Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 تصنیف شکوه - عبدالحسین مختاباد
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
📘دفتر چه ازمون استخدامی دانشگاه علوم پزشکی تبریز :
ادرس سایت:
https://eitaa.com/tbrz_ac_ir
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ادرس سایت:
https://eitaa.com/tbrz_ac_ir
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰عید کمال دین سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
🔷غدیر خم از جمله روزهای مهم تاریخی می باشد که در روز هجدهم ذی الحجه اتفاق افتاده است و توسط بزرگان دینی "عید الاکبر" معرفی شده است ، در این روز به فرمان الهی پیامبر اکرم (ص) در راه بازگشت از آخرین سفر حج خود در مکانی به اسم غدیر خم عنوان جانشینی به حضرت علی علیه السلام می دهد و به نوعی با او بیعت می کند. تمامی افرادی که در آن روز کنار پیامبر حضور داشتند نیز به تبعیت از رسول اکرم با حضرت علی بیعت می کنند و بدین گونه شیعیان هر سال جشن های بسیار باشکوه را در روز هجدهم ذی الحجه برگزار می نمایند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷غدیر خم از جمله روزهای مهم تاریخی می باشد که در روز هجدهم ذی الحجه اتفاق افتاده است و توسط بزرگان دینی "عید الاکبر" معرفی شده است ، در این روز به فرمان الهی پیامبر اکرم (ص) در راه بازگشت از آخرین سفر حج خود در مکانی به اسم غدیر خم عنوان جانشینی به حضرت علی علیه السلام می دهد و به نوعی با او بیعت می کند. تمامی افرادی که در آن روز کنار پیامبر حضور داشتند نیز به تبعیت از رسول اکرم با حضرت علی بیعت می کنند و بدین گونه شیعیان هر سال جشن های بسیار باشکوه را در روز هجدهم ذی الحجه برگزار می نمایند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰آیا میتوانیم شخصیتمان را تغییر دهیم؟
🔸 آیا واقعا امکان تغییر شخصیتمان وجود دارد یا الگوهای اصلی شخصیت هریک از ما در طول زندگی تثبیت میشود؟ زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که پایهٔ شخصیت ما تقریبا در ۵سالگی شکل میگیرد. حتی بسیاری از روانشناسان مدرن نیز باور دارند که شخصیت کلی ما تقریبا در طول زندگی ثابت و پایدار میماند.
🔸حالا اگر قصد تغییر شخصیتمان را داشته باشیم چه کنیم؟ آیا رویکرد مناسب و تلاش زیاد میتواند باعث تغییر شخصیت واقعیمان شود یا اینکه صفتهای نامطلوب ما را گیر میاندازند و مانع رسیدن ما به اهدافمان میشوند؟
◀️ آیا شخصیت ثابت است؟
🔸میل به تغییر شخصیت بسیار رایج است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که ای کاش معاشرتیتر و پرحرفتر باشند. احتمالا کسانی که آستانهٔ صبرشان پایین است آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند در موقعیتهای بحرانی خونسردیشان را حفظ کنند.
🔸بهصورتِ عمومی، بسیاری از متخصصان بر این عقیدهاند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار روی ویژگیهای فراگیر شخصیتی میتواند کاری بسیار دشوار باشد.
برخی متخصصان، از جمله "کارل دوک" روانشناس، معتقدند که تغییر الگوی رفتاری، عادتها و باورهای نهفته در سطح زیرینِ ویژگیهای شخصیتی (مثل درون گرایی و سازگاری) کلید اصلی تغییر شخصیت است.
◀️ عوامل شکلدهندهٔ شخصیت
🔸آیا رفتار ما در پیوند با عواملِ وراثتی (سرشت) شکل گرفته یا محیط و یادگیری (پرورش) عوامل تعیینکنندهٔ شخصیت هستند؟در گذشته، رویکرد نظریهپردازان و فیلسوفان اغلب یکطرفه بود و تنها طرفدار یکی از این دو عامل بودند. اما امروزه بیشتر متفکران با این موضوع موافق هستند که ترکیبی از هر دو عامل شخصیت نهایی ما را شکل میدهد.
🔸همچنین، تعامل همیشگی میان ژنتیک و محیط میتواند در چگونگیِ ابراز شخصیت اثرگذار باشد. برایِمثال، ممکن است فردی ازنظرِ ژنتیکی مستعد داشتن رفتاری دوستانه و آرام باشد، اما کارکردن در محیطی پر از استرس او را کمتحمل و نگران کند.
◀️ برای تغییر شخصیت چه کاری میتوان انجام داد؟
از یک فردِ درونگرا به یک فردِ برونگرا تبدیلشدن میتواند کاری بسیار دشوار (یا حتی غیرممکن) باشد، اما متخصصان معتقدند با انجامدادن برخی کارها میتوان تغییراتی واقعی و پایدار در شخصیت ایجاد کرد.
▪️تمرکز روی تغییر عادتها
«عادت» قابلیادگیری است. بنابراین، تغییردادن واکنشهای همیشگیتان در طی زمان یکی از راههایی است که موجب تغییر شخصیت شما نیز خواهد شد. قطعا، صورتبخشیدن به عادتهای جدید یا کنارگذاشتن عادتهای قدیمی هرگز کار سادهای نیست و به زمان و تلاش جدی نیاز دارد.
▪️تغییر باورهای خود
اگر باور داشته باشید که تغییر نمیکنید، پس هیچ تغییری نخواهید کرد. اگر سعی میکنید بیشتر معاشرت کنید، اما باور دارید که درونگراییتان یک ویژگی تغییرناپذیر، همیشگی و ثابت است، بنابراین هرگز اجتماعیتر نخواهید شد. اما اگر معتقد باشید که ویژگیهای شخصیتان قابلتغییر هستند، احتمالا برای اجتماعی شدن تلاش خواهید کرد.
▪️تمرکز روی روند کار
بررسیهای دوک همیشه نشان داده که ستایش «تلاش» بهجایِ «توانایی» بسیار ضروری است. بهجایِ فکرهایی مثل «من خیلی باهوشم» یا «من خیلی بااستعدادم»، جملاتی مثل «من واقعا سخت کار کردم» یا «من یک روش عالی برای حل مشکل پیدا کردم» را جایگزین کنید.
▪️آنقدر تظاهر کنید تا موفق شوید
«کریستوفر پیترسون» ، روانشناس، خیلی زود متوجه شد که شخصیت درونگرای او ممکن است تأثیر زیانآوری روی حرفهاش بهعنوانِ استاد دانشگاه داشته باشد. برای غلبه بر این موضوع، او در موقعیتهایی که لازم میدید (مثل زمانهایی که در یک کلاس شلوغ سخنرانی یا کنفرانس داشت) شروع به اجرای نقش یک برونگرا میکرد. سرانجام، این رفتارها به عادت همیشگی او تبدیل شد.
هرچند او هنوز معتقد است که فرد درونگرایی به حساب میآید، اما متوجه شد چه زمانهایی باید مثل یک فرد برونگرا عمل کند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
🔸 آیا واقعا امکان تغییر شخصیتمان وجود دارد یا الگوهای اصلی شخصیت هریک از ما در طول زندگی تثبیت میشود؟ زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که پایهٔ شخصیت ما تقریبا در ۵سالگی شکل میگیرد. حتی بسیاری از روانشناسان مدرن نیز باور دارند که شخصیت کلی ما تقریبا در طول زندگی ثابت و پایدار میماند.
🔸حالا اگر قصد تغییر شخصیتمان را داشته باشیم چه کنیم؟ آیا رویکرد مناسب و تلاش زیاد میتواند باعث تغییر شخصیت واقعیمان شود یا اینکه صفتهای نامطلوب ما را گیر میاندازند و مانع رسیدن ما به اهدافمان میشوند؟
◀️ آیا شخصیت ثابت است؟
🔸میل به تغییر شخصیت بسیار رایج است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که ای کاش معاشرتیتر و پرحرفتر باشند. احتمالا کسانی که آستانهٔ صبرشان پایین است آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند در موقعیتهای بحرانی خونسردیشان را حفظ کنند.
🔸بهصورتِ عمومی، بسیاری از متخصصان بر این عقیدهاند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار روی ویژگیهای فراگیر شخصیتی میتواند کاری بسیار دشوار باشد.
برخی متخصصان، از جمله "کارل دوک" روانشناس، معتقدند که تغییر الگوی رفتاری، عادتها و باورهای نهفته در سطح زیرینِ ویژگیهای شخصیتی (مثل درون گرایی و سازگاری) کلید اصلی تغییر شخصیت است.
◀️ عوامل شکلدهندهٔ شخصیت
🔸آیا رفتار ما در پیوند با عواملِ وراثتی (سرشت) شکل گرفته یا محیط و یادگیری (پرورش) عوامل تعیینکنندهٔ شخصیت هستند؟در گذشته، رویکرد نظریهپردازان و فیلسوفان اغلب یکطرفه بود و تنها طرفدار یکی از این دو عامل بودند. اما امروزه بیشتر متفکران با این موضوع موافق هستند که ترکیبی از هر دو عامل شخصیت نهایی ما را شکل میدهد.
🔸همچنین، تعامل همیشگی میان ژنتیک و محیط میتواند در چگونگیِ ابراز شخصیت اثرگذار باشد. برایِمثال، ممکن است فردی ازنظرِ ژنتیکی مستعد داشتن رفتاری دوستانه و آرام باشد، اما کارکردن در محیطی پر از استرس او را کمتحمل و نگران کند.
◀️ برای تغییر شخصیت چه کاری میتوان انجام داد؟
از یک فردِ درونگرا به یک فردِ برونگرا تبدیلشدن میتواند کاری بسیار دشوار (یا حتی غیرممکن) باشد، اما متخصصان معتقدند با انجامدادن برخی کارها میتوان تغییراتی واقعی و پایدار در شخصیت ایجاد کرد.
▪️تمرکز روی تغییر عادتها
«عادت» قابلیادگیری است. بنابراین، تغییردادن واکنشهای همیشگیتان در طی زمان یکی از راههایی است که موجب تغییر شخصیت شما نیز خواهد شد. قطعا، صورتبخشیدن به عادتهای جدید یا کنارگذاشتن عادتهای قدیمی هرگز کار سادهای نیست و به زمان و تلاش جدی نیاز دارد.
▪️تغییر باورهای خود
اگر باور داشته باشید که تغییر نمیکنید، پس هیچ تغییری نخواهید کرد. اگر سعی میکنید بیشتر معاشرت کنید، اما باور دارید که درونگراییتان یک ویژگی تغییرناپذیر، همیشگی و ثابت است، بنابراین هرگز اجتماعیتر نخواهید شد. اما اگر معتقد باشید که ویژگیهای شخصیتان قابلتغییر هستند، احتمالا برای اجتماعی شدن تلاش خواهید کرد.
▪️تمرکز روی روند کار
بررسیهای دوک همیشه نشان داده که ستایش «تلاش» بهجایِ «توانایی» بسیار ضروری است. بهجایِ فکرهایی مثل «من خیلی باهوشم» یا «من خیلی بااستعدادم»، جملاتی مثل «من واقعا سخت کار کردم» یا «من یک روش عالی برای حل مشکل پیدا کردم» را جایگزین کنید.
▪️آنقدر تظاهر کنید تا موفق شوید
«کریستوفر پیترسون» ، روانشناس، خیلی زود متوجه شد که شخصیت درونگرای او ممکن است تأثیر زیانآوری روی حرفهاش بهعنوانِ استاد دانشگاه داشته باشد. برای غلبه بر این موضوع، او در موقعیتهایی که لازم میدید (مثل زمانهایی که در یک کلاس شلوغ سخنرانی یا کنفرانس داشت) شروع به اجرای نقش یک برونگرا میکرد. سرانجام، این رفتارها به عادت همیشگی او تبدیل شد.
هرچند او هنوز معتقد است که فرد درونگرایی به حساب میآید، اما متوجه شد چه زمانهایی باید مثل یک فرد برونگرا عمل کند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
🔴 شخصیت خودشیفته و چگونگی برخورد با آن را بشناسیم
♈️در فرهنگ مردمی، شخص خودشیفته به عنوان فردی دیده میشود که عاشق خودش است و خودش را ایدهآل میداند. خودشیفتهها معتقدند که بیش از حد منحصربهفرد هستند و کسی نمیتواند آنها را درک کند. آنها فکر میکنند بهقدری خوب هستند که باید مورد تحسین دیگران قرار گیرند.
اختلال شخصیت خودشیفتگی بسیار رایج نیست، اما حقیقت این است که همه ما دارای برخی از صفات آن هستیم.
🔰 صفات خودشیفتگی عبارتاند از:
♈️آنها نیاز جدی به تحسین و اعتبار دارند و فکر میکنند برای درک دیگران بیشازحد خاص و منحصر به فرد هستند.
♈️آنها احساس میکنند نسبت به دیگران برترند و فکر میکنند دستاوردهای بیشتری دارند و خیلی بیشتر از دیگران میدانند.
♈️آنها آسیبپذیر بودن خود را نشان نمیدهند. آنها از آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند میترسند و میخواهند در هر شرایطی برتر باقی بمانند.
♈️آنها تمایلی به درک یا شناسایی احساسات و نیازهای دیگران ندارند. میخواهند مرکز توجه باشند و معتقدند نشان دادن احساسات نشانهای از ضعف است.
♈️آنها کنترلگر ماهری هستند و از لحاظ عاطفی دیگران را مورد سوءاستفاده قرار میدهند.
🔰 آیا افراد خودشیفته میدانند که خودشیفته هستند و آیا از این امر راضیاند؟
♈️این افراد به احساسات دیگران، اهمیت نمیدهند و از وجود سرد خود لذت میبرند. افراد خودشیفته نمیخواهند تغییر کنند. با استفاده از این روش، آنها کنترل کامل بر زندگی خود دارند.
🔰 آیا افراد خودشیفته درست و غلط را تشخیص میدهند؟
♈️افراد خودشیفته تفاوت بین درست و غلط را میدانند، زیرا علت و معلول را درک میکنند. هیچ «وجدان گناهکاری» وجود ندارد و آنها علائم «بی احترامی به هنجارهای اجتماعی» را از خود نشان میدهند؛ درعینحال به عنوان «فردی خون سرد» جلوه میکنند.
🔰 چرا افراد خود شیفته می شوند؟
♈️ریشهی شخصیت خودشیفته مقاومت قوی در برابر آسیبپذیر بودن با هر کسی است. افراد خودشیفته همیشه مضطرب هستند، زیرا احساساتشان بسیار زیاد است و به تفکر دیگران نسبت به خودشان خیلی اهمیت میدهند. ناسازگاری آسیبپذیری، ریشهی شخصیت خودشیفتگی است.
♈️شخصیت خودشیفتگی میتواند نتیجه گذشته یک فرد باشد. افراد خودشیفته مدام به دنبال تأیید دیگران هستند، چرا که در گذشته احساس ارزش نمیکردند یا به عنوان یکی از ارزشمندترین و منحصربهفردترین افراد در جهان با آنها رفتار میشده است.
🔰 چگونه با خودشیفتگی مقابله کنیم؟
♈️اگر فرد نزدیک به شما فردی خودشیفته است، تفاوتها را بپذیرید.
♈️سعی نکنید آنها را تغییر دهید بلکه بر نیازهای خود تمرکز کنید.
درک کنید که افراد خودشیفته در مقابل تغییر کردن مقاومت میکنند. تلاش کنید تا بیشتر بر احساسات خود و آنچه میخواهید باشید تمرکز کنید.
♈️این واقعیت را به رسمیت بشناسید که رفتار آنها ناشی از ناامنیهایشان است. افراد خودشیفته در درونشان بسیار آسیبپذیر هستند، آنها دیگران را زیر سؤال میبرند؛ زیرا اینگونه میتوانند حس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند.
♈️به جای اینکه از آنها بپرسید دیگران چه احساسی دارند، از آنها بپرسید دیگران چه فکر میکنند. افراد خودشیفته احساس گناه نمیکنند، اما آنها به آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند اهمیت میدهند.
♈️سعی نکنید تأیید فرد خود شیفته را به دست بیاورید، سعی کنید از آنچه فکر میکنید درست است دفاع کنید و به نظر یک فرد خودشیفته در مورد خودتان توجهی نکنید.
♈️اگر یک فرد خود شیفته به شما آسیب می رساند، از آنها دوری کنید.
♈️مرزی تنظیم کنید و همیشه آن را نگه دارید. آماده باشید که مرزی که برای خود در ارتباط با آنها تعیین کردهاید، توسط این افراد به چالش کشیده شود. به عنوان مثال، اگر تصمیم گرفتید ارتباط خود را با آنها قطع کنید، به احتمال زیاد برای صحبت با شما خواهند آمد.
♈️یاد بگیرید که به موقع از آن ها دور شوید. وقتی یک فرد خودشیفته باعث میشود احساس ناخوشایندی داشته باشید، باید به اندازه کافی به خودتان احترام بگذارید و از آنها دور شوید.
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
♈️در فرهنگ مردمی، شخص خودشیفته به عنوان فردی دیده میشود که عاشق خودش است و خودش را ایدهآل میداند. خودشیفتهها معتقدند که بیش از حد منحصربهفرد هستند و کسی نمیتواند آنها را درک کند. آنها فکر میکنند بهقدری خوب هستند که باید مورد تحسین دیگران قرار گیرند.
اختلال شخصیت خودشیفتگی بسیار رایج نیست، اما حقیقت این است که همه ما دارای برخی از صفات آن هستیم.
🔰 صفات خودشیفتگی عبارتاند از:
♈️آنها نیاز جدی به تحسین و اعتبار دارند و فکر میکنند برای درک دیگران بیشازحد خاص و منحصر به فرد هستند.
♈️آنها احساس میکنند نسبت به دیگران برترند و فکر میکنند دستاوردهای بیشتری دارند و خیلی بیشتر از دیگران میدانند.
♈️آنها آسیبپذیر بودن خود را نشان نمیدهند. آنها از آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند میترسند و میخواهند در هر شرایطی برتر باقی بمانند.
♈️آنها تمایلی به درک یا شناسایی احساسات و نیازهای دیگران ندارند. میخواهند مرکز توجه باشند و معتقدند نشان دادن احساسات نشانهای از ضعف است.
♈️آنها کنترلگر ماهری هستند و از لحاظ عاطفی دیگران را مورد سوءاستفاده قرار میدهند.
🔰 آیا افراد خودشیفته میدانند که خودشیفته هستند و آیا از این امر راضیاند؟
♈️این افراد به احساسات دیگران، اهمیت نمیدهند و از وجود سرد خود لذت میبرند. افراد خودشیفته نمیخواهند تغییر کنند. با استفاده از این روش، آنها کنترل کامل بر زندگی خود دارند.
🔰 آیا افراد خودشیفته درست و غلط را تشخیص میدهند؟
♈️افراد خودشیفته تفاوت بین درست و غلط را میدانند، زیرا علت و معلول را درک میکنند. هیچ «وجدان گناهکاری» وجود ندارد و آنها علائم «بی احترامی به هنجارهای اجتماعی» را از خود نشان میدهند؛ درعینحال به عنوان «فردی خون سرد» جلوه میکنند.
🔰 چرا افراد خود شیفته می شوند؟
♈️ریشهی شخصیت خودشیفته مقاومت قوی در برابر آسیبپذیر بودن با هر کسی است. افراد خودشیفته همیشه مضطرب هستند، زیرا احساساتشان بسیار زیاد است و به تفکر دیگران نسبت به خودشان خیلی اهمیت میدهند. ناسازگاری آسیبپذیری، ریشهی شخصیت خودشیفتگی است.
♈️شخصیت خودشیفتگی میتواند نتیجه گذشته یک فرد باشد. افراد خودشیفته مدام به دنبال تأیید دیگران هستند، چرا که در گذشته احساس ارزش نمیکردند یا به عنوان یکی از ارزشمندترین و منحصربهفردترین افراد در جهان با آنها رفتار میشده است.
🔰 چگونه با خودشیفتگی مقابله کنیم؟
♈️اگر فرد نزدیک به شما فردی خودشیفته است، تفاوتها را بپذیرید.
♈️سعی نکنید آنها را تغییر دهید بلکه بر نیازهای خود تمرکز کنید.
درک کنید که افراد خودشیفته در مقابل تغییر کردن مقاومت میکنند. تلاش کنید تا بیشتر بر احساسات خود و آنچه میخواهید باشید تمرکز کنید.
♈️این واقعیت را به رسمیت بشناسید که رفتار آنها ناشی از ناامنیهایشان است. افراد خودشیفته در درونشان بسیار آسیبپذیر هستند، آنها دیگران را زیر سؤال میبرند؛ زیرا اینگونه میتوانند حس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند.
♈️به جای اینکه از آنها بپرسید دیگران چه احساسی دارند، از آنها بپرسید دیگران چه فکر میکنند. افراد خودشیفته احساس گناه نمیکنند، اما آنها به آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند اهمیت میدهند.
♈️سعی نکنید تأیید فرد خود شیفته را به دست بیاورید، سعی کنید از آنچه فکر میکنید درست است دفاع کنید و به نظر یک فرد خودشیفته در مورد خودتان توجهی نکنید.
♈️اگر یک فرد خود شیفته به شما آسیب می رساند، از آنها دوری کنید.
♈️مرزی تنظیم کنید و همیشه آن را نگه دارید. آماده باشید که مرزی که برای خود در ارتباط با آنها تعیین کردهاید، توسط این افراد به چالش کشیده شود. به عنوان مثال، اگر تصمیم گرفتید ارتباط خود را با آنها قطع کنید، به احتمال زیاد برای صحبت با شما خواهند آمد.
♈️یاد بگیرید که به موقع از آن ها دور شوید. وقتی یک فرد خودشیفته باعث میشود احساس ناخوشایندی داشته باشید، باید به اندازه کافی به خودتان احترام بگذارید و از آنها دور شوید.
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
♟۱۱ شخصیت مختلف در محیط کار و روش درست تعامل با آنها:
☑️هریک از همکاران در محیط کار شخصیت خاص خودشان را دارند بنابراین نمیتوان با همهٔ آنها به یک شکل رفتار کرد. توجه به این نکته اهمیت زیادی در پیشرفت شغلی ما دارد و بهتر است تا جای ممکن روش درست تعامل با آنها را بدانیم.
☑️ در ادامه ۱۱ مورد از انواع مختلف همکاران، چگونگی شناخت و تشخیص آنها و راه کنار آمدن با آنها را شرح داده ایم:
۱- برنده
او کارمندی ایده آل است. برنده فردی است که همیشه در لحظات حساس یا پروژههای بزرگ به او تکیه میکنند. این فرد فهرست بلندی از دستاوردها دارد و مسئولیت پذیر است. برنده از داراییهای باارزش شرکت به شمار میرود.
☑️ همیشه این نوع همکاران را حمایت کنید، قدردان آنها باشید و از خودتان بپرسید: «چه چیزهایی میتوانم از این فرد بیاموزم تا حتی از او نیز بهتر شوم؟»
۲- قهرمان خاموش
او کسی است که کار خود را بدون تقدیری که سزاوار آن است، انجام میدهد. او ترجیح میدهد جلبتوجه نکند. این فرد شباهت زیادی به «برنده» دارد ولی معمولا توجه چندانی به او نمیکنند.
☑️ کاری کنید که او حس کند که به دستاوردهایش توجه میشود. سعی کنید او را به موقعیتهایی وارد کنید که در آنها باید رهبری گروه را بر عهده بگیرد و مسئولیتهای بیشتری را بپذیرد.
۳- مربی
مربی عاشق این است که چیزهایی فراتر از جنبههای صرفا فنی شغل را به شما بیاموزد. او با اشتیاق، دانش خود را در اختیارتان قرار می دهد.
☑️شاگرد خوبی باشید و به نصیحتهای او گوش بدهید فرقی نمیکند که در حال حاضر در چه پست و موقعیتی هستید؛ چون در هر صورت داشتن مربی خوب بسیار ارزشمند است.
۴- پیشکسوت
پیشکسوت کسی است که مدت زیادی عضو سازمان شما بوده است.
☑️ آیا میخواهید درباره تاریخچه شرکت چیزی بدانید؟ پیشکسوت کسی است که میتوانید سؤالهای خود را از او بپرسید. حتما این همکار را در گفتوگوها و تصمیمگیری روزانه شرکت دهید تا احساس نکند که نادیده گرفته شده است.
۵- دوست
دوست کسی است که در محل کار و بیرون آن همراه شماست. او کسی است که به نظرات و ایدههای شما گوش میدهد، همواره میتوانید به او اعتماد کنید و در شرایط دشوار همراه شماست.
☑️ قدر روابط دوستانهای را که در محل کار برقرار میکنید بدانید! این همکار کسی است که همیشه میتوانید به او تکیه کنید.
۶- شوخطبع
همکار شوخطبع در محل کار فضای غیررسمی و سرزندهای را ایجاد میکند. او در جلوگیری از ایجاد موقعیتهای تنشزا استاد است.
☑️ از همصحبتی و شوخیهای همکار شوخطبع لذت ببرید، البته تا زمانی که این شوخیها موجب رنجش کسی نشدهاند. مراقب باشید که این شوخیها در انجام کارهای جدی و مهم شما اختلالی ایجاد نکنند.
۷- سخنچین
سؤالهایی مانند «درسته که میخوان کارمندان رو اخراج کنن؟»، «آیا واقعا اونها با هم رابطه دارن؟» همگی پرسشهایی هستند که سخنچین از جواب دادن به آنها خوشحال میشود. سخنچین عاشق اختراع کردن یا گفتن داستانهای جذاب درباره دیگران است.
☑️ همیشه مراقب همکار سخنچین باشید. اگر این داستانها به گوشتان رسید، این شایعهها را به دیگران نگویید. وقتی که این فرد اطراف شماست مراقب حرفهایتان باشید.
۸- چاپلوس
آنها برای بهرهبرداری کردن از افراد بالاتر از خود تقریبا هر کاری میکنند، کارهایی مانند گفتن حرفهای خوشایند و تعریفوتمجید کردن.
☑️ بهتر است که از او دوری کنید. البته این رفتار او میتواند به شما انگیزه بدهد و موجب شود که دستاوردهایتان را به دیگران نشان دهید و ارزش افزودهای را که برای شرکت ایجاد کردهاید به رئیس خود یادآوری کنید.
۹- غرغرو
تجربه نشان داده است که معمولا تعامل با فردی که همیشه غر میزند و شکایت میکند مفید نیست. شکایت کردن او میتواند نتیجهٔ سرخوردگی، خستگی، استرس یا ناراضی بودن از محل کار باشد.
☑️ اجازه ندهید که احساسات منفی یا افکار منفی این نوع همکاران روی شما تأثیر بگذارد. سعی کنید موضوع گفتوگو را تغییر دهید و درباره موضوع مثبت و بهتری صحبت کنید.
۱۰- سیاستباز
از فرد سیاستباز هیچ چیز بعید نیست. گاهی بعضی از همکارها از پشت به شما خنجر میزنند؛ مثلا فردی که گمان میکردید دوست شماست ایدهٔ شما را بهنام خودش ارائه می کند.
☑️ در رویارویی با افراد سیاستباز همیشه باید هوشیار و مراقب باشید؛ حتی اگر همه چیز خوب به نظر برسد و ظاهرا دلیلی برای احتیاط و هوشیاری شما وجود نداشته باشد.
۱۱- کمکار
افراد کمکار در ظاهر مشغول کار به نظر میرسند درحالیکه در واقع مسئولیتهای خود را به گردن دیگران میاندازند.
☑️ اگر کارهای این همکار روی شما یا گروه شما تأثیری نمیگذارد، بهتر است که او را نادیده بگیرید؛ ولی اگر روی کار شما تأثیر میگذارد، حتما به این رفتار او اشاره کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
☑️هریک از همکاران در محیط کار شخصیت خاص خودشان را دارند بنابراین نمیتوان با همهٔ آنها به یک شکل رفتار کرد. توجه به این نکته اهمیت زیادی در پیشرفت شغلی ما دارد و بهتر است تا جای ممکن روش درست تعامل با آنها را بدانیم.
☑️ در ادامه ۱۱ مورد از انواع مختلف همکاران، چگونگی شناخت و تشخیص آنها و راه کنار آمدن با آنها را شرح داده ایم:
۱- برنده
او کارمندی ایده آل است. برنده فردی است که همیشه در لحظات حساس یا پروژههای بزرگ به او تکیه میکنند. این فرد فهرست بلندی از دستاوردها دارد و مسئولیت پذیر است. برنده از داراییهای باارزش شرکت به شمار میرود.
☑️ همیشه این نوع همکاران را حمایت کنید، قدردان آنها باشید و از خودتان بپرسید: «چه چیزهایی میتوانم از این فرد بیاموزم تا حتی از او نیز بهتر شوم؟»
۲- قهرمان خاموش
او کسی است که کار خود را بدون تقدیری که سزاوار آن است، انجام میدهد. او ترجیح میدهد جلبتوجه نکند. این فرد شباهت زیادی به «برنده» دارد ولی معمولا توجه چندانی به او نمیکنند.
☑️ کاری کنید که او حس کند که به دستاوردهایش توجه میشود. سعی کنید او را به موقعیتهایی وارد کنید که در آنها باید رهبری گروه را بر عهده بگیرد و مسئولیتهای بیشتری را بپذیرد.
۳- مربی
مربی عاشق این است که چیزهایی فراتر از جنبههای صرفا فنی شغل را به شما بیاموزد. او با اشتیاق، دانش خود را در اختیارتان قرار می دهد.
☑️شاگرد خوبی باشید و به نصیحتهای او گوش بدهید فرقی نمیکند که در حال حاضر در چه پست و موقعیتی هستید؛ چون در هر صورت داشتن مربی خوب بسیار ارزشمند است.
۴- پیشکسوت
پیشکسوت کسی است که مدت زیادی عضو سازمان شما بوده است.
☑️ آیا میخواهید درباره تاریخچه شرکت چیزی بدانید؟ پیشکسوت کسی است که میتوانید سؤالهای خود را از او بپرسید. حتما این همکار را در گفتوگوها و تصمیمگیری روزانه شرکت دهید تا احساس نکند که نادیده گرفته شده است.
۵- دوست
دوست کسی است که در محل کار و بیرون آن همراه شماست. او کسی است که به نظرات و ایدههای شما گوش میدهد، همواره میتوانید به او اعتماد کنید و در شرایط دشوار همراه شماست.
☑️ قدر روابط دوستانهای را که در محل کار برقرار میکنید بدانید! این همکار کسی است که همیشه میتوانید به او تکیه کنید.
۶- شوخطبع
همکار شوخطبع در محل کار فضای غیررسمی و سرزندهای را ایجاد میکند. او در جلوگیری از ایجاد موقعیتهای تنشزا استاد است.
☑️ از همصحبتی و شوخیهای همکار شوخطبع لذت ببرید، البته تا زمانی که این شوخیها موجب رنجش کسی نشدهاند. مراقب باشید که این شوخیها در انجام کارهای جدی و مهم شما اختلالی ایجاد نکنند.
۷- سخنچین
سؤالهایی مانند «درسته که میخوان کارمندان رو اخراج کنن؟»، «آیا واقعا اونها با هم رابطه دارن؟» همگی پرسشهایی هستند که سخنچین از جواب دادن به آنها خوشحال میشود. سخنچین عاشق اختراع کردن یا گفتن داستانهای جذاب درباره دیگران است.
☑️ همیشه مراقب همکار سخنچین باشید. اگر این داستانها به گوشتان رسید، این شایعهها را به دیگران نگویید. وقتی که این فرد اطراف شماست مراقب حرفهایتان باشید.
۸- چاپلوس
آنها برای بهرهبرداری کردن از افراد بالاتر از خود تقریبا هر کاری میکنند، کارهایی مانند گفتن حرفهای خوشایند و تعریفوتمجید کردن.
☑️ بهتر است که از او دوری کنید. البته این رفتار او میتواند به شما انگیزه بدهد و موجب شود که دستاوردهایتان را به دیگران نشان دهید و ارزش افزودهای را که برای شرکت ایجاد کردهاید به رئیس خود یادآوری کنید.
۹- غرغرو
تجربه نشان داده است که معمولا تعامل با فردی که همیشه غر میزند و شکایت میکند مفید نیست. شکایت کردن او میتواند نتیجهٔ سرخوردگی، خستگی، استرس یا ناراضی بودن از محل کار باشد.
☑️ اجازه ندهید که احساسات منفی یا افکار منفی این نوع همکاران روی شما تأثیر بگذارد. سعی کنید موضوع گفتوگو را تغییر دهید و درباره موضوع مثبت و بهتری صحبت کنید.
۱۰- سیاستباز
از فرد سیاستباز هیچ چیز بعید نیست. گاهی بعضی از همکارها از پشت به شما خنجر میزنند؛ مثلا فردی که گمان میکردید دوست شماست ایدهٔ شما را بهنام خودش ارائه می کند.
☑️ در رویارویی با افراد سیاستباز همیشه باید هوشیار و مراقب باشید؛ حتی اگر همه چیز خوب به نظر برسد و ظاهرا دلیلی برای احتیاط و هوشیاری شما وجود نداشته باشد.
۱۱- کمکار
افراد کمکار در ظاهر مشغول کار به نظر میرسند درحالیکه در واقع مسئولیتهای خود را به گردن دیگران میاندازند.
☑️ اگر کارهای این همکار روی شما یا گروه شما تأثیری نمیگذارد، بهتر است که او را نادیده بگیرید؛ ولی اگر روی کار شما تأثیر میگذارد، حتما به این رفتار او اشاره کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔴 زنان و پدیده سقف شیشهای
🔸زمانی که سخن از محدودیتهای زنان در محیط کار میشود، اصطلاح "سقف شیشهایی" بیش از هر چیز رخ مینماید. سقف شیشه ای اصطلاحی است که در دهه 1970 در آمریکا برای توصیف موانع تصنعی و نامرئی ناشی از تعصبات و تبعیضات سازمانی و نگرشی ابداع شد.
🔹سقف شیشهای بیان میکند که زنان در دستیابی به سطوح بالای سلسله مراتب شکست میخورند. آنها به پستهای عالی در سازمان نزدیک میشوند، اما بندرت آن را به چنگ میآورند. این سرخوردگی باعث میشود که تصور کنند یک سقف شیشهای وجود دارد، یعنی موانعی تبعیض آمیز، در راه تلاش خود برای دستیابی به سطوح عالی مدیریتی در سازمانها، مشاهده میکنند
🔷در واقع سقف شیشهای هرچند که در در قوانین ثبت نشده است، اما با این وجود به عنوان یک مانع جدی است که جلوی ارتقاء فرد (عمدتاً زن) را میگیرد. این موانع عموماً در قالب هنجارهای پدرسالار و کلیشههای جامعه نسبت به زنان مدیر و کلیشه نیاز بیشترِ زنان به خانه و خانواده بروز مییابند
🔹 از عوامل پدید آورندهی سقف شیشهای میتوان به کلیشههای جنسیتی، ارزشگذاری به کار زنان، تضاد کار- خانواده و سبک مدیریت اشاره کرد.
🔷 در این راستا بی تردید سبک مدیریتی هر جامعه متاثر از ارزش های حاکم بر آن جامعه است و در بسیاری از عرصه های مدیریتی جهان، زنان هم در کنار مردان توانسته اند مدیران شایسته و توانایی باشند. مع الوصف در جامعه ما نیز زنانِ شایسته و توانا در عرصه های مدیریتی، می بایست به هر قیمتی که هست توانایی ها و شایستگی های خود را نشان دهند تا بدین وسیله دیگر زنان جامعه به آن خودباوری که لازمه احراز پست های مدیریتی است برسند. و مردان نیز پس از آن نقش زنان را در عرصه های مدیریتی باور کنند.
🔷در کنار این مسائل وجود حس حسادت ویژه ای که هم در مردان و هم به ویژه در زنان وجود دارد، باعث می شود زنان که تا حدودی حساس تر و عاطفی تر از مردان هستند نتوانند به آن رشد و بالندگی لازم برسند. زنان جامعه باید به این باور قلبی برسند که با کمک کردن به همدیگر و نردبان شدن برای پیشرفت و ترقی هرکدام از آنها، زمینه حضور بقیه زنان در عرصه های بالای مدیریتی فراهم می شود. و این کاری است که در مردان تا حدودی هرچند ضعیف، جا افتاده است. که البته این نیز ناشی از نوع آموزش و تربیت غلط حاکم بر جامعه می باشد. که اینچنین عرصه را بر دختران و زنان تنگ کرده و اجازه قد علم کردن به آنها و بروز توانایی ها و استعدادهایشان را نمی دهد.
🔷پس با آموزش صحیح به زنان و توجیه مناسب مردان که پذیرای نقش زنان در جامعه باشند، می توان جامعه را برای حضور هرچه بیشتر زنان در پستهای مدیریتی و کلیدی آماده و مهیا نمود. یکی از راههای سریع رسیدن به این اهداف متعالی اصلاح ساختار آموزشی و پرورشی حاکم بر کشور و تربیت نسل های بعدی بر اساس باورهای درست انسانی به دور از تفکیک جنسیتی و خود برتربینی مردان نسبت به زنان است.
🔷 ما باید به زنان و دختران اعتماد کنیم و آن را به تجربه های بزرگ دعوت کنیم و بگذاریم از حلقه بسته تجربه های کوچک قابلیت رشد نایافته و دوباره تجربه های کوچک رهایی پیدا کنیم. البته سقف های شیشه ای اول باید در ذهن من و شما برداشته شود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸زمانی که سخن از محدودیتهای زنان در محیط کار میشود، اصطلاح "سقف شیشهایی" بیش از هر چیز رخ مینماید. سقف شیشه ای اصطلاحی است که در دهه 1970 در آمریکا برای توصیف موانع تصنعی و نامرئی ناشی از تعصبات و تبعیضات سازمانی و نگرشی ابداع شد.
🔹سقف شیشهای بیان میکند که زنان در دستیابی به سطوح بالای سلسله مراتب شکست میخورند. آنها به پستهای عالی در سازمان نزدیک میشوند، اما بندرت آن را به چنگ میآورند. این سرخوردگی باعث میشود که تصور کنند یک سقف شیشهای وجود دارد، یعنی موانعی تبعیض آمیز، در راه تلاش خود برای دستیابی به سطوح عالی مدیریتی در سازمانها، مشاهده میکنند
🔷در واقع سقف شیشهای هرچند که در در قوانین ثبت نشده است، اما با این وجود به عنوان یک مانع جدی است که جلوی ارتقاء فرد (عمدتاً زن) را میگیرد. این موانع عموماً در قالب هنجارهای پدرسالار و کلیشههای جامعه نسبت به زنان مدیر و کلیشه نیاز بیشترِ زنان به خانه و خانواده بروز مییابند
🔹 از عوامل پدید آورندهی سقف شیشهای میتوان به کلیشههای جنسیتی، ارزشگذاری به کار زنان، تضاد کار- خانواده و سبک مدیریت اشاره کرد.
🔷 در این راستا بی تردید سبک مدیریتی هر جامعه متاثر از ارزش های حاکم بر آن جامعه است و در بسیاری از عرصه های مدیریتی جهان، زنان هم در کنار مردان توانسته اند مدیران شایسته و توانایی باشند. مع الوصف در جامعه ما نیز زنانِ شایسته و توانا در عرصه های مدیریتی، می بایست به هر قیمتی که هست توانایی ها و شایستگی های خود را نشان دهند تا بدین وسیله دیگر زنان جامعه به آن خودباوری که لازمه احراز پست های مدیریتی است برسند. و مردان نیز پس از آن نقش زنان را در عرصه های مدیریتی باور کنند.
🔷در کنار این مسائل وجود حس حسادت ویژه ای که هم در مردان و هم به ویژه در زنان وجود دارد، باعث می شود زنان که تا حدودی حساس تر و عاطفی تر از مردان هستند نتوانند به آن رشد و بالندگی لازم برسند. زنان جامعه باید به این باور قلبی برسند که با کمک کردن به همدیگر و نردبان شدن برای پیشرفت و ترقی هرکدام از آنها، زمینه حضور بقیه زنان در عرصه های بالای مدیریتی فراهم می شود. و این کاری است که در مردان تا حدودی هرچند ضعیف، جا افتاده است. که البته این نیز ناشی از نوع آموزش و تربیت غلط حاکم بر جامعه می باشد. که اینچنین عرصه را بر دختران و زنان تنگ کرده و اجازه قد علم کردن به آنها و بروز توانایی ها و استعدادهایشان را نمی دهد.
🔷پس با آموزش صحیح به زنان و توجیه مناسب مردان که پذیرای نقش زنان در جامعه باشند، می توان جامعه را برای حضور هرچه بیشتر زنان در پستهای مدیریتی و کلیدی آماده و مهیا نمود. یکی از راههای سریع رسیدن به این اهداف متعالی اصلاح ساختار آموزشی و پرورشی حاکم بر کشور و تربیت نسل های بعدی بر اساس باورهای درست انسانی به دور از تفکیک جنسیتی و خود برتربینی مردان نسبت به زنان است.
🔷 ما باید به زنان و دختران اعتماد کنیم و آن را به تجربه های بزرگ دعوت کنیم و بگذاریم از حلقه بسته تجربه های کوچک قابلیت رشد نایافته و دوباره تجربه های کوچک رهایی پیدا کنیم. البته سقف های شیشه ای اول باید در ذهن من و شما برداشته شود
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
چرا بعد از کار اینقدر خسته میشوم؟
🔸۸ ساعت کار در طول روز (یا حتی بیشتر) ممکن است باعث شود احساس بیانرژیبودن یا خستگی محض کنید. مسئولیتهای کاری شما هرچه باشد، از سروکلهزدن با همکاران گرفته تا کمک به مشتریان یا خیرهشدن به کامپیوتر در تمام طول روز، شاید انرژی شما را تخلیه کند و دیگر انرژیای برای آشپزی، مراقبت از فرزندان یا لذتبردن از اوقات فراغتتان باقی نگذارد. دلایل زیادی برای احساس خستگی بعد از کار وجود دارد. در این مقاله، علل خستگی پس از کار و اقداماتی که لازم است تا کمتر احساس خستگی کنید را بررسی میکنیم.
◀️ نشانههای اینکه بعد از کار زیادی خسته میشوید
▪️کنترل احساسات در پایان روز برایتان مشکل است.
▪️متمرکز نگه داشتن نگاهتان دشوار است.
▪️تمرکزکردن در بعدازظهر و عصر برایتان مشکل است.
▪️حتی گرفتن تصمیمات ساده برایتان سخت است.
▪️بدون فکرکردن دست به عمل میزنید.
▪️احساس فراموشی میکنید.
▪️همیشه احساس گرسنگی میکنید.
▪️علائم جسمانی مانند ناراحتی معده، خشکی پوست یا بیمارشدن مکرر دارید.
▪️احساس گیجی و استرس بیدلیل دارید.
▪️مشکلات خواب دارید.
◀️ دلایل خستگی بیش از حد بعد از کار
عوامل زیادی ممکن است انرژی شما را از بین ببرند، از جمله میزان و کیفیت استراحت شبانه شما، سلامت کلی، نوع و ماهیت کارتان. اگر در تلاشید تا در پایان روز کاری پرانرژی بمانید، بررسی کنید آیا عوامل زیر باعث کاهش نشاط و سرزندگی شما میشوند یا خیر:
▪️بیدارماندن تا دیروقت
▪️افسردگی یا اضطراب
▪️تعاملات اجتماعی مداوم، بهخصوص اگر مایل به درونگرایی باشید
▪️استرس محل کار
▪️نبود تعادل بین کار و زندگی
▪️چالشها و نیازهای جسمی یا ذهنی زیاد در کار
▪️کسالت و داشتن شغلی راکد و بیهیجان
▪️خودمراقبتی جسمی و روحی ناکافی
▪️استراحت نکردن و تمرکز بیش از حد روی فعالیتهای مربوط به کار
▪️مصرف کافئین و شکر بیش از حد
◀️ چگونه با خستگی بعد از کار کنار بیاییم؟
با انجام اقداماتی میتوانید انرژی خود را حفظ کنید و جلوی احساس خستگی بیش از حد بعد از کار را بگیرید.
▪️بیرون از محل کار به امور کاری فکر نکنید.
▪️مراسم شخصی روزانه مانند استراحتکردن و نوشیدن یک فنجان چای، پیادهروی یا گپزدن تلفنی داشته باشید.
▪️حتما خانه خود را محیطی دلپذیر و آرام کنید.
▪️بعد از کار، فعالیتی دلخواه یا کاری را انجام دهید که دوست دارید.
▪️بهاندازه کافی بخوابید.
▪️از تقویتکنندههای سریع انرژی مانند ورزش صبحگاهی یا میانوعدههای سالم و مناسب کمک بگیرید.
▪️در حالی که کاری کوچک را در خانه انجام میدهید، آهنگی انرژیبخش گوش کنید.
▪️چند دقیقه را به انجام حرکات کششی اختصاص دهید تا خون در بدنتان بهتر جریان یابد و به کاهش تنش عضلانی کمک کند.
▪️با قدمزدن در اطراف محله کمی هوای تازه تنفس کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸۸ ساعت کار در طول روز (یا حتی بیشتر) ممکن است باعث شود احساس بیانرژیبودن یا خستگی محض کنید. مسئولیتهای کاری شما هرچه باشد، از سروکلهزدن با همکاران گرفته تا کمک به مشتریان یا خیرهشدن به کامپیوتر در تمام طول روز، شاید انرژی شما را تخلیه کند و دیگر انرژیای برای آشپزی، مراقبت از فرزندان یا لذتبردن از اوقات فراغتتان باقی نگذارد. دلایل زیادی برای احساس خستگی بعد از کار وجود دارد. در این مقاله، علل خستگی پس از کار و اقداماتی که لازم است تا کمتر احساس خستگی کنید را بررسی میکنیم.
◀️ نشانههای اینکه بعد از کار زیادی خسته میشوید
▪️کنترل احساسات در پایان روز برایتان مشکل است.
▪️متمرکز نگه داشتن نگاهتان دشوار است.
▪️تمرکزکردن در بعدازظهر و عصر برایتان مشکل است.
▪️حتی گرفتن تصمیمات ساده برایتان سخت است.
▪️بدون فکرکردن دست به عمل میزنید.
▪️احساس فراموشی میکنید.
▪️همیشه احساس گرسنگی میکنید.
▪️علائم جسمانی مانند ناراحتی معده، خشکی پوست یا بیمارشدن مکرر دارید.
▪️احساس گیجی و استرس بیدلیل دارید.
▪️مشکلات خواب دارید.
◀️ دلایل خستگی بیش از حد بعد از کار
عوامل زیادی ممکن است انرژی شما را از بین ببرند، از جمله میزان و کیفیت استراحت شبانه شما، سلامت کلی، نوع و ماهیت کارتان. اگر در تلاشید تا در پایان روز کاری پرانرژی بمانید، بررسی کنید آیا عوامل زیر باعث کاهش نشاط و سرزندگی شما میشوند یا خیر:
▪️بیدارماندن تا دیروقت
▪️افسردگی یا اضطراب
▪️تعاملات اجتماعی مداوم، بهخصوص اگر مایل به درونگرایی باشید
▪️استرس محل کار
▪️نبود تعادل بین کار و زندگی
▪️چالشها و نیازهای جسمی یا ذهنی زیاد در کار
▪️کسالت و داشتن شغلی راکد و بیهیجان
▪️خودمراقبتی جسمی و روحی ناکافی
▪️استراحت نکردن و تمرکز بیش از حد روی فعالیتهای مربوط به کار
▪️مصرف کافئین و شکر بیش از حد
◀️ چگونه با خستگی بعد از کار کنار بیاییم؟
با انجام اقداماتی میتوانید انرژی خود را حفظ کنید و جلوی احساس خستگی بیش از حد بعد از کار را بگیرید.
▪️بیرون از محل کار به امور کاری فکر نکنید.
▪️مراسم شخصی روزانه مانند استراحتکردن و نوشیدن یک فنجان چای، پیادهروی یا گپزدن تلفنی داشته باشید.
▪️حتما خانه خود را محیطی دلپذیر و آرام کنید.
▪️بعد از کار، فعالیتی دلخواه یا کاری را انجام دهید که دوست دارید.
▪️بهاندازه کافی بخوابید.
▪️از تقویتکنندههای سریع انرژی مانند ورزش صبحگاهی یا میانوعدههای سالم و مناسب کمک بگیرید.
▪️در حالی که کاری کوچک را در خانه انجام میدهید، آهنگی انرژیبخش گوش کنید.
▪️چند دقیقه را به انجام حرکات کششی اختصاص دهید تا خون در بدنتان بهتر جریان یابد و به کاهش تنش عضلانی کمک کند.
▪️با قدمزدن در اطراف محله کمی هوای تازه تنفس کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما دعوتید به یک حسِ خوب ، با این کلیپ زیبا.🏝️🏖️🏞️ اگه با یک چشم نگاه کنید ، تصویر سه بعدی میشن
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️تصنیف زیبای :
♦️ما زیاران چشم یاری داشتیم، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
♦️با هنرمندی : صدیق تعریف
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🌸@Competentmanagers
♦️ما زیاران چشم یاری داشتیم، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
♦️با هنرمندی : صدیق تعریف
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🌸@Competentmanagers
چگونه معیارهای ارزشیابی اساتید اهداف خوب آموزش عالی را منحرف میسازند؟
تهران- ایرنا- چهره ماندگار رشته مدیریت، عضو پیوسته فرهنگستان علوم و عضو هیات موسس انجمن علمی مدیریت دولتی ایران، با انتقاد از سیستم ارزشیابی عملکرد اساتید، بر لزوم بازنگری این سیستم تاکید کرد.
July 9, 2023
اصولا شاخص ارزیابی هر سیستمی، برگرفته از اهداف آن است؛ اگر نهادی برای توسعه تاسیس شده، معیار ارزیابی آن، میزان نیل به توسعه است. حال چرا برای بررسی و ارزشیابی استادان به جای تاکید و تمرکز بر آموزش و تعبیه شاخص های آموزشی، در نظام ارزیابی به مقالات و کتب روی آورده شده و در این میان از اصلی ترین هدف که تربیت و رشد دادن دانشجویان است، روی برتافته شده است.
اصولا هرگاه معیار ارزشیابی از هدف دور شود، نه تنها ارزشیابی مخدوش می شود، بلکه تدریجا آنچه اصطلاحا «جابجایی هدف» نامیده می شود، رخ می دهد و دانشگاه به جای آنکه محل پرورش و تعلیم شاگردان و دانشجویان کارآمد و تحویل آنان به جامعه باشد، محل تدوین و نگارش مقاله می شود و به تبع آن در سیستم بازار هم مشاغل ناصوابی تحت عناوین مقاله نویس و دلالان چاپ مقاله ظهور پیدا می کند.
اینجاست که متوجه می شویم وقتی هدف روشن و واضح تعلیم دانشجوی کارآمد را به نگارش مقاله تقلیل می دهیم، چگونه هدف را دچار اختلال کرده و تبعات بدخیمی را به نظام آموزش عالی تحمیل می کنیم. دانشجوی کارآمد را نمی توان همانند مقاله به صورت تقلبی و از طریق دلالی به وجود آورد! در حالی که مقاله یعنی معیار بی ربط را می توان به گونه های مختلف بازآفرینی کرد.
کار استاد آموزش است نه مقاله نویسی و زمانی او را شایسته می دانیم که شاگردانی پرورش داده باشد که در جامعه و کشور و جهان اثری از خود به جای گذاشته باشند. مقاله و تحقیق اصل نیست بلکه اگر انجام می گیرد، به خودی خود مهم نیست مگر آنکه در پرورش شاگردان اثر گذاشته باشد و آن اثر است که باید سنجیده شود، نه صرف مقاله و کتاب و تحقیق که امروز متداول شده است.
به عبارت ساده اگر صدها مقاله، کتاب و تحقیق انجام شده باشد اما شاگرد مفیدی برای جامعه تربیت نشده باشد، همه آن تلاش ها در امر معلمی به خودی خود قابل ارج نیستند و نباید ملاک ارتقا و ارزیابی قرار گیرند. گاهی در تصوراتم این صحنه را مجسم می کنم که دیگر دغدغه استادان در درس و کلاس نوشتن مقاله در مجلات نخواهد بود و بجای آن کوشش ها در محافل علمی دانشگاهی معطوف به این است که تلاش کنیم دانشجویی کارآمد و موثر برای جامعه فردایمان پرورش دهیم.
در این صورت بسیاری از فسادها که در امر مقاله محوری ایجادشده رفع می شود و کلاس های درس نوع دیگری خواهد شد و معلمان و مدرسان در نحوه تدریس و تعلیم خود راهی دیگر که طبیعت واقعی آموزش است، در پیش خواهند گرفت.
تهران- ایرنا- چهره ماندگار رشته مدیریت، عضو پیوسته فرهنگستان علوم و عضو هیات موسس انجمن علمی مدیریت دولتی ایران، با انتقاد از سیستم ارزشیابی عملکرد اساتید، بر لزوم بازنگری این سیستم تاکید کرد.
July 9, 2023
اصولا شاخص ارزیابی هر سیستمی، برگرفته از اهداف آن است؛ اگر نهادی برای توسعه تاسیس شده، معیار ارزیابی آن، میزان نیل به توسعه است. حال چرا برای بررسی و ارزشیابی استادان به جای تاکید و تمرکز بر آموزش و تعبیه شاخص های آموزشی، در نظام ارزیابی به مقالات و کتب روی آورده شده و در این میان از اصلی ترین هدف که تربیت و رشد دادن دانشجویان است، روی برتافته شده است.
اصولا هرگاه معیار ارزشیابی از هدف دور شود، نه تنها ارزشیابی مخدوش می شود، بلکه تدریجا آنچه اصطلاحا «جابجایی هدف» نامیده می شود، رخ می دهد و دانشگاه به جای آنکه محل پرورش و تعلیم شاگردان و دانشجویان کارآمد و تحویل آنان به جامعه باشد، محل تدوین و نگارش مقاله می شود و به تبع آن در سیستم بازار هم مشاغل ناصوابی تحت عناوین مقاله نویس و دلالان چاپ مقاله ظهور پیدا می کند.
اینجاست که متوجه می شویم وقتی هدف روشن و واضح تعلیم دانشجوی کارآمد را به نگارش مقاله تقلیل می دهیم، چگونه هدف را دچار اختلال کرده و تبعات بدخیمی را به نظام آموزش عالی تحمیل می کنیم. دانشجوی کارآمد را نمی توان همانند مقاله به صورت تقلبی و از طریق دلالی به وجود آورد! در حالی که مقاله یعنی معیار بی ربط را می توان به گونه های مختلف بازآفرینی کرد.
کار استاد آموزش است نه مقاله نویسی و زمانی او را شایسته می دانیم که شاگردانی پرورش داده باشد که در جامعه و کشور و جهان اثری از خود به جای گذاشته باشند. مقاله و تحقیق اصل نیست بلکه اگر انجام می گیرد، به خودی خود مهم نیست مگر آنکه در پرورش شاگردان اثر گذاشته باشد و آن اثر است که باید سنجیده شود، نه صرف مقاله و کتاب و تحقیق که امروز متداول شده است.
به عبارت ساده اگر صدها مقاله، کتاب و تحقیق انجام شده باشد اما شاگرد مفیدی برای جامعه تربیت نشده باشد، همه آن تلاش ها در امر معلمی به خودی خود قابل ارج نیستند و نباید ملاک ارتقا و ارزیابی قرار گیرند. گاهی در تصوراتم این صحنه را مجسم می کنم که دیگر دغدغه استادان در درس و کلاس نوشتن مقاله در مجلات نخواهد بود و بجای آن کوشش ها در محافل علمی دانشگاهی معطوف به این است که تلاش کنیم دانشجویی کارآمد و موثر برای جامعه فردایمان پرورش دهیم.
در این صورت بسیاری از فسادها که در امر مقاله محوری ایجادشده رفع می شود و کلاس های درس نوع دیگری خواهد شد و معلمان و مدرسان در نحوه تدریس و تعلیم خود راهی دیگر که طبیعت واقعی آموزش است، در پیش خواهند گرفت.
♓️استخدام به سبک «سیلیکونولی»
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
🔸اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔸اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر داشته باشید:
🔺 متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
🔺تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
🔺 پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
🔺نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
🔺 چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
🔺هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
🔺هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
🔸مدیران منابع انسانی هنگام استخدام، نگاه صفر و یک دارند. گاهی هنگام استخدام، با کارجوهایی مواجه میشویم که خیلی با ایدهآل ما فاصله دارند. آیا باید همه آنها را رد کنیم؟ اگر نه، چطور چنین افرادی را ارزیابی کنیم؟ از کجا بدانیم کدام قابلیتها بهکار خواهند آمد و کدامها به درد نخواهند خورد؟
◀️ نظر کارشناسان
🔸اولین نکته این است: هرگز یک کارجوی بیعیب و نقص پیدا نخواهید کرد. «کلادیو فرناندز»، نویسنده و مشاور ارشد شرکت تحقیقات مدیریتی «Egon Zehnder» میگوید: «کارجوی کامل وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، شاید اصلا شغل پیشنهادی شما را قبول نکند.» پس تکتک کسانی که ارزیابی میکنید، قطعا یک جای کارشان میلنگد.
🔸اما «جان سالیون»، نویسنده و استاد مدیریت دانشگاه سانفرانسیسکو معتقد است همه کارجوهای ناکامل مثل هم نیستند. پس این سوال مطرح میشود: از کجا بفهمیم با کدامیک از کاندیداها میتوانیم کار کنیم حتی اگر تمام شرایط لازم برای استخدام را نداشته باشد؟ این نکات را در نظر داشته باشید:
🔺 متکی به دادهها باشید
از آنجا که در بازار کار، ابرقهرمانها به ندرت یافت میشوند، سالیون پیشنهاد میکند که در پاسخ به سوال «در یک کارجو بهدنبال چه ویژگیهایی هستم؟»، واقعبین و متکی به دادهها باشید. سپس بپرسید: کارمندهای نمونهای که در این جایگاه بودهاند، چه وجوه و ویژگیهای مشترکی دارند؟
پاسخ به این سوال تا حدی به شما نشان میدهد که لازمههای اصلی شغل مربوطه چیستند. اگر کارجو یکی از شرایطی را که از نظر شما ضروری است ندارد، این یک نشانه است: نمیتواند از پس آن کار بربیاید.
🔺تمایل و توانایی او برای یادگیری را ارزیابی کنید
اگر یک کارجو به نظر آیندهدار است اما فاقد یک مهارت است، نباید او را خط بزنید. باید بهدنبال کسی باشید که ظرفیت رشد و یادگیری داشته باشد. ناتوانی در یادگیری، و بدتر از آن، عدم تمایل به یادگیری، نقصهای خیلی بزرگی هستند که رفعشان بسیار دشوار است.
🔺 پتانسیلها را بسنجید
فرناندز میگوید تمرکز شما هنگام ارزیابی باید معطوف به این سوال باشد که «آیا ویژگیهایی در کاندیدا هست که نشان دهد او پتانسیل دارد؟» ویژگیهایی مثل کنجکاوی، مشارکت، اراده، اعتماد به نفس و انگیزه. او مصاحبه ساختارمند را پیشنهاد میکند که در آن، یکسری سوال مشخص از همه کاندیداها پرسیده میشود.
البته باید سوالات درست بپرسید و درست نتیجهگیری کنید وگرنه ممکن است فریب بخورید. حتی یک قاتل جانی نیز میتواند شدیدا اهل مشارکت باشد!
🔺نظر فرد یا افراد دیگر را هم لحاظ کنید
جواب کارجو وحی منزل نیست. عقل حکم میکند که گفتههای او را واکاوی کنید. سالیون پیشنهاد میکند مدیران دیگر را بیاورید و از آنها نظر بخواهید. او همچنین توصیه میکند با کارمندانی که در آن جایگاه شغلی هستند و قرار است با کارجوی مربوطه کار کنند نیز صحبت کنید. آنها میتوانند شدت نقطه ضعف او را تشخیص دهند. به باور او «بهترین کسی که میتواند کارجو را قضاوت کند، کارمندی است که همین حالا مشغول به آن کار است.»
🔺 چندجانبه ارزیابی کنید
مصاحبه به تنهایی برای ارزیابی یک کارجوی عادی کافی نیست، چه برسد بهکارجویی که عیب و ایراد هم دارد. سالیون پیشنهاد میکند برای تشخیص اینکه آیا محدودیتهای او، مانع از انجام کارش خواهد شد یا نه، از تستهایی موسوم به «وایتبرد» کمک بگیرید.
به کارجو، مشکل یا وظیفهای محول میشود و یک وایتبرد در اختیارش میگذارند. او باید مشکل را حل و راهحلش را توضیح دهد. هدف این است که کارجو را در شرایط یک مشکل واقعی قرار دهید.
🔺هوش هیجانی را فراموش نکنید
سنجش مهارتهای ارتباطی کارجو مهم است، بهخصوص کارجویی که عیب و ایرادهایی داشته باشد. فرناندز میگوید: «آدمها بهخاطر دستاوردهای آکادمیک و تجربیاتشان استخدام میشوند اما بهدلیل نداشتن هوش هیجانی اخراج میشوند.»
یک کارجوی مطلوب، تا حدی دارای خودآگاهی است اما کارجویی که با ایدهآل فاصله دارد بیشتر به این ویژگی نیاز دارد. او باید بداند چه چیزهایی را نمیداند و دارای مهارتهای ارتباطاتی و آگاهی اجتماعی باشد تا بتواند با همکارها ارتباط بگیرد و از آنها بیاموزد. فرناندز پیشنهاد میکند برای شناخت بهتر کارجو، از افرادی مثل مدیر یا همکاران سابقش سوال کنید.
🔺هرگز ایرادهای کاراکتری را نادیده نگیرید
اگر فرد مورد نظر، دائما دروغ میگوید، به حق دیگران تجاوز میکند یا عادتهای عجیب دارد، بعید است که تغییر کند. بهعلاوه، آتش این رفتارها احتمالا یک روز دامن خودتان را هم میگیرد.
نگذارید فشارها شما را وادار به استخدام یک نیروی نامناسب کند. تصمیمگیری در مورد استخدام فردی که تجربهکار در حوزه شما را ندارد، دارای پیشینه عجیب و غریبی است یا نقاط ضعف فاحش دارد آسان نیست.
Forwarded from پیوند نگار
📕 زن یا مرد کدام یک مدیر موفق تری هستند؟
✳اینکه یک مدیر زن بهتر است یا یک مدیر مرد را نمی توان تنها با در نظر گرفتن تفاوت های افراد با توجه به جنسیت آنها پاسخ داد چرا که دنیای تخصصی مدیریت بسیار گسترده تر از این محدوده هاست.
🔰در سال 2012 زنان فقط 8/3 درصد از منصب های مدیریتی را در فورچون و 90 کرسی از 535 کرسی را در کنگره ایالت متحده در دست داشتند.
♻ چیزهای زیادی در مورد دلیل اینکه چرا زنان برای مقام های رهبری ارشد نماینده زیادی ندارند نوشته شده است (از کاهش میزان مراقبت از فرزندان گرفته تا تعصبهای سازمانی و سیاسی). مسئله ای که محققان درمورد آن به توافق نرسیده اند این است که آیا رهبران زن کمتری وجود دارد به این دلیل که آنها برای آن مشاغل ناکارآمدترند یا چون جامعه از آنها این طور انتظار دارد؟
*⃣ یک فرضیه این است که جامعه، رهبری موفق را اکثرا با ویژگی هایی که به طور کلیشه ای به مردان نسبت داده می شوند مثل جسارت و قدرت تسلط، تداعی می کند و در نتیجه مدیران زن که از این هنجارهای جنسیتی تبعیت نمی کنند را رد صلاحیت می کنند. بر این اساس زنان برای رسیدن به رده های بالاتر با مشکلات بزرگتری مواجه می شوند.
🔶ویرجینیا شاین در دهه 1970 عبارت "فکر کردن به مدیر- فکر کردن به مرد" را عنوان کرد و تداعی خود به خودی رابطه بین رهبری و مذکر بودن را توضیح داد (این رابطه همچنان هم در موارد خاصی وجود دارد). اما به تازگی با پدیدار شدن رهبری تحول گرا و تاکید آن بر ویژگی هایی که به طور سنتی به زنان نسبت داده می شود، مانند همدردی، همکاری و هوش هیجانی، آیا ممکن است که توقعات از زنان مدیر در حال تغییر باشد؟
🔶 البته، ولی هیچ قانون جهانی وجود ندارد: افراد مختلف به طور متفاوتی با شرایط متفاوت برخورد می کنند و مثل همیشه، شرایط همه چیز را مشخص می کند. در راستای این موضوع، تحقیقی که به تازگی در ژورنال روانشناسی کاربردی به چاپ رسیده قصد دارد که نگرشی نو و ظریف به بحث "مدیران مرد در مقابله با مدیران زن" ارائه دهد. با تجزیه و تحلیل نتایج 99 تحقیق متفاوت که میزان کارآمدی مدیران را بین سال های 1962 تا 2011 اندازه گیری می کرد، محققان توانستند شرایطی را که رهبران مرد و زن در آن ها بهتر عمل کرده اند را تمیز دهند.
🔵مدیر موفق؛
🔶بررسی ویژگی های یک مدیر موفق
طبق همان چیزی که انتظار می رفت، نشان داد که فرهنگ آن سازمان خاص نقش مهمی بر این مساله دارد: در سازمان هایی که از قدیم تحت سلطه مردان بوده اند مانند دولت یا ارتش، رهبران مرد تاثیرگذارترند، در حالی که زنان در محیط های زنانه تر عملکرد بهتری دارند، مانند خدمات اجتماعی و آموزش! جالب اینجاست که در زیرگروه کلمه مبهم "تجارت"، مدیران زن از رتبه بالاتری برخوردارند.
🔶هم چنین، مطالعات تاکید کردند که این مهم است که شما از چه کسی سوال می کنید. وقتی از مردان راجع به کارآمدی شان می پرسید، عادت دارند که نسبت به زنان به خود امتیاز بیشتری بدهند.! اما اگر از افراد دیگری (همکاران، رئیس ها، زیردستان، یا مشاهده کننده شخص سوم) بخواهید که امتیاز دهند، زنان به طور قابل ملاحظه ای کارآمدتر از مردان هستند، به خصوص در مطالعات انجام شده از سال 1982 به بعد. این قضیه به ویژه با در نظر گرفتن سطوح مختلف رهبری صحت داشت: در سطوح پایین تر و سرپرستی، مردان به خود امتیاز بیشتری نسبت به زنان دادند، در حالی که زنان از نگاه دیگران در سطوح میانی و بالاتر کارآمدی بیشتری داشتند.
🔶با چند توضیح می توان این مدل نتایج را توجیه کرد:
1⃣. گرایش اخیر به سمت رهبری تحول گرا و تاکید آن بر توانمندسازی و همکاری (ویژگی هایی که از قدیم به زنان نسبت داده می شد) به این معنی است که رهبری دارد به طور فزاینده ای به محدوده ای که بیشتر مناسب زنان است تبدیل می شود!
2⃣. به دلیل دشواری های فراوانی که زنان در حرکتشان به سمت بالا با آن مواجه می شوند و این فرضیه که مدیریت بیشتر مناسب مردان است، مردم این تصور را دارند که زنانی که توانسته اند به سمت های مدیریتی میانی یا بالایی برسند حتما بسیار خاص هستند و در نتیجه آنها را دارای مهارت و توانایی بالایی می دانند ("حتما خیلی خوب است که توانسته به آنجا برسد.")
3⃣. مردان تصوری بیشینه نسبت به توانایی خودشان دارند و زنان واقعا رهبران بهتری هستند.
💠 با کانال"مدیران شایسته همراه شوید:
@CompetentManagers
✳اینکه یک مدیر زن بهتر است یا یک مدیر مرد را نمی توان تنها با در نظر گرفتن تفاوت های افراد با توجه به جنسیت آنها پاسخ داد چرا که دنیای تخصصی مدیریت بسیار گسترده تر از این محدوده هاست.
🔰در سال 2012 زنان فقط 8/3 درصد از منصب های مدیریتی را در فورچون و 90 کرسی از 535 کرسی را در کنگره ایالت متحده در دست داشتند.
♻ چیزهای زیادی در مورد دلیل اینکه چرا زنان برای مقام های رهبری ارشد نماینده زیادی ندارند نوشته شده است (از کاهش میزان مراقبت از فرزندان گرفته تا تعصبهای سازمانی و سیاسی). مسئله ای که محققان درمورد آن به توافق نرسیده اند این است که آیا رهبران زن کمتری وجود دارد به این دلیل که آنها برای آن مشاغل ناکارآمدترند یا چون جامعه از آنها این طور انتظار دارد؟
*⃣ یک فرضیه این است که جامعه، رهبری موفق را اکثرا با ویژگی هایی که به طور کلیشه ای به مردان نسبت داده می شوند مثل جسارت و قدرت تسلط، تداعی می کند و در نتیجه مدیران زن که از این هنجارهای جنسیتی تبعیت نمی کنند را رد صلاحیت می کنند. بر این اساس زنان برای رسیدن به رده های بالاتر با مشکلات بزرگتری مواجه می شوند.
🔶ویرجینیا شاین در دهه 1970 عبارت "فکر کردن به مدیر- فکر کردن به مرد" را عنوان کرد و تداعی خود به خودی رابطه بین رهبری و مذکر بودن را توضیح داد (این رابطه همچنان هم در موارد خاصی وجود دارد). اما به تازگی با پدیدار شدن رهبری تحول گرا و تاکید آن بر ویژگی هایی که به طور سنتی به زنان نسبت داده می شود، مانند همدردی، همکاری و هوش هیجانی، آیا ممکن است که توقعات از زنان مدیر در حال تغییر باشد؟
🔶 البته، ولی هیچ قانون جهانی وجود ندارد: افراد مختلف به طور متفاوتی با شرایط متفاوت برخورد می کنند و مثل همیشه، شرایط همه چیز را مشخص می کند. در راستای این موضوع، تحقیقی که به تازگی در ژورنال روانشناسی کاربردی به چاپ رسیده قصد دارد که نگرشی نو و ظریف به بحث "مدیران مرد در مقابله با مدیران زن" ارائه دهد. با تجزیه و تحلیل نتایج 99 تحقیق متفاوت که میزان کارآمدی مدیران را بین سال های 1962 تا 2011 اندازه گیری می کرد، محققان توانستند شرایطی را که رهبران مرد و زن در آن ها بهتر عمل کرده اند را تمیز دهند.
🔵مدیر موفق؛
🔶بررسی ویژگی های یک مدیر موفق
طبق همان چیزی که انتظار می رفت، نشان داد که فرهنگ آن سازمان خاص نقش مهمی بر این مساله دارد: در سازمان هایی که از قدیم تحت سلطه مردان بوده اند مانند دولت یا ارتش، رهبران مرد تاثیرگذارترند، در حالی که زنان در محیط های زنانه تر عملکرد بهتری دارند، مانند خدمات اجتماعی و آموزش! جالب اینجاست که در زیرگروه کلمه مبهم "تجارت"، مدیران زن از رتبه بالاتری برخوردارند.
🔶هم چنین، مطالعات تاکید کردند که این مهم است که شما از چه کسی سوال می کنید. وقتی از مردان راجع به کارآمدی شان می پرسید، عادت دارند که نسبت به زنان به خود امتیاز بیشتری بدهند.! اما اگر از افراد دیگری (همکاران، رئیس ها، زیردستان، یا مشاهده کننده شخص سوم) بخواهید که امتیاز دهند، زنان به طور قابل ملاحظه ای کارآمدتر از مردان هستند، به خصوص در مطالعات انجام شده از سال 1982 به بعد. این قضیه به ویژه با در نظر گرفتن سطوح مختلف رهبری صحت داشت: در سطوح پایین تر و سرپرستی، مردان به خود امتیاز بیشتری نسبت به زنان دادند، در حالی که زنان از نگاه دیگران در سطوح میانی و بالاتر کارآمدی بیشتری داشتند.
🔶با چند توضیح می توان این مدل نتایج را توجیه کرد:
1⃣. گرایش اخیر به سمت رهبری تحول گرا و تاکید آن بر توانمندسازی و همکاری (ویژگی هایی که از قدیم به زنان نسبت داده می شد) به این معنی است که رهبری دارد به طور فزاینده ای به محدوده ای که بیشتر مناسب زنان است تبدیل می شود!
2⃣. به دلیل دشواری های فراوانی که زنان در حرکتشان به سمت بالا با آن مواجه می شوند و این فرضیه که مدیریت بیشتر مناسب مردان است، مردم این تصور را دارند که زنانی که توانسته اند به سمت های مدیریتی میانی یا بالایی برسند حتما بسیار خاص هستند و در نتیجه آنها را دارای مهارت و توانایی بالایی می دانند ("حتما خیلی خوب است که توانسته به آنجا برسد.")
3⃣. مردان تصوری بیشینه نسبت به توانایی خودشان دارند و زنان واقعا رهبران بهتری هستند.
💠 با کانال"مدیران شایسته همراه شوید:
@CompetentManagers
Telegram
attach📎
صبح لبخند خداست
شکفته بر لب خورشید
صبح احساس شاعرانه خداست
نشسته برروی گلهای شمعدانی
سلام صبحتون به نیکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شکفته بر لب خورشید
صبح احساس شاعرانه خداست
نشسته برروی گلهای شمعدانی
سلام صبحتون به نیکی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers