(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا ششماه آینده میتوانیم وقایع میلیونها سال قبل جهان رو بطور کاملا واقعی با چشمانمان تماشا کنیم .

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عینک مخصوص نوزادان نابینا .علم منتظر معجزه نمی ماند خود معجزه می کند.دانلودش کنیدخیلی جالبه👌

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠نتيجه آميختگى جهل با وضعیت‌های متفاوت در زندگى بشر ؛

1-  جهل + فقر =  جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين =  تروریسم

❇️حال به جای جهل، علم بگذارید؛
بنگر علم با وضعيتهاى متفاوت زندگى چه میکند؛

1- علم + فقر = قناعت
2- علم + ثروت = نوآوری
3- علم + آزادی =  خوشبختی
4- علم + قدرت =  عدالت
5- علم + دين = استقامت

این یک قانون است.

ادعا + معلومات = عدد ثابت
اگر عدد ثابت ۱۰۰ باشد به نسبت ، اعداد برای - ادعا و - معلومات تغییر می کند.
اگر ادعا ۸۰ باشد معلومات ۲۰ هست و اگر معلومات ۹۵ باشد ادعا فقط ۵ هست.

سلامت و عالی باشیم 🎉🎊

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from تبریز آنلاین
جدیدترین گزارش Speedtest: کاهش سرعت اینترنت ثابت و موبایل در ایران

🔹سرعت اینترنت موبایل در ایران در ماه آگوست به ۳۱.۳۳ مگابیت بر ثانیه رسیده؛ درحالی‌که در گزارش قبلی این سرعت برابر ۳۳.۴۴ مگابیت بر ثانیه بود. با این کاهش سرعت، رتبه ایران هم ۵ پله کاهش را تجربه کرده است و حالا در رتبه ۷۲ام جهان قرار دارد.

🔹سرعت اینترنت ثابت هم در کشورمان کاهش داشته و از ۱۲.۱۱ مگابیت بر ثانیه گزارش قبلی، به ۱۱.۹۲ مگابیت بر ثانیه رسیده است. در کنار کاهش سرعت، رتبه کشورمان هم چهار پله افت داشته و حالا در رتبه ۱۵۲ام جهان قرار داریم./ دیجیاتو


#تبریز_آنلاین
💥@Tabrizonline
🌐 https://eitaa.com/tabrizonline
📱http://instagram.com/online_tabriz
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕آیا این استدلال که می‌گویند من مامورم و معذور حرف درستی است؟!

🔺* چقدر در طول زندگی کاری به افرادی بر می خورید که بخاطر فرمانبرداری از مافوق وجدان و اخلاق را زیر پا می‌گذارند؟

🔺*چقدر در سازمان‌ها کارکنانی می‌بینیم که کاری را انجام می‌دهند که از نظر آن‌ها غلط و حتی برای سازمان نتایج زیانبار در پی دارد اما بخاطر تبعیت از مافوق به آن ادامه می‌دهند؟

🔺*چرا بسیاری از ما زمانی که بر اساس «مسئولیت شخصی» رفتار می‌کنیم، وجدان خود را دخالت می دهیم اما زمانی که قرار است بر اساس مسئولیت شغلی رفتار کنیم به عواقب کار و مسئولیتی که متوجه ما هست کمتر فکر می کنیم؟ و احساس می کنیم چون فرد دیگری در این خصوص به ما فرمان داده ما فقط به اصطلاح ماموریم و معذور به انجام دادن آن هستیم؟

🔺*آیا اگر مدیر من از من بخواهد برای پیشبرد کار شرکت یک عده از همکاران خویش را به انحا مختلف اذیت کنم و من این کار را انجام دهم با گفتن این که “من که نمی خواستم تصمیم او بود” مسئولیت از ما سلب می شود؟؟؟  پس نقش وجدان و انسانیت و فظیلت های انسانی و کلا عقل و شعور خود شخص چه می شود و چه جایگاهی دارد؟

🔺*چرا در کشور ما بسیاری از مدیران وقتی در جایگاه قدرت قرار می گیرند، براحتی مفهوم ماموریت را جایگزین مسئولیت می کنند؟

🔺فلذا به نظر می رسد یکی از جملات نفرت انگیز که برخی از انسان ها با تکیه بر آن وجدان بیدار خویش را، ماهیت انسانی خویش را زیر پا میگذارند همین جمله است « که من مامورم و معذور!!!).

🔴فردی که این جمله را بکار میبرد در وحله اول به خودش توهین میکند. به عقل شعور خودش پشت پا میزند،  در این حالت خودش را فاقد قوه تعقل و تفکر جا میزند. چرا که با به کاربردن این جمله با اذعان به ناتوانی خود در استفاده از عقل و شعور خدادادی و عدم توانمندی در استفاده از تحلیل شرایط و مقتضیات یک مساله، سعی میکند بسان یک ربات برنامه ریزی شده (از طرف دیگران) بدون  بهره مندی از  قوه عقل  یک مساله را اینگونه به پیش ببرد. در حالی که خداوند کریم و مهربان برای هر بنی بشری نعمت عقل و شعور را ارزانی داشته تا ضمن بهره مندی از آن قدرت و آیت خداوندی بتواند در موقعیت ها و شرایط متعدد سره را از ناسره تمیز داده و راه صواب را برگزیند. و دقیقا به خاطر همین قوه فکر و تعقل درک و شعور است که ماهیت انسان را از حیوانات و جمادات و اشیای بی روح و بی جان مشخص و متمایز میکند.

🔴نمونه بارز آن یک دستگاه برش است که به سب قانون معینی که برایش از قبل تنظیم شده موظف است هر پنج ثانیه یک بار کار برش را روی یک قطعه انجام دهد. حالا به واسطه عدم برخورداری از قوه فکر و تعقل برایش فرقی نمیکند که در لابه لای  تیغه های برنده اش، دست یک انسان مانده باشد یا اینکه یک قطعه بی جان دیگر. فلذا کار خودش را طبق اون برنامه و دستوری که برایش تعریف کرده اند انجام میدهد. بدون اینکه بتواند دخل و تصرفی در اون دستور تنظیمی قبلی برحسب  مقتضیات و شرایط پیش آمده داشته باشد، آن کار را انجام میدهد. فلذا افرادی که معتقد و معترف به ضرب الامثل «من مامورم و معذور !!!» هستند و همواره در پیش برد اهداف خود از آن جمله استفاده میکنند دقیقا مشابه اون دستگاه بی جان و بی روح برش هستند که فاقد قوه عقل و شعور و درک و فهم  خدادادی هستند. و نمی توانند خودشان شخصا موقعیت ها و شرایط محتلف را با عقل و درایت و فهم شور خویش سبک سنگین کرده و مدیریت کنند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️تئوری موسی چیست؟


🔴دوستی میگفت: یک خواهرزاده داشتم بنام مصطفی.

وقتی مدرسه می‌رفت، درسش اصلا خوب نبود و خواهر من از دست این پسر پیر شد.البته الحمدلله حالا عاقبت بخیر شده.
این بچه توی کلاسشون یک شاگرد اول داشتند که اسمش «موسی» بود و مصطفی خودش در همه درس‌ها افتضاح بود.

🔻عصر وقتی که مصطفی از مدرسه میومد خونه، خواهرم ازش می‌پرسید مصطفی دیکته چند شدی؟ اولین چیزی که مصطفی می‌گفت این بود که موسی شده یازده!! (معنی این حرف این بود که مثلا من شدم هفت) ولی اول نمره موسی رو می‌گفت که گند خودش رو توجیه کنه!

🔻یک روز دیگه که میومد خونه همشیره ما ازش می‌پرسید مصطفی ریاضی چند شدی، بلافاصله می‌گفت موسی شده ۱۳!! با گفتن نمره موسی خواهرم خودش می‌فهمید که مصطفی چه گندی زده...

🔻همشیره من می‌گفت وای به اون روزی که مصطفی در یک درسی می‌گفت: موسی شده ۱۰...، اون روز سخت‌ترین روز من بود، چون معنی این حرف این بود که «من شدم مثلا ۲» اما اگر موسی ۲۰ یا ۱۹ می‌شد دیگه مصطفی هیچ حرفی در باره نمره موسی گزارش نمیداد.


☑️  ما بین آشنایان و دوستان اسم این روش و تکنیک رسانه‌ای و اطلاع رسانی صداوسیما و جراید کشور را گذاشتیم «تئوری موسی». اکنون همه ما به خوبی با این تئوری آشنایی داریم و با آن زندگی می‌کنیم.

🔻یعنی هر وقت یک خراب کاری در کشور واقع میشه، صدا و سیما و جراید و رسانه‌ها شروع می‌کنند به نشر اخباری که بعضی از کشورهای دنیا در اون موضوع بخصوص یک مشکلی براشون پیش اومده.

🔻نظیر «تئوری موسی» رو ما در بحران گاز، آتش سوزی، سیل، خشکسالی، تلفات و ابتلا به کرونا، بی‌واکسنی و... بطور مستمر شاهد هستیم.

ولی هيچوقت صدا و سیما و جراید، از کارهای خوبی که آمريکا و کانادا، اروپا و بطور کلی غرب برای مردمش می‌کند، حرفی نمی‌زند و فقط موقع خراب کاری‌های مسئولین، یاد غرب می‌افتند!

متاسفانه تئوری موسی یک "روش مدیریتی" در کشور ماست.

#تئوری_موسی
#روش_های_مدیریتی

🔷منبع؛ ترفند مدیریت

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📌اثر میلگرام چیست؟

نتیجه یک پژوهش که جهان را تکان داد

مردی که برای آزمایش آمده بود، دستش را در کاسه‌ای کرد که در آن کاغذهای مختلف به صورت تا شده قرار گرفته بود. قرار بود با چیزی شبیه قرعه کشی، مشخص شود که او «آزمایشگر» خواهد بود یا «آزمایش شونده». برگه را درآورد و دید: نقش او «آزمایشگر» بود.

هیچکس به مرد نگفت که روی تمام کاغذ‌های داخل آن کاسه، نوشته شده: «آزمایشگر». به همین دلیل، در تمام مدت آزمایش، آن فرد فکر می‌کرد که در اتاق مجاور، مرد دیگری نشسته است که قرعه‌ «آزمایش شونده» به نامش درآمده.

ژنراتور را روشن کردند. هدف از آزمایش،‌ «ارزیابی اثر تنبیه بر روی حافظه و کارکرد آن» بود. به آزمایشگر لیستی از کلمات و معانی آنها داده می‌شد تا آنها را با میکروفونی که داخل اتاقش بود برای «آزمایش شونده اتاق مجاور» بخواند و سپس سوالاتی چهار جوابی را برای او می‌خواند تا ببیند آیا می‌تواند گزینه‌ی درست را انتخاب کند یا نه؟

آزمایش شونده، با انتخاب یکی از چهار کلیدی که پیش روی او قرار داده بودند، گزینه مورد نظرش را اعلام می‌کرد. گاهی درست و گاهی نادرست.

هر بار که پاسخ نادرستی داده می‌شد، با فشار یک دکمه، شوک الکتریکی به مردی که در اتاق مجاور بود وارد می‌شد. میزان شوک با توجه به تعداد خطاها افزایش پیدا می‌کرد. طبیعی است که با افزایش شدت ولتاژ، صدای فریاد مردی که در اتاق مجاور بود به گوش می‌رسید.

بعضی وقتها، نگرانی و ناراحتی در چهره «آزمایشگر» دیده می‌شد. گاهی می‌پرسید: «واقعاً اینقدر زجر دادن لازم است؟ اصلاً انسانی است؟» و مردی که با لباس سفید آزمایشگاه، بالای سرش ایستاده بود توضیح می‌داد که: «بله. باید ادامه دهیم. چاره دیگری نداریم.»

به آزمایشگر گفته نشد که صداهایی که می‌شنود، صداهای ضبط شده است و واقعاً شوکی در کار نیست. او در مقابل خودش ژنراتوری را می‌دید که هر بار، ولتاژش را بالا می‌برد و با فشار یک دکمه، شوکی را به مرد دیگری که در اتاق مجاور است وارد می‌کند.

این آزمایش ۴۰ بار و با ۴۰ نفر مختلف انجام شد. از این ۴۰ نفر، هیچکدام وقتی شنیدند که طرف مقابل می‌گوید: من مشکل قلبی پیدا کردم، آزمایش را متوقف نکردند. ۲۵ نفر از آنها، حاضر شدند تا ۴۵۰ ولت شوک به طرف مقابل وارد کنند. این در حالی است که از ۳۴۵ ولت به بالا، صدای جیغ و اعتراض قطع می‌شد و به نظر می‌آمد که آزمایش شونده، یا مرده یا از هوش رفته است!

نکته دردناک این آزمایش، که استنلی میلگرام آن را ترتیب داد این بود که: این مردها، شوک را به یک غریبه وارد نمی‌کردند. آنها در زمان قرعه کشی، طرف مقابل را دیده بودند و کاملاً باور داشتند که یک تصادف، آنها را به «آزمایشگر» تبدیل کرده و ممکن بود خودشان روی صندلی اتاق مجاور نشسته باشند.

آزمایش میلگرام در سالهای بعد به شکلهای مختلف تکرار شد و در هیچ آزمایشی، تعداد کسانی که اعمال این شوکها را متوقف کرده و به آزمایش اعتراض کردند از یک سوم جمعیت بیشتر نشد.

میلگرام، در تفسیر آزمایش خود، به نکته مهمی اشاره می‌کند: رفتار ما انسانها به دو دسته تقسیم می‌شود. زمانهایی که بر اساس «مسئولیت شخصی» تصمیم می‌گیریم و زمانهایی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم.

ما زمانی که بر اساس «مسئولیت شخصی» رفتار می‌کنیم، وجدان خود را دخالت می‌دهیم. از منطق خود استفاده می‌کنیم و به پیامدهای تصمیم و رفتار خود فکر می‌کنیم. اما زمانی که بر اساس «ماموریت شغلی» رفتار می‌کنیم، نیازی نمی‌بینیم که به منطقی بودن یا اخلاقی بودن کاری که انجام می‌دهیم فکر کنیم و این خطرناک است چه بسا به دیگران اسیب جبران ناپذیری بزنیم. به هر حال حتی اگر براساس وظیفه شغلی و دستور مافوق هم عمل کرده باشیم باز ما خود مسئول اعمالمان هستیم و نمیتونیم به هیچ وجه آنرا توجیه کنیم. بنابراین  بنظر میرسد تنها راه رهایی از این وضعیت، اگاهی به اعمالمون باشد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰اصلاح ساختار یا نهاد ؟

شاید در ابتدا اهالی مدیریت اهمیت ساختار و اصلاح آن را بسیار بدانند و البته در برخی شرایط اندک شاید این فرض صدق کند.
اما بنابر دلایلی باید امروز ما  به تعدیل نقش ساختار فکر کنیم.
مهم ترین آن این است که چرا ساختارهای مشابه دارای نتایج و پیامدهای همگون نیستند ؟
به عنوان مثال ما در بخش ساختار بوروکراسی ملی(ادارات و وزارت خانه ها) و حتی بوروکراسی های حرفه ای(شبیه دانشگاه ها)
از ساختار نزدیک به مدرن ترین ساختارهای روز برخورداریم (و حتی این ساختارها  را اصلاح  مینماییم مانند مدیریت خدمات کشوری که بی شباهت باnpm و اصلاح ساختاری ناشی از کاهش تصدی گری دولت و کاهش سطوح هرم  سازمانی و عملکرد گرایی در روی کاعذ نبود) اما در عمل تاثیر این ساختار  متفاوت از جوامع پیشگام اصلاح مدیریت دولتی بود؟اول باید فهم کنیم  که چه عواملی بر ساختار تاثیر میگذارند آن بستر درونی که میزان تاثیر محیط داخلی و خارجی بر ساختار به عنوان یک مدل برآمده از واقعیت است مهم است!!!
دوم اینکه ساختار ما برآمده از چیست و چه حد با واقعیات برآمده از سطوح فرد(روانشناختی )و عوامل  اجتماعی( بسترفرهنگی و اقتصادی  و سیاسی و دینی و تاریخی ومناسبات اجتماعی)است.
لذا هنگامی که ساختار بر آمده از واقعیت ها باشد اصلاح در آن موجب نتایجی مورد انتظار میگردد و هنگامی که ساختارها برون زا و فرمال باشد تاثیر اصلاح ساختار اندک است!!!
اگر ساختار سازمانی را  شیوه‌ای بدانیم  که به وسیله آن فعالیت‌های  تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می‌شوندو سازمان‌ها ساختارهایی را به وجود می‌آورند تا فعالیت‌های عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و کارهای اعضاء را کنترل کنند. ساختار سازمانی تصریح می‌کند که وظایف، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی، همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند.
اما از انجا که ما یک ساختاری پنهان برگرفته از طبیعت اشخاص فرهنگ،اقتصاد،مناسبات پیچیده داریم که در کنار ساختار رسمی فعالیت میکند دم زدن از اصلاح ساختاری (یاهمان ساختار فرمال ) بیشتر در نمودار سازمانی و ویترین بازدید سازمان عیان است.
لذا باید به اصلاح پدیده هایی فراتر از ساختار سازمانی اندیشید و احتمالا متغیر مهم تر اصلاح نهادها به معنای قوائد ذهنی تعیین کننده رفتار پیش رفت!که البته این امری کلان است و در بستر خرد سازمان و مدیریت منابع انسانی دشوار!
در اینجا چه میزان نقش آموزش مهم میشود!و پس از آموزش و درونی سازی اهمیت آن  وظایف از فرد محور بودن به نهاد محور بودن ارتقا مییابد و دیگر بار رفتن یک مدیر تحول گرا  و یا یک اصلاح گر سازمانی شاهد برچیده شدن  بساط تعالی سازمان ها نخواهیم بود!هر چند که سه عامل  ۱_دوران کوتاه مدت حضور مدیران اصلاح گر ۲_ یا تفکر کوتاه مدت سایر مدیران ۳_ساختارهای تقلیدی و فرمالیته موانع بزرگ  چنین رویکردی هستند.
سهراب رستمی کیا

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
🔰انواع سبک های تفکر:

1- تفکر مستقل یا مطلق: تفکری است فارغ و رها شده از ذهنیت گرایی، منابع تجربی، تجارب هیجانی، تفکر منطقی، دوگانگی و جدایی موضوع و ذهن.

2- تفکر انتزاعی: تفکری است که جزئی از موضوع را از دیگر اجزا تفکیک نموده و بدون توجه به اجزای دیگر، آن را مورد ملاحظه قرار می دهد.

3- تفکر تحلیلی: بر پایه جدا سازی یک موضوع به عناصر و اجزای تشکیل دهنده آن. فرق آن با تفکر انتزاعی در توجه یکسان به همه اجزا است.

4- تفکر عقل سلیم: یک راه طبیعی و درونی تفکر است. این تفکر کاملاً با خرد پذیری، وجدان، استانداردهای اخلاقی و هنجارهای اجتماعی مرتبط است.

5- تفکر مفهومی: این تفکر مبتنی بر فرآیند ادراکی مفهوم پردازی یا مفهوم آفرینی است. و بر ویژگی های درونی ساختار ذهن و مرتبط است. به عبارت دیگر، زبان و فکر از طریق این تفکر با هم مرتبط هستند.

6- تفکر عینی: برخلاف تفکر انتزاعی با ذات ملموس دنیای واقعی سرو کار دارد و با مفاهیم و ایده های انتزاع شده از موجودات و پدیده های حقیقی رابطه ای ندارد.

7- تفکر کیهانی: تفکر کیهانی (جهان شمول) برخلاف تفکر خود محور، هنگام بررسی معانی حوادث گذشته و ترتیب حوادث آینده، به جهان و تمام عالم رجوع می کند.

8- تفکر انتقادی: تفکر انتقادی به معنی تفکر بی طرفانه است. تفکر انتقادی از جزم گرایی و شکاکیت اجتناب می کند و درتلاش برای پیدا کردن راه میانه ای است که از یک طرف فلسفه کل نگر در نظر گیرد و از طرف دیگر اصول را از منظری دیگر بازنگری کند و در این راه همانطور که از آخرین مفاهیم و پیشرفت های علوم استفاده می کند از پیشرفت های قبلی بشر نیز بهره مند شود.

9- تفکر خودمحور: از آن‌جایی که انسان‌ها بطور طبیعی خود محور هستند، برای تبدیل آن به یک تفکر برونگرا، کل نگر و فراگیر، احتیاج به تلاشی ارادی و آگاهانه داریم.

10- تفکر هیجانی: تفکر هیجانی (عاطفی) مبتنی بر پایه تجربیاتی چون احساسات، هیجانات، عواطف و … می باشد. تفکر هیجانی نسبی است و با پیشداوری ها، هنجارهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و … تغییر می کنند.

11- تفکر تجربی: تفکر تجربی مبتنی بر تجربیاتی است که از طریق حواس پنجگانه به انسان منتقل می شود. درست برخلاف تفکر مستقل یا مطلق که خود را از تجارب فارغ می کرد.

12 تفکر کارکردی: تفکری است که کارکردها و روابط سببی را در نظر می گیرد و زیر مجموعه ای از تفکر علمی است.

13- تفکر کل نگر: این تفکر تلاشی است برای غلبه بر محدودیت های طبیعی و دانش ارجاعی ما و این تنها با گذشتن از مرزهای تعیین شده دانش ارجاعی و با استفاده از تفکر تغییر پذیر و آزادای گمانه زنی میسر است.

14- تفکر شهودی: تفکر شهودی در واقع برترین قابلیت نهفته ذهن است که فراسوی محدودیت های تفکر عقلایی یا منطقی است و به امکانات و قابلیت های ناشناخته و قدرت مغز ما منتهی می شود.

15- تفکر منطقی: به طور کلی تفکر منطقی یک نظر کاملاً عقلایی است که بر طبق قاعده های صحیح و منطقی پایه گذاری شده است.

16- تفکر جزء نگر: این سبک فکری در مقابل تفکر کل نگر است و سعی می کند مفاهیم و پدیده های پیچیده را با تحلیل اجزای سازنده آن بهتر درک کند و آنها را به جنبه های اساسی و مقدماتی تبدیل کند.

17- تفکر علمی: تفکر علمی تفکری است بر پایه روشهای علمی و ایده ها و نظریات مبتنی بر علم.روش علمی است که از لحاظ عقلایی قابل پذیرش و معتبر است.

18- تفکر سیستمی: تفکر سیستمی براساس نظریه سیستم ها بنا شده است. تئوری سیستم ها از دید رابطه متقابل و وابستگی متقابل پدیده ها به جهان نگاه می کند.

19- تفکر کلامی: تفکری است متکی بر حافظه کلامی ذهن که موضوعات و پدیده ها را به کمک الفاظ و زبان، شناسایی، درک و توصیف می کند.

20- تفکر دیداری: تفکری است متکی بر حافظه دیداری یابصری که موضوعات را به کمک تجسم تصاویر و اشکال آنها شناسایی، درک و توصیف می کند.

21- تفکر همگرا: تفکر همگرا تفکری است که در آن عقل دائم در تلاش است تا فرآیند تفکر خاتمه یابد و هدف غایی آن توقف فکر است.

22- تفکر واگرا: تفکر واگرا تفکری است در مقابل تفکر همگرا و دائم درتلاش است تا فرآیند تفکر، گسترده تر و بازتر گردد و هدف غایی آن رسیدن به موقعیت های تازه و جدید است.

23- تفکر منفی: تفکر منفی تفکری است که جنبه های مثبت موضوع را نادیده می گیرد و تمام توجه معطوف به جنبه های منفی می گردد.

24- تفکر عملی یا اجرایی: تفکر عملی یا اجرایی این تفکر در مقابل تفکر واکنشی یا تفکر انتقادی قرار دارد. تفکر واکنشی و انتقادی هنگامی بجریان می افتد که چیزی پیش رو باشد تا نسبت به آن واکنش یا انتقادی به عمل آید.

25- تفکر خلاق یا جانبی: تفکر خلاق تفکری است مولد که تازگی و تفاوت را به ایستایی و یکنواختی ترجیح می دهد و تفکری است که در آن سیال بودن، انعطاف پذیری، بسط و ابتکار اصالت دارد.

🔰کانال مدیران شایسته

🔺@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
📕تفکر سیستمی؛

🔹دنیایی که در آن قرار گرفته‌ایم دنیای بسیار پیچیده‌ای است و برای درک زمینه‌ها و حوزه‌های مختلف آن کار دشواری در پیش داریم. عوامل و متغیرهای گوناگونی برهم اثر می‌گذارند و بیش‌تر این عوامل در حال تغییر و تحول بوده و در طول زمان تکامل می‌یابند.

🔹در این میان حوزه کسب و کار و مدیریت آن نیز از این پیچیدگی مستثنی نیست و مدیران جهت مدیریت اثربخش و کارای سازمان خود با مشکلات بسیاری رودرو می‌باشند. تصمیمات مختلفی که گرفته می‌شود بر هم اثرگذار بوده و تغییرات متغیرهای گوناگون نیز آن‌ها‌را تحت تاثیر قرار می‌دهند. ازطرفی بسیاری از این متغیرها و روابط نیز ازنظر حسابداری قابل سنجش نمی‌باشند که بر دشواری کار می‌افزایند

🔹بنابراین باتوجه به پیچیدگی‌های ذکر شده، نیاز به یک دید کل‌نگرانه است که با درنظر گرفتن روابط بین متغیرها و عوامل گوناگون، صرفاً به اجزا نگاه نکرده و روابط بین آن‌ها و کلیت سیستم را نیز مورد توجه قرار دهد. در واقع آن‌چه که مورد نیاز است، تفکری سیستمی است که با ابزارهای خود این پیچیدگی را مهار کند

🔺طبق برنامه مطالب آتی کانال به موضوع « تفکر سیستمی» اختصاص می یابد


🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
✅کلمه تفکر سیستمی مدتی است که در میان مدیران، کارشناسان، مشاوران  و صاحبان سرمایه بر زبان ها جاری می شود و اینطور به نظر می رسد که کلمه بسیار جذاب و دارنده تفکر سیستمی فردیست که بر همه مشکلات غلبه نموده و در مقابل تفکر سنتی به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کند. به راستی تفکر سیستمی چیست ؟

✅تفکر سیستمی چیست؟

🔹در اینجا دو کلمه داریم یکی تفکر و دیگری سیستم، از تلفیق این دو کلمه شیوه ای بدست می آید که نهایتاً دیدگاه صاحب تفکر سیستمی را به موضوعات پیرامون تغییر می دهد. این تغییر دیدگاه موجب می شود که به جای نگاه به اعضای مستقل یک مجموعه به کل فرآیند هائی که موجب موفقیت آن مجموعه می گردند توجه داشته باشیم.

🔹بطور مثال وقتی سوار یک خودرو می شوید و شروع به رانندگی می کنید، مجموعه ای از قطعات و فرآیند ها موجب حرکت خودرو شما می گردد و کل خودرو شما یک سیستم را تشکیل می دهد. هرچند عملکرد هریک از قطعات به تنهائی مهم است اما هیچ قطعه ای به تنهائی خواسته های شما را برآورده نمی کند هیچ یک از قطعات خودرو به تنهائی قادر به رساندن شما به مقصد نیستند. یک باک بنزین 20 لیتری قادر نیست به تنهائی حتی یک کیلومتر شما را به حرکت درآورد، هرچند که یک خودرو کامل هم بدون یک لیتر بنزین حرکت نمی کند.

🔹سیستم مجموعه ای از بخشهائی را تشکیل می دهد که در نهایت موجب به ثمر رسیدن یک فرآیند و با یک محصول می گردد، حال اگر مجموعه ما فاقد تعامل در ارتباط صحیح بین اجزا باشد برآیند مفیدی از آن بدست نخواهد آمد. لذا در اینصورت ما فقط صاحب یک مجموعه ای از اجزای پراکنده هستیم که سیستم نیست، حال یک سازمان را تصور کنید، ممکن است شما مدیر یک سازمان باشید و این سازمان متشکل از منابع انسانی متعددی باشد، در صورتی که تعامل مشخص و هدفمند بین افراد وجود نداشته باشد شما صرفاً مدیر یک مجموعه هستید هرچند که  در این مجموعه هریک از واحدها در حال انجام دادن کارهای مربوط به خود هستند اما تعامل بین انها در راه رسیدن به اهداف نیست.

🔹حال پس از تعریف نسبی سیستم باید بدانیم که چه نوع تفکری ، سیستمی محسوب می شود. مسلماً براساس این تعاریف تفکر سیستمی نوعی از تفکر و نگرش است که بر تعامل بین اجزاء و نحوه رسیدن به اهداف کلان با استفاده از هر یک از اجزا تاکید داشته باشد. در این نوع تفکر جایگاه و ارزش هریک از اجزا در محل خود مورد توجه قرار گرفته و برنامه ای برای تعامل سیستم وجود دارد.

🔹بطور مثال بدن انسان متشکل از اجزایی است که هر یک در جایگاه خود ارزشمند است و به طور مستقل فعالیت خود را انجام می دهد اما همانطور که همه می دانیم فعالیت هریک از اعضای بدن به طور مجزا تاثیری بر سیستم نداشته و زمانی فعالیت آنها مفید خواهد بود که در سیستم بدن قرار گیرد. مورد دیگر این است که این سیستم در صورت نداشتن یک برنامه مشخص برای پیشبرد اهداف ناکارآمد خواهد بود و همین سیستم مشابه که میلیاردها نمونه از آن در جهان وجود دارد بدون رهبری صحیح راه به جایی نمی برد.

♻️با مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagers
💢 اصول کلی "تفکر سیستمی" از منظر  راسل ایکاف

۱. مسائل امروز ناشی از راه‌ حل‌های ديروز است.

۲. معمولا راه نو حل‌های ساده انگارانه راه به جايی نمی‌برند.

۳. رفتارها و نتايج خوب مقطعی و زودگذر به دنبال خود نتايج بدی را به بار می‌آورند.

۴. درمان می‌تواند از خود مرض بدتر باشد.

۵. سعی و اجبار در رشد سریعتر نتیجه‌ای معکوس و رشدی کندتر را به بار می‌آورد.

۶. نشانه‌های بيماری سیستم‌ها و اسباب و علل اين بیماری‌ها به لحاظ زمانی و مکانی الزاما نزديک به هم نيستند.

۷. تغييرات کوچک نتايج بزرگی به بار می‌آورند ولی بايد دانست محدوده عمل اين تغييرات الزاما بديهی نيستند.

۸. از تقسيم يک فيل بزرگ به دو قسمت، دو فيل کوچک پديد نمی‌آورد.

۹. هرگز نبايد شرايط محيطی را سرزنش کرد./ آکادمی مدیریت حرفه ای

🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید. 

@CompetentManagers
🔴 نظام آموزشی ژاپن چگونه به دانش آموزان کشورش روش زندگی کردن فردی و اجتماعی را می آموزد

✍️ رضا بژکول


♈️ نکته ظریف   (در ژاپن دانش آموزان تا ۱۰ سالگی امتحان ندارند. آن ها تا این زمان یاد می گیرند که چگونه زندگی کنند. یاد می گیرند از حیوانات مراقبت کنند، به دیگران احترام بگذارند و طبیعت را درک کنند. آن ها در طول این مدت ارزش هایی چون خودکنترلی، مسئولیت و عدالت را می آموزند.)

♈️ چرا مدرسه های  ژاپن سرایدار ندارد ؟
در مدارس ژاپن به عنوان بخشی از آموزش به بچه ها یاد می دهند که محیط اطرافشان را تمیز نگه دارند. اگر هر شخصی به نوبه خود مراقب فضایی که در آن با دیگران سهیم است باشد همیشه در محیطی هماهنگ زندگی خواهیم کرد.

♈️ این ذهنیت به بچه ها احترام و مسئولیت پذیری را می آموزد. بنابراین بچه ها خودشان را جدای از این مسئولیت نمی بینند و در مقوله نظافت به یکدیگر کمک می کنند.

♈️ دانش آموزان در مدرسه نهار می خورند و بعد از غذا میز را تمیز کرده و زباله را داخل زباله دان می ریزند. بطری های شیر را برای بازیابی جمع آوری می کنند.

♈️ دانش آموزان حتی در داخل کلاس همراه با معلم نیز نهار می خورند. این کار باعث قوی شدن رابطه بین معلم و دانش آموز می شود.
هنگام نهار بچه ها وظیفه دارند از معلم پذیرایی کنند چون هیچ نیروی خدماتی در مدرسه وجود ندارد.

♈️ بعد از نهار همه جا تمیز و پاکیزه می شود به طوری که فکرش را هم نمی کنید که قبلا در این مکان غذا خورده شده.
علاوه بر این در مدارس به بچه ها یاد می دهند که چگونه غذاهای ساده درست کنند.

♈️ این روش آموزش به بچه ها کمک می کند تا استقلال و مسئولیت و اخلاق کاری را بیاموزند.


♈️فواید طولانی مدت این نوع آموزش چیست؟
آموزش نظافت به بچه ها بهترین راه برای ایجاد فرهنگی است که نظافت نیز جزء حقوق محسوب می شود. آن ها یاد می گیرند که از محیط به خوبی حفاظت کنند و با کار گروهی از کمک های یکدیگر بهره ببرند.

♈️ آن ها در حال تمیز کاری می توانند با دوستانشان هم گفتگویی داشته باشند به همین دلیل این کار برایشان کاری کسل کننده نیست.

♈️ پشت این آموزش اهداف ارزشمند دیگری هم وجود دارد. بچه ها یاد می گیرند که محیط زیست حفاظت کنند و هرگز این رفتار  و عادت خوب را فراموش نمی کنند. در واقع نظافت ابزاری است برای آموزش یک عادت.

♈️ به گفته یکی از آموزگاران ژاپنی:
مدرسه فقط آموزش کتاب ها نیست، مدرسه آموزش عضو جامعه بودن و مسئولیت پذیری به عنوان یک عضو جامعه می باشد.
هدف مدارس عمومی آموزش تمام جنبه های زندگی است نه تنها آموزش کتاب ها. آن ها زندگی کردن را یاد می گیرند. آن ها یاد می گیرند که در آینده کسی به نظافت آن ها نمی پردازد و تنها خودشان باید این کار را انجام دهند.


♈️ والدین از این داستان چه چیزی می آموزند؟
بچه ها به آموزش نیاز دارند. آموزش تنها راهی برای پرورش هوش آن ها نیست بلکه راهی برای انسانی مفید بودن است. انسانی که برای طبیعت و محلوقات ارزش قائل است. دوران مدرسه بهترین دوره در زندگی بچه هاست. آن ها در مدرسه مهارت ها، عادت ها و تجربیات را می آموزند.

♈️ ما به عنوان والدین باید به پیشرفت مدارس در جهت ساخت آینده کودکانمان کمک کنیم.
بچه ها نیاز دارند که احترام، مسئولیت و عدالت را بیاموزند. فقط پیشرفت هوش مهم نیست بلکه پیشرفت در انسانیت نیز مهم است.

♈️ شاید والدین دوست نداشته باشند کار کردن و نظافت کودکانشان را ببینند اما بدون شک دوست دارند که شخصیت کاملی داشته باشند.
پس خود عمل نظافت در مدرسه مهم نیست بلکه نتایجی که از آن بدست می آید مهم است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
♓️ویژگی‌های مشترک افراد باهوش و متفکر چیست؟

🔸به نظر می‌رسد باهوش‌ترین فردی که می‌شناختم، واقعا آن‌قدرها هم باهوش نبود.
او دائما در ابتدای صحبت‌هایش از عباراتی مانند «من فکر می‌کنم» و «به نظر می‌رسد» استفاده می‌کرد. وقتی از او نظر می‌خواستند، مطمئن نشان نمی‌داد و مرتبا بازخورد می‌خواست و دنبال نظرات دیگران بود و از آن‌ها می‌خواست درباره‌اش صحبت کنند.

🔸در حالی‌که داشتم از او ناامید می‌شدم، با گذشت زمان فهمیدم که این رفتارها نشات گرفته از یک عقل خیره‌کننده هستند. او یک آدم هوشمند بود. هوشمند به معنای واقعی کلمه، یک آدم بصیر و درخشان و بسیار باهوش درباره هر چیزی حتی ارتباط با مردم!

🔸این وضعیت به اثر Dunning-Kruger معروف است. در این اثر افراد با توانایی بالا تمایل دارند این توانایی نسبی خود را پایین‌تر بیاورند و در عین حال تصور می‌کنند وظایفی که برای آن‌ها آسان است، برای دیگران نیز آسان خواهد بود.

🔸هرچه باهوش‌تر باشید، کمتر فکر می‌کنید که می‌دانید؛ چون شما واقعا می‌دانید واقعا چه چیزهای زیادی برای دانستن وجود دارد.
این خصلت یک اعتقاد درونی است که علی‌رغم شواهدی که نشان می‌دهد بسیار می‌داند و باهوش و متفکر است، ولی خودش این‌طور فکر نمی‌کند و اطلاعاتش را ناکافی می‌داند و سطح متوسطی در پیش می‌گیرد.

🔸«آدام گرنت»، نویسنده کتاب‌های انگیزشی و خلاقیت، در کتاب «Think Again» می‌نویسد:
«متفکران بزرگ می‌دانند همه ما نسبت به برخی دانستنی‌ها ناآگاه هستیم و خود را متعهد به دانستن بیشتر می‌کنند. آن‌ها پرسش‌های جدیدی مطرح می‌کنند تا بیشتر بیاموزند، چون تلاش برای یادگیری هرگز پایانی ندارد. عادت این یادگیرندگان مادام‌العمر این است که تا می‌توانند از هر فردی که ملاقات می‌کنند، چیزی یاد بگیرند.»

◀️ ویژگی مشترک همه افراد باهوش و متفکر

🔸«جف بزوس»، مدیرعامل شرکت آمازون می‌گوید: «باهوش‌ترین افراد، دائما در حال تجدیدنظر در ادراک خود هستند و در مسئله‌ای که قبلا حل کردند، دوباره فکر کرده و تجدیدنظر می‌کنند.»

🔸از نظر «بزوس» اثبات اندیشه، یک ویژگی مثبت نیست. خود او مرتبا اطرافیانش را ترغیب می‌کند به جست‌وجوی داده‌های جدید، دیدگاه‌های جدید، تجزیه و تحلیل‌های جدید بروند. چرا؟ چون خردمندی در اطمینان و یقین نیست. خردمندی این است که بدانید اگرچه ممکن است خیلی چیزها را بدانید، اما باز هم موارد زیادی هست که هنوز نمی‌دانید.

🔸خردمندی یعنی به جای تلاش برای اثبات درست بودن، برای کشف حقیقت تلاش کنید. خردمندی یعنی درک کنید که در اشتباه هستید و با کمال ادب عقب‌نشینی کنید.
متفکران بزرگ از اشتباه نمی‌ترسند و به اشتباه خود اعتراف می‌کنند. به راحتی می‌گویند پاسخ همه پرسش‌های عالم را نمی‌دانند و از گفتن عبارت‌هایی مانند «من فکر می‌کنم» به جای «من می دانم» ابایی ندارند.

🔸همان‌طور که «آدام گرنت» هم می‌نویسد: «غرور و مستبد بودن باعث کور شدن نسبت به نقاط ضعف خودمان می‌شود. فروتنی یک لنز بازتابنده است و به ما کمک می‌کند تا واضح‌تر ببینیم. فروتنی با اعتماد به نفس یک لنز اصلاحی است که کمک می‌کند از نقاط ضعف عبور کنیم.»
فروتنی ما را قادر می‌سازد این واقعیت را بپذیریم که از قبل چه چیزهایی را می‌دانیم و چه چیزهایی را نمی‌دانیم! چیزی که ما نمی‌دانیم، همان چیزی است که دیگران می‌دانند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
♈️ ‏آلبرت انیشتن موقع تدریس، روی تخته نوشت:
9 x 1 = 9
9 x 2 = 18
9 x 3 = 27
9 × 4 = 36
9 × 5 = 45
9 × 6 = 54
9 × 7 = 63
9 × 8 = 72
9 × 9 = 81
9 × 10 = 91

♈️ اینجا بود که بین دانشجوها پچ پچ شروع شد.
چون انیشتن داشت اشتباه میکرد!
9x10=90
♈️ دانشجوها کم کم شروع به خندیدن کردن... ‏انیشتن اجازه داد همه بخندن و‌ وقتی خنده‌ها تموم شد گفت:
من ۹ تا جواب درست داشتم، ولی فقط با یه جواب غلط همه‌تون بهم خندیدین!

♈️ می‌خوام بدونی...اگه موفق باشی، مردم متوجه کوچکترین اشتباهت میشن.
اونا در هر صورت قضاوتت میکنن.
پس اجازه نده انتقاد، موفقیت‌ها و رویاهات رو نابود کنه. ‏چون تنها کسی که هرگز شکست نمیخوره, همون کسی هست که هیچ‌کاری انجام نمیده !

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‌کند

🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،

📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.

🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...

🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...

🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید

♨@CompetentManagers