✍️✍️پارادوکس قدرت
□کلتنر، استاد روانشناسی دانشگاه یو.سی برکلی، در مورد «پارادوکس قدرت» می گوید که مدیران معمولا به خاطر ویژگیهای خوب و شایستگیهایی که داشتهاند به قدرت میرسند، اما وقتی چنین جایگاهی بهدست آوردند، به تدریج این ویژگیها را از دست میدهند.
●کلتنر مینویسد: «ما به سبب ماهیت انسانی خود به قدرت میرسیم و در دنیا تفاوت ایجاد میکنیم، اما تجربه کردن قدرت و امتیازهایی که به دست میآوریم،
باعث میشوند مثل افراد جامعهستیز غیرقابل کنترل به بدترین شکل رفتار کنیم و از این قدرت افول کنیم.»
○کلتنر میگوید که تعریف سنتی از قدرت دیگر قدیمی شده و دنیای مدرن شکل نرمتری از آن را به رسمیت میشناسد: "قدرت همه تعاملات ما را از روابط بین والدین و فرزندان تا روابط بین همکاران، شکل میدهد. قدرت وسیلهای است که از طریق آن با هم ارتباط برقرار میکنیم. قدرت یعنی از طریق نفوذ در دیگران، در دنیا تفاوت ایجاد کنیم."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
□کلتنر، استاد روانشناسی دانشگاه یو.سی برکلی، در مورد «پارادوکس قدرت» می گوید که مدیران معمولا به خاطر ویژگیهای خوب و شایستگیهایی که داشتهاند به قدرت میرسند، اما وقتی چنین جایگاهی بهدست آوردند، به تدریج این ویژگیها را از دست میدهند.
●کلتنر مینویسد: «ما به سبب ماهیت انسانی خود به قدرت میرسیم و در دنیا تفاوت ایجاد میکنیم، اما تجربه کردن قدرت و امتیازهایی که به دست میآوریم،
باعث میشوند مثل افراد جامعهستیز غیرقابل کنترل به بدترین شکل رفتار کنیم و از این قدرت افول کنیم.»
○کلتنر میگوید که تعریف سنتی از قدرت دیگر قدیمی شده و دنیای مدرن شکل نرمتری از آن را به رسمیت میشناسد: "قدرت همه تعاملات ما را از روابط بین والدین و فرزندان تا روابط بین همکاران، شکل میدهد. قدرت وسیلهای است که از طریق آن با هم ارتباط برقرار میکنیم. قدرت یعنی از طریق نفوذ در دیگران، در دنیا تفاوت ایجاد کنیم."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اصلاح ساختار یا نهاد ؟
شاید در ابتدا اهالی مدیریت اهمیت ساختار و اصلاح آن را بسیار بدانند و البته در برخی شرایط اندک شاید این فرض صدق کند.
اما بنابر دلایلی باید امروز ما به تعدیل نقش ساختار فکر کنیم.
مهم ترین آن این است که چرا ساختارهای مشابه دارای نتایج و پیامدهای همگون نیستند ؟
به عنوان مثال ما در بخش ساختار بوروکراسی ملی(ادارات و وزارت خانه ها) و حتی بوروکراسی های حرفه ای(شبیه دانشگاه ها)
از ساختار نزدیک به مدرن ترین ساختارهای روز برخورداریم (و حتی این ساختارها را اصلاح مینماییم مانند مدیریت خدمات کشوری که بی شباهت باnpm و اصلاح ساختاری ناشی از کاهش تصدی گری دولت و کاهش سطوح هرم سازمانی و عملکرد گرایی در روی کاعذ نبود) اما در عمل تاثیر این ساختار متفاوت از جوامع پیشگام اصلاح مدیریت دولتی بود؟اول باید فهم کنیم که چه عواملی بر ساختار تاثیر میگذارند آن بستر درونی که میزان تاثیر محیط داخلی و خارجی بر ساختار به عنوان یک مدل برآمده از واقعیت است مهم است!!!
دوم اینکه ساختار ما برآمده از چیست و چه حد با واقعیات برآمده از سطوح فرد(روانشناختی )و عوامل اجتماعی( بسترفرهنگی و اقتصادی و سیاسی و دینی و تاریخی ومناسبات اجتماعی)است.
لذا هنگامی که ساختار بر آمده از واقعیت ها باشد اصلاح در آن موجب نتایجی مورد انتظار میگردد و هنگامی که ساختارها برون زا و فرمال باشد تاثیر اصلاح ساختار اندک است!!!
اگر ساختار سازمانی را شیوهای بدانیم که به وسیله آن فعالیتهای تقسیم، سازماندهی و هماهنگ میشوندو سازمانها ساختارهایی را به وجود میآورند تا فعالیتهای عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و کارهای اعضاء را کنترل کنند. ساختار سازمانی تصریح میکند که وظایف، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی، همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند.
اما از انجا که ما یک ساختاری پنهان برگرفته از طبیعت اشخاص فرهنگ،اقتصاد،مناسبات پیچیده داریم که در کنار ساختار رسمی فعالیت میکند دم زدن از اصلاح ساختاری (یاهمان ساختار فرمال ) بیشتر در نمودار سازمانی و ویترین بازدید سازمان عیان است.
لذا باید به اصلاح پدیده هایی فراتر از ساختار سازمانی اندیشید و احتمالا متغیر مهم تر اصلاح نهادها به معنای قوائد ذهنی تعیین کننده رفتار پیش رفت!که البته این امری کلان است و در بستر خرد سازمان و مدیریت منابع انسانی دشوار!
در اینجا چه میزان نقش آموزش مهم میشود!و پس از آموزش و درونی سازی اهمیت آن وظایف از فرد محور بودن به نهاد محور بودن ارتقا مییابد و دیگر بار رفتن یک مدیر تحول گرا و یا یک اصلاح گر سازمانی شاهد برچیده شدن بساط تعالی سازمان ها نخواهیم بود!هر چند که سه عامل ۱_دوران کوتاه مدت حضور مدیران اصلاح گر ۲_ یا تفکر کوتاه مدت سایر مدیران ۳_ساختارهای تقلیدی و فرمالیته موانع بزرگ چنین رویکردی هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شاید در ابتدا اهالی مدیریت اهمیت ساختار و اصلاح آن را بسیار بدانند و البته در برخی شرایط اندک شاید این فرض صدق کند.
اما بنابر دلایلی باید امروز ما به تعدیل نقش ساختار فکر کنیم.
مهم ترین آن این است که چرا ساختارهای مشابه دارای نتایج و پیامدهای همگون نیستند ؟
به عنوان مثال ما در بخش ساختار بوروکراسی ملی(ادارات و وزارت خانه ها) و حتی بوروکراسی های حرفه ای(شبیه دانشگاه ها)
از ساختار نزدیک به مدرن ترین ساختارهای روز برخورداریم (و حتی این ساختارها را اصلاح مینماییم مانند مدیریت خدمات کشوری که بی شباهت باnpm و اصلاح ساختاری ناشی از کاهش تصدی گری دولت و کاهش سطوح هرم سازمانی و عملکرد گرایی در روی کاعذ نبود) اما در عمل تاثیر این ساختار متفاوت از جوامع پیشگام اصلاح مدیریت دولتی بود؟اول باید فهم کنیم که چه عواملی بر ساختار تاثیر میگذارند آن بستر درونی که میزان تاثیر محیط داخلی و خارجی بر ساختار به عنوان یک مدل برآمده از واقعیت است مهم است!!!
دوم اینکه ساختار ما برآمده از چیست و چه حد با واقعیات برآمده از سطوح فرد(روانشناختی )و عوامل اجتماعی( بسترفرهنگی و اقتصادی و سیاسی و دینی و تاریخی ومناسبات اجتماعی)است.
لذا هنگامی که ساختار بر آمده از واقعیت ها باشد اصلاح در آن موجب نتایجی مورد انتظار میگردد و هنگامی که ساختارها برون زا و فرمال باشد تاثیر اصلاح ساختار اندک است!!!
اگر ساختار سازمانی را شیوهای بدانیم که به وسیله آن فعالیتهای تقسیم، سازماندهی و هماهنگ میشوندو سازمانها ساختارهایی را به وجود میآورند تا فعالیتهای عوامل انجام کار را هماهنگ کرده و کارهای اعضاء را کنترل کنند. ساختار سازمانی تصریح میکند که وظایف، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی، همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند.
اما از انجا که ما یک ساختاری پنهان برگرفته از طبیعت اشخاص فرهنگ،اقتصاد،مناسبات پیچیده داریم که در کنار ساختار رسمی فعالیت میکند دم زدن از اصلاح ساختاری (یاهمان ساختار فرمال ) بیشتر در نمودار سازمانی و ویترین بازدید سازمان عیان است.
لذا باید به اصلاح پدیده هایی فراتر از ساختار سازمانی اندیشید و احتمالا متغیر مهم تر اصلاح نهادها به معنای قوائد ذهنی تعیین کننده رفتار پیش رفت!که البته این امری کلان است و در بستر خرد سازمان و مدیریت منابع انسانی دشوار!
