♓️ویژگیهای مشترک افراد باهوش و متفکر چیست؟
🔸به نظر میرسد باهوشترین فردی که میشناختم، واقعا آنقدرها هم باهوش نبود.
او دائما در ابتدای صحبتهایش از عباراتی مانند «من فکر میکنم» و «به نظر میرسد» استفاده میکرد. وقتی از او نظر میخواستند، مطمئن نشان نمیداد و مرتبا بازخورد میخواست و دنبال نظرات دیگران بود و از آنها میخواست دربارهاش صحبت کنند.
🔸در حالیکه داشتم از او ناامید میشدم، با گذشت زمان فهمیدم که این رفتارها نشات گرفته از یک عقل خیرهکننده هستند. او یک آدم هوشمند بود. هوشمند به معنای واقعی کلمه، یک آدم بصیر و درخشان و بسیار باهوش درباره هر چیزی حتی ارتباط با مردم!
🔸این وضعیت به اثر Dunning-Kruger معروف است. در این اثر افراد با توانایی بالا تمایل دارند این توانایی نسبی خود را پایینتر بیاورند و در عین حال تصور میکنند وظایفی که برای آنها آسان است، برای دیگران نیز آسان خواهد بود.
🔸هرچه باهوشتر باشید، کمتر فکر میکنید که میدانید؛ چون شما واقعا میدانید واقعا چه چیزهای زیادی برای دانستن وجود دارد.
این خصلت یک اعتقاد درونی است که علیرغم شواهدی که نشان میدهد بسیار میداند و باهوش و متفکر است، ولی خودش اینطور فکر نمیکند و اطلاعاتش را ناکافی میداند و سطح متوسطی در پیش میگیرد.
🔸«آدام گرنت»، نویسنده کتابهای انگیزشی و خلاقیت، در کتاب «Think Again» مینویسد:
«متفکران بزرگ میدانند همه ما نسبت به برخی دانستنیها ناآگاه هستیم و خود را متعهد به دانستن بیشتر میکنند. آنها پرسشهای جدیدی مطرح میکنند تا بیشتر بیاموزند، چون تلاش برای یادگیری هرگز پایانی ندارد. عادت این یادگیرندگان مادامالعمر این است که تا میتوانند از هر فردی که ملاقات میکنند، چیزی یاد بگیرند.»
◀️ ویژگی مشترک همه افراد باهوش و متفکر
🔸«جف بزوس»، مدیرعامل شرکت آمازون میگوید: «باهوشترین افراد، دائما در حال تجدیدنظر در ادراک خود هستند و در مسئلهای که قبلا حل کردند، دوباره فکر کرده و تجدیدنظر میکنند.»
🔸از نظر «بزوس» اثبات اندیشه، یک ویژگی مثبت نیست. خود او مرتبا اطرافیانش را ترغیب میکند به جستوجوی دادههای جدید، دیدگاههای جدید، تجزیه و تحلیلهای جدید بروند. چرا؟ چون خردمندی در اطمینان و یقین نیست. خردمندی این است که بدانید اگرچه ممکن است خیلی چیزها را بدانید، اما باز هم موارد زیادی هست که هنوز نمیدانید.
🔸خردمندی یعنی به جای تلاش برای اثبات درست بودن، برای کشف حقیقت تلاش کنید. خردمندی یعنی درک کنید که در اشتباه هستید و با کمال ادب عقبنشینی کنید.
متفکران بزرگ از اشتباه نمیترسند و به اشتباه خود اعتراف میکنند. به راحتی میگویند پاسخ همه پرسشهای عالم را نمیدانند و از گفتن عبارتهایی مانند «من فکر میکنم» به جای «من می دانم» ابایی ندارند.
🔸همانطور که «آدام گرنت» هم مینویسد: «غرور و مستبد بودن باعث کور شدن نسبت به نقاط ضعف خودمان میشود. فروتنی یک لنز بازتابنده است و به ما کمک میکند تا واضحتر ببینیم. فروتنی با اعتماد به نفس یک لنز اصلاحی است که کمک میکند از نقاط ضعف عبور کنیم.»
فروتنی ما را قادر میسازد این واقعیت را بپذیریم که از قبل چه چیزهایی را میدانیم و چه چیزهایی را نمیدانیم! چیزی که ما نمیدانیم، همان چیزی است که دیگران میدانند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸به نظر میرسد باهوشترین فردی که میشناختم، واقعا آنقدرها هم باهوش نبود.
او دائما در ابتدای صحبتهایش از عباراتی مانند «من فکر میکنم» و «به نظر میرسد» استفاده میکرد. وقتی از او نظر میخواستند، مطمئن نشان نمیداد و مرتبا بازخورد میخواست و دنبال نظرات دیگران بود و از آنها میخواست دربارهاش صحبت کنند.
🔸در حالیکه داشتم از او ناامید میشدم، با گذشت زمان فهمیدم که این رفتارها نشات گرفته از یک عقل خیرهکننده هستند. او یک آدم هوشمند بود. هوشمند به معنای واقعی کلمه، یک آدم بصیر و درخشان و بسیار باهوش درباره هر چیزی حتی ارتباط با مردم!
🔸این وضعیت به اثر Dunning-Kruger معروف است. در این اثر افراد با توانایی بالا تمایل دارند این توانایی نسبی خود را پایینتر بیاورند و در عین حال تصور میکنند وظایفی که برای آنها آسان است، برای دیگران نیز آسان خواهد بود.
🔸هرچه باهوشتر باشید، کمتر فکر میکنید که میدانید؛ چون شما واقعا میدانید واقعا چه چیزهای زیادی برای دانستن وجود دارد.
این خصلت یک اعتقاد درونی است که علیرغم شواهدی که نشان میدهد بسیار میداند و باهوش و متفکر است، ولی خودش اینطور فکر نمیکند و اطلاعاتش را ناکافی میداند و سطح متوسطی در پیش میگیرد.
🔸«آدام گرنت»، نویسنده کتابهای انگیزشی و خلاقیت، در کتاب «Think Again» مینویسد:
«متفکران بزرگ میدانند همه ما نسبت به برخی دانستنیها ناآگاه هستیم و خود را متعهد به دانستن بیشتر میکنند. آنها پرسشهای جدیدی مطرح میکنند تا بیشتر بیاموزند، چون تلاش برای یادگیری هرگز پایانی ندارد. عادت این یادگیرندگان مادامالعمر این است که تا میتوانند از هر فردی که ملاقات میکنند، چیزی یاد بگیرند.»
◀️ ویژگی مشترک همه افراد باهوش و متفکر
🔸«جف بزوس»، مدیرعامل شرکت آمازون میگوید: «باهوشترین افراد، دائما در حال تجدیدنظر در ادراک خود هستند و در مسئلهای که قبلا حل کردند، دوباره فکر کرده و تجدیدنظر میکنند.»
🔸از نظر «بزوس» اثبات اندیشه، یک ویژگی مثبت نیست. خود او مرتبا اطرافیانش را ترغیب میکند به جستوجوی دادههای جدید، دیدگاههای جدید، تجزیه و تحلیلهای جدید بروند. چرا؟ چون خردمندی در اطمینان و یقین نیست. خردمندی این است که بدانید اگرچه ممکن است خیلی چیزها را بدانید، اما باز هم موارد زیادی هست که هنوز نمیدانید.
🔸خردمندی یعنی به جای تلاش برای اثبات درست بودن، برای کشف حقیقت تلاش کنید. خردمندی یعنی درک کنید که در اشتباه هستید و با کمال ادب عقبنشینی کنید.
متفکران بزرگ از اشتباه نمیترسند و به اشتباه خود اعتراف میکنند. به راحتی میگویند پاسخ همه پرسشهای عالم را نمیدانند و از گفتن عبارتهایی مانند «من فکر میکنم» به جای «من می دانم» ابایی ندارند.
🔸همانطور که «آدام گرنت» هم مینویسد: «غرور و مستبد بودن باعث کور شدن نسبت به نقاط ضعف خودمان میشود. فروتنی یک لنز بازتابنده است و به ما کمک میکند تا واضحتر ببینیم. فروتنی با اعتماد به نفس یک لنز اصلاحی است که کمک میکند از نقاط ضعف عبور کنیم.»
فروتنی ما را قادر میسازد این واقعیت را بپذیریم که از قبل چه چیزهایی را میدانیم و چه چیزهایی را نمیدانیم! چیزی که ما نمیدانیم، همان چیزی است که دیگران میدانند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♈️ آلبرت انیشتن موقع تدریس، روی تخته نوشت:
9 x 1 = 9
9 x 2 = 18
9 x 3 = 27
9 × 4 = 36
9 × 5 = 45
9 × 6 = 54
9 × 7 = 63
9 × 8 = 72
9 × 9 = 81
9 × 10 = 91
♈️ اینجا بود که بین دانشجوها پچ پچ شروع شد.
چون انیشتن داشت اشتباه میکرد!
9x10=90
♈️ دانشجوها کم کم شروع به خندیدن کردن... انیشتن اجازه داد همه بخندن و وقتی خندهها تموم شد گفت:
من ۹ تا جواب درست داشتم، ولی فقط با یه جواب غلط همهتون بهم خندیدین!
♈️ میخوام بدونی...اگه موفق باشی، مردم متوجه کوچکترین اشتباهت میشن.
اونا در هر صورت قضاوتت میکنن.
پس اجازه نده انتقاد، موفقیتها و رویاهات رو نابود کنه. چون تنها کسی که هرگز شکست نمیخوره, همون کسی هست که هیچکاری انجام نمیده !
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
9 x 1 = 9
9 x 2 = 18
9 x 3 = 27
9 × 4 = 36
9 × 5 = 45
9 × 6 = 54
9 × 7 = 63
9 × 8 = 72
9 × 9 = 81
9 × 10 = 91
♈️ اینجا بود که بین دانشجوها پچ پچ شروع شد.
چون انیشتن داشت اشتباه میکرد!
9x10=90
♈️ دانشجوها کم کم شروع به خندیدن کردن... انیشتن اجازه داد همه بخندن و وقتی خندهها تموم شد گفت:
من ۹ تا جواب درست داشتم، ولی فقط با یه جواب غلط همهتون بهم خندیدین!
♈️ میخوام بدونی...اگه موفق باشی، مردم متوجه کوچکترین اشتباهت میشن.
اونا در هر صورت قضاوتت میکنن.
پس اجازه نده انتقاد، موفقیتها و رویاهات رو نابود کنه. چون تنها کسی که هرگز شکست نمیخوره, همون کسی هست که هیچکاری انجام نمیده !
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،
📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.
🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...
🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨@CompetentManagers
🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،
📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.
🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...
🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جهان فتنه و نخجیر گه شیطان است
بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش
تاعنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش
زندگی نیست که زندان مکافات است این
کس به زندان مکافات نماناد ای کاش
در باغی بگشاید به رخت سبز ولی
سخت بن بست که هرگزنگشایاد ای کاش
اول امید که خیری برساند لیکن
وآخرش خوف که شری نرساناد ای کاش
جز ستم نیست توانایی وآن هم که گناه
آدمی هیچ گناهی نتواناد ای کاش
بعد ازاین خانه خرابی که به دنیا دیدم
خانه آخرت از ما بدی آباد ای کاش
گر فلاطون شوی از شر شیاطین نجهی
که جهیدن بدی از این همه شیاد ای کاش
این جهان فتنه و نخجیرگه شیطان است
سرنوشتی که کس این قصه نداناد ای کاش
نکته گیری و فزونی نتوان با تقدیر
که خدا عذر فزونی بپذیراد ای کاش
شهریارا دم رفتن همه را حرف این است
که دگرباره نزایاد و نمیراد ای کاش
استاد شهریار...
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompettentManagers
بشر از مادر ایام نمیزاد ای کاش
تاعنان در کف تقدیر نمیداد ای کاش
زندگی نیست که زندان مکافات است این
کس به زندان مکافات نماناد ای کاش
در باغی بگشاید به رخت سبز ولی
سخت بن بست که هرگزنگشایاد ای کاش
اول امید که خیری برساند لیکن
وآخرش خوف که شری نرساناد ای کاش
جز ستم نیست توانایی وآن هم که گناه
آدمی هیچ گناهی نتواناد ای کاش
بعد ازاین خانه خرابی که به دنیا دیدم
خانه آخرت از ما بدی آباد ای کاش
گر فلاطون شوی از شر شیاطین نجهی
که جهیدن بدی از این همه شیاد ای کاش
این جهان فتنه و نخجیرگه شیطان است
سرنوشتی که کس این قصه نداناد ای کاش
نکته گیری و فزونی نتوان با تقدیر
که خدا عذر فزونی بپذیراد ای کاش
شهریارا دم رفتن همه را حرف این است
که دگرباره نزایاد و نمیراد ای کاش
استاد شهریار...
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompettentManagers
یادداشت بسیار مهم پروفسور سید مهدی الوانی، چهره ماندگار رشته مدیریت و عضو پیوسته فرهنگستان علوم و عضو هیات موسس انجمن علمی مدیریت دولتی ایران پیرامون لزوم بازنگری سیستم ارزشیابی عملکرد اساتید که در خبرگزاری ایرنا منعکس گردیده است.
چگونه معيار هاي بد در سیستم ارزشیابی اساتید، اهداف خوب آموزش عالی را منحرف مي سازند.
اصولا شاخص ارزيابي هر سيستمي ، برگرفته از اهداف آن است، فرضا اگر نهادي براي توسعه تاسيس شده، منطقا معيار ارزيابي آن، ميزان نيل به توسعه است. حال من در شگفتم كه نهاد آموزش عالي كه با آرمان آموزش ايجاد شده است چرا براي بررسي و ارزشيابي استادان بجاي تاكيد و تمركز بر آموزش و تعبيه شاخص هاي آموزشي در نظام ارزيابي به مقالات و كتب روي آورده و در اين ميان از اصلي ترين هدف كه تربيت و رشد دادن دانشجويان است روي برتافته است. اصولا هر گاه معيار ارزشيابي از هدف دور شود نه تنها ارزشيابي مخدوش مي گردد، بلكه تدريجا آنچه اصطلاحا “جابجايي هدف” ناميده ميشود رخ مي دهد و دانشگاه بجاي آنكه محل پرورش و تعليم شاگردان و دانشجويان كارآمد و تحويل آنان به جامعه باشد محل تدوين و نگارش مقاله مي شود و به تبع آن در سيستم بازار هم مشاغل ناصوابي تحت عناوين مقاله نويس و دلالان چاپ مقاله ظهور پيدا مي كند. اينجاست كه متوجه مي شويم وقتي هدف روشن و واضح تعليم دانشجوي كارآمد را به نگارش مقاله تقليل مي دهيم چگونه هدف را دچار اختلال كرده و تبعات بدخيمي را به نظام آموزش عالي تحميل مي كنيم. دانشجوي كارآمد را نميتوان همانند مقاله بصورت تقلبي و از طريق دلالي بوجود آورد! درحاليكه مقاله يعني معيار بي ربط را مي توان بگونه هاي مختلف بازآفريني كرد.
همانگونه كه بارها گفته ام كار استاد آموزش است نه مقاله نويسي و زماني او را شايسته مي دانيم كه شاگرداني پرورش داده باشد كه در جامعه و كشور و جهان اثري از خود بجاي گذاشته باشند. مقاله و تحقيق اصل نيست بلكه اگر انجام ميگيرد بخودي خود مهم نيست مگر آنكه در پرورش شاگردان اثر گذاشته باشد و آن اثر است كه بايد سنجيده شود، نه صرف مقاله و كتاب و تحقيق كه امروز متداول شده. به عبارت ساده اگر صدها مقاله و كتاب و تحقيق انجام شده باشد اما شاگرد مفيدي براي جامعه تربيت نشده باشد همه آن تلاش ها در امر معلمي بخودي خود قابل ارج نيستند و نبايد ملاك ارتقا و ارزيابي قرار گيرند. گاهي در تصوراتم اين صحنه را مجسم مي كنم كه ديگر دغدغه استادان در درس و كلاس نوشتن مقاله در مجلات بزعم وزارت مربوطه علمي پژوهشي كه نامشان در فهرستي آمده است و غير از آن قابل اعتنا نيست، نخواهد بود و بجاي آن كوشش ها در محافل علمي دانشگاهي معطوف به اينست كه تلاش كنيم دانشجوئي كارآمد و موثر براي جامعه فردايمان پرورش دهيم. در اينصورت بسياري از فسادها كه در امر مقاله محوري ايجاد شده رفع مي گردد و كلاس هاي درس نوع ديگري خواهد شد و معلمان و مدرسان در نحوه تدريس و تعليم خود راهي ديگر كه طبيعت واقعي آموزش است در پيش خواهند گرفت.
بيائيد همگي با هم تلاش كنيم تا خود را از اين مخمصه كه تحفه تقليدي و نصفه نيمه از نظام ديگري است برهانيم و طرحي نو دراندازيم. به اميد آن روز
سيد مهدي الواني
تهران تیر 1402
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چگونه معيار هاي بد در سیستم ارزشیابی اساتید، اهداف خوب آموزش عالی را منحرف مي سازند.
اصولا شاخص ارزيابي هر سيستمي ، برگرفته از اهداف آن است، فرضا اگر نهادي براي توسعه تاسيس شده، منطقا معيار ارزيابي آن، ميزان نيل به توسعه است. حال من در شگفتم كه نهاد آموزش عالي كه با آرمان آموزش ايجاد شده است چرا براي بررسي و ارزشيابي استادان بجاي تاكيد و تمركز بر آموزش و تعبيه شاخص هاي آموزشي در نظام ارزيابي به مقالات و كتب روي آورده و در اين ميان از اصلي ترين هدف كه تربيت و رشد دادن دانشجويان است روي برتافته است. اصولا هر گاه معيار ارزشيابي از هدف دور شود نه تنها ارزشيابي مخدوش مي گردد، بلكه تدريجا آنچه اصطلاحا “جابجايي هدف” ناميده ميشود رخ مي دهد و دانشگاه بجاي آنكه محل پرورش و تعليم شاگردان و دانشجويان كارآمد و تحويل آنان به جامعه باشد محل تدوين و نگارش مقاله مي شود و به تبع آن در سيستم بازار هم مشاغل ناصوابي تحت عناوين مقاله نويس و دلالان چاپ مقاله ظهور پيدا مي كند. اينجاست كه متوجه مي شويم وقتي هدف روشن و واضح تعليم دانشجوي كارآمد را به نگارش مقاله تقليل مي دهيم چگونه هدف را دچار اختلال كرده و تبعات بدخيمي را به نظام آموزش عالي تحميل مي كنيم. دانشجوي كارآمد را نميتوان همانند مقاله بصورت تقلبي و از طريق دلالي بوجود آورد! درحاليكه مقاله يعني معيار بي ربط را مي توان بگونه هاي مختلف بازآفريني كرد.
همانگونه كه بارها گفته ام كار استاد آموزش است نه مقاله نويسي و زماني او را شايسته مي دانيم كه شاگرداني پرورش داده باشد كه در جامعه و كشور و جهان اثري از خود بجاي گذاشته باشند. مقاله و تحقيق اصل نيست بلكه اگر انجام ميگيرد بخودي خود مهم نيست مگر آنكه در پرورش شاگردان اثر گذاشته باشد و آن اثر است كه بايد سنجيده شود، نه صرف مقاله و كتاب و تحقيق كه امروز متداول شده. به عبارت ساده اگر صدها مقاله و كتاب و تحقيق انجام شده باشد اما شاگرد مفيدي براي جامعه تربيت نشده باشد همه آن تلاش ها در امر معلمي بخودي خود قابل ارج نيستند و نبايد ملاك ارتقا و ارزيابي قرار گيرند. گاهي در تصوراتم اين صحنه را مجسم مي كنم كه ديگر دغدغه استادان در درس و كلاس نوشتن مقاله در مجلات بزعم وزارت مربوطه علمي پژوهشي كه نامشان در فهرستي آمده است و غير از آن قابل اعتنا نيست، نخواهد بود و بجاي آن كوشش ها در محافل علمي دانشگاهي معطوف به اينست كه تلاش كنيم دانشجوئي كارآمد و موثر براي جامعه فردايمان پرورش دهيم. در اينصورت بسياري از فسادها كه در امر مقاله محوري ايجاد شده رفع مي گردد و كلاس هاي درس نوع ديگري خواهد شد و معلمان و مدرسان در نحوه تدريس و تعليم خود راهي ديگر كه طبيعت واقعي آموزش است در پيش خواهند گرفت.
بيائيد همگي با هم تلاش كنيم تا خود را از اين مخمصه كه تحفه تقليدي و نصفه نيمه از نظام ديگري است برهانيم و طرحي نو دراندازيم. به اميد آن روز
سيد مهدي الواني
تهران تیر 1402
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
⭕️ مهارت های تفکر سیستمی - بخش اول
«مهارتهای تفکر سیستمی» مجموعهای از «مهارتهای فکری» هستند که در کنار هم به تقویت «تفکر سیستمی» کمک میکنند. یکی از راههای تقویت تفکر سیستمی این است که با انجام تمرینهایی، این مهارتها را در امور روزمره به کار بگیریم و به این ترتیب، آنها را در طول زمان تقویت کنیم. هفت مهارت اثر گذار بر شکل گیری تفکر سیستمی وجود دارد:
🔸تفکر در طول زمان (تفکر پویا)
🔸تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت)
🔸تفکر کل نگر
🔸تفکر عملیاتی
🔸تفکر حلقه بسته
🔸تفکر کمی
🔸تفکر علمی
📌 تفکر در طول زمان (تفکر پویا) یا Dynamic Thinking
«تفکر در طول زمان» یا «تفکر پویا» مهارت ایجاد ارتباط بین «رویداد»های مختلف و دیدن «روند»هایی است که در طی زمان در حال شکل گرفتن هستند. افرادی که دارای این مهارت هستند، علاوه بر توجه به شرایط موجود، میتوانند روندهایی که در گذشته شکل گرفته و ما را به وضع موجود رسانده را شناسایی کنند. این مهارت ایدههایی هم برای روندهای آینده و مسیر نیل به اهداف به دست میدهد. مثالی از تفکر در طول زمان:
به عنوان مثال وقتی با خبر آتشسوزی جنگل مواجه میشویم، مهارت تفکر در طول زمان کمک میکند حوادث گذشته را کنار هم قرار دهیم و متوجه شویم شدت و تواتر آتشسوزیها در طی زمان چگونه تغییر کرده است. شناخت این روندها دو مزیت ایجاد میکند:
کمک میکند درجه اهمیت مساله را متوجه شویم و به دیگران نشان دهیم.
کمک میکند به فرضیههایی پویا در مورد ساختار ایجاد کننده مساله دست پیدا کنیم.
📌تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت) یا Endogenous (System as Cause) Thinking
«تفکر درونزا» یا «تفکر ساختار به عنوان علت» به این واقعیت توجه دارد که این «ساختار سیستم» است که «رفتار سیستم» را میسازد. به این ترتیب، «تفکر ساختار به عنوان علت» مسوولیت نتایج به دست آمده و رفتار سیستم را به عهده عوامل درون سیستم میگذارد و معتقد است با تغییر در «ساختار سیستم» میتوانیم به اهداف مورد نظر دست پیدا کنیم.
مثالی از تفکر درونزا:
به عنوان مثال کسی که ورشکسته شده است، ممکن است فکر کند عوامل بیرونی مثل نوسانات نرخ ارز و تغییرات تکنولوژی موجب ورشکستگی او شدهاند. درصورتیکه این تغییرات بیرونی، تا زمانی که ایرادی در روش کار او وجود نداشته باشد، نمیتوانند باعث ورشکستگی او شوند. در واقع یادگیری این فرد از ورشکستگی باید این باشد که چگونه باید روشهای کار خود را تغییر دهد تا از نوسانات بیرونی آسیب کمتری ببیند. در غیر این صورت، این فرد نمیتواند از شکستهای خود یادگیری داشته باشد و دفعه بعد هم همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
«مهارتهای تفکر سیستمی» مجموعهای از «مهارتهای فکری» هستند که در کنار هم به تقویت «تفکر سیستمی» کمک میکنند. یکی از راههای تقویت تفکر سیستمی این است که با انجام تمرینهایی، این مهارتها را در امور روزمره به کار بگیریم و به این ترتیب، آنها را در طول زمان تقویت کنیم. هفت مهارت اثر گذار بر شکل گیری تفکر سیستمی وجود دارد:
🔸تفکر در طول زمان (تفکر پویا)
🔸تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت)
🔸تفکر کل نگر
🔸تفکر عملیاتی
🔸تفکر حلقه بسته
🔸تفکر کمی
🔸تفکر علمی
📌 تفکر در طول زمان (تفکر پویا) یا Dynamic Thinking
«تفکر در طول زمان» یا «تفکر پویا» مهارت ایجاد ارتباط بین «رویداد»های مختلف و دیدن «روند»هایی است که در طی زمان در حال شکل گرفتن هستند. افرادی که دارای این مهارت هستند، علاوه بر توجه به شرایط موجود، میتوانند روندهایی که در گذشته شکل گرفته و ما را به وضع موجود رسانده را شناسایی کنند. این مهارت ایدههایی هم برای روندهای آینده و مسیر نیل به اهداف به دست میدهد. مثالی از تفکر در طول زمان:
به عنوان مثال وقتی با خبر آتشسوزی جنگل مواجه میشویم، مهارت تفکر در طول زمان کمک میکند حوادث گذشته را کنار هم قرار دهیم و متوجه شویم شدت و تواتر آتشسوزیها در طی زمان چگونه تغییر کرده است. شناخت این روندها دو مزیت ایجاد میکند:
کمک میکند درجه اهمیت مساله را متوجه شویم و به دیگران نشان دهیم.
کمک میکند به فرضیههایی پویا در مورد ساختار ایجاد کننده مساله دست پیدا کنیم.
📌تفکر درونزا (ساختار به عنوان علت) یا Endogenous (System as Cause) Thinking
«تفکر درونزا» یا «تفکر ساختار به عنوان علت» به این واقعیت توجه دارد که این «ساختار سیستم» است که «رفتار سیستم» را میسازد. به این ترتیب، «تفکر ساختار به عنوان علت» مسوولیت نتایج به دست آمده و رفتار سیستم را به عهده عوامل درون سیستم میگذارد و معتقد است با تغییر در «ساختار سیستم» میتوانیم به اهداف مورد نظر دست پیدا کنیم.
مثالی از تفکر درونزا:
به عنوان مثال کسی که ورشکسته شده است، ممکن است فکر کند عوامل بیرونی مثل نوسانات نرخ ارز و تغییرات تکنولوژی موجب ورشکستگی او شدهاند. درصورتیکه این تغییرات بیرونی، تا زمانی که ایرادی در روش کار او وجود نداشته باشد، نمیتوانند باعث ورشکستگی او شوند. در واقع یادگیری این فرد از ورشکستگی باید این باشد که چگونه باید روشهای کار خود را تغییر دهد تا از نوسانات بیرونی آسیب کمتری ببیند. در غیر این صورت، این فرد نمیتواند از شکستهای خود یادگیری داشته باشد و دفعه بعد هم همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
⭕️ مهارت های تفکر سیستمی - بخش دوم
📌تفکر کل نگر Holistic Thinking (Forest Thinking)
«تفکر کل نگر» کمک میکند به جای غرق شدن در جزییات، به کل سیستم و «ساختار» اصلی شکل دهنده «رفتار سیستم» توجه کنیم. در نگاه سیستمی، اگرچه کل سیستم از اجزائی تشکیل شده است، «کل» چیزی بیشتر از جمع اجزاء دارد. فهم رابطه بین «کل» و «جزء» نقش مهمی در شکلگیری تفکر سیستمی دارد.
💡مثالی از تفکر کل نگر
به عنوان مثال یک مدیر منابع انسانی حرفهای، به جای اینکه به دنبال شناخت ویژگیهای شخصیتی هر یک از کارکنان سازمان باشد، به این فکر میکند که چه ساختارهای انگیزشی در سازمان باید ایجاد کند تا روحیه کارکنان بهبود پیدا کند و انگیزه بیشتری برای فعالیت در جهت اهداف سازمان داشته باشند.
📌تفکر عملیاتی Operational Thinking
«تفکر عملیاتی» مهارتی است که باعث میشود به جای جستجوی عوامل موفقیت و شکست، به چگونگی ساختن مسیر موفقیت توجه کنیم. افرادی که مهارت تفکر عملیاتی در آنها رشد پیدا کرده است، با توجه به وضع موجود، مسیری از «تصمیم»ها و «اقدام»ها طراحی میکنند که وضعیت را بهبود میدهد و اهداف را در طی زمان محقق میکند. تفکر عملیاتی در ارتباط تنگاتنگ با مهارت فهم چگونگی شکل گیری تاخیر و محاسبه زمان تاخیر و انباشتهای ناشی از تاخیر است.
💡مثالی از تفکر عملیاتی
به عنوان مثال، برای تولید یک قطعه در یک کارگاه نیاز به مواد اولیه، تجهیزات تولید و کارگران ماهر داریم. اگر مدیران کارگاه تصمیم بگیرند که ظرفیت تولید را افزایش دهند، در مرحله اول بدون تغییر در منابع، میتوانند با اضافهکاری مقداری افزایش ظرفیت دهند. اما اضافهکاری راه حلی موقت است. برای افزایش تولید بیشتر، در مرحله بعدی ممکن است به افزایش شیفتهای کاری فکر شود که نیاز به جذب و آموزش کارگران جدید دارد. افزایش ظرفیت بیش از این مقدار نیاز به تجهیزات جدید و فضای کاری جدید خواهد داشت و تمام اینها نیاز به سرمایه گذاری جدید دارند.
📌تفکر حلقه بسته Closed Loop Thinking
«تفکر حلقه بسته» سیستم را به صورت مجموعهای از حلقههای بسته میبیند که در هر «حلقه بسته»، بر مبنای وضعیت سیستم، «تصمیم»هایی در مورد «اقدام»های آینده گرفته میشود. این تصمیمها و اقدامها به نوبه خود وضعیت آینده سیستم را رقم خواهند زد و موجب تصمیمها و اقدامهای بعدی میشوند. حلقههای بسته به دو گروه «حلقههای مثبت» و «حلقههای منفی» تقسیم میشوند. حلقههای مثبت «رشد نمایی» را در پی دارند و حلقههای منفی رفتار «هدفجو» را به وجود میآورند.
💡مثالی از تفکر حلقه بسته
به عنوان مثال وقتی درآمد ناشی از یک سرمایه گذاری را مجددا سرمایه گذاری کنیم، یک حلقه مثبت ایجاد میشود که در مرحله بعد، درآمد بیشتری ایجاد خواهد کرد. از طرف دیگر اگر درآمدهای به دست آمده هزینه شوند، این هزینهها یک حلقه کنترل کننده ایجاد میکنند که مانع رشد میشود.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌تفکر کل نگر Holistic Thinking (Forest Thinking)
«تفکر کل نگر» کمک میکند به جای غرق شدن در جزییات، به کل سیستم و «ساختار» اصلی شکل دهنده «رفتار سیستم» توجه کنیم. در نگاه سیستمی، اگرچه کل سیستم از اجزائی تشکیل شده است، «کل» چیزی بیشتر از جمع اجزاء دارد. فهم رابطه بین «کل» و «جزء» نقش مهمی در شکلگیری تفکر سیستمی دارد.
💡مثالی از تفکر کل نگر
به عنوان مثال یک مدیر منابع انسانی حرفهای، به جای اینکه به دنبال شناخت ویژگیهای شخصیتی هر یک از کارکنان سازمان باشد، به این فکر میکند که چه ساختارهای انگیزشی در سازمان باید ایجاد کند تا روحیه کارکنان بهبود پیدا کند و انگیزه بیشتری برای فعالیت در جهت اهداف سازمان داشته باشند.
📌تفکر عملیاتی Operational Thinking
«تفکر عملیاتی» مهارتی است که باعث میشود به جای جستجوی عوامل موفقیت و شکست، به چگونگی ساختن مسیر موفقیت توجه کنیم. افرادی که مهارت تفکر عملیاتی در آنها رشد پیدا کرده است، با توجه به وضع موجود، مسیری از «تصمیم»ها و «اقدام»ها طراحی میکنند که وضعیت را بهبود میدهد و اهداف را در طی زمان محقق میکند. تفکر عملیاتی در ارتباط تنگاتنگ با مهارت فهم چگونگی شکل گیری تاخیر و محاسبه زمان تاخیر و انباشتهای ناشی از تاخیر است.
💡مثالی از تفکر عملیاتی
به عنوان مثال، برای تولید یک قطعه در یک کارگاه نیاز به مواد اولیه، تجهیزات تولید و کارگران ماهر داریم. اگر مدیران کارگاه تصمیم بگیرند که ظرفیت تولید را افزایش دهند، در مرحله اول بدون تغییر در منابع، میتوانند با اضافهکاری مقداری افزایش ظرفیت دهند. اما اضافهکاری راه حلی موقت است. برای افزایش تولید بیشتر، در مرحله بعدی ممکن است به افزایش شیفتهای کاری فکر شود که نیاز به جذب و آموزش کارگران جدید دارد. افزایش ظرفیت بیش از این مقدار نیاز به تجهیزات جدید و فضای کاری جدید خواهد داشت و تمام اینها نیاز به سرمایه گذاری جدید دارند.
📌تفکر حلقه بسته Closed Loop Thinking
«تفکر حلقه بسته» سیستم را به صورت مجموعهای از حلقههای بسته میبیند که در هر «حلقه بسته»، بر مبنای وضعیت سیستم، «تصمیم»هایی در مورد «اقدام»های آینده گرفته میشود. این تصمیمها و اقدامها به نوبه خود وضعیت آینده سیستم را رقم خواهند زد و موجب تصمیمها و اقدامهای بعدی میشوند. حلقههای بسته به دو گروه «حلقههای مثبت» و «حلقههای منفی» تقسیم میشوند. حلقههای مثبت «رشد نمایی» را در پی دارند و حلقههای منفی رفتار «هدفجو» را به وجود میآورند.
💡مثالی از تفکر حلقه بسته
به عنوان مثال وقتی درآمد ناشی از یک سرمایه گذاری را مجددا سرمایه گذاری کنیم، یک حلقه مثبت ایجاد میشود که در مرحله بعد، درآمد بیشتری ایجاد خواهد کرد. از طرف دیگر اگر درآمدهای به دست آمده هزینه شوند، این هزینهها یک حلقه کنترل کننده ایجاد میکنند که مانع رشد میشود.
❗️ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰*چرا مدیران متوهم می شوند؟!*
■در احوالات ملا نصرالدین نوشته اند که:
▪︎یک روز در آبادی گاوی سرش را در خمره کرد تا آب بخورد، اما دیگر نتوانست بیرون بیاورد.
▪︎مردم سراغ ملا رفتند و از او خواستند تا کاری بکند. ملا با عجله خودش را به آنجا رساند و گفت:
▪︎زود باشید تا گاو نمرده سرش را ببرید. قصاب سر گاو را برید.
▪︎مردم دوباره گفتند: ملا، حالا چگونه سر گاو را از خمره در آوریم!؟
▪︎ملا گفت: دیگر چاره ای نداریم جز آنکه خمره را بشکنیم! مردم هم همین کار را کردند....
▪︎آنگاه دیدند ملا غمگین گوشه ای نشسته و به فکر فرو رفته است.
▪︎مردم پیش ملا آمدند و گفتند: ملا ناراحت نباش! هم گاو و هم کوزه فدای سرتان.
▪︎ملا گفت: بخاطر گاو و کوزه ناراحت نیستم. از این ناراحتم که اگر شما مرا نداشتید چگونه می توانستید چنین مشکلات بزرگی را حل کنید!
□رولف دوبلی نیز در کتاب "هنر شفاف اندیشیدن" از مردی می گوید که هر روز راس ساعتی معین به گوشه میدان شهر می رفت و لحظاتی کلاهش را از سرش بر می داشت و به شدت تکان می داد. روزی پلیس علت این کار را از وی جویا شد. گفت: با این کار زرافه ها را دور می کنم. پلیس پرسید: من در این جا زرافه ای نمی بینم! پاسخ شنید: این نشان می دهد که من کارم را درست انجام می دهم!
●آنچه گفته شد نمونه هایی هستند از توهم سودمندی و مفید بودن که هر یکاز ما، ممکن است مبتلا به آن شویم. این توهّم یکی از خطرناک ترین توهّم هاست؛ در صورتیکه مدیران دچار این توهم شوند خطرات آن به مراتب بیشتر است، چرا که مدیران مبتلا به این عارضه:
۱. بیش از آنکه به خود آسیب بزنند، به جامعه و دیگران آسیب می زنند. امّا متوجه عمق و گستردگی این آسیب ها نیستند و آنرا برای افراد و جامعه، مفید و ضروری می دانند.
۲. دچار ناشنوایی گزینشی هستند. بدین معنا که از هر گونه نقد و نظری که نظرات آنها را تایید نماید استقبال می کنند، اما نسبت به نظرات مخالف ناشنوا و بی تفاوت هستند.
۳. دچار "خود برحق پنداری" اند. بدین معنا که تنها نظر و گفته خود را صحیح می پندارند و خود را محک و معیار تعیین درستی و نادرستی هر چیزی می دانند.
۴. توهم آنها توسط جماعتی چاپلوس بطور مستمر، تقویت می شود. آنها در احاطه و محاصره گروهی از چاپلوسان قرار دارند که مدام به مجیزگویی و ستایش آنها مشغول اند.
۵. آنها خود را عقل کل می پندارند و برای هر مساله ای، راه حلی در آستین دارند؛ راه حل هایی که خود در بلندمدت زمینه ساز چالشها و مشکلات بزرگ ترند.
۶. آنها از اعتماد به نفس کاذب در رنج اند. بهره گیری از واژگان "نمی دانم" و "نمی توانم" را در شان و شایسته خود نمی دانند.
۷. معتقدند جایگزینی ندارند و در نبود آنها، روال انجام کارها دچار اختلال خواهد شد.
۸. هرگونه اتفاق مثبت و امیدوارکننده را به حضور خود نسبت می دهند و ابایی از مصادره عملکرد دیگران به نفع خود ندارند.
۹. وجود و حضور خود را همچون نعمتی بی بدیل برای جامعه می پندارند و معتقدند مردم باید شکرگذار تلاشها و برکات ناشی از حضور آنها باشند.
۱۰. حرّافانی حرفه ای اند و آنچنان از آینده مطلوب سخن می رانند که قادرند هر موجود زنده ای را مجذوب و شیفته خود نمایند و گویی از آینده می آیند. امّا همه اینها ناشی از توهّم است تا اندیشه ورزی و برنامه ریزی آگاهانه.
○اینکه چرا برخی از مدیران دچار توهم سودمندی و اثربخش بودن می شوند دلایل مختلفی می تواند داشته باشد. به یاد داشته باشیم که توهم مدیریتی در کمین کلیه مدیران است و بخش دولتی و خصوصی نمی شناسد. برخی از مهمترین دلایل شکل گیری این عارضه عبارتند از:
۱. گزارش های سلسله مراتبی مهندسی شده: یکی از ابزارهای رایج مدیران جهت اطلاع از عملکرد سازمان تحت مدیریت خود، گزارش های سلسله مراتبی است که از سطوح پایین سازمان، به سمت راس سازمان سرازیر می شوند. نکته قابل توجه درخصوص این گزارش ها، ویرایش ها و پالایش هایی است که در هر لایه، روی آنها صورت می گیرد بگونه ای که در هر لایه، ضعف ها و کاستی ها، کم رنگ تر و قوت ها و دستاوردها پر رنگ تر به تصویر کشیده می شوند. نتیجه آنکه، گزارش های ارائه شده به مدیران ارشد، مملو از دستاوردهای بزرگنمایی شده و اندک کاستی های کوچک شمرده شده است. این گزارشها آنقدر ویرایش و پالایش می شوند تا دقیقاً همان چیزی را بگویند که مدیر منتظر شنیدن آنهاست!
۲. بازدیدهای میدانی طرح ریزی شده: مرسوم است که مدیران جهت اطلاع از واقعیت ها، اقدام به بازدیدهای میدانی نیز می نمایند.
اما این دسته از مدیران، آنچه در عمل و از نزدیک شاهد آنند "سرابی از واقعیت" است نه خود واقعیت؛ چراکه برنامه ریزان اینگونه بازدیدها، هنرمندانه چیزهایی را در معرض دید مدیران قرار می دهند که خوشایند آنها بوده و تحسین و تقدیر آنها را در پی داشته باشد نه تنبیه و تذکر ایشان را.
🖊️دکتر مهدی صانعی، گاهنامه مدیر
■در احوالات ملا نصرالدین نوشته اند که:
▪︎یک روز در آبادی گاوی سرش را در خمره کرد تا آب بخورد، اما دیگر نتوانست بیرون بیاورد.
▪︎مردم سراغ ملا رفتند و از او خواستند تا کاری بکند. ملا با عجله خودش را به آنجا رساند و گفت:
▪︎زود باشید تا گاو نمرده سرش را ببرید. قصاب سر گاو را برید.
▪︎مردم دوباره گفتند: ملا، حالا چگونه سر گاو را از خمره در آوریم!؟
▪︎ملا گفت: دیگر چاره ای نداریم جز آنکه خمره را بشکنیم! مردم هم همین کار را کردند....
▪︎آنگاه دیدند ملا غمگین گوشه ای نشسته و به فکر فرو رفته است.
▪︎مردم پیش ملا آمدند و گفتند: ملا ناراحت نباش! هم گاو و هم کوزه فدای سرتان.
▪︎ملا گفت: بخاطر گاو و کوزه ناراحت نیستم. از این ناراحتم که اگر شما مرا نداشتید چگونه می توانستید چنین مشکلات بزرگی را حل کنید!
□رولف دوبلی نیز در کتاب "هنر شفاف اندیشیدن" از مردی می گوید که هر روز راس ساعتی معین به گوشه میدان شهر می رفت و لحظاتی کلاهش را از سرش بر می داشت و به شدت تکان می داد. روزی پلیس علت این کار را از وی جویا شد. گفت: با این کار زرافه ها را دور می کنم. پلیس پرسید: من در این جا زرافه ای نمی بینم! پاسخ شنید: این نشان می دهد که من کارم را درست انجام می دهم!
●آنچه گفته شد نمونه هایی هستند از توهم سودمندی و مفید بودن که هر یکاز ما، ممکن است مبتلا به آن شویم. این توهّم یکی از خطرناک ترین توهّم هاست؛ در صورتیکه مدیران دچار این توهم شوند خطرات آن به مراتب بیشتر است، چرا که مدیران مبتلا به این عارضه:
۱. بیش از آنکه به خود آسیب بزنند، به جامعه و دیگران آسیب می زنند. امّا متوجه عمق و گستردگی این آسیب ها نیستند و آنرا برای افراد و جامعه، مفید و ضروری می دانند.
۲. دچار ناشنوایی گزینشی هستند. بدین معنا که از هر گونه نقد و نظری که نظرات آنها را تایید نماید استقبال می کنند، اما نسبت به نظرات مخالف ناشنوا و بی تفاوت هستند.
۳. دچار "خود برحق پنداری" اند. بدین معنا که تنها نظر و گفته خود را صحیح می پندارند و خود را محک و معیار تعیین درستی و نادرستی هر چیزی می دانند.
۴. توهم آنها توسط جماعتی چاپلوس بطور مستمر، تقویت می شود. آنها در احاطه و محاصره گروهی از چاپلوسان قرار دارند که مدام به مجیزگویی و ستایش آنها مشغول اند.
۵. آنها خود را عقل کل می پندارند و برای هر مساله ای، راه حلی در آستین دارند؛ راه حل هایی که خود در بلندمدت زمینه ساز چالشها و مشکلات بزرگ ترند.
۶. آنها از اعتماد به نفس کاذب در رنج اند. بهره گیری از واژگان "نمی دانم" و "نمی توانم" را در شان و شایسته خود نمی دانند.
۷. معتقدند جایگزینی ندارند و در نبود آنها، روال انجام کارها دچار اختلال خواهد شد.
۸. هرگونه اتفاق مثبت و امیدوارکننده را به حضور خود نسبت می دهند و ابایی از مصادره عملکرد دیگران به نفع خود ندارند.
۹. وجود و حضور خود را همچون نعمتی بی بدیل برای جامعه می پندارند و معتقدند مردم باید شکرگذار تلاشها و برکات ناشی از حضور آنها باشند.
۱۰. حرّافانی حرفه ای اند و آنچنان از آینده مطلوب سخن می رانند که قادرند هر موجود زنده ای را مجذوب و شیفته خود نمایند و گویی از آینده می آیند. امّا همه اینها ناشی از توهّم است تا اندیشه ورزی و برنامه ریزی آگاهانه.
○اینکه چرا برخی از مدیران دچار توهم سودمندی و اثربخش بودن می شوند دلایل مختلفی می تواند داشته باشد. به یاد داشته باشیم که توهم مدیریتی در کمین کلیه مدیران است و بخش دولتی و خصوصی نمی شناسد. برخی از مهمترین دلایل شکل گیری این عارضه عبارتند از:
۱. گزارش های سلسله مراتبی مهندسی شده: یکی از ابزارهای رایج مدیران جهت اطلاع از عملکرد سازمان تحت مدیریت خود، گزارش های سلسله مراتبی است که از سطوح پایین سازمان، به سمت راس سازمان سرازیر می شوند. نکته قابل توجه درخصوص این گزارش ها، ویرایش ها و پالایش هایی است که در هر لایه، روی آنها صورت می گیرد بگونه ای که در هر لایه، ضعف ها و کاستی ها، کم رنگ تر و قوت ها و دستاوردها پر رنگ تر به تصویر کشیده می شوند. نتیجه آنکه، گزارش های ارائه شده به مدیران ارشد، مملو از دستاوردهای بزرگنمایی شده و اندک کاستی های کوچک شمرده شده است. این گزارشها آنقدر ویرایش و پالایش می شوند تا دقیقاً همان چیزی را بگویند که مدیر منتظر شنیدن آنهاست!
۲. بازدیدهای میدانی طرح ریزی شده: مرسوم است که مدیران جهت اطلاع از واقعیت ها، اقدام به بازدیدهای میدانی نیز می نمایند.
اما این دسته از مدیران، آنچه در عمل و از نزدیک شاهد آنند "سرابی از واقعیت" است نه خود واقعیت؛ چراکه برنامه ریزان اینگونه بازدیدها، هنرمندانه چیزهایی را در معرض دید مدیران قرار می دهند که خوشایند آنها بوده و تحسین و تقدیر آنها را در پی داشته باشد نه تنبیه و تذکر ایشان را.
🖊️دکتر مهدی صانعی، گاهنامه مدیر
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تونل فوق زیبا و سه بعدی دنیای زیر آب در چین که جدیدا افتتاح شده و هر راننده ای از دیدن آن حیرت می کند!
🔰 در کتابی خواندم برای فهمیدن میزان پیشرفت یک کشور، به جاده ها و راههای ارتباطی آن کشور نگاه کنید! برای دوستان خود ارسال کنید لذت ببرند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 در کتابی خواندم برای فهمیدن میزان پیشرفت یک کشور، به جاده ها و راههای ارتباطی آن کشور نگاه کنید! برای دوستان خود ارسال کنید لذت ببرند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*مدیریت جلسه؛ انواع جلسات کدامند؟*
🔴دويل و استراوس جلسات را به ۴ نوع زير تقسيم می كنند:
۱. جلسه حل مساله
آنچه اهميت دارد اين است كه وضعيت موجود بايد تغيير يابد. تا تمايل تغيير نباشد، مشكل حل نمی شود. جلسه حل مساله زمانی جواب می دهد كه تمايل به تغيير در جلسه وجود داشته باشد.
۲. جلسه تصميمگيری
جلسه حل مسائل، الزاماً تصميمگيری نيست. در حالی كه در جلسه تصميمگيری فشار برای اخذ تصميم نهايی است. اگر سازمان ساختار سلسله مراتبی دارد، جلسه بايد تصميمگيرنده نهايی داشته باشد.
۳. جلسه گزارشدهی و اطلاعرسانی
درصدی از جلسات اداری مخصوص گزارشدهی و استفاده از اطلاعات است. هدف مديران از برگزاری چنين جلساتی، برقراری اعتماد و حصول اطمينان از انجام كارهاست.
۴. جلسه ارزيابی(بازخور)
پويايی جلسات بازخور، متفاوت از جلسات گزارشدهی است. در چنين جلساتی افراد زيادی اظهارنظر و پيشنهاد ارائه میكنند. اينگونه جلسات ارزشمند است چون هريک از افراد فرصت مشاركت را دارند.
🟢دو تله خطرناک قبل و بعد از تصمیمگیری
🔸اگر بخواهیم مهمترین نکات تصمیمگیری را بیان کنیم، فقط به دو نکته اشاره میکنیم. اگر این دو نکته رعایت شوند، کمترین هزینه، برای تیم و مدیر ایجاد میشود:
۱. در جلسات تصمیمگیری همیشه این نکته را در ذهن داشته باشیم: "شاید من نکته ای را در نظر نگرفته ام که سایر افراد حاضر در جلسه آن را در نظر گرفته اند و به آن فکر کرده اند." در واقع فکر نکنیم عقل کل هستیم. این جمله شعار جلسات شرکت معروف دنیا یعنی P&G است. شرکت مادر برندهای تاید، اورال بی، کرست، هد اند شولدرز، ژیلت، لوازم اصلاح براون، پمبرز و... . این جمله همچنین یکی از نقاط عطف کتاب "بازی برد" انتشارات هاروارد است.
۲. حمایت از تصمیم نهایی جلسات
افرادی که در جلسه نظر مخالف نظر اتخاذ شده در پایان جلسه داشتند، باید از تصمیم نهایی حمایت کنند. اتفاقی که در ایران زیاد دیده می شود این بوده که افراد مخالف، بعد از جلسه نهایت کارشکنی را داشتهاند تا ثابت کنند حق با آنها بوده و در جلسه این اتفاقات را پیش بینی کرده بودند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴دويل و استراوس جلسات را به ۴ نوع زير تقسيم می كنند:
۱. جلسه حل مساله
آنچه اهميت دارد اين است كه وضعيت موجود بايد تغيير يابد. تا تمايل تغيير نباشد، مشكل حل نمی شود. جلسه حل مساله زمانی جواب می دهد كه تمايل به تغيير در جلسه وجود داشته باشد.
۲. جلسه تصميمگيری
جلسه حل مسائل، الزاماً تصميمگيری نيست. در حالی كه در جلسه تصميمگيری فشار برای اخذ تصميم نهايی است. اگر سازمان ساختار سلسله مراتبی دارد، جلسه بايد تصميمگيرنده نهايی داشته باشد.
۳. جلسه گزارشدهی و اطلاعرسانی
درصدی از جلسات اداری مخصوص گزارشدهی و استفاده از اطلاعات است. هدف مديران از برگزاری چنين جلساتی، برقراری اعتماد و حصول اطمينان از انجام كارهاست.
۴. جلسه ارزيابی(بازخور)
پويايی جلسات بازخور، متفاوت از جلسات گزارشدهی است. در چنين جلساتی افراد زيادی اظهارنظر و پيشنهاد ارائه میكنند. اينگونه جلسات ارزشمند است چون هريک از افراد فرصت مشاركت را دارند.
🟢دو تله خطرناک قبل و بعد از تصمیمگیری
🔸اگر بخواهیم مهمترین نکات تصمیمگیری را بیان کنیم، فقط به دو نکته اشاره میکنیم. اگر این دو نکته رعایت شوند، کمترین هزینه، برای تیم و مدیر ایجاد میشود:
۱. در جلسات تصمیمگیری همیشه این نکته را در ذهن داشته باشیم: "شاید من نکته ای را در نظر نگرفته ام که سایر افراد حاضر در جلسه آن را در نظر گرفته اند و به آن فکر کرده اند." در واقع فکر نکنیم عقل کل هستیم. این جمله شعار جلسات شرکت معروف دنیا یعنی P&G است. شرکت مادر برندهای تاید، اورال بی، کرست، هد اند شولدرز، ژیلت، لوازم اصلاح براون، پمبرز و... . این جمله همچنین یکی از نقاط عطف کتاب "بازی برد" انتشارات هاروارد است.
۲. حمایت از تصمیم نهایی جلسات
افرادی که در جلسه نظر مخالف نظر اتخاذ شده در پایان جلسه داشتند، باید از تصمیم نهایی حمایت کنند. اتفاقی که در ایران زیاد دیده می شود این بوده که افراد مخالف، بعد از جلسه نهایت کارشکنی را داشتهاند تا ثابت کنند حق با آنها بوده و در جلسه این اتفاقات را پیش بینی کرده بودند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱۳ فارغالتحصیل دانشگاه شریف در یک شب مهاجرت کردند
کانال خبری چندثانیه نوشت: این تصویر ۱۳ جوان فارغ التحصیل دانشگاه شریف است که همگی در یک پرواز به آمریکا مهاجرت کردهاند. هرکدام از این چهرهها نخبهای هستند که ناامید از فراهم شدن فرصت ناچار به مهاجرت شدهاند.
پ.ن: این تصویر فروپاشی فردای ایران است. مهاجرت نخبگان در سطوح و حوزههای مختلف از علومانسانی تا پزشکی و مهندسی و غیره به معنای کاهش کیفیت زندگی در ابعاد مختلف است. شاید هیچیک از رخدادها و بلایای چهار دههی اخیر (انقلاب، جنگ، تحریم، ناکارآمدی و غیره) به میزان مهاجرت نخبگان ضربات جبران ناپذیری بر پیکرهی زیرساختهای کشور وارد نکرده باشد. این تصاویر و خبرها را یکجا آرشیو کنید، شاید لازم باشد پنج تا ده سال آينده با خبرهای فاجعهبار در حوزههای مختلف آنها را به یاد بیاورید.. منبع/ کانال جامعه شناسی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کانال خبری چندثانیه نوشت: این تصویر ۱۳ جوان فارغ التحصیل دانشگاه شریف است که همگی در یک پرواز به آمریکا مهاجرت کردهاند. هرکدام از این چهرهها نخبهای هستند که ناامید از فراهم شدن فرصت ناچار به مهاجرت شدهاند.
پ.ن: این تصویر فروپاشی فردای ایران است. مهاجرت نخبگان در سطوح و حوزههای مختلف از علومانسانی تا پزشکی و مهندسی و غیره به معنای کاهش کیفیت زندگی در ابعاد مختلف است. شاید هیچیک از رخدادها و بلایای چهار دههی اخیر (انقلاب، جنگ، تحریم، ناکارآمدی و غیره) به میزان مهاجرت نخبگان ضربات جبران ناپذیری بر پیکرهی زیرساختهای کشور وارد نکرده باشد. این تصاویر و خبرها را یکجا آرشیو کنید، شاید لازم باشد پنج تا ده سال آينده با خبرهای فاجعهبار در حوزههای مختلف آنها را به یاد بیاورید.. منبع/ کانال جامعه شناسی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅بدون شک یکی از والاترین و ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان، هنر حکمرانی خوب و شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امور مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار و آرمانهای دست نیافتنی، مدیریت کرده و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند تا همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود از ته دل خرسند باشند. و از آن مهاجرت نکنند. و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند. واگر هم بسته به شرایط خاص همچون کسب علم و دانش گریزی از مهاجرت نشد، بعد از اتمام تحصیلات و یا ماموریت محوله، با شور و اشتیاق دوباره به کشور خود باز گردند
🔺امروزه پول تنها ابزار موفقیت در کسب و کار نیست، باید برای حفظ نیروی انسانی با استعداد و نخبه سازمان تلاش کرد و با خلق محیطی مناسب زمینه بروز آزادی، شعور، بالندگی و رشد و توسعه آنها را فراهم کرد تا آنها با ماندن در سازمان با خدمت عاشقانه موجبات موفقیت و رساندن سازمان به آرمانها و رسالت خود را فراهم کنند.
🔻بر اساس گزارش سازمان ملل در سال ۱۹۹۳، حدود ۲۴۰ هزار ایرانی دارای تحصیلات عالی در امریکا زندگی میکردند. در سال ۱۹۹۹، اداره مهاجرت کانادا اعلام کرد حدود ۱۸۲ هزار متخصص و مدیر میانی از ایران در سفارت کانادا برای مهاجرت ثبتنام کردند. در سال ۲۰۰۰، در ردهبندی مهاجرت نخبگان، ایران بیشترین رتبه را در آسیا داشت.طبق آمار صندوق بینالمللی پول، ایران از نظر فرار مغزها در بین ۹۱ کشور جهان مقام اول را از آن خود کرده است. طبق سرشماری که در سال ۲۰۰۲، صورت گرفته است ایرانیان مقیم امریکا، تحصیلکردهترین اقلیت ساکن در این کشور بودند که ۶۹ درصدشان مدرک کارشناسی یا بالاتر داشتند.
🔻بر اساس مطالعات سالانه تا ۱۸۰ هزار نفر با تحصیلات عالیه از ایران مهاجرت میکنند. در همین سال، حدود ۹۲ درصد از دارندگان مدالهای المپیاد، در خارج از کشور مشغول به ادامه تحصیل و پژوهش بودند. این بنیاد اعلام کرده، ۳۰۸ نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترینهای آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج مهاجرت کردهاند..
🔻 آمار فوق نشان می دهد متاسفانه ما در جذب و نگهداری نخبگان و افراد توانمند توفیق چندانی نداشتیم. و نتوانستیم محیط مناسب برای فعالیت آنها ایجاد کنیم. وقتی شأن و منزلت اساتیدی که با همه دشواریها و گرفتاریها در ایران ماندهاند تا در خدمت مردم ایران باشند رعایت نمیشود و در بازنشسته کردن آنها حتی تعجیل میشود تا بلکه صندلی برای ورود افراد مورد حمایت یک سری افراد که از کمترین صلاحیتهای علمی برخوردار نیستند خالی شود، انتظار آنکه تلاشی برای متقاعد کردن اساتید برای ماندن در ایران شود، کاملاً غیرواقعبینانه است. خروج متخصصان تحصیلکرده رفته رفته از سهم نیروی کار باکیفیت در بازار کار کاسته میشود و سهم نیروی کار غیرماهر در نیروی کار شاغل افزایش مییابد.
🔻فاجعه ای ملی که از آن سخنگفته نمی شود، مهاجرت همین نخبگان و متخصصان و افراد تحصیل کرده است. که ضرر اقتصادی آن بیشتر از جنگ با عراق پیش بینی شده و زنگ خطر یاضعیت قرمز در منابع انسانی کشور را به صدا در آورده است. مغزها و نخبگان بهویژه جوانان هنگامی مهاجرت میکنند که گزینهای جز رفتن ندارند.
🔻جذب و نگهداری نیروی انسانی مستلزم نظامی دموکراتیک و عادلانه به دور از هرگونه اقتدارگرایی است؛ بنابراین در جستوجوی راهحل باز هم بهضرورت اصلاحات ساختاری میرسیم».تا زمانی که به جوانان و نخبگان کشور اعتماد نشود و حلقه بسته مدیریت کشور در دست مدیرانی که از ابتدای انقلاب و فرزندان نخبه آنها بعد از انقلاب (ژنهای خوب) بر مسند امور بوده و هستند باقی بمانند و همچنان مدیران ۷۰ ساله در دستگاه های اجرایی دولت، شهرداری و و سایر ارگان ها و نهاد های نظام به کار گرفته شوند تا حکم بازنشستگی آنان توسط قابضالارواح صادر شود، فاجعه مدیریتی موجود گستردهتر خواهد شد و روزی فرا میرسد که کشور با خلاء مدیران متخصص و توانمندی که تجربه اجرایی لازم را ندارند، روبهرو خواهد شد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺امروزه پول تنها ابزار موفقیت در کسب و کار نیست، باید برای حفظ نیروی انسانی با استعداد و نخبه سازمان تلاش کرد و با خلق محیطی مناسب زمینه بروز آزادی، شعور، بالندگی و رشد و توسعه آنها را فراهم کرد تا آنها با ماندن در سازمان با خدمت عاشقانه موجبات موفقیت و رساندن سازمان به آرمانها و رسالت خود را فراهم کنند.
🔻بر اساس گزارش سازمان ملل در سال ۱۹۹۳، حدود ۲۴۰ هزار ایرانی دارای تحصیلات عالی در امریکا زندگی میکردند. در سال ۱۹۹۹، اداره مهاجرت کانادا اعلام کرد حدود ۱۸۲ هزار متخصص و مدیر میانی از ایران در سفارت کانادا برای مهاجرت ثبتنام کردند. در سال ۲۰۰۰، در ردهبندی مهاجرت نخبگان، ایران بیشترین رتبه را در آسیا داشت.طبق آمار صندوق بینالمللی پول، ایران از نظر فرار مغزها در بین ۹۱ کشور جهان مقام اول را از آن خود کرده است. طبق سرشماری که در سال ۲۰۰۲، صورت گرفته است ایرانیان مقیم امریکا، تحصیلکردهترین اقلیت ساکن در این کشور بودند که ۶۹ درصدشان مدرک کارشناسی یا بالاتر داشتند.
🔻بر اساس مطالعات سالانه تا ۱۸۰ هزار نفر با تحصیلات عالیه از ایران مهاجرت میکنند. در همین سال، حدود ۹۲ درصد از دارندگان مدالهای المپیاد، در خارج از کشور مشغول به ادامه تحصیل و پژوهش بودند. این بنیاد اعلام کرده، ۳۰۸ نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰ نفر از برترینهای آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج مهاجرت کردهاند..
🔻 آمار فوق نشان می دهد متاسفانه ما در جذب و نگهداری نخبگان و افراد توانمند توفیق چندانی نداشتیم. و نتوانستیم محیط مناسب برای فعالیت آنها ایجاد کنیم. وقتی شأن و منزلت اساتیدی که با همه دشواریها و گرفتاریها در ایران ماندهاند تا در خدمت مردم ایران باشند رعایت نمیشود و در بازنشسته کردن آنها حتی تعجیل میشود تا بلکه صندلی برای ورود افراد مورد حمایت یک سری افراد که از کمترین صلاحیتهای علمی برخوردار نیستند خالی شود، انتظار آنکه تلاشی برای متقاعد کردن اساتید برای ماندن در ایران شود، کاملاً غیرواقعبینانه است. خروج متخصصان تحصیلکرده رفته رفته از سهم نیروی کار باکیفیت در بازار کار کاسته میشود و سهم نیروی کار غیرماهر در نیروی کار شاغل افزایش مییابد.
🔻فاجعه ای ملی که از آن سخنگفته نمی شود، مهاجرت همین نخبگان و متخصصان و افراد تحصیل کرده است. که ضرر اقتصادی آن بیشتر از جنگ با عراق پیش بینی شده و زنگ خطر یاضعیت قرمز در منابع انسانی کشور را به صدا در آورده است. مغزها و نخبگان بهویژه جوانان هنگامی مهاجرت میکنند که گزینهای جز رفتن ندارند.
🔻جذب و نگهداری نیروی انسانی مستلزم نظامی دموکراتیک و عادلانه به دور از هرگونه اقتدارگرایی است؛ بنابراین در جستوجوی راهحل باز هم بهضرورت اصلاحات ساختاری میرسیم».تا زمانی که به جوانان و نخبگان کشور اعتماد نشود و حلقه بسته مدیریت کشور در دست مدیرانی که از ابتدای انقلاب و فرزندان نخبه آنها بعد از انقلاب (ژنهای خوب) بر مسند امور بوده و هستند باقی بمانند و همچنان مدیران ۷۰ ساله در دستگاه های اجرایی دولت، شهرداری و و سایر ارگان ها و نهاد های نظام به کار گرفته شوند تا حکم بازنشستگی آنان توسط قابضالارواح صادر شود، فاجعه مدیریتی موجود گستردهتر خواهد شد و روزی فرا میرسد که کشور با خلاء مدیران متخصص و توانمندی که تجربه اجرایی لازم را ندارند، روبهرو خواهد شد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
💢 کارکردن با مدیر آرمانگرا
شما در یک جلسه رودررو شرکت کردهاید و در مورد اولویتهای فعلی خود واضح و روشن هستید؛ اما با پنج ایده جدید که رئیستان تنها در ذهنش تصور کرده است روبهرو میشوید. زمانی که به این فکر میکنید که ممکن است زمانی که پشت میزتان نشستهاید ناگهان ایمیلی با مضمون «یک فکر جدید» منتظرتان باشد دچار ترس میشوید!
روسای آرمانگرا میتوانند هیجانانگیز، جذاب و نوآور باشند. زمانی که هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید با همه ایدههای نوآورانه آنها همگام شوید، آنها احساس یاس و درماندگی میکنند. براساس تجربه، در اینجا چند استراتژی مفید ارائه میشود تا زمانی که رئیستان ایدههای خلاقانه بسیار زیادی ارائه میدهد بتوانید آن موقعیت را مدیریت کنید.
👈احترام متقابل ایجاد کنید
اگر خودتان را تحت فشار ایدههای خلاقانه رئیستان یافتید، به احتمال زیاد بیشتر یک فرد عملگرا هستید. اگر مراقب نباشید، میتوانید یک نگرش قضاوتی مانند این را گسترش دهید که «من تنها فردی هستم که همه کارها را انجام میدهد و ارزش ایجاد میکند.» و این نگرش میتواند منجر به این شود که شما احترام لازم برای دیدگاهی که رئیستان ارائه میدهد را از دست بدهید. از این تله اجتناب کنید و در عوض تمرکزتان را بر احترام دوطرفه بگذارید.
👈بدانید که همه این ایدهها نیاز به عملی شدن ندارند
اگر شما فردی هستید که به شدت بر عملگرا بودن متمرکزید، ممکن است بهطور خودکار فرض کنید زمانی که رئیستان یک ایده را به اشتراک میگذارد از شما انتظار دارد آن را عملی کنید. اما اغلب اوقات اینچنین نیست.
بهترین راهحل این است که یک فولدر ایمیل یا مکان دیگری برای جمعآوری ایدههای رئیستان که ربطی به پروژهها یا اولویتهای فعلی ندارند فراهم کنید.
اغلب اوقات رئیستان تنها میخواهد چیزی را که در ذهنش میگذرد با شما به اشتراک بگذارد و با تایید ایده مذکور راضی خواهد شد.
قانون کلی در این موقعیتها این است که پیش از اینکه کاری انجام دهید، صبر میکنید تا این ایده چند بار دیگر ارائه شود، در غیر این صورت میتوانید از آن گذر کنید. ( اما اگر او انتظار دارد که هر ایدهای دنبال شود، شما نیاز به استفاده از استراتژیهای مذاکره در مورد انتظارات خواهید داشت.)
👈تعهد زمانی را توضیح دهید
افراد مشتاقِ ایدههای خلاقانه، اغلب در تخمین مدت زمانی که فعالیتها طول خواهند کشید با دشواری روبهرو هستند. اگر دریافتهاید که رئیستان بهطور جدی میخواهد یک ایده جدید را دنبال کند اما دنبال کردن این ایده مدت زمان قابلتوجهی را صرف خواهد کرد، به او کمک کنید تا از هزینههای آن آگاهی یابد. با توضیح این هزینهها، فشار از دوش شما برداشته شده و بر دوش رئیستان قرار خواهد گرفت تا منابع لازم برای آن را فراهم کند.
👈به برنامه بازگردید
اگر رئیستان تمایل دارد تا مدام ایدههای جدید ارائه دهد، احتمالا در ایجاد اولویتها با دشواری روبهرو است. بهجای در نطفه خفه کردن یک ایده که در مورد اجرای آن هیجانزده است، توجه خود را به برنامه ماهانه یا سهماهه تیمتان دوباره متمرکز کنید.
سوالاتی مانند این را بپرسید که: به نظر شما این ایده جدید چگونه با اهداف فعلی ما در تناسب است؟ اگر ما این ابتکار جدید را بر عهده بگیریم، باید از کاری دیگر منصرف شویم یا آن را به تاخیر بیندازیم، کدام یک را میخواهید دوباره اولویتبندی کنید؟ آیا این ایده چیزی است که ما اکنون نیاز به اجرای آن داریم یا آیا میتواند به سال بعد موکول شود؟
کار با رئیسی که جریان دائمی از ایدههای خلاقانه را داراست میتواند مهیج یا تضعیفکننده باشد. با استفاده از این چهار استراتژی، میتوانید در حین اینکه فشار و ناامیدی تلاش در جهت کنترل ایدهها را به حداقل میرسانید، نقاط قوت خلاقانه رئیستان را تقویت کنید.
✍منبع: Harvard Business Review
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شما در یک جلسه رودررو شرکت کردهاید و در مورد اولویتهای فعلی خود واضح و روشن هستید؛ اما با پنج ایده جدید که رئیستان تنها در ذهنش تصور کرده است روبهرو میشوید. زمانی که به این فکر میکنید که ممکن است زمانی که پشت میزتان نشستهاید ناگهان ایمیلی با مضمون «یک فکر جدید» منتظرتان باشد دچار ترس میشوید!
روسای آرمانگرا میتوانند هیجانانگیز، جذاب و نوآور باشند. زمانی که هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید با همه ایدههای نوآورانه آنها همگام شوید، آنها احساس یاس و درماندگی میکنند. براساس تجربه، در اینجا چند استراتژی مفید ارائه میشود تا زمانی که رئیستان ایدههای خلاقانه بسیار زیادی ارائه میدهد بتوانید آن موقعیت را مدیریت کنید.
👈احترام متقابل ایجاد کنید
اگر خودتان را تحت فشار ایدههای خلاقانه رئیستان یافتید، به احتمال زیاد بیشتر یک فرد عملگرا هستید. اگر مراقب نباشید، میتوانید یک نگرش قضاوتی مانند این را گسترش دهید که «من تنها فردی هستم که همه کارها را انجام میدهد و ارزش ایجاد میکند.» و این نگرش میتواند منجر به این شود که شما احترام لازم برای دیدگاهی که رئیستان ارائه میدهد را از دست بدهید. از این تله اجتناب کنید و در عوض تمرکزتان را بر احترام دوطرفه بگذارید.
👈بدانید که همه این ایدهها نیاز به عملی شدن ندارند
اگر شما فردی هستید که به شدت بر عملگرا بودن متمرکزید، ممکن است بهطور خودکار فرض کنید زمانی که رئیستان یک ایده را به اشتراک میگذارد از شما انتظار دارد آن را عملی کنید. اما اغلب اوقات اینچنین نیست.
بهترین راهحل این است که یک فولدر ایمیل یا مکان دیگری برای جمعآوری ایدههای رئیستان که ربطی به پروژهها یا اولویتهای فعلی ندارند فراهم کنید.
اغلب اوقات رئیستان تنها میخواهد چیزی را که در ذهنش میگذرد با شما به اشتراک بگذارد و با تایید ایده مذکور راضی خواهد شد.
قانون کلی در این موقعیتها این است که پیش از اینکه کاری انجام دهید، صبر میکنید تا این ایده چند بار دیگر ارائه شود، در غیر این صورت میتوانید از آن گذر کنید. ( اما اگر او انتظار دارد که هر ایدهای دنبال شود، شما نیاز به استفاده از استراتژیهای مذاکره در مورد انتظارات خواهید داشت.)
👈تعهد زمانی را توضیح دهید
افراد مشتاقِ ایدههای خلاقانه، اغلب در تخمین مدت زمانی که فعالیتها طول خواهند کشید با دشواری روبهرو هستند. اگر دریافتهاید که رئیستان بهطور جدی میخواهد یک ایده جدید را دنبال کند اما دنبال کردن این ایده مدت زمان قابلتوجهی را صرف خواهد کرد، به او کمک کنید تا از هزینههای آن آگاهی یابد. با توضیح این هزینهها، فشار از دوش شما برداشته شده و بر دوش رئیستان قرار خواهد گرفت تا منابع لازم برای آن را فراهم کند.
👈به برنامه بازگردید
اگر رئیستان تمایل دارد تا مدام ایدههای جدید ارائه دهد، احتمالا در ایجاد اولویتها با دشواری روبهرو است. بهجای در نطفه خفه کردن یک ایده که در مورد اجرای آن هیجانزده است، توجه خود را به برنامه ماهانه یا سهماهه تیمتان دوباره متمرکز کنید.
سوالاتی مانند این را بپرسید که: به نظر شما این ایده جدید چگونه با اهداف فعلی ما در تناسب است؟ اگر ما این ابتکار جدید را بر عهده بگیریم، باید از کاری دیگر منصرف شویم یا آن را به تاخیر بیندازیم، کدام یک را میخواهید دوباره اولویتبندی کنید؟ آیا این ایده چیزی است که ما اکنون نیاز به اجرای آن داریم یا آیا میتواند به سال بعد موکول شود؟
کار با رئیسی که جریان دائمی از ایدههای خلاقانه را داراست میتواند مهیج یا تضعیفکننده باشد. با استفاده از این چهار استراتژی، میتوانید در حین اینکه فشار و ناامیدی تلاش در جهت کنترل ایدهها را به حداقل میرسانید، نقاط قوت خلاقانه رئیستان را تقویت کنید.
✍منبع: Harvard Business Review
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
الهی
بهترین آغازها آنست که
با تکیه بر نام و حضور تو باشد
با توکل به اسم اعظمت
آغاز میکنیم روزمان را،
الهی! هر جا که تو باشی
نگاه ها مهربان
کلامها محبت آمیز
رفتارها سرشار از مهر میشوند
الهی
تو باش تا همه چیز سامان یابد
🍃🌸🍃🌸
سلام
صبح شنبه تون اولین روز پاییزی تون بخیر و سلامتی و توفيقات الهي
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
الهی
بهترین آغازها آنست که
با تکیه بر نام و حضور تو باشد
با توکل به اسم اعظمت
آغاز میکنیم روزمان را،
الهی! هر جا که تو باشی
نگاه ها مهربان
کلامها محبت آمیز
رفتارها سرشار از مهر میشوند
الهی
تو باش تا همه چیز سامان یابد
🍃🌸🍃🌸
سلام
صبح شنبه تون اولین روز پاییزی تون بخیر و سلامتی و توفيقات الهي
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
✳به نام خداوندی که قلم را آفرید و آن را شایسته سوگند خویش قرار داد.
✳به نام یگانه آفریدگاری که انسان را به زیور «اندیشه» و «تفکر» آراست و او را امانتدار این ودیعه الهی قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فکر و فرهنگ و پیشتازان علم و معرفت،
✳بار دیگر فصل شکوفایی و صحیفه نورانی دانش اغاز گردید. امید اینکه کسب فضلیت و دانش ما را به سرمنزل سعادت ، رهنمون باشد.
✳در آغاز فصل مهربانی و رنگها و بازگشایی مدارس و دانشگاهها هستیم که تقارنی مبارک با سالروز رشادتهای خاطره انگیز مدافعان و رزمندگان ایران اسلامی در هشت سال دفاع مقدس دارد.
💐ضمن گرامیداشت یاد و نام دلیرمردان هشت سال دفاع مقدس، آغاز سال تحصیلی جدید را به همه دانش آموزان، دانشجویان، فرهنگیان و دانشگاهیان و تمام زحمت کشان نظام تربیت و آموزش کشور تبریک عرض میکنم. 💐
✳آگاهی و دانایی از ویژگی های انسانی است ودر پرتو این تلاش ها و کوشش هاست که انسان می تواند دستاورد های نوینی را در مسیر پیشرفت و توسعه و نگاه عقلانی در تمامی حوزه ها در عصر دانش محوری رقم زند.
✳جامعه ای به سعادت و خوشبختی راستین خواهد رسید که از آموزش و پرورشی روزآمد با استانداردهای لازم و زیرساخت های درست و کارآمد برخوردار باشد و اصل آموزش و پرورش را به عنوان مهم ترین و محوری ترین مقوله ی توسعه مدنظرداشته باشد.
✳ امیدوارم شاهد سالی پربار توام با موفقیت های بزرگ در عرصه های گوناگون علمی و آموزشی باشیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳به نام یگانه آفریدگاری که انسان را به زیور «اندیشه» و «تفکر» آراست و او را امانتدار این ودیعه الهی قرار داد و با سلام و درود به اصحاب فکر و فرهنگ و پیشتازان علم و معرفت،
✳بار دیگر فصل شکوفایی و صحیفه نورانی دانش اغاز گردید. امید اینکه کسب فضلیت و دانش ما را به سرمنزل سعادت ، رهنمون باشد.
✳در آغاز فصل مهربانی و رنگها و بازگشایی مدارس و دانشگاهها هستیم که تقارنی مبارک با سالروز رشادتهای خاطره انگیز مدافعان و رزمندگان ایران اسلامی در هشت سال دفاع مقدس دارد.
💐ضمن گرامیداشت یاد و نام دلیرمردان هشت سال دفاع مقدس، آغاز سال تحصیلی جدید را به همه دانش آموزان، دانشجویان، فرهنگیان و دانشگاهیان و تمام زحمت کشان نظام تربیت و آموزش کشور تبریک عرض میکنم. 💐
✳آگاهی و دانایی از ویژگی های انسانی است ودر پرتو این تلاش ها و کوشش هاست که انسان می تواند دستاورد های نوینی را در مسیر پیشرفت و توسعه و نگاه عقلانی در تمامی حوزه ها در عصر دانش محوری رقم زند.
✳جامعه ای به سعادت و خوشبختی راستین خواهد رسید که از آموزش و پرورشی روزآمد با استانداردهای لازم و زیرساخت های درست و کارآمد برخوردار باشد و اصل آموزش و پرورش را به عنوان مهم ترین و محوری ترین مقوله ی توسعه مدنظرداشته باشد.
✳ امیدوارم شاهد سالی پربار توام با موفقیت های بزرگ در عرصه های گوناگون علمی و آموزشی باشیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers