(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
(Competent Managers) مدیران شایسته
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟ ♨️  همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان می‌کند که مغز انسان می‌تواند در روز به…
📚توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری

اگر در شغل‌تان پیوسته در حال تصمیم‌گیری هستید، بی‌تردید پس از مدتی خسته می‌شوید و تصمیم‌های نامناسب می‌گیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمی‌شود. باید به‌دنبال راه‌هایی برای مقابله با خستگی تصمیم‌گیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک می‌کند، اما روش‌های دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روش‌ها شامل توصیه‌های گوناگون می‌شوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.

1️⃣. تصمیم‌های روزمره را کمتر و ساده‌تر کنید

«باراک اوباما» (رئیس‌جمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیان‌گذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری می‌پوشند! اوباما در دوره ریاست‌جمهوری، کت‌وشلوار سرمه‌ای یا خاکستری می‌پوشید. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمه‌ای می‌پوشم یا خاکستری. سعی می‌کنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیم‌گیری‌های بسیاری به‌عهده‌ام است!»‌

«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریه‌ای دارد به‌نام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعله‌ها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برای‌تان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیم‌گیری‌های مربوط به آن را ساده کنید.

2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویت‌بندی درستی داشته باشید

در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی می‌کنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار می‌گیرند. به وظایف ساده‌تر هم در باقی‌ماندهٔ روز رسیدگی می‌کنیم.

3️⃣. بر نیروی لحظه‌ها تمرکز کنید، نه نیروی اراده

خستگی تصمیم گیری باعث می‌شود احساس کنیم اختیار امور از دست‌مان خارج است. تمرکز بر لحظه‌ها، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار می‌روید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زی‌گارنیک» می‌نامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمی‌ماند.

4️⃣. وقتی انگیزه و اراده‌تان قوی است، روی تصمیم‌های بزرگ تمرکز کنید

به‌جای اینکه همگام با تغییر سطح انرژی‌تان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیم‌های بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. این‌گونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهای‌مان می‌پردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشن‌ها یا اخبار صبحگاهی حواس‌مان را پرت کنند.

5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید

وقتی می‌خوابیم، مغز برخی اتصال‌های بین عصب‌ها را رها می‌کند؛ در نتیجه، جا برای داده‌های جدیدِ پس از بیداری باز می‌شود. اگر احساس می‌کنید دچار خستگی تصمیم گیری شده‌اید، چرت‌زدن ذهن‌تان را بازیابی می‌کند.

💎توصیه‌هایی دیگر

▪️همهٔ جلسات را برای صبح‌ها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامه‌ریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفته‌ها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمی‌توانیم  بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیم‌گیری‌مان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمی‌توانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آماده‌سازی برای هفتهٔ پیش‌رو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیم‌گیری در نخستین روز هفته می‌کاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. به‌ویژه خانم‌ها بهتر است کیف و کفش‌ و اکسسوری‌شان را انتخاب کنند.
▪️در گوشی‌تان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید به‌جای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکی‌ها و میان‌وعده‌های سالم بخورید.
▪️از تصمیم‌های ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درون‌تان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیم‌گیری فکر نمی‌کند!

🔹جمع‌بندی

موفقیت حرفه‌ای به‌شکلی روزافزون به تصمیم‌گیری‌های خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیم‌های خوب باید حواس‌مان به افکارمان و به کاهش سطح انرژی‌مان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، می‌توانیم بهره‌وری خودمان را افزایش دهیم.

منبع: مردان موفق


لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
کسانی که مهارت خواندن ندارند
مهارت اندیشیدن هم ندارند

خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «ساده‌گرایی» در دنیای امروزه ساده‌گرایی یعنی تمایل به ساده‌کردن هر چیز پیچیده‌.
اظهار‌نظرها و موضع‌گیری‌های یک‌خطی، شفاف ، سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل.

استادِ ساده‌گراهای دنیا، دونالد ترامپه؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» از اون نداره.
اما ظهور این نوع سیاست‌مدارها زنگ خطری برای جهانه. به قول پینکر : «هر وقت سیاستمداران شروع می‌کنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید»...

"قسمتی از یادداشت سایمون کوپر
در فایننشیال تایمز"

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰 عاشق یاد گرفتن باشیم.

🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.

📘زندگی شتابان میگذرد. از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.


🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمی‌تواند هیچ درسی را بیاموزد،

📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر می‌شود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسانهای موفق و کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاس‌های آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی، تکنولوژی و نرم‌افزار می‌تواند تا ۴۰% بهره‌وری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کننده‌ای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به‌ طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش می‌اندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود به‌زودی اثرات آن آشکار می‌شود.
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📙بماند به یادگار از کانون ارزیابی جهاد دانشگاه تبریز و ارومیه، در مهر ماه سال ۱۴۰۲

🔰پیامبر عشق و مهربانی میفرمایند:  إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ. به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.

🔰اساس خلقت، محبت است؛ اصلا تمام صفات کمالی که در عالم می‌بینیم اصلش همین محبت است و ظهور اسما الاهی برای این مسئله است و محبت منتهی به معرفت الله میشود.

🔰با سپاس بیکران بر تمامی انسانهای شریف و نجیب به ویژه بر اساتید گرانقدر، دوستان و همکاران گرامی که در این ایام محدود، سفره مهر گستردند تا همه مان از نعمات مهربانی و صمیمیت در قالب یک کار تیمی شایسته بهره مند شویم و نکته های بسیار ارزشمندی برای توسعه و تعالی بیاموزیم. 

🔰مایه بسیار مباهات و افتخار برای اینجانب بود که در کنار اساتید فرهیخته طی چند روز مطالب زیادی آموختم. اساتید مهربانی که با گرمای مهر و عطوفت شان درس ادب و متانت و اخلاق را بر ما ارزانی داشتند.

🔰 برای همه شما عزیزان و سروران گرامی و خانواده های محترمتان سلامتی، تندرستی و عزت و سربلندی توام با شادکامی و بهروزی را از درگاه خدای بزرگ آرزومندم.

❤️با احترام ؛ کاشفی🙏
Forwarded from عکس نگار
‍ 🔰کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه دنیا را میخ می‌بیند !
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتاب‌ها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودی‌های مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چه‌بسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه‌ریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل می‌کند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو

🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.

🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و‌ حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.

🔰دوم اینکه: پیش‌فرض‌های ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی می‌کنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث می‌شود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمان‌ها و قضاوت‌های ما این گونه‌اند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست می‌گیرم، رویداد‌ها حکم همان میخ را پیدا می‌کنند یعنی رویداد‌ها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– می‌یابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا می‌کنند به میخ شدن.

🔰 در اغلب رویداد‌ها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش می‌دهیم ناخواسته می‌خواهیم آن چیز‌هایی را بشنویم که می‌خواهیم آنگونه باشد، نه آن چیز‌هایی که واقعاً مطرح می‌شود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود می‌آید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل می‌دهد.

🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند می‌خواسته‌اند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آن‌گونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرض‌ها و پیش فرض‌های من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیال‌های خودم بشوم و آن‌ها را با واقعیت یکی بپندارم.

🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافی‌ها و حجاب‌های درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ می‌بیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه می‌زند و، چون فیل- واقعیت- را نمی‌بیند بنابراین با گمان‌ها–دست سودن‌ها و لمس کردن‌ها– پیش می‌رود، بنابراین در فیل، بادبزن می‌بیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
💢معرفی مدل SBI در ارائه بازخورد به کارکنان

✅بازخورد توسط کرت لوین از بنیانگذاران دانش تحول سازمانی از رشته مهندسی الکترونیک قرض گرفته شده و به معنی سیستمی برای اصلاح مسیر حرکت است. ارائه بازخورد به کارکنان تعاملی است که می‌تواند به افزایش انگیزه و بینش یا تحول و توسعه در زمینه دانش، مهارت و یا رفتار فرد منجر شود. بازخورد همچنین می‌تواند موجب افزایش آگاهی از استعدادها و توانایی‌های افراد شود.

🔰بازخورد می‌تواند به دو گونه باشد:

🔹بازخورد مثبت: به خصلت‌ها، رفتارها و فعالیت‌هایی که خوب هستند و باید ادامه پیدا کنند اشاره دارد.

🔹بازخورد توسعه‌ای: به خصلت‌ها، رفتارها و فعالیت‌هایی که باید اصلاح و یا حذف شوند توجه دارد.

🔰اهمیت بازخورد

🔸در غیاب بازخورد ما فکر می‌کنیم همه چیز خوب است و یا اگر مستعد نگرش منفی و یا خود کم بینی باشیم ممکن است تصور کنیم که اوضاع خراب است. بهر صورت ما معمولا بر مبنای فرضیات غلط تصمیم گیری خواهیم کرد. بنابراین بازخورد دادن مداوم به کارکنان در همان ابتدای جوانه زدن مشکل و پیش از پیچیده شدن یا نهادینه شدن آن، از هدر رفتن منابع سازمانی جلوگیری می‌کند.

یکی از اصلی ترین وظایف سرپرستان، مدیران و رهبران سازمان ارائه بازخوردهای کامل، خاص و در زمان مشخص و به شکل محترمانه، سازنده و حمایتی به کارکنان است بازخوردی که با هدف تقویت و بهبود ارائه می‌شوند، نه برای شرمنده کردن یا تنبیه.

🔸اما همیشه کار به این سادگی نیست و ارائه بازخورد به یکی از سخت‌ترین وظایف همه مدیران و سرپرستان تبدیل شده است، دادن بازخوردهای انتقادی (یعنی مطرح کردن نقاط ضعف و اشتباهات یا به تعبیر زیباتر نقاط بهبود کارکنان) کار دشواری است که به ظرافت و هنرمندی نیاز دارد. در این مقاله مدلی را با هم مرور می‌کنیم که چارچوبی را برای ارائه بازخورد موثر به کارکنان ارائه می‌کند.