در اینجا چه میزان نقش آموزش مهم میشود!و پس از آموزش و درونی سازی اهمیت آن وظایف از فرد محور بودن به نهاد محور بودن ارتقا مییابد و دیگر بار رفتن یک مدیر تحول گرا و یا یک اصلاح گر سازمانی شاهد برچیده شدن بساط تعالی سازمان ها نخواهیم بود!هر چند که سه عامل ۱_دوران کوتاه مدت حضور مدیران اصلاح گر ۲_ یا تفکر کوتاه مدت سایر مدیران ۳_ساختارهای تقلیدی و فرمالیته موانع بزرگ چنین رویکردی هستند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰امروزه موفقیت واقعی رهبران در توانمندی آنها در پرورش مدیران خلاق و توانمند ارزیابی می شود.
🔰رهبر واقعی کسی نیست که پیروان بیشتری داشته باشد، رهبر واقعی کسی است که بتواند شرایط مطلوبی را فراهم سازد تا انرژی، توان و استعداد افراد زیر مجموعه خود را شکوفا کند و آنها را به بالاترین ظرفیت وجودیشان برساند. به عبارتی دیگر رهبر بزرگ و موفق کسی است که بتواند رهبران توانمند بیشتری پرورش دهد و سازمان را وابسته به یک فرد خاص نکند.
🔰تربیت و پرورش رهبران توانمند یک مزیت و راز بزرگی است که فقط افرادی آن را درک میکنند که بر نفس خود غلبه کنند و از غرور و تکبر بدور باشند و بفهمند که بزرگترین دستاورد آنها ساختن انسان های توانمند است، نه ساختمان و عمارت.
🔰میتوان گفت؛ فضیلت و کمال به این نیست که برتر از دیگران باشی و انتظار داشته باشی همه در مقابل تو متاع بوده و کرنش کنند، بلکه فضیلت واقعی به این معناست که خودت دایم رشد کنی و موجبات رشد و ترقی و پیشرفت دیگران را فراهم سازی.
📕برگزفته از کتاب ؛ مدیریت و رهبری به سبک شیخ محمد (درس های رهبری حاکم دبی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰رهبر واقعی کسی نیست که پیروان بیشتری داشته باشد، رهبر واقعی کسی است که بتواند شرایط مطلوبی را فراهم سازد تا انرژی، توان و استعداد افراد زیر مجموعه خود را شکوفا کند و آنها را به بالاترین ظرفیت وجودیشان برساند. به عبارتی دیگر رهبر بزرگ و موفق کسی است که بتواند رهبران توانمند بیشتری پرورش دهد و سازمان را وابسته به یک فرد خاص نکند.
🔰تربیت و پرورش رهبران توانمند یک مزیت و راز بزرگی است که فقط افرادی آن را درک میکنند که بر نفس خود غلبه کنند و از غرور و تکبر بدور باشند و بفهمند که بزرگترین دستاورد آنها ساختن انسان های توانمند است، نه ساختمان و عمارت.
🔰میتوان گفت؛ فضیلت و کمال به این نیست که برتر از دیگران باشی و انتظار داشته باشی همه در مقابل تو متاع بوده و کرنش کنند، بلکه فضیلت واقعی به این معناست که خودت دایم رشد کنی و موجبات رشد و ترقی و پیشرفت دیگران را فراهم سازی.
📕برگزفته از کتاب ؛ مدیریت و رهبری به سبک شیخ محمد (درس های رهبری حاکم دبی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰اگر چه در جهان در مورد توسعه رهبری سازمان ها سخنان زیادی گفته میشود، اما شواهد حاکی از آن است که رهبران ارشد دولت ها و سازمان ها به امر شناسایی، بکارگیری، و انتخاب رهبران آینده توجه کافی ندارند، در نتیجه معمولا ناچار میشوند از میان کسانی که در سازمان آنها مشغول بکار هستند افرادی ضعیفی را به عنوان رهبری انتخاب کنند..
🔰امروزه موفقیت واقعی رهبران در توانمندی آنها در پرورش مدیران خلاق و توانمند ارزیابی می شود.
🔰رهبر واقعی کسی نیست که پیروان بیشتری داشته باشد، رهبر واقعی کسی است که بتواند شرایط مطلوبی را فراهم سازد تا انرژی، توان و استعداد افراد زیر مجموعه خود را شکوفا کند و آنها را به بالاترین ظرفیت وجودیشان برساند. به عبارتی دیگر رهبر بزرگ و موفق کسی است که بتواند رهبران توانمند بیشتری پرورش دهد و سازمان را وابسته به یک فرد خاص نکند.
🔰تربیت و پرورش رهبران توانمند یک مزیت و راز بزرگی است که فقط افرادی آن را درک میکنند که بر نفس خود غلبه کنند و از غرور و تکبر بدور باشند و بفهمند که بزرگترین دستاورد آنها ساختن انسان های توانمند است، نه ساختمان و عمارت.
🔰میتوان گفت؛ فضیلت و کمال به این نیست که برتر از دیگران باشی و انتظار داشته باشی همه در مقابل تو متاع بوده و کرنش کنند، بلکه فضیلت واقعی به این معناست که خودت دایم رشد کنی و موجبات رشد و ترقی و پیشرفت دیگران را فراهم سازی.
📕برگزفته از کتاب ؛ مدیریت و رهبری به سبک شیخ محمد (درس های رهبری حاکم دبی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰امروزه موفقیت واقعی رهبران در توانمندی آنها در پرورش مدیران خلاق و توانمند ارزیابی می شود.
🔰رهبر واقعی کسی نیست که پیروان بیشتری داشته باشد، رهبر واقعی کسی است که بتواند شرایط مطلوبی را فراهم سازد تا انرژی، توان و استعداد افراد زیر مجموعه خود را شکوفا کند و آنها را به بالاترین ظرفیت وجودیشان برساند. به عبارتی دیگر رهبر بزرگ و موفق کسی است که بتواند رهبران توانمند بیشتری پرورش دهد و سازمان را وابسته به یک فرد خاص نکند.
🔰تربیت و پرورش رهبران توانمند یک مزیت و راز بزرگی است که فقط افرادی آن را درک میکنند که بر نفس خود غلبه کنند و از غرور و تکبر بدور باشند و بفهمند که بزرگترین دستاورد آنها ساختن انسان های توانمند است، نه ساختمان و عمارت.
🔰میتوان گفت؛ فضیلت و کمال به این نیست که برتر از دیگران باشی و انتظار داشته باشی همه در مقابل تو متاع بوده و کرنش کنند، بلکه فضیلت واقعی به این معناست که خودت دایم رشد کنی و موجبات رشد و ترقی و پیشرفت دیگران را فراهم سازی.
📕برگزفته از کتاب ؛ مدیریت و رهبری به سبک شیخ محمد (درس های رهبری حاکم دبی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ *۱۲ اشتباه صبحگاهی که بهرهوری شما را پایین میآورد*
🔸اینکه روز خود را چطور شروع کنید، تاثیر زیادی در بهرهوریتان در طی روز دارد. شاید برخی روزها با تاخیر به سرکار برسید یا با حجم زیادی از ایمیلها مواجه شوید. پس به سادگی از فضای کاری دور میشوید و حفظ تمرکز در ادامه روز مشکل می شود.
🔸در این مقاله قصد داریم ۱۰ اشتباهی که ممکن است در شروع روز کاری مرتکب شوید را معرفی کنیم.
▪️با تاخیر به سر کار میروید
تحقیقی در مجلهی «Huffington Post» منتشر شده که اعلام میکند: مدیران باور دارند کارمندانی که با تاخیر به سرکار میروند، وجدان کاری کمتری دارند. این کارمندان حتی اگر دیرتر از محل کار خارج شوند، بازهم تصور میشود بهرهوری کمتری دارند. شاید این رویکرد خوشایند نباشد اما واقعیت دارد.
▪️یادتان میرود به همکارانتان سلام کنید
سلام و احوال پرسی با همکاران وقت زیادی از شما نمیگیرد، اما با این کار میتوانید فضای شادی برای خود و اطرافیانتان ایجاد می کنید. اگر در ابتدای روز با سکوت، پشت میز کارتان بنشینید، در ادامه نزدیک شدن به همکارانتان سخت میشود.
▪️همان اول صبح به سراغ ایمیلها و پیامهایتان میروید
وقتی پشت میز مینشینید، دلتان میخواهد ابتدا پیامهای دریافتی را چک کنید. ۱۰ دقیقه ابتدای روز را به بررسی و اولویتبندی ایمیلها اختصاص دهید. پاسخ به ایمیلها میتواند در راستای انجام وظایفتان باشد، اما مشکل اینجاست که گاهی توجهی به اولویت کارها ندارید.
▪️در اول صبح به سراغ سادهترین کارها میروید
تحقیقات نشان میدهد انرژی و قدرت اراده شما با گذشت روز تحلیل میرود. به همین خاطر، بهتر است کارهای مهم را سریعتر انجام دهید.
▪️هیچ برنامه کاری ندارید
قبل از تمرکز روی کار، باید بدانید چه روزی خواهید داشت؛ این یعنی اولویتهای هر روز خود را یادداشت کرده و تقویم کاری خود را مدنظر بگیرید.
▪️چندین کار را همزمان انجام میدهید
صبحها انرژی زیادی دارید؛ طوری که فکر میکنید قادر هستید چندین کار همزمان را انجام دهید. با این حال، تحقیقات نشان میدهد انجام همزمان چند کار، به بهرهوری و عملکرد شما آسیب میزند. پس بهتر است، ۱۰ دقیقه ابتدای روز را روی یک کار تمرکز کنید.
▪️مدام افکار منفی در سر میپرورانید
شاید در مسیر رفتن به سر کار با فردی جر و بحث کرده باشید یا اتفاق ناخوشایندی در خانوادهتان افتاده باشد؛ در هر صورت نباید بگذارید این اتفاقات در انجام وظایف روزانهتان خللی بهوجود آورد. با شروع روز، افکار منفی را در جعبهای جداگانه قرار دهید و هر زمان نیاز شد این افکار را از درون جعبه بیرون بیاورید.
▪️جلسات کاری را صبح اول وقت برگزار میکنید
صبح زود را به انجام کارهایی اختصاص دهید که نیاز به تمرکز بیشتری دارند، مانند «نوشتن». اگر درباره زمان برگزاری جلسات اختیار دارید، بازههای زمانی کم انرژی مانند بعدازظهر را پیشنهاد دهید؛ مگر اینکه جلسهی مهمی باشد و نیاز به انرژی ذهنی زیادی داشته باشید.
▪️برای تمام کارهایتان، برنامهی بلندپروازانه دارید
دلیل اصلی به تعویق انداختن کارها ترس انجام دادن آنهاست. وقتی با کار بزرگی مواجه میشوید، میترسید و به توانایی خود شک میکنید. برای اینکه مدام کارهایتان را به تعویق نیندازید، هر کار را به اجزای کوچکتری بشکنید. همیشه روی کاری تمرکز کنید که میتوانید در بازه زمانی تعیین شده انجامش دهید.
▪️در معرض آفتاب قرار ندارید
نتیجه پژوهشی در سال ۲۰۱۴ منتشر شد که نشان میدهد: آفتاب گرفتن در شروع روز کاری میتواند باعث بهبود سلامت و روحیه کارمندان شود. همچنین، قرار گرفتن در معرض نور طبیعی و مصنوعی در ابتدای صبح، افسردگی، اختلالات خواب و آشفتگی را درمان میکند. پس صبحها پردهها را کمی کنار بزنید تا در تمام روز سرحال بمانید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸اینکه روز خود را چطور شروع کنید، تاثیر زیادی در بهرهوریتان در طی روز دارد. شاید برخی روزها با تاخیر به سرکار برسید یا با حجم زیادی از ایمیلها مواجه شوید. پس به سادگی از فضای کاری دور میشوید و حفظ تمرکز در ادامه روز مشکل می شود.
🔸در این مقاله قصد داریم ۱۰ اشتباهی که ممکن است در شروع روز کاری مرتکب شوید را معرفی کنیم.
▪️با تاخیر به سر کار میروید
تحقیقی در مجلهی «Huffington Post» منتشر شده که اعلام میکند: مدیران باور دارند کارمندانی که با تاخیر به سرکار میروند، وجدان کاری کمتری دارند. این کارمندان حتی اگر دیرتر از محل کار خارج شوند، بازهم تصور میشود بهرهوری کمتری دارند. شاید این رویکرد خوشایند نباشد اما واقعیت دارد.
▪️یادتان میرود به همکارانتان سلام کنید
سلام و احوال پرسی با همکاران وقت زیادی از شما نمیگیرد، اما با این کار میتوانید فضای شادی برای خود و اطرافیانتان ایجاد می کنید. اگر در ابتدای روز با سکوت، پشت میز کارتان بنشینید، در ادامه نزدیک شدن به همکارانتان سخت میشود.
▪️همان اول صبح به سراغ ایمیلها و پیامهایتان میروید
وقتی پشت میز مینشینید، دلتان میخواهد ابتدا پیامهای دریافتی را چک کنید. ۱۰ دقیقه ابتدای روز را به بررسی و اولویتبندی ایمیلها اختصاص دهید. پاسخ به ایمیلها میتواند در راستای انجام وظایفتان باشد، اما مشکل اینجاست که گاهی توجهی به اولویت کارها ندارید.
▪️در اول صبح به سراغ سادهترین کارها میروید
تحقیقات نشان میدهد انرژی و قدرت اراده شما با گذشت روز تحلیل میرود. به همین خاطر، بهتر است کارهای مهم را سریعتر انجام دهید.
▪️هیچ برنامه کاری ندارید
قبل از تمرکز روی کار، باید بدانید چه روزی خواهید داشت؛ این یعنی اولویتهای هر روز خود را یادداشت کرده و تقویم کاری خود را مدنظر بگیرید.
▪️چندین کار را همزمان انجام میدهید
صبحها انرژی زیادی دارید؛ طوری که فکر میکنید قادر هستید چندین کار همزمان را انجام دهید. با این حال، تحقیقات نشان میدهد انجام همزمان چند کار، به بهرهوری و عملکرد شما آسیب میزند. پس بهتر است، ۱۰ دقیقه ابتدای روز را روی یک کار تمرکز کنید.
▪️مدام افکار منفی در سر میپرورانید
شاید در مسیر رفتن به سر کار با فردی جر و بحث کرده باشید یا اتفاق ناخوشایندی در خانوادهتان افتاده باشد؛ در هر صورت نباید بگذارید این اتفاقات در انجام وظایف روزانهتان خللی بهوجود آورد. با شروع روز، افکار منفی را در جعبهای جداگانه قرار دهید و هر زمان نیاز شد این افکار را از درون جعبه بیرون بیاورید.
▪️جلسات کاری را صبح اول وقت برگزار میکنید
صبح زود را به انجام کارهایی اختصاص دهید که نیاز به تمرکز بیشتری دارند، مانند «نوشتن». اگر درباره زمان برگزاری جلسات اختیار دارید، بازههای زمانی کم انرژی مانند بعدازظهر را پیشنهاد دهید؛ مگر اینکه جلسهی مهمی باشد و نیاز به انرژی ذهنی زیادی داشته باشید.
▪️برای تمام کارهایتان، برنامهی بلندپروازانه دارید
دلیل اصلی به تعویق انداختن کارها ترس انجام دادن آنهاست. وقتی با کار بزرگی مواجه میشوید، میترسید و به توانایی خود شک میکنید. برای اینکه مدام کارهایتان را به تعویق نیندازید، هر کار را به اجزای کوچکتری بشکنید. همیشه روی کاری تمرکز کنید که میتوانید در بازه زمانی تعیین شده انجامش دهید.
▪️در معرض آفتاب قرار ندارید
نتیجه پژوهشی در سال ۲۰۱۴ منتشر شد که نشان میدهد: آفتاب گرفتن در شروع روز کاری میتواند باعث بهبود سلامت و روحیه کارمندان شود. همچنین، قرار گرفتن در معرض نور طبیعی و مصنوعی در ابتدای صبح، افسردگی، اختلالات خواب و آشفتگی را درمان میکند. پس صبحها پردهها را کمی کنار بزنید تا در تمام روز سرحال بمانید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیران میکرو چه ویژگی هایی دارند؟!
✅یکی از وظایف اصلی مدیران ایجاد زمینه مناسب برای انجام کارها توسط دیگران است، با این وجود بعضی از مدیران که در اینجا مدیران میکرو یا ذره نگر می نامیم، تلقی های خاصی دارند که باید بخش زیادی از کار توسط خودشان انجام شود و یا تحت کنترل دقیق خودشان باشد. در واقع آنها نه تنها کلیات را فدای جزییات میکنند، بلکه احترام و اعتماد زیر دستان را نیز از دست میدهند. این مدیران همواره احساس ناامنی می کنند و می خواهند از هر اتفاقی با خبر باشند و بخش زیادی از وقت خود را در این راه هدر می دهند. یکی از نشانههای بارز مدیران میکرو، تاکید بیش از اندازه آنها بر گزارش های کاری است. آنها مستمرا از کارکنان میخواهند که لحظه به لحظه زمان کاری خود را گزارش دهند. همچنین انها به شدت بر فرایند های تصمیم گیری کارکنان وسواس دارند و هر عمل و تصمیم و فعالیت روزمره کارکنان را به شدت کنترل میکنند.
🟧چنین شیوهای اعتماد به نفس کارکنان را تضعیف کرده و آنها را متکی و وابسته بار میآورد. اینگونه مدیران، زیر دستان خود را وسیلهای برای تحقق اهداف میدانند. کارکنان آنها تا زمانی که انتظارات مدیر را برآورده میکنند. خوب و کارآمد محسوب میشوند. اما چنانچه کاری اشتباه انجام پذیرد، ورق برمیگردد و مورد خشم مدیر واقع میشوند. این مدیران ویژگی های زیر را دارند؛ علاقمند به جزییات، شیفته کار، ترس از شکست، عدم اعتماد به دیگران. کارکنان این مدیران مدام چنین مسائلی را مطرح می کنند:
چرا رییس نمی گذارد کارم را انجام دهم؟ چرا مدام جلسه می گذارد؟ اینبار دیگر چه مسائلی را به من گوشزد خواهد کرد؟
زیردستان این مدیران معمولا لایقتر از آن چیزی هستند که مدیر فکر می کند، ولی فرصتی برای اثبات و نشان دادن توانایی هایشان ندارند.به چندین دلیل:
🔴1. می دانند اگر در تصمیم گیری خطایی از آنها سر زند مورد سرزنش و انتقاد مدیر قرار گیرند، بنابراین ایده های نو و توسعه ای خود را بروز نمی دهند.
🔴2. قبلا در سازمان دیده شده وقتی فردی ایده نو ارائه می دهد مورد استقبال قرار نگرفته و یا فقط کار فرد زیاد شده است بدون هیچگونه انگیزه مادی و معنوی.
🔴3. آنقدر وظایف بی اهمیت و پیش پا افتاده به افراد سپرده می شود که روحیه توسعه ای و ارائه ایده های نو از آنها گرفته می شود
✅مدیران باید وسوسه با خبر بودن از همه چیز را از خود دور سازند و بر اولویت ها متمرکز شوند. چه بسا هزینه از دست رفتن زمان شما که می تواند برای مسایل مهمتر استفاده شود بسیار بیشتر از خطاهایی است که هر کارمند ممکن است در کار خود داشته باشد، که در نهایت هم منجر به یادگیری و رشد و توسعه آنها خواهد شد. مدیران باید رییس بودن را به مربی بودن تغییر دهند. یک مربی خود وارد بازی نمی شود بلکه جوی را فراهم می کند تا بازیکنان احساس خوب و عالی بودن بکنند. وی هدف ها را تعیین، انتظارات را مشخص و نقش هر فرد را معین می کند و مطمئن می شود آنها از آموزش مناسب برخوردارند و منابع و امکانات لازم را برای آنها فراهم می کند و آنها را برای تصمیم گیری، خطا کردن و یادگرفتن آزاد می گذارد، به آنها انگیزه می دهد و فقط نتایج نهایی را ارزیابی می کند.
📕اگر پاسخ شما به حداقل دو مورد از سوالات زیر مثبت باشد، حتماً به سندرم میکرو مدیریت مبتلا هستید.
🔺1- آیا زمان زیادی را صرف بازبینی وظایف و کارهای انجام شده توسط کارکنان میکنید؟
🔺2- آیا از اینکه کارمندی بدون مشورت با شما تصمیمی بگیرد یا کاری، انجام دهد عصبانی میشوید؟
🔺3- آیا به جای تأکید بر سیاست ها و خط مشیها، زمان زیادی را صرف جزییات و مسایل کوچک کارکنان میکنید؟
🔺4- آیا ترجیح میدهید به جای تفویض اختیار، خودتان مستقیماً وظایف کارکنان را هدایت کنید؟
🔺5- آیا حتی در شرایط بحرانی هم اجازه تصمیم گیری به زیر دستان زبده را نمیدهید؟
🔺6- آیا کارکنان از ازدیاد جلسات و گزارش دادن های زیاد به شما خسته شده اند؟
🔺7-آیا به هیچکس اعتماد ندارید و فکر می کنید خودتان شخصا باید همه امور را پیگیری کنید؟
🔺8- ایا اشتباهات زیردستان برایتان گران تمام می شود؟
🔺9- آیا میخواهید مرتبا فعالیت های کارکنانتان را شدیدا کنترل کنید؟
10-آیا میخواهید قوانین سفت و سخت و خشک و خشن همچنان پادگان های نظامی در سازمان جاری کنید؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅یکی از وظایف اصلی مدیران ایجاد زمینه مناسب برای انجام کارها توسط دیگران است، با این وجود بعضی از مدیران که در اینجا مدیران میکرو یا ذره نگر می نامیم، تلقی های خاصی دارند که باید بخش زیادی از کار توسط خودشان انجام شود و یا تحت کنترل دقیق خودشان باشد. در واقع آنها نه تنها کلیات را فدای جزییات میکنند، بلکه احترام و اعتماد زیر دستان را نیز از دست میدهند. این مدیران همواره احساس ناامنی می کنند و می خواهند از هر اتفاقی با خبر باشند و بخش زیادی از وقت خود را در این راه هدر می دهند. یکی از نشانههای بارز مدیران میکرو، تاکید بیش از اندازه آنها بر گزارش های کاری است. آنها مستمرا از کارکنان میخواهند که لحظه به لحظه زمان کاری خود را گزارش دهند. همچنین انها به شدت بر فرایند های تصمیم گیری کارکنان وسواس دارند و هر عمل و تصمیم و فعالیت روزمره کارکنان را به شدت کنترل میکنند.
🟧چنین شیوهای اعتماد به نفس کارکنان را تضعیف کرده و آنها را متکی و وابسته بار میآورد. اینگونه مدیران، زیر دستان خود را وسیلهای برای تحقق اهداف میدانند. کارکنان آنها تا زمانی که انتظارات مدیر را برآورده میکنند. خوب و کارآمد محسوب میشوند. اما چنانچه کاری اشتباه انجام پذیرد، ورق برمیگردد و مورد خشم مدیر واقع میشوند. این مدیران ویژگی های زیر را دارند؛ علاقمند به جزییات، شیفته کار، ترس از شکست، عدم اعتماد به دیگران. کارکنان این مدیران مدام چنین مسائلی را مطرح می کنند:
چرا رییس نمی گذارد کارم را انجام دهم؟ چرا مدام جلسه می گذارد؟ اینبار دیگر چه مسائلی را به من گوشزد خواهد کرد؟
زیردستان این مدیران معمولا لایقتر از آن چیزی هستند که مدیر فکر می کند، ولی فرصتی برای اثبات و نشان دادن توانایی هایشان ندارند.به چندین دلیل:
🔴1. می دانند اگر در تصمیم گیری خطایی از آنها سر زند مورد سرزنش و انتقاد مدیر قرار گیرند، بنابراین ایده های نو و توسعه ای خود را بروز نمی دهند.
🔴2. قبلا در سازمان دیده شده وقتی فردی ایده نو ارائه می دهد مورد استقبال قرار نگرفته و یا فقط کار فرد زیاد شده است بدون هیچگونه انگیزه مادی و معنوی.
🔴3. آنقدر وظایف بی اهمیت و پیش پا افتاده به افراد سپرده می شود که روحیه توسعه ای و ارائه ایده های نو از آنها گرفته می شود
✅مدیران باید وسوسه با خبر بودن از همه چیز را از خود دور سازند و بر اولویت ها متمرکز شوند. چه بسا هزینه از دست رفتن زمان شما که می تواند برای مسایل مهمتر استفاده شود بسیار بیشتر از خطاهایی است که هر کارمند ممکن است در کار خود داشته باشد، که در نهایت هم منجر به یادگیری و رشد و توسعه آنها خواهد شد. مدیران باید رییس بودن را به مربی بودن تغییر دهند. یک مربی خود وارد بازی نمی شود بلکه جوی را فراهم می کند تا بازیکنان احساس خوب و عالی بودن بکنند. وی هدف ها را تعیین، انتظارات را مشخص و نقش هر فرد را معین می کند و مطمئن می شود آنها از آموزش مناسب برخوردارند و منابع و امکانات لازم را برای آنها فراهم می کند و آنها را برای تصمیم گیری، خطا کردن و یادگرفتن آزاد می گذارد، به آنها انگیزه می دهد و فقط نتایج نهایی را ارزیابی می کند.
📕اگر پاسخ شما به حداقل دو مورد از سوالات زیر مثبت باشد، حتماً به سندرم میکرو مدیریت مبتلا هستید.
🔺1- آیا زمان زیادی را صرف بازبینی وظایف و کارهای انجام شده توسط کارکنان میکنید؟
🔺2- آیا از اینکه کارمندی بدون مشورت با شما تصمیمی بگیرد یا کاری، انجام دهد عصبانی میشوید؟
🔺3- آیا به جای تأکید بر سیاست ها و خط مشیها، زمان زیادی را صرف جزییات و مسایل کوچک کارکنان میکنید؟
🔺4- آیا ترجیح میدهید به جای تفویض اختیار، خودتان مستقیماً وظایف کارکنان را هدایت کنید؟
🔺5- آیا حتی در شرایط بحرانی هم اجازه تصمیم گیری به زیر دستان زبده را نمیدهید؟
🔺6- آیا کارکنان از ازدیاد جلسات و گزارش دادن های زیاد به شما خسته شده اند؟
🔺7-آیا به هیچکس اعتماد ندارید و فکر می کنید خودتان شخصا باید همه امور را پیگیری کنید؟
🔺8- ایا اشتباهات زیردستان برایتان گران تمام می شود؟
🔺9- آیا میخواهید مرتبا فعالیت های کارکنانتان را شدیدا کنترل کنید؟
10-آیا میخواهید قوانین سفت و سخت و خشک و خشن همچنان پادگان های نظامی در سازمان جاری کنید؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🅱آی کیو را فراموش کنید؛ موفقیت فقط به ویژگیهای شخصیتی شما بستگی دارد!
🔸بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفقترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان میپرسیم که آیا واقعا اینقدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟
حتی برخی از ما به خاطر ترس از کم هوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصتهای شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.
🔸جیمز هکمن، برنده جایزه نوبل و همکارانش در تحقیقات جدیدی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرمآور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد.
🔸این محققان برای دستیابی به نتیجهای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و امریکا را براساس دادههایی مربوط به نمرات و آزمونهای IQ، نتیجه تستهای استاندارد و ارزیابی شخصیت جمعآوری کردند. بعد، محاسبه کردند هریک از این عوامل چقدر در پیشبینی آیندهای نزدیک موثر هستند.
◀️ به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
🔸مطالعه جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان میدهد فقط ۱ یا ۲ درصد. به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟
🔸ویژگیهای شخصیتی مانند وظیفهشناسی، مسئولیتپذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربههای جدید بودن (Openness) خصوصیتهایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت میرسانند.
◀️ شما میتوانید شخصیت خود را تغییر دهید
🔸اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطافپذیر است.
🔸تحقیقات هاکمن نشان میدهد از کودکی میتوان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگیهای شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگسالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطافپذیر است.
🔸خلاصه این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازه کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟»
بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر میکنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸بسیاری از ما هوش انیشتن یا اعتماد به نفس موفقترین مردان دنیا را نداریم و گاهی این سوال را از خودمان میپرسیم که آیا واقعا اینقدر باهوش هستیم که به آرزوهایمان برسیم؟
حتی برخی از ما به خاطر ترس از کم هوشی، پیشنهادهای کاری بسیار خوبی را رد کردیم یا فرصتهای شغلی و تحصیلی ناب زندگی را دنبال نکردیم.
🔸جیمز هکمن، برنده جایزه نوبل و همکارانش در تحقیقات جدیدی به صورت علمی نشان دادند این طرز تفکر کاملا اشتباه و شرمآور است. چون تقریبا ضریب هوشی یا IQ هیچ ارتباطی با موفقیت ندارد.
🔸این محققان برای دستیابی به نتیجهای درست، ابتدا ضریب هوشی هزاران نفر در انگلیس، هلند و امریکا را براساس دادههایی مربوط به نمرات و آزمونهای IQ، نتیجه تستهای استاندارد و ارزیابی شخصیت جمعآوری کردند. بعد، محاسبه کردند هریک از این عوامل چقدر در پیشبینی آیندهای نزدیک موثر هستند.
◀️ به نظر شما چند درصد موفقیت به آی کیو بستگی دارد؟
🔸مطالعه جدید جیمز هکمن و همکارانش نشان میدهد فقط ۱ یا ۲ درصد. به عبارت دیگر، اینکه شما چقدر باهوش هستید اصلا در موفقیت شما دخالتی ندارد و مهم نیست. پس چه ویژگی اهمیت بیشتری دارد؟
🔸ویژگیهای شخصیتی مانند وظیفهشناسی، مسئولیتپذیری، سازگاری، باز بودن یا پذیرای تجربههای جدید بودن (Openness) خصوصیتهایی هستند که بیشتر از آی کیو شما را به موفقیت میرسانند.
◀️ شما میتوانید شخصیت خود را تغییر دهید
🔸اینکه موفقیت بیشتر حاصل شخصیت است تا ضریب هوشی، یک خبر خوش برای افرادی است که به خودسازی و پرورش شخصیت و ذهن علاقه دارند. ضریب هوشی تا حد زیادی ثابت است ولی شخصیت کاملا انعطافپذیر است.
🔸تحقیقات هاکمن نشان میدهد از کودکی میتوان شخصیت افراد را برای موفقیت پرورش داد. والدین باید به کودکان کمک کنند تا شخصیتی درستی پیدا کنند و ویژگیهای شخصیتی مناسبی برای موفقیت به دست بیاورند. حتی در بزرگسالی هم شخصیت افراد قابل تغییر و انعطافپذیر است.
🔸خلاصه این نتایج و مطالعات این است که دیگر نباید از خودمان بپرسیم «آیا به اندازه کافی باهوش هستیم که موفق شویم؟»
بهتر است از خودمان بپرسیم «آیا شخصیت مناسبی برای موفقیت دارم؟» اگر فکر میکنید شخصیت موفقی ندارید، وقت ناامیدی نیست و بهتر است شروع به تغییر آن کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️ ۵ اصل مدیریتی پیتر دراکر
پیتر دراکر در کتاب The Practice of Management توضیح میدهد اصلیترین هدف یک مدیر این است که به دیگران انگیزه داده و بهرهوری آنها را افزایش دهد. برای رسیدن به این هدف، یک مدیر ۵ وظیفه دارد که باید آنها را به درستی انجام دهد:
۱. برای کارمندان خود اهداف قابل دستیابی تعیین کند.
۲. وظایف تیم را سازماندهی کند و برای افراد نقش و وظایف درست تعیین کند.
۳. پس از تعیین اهداف، نتایج به دست آمده را بررسی کند تا مطمئن شود که سازمان در مسیر درست قرار دارد.
۴. با اعضای تیم در ارتباط باشد، به آنها انگیزه بدهد و از درستی اطلاعاتی که آنها در اختیار دارند اطمینان حاصل کند.
۵. کارمندان خود را به عنوان مهمترین منابع مجموعه بشناسد و به رشد و تربیت آنها کمک کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پیتر دراکر در کتاب The Practice of Management توضیح میدهد اصلیترین هدف یک مدیر این است که به دیگران انگیزه داده و بهرهوری آنها را افزایش دهد. برای رسیدن به این هدف، یک مدیر ۵ وظیفه دارد که باید آنها را به درستی انجام دهد:
۱. برای کارمندان خود اهداف قابل دستیابی تعیین کند.
۲. وظایف تیم را سازماندهی کند و برای افراد نقش و وظایف درست تعیین کند.
۳. پس از تعیین اهداف، نتایج به دست آمده را بررسی کند تا مطمئن شود که سازمان در مسیر درست قرار دارد.
۴. با اعضای تیم در ارتباط باشد، به آنها انگیزه بدهد و از درستی اطلاعاتی که آنها در اختیار دارند اطمینان حاصل کند.
۵. کارمندان خود را به عنوان مهمترین منابع مجموعه بشناسد و به رشد و تربیت آنها کمک کند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰قدرت شگفت انگیز عادت های اتمی: تاثیر بهبودهای کوچک.
■در یکی از روزهای سال ۲۰۰۳، سرنوشت بریتیش سایکلینگ(British Cycling) عوض شد. این سازمان که نهاد حاکم بر دوچرخه سواری حرفه ای در بریتانیای کبیر است، دیو بریلزفورد (Dave Brailsford) را به عنوان مربی و مدیر اجرائی جدید خود استخدام کرد. در آن زمان، دوچرخه سواران حرفه ای در بریتانیای کبیر، حدودا صد سال عملکرد متوسط را تجربه کرده بودند. از سال ۱۹۰۸، آنها فقط یک مدال طلای المپیک را کسب کرده بودند و در توردو فرانس- بزرگترین مسابقه ی دوچرخه سواری دنیا- عملکرد بدتری هم داشتند؛ طی ۱۱۰ سال هیچ دوچرخه سوار بریتانیایی نتوانسته بود این مسابقه را ببرد!
□عملکرد دوچرخه سواران انگلیسی آن قدر ناامید کننده بود که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان دوچرخه اروپا از فروش دوچرخه به این تیم امتناع می کرد، زیرا می ترسید که اگر سایر حرفه ایی ها ببینند انگلیسی ها از تجهیزات این تولید کننده استفاده می کنند، به فروشش لطمه بخورد.
●بریلزفورد استخدام شد تا دوچرخه سواری بریتانیا را به مسیر جدیدی ببرد. آنچه او را از مربی های پیشین جدا می کند، تعهد بی وقفه اش به یک استراتژی است که از آن تحت عنوان *«اجتماع سودهای حاشیه ای»* یاد می کند. این استراتژی به دنبال بهبودهای کوچک و جزئی در کلیه کارهایی است که باید انجام شوند.
○بریلزفورد می گوید: *«کلیت این اصل از جایی می آید که اگر هر آنچه به راندن یک دوچرخه مربوط می شود را جدا کنید و سپس همان ها را به میزان ۱ درصد بهبود ببخشید، پس از تجمع همه این اجزا کنار هم، به سود قابل توجهی دست خواهید یافت.»*
■بریلیزفورد و مربیانش کار خود را با تغییرات کوچکی آغاز کردند که احتمالا از یک تیم دوچرخه سواری حرفه ای انتظار دارید. آنها صندلی دوچرخه ها را دوباره طراحی کردند تا راحت تر شود و الکل روی تایرها مالیدند تا چسبندگی بهتری داشته باشد. لباسهای مختلف دوچرخه سواری را در تونل باد تست کردند و از دوچرخه سواران فضای آزاد خواستند از لباس دوچرخه سواری پیست داخل سالن استفاده کنند، زیرا در آزمایشها ثابت شده بود این لباسها به خاطر وزن کمتر و آیرودینامیک بودن، عملکرد بهتری دارند. از دوچرخه سواران خواستند لباس مخصوصی بپوشند که با جریان الکتریسیته گرم می شد تا دمای عضلاتشان در حین دوچرخه سواری ایده آل بماند و همچنین از سنسور های بازخورد زیستی استفاده کردند تا نحوه پاسخ هر ورزشکار به تمرینهای اختصاصی را پایش کنند.
□آنها همین جا متوقف نشدند. بریلزفورد و تیمش به کار خود برای یافتن بهبود های ۱ درصدی در بخش های غیرمنتظره و نادیده شده ادامه دادند. آنها ژلهای ماساژ مختلف را آزمایش کردند تا متوجه شوند کدام یک برای رفع خستگی و بازیابی قدرت ماهیچه ها سریعتر عمل می کند. آنها یک جراح را استخدام کردند تا نحوه شستشوی صحیح دستها را به دوچرخه سواران آموزش دهد تا شانس ابتلا به سرما خوردگی شان کاهش یابد. همچنین، بهترین نوع بالش و تشک را تعیین کردند که هر دوچرخه سوار بهترین خواب شب را داشته باشد. آنها حتی داخل کامیون حمل دوچرخه ها را با رنگ سفید نقاشی کردند که به آنها کمک می کرد تا کمترین ذره گرد و غبار را مشاهده کنند. این گرد و غبارها ممکن بود به چشم نیایند ولی می توانستند باعث کاهش کارآیی دوچرخه ها شوند که به بهترین نحو تنظیم شده بودند.
●وقتی این نکات و صدها بهبود کوچک دیگر در کنار یکدیگر جمع شدند، نتایج سریعتر از آنچه تصور می شد از راه رسیدند! تنها ۵ سال پس از قبول مسئولیت بریلزفورد، تیم دوچرخه سواری انگلستان سلطان مسابقات دوچرخه سواری جاده و پیست در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن شد. جایی که آنها ۶۰ درصد از مدال های طلای موجود را از آن خود کردند. چهار سال بعد وقتی المپیک به لندن آمد، بریتانیایی ها شرایط را بهتر کردند، زیرا ۹ رکورد المپیک و ۷ رکورد جهانی را ثبت کردند!
○همان سال، بردلی ویگینز(Bradley Wiggins) به اولین دوچرخه سوار بریتانیایی تبدیل شد که توردوفرانس را برد. سال بعد هم تیمی اش کریس فروم (Chris Froome) برنده مسابقه شد و به پیروزی خود در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ادامه داد و باعث شد تیم بریتانیا ۵ پیروزی توردو فرانس را طی ۶ سال کسب کند.
■در طول یک دوره ده ساله از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷، دوچرخه سواران بریتانیایی ۱۷۸ قهرمانی جهانی و ۶۶ مدال المپیک و پارالمپیک را بردند و ۵ پیروزی توردوفرانس را نیز بدست آوردند!
□این اتفاق چگونه رخ داد؟ چرا تجمع بهبود های کوچک منجر به نتایج قابل توجهی شد و چگونه می توانید این رویکرد را در زندگی و کسب و کار خود تکرار کنید؟/نشر: گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
■در یکی از روزهای سال ۲۰۰۳، سرنوشت بریتیش سایکلینگ(British Cycling) عوض شد. این سازمان که نهاد حاکم بر دوچرخه سواری حرفه ای در بریتانیای کبیر است، دیو بریلزفورد (Dave Brailsford) را به عنوان مربی و مدیر اجرائی جدید خود استخدام کرد. در آن زمان، دوچرخه سواران حرفه ای در بریتانیای کبیر، حدودا صد سال عملکرد متوسط را تجربه کرده بودند. از سال ۱۹۰۸، آنها فقط یک مدال طلای المپیک را کسب کرده بودند و در توردو فرانس- بزرگترین مسابقه ی دوچرخه سواری دنیا- عملکرد بدتری هم داشتند؛ طی ۱۱۰ سال هیچ دوچرخه سوار بریتانیایی نتوانسته بود این مسابقه را ببرد!
□عملکرد دوچرخه سواران انگلیسی آن قدر ناامید کننده بود که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان دوچرخه اروپا از فروش دوچرخه به این تیم امتناع می کرد، زیرا می ترسید که اگر سایر حرفه ایی ها ببینند انگلیسی ها از تجهیزات این تولید کننده استفاده می کنند، به فروشش لطمه بخورد.
●بریلزفورد استخدام شد تا دوچرخه سواری بریتانیا را به مسیر جدیدی ببرد. آنچه او را از مربی های پیشین جدا می کند، تعهد بی وقفه اش به یک استراتژی است که از آن تحت عنوان *«اجتماع سودهای حاشیه ای»* یاد می کند. این استراتژی به دنبال بهبودهای کوچک و جزئی در کلیه کارهایی است که باید انجام شوند.
○بریلزفورد می گوید: *«کلیت این اصل از جایی می آید که اگر هر آنچه به راندن یک دوچرخه مربوط می شود را جدا کنید و سپس همان ها را به میزان ۱ درصد بهبود ببخشید، پس از تجمع همه این اجزا کنار هم، به سود قابل توجهی دست خواهید یافت.»*
■بریلیزفورد و مربیانش کار خود را با تغییرات کوچکی آغاز کردند که احتمالا از یک تیم دوچرخه سواری حرفه ای انتظار دارید. آنها صندلی دوچرخه ها را دوباره طراحی کردند تا راحت تر شود و الکل روی تایرها مالیدند تا چسبندگی بهتری داشته باشد. لباسهای مختلف دوچرخه سواری را در تونل باد تست کردند و از دوچرخه سواران فضای آزاد خواستند از لباس دوچرخه سواری پیست داخل سالن استفاده کنند، زیرا در آزمایشها ثابت شده بود این لباسها به خاطر وزن کمتر و آیرودینامیک بودن، عملکرد بهتری دارند. از دوچرخه سواران خواستند لباس مخصوصی بپوشند که با جریان الکتریسیته گرم می شد تا دمای عضلاتشان در حین دوچرخه سواری ایده آل بماند و همچنین از سنسور های بازخورد زیستی استفاده کردند تا نحوه پاسخ هر ورزشکار به تمرینهای اختصاصی را پایش کنند.
□آنها همین جا متوقف نشدند. بریلزفورد و تیمش به کار خود برای یافتن بهبود های ۱ درصدی در بخش های غیرمنتظره و نادیده شده ادامه دادند. آنها ژلهای ماساژ مختلف را آزمایش کردند تا متوجه شوند کدام یک برای رفع خستگی و بازیابی قدرت ماهیچه ها سریعتر عمل می کند. آنها یک جراح را استخدام کردند تا نحوه شستشوی صحیح دستها را به دوچرخه سواران آموزش دهد تا شانس ابتلا به سرما خوردگی شان کاهش یابد. همچنین، بهترین نوع بالش و تشک را تعیین کردند که هر دوچرخه سوار بهترین خواب شب را داشته باشد. آنها حتی داخل کامیون حمل دوچرخه ها را با رنگ سفید نقاشی کردند که به آنها کمک می کرد تا کمترین ذره گرد و غبار را مشاهده کنند. این گرد و غبارها ممکن بود به چشم نیایند ولی می توانستند باعث کاهش کارآیی دوچرخه ها شوند که به بهترین نحو تنظیم شده بودند.
●وقتی این نکات و صدها بهبود کوچک دیگر در کنار یکدیگر جمع شدند، نتایج سریعتر از آنچه تصور می شد از راه رسیدند! تنها ۵ سال پس از قبول مسئولیت بریلزفورد، تیم دوچرخه سواری انگلستان سلطان مسابقات دوچرخه سواری جاده و پیست در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن شد. جایی که آنها ۶۰ درصد از مدال های طلای موجود را از آن خود کردند. چهار سال بعد وقتی المپیک به لندن آمد، بریتانیایی ها شرایط را بهتر کردند، زیرا ۹ رکورد المپیک و ۷ رکورد جهانی را ثبت کردند!
○همان سال، بردلی ویگینز(Bradley Wiggins) به اولین دوچرخه سوار بریتانیایی تبدیل شد که توردوفرانس را برد. سال بعد هم تیمی اش کریس فروم (Chris Froome) برنده مسابقه شد و به پیروزی خود در سالهای ۲۰۱۵، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ادامه داد و باعث شد تیم بریتانیا ۵ پیروزی توردو فرانس را طی ۶ سال کسب کند.
■در طول یک دوره ده ساله از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷، دوچرخه سواران بریتانیایی ۱۷۸ قهرمانی جهانی و ۶۶ مدال المپیک و پارالمپیک را بردند و ۵ پیروزی توردوفرانس را نیز بدست آوردند!
□این اتفاق چگونه رخ داد؟ چرا تجمع بهبود های کوچک منجر به نتایج قابل توجهی شد و چگونه می توانید این رویکرد را در زندگی و کسب و کار خود تکرار کنید؟/نشر: گاهنامه مدیر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 اهداف را فراموش کنید
👈 جیمز کلییر در کتاب ارزشمند خود به نام «عادتهای اتمی» مینویسد:
👈 همیشه به ما یاد دادهاند «اگر میخواهی در زندگی و کسب و کارت موفق شوی، باید اهدافی واقعی، مشخص و قابل اجرا برای خودت تعیین کنی
👈 من هم مثل شما این کار را میکردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که تمرکز صرف بر اهداف، من را تنها به برخی از آنها میرساند و در راه رسیدن به بسیاری از اهدافم ناکام میمانم
👈 بعد از بررسیهای گسترده متوجه شدم اشکال کارم اینجاست که «روی اهدافم متمرکز هستم» ولی «سیستم کاریام را فراموش کردهام»
👈 سپس این سوال برایم پیش آمد که «اهداف چه تفاوتی با سیستم کاری دارند؟». اهداف، نتایجی که میخواهیم به آنها برسیم را تعریف میکنند ولی سیستم کاری، فرایندها و وظایفی را به ما یادآوری میکنند که برای رسیدن به آن نتایج باید انجام بدهیم. با این تعریف، بهتر است روی سیستمهای کاریمان متمرکز شویم و اهدافمان را فراموش کنیم
👈 منظور من از فراموش کردن اهداف، این است که نباید زمان زیادی را صرف اهدافمان کنیم، بلکه باید بیشتر وقتمان را به طراحی، بهبود و ارتقاء سیستمهای کاریمان اختصاص بدهیم
👈 وقتی بیش از حد روی تعیین اهدافمان وقت میگذاریم، این چهار مساله برایمان پیش میآید:
1️⃣ برندگان و بازندگان، اهداف مشابهی دارند
🔸 وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم، نباید تصور کنیم چون اهداف بلندپروازانهای داشتهاند، موفق شدهاند، بلکه به این دلیل موفق شدهاند که سیستم کاری دقیقی داشتهاند
🔸 پس نباید اشتباه کنیم که صرفا با داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه میتوانیم موفق شویم
2️⃣ دستیابی به هدف، فقط یک تغییر موقت است
🔸 فرض کنید میخواهید اتاقتان را تمییز کنید و برای این کار ساعتها وقت و انرژی میگذارید و اتاقتان را تمییز و مرتب میکنید
🔸 اگر روش زندگیتان درست نباشد و مثلا هر چیزی را بعد از استفاده از آن، سر جایش نگذارید، بعد از یکی دو روز باز هم اتاقتان شلوغ میشود
🔸 در این حالت، یا باز هم باید وقت و انرژی بگذارید و اتاقتان را تمییز کنید یا کلا انگیزهتان را برای تمییز کردن اتاق از دست میدهید
🔸 پس به جای تمییز کردن اتاق، بهتر است روی تغییر روش زندگیتان تمرکز کنید
3️⃣ اهداف، شادی ما را محدود میکنند
🔸 طبیعی است که وقتی به هدفمان میرسیم، خوشحال میشویم. در این حالت، خوشحالیمان را تا رسیدن به هدف بعدیمان، به تعویق میاندازیم
🔸 اما اگر عاشق فرایندهای کاریمان باشیم و از انجام آنها لذت ببریم، همیشه و هر روز از انجام کارهایی که میکنیم، خوشحال میشویم و خوشحالیمان را به آیندهای دور موکول نمیکنیم
4️⃣ اهداف با پیشرفت بلندمدت در تعارضاند
🔸 همه ما احتمالا این حالت را تجربه کردهایم: «روی یک هدف خاص متمرکز میشویم و حواسمان از اطرافمان و سایر اهدافمان پرت میشود»
🔸 مثلا تمام حواسمان را روی «افزایش فروش» شرکتمان متمرکز میکنیم و حواسمان از «تغییر تکنولوژی» پرت میشود. در این حالت، تمرکز روی اهداف ما را از پیشرفت بلندمدت غافل میکند
🔸 در صورتی که اگر روی ارتقاء و بهبود سیستمهای کاریمان تمرکز کنیم، میتوانیم به هر دو هدف «افزایش فروش» و «ارتقاء تکنولوژی» برسیم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈 جیمز کلییر در کتاب ارزشمند خود به نام «عادتهای اتمی» مینویسد:
👈 همیشه به ما یاد دادهاند «اگر میخواهی در زندگی و کسب و کارت موفق شوی، باید اهدافی واقعی، مشخص و قابل اجرا برای خودت تعیین کنی
👈 من هم مثل شما این کار را میکردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که تمرکز صرف بر اهداف، من را تنها به برخی از آنها میرساند و در راه رسیدن به بسیاری از اهدافم ناکام میمانم
👈 بعد از بررسیهای گسترده متوجه شدم اشکال کارم اینجاست که «روی اهدافم متمرکز هستم» ولی «سیستم کاریام را فراموش کردهام»
👈 سپس این سوال برایم پیش آمد که «اهداف چه تفاوتی با سیستم کاری دارند؟». اهداف، نتایجی که میخواهیم به آنها برسیم را تعریف میکنند ولی سیستم کاری، فرایندها و وظایفی را به ما یادآوری میکنند که برای رسیدن به آن نتایج باید انجام بدهیم. با این تعریف، بهتر است روی سیستمهای کاریمان متمرکز شویم و اهدافمان را فراموش کنیم
👈 منظور من از فراموش کردن اهداف، این است که نباید زمان زیادی را صرف اهدافمان کنیم، بلکه باید بیشتر وقتمان را به طراحی، بهبود و ارتقاء سیستمهای کاریمان اختصاص بدهیم
👈 وقتی بیش از حد روی تعیین اهدافمان وقت میگذاریم، این چهار مساله برایمان پیش میآید:
1️⃣ برندگان و بازندگان، اهداف مشابهی دارند
🔸 وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم، نباید تصور کنیم چون اهداف بلندپروازانهای داشتهاند، موفق شدهاند، بلکه به این دلیل موفق شدهاند که سیستم کاری دقیقی داشتهاند
🔸 پس نباید اشتباه کنیم که صرفا با داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه میتوانیم موفق شویم
2️⃣ دستیابی به هدف، فقط یک تغییر موقت است
🔸 فرض کنید میخواهید اتاقتان را تمییز کنید و برای این کار ساعتها وقت و انرژی میگذارید و اتاقتان را تمییز و مرتب میکنید
🔸 اگر روش زندگیتان درست نباشد و مثلا هر چیزی را بعد از استفاده از آن، سر جایش نگذارید، بعد از یکی دو روز باز هم اتاقتان شلوغ میشود
🔸 در این حالت، یا باز هم باید وقت و انرژی بگذارید و اتاقتان را تمییز کنید یا کلا انگیزهتان را برای تمییز کردن اتاق از دست میدهید
🔸 پس به جای تمییز کردن اتاق، بهتر است روی تغییر روش زندگیتان تمرکز کنید
3️⃣ اهداف، شادی ما را محدود میکنند
🔸 طبیعی است که وقتی به هدفمان میرسیم، خوشحال میشویم. در این حالت، خوشحالیمان را تا رسیدن به هدف بعدیمان، به تعویق میاندازیم
🔸 اما اگر عاشق فرایندهای کاریمان باشیم و از انجام آنها لذت ببریم، همیشه و هر روز از انجام کارهایی که میکنیم، خوشحال میشویم و خوشحالیمان را به آیندهای دور موکول نمیکنیم
4️⃣ اهداف با پیشرفت بلندمدت در تعارضاند
🔸 همه ما احتمالا این حالت را تجربه کردهایم: «روی یک هدف خاص متمرکز میشویم و حواسمان از اطرافمان و سایر اهدافمان پرت میشود»
🔸 مثلا تمام حواسمان را روی «افزایش فروش» شرکتمان متمرکز میکنیم و حواسمان از «تغییر تکنولوژی» پرت میشود. در این حالت، تمرکز روی اهداف ما را از پیشرفت بلندمدت غافل میکند
🔸 در صورتی که اگر روی ارتقاء و بهبود سیستمهای کاریمان تمرکز کنیم، میتوانیم به هر دو هدف «افزایش فروش» و «ارتقاء تکنولوژی» برسیم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
عادت های اتمی - جیمز کلیر.pdf
4.2 MB
📘 پی دی اف کتاب ؛ عادت های اتمی
💐تقدیم شما بزرگواران و همراهان گرامی
📖 عادت های اتمی
👤 جیمز کلیر
✍🏻 10 چیزی که در کتاب عادتهای اتمی یاد می گیریم
یاد می گیریم چگونه:
سیستمی طراحی کنیم که هر روز 1 درصد بهتر شویم.
عادت های بد را بشکنیم و به عادت های خوب بچسبیم!
از اشتباهاتی اجتناب کنیم که اغلب افراد، موقع تغییر عادات شان مرتکب می شوند.
بر نبودِ انگیزه و اراده غلبه کنیم.
هویت قوی تری را توسعه دهیم و به خودمان اعتقاد داشته باشیم.
برای عادت های جدید وقت بگذاریم (حتی وقتی زندگی با ما سر ناسازگاری دارد).
محیط مان را طوری طراحی کنیم که در آن موفقیت آسان تر باشد.
تغییرات کوچک و ساده ای ایجاد کنیم که نتایج بزرگی به همراه دارند.
چطور وقتی در مسیر اشتباهی قرار می گیریم، مجددا به مسیر درست بر گردیم.
و مهم تر از همه، چگونه این ایده ها را در کار و زندگی مان به اجرا در آوریم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💐تقدیم شما بزرگواران و همراهان گرامی
📖 عادت های اتمی
👤 جیمز کلیر
✍🏻 10 چیزی که در کتاب عادتهای اتمی یاد می گیریم
یاد می گیریم چگونه:
سیستمی طراحی کنیم که هر روز 1 درصد بهتر شویم.
عادت های بد را بشکنیم و به عادت های خوب بچسبیم!
از اشتباهاتی اجتناب کنیم که اغلب افراد، موقع تغییر عادات شان مرتکب می شوند.
بر نبودِ انگیزه و اراده غلبه کنیم.
هویت قوی تری را توسعه دهیم و به خودمان اعتقاد داشته باشیم.
برای عادت های جدید وقت بگذاریم (حتی وقتی زندگی با ما سر ناسازگاری دارد).
محیط مان را طوری طراحی کنیم که در آن موفقیت آسان تر باشد.
تغییرات کوچک و ساده ای ایجاد کنیم که نتایج بزرگی به همراه دارند.
چطور وقتی در مسیر اشتباهی قرار می گیریم، مجددا به مسیر درست بر گردیم.
و مهم تر از همه، چگونه این ایده ها را در کار و زندگی مان به اجرا در آوریم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕 کتاب : قدرت فکر
✍🏻 اثر: ژوزف مورفی
این کتاب سرشار از تکنیک ها ، مثال ها و داستان هایی است که به شما می آموزد، چگونه قدرت روانی خود را توسعه داده و آزاد کنید و رویدادهای آینده را با استفاده از "قدرت تفکر" ، شهود و موارد دیگر تصویر سازی کنید . کتاب "قدرت تفکر " زندگی شما را تغییر خواهد داد. این کتاب برای همه ی مسیرهای معنوی کاربردی است .این کتاب همچنین به شما می آموزد که چگونه قدرت های خارق العاده و شهودی خود را فعال تر کنید و با استفاده از قدرت تفکر ذاتی، رویدادهای مشخصی را که برایتان منفعت دارد ،تجسم کنید و در صورت منفی بودن آن ها را تغییر دهید ، پاسخ های رمزگذاری شده در رویاها و چشم اندازها ، نوشتن اتوماتیکی که وقایع آینده را نشان می دهد و غیره را رمزگشایی کنید.همچنین بخش هایی از کتاب در مورد استفاده از رویاها است . "ژوزف مورفی" برخی حقایق بسیار آسان اما عمیق راجع به استفاده از ذهن ناخودآگاه و دعای علمی برای رسیدن به عظمت را توصیف می کند و به شما می آموزد، که چگونه می توانید موفقیت ایجاد کنید و زندگی خود را برای بهتر شدن تغییر دهید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍🏻 اثر: ژوزف مورفی
این کتاب سرشار از تکنیک ها ، مثال ها و داستان هایی است که به شما می آموزد، چگونه قدرت روانی خود را توسعه داده و آزاد کنید و رویدادهای آینده را با استفاده از "قدرت تفکر" ، شهود و موارد دیگر تصویر سازی کنید . کتاب "قدرت تفکر " زندگی شما را تغییر خواهد داد. این کتاب برای همه ی مسیرهای معنوی کاربردی است .این کتاب همچنین به شما می آموزد که چگونه قدرت های خارق العاده و شهودی خود را فعال تر کنید و با استفاده از قدرت تفکر ذاتی، رویدادهای مشخصی را که برایتان منفعت دارد ،تجسم کنید و در صورت منفی بودن آن ها را تغییر دهید ، پاسخ های رمزگذاری شده در رویاها و چشم اندازها ، نوشتن اتوماتیکی که وقایع آینده را نشان می دهد و غیره را رمزگشایی کنید.همچنین بخش هایی از کتاب در مورد استفاده از رویاها است . "ژوزف مورفی" برخی حقایق بسیار آسان اما عمیق راجع به استفاده از ذهن ناخودآگاه و دعای علمی برای رسیدن به عظمت را توصیف می کند و به شما می آموزد، که چگونه می توانید موفقیت ایجاد کنید و زندگی خود را برای بهتر شدن تغییر دهید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
قدرت فکر [ @businesstrick ] (1).pdf
4.3 MB
📕 پی دی اف کتاب : قدرت فکر
✍🏻 اثر: ژوزف مورفی
🌺تقدیم شما همراهان گرامی 🙏💐
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍🏻 اثر: ژوزف مورفی
🌺تقدیم شما همراهان گرامی 🙏💐
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⚠️ اگر کارمندان موثرتری میخواهید، محیط کار بهتر و مناسبی برای آنان ایجاد کنید.
🔰جهانی را تصور کنید که در آن تقریباً همه با انگیزۀ سر کار رفتن از خواب بیدار میشوند، زمانیکه در محل کار حضور دارند احساس امنیت و ارزشمندی میکنند و بعد با احساس کامیابی به خانه بازمیگردند.
📕کتاب رهبران آخر غذا میخورند برای آن دسته از رهبران و سازمانها نوشته شده است که خود را به ایجاد محیطهایی متعهد میکنند که در آنها کارکنان بهطور طبیعی با هم برای انجام کارهای چشمگیر همکاری میکنند. هیج سازمانی در خلال بحران، خود به خود مدیریت نمی شود. همیشه بحران موجود را رهبران و مدیران سازمان برطرف کرده است. موفقیت یا شکست سازمان به کمالات و فضیلت های رهبری مدیران بستگی دارد نه به فراست و تیزهوشی
🔺فشارهای روانی در محیط کار میتواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله؛ حجم کاری زیاد، نامناسب بودن شرایط فیزیکی و اجتماعی کار، نبود هماهنگی و همکاری بین همکاران و مدیران، عدم شفافیت و عدالت در سازمان، تغییرات سریع و ناگهانی در ساختار و فرآیندهای کار، و… باشد. اما طبق مطالعات صورت گرفته در کتاب «رهبران آخر غذا میخورد»: در اغلب موارد تنش عصبی و اضطراب موجود در محیط کار، بیشتر از آنکه مربوط به ماهیت کار باشد، ناشی از ضعف مدیریت و رهبری سازمان ها می باشد.
🔸️ شما نمیتوانید در یک محیط کار استرسزا و پرفشار، کارمندانی پرنشاط و با عملکرد بالا داشته باشید. فشار را از روی دوش کارمندانتان بردارید...
🔸️ چون کارمندان برای فرار از استرسی که هر روز در محیط کار با آن روبرو میشوند کمتر و دیرتر سر کارشان حاضر میشوند و عملکرد و رضایت شغلیشان پایین میآید. و مرتب چشمشان به ساعت است تا زمان کاریشان به اتمام برسد و محل کارشان را ترک کنند.
🔸️چنین کارمندی کم کم انگیزهاش را از دست میدهد و دیگر نه به پیشرفت_شغلی خودش اهمیت میدهد نه موفقیت و شکست سازمان برایش اهمیت دارد.
⛔ شرایط وقتی بدتر خواهد شد که مدیران به کارمندانشان صرفا به عنوان یک منبع درآمد و ماشین پولسازی نگاه کنند نه سرمایههای انسانی. افراد در چنین محیط کاری کمکم وفاداری و احساس مسئولیتشان را از دست میدهند.
کتاب رهبران آخر غذا میخورند به مدیران و رهبران سازمانها میگوید که چطور سازمانشان را هدایت و شرایط بهتری برای رشد کارمندانشان ایجاد کنند و با آنها تعامل بهتری داشته باشند.
📚 رهبران آخر غذا میخورند
نویسنده: سایمون_سینک
مترجم: الهام_نورانی_پور
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰جهانی را تصور کنید که در آن تقریباً همه با انگیزۀ سر کار رفتن از خواب بیدار میشوند، زمانیکه در محل کار حضور دارند احساس امنیت و ارزشمندی میکنند و بعد با احساس کامیابی به خانه بازمیگردند.
📕کتاب رهبران آخر غذا میخورند برای آن دسته از رهبران و سازمانها نوشته شده است که خود را به ایجاد محیطهایی متعهد میکنند که در آنها کارکنان بهطور طبیعی با هم برای انجام کارهای چشمگیر همکاری میکنند. هیج سازمانی در خلال بحران، خود به خود مدیریت نمی شود. همیشه بحران موجود را رهبران و مدیران سازمان برطرف کرده است. موفقیت یا شکست سازمان به کمالات و فضیلت های رهبری مدیران بستگی دارد نه به فراست و تیزهوشی
🔺فشارهای روانی در محیط کار میتواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله؛ حجم کاری زیاد، نامناسب بودن شرایط فیزیکی و اجتماعی کار، نبود هماهنگی و همکاری بین همکاران و مدیران، عدم شفافیت و عدالت در سازمان، تغییرات سریع و ناگهانی در ساختار و فرآیندهای کار، و… باشد. اما طبق مطالعات صورت گرفته در کتاب «رهبران آخر غذا میخورد»: در اغلب موارد تنش عصبی و اضطراب موجود در محیط کار، بیشتر از آنکه مربوط به ماهیت کار باشد، ناشی از ضعف مدیریت و رهبری سازمان ها می باشد.
🔸️ شما نمیتوانید در یک محیط کار استرسزا و پرفشار، کارمندانی پرنشاط و با عملکرد بالا داشته باشید. فشار را از روی دوش کارمندانتان بردارید...
🔸️ چون کارمندان برای فرار از استرسی که هر روز در محیط کار با آن روبرو میشوند کمتر و دیرتر سر کارشان حاضر میشوند و عملکرد و رضایت شغلیشان پایین میآید. و مرتب چشمشان به ساعت است تا زمان کاریشان به اتمام برسد و محل کارشان را ترک کنند.
🔸️چنین کارمندی کم کم انگیزهاش را از دست میدهد و دیگر نه به پیشرفت_شغلی خودش اهمیت میدهد نه موفقیت و شکست سازمان برایش اهمیت دارد.
⛔ شرایط وقتی بدتر خواهد شد که مدیران به کارمندانشان صرفا به عنوان یک منبع درآمد و ماشین پولسازی نگاه کنند نه سرمایههای انسانی. افراد در چنین محیط کاری کمکم وفاداری و احساس مسئولیتشان را از دست میدهند.
کتاب رهبران آخر غذا میخورند به مدیران و رهبران سازمانها میگوید که چطور سازمانشان را هدایت و شرایط بهتری برای رشد کارمندانشان ایجاد کنند و با آنها تعامل بهتری داشته باشند.
📚 رهبران آخر غذا میخورند
نویسنده: سایمون_سینک
مترجم: الهام_نورانی_پور
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍1