📕ادامه مبحث ۲۵ ویژگی مدیران موفق ؛
17- از کارکنان انتظار نداشته باشید که ذهن شما را بخوانند
ارتباطات مکرر و باکیفیت، کلید یک مدیر موفق است. کارمندانتان را در جریان امور نگه دارید زیرا ممکن است چیزهایی را در نگفتن های شما بخوانند که شما قصد ندارید. هدف این نیست که همیشه به همه بگویید چه کاری انجام دهند! بلکه راههای ارتباطی خود را حفظ کنید، بازخورد ارائه دهید و سؤال یا نظر بپرسید.
18- مدیر باشید نه مربی مهدکودک
مدیران موفق میدانند که بزرگسالان را استخدام کردهاند و با اعتماد به آنها برای مدیریت زمان و مسئولیتهای خود، با کارمندان خود چنین رفتار خواهند کرد. وقتی افراد خوبی را استخدام میکنید، نیازی به مدیریت ذره بینی نیست، بنابراین اجازه دهید کارمندانتان به روش خودشان کارشان را انجام دهند. به عنوان مثال، یک رئیس خوب وقتی کسی مریض است، یادداشت پزشک را نمیخواهد یا دورکاری را ممنوع نمیکند، فقط به این دلیل که به کارمندان در زمانی که نمیتوانند او را ببینند، اعتماد ندارد.
19- نظرات متفاوت را بشنوید
احتمالاً، شما افراد خود را به دلایل خوبی استخدام کرده اید – آنها باهوش، توانا و با استعداد هستند. اجازه ندهید که با نگرش “نظر من یا هیچکس” هدر برود. در عوض، مدیران موفق در مورد همه چیز، از چگونگی کامل کردن یک استراتژی گرفته تا یک هدف کوچک، پذیرای نظرات مختللف هستند. شاید همه نظرات کارکنان عملیاتی نباشد اما یک مدیر موفق کاری میکند که کارکنان احساس کنند شنیده میشوند و مورد احترام قرار میگیرند و واقعاً از شنیدن دیدگاههایی غیر از دیدگاههای خودشان استفاده میکنند.
20- قانون 30 ثانیه
ممکن است از تعداد پیامها، ایمیلها، تماسها غرق شده باشید، اما یک مدیر و سرپرست موفق به همه آنها به موقع پاسخ خواهد داد. این میانبر سریع را امتحان کنید که اگر کاری کمتر از 30 ثانیه طول میکشد، آن را درست انجام دهید. اکثر ایمیلها فقط به یک پاسخ دو یا سه جملهای نیاز دارند، بنابراین زمان را برای به تعویق انداختن آن تلف نکنید و فقط به پیام پاسخ دهید.
21- وارد صحبت های خاله زنکی نشید
به عنوان مدیر، شما از اطلاعات محرمانه ای که می تواند به کارمندانتان آسیب بزند یا به آنها کمک کند، اطلاع دارید، و در حالی که وسوسه درگیر شدن در شایعات اداری هستید، مسئولیت دارید که از مشکلات و چالش های بین فردی کارکنان خودداری کنید. شایعات، تشویق به دعوا و به اشتراک گذاشتن (یا احتکار) اسرار، همگی یک محیط اداری سمی ایجاد میکنند که میتواند کارمندان خوب شما را از دست بدهد.پس وارد صحبتهای خاله زنکی نشوید به نفع تان است.
22- مطمئن شوید که تمجید شما بیشتر از انتقاد شماست
ارائه بازخورد منظم، چه مثبت و چه انتقادی، تنها بخشی از کار مدیران است، اما یک مدیر موفق، زمانی را صرف میکند تا به هر یک از کارکنان در طول سال بازخورد واضح و مشخصی درباره کارهایی که به خوبی انجام میدهند و کارهایی که میتوانند بهتر انجام دهند، بدهد. شما نباید از گفتن حقایق سخت ابایی داشته باشید، اما در مجموع کارکنان شما باید بازخورد مثبت بیشتری از شما بشنوند تا بازخورد منفی.
بهترین راهکار برای ارائه بازخورد سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان است./ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
17- از کارکنان انتظار نداشته باشید که ذهن شما را بخوانند
ارتباطات مکرر و باکیفیت، کلید یک مدیر موفق است. کارمندانتان را در جریان امور نگه دارید زیرا ممکن است چیزهایی را در نگفتن های شما بخوانند که شما قصد ندارید. هدف این نیست که همیشه به همه بگویید چه کاری انجام دهند! بلکه راههای ارتباطی خود را حفظ کنید، بازخورد ارائه دهید و سؤال یا نظر بپرسید.
18- مدیر باشید نه مربی مهدکودک
مدیران موفق میدانند که بزرگسالان را استخدام کردهاند و با اعتماد به آنها برای مدیریت زمان و مسئولیتهای خود، با کارمندان خود چنین رفتار خواهند کرد. وقتی افراد خوبی را استخدام میکنید، نیازی به مدیریت ذره بینی نیست، بنابراین اجازه دهید کارمندانتان به روش خودشان کارشان را انجام دهند. به عنوان مثال، یک رئیس خوب وقتی کسی مریض است، یادداشت پزشک را نمیخواهد یا دورکاری را ممنوع نمیکند، فقط به این دلیل که به کارمندان در زمانی که نمیتوانند او را ببینند، اعتماد ندارد.
19- نظرات متفاوت را بشنوید
احتمالاً، شما افراد خود را به دلایل خوبی استخدام کرده اید – آنها باهوش، توانا و با استعداد هستند. اجازه ندهید که با نگرش “نظر من یا هیچکس” هدر برود. در عوض، مدیران موفق در مورد همه چیز، از چگونگی کامل کردن یک استراتژی گرفته تا یک هدف کوچک، پذیرای نظرات مختللف هستند. شاید همه نظرات کارکنان عملیاتی نباشد اما یک مدیر موفق کاری میکند که کارکنان احساس کنند شنیده میشوند و مورد احترام قرار میگیرند و واقعاً از شنیدن دیدگاههایی غیر از دیدگاههای خودشان استفاده میکنند.
20- قانون 30 ثانیه
ممکن است از تعداد پیامها، ایمیلها، تماسها غرق شده باشید، اما یک مدیر و سرپرست موفق به همه آنها به موقع پاسخ خواهد داد. این میانبر سریع را امتحان کنید که اگر کاری کمتر از 30 ثانیه طول میکشد، آن را درست انجام دهید. اکثر ایمیلها فقط به یک پاسخ دو یا سه جملهای نیاز دارند، بنابراین زمان را برای به تعویق انداختن آن تلف نکنید و فقط به پیام پاسخ دهید.
21- وارد صحبت های خاله زنکی نشید
به عنوان مدیر، شما از اطلاعات محرمانه ای که می تواند به کارمندانتان آسیب بزند یا به آنها کمک کند، اطلاع دارید، و در حالی که وسوسه درگیر شدن در شایعات اداری هستید، مسئولیت دارید که از مشکلات و چالش های بین فردی کارکنان خودداری کنید. شایعات، تشویق به دعوا و به اشتراک گذاشتن (یا احتکار) اسرار، همگی یک محیط اداری سمی ایجاد میکنند که میتواند کارمندان خوب شما را از دست بدهد.پس وارد صحبتهای خاله زنکی نشوید به نفع تان است.
22- مطمئن شوید که تمجید شما بیشتر از انتقاد شماست
ارائه بازخورد منظم، چه مثبت و چه انتقادی، تنها بخشی از کار مدیران است، اما یک مدیر موفق، زمانی را صرف میکند تا به هر یک از کارکنان در طول سال بازخورد واضح و مشخصی درباره کارهایی که به خوبی انجام میدهند و کارهایی که میتوانند بهتر انجام دهند، بدهد. شما نباید از گفتن حقایق سخت ابایی داشته باشید، اما در مجموع کارکنان شما باید بازخورد مثبت بیشتری از شما بشنوند تا بازخورد منفی.
بهترین راهکار برای ارائه بازخورد سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان است./ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢هشت نوع فرهنگ سازمانی
✅براساس موضعگیری سازمانها نسبت به دو مقوله «تعاملات افراد» و «واکنش نسبت به تغییر»، هشت سبک فرهنگی شناسایی شده است:
🔹حمایتگر
در این فرهنگ، تمرکز روی روابط و اعتماد متقابل است. محیط کار گرم، مشارکتی و دوستانه است.
🔹هدفمحور
این فرهنگ، نمونه بارز آرمانگرایی و نوعدوستی است. در محیط کار، همه صبور و اهل مدارا هستند.
🔹یادگیری
اکتشاف و وسعت فکر از مهمترین ویژگیهای یک فرهنگ مبتنی بر یادگیری است. محیط کار، محلی برای نوآوری و آزاداندیشی است.
🔹مفرح
تفریح از ویژگیهای اصلی این فرهنگ است. محیط کار شاد و سرزنده است.
🔹نتیجهگرا
کامیابی و موفقیت از مهمترین ویژگیهای این فرهنگ است. محیط کار، مبتنی بر نتیجه و شایستهسالاری است.
🔹اقتدارگرا
فرهنگ اقتدارگرا با ویژگیهایی مثل قاطعیت شناخته میشود. محیط کار رقابتی است. افراد برای منافع شخصی خود تلاش میکنند.
🔹ایمن
برنامهریزی و احتیاط از جمله ویژگیهای یک فرهنگ ایمن است. محیط کار قابل پیشبینی است.
🔹قانونمدار
در این فرهنگ، تمرکز اصلی روی احترام و هنجارهای مشترک است. محیط کار با قاعده و روشمند است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅براساس موضعگیری سازمانها نسبت به دو مقوله «تعاملات افراد» و «واکنش نسبت به تغییر»، هشت سبک فرهنگی شناسایی شده است:
🔹حمایتگر
در این فرهنگ، تمرکز روی روابط و اعتماد متقابل است. محیط کار گرم، مشارکتی و دوستانه است.
🔹هدفمحور
این فرهنگ، نمونه بارز آرمانگرایی و نوعدوستی است. در محیط کار، همه صبور و اهل مدارا هستند.
🔹یادگیری
اکتشاف و وسعت فکر از مهمترین ویژگیهای یک فرهنگ مبتنی بر یادگیری است. محیط کار، محلی برای نوآوری و آزاداندیشی است.
🔹مفرح
تفریح از ویژگیهای اصلی این فرهنگ است. محیط کار شاد و سرزنده است.
🔹نتیجهگرا
کامیابی و موفقیت از مهمترین ویژگیهای این فرهنگ است. محیط کار، مبتنی بر نتیجه و شایستهسالاری است.
🔹اقتدارگرا
فرهنگ اقتدارگرا با ویژگیهایی مثل قاطعیت شناخته میشود. محیط کار رقابتی است. افراد برای منافع شخصی خود تلاش میکنند.
🔹ایمن
برنامهریزی و احتیاط از جمله ویژگیهای یک فرهنگ ایمن است. محیط کار قابل پیشبینی است.
🔹قانونمدار
در این فرهنگ، تمرکز اصلی روی احترام و هنجارهای مشترک است. محیط کار با قاعده و روشمند است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢صحبت های شنیدی و ماندگارصاحب کارخانه خودکار بیک
بدنهای ساختم که هرچقدر هم فشار میدادم، نمیشکست...
♈️ آقای رفوگران، علیرغم مخالفتهای بیک و شکست شرکتهای آمریکایی در ساخت بدنه این خودکار، توانست در ایران با ساخت بدنهای مقاوم، فروشی ۴۰ برابر انتظار مارسل بیک رو رغم بزنه.
♈️ چه انسان هایی که با رنج به جایی رسیدن و دشواری بسیار، اختراعی کردن یا وسیله ای تولید کردند
✍مدیران نامدار ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بدنهای ساختم که هرچقدر هم فشار میدادم، نمیشکست...
♈️ آقای رفوگران، علیرغم مخالفتهای بیک و شکست شرکتهای آمریکایی در ساخت بدنه این خودکار، توانست در ایران با ساخت بدنهای مقاوم، فروشی ۴۰ برابر انتظار مارسل بیک رو رغم بزنه.
♈️ چه انسان هایی که با رنج به جایی رسیدن و دشواری بسیار، اختراعی کردن یا وسیله ای تولید کردند
✍مدیران نامدار ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📙یکی از ویژگی های مدیران موفق که در جستجوی تعالی و پیشرفت هستند این است که مدام شرکت ها و سازمان های مشابه موفق و پیشرو جهان را مورد کنکاش قرار داده تا ضمن آشنایی با عوامل پیشرفت و توسعه آن شرکت ها، با استفاده از تجربیات موفق آنها بتوانند با اقتباس و یا الگو برداری از آنها مسیرهای پیشرفت و توسعه خود را سریعتر طی کنند.
📕موسسات معتبر مختلفی در سطح جهانی فعالیت میکنند که سالانه شرکتها و سازمان های موفق دنیا را از ابعاد مختلف در حوزه های متعدد مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و موفق ترین انها را در رنکینگ جهانی رده بندی میکنند.
💢 یکی از این موسسات ، موسسه فوربس است که با همکاری شرکت تحقیقات بازار Statista، هفتمین فهرست سالانه از بهترین کارفرمایان جهان را منتشر کرده است که محیط کاری مثبتی را به کارمندان خود ارائه میکنند. سامسونگ برای چهارمین سال متوالی صدر جدول این فهرست را تصاحب کرده است.
در نسخه 2023 فهرست بهترین کارفرمایان جهان فوربس پس از سامسونگ، بهترتیب نام مایکروسافت، آلفابت و اپل دیده میشود.
🔹۱- سامسونگ ....... رده اول
🔹۲- مایکروسافت.......رده دوم
🔹۳-آلفابت...................رده سوم
🔹۴-اپل........................رده چهارم
🔰فهرست فوربس براساس نظرسنجی انجامشده از بیش از 170 هزار کارمند در 50 کشور ایجاد شده است. در این نظرسنجی از شرکتکنندگان در مورد مسائلی ازجمله اینکه آیا شرکت خود را به خانواده یا دوستان توصیه میکنند سؤال شده است و همچنین از آنها خواسته شده تا کارفرمایان خود را براساس معیارهای مانند استعدادیابی، ارائه گزینههای کار از راه دور، مرخصی، تنوع، تعادل بین کار و زندگی و خدمات شرکت ارزیابی کنند.✍مجله مشاور مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕موسسات معتبر مختلفی در سطح جهانی فعالیت میکنند که سالانه شرکتها و سازمان های موفق دنیا را از ابعاد مختلف در حوزه های متعدد مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و موفق ترین انها را در رنکینگ جهانی رده بندی میکنند.
💢 یکی از این موسسات ، موسسه فوربس است که با همکاری شرکت تحقیقات بازار Statista، هفتمین فهرست سالانه از بهترین کارفرمایان جهان را منتشر کرده است که محیط کاری مثبتی را به کارمندان خود ارائه میکنند. سامسونگ برای چهارمین سال متوالی صدر جدول این فهرست را تصاحب کرده است.
در نسخه 2023 فهرست بهترین کارفرمایان جهان فوربس پس از سامسونگ، بهترتیب نام مایکروسافت، آلفابت و اپل دیده میشود.
🔹۱- سامسونگ ....... رده اول
🔹۲- مایکروسافت.......رده دوم
🔹۳-آلفابت...................رده سوم
🔹۴-اپل........................رده چهارم
🔰فهرست فوربس براساس نظرسنجی انجامشده از بیش از 170 هزار کارمند در 50 کشور ایجاد شده است. در این نظرسنجی از شرکتکنندگان در مورد مسائلی ازجمله اینکه آیا شرکت خود را به خانواده یا دوستان توصیه میکنند سؤال شده است و همچنین از آنها خواسته شده تا کارفرمایان خود را براساس معیارهای مانند استعدادیابی، ارائه گزینههای کار از راه دور، مرخصی، تنوع، تعادل بین کار و زندگی و خدمات شرکت ارزیابی کنند.✍مجله مشاور مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕 ادامه ویژگی های مدیران موفق؛
23- تماس چشمی برقرار کنید
نگاه کردن به چشمهای کسی در حین صحبت کردن ممکن است چیز کوچکی به نظر برسد، اما بسیار مهم است. برقراری ارتباط چشمی ثابت (اما نه وحشتناک) نشان می دهد که شما توجه دارید و برای وقت طرف مقابل ارزش قائل هستید. بسته ایستادن و اخم کردن یکی از نشانه های این است که باعث می شود کارمندان فکر کنند مدیرشان از آنها متنفر است.
24- خونسردی خود را در موقعیت های پرتنش حفظ کنید
یک شرکت به اندازه افرادی است که در آنجا کار میکنند، بنابراین ارزشگذاری و حفظ کارکنان خوب اولویت اصلی روسای بزرگ است. یکی از راههایی که آنها این کار را انجام میدهند این است که همیشه با همه با وقار و احترام رفتار کنند، حتی وقتی عصبانی میشوند. مدیری که فریاد میزند، کارکنان را تحقیر میکند، یا ناسزا میگوید یا از شما انتظار دارد که زندگی خارج از کار نداشته باشید، قطعا هرگز جزو مدیران موفق نخواهد بود.
مدیران موفق میدانند که کارمندان خوب همیشه گزینههای دیگری دارند و مدت زیادی در محیط کاری که با آنها بدرفتاری میکنند، نمیمانند.»
25- مسائل را شخصی نکنید
مدیران موفق میدانند که چگونه یک رابطه گرم را حفظ کنند و در عین حال فاصله حرفهای مناسب را حفظ کنند. بنابراین اگر از یک کارمند چیز بدی درباره خود شنیدید، آن را شخصی نکنید. اگر حقیقتی در آن گفته وجود دارد، انتقادش را بپذیرید و از آن درس بگیرید. اگر عصبانی هستید، سعی کنید یا با کارمندتان صحبت کرده و حلش کنید یا آن موضوع را به کل رها کنید.
🔰بهای مدیر موفق بودن چیست؟
✅اولین بهای مدیریت: واقعیت تلخ است.
به این بها، بهای واقعیت هم میگویند. این بها میگوید چیز باارزش سخت بهدست می آید. اگر قرار است شما مدیر موفق و باارزش، مدیر باکیفیت و مدیر با خروجی بالایی باشید، باید این را در ذهنتان هک کنید که راه، راه سختیست. باید سختی بکشید پس این میشود بهای واقعیت.
✅دومین بهای مدیریت : الگو بودن.
بهای بعدی که یک مدیر موفق باید پرداخت کند، بهای الگو بودن است. فکر اینکه من علی معبودی سرپرست شوم و کارم راحت تر بشه، یا بایستم پایین تپه و به بقیه بگم برید بالا، نه چنین اتفاقی نمی افتد و من باید الگو باشم و قبل از همه از تپه بالا بروم. من باید خودم در یک سری پارامترها حداقل الگوی تیمم باشم و کارکنان ببینند که یک نفر قبل از آنها مسیر را طی میکند. پس بهای الگو بودن به نظر من سخت ترین بها در بین این سه بهاییست که باید پرداخت کنید. خیلی از مدیر و سرپرست ها نمی خواهند قبول یا باور کنند که مدیر یا سرپرست بودن به معنی پیشگام و پیش رو و الگو بودن است.
🔺به این دوتا سوال پاسخ بدید:
چقدر پرسنلتان دوست دارند شبیه شما شوند؟
چقدر شما برای پرسنلتان یک الگو و یک پیشرو هستید؟
✅سومین بهای مدیریت: ثبات قدم
سومین بهایی که مدیران موفق باید پرداخت کنند، بهای ثبات قدم و پایداری است. شما بهعنوان یک مدیر و سرپرست موفق باید ثابتقدم باشید. باید بدانید که این مسیر به ان ترتیبی که فکر میکنید نیست. خیلی از افراد تصور میکنند شش ماه، یک سال یک تلاشی میکنم بعد از آن یک جایگاه امن قرار میگیرم و میتوانم مسیرم را ادامه دهم. یعنی بعد از مدتی، کمتر تلاش میکنم، کمتر میجنگم و از ان به بعد یه جورایی بخور و بخوابه.
✅نه این اتفاق نمی افتد!
کسی که میخواهد واقعاً مدیر و سرپرست خوب و موفق باشد باید اینرو در ذهن خودش جا بندازد که باید همیشه در تلاش برای بهتر شدن برای ادامه مسیر باشد. همیشه باید بهتر از تیمش و پیشقدم در راهبری تیمش و طی کردن مسیر باشد.
همیشه باید برای تیمش مبارزه کند و بجنگد. یک سری جاها هم باید اول بکارد، مراقبت کند و نهایتا خودش برداشت کند. اما متاسفانه گاها مدیرها و سرپرستهای ما وقتی در تقسیم منافع و دستاوردها قرار میگیرند، دوست دارند اول سهم خودشان را کنار بذارند و بعد سهم بقیه که این اشتباه است.
🔰کلام آخر:
ما برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق، برای این که بتوانیم خروجی خوبی به دست بیاوریم، برای این که بتوانیم جایگاه خوبی برای خودمون بسازیم، باید بهاش را پرداخت کنیم. هیچوقت نمیتوانید قبل از این که تغییر نگرش، تغییر مهارت عملی و ذهنی را در خودتان پرورش دهید، تغییر سطح داشته باشید. پس باید قبل از ارتقاء به دنبال تغییر خود و تغییر سطح خودتان باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
23- تماس چشمی برقرار کنید
نگاه کردن به چشمهای کسی در حین صحبت کردن ممکن است چیز کوچکی به نظر برسد، اما بسیار مهم است. برقراری ارتباط چشمی ثابت (اما نه وحشتناک) نشان می دهد که شما توجه دارید و برای وقت طرف مقابل ارزش قائل هستید. بسته ایستادن و اخم کردن یکی از نشانه های این است که باعث می شود کارمندان فکر کنند مدیرشان از آنها متنفر است.
24- خونسردی خود را در موقعیت های پرتنش حفظ کنید
یک شرکت به اندازه افرادی است که در آنجا کار میکنند، بنابراین ارزشگذاری و حفظ کارکنان خوب اولویت اصلی روسای بزرگ است. یکی از راههایی که آنها این کار را انجام میدهند این است که همیشه با همه با وقار و احترام رفتار کنند، حتی وقتی عصبانی میشوند. مدیری که فریاد میزند، کارکنان را تحقیر میکند، یا ناسزا میگوید یا از شما انتظار دارد که زندگی خارج از کار نداشته باشید، قطعا هرگز جزو مدیران موفق نخواهد بود.
مدیران موفق میدانند که کارمندان خوب همیشه گزینههای دیگری دارند و مدت زیادی در محیط کاری که با آنها بدرفتاری میکنند، نمیمانند.»
25- مسائل را شخصی نکنید
مدیران موفق میدانند که چگونه یک رابطه گرم را حفظ کنند و در عین حال فاصله حرفهای مناسب را حفظ کنند. بنابراین اگر از یک کارمند چیز بدی درباره خود شنیدید، آن را شخصی نکنید. اگر حقیقتی در آن گفته وجود دارد، انتقادش را بپذیرید و از آن درس بگیرید. اگر عصبانی هستید، سعی کنید یا با کارمندتان صحبت کرده و حلش کنید یا آن موضوع را به کل رها کنید.
🔰بهای مدیر موفق بودن چیست؟
✅اولین بهای مدیریت: واقعیت تلخ است.
به این بها، بهای واقعیت هم میگویند. این بها میگوید چیز باارزش سخت بهدست می آید. اگر قرار است شما مدیر موفق و باارزش، مدیر باکیفیت و مدیر با خروجی بالایی باشید، باید این را در ذهنتان هک کنید که راه، راه سختیست. باید سختی بکشید پس این میشود بهای واقعیت.
✅دومین بهای مدیریت : الگو بودن.
بهای بعدی که یک مدیر موفق باید پرداخت کند، بهای الگو بودن است. فکر اینکه من علی معبودی سرپرست شوم و کارم راحت تر بشه، یا بایستم پایین تپه و به بقیه بگم برید بالا، نه چنین اتفاقی نمی افتد و من باید الگو باشم و قبل از همه از تپه بالا بروم. من باید خودم در یک سری پارامترها حداقل الگوی تیمم باشم و کارکنان ببینند که یک نفر قبل از آنها مسیر را طی میکند. پس بهای الگو بودن به نظر من سخت ترین بها در بین این سه بهاییست که باید پرداخت کنید. خیلی از مدیر و سرپرست ها نمی خواهند قبول یا باور کنند که مدیر یا سرپرست بودن به معنی پیشگام و پیش رو و الگو بودن است.
🔺به این دوتا سوال پاسخ بدید:
چقدر پرسنلتان دوست دارند شبیه شما شوند؟
چقدر شما برای پرسنلتان یک الگو و یک پیشرو هستید؟
✅سومین بهای مدیریت: ثبات قدم
سومین بهایی که مدیران موفق باید پرداخت کنند، بهای ثبات قدم و پایداری است. شما بهعنوان یک مدیر و سرپرست موفق باید ثابتقدم باشید. باید بدانید که این مسیر به ان ترتیبی که فکر میکنید نیست. خیلی از افراد تصور میکنند شش ماه، یک سال یک تلاشی میکنم بعد از آن یک جایگاه امن قرار میگیرم و میتوانم مسیرم را ادامه دهم. یعنی بعد از مدتی، کمتر تلاش میکنم، کمتر میجنگم و از ان به بعد یه جورایی بخور و بخوابه.
✅نه این اتفاق نمی افتد!
کسی که میخواهد واقعاً مدیر و سرپرست خوب و موفق باشد باید اینرو در ذهن خودش جا بندازد که باید همیشه در تلاش برای بهتر شدن برای ادامه مسیر باشد. همیشه باید بهتر از تیمش و پیشقدم در راهبری تیمش و طی کردن مسیر باشد.
همیشه باید برای تیمش مبارزه کند و بجنگد. یک سری جاها هم باید اول بکارد، مراقبت کند و نهایتا خودش برداشت کند. اما متاسفانه گاها مدیرها و سرپرستهای ما وقتی در تقسیم منافع و دستاوردها قرار میگیرند، دوست دارند اول سهم خودشان را کنار بذارند و بعد سهم بقیه که این اشتباه است.
🔰کلام آخر:
ما برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق، برای این که بتوانیم خروجی خوبی به دست بیاوریم، برای این که بتوانیم جایگاه خوبی برای خودمون بسازیم، باید بهاش را پرداخت کنیم. هیچوقت نمیتوانید قبل از این که تغییر نگرش، تغییر مهارت عملی و ذهنی را در خودتان پرورش دهید، تغییر سطح داشته باشید. پس باید قبل از ارتقاء به دنبال تغییر خود و تغییر سطح خودتان باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟ ♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به…
📚توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
کسانی که مهارت خواندن ندارند
مهارت اندیشیدن هم ندارند
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «سادهگرایی» در دنیای امروزه سادهگرایی یعنی تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده.
اظهارنظرها و موضعگیریهای یکخطی، شفاف ، سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل.
استادِ سادهگراهای دنیا، دونالد ترامپه؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» از اون نداره.
اما ظهور این نوع سیاستمدارها زنگ خطری برای جهانه. به قول پینکر : «هر وقت سیاستمداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید»...
"قسمتی از یادداشت سایمون کوپر
در فایننشیال تایمز"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مهارت اندیشیدن هم ندارند
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «سادهگرایی» در دنیای امروزه سادهگرایی یعنی تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده.
اظهارنظرها و موضعگیریهای یکخطی، شفاف ، سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل.
استادِ سادهگراهای دنیا، دونالد ترامپه؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» از اون نداره.
اما ظهور این نوع سیاستمدارها زنگ خطری برای جهانه. به قول پینکر : «هر وقت سیاستمداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید»...
"قسمتی از یادداشت سایمون کوپر
در فایننشیال تایمز"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 عاشق یاد گرفتن باشیم.
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
📘زندگی شتابان میگذرد. از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد،
📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسانهای موفق و کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی، تکنولوژی و نرمافزار میتواند تا ۴۰% بهرهوری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کنندهای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش میاندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود بهزودی اثرات آن آشکار میشود.
🆔@Competentmanagers
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
📘زندگی شتابان میگذرد. از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد،
📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسانهای موفق و کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی، تکنولوژی و نرمافزار میتواند تا ۴۰% بهرهوری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کنندهای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش میاندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود بهزودی اثرات آن آشکار میشود.
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📙بماند به یادگار از کانون ارزیابی جهاد دانشگاه تبریز و ارومیه، در مهر ماه سال ۱۴۰۲
🔰پیامبر عشق و مهربانی میفرمایند: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ. به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.
🔰اساس خلقت، محبت است؛ اصلا تمام صفات کمالی که در عالم میبینیم اصلش همین محبت است و ظهور اسما الاهی برای این مسئله است و محبت منتهی به معرفت الله میشود.
🔰با سپاس بیکران بر تمامی انسانهای شریف و نجیب به ویژه بر اساتید گرانقدر، دوستان و همکاران گرامی که در این ایام محدود، سفره مهر گستردند تا همه مان از نعمات مهربانی و صمیمیت در قالب یک کار تیمی شایسته بهره مند شویم و نکته های بسیار ارزشمندی برای توسعه و تعالی بیاموزیم.
🔰مایه بسیار مباهات و افتخار برای اینجانب بود که در کنار اساتید فرهیخته طی چند روز مطالب زیادی آموختم. اساتید مهربانی که با گرمای مهر و عطوفت شان درس ادب و متانت و اخلاق را بر ما ارزانی داشتند.
🔰 برای همه شما عزیزان و سروران گرامی و خانواده های محترمتان سلامتی، تندرستی و عزت و سربلندی توام با شادکامی و بهروزی را از درگاه خدای بزرگ آرزومندم.
❤️با احترام ؛ کاشفی🙏
🔰پیامبر عشق و مهربانی میفرمایند: إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ. به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام.
🔰اساس خلقت، محبت است؛ اصلا تمام صفات کمالی که در عالم میبینیم اصلش همین محبت است و ظهور اسما الاهی برای این مسئله است و محبت منتهی به معرفت الله میشود.
🔰با سپاس بیکران بر تمامی انسانهای شریف و نجیب به ویژه بر اساتید گرانقدر، دوستان و همکاران گرامی که در این ایام محدود، سفره مهر گستردند تا همه مان از نعمات مهربانی و صمیمیت در قالب یک کار تیمی شایسته بهره مند شویم و نکته های بسیار ارزشمندی برای توسعه و تعالی بیاموزیم.
🔰مایه بسیار مباهات و افتخار برای اینجانب بود که در کنار اساتید فرهیخته طی چند روز مطالب زیادی آموختم. اساتید مهربانی که با گرمای مهر و عطوفت شان درس ادب و متانت و اخلاق را بر ما ارزانی داشتند.
🔰 برای همه شما عزیزان و سروران گرامی و خانواده های محترمتان سلامتی، تندرستی و عزت و سربلندی توام با شادکامی و بهروزی را از درگاه خدای بزرگ آرزومندم.
❤️با احترام ؛ کاشفی🙏
Forwarded from عکس نگار
🔰کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه دنیا را میخ میبیند !
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو
🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.
🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.
🔰دوم اینکه: پیشفرضهای ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی میکنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث میشود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمانها و قضاوتهای ما این گونهاند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست میگیرم، رویدادها حکم همان میخ را پیدا میکنند یعنی رویدادها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– مییابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا میکنند به میخ شدن.
🔰 در اغلب رویدادها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش میدهیم ناخواسته میخواهیم آن چیزهایی را بشنویم که میخواهیم آنگونه باشد، نه آن چیزهایی که واقعاً مطرح میشود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود میآید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل میدهد.
🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند میخواستهاند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آنگونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرضها و پیش فرضهای من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیالهای خودم بشوم و آنها را با واقعیت یکی بپندارم.
🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافیها و حجابهای درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ میبیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه میزند و، چون فیل- واقعیت- را نمیبیند بنابراین با گمانها–دست سودنها و لمس کردنها– پیش میرود، بنابراین در فیل، بادبزن میبیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو
🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.
🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.
🔰دوم اینکه: پیشفرضهای ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی میکنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث میشود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمانها و قضاوتهای ما این گونهاند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست میگیرم، رویدادها حکم همان میخ را پیدا میکنند یعنی رویدادها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– مییابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا میکنند به میخ شدن.
🔰 در اغلب رویدادها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش میدهیم ناخواسته میخواهیم آن چیزهایی را بشنویم که میخواهیم آنگونه باشد، نه آن چیزهایی که واقعاً مطرح میشود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود میآید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل میدهد.
🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند میخواستهاند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آنگونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرضها و پیش فرضهای من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیالهای خودم بشوم و آنها را با واقعیت یکی بپندارم.
🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافیها و حجابهای درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ میبیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه میزند و، چون فیل- واقعیت- را نمیبیند بنابراین با گمانها–دست سودنها و لمس کردنها– پیش میرود، بنابراین در فیل، بادبزن میبیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
💢معرفی مدل SBI در ارائه بازخورد به کارکنان
✅بازخورد توسط کرت لوین از بنیانگذاران دانش تحول سازمانی از رشته مهندسی الکترونیک قرض گرفته شده و به معنی سیستمی برای اصلاح مسیر حرکت است. ارائه بازخورد به کارکنان تعاملی است که میتواند به افزایش انگیزه و بینش یا تحول و توسعه در زمینه دانش، مهارت و یا رفتار فرد منجر شود. بازخورد همچنین میتواند موجب افزایش آگاهی از استعدادها و تواناییهای افراد شود.
🔰بازخورد میتواند به دو گونه باشد:
🔹بازخورد مثبت: به خصلتها، رفتارها و فعالیتهایی که خوب هستند و باید ادامه پیدا کنند اشاره دارد.
🔹بازخورد توسعهای: به خصلتها، رفتارها و فعالیتهایی که باید اصلاح و یا حذف شوند توجه دارد.
🔰اهمیت بازخورد
🔸در غیاب بازخورد ما فکر میکنیم همه چیز خوب است و یا اگر مستعد نگرش منفی و یا خود کم بینی باشیم ممکن است تصور کنیم که اوضاع خراب است. بهر صورت ما معمولا بر مبنای فرضیات غلط تصمیم گیری خواهیم کرد. بنابراین بازخورد دادن مداوم به کارکنان در همان ابتدای جوانه زدن مشکل و پیش از پیچیده شدن یا نهادینه شدن آن، از هدر رفتن منابع سازمانی جلوگیری میکند.
یکی از اصلی ترین وظایف سرپرستان، مدیران و رهبران سازمان ارائه بازخوردهای کامل، خاص و در زمان مشخص و به شکل محترمانه، سازنده و حمایتی به کارکنان است بازخوردی که با هدف تقویت و بهبود ارائه میشوند، نه برای شرمنده کردن یا تنبیه.
🔸اما همیشه کار به این سادگی نیست و ارائه بازخورد به یکی از سختترین وظایف همه مدیران و سرپرستان تبدیل شده است، دادن بازخوردهای انتقادی (یعنی مطرح کردن نقاط ضعف و اشتباهات یا به تعبیر زیباتر نقاط بهبود کارکنان) کار دشواری است که به ظرافت و هنرمندی نیاز دارد. در این مقاله مدلی را با هم مرور میکنیم که چارچوبی را برای ارائه بازخورد موثر به کارکنان ارائه میکند.
📕مدل SBI در ارائه بازخورد به کارکنان
در این مدل ارائه بازخورد در سه گام موقعیت،رفتار و تاثیر صورت می پذیرد.
🔺موقعیت: (Situation) موقعیت را به صورت کامل و شفاف توصیف کنید: زمان و مکانی که در آن موضوعی که قصد ارائه بازخورد در مورد آن را دارید اتفاق افتاده است.
مثال: در جلسه هیئت مدیره صبح که نیم ساعت دیر رسیدی...
🔺رفتار (Behavior) : رفتار مشاهده شده را توصیف نمایید. موارد و مصادیق واقعی، روشن وغیر قابل انکار را از رفتار فرد بیان کنید. از هر گونه قضاوت پرهیز کنید و موارد ناشی از ذهن خوانی خودتان را بیان نکنید.
مثال: قرار بود گزارش پروژه را اول ماه تحویل بدی، الان 5 روز از اون تاریخ گذشته...
🔺تاثیر (Impact) : تاثیر مستقیم حاصل از این رفتارها بر خودتان و یا بر سازمان را بیان کنید. تا جاییکه ممکن است احساس و یا نتیجه معلوم و مشخصی را بیان کنید.
مثال: من نگرانم که نتونیم پاسخگوی سفارشات مشتریان باشیم...
🟢به مثال زیر که ارائه یک بازخورد کامل را با مدل SBI نشان میدهد توجه کنید:
(موقعیت)علی قرار بود در ماه گذشته 5 نفر کارشناس نرم افزار استخدام کنیم،(رفتار) اما تا الان که سررسید موعد توافقیمونه فقط یک نفر جذب شده، (تاثیر)و با توجه به این که ما یک حوزه جدید رو شروع کردیم من نگران این هستم که از برنامه عقب بمونیم و نتونیم محصول جدید رو تا پایان سال به بازار عرضه کنیم...
🔸بر اساس چگونگی گفتگو، شما احتمالا پس از بحث، درباره اقدامات و پیشنهادات لازم برای جلوگیری از تکرار رفتار در آینده صحبت خواهید کرد.
یکی دیگر از چیزهایی که باید در نظر داشته باشید این است که مدل SBI برای دادن بازخورد مثبت نیز بسیارموثر است.
🔸در انتها به یاد داشته باشیم
کارکنان، بازخورد را از مدیران و سرپرستانی می پذیرند که :
🔺* در حوزه مورد نظر و موضوع مورد ارزیابی صاحب نظر و متخصص باشند.
* صادق و صریح باشند.
🔺* وقتی به ما بازخورد می دهند نفع شخصی نداشته باشند بلکه بازخورد را خیرخواهانه و دلسوزانه ارائه کنند.
🔺* بتوانند علاوه بر دادن بازخورد، راهنمایی هم بکنند و مشاور موثری برای اصلاح رفتار و بهبود عملکرد باشند.
🔷امیدوارم چارچوب SBI به توسعه مهارت شما در ارائه بازخورد اثربخش به کارکنان کمک کند./کانال مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅بازخورد توسط کرت لوین از بنیانگذاران دانش تحول سازمانی از رشته مهندسی الکترونیک قرض گرفته شده و به معنی سیستمی برای اصلاح مسیر حرکت است. ارائه بازخورد به کارکنان تعاملی است که میتواند به افزایش انگیزه و بینش یا تحول و توسعه در زمینه دانش، مهارت و یا رفتار فرد منجر شود. بازخورد همچنین میتواند موجب افزایش آگاهی از استعدادها و تواناییهای افراد شود.
🔰بازخورد میتواند به دو گونه باشد:
🔹بازخورد مثبت: به خصلتها، رفتارها و فعالیتهایی که خوب هستند و باید ادامه پیدا کنند اشاره دارد.
🔹بازخورد توسعهای: به خصلتها، رفتارها و فعالیتهایی که باید اصلاح و یا حذف شوند توجه دارد.
🔰اهمیت بازخورد
🔸در غیاب بازخورد ما فکر میکنیم همه چیز خوب است و یا اگر مستعد نگرش منفی و یا خود کم بینی باشیم ممکن است تصور کنیم که اوضاع خراب است. بهر صورت ما معمولا بر مبنای فرضیات غلط تصمیم گیری خواهیم کرد. بنابراین بازخورد دادن مداوم به کارکنان در همان ابتدای جوانه زدن مشکل و پیش از پیچیده شدن یا نهادینه شدن آن، از هدر رفتن منابع سازمانی جلوگیری میکند.
یکی از اصلی ترین وظایف سرپرستان، مدیران و رهبران سازمان ارائه بازخوردهای کامل، خاص و در زمان مشخص و به شکل محترمانه، سازنده و حمایتی به کارکنان است بازخوردی که با هدف تقویت و بهبود ارائه میشوند، نه برای شرمنده کردن یا تنبیه.
🔸اما همیشه کار به این سادگی نیست و ارائه بازخورد به یکی از سختترین وظایف همه مدیران و سرپرستان تبدیل شده است، دادن بازخوردهای انتقادی (یعنی مطرح کردن نقاط ضعف و اشتباهات یا به تعبیر زیباتر نقاط بهبود کارکنان) کار دشواری است که به ظرافت و هنرمندی نیاز دارد. در این مقاله مدلی را با هم مرور میکنیم که چارچوبی را برای ارائه بازخورد موثر به کارکنان ارائه میکند.
📕مدل SBI در ارائه بازخورد به کارکنان
در این مدل ارائه بازخورد در سه گام موقعیت،رفتار و تاثیر صورت می پذیرد.
🔺موقعیت: (Situation) موقعیت را به صورت کامل و شفاف توصیف کنید: زمان و مکانی که در آن موضوعی که قصد ارائه بازخورد در مورد آن را دارید اتفاق افتاده است.
مثال: در جلسه هیئت مدیره صبح که نیم ساعت دیر رسیدی...
🔺رفتار (Behavior) : رفتار مشاهده شده را توصیف نمایید. موارد و مصادیق واقعی، روشن وغیر قابل انکار را از رفتار فرد بیان کنید. از هر گونه قضاوت پرهیز کنید و موارد ناشی از ذهن خوانی خودتان را بیان نکنید.
مثال: قرار بود گزارش پروژه را اول ماه تحویل بدی، الان 5 روز از اون تاریخ گذشته...
🔺تاثیر (Impact) : تاثیر مستقیم حاصل از این رفتارها بر خودتان و یا بر سازمان را بیان کنید. تا جاییکه ممکن است احساس و یا نتیجه معلوم و مشخصی را بیان کنید.
مثال: من نگرانم که نتونیم پاسخگوی سفارشات مشتریان باشیم...
🟢به مثال زیر که ارائه یک بازخورد کامل را با مدل SBI نشان میدهد توجه کنید:
(موقعیت)علی قرار بود در ماه گذشته 5 نفر کارشناس نرم افزار استخدام کنیم،(رفتار) اما تا الان که سررسید موعد توافقیمونه فقط یک نفر جذب شده، (تاثیر)و با توجه به این که ما یک حوزه جدید رو شروع کردیم من نگران این هستم که از برنامه عقب بمونیم و نتونیم محصول جدید رو تا پایان سال به بازار عرضه کنیم...
🔸بر اساس چگونگی گفتگو، شما احتمالا پس از بحث، درباره اقدامات و پیشنهادات لازم برای جلوگیری از تکرار رفتار در آینده صحبت خواهید کرد.
یکی دیگر از چیزهایی که باید در نظر داشته باشید این است که مدل SBI برای دادن بازخورد مثبت نیز بسیارموثر است.
🔸در انتها به یاد داشته باشیم
کارکنان، بازخورد را از مدیران و سرپرستانی می پذیرند که :
🔺* در حوزه مورد نظر و موضوع مورد ارزیابی صاحب نظر و متخصص باشند.
* صادق و صریح باشند.
🔺* وقتی به ما بازخورد می دهند نفع شخصی نداشته باشند بلکه بازخورد را خیرخواهانه و دلسوزانه ارائه کنند.
🔺* بتوانند علاوه بر دادن بازخورد، راهنمایی هم بکنند و مشاور موثری برای اصلاح رفتار و بهبود عملکرد باشند.
🔷امیدوارم چارچوب SBI به توسعه مهارت شما در ارائه بازخورد اثربخش به کارکنان کمک کند./کانال مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰*مدیریت و رهبری به سبک شیخ محمّد*
(خلاصه کتاب)
■افکار و دستاوردهای شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دوبی به عنوان یکی از امیرنشین های هفتگانه امارات متحده عربی جالب توجه است. بن راشد در کتاب خود به مبانی نظری مدیریتی و مسئولیت رهبر می پردازد و چگونگی توسعه دوبی و پیشینه فقیر این امارت، تجربه خود و نیاکان ش برای چگونگی توسعه این منطقه را به تصویر می کشد. در ادامه، برخی از نکات مهم این کتاب را مرور می کنیم.
□فرصت اشتباه کردن دادیم.
افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
●اگر یک نفر از ۸ کار ۶ کار را درست انجام داد او فرد موفقی است. بر همین اساس من سازمانی را تاسیس کرده ام بنام "سازمان جوانان" که برای توسعه طرح های ابتکاری اقتصادی جوانان تا ۹۰% سرمایه مورد نیازش را تامین می کند و این سازمان به جوانان فرصت ابتکار، آموزش و اشتباه کردن را می دهد.
○از فساد اداری غفلت نکردیم.
ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. هر گاه دولتی فاسد باشد، شرکت های بین المللی علاقه ای به سرمایه گذاری در آن کشور را ندارند، بر همین اساس به صورت جدی با فساد مقابله کردیم و شرایط را برای ارسال گزارش فساد و برخورد با مفسدین مهیا کردیم.
■به همه فرصت رقابت دادیم.
□به جای پول مردم از ظرفیت مردم استفاده کردیم. برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است
●برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم. این معافیت ها عبارتند از: عدم وجود مالیات بر سود شرکت ها، عدم وجود مالیات بر درآمد، عدم وجود کسری مالیاتی از سرمایه، عدم وجود مالیات بر سود سرمایه گذاری، عدم وجود مالیات بر تبدیل ارزهای مختلف، عدم وجود مانع تجاری، عوارض وارداتی در سطح پایین با نسبت ۵% به همراه استثناهای زیاد، حق مالکیت ۱۰۰%در مناطق آزاد مثل جبل علی. این اقدامات باعث شده است که ۴ هزار شرکت از ۱۰۰ دولت جهان در دوبی سرمایه گذاری کنند.
○امنیت مهمترین ویژگی امارات است و تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
■مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم. مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات.
□از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم. برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.
●پیروز صلح بودیم نه جنگ. فقدان هدف منجر به بی انگیزگی می شود. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند. عرب در گذشته تاریخ بسیار درخشانی داشته است اما همه اینها متعلق به گذشته است و لازم است امروزه هم سرآمد جهان باشد و منطق حاکم بر جهان امروز، توسعه است.
○از مدل های اقتصادی موفق جهان الگو برداری کردیم. بر علم و دانش، تکنولوژی و مدیریت و رشد اقتصادی تاکید ویژه دارم زیرا زمانی که فرد بخواهد پروژه ای را اجرا کند نیاز به پول دارد. باید با تمامی دنیا مبادلات اقتصادی داشته باشیم اما لازم نیست مدل های سیاسی و یا حتی نوع حکومت دمکراتیک آنها را الگو برداری کنیم زیرا هر ملتی ارزش های خاص خود را دارد.
منبع، کتاب مدیریت و رهبری به سبکشیخ محمد، نوشته دکتر یاسر جرار، خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(خلاصه کتاب)
■افکار و دستاوردهای شیخ محمد بن راشد آل مکتوم امیر دوبی به عنوان یکی از امیرنشین های هفتگانه امارات متحده عربی جالب توجه است. بن راشد در کتاب خود به مبانی نظری مدیریتی و مسئولیت رهبر می پردازد و چگونگی توسعه دوبی و پیشینه فقیر این امارت، تجربه خود و نیاکان ش برای چگونگی توسعه این منطقه را به تصویر می کشد. در ادامه، برخی از نکات مهم این کتاب را مرور می کنیم.
□فرصت اشتباه کردن دادیم.
افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
●اگر یک نفر از ۸ کار ۶ کار را درست انجام داد او فرد موفقی است. بر همین اساس من سازمانی را تاسیس کرده ام بنام "سازمان جوانان" که برای توسعه طرح های ابتکاری اقتصادی جوانان تا ۹۰% سرمایه مورد نیازش را تامین می کند و این سازمان به جوانان فرصت ابتکار، آموزش و اشتباه کردن را می دهد.
○از فساد اداری غفلت نکردیم.
ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. هر گاه دولتی فاسد باشد، شرکت های بین المللی علاقه ای به سرمایه گذاری در آن کشور را ندارند، بر همین اساس به صورت جدی با فساد مقابله کردیم و شرایط را برای ارسال گزارش فساد و برخورد با مفسدین مهیا کردیم.
■به همه فرصت رقابت دادیم.
□به جای پول مردم از ظرفیت مردم استفاده کردیم. برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است
●برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم. این معافیت ها عبارتند از: عدم وجود مالیات بر سود شرکت ها، عدم وجود مالیات بر درآمد، عدم وجود کسری مالیاتی از سرمایه، عدم وجود مالیات بر سود سرمایه گذاری، عدم وجود مالیات بر تبدیل ارزهای مختلف، عدم وجود مانع تجاری، عوارض وارداتی در سطح پایین با نسبت ۵% به همراه استثناهای زیاد، حق مالکیت ۱۰۰%در مناطق آزاد مثل جبل علی. این اقدامات باعث شده است که ۴ هزار شرکت از ۱۰۰ دولت جهان در دوبی سرمایه گذاری کنند.
○امنیت مهمترین ویژگی امارات است و تاکنون بیش از ۱۰۰ دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و ۴ هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
■مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم. مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات.
□از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم. برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال ۱۹۸۵ با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت.
●پیروز صلح بودیم نه جنگ. فقدان هدف منجر به بی انگیزگی می شود. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند. عرب در گذشته تاریخ بسیار درخشانی داشته است اما همه اینها متعلق به گذشته است و لازم است امروزه هم سرآمد جهان باشد و منطق حاکم بر جهان امروز، توسعه است.
○از مدل های اقتصادی موفق جهان الگو برداری کردیم. بر علم و دانش، تکنولوژی و مدیریت و رشد اقتصادی تاکید ویژه دارم زیرا زمانی که فرد بخواهد پروژه ای را اجرا کند نیاز به پول دارد. باید با تمامی دنیا مبادلات اقتصادی داشته باشیم اما لازم نیست مدل های سیاسی و یا حتی نوع حکومت دمکراتیک آنها را الگو برداری کنیم زیرا هر ملتی ارزش های خاص خود را دارد.
منبع، کتاب مدیریت و رهبری به سبکشیخ محمد، نوشته دکتر یاسر جرار، خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⚪️ تکه کتاب
رهبری به تنها به مقولاتی چون مقام و قدرت محدود نمی شود. رهبر کسی است که مسئولیت شناختن پتانسیل موجود در افراد و ایده ها را به عهده بگیرد و شهامت توسعه این پتانسیل را داشته باشد.
امروزه هر کس که مسئولیت تشخیص ظرفیتها و ایدههای افراد را بر عهده میگیرد یک رهبر به حساب میآید. البته در کنار این موارد، یک رهبر به شهامت نیز نیاز دارد. شجاعانه رهبری کردن به معنای دانستن پاسخ تمام سوالات نیست. بلکه به این معناست که ما میتوانیم از حس کنجکاوی خود برای یافتن پاسخهای درست استفاده کنیم و هیچ ابایی هم از سوال پرسیدن نداشته باشیم. به همین دلیل هم نگرش یک رهبر نسبت به قدرت کاملا متفاوت از سایرین است. یک رهبر شجاع و کار درست به جای آنکه قدرت را ابزار زورگویی خود قرار دهد، سعی میکند که از آن برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و شنیدن نظراتشان استفاده کند.
💬 از کتاب «شجاعانه رهبری کن» اثر برنه براون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
رهبری به تنها به مقولاتی چون مقام و قدرت محدود نمی شود. رهبر کسی است که مسئولیت شناختن پتانسیل موجود در افراد و ایده ها را به عهده بگیرد و شهامت توسعه این پتانسیل را داشته باشد.
امروزه هر کس که مسئولیت تشخیص ظرفیتها و ایدههای افراد را بر عهده میگیرد یک رهبر به حساب میآید. البته در کنار این موارد، یک رهبر به شهامت نیز نیاز دارد. شجاعانه رهبری کردن به معنای دانستن پاسخ تمام سوالات نیست. بلکه به این معناست که ما میتوانیم از حس کنجکاوی خود برای یافتن پاسخهای درست استفاده کنیم و هیچ ابایی هم از سوال پرسیدن نداشته باشیم. به همین دلیل هم نگرش یک رهبر نسبت به قدرت کاملا متفاوت از سایرین است. یک رهبر شجاع و کار درست به جای آنکه قدرت را ابزار زورگویی خود قرار دهد، سعی میکند که از آن برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و شنیدن نظراتشان استفاده کند.
💬 از کتاب «شجاعانه رهبری کن» اثر برنه براون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🙏 #تشکـر_و_اعتـذار 🙏
(( من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ))
با سلام و احترام:
بدینوسیله بر خود وظیفه میدانیم با نهایت ادب و احترام مراتب قدردانی و تشکر و سپاس خود را از یکایک مردم عزیز شهرستان های، بناب، میاندوآب، چهاربرج، ملکان، مسئولین گرامی،، همکاران ارجمند، فرهنگیان فرهیخته، دوستان و آشنایان و بستگان و همسایگان محترم و مردم عزیز سایر شهرستانها و روستاهای دور و نزدیک که ابراز همدردی نمودید و با قدوم پر مهرتان در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحوم مغفور شادروان #مشهدی_قربان_کاشفی#
شرکت نموده و خانواده معزا را همراهی کرده اند، صمیمانه تقدیر و تشکر نماییم. و از اینکه با حضور شریف و انور خود ما را مورد تفقد و عنایت قرار دادید و موجبات تسلی خاطرمان را فراهم گردانیدید کمال تشکر و سپاسگزاری می نماییم. و از همه عزیزانی که با چاپ بنر و ارسال پیامک و تماس تلفنی و ارسال پیام در فضای مجازی قلبهای پر مهرشان را بر روی اندوهمان گشودند، سپاسگزاریم و نیکوترین دعاها را نثارتان می کنیم. امید آن را داریم روح آن مرحوم از دست رفته را از دعا و نثار فاتحه خویش محروم نفرمایید؛
از اینرو شایسته است توفیق و سعادت این را داشته باشیم که بتوانیم در محافل شادی شما عزیزان به نحو احسن جبران محبت نماییم و از اینکه امکان توفیق تشکر حضوری از سروران ارجمند مقدورمان نیست پوزش طلبیده و برخود وظیفه میدانیم در برابر الطاف شما سروران سر تعظیم و کرنش فرود آوریم.
خداوندا درود و رحمت و برکت خود را بر این مردم فهیم و مهربان نازل بفرما...آمین.
🥀 با تقدیم تشکر و احترام:
خانواده های کاشفی، زرین کاسه، مولایی، دولتخواه، آذرپندار، سلیمانزاده، جعفرزاده، اسماعیل زاده، محمدیان فرهود، و سایر منسوبین....
(( من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ))
با سلام و احترام:
بدینوسیله بر خود وظیفه میدانیم با نهایت ادب و احترام مراتب قدردانی و تشکر و سپاس خود را از یکایک مردم عزیز شهرستان های، بناب، میاندوآب، چهاربرج، ملکان، مسئولین گرامی،، همکاران ارجمند، فرهنگیان فرهیخته، دوستان و آشنایان و بستگان و همسایگان محترم و مردم عزیز سایر شهرستانها و روستاهای دور و نزدیک که ابراز همدردی نمودید و با قدوم پر مهرتان در مراسم تشییع، تدفین و مجالس ترحیم و یادبود مرحوم مغفور شادروان #مشهدی_قربان_کاشفی#
شرکت نموده و خانواده معزا را همراهی کرده اند، صمیمانه تقدیر و تشکر نماییم. و از اینکه با حضور شریف و انور خود ما را مورد تفقد و عنایت قرار دادید و موجبات تسلی خاطرمان را فراهم گردانیدید کمال تشکر و سپاسگزاری می نماییم. و از همه عزیزانی که با چاپ بنر و ارسال پیامک و تماس تلفنی و ارسال پیام در فضای مجازی قلبهای پر مهرشان را بر روی اندوهمان گشودند، سپاسگزاریم و نیکوترین دعاها را نثارتان می کنیم. امید آن را داریم روح آن مرحوم از دست رفته را از دعا و نثار فاتحه خویش محروم نفرمایید؛
از اینرو شایسته است توفیق و سعادت این را داشته باشیم که بتوانیم در محافل شادی شما عزیزان به نحو احسن جبران محبت نماییم و از اینکه امکان توفیق تشکر حضوری از سروران ارجمند مقدورمان نیست پوزش طلبیده و برخود وظیفه میدانیم در برابر الطاف شما سروران سر تعظیم و کرنش فرود آوریم.
خداوندا درود و رحمت و برکت خود را بر این مردم فهیم و مهربان نازل بفرما...آمین.
🥀 با تقدیم تشکر و احترام:
خانواده های کاشفی، زرین کاسه، مولایی، دولتخواه، آذرپندار، سلیمانزاده، جعفرزاده، اسماعیل زاده، محمدیان فرهود، و سایر منسوبین....
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔰چرا نمیتوانید درست تصمیم بگیریم؟
بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل میشویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ میدهد را معرفی میکنیم. دلایلی که با مرور آنها به طور قطع متوجه میشوید بارها دچار چنین موضوعی شدهاید و نفهمیدهاید.
1⃣-اصل عدم قطعیت
فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقهای توریستی و جذاب مطلع میشوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عدهای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفتهاست. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کردهاند.
به دسته اول دانشجوها گفته میشود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری میکنند. این خریداری مسلما با انگیزهای شادی و جشن خواهد بود.
به دسته دوم گفته میشود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز میخرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.
به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمیشود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.
یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدمها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمیدانند بلیط را نمیخرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیمگیری میشویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر میشوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجهای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آنها هیچ تاثیری بر تصمیمگیری ندارند، روی تصمیمگیری شما تاثیر بگذارند.
2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!
شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه میشوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و میتوانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی میکنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:
شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و میتوانید بروید. متوجه میشوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده میکنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق میافتد. خیلی وقتها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاقآور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچکدام از آنها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینهها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.
این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیمگیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیمگیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامهریزی برای انجام انتخابهای صورت گرفته و اهداف تعیین شده میرسد. آیا در مرحله برنامهریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه میدانیم.
@Competentmanagers
بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل میشویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ میدهد را معرفی میکنیم. دلایلی که با مرور آنها به طور قطع متوجه میشوید بارها دچار چنین موضوعی شدهاید و نفهمیدهاید.
1⃣-اصل عدم قطعیت
فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقهای توریستی و جذاب مطلع میشوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عدهای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفتهاست. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کردهاند.
به دسته اول دانشجوها گفته میشود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری میکنند. این خریداری مسلما با انگیزهای شادی و جشن خواهد بود.
به دسته دوم گفته میشود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز میخرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.
به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمیشود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.
یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدمها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمیدانند بلیط را نمیخرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیمگیری میشویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر میشوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجهای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آنها هیچ تاثیری بر تصمیمگیری ندارند، روی تصمیمگیری شما تاثیر بگذارند.
2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!
شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه میشوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و میتوانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی میکنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:
شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و میتوانید بروید. متوجه میشوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده میکنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق میافتد. خیلی وقتها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاقآور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچکدام از آنها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینهها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.
این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیمگیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیمگیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامهریزی برای انجام انتخابهای صورت گرفته و اهداف تعیین شده میرسد. آیا در مرحله برنامهریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه میدانیم.
@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟
علیرغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفتهترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان میکنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همهی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیمهای بزرگی که زندگیمان را تغییر میدهند، مانند اینکه در چه رشتهای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم
در سادهترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گستردهتر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راهحلهای ممکنِ یک مسئله میشود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود
🔷روش تصمیم گیری صحیح
تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!
بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.
🔷از بیرون نگاه کنید
مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.
نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید.
راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی:
1- در تصمیمگیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.
2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.
3- برای این که تصمیم گیرندهی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.
4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.
6- با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیمات منطقیتری بگیریم. همان طور که حضرت علی(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».
7- در تصمیمگیریهای خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.
8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.
9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث میشود که تصمیمهای درستتر و منطقیتر بگیریم.
10- فرصت تصمیمگیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آنها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیمگیری داشته باشند.
11- شهامت تصمیمگیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
12- به عوامل موثر در تصمیمگیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروهها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانههای جمعی و ... توجّه نماییم.
13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیمگیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیمهای دورهی نوجوانی با آنها گفتگو کنیم.
14- هدفگذاری در زندگی، مقدّمهی تصمیمگیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیهی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحتتر و مناسبتر تصمیم میگیرند.
15- مطالعهی زندگینامهی انسانهای موفّق در عرصهی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... میتواند زمینهی تصمیمگیریهای مناسبتر را در فرد مهیا سازد.
🔸با مدیران شایسته همراه باشید
♦️@Competentmanagers
علیرغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفتهترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان میکنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همهی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیمهای بزرگی که زندگیمان را تغییر میدهند، مانند اینکه در چه رشتهای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم
در سادهترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گستردهتر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راهحلهای ممکنِ یک مسئله میشود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود
🔷روش تصمیم گیری صحیح
تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!
بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.
🔷از بیرون نگاه کنید
مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.
نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید.
راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی:
1- در تصمیمگیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.
2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.
3- برای این که تصمیم گیرندهی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.
4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.
6- با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیمات منطقیتری بگیریم. همان طور که حضرت علی(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».
7- در تصمیمگیریهای خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.
8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.
9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث میشود که تصمیمهای درستتر و منطقیتر بگیریم.
10- فرصت تصمیمگیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آنها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیمگیری داشته باشند.
11- شهامت تصمیمگیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
12- به عوامل موثر در تصمیمگیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروهها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانههای جمعی و ... توجّه نماییم.
13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیمگیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیمهای دورهی نوجوانی با آنها گفتگو کنیم.
14- هدفگذاری در زندگی، مقدّمهی تصمیمگیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیهی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحتتر و مناسبتر تصمیم میگیرند.
15- مطالعهی زندگینامهی انسانهای موفّق در عرصهی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... میتواند زمینهی تصمیمگیریهای مناسبتر را در فرد مهیا سازد.
🔸با مدیران شایسته همراه باشید
♦️@Competentmanagers