📕مدل SBI در ارائه بازخورد به کارکنان

در این مدل ارائه بازخورد در سه گام موقعیت،رفتار و تاثیر صورت می پذیرد.

🔺موقعیت: (Situation) موقعیت را به صورت کامل و شفاف توصیف کنید: زمان و مکانی که در آن موضوعی که قصد ارائه بازخورد در مورد آن را دارید اتفاق افتاده است.
مثال: در جلسه هیئت مدیره صبح که نیم ساعت دیر رسیدی...

🔺رفتار (Behavior) : رفتار مشاهده شده را توصیف نمایید. موارد و مصادیق واقعی، روشن وغیر قابل انکار را از رفتار فرد بیان کنید. از هر گونه قضاوت پرهیز کنید و موارد ناشی از ذهن خوانی خودتان را بیان نکنید.
مثال: قرار بود گزارش پروژه را اول ماه تحویل بدی، الان 5 روز از اون تاریخ گذشته...

🔺تاثیر (Impact) : تاثیر مستقیم حاصل از این رفتارها بر خودتان و یا بر سازمان را بیان کنید. تا جاییکه ممکن است احساس و یا نتیجه معلوم و مشخصی را بیان کنید.
مثال: من نگرانم که نتونیم پاسخگوی سفارشات مشتریان باشیم...

🟢به مثال زیر که ارائه یک بازخورد کامل را با مدل SBI نشان میدهد توجه کنید:

(موقعیت)علی قرار بود در ماه گذشته 5 نفر کارشناس نرم افزار استخدام کنیم،(رفتار) اما تا الان که سررسید موعد توافقیمونه فقط یک نفر جذب شده، (تاثیر)و با توجه به این که ما یک حوزه جدید رو شروع کردیم من نگران این هستم که از برنامه عقب بمونیم و نتونیم محصول جدید رو تا پایان سال به بازار عرضه کنیم...

🔸بر اساس چگونگی گفتگو، شما احتمالا پس از بحث، درباره اقدامات و پیشنهادات لازم برای جلوگیری از تکرار رفتار در آینده صحبت خواهید کرد.
یکی دیگر از چیزهایی که باید در نظر داشته باشید این است که مدل SBI برای دادن بازخورد مثبت نیز بسیارموثر است.

🔸در انتها به یاد داشته باشیم
کارکنان، بازخورد را از مدیران و سرپرستانی می پذیرند که :

🔺* در حوزه مورد نظر و موضوع مورد ارزیابی صاحب نظر و متخصص باشند.
* صادق و صریح باشند.

🔺* وقتی به ما بازخورد می دهند نفع شخصی نداشته باشند بلکه بازخورد را خیرخواهانه و دلسوزانه ارائه کنند.

🔺* بتوانند علاوه بر دادن بازخورد، راهنمایی هم بکنند و مشاور موثری برای اصلاح رفتار و بهبود عملکرد باشند.

🔷امیدوارم چارچوب SBI به توسعه مهارت شما در ارائه بازخورد اثربخش به کارکنان کمک کند./کانال مدیریت منابع انسانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰*مدیریت و رهبری به سبک‌ شیخ محمّد*
(خلاصه کتاب)

■افکار و دستاوردهای شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دوبی به عنوان یکی از امیرنشین های هفتگانه امارات متحده عربی جالب توجه است. بن راشد در کتاب خود به مبانی نظری مدیریتی و مسئولیت رهبر می پردازد و چگونگی توسعه دوبی و پیشینه فقیر این امارت، تجربه خود و نیاکان ش برای چگونگی توسعه این منطقه را به تصویر می کشد. در ادامه، برخی از نکات مهم این کتاب را مرور می کنیم.

□فرصت اشتباه کردن دادیم.
افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و  اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است.‌ نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که  آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.

●اگر یک نفر از ۸ کار ۶ کار را درست انجام داد او فرد موفقی است. بر همین اساس من سازمانی را تاسیس کرده ام بنام "سازمان جوانان" که برای توسعه طرح های ابتکاری اقتصادی جوانان تا ۹۰% سرمایه مورد نیازش را تامین می کند و این سازمان به جوانان فرصت ابتکار، آموزش و اشتباه کردن را می دهد.

○از فساد اداری غفلت نکردیم.
ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. هر گاه دولتی فاسد باشد، شرکت های بین المللی علاقه ای به سرمایه گذاری در آن کشور را ندارند، بر همین اساس به صورت جدی با فساد مقابله کردیم و شرایط را برای ارسال گزارش فساد  و‌ برخورد با مفسدین مهیا کردیم.

■به همه فرصت رقابت دادیم.

□به جای پول مردم از ظرفیت مردم استفاده کردیم. برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است

●برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم. این معافیت ها عبارتند از: عدم وجود مالیات بر سود شرکت ها، عدم وجود مالیات بر درآمد، عدم وجود کسری مالیاتی از سرمایه، عدم وجود مالیات بر سود سرمایه گذاری، عدم وجود مالیات بر تبدیل ارزهای مختلف، عدم وجود مانع تجاری، عوارض وارداتی در سطح پایین با نسبت ۵% به همراه استثناهای زیاد، حق مالکیت ۱۰۰%در مناطق آزاد مثل جبل علی. این اقدامات باعث شده است که ۴ هزار شرکت از ۱۰۰ دولت جهان در دوبی سرمایه گذاری کنند.

○امنیت مهمترین ویژگی امارات است و‌ تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.

■مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم. مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و  گذشت از اشتباهات.

□از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم. برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو‌ هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر  که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.

●پیروز صلح بودیم نه جنگ. فقدان هدف منجر به بی انگیزگی می شود. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل  کنیم  زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند. عرب در گذشته تاریخ  بسیار درخشانی داشته است اما همه اینها متعلق به گذشته است و لازم است امروزه هم سرآمد جهان باشد و‌ منطق حاکم بر جهان امروز، توسعه است.

○از مدل های اقتصادی موفق جهان الگو برداری کردیم. بر علم و دانش، تکنولوژی و مدیریت و رشد اقتصادی تاکید ویژه دارم زیرا زمانی که فرد بخواهد پروژه ای را اجرا کند نیاز به پول دارد. باید با تمامی دنیا مبادلات اقتصادی داشته باشیم اما لازم نیست مدل های سیاسی و یا حتی نوع حکومت دمکراتیک آنها را الگو برداری کنیم زیرا هر ملتی ارزش های خاص خود را دارد.
منبع،  کتاب مدیریت و رهبری به سبک‌شیخ محمد، نوشته دکتر یاسر جرار، خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⚪️ تکه کتاب

رهبری به تنها به مقولاتی چون مقام و قدرت محدود نمی شود. رهبر کسی است که مسئولیت شناختن پتانسیل موجود در افراد و ایده ها را به عهده بگیرد و شهامت توسعه این پتانسیل را داشته باشد.

امروزه هر کس که مسئولیت تشخیص ظرفیت‌ها و ایده‌های افراد را بر عهده می‌گیرد یک رهبر به حساب می‌آید. البته در کنار این موارد، یک رهبر به شهامت نیز نیاز دارد. شجاعانه رهبری کردن به معنای دانستن پاسخ تمام سوالات نیست. بلکه به این معناست که ما می‌توانیم از حس کنجکاوی خود برای یافتن پاسخ‌های درست استفاده کنیم و هیچ ابایی هم از سوال پرسیدن نداشته باشیم. به همین دلیل هم نگرش یک رهبر نسبت به قدرت کاملا متفاوت از سایرین است. یک رهبر شجاع و کار درست به جای آنکه قدرت را ابزار زورگویی خود قرار دهد، سعی می‌کند که از آن برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و شنیدن نظراتشان استفاده کند.

💬 از کتاب «شجاعانه رهبری کن» اثر برنه براون

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
‌‌ 🙏 #تشکـر_و_اعتـذار 🙏

(( من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ))

با سلام‌‌ و احترام:
بدینوسیله بر خود وظیفه میدانیم با نهایت ادب و احترام مراتب قدردانی و تشکر و سپاس خود را از یکایک مردم عزیز شهرستان های، بناب، میاندوآب، چهاربرج، ملکان، مسئولین گرامی،، همکاران ارجمند، فرهنگیان فرهیخته، دوستان و آشنایان و بستگان و همسایگان محترم و مردم عزیز سایر شهرستانها و روستاهای دور و نزدیک که ابراز همدردی نمودید و با قدوم پر مهرتان در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحوم مغفور شادروان #مشهدی_قربان_کاشفی#
شرکت نموده و خانواده معزا را همراهی کرده اند، صمیمانه تقدیر و تشکر نماییم. و از اینکه با حضور شریف و انور خود ما را مورد تفقد و عنایت قرار دادید و موجبات تسلی خاطرمان را فراهم گردانیدید کمال تشکر و سپاسگزاری می نماییم. و از همه عزیزانی که با چاپ بنر و ارسال پیامک و تماس تلفنی و ارسال پیام در فضای مجازی قلبهای پر مهرشان را بر روی اندوهمان گشودند، سپاسگزاریم و نیکوترین دعاها را نثارتان می کنیم. امید آن را داریم روح آن مرحوم از دست رفته را‌ از دعا و نثار فاتحه خویش محروم نفرمایید؛
از اینرو شایسته است توفیق و سعادت این را داشته باشیم که بتوانیم در محافل شادی شما عزیزان به نحو احسن جبران محبت نماییم و از اینکه امکان توفیق تشکر حضوری از سروران ارجمند مقدورمان نیست پوزش طلبیده و برخود وظیفه میدانیم در برابر الطاف شما سروران سر تعظیم و کرنش فرود آوریم.
خداوندا درود و رحمت و برکت خود را بر این مردم فهیم و مهربان نازل بفرما...آمین.
🥀 با تقدیم تشکر و احترام:
خانواده های کاشفی، زرین کاسه، مولایی، دولتخواه، آذرپندار، سلیمانزاده، جعفرزاده، اسماعیل زاده، محمدیان فرهود، و سایر منسوبین....
🔰چرا نمی‌توانید درست تصمیم بگیریم؟

بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل می‌شویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ می‌دهد را معرفی می‌کنیم. دلایلی که با مرور آن‌ها به طور قطع متوجه می‌شوید بارها دچار چنین موضوعی شده‌اید و نفهمیده‌اید.

1⃣-اصل عدم قطعیت

فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقه‌ای توریستی و جذاب مطلع می‌شوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را  باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عده‌ای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفته‌است. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.

به دسته اول دانشجوها گفته می‌شود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری می‌کنند. این خریداری مسلما با انگیزه‌ای شادی و جشن خواهد بود.

به دسته دوم گفته می‌شود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز می‌خرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.

به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمی‌شود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.

یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدم‌ها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمی‌دانند بلیط را نمی‌خرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیم‌گیری می‌شویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر می‌شوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجه‌ای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آن‌ها هیچ تاثیری بر تصمیم‌گیری ندارند، روی تصمیم‌گیری شما تاثیر بگذارند.

2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!

شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه می‌شوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و می‌توانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی می‌کنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:

شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و می‌توانید بروید. متوجه می‌شوید امروز  خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده می‌کنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق می‌افتد. خیلی وقت‌ها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاق‌آور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچ‌کدام از آن‌ها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینه‌ها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.

این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیم‌گیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیم‌گیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامه‌ریزی برای انجام انتخاب‌های صورت گرفته و اهداف تعیین شده می‌رسد. آیا در مرحله برنامه‌ریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه می‌دانیم.

@Competentmanagers
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟

علی‌رغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفته‌ترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان می‌کنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همه‌ی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیم‌های بزرگی که زندگی‌مان را تغییر می‌دهند، مانند اینکه در چه رشته‌­ای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم

در ساده‌ترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گسترده‌تر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راه‌حل‌های ممکنِ یک مسئله می‌شود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود

🔷روش تصمیم گیری صحیح

تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!

 بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.

🔷از بیرون نگاه کنید

مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.

نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید. 

راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی:

1- در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

3- برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

6- با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

7- در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

10- فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

11- شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

12- به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و ... توجّه نماییم.

13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

14- هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

15- مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.

🔸با مدیران شایسته همراه باشید

♦️@Competentmanagers
💢 آنچه هر رهبری باید در مورد انگیزش افراد بداند

بیشتر رهبران کسب‌وکار در مورد آبراهام مازلو و هرم زیبای او شنیده‌اند.مازلو عوامل انگیزشی برای انسان را شرح می‌دهد و با وجود اینکه کار او در مورد نقدهای بسیار زیادش از مقوله‌­های مختلف، همواره با انتقاد روبه­‌رو بوده است، یک منطق قوی و جذاب در نظریه­‌ی او وجود دارد. متأسفانه این نظریه آن‌طور که باید، برای رهبران در انگیزه دادن به افراد در کارهای روزمره کمک‌ کننده نیست.

یک واقعیت: همه‌ی افراد در سازمان شما انگیزه به دست می‌­آورند.
سؤال بزرگ این است که آیا آن­‌ها برای انجام کاری که شما به‌ عنوان رهبرشان از آن­‌ها خواسته‌اید ترغیب می‌شوند؟

اگر کاری که شما از آن‌ها خواسته‌اید را انجام نمی‌دهند، به این معنا نیست که هیچ کاری انجام نمی­‌دهند، بلکه می‌توانند به‌سادگی برای انجام کار دیگری انگیزه پیدا کنند. سه عادت ساده وجود دارند که شما به‌عنوان یک رهبر می‌توانید به‌منظور انگیزه بخشیدن به افراد، به نمایش بگذارید تا به‌صورت داوطلبانه از شما پیروی کنند:

📍قدردانی خود را نشان دهید: این کار به افراد انگیزه می‌دهد که تلاش‌هایی شایسته‌ی تقدیر داشته باشند. قدردانی صرفاً به معنای ‘پرداخت’ نیست، بلکه به معنای توجه و نظر دادن درباره‌­ی کار افراد است. نیازی نیست که یک کارنمایشی بزرگ انجام دهید یا یک پاداش خاص یا جایزه‌­ی با ارزشی در نظر بگیرید، تنها یک ‘متشکرم’ ساده که شخصاً بیان می‌کنید، کافی است.

📍به افراد خود کمک کنید تا در مهارت‌­های خود به تسلط برسند: کشف زمینه­‌های ناشناخته و یادگیری از آن­ها را در میان بخش‌­ها و تیم‌­های خود تشویق کنید. جابجایی شغلی یا شبیه‌سازی شغلی به افراد کمک خواهد کرد که درک بیشتری از سازمان کسب کرده و دید جدیدی نسبت به مشکلات و روش‌­های قدیمی به دست آورند. به‌ جای استخدام مشاور برای بهبود کارایی و فرآیندها، کارمندان خود را تشویق کنید تا خودشان این کار را انجام دهند. هنگامی‌ که پیشنهادی ارائه می­‌دهند از آن­ها قدردانی کرده و در صورت امکان به آن­ها عمل کنید. اجازه دهید تا افرادتان قضاوت کنند که چه‌کاری جواب می­‌دهد و چه‌کاری نه.

📍 “یادگیری غیررسمی” را تشویق کنید: فراد و تیم‌­ها را تشویق کنید تا به دنبال بازخورد عملکرد خود و تجزیه‌ و تحلیل و یادگیری از تجارب خوب و بد خود باشند. (این امر کمی چالش‌برانگیز است، تجزیه‌وتحلیل تجارب بد می‌تواند اغلب شبیه ترتیب دادن جلسات انتقادی و سرزنش‌آمیز باشد، تجزیه‌وتحلیل تجارب خوب نیز چیزی شبیه تلف کردن وقت به نظر خواهد رسید… “این کار که به‌خوبی پیش رفته است، چرا باید تجزیه‌وتحلیل شود؟”/ آکادمی مدیریت

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕️ استخدام به سبک «سیلیکون‌ولی»

🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه می‌شویم که خیلی با ایده‌آل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیت‌ها به‌کار خواهند آمد و کدام‌ها به درد نخواهند خورد؟

◀️ نظر کارشناسان
اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بی‌عیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» می‌گوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تک‌تک کسانی که ارزیابی می‌کنید، قطعا یک جای کارشان می‌لنگد.

🔹اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سان‌فرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح می‌شود: از کجا بفهمیم با کدام‌یک از کاندیداها می‌توانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر بگیرید:

◽️متکی به داده‌ها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمان‌ها به ندرت یافت می‌شوند، سالیون پیشنهاد می‌کند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو به‌دنبال چه ویژگی‌هایی هستم؟»، واقع‌بین و متکی به داده‌ها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونه‌ای که در این جایگاه بوده‌اند، چه وجوه و ویژگی‌های مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان می‌دهد که لازمه‌های اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمی‌تواند از پس آن کار بربیاید.

◽️تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آینده‌دار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید به‌دنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقص‌های خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.

◽️پتانسیل‌ها را بسنجید
فرناندز می‌گوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگی‌هایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگی‌هایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد می‌کند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده می‌شود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجه‌گیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز می‌تواند شدیدا اهل مشارکت باشد!

◽️نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم می‌کند که گفته‌های او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد می‌کند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه می‌کند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها می‌توانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که می‌تواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»

◽️چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد به‌کارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد می‌کند برای تشخیص اینکه آیا محدودیت‌های او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تست‌هایی موسوم به «وایت‌برد» کمک بگیرید.
به‌ کارجو، مشکل یا وظیفه‌ای محول می‌شود و یک وایت‌برد در اختیارش می‌گذارند. او باید مشکل را حل و راه‌حلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.

◽️هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارت‌های ارتباطی کارجو مهم است، به‌خصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز می‌گوید: «آدم‌ها به‌خاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام می‌شوند اما به‌دلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج می‌شوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایده‌آل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمی‌داند و دارای مهارت‌های ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد می‌کند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.

◽️هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ می‌گوید، به حق دیگران تجاوز می‌کند یا عادت‌‌های عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. به‌علاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم می‌گیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی کند. تصمیم‌گیری در مورد استخدام فردی که تجربه‌کار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست. 
🖋آموزه های سازمانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

دلی که در دو جهان جز تو،هیچ یارش نیست
گرش تو یار نباشی،جهان به کارش نیست...

#هوشنگ_ابتهاج

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📝📝انسانهای راستگو و انسانهای دروغگو
🔰دقت کرده‌اید:

♈️ انسان‌های راستگو، به صداقت حرف هیچکس شک نمی‌کنند و حرفِ همه را باور دارند.

🔰 انسان‌های دروغگو، تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ می‌گویند.

♈️ انسان‌های امیدوار، همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند.

🔰انسان‌های نا امید همیشه آیه یاس می‌خوانند.

♈️انسان‌های شریف، همه را شرافتمند می‌دانند.

🔰انسان‌های بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است.

♈️ انسان‌های نظر بلند، هرکاری برای هرکسی میکنند بازهم با شرمندگی می‌گویند:
ببخشید که بیشتر از این از دستم بر نیامد.

🔰 انسان‌های تنگ نظر، هرکاری برای هرکس انجام دهند، چندین برابر می بینندش.

♈️انسان‌های بامحبت، در نهایت مهربانی همه را با جانم ، عمرم ، عزیزم خطاب می‌کنند.

🔰انسان‌های متواضع، تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان می‌گویند: چشم سعی می‌کنم.

♈️انسان‌های پرتوقع، انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم.

🔰 انسان‌های حسود، همیشه فکر می‌کنند که همه به آنها حسادت می‌کنند.

♈️ انسان‌های دانا، در جواب بیشتر سوالات می‌گویند: نمی‌دانم.

🔰 انسان‌های نادان، تقریبا در مورد هر چیزی می‌گویند: من میدانم!

🔚با دانستن خصلت هایمان، منفی ها را از خود دور، و مثبت ها را تقویت کنیم، تا سلامت و زیبایی مان درونی  باشد.
#جمهوریت

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰بهره‌وری_خوب_وبهره‌وری_مخرب

📌بهره‌وری ممکن است «خوب» و ممکن است «بد» باشد، اما بسیاری از مدیران نمی‌توانند میان این دو نوع بهره‌وری تمایز قائل شوند.

📌اکثر مدیران فقط یک فرمول برای محاسبه بهره‌وری دارند: نسبت خروجی‌ها را به ورودی‌ها می‌سنجند و وقتی این نسبت بالا می‌رود، می‌گویند بهره‌وری رشد کرده است.

📌فرض این دسته از مدیران این است که اگر نیروی کار آموزش بیشتری ببیند، یا ماشین‌های بهتری خریداری شود یا فرایندهای کاری بهبود یابند، بهره‌وری افزایش می‌یابد.

📌اما این موارد تمام داستان بهره‌وری را بیان نمی‌کنند زیرا این قبیل استراتژی‌ها در افق بلندمدت جوابگو نیستند و نمی‌توانند بهره‌وری را افزایش بدهند.

📌به بیان دیگر، برخلاف تصور مدیران ارشد که فکر می‌کنند می‌توانند با آموزش بیشتر، ماشین‌آلات بهتر و فرایندهای کارآمدتر، بهره‌وری را افزایش بدهند، اما دنیای واقعی، یعنی اتفاقاتی که در بین کارمندان و مدیران می‌افتد، کاملا متفاوت است و با این کارها نمی‌توان بهره‌وری را برای همیشه افزایش داد.

📌برای مثال، فرض کنید مدیر یک شرکت بزرگ هستید و می‌خواهید بهره‌وری آن را افزایش بدهید. برای این منظور، این قبیل کارها را انجام می‌دهید: تمام کارمندان‌تان را به مدت 30 ساعت آموزش می‌دهید؛ تمام خطوط تولیدی‌تان را عوض می‌کنید و فرایندهای انبارداری‌تان را کاملاً دگرگون می‌کنید.

📌با این اوصاف، اگر از هر اقتصاددانی بپرسید به شما می‌گوید بهره‌وری‌تان افزایش یافته اما معمولاً در واقعیت این اتفاق رخ نمی‌دهد زیرا به احتمال زیاد مطالبی را به کارمندان‌تان آموزش داده‌اید که ربطی به کار واقعی‌شان ندارد؛ ماشین‌آلاتی را خریداری کرده‌اید که کارگران‌تان شیوه کار با آنها را بلد نیستند و فرایندهای انبارداری‌تان را آن قدر سخت کرده‌اید که مدام بین مدیر انبار و مدیر تولید دعوا می‌شود.

📌به نظر من اگر می‌خواهید بهره‌وری‌تان را واقعاً افزایش بدهید باید ابتدا واقعیت‌های جاری در شرکت، بازار، صنعت و مشتریان‌تان را خوب بشناسید و بر اساس آنها تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید بهره‌وری‌تان را افزایش بدهید.

📌مثلاً ممکن است بعد از صحبت با تیم فروش‌تان متوجه شوید آنها به جای آموزش بیشتر، به حمایت بیشتر نیاز دارند. یا بعد از گفتگو با مشتریان‌تان متوجه شوید که به جای خط تولید جدید، باید امکان شخصی‌سازی محصولات‌تان را برای آنها فراهم کنید.

.در این شرایط، بدیهی است که اگر روی این قبیل موارد تمرکز کنید، بهره‌وری‌تان به صورت واقعی افزایش می‌یابد نه صرفاً روی کاغذ.

✍هنری_مینتزبرگ
📚قصه_های_شب_برای_مدیران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📌۱۰۰ مسئله اصلی ایران

💢▪️💢در  پژوهشی که از مهرماه سال ۱۳۹۵ در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری آغاز شد، مسائل ایران در سال ۱۳۹۶ شناسایی و در نهایت ۱۰۰ مسئله ایران به شرح زیر معرفی شده است. مسائلی که هنوز هم جایگاه خود را به عنوان مسائل اصلی ایران حفظ کرده اند.
کاش مسئولان محترم اجرایی برنامه ها، اقدامات و نتایج عملکرد خود را براساس این مسائل گزارش می دادند.
💡مسائل به شرح زیر هستند:
۱. ضرورت اصلاحات ساختاری اقتصادی
۲. بحران تامین آب
۳. بیکاری
۴. فساد سیستمی
۵. ناامیدی درباره آینده
۶. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی
۷. بحران ریزگردها
۸. پیامدهای بحران آب
۹. فقر و نابرابری
۱۰. رکود / رونق اقتصادی
۱۱. بی‌تفاوتی اجتماعی
۱۲. سرمایه‌‌گذاری اقتصادی داخلی و خارجی
۱۳. ناکارایی‌های نظام قضایی
۱۴. اخلاق عمومی
۱۵. بحران آلودگی هوا
۱۶. امنیت روانی و اجتماعی
۱۷. انتخابات ۱۳۹۶
۱۸. اختلاف نظرهای کلان حاکمیتی
۱۹. حقوق اساسی و شهروندی
۲۰. کارکردهای اجتماعی فضای مجازی
۲۱. بحران بانک‌ها
۲۲. قضاوت افکار عمومی درباره عملکرد حاکمیت
۲۳. پایداری برجام
۲۴. نزاع‌های سیاسی جریان‌های قدرت
۲۵. مسائل صداوسیما
۲۶. قاچاق و فربگی اقتصاد زیرزمینی
۲۷. تخریب تنوع زیستی، مسائل جنگل‌ها و گونه‌های زیستی جانوری
۲۸. امنیت نرم
۲۹. مسائل سلامت روان
۳۰. بی‌توجهی به پایداری زیست‌محیطی
۳۱. تخریب منابع koo مشکلات سلامت ناشی از آلودگی‌های گوناگون
۳۳. نزاع‌های آب بر سر انتقال آب در داخل ایران و با کشورهای همسایه
۳۴. اختلافات درون‌حاکمیتی درباره مسائل فرهنگ
۳۵. فساد و تقلب علمی
۳۶. پیامد‌های تغییرات اقلیمی برای ایران
۳۷. سوء مصرف مواد
۳۸. ضرورت بهره‌وری انرژی و توجه به انرژی‌های نو
۳۹. آلودگی‌های آب
۴۰. چالش‌های نظام سلامت
۴۱. امنیت نظامی
۴۲. کالایی‌شدن علم و به‌محاق رفتن عدالت آموزشی
۴۳. تحولات اجتماعی آموزش عالی
۴۴. بازار جهانی انرژی
۴۵. تمرکزگرایی در تهران
۴۶. تعدد نهادهای سیاست‌گذار و مجری در حوزه علم، دانش و آموزش
۴۷. قطبی‌شدگی جامعه
۴۸. طرح تحول سلامت
۴۹. ناکارآمدی مدیریت بازیافت و مسائل ناشی از انبوه زباله‌ها
۵۰. مشکلات سلامت ناشی از سبک زندگی جدید
۵۱. سیاست‌های خصوصی‌‏سازی و پیامدهای آن
۵۲. چالش‌های توسعه گردشگری
۵۳. چالش‌های مراجعان سلامت و بیماران
۵۴. حاشیه‌نشینی شهری
۵۵. برنامه ششم توسعه
۵۶. مسائل دارو
۵۷. تورم
۵۸. مسائل ازدواج
۵۹. بحران کنش جمعی در حوزه محیط‌زیست
۶۰. مسائل معلمان
۶۱. بحران‏ اداره کلان‏شهرها
۶۲. سیاست خارجی دولت ایالات متحده امریکا
۶۳. بودجه دولت
۶۴. مرکزگریزی از الگوهای هنجاری رسمی
۶۵. پر رنگ شدن اقتصاد فرهنگ
۶۶. چالش‌های رابطه علمی ایران با جهان
۶۷. ضرورت توسعه نوآوری و فعالیت‌های دانش‌بنیان
۶۸. حجم بالای بدهی‌های دولت
۶۹. حرکت به سمت پیری جمعیت
۷۰. مسائل دانش‌آموزان
۷۱. فقدان سواد رسانه‌ای
۷۲. تقابل ایران و عربستان سعودی
۷۳. بحران صندوق‌های بازنشستگی
۷۴. اعتراض‌ها
۷۵. چالش‌های قومی
۷۶. نزاع‌های هویتی
۷۷. تغییر الگوی خانواده
۷۸. رکود مسکن
۷۹. تغییر الگوی بیماری و شیوع بیماری‌های مزمن
۸۰. گسترش افشاگری و درز اطلاعات
۸۱. مشکلات زیرساختی ناوگان حمل و نقل
۸۲. مناقشات حقوق زنان
۸۳. گسترش ریسک‌پذیری جنسی
۸۴. نقش‌آفرینی منطقه‌ای روسیه
۸۵. تحولات دینداری ایرانیان
۸۶. مسائل نسلی
۸۷. توسعه انفجاری بازار فناوری اطلاعات
۸۸. مخاطرات امنیتی گروه‌های تکفیری
۸۹. تغییر ترجیحات مردم در حوزه سلامت
۹۰. جایگاه مرجعیت دینی
۹۱. مسائل دانشگاه آزاد
۹۲. مسائل شبکه‌های ماهواره‌ای
۹۳. سهم کشاورزی در رشد تولید ناخالص داخلی
۹۴. ضرورت نوسازی شهری
۹۵. برملاشدن مشکلات ساختاری آموزش عالی برای افکار عمومی
۹۶. تحولات مناطق کردنشین کشورهای منطقه
۹۷. بهره‌برداری از شبکه ملی اطلاعات
۹۸. سرنوشت سوریه
۹۹. تقابل کسب‌وکارهای نوپا و سنتی
۱۰۰. گسترش اختلافات میان‌فرهنگی در سطح جهانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers