💠 همهکشورهایی که آنها محور مقاومت مینامیم، عضو FATF اند و جز ما که میگوییم اگر به این گروه بپیوندیم، جلوی کمکمان به محور مقاومت گرفته میشود!/ فیلم از ایرنا
🔴"کابوس اقتصاد ایران"
✍🏻 پدرام سلطانی/نایب رییس سابق اتاق بازرگانی ایران
🔰جریان تدبیر کشور عجیب در سراشیبی افتاده و گویی همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند تا به تلخیها و چالشها بیافزایند. یکی از این داستانهای تلخ، قصه ی FATF است. موضوعی که برای همه ی کشورهای دنیا، حتی آنهایی که با ما همسو و همراه پنداشته می شوند، یک چارچوب بانکی و مالی برای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم است، برای ما بدل به جبهه ی مبارزه با امپریالیسم و هوادارانش شده است. گویی ماییم و دنیا، همه هم و غمشان را گذاشته اند که طرح توطئه علیه ما بریزند و ما را زمین بزنند. از مهمترین دلائلی که من را به شدت به آینده کشور بدبین و از اتفاقات پیش رو نگران می کند، این نگاه خودشیفته و بدسگال است.
با توجه به اینکه چند روز بیشتر فرصت تصمیم گیری را برای جلوگیری از سقوط ایران به لیست سیاه FATF نداریم، به عنوان یک هم وند بخش خصوصی که سالها دست اندرکار تجارت خارجی است، هشدارهای خود را به افکار عمومی و اهل اندیشه می دهم.
ورود ایران به لیست سیاه FATF موجب خواهد شد که "همه ی کشورهای متعامل ما" ملزم به رعایت توصیه های این نهاد درباره ی معاملات با ایران شوند. این توصیه ها به زبان ساده موجب خواهد شد که بانکها و مؤسسات مالی سراسر دنیا:
حسابهای شرکتها و اتباع ایرانی را ببندند، که می تواند حتی شامل ایرانیان مقیم در دیگر کشورها هم بشود.
از طرف حساب شدن با شرکتها و بانکهای ایرانی امتناع کنند و کار خود را با آنها متوقف کنند.
به مشتریان خود و شرکتهای متعامل با ایران توصیه به توقف کارشان با ایران کنند و یا حسابهای آنها را به واسطه ی این کار ببندند.
تراکنشها را از حیث ارتباط با ایران به شدت و دقت بیش از پیش بررسی کنند و تمایل به انجام هیچ تراکنشی، حتی برای فروش غذا و دارو، به ایران نداشته باشند.
✅پیامدهای اتفاقات بالا چه می تواند باشد؟
ابتدا پاسخی به کسانی که می گویند، هم اکنون هم ما با بانکهای دیگر کشورها تعاملاتی نداریم:
بخش بزرگی از تجارت ما با چند بانک کوچک در چین، روسیه، عراق و ترکیه در حال انجام است. این بانکها همکاری خود را با ایران به شدت کاهش می دهند و شاید حتی متوقف کنند. همچنین بخش بزرگ دیگری از تجارت ما از طریق صرافها و با واسطه ی حسابهایی انجام می شود که ایرانیان، به نام خود یا دیگران، در بانکهای کشورهای متعامل گشوده اند. این حسابها هم با سرعت بیشتری بسته خواهند شد. شاید تنها کشورهایی که معاملات با آنها به صورت نقدی انجام می گیرد، مانند عراق و افغانستان، کمی از این مشکل مصون بمانند.
و اما پیامدها:
👈تجارت خارجی ما سخت تر و هزینه برتر می شود. یعنی به دنیا ارزانتر خواهیم فروخت و گرانتر خواهیم خرید.
👈درامدهای ارزی کشور کمتر و دسترسی به منابع ارزی خارج از کشور مشکلتر می شود. در نتیجه روند افزایش نرخ ارز شتاب بیشتری می گیرد.
👈کمیابی کالا در کشور محتمل می شود و این موضوع حتی شامل غذا و دارو نیز خواهد شد.
👈ایرانیان خارج از کشور، مانند دانشجویان، گرفتاری بیشتری در نقل و انتقالات ارزی پیدا خواهند کرد.
👈ریسک بلوکه شدن پولهای مربوط به تجارت با ایران افزایش می یابد.
👈شرکتهای خارجی کمتر و کمتر تمایل به کار با ایران خواهند داشت.
👈موارد بالا منجر به تشدید گرانی، افزایش تورم و رکود بیشتر در اقتصاد کشور خواهد شد.
این یک تصویر ساده و کوتاه از پیامدهای ورود ایران به لیست سیاه است. نکته ای که مخالفان به آن بی توجهند این است که میزان پیروی بانکها و مؤسسات مالی جهان از توصیه های FATF "به هیچ وجه" قابل مقایسه با دور گذشته ی حضور ایران در لیست سیاه نیست. در آن زمان چین، امارات، ترکیه، روسیه و بسیاری از کشورهای متعامل ما هنوز توصیه های این نهاد را به طور جدی اجرایی نکرده بودند.
دو سال پیش بیانیه ای در اتاق بازرگانی ایران، در تأیید ضرورت پیروی ایران از توصیه های این نهاد بین المللی، به رأی گذاشته شد. این بیانیه با قاطع ترین رأیی که در 8 سال حضور من در هیأت رئیسه اتاق به یک بیانیه داده شد، یعنی با بیش از 99 درصد آراء، به تصویب رسید. پس این سخن را سخن همه ی بخش خصوصی بدانید!
👈در پایان؛ چه با پذیرش و چه بدون پذیرش الزامات FATF، اقتصاد ایران روزهای سخت و بدی در پیش دارد و پذیرش الزامات تضمینی برای بهتر شدن شرایط اقتصاد ما نیست. اما بی گمان ورود به لیست سیاه، این سختی را چند برابر و سقوط اقتصاد ایران را پرشتابتر خواهد کرد. گفتیم که شاید اندیشه کنید...
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
🔴"کابوس اقتصاد ایران"
✍🏻 پدرام سلطانی/نایب رییس سابق اتاق بازرگانی ایران
🔰جریان تدبیر کشور عجیب در سراشیبی افتاده و گویی همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند تا به تلخیها و چالشها بیافزایند. یکی از این داستانهای تلخ، قصه ی FATF است. موضوعی که برای همه ی کشورهای دنیا، حتی آنهایی که با ما همسو و همراه پنداشته می شوند، یک چارچوب بانکی و مالی برای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم است، برای ما بدل به جبهه ی مبارزه با امپریالیسم و هوادارانش شده است. گویی ماییم و دنیا، همه هم و غمشان را گذاشته اند که طرح توطئه علیه ما بریزند و ما را زمین بزنند. از مهمترین دلائلی که من را به شدت به آینده کشور بدبین و از اتفاقات پیش رو نگران می کند، این نگاه خودشیفته و بدسگال است.
با توجه به اینکه چند روز بیشتر فرصت تصمیم گیری را برای جلوگیری از سقوط ایران به لیست سیاه FATF نداریم، به عنوان یک هم وند بخش خصوصی که سالها دست اندرکار تجارت خارجی است، هشدارهای خود را به افکار عمومی و اهل اندیشه می دهم.
ورود ایران به لیست سیاه FATF موجب خواهد شد که "همه ی کشورهای متعامل ما" ملزم به رعایت توصیه های این نهاد درباره ی معاملات با ایران شوند. این توصیه ها به زبان ساده موجب خواهد شد که بانکها و مؤسسات مالی سراسر دنیا:
حسابهای شرکتها و اتباع ایرانی را ببندند، که می تواند حتی شامل ایرانیان مقیم در دیگر کشورها هم بشود.
از طرف حساب شدن با شرکتها و بانکهای ایرانی امتناع کنند و کار خود را با آنها متوقف کنند.
به مشتریان خود و شرکتهای متعامل با ایران توصیه به توقف کارشان با ایران کنند و یا حسابهای آنها را به واسطه ی این کار ببندند.
تراکنشها را از حیث ارتباط با ایران به شدت و دقت بیش از پیش بررسی کنند و تمایل به انجام هیچ تراکنشی، حتی برای فروش غذا و دارو، به ایران نداشته باشند.
✅پیامدهای اتفاقات بالا چه می تواند باشد؟
ابتدا پاسخی به کسانی که می گویند، هم اکنون هم ما با بانکهای دیگر کشورها تعاملاتی نداریم:
بخش بزرگی از تجارت ما با چند بانک کوچک در چین، روسیه، عراق و ترکیه در حال انجام است. این بانکها همکاری خود را با ایران به شدت کاهش می دهند و شاید حتی متوقف کنند. همچنین بخش بزرگ دیگری از تجارت ما از طریق صرافها و با واسطه ی حسابهایی انجام می شود که ایرانیان، به نام خود یا دیگران، در بانکهای کشورهای متعامل گشوده اند. این حسابها هم با سرعت بیشتری بسته خواهند شد. شاید تنها کشورهایی که معاملات با آنها به صورت نقدی انجام می گیرد، مانند عراق و افغانستان، کمی از این مشکل مصون بمانند.
و اما پیامدها:
👈تجارت خارجی ما سخت تر و هزینه برتر می شود. یعنی به دنیا ارزانتر خواهیم فروخت و گرانتر خواهیم خرید.
👈درامدهای ارزی کشور کمتر و دسترسی به منابع ارزی خارج از کشور مشکلتر می شود. در نتیجه روند افزایش نرخ ارز شتاب بیشتری می گیرد.
👈کمیابی کالا در کشور محتمل می شود و این موضوع حتی شامل غذا و دارو نیز خواهد شد.
👈ایرانیان خارج از کشور، مانند دانشجویان، گرفتاری بیشتری در نقل و انتقالات ارزی پیدا خواهند کرد.
👈ریسک بلوکه شدن پولهای مربوط به تجارت با ایران افزایش می یابد.
👈شرکتهای خارجی کمتر و کمتر تمایل به کار با ایران خواهند داشت.
👈موارد بالا منجر به تشدید گرانی، افزایش تورم و رکود بیشتر در اقتصاد کشور خواهد شد.
این یک تصویر ساده و کوتاه از پیامدهای ورود ایران به لیست سیاه است. نکته ای که مخالفان به آن بی توجهند این است که میزان پیروی بانکها و مؤسسات مالی جهان از توصیه های FATF "به هیچ وجه" قابل مقایسه با دور گذشته ی حضور ایران در لیست سیاه نیست. در آن زمان چین، امارات، ترکیه، روسیه و بسیاری از کشورهای متعامل ما هنوز توصیه های این نهاد را به طور جدی اجرایی نکرده بودند.
دو سال پیش بیانیه ای در اتاق بازرگانی ایران، در تأیید ضرورت پیروی ایران از توصیه های این نهاد بین المللی، به رأی گذاشته شد. این بیانیه با قاطع ترین رأیی که در 8 سال حضور من در هیأت رئیسه اتاق به یک بیانیه داده شد، یعنی با بیش از 99 درصد آراء، به تصویب رسید. پس این سخن را سخن همه ی بخش خصوصی بدانید!
👈در پایان؛ چه با پذیرش و چه بدون پذیرش الزامات FATF، اقتصاد ایران روزهای سخت و بدی در پیش دارد و پذیرش الزامات تضمینی برای بهتر شدن شرایط اقتصاد ما نیست. اما بی گمان ورود به لیست سیاه، این سختی را چند برابر و سقوط اقتصاد ایران را پرشتابتر خواهد کرد. گفتیم که شاید اندیشه کنید...
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
⭕️ آیا داشتن یک رئیس بد باعث میشود شما هم رئیس بدی باشید؟
🔸تحقیقات نشان میدهد که سوء استفاده مدیریتی میتواند سالانه به میلیونها دلار ضرر شرکتها در قالب کاهش بهرهوری، افزایش نرخ گردش کارمندان و شکایتهای قضایی بینجامد. تحقیقات قبلی نشان دادهاند که رفتار رهبران سازمان میتواند در سطح پایینتر سازمان بر رفتار و عمل کارمندان اثر بگذارد، اما با این حال نمیتوان نتیجه گرفت مدیرانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، خود نیز به آزار کارمندان خود مبادرت ورزند.
🔸روانشناس آلبرت بندورا نظریه شناختی اجتماعی را مطرح کرد تا توضیح دهد رفتارها (از جمله رفتارهای آزاردهنده) از الگوها فراگرفته میشوند. نظر بندورا این است که برای یک مدلسازی موفق، مشاهدهگر باید رفتار الگو را زیر نظر بگیرد، آن را به خاطر بسپارد و انگیزه پیروی از آن را داشته باشد.
🔸بندورا و همکارانش در یک تحقیق کلاسیک این تئوری را با مدلسازی رفتارهای خشن و غیرخشن در مورد کودکان مهدکودک دانشگاه استنفورد مورد بررسی قرار دادند. کودکانی که شاهد مدل بزرگسالان در پرتاب و ضرب و شتم با پتک و چکش بودند به وضوح دارای احتمال بیشتری برای انجام همان حرکات خشونتآمیز در مقایسه با کودکانی بودند که شاهد بازی بزرگسالان با اسباببازیهای بیسروصدا بودهاند.
🔸 تحقیقات دیگر نشان میدهند که بسیاری از افراد رفتارهایی را که مشاهده میکنند الگو قرار نمیدهند. دریافت چنین نتایج متضادی از تحقیقات نشان میدهد فرآیندهایی که سیکل بدرفتاری را متوقف میکنند خوب درک نشدهاند. به همین خاطر ما تحقیقات خود را حول محور هویت و شناسایی آن پیش بردیم. چه وقت و چرا مدیرانی که مورد بدرفتاری قرار میگیرند رفتار خود را طوری تغییر میدهند که بدرفتاری کمتری داشته باشند و رهبران با اخلاقتری باشند.
🔸ما چند تحقیق را در این راستا انجام دادیم. در یک آزمایش از ۲۸۸ شرکتکننده آنلاین خواستیم نقش سرپرست یک کافه را برعهده بگیرند. به آنها گفته شد کافه برنامهای دارد که به پیشنهادهای کارمندان جایزه میدهد و کارمندان باید به مدیر خود برای بهبود بهرهوری کافه پیشنهاد بدهند. در مورد برخی شرکتکنندهها مدیر عصبانی میشد و ایده آنها را در مقابل سرپرستهای دیگر تحقیر میکرد. برای برخی دیگر از شرکتکنندهها، مدیر ایده آنها را به سادگی به رده بالاتر مدیریت ارسال میکرد. ما حتی کاری میکردیم که افراد از مدیر خود ناامید شوند. (مثلا از اینکه مثل او نیستند به خود افتخار کنند.)
🔸سپس به شرکتکنندهها این فرصت داده شد تا شیوه رهبری خود را امتحان کنند. در این سناریو یکی از کارمندان این شرکتکنندهها، به آنها یک ایمیل میفرستاد که در آن پیشنهادی برای ارتقای کافه داشت. آن کارمند خودش یک کارزار فیسبوکی برای تبلیغ راه میانداخت اما این تبلیغ دارای اشکالات تایپی و گرامری بود. آیا آن شرکتکننده (که اکنون نقش سرپرست دارد) از حسننیت کارمند قدردانی میکند یا اجرای ضعیف عمل او را مورد سرزنش قرار میدهد؟
🔸بعد از بررسی پاسخهای شرکتکنندگان متوجه شدیم وقتی افراد از مدیر خود ناراضی هستند، آنهایی که بدرفتاری از طرف مدیر را تجربه کردهاند در مقایسه با آنها که هیچ بدرفتاری با آنها نشده رهبری اخلاقمدارانهتری از خود نشان دادند.
🔸به عبارت دیگر، رفتار سوءاستفادهآمیز مدیران و اینکه خودتان را متفاوت از او ببینید، باعث شد شرکتکنندهها با اخلاقتر از آنهایی باشند که هرگز از طرف رئیس خود مورد سوء رفتار قرار نگرفتند.
🔸برای آنکه بفهمیم آیا تحقیقات ما در دنیای واقعی هم نتیجه مشابه دارد، از ۵۰۰ کارمند و مدیرانشان که در سازمانها و صنایع مختلف در هندوستان کار میکنند تحقیق کردیم. نتیجه این بود که در مجموع بدرفتاری از سوی مدیران به ۱۲ درصد افزایش در ناامیدی سرپرستان از آن شخص منتج شد. اما بیشترین میل به ناامید شدن در سرپرستهایی مشاهده شد که دارای هویت اخلاقی قوی بودند. در مقابل، وقتی سرپرستها کمتر بر هویت اخلاقی خود تکیه داشتند، بدرفتاری از سوی مدیرانشان به ناامیدی عمدهای منجر نشد.
🔸نتایج به دست آمده این ایده را تقویت میکند که سرپرستهایی که مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند با زیردستان خود اخلاقمدارانهتر و با بدرفتاری کمتری رفتار کردهاند و علت آن است که این سرپرستها از مدیران بدرفتار خود ناامید شدهاند و اینکه احتمال وقوع این امر زمانی که سرپرستها دارای هویت اخلاقی قوی هستند بیشتر میشود.
📗با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔸تحقیقات نشان میدهد که سوء استفاده مدیریتی میتواند سالانه به میلیونها دلار ضرر شرکتها در قالب کاهش بهرهوری، افزایش نرخ گردش کارمندان و شکایتهای قضایی بینجامد. تحقیقات قبلی نشان دادهاند که رفتار رهبران سازمان میتواند در سطح پایینتر سازمان بر رفتار و عمل کارمندان اثر بگذارد، اما با این حال نمیتوان نتیجه گرفت مدیرانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، خود نیز به آزار کارمندان خود مبادرت ورزند.
🔸روانشناس آلبرت بندورا نظریه شناختی اجتماعی را مطرح کرد تا توضیح دهد رفتارها (از جمله رفتارهای آزاردهنده) از الگوها فراگرفته میشوند. نظر بندورا این است که برای یک مدلسازی موفق، مشاهدهگر باید رفتار الگو را زیر نظر بگیرد، آن را به خاطر بسپارد و انگیزه پیروی از آن را داشته باشد.
🔸بندورا و همکارانش در یک تحقیق کلاسیک این تئوری را با مدلسازی رفتارهای خشن و غیرخشن در مورد کودکان مهدکودک دانشگاه استنفورد مورد بررسی قرار دادند. کودکانی که شاهد مدل بزرگسالان در پرتاب و ضرب و شتم با پتک و چکش بودند به وضوح دارای احتمال بیشتری برای انجام همان حرکات خشونتآمیز در مقایسه با کودکانی بودند که شاهد بازی بزرگسالان با اسباببازیهای بیسروصدا بودهاند.
🔸 تحقیقات دیگر نشان میدهند که بسیاری از افراد رفتارهایی را که مشاهده میکنند الگو قرار نمیدهند. دریافت چنین نتایج متضادی از تحقیقات نشان میدهد فرآیندهایی که سیکل بدرفتاری را متوقف میکنند خوب درک نشدهاند. به همین خاطر ما تحقیقات خود را حول محور هویت و شناسایی آن پیش بردیم. چه وقت و چرا مدیرانی که مورد بدرفتاری قرار میگیرند رفتار خود را طوری تغییر میدهند که بدرفتاری کمتری داشته باشند و رهبران با اخلاقتری باشند.
🔸ما چند تحقیق را در این راستا انجام دادیم. در یک آزمایش از ۲۸۸ شرکتکننده آنلاین خواستیم نقش سرپرست یک کافه را برعهده بگیرند. به آنها گفته شد کافه برنامهای دارد که به پیشنهادهای کارمندان جایزه میدهد و کارمندان باید به مدیر خود برای بهبود بهرهوری کافه پیشنهاد بدهند. در مورد برخی شرکتکنندهها مدیر عصبانی میشد و ایده آنها را در مقابل سرپرستهای دیگر تحقیر میکرد. برای برخی دیگر از شرکتکنندهها، مدیر ایده آنها را به سادگی به رده بالاتر مدیریت ارسال میکرد. ما حتی کاری میکردیم که افراد از مدیر خود ناامید شوند. (مثلا از اینکه مثل او نیستند به خود افتخار کنند.)
🔸سپس به شرکتکنندهها این فرصت داده شد تا شیوه رهبری خود را امتحان کنند. در این سناریو یکی از کارمندان این شرکتکنندهها، به آنها یک ایمیل میفرستاد که در آن پیشنهادی برای ارتقای کافه داشت. آن کارمند خودش یک کارزار فیسبوکی برای تبلیغ راه میانداخت اما این تبلیغ دارای اشکالات تایپی و گرامری بود. آیا آن شرکتکننده (که اکنون نقش سرپرست دارد) از حسننیت کارمند قدردانی میکند یا اجرای ضعیف عمل او را مورد سرزنش قرار میدهد؟
🔸بعد از بررسی پاسخهای شرکتکنندگان متوجه شدیم وقتی افراد از مدیر خود ناراضی هستند، آنهایی که بدرفتاری از طرف مدیر را تجربه کردهاند در مقایسه با آنها که هیچ بدرفتاری با آنها نشده رهبری اخلاقمدارانهتری از خود نشان دادند.
🔸به عبارت دیگر، رفتار سوءاستفادهآمیز مدیران و اینکه خودتان را متفاوت از او ببینید، باعث شد شرکتکنندهها با اخلاقتر از آنهایی باشند که هرگز از طرف رئیس خود مورد سوء رفتار قرار نگرفتند.
🔸برای آنکه بفهمیم آیا تحقیقات ما در دنیای واقعی هم نتیجه مشابه دارد، از ۵۰۰ کارمند و مدیرانشان که در سازمانها و صنایع مختلف در هندوستان کار میکنند تحقیق کردیم. نتیجه این بود که در مجموع بدرفتاری از سوی مدیران به ۱۲ درصد افزایش در ناامیدی سرپرستان از آن شخص منتج شد. اما بیشترین میل به ناامید شدن در سرپرستهایی مشاهده شد که دارای هویت اخلاقی قوی بودند. در مقابل، وقتی سرپرستها کمتر بر هویت اخلاقی خود تکیه داشتند، بدرفتاری از سوی مدیرانشان به ناامیدی عمدهای منجر نشد.
🔸نتایج به دست آمده این ایده را تقویت میکند که سرپرستهایی که مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند با زیردستان خود اخلاقمدارانهتر و با بدرفتاری کمتری رفتار کردهاند و علت آن است که این سرپرستها از مدیران بدرفتار خود ناامید شدهاند و اینکه احتمال وقوع این امر زمانی که سرپرستها دارای هویت اخلاقی قوی هستند بیشتر میشود.
📗با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
✅ " چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟!!؟ "
اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخربتر است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
🎯۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
🎯۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
🎯۳) نیاموخته ایم که با شواهد و مستندات قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
🎯۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
🎯۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
🎯۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه عمومی وارد شده ایم و در این عرصه نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
🎯۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
🎯۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
🎯۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس عرصه عمومی اهمیت دهیم.
🎯۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
❇ طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست.
اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
❇ اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
❇ به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم:
⭕ فرهنگی،
⭕ سیاسی
⭕ اقتصادی.
تشریح هریک از ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در کانال تلگرامی دکتر سریع القلم مشاهده بفرمایید.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخربتر است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
🎯۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
🎯۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
🎯۳) نیاموخته ایم که با شواهد و مستندات قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
🎯۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
🎯۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
🎯۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه عمومی وارد شده ایم و در این عرصه نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
🎯۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
🎯۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
🎯۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس عرصه عمومی اهمیت دهیم.
🎯۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
❇ طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست.
اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
❇ اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
❇ به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم:
⭕ فرهنگی،
⭕ سیاسی
⭕ اقتصادی.
تشریح هریک از ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در کانال تلگرامی دکتر سریع القلم مشاهده بفرمایید.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔹 چرا در ایران موشک خوب می سازیم ولی خودرو خوب نمی سازیم؟!
✍ مهران صولتی
☘ این روزها که آلودگی هوای تهران و برخی کلان شهرها نفس بسیاری از ایرانیان را به شماره انداخته است خودروهای ایرانی بیش از همیشه در جایگاه متهم نشسته اند. تولیداتی که حدود سه برابر انواع مشابه خارجی سوخت مصرف می کنند و بی دریغ گازهای مرگبار را در هوا می پراکنند. واقعیت این است که طرح خودرو سازی ملی به رغم برخی تنوعات شکلی نتوانسته انتظارات حداقلی شهروندان را برآورده سازد. حال آنکه مطابق برخی مدعیات، ما اکنون موشک هایی را تولید می کنیم که فقط با یک متر خطا به هدف اصابت می کنند. پس از اعلام عزم برخی نظامیان به حضور در صنعت خودرو سازی کشور، دکتر سپهر قاضی نوری در برنامه زاویه این پرسش مهم را مطرح کرد که چرا موشک خوب می سازیم ولی نمی توانیم خودرو خوب بسازیم. این یادداشت می کوشد به برخی از دلایل این تفاوت در دو صنعت مذکور بپردازد:
🖌 انحصار یا رقابت: ما می توانیم موشک خوب بسازیم چون انحصار مهمترین ویژگی اقتصاد ما است. انحصاری که باعث شده تا در همه سال های بعد از انقلاب، صنعت خودرو سازی را به بهانه ایجاد اشتغال مورد حمایت قرار داده و آرامش آن را با واردات خودرو های خارجی بر هم نزنیم. در صورتی که بدون وجود رقابت امکانی برای پیشرفت خودرو سازی وجود ندارد. بنابراین وجود شرایط انحصاری اگر چه می تواند به ساخت موشک های خوب بینجامد ولی برای خودرو سازی مخدری خطرناک است که به رکود و فقدان کیفیت منجر می شود.
🖌 قدرت سیاسی یا قدرت اقتصادی: موشک سازی بهره گیری از قدرت نظامی برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت سیاسی است حال آن که خودرو سازی نمادی از پیدایش یک قطب اقتصادی است( در دنیای امروز ثروت قدرت می آورد). قدرت های سیاسی به طور ذاتی برای کنش گران در دسترسی به مزایا محدودیت ایجاد می کنند و می کوشند تا در فضایی انحصاری منابع کشور را در پروژه های نظامی صرف کنند، حال آن که توفیق یافتن در پروژه های اقتصادی فقط در فضایی رقابتی و با حضور کنش گران دیگر شکل می گیرد. نتیجه آن که با منطق ساخت موشک نمی توان به عرصه خودرو سازی ورود یافت.
🖌 رضایت نظم سیاسی یا رضایت مردم: موشک سازی، صنعتی متناسب با عزم جدی نظم سیاسی برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر منطقه ای است، حال آنکه خودرو سازی بیش از همه در پی کسب رضایت عمومی و بهره گیری از بازار داخلی است. همین تفاوت موجب سرمایه گذاری فراوان حکومت برای اولی و غفلت از کیفیت بخشی به دومی شده است. واقعیت این است که ما در چهل سال گذشته شاهد چیرگی گفتمان" قدرت و امنیت"، بر گفتمان " توسعه و رضایت" بوده ایم. کمترین هزینه این عدم توازن هم عبارت از ژرف شدن شکاف بین ما و جهان و در نتیجه انباشت نارضایتی های داخلی بوده است.
🖌 ابهام یا شفافیت: موشک سازی پیوندی ذاتی با ابهام و راز آلودگی دارد چرا که هر گونه کوتاهی در حفظ اسرار نظامی می تواند به شکستی تمام عیار بینجامد. در نقطه مقابل اما خودرو سازی نیازمند رقابت توام با شفافیت است، صنعتی که تاکنون آلوده به انواع رانت ها، قراردادهای غیر شفاف و سوء مدیریت ها بوده است. با این اوصاف روشن است که ورود موشک سازان به این عرصه نه تنها به بهبود امور کمک نمی کند بلکه از ورود نهادهای نظارتی برای شفافیت بخشیدن به مناسبات این عرصه جلوگیری می کند. نتیجه هم البته کاهش بیشتر کیفیت خودرو های داخلی خواهد بود.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍ مهران صولتی
☘ این روزها که آلودگی هوای تهران و برخی کلان شهرها نفس بسیاری از ایرانیان را به شماره انداخته است خودروهای ایرانی بیش از همیشه در جایگاه متهم نشسته اند. تولیداتی که حدود سه برابر انواع مشابه خارجی سوخت مصرف می کنند و بی دریغ گازهای مرگبار را در هوا می پراکنند. واقعیت این است که طرح خودرو سازی ملی به رغم برخی تنوعات شکلی نتوانسته انتظارات حداقلی شهروندان را برآورده سازد. حال آنکه مطابق برخی مدعیات، ما اکنون موشک هایی را تولید می کنیم که فقط با یک متر خطا به هدف اصابت می کنند. پس از اعلام عزم برخی نظامیان به حضور در صنعت خودرو سازی کشور، دکتر سپهر قاضی نوری در برنامه زاویه این پرسش مهم را مطرح کرد که چرا موشک خوب می سازیم ولی نمی توانیم خودرو خوب بسازیم. این یادداشت می کوشد به برخی از دلایل این تفاوت در دو صنعت مذکور بپردازد:
🖌 انحصار یا رقابت: ما می توانیم موشک خوب بسازیم چون انحصار مهمترین ویژگی اقتصاد ما است. انحصاری که باعث شده تا در همه سال های بعد از انقلاب، صنعت خودرو سازی را به بهانه ایجاد اشتغال مورد حمایت قرار داده و آرامش آن را با واردات خودرو های خارجی بر هم نزنیم. در صورتی که بدون وجود رقابت امکانی برای پیشرفت خودرو سازی وجود ندارد. بنابراین وجود شرایط انحصاری اگر چه می تواند به ساخت موشک های خوب بینجامد ولی برای خودرو سازی مخدری خطرناک است که به رکود و فقدان کیفیت منجر می شود.
🖌 قدرت سیاسی یا قدرت اقتصادی: موشک سازی بهره گیری از قدرت نظامی برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت سیاسی است حال آن که خودرو سازی نمادی از پیدایش یک قطب اقتصادی است( در دنیای امروز ثروت قدرت می آورد). قدرت های سیاسی به طور ذاتی برای کنش گران در دسترسی به مزایا محدودیت ایجاد می کنند و می کوشند تا در فضایی انحصاری منابع کشور را در پروژه های نظامی صرف کنند، حال آن که توفیق یافتن در پروژه های اقتصادی فقط در فضایی رقابتی و با حضور کنش گران دیگر شکل می گیرد. نتیجه آن که با منطق ساخت موشک نمی توان به عرصه خودرو سازی ورود یافت.
🖌 رضایت نظم سیاسی یا رضایت مردم: موشک سازی، صنعتی متناسب با عزم جدی نظم سیاسی برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر منطقه ای است، حال آنکه خودرو سازی بیش از همه در پی کسب رضایت عمومی و بهره گیری از بازار داخلی است. همین تفاوت موجب سرمایه گذاری فراوان حکومت برای اولی و غفلت از کیفیت بخشی به دومی شده است. واقعیت این است که ما در چهل سال گذشته شاهد چیرگی گفتمان" قدرت و امنیت"، بر گفتمان " توسعه و رضایت" بوده ایم. کمترین هزینه این عدم توازن هم عبارت از ژرف شدن شکاف بین ما و جهان و در نتیجه انباشت نارضایتی های داخلی بوده است.
🖌 ابهام یا شفافیت: موشک سازی پیوندی ذاتی با ابهام و راز آلودگی دارد چرا که هر گونه کوتاهی در حفظ اسرار نظامی می تواند به شکستی تمام عیار بینجامد. در نقطه مقابل اما خودرو سازی نیازمند رقابت توام با شفافیت است، صنعتی که تاکنون آلوده به انواع رانت ها، قراردادهای غیر شفاف و سوء مدیریت ها بوده است. با این اوصاف روشن است که ورود موشک سازان به این عرصه نه تنها به بهبود امور کمک نمی کند بلکه از ورود نهادهای نظارتی برای شفافیت بخشیدن به مناسبات این عرصه جلوگیری می کند. نتیجه هم البته کاهش بیشتر کیفیت خودرو های داخلی خواهد بود.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕تصنیف زیبای وطن من
📕مرحوم ایرج بسطامی
📕آهنگ ساز استاد مشکاتیان
📘شعر ملک الشعرای بهار
🇮🇷#جراح_ایران
🇮🇷#مردی_برای_ایران
🇮🇷#دکتر_مسعود_پزشکیان
🇮🇷#انتخابات
🇮🇷#یکی_برای_وطن
🇮🇷#مسعود_پزشکیان
🇮🇷#برای_ایران
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📕مرحوم ایرج بسطامی
📕آهنگ ساز استاد مشکاتیان
📘شعر ملک الشعرای بهار
🇮🇷#جراح_ایران
🇮🇷#مردی_برای_ایران
🇮🇷#دکتر_مسعود_پزشکیان
🇮🇷#انتخابات
🇮🇷#یکی_برای_وطن
🇮🇷#مسعود_پزشکیان
🇮🇷#برای_ایران
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔷بسمه تعالی- معرفی کتاب -
🔰گزیده ایی از نکته نظرات دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران، با تکیه بر کتاب ارزشمند و کم نظیر ایشان؛
📕"عقلانیت و توسعه یافتگی ایران"
(بخش اول)
🔰دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار دکتر سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب، آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل داشته باشد، درمییابد که دغدغه اصلی سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعه تطبیقی است. همین دغدغه مطالعات ایشان را به مطالعه تاریخی در ایران کشانده است. به اعتقاد نگارنده، سریع القلم با مطالعه تطبیقی در مورد توسعه در کشورهای مختلف متوجه مسائل فرهنگی و اجتماعی میشود که در افکار و اذهان ایرانیان نهادینه شده است. کتابهای اخیر ایشان با عناوین " کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" و "فرهنگ سیاسی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و تازه ترین کتاب ایشان که با عنوان : اقتدار گرایی ایران در عهد پهلوی انتشار یافته است دلیلی است بر این مدعا.
🔰 او میگوید: دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی و ثبات سیاسی ایران، همچنان ادامه دارد. اما کشورهای هم ردیف ما مدتهاست راه خود را پیدا کرده و با قدرت و شتاب روز افزون ادامه می دهند، اما ما همچنان در نزاعهای فکری و سیاسی خود غوطه وریم. ما قبل از کشورهایی مثل کره جنوبی، مالزی وحتی چین. بحث توسعه یافتگی را شروع کردیم، ولی هیچ توفیقی در این زمینه نیافته ایم. واقعیت تلخ این است که ما خیلی فکر نمی کنیم، صحیح فکر نمی کنیم، جمعی فکر نمی کنیم و به این نتیجه می رسیم که مسائل خود را خوب تشخیص نمی دهیم. مدام نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را تغییر می دهیم. شاید سامان و استقرار را دوست نداریم چون خیلی زحمت دارد ترجیح می دهیم با هیجان و اوضاع روز زندگی کنیم.
🔰یکی از دغدغههای سریع القلم که در آثار و آرای او به وضوح قابل مشاهده است "وجود تفاوت" فکری میان انسانها است. او در کتاب "اقتدارگرایی در عهد قاجار" نیز به این موضوع پرداخته که نظام اقتداگرا باعث میشود که انسانها به هسته و مرکز نظام سیاسی نزدیک شوند و خود را با او همساز سازند. او به نوعی معتقد است که ریشه این "یونیفرم شدن" به ذات اقتداگرایی حکومت قاجار باز میگردد که در درون ایرانیها نهادینه شده است.
🔰همین دغدغه در کتاب "عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" نیز وجود دارد: "عده ای می خواهند تمام مردم را زاهد، برخی می خواهند همه مردم را روشنفکر و بعضی میخواهند همه را غربی کنند ... بدون اینکه متوجه باشند که هر کدام از این "ایسم ها" نوعی تحمیل به عامه مردم است جامعه به همه نوع قشر بندی نیازمند است. یکسان سازی مردم بسیار مضر است و استقلال را از آنها سلب می کند. آزادی یعنی هر کس تعلق فرهنگی خود را بدست آورد. افکار ما با خلقیات مان سازگاری ندارد. هنرمندانه سخنرانی می کنیم افکاری که هنوز دنیای صنعتی به دنبال تحقق آنهاست به زبان می آوریم به جهانیان فن گفتگو می آموزیم همه را به وحدت فرا می خوانیم برخلاف آنچه دینمان به ما آموخته، ترحم نداریم بلکه حذف و تخریب و حسادت به شدت میان ما رواج دارد و خارج از خود به دنبال علتها و مشکلات و ریشه ها هستیم. عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار ما نیست در شخصیت پرورش نیافته ماست."
🔰ناتوانی در ساختن سیستم و عدم توان در ایجاد "تشکل" نیز از اینرو، در آثار سریع القلم مشهود است. این موضوع در کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و "عقلانیت و آینده توسعه یافتگی" آسیب شناسی میشود و دلایل آن ذکر میگردد. سریع القلم خلقیات غیر مدنی ما ایرانیان را ذاتی نمیداند و آن را نتیجه ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده تاریخ ایران می داند.
🔰سریع القلم در هیچ جا مدعی نیست که الگوهای توسعه تمام و کمال قابل الگوبرداری از دیگر کشورها است. بلکه توجه او به الگو برداری از اصول توسعه است. او معتقد نیست که الگوی توسعه باید ثابت باشد، بلکه معتقد به اصولی ثابت در توسعه است. توسعه در نظام فکری سریع القلم عبارت است از: بهینه سازی استفاده از نیروهای بالقوه مادی وانسانی یک جامعه، که زیست اجتماعی را در آنجامعه خوشایند و سعادتمند می کند./ ادامه دارد
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
🔰گزیده ایی از نکته نظرات دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران، با تکیه بر کتاب ارزشمند و کم نظیر ایشان؛
📕"عقلانیت و توسعه یافتگی ایران"
(بخش اول)
🔰دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار دکتر سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب، آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل داشته باشد، درمییابد که دغدغه اصلی سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعه تطبیقی است. همین دغدغه مطالعات ایشان را به مطالعه تاریخی در ایران کشانده است. به اعتقاد نگارنده، سریع القلم با مطالعه تطبیقی در مورد توسعه در کشورهای مختلف متوجه مسائل فرهنگی و اجتماعی میشود که در افکار و اذهان ایرانیان نهادینه شده است. کتابهای اخیر ایشان با عناوین " کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" و "فرهنگ سیاسی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و تازه ترین کتاب ایشان که با عنوان : اقتدار گرایی ایران در عهد پهلوی انتشار یافته است دلیلی است بر این مدعا.
🔰 او میگوید: دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی و ثبات سیاسی ایران، همچنان ادامه دارد. اما کشورهای هم ردیف ما مدتهاست راه خود را پیدا کرده و با قدرت و شتاب روز افزون ادامه می دهند، اما ما همچنان در نزاعهای فکری و سیاسی خود غوطه وریم. ما قبل از کشورهایی مثل کره جنوبی، مالزی وحتی چین. بحث توسعه یافتگی را شروع کردیم، ولی هیچ توفیقی در این زمینه نیافته ایم. واقعیت تلخ این است که ما خیلی فکر نمی کنیم، صحیح فکر نمی کنیم، جمعی فکر نمی کنیم و به این نتیجه می رسیم که مسائل خود را خوب تشخیص نمی دهیم. مدام نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را تغییر می دهیم. شاید سامان و استقرار را دوست نداریم چون خیلی زحمت دارد ترجیح می دهیم با هیجان و اوضاع روز زندگی کنیم.
🔰یکی از دغدغههای سریع القلم که در آثار و آرای او به وضوح قابل مشاهده است "وجود تفاوت" فکری میان انسانها است. او در کتاب "اقتدارگرایی در عهد قاجار" نیز به این موضوع پرداخته که نظام اقتداگرا باعث میشود که انسانها به هسته و مرکز نظام سیاسی نزدیک شوند و خود را با او همساز سازند. او به نوعی معتقد است که ریشه این "یونیفرم شدن" به ذات اقتداگرایی حکومت قاجار باز میگردد که در درون ایرانیها نهادینه شده است.
🔰همین دغدغه در کتاب "عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" نیز وجود دارد: "عده ای می خواهند تمام مردم را زاهد، برخی می خواهند همه مردم را روشنفکر و بعضی میخواهند همه را غربی کنند ... بدون اینکه متوجه باشند که هر کدام از این "ایسم ها" نوعی تحمیل به عامه مردم است جامعه به همه نوع قشر بندی نیازمند است. یکسان سازی مردم بسیار مضر است و استقلال را از آنها سلب می کند. آزادی یعنی هر کس تعلق فرهنگی خود را بدست آورد. افکار ما با خلقیات مان سازگاری ندارد. هنرمندانه سخنرانی می کنیم افکاری که هنوز دنیای صنعتی به دنبال تحقق آنهاست به زبان می آوریم به جهانیان فن گفتگو می آموزیم همه را به وحدت فرا می خوانیم برخلاف آنچه دینمان به ما آموخته، ترحم نداریم بلکه حذف و تخریب و حسادت به شدت میان ما رواج دارد و خارج از خود به دنبال علتها و مشکلات و ریشه ها هستیم. عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار ما نیست در شخصیت پرورش نیافته ماست."
🔰ناتوانی در ساختن سیستم و عدم توان در ایجاد "تشکل" نیز از اینرو، در آثار سریع القلم مشهود است. این موضوع در کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و "عقلانیت و آینده توسعه یافتگی" آسیب شناسی میشود و دلایل آن ذکر میگردد. سریع القلم خلقیات غیر مدنی ما ایرانیان را ذاتی نمیداند و آن را نتیجه ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده تاریخ ایران می داند.
🔰سریع القلم در هیچ جا مدعی نیست که الگوهای توسعه تمام و کمال قابل الگوبرداری از دیگر کشورها است. بلکه توجه او به الگو برداری از اصول توسعه است. او معتقد نیست که الگوی توسعه باید ثابت باشد، بلکه معتقد به اصولی ثابت در توسعه است. توسعه در نظام فکری سریع القلم عبارت است از: بهینه سازی استفاده از نیروهای بالقوه مادی وانسانی یک جامعه، که زیست اجتماعی را در آنجامعه خوشایند و سعادتمند می کند./ ادامه دارد
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
(بخش دوم) - معرفی کتاب -
🔰سریع القلم اصول ثابتی را برای توسعه برمی شمرد که عباتند از:
1.توانائیهای فکری، سازماندهی هیأت حاکمه؛ 2.نظام تصمیمگیری جمعی؛ 3.گردش قدرت؛ 4.احترام به نظم و قانون؛ 5.توجه به علم؛ 6.آرامش اجتماعی؛ 7.وجود رسانههای آزاد و مستقل؛ 8.اقتصاد شفاف و کارآمد؛ 9. ارتباطات گسترده بینالمللی؛ 10.نظام آموزشی توانمند؛ بنابراین درجامعه ای، مراکز آموزشی و پژوهشی زنده اند، که با جامعه ارتباط دو طرفه دارند و در آنها پدیده توسعه جدیت دارد و نوآوری، نظریه پردازی و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب (چه در ذهن و چه در عمل) اهمیت دارد.
🔰سریع القلم در ابتدای کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی به نوعی نقد جامعه و شخصیت انسان ایرانی را سرلوحه کار خویش قرار می دهد به ترتیبی که از ضرورت تحول در شخصیت ایرانی سخن به میان می آورد. سپس به مقوله توسعه در جهان سوم و نهایتا به بحث توسعه یافتگی در ایران می پردازد.
🔰اصولا کشورهای در حال توسعه، توسعه نیافته، جهان سومی و عباراتی مانند اینها جهت توصیف کشورهایی بکار می رود که در حوزه های مختلف اعم از اقتصادی، بهداشتی، سیاسی و … دچار کمبودهای قابل تاملی هستند. کشور ما نیز یکی از کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. شکاف بین ایران و کشورهای غربی تقریبا از دوره ی قاجار خود را به وضوح نشان می دهد. شکست های متوالی در نبرد با بیگانگان و از دست دادن بخش قابل توجهی از قلمرو کشور، رفته رفته بدنه ی جامعه را نسبت به وضعیت خود دچار تردید کرده است. اقدامات عباس میرزا و امیرکبیر در جهت نوسازی سیستم نظامی کشور یکی از نخستین اقدامات در نوع خود جهت بهبود وضعیت کشور محسوب می شود.
🔰با این حال و با وجود گذشت بیش از 150 سال از نوسازی بخش های مختلف کشور، همچنان مسئله توسعه مورد بحث است. خاصه آن که مسئله توسعه، فراگیر و چندوجهی است و به همین جهت به همان میزان که عامل بهبود وضعیت جامعه می شود ممکن است کسانی را با خسران روبرو کند. برغم اختلاف نظرهای فاحش بین موافقان و مخالف توسعه در داخل، امواج سیل آسای آن از طریق ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی به بدنه جامعه ایران تزریق شده و می شود از این رو در سطوح دانشگاهی تحقیقات قابل تاملی صورت پذیرفته است. که یکی از این پژوهشهای ارزشمند و بی بدیل کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران از دکتر محمود سریع القلم می باشد.
این کتاب ثمره سال های مطالعه و تحقیق نویسنده پیرامون مسئله توسعه یافتگی ایران است.که به سبب محتوای بسیار غنی و مستند بیش از ۱۶ مرتبه تجدید چاپ شده است.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰سریع القلم اصول ثابتی را برای توسعه برمی شمرد که عباتند از:
1.توانائیهای فکری، سازماندهی هیأت حاکمه؛ 2.نظام تصمیمگیری جمعی؛ 3.گردش قدرت؛ 4.احترام به نظم و قانون؛ 5.توجه به علم؛ 6.آرامش اجتماعی؛ 7.وجود رسانههای آزاد و مستقل؛ 8.اقتصاد شفاف و کارآمد؛ 9. ارتباطات گسترده بینالمللی؛ 10.نظام آموزشی توانمند؛ بنابراین درجامعه ای، مراکز آموزشی و پژوهشی زنده اند، که با جامعه ارتباط دو طرفه دارند و در آنها پدیده توسعه جدیت دارد و نوآوری، نظریه پردازی و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب (چه در ذهن و چه در عمل) اهمیت دارد.
🔰سریع القلم در ابتدای کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی به نوعی نقد جامعه و شخصیت انسان ایرانی را سرلوحه کار خویش قرار می دهد به ترتیبی که از ضرورت تحول در شخصیت ایرانی سخن به میان می آورد. سپس به مقوله توسعه در جهان سوم و نهایتا به بحث توسعه یافتگی در ایران می پردازد.
🔰اصولا کشورهای در حال توسعه، توسعه نیافته، جهان سومی و عباراتی مانند اینها جهت توصیف کشورهایی بکار می رود که در حوزه های مختلف اعم از اقتصادی، بهداشتی، سیاسی و … دچار کمبودهای قابل تاملی هستند. کشور ما نیز یکی از کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. شکاف بین ایران و کشورهای غربی تقریبا از دوره ی قاجار خود را به وضوح نشان می دهد. شکست های متوالی در نبرد با بیگانگان و از دست دادن بخش قابل توجهی از قلمرو کشور، رفته رفته بدنه ی جامعه را نسبت به وضعیت خود دچار تردید کرده است. اقدامات عباس میرزا و امیرکبیر در جهت نوسازی سیستم نظامی کشور یکی از نخستین اقدامات در نوع خود جهت بهبود وضعیت کشور محسوب می شود.
🔰با این حال و با وجود گذشت بیش از 150 سال از نوسازی بخش های مختلف کشور، همچنان مسئله توسعه مورد بحث است. خاصه آن که مسئله توسعه، فراگیر و چندوجهی است و به همین جهت به همان میزان که عامل بهبود وضعیت جامعه می شود ممکن است کسانی را با خسران روبرو کند. برغم اختلاف نظرهای فاحش بین موافقان و مخالف توسعه در داخل، امواج سیل آسای آن از طریق ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی به بدنه جامعه ایران تزریق شده و می شود از این رو در سطوح دانشگاهی تحقیقات قابل تاملی صورت پذیرفته است. که یکی از این پژوهشهای ارزشمند و بی بدیل کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران از دکتر محمود سریع القلم می باشد.
این کتاب ثمره سال های مطالعه و تحقیق نویسنده پیرامون مسئله توسعه یافتگی ایران است.که به سبب محتوای بسیار غنی و مستند بیش از ۱۶ مرتبه تجدید چاپ شده است.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔴مدیریت چیست ؟
✅ مدیریت را چگونه تعریف می کنیم ؟
🌟سه موج مختلف از مدیریت را مرور می کنیم. یعنی مدیریت در تاریخ خود سه دوره را گذرانده است.
در نگاه اول مدیریت اینگونه تعریف میشد : "مدیریت یعنی: هنر انجام کار توسط دیگران "
❗️این تعریف مربوط به مدیریت دوران ارباب – رعیتی میباشد ونظر ونگاه استثماری دوران گذشته از جانب مدیریت به زیردستان و کارکنان را بیان می کند .در این دوران ، بهره برداری از تواناییها و نیروهای دیگران به نفع خود نوعی هنر محسوب می شد ، که بیشتر در حکومتها و مدیریتهای استثماری دیده میشد. و نتایج این نوع نگاه معمولا نتیجه استثماری بوده است ابزار قوی در این نوع نگاه برای استثمار بیشتر ، "تحمیق مردم" بود که به استثمارگران در استثمار بیشتر مردم کمک می کرد
🌟موج دوم مدیریت:
در نگاه و موج دوم ، علم مدیریت را اینگونه تعریف می کردند:
🎯"مدیریت یعنی : ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود.
✍️همیشه منابع محدود است و نیازهای بشر نامحدود، ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود در این نگاه ، مدیریت نامیده میشد .
از این رو مدیر کسی بود که بتواند بهترین استفاده را از سرمایه ها و منابع محدود و در دسترس خود داشته باشد تا به بهترین نحوی به اهداف و نیازهای سازمان خود برسد.
🎯"ملاکهای موفقیت مدیران در این تفکر و در این دوره بهره وری بیشتر و نتیجه گیریهای ، مادی و عددی آنها بوده است
"🎯 همانطور که میبینید در این تعریف خبری از ارزشهای درون سازمانی و بیرون سازمانی نبود.
✍️در موج دوم اهمیت ارزشهایی مثل توسعه پایدار ، و توجه به حفظ محیط زیست ، که یکی از مهمترین ارزشهای عمومی شهـــروندان در دهکده جهانی میباشد به طور برجسته دیده نمیشود و کسب نتایج مادی ملاک موفقیت مدیران محسوب میشد . نتایجی مثل تعداد تولید ، درصد بازده سرمایه ، ضریب رشد سالانه و... در این موج از مدیریت ملاک موفقیت مدیران بوده است . اما این تعریف و نگاه ، هنوز هم کامل نبود و نواقص بزرگی داشت .
🌟موج سوم تاریخ مدیریت:
این موج مبتنی بر دانایی و آگاهی و شناخت ارزشهــا میباشد و راه حل ها و مکانیزمها و روشها در مدیریت در این دوره ، " پایه محکمی در دانایی و فرهیختگی بشر دارد" و اصل مهم آن : مدیریت بر اساس ارزشهای انسانی و مسئولیتهای اجتماعی میباشد .
📝 اکنون عصر دانایی و آگاهیست،
با افزایش دانایی در جامعه و با داشتن شهروندان و مخاطبین و مشتریان آگاه تر، که در عصر اطلاعات بوجود آمده است ، و هر لحظه در جریان اطلاعات و آگاهی های جدید است موج بسیار مهم و فراگیر بزرگی در مدیریت نیز شکل می گیرد .امکان ندارد امروز شما آلودگی محیط زیست تولید کنید و انتظار داشته باشید ، مورد تحسین مشتری باشید و سازمان موفقی داشته باشید ، امکان ندارد از نیروی کار زنان و کودکان به صورت استثماری ، و با دستمزد پایین استفاده کنید و مشتریان شما قهر و اعتراض نکنند. در عصر ارزشها ، امکان ندارد شما از فضای رانت ، اجحاف یا انحصار ، پولهای مشکوک و ...در تولید و بازار استفاده بفرمایید و با قهر مخاطب و مشتری روبرو نشوید .
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
✅ مدیریت را چگونه تعریف می کنیم ؟
🌟سه موج مختلف از مدیریت را مرور می کنیم. یعنی مدیریت در تاریخ خود سه دوره را گذرانده است.
در نگاه اول مدیریت اینگونه تعریف میشد : "مدیریت یعنی: هنر انجام کار توسط دیگران "
❗️این تعریف مربوط به مدیریت دوران ارباب – رعیتی میباشد ونظر ونگاه استثماری دوران گذشته از جانب مدیریت به زیردستان و کارکنان را بیان می کند .در این دوران ، بهره برداری از تواناییها و نیروهای دیگران به نفع خود نوعی هنر محسوب می شد ، که بیشتر در حکومتها و مدیریتهای استثماری دیده میشد. و نتایج این نوع نگاه معمولا نتیجه استثماری بوده است ابزار قوی در این نوع نگاه برای استثمار بیشتر ، "تحمیق مردم" بود که به استثمارگران در استثمار بیشتر مردم کمک می کرد
🌟موج دوم مدیریت:
در نگاه و موج دوم ، علم مدیریت را اینگونه تعریف می کردند:
🎯"مدیریت یعنی : ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود.
✍️همیشه منابع محدود است و نیازهای بشر نامحدود، ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود در این نگاه ، مدیریت نامیده میشد .
از این رو مدیر کسی بود که بتواند بهترین استفاده را از سرمایه ها و منابع محدود و در دسترس خود داشته باشد تا به بهترین نحوی به اهداف و نیازهای سازمان خود برسد.
🎯"ملاکهای موفقیت مدیران در این تفکر و در این دوره بهره وری بیشتر و نتیجه گیریهای ، مادی و عددی آنها بوده است
"🎯 همانطور که میبینید در این تعریف خبری از ارزشهای درون سازمانی و بیرون سازمانی نبود.
✍️در موج دوم اهمیت ارزشهایی مثل توسعه پایدار ، و توجه به حفظ محیط زیست ، که یکی از مهمترین ارزشهای عمومی شهـــروندان در دهکده جهانی میباشد به طور برجسته دیده نمیشود و کسب نتایج مادی ملاک موفقیت مدیران محسوب میشد . نتایجی مثل تعداد تولید ، درصد بازده سرمایه ، ضریب رشد سالانه و... در این موج از مدیریت ملاک موفقیت مدیران بوده است . اما این تعریف و نگاه ، هنوز هم کامل نبود و نواقص بزرگی داشت .
🌟موج سوم تاریخ مدیریت:
این موج مبتنی بر دانایی و آگاهی و شناخت ارزشهــا میباشد و راه حل ها و مکانیزمها و روشها در مدیریت در این دوره ، " پایه محکمی در دانایی و فرهیختگی بشر دارد" و اصل مهم آن : مدیریت بر اساس ارزشهای انسانی و مسئولیتهای اجتماعی میباشد .
📝 اکنون عصر دانایی و آگاهیست،
با افزایش دانایی در جامعه و با داشتن شهروندان و مخاطبین و مشتریان آگاه تر، که در عصر اطلاعات بوجود آمده است ، و هر لحظه در جریان اطلاعات و آگاهی های جدید است موج بسیار مهم و فراگیر بزرگی در مدیریت نیز شکل می گیرد .امکان ندارد امروز شما آلودگی محیط زیست تولید کنید و انتظار داشته باشید ، مورد تحسین مشتری باشید و سازمان موفقی داشته باشید ، امکان ندارد از نیروی کار زنان و کودکان به صورت استثماری ، و با دستمزد پایین استفاده کنید و مشتریان شما قهر و اعتراض نکنند. در عصر ارزشها ، امکان ندارد شما از فضای رانت ، اجحاف یا انحصار ، پولهای مشکوک و ...در تولید و بازار استفاده بفرمایید و با قهر مخاطب و مشتری روبرو نشوید .
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
🔰قانون پارکینسون چیست؟
تعریف ساده قانون پارکینسون
قانون پارکینسون در سال 1955 میلادی توسط سیریل نورتکوت پارکینسون، مورخ و نویسنده مشهور بریتانیایی در مقاله ای طنز در مجله اکونومیست ارائه شد.
🔸طبق قانون پارکینسون، هر کاری درست به اندازه ای که برای آن زمان در نظر گرفته شده طول خواهد کشید.
قانون پارکینسون می گوید اگر مثلا شما یک هفته برای تکمیل کار دو ساعته زمان اختصاص دهید این کار آنقدر پیچیدگی پیدا خواهد کرد تا به اندازه همان یک هفته به طول بکشد. این مسئله باعث می شود در لحظات پایانی استرس و فشار بیشتری روی فرد وارد شده و احتمالا کار با کیفیت مطلوبی ارائه نخواهد شد.
🔹طبق قانون پارکینسون وقتی برای کاری زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز دارد در نظر بگیرید مدام انجام آن کار را تا لحظه آخر یا دقیقه نود به تعویق انداخته و زمانی که تقریبا انجام کار غیرممکن می شود به صورت کارآمد عمل کرده و تمام تلاش خود را برای اتمام کار به کار خواهید برد.
🔹در این گونه مواقع شاید زمانی که کار را به پایان برسانید به عملکرد خود افتخار کنید اما با کمی دقت متوجه می شوید که بازدهی خوبی نداشته و بیشتر زمان شما به بطالت و بی نظمی گذشته و تنها در لحظات پایانی به بهره وری رسیده اید. در حالی که اگر به قانون پارکینسون توجه می کردید می توانستید کار بهتر و شایسته تری نسبت به مهلت زمانی که برای آن در نظر گرفته شده ارائه دهید.
🔺می توان از زاویه دیگری به قانون پارکینسون نگاه کرد، به این صورت که اگر مدت زمان محدود مثلا یک دقیقه به کاری بدهیم آن کار به قدری ساده می شود تا بتواند در همان یک دقیقه انجام شود.
🔺شاید قانون پارکینسون چیزی شبیه سحر و جادو به نظر برسد اما در واقع به این دلیل عمل می کند که مردم معمولا به دلایل مختلف تمایل دارند زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز است، به انجام کاری تخصیص دهند. از جمله این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔹تنبلی و پشت گوش انداختن
🔹پیدا کردن ایده ای بهتر برای تکمیل کار
🔹کمال گرایی
🔹ترس از کار بیشتر
🔹ترس کاهش سود به دلیل اتمام زودتر کار
📕قانون پارکینسون در ادارات:
در ادارات و مشاغل مختلف رئیس مرئوسی، قانون پارکینسون کاملا بر عملکرد و بازدهی کارکنان سازمان سایه انداخته زیرا کارکنان متوجه شده اند که اگر کاری را سریع تر انجام دهند با اینکه کارهای بیشتری در مدت زمان کمتر انجام شده و احتمالا به کاهش تعداد کارکنان و سرمایه صرف شده می انجامد اما از آن ها قدردانی نخواهد شد زیرا این باور وجود دارد که اگر کاری مدت زمان بیشتری به طول انجامد ذاتا کیفیت بهتری خواهد داشت و زمان کمتر به معنای کاهش کیفیت کار است.
قانون پارکینسون در زندگی شخصی و اجتماعی
🔸برای آشنایی عملی با قانون پارکینسون، لیستی از وظایف خود را روی برگه نوشته و به هر یک زمانی که در حالت معمول به آن اختصاص می داده اید را تخصیص دهید. سپس این زمان را نصف کرده و خودتان را مجاب کنید که حتما در این زمان کار مورد نظر به اتمام برسد.
🔹همانند کارمندی که باید در زمان خاصی کاری را به اتمام برساند به لیست خود نگاه کنید و زمان را همانند رقیبی در نظر بگیرید که قصد شکست دادنش را دارید و سعی کنید بدون پایین آمدن راندمان کاری، وظیفه مورد نظر را در زمان معین انجام دهید.
🔹در امور روزمره خود به دنبال کارهای جزئی باشید که زمان کمی هم به خود اختصاص داده اند، مانند چک کردن ایمیل یا حضور در شبکه های اجتماعی، ممکن است به این امور 10، 20 یا حتی 30 دقیقه زمان بدهید اما این کارها آفاتی هستند که زمان شما را از بین می برند.
🔸به جای آن که هر صبح 20 تا 30 دقیقه به ایمیل خواندن یا گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانید، 5 دقیقه یا حتی 2 دقیقه به آن اختصاص داده و تا زمانی که کارهای مهم روزانه را انجام نداده اید به این کارهای جزئی توجه زیادی نداشته باشید.
🔸معمولا تنها 10 درصد این کارهای جزئی، اهمیت داشته و 90 درصد بقیه وقت تلف کردن است و باعث می شود از انجام کارهای مهم مثلا ایمیل های کاری با اولویت بیشتر غافل شوید. در حالی که اگر زمان مناسب به هرکاری اختصاص دهیم زمان بیشتری به دست آورده و پیچیدگی و استرس کارها نیز کاهش پیدا خواهد کرد./ ادامه دارد....
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
تعریف ساده قانون پارکینسون
قانون پارکینسون در سال 1955 میلادی توسط سیریل نورتکوت پارکینسون، مورخ و نویسنده مشهور بریتانیایی در مقاله ای طنز در مجله اکونومیست ارائه شد.
🔸طبق قانون پارکینسون، هر کاری درست به اندازه ای که برای آن زمان در نظر گرفته شده طول خواهد کشید.
قانون پارکینسون می گوید اگر مثلا شما یک هفته برای تکمیل کار دو ساعته زمان اختصاص دهید این کار آنقدر پیچیدگی پیدا خواهد کرد تا به اندازه همان یک هفته به طول بکشد. این مسئله باعث می شود در لحظات پایانی استرس و فشار بیشتری روی فرد وارد شده و احتمالا کار با کیفیت مطلوبی ارائه نخواهد شد.
🔹طبق قانون پارکینسون وقتی برای کاری زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز دارد در نظر بگیرید مدام انجام آن کار را تا لحظه آخر یا دقیقه نود به تعویق انداخته و زمانی که تقریبا انجام کار غیرممکن می شود به صورت کارآمد عمل کرده و تمام تلاش خود را برای اتمام کار به کار خواهید برد.
🔹در این گونه مواقع شاید زمانی که کار را به پایان برسانید به عملکرد خود افتخار کنید اما با کمی دقت متوجه می شوید که بازدهی خوبی نداشته و بیشتر زمان شما به بطالت و بی نظمی گذشته و تنها در لحظات پایانی به بهره وری رسیده اید. در حالی که اگر به قانون پارکینسون توجه می کردید می توانستید کار بهتر و شایسته تری نسبت به مهلت زمانی که برای آن در نظر گرفته شده ارائه دهید.
🔺می توان از زاویه دیگری به قانون پارکینسون نگاه کرد، به این صورت که اگر مدت زمان محدود مثلا یک دقیقه به کاری بدهیم آن کار به قدری ساده می شود تا بتواند در همان یک دقیقه انجام شود.
🔺شاید قانون پارکینسون چیزی شبیه سحر و جادو به نظر برسد اما در واقع به این دلیل عمل می کند که مردم معمولا به دلایل مختلف تمایل دارند زمانی بیشتر از آن چه واقعا نیاز است، به انجام کاری تخصیص دهند. از جمله این دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد:
🔹تنبلی و پشت گوش انداختن
🔹پیدا کردن ایده ای بهتر برای تکمیل کار
🔹کمال گرایی
🔹ترس از کار بیشتر
🔹ترس کاهش سود به دلیل اتمام زودتر کار
📕قانون پارکینسون در ادارات:
در ادارات و مشاغل مختلف رئیس مرئوسی، قانون پارکینسون کاملا بر عملکرد و بازدهی کارکنان سازمان سایه انداخته زیرا کارکنان متوجه شده اند که اگر کاری را سریع تر انجام دهند با اینکه کارهای بیشتری در مدت زمان کمتر انجام شده و احتمالا به کاهش تعداد کارکنان و سرمایه صرف شده می انجامد اما از آن ها قدردانی نخواهد شد زیرا این باور وجود دارد که اگر کاری مدت زمان بیشتری به طول انجامد ذاتا کیفیت بهتری خواهد داشت و زمان کمتر به معنای کاهش کیفیت کار است.
قانون پارکینسون در زندگی شخصی و اجتماعی
🔸برای آشنایی عملی با قانون پارکینسون، لیستی از وظایف خود را روی برگه نوشته و به هر یک زمانی که در حالت معمول به آن اختصاص می داده اید را تخصیص دهید. سپس این زمان را نصف کرده و خودتان را مجاب کنید که حتما در این زمان کار مورد نظر به اتمام برسد.
🔹همانند کارمندی که باید در زمان خاصی کاری را به اتمام برساند به لیست خود نگاه کنید و زمان را همانند رقیبی در نظر بگیرید که قصد شکست دادنش را دارید و سعی کنید بدون پایین آمدن راندمان کاری، وظیفه مورد نظر را در زمان معین انجام دهید.
🔹در امور روزمره خود به دنبال کارهای جزئی باشید که زمان کمی هم به خود اختصاص داده اند، مانند چک کردن ایمیل یا حضور در شبکه های اجتماعی، ممکن است به این امور 10، 20 یا حتی 30 دقیقه زمان بدهید اما این کارها آفاتی هستند که زمان شما را از بین می برند.
🔸به جای آن که هر صبح 20 تا 30 دقیقه به ایمیل خواندن یا گشت و گذار در شبکه های اجتماعی بگذرانید، 5 دقیقه یا حتی 2 دقیقه به آن اختصاص داده و تا زمانی که کارهای مهم روزانه را انجام نداده اید به این کارهای جزئی توجه زیادی نداشته باشید.
🔸معمولا تنها 10 درصد این کارهای جزئی، اهمیت داشته و 90 درصد بقیه وقت تلف کردن است و باعث می شود از انجام کارهای مهم مثلا ایمیل های کاری با اولویت بیشتر غافل شوید. در حالی که اگر زمان مناسب به هرکاری اختصاص دهیم زمان بیشتری به دست آورده و پیچیدگی و استرس کارها نیز کاهش پیدا خواهد کرد./ ادامه دارد....
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📚قانون پارکینسون - بخش دوم-
🔰غلبه بر قانون پارکینسون:
برای غلبه بر قانون پارکینسون و انجام کارها به دور از استرس و فشار و ارائه بهترین نتایج کاری به نکات زیر توجه داشته باشید
1⃣. وظایف را به کارهای کوچک تر تقسیم کنید
زمانی که کارهای بزرگ با مهلت های زمانی زیاد برای خود در نظر می گیرید شکست قانون پارکینسون بسیار سخت تر خواهد شد. در این مواقع حتی شروع کارها نیز غیرممکن به نظر می رسد.
بهترین ایده این است که وظایف بزرگ را به تعدادی کارهای کوچکتر تقسیم کرده و برای هر یک مهلت زمانی متوسط در نظر بگیرید.
این کار باعث می شود در طول انجام کار، پیشرفت خود را مشاهده کرده و با انجام کارهای کوچک در مهلت زمانی مقرر، احساس ضرورت و انگیزه برای تکمیل کار نهایی در شما ایجاد شود و به طور طبیعی درگیر و متمرکز کار شوید.
به محض شروع، محدوده کار را مشخص کنید و تعیین کنید که چه کارهایی و در چه زمانی باید انجام شو. تقسیم بندی کارها به وظایف کوچک تر نوعی برنامه کاری است که لازم است تاریخ و مهلت زمانی انجام هر یک را دقیقا مشخص کرده تا بتوانید پیشرفت کاری خود را تعیین کنید.
مطمئن شوید که هرکاری در سریع ترین زمان ممکن شروع خواهد شد. منابع مورد نیاز در روزهای آینده را شناسایی کرده و برای تامین آن ها اقدام کنید. مثلا با حسابدار تماس بگیرید یا مواد مورد نیاز خود را سفارش دهید.
2⃣. زمان پایان کار را تشخیص دهید
معمولا تشخیص دقیق لحظه اتمام کار سخت است مخصوصا برای افراد کمال گرا، زیرا این افراد همیشه می خواهند در پایان کار چیز بیشتری اضافه کرده یا تغییر کوچکی برای بهتر شدن کار انجام دهند و همین مسئله باعث می شود این افراد بیشتر از سایرین قربانی قانون پارکینسون باشند.
به جای تمرکز بر تعداد کار انجام شده یا ساعت صرف شده به کیفیت کار توجه کنید، اگر در حدی است که شما را راضی می کند پس کار انجام شده است.
3⃣. مرزها را مشخص کنید
زمانی که سعی می کنید چندین کار را همزمان پیش برده و به اتمام برسانید، قانون پارکینسون بیش از هر زمان دیگری به شما فشار خواهد آورد. در این حالت بسیار سردرگم می شوید و معمولا کارها را نیمه تمام گذاشته یا با حواس پرتی و عدم تمرکز و کیفیت کافی به پایان می رسانید.
برای مقابله با قانون پارکینسون توصیه می شود در هر زمان روی یک کار تمرکز کنید و با محدود کردن زمان انجام کارها، به همه کارهای خود برسید. لازم است برخی کارها مانند ایمیل زدن را در زمان بسیار کمتر مثلا پنج دقیقه و مختصر انجام دهید و اگر نمی خواهید طرف مقابل آزرده خاطر شود بسیار خلاصه توضیح دهید که محدودیت زمانی دارد.
4⃣. خودتان را به چالش بکشانید
اگر همواره برای کارهای خود مهلت زمانی تعیین کنید مغز نیز به دنبال راه هایی برای انجام کار در زمان محدود خواهد بود. هنگام تعیین مهلت زمانی هرگز وقت اضافه برای خود در نظر نگیرید و سعی کنید به صورت ضرب العجل کار کنید زیرا تعیین وقت اضافه باعث هدر رفتن زمان شما خواهد شد. این مورد مخصوصا در کسب و کار بسیار اهمیت دارد.
در عین حال به این مسئله نیز توجه داشته باشید که نباید نزد مشتری بدقول شوید. به عبارتی اگر برای انجام پروژه ای واقعا به دو هفته کاری نیاز است به مشتری قول اتمام کار در عرض یک هفته را ندهید زیرا علاوه بر وارد شدن فشار و استرس غیرضروری به کارکنان، روابط شما و مشتریان خدشه دار خواهد شد.
هدف این است که شما و کارکنان از منطقه امن خود خارج شده و با انجام کارها در زمان واقعی مورد نیاز، خود را به چالش بکشانید و این بهتر است با پاداش و قدردانی همراه باشد نه تهدید و مجازات و غیره./ ادامه دارد ...
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰غلبه بر قانون پارکینسون:
برای غلبه بر قانون پارکینسون و انجام کارها به دور از استرس و فشار و ارائه بهترین نتایج کاری به نکات زیر توجه داشته باشید
1⃣. وظایف را به کارهای کوچک تر تقسیم کنید
زمانی که کارهای بزرگ با مهلت های زمانی زیاد برای خود در نظر می گیرید شکست قانون پارکینسون بسیار سخت تر خواهد شد. در این مواقع حتی شروع کارها نیز غیرممکن به نظر می رسد.
بهترین ایده این است که وظایف بزرگ را به تعدادی کارهای کوچکتر تقسیم کرده و برای هر یک مهلت زمانی متوسط در نظر بگیرید.
این کار باعث می شود در طول انجام کار، پیشرفت خود را مشاهده کرده و با انجام کارهای کوچک در مهلت زمانی مقرر، احساس ضرورت و انگیزه برای تکمیل کار نهایی در شما ایجاد شود و به طور طبیعی درگیر و متمرکز کار شوید.
به محض شروع، محدوده کار را مشخص کنید و تعیین کنید که چه کارهایی و در چه زمانی باید انجام شو. تقسیم بندی کارها به وظایف کوچک تر نوعی برنامه کاری است که لازم است تاریخ و مهلت زمانی انجام هر یک را دقیقا مشخص کرده تا بتوانید پیشرفت کاری خود را تعیین کنید.
مطمئن شوید که هرکاری در سریع ترین زمان ممکن شروع خواهد شد. منابع مورد نیاز در روزهای آینده را شناسایی کرده و برای تامین آن ها اقدام کنید. مثلا با حسابدار تماس بگیرید یا مواد مورد نیاز خود را سفارش دهید.
2⃣. زمان پایان کار را تشخیص دهید
معمولا تشخیص دقیق لحظه اتمام کار سخت است مخصوصا برای افراد کمال گرا، زیرا این افراد همیشه می خواهند در پایان کار چیز بیشتری اضافه کرده یا تغییر کوچکی برای بهتر شدن کار انجام دهند و همین مسئله باعث می شود این افراد بیشتر از سایرین قربانی قانون پارکینسون باشند.
به جای تمرکز بر تعداد کار انجام شده یا ساعت صرف شده به کیفیت کار توجه کنید، اگر در حدی است که شما را راضی می کند پس کار انجام شده است.
3⃣. مرزها را مشخص کنید
زمانی که سعی می کنید چندین کار را همزمان پیش برده و به اتمام برسانید، قانون پارکینسون بیش از هر زمان دیگری به شما فشار خواهد آورد. در این حالت بسیار سردرگم می شوید و معمولا کارها را نیمه تمام گذاشته یا با حواس پرتی و عدم تمرکز و کیفیت کافی به پایان می رسانید.
برای مقابله با قانون پارکینسون توصیه می شود در هر زمان روی یک کار تمرکز کنید و با محدود کردن زمان انجام کارها، به همه کارهای خود برسید. لازم است برخی کارها مانند ایمیل زدن را در زمان بسیار کمتر مثلا پنج دقیقه و مختصر انجام دهید و اگر نمی خواهید طرف مقابل آزرده خاطر شود بسیار خلاصه توضیح دهید که محدودیت زمانی دارد.
4⃣. خودتان را به چالش بکشانید
اگر همواره برای کارهای خود مهلت زمانی تعیین کنید مغز نیز به دنبال راه هایی برای انجام کار در زمان محدود خواهد بود. هنگام تعیین مهلت زمانی هرگز وقت اضافه برای خود در نظر نگیرید و سعی کنید به صورت ضرب العجل کار کنید زیرا تعیین وقت اضافه باعث هدر رفتن زمان شما خواهد شد. این مورد مخصوصا در کسب و کار بسیار اهمیت دارد.
در عین حال به این مسئله نیز توجه داشته باشید که نباید نزد مشتری بدقول شوید. به عبارتی اگر برای انجام پروژه ای واقعا به دو هفته کاری نیاز است به مشتری قول اتمام کار در عرض یک هفته را ندهید زیرا علاوه بر وارد شدن فشار و استرس غیرضروری به کارکنان، روابط شما و مشتریان خدشه دار خواهد شد.
هدف این است که شما و کارکنان از منطقه امن خود خارج شده و با انجام کارها در زمان واقعی مورد نیاز، خود را به چالش بکشانید و این بهتر است با پاداش و قدردانی همراه باشد نه تهدید و مجازات و غیره./ ادامه دارد ...
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📚 قانون پارکینسون- بخش سوم, (نهایی)
🔰 غلبه بر قانون پارکینسون؛
5⃣برای خود انگیزه ایجاد کنید
یکی از دلایلی که قانون پارکینسون تاثیر زیادی در کسب و کار دارد این است که افراد به ندرت انگیزه کافی برای اتمام کار در زمان واقعی دارند زیرا در بسیاری پروژه های کاری وقتی کاری سریع تر از مهلت زمانی به اتمام می رسد کارفرما کار بیشتری برای فرد در نظر گرفته یا مهلت زمانی کارهای بعدی را کاهش خواهد کرد.
حتی مدیران کسب و کارها نیز ترجیح می دهند کار فعلی را بیشتر طول بدهند تا اینکه کار جدید به آن ها واگذار شود.
برای از بین بردن این باور غلط، لازم است انگیزه کافی برای تکمیل کارها ایجاد شود، برای خودتان جایزه در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر کاری را سریع تر به اتمام رساندید مدتی را به کارهای مورد علاقه، مسافرت و غیره بپردازید.
دقت کنید که تمرکز شما باید روی کیفیت و اتمام کار باشد نه زمان و ساعت های صرف شده.
6⃣. کار بعدی را مشخص کنید
اغلب اوقات به دلیل این که نمی دانید بعد از کار فعلی چه کاری قرار است انجام دهید، برای آن کار بیش از حد مورد نیاز زمان صرف خواهید کرد. بنابراین لازم است همیشه برای امور خود برنامه ریزی داشته و مشخص کنید بعد از هر وظیفه چه کاری باید انجام شود.
در انجام آن ها بیش از حد فکر نکنید، از غریزه خود کمک گرفته و بعد از اتمام هر کار سریعا به کار بعدی بروید.
7⃣. از قانون پارکینسون به نفع خود استفاده کنید
هنگامی که با قانون پارکینسون آشنا می شوید می توانید استفاده های خوبی از این قانون داشته باشید.
برای انجام کارهای مهم مقررات ظاهرا غیرممکن اما دست یافتنی تعیین کنید و تصمیم خود را به همه اعلام کنید. مثلا تصمیم گرفته اید پروژه x را در زمان کوتاه سه ماهه انجام دهید. وقتی این تصمیم به صورت عمومی مطرح می شود، شما و همکاران یا کارکنان هر کاری می کنید تا پروژه در زمان مورد نظر به اتمام برسد زیرا در صورت عدم تکمیل کار در میان عموم تحقیر خواهید شد.
به طور کلی برای موفقیت در کسب و کار لازم است کارکنان شرکت با قانون پارکینسون آشنا شده تا بهترین راندمان کاری را بدون از دست دادن زمان و انگیزه کاری داشته باشند.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰 غلبه بر قانون پارکینسون؛
5⃣برای خود انگیزه ایجاد کنید
یکی از دلایلی که قانون پارکینسون تاثیر زیادی در کسب و کار دارد این است که افراد به ندرت انگیزه کافی برای اتمام کار در زمان واقعی دارند زیرا در بسیاری پروژه های کاری وقتی کاری سریع تر از مهلت زمانی به اتمام می رسد کارفرما کار بیشتری برای فرد در نظر گرفته یا مهلت زمانی کارهای بعدی را کاهش خواهد کرد.
حتی مدیران کسب و کارها نیز ترجیح می دهند کار فعلی را بیشتر طول بدهند تا اینکه کار جدید به آن ها واگذار شود.
برای از بین بردن این باور غلط، لازم است انگیزه کافی برای تکمیل کارها ایجاد شود، برای خودتان جایزه در نظر بگیرید به عنوان مثال اگر کاری را سریع تر به اتمام رساندید مدتی را به کارهای مورد علاقه، مسافرت و غیره بپردازید.
دقت کنید که تمرکز شما باید روی کیفیت و اتمام کار باشد نه زمان و ساعت های صرف شده.
6⃣. کار بعدی را مشخص کنید
اغلب اوقات به دلیل این که نمی دانید بعد از کار فعلی چه کاری قرار است انجام دهید، برای آن کار بیش از حد مورد نیاز زمان صرف خواهید کرد. بنابراین لازم است همیشه برای امور خود برنامه ریزی داشته و مشخص کنید بعد از هر وظیفه چه کاری باید انجام شود.
در انجام آن ها بیش از حد فکر نکنید، از غریزه خود کمک گرفته و بعد از اتمام هر کار سریعا به کار بعدی بروید.
7⃣. از قانون پارکینسون به نفع خود استفاده کنید
هنگامی که با قانون پارکینسون آشنا می شوید می توانید استفاده های خوبی از این قانون داشته باشید.
برای انجام کارهای مهم مقررات ظاهرا غیرممکن اما دست یافتنی تعیین کنید و تصمیم خود را به همه اعلام کنید. مثلا تصمیم گرفته اید پروژه x را در زمان کوتاه سه ماهه انجام دهید. وقتی این تصمیم به صورت عمومی مطرح می شود، شما و همکاران یا کارکنان هر کاری می کنید تا پروژه در زمان مورد نظر به اتمام برسد زیرا در صورت عدم تکمیل کار در میان عموم تحقیر خواهید شد.
به طور کلی برای موفقیت در کسب و کار لازم است کارکنان شرکت با قانون پارکینسون آشنا شده تا بهترین راندمان کاری را بدون از دست دادن زمان و انگیزه کاری داشته باشند.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز
🔰ایران ای سرای امید
🔰مرحوم استاد شجریان
🌺 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرفراز 🌺
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰ایران ای سرای امید
🔰مرحوم استاد شجریان
🌺 به امید ایرانی آباد و آزاد و سرفراز 🌺
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
✳ در مسیر موفقیت:
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers