(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
💎نظریه X و Y:
🎯 نظریه X و Y توسط داگلاس مک گریگور در سال ۱۹۶۰ میلادی و در کتاب معروفشان با عنوان «بعد انسانی سازمان» ارائه شد. مک گریگور با تأثیرپذیری شدید از مطالعات هاثورن و نظریه مازلو این نظریه را ترویج کرد. او در کتاب خود به بررسی دیدگاه و نگرش مدیران، نسبت به عملکرد انسان در رویارویی با کار پرداخته است. بر اساس نظریه دو ساحتی مک گریکور در مدیریت، نگرش و دیدگاه مدیران در مورد انسان به دو گروه تقسیم میشود. او این دو دسته متضاد را برای پرهیز از پیش داوریها با نامهای X و Y نامگذاری کرد
🔴 مفروضات نظریه x:
1⃣بیشتر انسانها ذاتاً تنبل و از کار بیزارند؛
2⃣بیشتر انسانها از قبول مسئولیت گریزانند و ترجیح می دهند که تحت هدایت دیگری قرار گیرند؛
3⃣برای انگیزش انسانها باید از مشوقهای مادی و اقتصادی و ایجاد امنیت استفاده کرد؛
4⃣قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل فقط در تعداد محدودی از افراد یافت می شود که به مشاغل مدیریت و رهبری می پردازند؛
5⃣بیشتر مردم باید تحت کنترل دقیق قرار گیرند؛ زیرا معمولاً افراد از علاقه کافی برای کار برخوردار نیستند.
🔵مفروضات نظریه y عبارتند از:
1⃣کار به طور طبیعی مانند بازی است؛
2⃣معمولاً افراد مسئولیت پذیرند و با اشتیاق به دنبال پذیرش مسئولیت هستند؛
3⃣اگر افراد به کار خود علاقمند باشند، به طور مناسبی برانگیخته می شوند؛ در واقع احساس رضایت درونی بهترین پاداش برای افراد است و شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است؛
4⃣قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل به طور طبیعی بین انسانها توزیع شده است؛
5⃣کنترل را می توان به خود افراد واگذار کرد؛ در واقع شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.
✳️ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه x:
- تأکید بر تمرکز و تصمیم گیری متمرکز
- تأکید بر کنترل منابع
- رفتار رئیس مابانه
-استفاده از مشوق های خارجی
- توقع حصول نتایج کوتاه مدت
-استفاده از ساز و کارهای کنترل توسط دیگران
- تاکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیتهای موجود
🚹ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه y:
- تأکید بر عدم تمرکز و استقلال واحدهای سازمانی
- تأکید بر ارزیابی نتایج
- کارمند مداری و ایفای نقش حمایتی توسط مدیران
- استفاده از مشوقهای درونی شغل
- توقع حصول نتایج بلند مدت
- استفاده از ساز و کار های کنترل درونی
- کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت تولید و خدمات
⏹ مدیر معتقد به نظریه x از ساز و کارهای کنترلی مفصل بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه y باشد، هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق می کند، به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت.
▶️ مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه y رفتار شود.
📌در کنار دو نگرش فوق، یک نگرش دیگری هم تحت عنوان تئوری Z مطرح گردید ؛
📌مدیران با این نگرش معتقدند کارمندان نه تنها تنبل نیستند، بلکه هم آموزشپذیر و مسئولیتپذیرند و هم در محیطی عملکردشان به شدت افزایش مییابد که احساس راحتی و صمیمیت میکنند.
بر همین اساس، مدیر باید علاوه بر آموزش کارمندانش و دادن آزادی عمل به آنها، فضا و محیط کار را به صورت محیطی لذتبخش درآورد و روابط بین کارمندان را تقویت کند.
👌تحقیقات مختلف نشان میدهند که پیروی از روش Z هر چند سختتر از دو روش دیگر است و شاید عملکرد شرکت را در کوتاهمدت کاهش بدهد، ولی در بلندمدت، بهترین روش مدیریت کارمندان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🎯 نظریه X و Y توسط داگلاس مک گریگور در سال ۱۹۶۰ میلادی و در کتاب معروفشان با عنوان «بعد انسانی سازمان» ارائه شد. مک گریگور با تأثیرپذیری شدید از مطالعات هاثورن و نظریه مازلو این نظریه را ترویج کرد. او در کتاب خود به بررسی دیدگاه و نگرش مدیران، نسبت به عملکرد انسان در رویارویی با کار پرداخته است. بر اساس نظریه دو ساحتی مک گریکور در مدیریت، نگرش و دیدگاه مدیران در مورد انسان به دو گروه تقسیم میشود. او این دو دسته متضاد را برای پرهیز از پیش داوریها با نامهای X و Y نامگذاری کرد
🔴 مفروضات نظریه x:
1⃣بیشتر انسانها ذاتاً تنبل و از کار بیزارند؛
2⃣بیشتر انسانها از قبول مسئولیت گریزانند و ترجیح می دهند که تحت هدایت دیگری قرار گیرند؛
3⃣برای انگیزش انسانها باید از مشوقهای مادی و اقتصادی و ایجاد امنیت استفاده کرد؛
4⃣قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل فقط در تعداد محدودی از افراد یافت می شود که به مشاغل مدیریت و رهبری می پردازند؛
5⃣بیشتر مردم باید تحت کنترل دقیق قرار گیرند؛ زیرا معمولاً افراد از علاقه کافی برای کار برخوردار نیستند.
🔵مفروضات نظریه y عبارتند از:
1⃣کار به طور طبیعی مانند بازی است؛
2⃣معمولاً افراد مسئولیت پذیرند و با اشتیاق به دنبال پذیرش مسئولیت هستند؛
3⃣اگر افراد به کار خود علاقمند باشند، به طور مناسبی برانگیخته می شوند؛ در واقع احساس رضایت درونی بهترین پاداش برای افراد است و شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است؛
4⃣قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل به طور طبیعی بین انسانها توزیع شده است؛
5⃣کنترل را می توان به خود افراد واگذار کرد؛ در واقع شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.
✳️ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه x:
- تأکید بر تمرکز و تصمیم گیری متمرکز
- تأکید بر کنترل منابع
- رفتار رئیس مابانه
-استفاده از مشوق های خارجی
- توقع حصول نتایج کوتاه مدت
-استفاده از ساز و کارهای کنترل توسط دیگران
- تاکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیتهای موجود
🚹ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه y:
- تأکید بر عدم تمرکز و استقلال واحدهای سازمانی
- تأکید بر ارزیابی نتایج
- کارمند مداری و ایفای نقش حمایتی توسط مدیران
- استفاده از مشوقهای درونی شغل
- توقع حصول نتایج بلند مدت
- استفاده از ساز و کار های کنترل درونی
- کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت تولید و خدمات
⏹ مدیر معتقد به نظریه x از ساز و کارهای کنترلی مفصل بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه y باشد، هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق می کند، به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت.
▶️ مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه y رفتار شود.
📌در کنار دو نگرش فوق، یک نگرش دیگری هم تحت عنوان تئوری Z مطرح گردید ؛
📌مدیران با این نگرش معتقدند کارمندان نه تنها تنبل نیستند، بلکه هم آموزشپذیر و مسئولیتپذیرند و هم در محیطی عملکردشان به شدت افزایش مییابد که احساس راحتی و صمیمیت میکنند.
بر همین اساس، مدیر باید علاوه بر آموزش کارمندانش و دادن آزادی عمل به آنها، فضا و محیط کار را به صورت محیطی لذتبخش درآورد و روابط بین کارمندان را تقویت کند.
👌تحقیقات مختلف نشان میدهند که پیروی از روش Z هر چند سختتر از دو روش دیگر است و شاید عملکرد شرکت را در کوتاهمدت کاهش بدهد، ولی در بلندمدت، بهترین روش مدیریت کارمندان است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥀🍃🌼
آینده ی نا معلوم رو
به خدایی بسپار
که تا این جا
مراقبت بوده...
" شب بخیر "
درپناه خدا،،،
🥀🍃🌼
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
آینده ی نا معلوم رو
به خدایی بسپار
که تا این جا
مراقبت بوده...
" شب بخیر "
درپناه خدا،،،
🥀🍃🌼
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 ۱۱ اشتباه صاحبان کسب و کار:
۱۱ عضو «انجمن کارآفرینان جوان» بزرگترین اشتباهاتی که بهعنوان یک کارآفرین جدید مرتکب شدهاند را به اشتراک گذاشتهاند:
1⃣ بیاعتنایی به توصیه افراد دیگر در کسبوکار؛
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که من مرتکب شدهام کوچک شمردن توصیه افراد بزرگتر در کسبوکار بود چرا که این توصیهها را «منسوخ» یا «نامربوط» میدانستم. دانش فنی در هر حوزهای قطعا ضروری است و گرچه ممکن است همه چیز نسبت به ۳۰-۲۰ سال پیش به شدت متفاوت باشد، اما کسب دانش در هر دورهای بسیار مهم است.
👤 کریستوفر اوکادا، از شرکت Okada
2⃣ انحراف از مسیر؛
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بعنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام، صرف زمان روی چیزهایی بود که من را از پیشبرد کسبوکارم منحرف میکردند. تیشرتها و کارتهای ویزیت در روزهای اول جذاب بودند اما آنها مطلقا مرا به یافتن مشتریان یا ایجاد ارزش واقعی شرکت نزدیکتر نکردند.
بر آنچه مهم است تمرکز کنید، ایجاد محصولات یا ارائه خدماتی که مردم خواستار آنها هستند و واقعا برای آن هزینه میکنند.
👤 مایکل لیزوتسکی، شرکت Juice Labs
3⃣ تخصیص نادرست منابع مالی؛
کسب درآمد دشوار است. من اولین دور سرمایهگذاری خود را خیلی سریع خرج کردم. من به شدت به کاری که میکردم مطمئن بودم و به این زودی شکست را پیشبینی نمیکردم. توصیهام به کارآفرینان این است که برای مشکلات غیرمنتظره در مسیر به اندازه کافی آماده باشید و تنها در این صورت است که برای موفقیت پیشرویتان بهتر آماده خواهید شد.
👤 استیون فلیشر، شرکت Two Degrees
4⃣ شکست در درک صحیح کسبوکارتان؛
از ابتدای کار مدل کسبوکارتان را بشناسید. قیمت خود را تثبیت کنید و درک شفافی از وضعیت اقتصادی شرکت خود داشته باشید: هزینه کالاها، هزینههای بازاریابی و حاشیه سودها. اینکه بدون از دست مشتریان، قیمت محصولتان را بالا ببرید، به شدت دشوار است. این کار میتواند منجر به موفقیت یا شکست کسبوکار شما شود.
👤 لیزا مویسیوا، شرکت GlobeIn
5⃣ بهدست گرفتن امور از سوی خودتان؛
بزرگترین اشتباهی که من همیشه مرتکب شدهام این است که تصور میکنم میتوانم همه کارها را خودم انجام دهم. ما نیاز به محول کردن کارها به دیگران و در صورت امکان، استخدام افراد حرفهای در هر حوزه برای کمک به موفقیتمان داریم.
👤 استبانکادامانی، INFINITE WINDOWS
6⃣ اجازه دادن به تحمیل از سوی دیگران؛
بزرگترین اشتباه این بود که زودتر به تواناییهایم اعتماد نکردم. بهعنوان یک زن اهل آمریکای لاتین، رسانهها، روسا، همکاران و گاهی دوستانم مرا از دنبال کردن تلاشهایم دلسرد میکردند. اگر شما یک زن هستید و به ویژه اگر در اقلیت هستید، باید به خودتان اعتماد داشته باشید تا موفق شوید.
👤 کریستینا کلمون، Belle en Argent
7⃣ آماده نبودن برای شکست؛
همیشه باید برای شکست آماده باشید چرا که اتفاق خواهد افتاد! تنها چیزی که پایدار میماند، تعهد شما به نتیجه نهایی خواهد بود. همیشه آماده باشید که مسائل، متفاوتتر از انتظار شما ظاهر شود. منعطف باشید.
👤 جاکوبی ایجریکا، PASS Program
8⃣ اعتماد نداشتن به خودتان؛
بزرگترین اشتباهی که من به عنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام این بود که زودتر به خودم اعتماد نکردم. در دنیای مدرن، شروع یک کسبوکار و معتبر ساختن یک ایده از هر زمان دیگری آسانتر است؛ بنابراین از آن سود ببرید.
👤 گوراو والانی، CareerSprout
9⃣عدم درک همه جنبههای بازارِ خود؛
من دریافتم که توسعه تکنولوژیک یک دنیای کاملا متفاوت است. شرکت من شکست خورد چرا که من فرآیند توسعه اپلیکیشن را درک نکرده بودم. شما باید همه جنبههای یک کسبوکار را بشناسید؛ به ویژه آنهایی که در آن ضعیف هستید.
👤 جاستین کاساله- Savage Advisory
🔟 برداشت شخصی از انتقادات؛
اکثر استارتآپها شکست میخورند اما از شکستها، موفقیتهای آینده نشات میگیرد. توصیه من به یک تازهوارد این است که باید بین اشتیاق و واقعیت کسبوکار توازن ایجاد کند؛ انتقادات و شکستها را بپذیرد و متواضع باقی بماند.
👤 امیشی تاکالکار، NAILBITER
1⃣1⃣تصور اینکه ایده شما کامل است؛
من تصور میکردم که ایده و برنامه کسبوکار من کامل است و مشتریان و کارمندان باید برای کار کردن با من بینهایت مشتاق باشند. اما این چنین نشد. درسی که از این اتفاق آموختم این بود که: منعطف باشید و به آنچه بازار به شما میگوید، گوش دهید.
👤 دانیل ریلی، B۲X Global
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱۱ عضو «انجمن کارآفرینان جوان» بزرگترین اشتباهاتی که بهعنوان یک کارآفرین جدید مرتکب شدهاند را به اشتراک گذاشتهاند:
1⃣ بیاعتنایی به توصیه افراد دیگر در کسبوکار؛
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که من مرتکب شدهام کوچک شمردن توصیه افراد بزرگتر در کسبوکار بود چرا که این توصیهها را «منسوخ» یا «نامربوط» میدانستم. دانش فنی در هر حوزهای قطعا ضروری است و گرچه ممکن است همه چیز نسبت به ۳۰-۲۰ سال پیش به شدت متفاوت باشد، اما کسب دانش در هر دورهای بسیار مهم است.
👤 کریستوفر اوکادا، از شرکت Okada
2⃣ انحراف از مسیر؛
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بعنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام، صرف زمان روی چیزهایی بود که من را از پیشبرد کسبوکارم منحرف میکردند. تیشرتها و کارتهای ویزیت در روزهای اول جذاب بودند اما آنها مطلقا مرا به یافتن مشتریان یا ایجاد ارزش واقعی شرکت نزدیکتر نکردند.
بر آنچه مهم است تمرکز کنید، ایجاد محصولات یا ارائه خدماتی که مردم خواستار آنها هستند و واقعا برای آن هزینه میکنند.
👤 مایکل لیزوتسکی، شرکت Juice Labs
3⃣ تخصیص نادرست منابع مالی؛
کسب درآمد دشوار است. من اولین دور سرمایهگذاری خود را خیلی سریع خرج کردم. من به شدت به کاری که میکردم مطمئن بودم و به این زودی شکست را پیشبینی نمیکردم. توصیهام به کارآفرینان این است که برای مشکلات غیرمنتظره در مسیر به اندازه کافی آماده باشید و تنها در این صورت است که برای موفقیت پیشرویتان بهتر آماده خواهید شد.
👤 استیون فلیشر، شرکت Two Degrees
4⃣ شکست در درک صحیح کسبوکارتان؛
از ابتدای کار مدل کسبوکارتان را بشناسید. قیمت خود را تثبیت کنید و درک شفافی از وضعیت اقتصادی شرکت خود داشته باشید: هزینه کالاها، هزینههای بازاریابی و حاشیه سودها. اینکه بدون از دست مشتریان، قیمت محصولتان را بالا ببرید، به شدت دشوار است. این کار میتواند منجر به موفقیت یا شکست کسبوکار شما شود.
👤 لیزا مویسیوا، شرکت GlobeIn
5⃣ بهدست گرفتن امور از سوی خودتان؛
بزرگترین اشتباهی که من همیشه مرتکب شدهام این است که تصور میکنم میتوانم همه کارها را خودم انجام دهم. ما نیاز به محول کردن کارها به دیگران و در صورت امکان، استخدام افراد حرفهای در هر حوزه برای کمک به موفقیتمان داریم.
👤 استبانکادامانی، INFINITE WINDOWS
6⃣ اجازه دادن به تحمیل از سوی دیگران؛
بزرگترین اشتباه این بود که زودتر به تواناییهایم اعتماد نکردم. بهعنوان یک زن اهل آمریکای لاتین، رسانهها، روسا، همکاران و گاهی دوستانم مرا از دنبال کردن تلاشهایم دلسرد میکردند. اگر شما یک زن هستید و به ویژه اگر در اقلیت هستید، باید به خودتان اعتماد داشته باشید تا موفق شوید.
👤 کریستینا کلمون، Belle en Argent
7⃣ آماده نبودن برای شکست؛
همیشه باید برای شکست آماده باشید چرا که اتفاق خواهد افتاد! تنها چیزی که پایدار میماند، تعهد شما به نتیجه نهایی خواهد بود. همیشه آماده باشید که مسائل، متفاوتتر از انتظار شما ظاهر شود. منعطف باشید.
👤 جاکوبی ایجریکا، PASS Program
8⃣ اعتماد نداشتن به خودتان؛
بزرگترین اشتباهی که من به عنوان یک کارآفرین مرتکب شدهام این بود که زودتر به خودم اعتماد نکردم. در دنیای مدرن، شروع یک کسبوکار و معتبر ساختن یک ایده از هر زمان دیگری آسانتر است؛ بنابراین از آن سود ببرید.
👤 گوراو والانی، CareerSprout
9⃣عدم درک همه جنبههای بازارِ خود؛
من دریافتم که توسعه تکنولوژیک یک دنیای کاملا متفاوت است. شرکت من شکست خورد چرا که من فرآیند توسعه اپلیکیشن را درک نکرده بودم. شما باید همه جنبههای یک کسبوکار را بشناسید؛ به ویژه آنهایی که در آن ضعیف هستید.
👤 جاستین کاساله- Savage Advisory
🔟 برداشت شخصی از انتقادات؛
اکثر استارتآپها شکست میخورند اما از شکستها، موفقیتهای آینده نشات میگیرد. توصیه من به یک تازهوارد این است که باید بین اشتیاق و واقعیت کسبوکار توازن ایجاد کند؛ انتقادات و شکستها را بپذیرد و متواضع باقی بماند.
👤 امیشی تاکالکار، NAILBITER
1⃣1⃣تصور اینکه ایده شما کامل است؛
من تصور میکردم که ایده و برنامه کسبوکار من کامل است و مشتریان و کارمندان باید برای کار کردن با من بینهایت مشتاق باشند. اما این چنین نشد. درسی که از این اتفاق آموختم این بود که: منعطف باشید و به آنچه بازار به شما میگوید، گوش دهید.
👤 دانیل ریلی، B۲X Global
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from مدیریت و بهره وری با راهبرد بهره وری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قضاوت نکنید، ارزیابی کنید !
✍🏻يوسف پارسایی
"ما فقط به خدا ایمان داریم، بقیه برای اثبات حرف هایشان باید آمار ارائه کنند"
این نقل قول جالب از ادوارد دمینگ پدر علم کیفیت بر لزوم ارزیابی و اندازه گیری عملکرد سازمان و کارکنان، بر اساس شاخص های کلیدی عملکرد تاکید دارد.
به عنوان یک مدیر کلی گویی، گمانه زنی و ابهام را فراموش کنید و با اعداد و ارقام صحبت کنید.
مدیران حرفه ای عملکرد تیم و سازمان شان را بر اساس شاخص های عملکردی اندازه گیری میکنند و تصمیماتی که میگیرند بر اساس تجزیه و تحلیل داده های اندازه گیری شده است.
فراموش نکنید که حتی زمانی قصد دارید به کارکنان بازخورد بدهید نیز باید با معیارهای شفاف و دقیق صحبت کنید
جملاتی مثل <<کارت راضی کننده نبود، جا داره عملکردت رو بهتر کنی>>
یا <<عالی بودی و همینجوری ادامه بده>> نه تنها نمیتواند موجب افزایش عملکرد کارکنان شود، بلکه موجب گمراهی آنان می شود.
جهت آشنایی بیشتر با موضوع شاخص های کلیدی عملکرد با ما همراه باشید.
https://t.me/Rahbordbahrevari
✍🏻يوسف پارسایی
"ما فقط به خدا ایمان داریم، بقیه برای اثبات حرف هایشان باید آمار ارائه کنند"
این نقل قول جالب از ادوارد دمینگ پدر علم کیفیت بر لزوم ارزیابی و اندازه گیری عملکرد سازمان و کارکنان، بر اساس شاخص های کلیدی عملکرد تاکید دارد.
به عنوان یک مدیر کلی گویی، گمانه زنی و ابهام را فراموش کنید و با اعداد و ارقام صحبت کنید.
مدیران حرفه ای عملکرد تیم و سازمان شان را بر اساس شاخص های عملکردی اندازه گیری میکنند و تصمیماتی که میگیرند بر اساس تجزیه و تحلیل داده های اندازه گیری شده است.
فراموش نکنید که حتی زمانی قصد دارید به کارکنان بازخورد بدهید نیز باید با معیارهای شفاف و دقیق صحبت کنید
جملاتی مثل <<کارت راضی کننده نبود، جا داره عملکردت رو بهتر کنی>>
یا <<عالی بودی و همینجوری ادامه بده>> نه تنها نمیتواند موجب افزایش عملکرد کارکنان شود، بلکه موجب گمراهی آنان می شود.
جهت آشنایی بیشتر با موضوع شاخص های کلیدی عملکرد با ما همراه باشید.
https://t.me/Rahbordbahrevari
(Competent Managers) مدیران شایسته
Video
📚مشفق و دلسوز بودن از لحاظ علمی فواید زیادی دارد که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
همدردی و همدلی از یکدیگر متفاوتند، اما برای اینکه تبدیل به فردی مهربان شوید به هر دوی آن ها نیاز دارید. در اینجا لازم است تذکر دهیم که مجهز بودن به مهارت همدلی و همدردی با هم، امری منحصر به فرد تلقی می شود. کسی که این دو مهارت را با هم داشته باشد می تواند هر کدام از آن ها را به صورت تنها و یا در صورت لزوم هر دو را با هم به کار بندد. لازم است توجه داشته باشید که همدلی و همدردی از شما فردی مشفق، مهربان و دلسوز خواهد ساخت، که خواهید توانست افراد نیازمند را حمایت کرده و آسایش را برایشان به ارمغان آورید. البته این تنها خاصیت مشفق بودن نیست در ادامه 4 تا از فواید مهم مشفق بودن را تشریح میگردد
🔷1. موجب تعالی اطرافیان می شود
به عبارت ساده مشخص شده که ابراز شفقت و دلسوزی باعث تعالی اطرافیان انسان می شود. بنا بر گفته جاناتان هیت، استاد دانشگاه ویرجینیا، مشاهده اینکه برخی افراد به برخی دیگر کمک می کنند موجب می شود در ذهن انسان یک تعالی و ترقی ایجاد شود و آن ها را برای انجام رفتارهای مشابه تقویت کند.
🔷2. مهربانی مسری است!
پیش از این گفتیم که چگونه ممکن است شفقت و همربانی موجب تعالی دیگر افراد گردد، بنابراین هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که این موضوع بر ذهن دیگر افراد نیز تأثیری شگرف خواهد داشت (خصوصاً افرادی که از مواهب این شفقت بهره مند گردیده اند). جیمز فالر از فارغ التحصیلان دانشگاه سان دیگو می گوید مهربانی مانند یک دومینو است که به صورت سلسه وار و زنجیر وار در جامعه منتشر می شود. تصور کنید به یک راننده تاکسی محبت کنید، احتمالا او نیز همین محبت را به دیگر مسفران منتقل نماید و آن مسافران در آن روز با چندیدن نفر این محبت را به اشتراک بگذارند، بنابراین محبت به یک نفر می تواند به کل جامعه سرایت کند.
🔷3. شفقت و مهربانی احتمال دوری از افراد رنجدیده را کاهش می دهد.
اجازه دهید واقعیتی را بی پرده بیان کنیم: مشاهده رنج افراد، خود رنج آور است و طبیعی است که انسان ها برای دور ماندن از چنین رنجی از افراد غمگین و یا رنجدیده کناره گیری کنند. تحقیقات نشان داده است، مجهز شدن به مهارت های همدلی و همدردی و به عبارتی مهربان و مشفق بودن باعث می شود آهسته آهسته این واکنش شرطی کمرنگ شده و هیجانات منفی در هنگام مواجهه با رنج دیگران جای خود را به اقدامات مشفقانه خواهد داد.
🔷4. ما را در چشم دیگران جذاب می کند.
جالب است بدانید که مهربان بودن موجب جذاب شدن در نزد دیگران خواهد شد. مطالعات نشان می دهند که هم مردان و هم زنان یکی از شرایط و عوامل اصلی جذابیت همسرشان را مهربانی می دانند، میل به مهربانی در حقیقت به میل و تمایل ما برای محبوب بودن و مورد توجه و مراقبت قرار گرفتن، باز می گردد. یعنی هر فردی، چه مرد و چه زن، دوست دارند مورد محبت طرف مقابل قرار گیرند و از این محبت و مهربانی احساس آرامش و امنیت خواهند نمود. البته جذابیت به خاطر مهربان بودن لزوما بین دو جنس مخالف اتفاق نمی افتد، بلکه دو دوست و دو همکار نیز در صورت داشتن این خصوصیت نزد یکدیگر جذاب شده و روابط صمیمانه ای برقرار خواهند نمود.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
⭕️ با کارکنان تان مهربان باشید
🔸جنیفر اسپالدینگ رهبر و مربی اجرایی است که برای ارتقای رهبران کسب و کار، کارآفرینان و تیمها تلاش میکند. در طی دو دهه دوران حرفه ای اش، او از طریق گفتگو، کارگاه های آموزشی، مربیگری و نوشتن، مهارتهای خود را به اشتراک می گذارد. در اینجا نیز اطلاعاتش در مورد اهمیت مهربان بودن را با ما به اشتراک گذاشته است.
🔹 چه یک کارآفرین باشید، مدیر یا عضو یک گروه موسیقی، علم ثابت میکند که مهربانی یک مزیت رقابتی برای شما خواهد بود. اگر این بیانیه را در ۲۰ سالگی شنیده بودم، این نگرانی در من به وجود میآمد که نشان دادن مهربانی در محل کار باعث میشود ضعیف به نظر برسم و یا این اجازه را به دیگران میدهد که از من سوءاستفاده کنند. ممکن است شما نیز به همین موضوع فکر کرده باشید.
🔹 همانطور که در نردبان شرکتی بالاتر میرفتم و مرزها و حد و حدود را تمرین می کردم، متوجه شدم که محبت واقعی بلیط من برای روابط عمیق تر، فروش بیشتر و پروژه های بهتر است. به علاوه، احساس خیلی خوبی داشت و مانند انجام کار درستی به نظر میرسد که در مکانی از عشق و مهربانی رهبری کنیم.
🔹 هنوز متقاعد نشدید؟ تحقیقات فراوانی وجود دارد که ثابت میکند که محبت به طور مثبت محل کار را تغییر داده و به شما زمینهی رقابت را میدهد.
همدردی و همدلی از یکدیگر متفاوتند، اما برای اینکه تبدیل به فردی مهربان شوید به هر دوی آن ها نیاز دارید. در اینجا لازم است تذکر دهیم که مجهز بودن به مهارت همدلی و همدردی با هم، امری منحصر به فرد تلقی می شود. کسی که این دو مهارت را با هم داشته باشد می تواند هر کدام از آن ها را به صورت تنها و یا در صورت لزوم هر دو را با هم به کار بندد. لازم است توجه داشته باشید که همدلی و همدردی از شما فردی مشفق، مهربان و دلسوز خواهد ساخت، که خواهید توانست افراد نیازمند را حمایت کرده و آسایش را برایشان به ارمغان آورید. البته این تنها خاصیت مشفق بودن نیست در ادامه 4 تا از فواید مهم مشفق بودن را تشریح میگردد
🔷1. موجب تعالی اطرافیان می شود
به عبارت ساده مشخص شده که ابراز شفقت و دلسوزی باعث تعالی اطرافیان انسان می شود. بنا بر گفته جاناتان هیت، استاد دانشگاه ویرجینیا، مشاهده اینکه برخی افراد به برخی دیگر کمک می کنند موجب می شود در ذهن انسان یک تعالی و ترقی ایجاد شود و آن ها را برای انجام رفتارهای مشابه تقویت کند.
🔷2. مهربانی مسری است!
پیش از این گفتیم که چگونه ممکن است شفقت و همربانی موجب تعالی دیگر افراد گردد، بنابراین هیچ شک و تردیدی وجود ندارد که این موضوع بر ذهن دیگر افراد نیز تأثیری شگرف خواهد داشت (خصوصاً افرادی که از مواهب این شفقت بهره مند گردیده اند). جیمز فالر از فارغ التحصیلان دانشگاه سان دیگو می گوید مهربانی مانند یک دومینو است که به صورت سلسه وار و زنجیر وار در جامعه منتشر می شود. تصور کنید به یک راننده تاکسی محبت کنید، احتمالا او نیز همین محبت را به دیگر مسفران منتقل نماید و آن مسافران در آن روز با چندیدن نفر این محبت را به اشتراک بگذارند، بنابراین محبت به یک نفر می تواند به کل جامعه سرایت کند.
🔷3. شفقت و مهربانی احتمال دوری از افراد رنجدیده را کاهش می دهد.
اجازه دهید واقعیتی را بی پرده بیان کنیم: مشاهده رنج افراد، خود رنج آور است و طبیعی است که انسان ها برای دور ماندن از چنین رنجی از افراد غمگین و یا رنجدیده کناره گیری کنند. تحقیقات نشان داده است، مجهز شدن به مهارت های همدلی و همدردی و به عبارتی مهربان و مشفق بودن باعث می شود آهسته آهسته این واکنش شرطی کمرنگ شده و هیجانات منفی در هنگام مواجهه با رنج دیگران جای خود را به اقدامات مشفقانه خواهد داد.
🔷4. ما را در چشم دیگران جذاب می کند.
جالب است بدانید که مهربان بودن موجب جذاب شدن در نزد دیگران خواهد شد. مطالعات نشان می دهند که هم مردان و هم زنان یکی از شرایط و عوامل اصلی جذابیت همسرشان را مهربانی می دانند، میل به مهربانی در حقیقت به میل و تمایل ما برای محبوب بودن و مورد توجه و مراقبت قرار گرفتن، باز می گردد. یعنی هر فردی، چه مرد و چه زن، دوست دارند مورد محبت طرف مقابل قرار گیرند و از این محبت و مهربانی احساس آرامش و امنیت خواهند نمود. البته جذابیت به خاطر مهربان بودن لزوما بین دو جنس مخالف اتفاق نمی افتد، بلکه دو دوست و دو همکار نیز در صورت داشتن این خصوصیت نزد یکدیگر جذاب شده و روابط صمیمانه ای برقرار خواهند نمود.
💎با مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
⭕️ با کارکنان تان مهربان باشید
🔸جنیفر اسپالدینگ رهبر و مربی اجرایی است که برای ارتقای رهبران کسب و کار، کارآفرینان و تیمها تلاش میکند. در طی دو دهه دوران حرفه ای اش، او از طریق گفتگو، کارگاه های آموزشی، مربیگری و نوشتن، مهارتهای خود را به اشتراک می گذارد. در اینجا نیز اطلاعاتش در مورد اهمیت مهربان بودن را با ما به اشتراک گذاشته است.
🔹 چه یک کارآفرین باشید، مدیر یا عضو یک گروه موسیقی، علم ثابت میکند که مهربانی یک مزیت رقابتی برای شما خواهد بود. اگر این بیانیه را در ۲۰ سالگی شنیده بودم، این نگرانی در من به وجود میآمد که نشان دادن مهربانی در محل کار باعث میشود ضعیف به نظر برسم و یا این اجازه را به دیگران میدهد که از من سوءاستفاده کنند. ممکن است شما نیز به همین موضوع فکر کرده باشید.
🔹 همانطور که در نردبان شرکتی بالاتر میرفتم و مرزها و حد و حدود را تمرین می کردم، متوجه شدم که محبت واقعی بلیط من برای روابط عمیق تر، فروش بیشتر و پروژه های بهتر است. به علاوه، احساس خیلی خوبی داشت و مانند انجام کار درستی به نظر میرسد که در مکانی از عشق و مهربانی رهبری کنیم.
🔹 هنوز متقاعد نشدید؟ تحقیقات فراوانی وجود دارد که ثابت میکند که محبت به طور مثبت محل کار را تغییر داده و به شما زمینهی رقابت را میدهد.
👍1
(Competent Managers) مدیران شایسته
Video
🔸مهربانی فروش را افزایش میدهد
مهربانی کردن به مشتریان، بزرگ دانستن بازگشت آنها، و خوشحال کردنشان زمانی که حداقل انتظار را دارند، اعتماد و شادی را در آنان ایجاد میکند. خرده فروشانی مانند "زاپوس" از طرفداران وفادارشان از لحاظ مالی سود میبرند.
🔸مهربانی به کارکنان انگیزه میدهد
اگر شما به عنوان فردی غیر صمیمی به نظر برسید، شانس بسیار کمی برای به دست آوردن بالاترین میزان اثربخشی به عنوان یک رهبر را خواهید داشت.
برخی از اقداماتی که می توانند نمره مطلوبیت رهبر را افزایش دهند عبارتاند از:
▪️تقویت ارتباطات عاطفی مثبت با دیگران
▪️نمایش یکپارچگی به طور مداوم
▪️عمل به عنوان مربی و معلم
▪️رقابت کمتر با دیگران و همکاری بیشتر
▪️الهام بخشی کسانی که در اطراف شما هستند
▪️تلاش برای تغییر در هنگام درخواست بازخورد
▪️به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود برای آینده
🔸مهربانی خلاقیت را افزایش میدهد
تعامل احترام آمیز با افراد و تیمها خلاقیت را افزایش می دهد. تعامل احترام آمیز به عنوان "انتقال حضور، برقراری ارتباط، تأیید، گوش دادن مؤثر و برقراری ارتباط حمایتی" تعریف می شود.
همه این اقدامات محترمانه، یک شبکه اجتماعی مثبت تر و یک حس ارزشمند بودن بالاتر و پردازش اطلاعات ارتباطی بهتر را تسهیل می کنند. این امر، به نوبه خود، باعث افزایش خلاقیت می شود.
🔸مهربانی خستگی را کاهش میدهد
اگر رئیس، هم تیمی یا همکارانتان زمانی که بیمار شدید، یک فرد عزیز را از دست دادید یا یک رویداد زندگی(مثلاً متولد شدن فرزندتان، عروسی، تولد و غیره) را جشن گرفتید به رسمیت شناختند، شما تأثیر مهربانی بر تمایل تان برای ماندن در آن شغل را حس می کنید.
🔸مهربانی خوشبختی را افزایش میدهد
انجام اعمال محبت آمیز نه تنها احساس خوبی به شما میدهد، بلکه باعث افزايش رضايت کلی شما در زندگی مي شود. بنابراین لحظاتی را برای نوشتن لیستی از دو یا چند کار محبت آمیز که در هفته گذشته انجام دادید صرف کنید. آیا احساس می کنید شادی شما افزایش یافته است؟
🔹 امروز چقدر مهربانی از خود نشان می دهید؟ اگر به چند ایده برای نشان دادن مهربانی و محبت خود نیاز دارید در ادامه چند مورد را معرفی خواهیم کرد:
▪️در هنگام بیان انتقاد دشوار
▪️زمانی که چیزی درست پیش نمیرود یا شما اشتباهی انجام میدهید.
▪️هنگامی که هم تیمیتان شما را اذیت میکند.
▪️وقتی رئیس، همکار یا مشتری شما برای درک چیزی مشکل دارد.
▪️هنگامی که شما هر روز صبح خود را در آینه می بینید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مهربانی کردن به مشتریان، بزرگ دانستن بازگشت آنها، و خوشحال کردنشان زمانی که حداقل انتظار را دارند، اعتماد و شادی را در آنان ایجاد میکند. خرده فروشانی مانند "زاپوس" از طرفداران وفادارشان از لحاظ مالی سود میبرند.
🔸مهربانی به کارکنان انگیزه میدهد
اگر شما به عنوان فردی غیر صمیمی به نظر برسید، شانس بسیار کمی برای به دست آوردن بالاترین میزان اثربخشی به عنوان یک رهبر را خواهید داشت.
برخی از اقداماتی که می توانند نمره مطلوبیت رهبر را افزایش دهند عبارتاند از:
▪️تقویت ارتباطات عاطفی مثبت با دیگران
▪️نمایش یکپارچگی به طور مداوم
▪️عمل به عنوان مربی و معلم
▪️رقابت کمتر با دیگران و همکاری بیشتر
▪️الهام بخشی کسانی که در اطراف شما هستند
▪️تلاش برای تغییر در هنگام درخواست بازخورد
▪️به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود برای آینده
🔸مهربانی خلاقیت را افزایش میدهد
تعامل احترام آمیز با افراد و تیمها خلاقیت را افزایش می دهد. تعامل احترام آمیز به عنوان "انتقال حضور، برقراری ارتباط، تأیید، گوش دادن مؤثر و برقراری ارتباط حمایتی" تعریف می شود.
همه این اقدامات محترمانه، یک شبکه اجتماعی مثبت تر و یک حس ارزشمند بودن بالاتر و پردازش اطلاعات ارتباطی بهتر را تسهیل می کنند. این امر، به نوبه خود، باعث افزایش خلاقیت می شود.
🔸مهربانی خستگی را کاهش میدهد
اگر رئیس، هم تیمی یا همکارانتان زمانی که بیمار شدید، یک فرد عزیز را از دست دادید یا یک رویداد زندگی(مثلاً متولد شدن فرزندتان، عروسی، تولد و غیره) را جشن گرفتید به رسمیت شناختند، شما تأثیر مهربانی بر تمایل تان برای ماندن در آن شغل را حس می کنید.
🔸مهربانی خوشبختی را افزایش میدهد
انجام اعمال محبت آمیز نه تنها احساس خوبی به شما میدهد، بلکه باعث افزايش رضايت کلی شما در زندگی مي شود. بنابراین لحظاتی را برای نوشتن لیستی از دو یا چند کار محبت آمیز که در هفته گذشته انجام دادید صرف کنید. آیا احساس می کنید شادی شما افزایش یافته است؟
🔹 امروز چقدر مهربانی از خود نشان می دهید؟ اگر به چند ایده برای نشان دادن مهربانی و محبت خود نیاز دارید در ادامه چند مورد را معرفی خواهیم کرد:
▪️در هنگام بیان انتقاد دشوار
▪️زمانی که چیزی درست پیش نمیرود یا شما اشتباهی انجام میدهید.
▪️هنگامی که هم تیمیتان شما را اذیت میکند.
▪️وقتی رئیس، همکار یا مشتری شما برای درک چیزی مشکل دارد.
▪️هنگامی که شما هر روز صبح خود را در آینه می بینید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اهمیت سرمایه گذاری در آموزش مدیران و کارکنان در سازمانها
ممکن است بعضی استدلال کنند که به دلیل نقل و انتقال کارکنان چنانچه یک شرکت در این راه سرمایهگذاری کند این به سود شرکتهای دیگرخواهد شد اما واقعیت آن است که اگر آن شرکت دارای محیط آموزشی مطلوبی باشد و عوامل انگیزش در آن رعایت شود در نهایت نقل و انتقال کارکنان به طور طبیعی کم خواهد شد و البته اگر شرکت نتواند با کارکنانش درست و مناسب رفتار کند، آنها به هرحال شرکت را ترک خواهند کرد. «استان شی» مدیرعامل شرکت ACER در این زمینه می گوید: «من همیشه فکر می کنم که لازم نیست مدیران در مورد وفاداری کارکنان نسبت به شرکت سوال کنند. آنها فقط باید از خود بپرسند که چگونه میتوان محیط مساعدی ایجاد کرد که کارکنان شرکت در آن بمانند و با جدیت کار کنند. در ادامه به برخی از اقدامات مهم در این زمینه اشاره می شود:
تبدیل سازمان به یک سازمان یادگیرنده
آموزش، هنگامی واقعاٌ به نتیجه می رسد که مدیر، تلاش کند سازمان را بهصورت سازمان یادگیرنده تبدیل کند. در هر شرکت دنیایی از اندیشه های ارزشمند خوابیده است و تنها راه تبدیل آنها به یک امتیاز رقابتی، ایجاد تشنگی برای یافتن و به کار بستن آن اندیشههاست. باید دید در کجا اندیشهای بهتر وجود دارد تا بتوان آن را یافت و از آن آموخت و آموخته تازه را اجرا کرد. به عبارت دیگر، مدیر باید شرایط را طوری فراهم کند که کارکنان تشویق شوند هم از درون و هم از بیرون سازمان بیاموزند.
توزیع اطلاعات
مدیر باید شرایطی به وجود آورد که افراد، اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار دهند. برای این منظور میتوان پاداشهایی در نظر گرفت و افرادی را که اطلاعات خود را در اختیار دیگر همکاران قرار میدهند مورد تشویق قرار داد. در این مورد، «استیو کر» رئیس مرکز پرورش جنرال الکتریک اظهار میدارد: «تا یک دهه پیش، در جنرال الکتریک هرکس می کوشید تا اندیشههای خوب را برای خود نگه دارد. اما اکنون به گسترش و پخش اندیشهها پاداش می دهیم و در این راه موفق بوده ایم.»
استفاده از جلسات برای آموزش
جلسات گروهی، یکی از ابزار مناسب برای گسترش دانش و تبادل آن با دیگران است. در این جلسات می توان هر بار موضوع یا موضوعات جدیدی را مورد بحث قرار داد و افراد را به بحث و تبادل نظر پیرامون آن دعوت کرد. در این جلسات، مدیر می تواند بسیاری از مطالب مورد نظر خود را به حاضران منتقل سازد و از این راه به طور غیرمستقیم به آموزشدهی بپردازد. البته دیگر شرکت کنندگان هم می توانند با طرح مباحث مختلف به غنای مطالب بیفزایند و یادگیری از همدیگر را توسعه دهند.
آموزش بدو خدمت
هر فردی که در یک سازمان استخدام می شود در بدو ورود بسیاری از مسائل را نمی داند، لذا ضروری است که در ابتدا مدتی را تحت آموزش باشد. مثلا در شرکت برقی ماتسوشیتا، به طور معمول کارکنان به مدت چندماه در برنامه آموزش بدو خدمت شرکت میکنند و از آنها خواسته میشود که چند ماهی را در کارخانه و یا فروشگاههای خرده فروشی مشغول کار شوند تا بدین طریق از وضعیت تولید و نیازهای مشتریان آگاهی یابند.
ایجاد فضای مناسب برای بیان اندیشهها
چنانچه کارکنان در شرایطی کارکنند که بتوانند اندیشه های خود را مطرح سازند به شکوفایی اندیشههای آنان میانجامد. بهترین حالت آن است که یک مدیر درباره اندیشههایی که از سوی زیردستانش به وی تسلیم می شود، نگرش مثبت داشته باشد. باید به آنها امکان داده شود تا بتوانند اندیشههایی را که به ذهنشان می رسد به کار بندند. گر چه ممکن است برخی اشتباهات نیز اتفاق افتد ولی درصد موفقیت ها بسیار افزونتر از زیان آنها خواهد بود.
در ترویج آموزش و رشد کارکنان، بسیار مهم است که مدیر اطمینان یابد آیا فضای محل کار چنان است که در آن کارکنان بهآسانی عقاید و نظرهای خود را بیان کنند؟ آیا روسا و سرپرستان به سخنان زیردستانشان گوش فرا می دهند و آیا در صورتی که اندیشه نو و موثری یافتند آن را به کار می بندند؟ این راهکاری است برای پروراندن خرد گروهی. گردآوردن دانش و آگاهی همگان بهطور طبیعی دستیابی به نتایج بهتر و بزرگتر از آنچه را که مدیر بهتنهایی می تواند بهدست آورد ممکن میسازد.
آموزش با اندکی ترس سودمند
مدیر باید کارکنان خود را به تفاهم و توانمندی بسیار هدایت کند. او باید آنان را با سخنان ساده و دقیق آموزش دهد و هرچه بیشتر با ملاطفت مفاهیم را به آنها منتقل سازد. ولی زمانی که لغزشی صورت گرفت و زمان اصلاح آن فرا رسید، یک مدیر باید توانا باشد تا فرد خطاکار را چنان توبیخ کند که از تکرار آن خطا جلوگیری شود. آزادی بیاندازه، استقرار انضباط مطلوب را در محل کار با مانع مواجه می سازد و سرانجام کسانی را که در آنجا کار می کنند از رشد و پیشرفت باز میدارد...ا/
دامه دارد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ممکن است بعضی استدلال کنند که به دلیل نقل و انتقال کارکنان چنانچه یک شرکت در این راه سرمایهگذاری کند این به سود شرکتهای دیگرخواهد شد اما واقعیت آن است که اگر آن شرکت دارای محیط آموزشی مطلوبی باشد و عوامل انگیزش در آن رعایت شود در نهایت نقل و انتقال کارکنان به طور طبیعی کم خواهد شد و البته اگر شرکت نتواند با کارکنانش درست و مناسب رفتار کند، آنها به هرحال شرکت را ترک خواهند کرد. «استان شی» مدیرعامل شرکت ACER در این زمینه می گوید: «من همیشه فکر می کنم که لازم نیست مدیران در مورد وفاداری کارکنان نسبت به شرکت سوال کنند. آنها فقط باید از خود بپرسند که چگونه میتوان محیط مساعدی ایجاد کرد که کارکنان شرکت در آن بمانند و با جدیت کار کنند. در ادامه به برخی از اقدامات مهم در این زمینه اشاره می شود:
تبدیل سازمان به یک سازمان یادگیرنده
آموزش، هنگامی واقعاٌ به نتیجه می رسد که مدیر، تلاش کند سازمان را بهصورت سازمان یادگیرنده تبدیل کند. در هر شرکت دنیایی از اندیشه های ارزشمند خوابیده است و تنها راه تبدیل آنها به یک امتیاز رقابتی، ایجاد تشنگی برای یافتن و به کار بستن آن اندیشههاست. باید دید در کجا اندیشهای بهتر وجود دارد تا بتوان آن را یافت و از آن آموخت و آموخته تازه را اجرا کرد. به عبارت دیگر، مدیر باید شرایط را طوری فراهم کند که کارکنان تشویق شوند هم از درون و هم از بیرون سازمان بیاموزند.
توزیع اطلاعات
مدیر باید شرایطی به وجود آورد که افراد، اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار دهند. برای این منظور میتوان پاداشهایی در نظر گرفت و افرادی را که اطلاعات خود را در اختیار دیگر همکاران قرار میدهند مورد تشویق قرار داد. در این مورد، «استیو کر» رئیس مرکز پرورش جنرال الکتریک اظهار میدارد: «تا یک دهه پیش، در جنرال الکتریک هرکس می کوشید تا اندیشههای خوب را برای خود نگه دارد. اما اکنون به گسترش و پخش اندیشهها پاداش می دهیم و در این راه موفق بوده ایم.»
استفاده از جلسات برای آموزش
جلسات گروهی، یکی از ابزار مناسب برای گسترش دانش و تبادل آن با دیگران است. در این جلسات می توان هر بار موضوع یا موضوعات جدیدی را مورد بحث قرار داد و افراد را به بحث و تبادل نظر پیرامون آن دعوت کرد. در این جلسات، مدیر می تواند بسیاری از مطالب مورد نظر خود را به حاضران منتقل سازد و از این راه به طور غیرمستقیم به آموزشدهی بپردازد. البته دیگر شرکت کنندگان هم می توانند با طرح مباحث مختلف به غنای مطالب بیفزایند و یادگیری از همدیگر را توسعه دهند.
آموزش بدو خدمت
هر فردی که در یک سازمان استخدام می شود در بدو ورود بسیاری از مسائل را نمی داند، لذا ضروری است که در ابتدا مدتی را تحت آموزش باشد. مثلا در شرکت برقی ماتسوشیتا، به طور معمول کارکنان به مدت چندماه در برنامه آموزش بدو خدمت شرکت میکنند و از آنها خواسته میشود که چند ماهی را در کارخانه و یا فروشگاههای خرده فروشی مشغول کار شوند تا بدین طریق از وضعیت تولید و نیازهای مشتریان آگاهی یابند.
ایجاد فضای مناسب برای بیان اندیشهها
چنانچه کارکنان در شرایطی کارکنند که بتوانند اندیشه های خود را مطرح سازند به شکوفایی اندیشههای آنان میانجامد. بهترین حالت آن است که یک مدیر درباره اندیشههایی که از سوی زیردستانش به وی تسلیم می شود، نگرش مثبت داشته باشد. باید به آنها امکان داده شود تا بتوانند اندیشههایی را که به ذهنشان می رسد به کار بندند. گر چه ممکن است برخی اشتباهات نیز اتفاق افتد ولی درصد موفقیت ها بسیار افزونتر از زیان آنها خواهد بود.
در ترویج آموزش و رشد کارکنان، بسیار مهم است که مدیر اطمینان یابد آیا فضای محل کار چنان است که در آن کارکنان بهآسانی عقاید و نظرهای خود را بیان کنند؟ آیا روسا و سرپرستان به سخنان زیردستانشان گوش فرا می دهند و آیا در صورتی که اندیشه نو و موثری یافتند آن را به کار می بندند؟ این راهکاری است برای پروراندن خرد گروهی. گردآوردن دانش و آگاهی همگان بهطور طبیعی دستیابی به نتایج بهتر و بزرگتر از آنچه را که مدیر بهتنهایی می تواند بهدست آورد ممکن میسازد.
آموزش با اندکی ترس سودمند
مدیر باید کارکنان خود را به تفاهم و توانمندی بسیار هدایت کند. او باید آنان را با سخنان ساده و دقیق آموزش دهد و هرچه بیشتر با ملاطفت مفاهیم را به آنها منتقل سازد. ولی زمانی که لغزشی صورت گرفت و زمان اصلاح آن فرا رسید، یک مدیر باید توانا باشد تا فرد خطاکار را چنان توبیخ کند که از تکرار آن خطا جلوگیری شود. آزادی بیاندازه، استقرار انضباط مطلوب را در محل کار با مانع مواجه می سازد و سرانجام کسانی را که در آنجا کار می کنند از رشد و پیشرفت باز میدارد...ا/
دامه دارد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
ادامه......
الگو بودن
کارکنان، معمولا به مدیر خود به عنوان یک الگو می نگرند و بسیاری از رفتارهای او را سمبل رفتار مناسب در کار می دانند. ماتسوشیتا در این مورد می گوید: «درون یک کارگاه، به گمان من این وظیفه صاحب کارگاه است که خصوصیات انسانی را در برنامه آموزشی کارکنان وارد سازد. در یک شرکت، این وظیفه ریاست شرکت است تا از راه دلبستگی به کار و وفاداری پایدار به شرکت، برای دیگران نمونه باشد. او اگر در بعضی موارد اشتباه کند، اما در یک زمینه نمی تواند کوتاه بیاید و لزوما باید نمونه و الگو باشد و آن تعهد و پایبندیش به کار است. یک مدیر، هر چند دانشمند و بااستعداد، اگر در کارش حتی اندکی دو دل باشد، هرگز رهبری خوب نخواهد بود. کارکنان می خواهند به او به عنوان یک کارمند نمونه یا رهبر متعهد بنگرند… از یک صاحب کار سختکوش، کارکنان می توانند ارزش و فضیلت کوشیدن را فرا گیرند. در این زمینه، مانند دیگر زمینهها، آموزش عینی مستقیم بسیار کارگرتر از هر گونه برنامه آموزش رسمی است».
تفویض اختیار
وقتی به کارکنان تفویض اختیار شود غالبا احساس مسئولیت و استقلال آنها پرورش می یابد. اگر مدیر برای زیردستان تصمیمگیری کند باعث می شود که آنان متکی به رئیس باشند و در صورت وقوع اشتباه مسئولیت آن را قبول نکنند. در نتیجه، بهدلیل نداشتن تجربه در این موارد، رشد و تحول آنان محدود خواهد شد. برعکس، چنانچه به کارکنان تفویض اختیار شود، آنان عمیقا در فرایند تصمیمگیری درگیر می شوند و راه رشد آنها گشوده خواهد شد.
گردش شغلی
جابجایی دورهای کارکنان از وظیفهای به وظیفه دیگر را گردش شغلی می گویند. مدیران باید کارکنان را تشویق کنند تا با تغییر متناوب حیطه های کاری و تنوع بخشیدن به فعالیتها، سطح دانش و مهارتهای موجود خود را ارتقا دهند. نقشهای جدیدی را فرا گیرند، به کسب تجربه هائی در مشاغل جدید توفیق یابند و قابلیتهای خود را توسعه بخشند.
نقش مشاور
دادن مشورت به کارکنان یکی از روشهای آموزش و توسعه کارکنان است. سرپرستان می توانند مشاور کارکنان دیگر باشند. نقش مشاور این است که به پرورش کارکنان بپردازد و به روشهای مستقیم و غیرمستقیم، آنان را آموزش دهد و آنها را در بهترکردن عملکرد و وظایف خود ارشاد کند.
مربی و راهنما
مربی ارتباط یک به یک بین فراگیر و سرپرستانی است که بهطور مداوم کارکنان را هدایت و بازده عملکرد آنها را بررسی و ارزیابی می کنند. راهنما نوع خاصی از آموزش است که مدیران رده بالا و باتجربه برای آماده کردن مدیران رده پایین بکار می گیرند. معمولا این آموزش هدایت فرد به فرد را طی دورهای چندساله دربر می گیرد، تا زمانی که آن فرد بتواند جایگزین آن مدیر شود. شکی نیست که آموزش همراه با هدایت، فرصتی عالی برای بازخورد مداوم فراهم می آورد. اگر این آموزش به درستی انجام شود، موجب یادگیری شده و انگیزش را افزایش میدهد.
ارزشیابی
استفاده از ارزشیابی یکی از راههایی است که موجب یادگیری افراد میشود. وقتی نقاط قوت و ضعف یک شخص مشخص شد مدیر می تواند او را مخاطب قرار دهد و در مورد نقاط قوت و ضعف او به وی بازخورد ارائه کند تا بدینوسیله او بکوشد با رفع ضعفهایش به تثبیت نقاط قوتش بپردازد.
منبع: آکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
الگو بودن
کارکنان، معمولا به مدیر خود به عنوان یک الگو می نگرند و بسیاری از رفتارهای او را سمبل رفتار مناسب در کار می دانند. ماتسوشیتا در این مورد می گوید: «درون یک کارگاه، به گمان من این وظیفه صاحب کارگاه است که خصوصیات انسانی را در برنامه آموزشی کارکنان وارد سازد. در یک شرکت، این وظیفه ریاست شرکت است تا از راه دلبستگی به کار و وفاداری پایدار به شرکت، برای دیگران نمونه باشد. او اگر در بعضی موارد اشتباه کند، اما در یک زمینه نمی تواند کوتاه بیاید و لزوما باید نمونه و الگو باشد و آن تعهد و پایبندیش به کار است. یک مدیر، هر چند دانشمند و بااستعداد، اگر در کارش حتی اندکی دو دل باشد، هرگز رهبری خوب نخواهد بود. کارکنان می خواهند به او به عنوان یک کارمند نمونه یا رهبر متعهد بنگرند… از یک صاحب کار سختکوش، کارکنان می توانند ارزش و فضیلت کوشیدن را فرا گیرند. در این زمینه، مانند دیگر زمینهها، آموزش عینی مستقیم بسیار کارگرتر از هر گونه برنامه آموزش رسمی است».
تفویض اختیار
وقتی به کارکنان تفویض اختیار شود غالبا احساس مسئولیت و استقلال آنها پرورش می یابد. اگر مدیر برای زیردستان تصمیمگیری کند باعث می شود که آنان متکی به رئیس باشند و در صورت وقوع اشتباه مسئولیت آن را قبول نکنند. در نتیجه، بهدلیل نداشتن تجربه در این موارد، رشد و تحول آنان محدود خواهد شد. برعکس، چنانچه به کارکنان تفویض اختیار شود، آنان عمیقا در فرایند تصمیمگیری درگیر می شوند و راه رشد آنها گشوده خواهد شد.
گردش شغلی
جابجایی دورهای کارکنان از وظیفهای به وظیفه دیگر را گردش شغلی می گویند. مدیران باید کارکنان را تشویق کنند تا با تغییر متناوب حیطه های کاری و تنوع بخشیدن به فعالیتها، سطح دانش و مهارتهای موجود خود را ارتقا دهند. نقشهای جدیدی را فرا گیرند، به کسب تجربه هائی در مشاغل جدید توفیق یابند و قابلیتهای خود را توسعه بخشند.
نقش مشاور
دادن مشورت به کارکنان یکی از روشهای آموزش و توسعه کارکنان است. سرپرستان می توانند مشاور کارکنان دیگر باشند. نقش مشاور این است که به پرورش کارکنان بپردازد و به روشهای مستقیم و غیرمستقیم، آنان را آموزش دهد و آنها را در بهترکردن عملکرد و وظایف خود ارشاد کند.
مربی و راهنما
مربی ارتباط یک به یک بین فراگیر و سرپرستانی است که بهطور مداوم کارکنان را هدایت و بازده عملکرد آنها را بررسی و ارزیابی می کنند. راهنما نوع خاصی از آموزش است که مدیران رده بالا و باتجربه برای آماده کردن مدیران رده پایین بکار می گیرند. معمولا این آموزش هدایت فرد به فرد را طی دورهای چندساله دربر می گیرد، تا زمانی که آن فرد بتواند جایگزین آن مدیر شود. شکی نیست که آموزش همراه با هدایت، فرصتی عالی برای بازخورد مداوم فراهم می آورد. اگر این آموزش به درستی انجام شود، موجب یادگیری شده و انگیزش را افزایش میدهد.
ارزشیابی
استفاده از ارزشیابی یکی از راههایی است که موجب یادگیری افراد میشود. وقتی نقاط قوت و ضعف یک شخص مشخص شد مدیر می تواند او را مخاطب قرار دهد و در مورد نقاط قوت و ضعف او به وی بازخورد ارائه کند تا بدینوسیله او بکوشد با رفع ضعفهایش به تثبیت نقاط قوتش بپردازد.
منبع: آکادمی مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
📌مدیران چگونه میتوانند اعتماد کارکنانشان را جلب کنند؟
🔹وفای به عهد و صداقت
🔹حمایت از کارکنان
🔹پذیرفتن مسئولیت نهایی؛ حتی وقتی اختیارات تفویض میشوند.
🔹تلاش مشهود برای پیشرفت کارکنان
🔹فراهم کردن فرصتهای یادگیری و رشد برای کارکنان
🔹یکسان بودن حرف و عمل، پایبندی عملی به ارزشها، شعارها و برنامهها
🔹توجه به افکار، ایدهها و پیشنهادهای کارکنان
🔹رفتارهای قابل پیشبینی و باثبات
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹وفای به عهد و صداقت
🔹حمایت از کارکنان
🔹پذیرفتن مسئولیت نهایی؛ حتی وقتی اختیارات تفویض میشوند.
🔹تلاش مشهود برای پیشرفت کارکنان
🔹فراهم کردن فرصتهای یادگیری و رشد برای کارکنان
🔹یکسان بودن حرف و عمل، پایبندی عملی به ارزشها، شعارها و برنامهها
🔹توجه به افکار، ایدهها و پیشنهادهای کارکنان
🔹رفتارهای قابل پیشبینی و باثبات
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
📘طبق آمارها «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است.» بنا به گفته مسئولین فرهنگی کشورمان «تقریبا" ۶۰ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند. تنها فقط ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند.با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتابهای غیردرسی کشورها لحاظ میشود.
📕بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که بهعنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفری است که کتابهای غیر درسی میخوانند و از تقسیم بر جمعیت کل کشور بدست می آید
📕 طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، ما نباید یک سلسله حرفهای کلیشهای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه هایی هستند که فرهنگ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیختهتر میکنند.
📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📘طبق آمارها «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است.» بنا به گفته مسئولین فرهنگی کشورمان «تقریبا" ۶۰ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند. تنها فقط ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند.با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتابهای غیردرسی کشورها لحاظ میشود.
📕بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که بهعنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفری است که کتابهای غیر درسی میخوانند و از تقسیم بر جمعیت کل کشور بدست می آید
📕 طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، ما نباید یک سلسله حرفهای کلیشهای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه هایی هستند که فرهنگ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیختهتر میکنند.
📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers