت و مشتریانتان را خوب بشناسید و بر اساس آنها تصمیم بگیرید که چگونه میخواهید بهرهوریتان را افزایش بدهید.
📌مثلاً ممکن است بعد از صحبت با تیم فروشتان متوجه شوید آنها به جای آموزش بیشتر، به حمایت بیشتر نیاز دارند. یا بعد از گفتگو با مشتریانتان متوجه شوید که به جای خط تولید جدید، باید امکان شخصیسازی محصولاتتان را برای آنها فراهم کنید.
.در این شرایط، بدیهی است که اگر روی این قبیل موارد تمرکز کنید، بهرهوریتان به صورت واقعی افزایش مییابد نه صرفاً روی کاغذ.
✍هنری_مینتزبرگ
📚قصه_های_شب_برای_مدیران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌بهرهوری ممکن است «خوب» و ممکن است «بد» باشد، اما بسیاری از مدیران نمیتوانند میان این دو نوع بهرهوری تمایز قائل شوند.
📌اکثر مدیران فقط یک فرمول برای محاسبه بهرهوری دارند: نسبت خروجیها را به ورودیها میسنجند و وقتی این نسبت بالا میرود، میگویند بهرهوری رشد کرده است.
📌فرض این دسته از مدیران این است که اگر نیروی کار آموزش بیشتری ببیند، یا ماشینهای بهتری خریداری شود یا فرایندهای کاری بهبود یابند، بهرهوری افزایش مییابد.
📌اما این موارد تمام داستان بهرهوری را بیان نمیکنند زیرا این قبیل استراتژیها در افق بلندمدت جوابگو نیستند و نمیتوانند بهرهوری را افزایش بدهند.
📌به بیان دیگر، برخلاف تصور مدیران ارشد که فکر میکنند میتوانند با آموزش بیشتر، ماشینآلات بهتر و فرایندهای کارآمدتر، بهرهوری را افزایش بدهند، اما دنیای واقعی، یعنی اتفاقاتی که در بین کارمندان و مدیران میافتد، کاملا متفاوت است و با این کارها نمیتوان بهرهوری را برای همیشه افزایش داد.
📌برای مثال، فرض کنید مدیر یک شرکت بزرگ هستید و میخواهید بهرهوری آن را افزایش بدهید. برای این منظور، این قبیل کارها را انجام میدهید: تمام کارمندانتان را به مدت 30 ساعت آموزش میدهید؛ تمام خطوط تولیدیتان را عوض میکنید و فرایندهای انبارداریتان را کاملاً دگرگون میکنید.
📌با این اوصاف، اگر از هر اقتصاددانی بپرسید به شما میگوید بهرهوریتان افزایش یافته اما معمولاً در واقعیت این اتفاق رخ نمیدهد زیرا به احتمال زیاد مطالبی را به کارمندانتان آموزش دادهاید که ربطی به کار واقعیشان ندارد؛ ماشینآلاتی را خریداری کردهاید که کارگرانتان شیوه کار با آنها را بلد نیستند و فرایندهای انبارداریتان را آن قدر سخت کردهاید که مدام بین مدیر انبار و مدیر تولید دعوا میشود.
📌به نظر من اگر میخواهید بهرهوریتان را واقعاً افزایش بدهید باید ابتدا واقعیتهای جاری در شرکت، بازار، صنعت و مشتریانتان را خوب بشناسید و بر اساس آنها تصمیم بگیرید که چگونه میخواهید بهرهوریتان را افزایش بدهید.
📌مثلاً ممکن است بعد از صحبت با تیم فروشتان متوجه شوید آنها به جای آموزش بیشتر، به حمایت بیشتر نیاز دارند. یا بعد از گفتگو با مشتریانتان متوجه شوید که به جای خط تولید جدید، باید امکان شخصیسازی محصولاتتان را برای آنها فراهم کنید.
.در این شرایط، بدیهی است که اگر روی این قبیل موارد تمرکز کنید، بهرهوریتان به صورت واقعی افزایش مییابد نه صرفاً روی کاغذ.
✍هنری_مینتزبرگ
📚قصه_های_شب_برای_مدیران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌۱۰۰ مسئله اصلی ایران
💢▪️💢در پژوهشی که از مهرماه سال ۱۳۹۵ در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ شناسایی و در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران به شرح زیر معرفی شده است. مسائلی که هنوز هم جایگاه خود را به عنوان مسائل اصلی ایران حفظ کرده اند.
کاش مسئولان محترم اجرایی برنامه ها، اقدامات و نتایج عملکرد خود را براساس این مسائل گزارش می دادند.
💡مسائل به شرح زیر هستند:
۱. ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی
۲. بحران تامین آب
۳. بیکاری
۴. فساد سیستمی
۵. ناامیدی درباره آینده
۶. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
۷. بحران ریزگردها
۸. پیامدهای بحران آب
۹. فقر و نابرابری
۱۰. رکود / رونق اقتصادی
۱۱. بیتفاوتی اجتماعی
۱۲. سرمایهگذاری اقتصادی داخلی و خارجی
۱۳. ناکاراییهای نظام قضایی
۱۴. اخلاق عمومی
۱۵. بحران آلودگی هوا
۱۶. امنیت روانی و اجتماعی
۱۷. انتخابات ۱۳۹۶
۱۸. اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
۱۹. حقوق اساسی و شهروندی
۲۰. کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
۲۱. بحران بانکها
۲۲. قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
۲۳. پایداری برجام
۲۴. نزاعهای سیاسی جریانهای قدرت
۲۵. مسائل صداوسیما
۲۶. قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
۲۷. تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگلها و گونههای زیستی جانوری
۲۸. امنیت نرم
۲۹. مسائل سلامت روان
۳۰. بیتوجهی به پایداری زیستمحیطی
۳۱. تخریب منابع koo مشکلات سلامت ناشی از آلودگیهای گوناگون
۳۳. نزاعهای آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
۳۴. اختلافات درونحاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
۳۵. فساد و تقلب علمی
۳۶. پیامدهای تغییرات اقلیمی برای ایران
۳۷. سوء مصرف مواد
۳۸. ضرورت بهرهوری انرژی و توجه به انرژیهای نو
۳۹. آلودگیهای آب
۴۰. چالشهای نظام سلامت
۴۱. امنیت نظامی
۴۲. کالاییشدن علم و بهمحاق رفتن عدالت آموزشی
۴۳. تحولات اجتماعی آموزش عالی
۴۴. بازار جهانی انرژی
۴۵. تمرکزگرایی در تهران
۴۶. تعدد نهادهای سیاستگذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
۴۷. قطبیشدگی جامعه
۴۸. طرح تحول سلامت
۴۹. ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زبالهها
۵۰. مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
۵۱. سیاستهای خصوصیسازی و پیامدهای آن
۵۲. چالشهای توسعه گردشگری
۵۳. چالشهای مراجعان سلامت و بیماران
۵۴. حاشیهنشینی شهری
۵۵. برنامه ششم توسعه
۵۶. مسائل دارو
۵۷. تورم
۵۸. مسائل ازدواج
۵۹. بحران کنش جمعی در حوزه محیطزیست
۶۰. مسائل معلمان
۶۱. بحران اداره کلانشهرها
۶۲. سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
۶۳. بودجه دولت
۶۴. مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
۶۵. پر رنگ شدن اقتصاد فرهنگ
۶۶. چالشهای رابطه علمی ایران با جهان
۶۷. ضرورت توسعه نوآوری و فعالیتهای دانشبنیان
۶۸. حجم بالای بدهیهای دولت
۶۹. حرکت به سمت پیری جمعیت
۷۰. مسائل دانشآموزان
۷۱. فقدان سواد رسانهای
۷۲. تقابل ایران و عربستان سعودی
۷۳. بحران صندوقهای بازنشستگی
۷۴. اعتراضها
۷۵. چالشهای قومی
۷۶. نزاعهای هویتی
۷۷. تغییر الگوی خانواده
۷۸. رکود مسکن
۷۹. تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماریهای مزمن
۸۰. گسترش افشاگری و درز اطلاعات
۸۱. مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
۸۲. مناقشات حقوق زنان
۸۳. گسترش ریسکپذیری جنسی
۸۴. نقشآفرینی منطقهای روسیه
۸۵. تحولات دینداری ایرانیان
۸۶. مسائل نسلی
۸۷. توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
۸۸. مخاطرات امنیتی گروههای تکفیری
۸۹. تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
۹۰. جایگاه مرجعیت دینی
۹۱. مسائل دانشگاه آزاد
۹۲. مسائل شبکههای ماهوارهای
۹۳. سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
۹۴. ضرورت نوسازی شهری
۹۵. برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
۹۶. تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
۹۷. بهرهبرداری از شبکه ملی اطلاعات
۹۸. سرنوشت سوریه
۹۹. تقابل کسبوکارهای نوپا و سنتی
۱۰۰. گسترش اختلافات میانفرهنگی در سطح جهانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢▪️💢در پژوهشی که از مهرماه سال ۱۳۹۵ در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ شناسایی و در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران به شرح زیر معرفی شده است. مسائلی که هنوز هم جایگاه خود را به عنوان مسائل اصلی ایران حفظ کرده اند.
کاش مسئولان محترم اجرایی برنامه ها، اقدامات و نتایج عملکرد خود را براساس این مسائل گزارش می دادند.
💡مسائل به شرح زیر هستند:
۱. ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی
۲. بحران تامین آب
۳. بیکاری
۴. فساد سیستمی
۵. ناامیدی درباره آینده
۶. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
۷. بحران ریزگردها
۸. پیامدهای بحران آب
۹. فقر و نابرابری
۱۰. رکود / رونق اقتصادی
۱۱. بیتفاوتی اجتماعی
۱۲. سرمایهگذاری اقتصادی داخلی و خارجی
۱۳. ناکاراییهای نظام قضایی
۱۴. اخلاق عمومی
۱۵. بحران آلودگی هوا
۱۶. امنیت روانی و اجتماعی
۱۷. انتخابات ۱۳۹۶
۱۸. اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
۱۹. حقوق اساسی و شهروندی
۲۰. کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
۲۱. بحران بانکها
۲۲. قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
۲۳. پایداری برجام
۲۴. نزاعهای سیاسی جریانهای قدرت
۲۵. مسائل صداوسیما
۲۶. قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
۲۷. تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگلها و گونههای زیستی جانوری
۲۸. امنیت نرم
۲۹. مسائل سلامت روان
۳۰. بیتوجهی به پایداری زیستمحیطی
۳۱. تخریب منابع koo مشکلات سلامت ناشی از آلودگیهای گوناگون
۳۳. نزاعهای آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
۳۴. اختلافات درونحاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
۳۵. فساد و تقلب علمی
۳۶. پیامدهای تغییرات اقلیمی برای ایران
۳۷. سوء مصرف مواد
۳۸. ضرورت بهرهوری انرژی و توجه به انرژیهای نو
۳۹. آلودگیهای آب
۴۰. چالشهای نظام سلامت
۴۱. امنیت نظامی
۴۲. کالاییشدن علم و بهمحاق رفتن عدالت آموزشی
۴۳. تحولات اجتماعی آموزش عالی
۴۴. بازار جهانی انرژی
۴۵. تمرکزگرایی در تهران
۴۶. تعدد نهادهای سیاستگذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
۴۷. قطبیشدگی جامعه
۴۸. طرح تحول سلامت
۴۹. ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زبالهها
۵۰. مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
۵۱. سیاستهای خصوصیسازی و پیامدهای آن
۵۲. چالشهای توسعه گردشگری
۵۳. چالشهای مراجعان سلامت و بیماران
۵۴. حاشیهنشینی شهری
۵۵. برنامه ششم توسعه
۵۶. مسائل دارو
۵۷. تورم
۵۸. مسائل ازدواج
۵۹. بحران کنش جمعی در حوزه محیطزیست
۶۰. مسائل معلمان
۶۱. بحران اداره کلانشهرها
۶۲. سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
۶۳. بودجه دولت
۶۴. مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
۶۵. پر رنگ شدن اقتصاد فرهنگ
۶۶. چالشهای رابطه علمی ایران با جهان
۶۷. ضرورت توسعه نوآوری و فعالیتهای دانشبنیان
۶۸. حجم بالای بدهیهای دولت
۶۹. حرکت به سمت پیری جمعیت
۷۰. مسائل دانشآموزان
۷۱. فقدان سواد رسانهای
۷۲. تقابل ایران و عربستان سعودی
۷۳. بحران صندوقهای بازنشستگی
۷۴. اعتراضها
۷۵. چالشهای قومی
۷۶. نزاعهای هویتی
۷۷. تغییر الگوی خانواده
۷۸. رکود مسکن
۷۹. تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماریهای مزمن
۸۰. گسترش افشاگری و درز اطلاعات
۸۱. مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
۸۲. مناقشات حقوق زنان
۸۳. گسترش ریسکپذیری جنسی
۸۴. نقشآفرینی منطقهای روسیه
۸۵. تحولات دینداری ایرانیان
۸۶. مسائل نسلی
۸۷. توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
۸۸. مخاطرات امنیتی گروههای تکفیری
۸۹. تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
۹۰. جایگاه مرجعیت دینی
۹۱. مسائل دانشگاه آزاد
۹۲. مسائل شبکههای ماهوارهای
۹۳. سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
۹۴. ضرورت نوسازی شهری
۹۵. برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
۹۶. تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
۹۷. بهرهبرداری از شبکه ملی اطلاعات
۹۸. سرنوشت سوریه
۹۹. تقابل کسبوکارهای نوپا و سنتی
۱۰۰. گسترش اختلافات میانفرهنگی در سطح جهانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰نمیتوان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت!
مدیران اغلب اوقات پیش از داشتن هر گونه آمادگی، پا به دنیای پر رمز و راز مدیریت میگذارند. گاهی این اتفاق از روی اجبار میافتد. برای مثال بهدلیل ترک یکی از اعضای کلیدی و مهم از سازمان بلافاصله سازمان به فکر جایگزین کردن میافتد و کارمند جوان و بیتجربهای را انتخاب میکند.
با این حال نمیتوان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت، زیرا کیفیت مدیریت به میزان شناخت مدیران از خود و مدیریت بستگی دارد. متاسفانه، بسیاری از مدیران بیشتر دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه سطح کیفیت مدیریت خود را ارتقا دهند و بیشتر به مدیریت تمایل دارند به جای اینکه به فکر بهبود کارهایی باشند که از پس انجام آن به خوبی بر نمیآیند.
در ادامه به بررسی چهار اشتباه متداولی میپردازیم که بسیاری از مدیران مرتکب میشوند.
۱. اکثر مدیران کنترل کردن را با اختیار دادن به دیگران اشتباه میگیرند. مدیریت از نظر بیشتر افراد به معنای دستور دادن به دیگران است. اما مدیران واقعی امر و نهی کردن به دیگران را فقط اتلاف وقت میدانند و ترجیح میدهند تا زمان خود را صرف تشکیل گروههایی کنند که به آنها اعتماد داشته و میدانند که از عهده مدیریت کارها بر میآیند.
یک مدیر موفق شخصی نیست که تمام افراد همیشه از او درخواست کمک کنند بلکه نسبت به تشکیل تیمها آگاهی و اطلاعات کافی دارد و از افراد توانا و با استعداد دیگر بهمنظور تمرکز و یافتن راهحل برای مسائل مهم کمک میگیرد.
۲. برای بسیاری از مدیران عنوان بیشتر از نیازمندیهای شغل دارای اهمیت است. بیشتر مدیران به عبارت "من مدیر هستم به همین دلیل باید به حرفهایم گوش دهید." تکیه کرده و پافشاری می کنند.
متاسفانه، اکثر مدیران بیشتر به سرپرست، معاون یا مدیرعامل شدن اهمیت میدهند و مسائل سطحی برایشان اهمیت بسیاری دارد برای مثال میخواهند نامشان روی در اتاق مدیریت دیده شود، منظره دفتر کارشان عالی باشد، نامشان در لیست اسامی پیشنهادهای کاری، نفر اول باشد و در ازای انجام کارها و وظایفی که به عهده دارند پاداشهای کلان دریافت کنند. اما مدیران حقیقی به چنین مسائل پیش پا افتادهای اهمیت نمیدهند.
۳. مدیران با اینکه نسبت به دیگران کمتر کار میکنند اما انتظاراتشان از هر فرد دیگری بیشتر است. جالب است افراد زمانی که فقط یک کارمند ساده هستند عاشق مقام مدیریت هستند و جالبتر اینکه به محض مدیر شدن ناگهان این احساس به آنها دست میدهد که باید کمتر از دیگران زحمت بکشند و ضمنا انتظار حقوق، تعطیلات بیشتر و همچنین رفتارهای متفاوتی را از سوی دیگران دارند.
اما مدیران واقعی به محض مدیر شدن سختتر از گذشته کار میکنند، به موقع و پیش از سایر کارمندان در محل کار حاضر میشوند و آخرین فردی هم هستند که آنجا را ترک میکنند.
۴. بیشتر مدیران رفتاری مشابه رفتار مدیران خود دارند. هیچ مدرسه عملی برای یادگیری نکات مدیریتی در دسترس نیست. کلاس خاصی هم در مقطع متوسطه، دبیرستان یا حتی دانشگاه برای آموزش مباحث مدیریتی وجود ندارد. بلکه مهارتهای مدیریتی از مدیری به مدیر دیگر منتقل میشود و بسیاری از افرادی که پا به عرصه مدیریت میگذارند رفتاری مانند مدیرانشان با دیگران دارند.
با این حال مدیران واقعی، اغلب روشهایی را بهکار میبرند که مدیرانشان برای مدیریت استفاده میکردند. به تاکتیکهایی که دارای انگیزه بوده فکر میکنند و تاکتیکهای دارای نقص را هم بررسی کرده سپس بر اساس تجارب خود، درباره چگونگی مدیریت اطرافیان تصمیمگیری میکنند.
آنها دائما به فکر افزایش مسوولیت پذیری در کارمندان و یافتن راههایی برای تقویت کارآیی خود هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیران اغلب اوقات پیش از داشتن هر گونه آمادگی، پا به دنیای پر رمز و راز مدیریت میگذارند. گاهی این اتفاق از روی اجبار میافتد. برای مثال بهدلیل ترک یکی از اعضای کلیدی و مهم از سازمان بلافاصله سازمان به فکر جایگزین کردن میافتد و کارمند جوان و بیتجربهای را انتخاب میکند.
با این حال نمیتوان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت، زیرا کیفیت مدیریت به میزان شناخت مدیران از خود و مدیریت بستگی دارد. متاسفانه، بسیاری از مدیران بیشتر دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه سطح کیفیت مدیریت خود را ارتقا دهند و بیشتر به مدیریت تمایل دارند به جای اینکه به فکر بهبود کارهایی باشند که از پس انجام آن به خوبی بر نمیآیند.
در ادامه به بررسی چهار اشتباه متداولی میپردازیم که بسیاری از مدیران مرتکب میشوند.
۱. اکثر مدیران کنترل کردن را با اختیار دادن به دیگران اشتباه میگیرند. مدیریت از نظر بیشتر افراد به معنای دستور دادن به دیگران است. اما مدیران واقعی امر و نهی کردن به دیگران را فقط اتلاف وقت میدانند و ترجیح میدهند تا زمان خود را صرف تشکیل گروههایی کنند که به آنها اعتماد داشته و میدانند که از عهده مدیریت کارها بر میآیند.
یک مدیر موفق شخصی نیست که تمام افراد همیشه از او درخواست کمک کنند بلکه نسبت به تشکیل تیمها آگاهی و اطلاعات کافی دارد و از افراد توانا و با استعداد دیگر بهمنظور تمرکز و یافتن راهحل برای مسائل مهم کمک میگیرد.
۲. برای بسیاری از مدیران عنوان بیشتر از نیازمندیهای شغل دارای اهمیت است. بیشتر مدیران به عبارت "من مدیر هستم به همین دلیل باید به حرفهایم گوش دهید." تکیه کرده و پافشاری می کنند.
متاسفانه، اکثر مدیران بیشتر به سرپرست، معاون یا مدیرعامل شدن اهمیت میدهند و مسائل سطحی برایشان اهمیت بسیاری دارد برای مثال میخواهند نامشان روی در اتاق مدیریت دیده شود، منظره دفتر کارشان عالی باشد، نامشان در لیست اسامی پیشنهادهای کاری، نفر اول باشد و در ازای انجام کارها و وظایفی که به عهده دارند پاداشهای کلان دریافت کنند. اما مدیران حقیقی به چنین مسائل پیش پا افتادهای اهمیت نمیدهند.
۳. مدیران با اینکه نسبت به دیگران کمتر کار میکنند اما انتظاراتشان از هر فرد دیگری بیشتر است. جالب است افراد زمانی که فقط یک کارمند ساده هستند عاشق مقام مدیریت هستند و جالبتر اینکه به محض مدیر شدن ناگهان این احساس به آنها دست میدهد که باید کمتر از دیگران زحمت بکشند و ضمنا انتظار حقوق، تعطیلات بیشتر و همچنین رفتارهای متفاوتی را از سوی دیگران دارند.
اما مدیران واقعی به محض مدیر شدن سختتر از گذشته کار میکنند، به موقع و پیش از سایر کارمندان در محل کار حاضر میشوند و آخرین فردی هم هستند که آنجا را ترک میکنند.
۴. بیشتر مدیران رفتاری مشابه رفتار مدیران خود دارند. هیچ مدرسه عملی برای یادگیری نکات مدیریتی در دسترس نیست. کلاس خاصی هم در مقطع متوسطه، دبیرستان یا حتی دانشگاه برای آموزش مباحث مدیریتی وجود ندارد. بلکه مهارتهای مدیریتی از مدیری به مدیر دیگر منتقل میشود و بسیاری از افرادی که پا به عرصه مدیریت میگذارند رفتاری مانند مدیرانشان با دیگران دارند.
با این حال مدیران واقعی، اغلب روشهایی را بهکار میبرند که مدیرانشان برای مدیریت استفاده میکردند. به تاکتیکهایی که دارای انگیزه بوده فکر میکنند و تاکتیکهای دارای نقص را هم بررسی کرده سپس بر اساس تجارب خود، درباره چگونگی مدیریت اطرافیان تصمیمگیری میکنند.
آنها دائما به فکر افزایش مسوولیت پذیری در کارمندان و یافتن راههایی برای تقویت کارآیی خود هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
"آلبرت انیشتین ۱۰ تا جمله ی فوق العاده داره میگه"
۱- جهان ما فرایند تفکرات ماست. پس برای تغییر آن اول باید تفکراتمان را تغییر دهیم.
۲- زندگی مانند راندن یک دوچرخه است. برای اینکه تعادل خود را حفظ کنید فقط باید به حرکت ادامه دهید.
۳- هر انسان بخشی از کل است که جهان هستی نامیده می شود
۴- تخیل همه چیز است؛ درواقع یک پیش نمایش از چیزهایی است که میتوانید در آینده داشته باشید
۵- انسان باید به دنبال این باشد که کیست، نه اینکه به دنبال چیزی باشد که فکر می کند باید باشد
۶- من هرگز فکرم را درگیر آینده نمی کنم. چون خودش به زودی می آید.
۷- از دیروز یاد بگیر، امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش. مهم این است که دست از پرسش برنداری.
۸- کسی که هرگز اشتباه نکند، چیز جدیدی یاد نمی گیرد.
۹- سعی نکنید یک انسان موفق باشید. بلکه سعی کنید یک فرد ارزشمند شوید
۱۰- هیچ مشکلی با همان سطح آگاهی که آن را ایجاد کرده است حل نمی شود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱- جهان ما فرایند تفکرات ماست. پس برای تغییر آن اول باید تفکراتمان را تغییر دهیم.
۲- زندگی مانند راندن یک دوچرخه است. برای اینکه تعادل خود را حفظ کنید فقط باید به حرکت ادامه دهید.
۳- هر انسان بخشی از کل است که جهان هستی نامیده می شود
۴- تخیل همه چیز است؛ درواقع یک پیش نمایش از چیزهایی است که میتوانید در آینده داشته باشید
۵- انسان باید به دنبال این باشد که کیست، نه اینکه به دنبال چیزی باشد که فکر می کند باید باشد
۶- من هرگز فکرم را درگیر آینده نمی کنم. چون خودش به زودی می آید.
۷- از دیروز یاد بگیر، امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش. مهم این است که دست از پرسش برنداری.
۸- کسی که هرگز اشتباه نکند، چیز جدیدی یاد نمی گیرد.
۹- سعی نکنید یک انسان موفق باشید. بلکه سعی کنید یک فرد ارزشمند شوید
۱۰- هیچ مشکلی با همان سطح آگاهی که آن را ایجاد کرده است حل نمی شود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
🔴تفاوت همکاری، هماهنگی و مشارکت:
معمولا از واژه های :
مشارکت (collaboration)،
هماهنگی (coordination)
و همکاری (cooperation)
برای توصیف کار تیمی موثر استفاده می شود.
اما معنای آنها یکسان نیست و متاسفانه با استفاده نادرست از این واژه ها به جای یکدیگر، از بار معنایی آن ها کاسته شده و قابلیت آن ها را براي ايجاد فضای کاری قدرتمند و مبتنی بر تعامل سازنده، کاهش می یابد.
♨️تعاریف این سه شایستگی:
❇️مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. مهمترین مبنا و راهگشا در این فضا تلاش براي ايجاد محصول، خدمت و یا هر چیز جدیدی، مشارکت گروهی است و نه انجام کار به صورت انفرادی. عاملی که افراد را در کنار هم به عنوان تيم نگه می دارد هدف و ديدگاه مشترک است.
❇️هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین بتوانند نقش خود را در حمایت از یک هدف مشترک، به انجام برسانند. هماهنگی در کار تیمی تنها در زمان اجرای طرح و برنامه معنا پیدا می کند و به معنی ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.
❇️همکاری (Cooperation): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای حمایت از اهداف یکدیگر استفاده می کنند، نه یک هدف مشترک. ممکن است در عمل نتیجه این همکاری ساخت چیز جدیدی باشد، اما حاصل و نتیجه کار و تلاش تیمی نیست، بلکه کاملا انفرادی است.
🔚همان طور که ملاحظه کردید، هر سه شایستگی مهم می باشند و هر یک، جنبه ای از کار تیمی را بیان می کنند. اما با هم تفاوت دارند.
نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیم های ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگی های مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیتی که دارند، ممکن است به یکی از شایستگی های مشارکت، هماهنگی و همکاری نیاز بیشتری وجود داشته باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
معمولا از واژه های :
مشارکت (collaboration)،
هماهنگی (coordination)
و همکاری (cooperation)
برای توصیف کار تیمی موثر استفاده می شود.
اما معنای آنها یکسان نیست و متاسفانه با استفاده نادرست از این واژه ها به جای یکدیگر، از بار معنایی آن ها کاسته شده و قابلیت آن ها را براي ايجاد فضای کاری قدرتمند و مبتنی بر تعامل سازنده، کاهش می یابد.
♨️تعاریف این سه شایستگی:
❇️مشارکت(collaboration): کار کردن با یکدیگر برای خلق و ایجاد چیزی جدید، با داشتن یک دیدگاه و هدف مشترک. مهمترین مبنا و راهگشا در این فضا تلاش براي ايجاد محصول، خدمت و یا هر چیز جدیدی، مشارکت گروهی است و نه انجام کار به صورت انفرادی. عاملی که افراد را در کنار هم به عنوان تيم نگه می دارد هدف و ديدگاه مشترک است.
❇️هماهنگی(Coordination): به اشتراک گذاری اطلاعات و منابع به طوری که هر یک از طرفین بتوانند نقش خود را در حمایت از یک هدف مشترک، به انجام برسانند. هماهنگی در کار تیمی تنها در زمان اجرای طرح و برنامه معنا پیدا می کند و به معنی ایجاد و خلق چیز جدیدی نیست.
❇️همکاری (Cooperation): در جایی مطرح می گردد که افراد از منابع و اطلاعات خود برای حمایت از اهداف یکدیگر استفاده می کنند، نه یک هدف مشترک. ممکن است در عمل نتیجه این همکاری ساخت چیز جدیدی باشد، اما حاصل و نتیجه کار و تلاش تیمی نیست، بلکه کاملا انفرادی است.
🔚همان طور که ملاحظه کردید، هر سه شایستگی مهم می باشند و هر یک، جنبه ای از کار تیمی را بیان می کنند. اما با هم تفاوت دارند.
نمونه های موفق کار تیمی را میتوانیم در تیم های ورزشی، نظامی و حتی سیاسی مشاهده نماییم. همه تیم های موثر و تاثیرگذار ویژگی های مشترکی دارند. اما بسته به هدف و نیتی که دارند، ممکن است به یکی از شایستگی های مشارکت، هماهنگی و همکاری نیاز بیشتری وجود داشته باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
خلاصه کتاب پنج دشمن کار تیمی
در علم مدیریت بر کار گروهی و تیمی تایید شده است. کار تیمی یعنی رعایت اصول در مدت زمانی طولانی. در کار تیمی یا گروهی توانمند، نتایج بدست آمده خارق العاده و بیش از انتظار است. قدرت مالی و برخورداری از استراتژی مناسب مزیت های رقابتی هستند اما ماندگار نمیباشند. فقط و فقط کار تیمی است که بوجود آورنده مزیت رقابتی پایدار بوده و تضمینی بر استمرار فعالیت های سازمان است.
نیروی انسانی مهم ترین عامل ورودی هر سازمانی است اگر این عامل ورودی مهم با تمام توان در جهت موفقیت سازمان گام بردارد در همه زمینه ها موفق خواهیم بود.
دلایلی که ممکن است تیم ها نتوانند وظایف خود را درست انجام دهند:
1. نبود اعتماد
شالوده کار تیمی اعتماد است. اعتماد به این معنا نیست که همه اعضای تیم درکنار و همراه شما باشند. اعتماد یعنی علم به این مسئله که وقتی یک عضو تیم عضو دیگر را تحت فشار قرار میدهد اینکار به خاطر تیم انجام میشود نه به خاطر خود فرد!وجود اعتماد شرط اصلی تیم سازی است. تنها راه اعتماد آفرینی، غلبه بر نیاز افراد به مصونیت و آسیب پذیری است. افرادی که ضعف ها و خطاهای خود را پنهان میکنند زمینه بروز اعتماد را ویران مینمایند.
2. ترس از برخورد
در کار تیمی اگر به هم اعتماد نکنیم خود را هیچ وقت درگیر برخوردهای آزاد و سازنده نمیکنیم بلکه سعی میکنیم به صورت تصنعی و زورکی با هم هماهنگ شویم. در تیم های بی اعتماد برخورد صادقانه آرا از بین میرود و جای آنرا بحث های لفافه دار و اظهار نظرهای جانب دارانه میگیرد.
3. نبود تعهد و غفلت از مشارکت در تصمیم گیری ها
دلیل نبود تعهد ابهام است. وقتی شغلی غنی باشد چالش ها افزایش یافته و منجر به افزایش تعهد میشود. اگر افراد نتوانند در جریان بحث های باز و پرشور نظرهای خود را بگویند دست کم یا به ندرت خود را پایبند به تصمیم های گرفته شده میدانند.
4. پرهیز از مسئولیت پذیری
وقتی هدف مشخص و تایید شده باشد باید در برابر آن متعهد و نسبت به تعهد خود جوابگو باشیم به طوری که رفتار و عملکرد ما با عالی ترین معیارها مطابقت کند.
5. بی توجهی به نتیجه کار
کشش اعضای تیم به جلب توجه و تایید فردی به بهای از دست دادن ثمره و نتیجه کار. اعضای تیم نیازهای فردی مثل مقام و منیت، پیشرفت شغلی یا نیاز به تایید و ستایش بر هدف های تیمی برتر میدانند.
وجود نظم و پافشاری در کار درست ضامن پیشرفت تیم خواهد بود.
واقعیت های اساسی در کار تیمی
1. کار تیمی اصیل و واقعی در بیشتر سازمان ها امری دست نیافتنی است.
2. سازمان ها به این علت در کار تیمی شکست میخورند که ناآگاهانه در پنج دام طبیعی نامبرده گرفتار میشوند.
اعضای تیم های اهل اعتماد
· ضعف ها و لغزش ها را میپذیرند.
· یاری میجویند.
· درباره حوزه مسئولیت خود از این و آن میپرسند و بازخورد میطلبند.
· پیش از رسیدن به قضاوت نهایی برای خود و دیگران حق تردید قائل میشوند.
· در دادن بازخورد و یاری رساندن خطرپذیر هستند.
· مهارت ها و تجربه های یکدیگر را ارج مینهند و از آنها بهره میبرند.
· از سیاست بازی پرهیز میکنند.
· بدون دودلی و اکراه پوزش میخواهند و پوزش میپذیرند.
· به نشست ها و دیگر فرصت ها برای گروهی کار کردن دل میبندند.
اعضای تیم های مشتاق جهت هیاهو بدون ترس از برخورد
· نشست های زنده و پرنشاط دارند.
· آرا و افکار تمام اعضای تیم مهم است.
· مشکلات واقعی را پیدا کرده و با قید فوریت آنها را حل میکنند.
· سیاست بازی را به کمترین حد میرسانند.
· از طرح مسایل پیچیده طفره نمیروند.
اعضای تیم های متعهد
· جهت حرکت و اولویت ها روشن و شفاف است.
· همه اعضا در راستای هدف های مشترک فعالیت میکنند.
· مهارت پند آموزی از لغزش ها را تقویت میکنند.
· بدون استرس و نگرانی روبه جلو حرکت میکنند.
· جهت حرکت را هر زمانی که فکر کنند مسیر اشتباه است بدون استرس عوض میکنند.
اعضای تیم های مسئولیت پذیر و جوابگو
· کاری میکنند تمام افراد ضعیف مجبور به اصلاح عملکرد خود شوند.
· با بازخواست از روش اعضا، به سرعت از مشکلات بالقوه آگاه میشوند.
· احترام متقابل بین اعضا وجود دارد.
· از بوروکراسی های پیچیده جلوگیری میشود.
با تلخیص از کتاب پنج دشمن کار تیمی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در علم مدیریت بر کار گروهی و تیمی تایید شده است. کار تیمی یعنی رعایت اصول در مدت زمانی طولانی. در کار تیمی یا گروهی توانمند، نتایج بدست آمده خارق العاده و بیش از انتظار است. قدرت مالی و برخورداری از استراتژی مناسب مزیت های رقابتی هستند اما ماندگار نمیباشند. فقط و فقط کار تیمی است که بوجود آورنده مزیت رقابتی پایدار بوده و تضمینی بر استمرار فعالیت های سازمان است.
نیروی انسانی مهم ترین عامل ورودی هر سازمانی است اگر این عامل ورودی مهم با تمام توان در جهت موفقیت سازمان گام بردارد در همه زمینه ها موفق خواهیم بود.
دلایلی که ممکن است تیم ها نتوانند وظایف خود را درست انجام دهند:
1. نبود اعتماد
شالوده کار تیمی اعتماد است. اعتماد به این معنا نیست که همه اعضای تیم درکنار و همراه شما باشند. اعتماد یعنی علم به این مسئله که وقتی یک عضو تیم عضو دیگر را تحت فشار قرار میدهد اینکار به خاطر تیم انجام میشود نه به خاطر خود فرد!وجود اعتماد شرط اصلی تیم سازی است. تنها راه اعتماد آفرینی، غلبه بر نیاز افراد به مصونیت و آسیب پذیری است. افرادی که ضعف ها و خطاهای خود را پنهان میکنند زمینه بروز اعتماد را ویران مینمایند.
2. ترس از برخورد
در کار تیمی اگر به هم اعتماد نکنیم خود را هیچ وقت درگیر برخوردهای آزاد و سازنده نمیکنیم بلکه سعی میکنیم به صورت تصنعی و زورکی با هم هماهنگ شویم. در تیم های بی اعتماد برخورد صادقانه آرا از بین میرود و جای آنرا بحث های لفافه دار و اظهار نظرهای جانب دارانه میگیرد.
3. نبود تعهد و غفلت از مشارکت در تصمیم گیری ها
دلیل نبود تعهد ابهام است. وقتی شغلی غنی باشد چالش ها افزایش یافته و منجر به افزایش تعهد میشود. اگر افراد نتوانند در جریان بحث های باز و پرشور نظرهای خود را بگویند دست کم یا به ندرت خود را پایبند به تصمیم های گرفته شده میدانند.
4. پرهیز از مسئولیت پذیری
وقتی هدف مشخص و تایید شده باشد باید در برابر آن متعهد و نسبت به تعهد خود جوابگو باشیم به طوری که رفتار و عملکرد ما با عالی ترین معیارها مطابقت کند.
5. بی توجهی به نتیجه کار
کشش اعضای تیم به جلب توجه و تایید فردی به بهای از دست دادن ثمره و نتیجه کار. اعضای تیم نیازهای فردی مثل مقام و منیت، پیشرفت شغلی یا نیاز به تایید و ستایش بر هدف های تیمی برتر میدانند.
وجود نظم و پافشاری در کار درست ضامن پیشرفت تیم خواهد بود.
واقعیت های اساسی در کار تیمی
1. کار تیمی اصیل و واقعی در بیشتر سازمان ها امری دست نیافتنی است.
2. سازمان ها به این علت در کار تیمی شکست میخورند که ناآگاهانه در پنج دام طبیعی نامبرده گرفتار میشوند.
اعضای تیم های اهل اعتماد
· ضعف ها و لغزش ها را میپذیرند.
· یاری میجویند.
· درباره حوزه مسئولیت خود از این و آن میپرسند و بازخورد میطلبند.
· پیش از رسیدن به قضاوت نهایی برای خود و دیگران حق تردید قائل میشوند.
· در دادن بازخورد و یاری رساندن خطرپذیر هستند.
· مهارت ها و تجربه های یکدیگر را ارج مینهند و از آنها بهره میبرند.
· از سیاست بازی پرهیز میکنند.
· بدون دودلی و اکراه پوزش میخواهند و پوزش میپذیرند.
· به نشست ها و دیگر فرصت ها برای گروهی کار کردن دل میبندند.
اعضای تیم های مشتاق جهت هیاهو بدون ترس از برخورد
· نشست های زنده و پرنشاط دارند.
· آرا و افکار تمام اعضای تیم مهم است.
· مشکلات واقعی را پیدا کرده و با قید فوریت آنها را حل میکنند.
· سیاست بازی را به کمترین حد میرسانند.
· از طرح مسایل پیچیده طفره نمیروند.
اعضای تیم های متعهد
· جهت حرکت و اولویت ها روشن و شفاف است.
· همه اعضا در راستای هدف های مشترک فعالیت میکنند.
· مهارت پند آموزی از لغزش ها را تقویت میکنند.
· بدون استرس و نگرانی روبه جلو حرکت میکنند.
· جهت حرکت را هر زمانی که فکر کنند مسیر اشتباه است بدون استرس عوض میکنند.
اعضای تیم های مسئولیت پذیر و جوابگو
· کاری میکنند تمام افراد ضعیف مجبور به اصلاح عملکرد خود شوند.
· با بازخواست از روش اعضا، به سرعت از مشکلات بالقوه آگاه میشوند.
· احترام متقابل بین اعضا وجود دارد.
· از بوروکراسی های پیچیده جلوگیری میشود.
با تلخیص از کتاب پنج دشمن کار تیمی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers