Forwarded from Dr.kashefi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰ساز و آواز سهگاه (مرکب خوانی)
محمدرضا شجریان
جمشید عندلیبی
داریوش پیرنیاکان
کنسرت افتخار آفاق | تابستان ۱۳۷۱
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد؟
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
محمدرضا شجریان
جمشید عندلیبی
داریوش پیرنیاکان
کنسرت افتخار آفاق | تابستان ۱۳۷۱
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد؟
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰 استراتژی الهام بخش مورچه ها!
🔸مورچه ها منطق فوق العاده ای دارند که می تواند برای استراتژیست ها الهام بخش باشد.
منطق مورچه ای دارای 4 قسمت است:
1⃣ اولین بخش آن این است : « یک مورچه هرگز تسلیم نمیشود. »
منطق خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری میگردند. بالا میروند ، پایین میروند ، دور میزنند. آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند.
چه منطق قدرتمندی؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر میرساند ، دست نکش.
2⃣بخش دوم این است : « مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند. »
این نگرش مهمی است. نمیتوان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است. پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند.
آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد. باید همچنان که از آفتاب و شن لذت میبرید به فکر سنگ و صخره هم باشید.
3⃣ سومین بخش از منطق مورچه این است: « مورچه ها کل زمستان را مثبت می اندیشند. »
این هم مهم است. در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور میشوند که این دوران زیاد طول نمی کشد ؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت و در اولین روز گرم ، مورچه ها بیرون می آیند. اگر دوباره سرد شد آنها برمیگردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند. آنها برای بیرون آمدن نمیتوانند زیاد منتظر بمانند.
4⃣چهارمین و آخرین منطق مورچه ها : « یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع میکند؟ »
«هر چه قدر که در توانش باشد» چه منطق فوق العاده ای است این منطق که هر چه قدر در توانایی ات است.
یک بار دیگر با هم مرور کنیم :
🔹 هرگز تسلیم نشو
🔸آینده را ببین. (زمستانی بیاندیش)
🔹مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار)
🔸همه تلاشت را بکن
آیا شما به اندازه یک مورچه منطقی هستید؟
مانند یک مورچه منطقی باشیم و مانند یک مورچه بزرگ بیندیشیم!
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔸مورچه ها منطق فوق العاده ای دارند که می تواند برای استراتژیست ها الهام بخش باشد.
منطق مورچه ای دارای 4 قسمت است:
1⃣ اولین بخش آن این است : « یک مورچه هرگز تسلیم نمیشود. »
منطق خوبی است، اگر آنها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید به دنبال راه دیگری میگردند. بالا میروند ، پایین میروند ، دور میزنند. آنها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند.
چه منطق قدرتمندی؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر میرساند ، دست نکش.
2⃣بخش دوم این است : « مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند. »
این نگرش مهمی است. نمیتوان اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است. پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند.
آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد. باید همچنان که از آفتاب و شن لذت میبرید به فکر سنگ و صخره هم باشید.
3⃣ سومین بخش از منطق مورچه این است: « مورچه ها کل زمستان را مثبت می اندیشند. »
این هم مهم است. در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور میشوند که این دوران زیاد طول نمی کشد ؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت و در اولین روز گرم ، مورچه ها بیرون می آیند. اگر دوباره سرد شد آنها برمیگردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند. آنها برای بیرون آمدن نمیتوانند زیاد منتظر بمانند.
4⃣چهارمین و آخرین منطق مورچه ها : « یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع میکند؟ »
«هر چه قدر که در توانش باشد» چه منطق فوق العاده ای است این منطق که هر چه قدر در توانایی ات است.
یک بار دیگر با هم مرور کنیم :
🔹 هرگز تسلیم نشو
🔸آینده را ببین. (زمستانی بیاندیش)
🔹مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار)
🔸همه تلاشت را بکن
آیا شما به اندازه یک مورچه منطقی هستید؟
مانند یک مورچه منطقی باشیم و مانند یک مورچه بزرگ بیندیشیم!
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕چند سفارش اخلاقی از سوره مبارکه حجرات؛
🔰ای کسانی که ایمان آوردهاید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰ای کسانی که ایمان آوردهاید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسی پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰 چند کلمه حرف حساب درباره تحریمها:
✍ موسی غنینژاد
هر قدر بگوییم تحریم را دور میزنیم و راه عبور از آن را پیدا میکنیم، یا ادعا کنیم که با تکیه بر اقتصاد و ابتکار داخلی مسائل را حل میکنیم، یا شعار بدهیم که تحریم فرصت است، این حرفهای پوچ و توخالی واقعیتهای روی زمین را تغییر نمیدهد. باید واقعیتها را دید: این جنگ یک مساله سیاسی است و باید از مسیرهای دیپلماتیک و سیاسی حل شود . . .
🔰سیاستمداران ایرانی وقتی میگویند درگیر جنگ اقتصادی هستیم، باید معنای درگیر شدن در جنگ را بدانند. جنگ در ذات خود یک مفهوم سیاسی است، نه اقتصادی؛ بنابراین جستوجوی راهحل اقتصادی برای آن بیمعناست. برای این جنگ باید یک راه حل سیاسی پیدا کرد و اینکه بگوییم راه دیپلماسی را به کلی میبندیم، معنا ندارد. چون این کار تن دادن به بنبست و اعتراف به آن است که راهحلی نداریم. سیاستمداران ما میگویند تحریم را دور میزنیم. مگر جنگ را میتوان دور زد؟ وقتی حلقه تحریم تنگتر شود، بالاخره آثار خود را نشان میدهد. امروز هم مقامات داخلی و هم سیاستمداران خارجی به این مساله اذعان دارند که تحریم فجایع بسیاری را رقم زده است . . .
🔰اینکه گفته میشد تحریم اثری روی عملکرد اقتصاد ایران ندارد، به وضوح یک شعار سیاسی بود که مضمون واقعی و علمی نداشت چراکه اقتصاد ایران -همانند اغلب اقتصادهای دیگر در دنیای امروز- در عمل به اقتصاد جهانی وابسته است. به عنوان مثال، بخش عمدهای از صادرات ایران نفتی بوده و تجارت نفت نیز یک پدیده جهانی به حساب میآید؛ ما هرگز نمیتوانیم نفت را فقط به کشورهای دوست یا همسایه صادر کنیم، بنابراین وقتی حلقههای تحریم تنگتر شده و روی تحریم نفت متمرکز شد، آثار آن بیشتر به چشم آمد./ تجارت فردا
🔰در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها، از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دریافت که اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف چیزی در حدود 25.5 درصد بوده و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است. که اغلب آثار زیان بار آنها تا ده سال ادامه پیدا می کند .
🔰خرم وزیر راه و ترابری دولت هشتم، میزان خسارت ایران از تحریم ها را بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یا به قیمت امروز ۱۲۰۰۰ تریلیون تومان که چندین برابر بودجه ۱۷۰۳ تریلیونی سال ۱۳۹۸ می باشد، برآورد کرده است هرچند به گمانم با در نظر گرفتن پیامدهای غیر مستقیم تحریم ها، میزان خسارت بسی بیشتر از رقم مذکور است.
🔰در مجموع رشداقتصادی ایران بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲، منفی برآورد می شود، چنین رشدی زمینه پسرفت ناپایدار و بلکه غیر قابل برگشت را مهیا خواهد ساخت. بطوری که عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی می گوید: من با ۶۴ سال پیشینه در امر تجارت،برای نخستین بار است که حدود ۲ ماه بیکارم. سالهای سختی در پیش روی داریم. با این وضعیت صادرات به طور کامل صفر خواهد شد.
🔰کاهش ۴۰ درصدی تولید خودرو و بیکاری؛رکود ژرف در معاملات مسکن کاهش دست کم ۳۰ درصدی تولید نفت و کاهش های بیشتر در آینده نزدیک؛کسری تند بودجه ۹۸ و استقراض از صندوقتوسعه ،کاهش دست کم ۶۰ درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری و ضعف تقاضا و قس علی هذا.
🔰این ها تنها ارقام نیستند، بلکه زندگی های برباد رفته ملیون ها ایرانی هستند که چندین سال است که توان یک زندگی معمولی و آبرو مندانه را از آنها سلب نموده است. چه بسا پیامدهای این تحریم ها بسیار بسیار بیشتر از دزدی ها و اختلاس های کلان اعلام شده است.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
💎 @CompetentManagers
✍ موسی غنینژاد
هر قدر بگوییم تحریم را دور میزنیم و راه عبور از آن را پیدا میکنیم، یا ادعا کنیم که با تکیه بر اقتصاد و ابتکار داخلی مسائل را حل میکنیم، یا شعار بدهیم که تحریم فرصت است، این حرفهای پوچ و توخالی واقعیتهای روی زمین را تغییر نمیدهد. باید واقعیتها را دید: این جنگ یک مساله سیاسی است و باید از مسیرهای دیپلماتیک و سیاسی حل شود . . .
🔰سیاستمداران ایرانی وقتی میگویند درگیر جنگ اقتصادی هستیم، باید معنای درگیر شدن در جنگ را بدانند. جنگ در ذات خود یک مفهوم سیاسی است، نه اقتصادی؛ بنابراین جستوجوی راهحل اقتصادی برای آن بیمعناست. برای این جنگ باید یک راه حل سیاسی پیدا کرد و اینکه بگوییم راه دیپلماسی را به کلی میبندیم، معنا ندارد. چون این کار تن دادن به بنبست و اعتراف به آن است که راهحلی نداریم. سیاستمداران ما میگویند تحریم را دور میزنیم. مگر جنگ را میتوان دور زد؟ وقتی حلقه تحریم تنگتر شود، بالاخره آثار خود را نشان میدهد. امروز هم مقامات داخلی و هم سیاستمداران خارجی به این مساله اذعان دارند که تحریم فجایع بسیاری را رقم زده است . . .
🔰اینکه گفته میشد تحریم اثری روی عملکرد اقتصاد ایران ندارد، به وضوح یک شعار سیاسی بود که مضمون واقعی و علمی نداشت چراکه اقتصاد ایران -همانند اغلب اقتصادهای دیگر در دنیای امروز- در عمل به اقتصاد جهانی وابسته است. به عنوان مثال، بخش عمدهای از صادرات ایران نفتی بوده و تجارت نفت نیز یک پدیده جهانی به حساب میآید؛ ما هرگز نمیتوانیم نفت را فقط به کشورهای دوست یا همسایه صادر کنیم، بنابراین وقتی حلقههای تحریم تنگتر شده و روی تحریم نفت متمرکز شد، آثار آن بیشتر به چشم آمد./ تجارت فردا
🔰در باب هزینه های اقتصادی تحریم ها، از پژوهشی که بر روی 160 کشور و 67 مورد تحریم اقتصادی (سازمان ملل متحد و ایالات متحده امریکا) طی سال های 1976 تا 2012 انجام شده است، می توان دریافت که اثر تجمعی تحریم های سازمان ملل بر تولید ناخالص کشورهای هدف چیزی در حدود 25.5 درصد بوده و این رقم برای تحریم های ایالات متحده 13.4 درصد است. که اغلب آثار زیان بار آنها تا ده سال ادامه پیدا می کند .
🔰خرم وزیر راه و ترابری دولت هشتم، میزان خسارت ایران از تحریم ها را بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار یا به قیمت امروز ۱۲۰۰۰ تریلیون تومان که چندین برابر بودجه ۱۷۰۳ تریلیونی سال ۱۳۹۸ می باشد، برآورد کرده است هرچند به گمانم با در نظر گرفتن پیامدهای غیر مستقیم تحریم ها، میزان خسارت بسی بیشتر از رقم مذکور است.
🔰در مجموع رشداقتصادی ایران بین سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲، منفی برآورد می شود، چنین رشدی زمینه پسرفت ناپایدار و بلکه غیر قابل برگشت را مهیا خواهد ساخت. بطوری که عسگراولادی رئیس اتاق بازرگانی می گوید: من با ۶۴ سال پیشینه در امر تجارت،برای نخستین بار است که حدود ۲ ماه بیکارم. سالهای سختی در پیش روی داریم. با این وضعیت صادرات به طور کامل صفر خواهد شد.
🔰کاهش ۴۰ درصدی تولید خودرو و بیکاری؛رکود ژرف در معاملات مسکن کاهش دست کم ۳۰ درصدی تولید نفت و کاهش های بیشتر در آینده نزدیک؛کسری تند بودجه ۹۸ و استقراض از صندوقتوسعه ،کاهش دست کم ۶۰ درصدی قدرت خرید خانوارهای شهری و ضعف تقاضا و قس علی هذا.
🔰این ها تنها ارقام نیستند، بلکه زندگی های برباد رفته ملیون ها ایرانی هستند که چندین سال است که توان یک زندگی معمولی و آبرو مندانه را از آنها سلب نموده است. چه بسا پیامدهای این تحریم ها بسیار بسیار بیشتر از دزدی ها و اختلاس های کلان اعلام شده است.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
💎 @CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
💠 همهکشورهایی که آنها محور مقاومت مینامیم، عضو FATF اند و جز ما که میگوییم اگر به این گروه بپیوندیم، جلوی کمکمان به محور مقاومت گرفته میشود!/ فیلم از ایرنا
🔴"کابوس اقتصاد ایران"
✍🏻 پدرام سلطانی/نایب رییس سابق اتاق بازرگانی ایران
🔰جریان تدبیر کشور عجیب در سراشیبی افتاده و گویی همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند تا به تلخیها و چالشها بیافزایند. یکی از این داستانهای تلخ، قصه ی FATF است. موضوعی که برای همه ی کشورهای دنیا، حتی آنهایی که با ما همسو و همراه پنداشته می شوند، یک چارچوب بانکی و مالی برای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم است، برای ما بدل به جبهه ی مبارزه با امپریالیسم و هوادارانش شده است. گویی ماییم و دنیا، همه هم و غمشان را گذاشته اند که طرح توطئه علیه ما بریزند و ما را زمین بزنند. از مهمترین دلائلی که من را به شدت به آینده کشور بدبین و از اتفاقات پیش رو نگران می کند، این نگاه خودشیفته و بدسگال است.
با توجه به اینکه چند روز بیشتر فرصت تصمیم گیری را برای جلوگیری از سقوط ایران به لیست سیاه FATF نداریم، به عنوان یک هم وند بخش خصوصی که سالها دست اندرکار تجارت خارجی است، هشدارهای خود را به افکار عمومی و اهل اندیشه می دهم.
ورود ایران به لیست سیاه FATF موجب خواهد شد که "همه ی کشورهای متعامل ما" ملزم به رعایت توصیه های این نهاد درباره ی معاملات با ایران شوند. این توصیه ها به زبان ساده موجب خواهد شد که بانکها و مؤسسات مالی سراسر دنیا:
حسابهای شرکتها و اتباع ایرانی را ببندند، که می تواند حتی شامل ایرانیان مقیم در دیگر کشورها هم بشود.
از طرف حساب شدن با شرکتها و بانکهای ایرانی امتناع کنند و کار خود را با آنها متوقف کنند.
به مشتریان خود و شرکتهای متعامل با ایران توصیه به توقف کارشان با ایران کنند و یا حسابهای آنها را به واسطه ی این کار ببندند.
تراکنشها را از حیث ارتباط با ایران به شدت و دقت بیش از پیش بررسی کنند و تمایل به انجام هیچ تراکنشی، حتی برای فروش غذا و دارو، به ایران نداشته باشند.
✅پیامدهای اتفاقات بالا چه می تواند باشد؟
ابتدا پاسخی به کسانی که می گویند، هم اکنون هم ما با بانکهای دیگر کشورها تعاملاتی نداریم:
بخش بزرگی از تجارت ما با چند بانک کوچک در چین، روسیه، عراق و ترکیه در حال انجام است. این بانکها همکاری خود را با ایران به شدت کاهش می دهند و شاید حتی متوقف کنند. همچنین بخش بزرگ دیگری از تجارت ما از طریق صرافها و با واسطه ی حسابهایی انجام می شود که ایرانیان، به نام خود یا دیگران، در بانکهای کشورهای متعامل گشوده اند. این حسابها هم با سرعت بیشتری بسته خواهند شد. شاید تنها کشورهایی که معاملات با آنها به صورت نقدی انجام می گیرد، مانند عراق و افغانستان، کمی از این مشکل مصون بمانند.
و اما پیامدها:
👈تجارت خارجی ما سخت تر و هزینه برتر می شود. یعنی به دنیا ارزانتر خواهیم فروخت و گرانتر خواهیم خرید.
👈درامدهای ارزی کشور کمتر و دسترسی به منابع ارزی خارج از کشور مشکلتر می شود. در نتیجه روند افزایش نرخ ارز شتاب بیشتری می گیرد.
👈کمیابی کالا در کشور محتمل می شود و این موضوع حتی شامل غذا و دارو نیز خواهد شد.
👈ایرانیان خارج از کشور، مانند دانشجویان، گرفتاری بیشتری در نقل و انتقالات ارزی پیدا خواهند کرد.
👈ریسک بلوکه شدن پولهای مربوط به تجارت با ایران افزایش می یابد.
👈شرکتهای خارجی کمتر و کمتر تمایل به کار با ایران خواهند داشت.
👈موارد بالا منجر به تشدید گرانی، افزایش تورم و رکود بیشتر در اقتصاد کشور خواهد شد.
این یک تصویر ساده و کوتاه از پیامدهای ورود ایران به لیست سیاه است. نکته ای که مخالفان به آن بی توجهند این است که میزان پیروی بانکها و مؤسسات مالی جهان از توصیه های FATF "به هیچ وجه" قابل مقایسه با دور گذشته ی حضور ایران در لیست سیاه نیست. در آن زمان چین، امارات، ترکیه، روسیه و بسیاری از کشورهای متعامل ما هنوز توصیه های این نهاد را به طور جدی اجرایی نکرده بودند.
دو سال پیش بیانیه ای در اتاق بازرگانی ایران، در تأیید ضرورت پیروی ایران از توصیه های این نهاد بین المللی، به رأی گذاشته شد. این بیانیه با قاطع ترین رأیی که در 8 سال حضور من در هیأت رئیسه اتاق به یک بیانیه داده شد، یعنی با بیش از 99 درصد آراء، به تصویب رسید. پس این سخن را سخن همه ی بخش خصوصی بدانید!
👈در پایان؛ چه با پذیرش و چه بدون پذیرش الزامات FATF، اقتصاد ایران روزهای سخت و بدی در پیش دارد و پذیرش الزامات تضمینی برای بهتر شدن شرایط اقتصاد ما نیست. اما بی گمان ورود به لیست سیاه، این سختی را چند برابر و سقوط اقتصاد ایران را پرشتابتر خواهد کرد. گفتیم که شاید اندیشه کنید...
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
🔴"کابوس اقتصاد ایران"
✍🏻 پدرام سلطانی/نایب رییس سابق اتاق بازرگانی ایران
🔰جریان تدبیر کشور عجیب در سراشیبی افتاده و گویی همه چیز و همه کس دست به دست هم داده اند تا به تلخیها و چالشها بیافزایند. یکی از این داستانهای تلخ، قصه ی FATF است. موضوعی که برای همه ی کشورهای دنیا، حتی آنهایی که با ما همسو و همراه پنداشته می شوند، یک چارچوب بانکی و مالی برای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم است، برای ما بدل به جبهه ی مبارزه با امپریالیسم و هوادارانش شده است. گویی ماییم و دنیا، همه هم و غمشان را گذاشته اند که طرح توطئه علیه ما بریزند و ما را زمین بزنند. از مهمترین دلائلی که من را به شدت به آینده کشور بدبین و از اتفاقات پیش رو نگران می کند، این نگاه خودشیفته و بدسگال است.
با توجه به اینکه چند روز بیشتر فرصت تصمیم گیری را برای جلوگیری از سقوط ایران به لیست سیاه FATF نداریم، به عنوان یک هم وند بخش خصوصی که سالها دست اندرکار تجارت خارجی است، هشدارهای خود را به افکار عمومی و اهل اندیشه می دهم.
ورود ایران به لیست سیاه FATF موجب خواهد شد که "همه ی کشورهای متعامل ما" ملزم به رعایت توصیه های این نهاد درباره ی معاملات با ایران شوند. این توصیه ها به زبان ساده موجب خواهد شد که بانکها و مؤسسات مالی سراسر دنیا:
حسابهای شرکتها و اتباع ایرانی را ببندند، که می تواند حتی شامل ایرانیان مقیم در دیگر کشورها هم بشود.
از طرف حساب شدن با شرکتها و بانکهای ایرانی امتناع کنند و کار خود را با آنها متوقف کنند.
به مشتریان خود و شرکتهای متعامل با ایران توصیه به توقف کارشان با ایران کنند و یا حسابهای آنها را به واسطه ی این کار ببندند.
تراکنشها را از حیث ارتباط با ایران به شدت و دقت بیش از پیش بررسی کنند و تمایل به انجام هیچ تراکنشی، حتی برای فروش غذا و دارو، به ایران نداشته باشند.
✅پیامدهای اتفاقات بالا چه می تواند باشد؟
ابتدا پاسخی به کسانی که می گویند، هم اکنون هم ما با بانکهای دیگر کشورها تعاملاتی نداریم:
بخش بزرگی از تجارت ما با چند بانک کوچک در چین، روسیه، عراق و ترکیه در حال انجام است. این بانکها همکاری خود را با ایران به شدت کاهش می دهند و شاید حتی متوقف کنند. همچنین بخش بزرگ دیگری از تجارت ما از طریق صرافها و با واسطه ی حسابهایی انجام می شود که ایرانیان، به نام خود یا دیگران، در بانکهای کشورهای متعامل گشوده اند. این حسابها هم با سرعت بیشتری بسته خواهند شد. شاید تنها کشورهایی که معاملات با آنها به صورت نقدی انجام می گیرد، مانند عراق و افغانستان، کمی از این مشکل مصون بمانند.
و اما پیامدها:
👈تجارت خارجی ما سخت تر و هزینه برتر می شود. یعنی به دنیا ارزانتر خواهیم فروخت و گرانتر خواهیم خرید.
👈درامدهای ارزی کشور کمتر و دسترسی به منابع ارزی خارج از کشور مشکلتر می شود. در نتیجه روند افزایش نرخ ارز شتاب بیشتری می گیرد.
👈کمیابی کالا در کشور محتمل می شود و این موضوع حتی شامل غذا و دارو نیز خواهد شد.
👈ایرانیان خارج از کشور، مانند دانشجویان، گرفتاری بیشتری در نقل و انتقالات ارزی پیدا خواهند کرد.
👈ریسک بلوکه شدن پولهای مربوط به تجارت با ایران افزایش می یابد.
👈شرکتهای خارجی کمتر و کمتر تمایل به کار با ایران خواهند داشت.
👈موارد بالا منجر به تشدید گرانی، افزایش تورم و رکود بیشتر در اقتصاد کشور خواهد شد.
این یک تصویر ساده و کوتاه از پیامدهای ورود ایران به لیست سیاه است. نکته ای که مخالفان به آن بی توجهند این است که میزان پیروی بانکها و مؤسسات مالی جهان از توصیه های FATF "به هیچ وجه" قابل مقایسه با دور گذشته ی حضور ایران در لیست سیاه نیست. در آن زمان چین، امارات، ترکیه، روسیه و بسیاری از کشورهای متعامل ما هنوز توصیه های این نهاد را به طور جدی اجرایی نکرده بودند.
دو سال پیش بیانیه ای در اتاق بازرگانی ایران، در تأیید ضرورت پیروی ایران از توصیه های این نهاد بین المللی، به رأی گذاشته شد. این بیانیه با قاطع ترین رأیی که در 8 سال حضور من در هیأت رئیسه اتاق به یک بیانیه داده شد، یعنی با بیش از 99 درصد آراء، به تصویب رسید. پس این سخن را سخن همه ی بخش خصوصی بدانید!
👈در پایان؛ چه با پذیرش و چه بدون پذیرش الزامات FATF، اقتصاد ایران روزهای سخت و بدی در پیش دارد و پذیرش الزامات تضمینی برای بهتر شدن شرایط اقتصاد ما نیست. اما بی گمان ورود به لیست سیاه، این سختی را چند برابر و سقوط اقتصاد ایران را پرشتابتر خواهد کرد. گفتیم که شاید اندیشه کنید...
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
💎 @CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
⭕️ آیا داشتن یک رئیس بد باعث میشود شما هم رئیس بدی باشید؟
🔸تحقیقات نشان میدهد که سوء استفاده مدیریتی میتواند سالانه به میلیونها دلار ضرر شرکتها در قالب کاهش بهرهوری، افزایش نرخ گردش کارمندان و شکایتهای قضایی بینجامد. تحقیقات قبلی نشان دادهاند که رفتار رهبران سازمان میتواند در سطح پایینتر سازمان بر رفتار و عمل کارمندان اثر بگذارد، اما با این حال نمیتوان نتیجه گرفت مدیرانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، خود نیز به آزار کارمندان خود مبادرت ورزند.
🔸روانشناس آلبرت بندورا نظریه شناختی اجتماعی را مطرح کرد تا توضیح دهد رفتارها (از جمله رفتارهای آزاردهنده) از الگوها فراگرفته میشوند. نظر بندورا این است که برای یک مدلسازی موفق، مشاهدهگر باید رفتار الگو را زیر نظر بگیرد، آن را به خاطر بسپارد و انگیزه پیروی از آن را داشته باشد.
🔸بندورا و همکارانش در یک تحقیق کلاسیک این تئوری را با مدلسازی رفتارهای خشن و غیرخشن در مورد کودکان مهدکودک دانشگاه استنفورد مورد بررسی قرار دادند. کودکانی که شاهد مدل بزرگسالان در پرتاب و ضرب و شتم با پتک و چکش بودند به وضوح دارای احتمال بیشتری برای انجام همان حرکات خشونتآمیز در مقایسه با کودکانی بودند که شاهد بازی بزرگسالان با اسباببازیهای بیسروصدا بودهاند.
🔸 تحقیقات دیگر نشان میدهند که بسیاری از افراد رفتارهایی را که مشاهده میکنند الگو قرار نمیدهند. دریافت چنین نتایج متضادی از تحقیقات نشان میدهد فرآیندهایی که سیکل بدرفتاری را متوقف میکنند خوب درک نشدهاند. به همین خاطر ما تحقیقات خود را حول محور هویت و شناسایی آن پیش بردیم. چه وقت و چرا مدیرانی که مورد بدرفتاری قرار میگیرند رفتار خود را طوری تغییر میدهند که بدرفتاری کمتری داشته باشند و رهبران با اخلاقتری باشند.
🔸ما چند تحقیق را در این راستا انجام دادیم. در یک آزمایش از ۲۸۸ شرکتکننده آنلاین خواستیم نقش سرپرست یک کافه را برعهده بگیرند. به آنها گفته شد کافه برنامهای دارد که به پیشنهادهای کارمندان جایزه میدهد و کارمندان باید به مدیر خود برای بهبود بهرهوری کافه پیشنهاد بدهند. در مورد برخی شرکتکنندهها مدیر عصبانی میشد و ایده آنها را در مقابل سرپرستهای دیگر تحقیر میکرد. برای برخی دیگر از شرکتکنندهها، مدیر ایده آنها را به سادگی به رده بالاتر مدیریت ارسال میکرد. ما حتی کاری میکردیم که افراد از مدیر خود ناامید شوند. (مثلا از اینکه مثل او نیستند به خود افتخار کنند.)
🔸سپس به شرکتکنندهها این فرصت داده شد تا شیوه رهبری خود را امتحان کنند. در این سناریو یکی از کارمندان این شرکتکنندهها، به آنها یک ایمیل میفرستاد که در آن پیشنهادی برای ارتقای کافه داشت. آن کارمند خودش یک کارزار فیسبوکی برای تبلیغ راه میانداخت اما این تبلیغ دارای اشکالات تایپی و گرامری بود. آیا آن شرکتکننده (که اکنون نقش سرپرست دارد) از حسننیت کارمند قدردانی میکند یا اجرای ضعیف عمل او را مورد سرزنش قرار میدهد؟
🔸بعد از بررسی پاسخهای شرکتکنندگان متوجه شدیم وقتی افراد از مدیر خود ناراضی هستند، آنهایی که بدرفتاری از طرف مدیر را تجربه کردهاند در مقایسه با آنها که هیچ بدرفتاری با آنها نشده رهبری اخلاقمدارانهتری از خود نشان دادند.
🔸به عبارت دیگر، رفتار سوءاستفادهآمیز مدیران و اینکه خودتان را متفاوت از او ببینید، باعث شد شرکتکنندهها با اخلاقتر از آنهایی باشند که هرگز از طرف رئیس خود مورد سوء رفتار قرار نگرفتند.
🔸برای آنکه بفهمیم آیا تحقیقات ما در دنیای واقعی هم نتیجه مشابه دارد، از ۵۰۰ کارمند و مدیرانشان که در سازمانها و صنایع مختلف در هندوستان کار میکنند تحقیق کردیم. نتیجه این بود که در مجموع بدرفتاری از سوی مدیران به ۱۲ درصد افزایش در ناامیدی سرپرستان از آن شخص منتج شد. اما بیشترین میل به ناامید شدن در سرپرستهایی مشاهده شد که دارای هویت اخلاقی قوی بودند. در مقابل، وقتی سرپرستها کمتر بر هویت اخلاقی خود تکیه داشتند، بدرفتاری از سوی مدیرانشان به ناامیدی عمدهای منجر نشد.
🔸نتایج به دست آمده این ایده را تقویت میکند که سرپرستهایی که مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند با زیردستان خود اخلاقمدارانهتر و با بدرفتاری کمتری رفتار کردهاند و علت آن است که این سرپرستها از مدیران بدرفتار خود ناامید شدهاند و اینکه احتمال وقوع این امر زمانی که سرپرستها دارای هویت اخلاقی قوی هستند بیشتر میشود.
📗با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔸تحقیقات نشان میدهد که سوء استفاده مدیریتی میتواند سالانه به میلیونها دلار ضرر شرکتها در قالب کاهش بهرهوری، افزایش نرخ گردش کارمندان و شکایتهای قضایی بینجامد. تحقیقات قبلی نشان دادهاند که رفتار رهبران سازمان میتواند در سطح پایینتر سازمان بر رفتار و عمل کارمندان اثر بگذارد، اما با این حال نمیتوان نتیجه گرفت مدیرانی که مورد آزار قرار گرفتهاند، خود نیز به آزار کارمندان خود مبادرت ورزند.
🔸روانشناس آلبرت بندورا نظریه شناختی اجتماعی را مطرح کرد تا توضیح دهد رفتارها (از جمله رفتارهای آزاردهنده) از الگوها فراگرفته میشوند. نظر بندورا این است که برای یک مدلسازی موفق، مشاهدهگر باید رفتار الگو را زیر نظر بگیرد، آن را به خاطر بسپارد و انگیزه پیروی از آن را داشته باشد.
🔸بندورا و همکارانش در یک تحقیق کلاسیک این تئوری را با مدلسازی رفتارهای خشن و غیرخشن در مورد کودکان مهدکودک دانشگاه استنفورد مورد بررسی قرار دادند. کودکانی که شاهد مدل بزرگسالان در پرتاب و ضرب و شتم با پتک و چکش بودند به وضوح دارای احتمال بیشتری برای انجام همان حرکات خشونتآمیز در مقایسه با کودکانی بودند که شاهد بازی بزرگسالان با اسباببازیهای بیسروصدا بودهاند.
🔸 تحقیقات دیگر نشان میدهند که بسیاری از افراد رفتارهایی را که مشاهده میکنند الگو قرار نمیدهند. دریافت چنین نتایج متضادی از تحقیقات نشان میدهد فرآیندهایی که سیکل بدرفتاری را متوقف میکنند خوب درک نشدهاند. به همین خاطر ما تحقیقات خود را حول محور هویت و شناسایی آن پیش بردیم. چه وقت و چرا مدیرانی که مورد بدرفتاری قرار میگیرند رفتار خود را طوری تغییر میدهند که بدرفتاری کمتری داشته باشند و رهبران با اخلاقتری باشند.
🔸ما چند تحقیق را در این راستا انجام دادیم. در یک آزمایش از ۲۸۸ شرکتکننده آنلاین خواستیم نقش سرپرست یک کافه را برعهده بگیرند. به آنها گفته شد کافه برنامهای دارد که به پیشنهادهای کارمندان جایزه میدهد و کارمندان باید به مدیر خود برای بهبود بهرهوری کافه پیشنهاد بدهند. در مورد برخی شرکتکنندهها مدیر عصبانی میشد و ایده آنها را در مقابل سرپرستهای دیگر تحقیر میکرد. برای برخی دیگر از شرکتکنندهها، مدیر ایده آنها را به سادگی به رده بالاتر مدیریت ارسال میکرد. ما حتی کاری میکردیم که افراد از مدیر خود ناامید شوند. (مثلا از اینکه مثل او نیستند به خود افتخار کنند.)
🔸سپس به شرکتکنندهها این فرصت داده شد تا شیوه رهبری خود را امتحان کنند. در این سناریو یکی از کارمندان این شرکتکنندهها، به آنها یک ایمیل میفرستاد که در آن پیشنهادی برای ارتقای کافه داشت. آن کارمند خودش یک کارزار فیسبوکی برای تبلیغ راه میانداخت اما این تبلیغ دارای اشکالات تایپی و گرامری بود. آیا آن شرکتکننده (که اکنون نقش سرپرست دارد) از حسننیت کارمند قدردانی میکند یا اجرای ضعیف عمل او را مورد سرزنش قرار میدهد؟
🔸بعد از بررسی پاسخهای شرکتکنندگان متوجه شدیم وقتی افراد از مدیر خود ناراضی هستند، آنهایی که بدرفتاری از طرف مدیر را تجربه کردهاند در مقایسه با آنها که هیچ بدرفتاری با آنها نشده رهبری اخلاقمدارانهتری از خود نشان دادند.
🔸به عبارت دیگر، رفتار سوءاستفادهآمیز مدیران و اینکه خودتان را متفاوت از او ببینید، باعث شد شرکتکنندهها با اخلاقتر از آنهایی باشند که هرگز از طرف رئیس خود مورد سوء رفتار قرار نگرفتند.
🔸برای آنکه بفهمیم آیا تحقیقات ما در دنیای واقعی هم نتیجه مشابه دارد، از ۵۰۰ کارمند و مدیرانشان که در سازمانها و صنایع مختلف در هندوستان کار میکنند تحقیق کردیم. نتیجه این بود که در مجموع بدرفتاری از سوی مدیران به ۱۲ درصد افزایش در ناامیدی سرپرستان از آن شخص منتج شد. اما بیشترین میل به ناامید شدن در سرپرستهایی مشاهده شد که دارای هویت اخلاقی قوی بودند. در مقابل، وقتی سرپرستها کمتر بر هویت اخلاقی خود تکیه داشتند، بدرفتاری از سوی مدیرانشان به ناامیدی عمدهای منجر نشد.
🔸نتایج به دست آمده این ایده را تقویت میکند که سرپرستهایی که مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند با زیردستان خود اخلاقمدارانهتر و با بدرفتاری کمتری رفتار کردهاند و علت آن است که این سرپرستها از مدیران بدرفتار خود ناامید شدهاند و اینکه احتمال وقوع این امر زمانی که سرپرستها دارای هویت اخلاقی قوی هستند بیشتر میشود.
📗با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
✅ " چرا اینقدر اشتباه می کنیم؟!!؟ "
اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخربتر است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
🎯۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
🎯۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
🎯۳) نیاموخته ایم که با شواهد و مستندات قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
🎯۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
🎯۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
🎯۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه عمومی وارد شده ایم و در این عرصه نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
🎯۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
🎯۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
🎯۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس عرصه عمومی اهمیت دهیم.
🎯۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
❇ طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست.
اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
❇ اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
❇ به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم:
⭕ فرهنگی،
⭕ سیاسی
⭕ اقتصادی.
تشریح هریک از ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در کانال تلگرامی دکتر سریع القلم مشاهده بفرمایید.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
اشتباه کردن مهم نیست. تعداد اشتباهات مهم است و بلکه تکرار اشتباهات مخربتر است. به عنوان یک جامعه توانمند، به نظر می رسد تعدادی از اشتباهات را طی قرن گذشته مرتب تکرار کرده ایم:
🎯۱) نیاموخته ایم که پیشرفت ژاپن، اروپا و آسیا تابع مدیریت بنگاه ها و سیستم هاست و نه ریاست افراد؛
🎯۲) نیاموخته ایم که فهم حقیقت از طریق دیالوگ و وجود جامعه مدنی شکل می گیرد و در ذهن جزیره ای یک یا چند فرد نیست و بنابراین ضروری است که، یکدیگر را تحمل کنیم، برای یکدیگر جا بازکنیم، تفاوت های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و از خودخواهی های فکری بپرهیزیم؛
🎯۳) نیاموخته ایم که با شواهد و مستندات قضاوت کنیم و نه با تخیل و شنیده ها و شایعات؛
🎯۴) نیاموخته ایم که حکمرانی، امری تخصصی است و لازمه آن دانش است؛
🎯۵) نیاموخته ایم که قدرت، مسئولیت می آورد و اصل بر «مصلحت عامه» و تأمین رضایت مندی عامه شهروندان است؛
🎯۶) نیاموخته ایم وقتی از درب منزل خود پا بیرون می گذاریم، در عرصه عمومی وارد شده ایم و در این عرصه نمی توانیم هر کاری انجام دهیم (مثل دوبله پارک کردن) و هر سخنی بگوییم و هر قضاوتی بنماییم؛
🎯۷) نیاموخته ایم که توسعه، قبل از آنکه به سرمایه، فن آوری و تولید نیازمند باشد، به همکاری، هماهنگی، اعتماد و حمایت از یکدیگر محتاج است؛
🎯۸) نیاموخته ایم برای آنکه دیگر ملت ها به هویت، استقلال و حاکمیت ما احترام بگذارند باید داخل خود را سامان دهیم، به یکدیگر در داخل خود احترام بگذاریم، پوپولیسم را تعطیل کنیم، پایگاه حاکمیت را نزد کارآفرینان و دانشمندان و خبرنگاران بنا کنیم و تولید و نوآوری را بنیان استقلال و حاکمیت ملی قرار دهیم؛
🎯۹) نیاموخته ایم که در کنار دستور کار شخصی، به مسئولیت اجتماعی و به مفهومِ مقدس عرصه عمومی اهمیت دهیم.
🎯۱۰) نیاموخته ایم که نقد از فکر و رفتار را، از نقدبه شخص تفکیک کنیم، حرف منطقی را بپذیریم، یکدیگر را تخریب و تحریف و زخمی نکنیم و تلقی اینکه هر کدام، مرکز ثقل جهان هستیم را کنار بگذاریم، از هم حمایت کنیم و به قول هایی که می دهیم حتی المقدور عمل کنیم.
❇ طبیعی است تبدیل این نیاموختنی ها به آموختن ها با گفتار درمانیِ صرف، امکان پذیر نیست.
اما فهم مشکل خود بخشی از حل مسئله است. مثل علم پزشکی است. شناخت بیماری خود مقدمه درمان است. یکی از دستاوردهای مهم انقلاب این بوده که بخش های وسیعی از جامعه متوجه شدند که ریشه مشکلات ما، در درون خود ماست و بهبود امور را باید از داخل شروع کرد. هر چند ملک الشعرای بهار یک قرن پیش این نکته را گوشزد کرده بود که از ماست که برماست، ولی جستجو کردن ریشه مشکلات در داخل، هم اکنون به یک ادراک عمومی رسیده است.
❇ اگر ریشه ها در داخل است، کدام عوامل در اولویت هستند؟ چرا نسل بعد از نسل، این اشتباهات را تکرار می کنند؟ آیا دانش، علم و داده های ما کمبود دارند؟ آیا در برنامه ریزی، سیاست گذاری و تعیین اولویت ها مسئله داریم؟ آیا برای فهم دقیق مشکلات، مؤسسات پژوهشی نداریم؟ منابع طبیعی نداریم یا منابع انسانی؟ آیا مشکل در فکر است؟ دانش است؟ ساختار سیاسی است؟ خلقیات است؟ فرهنگ است؟ ساختار تولید است؟ سبک زندگی است؟ و ده ها دلیل محتمل دیگر. علت العلل کانونی چیست؟
❇ به عنوان یک نظر در میان نظرات مختلف، این نوشتار نظریه ای برای تکرار اشتباهات مطرح می نماید: سه خوشه علّی به صورت یک مثلث که زوایای ان برهم تأثیرگذارند را مطرح میکنیم:
⭕ فرهنگی،
⭕ سیاسی
⭕ اقتصادی.
تشریح هریک از ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در کانال تلگرامی دکتر سریع القلم مشاهده بفرمایید.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔹 چرا در ایران موشک خوب می سازیم ولی خودرو خوب نمی سازیم؟!
✍ مهران صولتی
☘ این روزها که آلودگی هوای تهران و برخی کلان شهرها نفس بسیاری از ایرانیان را به شماره انداخته است خودروهای ایرانی بیش از همیشه در جایگاه متهم نشسته اند. تولیداتی که حدود سه برابر انواع مشابه خارجی سوخت مصرف می کنند و بی دریغ گازهای مرگبار را در هوا می پراکنند. واقعیت این است که طرح خودرو سازی ملی به رغم برخی تنوعات شکلی نتوانسته انتظارات حداقلی شهروندان را برآورده سازد. حال آنکه مطابق برخی مدعیات، ما اکنون موشک هایی را تولید می کنیم که فقط با یک متر خطا به هدف اصابت می کنند. پس از اعلام عزم برخی نظامیان به حضور در صنعت خودرو سازی کشور، دکتر سپهر قاضی نوری در برنامه زاویه این پرسش مهم را مطرح کرد که چرا موشک خوب می سازیم ولی نمی توانیم خودرو خوب بسازیم. این یادداشت می کوشد به برخی از دلایل این تفاوت در دو صنعت مذکور بپردازد:
🖌 انحصار یا رقابت: ما می توانیم موشک خوب بسازیم چون انحصار مهمترین ویژگی اقتصاد ما است. انحصاری که باعث شده تا در همه سال های بعد از انقلاب، صنعت خودرو سازی را به بهانه ایجاد اشتغال مورد حمایت قرار داده و آرامش آن را با واردات خودرو های خارجی بر هم نزنیم. در صورتی که بدون وجود رقابت امکانی برای پیشرفت خودرو سازی وجود ندارد. بنابراین وجود شرایط انحصاری اگر چه می تواند به ساخت موشک های خوب بینجامد ولی برای خودرو سازی مخدری خطرناک است که به رکود و فقدان کیفیت منجر می شود.
🖌 قدرت سیاسی یا قدرت اقتصادی: موشک سازی بهره گیری از قدرت نظامی برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت سیاسی است حال آن که خودرو سازی نمادی از پیدایش یک قطب اقتصادی است( در دنیای امروز ثروت قدرت می آورد). قدرت های سیاسی به طور ذاتی برای کنش گران در دسترسی به مزایا محدودیت ایجاد می کنند و می کوشند تا در فضایی انحصاری منابع کشور را در پروژه های نظامی صرف کنند، حال آن که توفیق یافتن در پروژه های اقتصادی فقط در فضایی رقابتی و با حضور کنش گران دیگر شکل می گیرد. نتیجه آن که با منطق ساخت موشک نمی توان به عرصه خودرو سازی ورود یافت.
🖌 رضایت نظم سیاسی یا رضایت مردم: موشک سازی، صنعتی متناسب با عزم جدی نظم سیاسی برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر منطقه ای است، حال آنکه خودرو سازی بیش از همه در پی کسب رضایت عمومی و بهره گیری از بازار داخلی است. همین تفاوت موجب سرمایه گذاری فراوان حکومت برای اولی و غفلت از کیفیت بخشی به دومی شده است. واقعیت این است که ما در چهل سال گذشته شاهد چیرگی گفتمان" قدرت و امنیت"، بر گفتمان " توسعه و رضایت" بوده ایم. کمترین هزینه این عدم توازن هم عبارت از ژرف شدن شکاف بین ما و جهان و در نتیجه انباشت نارضایتی های داخلی بوده است.
🖌 ابهام یا شفافیت: موشک سازی پیوندی ذاتی با ابهام و راز آلودگی دارد چرا که هر گونه کوتاهی در حفظ اسرار نظامی می تواند به شکستی تمام عیار بینجامد. در نقطه مقابل اما خودرو سازی نیازمند رقابت توام با شفافیت است، صنعتی که تاکنون آلوده به انواع رانت ها، قراردادهای غیر شفاف و سوء مدیریت ها بوده است. با این اوصاف روشن است که ورود موشک سازان به این عرصه نه تنها به بهبود امور کمک نمی کند بلکه از ورود نهادهای نظارتی برای شفافیت بخشیدن به مناسبات این عرصه جلوگیری می کند. نتیجه هم البته کاهش بیشتر کیفیت خودرو های داخلی خواهد بود.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍ مهران صولتی
☘ این روزها که آلودگی هوای تهران و برخی کلان شهرها نفس بسیاری از ایرانیان را به شماره انداخته است خودروهای ایرانی بیش از همیشه در جایگاه متهم نشسته اند. تولیداتی که حدود سه برابر انواع مشابه خارجی سوخت مصرف می کنند و بی دریغ گازهای مرگبار را در هوا می پراکنند. واقعیت این است که طرح خودرو سازی ملی به رغم برخی تنوعات شکلی نتوانسته انتظارات حداقلی شهروندان را برآورده سازد. حال آنکه مطابق برخی مدعیات، ما اکنون موشک هایی را تولید می کنیم که فقط با یک متر خطا به هدف اصابت می کنند. پس از اعلام عزم برخی نظامیان به حضور در صنعت خودرو سازی کشور، دکتر سپهر قاضی نوری در برنامه زاویه این پرسش مهم را مطرح کرد که چرا موشک خوب می سازیم ولی نمی توانیم خودرو خوب بسازیم. این یادداشت می کوشد به برخی از دلایل این تفاوت در دو صنعت مذکور بپردازد:
🖌 انحصار یا رقابت: ما می توانیم موشک خوب بسازیم چون انحصار مهمترین ویژگی اقتصاد ما است. انحصاری که باعث شده تا در همه سال های بعد از انقلاب، صنعت خودرو سازی را به بهانه ایجاد اشتغال مورد حمایت قرار داده و آرامش آن را با واردات خودرو های خارجی بر هم نزنیم. در صورتی که بدون وجود رقابت امکانی برای پیشرفت خودرو سازی وجود ندارد. بنابراین وجود شرایط انحصاری اگر چه می تواند به ساخت موشک های خوب بینجامد ولی برای خودرو سازی مخدری خطرناک است که به رکود و فقدان کیفیت منجر می شود.
🖌 قدرت سیاسی یا قدرت اقتصادی: موشک سازی بهره گیری از قدرت نظامی برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت سیاسی است حال آن که خودرو سازی نمادی از پیدایش یک قطب اقتصادی است( در دنیای امروز ثروت قدرت می آورد). قدرت های سیاسی به طور ذاتی برای کنش گران در دسترسی به مزایا محدودیت ایجاد می کنند و می کوشند تا در فضایی انحصاری منابع کشور را در پروژه های نظامی صرف کنند، حال آن که توفیق یافتن در پروژه های اقتصادی فقط در فضایی رقابتی و با حضور کنش گران دیگر شکل می گیرد. نتیجه آن که با منطق ساخت موشک نمی توان به عرصه خودرو سازی ورود یافت.
🖌 رضایت نظم سیاسی یا رضایت مردم: موشک سازی، صنعتی متناسب با عزم جدی نظم سیاسی برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر منطقه ای است، حال آنکه خودرو سازی بیش از همه در پی کسب رضایت عمومی و بهره گیری از بازار داخلی است. همین تفاوت موجب سرمایه گذاری فراوان حکومت برای اولی و غفلت از کیفیت بخشی به دومی شده است. واقعیت این است که ما در چهل سال گذشته شاهد چیرگی گفتمان" قدرت و امنیت"، بر گفتمان " توسعه و رضایت" بوده ایم. کمترین هزینه این عدم توازن هم عبارت از ژرف شدن شکاف بین ما و جهان و در نتیجه انباشت نارضایتی های داخلی بوده است.
🖌 ابهام یا شفافیت: موشک سازی پیوندی ذاتی با ابهام و راز آلودگی دارد چرا که هر گونه کوتاهی در حفظ اسرار نظامی می تواند به شکستی تمام عیار بینجامد. در نقطه مقابل اما خودرو سازی نیازمند رقابت توام با شفافیت است، صنعتی که تاکنون آلوده به انواع رانت ها، قراردادهای غیر شفاف و سوء مدیریت ها بوده است. با این اوصاف روشن است که ورود موشک سازان به این عرصه نه تنها به بهبود امور کمک نمی کند بلکه از ورود نهادهای نظارتی برای شفافیت بخشیدن به مناسبات این عرصه جلوگیری می کند. نتیجه هم البته کاهش بیشتر کیفیت خودرو های داخلی خواهد بود.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕تصنیف زیبای وطن من
📕مرحوم ایرج بسطامی
📕آهنگ ساز استاد مشکاتیان
📘شعر ملک الشعرای بهار
🇮🇷#جراح_ایران
🇮🇷#مردی_برای_ایران
🇮🇷#دکتر_مسعود_پزشکیان
🇮🇷#انتخابات
🇮🇷#یکی_برای_وطن
🇮🇷#مسعود_پزشکیان
🇮🇷#برای_ایران
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📕مرحوم ایرج بسطامی
📕آهنگ ساز استاد مشکاتیان
📘شعر ملک الشعرای بهار
🇮🇷#جراح_ایران
🇮🇷#مردی_برای_ایران
🇮🇷#دکتر_مسعود_پزشکیان
🇮🇷#انتخابات
🇮🇷#یکی_برای_وطن
🇮🇷#مسعود_پزشکیان
🇮🇷#برای_ایران
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔷بسمه تعالی- معرفی کتاب -
🔰گزیده ایی از نکته نظرات دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران، با تکیه بر کتاب ارزشمند و کم نظیر ایشان؛
📕"عقلانیت و توسعه یافتگی ایران"
(بخش اول)
🔰دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار دکتر سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب، آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل داشته باشد، درمییابد که دغدغه اصلی سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعه تطبیقی است. همین دغدغه مطالعات ایشان را به مطالعه تاریخی در ایران کشانده است. به اعتقاد نگارنده، سریع القلم با مطالعه تطبیقی در مورد توسعه در کشورهای مختلف متوجه مسائل فرهنگی و اجتماعی میشود که در افکار و اذهان ایرانیان نهادینه شده است. کتابهای اخیر ایشان با عناوین " کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" و "فرهنگ سیاسی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و تازه ترین کتاب ایشان که با عنوان : اقتدار گرایی ایران در عهد پهلوی انتشار یافته است دلیلی است بر این مدعا.
🔰 او میگوید: دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی و ثبات سیاسی ایران، همچنان ادامه دارد. اما کشورهای هم ردیف ما مدتهاست راه خود را پیدا کرده و با قدرت و شتاب روز افزون ادامه می دهند، اما ما همچنان در نزاعهای فکری و سیاسی خود غوطه وریم. ما قبل از کشورهایی مثل کره جنوبی، مالزی وحتی چین. بحث توسعه یافتگی را شروع کردیم، ولی هیچ توفیقی در این زمینه نیافته ایم. واقعیت تلخ این است که ما خیلی فکر نمی کنیم، صحیح فکر نمی کنیم، جمعی فکر نمی کنیم و به این نتیجه می رسیم که مسائل خود را خوب تشخیص نمی دهیم. مدام نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را تغییر می دهیم. شاید سامان و استقرار را دوست نداریم چون خیلی زحمت دارد ترجیح می دهیم با هیجان و اوضاع روز زندگی کنیم.
🔰یکی از دغدغههای سریع القلم که در آثار و آرای او به وضوح قابل مشاهده است "وجود تفاوت" فکری میان انسانها است. او در کتاب "اقتدارگرایی در عهد قاجار" نیز به این موضوع پرداخته که نظام اقتداگرا باعث میشود که انسانها به هسته و مرکز نظام سیاسی نزدیک شوند و خود را با او همساز سازند. او به نوعی معتقد است که ریشه این "یونیفرم شدن" به ذات اقتداگرایی حکومت قاجار باز میگردد که در درون ایرانیها نهادینه شده است.
🔰همین دغدغه در کتاب "عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" نیز وجود دارد: "عده ای می خواهند تمام مردم را زاهد، برخی می خواهند همه مردم را روشنفکر و بعضی میخواهند همه را غربی کنند ... بدون اینکه متوجه باشند که هر کدام از این "ایسم ها" نوعی تحمیل به عامه مردم است جامعه به همه نوع قشر بندی نیازمند است. یکسان سازی مردم بسیار مضر است و استقلال را از آنها سلب می کند. آزادی یعنی هر کس تعلق فرهنگی خود را بدست آورد. افکار ما با خلقیات مان سازگاری ندارد. هنرمندانه سخنرانی می کنیم افکاری که هنوز دنیای صنعتی به دنبال تحقق آنهاست به زبان می آوریم به جهانیان فن گفتگو می آموزیم همه را به وحدت فرا می خوانیم برخلاف آنچه دینمان به ما آموخته، ترحم نداریم بلکه حذف و تخریب و حسادت به شدت میان ما رواج دارد و خارج از خود به دنبال علتها و مشکلات و ریشه ها هستیم. عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار ما نیست در شخصیت پرورش نیافته ماست."
🔰ناتوانی در ساختن سیستم و عدم توان در ایجاد "تشکل" نیز از اینرو، در آثار سریع القلم مشهود است. این موضوع در کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و "عقلانیت و آینده توسعه یافتگی" آسیب شناسی میشود و دلایل آن ذکر میگردد. سریع القلم خلقیات غیر مدنی ما ایرانیان را ذاتی نمیداند و آن را نتیجه ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده تاریخ ایران می داند.
🔰سریع القلم در هیچ جا مدعی نیست که الگوهای توسعه تمام و کمال قابل الگوبرداری از دیگر کشورها است. بلکه توجه او به الگو برداری از اصول توسعه است. او معتقد نیست که الگوی توسعه باید ثابت باشد، بلکه معتقد به اصولی ثابت در توسعه است. توسعه در نظام فکری سریع القلم عبارت است از: بهینه سازی استفاده از نیروهای بالقوه مادی وانسانی یک جامعه، که زیست اجتماعی را در آنجامعه خوشایند و سعادتمند می کند./ ادامه دارد
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
🔰گزیده ایی از نکته نظرات دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران، با تکیه بر کتاب ارزشمند و کم نظیر ایشان؛
📕"عقلانیت و توسعه یافتگی ایران"
(بخش اول)
🔰دغدغه پیشرفت و توسعه یافتگی در آثار دکتر سریع القلم برجسته است. اگر مخاطب، آشنایی با سیر فکری این استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل داشته باشد، درمییابد که دغدغه اصلی سریع القلم توسعه یافتگی و طرح اصول ثابت آن با مطالعه تطبیقی است. همین دغدغه مطالعات ایشان را به مطالعه تاریخی در ایران کشانده است. به اعتقاد نگارنده، سریع القلم با مطالعه تطبیقی در مورد توسعه در کشورهای مختلف متوجه مسائل فرهنگی و اجتماعی میشود که در افکار و اذهان ایرانیان نهادینه شده است. کتابهای اخیر ایشان با عناوین " کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" و "فرهنگ سیاسی ایران" و "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و تازه ترین کتاب ایشان که با عنوان : اقتدار گرایی ایران در عهد پهلوی انتشار یافته است دلیلی است بر این مدعا.
🔰 او میگوید: دغدغه پیشرفت، توسعه یافتگی و ثبات سیاسی ایران، همچنان ادامه دارد. اما کشورهای هم ردیف ما مدتهاست راه خود را پیدا کرده و با قدرت و شتاب روز افزون ادامه می دهند، اما ما همچنان در نزاعهای فکری و سیاسی خود غوطه وریم. ما قبل از کشورهایی مثل کره جنوبی، مالزی وحتی چین. بحث توسعه یافتگی را شروع کردیم، ولی هیچ توفیقی در این زمینه نیافته ایم. واقعیت تلخ این است که ما خیلی فکر نمی کنیم، صحیح فکر نمی کنیم، جمعی فکر نمی کنیم و به این نتیجه می رسیم که مسائل خود را خوب تشخیص نمی دهیم. مدام نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را تغییر می دهیم. شاید سامان و استقرار را دوست نداریم چون خیلی زحمت دارد ترجیح می دهیم با هیجان و اوضاع روز زندگی کنیم.
🔰یکی از دغدغههای سریع القلم که در آثار و آرای او به وضوح قابل مشاهده است "وجود تفاوت" فکری میان انسانها است. او در کتاب "اقتدارگرایی در عهد قاجار" نیز به این موضوع پرداخته که نظام اقتداگرا باعث میشود که انسانها به هسته و مرکز نظام سیاسی نزدیک شوند و خود را با او همساز سازند. او به نوعی معتقد است که ریشه این "یونیفرم شدن" به ذات اقتداگرایی حکومت قاجار باز میگردد که در درون ایرانیها نهادینه شده است.
🔰همین دغدغه در کتاب "عقلانیت و توسعه یافتگی ایران" نیز وجود دارد: "عده ای می خواهند تمام مردم را زاهد، برخی می خواهند همه مردم را روشنفکر و بعضی میخواهند همه را غربی کنند ... بدون اینکه متوجه باشند که هر کدام از این "ایسم ها" نوعی تحمیل به عامه مردم است جامعه به همه نوع قشر بندی نیازمند است. یکسان سازی مردم بسیار مضر است و استقلال را از آنها سلب می کند. آزادی یعنی هر کس تعلق فرهنگی خود را بدست آورد. افکار ما با خلقیات مان سازگاری ندارد. هنرمندانه سخنرانی می کنیم افکاری که هنوز دنیای صنعتی به دنبال تحقق آنهاست به زبان می آوریم به جهانیان فن گفتگو می آموزیم همه را به وحدت فرا می خوانیم برخلاف آنچه دینمان به ما آموخته، ترحم نداریم بلکه حذف و تخریب و حسادت به شدت میان ما رواج دارد و خارج از خود به دنبال علتها و مشکلات و ریشه ها هستیم. عمده مشکل توسعه نیافتگی ایران در افکار ما نیست در شخصیت پرورش نیافته ماست."
🔰ناتوانی در ساختن سیستم و عدم توان در ایجاد "تشکل" نیز از اینرو، در آثار سریع القلم مشهود است. این موضوع در کتاب "اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار" و "عقلانیت و آینده توسعه یافتگی" آسیب شناسی میشود و دلایل آن ذکر میگردد. سریع القلم خلقیات غیر مدنی ما ایرانیان را ذاتی نمیداند و آن را نتیجه ساختارهای سیاسی واجتماعی و اقتصادی انباشته شده تاریخ ایران می داند.
🔰سریع القلم در هیچ جا مدعی نیست که الگوهای توسعه تمام و کمال قابل الگوبرداری از دیگر کشورها است. بلکه توجه او به الگو برداری از اصول توسعه است. او معتقد نیست که الگوی توسعه باید ثابت باشد، بلکه معتقد به اصولی ثابت در توسعه است. توسعه در نظام فکری سریع القلم عبارت است از: بهینه سازی استفاده از نیروهای بالقوه مادی وانسانی یک جامعه، که زیست اجتماعی را در آنجامعه خوشایند و سعادتمند می کند./ ادامه دارد
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
(بخش دوم) - معرفی کتاب -
🔰سریع القلم اصول ثابتی را برای توسعه برمی شمرد که عباتند از:
1.توانائیهای فکری، سازماندهی هیأت حاکمه؛ 2.نظام تصمیمگیری جمعی؛ 3.گردش قدرت؛ 4.احترام به نظم و قانون؛ 5.توجه به علم؛ 6.آرامش اجتماعی؛ 7.وجود رسانههای آزاد و مستقل؛ 8.اقتصاد شفاف و کارآمد؛ 9. ارتباطات گسترده بینالمللی؛ 10.نظام آموزشی توانمند؛ بنابراین درجامعه ای، مراکز آموزشی و پژوهشی زنده اند، که با جامعه ارتباط دو طرفه دارند و در آنها پدیده توسعه جدیت دارد و نوآوری، نظریه پردازی و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب (چه در ذهن و چه در عمل) اهمیت دارد.
🔰سریع القلم در ابتدای کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی به نوعی نقد جامعه و شخصیت انسان ایرانی را سرلوحه کار خویش قرار می دهد به ترتیبی که از ضرورت تحول در شخصیت ایرانی سخن به میان می آورد. سپس به مقوله توسعه در جهان سوم و نهایتا به بحث توسعه یافتگی در ایران می پردازد.
🔰اصولا کشورهای در حال توسعه، توسعه نیافته، جهان سومی و عباراتی مانند اینها جهت توصیف کشورهایی بکار می رود که در حوزه های مختلف اعم از اقتصادی، بهداشتی، سیاسی و … دچار کمبودهای قابل تاملی هستند. کشور ما نیز یکی از کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. شکاف بین ایران و کشورهای غربی تقریبا از دوره ی قاجار خود را به وضوح نشان می دهد. شکست های متوالی در نبرد با بیگانگان و از دست دادن بخش قابل توجهی از قلمرو کشور، رفته رفته بدنه ی جامعه را نسبت به وضعیت خود دچار تردید کرده است. اقدامات عباس میرزا و امیرکبیر در جهت نوسازی سیستم نظامی کشور یکی از نخستین اقدامات در نوع خود جهت بهبود وضعیت کشور محسوب می شود.
🔰با این حال و با وجود گذشت بیش از 150 سال از نوسازی بخش های مختلف کشور، همچنان مسئله توسعه مورد بحث است. خاصه آن که مسئله توسعه، فراگیر و چندوجهی است و به همین جهت به همان میزان که عامل بهبود وضعیت جامعه می شود ممکن است کسانی را با خسران روبرو کند. برغم اختلاف نظرهای فاحش بین موافقان و مخالف توسعه در داخل، امواج سیل آسای آن از طریق ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی به بدنه جامعه ایران تزریق شده و می شود از این رو در سطوح دانشگاهی تحقیقات قابل تاملی صورت پذیرفته است. که یکی از این پژوهشهای ارزشمند و بی بدیل کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران از دکتر محمود سریع القلم می باشد.
این کتاب ثمره سال های مطالعه و تحقیق نویسنده پیرامون مسئله توسعه یافتگی ایران است.که به سبب محتوای بسیار غنی و مستند بیش از ۱۶ مرتبه تجدید چاپ شده است.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔰سریع القلم اصول ثابتی را برای توسعه برمی شمرد که عباتند از:
1.توانائیهای فکری، سازماندهی هیأت حاکمه؛ 2.نظام تصمیمگیری جمعی؛ 3.گردش قدرت؛ 4.احترام به نظم و قانون؛ 5.توجه به علم؛ 6.آرامش اجتماعی؛ 7.وجود رسانههای آزاد و مستقل؛ 8.اقتصاد شفاف و کارآمد؛ 9. ارتباطات گسترده بینالمللی؛ 10.نظام آموزشی توانمند؛ بنابراین درجامعه ای، مراکز آموزشی و پژوهشی زنده اند، که با جامعه ارتباط دو طرفه دارند و در آنها پدیده توسعه جدیت دارد و نوآوری، نظریه پردازی و حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب (چه در ذهن و چه در عمل) اهمیت دارد.
🔰سریع القلم در ابتدای کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی به نوعی نقد جامعه و شخصیت انسان ایرانی را سرلوحه کار خویش قرار می دهد به ترتیبی که از ضرورت تحول در شخصیت ایرانی سخن به میان می آورد. سپس به مقوله توسعه در جهان سوم و نهایتا به بحث توسعه یافتگی در ایران می پردازد.
🔰اصولا کشورهای در حال توسعه، توسعه نیافته، جهان سومی و عباراتی مانند اینها جهت توصیف کشورهایی بکار می رود که در حوزه های مختلف اعم از اقتصادی، بهداشتی، سیاسی و … دچار کمبودهای قابل تاملی هستند. کشور ما نیز یکی از کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. شکاف بین ایران و کشورهای غربی تقریبا از دوره ی قاجار خود را به وضوح نشان می دهد. شکست های متوالی در نبرد با بیگانگان و از دست دادن بخش قابل توجهی از قلمرو کشور، رفته رفته بدنه ی جامعه را نسبت به وضعیت خود دچار تردید کرده است. اقدامات عباس میرزا و امیرکبیر در جهت نوسازی سیستم نظامی کشور یکی از نخستین اقدامات در نوع خود جهت بهبود وضعیت کشور محسوب می شود.
🔰با این حال و با وجود گذشت بیش از 150 سال از نوسازی بخش های مختلف کشور، همچنان مسئله توسعه مورد بحث است. خاصه آن که مسئله توسعه، فراگیر و چندوجهی است و به همین جهت به همان میزان که عامل بهبود وضعیت جامعه می شود ممکن است کسانی را با خسران روبرو کند. برغم اختلاف نظرهای فاحش بین موافقان و مخالف توسعه در داخل، امواج سیل آسای آن از طریق ماهواره، اینترنت و دیگر وسایل ارتباط جمعی به بدنه جامعه ایران تزریق شده و می شود از این رو در سطوح دانشگاهی تحقیقات قابل تاملی صورت پذیرفته است. که یکی از این پژوهشهای ارزشمند و بی بدیل کتاب عقلانیت و توسعه یافتگی ایران از دکتر محمود سریع القلم می باشد.
این کتاب ثمره سال های مطالعه و تحقیق نویسنده پیرامون مسئله توسعه یافتگی ایران است.که به سبب محتوای بسیار غنی و مستند بیش از ۱۶ مرتبه تجدید چاپ شده است.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔴مدیریت چیست ؟
✅ مدیریت را چگونه تعریف می کنیم ؟
🌟سه موج مختلف از مدیریت را مرور می کنیم. یعنی مدیریت در تاریخ خود سه دوره را گذرانده است.
در نگاه اول مدیریت اینگونه تعریف میشد : "مدیریت یعنی: هنر انجام کار توسط دیگران "
❗️این تعریف مربوط به مدیریت دوران ارباب – رعیتی میباشد ونظر ونگاه استثماری دوران گذشته از جانب مدیریت به زیردستان و کارکنان را بیان می کند .در این دوران ، بهره برداری از تواناییها و نیروهای دیگران به نفع خود نوعی هنر محسوب می شد ، که بیشتر در حکومتها و مدیریتهای استثماری دیده میشد. و نتایج این نوع نگاه معمولا نتیجه استثماری بوده است ابزار قوی در این نوع نگاه برای استثمار بیشتر ، "تحمیق مردم" بود که به استثمارگران در استثمار بیشتر مردم کمک می کرد
🌟موج دوم مدیریت:
در نگاه و موج دوم ، علم مدیریت را اینگونه تعریف می کردند:
🎯"مدیریت یعنی : ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود.
✍️همیشه منابع محدود است و نیازهای بشر نامحدود، ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود در این نگاه ، مدیریت نامیده میشد .
از این رو مدیر کسی بود که بتواند بهترین استفاده را از سرمایه ها و منابع محدود و در دسترس خود داشته باشد تا به بهترین نحوی به اهداف و نیازهای سازمان خود برسد.
🎯"ملاکهای موفقیت مدیران در این تفکر و در این دوره بهره وری بیشتر و نتیجه گیریهای ، مادی و عددی آنها بوده است
"🎯 همانطور که میبینید در این تعریف خبری از ارزشهای درون سازمانی و بیرون سازمانی نبود.
✍️در موج دوم اهمیت ارزشهایی مثل توسعه پایدار ، و توجه به حفظ محیط زیست ، که یکی از مهمترین ارزشهای عمومی شهـــروندان در دهکده جهانی میباشد به طور برجسته دیده نمیشود و کسب نتایج مادی ملاک موفقیت مدیران محسوب میشد . نتایجی مثل تعداد تولید ، درصد بازده سرمایه ، ضریب رشد سالانه و... در این موج از مدیریت ملاک موفقیت مدیران بوده است . اما این تعریف و نگاه ، هنوز هم کامل نبود و نواقص بزرگی داشت .
🌟موج سوم تاریخ مدیریت:
این موج مبتنی بر دانایی و آگاهی و شناخت ارزشهــا میباشد و راه حل ها و مکانیزمها و روشها در مدیریت در این دوره ، " پایه محکمی در دانایی و فرهیختگی بشر دارد" و اصل مهم آن : مدیریت بر اساس ارزشهای انسانی و مسئولیتهای اجتماعی میباشد .
📝 اکنون عصر دانایی و آگاهیست،
با افزایش دانایی در جامعه و با داشتن شهروندان و مخاطبین و مشتریان آگاه تر، که در عصر اطلاعات بوجود آمده است ، و هر لحظه در جریان اطلاعات و آگاهی های جدید است موج بسیار مهم و فراگیر بزرگی در مدیریت نیز شکل می گیرد .امکان ندارد امروز شما آلودگی محیط زیست تولید کنید و انتظار داشته باشید ، مورد تحسین مشتری باشید و سازمان موفقی داشته باشید ، امکان ندارد از نیروی کار زنان و کودکان به صورت استثماری ، و با دستمزد پایین استفاده کنید و مشتریان شما قهر و اعتراض نکنند. در عصر ارزشها ، امکان ندارد شما از فضای رانت ، اجحاف یا انحصار ، پولهای مشکوک و ...در تولید و بازار استفاده بفرمایید و با قهر مخاطب و مشتری روبرو نشوید .
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers
✅ مدیریت را چگونه تعریف می کنیم ؟
🌟سه موج مختلف از مدیریت را مرور می کنیم. یعنی مدیریت در تاریخ خود سه دوره را گذرانده است.
در نگاه اول مدیریت اینگونه تعریف میشد : "مدیریت یعنی: هنر انجام کار توسط دیگران "
❗️این تعریف مربوط به مدیریت دوران ارباب – رعیتی میباشد ونظر ونگاه استثماری دوران گذشته از جانب مدیریت به زیردستان و کارکنان را بیان می کند .در این دوران ، بهره برداری از تواناییها و نیروهای دیگران به نفع خود نوعی هنر محسوب می شد ، که بیشتر در حکومتها و مدیریتهای استثماری دیده میشد. و نتایج این نوع نگاه معمولا نتیجه استثماری بوده است ابزار قوی در این نوع نگاه برای استثمار بیشتر ، "تحمیق مردم" بود که به استثمارگران در استثمار بیشتر مردم کمک می کرد
🌟موج دوم مدیریت:
در نگاه و موج دوم ، علم مدیریت را اینگونه تعریف می کردند:
🎯"مدیریت یعنی : ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود.
✍️همیشه منابع محدود است و نیازهای بشر نامحدود، ارتباط صحیح بین منابع محدود و نیازها و اهداف نامحدود در این نگاه ، مدیریت نامیده میشد .
از این رو مدیر کسی بود که بتواند بهترین استفاده را از سرمایه ها و منابع محدود و در دسترس خود داشته باشد تا به بهترین نحوی به اهداف و نیازهای سازمان خود برسد.
🎯"ملاکهای موفقیت مدیران در این تفکر و در این دوره بهره وری بیشتر و نتیجه گیریهای ، مادی و عددی آنها بوده است
"🎯 همانطور که میبینید در این تعریف خبری از ارزشهای درون سازمانی و بیرون سازمانی نبود.
✍️در موج دوم اهمیت ارزشهایی مثل توسعه پایدار ، و توجه به حفظ محیط زیست ، که یکی از مهمترین ارزشهای عمومی شهـــروندان در دهکده جهانی میباشد به طور برجسته دیده نمیشود و کسب نتایج مادی ملاک موفقیت مدیران محسوب میشد . نتایجی مثل تعداد تولید ، درصد بازده سرمایه ، ضریب رشد سالانه و... در این موج از مدیریت ملاک موفقیت مدیران بوده است . اما این تعریف و نگاه ، هنوز هم کامل نبود و نواقص بزرگی داشت .
🌟موج سوم تاریخ مدیریت:
این موج مبتنی بر دانایی و آگاهی و شناخت ارزشهــا میباشد و راه حل ها و مکانیزمها و روشها در مدیریت در این دوره ، " پایه محکمی در دانایی و فرهیختگی بشر دارد" و اصل مهم آن : مدیریت بر اساس ارزشهای انسانی و مسئولیتهای اجتماعی میباشد .
📝 اکنون عصر دانایی و آگاهیست،
با افزایش دانایی در جامعه و با داشتن شهروندان و مخاطبین و مشتریان آگاه تر، که در عصر اطلاعات بوجود آمده است ، و هر لحظه در جریان اطلاعات و آگاهی های جدید است موج بسیار مهم و فراگیر بزرگی در مدیریت نیز شکل می گیرد .امکان ندارد امروز شما آلودگی محیط زیست تولید کنید و انتظار داشته باشید ، مورد تحسین مشتری باشید و سازمان موفقی داشته باشید ، امکان ندارد از نیروی کار زنان و کودکان به صورت استثماری ، و با دستمزد پایین استفاده کنید و مشتریان شما قهر و اعتراض نکنند. در عصر ارزشها ، امکان ندارد شما از فضای رانت ، اجحاف یا انحصار ، پولهای مشکوک و ...در تولید و بازار استفاده بفرمایید و با قهر مخاطب و مشتری روبرو نشوید .
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔸@CompetentManagers