🔷ادامه پست قبلی ؛
زمانی که در محیط کاری احترام وجود دارد، شرایطی ایجاد نمیشود که کارمندان بتوانند به آزار و اذیت یکدیگر بپردازند. محیط آرامتر است و سطح استرس شغلی کاهش پیدا میکند. شما در چنین محیطی راحتتر میتوانید ایدههای خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید و استعدادهای خود را بروز دهید
. کاهش استرس در محیط کاری بر سلامت ذهنی و جسمی شما هم میگذارد و باعث میشود که روحیه بهتری داشته باشید. در حالیکه در محیطی که احترام وجود ندارد، ضمن اینکه کارآیی شما کاهش پیدا میکند، به عزتنفس و احساساتتان هم آسیب وارد میشود و این موضوع میتواند حتی بر روابط غیر کاری شما هم تاثیر منفی بگذارد.
✅۵- ساعات کاری
در بازار کار پر رقابت امروز شغلی که درآمد مناسبی برای شما داشته باشد، معمولا هشت تا نه ساعت در روز زمان میبرد. اگر ساعات کاری شما طولانی باشد، شما فرصت کافی برای استراحت ندارید. خستگی مدام و هر روزه باعث میشود که دچار فرسودگی شغلی شوید، که این فرسودگی در دراز مدت منجر به استرس مزمن میشود و بر عملکرد شغلی شما تاثیر میگذارد. اما مسئله به همین جا ختم نمی شود. چون شما وقت کافی برای تغذیهی سالم و ورزش ندارید، سلامت جسمیتان به خطر میافتد. روابط شخصیتان هم دچار اختلال میشوند.
نکته ی دیگر این است که ساعت پایان کار دقیق و مشخص باشد، در غیر این صورت مرز میان زندگی شخصی و زندگی کاری شما از بین خواهد رفت، و به تدریج متوجه خواهید شد، دیگر وقتی برای زندگی شخصی خود ندارید.
✅۶- انعطاف پذیری:
یکی دیگر از ویژگی های یک شغل مناسب انعطافپذیری است. منظور از انعطافپذیری این است که اگر شغل شما بهصورت بالقوه امکان دورکاری دارد، گاهی به شما اجازه داده شود که وظایفتان را در منزل انجام دهید. یا اگر نوبت دکتر دارید، یا قصد شرکت در یک دورهی آموزشی را دارید که بعضی از ساعات آن با ساعات کاری شما تداخل دارد، به شما اجازه داده شود که چند ساعت در هفته مرخصی بگیرید. این یک سطح حداقلی از انعطافپذیری است. در سطوح بالاتر به شما این آزادی داده میشود که زمان، مکان و نحوهی انجام کار را خودتان انتخاب کنید، و تنها بر نتیجهی کار تمرکز میشود.
انعطافپذیری باعث میشود، که تعادل بیشتری بین زندگی کاری و شخصی شما ایجاد شود و بهتر بتوانید نیازهای شخصی خود را برآورده کنید. اگر انعطاف پذیری از نوع آزادی در زمان، مکان و نحوهی انجام کار باشد، چون نتیجهی کار اهمیت دارد، کارآیی شما بیشتر میشود و همین باعث میشود که در آینده بیشتر پیشرفت کنید و رضایت شغلی بالایی داشته باشید.
✅۷- مدیر خوب و شایسته
وجود مدیری که برای شما و کاری که انجام میدهید، ارزش قائل است تاثیر زیادی بررضایت شما از شغلتان دارد. یک مدیر خوب میتواند نقاط قوت شما را تشخیص بدهد و شما را طوری راهنمایی کند، که از این نقاط قوت به بهترین شکل استفاده کنند. او اگر احساس کند که شما توانایی لازم را دارید، مسِئولیتهای بیشتری بر عهدهی شما قرار میدهد و به شما این فرصت را میدهد که مهارتها و حتی جایگاه شغلی خود را بالا ببرید.
یک مدیر خوب، تلاشهای شما را میبیند و به خاطر آنها از شما قدردانی میکند. به پیشنهادها و انتقادهای شما گوش میکند، دربارهی آنها فکر میکند و در صورتیکه درست و منطقی باشند، آنها را در تصمیمگیریهای خودش لحاظ میکند. زمانی که در کار خود با بحرانی روبهرو شوید، راهحلهایی پیشنهاد میدهد و شما را دلگرم میکند که توانایی عبور از این بحران را دارید.
در مقابل یک مدیر بد میتواند محیط کار را به جهنم تبدیل کند و باعث شود که حتی اگر به شغل خود علاقه دارید و درآمد بالایی دارید به فکر ترک کار بیفتید.
✅۸- شرح وظایف مشخص
باید مشخص باشد که شغل شما به چه مهارتهایی نیاز دارد، چه مسئولیتها و وظایفی بر عهدهی شماست، این وظایف چطور چه باید انجام شوند و شما با چه کسانی باید در ارتباط و به چه کسانی باید پاسخگو باشید.
اگر وظایف شما مشخص و واضح نباشد، احتمال زیادی وجود دارد که از شما خواسته شود که وظابف فرد دیگری را انجام دهید یا در صورتیکه یکی از کارکنان از شرکت خارج شود ممکن است بخشی از وظایف او برعهدهی شما گذاشته شود بیآنکه حقوق شما افزایش پیدا کند. زمانی که کارهای شما زیاد میشود، شما وقت زیادی ندارید که وظایف اصلی خود را پیگیری کنید و این موضوع بر کیفیت کار شما تاثیر میگذارد.از طرفی انجام وظایفی که خارج از حد توان شماست باعث میشود که در دراز مدت دچار و فرسودگی شغلی شوید، در حالیکه داشتن وظایف شغلی مشخص به شما کمک میکند که برای آیندهی شغلی خود چشمانداز مناسبی ترسیم کنید و با انگیزهی بیشتری برای موفقیت تلاش کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زمانی که در محیط کاری احترام وجود دارد، شرایطی ایجاد نمیشود که کارمندان بتوانند به آزار و اذیت یکدیگر بپردازند. محیط آرامتر است و سطح استرس شغلی کاهش پیدا میکند. شما در چنین محیطی راحتتر میتوانید ایدههای خودتان را با دیگران به اشتراک بگذارید و استعدادهای خود را بروز دهید
. کاهش استرس در محیط کاری بر سلامت ذهنی و جسمی شما هم میگذارد و باعث میشود که روحیه بهتری داشته باشید. در حالیکه در محیطی که احترام وجود ندارد، ضمن اینکه کارآیی شما کاهش پیدا میکند، به عزتنفس و احساساتتان هم آسیب وارد میشود و این موضوع میتواند حتی بر روابط غیر کاری شما هم تاثیر منفی بگذارد.
✅۵- ساعات کاری
در بازار کار پر رقابت امروز شغلی که درآمد مناسبی برای شما داشته باشد، معمولا هشت تا نه ساعت در روز زمان میبرد. اگر ساعات کاری شما طولانی باشد، شما فرصت کافی برای استراحت ندارید. خستگی مدام و هر روزه باعث میشود که دچار فرسودگی شغلی شوید، که این فرسودگی در دراز مدت منجر به استرس مزمن میشود و بر عملکرد شغلی شما تاثیر میگذارد. اما مسئله به همین جا ختم نمی شود. چون شما وقت کافی برای تغذیهی سالم و ورزش ندارید، سلامت جسمیتان به خطر میافتد. روابط شخصیتان هم دچار اختلال میشوند.
نکته ی دیگر این است که ساعت پایان کار دقیق و مشخص باشد، در غیر این صورت مرز میان زندگی شخصی و زندگی کاری شما از بین خواهد رفت، و به تدریج متوجه خواهید شد، دیگر وقتی برای زندگی شخصی خود ندارید.
✅۶- انعطاف پذیری:
یکی دیگر از ویژگی های یک شغل مناسب انعطافپذیری است. منظور از انعطافپذیری این است که اگر شغل شما بهصورت بالقوه امکان دورکاری دارد، گاهی به شما اجازه داده شود که وظایفتان را در منزل انجام دهید. یا اگر نوبت دکتر دارید، یا قصد شرکت در یک دورهی آموزشی را دارید که بعضی از ساعات آن با ساعات کاری شما تداخل دارد، به شما اجازه داده شود که چند ساعت در هفته مرخصی بگیرید. این یک سطح حداقلی از انعطافپذیری است. در سطوح بالاتر به شما این آزادی داده میشود که زمان، مکان و نحوهی انجام کار را خودتان انتخاب کنید، و تنها بر نتیجهی کار تمرکز میشود.
انعطافپذیری باعث میشود، که تعادل بیشتری بین زندگی کاری و شخصی شما ایجاد شود و بهتر بتوانید نیازهای شخصی خود را برآورده کنید. اگر انعطاف پذیری از نوع آزادی در زمان، مکان و نحوهی انجام کار باشد، چون نتیجهی کار اهمیت دارد، کارآیی شما بیشتر میشود و همین باعث میشود که در آینده بیشتر پیشرفت کنید و رضایت شغلی بالایی داشته باشید.
✅۷- مدیر خوب و شایسته
وجود مدیری که برای شما و کاری که انجام میدهید، ارزش قائل است تاثیر زیادی بررضایت شما از شغلتان دارد. یک مدیر خوب میتواند نقاط قوت شما را تشخیص بدهد و شما را طوری راهنمایی کند، که از این نقاط قوت به بهترین شکل استفاده کنند. او اگر احساس کند که شما توانایی لازم را دارید، مسِئولیتهای بیشتری بر عهدهی شما قرار میدهد و به شما این فرصت را میدهد که مهارتها و حتی جایگاه شغلی خود را بالا ببرید.
یک مدیر خوب، تلاشهای شما را میبیند و به خاطر آنها از شما قدردانی میکند. به پیشنهادها و انتقادهای شما گوش میکند، دربارهی آنها فکر میکند و در صورتیکه درست و منطقی باشند، آنها را در تصمیمگیریهای خودش لحاظ میکند. زمانی که در کار خود با بحرانی روبهرو شوید، راهحلهایی پیشنهاد میدهد و شما را دلگرم میکند که توانایی عبور از این بحران را دارید.
در مقابل یک مدیر بد میتواند محیط کار را به جهنم تبدیل کند و باعث شود که حتی اگر به شغل خود علاقه دارید و درآمد بالایی دارید به فکر ترک کار بیفتید.
✅۸- شرح وظایف مشخص
باید مشخص باشد که شغل شما به چه مهارتهایی نیاز دارد، چه مسئولیتها و وظایفی بر عهدهی شماست، این وظایف چطور چه باید انجام شوند و شما با چه کسانی باید در ارتباط و به چه کسانی باید پاسخگو باشید.
اگر وظایف شما مشخص و واضح نباشد، احتمال زیادی وجود دارد که از شما خواسته شود که وظابف فرد دیگری را انجام دهید یا در صورتیکه یکی از کارکنان از شرکت خارج شود ممکن است بخشی از وظایف او برعهدهی شما گذاشته شود بیآنکه حقوق شما افزایش پیدا کند. زمانی که کارهای شما زیاد میشود، شما وقت زیادی ندارید که وظایف اصلی خود را پیگیری کنید و این موضوع بر کیفیت کار شما تاثیر میگذارد.از طرفی انجام وظایفی که خارج از حد توان شماست باعث میشود که در دراز مدت دچار و فرسودگی شغلی شوید، در حالیکه داشتن وظایف شغلی مشخص به شما کمک میکند که برای آیندهی شغلی خود چشمانداز مناسبی ترسیم کنید و با انگیزهی بیشتری برای موفقیت تلاش کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹گفت از دوست چه دیدی که چنین مسروری؟!
💐گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند.
💐سلام
به چهارشنبه خوش آمدید
در صبحگاهان
که شبنم بر روی گل
آیتی از پاک بودن را
به گلها هدیه میبخشد
برایت آرزو کردم
خوب دیدن
خوب بودن
خوب ماندن را ...
💐💐پگاهتان در اولین روز از سال 2020 پراز شادی و شعف باد.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
💐گفتم از دوست همین بس که ز ما یاد کند.
💐سلام
به چهارشنبه خوش آمدید
در صبحگاهان
که شبنم بر روی گل
آیتی از پاک بودن را
به گلها هدیه میبخشد
برایت آرزو کردم
خوب دیدن
خوب بودن
خوب ماندن را ...
💐💐پگاهتان در اولین روز از سال 2020 پراز شادی و شعف باد.
💎با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
✍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
جامعه آزاد جایی است که اگر کسی نخواهد همرنگ جماعت شود در امنیت باشد ...
آدلای_استیونسون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
آدلای_استیونسون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️ مديران برتر دنیا ١٦ ویژگی دارند که عبارتند از:
➖ مايل به کسب موفقيت
➖ ظاهری مرتب و آراسته
➖ غرور شغلی
➖ مهارت در ارتباطات
➖ صداقت و صراحت
➖ داشتن حافظهی خوب
➖ ظرفیت کار سنگین
➖ تصمیمات عاقلانه
➖ اتکا به خود
➖ غلبه بر ترس
➖ دوراندیشی و ریسکپذیری
➖ سالم بودن
➖ انتقادپذیری
➖ ایجاد انرژی مثبت
➖ تمایل به ارزشیابی از خود
➖ علاقه به ديگران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
➖ مايل به کسب موفقيت
➖ ظاهری مرتب و آراسته
➖ غرور شغلی
➖ مهارت در ارتباطات
➖ صداقت و صراحت
➖ داشتن حافظهی خوب
➖ ظرفیت کار سنگین
➖ تصمیمات عاقلانه
➖ اتکا به خود
➖ غلبه بر ترس
➖ دوراندیشی و ریسکپذیری
➖ سالم بودن
➖ انتقادپذیری
➖ ایجاد انرژی مثبت
➖ تمایل به ارزشیابی از خود
➖ علاقه به ديگران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 نشانههایی که میگوید نباید در برخی شغلها استخدام شوید!
✍ خیلی از افراد جویای کار خصوصاً جوانان، هر پیشنهاد شغلی را قبول میکنند و کمتر در جستجوی شغلی مناسب هستند.
▪️پذیرفتن شغل نامناسب اشتباه بزرگی است که چند ماه بعد از کار کردن سبب ناامیدی و دلسردیتان میشود.
▪️نشانههای هشدار دهندهی زیادی وجود دارد که به شما کمک میکند چشمتان را باز کنید و واقعیت شغل جدید را ببینید.
▪️در ادامه ۵ نشانه را معرفی میکنیم که اگر با یکی از این نشانهها مواجه شدید، بلافاصله به آن پیشنهاد شغلی پاسخ منفی بدهید.
🔺۱ - حقوق ثابت است اما مسئولیتها هر روز بیشتر میشود.
تصور کنید در هنگام مصاحبه استخدامی، وقتی به صحبتهای مصاحبه کننده پیرامون وظایف و سِمت شغلیتان گوش میدهید، متوجه میشوید وظایف شغلی تمامی ندارد.
▫️حتی ممکن است بعدها کارهای بیشتری به شما واگذار شود که هیچ ربطی به کار اصلی ندارد.
▫️برای مثال، تصور کنید قرار است بهعنوان مدیر امور داخلی شرکت مشغول کار شوید.
▫️کارفرما میگوید هر زمان نیاز باشد باید کارهای بانکی شرکت را هم انجام دهید.
▫️این کارهای اضافه ربطی به نقش شما در شرکت ندارد و حتی حقوق اضافی هم دریافت نمیکنید.
▫️اگر فکر میکنید شغلی که به دنبال استخدام آن هستید، در بین دیگر مسئولیتها محو شده است یا نمیتوانید تمام وظایف را همزمان به انجام برسانید، بدون هیچ تردیدی این شغل را فراموش کنید.
🔺۲ - نبود فرصت مناسب برای آموزش و یادگیری
یادگیری مهارتهای شغلی بعد از این که وارد کار جدیدی شدید بسیار ارزشمند است.
▫️اگر از همان ابتدا احساس کردید در محیط کار جدید هیچ فرصتی برای پیشرفت و یادگیری وجود ندارد و تنها باید وظایفی که به شما محول شده را به انجام برسانید، کمی بیشتر تأمل کنید.
▫️ببینید آیا میتوانید چنین شغلی را بپذیرید و برای سالهای طولانی درجا بزنید.
🔺۳ - قبول شغل جدید به هر قیمتی، قدم برداشتن در مسیر اشتباه است.
برای مثال، اگر میخواهید در مهارتهای حل مسئله به پیشرفت برسید، نباید در شغلی استخدام شوید که در آن تنها کارهای فیزیکی انجام میدهید.
▫️ممکن است مصاحبه کننده در میان صحبتهای خود به عدم هماهنگی اهداف با شغل جدید اشاره کند؛ مثلاً بگوید: "از حالا باید به اطلاعت برسانم کارمندان دیگری همانند شما بودهاند که از این کار ناامید شدهاند".
▫️اگر کارفرما چنین حرفهایی را بیان کرد، بدون هیچ ابهام این پیشنهاد شغلی را رد کنید، زیرا او با اطمینان میگوید در این نقش هیچ رضایت شغلی وجود نخواهد داشت.
🔺۴ - مدام نیروی کار شرکت عوض میشود.
تعویض پی در پی نیروی کار در یک شرکت اصلاً نشانهی خوبی نیست؛ خصوصاً اگر کسب و کار تازه تأسیسی نباشد.
▫️این مسئله نشانهی ضعف مدیریت یا فرهنگ کاری اشتباه است.
🔺۵ - کارفرما توجهی به اهداف بلندمدت شغلی شما ندارد.
برای کارمندان جوان که میخواهند در زمینه شغلیشان به موفقیت برسند و پلههای ترقی را به سرعت بالا بروند، داشتن یک برنامهی بلندمدت شغلی اهمیت زیادی دارد.
▫️شاید بهتر باشد از مصاحبه کننده بپرسید "دستاوردهای این شغل را در یک سال آینده چطور ارزیابی میکنید؟".
▫️اگر او پاسخ کاملی به سؤالات شما نداد و نتوانست جایگاه شغلی را متفاوت ترسیم کند، باید بدانید این نقش به جایی نمیرسد.
➖ اگر به دنبال شغل جدیدی هستید باید تصمیمی هوشمندانه اتخاذ کنید.
➖ البته انتخاب شغل نامناسب مزیتی هم دارد؛ شغل نامناسب میتواند تجربهی خوبی در اختیارتان قرار دهد تا بدانید در آینده باید به دنبال چه شغلهایی باشید.
▫️اگر هم اکنون در یک موقعیت شغلی هستید که چندان جالب نیست، نگران نباشید و آن را یک تجربهی ارزشمند بدانید.
📚 منبع:
forbes
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ خیلی از افراد جویای کار خصوصاً جوانان، هر پیشنهاد شغلی را قبول میکنند و کمتر در جستجوی شغلی مناسب هستند.
▪️پذیرفتن شغل نامناسب اشتباه بزرگی است که چند ماه بعد از کار کردن سبب ناامیدی و دلسردیتان میشود.
▪️نشانههای هشدار دهندهی زیادی وجود دارد که به شما کمک میکند چشمتان را باز کنید و واقعیت شغل جدید را ببینید.
▪️در ادامه ۵ نشانه را معرفی میکنیم که اگر با یکی از این نشانهها مواجه شدید، بلافاصله به آن پیشنهاد شغلی پاسخ منفی بدهید.
🔺۱ - حقوق ثابت است اما مسئولیتها هر روز بیشتر میشود.
تصور کنید در هنگام مصاحبه استخدامی، وقتی به صحبتهای مصاحبه کننده پیرامون وظایف و سِمت شغلیتان گوش میدهید، متوجه میشوید وظایف شغلی تمامی ندارد.
▫️حتی ممکن است بعدها کارهای بیشتری به شما واگذار شود که هیچ ربطی به کار اصلی ندارد.
▫️برای مثال، تصور کنید قرار است بهعنوان مدیر امور داخلی شرکت مشغول کار شوید.
▫️کارفرما میگوید هر زمان نیاز باشد باید کارهای بانکی شرکت را هم انجام دهید.
▫️این کارهای اضافه ربطی به نقش شما در شرکت ندارد و حتی حقوق اضافی هم دریافت نمیکنید.
▫️اگر فکر میکنید شغلی که به دنبال استخدام آن هستید، در بین دیگر مسئولیتها محو شده است یا نمیتوانید تمام وظایف را همزمان به انجام برسانید، بدون هیچ تردیدی این شغل را فراموش کنید.
🔺۲ - نبود فرصت مناسب برای آموزش و یادگیری
یادگیری مهارتهای شغلی بعد از این که وارد کار جدیدی شدید بسیار ارزشمند است.
▫️اگر از همان ابتدا احساس کردید در محیط کار جدید هیچ فرصتی برای پیشرفت و یادگیری وجود ندارد و تنها باید وظایفی که به شما محول شده را به انجام برسانید، کمی بیشتر تأمل کنید.
▫️ببینید آیا میتوانید چنین شغلی را بپذیرید و برای سالهای طولانی درجا بزنید.
🔺۳ - قبول شغل جدید به هر قیمتی، قدم برداشتن در مسیر اشتباه است.
برای مثال، اگر میخواهید در مهارتهای حل مسئله به پیشرفت برسید، نباید در شغلی استخدام شوید که در آن تنها کارهای فیزیکی انجام میدهید.
▫️ممکن است مصاحبه کننده در میان صحبتهای خود به عدم هماهنگی اهداف با شغل جدید اشاره کند؛ مثلاً بگوید: "از حالا باید به اطلاعت برسانم کارمندان دیگری همانند شما بودهاند که از این کار ناامید شدهاند".
▫️اگر کارفرما چنین حرفهایی را بیان کرد، بدون هیچ ابهام این پیشنهاد شغلی را رد کنید، زیرا او با اطمینان میگوید در این نقش هیچ رضایت شغلی وجود نخواهد داشت.
🔺۴ - مدام نیروی کار شرکت عوض میشود.
تعویض پی در پی نیروی کار در یک شرکت اصلاً نشانهی خوبی نیست؛ خصوصاً اگر کسب و کار تازه تأسیسی نباشد.
▫️این مسئله نشانهی ضعف مدیریت یا فرهنگ کاری اشتباه است.
🔺۵ - کارفرما توجهی به اهداف بلندمدت شغلی شما ندارد.
برای کارمندان جوان که میخواهند در زمینه شغلیشان به موفقیت برسند و پلههای ترقی را به سرعت بالا بروند، داشتن یک برنامهی بلندمدت شغلی اهمیت زیادی دارد.
▫️شاید بهتر باشد از مصاحبه کننده بپرسید "دستاوردهای این شغل را در یک سال آینده چطور ارزیابی میکنید؟".
▫️اگر او پاسخ کاملی به سؤالات شما نداد و نتوانست جایگاه شغلی را متفاوت ترسیم کند، باید بدانید این نقش به جایی نمیرسد.
➖ اگر به دنبال شغل جدیدی هستید باید تصمیمی هوشمندانه اتخاذ کنید.
➖ البته انتخاب شغل نامناسب مزیتی هم دارد؛ شغل نامناسب میتواند تجربهی خوبی در اختیارتان قرار دهد تا بدانید در آینده باید به دنبال چه شغلهایی باشید.
▫️اگر هم اکنون در یک موقعیت شغلی هستید که چندان جالب نیست، نگران نباشید و آن را یک تجربهی ارزشمند بدانید.
📚 منبع:
forbes
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🌺🔰عید قربان، پرشکوهترین ایثار و زیباترین جلوهی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺🔰عید قربان، پرشکوهترین ایثار و زیباترین جلوهی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک.
🔴قربانی کنیم و نه قصابی
✍اسماعیل تو کیست؟
این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست همت و هر که هست - باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به "فرار" می خواند. آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند؛ ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، تو را بازیچه ابلیس می سازد.
در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!
... و اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییات؟ و .... من چه میدانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط میتوانم نشانی هایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف میکند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویلهای مصلحتجویانه و ... به فرار میکشاند و عشق به او کور و کرت میکند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه:
ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!
دکتر علی شریعتی
عید سعید قربان بر همه قربانی کنندگان مبارک❤️🙏💐
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴قربانی کنیم و نه قصابی
✍اسماعیل تو کیست؟
این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست همت و هر که هست - باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به "فرار" می خواند. آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند؛ ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، تو را بازیچه ابلیس می سازد.
در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!
... و اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییات؟ و .... من چه میدانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط میتوانم نشانی هایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف میکند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویلهای مصلحتجویانه و ... به فرار میکشاند و عشق به او کور و کرت میکند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه:
ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!
دکتر علی شریعتی
عید سعید قربان بر همه قربانی کنندگان مبارک❤️🙏💐
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⛔️چرا کارکنان باهوش استعفا می دهند⁉️
خیلی از مدیران موفق نیز ممکن است یک اشتباه را مرتب تکرار کنند، یکی از اشتباهات آن ها این است که اجازه می دهند نیروهای با استعداد و موفق آن ها شرکتشان را ترک کنند.یکی از هزینه های کمرشکن شرکت ها، همین ترک نیروهای مستعد و باهوش است.
از هر مدیری بپرسید آیا برای نگهداری و تربیت نیروهای مستعد و باهوش دستورکار دارند، بلافاصله جوب می دهند بله و سپس از تلاش ها و موفقیت های شرکت خود صحبت می کنند، اما واقعیت چیز دیگری است.
🔆در یک آزمایش، با تحقیق از کارمندان این نوع شرکت ها پاسخ های زیر دریافت شد:
بیش از 50% از آنها ابراز کرده اند که ارزش های آنها با کارفرمایشان متفاوت است.
بیش از 60% از آن ها گفته اند احساس نمی کنند کارهای آنها با برنامه ریزی کارفرما به نتیجه ای برسد.
بیش از 70% از آن ها گفته اند تلاش ها و استعداد های آن ها توسط کارفرما درک و قدردانی نمی شود.
⚠️نیروهای مستعد با ایده های عالی و سازنده چرا شرکت خود را ترک می کنند و دست کارفرما را در پوست گردو می گذارند⁉️
1️⃣عدم موفقیت در دنبال کردن علاقه مندی های آن ها
2️⃣شکست در به چالش کشیدن هوش و خردمندی آن ها
3️⃣استفاده نکردن از خلاقیت آن ها
4️⃣پرورش ندادن مهارت های آن ها
5️⃣فرصت ندادن به آن ها برای صحبت
6️⃣نداشتن توجه کافی به آن ها
7️⃣داشتن ضعف مدیریتی
8️⃣نادیده گرفتن تلاش های آن ها
9️⃣افزایش ندادن مسئولیت های آن ها
🔟سر قول خود نبودن
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
خیلی از مدیران موفق نیز ممکن است یک اشتباه را مرتب تکرار کنند، یکی از اشتباهات آن ها این است که اجازه می دهند نیروهای با استعداد و موفق آن ها شرکتشان را ترک کنند.یکی از هزینه های کمرشکن شرکت ها، همین ترک نیروهای مستعد و باهوش است.
از هر مدیری بپرسید آیا برای نگهداری و تربیت نیروهای مستعد و باهوش دستورکار دارند، بلافاصله جوب می دهند بله و سپس از تلاش ها و موفقیت های شرکت خود صحبت می کنند، اما واقعیت چیز دیگری است.
🔆در یک آزمایش، با تحقیق از کارمندان این نوع شرکت ها پاسخ های زیر دریافت شد:
بیش از 50% از آنها ابراز کرده اند که ارزش های آنها با کارفرمایشان متفاوت است.
بیش از 60% از آن ها گفته اند احساس نمی کنند کارهای آنها با برنامه ریزی کارفرما به نتیجه ای برسد.
بیش از 70% از آن ها گفته اند تلاش ها و استعداد های آن ها توسط کارفرما درک و قدردانی نمی شود.
⚠️نیروهای مستعد با ایده های عالی و سازنده چرا شرکت خود را ترک می کنند و دست کارفرما را در پوست گردو می گذارند⁉️
1️⃣عدم موفقیت در دنبال کردن علاقه مندی های آن ها
2️⃣شکست در به چالش کشیدن هوش و خردمندی آن ها
3️⃣استفاده نکردن از خلاقیت آن ها
4️⃣پرورش ندادن مهارت های آن ها
5️⃣فرصت ندادن به آن ها برای صحبت
6️⃣نداشتن توجه کافی به آن ها
7️⃣داشتن ضعف مدیریتی
8️⃣نادیده گرفتن تلاش های آن ها
9️⃣افزایش ندادن مسئولیت های آن ها
🔟سر قول خود نبودن
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
🔰هفت شیوه مدیریتی ضد توسعه در کشور
1️⃣- مدیران معامله گر و بی هویت:
این تیپ مدیران از همه بیشتر تحول کشور را قفل می کنند. اخلاق، جوانمردی و پایبندی به قیود انسانی هرگز در قاموس این مدیران جایگاهی ندارد. این ها را باید دلالان سیاسی و اقتصادی نامید. برای ایشان هرگز مهم نیست چه کسی در رأس کار باشد. مهم تارهای در هم تنیده ای هست که روی آن می غلطند و از منابع و مزایای دولتی و بیت المال ارتزاق می کنند. وقتی پای اصلاح طلبی در میان باشد، ژست اصلاح طلبی می گیرند و وقتی اصولگرایی روی بورس باشد، گوی سبقت را از اصولگرایان می ربایند.
پیش چشم این جماعت معامله گر، دغدغه های اخلاقی، ملی و میهنی، پیشرفت کشور، جوانمردی و وطن پرستی خندهدار ترین واژگان است. تنها دو چیز در نظر این مدیران مقدس است: ما باشیم و منافع ما برقرار باشد!
2️⃣- مدیران پاره وقت و از راه دور:
این دسته از مدیران اگر چه به اسم مدیر تام و تمام یک سازمان یا اداره هستند اما واقعیت چیز دیگری است. دو روز تدریس در دانشگاه، یک روز مشاور یک شرکت، دو روز سفر کاری! اینان سازمان خود را از راه دور اداره می کنند. این مدیران سعی می کنند سازمان را با ساعات حضور خود تنظیم کنند. گاهی از خود می پرسم در حکم کارگزینی این مدیران مگر فوق العاده مدیریت و سایر مزایا بابت «یک ماه کار تمام وقت» پرداخت نمی شود پس چگونه می پذیرند که نیمی از هفته را در محل خدمت نباشند و از این مزایا برخودار شوند؟
3️⃣- مدیران قبیله ای و عشیره ای:
این بلیه همیشگی سازمان های دولتی و اجرایی در کشور ماست. مدیری فقط همشهری های خود را به کار می گمارد و امور عشیره خود را رتق و فتق می کند. این دسته مدیران هیچ گونه درکی از نگاه ملی به مسائل ندارند. ایران و آینده کشور را در روستا و زادگاه خود می بینند. وقتی با یک ارباب رجوع یا کارمند سازمان خود مواجه می شوند که در زمره همشهریانش نیست، گویی با یک غیر ایرانی و بیگانه طرف هستند. ماحصل فامیل گرایی چیزی جز تضییع حقوق مردم و جلوگیری از شایسته سالاری نیست.
4️⃣- مدیران آکادمیک و غیر اجرایی:
این قبیل مدیران از مدیریت فقط دانش آن را به ارث برده اند. مدیران دانشگاهی اما کم توان و غیر اجرایی! به همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند.
نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آنها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند.
7️⃣- مدیران ترسو و مطیع:
مدیرانی که می بینند و میدانند نتیجه تصمیم مقام مافوق آن ها چقدر زیان بار است اما به دلیل شخصیت ضعیف و منفعل خود هرگز لب به نقد و نظر نمی گشایند.
خطر این قبیل مدیران بزدل به حدی است که امیرمؤمنان علی (ع) پرهیز از انتصاب اینها را در نامه ۵۳ نهج البلاغه به مالک اشتر متذکر شده اند. دلیل اطاعت پذیری و بله قربان گویی این مدیران یا از سر به خطر نیفتادن منافع آنهاست یا به دلیل اینکه تصور می کنند شایستگی یعنی اطاعت پذیری محض از مافوق و بی نیازی به نظرات کارشناسان.
این دسته از مدیران اتفاقاً اجازه ابراز نظر را از کارمندان و کارشناسان می گیرند. تجربه نشان داده در این قبیل سازمانها عموماً پدیده "سکوت سازمانی" و "انزوای کارشناسان" رخ می دهد.
6️⃣- مدیران انتخاباتی- تبلیغاتی:
این مدیران اساساً با هدف شرکت در انتخابات، وارد یک سازمان می شوند و تلاش میکنند محبوب دل ها شوند. تمام کارهایی که می کنند تبلیغاتی است. خوب کار می کنند که رأی بیاورند. ضرر این مدیران آن جایی است که تمام امکانات و منابع ملی در اختیار خود را ابزاری برای رسیدن به موقعیت بالاتر میپندارند. سازمان را به ستاد انتخاباتی خود تبدیل می کنند. مدیریت این ها بسیار بی ثبات، کوتاه مدت و زیان بار است.
7️⃣- مدیران هزینه ساز:
این دسته از مدیران روی خطی از هزینه کار می کنند. وقتی میزان هزینه و نتیجه اقدامات آنها را بررسی می کنیم در می یابیم اگر همین برنامه به بخش خصوصی سپرده شده بود، با هزینه بسیار کم تر و با کیفیت بالاتر انجام می شد.سالهاست در این کشور مدیران بسیاری به بهانه یک مأموریت کاری، هم حق مأموریت می گیرند هم پاداش، و هنگام بازگشت از سفر نیز از بودجه بیت المال سوغات آنچنانی به منزل می آورند و یا ولنگاری مالی که برای برگزاری یک جلسه ساده کاری با هزینه های سنگین و گزاف مانند رزرو هتل های گرانقیمت با فهرستی از هزینه های غیر ضروری و تشریفاتی همراه می شود./ مرتضی نظری- عصر ایران
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
1️⃣- مدیران معامله گر و بی هویت:
این تیپ مدیران از همه بیشتر تحول کشور را قفل می کنند. اخلاق، جوانمردی و پایبندی به قیود انسانی هرگز در قاموس این مدیران جایگاهی ندارد. این ها را باید دلالان سیاسی و اقتصادی نامید. برای ایشان هرگز مهم نیست چه کسی در رأس کار باشد. مهم تارهای در هم تنیده ای هست که روی آن می غلطند و از منابع و مزایای دولتی و بیت المال ارتزاق می کنند. وقتی پای اصلاح طلبی در میان باشد، ژست اصلاح طلبی می گیرند و وقتی اصولگرایی روی بورس باشد، گوی سبقت را از اصولگرایان می ربایند.
پیش چشم این جماعت معامله گر، دغدغه های اخلاقی، ملی و میهنی، پیشرفت کشور، جوانمردی و وطن پرستی خندهدار ترین واژگان است. تنها دو چیز در نظر این مدیران مقدس است: ما باشیم و منافع ما برقرار باشد!
2️⃣- مدیران پاره وقت و از راه دور:
این دسته از مدیران اگر چه به اسم مدیر تام و تمام یک سازمان یا اداره هستند اما واقعیت چیز دیگری است. دو روز تدریس در دانشگاه، یک روز مشاور یک شرکت، دو روز سفر کاری! اینان سازمان خود را از راه دور اداره می کنند. این مدیران سعی می کنند سازمان را با ساعات حضور خود تنظیم کنند. گاهی از خود می پرسم در حکم کارگزینی این مدیران مگر فوق العاده مدیریت و سایر مزایا بابت «یک ماه کار تمام وقت» پرداخت نمی شود پس چگونه می پذیرند که نیمی از هفته را در محل خدمت نباشند و از این مزایا برخودار شوند؟
3️⃣- مدیران قبیله ای و عشیره ای:
این بلیه همیشگی سازمان های دولتی و اجرایی در کشور ماست. مدیری فقط همشهری های خود را به کار می گمارد و امور عشیره خود را رتق و فتق می کند. این دسته مدیران هیچ گونه درکی از نگاه ملی به مسائل ندارند. ایران و آینده کشور را در روستا و زادگاه خود می بینند. وقتی با یک ارباب رجوع یا کارمند سازمان خود مواجه می شوند که در زمره همشهریانش نیست، گویی با یک غیر ایرانی و بیگانه طرف هستند. ماحصل فامیل گرایی چیزی جز تضییع حقوق مردم و جلوگیری از شایسته سالاری نیست.
4️⃣- مدیران آکادمیک و غیر اجرایی:
این قبیل مدیران از مدیریت فقط دانش آن را به ارث برده اند. مدیران دانشگاهی اما کم توان و غیر اجرایی! به همه چیز از منظر مسأله و موضوع پژوهشی نگاه می کنند. سازمان را با کلاس درس اشتباه گرفته اند.
نمی دانند که منابع، زمان و انرژی در حدی نیست که به پای افکار و آرمان های انتزاعی آنها تلف شود. این مدیران نمی دانند در کنار ارزشمندی نگاه پژوهشی به مسایل، سرعت عمل هم مهم است. این مدیران به اسم کار علمی، خواسته یا ناخواسته فرصت های طلایی توسعه را می سوزانند.
7️⃣- مدیران ترسو و مطیع:
مدیرانی که می بینند و میدانند نتیجه تصمیم مقام مافوق آن ها چقدر زیان بار است اما به دلیل شخصیت ضعیف و منفعل خود هرگز لب به نقد و نظر نمی گشایند.
خطر این قبیل مدیران بزدل به حدی است که امیرمؤمنان علی (ع) پرهیز از انتصاب اینها را در نامه ۵۳ نهج البلاغه به مالک اشتر متذکر شده اند. دلیل اطاعت پذیری و بله قربان گویی این مدیران یا از سر به خطر نیفتادن منافع آنهاست یا به دلیل اینکه تصور می کنند شایستگی یعنی اطاعت پذیری محض از مافوق و بی نیازی به نظرات کارشناسان.
این دسته از مدیران اتفاقاً اجازه ابراز نظر را از کارمندان و کارشناسان می گیرند. تجربه نشان داده در این قبیل سازمانها عموماً پدیده "سکوت سازمانی" و "انزوای کارشناسان" رخ می دهد.
6️⃣- مدیران انتخاباتی- تبلیغاتی:
این مدیران اساساً با هدف شرکت در انتخابات، وارد یک سازمان می شوند و تلاش میکنند محبوب دل ها شوند. تمام کارهایی که می کنند تبلیغاتی است. خوب کار می کنند که رأی بیاورند. ضرر این مدیران آن جایی است که تمام امکانات و منابع ملی در اختیار خود را ابزاری برای رسیدن به موقعیت بالاتر میپندارند. سازمان را به ستاد انتخاباتی خود تبدیل می کنند. مدیریت این ها بسیار بی ثبات، کوتاه مدت و زیان بار است.
7️⃣- مدیران هزینه ساز:
این دسته از مدیران روی خطی از هزینه کار می کنند. وقتی میزان هزینه و نتیجه اقدامات آنها را بررسی می کنیم در می یابیم اگر همین برنامه به بخش خصوصی سپرده شده بود، با هزینه بسیار کم تر و با کیفیت بالاتر انجام می شد.سالهاست در این کشور مدیران بسیاری به بهانه یک مأموریت کاری، هم حق مأموریت می گیرند هم پاداش، و هنگام بازگشت از سفر نیز از بودجه بیت المال سوغات آنچنانی به منزل می آورند و یا ولنگاری مالی که برای برگزاری یک جلسه ساده کاری با هزینه های سنگین و گزاف مانند رزرو هتل های گرانقیمت با فهرستی از هزینه های غیر ضروری و تشریفاتی همراه می شود./ مرتضی نظری- عصر ایران
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
📎چرا مدیران جوان کارآمد هستند؟
مدیران جوان زمانی میتوانند بهصورت مثبت و کارآمد عمل کنند که علاوه بر قبول پیشنهادات، نظرات و انتقادات، رویا و اهداف بلند پروازانه هم داشته باشند.
✅«جک زنگر» که برای مجله کسبوکار هاروارد (HBR) تحقیق و پژوهش میکند، با بررسی عملکرد سازمانها و شرکتهای موفق اقتصادی اعلام نمود که ۴۴ درصد از کارآمدترین رهبران و مدیران موفق دنیا از جوانان هستند و آنها با انجام دقیق و صحیح فعالیتها دو شاخصه «کارآمدی و اثرگذاری» را دارا هستند.
⭕️این دو شاخصه همان رمزی است که «پیتردراکر» از اساتید مدیریت به آن اشاره میکند.
✅همانگونه که «جیمیز کالینز» نویسنده و مشاور توسعه پایدار، با بررسی عوامل موفقیت و فاکتورهای متعدد اعلام نمود که مدیران موفق باید «مدیران سطح پنجمی» باشند و خصوصیات آنان نیز باید نفوذپذیری (کاریزما)، توانمندی، اعتقاد به خرد جمعی و خلاقیت بیان باشد.
🔷البته جک زنگر نیز چند ویژگی برای مدیران جوان انتخاب میکند که این ویژگیها به شرح زیر است:
۱-تمایل به تغییر و نو شدن با توجه به نوع نگرش و روحیات جوانان.
۲- داشتن رفتارهای الهامبخش و اثرگذار ازجمله دادن انرژی و انگیزه به کارمندان، ترغیب و تشویق پرسنل بجای دستور دادن و اجبار کردن.
۳-پذیرایی از بازخورد در جهت اصلاح خود و سازمان و اعتقاد به پیشنهاد و انتقاد.
۴-تمرکز بر اهداف و تلاش دائمی برای حصول به نتایج مطلوب و شایسته.
۵-تمایل به پیشرفت دائمی و مطالعه روزانه و یادگیری دانشهای متعدد و در برنامه قرار دادن خواندن مقالات و رویکردهای علمی جدید.
۶-داشتن اهداف بلندپروازانه و بزرگ یعنی همان چیزی که استاد استراتژی دنیا آقای «همر» میگوید.
💎 در تلگرام با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیران جوان زمانی میتوانند بهصورت مثبت و کارآمد عمل کنند که علاوه بر قبول پیشنهادات، نظرات و انتقادات، رویا و اهداف بلند پروازانه هم داشته باشند.
✅«جک زنگر» که برای مجله کسبوکار هاروارد (HBR) تحقیق و پژوهش میکند، با بررسی عملکرد سازمانها و شرکتهای موفق اقتصادی اعلام نمود که ۴۴ درصد از کارآمدترین رهبران و مدیران موفق دنیا از جوانان هستند و آنها با انجام دقیق و صحیح فعالیتها دو شاخصه «کارآمدی و اثرگذاری» را دارا هستند.
⭕️این دو شاخصه همان رمزی است که «پیتردراکر» از اساتید مدیریت به آن اشاره میکند.
✅همانگونه که «جیمیز کالینز» نویسنده و مشاور توسعه پایدار، با بررسی عوامل موفقیت و فاکتورهای متعدد اعلام نمود که مدیران موفق باید «مدیران سطح پنجمی» باشند و خصوصیات آنان نیز باید نفوذپذیری (کاریزما)، توانمندی، اعتقاد به خرد جمعی و خلاقیت بیان باشد.
🔷البته جک زنگر نیز چند ویژگی برای مدیران جوان انتخاب میکند که این ویژگیها به شرح زیر است:
۱-تمایل به تغییر و نو شدن با توجه به نوع نگرش و روحیات جوانان.
۲- داشتن رفتارهای الهامبخش و اثرگذار ازجمله دادن انرژی و انگیزه به کارمندان، ترغیب و تشویق پرسنل بجای دستور دادن و اجبار کردن.
۳-پذیرایی از بازخورد در جهت اصلاح خود و سازمان و اعتقاد به پیشنهاد و انتقاد.
۴-تمرکز بر اهداف و تلاش دائمی برای حصول به نتایج مطلوب و شایسته.
۵-تمایل به پیشرفت دائمی و مطالعه روزانه و یادگیری دانشهای متعدد و در برنامه قرار دادن خواندن مقالات و رویکردهای علمی جدید.
۶-داشتن اهداف بلندپروازانه و بزرگ یعنی همان چیزی که استاد استراتژی دنیا آقای «همر» میگوید.
💎 در تلگرام با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سلام عليكم؛
ضمن تبریک عيد قربان، در اين يوم الله، اغتنام فرصت كرده و نمونه اي از حج مقبول (يك در ششصد هزار نفر) در كلام شيخ فريدالدين عطار نيشابوري از عرفاي والا مرتبه سده هفتم را تقديم مي كنم. حجي كه پس از سي سال تلاش صادقانه و كار مفيد علي بن موفق مقبول درگاه حق مي شود و حج بقيه مقبول نمي افتد. حج موفق كه مي تواند در حل برخي از مشكلات كنوني كشور ( بر اثر تورم بالا و كاهش ارزش پول ملي) و كاهش فشار بر طبقه كم درامد ولي پرمشقت جامعه تاثيرگذار باشد.
ارادتمند
آرين قلي پور
۸ تیر ۱۴۰۲
نقل است که عبدالله در حرم بود. یک سال از حج فارغ شده بود. ساعتی در خواب شد. به خواب دید که دو فرشته از آسمان فرود آمدند. یکی از دیگری پرسید: امسال چند خلق آمده اند؟
یکی گفت: ششصد هزار. گفت: حج چند کس قبول کردند؟
گفت: از آن هیچکس قبول نکردند.
عبدالله گفت: چون این بشنیدم اضطرابی در من پدید آمد. این همه خلایق که از اطراف و اکناف جهان با چندین رنج و تعصب من کل فج عمیق از راههای دور آمده و بیابانها قطع کرده، این همه ضایع گردد؟
پس آن فرشته گفت: در دمشق کفشگری نام او علی بن موفق است او به حج نیامده است اما حج او قبول است و همه را بدو بخشیدند، و این جمله در کار او کردند.
چون این بشنیدم از خواب درآمدم، و گفتم: به دمشق باید شد و آن شخص را زیارت باید کرد. پس به دمشق شدم و خانه آن شخص را طلب کردم و آواز دادم. شخصی بیرون آمد. گفتم: نام تو چیست؟
گفت: علی بن موفق.
گفتم: مرا با تو سخنی است.
گفت: بگوی.
گفتم: تو چه کار کنی؟
گفت: پاره دوزی میکنم.
پس: آن واقعه با او بگفتم: گفت نام تو چیست؟
گفتم: عبدالله مبارک.
نعره ای بزد و بیفتاد و از هوش شد. چون بهوش آمد گفتم: مرا از کار خود خبر ده.
گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم. امسال قصد حج کردم تا بروم. روزی سرپوشیده ای که در خانه است حامله بود، مگر. از همسایه بوی طعامی میآمد. مرا گفت: برو و پاره ای بیار از آن طعام. من رفتم به در خانه همسایه. آن حال خبر دادم. همسایه گریستن گرفت و گفت: بدانکه سه شبانه روز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند. امروز خری مرده دیدم. بار از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد، چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد. آن سیصد و پنجاه درم برداشتم و بدو دادم. گفتم: نفقه اطفال کن که حج ما این است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ضمن تبریک عيد قربان، در اين يوم الله، اغتنام فرصت كرده و نمونه اي از حج مقبول (يك در ششصد هزار نفر) در كلام شيخ فريدالدين عطار نيشابوري از عرفاي والا مرتبه سده هفتم را تقديم مي كنم. حجي كه پس از سي سال تلاش صادقانه و كار مفيد علي بن موفق مقبول درگاه حق مي شود و حج بقيه مقبول نمي افتد. حج موفق كه مي تواند در حل برخي از مشكلات كنوني كشور ( بر اثر تورم بالا و كاهش ارزش پول ملي) و كاهش فشار بر طبقه كم درامد ولي پرمشقت جامعه تاثيرگذار باشد.
ارادتمند
آرين قلي پور
۸ تیر ۱۴۰۲
نقل است که عبدالله در حرم بود. یک سال از حج فارغ شده بود. ساعتی در خواب شد. به خواب دید که دو فرشته از آسمان فرود آمدند. یکی از دیگری پرسید: امسال چند خلق آمده اند؟
یکی گفت: ششصد هزار. گفت: حج چند کس قبول کردند؟
گفت: از آن هیچکس قبول نکردند.
عبدالله گفت: چون این بشنیدم اضطرابی در من پدید آمد. این همه خلایق که از اطراف و اکناف جهان با چندین رنج و تعصب من کل فج عمیق از راههای دور آمده و بیابانها قطع کرده، این همه ضایع گردد؟
پس آن فرشته گفت: در دمشق کفشگری نام او علی بن موفق است او به حج نیامده است اما حج او قبول است و همه را بدو بخشیدند، و این جمله در کار او کردند.
چون این بشنیدم از خواب درآمدم، و گفتم: به دمشق باید شد و آن شخص را زیارت باید کرد. پس به دمشق شدم و خانه آن شخص را طلب کردم و آواز دادم. شخصی بیرون آمد. گفتم: نام تو چیست؟
گفت: علی بن موفق.
گفتم: مرا با تو سخنی است.
گفت: بگوی.
گفتم: تو چه کار کنی؟
گفت: پاره دوزی میکنم.
پس: آن واقعه با او بگفتم: گفت نام تو چیست؟
گفتم: عبدالله مبارک.
نعره ای بزد و بیفتاد و از هوش شد. چون بهوش آمد گفتم: مرا از کار خود خبر ده.
گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم. امسال قصد حج کردم تا بروم. روزی سرپوشیده ای که در خانه است حامله بود، مگر. از همسایه بوی طعامی میآمد. مرا گفت: برو و پاره ای بیار از آن طعام. من رفتم به در خانه همسایه. آن حال خبر دادم. همسایه گریستن گرفت و گفت: بدانکه سه شبانه روز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند. امروز خری مرده دیدم. بار از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد، چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد. آن سیصد و پنجاه درم برداشتم و بدو دادم. گفتم: نفقه اطفال کن که حج ما این است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥀🍃🌼
صبور بودن عاليترين
نماد ایمان است،،،،
وخویشتن دارى
عاليترين عبادت؛
ناكامى به معنى آزمايش
است نه'شكست....
وازهمه مهمترنتیجه
توکل واعتمادبه
خداوندآرامش
درون است، شبتان
پر از آرامش الهی....
درپناه خدا
🥀🍃🌼
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
صبور بودن عاليترين
نماد ایمان است،،،،
وخویشتن دارى
عاليترين عبادت؛
ناكامى به معنى آزمايش
است نه'شكست....
وازهمه مهمترنتیجه
توکل واعتمادبه
خداوندآرامش
درون است، شبتان
پر از آرامش الهی....
درپناه خدا
🥀🍃🌼
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 سندرم یادگیری IAKI– I Already Know It (من خودم میدانم)!
بسياري مواقع وقتي میخواهید به كسي چيزي ياد بدهيد و او را از نکتهای آگاه سازيد، قبل از اينكه شروع به صحبت كنيد گوشها و چشمهایش را میبندد؛ او در دلش میگوید: «من قبلاً هم اين را میدانستم» يا به عبارت سادهتر «خودم بلدم»!
اما معمولاً اینگونه نیست! اغلب افراد به جای داشتن اطلاعاتی عمیق درباره یک موضوع، تنها چیزهایی گذرا از آن شنیدهاند. درنتیجه دچار این توهم میشوند که آن موضوع را میدانند. این مسئله در یکی از مطالعات معروف دانشگاه کرنل توسط دانینگ و جاستین کروگر هم بررسی شده است. یکی از نتایج این مطالعه که به آن اثر دانینگ- کروگر میگویند، اینگونه استدلال میکند: افراد کماطلاع معمولاً میزان آگاهی و دانش خود را بسیار بالاتر از آنچه واقعاً هست، ارزیابی میکنند.
در ادبیات فارسی بیت معروف و آموزندهای از ابو شکور بلخی داریم که میگوید: «تا بدان جا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم». بیتی که حکیم ابوعلی سینا آن را بسیار دوست میداشت و دائماً تکرارش میکرد.
مدیران باید ضمن مقابله با سندرم IAKI در از بین بردن یکی از مهمترین موانع یادگیری سازمانی کوشا باشند. نكته ديگر اينكه بسياري مواقع شاید کلیاتی از يك موضوع را بدانيم اما در لابهلای آن نكات مهم و جديدي نهفته باشد كه قبلاً آنها را نمیدانستیم. درواقع زیاد پیش میآید که فرد، دانش عمیقی درباره یک موضوع ندارد؛ اما بهواسطه ابتلا به سندرم یادگیری IAKI کانالهای اطلاعاتی جدید را بهطور ناخواسته به روی خودش میبندد.
👈 چه کسانی بیشتر مستعد ابتلا به سندرم IAKI هستند؟
سندرم IAKI بیشتر افرادی را تهدید میکند که بهتازگی فارغالتحصیل شدهاند یا زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. علاوه بر این، افرادِ برخوردار از اطلاعات عمومی بالا نیز با احتمال بیشتری به این سندرم یادگیری مبتلا میشوند. در سازمانها نیز معمولاً این مدیران میانی و تکنسینها هستند که بیشتر تحت تأثیر این مورد از موانع یادگیری سازمانی قرار میگیرند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بسياري مواقع وقتي میخواهید به كسي چيزي ياد بدهيد و او را از نکتهای آگاه سازيد، قبل از اينكه شروع به صحبت كنيد گوشها و چشمهایش را میبندد؛ او در دلش میگوید: «من قبلاً هم اين را میدانستم» يا به عبارت سادهتر «خودم بلدم»!
اما معمولاً اینگونه نیست! اغلب افراد به جای داشتن اطلاعاتی عمیق درباره یک موضوع، تنها چیزهایی گذرا از آن شنیدهاند. درنتیجه دچار این توهم میشوند که آن موضوع را میدانند. این مسئله در یکی از مطالعات معروف دانشگاه کرنل توسط دانینگ و جاستین کروگر هم بررسی شده است. یکی از نتایج این مطالعه که به آن اثر دانینگ- کروگر میگویند، اینگونه استدلال میکند: افراد کماطلاع معمولاً میزان آگاهی و دانش خود را بسیار بالاتر از آنچه واقعاً هست، ارزیابی میکنند.
در ادبیات فارسی بیت معروف و آموزندهای از ابو شکور بلخی داریم که میگوید: «تا بدان جا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم». بیتی که حکیم ابوعلی سینا آن را بسیار دوست میداشت و دائماً تکرارش میکرد.
مدیران باید ضمن مقابله با سندرم IAKI در از بین بردن یکی از مهمترین موانع یادگیری سازمانی کوشا باشند. نكته ديگر اينكه بسياري مواقع شاید کلیاتی از يك موضوع را بدانيم اما در لابهلای آن نكات مهم و جديدي نهفته باشد كه قبلاً آنها را نمیدانستیم. درواقع زیاد پیش میآید که فرد، دانش عمیقی درباره یک موضوع ندارد؛ اما بهواسطه ابتلا به سندرم یادگیری IAKI کانالهای اطلاعاتی جدید را بهطور ناخواسته به روی خودش میبندد.
👈 چه کسانی بیشتر مستعد ابتلا به سندرم IAKI هستند؟
سندرم IAKI بیشتر افرادی را تهدید میکند که بهتازگی فارغالتحصیل شدهاند یا زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذرانند. علاوه بر این، افرادِ برخوردار از اطلاعات عمومی بالا نیز با احتمال بیشتری به این سندرم یادگیری مبتلا میشوند. در سازمانها نیز معمولاً این مدیران میانی و تکنسینها هستند که بیشتر تحت تأثیر این مورد از موانع یادگیری سازمانی قرار میگیرند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕سه ویژگی زندگی غیراصیل از نظر هایدگر
🔻ویژگی اول: ما به وراجّی و یاوهگویی مبتلا شدهایم. وراجّی سخنی است که در آن خود سخن گفتن مهم است نه محتوای سخن. اینکه میگویند در شبنشینیها وراجّی میکنیم، یعنی اصلاً مهم نیست چه میگوییم، مهم این است که داریم چیزی میگوییم! به تعبیری، خود حرف زدن موضوعیت پیدا کرده است، با اینکه حرف زدن باید طریقیت داشته باشد و از طریق سخن گفتن چیزی انتقال یابد. در واقع، ما دائماً در زندگی خودمان جملهها، گزارهها و باورهایی را از دستهایی میگیریم و به دستهای دیگری انتقال میدهیم (انتقال اطلاعات ناآزموده از دیگران به من و از من به دیگران) در این صورت یاوهگویی همهی زندگی من و شما را تشکیل داده است.
💢در حقیقت ما از پدران، مادران، مربیان، افکار عمومی، رادیو، تلویزیون، مطبوعات و رسانههای جمعی چیزهایی را شنیدهایم، بعد همانطوری که شنیدهایم به دیگری انتقال میدهیم، بدون اینکه قبل از این انتقال، بررسی کنیم و ببینیم آیا این مطالب درستاند یا نادرست. گویی ما فقط و فقط دستگاهی هستیم که از سویی گیرنده چیزهایی است که شما به من میدهید و از سوی دیگر فرستندهی همان چیزها به دیگری است و من تنها در این وضعیت گیرندگی و فرستندگی به سر میبرم. هایدگر میگوید: ما، در واقع، هم در گرفتن و هم در فرستادن لذت خاصی احساس میکنیم و همین لذت باعث شده که کلّ زندگی ما دچار این حالت شود.
🔻ویژگی دوم: ما از مرحله یاوهگویی و وراجّی به مرحله سرک کشیدن، بوالفضولی و ناخنک زدن میرسیم. بوالفضولی یعنی به محض اینکه چیزی را شنیدم و وارد ذهنم شد، فوراً بگویم چه چیز دیگری دارید؟! یعنی با وجود اینکه هنوز مطلب اول را دریافت و هضم و فهم نکردهام، باز دنبال چیز جدید میگردم. از این نظر است که همهی ما به زبان حال و قال میگوییم: «تازه چه خبر؟» و یکی نیست بگوید با کهنههایش چه کردهاید که دنبال تازه میگردید؟! مگر کهنهها چه هنری برای شما داشتند که حالا باز هم طالب تازهها هستید؟ پس سرک کشیدن یعنی عاشق نو بودن. بنابراین «نوجویی» هم خصلت انسانهایی است که زندگی غیراصیل و عاریتی دارند.
🔻ویژگی سوم سردرگمی و گیجی است؛ یعنی من نمیدانم در چه جهانی به سر میبرم. مثلاً نمیدانم آیا جهان هدفدار است یا بیهدف؛ نمیدانم در جهان با خدا به سر میبرم یا بیخدا؛ نمیدانم جنگ بهتر است یا صلح؛ اما در عین حال میدانم که دربارهی هر یک از این پرسشها اقوال زیادی هست و میتوانم همه را برای شما توضیح دهم. در واقع، ما از نظر فکری تلوتلو میخوریم، چون در مورد هیچ چیز خودمان تصمیم نگرفتهایم و تنها وسیلهای برای انتقال نظریات بودهایم. به تعبیر دیگر، باورها همینطور به ما میرسند و از ما به دیگران انتقال مییابند و چون ما شهوت شنیدن و گفتن داریم، در اثر این شهوت به گیجی فرورفتهایم؛ یعنی هیچ رأی شخصی قابل دفاعی نداریم.
این تلوتلوخوردن فکری که هایدگر از آن به سرگیجه، گمگشتگی و گیجی تعبیر میکند؛ وقتی برای انسان حاصل میآید که به جای اینکه خودش با واقعیتها سر و کار پیدا کند، فقط با باورهای دیگران دربارهی واقعیت سر و کار دارد.
❗️حال اگر دقت کرده باشید میبینید این سه مرحله در همه ساحتهای زندگی وجود دارد، حتی در زندگی روزمره.
🤔مثلاً اگر من به شما بگویم: به چه دلیل باید با قاشق و چنگال غذا خورد؟ میگویید: خب، گفتهاند باید اینطوری غذا بخورید. اگر بپرسم به چه دلیل پسران باید خواستگاری دخترها بروند؟ میگویید: خب دیگه، اینطور گفتهاند! چرا آدم باید در مجلس ترحیم شرکت کند؟ خب باید رفت دیگه! مردم از جشن و شادی خوششان میآید، شما هم خوشتان میآید؟ خوشم نمیآید، ولی چون زشت است پیش مردم بگویم از جشن خوشم نمیآید طوری زندگی میکنم که گویی از جشن و شادی لذت میبرم!
▪️بنابراین خودتان نمیدانید چرا باید فلان کار را بکنید چون برای شما چیزی روشن نیست و هنوز در آن سه فرآیند به سر میبرید، و چون چیزی را که تا الان به شما گفتهاند، بدون دلیل قبول کردهاید طبعا فردا که چیز دیگری بگویند آن را هم بدون دلیل قبول میکنید، ولو خلاف چیز قبلی باشد.
▪️هایدگر در ادامه بحث خود در این باره میگوید: یکی از ویژگیهای انسانهای غیراصیل این است که چون هیچ چیزی در آنها ریشه ندارد، همه چیزشان بر اساس حدس و گمان است.
💭 مصطفی_ملکیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔻ویژگی اول: ما به وراجّی و یاوهگویی مبتلا شدهایم. وراجّی سخنی است که در آن خود سخن گفتن مهم است نه محتوای سخن. اینکه میگویند در شبنشینیها وراجّی میکنیم، یعنی اصلاً مهم نیست چه میگوییم، مهم این است که داریم چیزی میگوییم! به تعبیری، خود حرف زدن موضوعیت پیدا کرده است، با اینکه حرف زدن باید طریقیت داشته باشد و از طریق سخن گفتن چیزی انتقال یابد. در واقع، ما دائماً در زندگی خودمان جملهها، گزارهها و باورهایی را از دستهایی میگیریم و به دستهای دیگری انتقال میدهیم (انتقال اطلاعات ناآزموده از دیگران به من و از من به دیگران) در این صورت یاوهگویی همهی زندگی من و شما را تشکیل داده است.
💢در حقیقت ما از پدران، مادران، مربیان، افکار عمومی، رادیو، تلویزیون، مطبوعات و رسانههای جمعی چیزهایی را شنیدهایم، بعد همانطوری که شنیدهایم به دیگری انتقال میدهیم، بدون اینکه قبل از این انتقال، بررسی کنیم و ببینیم آیا این مطالب درستاند یا نادرست. گویی ما فقط و فقط دستگاهی هستیم که از سویی گیرنده چیزهایی است که شما به من میدهید و از سوی دیگر فرستندهی همان چیزها به دیگری است و من تنها در این وضعیت گیرندگی و فرستندگی به سر میبرم. هایدگر میگوید: ما، در واقع، هم در گرفتن و هم در فرستادن لذت خاصی احساس میکنیم و همین لذت باعث شده که کلّ زندگی ما دچار این حالت شود.
🔻ویژگی دوم: ما از مرحله یاوهگویی و وراجّی به مرحله سرک کشیدن، بوالفضولی و ناخنک زدن میرسیم. بوالفضولی یعنی به محض اینکه چیزی را شنیدم و وارد ذهنم شد، فوراً بگویم چه چیز دیگری دارید؟! یعنی با وجود اینکه هنوز مطلب اول را دریافت و هضم و فهم نکردهام، باز دنبال چیز جدید میگردم. از این نظر است که همهی ما به زبان حال و قال میگوییم: «تازه چه خبر؟» و یکی نیست بگوید با کهنههایش چه کردهاید که دنبال تازه میگردید؟! مگر کهنهها چه هنری برای شما داشتند که حالا باز هم طالب تازهها هستید؟ پس سرک کشیدن یعنی عاشق نو بودن. بنابراین «نوجویی» هم خصلت انسانهایی است که زندگی غیراصیل و عاریتی دارند.
🔻ویژگی سوم سردرگمی و گیجی است؛ یعنی من نمیدانم در چه جهانی به سر میبرم. مثلاً نمیدانم آیا جهان هدفدار است یا بیهدف؛ نمیدانم در جهان با خدا به سر میبرم یا بیخدا؛ نمیدانم جنگ بهتر است یا صلح؛ اما در عین حال میدانم که دربارهی هر یک از این پرسشها اقوال زیادی هست و میتوانم همه را برای شما توضیح دهم. در واقع، ما از نظر فکری تلوتلو میخوریم، چون در مورد هیچ چیز خودمان تصمیم نگرفتهایم و تنها وسیلهای برای انتقال نظریات بودهایم. به تعبیر دیگر، باورها همینطور به ما میرسند و از ما به دیگران انتقال مییابند و چون ما شهوت شنیدن و گفتن داریم، در اثر این شهوت به گیجی فرورفتهایم؛ یعنی هیچ رأی شخصی قابل دفاعی نداریم.
این تلوتلوخوردن فکری که هایدگر از آن به سرگیجه، گمگشتگی و گیجی تعبیر میکند؛ وقتی برای انسان حاصل میآید که به جای اینکه خودش با واقعیتها سر و کار پیدا کند، فقط با باورهای دیگران دربارهی واقعیت سر و کار دارد.
❗️حال اگر دقت کرده باشید میبینید این سه مرحله در همه ساحتهای زندگی وجود دارد، حتی در زندگی روزمره.
🤔مثلاً اگر من به شما بگویم: به چه دلیل باید با قاشق و چنگال غذا خورد؟ میگویید: خب، گفتهاند باید اینطوری غذا بخورید. اگر بپرسم به چه دلیل پسران باید خواستگاری دخترها بروند؟ میگویید: خب دیگه، اینطور گفتهاند! چرا آدم باید در مجلس ترحیم شرکت کند؟ خب باید رفت دیگه! مردم از جشن و شادی خوششان میآید، شما هم خوشتان میآید؟ خوشم نمیآید، ولی چون زشت است پیش مردم بگویم از جشن خوشم نمیآید طوری زندگی میکنم که گویی از جشن و شادی لذت میبرم!
▪️بنابراین خودتان نمیدانید چرا باید فلان کار را بکنید چون برای شما چیزی روشن نیست و هنوز در آن سه فرآیند به سر میبرید، و چون چیزی را که تا الان به شما گفتهاند، بدون دلیل قبول کردهاید طبعا فردا که چیز دیگری بگویند آن را هم بدون دلیل قبول میکنید، ولو خلاف چیز قبلی باشد.
▪️هایدگر در ادامه بحث خود در این باره میگوید: یکی از ویژگیهای انسانهای غیراصیل این است که چون هیچ چیزی در آنها ریشه ندارد، همه چیزشان بر اساس حدس و گمان است.
💭 مصطفی_ملکیان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌺زیبایی انسانیت ...
ارزش آدمیان به لبخندی که بر لب مینشانند
و به احساس خوبی که بر جا می نهند
و به دردی که از یکدیگر میکاهند،
می ارزند !!!
و ما بودنشان را می خواهیم
چون وجودشان زمین را زیباتر می کند…
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ارزش آدمیان به لبخندی که بر لب مینشانند
و به احساس خوبی که بر جا می نهند
و به دردی که از یکدیگر میکاهند،
می ارزند !!!
و ما بودنشان را می خواهیم
چون وجودشان زمین را زیباتر می کند…
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌹🌷*دو تعبیر زیبا از انسانیت*
✅*1_ تعبیر اول :*
*▪️ميگويند :👇*
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺩش را ﺑﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﯼ برساند
ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ در آن جلسه
ﺍﺯ ﺣﻖ ﻣﻠﺘﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ كند
ﺩﯾﺮ به ايستگاه راه آهن رسيد
ﻭ ﻗﻄﺎﺭ شروع به ﺣﺮﮐﺖ کرده ﺑﻮﺩ
گاندى ﻣﺠﺒﻮﺭشد
كه به ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﺪﻭد
و ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻪ ﻗﻄﺎﺭ رسيد
ﻭلى هنگام ﺳﻮﺍﺭ شدن
ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﺶ
ﺍﺯ پايش ﺩﺭ آمد
ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﯾﻞ افتاد
گاندى سريع ﻟﻨﮕﻪ ديگر كفش ﺭا
از پاي درآورده و به سمت
لنگه جا مانده پرتاب نمود
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ رسيد
و ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻠﺴﻪ شد
ﺗﻤﺎﻡ ﺣﻀﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ
ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ خنديدند
ﯾﮑﯽ از ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﻬﺎ گفت :
ﺁﻗﺎﯼ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﮐﻮ ؟؟؟
ﻧﮑﻨد قصد داريد ﺑﺎ ﭘﺎﯼﺑﺮﻫﻨﻪ
ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ملت خود ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﯿﺪ !!!!!
ﻣﺠﺪﺩﺍ ﻫﻤﻪ حضار
خنده ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ
ﮔﺎﻧﺪﯼ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺁﺭﺍﻡ
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﻟﺐ
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ
ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮔﻔﺖ :
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﺎﺧﯿﺮ
ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪﻡ
ﺗﺎ خود را به اﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮسانم
ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﺁﻣد
ﻭ ﻣﻦ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﻟﻨﮕﻪ ﺭﺍ
ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ
ﻟﻨﮕﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﭘﯿﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﻪ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ !
ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭﯼ ﺳﺎﻟﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺖ
ﺁﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﮔﺎﻫﯽ، «ﺧﺪﺍوند» !!!!!
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ «ﺩﺳﺖ ﺗﻮ»
«ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ»
ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ «ﺩﺳﺘﯽ» ﺭﺍ
ﺑﻪ « ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ»
ﺑﺪﺍﻥ که : «ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺕ»
دﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ..
✅*2_ تعبیر دوم :*
▪️دکتر ویکتور فرانکل ؛ تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس در لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند ، او در نامهای خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه مینویسد:
چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند ، من اتاقهای گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی میشدند.
من پزشكان ماهری را ديدم كه کودکـانی معصوم و بی گناه را به راحتی مسموم میكردند.
من پرستارانی کاربلد را دیدم که انسانها را با تزریق یک آمپول به قتل میرسانند.
من فارغ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که میتوانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند.
و مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد.
از شما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت دانشآموزانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس از آنها *( « یک انسان » )* بسازید ، تا روزی تبدیل به جانوران روانی دانشمند نشوند.
پزشک یا مهندس شدن کار چندان دشواری نيست و هر کسی میتواند با چند سال تلاش به آن برسد اما به دانشآموزان خود بیاموزید که بهترین و بزرگترين ثروت هر کدام از آنها "
*👌فقط انسانیت" است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست...!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅*1_ تعبیر اول :*
*▪️ميگويند :👇*
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺩش را ﺑﻪ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﯼ برساند
ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ در آن جلسه
ﺍﺯ ﺣﻖ ﻣﻠﺘﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ كند
ﺩﯾﺮ به ايستگاه راه آهن رسيد
ﻭ ﻗﻄﺎﺭ شروع به ﺣﺮﮐﺖ کرده ﺑﻮﺩ
گاندى ﻣﺠﺒﻮﺭشد
كه به ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﺑﺪﻭد
و ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻪ ﻗﻄﺎﺭ رسيد
ﻭلى هنگام ﺳﻮﺍﺭ شدن
ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﺶ
ﺍﺯ پايش ﺩﺭ آمد
ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﯾﻞ افتاد
گاندى سريع ﻟﻨﮕﻪ ديگر كفش ﺭا
از پاي درآورده و به سمت
لنگه جا مانده پرتاب نمود
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ رسيد
و ﻭﺍﺭﺩ ﺟﻠﺴﻪ شد
ﺗﻤﺎﻡ ﺣﻀﺎﺭ ﺑﻪ ﮔﺎﻧﺪﯼ
ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ خنديدند
ﯾﮑﯽ از ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﻬﺎ گفت :
ﺁﻗﺎﯼ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﮐﻮ ؟؟؟
ﻧﮑﻨد قصد داريد ﺑﺎ ﭘﺎﯼﺑﺮﻫﻨﻪ
ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ملت خود ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﯿﺪ !!!!!
ﻣﺠﺪﺩﺍ ﻫﻤﻪ حضار
خنده ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ
ﮔﺎﻧﺪﯼ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺁﺭﺍﻡ
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﻟﺐ
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ
ﮔﺎﻧﺪﯼ ﮔﻔﺖ :
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﺎﺧﯿﺮ
ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪﻡ
ﺗﺎ خود را به اﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮسانم
ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ ﮐﻔﺸﻢ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﺁﻣد
ﻭ ﻣﻦ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﻟﻨﮕﻪ ﺭﺍ
ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ
ﻟﻨﮕﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﭘﯿﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﯾﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﻪ ﯾﮏ ﻟﻨﮕﻪ !
ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭﯼ ﺳﺎﻟﻦ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺖ
ﺁﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ
ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ
ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﮔﺎﻫﯽ، «ﺧﺪﺍوند» !!!!!
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ «ﺩﺳﺖ ﺗﻮ»
«ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ»
ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭﻗﺘﯽ «ﺩﺳﺘﯽ» ﺭﺍ
ﺑﻪ « ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ»
ﺑﺪﺍﻥ که : «ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺕ»
دﺭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ..
✅*2_ تعبیر دوم :*
▪️دکتر ویکتور فرانکل ؛ تنها کسی بود که موفق شد از زندان آشويتس در لهستان معروف به قتلگاه آدم سوزی فرار کند ، او در نامهای خطاب به معلمان سراسر جهان برای تمام تاریخ اینگونه مینویسد:
چشمان من چیزهایی دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند ، من اتاقهای گازی را ديدم كه توسط بهترين مهندسين طراحی میشدند.
من پزشكان ماهری را ديدم كه کودکـانی معصوم و بی گناه را به راحتی مسموم میكردند.
من پرستارانی کاربلد را دیدم که انسانها را با تزریق یک آمپول به قتل میرسانند.
من فارغ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که میتوانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند.
و مجموع این دلایل مرا به آموزش مَشکوک کرد.
از شما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت دانشآموزانتان به عنوان یک دکتر یا یک مهندس از آنها *( « یک انسان » )* بسازید ، تا روزی تبدیل به جانوران روانی دانشمند نشوند.
پزشک یا مهندس شدن کار چندان دشواری نيست و هر کسی میتواند با چند سال تلاش به آن برسد اما به دانشآموزان خود بیاموزید که بهترین و بزرگترين ثروت هر کدام از آنها "
*👌فقط انسانیت" است كه با هيچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقايسه نيست...!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝تعهد یا تخصص/
توضیحی چندباره درمورد مباحث ساده علم مدیریت در قرن ۲۱
✍محمد فاضلی
♈️یکی از مباحثی که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ مطرح شد و تا به امروز هم تداوم یافته، رابطه تعهد و تخصص است. این موضوع با نظام گزینش کارکنان، در تار و پود نظام اداری تابیده شد. صورت متفاوتی از مسأله نیز با اسم و رسم دیگری در کارکرد شورای نگهبان و نظارت بر نامزدهای ورود به عرصه انتخابات ظهور کرده است. نظام گزینش و نظارت شورای نگهبان هر دو در نهایت مدعی برگزیدن متعهدان و راه بستن بر غیرمتعهدان هستند. عاقبت این رویکرد نیز عیان شده است.
♈️ پیتر اوانز، جامعهشناس توسعه، نکتهای را در همین مورد ذکر میکند که برای بررسی شرایط ایران بسیار راهگشا و روشنگر است. اوانز در بررسی تجربه توسعه صنعت فناوری اطلاعات (IT) در کره جنوبی، برزیل و هندوستان، نشان میدهد (اینجا) که: سطح تخصص بالای بوروکراتهای دولتی مسئول برنامهریزی توسعه فناوری اطلاعات در این سه کشور، سبب تعهد آنها به توسعه ملی و ارتقای فناوری اطلاعات در سه کشور شده بود.
♈️ نکته بسیار روشنگر اوانز این است که: آدمهای متخصص، وقتی در دولت قرار میگیرند، و وقتی به اندازه کافی ملیگرا هستند، آمال و آرزوهایی برای توسعه ملی، و آرزوهایی برای پیشبرد پروژههای تخصصی خود دارند. این آدمهای متخصص را، اجرا کردن آن پروژههای تخصصی ارضا میکند نه دست یافتن به منافع مادی و اهداف حقیر.
♈️ آدمهای متخصص که با شایستگی به جایگاه در دولت رسیده باشند، حرفی برای گفتن، طرح و ایدهای برای دنبال کردن، و سرمایه فکری و شأنی دارند که حتی در صورت خارج شدن از دولت نیز آسیب نمیبیند. همه وجودشان به دولت گره نخورده، بلکه دولت برای آنها ابزار و مسیری است که از طریق آن، رسیدن به اهداف تخصصی و ملیگرایانه خود را دنبال کنند.
♈️ اما آدمهای غیرمتخصص که با زد و بند سیاسی، تعلق به دستگاهی ایدئولوژیک یا روابط غیرتخصصی در دستگاه دولت جا گرفتهاند، از درون تهی هستند، شأنی بیرون از دولت و هدفی تخصصی برای دنبال کردن ندارند. تزلزل و ترس آمیخته با وجود آنهاست. دائم دنبال ارتقای سیاسی و یک پله بالاتر رفتن هستند تا جایگاه سستشان که ناشی از فقدان تخصص و قوت درونی است، با قدرت سیاسی و جایگاههای بالاتر جبران شود.
♈️ این آدمهای غیرمتخصص، متعهد هستند، اما نه به کاری که بر آن گمارده شدهاند؛ هدفی دارند اما نه در راستای عرصه تخصصیشان؛ و حتی وقتی نیات خیری دارند، از پس محقق کردن آنها برنمیآیند.
♈️ اوانز نشان میدهد بوروکراتهای متخصص هندی حتی در محیط بوروکراسی پرفساد هند، از سالمترینها بودند؛ و بوروکراتهای متخصص برزیلی، نقشی بزرگ در توسعه صنعت فناوری اطلاعات برزیل ایفا کردند. بوروکراتهای متخصص کرهای هم در همکاری با بخش خصوصی، کره را به جایگاه فعلی رساندند. آنها بهواسطه متخصص بودن، بالاترین سطح از تعهد به توسعه ملی را بروز دادند.
♈️بازخوانی تاریخ معاصر ایران از زاویه نگاهی که پیتر اوانز شرح میکند، میتواند این گونه باشد: اولویت دادن تعهد بر تخصص و دنبال متعهدِ متخصص گشتن، کار عبثی است. تعهد مؤثر و مفید داشتن از متخصص بودن شروع میشود. تخصص است که موضوعی برای تعهد خلق میکند. متخصص غیرمتعهد البته ممکن است؛ اما متعهد غیرمتخصص، اگر هم ممکن باشد، به درد نمیخورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
توضیحی چندباره درمورد مباحث ساده علم مدیریت در قرن ۲۱
✍محمد فاضلی
♈️یکی از مباحثی که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ مطرح شد و تا به امروز هم تداوم یافته، رابطه تعهد و تخصص است. این موضوع با نظام گزینش کارکنان، در تار و پود نظام اداری تابیده شد. صورت متفاوتی از مسأله نیز با اسم و رسم دیگری در کارکرد شورای نگهبان و نظارت بر نامزدهای ورود به عرصه انتخابات ظهور کرده است. نظام گزینش و نظارت شورای نگهبان هر دو در نهایت مدعی برگزیدن متعهدان و راه بستن بر غیرمتعهدان هستند. عاقبت این رویکرد نیز عیان شده است.
♈️ پیتر اوانز، جامعهشناس توسعه، نکتهای را در همین مورد ذکر میکند که برای بررسی شرایط ایران بسیار راهگشا و روشنگر است. اوانز در بررسی تجربه توسعه صنعت فناوری اطلاعات (IT) در کره جنوبی، برزیل و هندوستان، نشان میدهد (اینجا) که: سطح تخصص بالای بوروکراتهای دولتی مسئول برنامهریزی توسعه فناوری اطلاعات در این سه کشور، سبب تعهد آنها به توسعه ملی و ارتقای فناوری اطلاعات در سه کشور شده بود.
♈️ نکته بسیار روشنگر اوانز این است که: آدمهای متخصص، وقتی در دولت قرار میگیرند، و وقتی به اندازه کافی ملیگرا هستند، آمال و آرزوهایی برای توسعه ملی، و آرزوهایی برای پیشبرد پروژههای تخصصی خود دارند. این آدمهای متخصص را، اجرا کردن آن پروژههای تخصصی ارضا میکند نه دست یافتن به منافع مادی و اهداف حقیر.
♈️ آدمهای متخصص که با شایستگی به جایگاه در دولت رسیده باشند، حرفی برای گفتن، طرح و ایدهای برای دنبال کردن، و سرمایه فکری و شأنی دارند که حتی در صورت خارج شدن از دولت نیز آسیب نمیبیند. همه وجودشان به دولت گره نخورده، بلکه دولت برای آنها ابزار و مسیری است که از طریق آن، رسیدن به اهداف تخصصی و ملیگرایانه خود را دنبال کنند.
♈️ اما آدمهای غیرمتخصص که با زد و بند سیاسی، تعلق به دستگاهی ایدئولوژیک یا روابط غیرتخصصی در دستگاه دولت جا گرفتهاند، از درون تهی هستند، شأنی بیرون از دولت و هدفی تخصصی برای دنبال کردن ندارند. تزلزل و ترس آمیخته با وجود آنهاست. دائم دنبال ارتقای سیاسی و یک پله بالاتر رفتن هستند تا جایگاه سستشان که ناشی از فقدان تخصص و قوت درونی است، با قدرت سیاسی و جایگاههای بالاتر جبران شود.
♈️ این آدمهای غیرمتخصص، متعهد هستند، اما نه به کاری که بر آن گمارده شدهاند؛ هدفی دارند اما نه در راستای عرصه تخصصیشان؛ و حتی وقتی نیات خیری دارند، از پس محقق کردن آنها برنمیآیند.
♈️ اوانز نشان میدهد بوروکراتهای متخصص هندی حتی در محیط بوروکراسی پرفساد هند، از سالمترینها بودند؛ و بوروکراتهای متخصص برزیلی، نقشی بزرگ در توسعه صنعت فناوری اطلاعات برزیل ایفا کردند. بوروکراتهای متخصص کرهای هم در همکاری با بخش خصوصی، کره را به جایگاه فعلی رساندند. آنها بهواسطه متخصص بودن، بالاترین سطح از تعهد به توسعه ملی را بروز دادند.
♈️بازخوانی تاریخ معاصر ایران از زاویه نگاهی که پیتر اوانز شرح میکند، میتواند این گونه باشد: اولویت دادن تعهد بر تخصص و دنبال متعهدِ متخصص گشتن، کار عبثی است. تعهد مؤثر و مفید داشتن از متخصص بودن شروع میشود. تخصص است که موضوعی برای تعهد خلق میکند. متخصص غیرمتعهد البته ممکن است؛ اما متعهد غیرمتخصص، اگر هم ممکن باشد، به درد نمیخورد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers