(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
منابع انسانی از مهمترین منابع هر سازمانی هستند که سرمایهگذاری روی آنها، بیشترین بهره را عاید آن سازمان میکند. اهمیت منابع انسانی در سازمانهای پیچیدهتر با وظایف گوناگون، بیشتر از سازمانهای کوچک با وظایف جزییتر است. فرضیه یک کار تحقیقاتی روی یک سازمان با بهرهوری بسیار کم کارکنان این بوده است که وجود نور کم در محل کار افراد در یک سازمان، سبب بهرهوری کم آنها شده است. با زیاد شدن تعداد پنجرهها، بهرهوری افزایش یافت. پس از مدتی پنجرههای باز شده را یکی یکی بستند، ولی این بار هیچ کاهشی در بهرهوری بوجود نیامد. برای همین، نتیجه نهایی کار تحقیقاتی این بود که توجه به مشکلات افراد و توجه مدیران سازمان برای حل آن، عامل اصلی افزایش بهرهوری بوده و نه افزایش نور از طریق باز کردن پنجرههای بیشتر. بنابراین، توجه به عوامل انگیزشی کارکنان در ارتقای بهرهوری عامل اساسی است و این باعث رضایتمندی و در نتیجه، بهرهوری بیشترکارکنان میشود.
ایران در میان نوزده کشور عضو APO، به لحاظ سطح بهرهوری در جایگاه هجدهم است و میتوان این گونه برداشت کرد که در کشور ما، به افزایش بهرهوری در سازمانها بسیار کم توجه شده است. جای این پرسش هست که آیا در کشور ما مشکل بهرهوری پایین، کارکنان، مدیران سازمانها، و یا سیستم اداری است که مجموعه عوامل درون و برون سازمانی را شامل میشود؟
در پاسخ به این پرسش میتوان گفت که از مهمترین عوامل در درجه اول ناکارامدی سیستم اداری و در درجه بعدی نحوه مدیریت مدیران سازمانها هستند. دلیل آن هم این است که وقتی افراد از یک سازمان با بهرهوری کم به سازمانهایی پویا با مدیریت انگیزشی میروند، در کار خود میدرخشند و کارهای بزرگی را انجام میدهند.
انسان دارای ابعاد شخصیتی است و برای همین، کارکنان باید از جنبههای گوناگون مورد عنایت مدیران قرار گیرند. توجه به مسائل روحی و روانی افراد، احترام به کارکنان، توجه به قابلیتهای آنها و تلاش در استفاده از آن، استفاده بموقع از ابزار تشویق کارکنان و... بسیار مهم است.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که ایجاد یک محیط کاری شاداب برای کارکنان نیز بسیار مهم است و نتایج به دست آمده، حاکی از ارتباط شادی و خردورزی افراد بوده است. توجه به آموزش مداوم و همیشگی کارکنان و آموزشهای مدیریتی برای مدیران در سازمانها نیز بسیار مهم است. تحقیقات نشان میدهد که یک دلار سرمایهگذاری در آموزش، میتواند گاه تا ۲۲ دلار ارزش ایجاد کند که البته نقش آموزشهای مهارتی وکاربردی در این زمینه برجستهتر است.
متأسفانه در کشور ما، کمتر در امر آموزش کارکنان و مدیران سرمایهگذاری میشود و هر گاه که بحث صرفه جویی پیش میآید، هزینههای آموزشی، از جمله نخستین مواردی هستند که قربانی میشوند و این خود، عامل مهمی است که نتیجه آن، پایین بودن بهرهوری سازمانها را به دنبال داشته است.
اصولا در مدیریت مالی نظامهای آموزشی و تحقیقاتی در کشور ما، سهم بسیار ناچیزی از تولید ناخالص داخلی به این امر اختصاص داده میشود. اما مهمتر آن که همین سهم کم هم صرف امورات غیر آموزشی و تحقیقاتی میشود. رقمهایی از بودجههای تحقیقاتی که برای انجام طرحهای تحقیقاتی و یا امورات آموزشی باقی میماند به گونهای است که به هیچ وجه، امکان اجرای درست اینگونه کارها را میسر نمیسازد.
بحث دیگری که در این باره مهم است، لزوم توجه به مدیریت استعدادها توسط مدیران ارشد سازمان است. هرچند بحث مدیریت استعدادها را باید از همان اوان کودکی آغاز نمود و در دوران تحصیلات مقدماتی و راهنمایی مورد توجه قرار داد، ولی جای هیچ شکی نیست که افراد پس از پایان تحصیلات و ورود به سازمانهای کاری، باید بار دیگر از این نظر مورد توجه قرار گیرند، به گونهای که افراد متناسب با استعداد کاری و مدیریتی خود در بخشهایی از سازمانها به کار مشغول شوند که بازدهی بیشتری داشته باشند.
لزوم توجه به مدیرپروری در کشور ما بحث جدی است که کمتر به آن توجه میشود. لزوم طراحی و بهکارگیری بانک اطلاعاتی از افراد و پتانسیلهای آنان، در این زمینه حایز اهمیت است. افراد معمولا بدون توجه به استعدادها و توان مدیریتی خود، صرفا با توجه به علایق گروهی و سیاسی و یا روابط خانوادگی، در جاهایی مشغول میشوند که به لحاظ توان علمی و مدیریتی، توان اداره آن سازمان را ندارند.
و نتیجه آن، بهرهوری پایین سازمان است. نتیجه چنین انتخابی، تشکیل یک سازمان افسرده با مجموعه ای از افراد بیانگیزه خواهد بود. نتیجه نهایی همه اینها، هدر رفتن منابع انسانی و حتی منابع مالی و سرمایه ای است که انتظار میرود با یک مدیریت کارآمد، سبب شکوفایی و رشد و توسعه کشور شود. در کشورهای پیشرفته معمولا از مدلهای شایستگی برای انتخاب مدیران استفاده میشود،/ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ایران در میان نوزده کشور عضو APO، به لحاظ سطح بهرهوری در جایگاه هجدهم است و میتوان این گونه برداشت کرد که در کشور ما، به افزایش بهرهوری در سازمانها بسیار کم توجه شده است. جای این پرسش هست که آیا در کشور ما مشکل بهرهوری پایین، کارکنان، مدیران سازمانها، و یا سیستم اداری است که مجموعه عوامل درون و برون سازمانی را شامل میشود؟
در پاسخ به این پرسش میتوان گفت که از مهمترین عوامل در درجه اول ناکارامدی سیستم اداری و در درجه بعدی نحوه مدیریت مدیران سازمانها هستند. دلیل آن هم این است که وقتی افراد از یک سازمان با بهرهوری کم به سازمانهایی پویا با مدیریت انگیزشی میروند، در کار خود میدرخشند و کارهای بزرگی را انجام میدهند.
انسان دارای ابعاد شخصیتی است و برای همین، کارکنان باید از جنبههای گوناگون مورد عنایت مدیران قرار گیرند. توجه به مسائل روحی و روانی افراد، احترام به کارکنان، توجه به قابلیتهای آنها و تلاش در استفاده از آن، استفاده بموقع از ابزار تشویق کارکنان و... بسیار مهم است.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که ایجاد یک محیط کاری شاداب برای کارکنان نیز بسیار مهم است و نتایج به دست آمده، حاکی از ارتباط شادی و خردورزی افراد بوده است. توجه به آموزش مداوم و همیشگی کارکنان و آموزشهای مدیریتی برای مدیران در سازمانها نیز بسیار مهم است. تحقیقات نشان میدهد که یک دلار سرمایهگذاری در آموزش، میتواند گاه تا ۲۲ دلار ارزش ایجاد کند که البته نقش آموزشهای مهارتی وکاربردی در این زمینه برجستهتر است.
متأسفانه در کشور ما، کمتر در امر آموزش کارکنان و مدیران سرمایهگذاری میشود و هر گاه که بحث صرفه جویی پیش میآید، هزینههای آموزشی، از جمله نخستین مواردی هستند که قربانی میشوند و این خود، عامل مهمی است که نتیجه آن، پایین بودن بهرهوری سازمانها را به دنبال داشته است.
اصولا در مدیریت مالی نظامهای آموزشی و تحقیقاتی در کشور ما، سهم بسیار ناچیزی از تولید ناخالص داخلی به این امر اختصاص داده میشود. اما مهمتر آن که همین سهم کم هم صرف امورات غیر آموزشی و تحقیقاتی میشود. رقمهایی از بودجههای تحقیقاتی که برای انجام طرحهای تحقیقاتی و یا امورات آموزشی باقی میماند به گونهای است که به هیچ وجه، امکان اجرای درست اینگونه کارها را میسر نمیسازد.
بحث دیگری که در این باره مهم است، لزوم توجه به مدیریت استعدادها توسط مدیران ارشد سازمان است. هرچند بحث مدیریت استعدادها را باید از همان اوان کودکی آغاز نمود و در دوران تحصیلات مقدماتی و راهنمایی مورد توجه قرار داد، ولی جای هیچ شکی نیست که افراد پس از پایان تحصیلات و ورود به سازمانهای کاری، باید بار دیگر از این نظر مورد توجه قرار گیرند، به گونهای که افراد متناسب با استعداد کاری و مدیریتی خود در بخشهایی از سازمانها به کار مشغول شوند که بازدهی بیشتری داشته باشند.
لزوم توجه به مدیرپروری در کشور ما بحث جدی است که کمتر به آن توجه میشود. لزوم طراحی و بهکارگیری بانک اطلاعاتی از افراد و پتانسیلهای آنان، در این زمینه حایز اهمیت است. افراد معمولا بدون توجه به استعدادها و توان مدیریتی خود، صرفا با توجه به علایق گروهی و سیاسی و یا روابط خانوادگی، در جاهایی مشغول میشوند که به لحاظ توان علمی و مدیریتی، توان اداره آن سازمان را ندارند.
و نتیجه آن، بهرهوری پایین سازمان است. نتیجه چنین انتخابی، تشکیل یک سازمان افسرده با مجموعه ای از افراد بیانگیزه خواهد بود. نتیجه نهایی همه اینها، هدر رفتن منابع انسانی و حتی منابع مالی و سرمایه ای است که انتظار میرود با یک مدیریت کارآمد، سبب شکوفایی و رشد و توسعه کشور شود. در کشورهای پیشرفته معمولا از مدلهای شایستگی برای انتخاب مدیران استفاده میشود،/ ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در کشورهای پیشرفته معمولا از مدلهای شایستگی برای انتخاب مدیران استفاده میشود، به این صورت که پس از طراحی این مدلها، یک سازمان مجازی را شکل داده و رفتار افراد را در آن سازمان مجازی مورد بررسی قرار میدهند. سپس افراد را بر پایه نوع رفتار بروز داده شده امتیاز میدهند تا این که فردی را برای تصدی یک شغل مدیریتی معرفی نمایند. کمترین کاری که میتوان انجام داد، این است که برای سپردن یک جایگاه مدیریتی، نخست از آزمونهای مدیریتی و مهارتی استفاده نمود و در کنار آن، افراد برگزیده در آزمونها را با برگزاری دورههای مدیریتی آموزش داد./دکتر رضا صداقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
☄دیکتاتوری در زندگی روزمره
در فرایند آموزش، پرسش را قدر بنهیم
این تصاویر در ایران برای همه ما آشناست: به نانوایی میرویم، با فروتنی درخواست چند عدد نان میکنیم و معمولاً هم به نانوا نمیگوییم نان را برای من با چه کیفیتی بپز. هرچه از تنور درآمد بر روی چشم میگذاریم و پولش را میپردازیم و میبریم!
وقتی به مطب پزشک میرویم خیلی فروتن مینشینیم تا پزشک از ما سؤال کند و اگر یکی دو تا سؤال داشتهباشیم با کلی شرمندگی میپرسیم و جرات هم نمیکنیم از پزشک بپرسیم فلان قرص برای کدام مشکل من است و فلان آمپول برای چه بود و آیا با توجه به اینکه فشار خون دارم، فلان دارو برای من ضرر ندارد؟
وقتی به شهرداری میرویم خیلی مهربان و سربهزیر درخواست خود را میگوییم و اگر مهندس شهرساز درخواست ما را رد کرد اغلب نمیپرسیم به استناد کدام آییننامه یا کدام مصوبه؟ بلکه باز با فروتنی میگوییم حالا شما یک لطفی بکنید این کار را حل کنید. تصاویری از این دست در ساعت به ساعت زندگی ما ایرانیان قابل مشاهده است.
البته متقابلاً من هم که در نانوایی و مطب و شهرداری سربهزیر و فروتن هستم، در موضع شغلی خودم، حکومت میکنم؛ یعنی اگر فرضاً اپراتور تلفن ادارهای هستم، وقتی فردی تماس بگیرد و بیش از یکی دو سوال بپرسد، جواب سربالا میدهم و تلفن را قطع میکنم. اینها همه تصاویر جامعهای است که افرادش انباشته از خوی و رفتار سلطهگری و دیکتاتوری هستند.
در چنین جامعهای همه افراد در هر موقعیتی در اغلب موارد محکوم و در موضع دست پایین هستند و فقط در یک مورد (جایی که مرتبط با شغل و مسئولیت خودشان است) حاکم و در موضع بالا هستند. بنابراین در جامعه سلطهگر، افراد در همه موارد محکوم و سلطهپذیرند و در یک موضع، حاکم و سلطهگر و چنین میشود که روح سلطهگری و سلطهپذیری در همه زندگی ما رسوخ میکند.
چنین جامعهای اگر هفتهای یک انتخابات هم برگزار کند، دموکرات و آزادمنش نیست. در چنین جامعهای انتخابات بیشتر به یک نمایش میماند و البته حاکمانش در انتخابات دخالت میکنند و کسی هم نمیتواند آنها را به دادگاه بکشاند.
حالا داستان را بر عکس کنید. اگر هر فردی فقط در یک موضع (جایی که موضع شغلی اوست و مسئولیت دارد) محکوم، یعنی پاسخگو باشد، آنگاه در همه موارد دیگر، یعنی در تمامی مواضعی که با شغل دیگران سر و کار دارد، حاکم خواهد بود.
در چنین جامعهای هر فرد فقط در یک مورد محکوم و در اغلب موارد حاکم است و چه دلپذیر است زیستن در چنین جامعهای. جامعه دوم قطعاً یک جامعه دموکراتتر و آزادمنشتر است. حتی اگر حکومتش پادشاهی باشد و هیچ انتخاباتی در آن برگزار نشود.
بنابراین دموکراسی واقعی ربطی به انتخابات ندارد. انتخابات فقط یکی از شیوههای تجربهشده گردش قدرت سیاسی است؛ دموکراسی واقعی، آن مناسباتی است که در بین ما رواج دارد. یک پادشاه غیرمنتخبِ پاسخگو، قطعاً دموکراتتر از ژنرالی است که با انتخابات فرمایشی سرکار آمده باشد.
پس دموکراسی تنها با یک تغییر کوچک در رفتار ما تحقق مییابد. یعنی اینکه بپذیریم در موضع شغلی خودمان، هرجا هستیم، پاسخگو باشیم اما روحیه چنین پذیرشی کجا شکل میگیرد؟ در خانه و مدرسه.
اولین پیامد یک نظام آموزشی که در آن، معلم، گوینده صرف و دانشآموز شنونده صرف باشد، شکلگیری رابطه سلطه میان دانشآموز و معلم است. قاعده روانشناسی این است که دیکتاتورها در موضع ضعف، سلطهپذیر هستند و در موضع قدرت، سلطهگر و دیکتاتور خواهند شد.
اگر در جامعهای در همه بخشها و همه مشاغل اداری و غیراداری و همه تعاملات روزمره تا جایی که امکان دارد سلطهگری صورت میگیرد به دلیل آن است که در مدارس از کودکی بهطور آشکار یا پنهان یا بهصورت رسمی یا ضمنی، سلطهپذیری آموزش داده شده است و در نتیجه همان کودکان، زمانی که به اولین دستاویزهای قدرت مجهز میشوند، سلطهگری میکنند.
✍دکتر محسن رنانی/دکتر حسین قربانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در فرایند آموزش، پرسش را قدر بنهیم
این تصاویر در ایران برای همه ما آشناست: به نانوایی میرویم، با فروتنی درخواست چند عدد نان میکنیم و معمولاً هم به نانوا نمیگوییم نان را برای من با چه کیفیتی بپز. هرچه از تنور درآمد بر روی چشم میگذاریم و پولش را میپردازیم و میبریم!
وقتی به مطب پزشک میرویم خیلی فروتن مینشینیم تا پزشک از ما سؤال کند و اگر یکی دو تا سؤال داشتهباشیم با کلی شرمندگی میپرسیم و جرات هم نمیکنیم از پزشک بپرسیم فلان قرص برای کدام مشکل من است و فلان آمپول برای چه بود و آیا با توجه به اینکه فشار خون دارم، فلان دارو برای من ضرر ندارد؟
وقتی به شهرداری میرویم خیلی مهربان و سربهزیر درخواست خود را میگوییم و اگر مهندس شهرساز درخواست ما را رد کرد اغلب نمیپرسیم به استناد کدام آییننامه یا کدام مصوبه؟ بلکه باز با فروتنی میگوییم حالا شما یک لطفی بکنید این کار را حل کنید. تصاویری از این دست در ساعت به ساعت زندگی ما ایرانیان قابل مشاهده است.
البته متقابلاً من هم که در نانوایی و مطب و شهرداری سربهزیر و فروتن هستم، در موضع شغلی خودم، حکومت میکنم؛ یعنی اگر فرضاً اپراتور تلفن ادارهای هستم، وقتی فردی تماس بگیرد و بیش از یکی دو سوال بپرسد، جواب سربالا میدهم و تلفن را قطع میکنم. اینها همه تصاویر جامعهای است که افرادش انباشته از خوی و رفتار سلطهگری و دیکتاتوری هستند.
در چنین جامعهای همه افراد در هر موقعیتی در اغلب موارد محکوم و در موضع دست پایین هستند و فقط در یک مورد (جایی که مرتبط با شغل و مسئولیت خودشان است) حاکم و در موضع بالا هستند. بنابراین در جامعه سلطهگر، افراد در همه موارد محکوم و سلطهپذیرند و در یک موضع، حاکم و سلطهگر و چنین میشود که روح سلطهگری و سلطهپذیری در همه زندگی ما رسوخ میکند.
چنین جامعهای اگر هفتهای یک انتخابات هم برگزار کند، دموکرات و آزادمنش نیست. در چنین جامعهای انتخابات بیشتر به یک نمایش میماند و البته حاکمانش در انتخابات دخالت میکنند و کسی هم نمیتواند آنها را به دادگاه بکشاند.
حالا داستان را بر عکس کنید. اگر هر فردی فقط در یک موضع (جایی که موضع شغلی اوست و مسئولیت دارد) محکوم، یعنی پاسخگو باشد، آنگاه در همه موارد دیگر، یعنی در تمامی مواضعی که با شغل دیگران سر و کار دارد، حاکم خواهد بود.
در چنین جامعهای هر فرد فقط در یک مورد محکوم و در اغلب موارد حاکم است و چه دلپذیر است زیستن در چنین جامعهای. جامعه دوم قطعاً یک جامعه دموکراتتر و آزادمنشتر است. حتی اگر حکومتش پادشاهی باشد و هیچ انتخاباتی در آن برگزار نشود.
بنابراین دموکراسی واقعی ربطی به انتخابات ندارد. انتخابات فقط یکی از شیوههای تجربهشده گردش قدرت سیاسی است؛ دموکراسی واقعی، آن مناسباتی است که در بین ما رواج دارد. یک پادشاه غیرمنتخبِ پاسخگو، قطعاً دموکراتتر از ژنرالی است که با انتخابات فرمایشی سرکار آمده باشد.
پس دموکراسی تنها با یک تغییر کوچک در رفتار ما تحقق مییابد. یعنی اینکه بپذیریم در موضع شغلی خودمان، هرجا هستیم، پاسخگو باشیم اما روحیه چنین پذیرشی کجا شکل میگیرد؟ در خانه و مدرسه.
اولین پیامد یک نظام آموزشی که در آن، معلم، گوینده صرف و دانشآموز شنونده صرف باشد، شکلگیری رابطه سلطه میان دانشآموز و معلم است. قاعده روانشناسی این است که دیکتاتورها در موضع ضعف، سلطهپذیر هستند و در موضع قدرت، سلطهگر و دیکتاتور خواهند شد.
اگر در جامعهای در همه بخشها و همه مشاغل اداری و غیراداری و همه تعاملات روزمره تا جایی که امکان دارد سلطهگری صورت میگیرد به دلیل آن است که در مدارس از کودکی بهطور آشکار یا پنهان یا بهصورت رسمی یا ضمنی، سلطهپذیری آموزش داده شده است و در نتیجه همان کودکان، زمانی که به اولین دستاویزهای قدرت مجهز میشوند، سلطهگری میکنند.
✍دکتر محسن رنانی/دکتر حسین قربانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢مدیران باید خود را تجربه گرانی ببینند که افراد را به سوی یادگیری هدایت میکنند نه دیکتاتورهایی که کنترل را به آنها تحمیل میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
📝 آیا درآمد بیشتر کیفیت زندگی رو بالا میبره؟
شاخص توسعه انسانی( HDI ) چیست؟
♈️ همه ما دوست داریم زندگی بهتری داشته باشیم. برای ارتقای سطح زندگی طبیعتاً قبل از هر چیزی، به درآمد بیشتر فکر میکنیم. اما آیا کیفیت زندگی فقط تابع درآمده؟
♈️ توی اقتصاد کلان، شاخصی وجود داره به نام شاخص توسعه انسانی یا HDI. این شاخص سه مولفه داره:
➖ درآمد
➖امید به زندگی
➖ تحصیلات
♈️ یعنی اگر کشوری درآمدش افزایش پیدا کنه، اما سطح سلامت و تحصیلات مردم افت کنه، این کشور رشد اقتصادی داشته، اما توسعهیافته نشده. برای مثال اگر برای افزایش تولید ناخالص ملی، محیطزیست و حقوق شهروندی نادیده گرفته بشه، کشور توسعه پیدا نمیکنه.این سه عامل، در زندگی فردی هم مهم هستن. یعنی برای ارتقای سطح زندگی، در کنار رشد درآمد، لازمه که به فکر سلامتی و دانش خودمون هم باشیم.
♈️ حالا اگر با افزایش ساعت کاری بخوایم درآمد رو بیشتر کنیم، به بهای این که کمتر ورزش کنیم، کمتر کتاب بخونیم، کمتر استراحت کنیم، کمتر با خانواده و دوستان وقت بگذرونیم و کمتر تئاتر ببینیم، از نظر اقتصادی سطح زندگی ما ارتقا پیدا نکرده.
♈️ ابدا حرف این نیست که زندگی بهتر به پول بیشتر نیاز نداره. صحبت سر اینه که نباید سلامتی خودمون رو به امید افزایش درآمد به خطر بندازیم. مثلا نباید تلاش برای کسب درآمد بیشتر باعث کاهش ساعت خواب ما بشه.
♈️ اما چطوری میشه این کار رو انجام داد؟ جواب در قطبش درآمده. یک کارمند ساده، با سختتر و بیشتر کارکردن، میتونه چند درصد درآمد خودش رو بیشتر کنه. اما برای چند برابر کردن درآمد خودش، لازمه که مهارتهای جدید کسب کنه. مطالعات نشون داده که تاثیر مهارتهای نرم در قطبش درآمد، از هر عاملی بیشتره.
♈️ مهارتهای نرم، مثل درستنویسی، شیوه ارائه مطلب، طرز برخورد، ساختن رد پای دیجیتال قدرتمند و داشتن شبکه حرفهای، میتونه به ما کمک کنه که با کار کمتر، درآمد بیشتر کسب کنیم و در عین حال برای بهبود سلامت و دانش و معرفت، وقت بیشتری داشته باشیم.مدرسه علوم انسانی"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شاخص توسعه انسانی( HDI ) چیست؟
♈️ همه ما دوست داریم زندگی بهتری داشته باشیم. برای ارتقای سطح زندگی طبیعتاً قبل از هر چیزی، به درآمد بیشتر فکر میکنیم. اما آیا کیفیت زندگی فقط تابع درآمده؟
♈️ توی اقتصاد کلان، شاخصی وجود داره به نام شاخص توسعه انسانی یا HDI. این شاخص سه مولفه داره:
➖ درآمد
➖امید به زندگی
➖ تحصیلات
♈️ یعنی اگر کشوری درآمدش افزایش پیدا کنه، اما سطح سلامت و تحصیلات مردم افت کنه، این کشور رشد اقتصادی داشته، اما توسعهیافته نشده. برای مثال اگر برای افزایش تولید ناخالص ملی، محیطزیست و حقوق شهروندی نادیده گرفته بشه، کشور توسعه پیدا نمیکنه.این سه عامل، در زندگی فردی هم مهم هستن. یعنی برای ارتقای سطح زندگی، در کنار رشد درآمد، لازمه که به فکر سلامتی و دانش خودمون هم باشیم.
♈️ حالا اگر با افزایش ساعت کاری بخوایم درآمد رو بیشتر کنیم، به بهای این که کمتر ورزش کنیم، کمتر کتاب بخونیم، کمتر استراحت کنیم، کمتر با خانواده و دوستان وقت بگذرونیم و کمتر تئاتر ببینیم، از نظر اقتصادی سطح زندگی ما ارتقا پیدا نکرده.
♈️ ابدا حرف این نیست که زندگی بهتر به پول بیشتر نیاز نداره. صحبت سر اینه که نباید سلامتی خودمون رو به امید افزایش درآمد به خطر بندازیم. مثلا نباید تلاش برای کسب درآمد بیشتر باعث کاهش ساعت خواب ما بشه.
♈️ اما چطوری میشه این کار رو انجام داد؟ جواب در قطبش درآمده. یک کارمند ساده، با سختتر و بیشتر کارکردن، میتونه چند درصد درآمد خودش رو بیشتر کنه. اما برای چند برابر کردن درآمد خودش، لازمه که مهارتهای جدید کسب کنه. مطالعات نشون داده که تاثیر مهارتهای نرم در قطبش درآمد، از هر عاملی بیشتره.
♈️ مهارتهای نرم، مثل درستنویسی، شیوه ارائه مطلب، طرز برخورد، ساختن رد پای دیجیتال قدرتمند و داشتن شبکه حرفهای، میتونه به ما کمک کنه که با کار کمتر، درآمد بیشتر کسب کنیم و در عین حال برای بهبود سلامت و دانش و معرفت، وقت بیشتری داشته باشیم.مدرسه علوم انسانی"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیر یک دقیقه ای (@pmacademy).pdf
1.6 MB
📘 پی دی اف کتاب مدیر یک دقیقهای – اثر کنت بلانچارد، اسپنسر جانسون
📙 نویسندگان در کتاب مدیر یک دقیقهای شما را با نکات ارزشمندی از یافتههای خود در زمینۀ علوم پزشکی و علوم رفتاری آشنا و روشن میکنند که انسانها چگونه میتوانند به «بهترین» وجه با هم کار کنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📙 نویسندگان در کتاب مدیر یک دقیقهای شما را با نکات ارزشمندی از یافتههای خود در زمینۀ علوم پزشکی و علوم رفتاری آشنا و روشن میکنند که انسانها چگونه میتوانند به «بهترین» وجه با هم کار کنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟
♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد. فلذا اولویت بندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.
🔴خستگی تصمیم گیری، عنوانی رسمی برای استرس غیرقابلتحملی است که در نتیجه تصمیمگیری زیاد در طول روز، به وجود میآید. خستگی تصمیم، متفاوت از خستگی فیزیکی است. ممکن است شما از خستگی و سطح پایین انرژی روانی خود، آگاه نباشید. از نظر جو مارتینو(Joe Martino)، مشاور روانشناسی، «شناسایی خستگی تصمیم ، ساده نیست.
♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.
♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است./ جعفر محمدی
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد. فلذا اولویت بندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.
🔴خستگی تصمیم گیری، عنوانی رسمی برای استرس غیرقابلتحملی است که در نتیجه تصمیمگیری زیاد در طول روز، به وجود میآید. خستگی تصمیم، متفاوت از خستگی فیزیکی است. ممکن است شما از خستگی و سطح پایین انرژی روانی خود، آگاه نباشید. از نظر جو مارتینو(Joe Martino)، مشاور روانشناسی، «شناسایی خستگی تصمیم ، ساده نیست.
♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.
♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است./ جعفر محمدی
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
📕ادامه مبحث ۲۵ ویژگی مدیران موفق ؛
17- از کارکنان انتظار نداشته باشید که ذهن شما را بخوانند
ارتباطات مکرر و باکیفیت، کلید یک مدیر موفق است. کارمندانتان را در جریان امور نگه دارید زیرا ممکن است چیزهایی را در نگفتن های شما بخوانند که شما قصد ندارید. هدف این نیست که همیشه به همه بگویید چه کاری انجام دهند! بلکه راههای ارتباطی خود را حفظ کنید، بازخورد ارائه دهید و سؤال یا نظر بپرسید.
18- مدیر باشید نه مربی مهدکودک
مدیران موفق میدانند که بزرگسالان را استخدام کردهاند و با اعتماد به آنها برای مدیریت زمان و مسئولیتهای خود، با کارمندان خود چنین رفتار خواهند کرد. وقتی افراد خوبی را استخدام میکنید، نیازی به مدیریت ذره بینی نیست، بنابراین اجازه دهید کارمندانتان به روش خودشان کارشان را انجام دهند. به عنوان مثال، یک رئیس خوب وقتی کسی مریض است، یادداشت پزشک را نمیخواهد یا دورکاری را ممنوع نمیکند، فقط به این دلیل که به کارمندان در زمانی که نمیتوانند او را ببینند، اعتماد ندارد.
19- نظرات متفاوت را بشنوید
احتمالاً، شما افراد خود را به دلایل خوبی استخدام کرده اید – آنها باهوش، توانا و با استعداد هستند. اجازه ندهید که با نگرش “نظر من یا هیچکس” هدر برود. در عوض، مدیران موفق در مورد همه چیز، از چگونگی کامل کردن یک استراتژی گرفته تا یک هدف کوچک، پذیرای نظرات مختللف هستند. شاید همه نظرات کارکنان عملیاتی نباشد اما یک مدیر موفق کاری میکند که کارکنان احساس کنند شنیده میشوند و مورد احترام قرار میگیرند و واقعاً از شنیدن دیدگاههایی غیر از دیدگاههای خودشان استفاده میکنند.
20- قانون 30 ثانیه
ممکن است از تعداد پیامها، ایمیلها، تماسها غرق شده باشید، اما یک مدیر و سرپرست موفق به همه آنها به موقع پاسخ خواهد داد. این میانبر سریع را امتحان کنید که اگر کاری کمتر از 30 ثانیه طول میکشد، آن را درست انجام دهید. اکثر ایمیلها فقط به یک پاسخ دو یا سه جملهای نیاز دارند، بنابراین زمان را برای به تعویق انداختن آن تلف نکنید و فقط به پیام پاسخ دهید.
21- وارد صحبت های خاله زنکی نشید
به عنوان مدیر، شما از اطلاعات محرمانه ای که می تواند به کارمندانتان آسیب بزند یا به آنها کمک کند، اطلاع دارید، و در حالی که وسوسه درگیر شدن در شایعات اداری هستید، مسئولیت دارید که از مشکلات و چالش های بین فردی کارکنان خودداری کنید. شایعات، تشویق به دعوا و به اشتراک گذاشتن (یا احتکار) اسرار، همگی یک محیط اداری سمی ایجاد میکنند که میتواند کارمندان خوب شما را از دست بدهد.پس وارد صحبتهای خاله زنکی نشوید به نفع تان است.
22- مطمئن شوید که تمجید شما بیشتر از انتقاد شماست
ارائه بازخورد منظم، چه مثبت و چه انتقادی، تنها بخشی از کار مدیران است، اما یک مدیر موفق، زمانی را صرف میکند تا به هر یک از کارکنان در طول سال بازخورد واضح و مشخصی درباره کارهایی که به خوبی انجام میدهند و کارهایی که میتوانند بهتر انجام دهند، بدهد. شما نباید از گفتن حقایق سخت ابایی داشته باشید، اما در مجموع کارکنان شما باید بازخورد مثبت بیشتری از شما بشنوند تا بازخورد منفی.
بهترین راهکار برای ارائه بازخورد سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان است./ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
17- از کارکنان انتظار نداشته باشید که ذهن شما را بخوانند
ارتباطات مکرر و باکیفیت، کلید یک مدیر موفق است. کارمندانتان را در جریان امور نگه دارید زیرا ممکن است چیزهایی را در نگفتن های شما بخوانند که شما قصد ندارید. هدف این نیست که همیشه به همه بگویید چه کاری انجام دهند! بلکه راههای ارتباطی خود را حفظ کنید، بازخورد ارائه دهید و سؤال یا نظر بپرسید.
18- مدیر باشید نه مربی مهدکودک
مدیران موفق میدانند که بزرگسالان را استخدام کردهاند و با اعتماد به آنها برای مدیریت زمان و مسئولیتهای خود، با کارمندان خود چنین رفتار خواهند کرد. وقتی افراد خوبی را استخدام میکنید، نیازی به مدیریت ذره بینی نیست، بنابراین اجازه دهید کارمندانتان به روش خودشان کارشان را انجام دهند. به عنوان مثال، یک رئیس خوب وقتی کسی مریض است، یادداشت پزشک را نمیخواهد یا دورکاری را ممنوع نمیکند، فقط به این دلیل که به کارمندان در زمانی که نمیتوانند او را ببینند، اعتماد ندارد.
19- نظرات متفاوت را بشنوید
احتمالاً، شما افراد خود را به دلایل خوبی استخدام کرده اید – آنها باهوش، توانا و با استعداد هستند. اجازه ندهید که با نگرش “نظر من یا هیچکس” هدر برود. در عوض، مدیران موفق در مورد همه چیز، از چگونگی کامل کردن یک استراتژی گرفته تا یک هدف کوچک، پذیرای نظرات مختللف هستند. شاید همه نظرات کارکنان عملیاتی نباشد اما یک مدیر موفق کاری میکند که کارکنان احساس کنند شنیده میشوند و مورد احترام قرار میگیرند و واقعاً از شنیدن دیدگاههایی غیر از دیدگاههای خودشان استفاده میکنند.
20- قانون 30 ثانیه
ممکن است از تعداد پیامها، ایمیلها، تماسها غرق شده باشید، اما یک مدیر و سرپرست موفق به همه آنها به موقع پاسخ خواهد داد. این میانبر سریع را امتحان کنید که اگر کاری کمتر از 30 ثانیه طول میکشد، آن را درست انجام دهید. اکثر ایمیلها فقط به یک پاسخ دو یا سه جملهای نیاز دارند، بنابراین زمان را برای به تعویق انداختن آن تلف نکنید و فقط به پیام پاسخ دهید.
21- وارد صحبت های خاله زنکی نشید
به عنوان مدیر، شما از اطلاعات محرمانه ای که می تواند به کارمندانتان آسیب بزند یا به آنها کمک کند، اطلاع دارید، و در حالی که وسوسه درگیر شدن در شایعات اداری هستید، مسئولیت دارید که از مشکلات و چالش های بین فردی کارکنان خودداری کنید. شایعات، تشویق به دعوا و به اشتراک گذاشتن (یا احتکار) اسرار، همگی یک محیط اداری سمی ایجاد میکنند که میتواند کارمندان خوب شما را از دست بدهد.پس وارد صحبتهای خاله زنکی نشوید به نفع تان است.
22- مطمئن شوید که تمجید شما بیشتر از انتقاد شماست
ارائه بازخورد منظم، چه مثبت و چه انتقادی، تنها بخشی از کار مدیران است، اما یک مدیر موفق، زمانی را صرف میکند تا به هر یک از کارکنان در طول سال بازخورد واضح و مشخصی درباره کارهایی که به خوبی انجام میدهند و کارهایی که میتوانند بهتر انجام دهند، بدهد. شما نباید از گفتن حقایق سخت ابایی داشته باشید، اما در مجموع کارکنان شما باید بازخورد مثبت بیشتری از شما بشنوند تا بازخورد منفی.
بهترین راهکار برای ارائه بازخورد سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان است./ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢هشت نوع فرهنگ سازمانی
✅براساس موضعگیری سازمانها نسبت به دو مقوله «تعاملات افراد» و «واکنش نسبت به تغییر»، هشت سبک فرهنگی شناسایی شده است:
🔹حمایتگر
در این فرهنگ، تمرکز روی روابط و اعتماد متقابل است. محیط کار گرم، مشارکتی و دوستانه است.
🔹هدفمحور
این فرهنگ، نمونه بارز آرمانگرایی و نوعدوستی است. در محیط کار، همه صبور و اهل مدارا هستند.
🔹یادگیری
اکتشاف و وسعت فکر از مهمترین ویژگیهای یک فرهنگ مبتنی بر یادگیری است. محیط کار، محلی برای نوآوری و آزاداندیشی است.
🔹مفرح
تفریح از ویژگیهای اصلی این فرهنگ است. محیط کار شاد و سرزنده است.
🔹نتیجهگرا
کامیابی و موفقیت از مهمترین ویژگیهای این فرهنگ است. محیط کار، مبتنی بر نتیجه و شایستهسالاری است.
🔹اقتدارگرا
فرهنگ اقتدارگرا با ویژگیهایی مثل قاطعیت شناخته میشود. محیط کار رقابتی است. افراد برای منافع شخصی خود تلاش میکنند.
🔹ایمن
برنامهریزی و احتیاط از جمله ویژگیهای یک فرهنگ ایمن است. محیط کار قابل پیشبینی است.
🔹قانونمدار
در این فرهنگ، تمرکز اصلی روی احترام و هنجارهای مشترک است. محیط کار با قاعده و روشمند است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅براساس موضعگیری سازمانها نسبت به دو مقوله «تعاملات افراد» و «واکنش نسبت به تغییر»، هشت سبک فرهنگی شناسایی شده است:
🔹حمایتگر
در این فرهنگ، تمرکز روی روابط و اعتماد متقابل است. محیط کار گرم، مشارکتی و دوستانه است.
🔹هدفمحور
این فرهنگ، نمونه بارز آرمانگرایی و نوعدوستی است. در محیط کار، همه صبور و اهل مدارا هستند.
🔹یادگیری
اکتشاف و وسعت فکر از مهمترین ویژگیهای یک فرهنگ مبتنی بر یادگیری است. محیط کار، محلی برای نوآوری و آزاداندیشی است.
🔹مفرح
تفریح از ویژگیهای اصلی این فرهنگ است. محیط کار شاد و سرزنده است.
🔹نتیجهگرا
کامیابی و موفقیت از مهمترین ویژگیهای این فرهنگ است. محیط کار، مبتنی بر نتیجه و شایستهسالاری است.
🔹اقتدارگرا
فرهنگ اقتدارگرا با ویژگیهایی مثل قاطعیت شناخته میشود. محیط کار رقابتی است. افراد برای منافع شخصی خود تلاش میکنند.
🔹ایمن
برنامهریزی و احتیاط از جمله ویژگیهای یک فرهنگ ایمن است. محیط کار قابل پیشبینی است.
🔹قانونمدار
در این فرهنگ، تمرکز اصلی روی احترام و هنجارهای مشترک است. محیط کار با قاعده و روشمند است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢صحبت های شنیدی و ماندگارصاحب کارخانه خودکار بیک
بدنهای ساختم که هرچقدر هم فشار میدادم، نمیشکست...
♈️ آقای رفوگران، علیرغم مخالفتهای بیک و شکست شرکتهای آمریکایی در ساخت بدنه این خودکار، توانست در ایران با ساخت بدنهای مقاوم، فروشی ۴۰ برابر انتظار مارسل بیک رو رغم بزنه.
♈️ چه انسان هایی که با رنج به جایی رسیدن و دشواری بسیار، اختراعی کردن یا وسیله ای تولید کردند
✍مدیران نامدار ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بدنهای ساختم که هرچقدر هم فشار میدادم، نمیشکست...
♈️ آقای رفوگران، علیرغم مخالفتهای بیک و شکست شرکتهای آمریکایی در ساخت بدنه این خودکار، توانست در ایران با ساخت بدنهای مقاوم، فروشی ۴۰ برابر انتظار مارسل بیک رو رغم بزنه.
♈️ چه انسان هایی که با رنج به جایی رسیدن و دشواری بسیار، اختراعی کردن یا وسیله ای تولید کردند
✍مدیران نامدار ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📙یکی از ویژگی های مدیران موفق که در جستجوی تعالی و پیشرفت هستند این است که مدام شرکت ها و سازمان های مشابه موفق و پیشرو جهان را مورد کنکاش قرار داده تا ضمن آشنایی با عوامل پیشرفت و توسعه آن شرکت ها، با استفاده از تجربیات موفق آنها بتوانند با اقتباس و یا الگو برداری از آنها مسیرهای پیشرفت و توسعه خود را سریعتر طی کنند.
📕موسسات معتبر مختلفی در سطح جهانی فعالیت میکنند که سالانه شرکتها و سازمان های موفق دنیا را از ابعاد مختلف در حوزه های متعدد مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و موفق ترین انها را در رنکینگ جهانی رده بندی میکنند.
💢 یکی از این موسسات ، موسسه فوربس است که با همکاری شرکت تحقیقات بازار Statista، هفتمین فهرست سالانه از بهترین کارفرمایان جهان را منتشر کرده است که محیط کاری مثبتی را به کارمندان خود ارائه میکنند. سامسونگ برای چهارمین سال متوالی صدر جدول این فهرست را تصاحب کرده است.
در نسخه 2023 فهرست بهترین کارفرمایان جهان فوربس پس از سامسونگ، بهترتیب نام مایکروسافت، آلفابت و اپل دیده میشود.
🔹۱- سامسونگ ....... رده اول
🔹۲- مایکروسافت.......رده دوم
🔹۳-آلفابت...................رده سوم
🔹۴-اپل........................رده چهارم
🔰فهرست فوربس براساس نظرسنجی انجامشده از بیش از 170 هزار کارمند در 50 کشور ایجاد شده است. در این نظرسنجی از شرکتکنندگان در مورد مسائلی ازجمله اینکه آیا شرکت خود را به خانواده یا دوستان توصیه میکنند سؤال شده است و همچنین از آنها خواسته شده تا کارفرمایان خود را براساس معیارهای مانند استعدادیابی، ارائه گزینههای کار از راه دور، مرخصی، تنوع، تعادل بین کار و زندگی و خدمات شرکت ارزیابی کنند.✍مجله مشاور مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕موسسات معتبر مختلفی در سطح جهانی فعالیت میکنند که سالانه شرکتها و سازمان های موفق دنیا را از ابعاد مختلف در حوزه های متعدد مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و موفق ترین انها را در رنکینگ جهانی رده بندی میکنند.
💢 یکی از این موسسات ، موسسه فوربس است که با همکاری شرکت تحقیقات بازار Statista، هفتمین فهرست سالانه از بهترین کارفرمایان جهان را منتشر کرده است که محیط کاری مثبتی را به کارمندان خود ارائه میکنند. سامسونگ برای چهارمین سال متوالی صدر جدول این فهرست را تصاحب کرده است.
در نسخه 2023 فهرست بهترین کارفرمایان جهان فوربس پس از سامسونگ، بهترتیب نام مایکروسافت، آلفابت و اپل دیده میشود.
🔹۱- سامسونگ ....... رده اول
🔹۲- مایکروسافت.......رده دوم
🔹۳-آلفابت...................رده سوم
🔹۴-اپل........................رده چهارم
🔰فهرست فوربس براساس نظرسنجی انجامشده از بیش از 170 هزار کارمند در 50 کشور ایجاد شده است. در این نظرسنجی از شرکتکنندگان در مورد مسائلی ازجمله اینکه آیا شرکت خود را به خانواده یا دوستان توصیه میکنند سؤال شده است و همچنین از آنها خواسته شده تا کارفرمایان خود را براساس معیارهای مانند استعدادیابی، ارائه گزینههای کار از راه دور، مرخصی، تنوع، تعادل بین کار و زندگی و خدمات شرکت ارزیابی کنند.✍مجله مشاور مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕 ادامه ویژگی های مدیران موفق؛
23- تماس چشمی برقرار کنید
نگاه کردن به چشمهای کسی در حین صحبت کردن ممکن است چیز کوچکی به نظر برسد، اما بسیار مهم است. برقراری ارتباط چشمی ثابت (اما نه وحشتناک) نشان می دهد که شما توجه دارید و برای وقت طرف مقابل ارزش قائل هستید. بسته ایستادن و اخم کردن یکی از نشانه های این است که باعث می شود کارمندان فکر کنند مدیرشان از آنها متنفر است.
24- خونسردی خود را در موقعیت های پرتنش حفظ کنید
یک شرکت به اندازه افرادی است که در آنجا کار میکنند، بنابراین ارزشگذاری و حفظ کارکنان خوب اولویت اصلی روسای بزرگ است. یکی از راههایی که آنها این کار را انجام میدهند این است که همیشه با همه با وقار و احترام رفتار کنند، حتی وقتی عصبانی میشوند. مدیری که فریاد میزند، کارکنان را تحقیر میکند، یا ناسزا میگوید یا از شما انتظار دارد که زندگی خارج از کار نداشته باشید، قطعا هرگز جزو مدیران موفق نخواهد بود.
مدیران موفق میدانند که کارمندان خوب همیشه گزینههای دیگری دارند و مدت زیادی در محیط کاری که با آنها بدرفتاری میکنند، نمیمانند.»
25- مسائل را شخصی نکنید
مدیران موفق میدانند که چگونه یک رابطه گرم را حفظ کنند و در عین حال فاصله حرفهای مناسب را حفظ کنند. بنابراین اگر از یک کارمند چیز بدی درباره خود شنیدید، آن را شخصی نکنید. اگر حقیقتی در آن گفته وجود دارد، انتقادش را بپذیرید و از آن درس بگیرید. اگر عصبانی هستید، سعی کنید یا با کارمندتان صحبت کرده و حلش کنید یا آن موضوع را به کل رها کنید.
🔰بهای مدیر موفق بودن چیست؟
✅اولین بهای مدیریت: واقعیت تلخ است.
به این بها، بهای واقعیت هم میگویند. این بها میگوید چیز باارزش سخت بهدست می آید. اگر قرار است شما مدیر موفق و باارزش، مدیر باکیفیت و مدیر با خروجی بالایی باشید، باید این را در ذهنتان هک کنید که راه، راه سختیست. باید سختی بکشید پس این میشود بهای واقعیت.
✅دومین بهای مدیریت : الگو بودن.
بهای بعدی که یک مدیر موفق باید پرداخت کند، بهای الگو بودن است. فکر اینکه من علی معبودی سرپرست شوم و کارم راحت تر بشه، یا بایستم پایین تپه و به بقیه بگم برید بالا، نه چنین اتفاقی نمی افتد و من باید الگو باشم و قبل از همه از تپه بالا بروم. من باید خودم در یک سری پارامترها حداقل الگوی تیمم باشم و کارکنان ببینند که یک نفر قبل از آنها مسیر را طی میکند. پس بهای الگو بودن به نظر من سخت ترین بها در بین این سه بهاییست که باید پرداخت کنید. خیلی از مدیر و سرپرست ها نمی خواهند قبول یا باور کنند که مدیر یا سرپرست بودن به معنی پیشگام و پیش رو و الگو بودن است.
🔺به این دوتا سوال پاسخ بدید:
چقدر پرسنلتان دوست دارند شبیه شما شوند؟
چقدر شما برای پرسنلتان یک الگو و یک پیشرو هستید؟
✅سومین بهای مدیریت: ثبات قدم
سومین بهایی که مدیران موفق باید پرداخت کنند، بهای ثبات قدم و پایداری است. شما بهعنوان یک مدیر و سرپرست موفق باید ثابتقدم باشید. باید بدانید که این مسیر به ان ترتیبی که فکر میکنید نیست. خیلی از افراد تصور میکنند شش ماه، یک سال یک تلاشی میکنم بعد از آن یک جایگاه امن قرار میگیرم و میتوانم مسیرم را ادامه دهم. یعنی بعد از مدتی، کمتر تلاش میکنم، کمتر میجنگم و از ان به بعد یه جورایی بخور و بخوابه.
✅نه این اتفاق نمی افتد!
کسی که میخواهد واقعاً مدیر و سرپرست خوب و موفق باشد باید اینرو در ذهن خودش جا بندازد که باید همیشه در تلاش برای بهتر شدن برای ادامه مسیر باشد. همیشه باید بهتر از تیمش و پیشقدم در راهبری تیمش و طی کردن مسیر باشد.
همیشه باید برای تیمش مبارزه کند و بجنگد. یک سری جاها هم باید اول بکارد، مراقبت کند و نهایتا خودش برداشت کند. اما متاسفانه گاها مدیرها و سرپرستهای ما وقتی در تقسیم منافع و دستاوردها قرار میگیرند، دوست دارند اول سهم خودشان را کنار بذارند و بعد سهم بقیه که این اشتباه است.
🔰کلام آخر:
ما برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق، برای این که بتوانیم خروجی خوبی به دست بیاوریم، برای این که بتوانیم جایگاه خوبی برای خودمون بسازیم، باید بهاش را پرداخت کنیم. هیچوقت نمیتوانید قبل از این که تغییر نگرش، تغییر مهارت عملی و ذهنی را در خودتان پرورش دهید، تغییر سطح داشته باشید. پس باید قبل از ارتقاء به دنبال تغییر خود و تغییر سطح خودتان باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
23- تماس چشمی برقرار کنید
نگاه کردن به چشمهای کسی در حین صحبت کردن ممکن است چیز کوچکی به نظر برسد، اما بسیار مهم است. برقراری ارتباط چشمی ثابت (اما نه وحشتناک) نشان می دهد که شما توجه دارید و برای وقت طرف مقابل ارزش قائل هستید. بسته ایستادن و اخم کردن یکی از نشانه های این است که باعث می شود کارمندان فکر کنند مدیرشان از آنها متنفر است.
24- خونسردی خود را در موقعیت های پرتنش حفظ کنید
یک شرکت به اندازه افرادی است که در آنجا کار میکنند، بنابراین ارزشگذاری و حفظ کارکنان خوب اولویت اصلی روسای بزرگ است. یکی از راههایی که آنها این کار را انجام میدهند این است که همیشه با همه با وقار و احترام رفتار کنند، حتی وقتی عصبانی میشوند. مدیری که فریاد میزند، کارکنان را تحقیر میکند، یا ناسزا میگوید یا از شما انتظار دارد که زندگی خارج از کار نداشته باشید، قطعا هرگز جزو مدیران موفق نخواهد بود.
مدیران موفق میدانند که کارمندان خوب همیشه گزینههای دیگری دارند و مدت زیادی در محیط کاری که با آنها بدرفتاری میکنند، نمیمانند.»
25- مسائل را شخصی نکنید
مدیران موفق میدانند که چگونه یک رابطه گرم را حفظ کنند و در عین حال فاصله حرفهای مناسب را حفظ کنند. بنابراین اگر از یک کارمند چیز بدی درباره خود شنیدید، آن را شخصی نکنید. اگر حقیقتی در آن گفته وجود دارد، انتقادش را بپذیرید و از آن درس بگیرید. اگر عصبانی هستید، سعی کنید یا با کارمندتان صحبت کرده و حلش کنید یا آن موضوع را به کل رها کنید.
🔰بهای مدیر موفق بودن چیست؟
✅اولین بهای مدیریت: واقعیت تلخ است.
به این بها، بهای واقعیت هم میگویند. این بها میگوید چیز باارزش سخت بهدست می آید. اگر قرار است شما مدیر موفق و باارزش، مدیر باکیفیت و مدیر با خروجی بالایی باشید، باید این را در ذهنتان هک کنید که راه، راه سختیست. باید سختی بکشید پس این میشود بهای واقعیت.
✅دومین بهای مدیریت : الگو بودن.
بهای بعدی که یک مدیر موفق باید پرداخت کند، بهای الگو بودن است. فکر اینکه من علی معبودی سرپرست شوم و کارم راحت تر بشه، یا بایستم پایین تپه و به بقیه بگم برید بالا، نه چنین اتفاقی نمی افتد و من باید الگو باشم و قبل از همه از تپه بالا بروم. من باید خودم در یک سری پارامترها حداقل الگوی تیمم باشم و کارکنان ببینند که یک نفر قبل از آنها مسیر را طی میکند. پس بهای الگو بودن به نظر من سخت ترین بها در بین این سه بهاییست که باید پرداخت کنید. خیلی از مدیر و سرپرست ها نمی خواهند قبول یا باور کنند که مدیر یا سرپرست بودن به معنی پیشگام و پیش رو و الگو بودن است.
🔺به این دوتا سوال پاسخ بدید:
چقدر پرسنلتان دوست دارند شبیه شما شوند؟
چقدر شما برای پرسنلتان یک الگو و یک پیشرو هستید؟
✅سومین بهای مدیریت: ثبات قدم
سومین بهایی که مدیران موفق باید پرداخت کنند، بهای ثبات قدم و پایداری است. شما بهعنوان یک مدیر و سرپرست موفق باید ثابتقدم باشید. باید بدانید که این مسیر به ان ترتیبی که فکر میکنید نیست. خیلی از افراد تصور میکنند شش ماه، یک سال یک تلاشی میکنم بعد از آن یک جایگاه امن قرار میگیرم و میتوانم مسیرم را ادامه دهم. یعنی بعد از مدتی، کمتر تلاش میکنم، کمتر میجنگم و از ان به بعد یه جورایی بخور و بخوابه.
✅نه این اتفاق نمی افتد!
کسی که میخواهد واقعاً مدیر و سرپرست خوب و موفق باشد باید اینرو در ذهن خودش جا بندازد که باید همیشه در تلاش برای بهتر شدن برای ادامه مسیر باشد. همیشه باید بهتر از تیمش و پیشقدم در راهبری تیمش و طی کردن مسیر باشد.
همیشه باید برای تیمش مبارزه کند و بجنگد. یک سری جاها هم باید اول بکارد، مراقبت کند و نهایتا خودش برداشت کند. اما متاسفانه گاها مدیرها و سرپرستهای ما وقتی در تقسیم منافع و دستاوردها قرار میگیرند، دوست دارند اول سهم خودشان را کنار بذارند و بعد سهم بقیه که این اشتباه است.
🔰کلام آخر:
ما برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق، برای این که بتوانیم خروجی خوبی به دست بیاوریم، برای این که بتوانیم جایگاه خوبی برای خودمون بسازیم، باید بهاش را پرداخت کنیم. هیچوقت نمیتوانید قبل از این که تغییر نگرش، تغییر مهارت عملی و ذهنی را در خودتان پرورش دهید، تغییر سطح داشته باشید. پس باید قبل از ارتقاء به دنبال تغییر خود و تغییر سطح خودتان باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟ ♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به…
📚توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
کسانی که مهارت خواندن ندارند
مهارت اندیشیدن هم ندارند
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «سادهگرایی» در دنیای امروزه سادهگرایی یعنی تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده.
اظهارنظرها و موضعگیریهای یکخطی، شفاف ، سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل.
استادِ سادهگراهای دنیا، دونالد ترامپه؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» از اون نداره.
اما ظهور این نوع سیاستمدارها زنگ خطری برای جهانه. به قول پینکر : «هر وقت سیاستمداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید»...
"قسمتی از یادداشت سایمون کوپر
در فایننشیال تایمز"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مهارت اندیشیدن هم ندارند
خواندن دیجیتال از دلایل مهم رواج «سادهگرایی» در دنیای امروزه سادهگرایی یعنی تمایل به سادهکردن هر چیز پیچیده.
اظهارنظرها و موضعگیریهای یکخطی، شفاف ، سرراست و فرارکردن از درک عمیق و چندوجهی مسائل.
استادِ سادهگراهای دنیا، دونالد ترامپه؛ کسی که هیچکس حتی توقع «همدلی» از اون نداره.
اما ظهور این نوع سیاستمدارها زنگ خطری برای جهانه. به قول پینکر : «هر وقت سیاستمداران شروع میکنند به ساده حرف زدن، منتظر جنگ باشید»...
"قسمتی از یادداشت سایمون کوپر
در فایننشیال تایمز"
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 عاشق یاد گرفتن باشیم.
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
📘زندگی شتابان میگذرد. از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد،
📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسانهای موفق و کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی، تکنولوژی و نرمافزار میتواند تا ۴۰% بهرهوری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کنندهای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش میاندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود بهزودی اثرات آن آشکار میشود.
🆔@Competentmanagers
🔰زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف.
📘زندگی شتابان میگذرد. از هر وسیله و امکانی که پیش رویمان هست، فرصتی برای یادگیری و آموزش مطالب جدید خلق کنیم.
🔰همان گونه که مشت بسته قادر به دریافت هدیه نیست، به همان ترتیب هم اندیشه و ذهن بسته نمیتواند هیچ درسی را بیاموزد،
📕در اغلب اوقات موفقیت، عشق به یادگیری تعبیر میشود. یادگیری هر چیز جدیدی خود به معنای اشتیاق به پیشرفت است و نشانه شور و حال و جریان داشتن و پویا بودن است. عشق به یادگیری ویژگی انحصاری همه انسانهای موفق و کارآفرینان فوق موفق است. شرکت در کلاسهای آموزشی در زمینه های مختلف از زبان خارجی گرفته تا نقاشی، موسیقی، تکنولوژی و نرمافزار میتواند تا ۴۰% بهرهوری را افزایش دهد. دقت کنید این عدد بسیار بزرگ و تعیین کنندهای برای رشد است. یکی از بهترین زمینه های یادگیری، فراگرفتن اصول نوشتن کتاب است. نوشتن و نوشتن به طرز معجزه آسایی شما را از رقبا پیش میاندازد. اگر خواندن و نوشتن به عادت روزانه ما تبدیل شود بهزودی اثرات آن آشکار میشود.
🆔@Competentmanagers