🔰قانون پارکینسون چیست؟
تعریف ساده قانون پارکینسون
قانون پارکینسون در سال 1955 میلادی توسط سیریل نورتکوت پارکینسون، مورخ و نویسنده مشهور بریتانیایی در مقاله ای طنز در مجله اکونومیست ارائه شد.
🔸طبق قانون پارکینسون، هر کاری درست به اندازه ای که برای آن زمان در نظر گرفته شده طول خواهد کشید.
قانون پارکینسون می گوید اگر مثلا شما یک هفته برای تکمیل کار دو ساعته زمان اختصاص دهید این کار آنقدر پیچیدگی پیدا خواهد کرد تا به اندازه همان یک هفته به طول بکشد. این مسئله باعث می شود در لحظات پایانی استرس و فشار بیشتری روی فرد وارد شده و احتمالا کار با کیفیت مطلوبی ارائه نخواهد شد.
🔹طبق قانون پارکینسون وقتی برای کاری زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز دارد در نظر بگیرید مدام انجام آن کار را تا لحظه آخر یا دقیقه نود به تعویق انداخته و زمانی که تقریبا انجام کار غیرممکن می شود به صورت کارآمد عمل کرده و تمام تلاش خود را برای اتمام کار به کار خواهید برد.
🔹در این گونه مواقع شاید زمانی که کار را به پایان برسانید به عملکرد خود افتخار کنید اما با کمی دقت متوجه می شوید که بازدهی خوبی نداشته و بیشتر زمان شما به بطالت و بی نظمی گذشته و تنها در لحظات پایانی به بهره وری رسیده اید. در حالی که اگر به قانون پارکینسون توجه می کردید می توانستید کار بهتر و شایسته تری نسبت به مهلت زمانی که برای آن در نظر گرفته شده ارائه دهید.
🔺می توان از زاویه دیگری به قانون پارکینسون نگاه کرد، به این صورت که اگر مدت زمان محدود مثلا یک دقیقه به کاری بدهیم آن کار به قدری ساده می شود تا بتواند در همان یک دقیقه انجام شود.
🔺شاید قانون پارکینسون چیزی شبیه سحر و جادو به نظر برسد اما در واقع به این دلیل عمل می کند که مردم معمولا به دلایل مختلف تمایل دارند زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز است، به انجام کاری تخصیص دهند. از جمله این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔹تنبلی و پشت گوش انداختن
🔹پیدا کردن ایده ای بهتر برای تکمیل کار
🔹کمال گرایی
🔹ترس از کار بیشتر
🔹ترس کاهش سود به دلیل اتمام زودتر کار
📕قانون پارکینسون در ادارات:
در ادارات و مشاغل مختلف رئیس مرئوسی، قانون پارکینسون کاملا بر عملکرد و بازدهی کارکنان سازمان سایه انداخته زیرا کارکنان متوجه شده اند که اگر کاری را سریع تر انجام دهند با اینکه کارهای بیشتری در مدت زمان کمتر انجام شده و احتمالا به کاهش تعداد کارکنان و سرمایه صرف شده می انجامد اما از آن ها قدردانی نخواهد شد زیرا این باور وجود دارد که اگر کاری مدت زمان بیشتری به طول انجامد ذاتا کیفیت بهتری خواهد داشت و زمان کمتر به معنای کاهش کیفیت کار است.
قانون پارکینسون در زندگی شخصی و اجتماعی
🔸برای آشنایی عملی با قانون پارکینسون، لیستی از وظایف خود را روی برگه نوشته و به هر یک زمانی که در حالت معمول به آن اختصاص می داده اید را تخصیص دهید. سپس این زمان را نصف کرده و خودتان را مجاب کنید که حتما در این زمان کار مورد نظر به اتمام برسد.
🔹همانند کارمندی که باید در زمان خاصی کاری را به اتمام برساند به لیست خود نگاه کنید و زمان را همانند رقیبی در نظر بگیرید که قصد شکست دادنش را دارید و سعی کنید بدون پایین آمدن راندمان کاری، وظیفه مورد نظر را در زمان معین انجام دهید.
🔹در امور روزمره خود به دنبال کارهای جزئی باشید که زمان کمی هم به خود اختصاص داده اند، مانند چک کردن ایمیل یا حضور در شبکه های اجتماعی، ممکن است به این امور 10، 20 یا حتی 30 دقیقه زمان بدهید اما این کارها آفاتی هستند که زمان شما را از بین می برند.
🔸به جای آن که هر صبح 20 تا 30 دقیقه به ایمیل خواندن یا گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانید، 5 دقیقه یا حتی 2 دقیقه به آن اختصاص داده و تا زمانی که کارهای مهم روزانه را انجام نداده اید به این کارهای جزئی توجه زیادی نداشته باشید.
🔸معمولا تنها 10 درصد این کارهای جزئی، اهمیت داشته و 90 درصد بقیه وقت تلف کردن است و باعث می شود از انجام کارهای مهم مثلا ایمیل های کاری با اولویت بیشتر غافل شوید. در حالی که اگر زمان مناسب به هرکاری اختصاص دهیم زمان بیشتری به دست آورده و پیچیدگی و استرس کارها نیز کاهش پیدا خواهد کرد./ ادامه دارد....
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
تعریف ساده قانون پارکینسون
قانون پارکینسون در سال 1955 میلادی توسط سیریل نورتکوت پارکینسون، مورخ و نویسنده مشهور بریتانیایی در مقاله ای طنز در مجله اکونومیست ارائه شد.
🔸طبق قانون پارکینسون، هر کاری درست به اندازه ای که برای آن زمان در نظر گرفته شده طول خواهد کشید.
قانون پارکینسون می گوید اگر مثلا شما یک هفته برای تکمیل کار دو ساعته زمان اختصاص دهید این کار آنقدر پیچیدگی پیدا خواهد کرد تا به اندازه همان یک هفته به طول بکشد. این مسئله باعث می شود در لحظات پایانی استرس و فشار بیشتری روی فرد وارد شده و احتمالا کار با کیفیت مطلوبی ارائه نخواهد شد.
🔹طبق قانون پارکینسون وقتی برای کاری زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز دارد در نظر بگیرید مدام انجام آن کار را تا لحظه آخر یا دقیقه نود به تعویق انداخته و زمانی که تقریبا انجام کار غیرممکن می شود به صورت کارآمد عمل کرده و تمام تلاش خود را برای اتمام کار به کار خواهید برد.
🔹در این گونه مواقع شاید زمانی که کار را به پایان برسانید به عملکرد خود افتخار کنید اما با کمی دقت متوجه می شوید که بازدهی خوبی نداشته و بیشتر زمان شما به بطالت و بی نظمی گذشته و تنها در لحظات پایانی به بهره وری رسیده اید. در حالی که اگر به قانون پارکینسون توجه می کردید می توانستید کار بهتر و شایسته تری نسبت به مهلت زمانی که برای آن در نظر گرفته شده ارائه دهید.
🔺می توان از زاویه دیگری به قانون پارکینسون نگاه کرد، به این صورت که اگر مدت زمان محدود مثلا یک دقیقه به کاری بدهیم آن کار به قدری ساده می شود تا بتواند در همان یک دقیقه انجام شود.
🔺شاید قانون پارکینسون چیزی شبیه سحر و جادو به نظر برسد اما در واقع به این دلیل عمل می کند که مردم معمولا به دلایل مختلف تمایل دارند زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز است، به انجام کاری تخصیص دهند. از جمله این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔹تنبلی و پشت گوش انداختن
🔹پیدا کردن ایده ای بهتر برای تکمیل کار
🔹کمال گرایی
🔹ترس از کار بیشتر
🔹ترس کاهش سود به دلیل اتمام زودتر کار
📕قانون پارکینسون در ادارات:
در ادارات و مشاغل مختلف رئیس مرئوسی، قانون پارکینسون کاملا بر عملکرد و بازدهی کارکنان سازمان سایه انداخته زیرا کارکنان متوجه شده اند که اگر کاری را سریع تر انجام دهند با اینکه کارهای بیشتری در مدت زمان کمتر انجام شده و احتمالا به کاهش تعداد کارکنان و سرمایه صرف شده می انجامد اما از آن ها قدردانی نخواهد شد زیرا این باور وجود دارد که اگر کاری مدت زمان بیشتری به طول انجامد ذاتا کیفیت بهتری خواهد داشت و زمان کمتر به معنای کاهش کیفیت کار است.
قانون پارکینسون در زندگی شخصی و اجتماعی
🔸برای آشنایی عملی با قانون پارکینسون، لیستی از وظایف خود را روی برگه نوشته و به هر یک زمانی که در حالت معمول به آن اختصاص می داده اید را تخصیص دهید. سپس این زمان را نصف کرده و خودتان را مجاب کنید که حتما در این زمان کار مورد نظر به اتمام برسد.
🔹همانند کارمندی که باید در زمان خاصی کاری را به اتمام برساند به لیست خود نگاه کنید و زمان را همانند رقیبی در نظر بگیرید که قصد شکست دادنش را دارید و سعی کنید بدون پایین آمدن راندمان کاری، وظیفه مورد نظر را در زمان معین انجام دهید.
🔹در امور روزمره خود به دنبال کارهای جزئی باشید که زمان کمی هم به خود اختصاص داده اند، مانند چک کردن ایمیل یا حضور در شبکه های اجتماعی، ممکن است به این امور 10، 20 یا حتی 30 دقیقه زمان بدهید اما این کارها آفاتی هستند که زمان شما را از بین می برند.
🔸به جای آن که هر صبح 20 تا 30 دقیقه به ایمیل خواندن یا گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانید، 5 دقیقه یا حتی 2 دقیقه به آن اختصاص داده و تا زمانی که کارهای مهم روزانه را انجام نداده اید به این کارهای جزئی توجه زیادی نداشته باشید.
🔸معمولا تنها 10 درصد این کارهای جزئی، اهمیت داشته و 90 درصد بقیه وقت تلف کردن است و باعث می شود از انجام کارهای مهم مثلا ایمیل های کاری با اولویت بیشتر غافل شوید. در حالی که اگر زمان مناسب به هرکاری اختصاص دهیم زمان بیشتری به دست آورده و پیچیدگی و استرس کارها نیز کاهش پیدا خواهد کرد./ ادامه دارد....
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📚قانون پارکینسون - بخش دوم-
🔰غلبه بر قانون پارکینسون:
برای غلبه بر قانون پارکینسون و انجام کارها به دور از استرس و فشار و ارائه بهترین نتایج کاری به نکات زیر توجه داشته باشید
1⃣. وظایف را به کارهای کوچک تر تقسیم کنید
زمانی که کارهای بزرگ با مهلت های زمانی زیاد برای خود در نظر می گیرید شکست قانون پارکینسون بسیار سخت تر خواهد شد. در این مواقع حتی شروع کارها نیز غیرممکن به نظر می رسد.
بهترین ایده این است که وظایف بزرگ را به تعدادی کارهای کوچکتر تقسیم کرده و برای هر یک مهلت زمانی متوسط در نظر بگیرید.
این کار باعث می شود در طول انجام کار، پیشرفت خود را مشاهده کرده و با انجام کارهای کوچک در مهلت زمانی مقرر، احساس ضرورت و انگیزه برای تکمیل کار نهایی در شما ایجاد شود و به طور طبیعی درگیر و متمرکز کار شوید.
به محض شروع، محدوده کار را مشخص کنید و تعیین کنید که چه کارهایی و در چه زمانی باید انجام شو. تقسیم بندی کارها به وظایف کوچک تر نوعی برنامه کاری است که لازم است تاریخ و مهلت زمانی انجام هر یک را دقیقا مشخص کرده تا بتوانید پیشرفت کاری خود را تعیین کنید.
مطمئن شوید که هرکاری در سریع ترین زمان ممکن شروع خواهد شد. منابع مورد نیاز در روزهای آینده را شناسایی کرده و برای تامین آن ها اقدام کنید. مثلا با حسابدار تماس بگیرید یا مواد مورد نیاز خود را سفارش دهید.
2⃣. زمان پایان کار را تشخیص دهید
معمولا تشخیص دقیق لحظه اتمام کار سخت است مخصوصا برای افراد کمال گرا، زیرا این افراد همیشه می خواهند در پایان کار چیز بیشتری اضافه کرده یا تغییر کوچکی برای بهتر شدن کار انجام دهند و همین مسئله باعث می شود این افراد بیشتر از سایرین قربانی قانون پارکینسون باشند.
به جای تمرکز بر تعداد کار انجام شده یا ساعت صرف شده به کیفیت کار توجه کنید، اگر در حدی است که شما را راضی می کند پس کار انجام شده است.
3⃣. مرزها را مشخص کنید
زمانی که سعی می کنید چندین کار را همزمان پیش برده و به اتمام برسانید، قانون پارکینسون بیش از هر زمان دیگری به شما فشار خواهد آورد. در این حالت بسیار سردرگم می شوید و معمولا کارها را نیمه تمام گذاشته یا با حواس پرتی و عدم تمرکز و کیفیت کافی به پایان می رسانید.
برای مقابله با قانون پارکینسون توصیه می شود در هر زمان روی یک کار تمرکز کنید و با محدود کردن زمان انجام کارها، به همه کارهای خود برسید. لازم است برخی کارها مانند ایمیل زدن را در زمان بسیار کمتر مثلا پنج دقیقه و مختصر انجام دهید و اگر نمی خواهید طرف مقابل آزرده خاطر شود بسیار خلاصه توضیح دهید که محدودیت زمانی دارد.
4⃣. خودتان را به چالش بکشانید
اگر همواره برای کارهای خود مهلت زمانی تعیین کنید مغز نیز به دنبال راه هایی برای انجام کار در زمان محدود خواهد بود. هنگام تعیین مهلت زمانی هرگز وقت اضافه برای خود در نظر نگیرید و سعی کنید به صورت ضرب العجل کار کنید زیرا تعیین وقت اضافه باعث هدر رفتن زمان شما خواهد شد. این مورد مخصوصا در کسب و کار بسیار اهمیت دارد.
در عین حال به این مسئله نیز توجه داشته باشید که نباید نزد مشتری بدقول شوید. به عبارتی اگر برای انجام پروژه ای واقعا به دو هفته کاری نیاز است به مشتری قول اتمام کار در عرض یک هفته را ندهید زیرا علاوه بر وارد شدن فشار و استرس غیرضروری به کارکنان، روابط شما و مشتریان خدشه دار خواهد شد.
هدف این است که شما و کارکنان از منطقه امن خود خارج شده و با انجام کارها در زمان واقعی مورد نیاز، خود را به چالش بکشانید و این بهتر است با پاداش و قدردانی همراه باشد نه تهدید و مجازات و غیره./ ادامه دارد ...
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰غلبه بر قانون پارکینسون:
برای غلبه بر قانون پارکینسون و انجام کارها به دور از استرس و فشار و ارائه بهترین نتایج کاری به نکات زیر توجه داشته باشید
1⃣. وظایف را به کارهای کوچک تر تقسیم کنید
زمانی که کارهای بزرگ با مهلت های زمانی زیاد برای خود در نظر می گیرید شکست قانون پارکینسون بسیار سخت تر خواهد شد. در این مواقع حتی شروع کارها نیز غیرممکن به نظر می رسد.
بهترین ایده این است که وظایف بزرگ را به تعدادی کارهای کوچکتر تقسیم کرده و برای هر یک مهلت زمانی متوسط در نظر بگیرید.
این کار باعث می شود در طول انجام کار، پیشرفت خود را مشاهده کرده و با انجام کارهای کوچک در مهلت زمانی مقرر، احساس ضرورت و انگیزه برای تکمیل کار نهایی در شما ایجاد شود و به طور طبیعی درگیر و متمرکز کار شوید.
به محض شروع، محدوده کار را مشخص کنید و تعیین کنید که چه کارهایی و در چه زمانی باید انجام شو. تقسیم بندی کارها به وظایف کوچک تر نوعی برنامه کاری است که لازم است تاریخ و مهلت زمانی انجام هر یک را دقیقا مشخص کرده تا بتوانید پیشرفت کاری خود را تعیین کنید.
مطمئن شوید که هرکاری در سریع ترین زمان ممکن شروع خواهد شد. منابع مورد نیاز در روزهای آینده را شناسایی کرده و برای تامین آن ها اقدام کنید. مثلا با حسابدار تماس بگیرید یا مواد مورد نیاز خود را سفارش دهید.
2⃣. زمان پایان کار را تشخیص دهید
معمولا تشخیص دقیق لحظه اتمام کار سخت است مخصوصا برای افراد کمال گرا، زیرا این افراد همیشه می خواهند در پایان کار چیز بیشتری اضافه کرده یا تغییر کوچکی برای بهتر شدن کار انجام دهند و همین مسئله باعث می شود این افراد بیشتر از سایرین قربانی قانون پارکینسون باشند.
به جای تمرکز بر تعداد کار انجام شده یا ساعت صرف شده به کیفیت کار توجه کنید، اگر در حدی است که شما را راضی می کند پس کار انجام شده است.
3⃣. مرزها را مشخص کنید
زمانی که سعی می کنید چندین کار را همزمان پیش برده و به اتمام برسانید، قانون پارکینسون بیش از هر زمان دیگری به شما فشار خواهد آورد. در این حالت بسیار سردرگم می شوید و معمولا کارها را نیمه تمام گذاشته یا با حواس پرتی و عدم تمرکز و کیفیت کافی به پایان می رسانید.
برای مقابله با قانون پارکینسون توصیه می شود در هر زمان روی یک کار تمرکز کنید و با محدود کردن زمان انجام کارها، به همه کارهای خود برسید. لازم است برخی کارها مانند ایمیل زدن را در زمان بسیار کمتر مثلا پنج دقیقه و مختصر انجام دهید و اگر نمی خواهید طرف مقابل آزرده خاطر شود بسیار خلاصه توضیح دهید که محدودیت زمانی دارد.
4⃣. خودتان را به چالش بکشانید
اگر همواره برای کارهای خود مهلت زمانی تعیین کنید مغز نیز به دنبال راه هایی برای انجام کار در زمان محدود خواهد بود. هنگام تعیین مهلت زمانی هرگز وقت اضافه برای خود در نظر نگیرید و سعی کنید به صورت ضرب العجل کار کنید زیرا تعیین وقت اضافه باعث هدر رفتن زمان شما خواهد شد. این مورد مخصوصا در کسب و کار بسیار اهمیت دارد.
در عین حال به این مسئله نیز توجه داشته باشید که نباید نزد مشتری بدقول شوید. به عبارتی اگر برای انجام پروژه ای واقعا به دو هفته کاری نیاز است به مشتری قول اتمام کار در عرض یک هفته را ندهید زیرا علاوه بر وارد شدن فشار و استرس غیرضروری به کارکنان، روابط شما و مشتریان خدشه دار خواهد شد.
هدف این است که شما و کارکنان از منطقه امن خود خارج شده و با انجام کارها در زمان واقعی مورد نیاز، خود را به چالش بکشانید و این بهتر است با پاداش و قدردانی همراه باشد نه تهدید و مجازات و غیره./ ادامه دارد ...
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📚 قانون پارکینسون- بخش سوم, (نهایی)
🔰 غلبه بر قانون پارکینسون؛
5⃣برای خود انگیزه ایجاد کنید
یکی از دلایلی که قانون پارکینسون تاثیر زیادی در کسب و کار دارد این است که افراد به ندرت انگیزه کافی برای اتمام کار در زمان واقعی دارند زیرا در بسیاری پروژه های کاری وقتی کاری سریع تر از مهلت زمانی به اتمام می رسد کارفرما کار بیشتری برای فرد در نظر گرفته یا مهلت زمانی کارهای بعدی را کاهش خواهد کرد.
حتی مدیران کسب و کارها نیز ترجیح می دهند کار فعلی را بیشتر طول بدهند تا اینکه کار جدید به آن ها واگذار شود.
برای از بین بردن این باور غلط، لازم است انگیزه کافی برای تکمیل کارها ایجاد شود، برای خودتان جایزه در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر کاری را سریع تر به اتمام رساندید مدتی را به کارهای مورد علاقه، مسافرت و غیره بپردازید.
دقت کنید که تمرکز شما باید روی کیفیت و اتمام کار باشد نه زمان و ساعت های صرف شده.
6⃣. کار بعدی را مشخص کنید
اغلب اوقات به دلیل این که نمی دانید بعد از کار فعلی چه کاری قرار است انجام دهید، برای آن کار بیش از حد مورد نیاز زمان صرف خواهید کرد. بنابراین لازم است همیشه برای امور خود برنامه ریزی داشته و مشخص کنید بعد از هر وظیفه چه کاری باید انجام شود.
در انجام آن ها بیش از حد فکر نکنید، از غریزه خود کمک گرفته و بعد از اتمام هر کار سریعا به کار بعدی بروید.
7⃣. از قانون پارکینسون به نفع خود استفاده کنید
هنگامی که با قانون پارکینسون آشنا می شوید می توانید استفاده های خوبی از این قانون داشته باشید.
برای انجام کارهای مهم مقررات ظاهرا غیرممکن اما دست یافتنی تعیین کنید و تصمیم خود را به همه اعلام کنید. مثلا تصمیم گرفته اید پروژه x را در زمان کوتاه سه ماهه انجام دهید. وقتی این تصمیم به صورت عمومی مطرح می شود، شما و همکاران یا کارکنان هر کاری می کنید تا پروژه در زمان مورد نظر به اتمام برسد زیرا در صورت عدم تکمیل کار در میان عموم تحقیر خواهید شد.
به طور کلی برای موفقیت در کسب و کار لازم است کارکنان شرکت با قانون پارکینسون آشنا شده تا بهترین راندمان کاری را بدون از دست دادن زمان و انگیزه کاری داشته باشند.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰 غلبه بر قانون پارکینسون؛
5⃣برای خود انگیزه ایجاد کنید
یکی از دلایلی که قانون پارکینسون تاثیر زیادی در کسب و کار دارد این است که افراد به ندرت انگیزه کافی برای اتمام کار در زمان واقعی دارند زیرا در بسیاری پروژه های کاری وقتی کاری سریع تر از مهلت زمانی به اتمام می رسد کارفرما کار بیشتری برای فرد در نظر گرفته یا مهلت زمانی کارهای بعدی را کاهش خواهد کرد.
حتی مدیران کسب و کارها نیز ترجیح می دهند کار فعلی را بیشتر طول بدهند تا اینکه کار جدید به آن ها واگذار شود.
برای از بین بردن این باور غلط، لازم است انگیزه کافی برای تکمیل کارها ایجاد شود، برای خودتان جایزه در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر کاری را سریع تر به اتمام رساندید مدتی را به کارهای مورد علاقه، مسافرت و غیره بپردازید.
دقت کنید که تمرکز شما باید روی کیفیت و اتمام کار باشد نه زمان و ساعت های صرف شده.
6⃣. کار بعدی را مشخص کنید
اغلب اوقات به دلیل این که نمی دانید بعد از کار فعلی چه کاری قرار است انجام دهید، برای آن کار بیش از حد مورد نیاز زمان صرف خواهید کرد. بنابراین لازم است همیشه برای امور خود برنامه ریزی داشته و مشخص کنید بعد از هر وظیفه چه کاری باید انجام شود.
در انجام آن ها بیش از حد فکر نکنید، از غریزه خود کمک گرفته و بعد از اتمام هر کار سریعا به کار بعدی بروید.
7⃣. از قانون پارکینسون به نفع خود استفاده کنید
هنگامی که با قانون پارکینسون آشنا می شوید می توانید استفاده های خوبی از این قانون داشته باشید.
برای انجام کارهای مهم مقررات ظاهرا غیرممکن اما دست یافتنی تعیین کنید و تصمیم خود را به همه اعلام کنید. مثلا تصمیم گرفته اید پروژه x را در زمان کوتاه سه ماهه انجام دهید. وقتی این تصمیم به صورت عمومی مطرح می شود، شما و همکاران یا کارکنان هر کاری می کنید تا پروژه در زمان مورد نظر به اتمام برسد زیرا در صورت عدم تکمیل کار در میان عموم تحقیر خواهید شد.
به طور کلی برای موفقیت در کسب و کار لازم است کارکنان شرکت با قانون پارکینسون آشنا شده تا بهترین راندمان کاری را بدون از دست دادن زمان و انگیزه کاری داشته باشند.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز
🔰ایران ای سرای امید
🔰مرحوم استاد شجریان
🌺 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرفراز 🌺
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰ایران ای سرای امید
🔰مرحوم استاد شجریان
🌺 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرفراز 🌺
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
✳ در مسیر موفقیت:
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
✳️ موفقیت چیست؟
جواب این سوال کاملا به دیدگاه هر فرد بستگی دارد. معیارهای سنجش میزان موفقیت با توجه به شرایط و ذهنیت افراد نسبت به زندگیشان مشخص میشوند. خلاصه اینکه ممکن است همهی مردم شما را انسان موفقی بدانند اما خودتان چنین حسی نداشته باشید و یا برعکس. ما هم قصد نداریم برایتان از ویژگیهای افراد موفق بگوییم به جز یک ویژگی! ممکن است دو فرد موفق را با هم مقایسه کنید و ببنیند که آنها هیچ وجه مشترکی ندارند. اما در واقع این دو نفر و همهی افراد موفق جهان در گذشته یک مسیر مشترک را پیمودهاند. مسیر موفقیت. از آنجا که هیچ مسیر بدون مانعی وجود ندارد مسیر موفقیت هم صاف و هموار نیست. موانع در واقع همان چالشهایی هستند که هر فردی جدای از شرایط درونی و بیرونیاش با آنها رو به رو میشود.
در ادامه بعضی از این موانع را بررسی میکنیم:
🔰 ۱. دانش محدود
در چه قرنی زندگی میکنید؟ نمیشود کسی در عصر دانش و تکنولوژی زندگی کند و بخواهد با همان اطلاعات محدود و ناقصی که از مدرسه یا دانشگاه کسب کرده است پیشرفت کند. مهم نیست محقق باشید یا خلبان و یا فوتبالیست. وقتی به اندازهی کافی دربارهی حرفهتان اطلاعات نداشته باشید حتما از رقیبهایتان عقب میمانید. راه حل این موضوع را تا به حال هزار بار شنیدهاید و یک بار هم به آن گوش نکردهاید: مطالعه کنید.
سایت، مقاله، مجله، کتاب و یا هر راه دیگری که دانشتان را بالا ببرد. اگر میل و رغبتی به مطالعه و افزایش دانش ندارید یک راهکار عملی به شما ارائه میدهیم . به سراغ چند نفر از متخصصان رشتهتان بروید و با آنها یک ساعت بحث کنید. مسلما در این یک ساعت شما بارها احساس بدی خواهید داشت زیرا آنها خیلی بیشتر از شما میدانند
🔰 ۲. تنبلی
هوش و استعداد لغات وسوسه کنندهای هستند. اما یادتان باشد افراد باهوش و با استعداد زیادی بودهاند که تا به حال حتی نامشان را هم نشنیدهاید. چرا؟ چون هوش به تنهایی نمیتواند به شما کمکی کند. تنبلی بزرگترین دشمن موفقیت است. تنبلی فقط فیزیکی نیست. زمانی که ذهنتان تنبل شود اراده تان سست و ضعیف میشود و بعد شما کار را هر روز و هر هفته به تعویق میاندازید و بعد... دیگر فکر کنم بدانید بعدش چه اتفاقی میافتد؟ شما هرگز موفق نمیشوید و هرگز به رویاهاتان دست پیدا نمیکنید. پس برای غلبه بر تنبلی از همان اول، انتهای راه را ببینید.
🔰 ۳. منفی نگرها
دوستان ناباب ندارید؟ احتمالا اشتباه میکنید. دوست ناباب تنها کسی نیست که شما را به انجام جرم و جنایت تشویق کند. افراد منفینگر، که کم هم نیستند، در اطراف همهمان حضور دارند. مهمترین چیزی که آنها از شما میگیرند امید است. اگر بخواهید کسب و کار تازهای راه بیندازید احتمالا توصیه میکنند که عاقل باشید و به همین کار کارمندیتان بچسبید. هنگامی که بخواهید هنرمند شوید میگویند هنرمند که پول در نمیآورد و هزاران فکر مخرب دیگر. توصیه ما این است که اگر فرد منفینگری در اطرافتان هست اول سعی کنید که نگرش او را تغییر دهید. اما اگر به رفتارش ادامه داد بهتر است ارتباطتان را با او .محدود کنید. شما چه گناهی کردید که موفقیتتان را فدای افکار منفی دیگران کنید
🔰 ۴. شرایط نامساعد
"اگر" لغت محبوب بهانهگیرهاست. اگر پولدار بودم اگر باهوش بودم اگر جای فلان شخص بودم،اگر اینطور بود... واقعیت این است که هرکس شرایط خاصی در زندگی دارد که این شرایط محدودیتهایی برای او ایجاد میکند. مثلا اگر شما در کشوری پیشرفته زندگی کنید به تکنولوژیهای روز راحتتر دسترسی دارید و زمانی که در کشور در حال توسعه باشید این امکان محدود میشود. با این حال شما باید از بدترین شرایط به بهترین نحو استفاده کنید. یادتان باشد که قرار است فرد موفقی شوید و تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. اینکار مسلما راحت نخواهد بود. ولی هیچ چیزی غیر ممکن نیست.
برای موفق شدن راهی جز غلبه بر چالشها نیست. یادتان باشد که فقط شما نیستید که خواهان موفقیتاید. پس شما تنها نیستید در عین حال که باید این مسیر را به تنهایی بپیمایید.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
جواب این سوال کاملا به دیدگاه هر فرد بستگی دارد. معیارهای سنجش میزان موفقیت با توجه به شرایط و ذهنیت افراد نسبت به زندگیشان مشخص میشوند. خلاصه اینکه ممکن است همهی مردم شما را انسان موفقی بدانند اما خودتان چنین حسی نداشته باشید و یا برعکس. ما هم قصد نداریم برایتان از ویژگیهای افراد موفق بگوییم به جز یک ویژگی! ممکن است دو فرد موفق را با هم مقایسه کنید و ببنیند که آنها هیچ وجه مشترکی ندارند. اما در واقع این دو نفر و همهی افراد موفق جهان در گذشته یک مسیر مشترک را پیمودهاند. مسیر موفقیت. از آنجا که هیچ مسیر بدون مانعی وجود ندارد مسیر موفقیت هم صاف و هموار نیست. موانع در واقع همان چالشهایی هستند که هر فردی جدای از شرایط درونی و بیرونیاش با آنها رو به رو میشود.
در ادامه بعضی از این موانع را بررسی میکنیم:
🔰 ۱. دانش محدود
در چه قرنی زندگی میکنید؟ نمیشود کسی در عصر دانش و تکنولوژی زندگی کند و بخواهد با همان اطلاعات محدود و ناقصی که از مدرسه یا دانشگاه کسب کرده است پیشرفت کند. مهم نیست محقق باشید یا خلبان و یا فوتبالیست. وقتی به اندازهی کافی دربارهی حرفهتان اطلاعات نداشته باشید حتما از رقیبهایتان عقب میمانید. راه حل این موضوع را تا به حال هزار بار شنیدهاید و یک بار هم به آن گوش نکردهاید: مطالعه کنید.
سایت، مقاله، مجله، کتاب و یا هر راه دیگری که دانشتان را بالا ببرد. اگر میل و رغبتی به مطالعه و افزایش دانش ندارید یک راهکار عملی به شما ارائه میدهیم . به سراغ چند نفر از متخصصان رشتهتان بروید و با آنها یک ساعت بحث کنید. مسلما در این یک ساعت شما بارها احساس بدی خواهید داشت زیرا آنها خیلی بیشتر از شما میدانند
🔰 ۲. تنبلی
هوش و استعداد لغات وسوسه کنندهای هستند. اما یادتان باشد افراد باهوش و با استعداد زیادی بودهاند که تا به حال حتی نامشان را هم نشنیدهاید. چرا؟ چون هوش به تنهایی نمیتواند به شما کمکی کند. تنبلی بزرگترین دشمن موفقیت است. تنبلی فقط فیزیکی نیست. زمانی که ذهنتان تنبل شود اراده تان سست و ضعیف میشود و بعد شما کار را هر روز و هر هفته به تعویق میاندازید و بعد... دیگر فکر کنم بدانید بعدش چه اتفاقی میافتد؟ شما هرگز موفق نمیشوید و هرگز به رویاهاتان دست پیدا نمیکنید. پس برای غلبه بر تنبلی از همان اول، انتهای راه را ببینید.
🔰 ۳. منفی نگرها
دوستان ناباب ندارید؟ احتمالا اشتباه میکنید. دوست ناباب تنها کسی نیست که شما را به انجام جرم و جنایت تشویق کند. افراد منفینگر، که کم هم نیستند، در اطراف همهمان حضور دارند. مهمترین چیزی که آنها از شما میگیرند امید است. اگر بخواهید کسب و کار تازهای راه بیندازید احتمالا توصیه میکنند که عاقل باشید و به همین کار کارمندیتان بچسبید. هنگامی که بخواهید هنرمند شوید میگویند هنرمند که پول در نمیآورد و هزاران فکر مخرب دیگر. توصیه ما این است که اگر فرد منفینگری در اطرافتان هست اول سعی کنید که نگرش او را تغییر دهید. اما اگر به رفتارش ادامه داد بهتر است ارتباطتان را با او .محدود کنید. شما چه گناهی کردید که موفقیتتان را فدای افکار منفی دیگران کنید
🔰 ۴. شرایط نامساعد
"اگر" لغت محبوب بهانهگیرهاست. اگر پولدار بودم اگر باهوش بودم اگر جای فلان شخص بودم،اگر اینطور بود... واقعیت این است که هرکس شرایط خاصی در زندگی دارد که این شرایط محدودیتهایی برای او ایجاد میکند. مثلا اگر شما در کشوری پیشرفته زندگی کنید به تکنولوژیهای روز راحتتر دسترسی دارید و زمانی که در کشور در حال توسعه باشید این امکان محدود میشود. با این حال شما باید از بدترین شرایط به بهترین نحو استفاده کنید. یادتان باشد که قرار است فرد موفقی شوید و تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. اینکار مسلما راحت نخواهد بود. ولی هیچ چیزی غیر ممکن نیست.
برای موفق شدن راهی جز غلبه بر چالشها نیست. یادتان باشد که فقط شما نیستید که خواهان موفقیتاید. پس شما تنها نیستید در عین حال که باید این مسیر را به تنهایی بپیمایید.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
❇️ حکمرانی شایسته ❇️
امروزه اصطلاح «حکمرانی» و «حکمرانی شایسته» به نحو گسترده ای در ادبیات توسعه رواج پیدا کرده است. و حکمرانی بد به عنوان یکی از علل مهم و اساسی ناکامی برخی از جوامع در دستیابی به توسعه معرفی شده است. شاخص های هشت گانه ای که توسط برنامه توسعه سازمان ملل برای حکمرانی شایسته مطرح میشود به ترتیب عبارتند از:
📚شاخص های حکمرانی خوب:
1️⃣ مشارکت:
مشارکت به معنی حضور همه مردم در تصمیم گیری های مختلف است که هم به صورت مستقیم و هم از طریق نمایندگان و نهادهای واسطه ای قانونی و مشروع تحقق می یابد. مباحث مشارکت غالباً مبتنی بر وجود آزادی بیان و حق اظهارنظر همه افراد جامعه در حوزه های مختلف سیاسی و امنیتی خواهد بود البته این امر لزوماً به معنی آن نیست که تمایلات، خواسته ها و نگرانی های تک تک افراد جامعه مورد توجه قرار می گیرد بلکه منظور مشارکت حداکثری است که از طریق مکانیسم های خاص خود تحقق پیدا می کند. بنابراین ویژگی اصلی مشارکت همانا آزادی همه مردم در ابراز نظرات و دیدگاه های خود است که این امر در مرحله اجرا نیازمند ابزارهای خاصی از جمله رسانه های آزاد و نهادهای مدنی مستقل است.
2️⃣ حاکمیت قانون:
برقراری سیستم حکمرانی خوب نیازمند چارچوب های قانونی عادلانه و منصفی است که از ویژگی بی طرفانه بودن برخوردار است. در این چارچوب باید از حقوق کلیه افراد مخصوصاً حقوق محرومان محافظت به عمل آید. اجرای این گونه قوانین در یک فضای بی طرفانه و مبتنی بر انعطاف، نیازمند دستگاه قضایی مستقل و نیروی پلیس بی طرف و عاری از فساد است.
3️⃣ شفافیت:
شفافیت به معنی جریان آزاد اطلاعات و قابلیت دسترسی سهل و آسان به آن برای تمامی ذی نفعان مربوطه است. اطلاعات باید به اندازه کافی و به صورت قابل فهم در دسترس باشند و از طرف دیگر اتخاذ تصمیمات و اجرای آنها از قوانین و مقررات مشخصی پیروی کند.
4️⃣ مسوولیت پذیری:
حکمرانی خوب نیازمند این است که نهادها و فرآیندهای تصمیم گیری در یک چارچوب زمانی منطقی به همه ذی نفعان آن خدمات لازم را ارائه دهد. نیل به این هدف تنها زمانی امکان پذیر است که نهادهای تصمیم گیر نسبت به تامین خواسته ها و تمایلات افراد احساس مسوولیت داشته باشند.
5️⃣ اجماع سازی:
در واقع هر اندازه که نقطه نظرات موجود در یک جامعه از تفاوت های زیادی برخوردار باشند بالطبع بازیگران گوناگونی نیز وجود خواهند داشت لذا حکمرانی خوب نیازمند این است که منافع و سلایق مختلف در جامعه به سمت اجماعی گسترده که بهترین و بیشترین منفعت را برای تمام اجتماع در پی دارد، هدایت کند. این امر مستلزم این است که چشم انداز بلندمدت و وسیعی نسبت به آنچه برای توسعه انسانی پایدار ضروری است و چگونگی دستیابی به اهداف این چنین توسعه ای وجود داشته باشد. این مهم نیز تنها از طریق فهم و درک مفاهیم تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جامعه قابل دستیابی است.
6️⃣ عدالت وانصاف:
در حکمرانی خوب همه افراد باید از فرصت های برابر برخوردار باشند. رفاه یک جامعه وابسته به تضمین این امر است که همه اعضای آن احساس کنند در آن جامعه ذی نفع هستند. برای تحقق این امر همه گروه های آسیب پذیر باید از حمایت های لازم برای افزایش توانمندی های خود برخوردار باشند.
7️⃣ کارایی و اثربخشی:
حکمرانی خوب به معنی آن است که نهادها و سازمان های تصمیم گیرنده همیشه نیازهای مردم را در نظر داشته باشند و از منابع موجود به صورت کارا استفاده کنند. مفهوم کارایی در ارتباط با حکمرانی خوب به معنی استفاده پایدار از منابع طبیعی وحفاظت از محیط زیست نیز خواهد بود لذا موضوع بهترین استفاده از منابع با حکمرانی ارتباط مستقیم دارد.
8️⃣ پاسخگویی:
پاسخگویی یک امر حیاتی برای مساله حکمرانی خوب است. نه تنها نهادهای دولتی بلکه بخش خصوصی و سازمان های جامعه مدنی باید نسبت به عموم مردم و همه افراد ذی نفع پاسخگو باشند. به طور کلی یک نهاد یا سازمان نسبت به کسانی که در ارتباط مستقیم با تصمیمات آنها قرار دارند، پاسخگو خواهند بود. لازم به ذکر است پاسخگویی بدون وجود شفافیت و حاکمیت قانون قابل اجرا نیست.مجموعه این شاخص ها را می توان به عنوان دستورالعملی برای تعامل هرچه بهتر سه بخش دولت، بخش خصوصی (بازار) و جامعه به معنای نوین آن تلقی کرد.
❇️در این رویکرد هدف عبارت است از به کارگیری حداکثری ظرفیت های موجود در هر یک از بخش های فوق الذکر به منظور نیل به اهداف گسترده تری از رفاه اقتصادی و اجتماعی. بنابراین در این رویکرد تعاملی، دولت وظایف جدیدی را برعهده می گیرد که مبتنی بر حاکمیت قانون و مشارکت است لذا با رویکرد سنتی و مکانیکی نقش دولت بسیار متفاوت است. حکمرانی خوب بر ارزش های قانونی و ارزش های مشروعیت به جای ارزش های اقتصادی و کارایی صرف اقتصادی تاکید می کند. می توان میان این تعریف و نگاه مدیریتی به بحث حکمرانی خوب ارتباطی برقرار کرد.
💎 @CompetentManagers
امروزه اصطلاح «حکمرانی» و «حکمرانی شایسته» به نحو گسترده ای در ادبیات توسعه رواج پیدا کرده است. و حکمرانی بد به عنوان یکی از علل مهم و اساسی ناکامی برخی از جوامع در دستیابی به توسعه معرفی شده است. شاخص های هشت گانه ای که توسط برنامه توسعه سازمان ملل برای حکمرانی شایسته مطرح میشود به ترتیب عبارتند از:
📚شاخص های حکمرانی خوب:
1️⃣ مشارکت:
مشارکت به معنی حضور همه مردم در تصمیم گیری های مختلف است که هم به صورت مستقیم و هم از طریق نمایندگان و نهادهای واسطه ای قانونی و مشروع تحقق می یابد. مباحث مشارکت غالباً مبتنی بر وجود آزادی بیان و حق اظهارنظر همه افراد جامعه در حوزه های مختلف سیاسی و امنیتی خواهد بود البته این امر لزوماً به معنی آن نیست که تمایلات، خواسته ها و نگرانی های تک تک افراد جامعه مورد توجه قرار می گیرد بلکه منظور مشارکت حداکثری است که از طریق مکانیسم های خاص خود تحقق پیدا می کند. بنابراین ویژگی اصلی مشارکت همانا آزادی همه مردم در ابراز نظرات و دیدگاه های خود است که این امر در مرحله اجرا نیازمند ابزارهای خاصی از جمله رسانه های آزاد و نهادهای مدنی مستقل است.
2️⃣ حاکمیت قانون:
برقراری سیستم حکمرانی خوب نیازمند چارچوب های قانونی عادلانه و منصفی است که از ویژگی بی طرفانه بودن برخوردار است. در این چارچوب باید از حقوق کلیه افراد مخصوصاً حقوق محرومان محافظت به عمل آید. اجرای این گونه قوانین در یک فضای بی طرفانه و مبتنی بر انعطاف، نیازمند دستگاه قضایی مستقل و نیروی پلیس بی طرف و عاری از فساد است.
3️⃣ شفافیت:
شفافیت به معنی جریان آزاد اطلاعات و قابلیت دسترسی سهل و آسان به آن برای تمامی ذی نفعان مربوطه است. اطلاعات باید به اندازه کافی و به صورت قابل فهم در دسترس باشند و از طرف دیگر اتخاذ تصمیمات و اجرای آنها از قوانین و مقررات مشخصی پیروی کند.
4️⃣ مسوولیت پذیری:
حکمرانی خوب نیازمند این است که نهادها و فرآیندهای تصمیم گیری در یک چارچوب زمانی منطقی به همه ذی نفعان آن خدمات لازم را ارائه دهد. نیل به این هدف تنها زمانی امکان پذیر است که نهادهای تصمیم گیر نسبت به تامین خواسته ها و تمایلات افراد احساس مسوولیت داشته باشند.
5️⃣ اجماع سازی:
در واقع هر اندازه که نقطه نظرات موجود در یک جامعه از تفاوت های زیادی برخوردار باشند بالطبع بازیگران گوناگونی نیز وجود خواهند داشت لذا حکمرانی خوب نیازمند این است که منافع و سلایق مختلف در جامعه به سمت اجماعی گسترده که بهترین و بیشترین منفعت را برای تمام اجتماع در پی دارد، هدایت کند. این امر مستلزم این است که چشم انداز بلندمدت و وسیعی نسبت به آنچه برای توسعه انسانی پایدار ضروری است و چگونگی دستیابی به اهداف این چنین توسعه ای وجود داشته باشد. این مهم نیز تنها از طریق فهم و درک مفاهیم تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جامعه قابل دستیابی است.
6️⃣ عدالت وانصاف:
در حکمرانی خوب همه افراد باید از فرصت های برابر برخوردار باشند. رفاه یک جامعه وابسته به تضمین این امر است که همه اعضای آن احساس کنند در آن جامعه ذی نفع هستند. برای تحقق این امر همه گروه های آسیب پذیر باید از حمایت های لازم برای افزایش توانمندی های خود برخوردار باشند.
7️⃣ کارایی و اثربخشی:
حکمرانی خوب به معنی آن است که نهادها و سازمان های تصمیم گیرنده همیشه نیازهای مردم را در نظر داشته باشند و از منابع موجود به صورت کارا استفاده کنند. مفهوم کارایی در ارتباط با حکمرانی خوب به معنی استفاده پایدار از منابع طبیعی وحفاظت از محیط زیست نیز خواهد بود لذا موضوع بهترین استفاده از منابع با حکمرانی ارتباط مستقیم دارد.
8️⃣ پاسخگویی:
پاسخگویی یک امر حیاتی برای مساله حکمرانی خوب است. نه تنها نهادهای دولتی بلکه بخش خصوصی و سازمان های جامعه مدنی باید نسبت به عموم مردم و همه افراد ذی نفع پاسخگو باشند. به طور کلی یک نهاد یا سازمان نسبت به کسانی که در ارتباط مستقیم با تصمیمات آنها قرار دارند، پاسخگو خواهند بود. لازم به ذکر است پاسخگویی بدون وجود شفافیت و حاکمیت قانون قابل اجرا نیست.مجموعه این شاخص ها را می توان به عنوان دستورالعملی برای تعامل هرچه بهتر سه بخش دولت، بخش خصوصی (بازار) و جامعه به معنای نوین آن تلقی کرد.
❇️در این رویکرد هدف عبارت است از به کارگیری حداکثری ظرفیت های موجود در هر یک از بخش های فوق الذکر به منظور نیل به اهداف گسترده تری از رفاه اقتصادی و اجتماعی. بنابراین در این رویکرد تعاملی، دولت وظایف جدیدی را برعهده می گیرد که مبتنی بر حاکمیت قانون و مشارکت است لذا با رویکرد سنتی و مکانیکی نقش دولت بسیار متفاوت است. حکمرانی خوب بر ارزش های قانونی و ارزش های مشروعیت به جای ارزش های اقتصادی و کارایی صرف اقتصادی تاکید می کند. می توان میان این تعریف و نگاه مدیریتی به بحث حکمرانی خوب ارتباطی برقرار کرد.
💎 @CompetentManagers
🔰ایران: امید توسعه- بخش اول -
✍ این متن در ۳ بخش تقدیم شما می گردد؛
🔺این متن، خلاصهای از پانزده هزار کلمه گفتوگوی دکتر محسن رنانی با محمدرضا اسلامی است که روز دهم دیماه هزار و سیصد و نود و هشت در کانال هر دو نفر منتشر شد.
🔺این گفتوگو با عنوان «من بسیار امیدوارم: آینده ایران تماشایی است»، حاصل یک گفتوگو در مرداد و گفتوگویی دیگر بعد از وقایع آبان ۱۳۹۸ است.
📚 آینده چگونه است؟
آینده قرار نیست که چنین بماند. به گمان من بیست-سی سال آینده ایران بسیار تماشایی است. برای کسی که یا اهل رشد وجودی یا اهل رشد فکری یا حتی اهل تماشا و لذت بردن از تحولات کشور باشد سالهای دیدنیای در پیش است. سالهایی که کاملاً با گذشته متفاوت است.
📚 نسل جدید در راه است:
اگر در چند سال آینده، مدیران کنونی کشور، با تصمیمهای نادرست، ما را وارد جنگ، بحرانهای ویرانگر یا تجربههای برگشتناپذیر نکنند، ممکن است ما پنج شش سال آینده را هم با همین وضعی که امروز داریم سپری کنیم اما واقعیت این است که پس از آن، عملاً نسل کاملاً جدیدی در جایگاه مدیریت و هدایت امور کشور مستقر میشود، نسلی که زاده و پرورده پس از انقلاب است و پیامد تمام خطاهای سیاستی چهار دهه گذشته را با پوست و گوشت خود حس کرده است.
🔸این نسل، زمینی و عقلانی میاندیشد؛ جهان مدرن را بهتر میفهمد؛ بسیار آگاه است؛ به خاطر گسترش ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، قدرت اثرگذاری و کنترلش بر سیاستهای نظام تدبیر و بر خطاهای آن شدیداً بالا رفته است؛ ابزار کاملاً عملی برای نافرمانی از قوانینی که با طبیعت او نمیخواند را دارد؛ و در یک کلام، زندگی را عمیقتر درک میکند و زندگی را عمیقاً دوست دارد. چنین نسلی همه تلاشش این خواهد بود که فضا را برای زندگی بهتر، مهیا کند و چنین خواهد کرد.
🔸نسل جدید بنبست نمیشناسد؛ نه بنبست فکری و نه بنبست عملی. نسل ما نسل بنبست بود، نسلی که چشمش به بزرگان بود تا به پنجه تدبیر، بنبستها و گرهها را بگشایند. اما این نسل بنبست نمیشناسد بنابراین نیازی به «بزرگان» ندارد و همین وجه امتیاز این نسل نسبت به نسل ماست.
🔸سلاح دوم این نسل، «رواداری» است. نسل جدید مانند نسل ما نیست که انتظار داشتیم دوست یا همسفر یا فرد همراهمان الزاما مثل خودمان باشد، یعنی همچون ما مذهبی باشد یا چپگرا باشد یا نوگرا باشد. این نسل میتواند با هر کس با هر عقیدهای کار کند و کنار بیاید به شرط آنکه حقوق یکدیگر و قواعد بازی را رعایت کنند.
📚ناکارآمدی و آمادگی برای افقگشایی:
این سیستم از نقطه سربه سر انرژی عبور کرده است. یعنی تراز ورودی و خروجی انرژی در آن منفی شده است. معنی سادهاش این است که مجموعه تولید و خلق ارزشی که در این سیستم میشود از مجموع منابعی مالی و مادی که مصرف می کند کمتر شده است. یعنی این سیستم دارد از مواهب خدادای یا از ذخایر و انباشتهای گذشته میخورد. چنین سیستمی خیلی نمیتواند به این روش ادامه بدهد و یک جایی کم میآورد و باید در خودش تغییرات اساسی بدهد.
🔸بوروکراسی به دو علت ناکارآمد و ناتوان شده است: یکی فساد فراگیر و دیگری تخلیه آن از نیروهای اندیشمند و متخصص. برخی از نیروهای متخصص و توانمند را حکومت به دلایل ایدئولوژیک راه نداد یا اخراج کرد، برخی دیگر هم خودشان تحمل نکردند و خارج شدند. یعنی علیرغم این همه پیشرفت در فناوریهای اداری و نظارتی، اما آنقدر نظام بوروکراسی ناتوان شده است که آن فناوریها هم کمکی به کارآمدی بوروکراسی نمیکنند.
🔸همه چیز مهیای یک افقگشایی است و من علائم هوشیاری سیستم را میبینم. به نظرم آنها در آینده نزدیک مترصد فرصت خواهند بود که راهی برای انجام این افقگشایی پیدا کنند. بهترین و کمهزینهترین راه این است که این افقگشایی زیر نظر رهبری و با دستور رهبر و با اِعمال اقتدار رهبری رخ بدهد. شخص دیگری این توان را ندارد که کشور را بدون تنش و هزینه به سوی افقگشایی و اصلاحات ساختاری ببرد.
🔸اگر ما بخواهیم به عقلانیت برگردیم و با آرامش و بدون خشونت یک افقگشایی و تغییر ساختار جدی در کشور ایجاد کنیم بدون حضور رهبری تقریباً امیدی به انجام این کار نیست. به عبارت دقیقتر این امر یا ممکن نیست یا پرهزینه است و میتواند به کشمکشهای درونی بینجامد.
🔸من معتقدم که همین حکومت و تحت مدیریت رهبری به زودی افقگشایی را شروع میکند. ما نه میخواهیم و نه میتوانیم با یک انقلاب و درهمریزی و نابودیِ همهچیز، حکومت را عوض کنیم و یک نظام بهتر جایگزین آن کنیم. از انقلاب، نظام بهتر بیرون نمیآید. از انقلاب یا جنگ داخلی و تجزیه کشور بیرون میآید یا یک حکومت دیکتاتوری دیگر. / ادامه دارد. ...
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍ این متن در ۳ بخش تقدیم شما می گردد؛
🔺این متن، خلاصهای از پانزده هزار کلمه گفتوگوی دکتر محسن رنانی با محمدرضا اسلامی است که روز دهم دیماه هزار و سیصد و نود و هشت در کانال هر دو نفر منتشر شد.
🔺این گفتوگو با عنوان «من بسیار امیدوارم: آینده ایران تماشایی است»، حاصل یک گفتوگو در مرداد و گفتوگویی دیگر بعد از وقایع آبان ۱۳۹۸ است.
📚 آینده چگونه است؟
آینده قرار نیست که چنین بماند. به گمان من بیست-سی سال آینده ایران بسیار تماشایی است. برای کسی که یا اهل رشد وجودی یا اهل رشد فکری یا حتی اهل تماشا و لذت بردن از تحولات کشور باشد سالهای دیدنیای در پیش است. سالهایی که کاملاً با گذشته متفاوت است.
📚 نسل جدید در راه است:
اگر در چند سال آینده، مدیران کنونی کشور، با تصمیمهای نادرست، ما را وارد جنگ، بحرانهای ویرانگر یا تجربههای برگشتناپذیر نکنند، ممکن است ما پنج شش سال آینده را هم با همین وضعی که امروز داریم سپری کنیم اما واقعیت این است که پس از آن، عملاً نسل کاملاً جدیدی در جایگاه مدیریت و هدایت امور کشور مستقر میشود، نسلی که زاده و پرورده پس از انقلاب است و پیامد تمام خطاهای سیاستی چهار دهه گذشته را با پوست و گوشت خود حس کرده است.
🔸این نسل، زمینی و عقلانی میاندیشد؛ جهان مدرن را بهتر میفهمد؛ بسیار آگاه است؛ به خاطر گسترش ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی، قدرت اثرگذاری و کنترلش بر سیاستهای نظام تدبیر و بر خطاهای آن شدیداً بالا رفته است؛ ابزار کاملاً عملی برای نافرمانی از قوانینی که با طبیعت او نمیخواند را دارد؛ و در یک کلام، زندگی را عمیقتر درک میکند و زندگی را عمیقاً دوست دارد. چنین نسلی همه تلاشش این خواهد بود که فضا را برای زندگی بهتر، مهیا کند و چنین خواهد کرد.
🔸نسل جدید بنبست نمیشناسد؛ نه بنبست فکری و نه بنبست عملی. نسل ما نسل بنبست بود، نسلی که چشمش به بزرگان بود تا به پنجه تدبیر، بنبستها و گرهها را بگشایند. اما این نسل بنبست نمیشناسد بنابراین نیازی به «بزرگان» ندارد و همین وجه امتیاز این نسل نسبت به نسل ماست.
🔸سلاح دوم این نسل، «رواداری» است. نسل جدید مانند نسل ما نیست که انتظار داشتیم دوست یا همسفر یا فرد همراهمان الزاما مثل خودمان باشد، یعنی همچون ما مذهبی باشد یا چپگرا باشد یا نوگرا باشد. این نسل میتواند با هر کس با هر عقیدهای کار کند و کنار بیاید به شرط آنکه حقوق یکدیگر و قواعد بازی را رعایت کنند.
📚ناکارآمدی و آمادگی برای افقگشایی:
این سیستم از نقطه سربه سر انرژی عبور کرده است. یعنی تراز ورودی و خروجی انرژی در آن منفی شده است. معنی سادهاش این است که مجموعه تولید و خلق ارزشی که در این سیستم میشود از مجموع منابعی مالی و مادی که مصرف می کند کمتر شده است. یعنی این سیستم دارد از مواهب خدادای یا از ذخایر و انباشتهای گذشته میخورد. چنین سیستمی خیلی نمیتواند به این روش ادامه بدهد و یک جایی کم میآورد و باید در خودش تغییرات اساسی بدهد.
🔸بوروکراسی به دو علت ناکارآمد و ناتوان شده است: یکی فساد فراگیر و دیگری تخلیه آن از نیروهای اندیشمند و متخصص. برخی از نیروهای متخصص و توانمند را حکومت به دلایل ایدئولوژیک راه نداد یا اخراج کرد، برخی دیگر هم خودشان تحمل نکردند و خارج شدند. یعنی علیرغم این همه پیشرفت در فناوریهای اداری و نظارتی، اما آنقدر نظام بوروکراسی ناتوان شده است که آن فناوریها هم کمکی به کارآمدی بوروکراسی نمیکنند.
🔸همه چیز مهیای یک افقگشایی است و من علائم هوشیاری سیستم را میبینم. به نظرم آنها در آینده نزدیک مترصد فرصت خواهند بود که راهی برای انجام این افقگشایی پیدا کنند. بهترین و کمهزینهترین راه این است که این افقگشایی زیر نظر رهبری و با دستور رهبر و با اِعمال اقتدار رهبری رخ بدهد. شخص دیگری این توان را ندارد که کشور را بدون تنش و هزینه به سوی افقگشایی و اصلاحات ساختاری ببرد.
🔸اگر ما بخواهیم به عقلانیت برگردیم و با آرامش و بدون خشونت یک افقگشایی و تغییر ساختار جدی در کشور ایجاد کنیم بدون حضور رهبری تقریباً امیدی به انجام این کار نیست. به عبارت دقیقتر این امر یا ممکن نیست یا پرهزینه است و میتواند به کشمکشهای درونی بینجامد.
🔸من معتقدم که همین حکومت و تحت مدیریت رهبری به زودی افقگشایی را شروع میکند. ما نه میخواهیم و نه میتوانیم با یک انقلاب و درهمریزی و نابودیِ همهچیز، حکومت را عوض کنیم و یک نظام بهتر جایگزین آن کنیم. از انقلاب، نظام بهتر بیرون نمیآید. از انقلاب یا جنگ داخلی و تجزیه کشور بیرون میآید یا یک حکومت دیکتاتوری دیگر. / ادامه دارد. ...
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰ایران: امید و توسعه -بخش دوم-
📚اعتراضات آبان:
اعتراضات آبان ماه پیامهایی در خود دارد که به گمانم حکومت آنقدر عاقل هست که این پیامها را بگیرد. نخست اینکه فاصله اعتراضات دارد کم میشود. از اعتراضات ۷۸ تا ۸۸ ده سال طول کشید. از ۸۸ تا اعتراضات ۹۶ هشت سال طول کشید، از ۹۶ تا اعتراضات ۹۸ دو سال طول کشید و با توجه به حجم مشکلات و بحرانها در حوزههای مختلف، از این پس حکومت باید منتظر اعتراضات در فواصل کوتاهتر و کوتاهتر باشد.
🔹ویژگی بعدی سرعت این اعتراضات است. اینکه ظرف یک روز اعتراضات به صورت برقآسا شکل بگیرد و بحرانی شود، پدیده تازه ای است. ویژگی بعدی گستردگی آنهاست. اولین بار است که صدها شهر و ۲۹ استان همزمان دست به اعتراض می زدند.
📚آینده بعد از اعتراضات بنزین:
این شورشها هم خودش زاده ناامیدی و بیافقی است و هم ناامیدی و بی افقی را تشدید میکند. این شورشها اگر منجر به تغییراتی در رویکر نظام تدبیر بشود، مبارک است و دستاورد بزرگی است و آن تغییرات خودش موجب بازسازی امید و افق گشایی خواهد شد.
🔹اگر این شورشها منجر به تغییر نشود، سرکوب آنها میتواند موجب خشم فروخورده و تعمیق نفرت شود و در دور بعدی با شدت بیشتری بروز پیدا خواهد کرد و میتواند خطرناک باشد. اما من معتقدم ضربه این شورشها آن هم در دورهای که تحریمهای خارجی بر ما اعمال شده است، به اندازه کافی هشدار دهنده و نگران کننده بوده است و دارد آرام آرام نظام سیاسی را از خواب بیدار میکند.
📚خشونت چاره نیست:
من بر اساس مشاهدات شخصیام عرض می کنم که حدود ۹۰ درصد جوانان ما خواهان تغییر وضع موجود هستند ولی از این مقدار، بیش از ۸۰ درصدشان با انتخاب مسیرهای خشونتآمیز و انقلابی و مخرب مخالف هستند.
🔹اینکه بخش اعظم جوانان ما تکرار یک انقلاب که کلیت یک سیستم را ویران کند نمی خواهند نشانه رشدیافتگی نسل جوان است.
🔹نسل جوان در طبقه متوسط که بخش اعظم جامعه را تشکیل می دهد دارد عاقل و محافظه کار میشود. بنابراین من اعتراضات اخیر را نشانه به جان آمدن جامعه و آمادگی آن برای یک انقلاب ویرانگر نمیدانم آنها را در حد شورش میدانم که برای زدن ضربه هشیار کننده به ساختار سیاسی رخوتزده و خوابآلود کشورمان لازم بود.
🔹من این را یک پیشرفت در جامعه ایران میبینم. یعنی علیرغم سرخوردگی و ناامیدی اما حاضر نیستند خواست خود را با خشونت همراه کنند. اصلا معتقدم «مهارت عقبنشینی» یک مهارت مدرن است و برای توسعه خیلی لازم است. این مهارت را متأسفانه مقامات ما ندارند علت آن هم این است که آنها از یک فرآیند حزبی عبور نکردهاند و بدون تجربه حزبی وارد بازی سیاست شدهاند.
🔹در دنیای مدرن، حزب نقش یک دانشگاه علمی کاربردی را دارد برای کسانی که قرار است در عرصه سیاست حضور پیدا کنند. حزب مهارتهایی مانند صبر، گفتوگو، نقدپذیری، مدارا، عقلانیت سیاسی و نظایر اینها را به صورت تجربی به داوطلبان فعالیت سیاسی میآموزد یعنی آنها را «تربیت سیاسی» میکند. یکی از این مهارتها هم «مهارت عقبنشینی» است، یکی دیگر هم «مهارت عذرخواهی».
📚مهارتهای مقامات:
قدرت شنیدن، مهارت گفتوگو، قدرت تعامل مثبت، روداری، مدارا، نقد عقلانی و اخلاقی، قدرت عقبنشینی، مهارت عذرخواهی و نظایر اینها، از جمله مهارتهای سیاسی دنیای مدرن است که اگر مقامات یک کشور نداشته باشند، سیستم مدیریت آن کشور یکپارچه و منسجم وعقلانی عمل نخواهد کرد.
📚انتخابات آینده:
به نظرم یک فرصت تاریخی این است که در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری ایران، اصولگرایان رأی بیاورند. اگر اصولگرایان در ایران رای بیاورند، تا آن موقع بحرانها هم شدیدتر شده است و آنها مجبورند اوضاع را بهبود بدهند و البته برای بهبود اوضاع راهی جز تغییرات ساختاری ندارند.
🔹آنها وقتی سرکار بیایند اولا از عمق بحران آگاه میشوند و ثانیا چون قدرت سیاسی در داخل یکپارچه شده است راحتتر حاضر به مذاکره و امتیاز دادن هستند تا مهار بحرانهای کشور را به نام خود ثبت کنند. برای مردم گرسنه ما چه فرقی میکنند که اصلاحطلبان با مبارزه سیاسی حکومت را وادار به تغییر رویه کنند یا اصولگرایان از ترس منافعشان این کار را بکنند؟ مهم این است که گشایش رخ بدهد./ ادامه دارد ....
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📚اعتراضات آبان:
اعتراضات آبان ماه پیامهایی در خود دارد که به گمانم حکومت آنقدر عاقل هست که این پیامها را بگیرد. نخست اینکه فاصله اعتراضات دارد کم میشود. از اعتراضات ۷۸ تا ۸۸ ده سال طول کشید. از ۸۸ تا اعتراضات ۹۶ هشت سال طول کشید، از ۹۶ تا اعتراضات ۹۸ دو سال طول کشید و با توجه به حجم مشکلات و بحرانها در حوزههای مختلف، از این پس حکومت باید منتظر اعتراضات در فواصل کوتاهتر و کوتاهتر باشد.
🔹ویژگی بعدی سرعت این اعتراضات است. اینکه ظرف یک روز اعتراضات به صورت برقآسا شکل بگیرد و بحرانی شود، پدیده تازه ای است. ویژگی بعدی گستردگی آنهاست. اولین بار است که صدها شهر و ۲۹ استان همزمان دست به اعتراض می زدند.
📚آینده بعد از اعتراضات بنزین:
این شورشها هم خودش زاده ناامیدی و بیافقی است و هم ناامیدی و بی افقی را تشدید میکند. این شورشها اگر منجر به تغییراتی در رویکر نظام تدبیر بشود، مبارک است و دستاورد بزرگی است و آن تغییرات خودش موجب بازسازی امید و افق گشایی خواهد شد.
🔹اگر این شورشها منجر به تغییر نشود، سرکوب آنها میتواند موجب خشم فروخورده و تعمیق نفرت شود و در دور بعدی با شدت بیشتری بروز پیدا خواهد کرد و میتواند خطرناک باشد. اما من معتقدم ضربه این شورشها آن هم در دورهای که تحریمهای خارجی بر ما اعمال شده است، به اندازه کافی هشدار دهنده و نگران کننده بوده است و دارد آرام آرام نظام سیاسی را از خواب بیدار میکند.
📚خشونت چاره نیست:
من بر اساس مشاهدات شخصیام عرض می کنم که حدود ۹۰ درصد جوانان ما خواهان تغییر وضع موجود هستند ولی از این مقدار، بیش از ۸۰ درصدشان با انتخاب مسیرهای خشونتآمیز و انقلابی و مخرب مخالف هستند.
🔹اینکه بخش اعظم جوانان ما تکرار یک انقلاب که کلیت یک سیستم را ویران کند نمی خواهند نشانه رشدیافتگی نسل جوان است.
🔹نسل جوان در طبقه متوسط که بخش اعظم جامعه را تشکیل می دهد دارد عاقل و محافظه کار میشود. بنابراین من اعتراضات اخیر را نشانه به جان آمدن جامعه و آمادگی آن برای یک انقلاب ویرانگر نمیدانم آنها را در حد شورش میدانم که برای زدن ضربه هشیار کننده به ساختار سیاسی رخوتزده و خوابآلود کشورمان لازم بود.
🔹من این را یک پیشرفت در جامعه ایران میبینم. یعنی علیرغم سرخوردگی و ناامیدی اما حاضر نیستند خواست خود را با خشونت همراه کنند. اصلا معتقدم «مهارت عقبنشینی» یک مهارت مدرن است و برای توسعه خیلی لازم است. این مهارت را متأسفانه مقامات ما ندارند علت آن هم این است که آنها از یک فرآیند حزبی عبور نکردهاند و بدون تجربه حزبی وارد بازی سیاست شدهاند.
🔹در دنیای مدرن، حزب نقش یک دانشگاه علمی کاربردی را دارد برای کسانی که قرار است در عرصه سیاست حضور پیدا کنند. حزب مهارتهایی مانند صبر، گفتوگو، نقدپذیری، مدارا، عقلانیت سیاسی و نظایر اینها را به صورت تجربی به داوطلبان فعالیت سیاسی میآموزد یعنی آنها را «تربیت سیاسی» میکند. یکی از این مهارتها هم «مهارت عقبنشینی» است، یکی دیگر هم «مهارت عذرخواهی».
📚مهارتهای مقامات:
قدرت شنیدن، مهارت گفتوگو، قدرت تعامل مثبت، روداری، مدارا، نقد عقلانی و اخلاقی، قدرت عقبنشینی، مهارت عذرخواهی و نظایر اینها، از جمله مهارتهای سیاسی دنیای مدرن است که اگر مقامات یک کشور نداشته باشند، سیستم مدیریت آن کشور یکپارچه و منسجم وعقلانی عمل نخواهد کرد.
📚انتخابات آینده:
به نظرم یک فرصت تاریخی این است که در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری ایران، اصولگرایان رأی بیاورند. اگر اصولگرایان در ایران رای بیاورند، تا آن موقع بحرانها هم شدیدتر شده است و آنها مجبورند اوضاع را بهبود بدهند و البته برای بهبود اوضاع راهی جز تغییرات ساختاری ندارند.
🔹آنها وقتی سرکار بیایند اولا از عمق بحران آگاه میشوند و ثانیا چون قدرت سیاسی در داخل یکپارچه شده است راحتتر حاضر به مذاکره و امتیاز دادن هستند تا مهار بحرانهای کشور را به نام خود ثبت کنند. برای مردم گرسنه ما چه فرقی میکنند که اصلاحطلبان با مبارزه سیاسی حکومت را وادار به تغییر رویه کنند یا اصولگرایان از ترس منافعشان این کار را بکنند؟ مهم این است که گشایش رخ بدهد./ ادامه دارد ....
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰ایران: امید و توسعه - بخش سوم - (نهایی)
📚ما چه کنیم؟
اجازه بدهیم ذهن و روان جامعه اندکی آرام بگیرد، پی درپی نگرانی و استرس به جان جامعه نریزیم و جامعه را به سوی هیجان نبریم. در شرایط آرام و عقلانی است که ا گر بحرانی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی رخ داد روشنفکران و نخبگان میتوانند میدانداری کنند و نگذارند آن بحران جامعه را رو به ویرانی ببرد. جامعه ما فقط فرصت میخواهد، زمان به نفع جامعه است زمان به نفع توسعه است.
🔸بنابراین به جوانان عزیز کشورم عرض میکنم که نه نیازی به شورش است و نه نیازی به انقلاب.
🔸به خودتان هزینه و خسارت و آسیب وارد نکنید فقط باید صبور باشید و به زمان احترام بگذارید، زمان به نفع شماست. حتی معتقدم امروز اصلاح طلب واقعی کسی است که نه تنها برای مجلس ثبت نام نکند و نه تنها برای ریاست جمهوری ثبت نام نکند بلکه در دو انتخابات آینده از اصولگرایان عاقل و میانهرو حمایت کنند.
🔸وضعیت امروز مثل زمان مجلس ششم است. اگر نمایندگان مجلس ششم به جای درخواست سفت و سخت برای تغییرات بزرگ و بعد استعفای دسته جمعی، سکوت کرده بودند و حتی به نفع اصولگرایان معتدل کنار رفته بودند بازی سیاسی حذفی درایران شروع نمیشد و مسیر عقلانیتری طی کرده بودیم.
🔸این همان کاری است که مهندس موسوی و آقای کروبی هم باید میکردند. یعنی پس از اعتراضات اولیه، و وقتی که دیدند حکومت دارد فضا را به سمت خشونت میبرد، باید توقف اعتراضات خیابانی را اعلام میکردند و وارد فاز کنشگری مدنی و فعالیت اجتماعی میشدند تا امید و انسجام جامعه را برای آینده حفظ کنند.
📚نظامیگری در آینده؟
مگر با این حجم عظیم جمعیت جوان طالب تغییر در ایران میشود دست به نظامیگری زد یا کشور را با توزیع کوپن اداره کرد؟ اگر اوضاع نظامی شود، دیگر نان مردم را هم نمیتوانند تأمین کنند و جمعیت ما هم به هیچ کشور همسایه مهاجرت نمیکند یعنی نمیتواند مهاجرت کند. بنابراین فشار و قدرت اجتماعی در ایران بالاتر از آن است که بشود این کشور را با نظامیان اداره کرد.
📚آیا کره شمالی میشویم؟
کره شمالی از اول زیر سلطه دیکتاتور های موروثی، مثل یک پادگان اداره شده است. مردم آنجا اصولا تصور دقیقی از دنیای آزاد ندارند و بنابراین خواستههای شان هم محدود است. همین که خوراک و لباس و مسکنشان تامین باشی راضی هستند. از کودکی تفکرشان اینگونه شکل گرفته است. چند صدهزار کودک در کره شمالی از قحطی میمیرند هیچ صدایی و اعتراضی بلند نمیشود. این را مقایسه نکنید با ایرانی که فقط چند میلیون زن تحصیلکرده دارد، با دنیای آزاد ارتباط دارد و انتظاراتش ارتقاء یافته است و کودکانش هم بر قدرت اینترنت سوار شدهاند.
📚امیدوار به جامعه ایرانی:
ما درست است که در موارد زیادی کمصبریم و خشونت میورزیم و قانون را رعایت نمیکنیم و رانندگیمان ناهنجار است و خیلی تصادف میکنیم و پروندههایمان در دادگستری بالاست و تعداد زندانیانمان زیاد است و در یک کلام جامعهای ناعادلانه ساختهایم؛ ولی هنوز در جامعه ما چشمههای فضل در حال جوشش است و تا این چشمهها هست میتوان امیدوار بود که جامعه بتواند خودش را حفظ کند و پس از عبور از بحران، در شرایط مساعد بتواند تمام این ناهنجاریها را حل و فصل کند.
🔹زنان، نقطه امید دیگرند. در سه دهه اخیر زنان در جامعه ما به هویتهای منفرد تبدیل شدهاند. یعنی دیگر هویتشان به پدر یا همسر یا خانواده گره نخورده است. آنها هر کدام اندیشه، منش و کنش ویژه خود را پیدا کردهاند. این البته از یک سو به برکت گسترش دانشگاههای غیردولتی تا دورترین نقاط کشور و هجوم دختران به دانشگاهها بوده است و از سوی دیگر به برکت تورم دو رقمی چهل ساله است که مردان مجبور شدند بپذیرند که زنان و دخترانشان به دانشگاه بروند تا مشترکاً بتوانند بار زندگی را بر دوش کشند.
🔹اکنون در تمامی عرصههای مدنی، زنان جلودار شدهاند. این راهی که زنان ما در این ۴۰ سال طی کردند زنان غرب در ۲۰۰ سال طی کردند. این یعنی نه تنها بخش بزرگی از مدیران و کارآفرینان و کنشگران سیاسی و مدنیِ نسل آینده، زنان خواهند بود؛ بلکه مادران فردا، مادران دارای هویت و شخصیت مستقل و منفرد هستند.
✏️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📚ما چه کنیم؟
اجازه بدهیم ذهن و روان جامعه اندکی آرام بگیرد، پی درپی نگرانی و استرس به جان جامعه نریزیم و جامعه را به سوی هیجان نبریم. در شرایط آرام و عقلانی است که ا گر بحرانی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی رخ داد روشنفکران و نخبگان میتوانند میدانداری کنند و نگذارند آن بحران جامعه را رو به ویرانی ببرد. جامعه ما فقط فرصت میخواهد، زمان به نفع جامعه است زمان به نفع توسعه است.
🔸بنابراین به جوانان عزیز کشورم عرض میکنم که نه نیازی به شورش است و نه نیازی به انقلاب.
🔸به خودتان هزینه و خسارت و آسیب وارد نکنید فقط باید صبور باشید و به زمان احترام بگذارید، زمان به نفع شماست. حتی معتقدم امروز اصلاح طلب واقعی کسی است که نه تنها برای مجلس ثبت نام نکند و نه تنها برای ریاست جمهوری ثبت نام نکند بلکه در دو انتخابات آینده از اصولگرایان عاقل و میانهرو حمایت کنند.
🔸وضعیت امروز مثل زمان مجلس ششم است. اگر نمایندگان مجلس ششم به جای درخواست سفت و سخت برای تغییرات بزرگ و بعد استعفای دسته جمعی، سکوت کرده بودند و حتی به نفع اصولگرایان معتدل کنار رفته بودند بازی سیاسی حذفی درایران شروع نمیشد و مسیر عقلانیتری طی کرده بودیم.
🔸این همان کاری است که مهندس موسوی و آقای کروبی هم باید میکردند. یعنی پس از اعتراضات اولیه، و وقتی که دیدند حکومت دارد فضا را به سمت خشونت میبرد، باید توقف اعتراضات خیابانی را اعلام میکردند و وارد فاز کنشگری مدنی و فعالیت اجتماعی میشدند تا امید و انسجام جامعه را برای آینده حفظ کنند.
📚نظامیگری در آینده؟
مگر با این حجم عظیم جمعیت جوان طالب تغییر در ایران میشود دست به نظامیگری زد یا کشور را با توزیع کوپن اداره کرد؟ اگر اوضاع نظامی شود، دیگر نان مردم را هم نمیتوانند تأمین کنند و جمعیت ما هم به هیچ کشور همسایه مهاجرت نمیکند یعنی نمیتواند مهاجرت کند. بنابراین فشار و قدرت اجتماعی در ایران بالاتر از آن است که بشود این کشور را با نظامیان اداره کرد.
📚آیا کره شمالی میشویم؟
کره شمالی از اول زیر سلطه دیکتاتور های موروثی، مثل یک پادگان اداره شده است. مردم آنجا اصولا تصور دقیقی از دنیای آزاد ندارند و بنابراین خواستههای شان هم محدود است. همین که خوراک و لباس و مسکنشان تامین باشی راضی هستند. از کودکی تفکرشان اینگونه شکل گرفته است. چند صدهزار کودک در کره شمالی از قحطی میمیرند هیچ صدایی و اعتراضی بلند نمیشود. این را مقایسه نکنید با ایرانی که فقط چند میلیون زن تحصیلکرده دارد، با دنیای آزاد ارتباط دارد و انتظاراتش ارتقاء یافته است و کودکانش هم بر قدرت اینترنت سوار شدهاند.
📚امیدوار به جامعه ایرانی:
ما درست است که در موارد زیادی کمصبریم و خشونت میورزیم و قانون را رعایت نمیکنیم و رانندگیمان ناهنجار است و خیلی تصادف میکنیم و پروندههایمان در دادگستری بالاست و تعداد زندانیانمان زیاد است و در یک کلام جامعهای ناعادلانه ساختهایم؛ ولی هنوز در جامعه ما چشمههای فضل در حال جوشش است و تا این چشمهها هست میتوان امیدوار بود که جامعه بتواند خودش را حفظ کند و پس از عبور از بحران، در شرایط مساعد بتواند تمام این ناهنجاریها را حل و فصل کند.
🔹زنان، نقطه امید دیگرند. در سه دهه اخیر زنان در جامعه ما به هویتهای منفرد تبدیل شدهاند. یعنی دیگر هویتشان به پدر یا همسر یا خانواده گره نخورده است. آنها هر کدام اندیشه، منش و کنش ویژه خود را پیدا کردهاند. این البته از یک سو به برکت گسترش دانشگاههای غیردولتی تا دورترین نقاط کشور و هجوم دختران به دانشگاهها بوده است و از سوی دیگر به برکت تورم دو رقمی چهل ساله است که مردان مجبور شدند بپذیرند که زنان و دخترانشان به دانشگاه بروند تا مشترکاً بتوانند بار زندگی را بر دوش کشند.
🔹اکنون در تمامی عرصههای مدنی، زنان جلودار شدهاند. این راهی که زنان ما در این ۴۰ سال طی کردند زنان غرب در ۲۰۰ سال طی کردند. این یعنی نه تنها بخش بزرگی از مدیران و کارآفرینان و کنشگران سیاسی و مدنیِ نسل آینده، زنان خواهند بود؛ بلکه مادران فردا، مادران دارای هویت و شخصیت مستقل و منفرد هستند.
✏️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹گفت از دوست چه دیدی که چنین مسروری؟!
💐گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند.
💐سلام
به چهارشنبه خوش آمدید
در صبحگاهان
که شبنم بر روی گل
آیتی از پاک بودن را
به گلها هدیه میبخشد
برایت آرزو کردم
خوب دیدن
خوب بودن
خوب ماندن را ...
💐💐پگاهتان در اولین روز از سال 2020 پراز شادی و شعف باد.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
💐گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند.
💐سلام
به چهارشنبه خوش آمدید
در صبحگاهان
که شبنم بر روی گل
آیتی از پاک بودن را
به گلها هدیه میبخشد
برایت آرزو کردم
خوب دیدن
خوب بودن
خوب ماندن را ...
💐💐پگاهتان در اولین روز از سال 2020 پراز شادی و شعف باد.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔰 ۱۰ عادت و رفتار افراد دارای اعتماد بهنفس که آنها را متمایز میکند
🔸هنری فورد میگوید: «چه فکر کنید که میتوانید و چه فکر کنید که نمیتوانید، در هر صورت حق با شماست.»
هنری فورد، مدیرعامل مشهور شرکت خودروسازی فورد، اعتقاد داشت باور ذهنی و طرز تفکر افراد روی تواناییهایشان تأثیر بهسزایی میگذارد. این ادعا در پژوهشی که چند وقت اخیر در دانشگاه ملبورن انجام گرفته، به اثبات رسیده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد افراد با اعتماد بهنفس حقوق بالاتری میگیرند و زودتر از همکارانشان به ترفیع میرسند.
🔸افراد با اعتمادبهنفس بالا قادر هستند روی دنیای درون و حتی اطرافیان خود تأثیر مثبت بگذارند؛ اما تنها چیزی که از زندگی این افراد به چشم میآید، موفقیتهایشان است. این در حالی است که کلید موفقیت افراد با اعتمادبهنفس را باید در عادتهای روزمرهشان جست. در حقیقت، اعتمادبهنفس آنها از عادتهای موثری که دارند، حاصل میشود.
🔸در ادامه تعدادی از عادتهای مشترک افراد با اعتمادبهنفس بالا را مرور میکنیم:
1️⃣ با قاطعیت حرف می زنند
افراد با اعتمادبهنفس، مصمم و بااراده صحبت میکنند. آنها به این درک رسیدهاند اگر افکارشان را با قاطعیت بیان نکنند، دیگران به حرفهایشان گوش نخواهند کرد.
2️⃣ از موفقیت های کوچک مغرور نمی شوند
افراد با اعتماد بهنفس از موفقیتهای کوچک انرژی میگیرند و با نیروی بیشتری بهسوی هدفشان حرکت میکنند. این افراد عاشق چالش هستند و تمایل دارند برای پیروزیهای نه چندان بزرگ، خودشان را به چالش بکشند.
3️⃣ فعالیت بدنی مستمر دارند
نتایج پژوهشی که در سازمان تحقیقاتی اونتاریوی شرقی انجام شده است، نشان میدهد افرادی که به مدت 10 هفته، هفتهای دو بار، ورزش کرده بودند، توانایی بیشتری در روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی و عملکرد تحصیلی خود داشتند. این افراد توانستند عزت نفس و تصویر ذهنیای که از وضعیت ظاهریشان داشتند، بهبود بخشند.
4️⃣ خودِ واقعیشان هستند
افراد با اعتماد بهنفس هیچوقت سعی نمیکنند خودشان را مهم جلوه دهند. آنها به دنبال جلب توجه دیگران نیستند و به این باور رسیدهاند وقتی خود واقعیشان باشند تاثیرگذاری بیشتری دارند تا اینکه خود را یک شخصیت مهم نشان دهند.
5️⃣ کسی را قضاوت نمیکنند
افراد با اعتمادبهنفس هیچگاه موفقیت دیگران را با قضاوتهای بیجای خود زیر سؤال نمیبرند، زیرا باور دارند هر کسی تواناییهایی دارد که قابل احترام است. پس هرگز به این خاطر که احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند، دیگران را پایین نمیکشند.
6️⃣ احساس شادی درونی دارند
برای اینکه بتوانید به کاری که انجام میدهید باور داشته باشید، باید از چیزی که هستید احساس شادی کنید. افراد با اعتماد بهنفس بالا برای اینکه احساس شادی کنند به نظراتی که دیگران درباره موفقیتهایشان دارند بی توجه هستند، زیرا شادمانی این افراد از موفقیتهایشان بهدست میآید.
7️⃣ بیشتر از اینکه حرف بزنند گوش میکنند
این افراد باور دارند اگر با تمام وجود به صحبتهای دیگران گوش دهند، بیشتر میتوانند به دانستههایشان بیفزایند و رشد کنند.
8️⃣ ریسک می کنند
افراد با اعتماد بهنفس هیچ ابایی از خطر کردن ندارند. آنها در مواجهه با موانع نگران نمیشوند، زیرا میدانند اگر خطر نکنند هیچوقت نمیتوانند در زمینهی موردنظرشان به پیشرفت برسند.
9️⃣ از اشتباه کردن ابایی ندارند
افراد با اعتمادبهنفس وقتی اشتباه میکنند، از اشتباهاتشان درس میگیرند و وقتی در مسیر درست قرار میگیرند، فرصتی در اختیار دیگران میگذارند تا از آنها درس بگیرند. افرادی که به خودباوری رسیدهاند میدانند چه تواناییهایی دارند و اشتباهاتشان را یک ضعف شخصیتی نمیدانند.
🔟 از موفقیت دیگران خوشحال می شوند
افراد با اعتماد بهنفس بالا خود را در شادی دیگران شریک میدانند. اما کسانی که اعتماد بهنفس پایینی دارند لیاقت و ارزشمندی خود را باور ندارند. به همین خاطر برای اینکه خودشان را به دیگران ثابت کنند، به عیبجویی از آنها روی میآورند.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
🔸هنری فورد میگوید: «چه فکر کنید که میتوانید و چه فکر کنید که نمیتوانید، در هر صورت حق با شماست.»
هنری فورد، مدیرعامل مشهور شرکت خودروسازی فورد، اعتقاد داشت باور ذهنی و طرز تفکر افراد روی تواناییهایشان تأثیر بهسزایی میگذارد. این ادعا در پژوهشی که چند وقت اخیر در دانشگاه ملبورن انجام گرفته، به اثبات رسیده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد افراد با اعتماد بهنفس حقوق بالاتری میگیرند و زودتر از همکارانشان به ترفیع میرسند.
🔸افراد با اعتمادبهنفس بالا قادر هستند روی دنیای درون و حتی اطرافیان خود تأثیر مثبت بگذارند؛ اما تنها چیزی که از زندگی این افراد به چشم میآید، موفقیتهایشان است. این در حالی است که کلید موفقیت افراد با اعتمادبهنفس را باید در عادتهای روزمرهشان جست. در حقیقت، اعتمادبهنفس آنها از عادتهای موثری که دارند، حاصل میشود.
🔸در ادامه تعدادی از عادتهای مشترک افراد با اعتمادبهنفس بالا را مرور میکنیم:
1️⃣ با قاطعیت حرف می زنند
افراد با اعتمادبهنفس، مصمم و بااراده صحبت میکنند. آنها به این درک رسیدهاند اگر افکارشان را با قاطعیت بیان نکنند، دیگران به حرفهایشان گوش نخواهند کرد.
2️⃣ از موفقیت های کوچک مغرور نمی شوند
افراد با اعتماد بهنفس از موفقیتهای کوچک انرژی میگیرند و با نیروی بیشتری بهسوی هدفشان حرکت میکنند. این افراد عاشق چالش هستند و تمایل دارند برای پیروزیهای نه چندان بزرگ، خودشان را به چالش بکشند.
3️⃣ فعالیت بدنی مستمر دارند
نتایج پژوهشی که در سازمان تحقیقاتی اونتاریوی شرقی انجام شده است، نشان میدهد افرادی که به مدت 10 هفته، هفتهای دو بار، ورزش کرده بودند، توانایی بیشتری در روابط اجتماعی، وضعیت جسمانی و عملکرد تحصیلی خود داشتند. این افراد توانستند عزت نفس و تصویر ذهنیای که از وضعیت ظاهریشان داشتند، بهبود بخشند.
4️⃣ خودِ واقعیشان هستند
افراد با اعتماد بهنفس هیچوقت سعی نمیکنند خودشان را مهم جلوه دهند. آنها به دنبال جلب توجه دیگران نیستند و به این باور رسیدهاند وقتی خود واقعیشان باشند تاثیرگذاری بیشتری دارند تا اینکه خود را یک شخصیت مهم نشان دهند.
5️⃣ کسی را قضاوت نمیکنند
افراد با اعتمادبهنفس هیچگاه موفقیت دیگران را با قضاوتهای بیجای خود زیر سؤال نمیبرند، زیرا باور دارند هر کسی تواناییهایی دارد که قابل احترام است. پس هرگز به این خاطر که احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند، دیگران را پایین نمیکشند.
6️⃣ احساس شادی درونی دارند
برای اینکه بتوانید به کاری که انجام میدهید باور داشته باشید، باید از چیزی که هستید احساس شادی کنید. افراد با اعتماد بهنفس بالا برای اینکه احساس شادی کنند به نظراتی که دیگران درباره موفقیتهایشان دارند بی توجه هستند، زیرا شادمانی این افراد از موفقیتهایشان بهدست میآید.
7️⃣ بیشتر از اینکه حرف بزنند گوش میکنند
این افراد باور دارند اگر با تمام وجود به صحبتهای دیگران گوش دهند، بیشتر میتوانند به دانستههایشان بیفزایند و رشد کنند.
8️⃣ ریسک می کنند
افراد با اعتماد بهنفس هیچ ابایی از خطر کردن ندارند. آنها در مواجهه با موانع نگران نمیشوند، زیرا میدانند اگر خطر نکنند هیچوقت نمیتوانند در زمینهی موردنظرشان به پیشرفت برسند.
9️⃣ از اشتباه کردن ابایی ندارند
افراد با اعتمادبهنفس وقتی اشتباه میکنند، از اشتباهاتشان درس میگیرند و وقتی در مسیر درست قرار میگیرند، فرصتی در اختیار دیگران میگذارند تا از آنها درس بگیرند. افرادی که به خودباوری رسیدهاند میدانند چه تواناییهایی دارند و اشتباهاتشان را یک ضعف شخصیتی نمیدانند.
🔟 از موفقیت دیگران خوشحال می شوند
افراد با اعتماد بهنفس بالا خود را در شادی دیگران شریک میدانند. اما کسانی که اعتماد بهنفس پایینی دارند لیاقت و ارزشمندی خود را باور ندارند. به همین خاطر برای اینکه خودشان را به دیگران ثابت کنند، به عیبجویی از آنها روی میآورند.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت اول-
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔺بیحوصلگی برای مطالعه، آفتی است که بسیاری از افراد جامعه را از شروع مطالعه یک کتاب یا ادامه خوانش آن بازمیدارد.
🔶صفحات کتاب را ورق میزنی و طرح جلد و توضیحات پشت جلد کتاب را نگاه میکنی. تمام سعیات بر این است که حواست به متن کتاب باشد ولی انگار با نوشتهها بیگانهای. فکرت به همهچیز است بهغیراز متن کتاب. با خواندن چند سطر از کتاب، حسی در درونت میگوید: «بس است! مطالعه را تمامش کن!» با این حس و حال مقاومت میکنی ولی گویا تمام عناصر بدنت یک صدا میگویند: «حوصله ندارم!» مطالعه کتاب را متوقف میکنی. هرچند با قطع مطالعه کتاب، از درون ناراحتی ولی از اینکه به فعالیت دیگری بهغیر از مطالعه کتاب پرداختی، حس سبکی و راحتی پیدا میکنی. اینگار که از زندان آزاد شده ایی این داستان اکثر افرادی است که به قول خودشان، تمایل به مطالعه کتاب دارند ولی بهمحض شروع مطالعه، این حس و حال به آنها دست میدهد. بهقول خودشان دلیل این بیحوصلگی را نمیدانند ولی مهمترین دلیل مطالعه نکردن را همین امر میدانند.
🔶هرچند همگی ما به اهمیت و فواید مطالعه واقف هستیم ولی با اینحال یا سراغ مطالعه نرفته یا اگر رفتهایم میزان مطالعهمان کم است. عدهای قیمت بالای کتاب و عدهای فرهنگسازی نکردن برای مطالعه را عامل اصلی آن میدانند.
🔰عوامل مهم بی حوصله گی برای مطالعه کتاب کدامند؟
1️⃣بیتوجهی به تناسب روحیه و موضوع کتاب:
هر شخصی بنا به شخصیت و دغدغههایی که دارد، باید کتاب مناسب با روحیات خود انتخاب کند تا از مطالعه آن لذت ببرد.متأسفانه اکثر افرادی که برای خرید کتاب به کتابفروشی مراجعه میکنند، انتخاب کتاب مورد نظرشان یا بر اساس تبلیغات است و یا بر اساس معرفی دوستان و آشنایان در صورتیکه ممکن است کتابی که با این شرایط انتخاب و خریداری میکنید که مناسب با روحیات و دغدغههای فعلی شما نباشد.
مثلاً اگر فردی بهدلیل فشارهای کاری و اجتماعی نیازمند شادی و هیجان است، قطعاً خرید یک رمان پیچیده روسی که مربوط به انقلاب روسیه است، نمیتواند این حس شادی و هیجان را برای او تأمین کند و فرد پس از مطالعه چند صفحه از چنین کتابی، در مییابد که داستان کتاب برای او لذتبخش و گیرا نیست، بنابراین از ادامه مطالعه کتاب منصرف میشود.
2️⃣در نقدِ سیستمِ پاداش:
ما ایرانیان سالیان سال است که به سیستم پاداش عادت کردهایم و به قولی شرطی شده ایم تمایل داریم کاری را انجام بدهیم، که همان موقع پاداش آن را بگیریم. این امر با مطالعه کتاب هیچوقت اتفاق نمیافتد، زیرا کتاب یک محصول فرهنگی است و اثربخشی محصولات و کارهای فرهنگی در درازمدت اتفاق میافتد بهدلیل همین نگاه عجولانه، فرد در حین مطالعه، مادام وسوسه میشود که به کارهای سودآور دیگری بپردازد و میلی به کتاب خواندن برایش باقی نمیماند.
3️⃣بیحوصلگی بلای عام است:
اغلب ماها تحت فشار تامین معیشت زندگی و برآوردن نیازهای اولیه زندگی نسبت به سالهای گذشته بیحوصله شدهایم. از بیحوصلگی برای صحبت با فرزندان گرفته تا دیدار با فامیل و آشنایان. همه ما هم دلیل این بیحوصلگی را بهخوبی میدانیم؛ وقتی فرد در تأمین مایحتاج زندگیاش مشکل داشته باشد، نباید توقع داشته باشیم تمایلی برای مطالعه برای او باقی بماند. فلذا هر وقت میخواهیم کتابی را مطالعه کنیم با خود میگوییم چه فایدهای دارد؟ در طول دوران تحصیل و دانشگاه اینهمه مطالعه کردی چه فایده داشتا است؟
4️⃣متنهای طولانی، قاتل حوصلهاند:
متاسفانه اکثریت ما ایرانی ها مبتلی به فرهنگ سه خطی شده ایم. از هر مطلب و یا کتابی به سه خط اول آن بسنده میکنیم، و به غلط فکر میکنیم که به تمام ابعاد آن موضوع معرفت پیدا کردیم. فلذا امروزه همه ما عادت کردهایم پیام را در کمترین حجم و زمان ممکن دریافت کنیم. ماشینی شدن زندگی و سرعت تحولات، باعث شده از کارهای وقتگیر پرهیز کنیم، به همین دلیل کتاب هم مثل بقیه چیزهای وقتگیر خودبهخود از گردونه زندگی ما خارج شده .و یا اینکه به تیتر خوانی بسنده میکنیم
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
📚چرا برای خواندن کتاب حوصله نداریم- قسمت دوم-
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
5️⃣فرهنگسازی بهجای تبلیغ:
کتابخوانی از آن دسته فعالیتهایی است، که به هیچعنوان نمیتوان با تبلیغات، آحاد جامعه را نسبت به آن ترغیب کرد. بلکه این فرهنگی است نهادینه شده که از سن کودکی در درون افراد شکل میگیرد و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که پخش تبلیغ تلویزیونی کتاب خوانی، مردم را کتابخوان کند. اصولا برای مطالعه، بیشتر از هر چیز به انگیزه نیاز است، چراکه انگیزه مانند یک موتور محرک، فرد را به مطالعه وا میدارد. در تبلیغات کتابخوانی، معمولاً خود کتاب تبلیغ میشود در صورتیکه که باید پیشفرضها و انگیزههای خوانش آن تبلیغ شود.
.
6️⃣اهمالکاری یا بیحوصلگی؟
در روانشناسی چیزی به نام بیحوصلگی وجود ندارد بلکه به آن "اهمالکاری" گفته میشود. اهمالکاری، همان پس و پیش کردن نیازها به خاطر روحیه تنبلی است. به دلیل همین اهمال کاری مردم دوست دارند دیگران برایشان فکر کنند تا خودشان: حتماً دیدهاید افرادی را که میگویند مشکل عاطفی دارم اما حاضر نیستند حتی یک کتابی درباره مهارتهای زندگی بخرند و بخوانند، اما در عوض به فالگیر پول میدهند تا او برایشان چارهای بیاندیشد. متأسفانه این فرهنگِ بیمیلی به تفکر، از سالیان گذشته در کشور ما بوده و مردم ترجیح میدهند یک نفر دیگر کتاب بخواند و بهجایشان فکر کند، تا اینکه خودشان این کار را انجام بدهند.
7️⃣نقش آموزشوپرورش در تبدیلشدن کتاب به ابزار
🔺شاید بتوان گفت مقصر اصلی بیحوصلگی مردم برای مطالعه، نهاد آموزشوپرورش است. آموزشوپرورش، هیچوقت نخواسته مردم ما از مطالعه کتاب لذت ببرند. این نهاد، همیشه از کتابها استفاده ابزاری میکند یعنی میگوید: "این کتاب را مطالعه کن تا بتوانی نمره بگیری!!" و متأسفانه دانشگاه هم در استفاده ابزاری از کتاب بدتر از آموزشوپرورش عمل کرده است. اغلب دانشگاه های ما ادامهدهنده راه مدرسه هستند چون با ورود استاد به کلاس، اولین سؤالی که از او پرسیده میشود درباره این است که برای امتحان چه کتابی مبنا است؟! از سویی دیگر دانشجویان ما برای پاس شدن واحدهای درسی، بهجای مطالعه کتابهای اصلی، خلاصه خوانی و جزوه خوانی میکنند. چی بسا برخی از دانشجویان در طول تمام تحصیلات خودبیش از دو یا سه کتاب نخوانده اند.
🔺تمایل مردم کشورهای دیگر به کتابخوانی ناشی از فرهنگسازی درست آن است . آنها به کتاب پناه میبرند تا با آن آرامش گیرند چون مهم است که یک فرد یاد گرفته باشد با دیازپام خودش را آرام کند یا با کتاب!. در کشورهای درجه سوم اروپایی دولت، برای خرید کتاب به مردم یارانه میدهد و انتخاب کتاب با خود فرد است اما در ایران فقط کتابهای بهاصطلاح فرمایشی را میتوان با سهولت تهیه کرد. مردم به کار فرمایشی تمایل ندارند به همین دلیل در امر مطالعه نباید فرمایشی برخورد کرد. در ایستگاههای کتاب نیز، متأسفانه فقط سلیقه ۱۰ درصد از مردم لحاظ میشود، بههمین دلیل چنین طرحهایی برای عموم مردم جذاب نیست.
📚و در آخر:
بر اساس آخرین آمار نهاد کتابخانههای عمومی کشور، سرانه مطالعه هر ایرانی ۷۵ دقیقه و ۳۴ ثانیه در روز است که از این میزان، ۱۵ دقیقه و ۱۷ ثانیه به خوانش کتاب، ۲۱ دقیقه و ۳۱ ثانیه به قرآن و ادعیه، ۳۲ دقیقه و ۳۶ ثانیه به روزنامه و پنج دقیقه و۴۲ ثانیه به نشریهخوانی اختصاص دارد./ منبع ایسنا- البته با تلخیص و تعدیلات.
🔶با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
چرا مطالعه نمیکنیم.pdf
410.9 KB
📢📢ایران؛ جامعه بی مطالعه
🔴چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای را پیش رو دارد؟
⭕️1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.
⭕️2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم.
⭕️3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.
⭕️4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم
⭕️5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.
⭕️6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است.
⭕️7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم
⭕️8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم
⭕️9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست
⭕️10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است
⭕️11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم
⭕️12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم
⭕️13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم
⭕️14-شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم
🔰@CompetentManagers
🔴چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای را پیش رو دارد؟
⭕️1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم.
⭕️2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم.
⭕️3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم.
⭕️4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم
⭕️5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد.
⭕️6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است.
⭕️7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم
⭕️8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم
⭕️9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست
⭕️10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است
⭕️11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم
⭕️12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم
⭕️13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم
⭕️14-شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم
🔰@CompetentManagers