(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
💢 ویژگی های مدیران برتر از نگاه گوگل

📌شش ویژگی که گوگل اعتقاد دارد بهترین مدیران را خواهد ساخت به شرح زیر است:

1⃣ مربی خوبی باشید: یا به کارمندانتان اهمیت می‌دهید یا نمی‌دهید؛ حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت می‌دهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندانتان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند.
این اولین ۵۰درصد از یک مربی خوب بودن است. ۵۰ درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیل‌کننده هستید نه یک حل‌کننده مساله.
سوالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید.

2⃣گروه را تقویت کنید و مدیریت ذره‌بینی نداشته باشید: قطعاً هیچ‌کس دوست ندارد به‌صورت ذره‌بینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد، نشان می‌دهد کارمندانی که توانمند شده‌اند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش می‌یابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه می‌شود.

3⃣یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت می‌دهید: کامیابی فردی معمولاً نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از این که عضوی از یک گروه برنده باشند لذت می‌برند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آن ها اهمیت می‌دهند واکنش‌های مثبت نشان می‌دهند.

4⃣ سازنده و نتیجه‌گرا باشید: بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آنها را در اختیارشان قرار دهید.

5⃣ارتباط دهنده خوبی باشید، گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید: بزرگ‌ترین مشکل در ارتباطات این است که به راحتی شکل نمی‌گیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایه‌گذاری کنید و برای گوش دادن وقت بگذارید.

6⃣ استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید: اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشم‌انداز و استراتژی کنید، نه این که آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد می‌کند و دومی تبعیت.

📍لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفت‌وگو با نیویورک تایمز می‌گوید: بعد از اجرای این پروژه، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند.

📚منبع: دنیای اقتصاد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💢کوه یخ بی‌اطلاعی

✅مدل کوه یخ یکی از ابزارهای تفکر سیستمی مهمی است که بر مدل‌های ذهنی متمرکز است. به عبارت دیگر، تفکر سیستمی شامل مجموعه‌ای از مفاهیم و ابزارهایی است که بر روابطی که هر سیستمی را تشکیل می‌دهند، تمرکز می‌کند.

نظریه کوه یخ بی اطلاعی می‌گویند: اطلاعاتی که ما مشاهده می‌کنیم، فقط بخشی از حقایق را شامل می‌شوند و در بسیاری از مواقع قسمت مهم آن مانند کوه یخ زیر آب است.

ممکن است با این نظریه آشنا باشیم. اما خیلی اوقات که با یک پدیده جدید مواجه می‌شویم، فراموش می‌کنیم از خودمان ۲ سوال مهم بپرسیم:

۱- آیا چیزی که در حال مشاهده‌اش هستم کل داستان است یا فقط نوک کوه یخ است؟
۲- برای دیدن بخش زیر آب باید چه کنم

📌اصطلاح «کوه یخ بی‌اطلاعی» را نخستین بار محققی به نام سیدنی یوشیدا بعد از مطالعه‌ای که در سال 1989 انجام داد، مطرح کرد.

📍نتایج این مطالعه نشان داد:
🔹مدیران ارشد تنها نسبت به 4 درصد مشکلات سازمان آگاهی دارند.
🔹مدیران میانی تنها نسبت به 9 درصد مشکلات سازمان آگاهی دارند.
🔹سرپرستان از 74 درصد مشکلات اطلاع دارند.
و
🔹کارکنان خط مقدم، از تمامی مشکلات اطلاع داشته و نسبت به آن ها آگاه هستند.
روش کوه یخی یک رویکرد سیستمی و کاربردی در حل خلاق مسائل است كه طبق آن، تحليل يك مسئله شامل چهار مرحله یا لایه اصلی است.
این رویکرد بیان می دارد که مشکلات ما عموما به مثابه یک کوه یخی می باشند که ما تنها ده درصد آنها را مشاهده می کنیم و مابقی آن از دید ما پنهان است.

✅ چهار سطح روش کوه یخ بی اطلاعی ؛

اولین سطح از بررسی مسئله يعني لايه اول كوه يخي، بررسي و ثبت وقايع و رخدادهاي قابل مشاهده است كه در هنگام بروز یک مشکل مشهود هستند.

در سطح دوم در واقع، لایه دوم کوه یخی بررسی الگوهای رفتاری مسئله و سوابق آن در گذشته است.

در سطح سوم از تحلیل مسئله به روش کوه یخی، بررسی ساختارهای مسئله و توجه به مجموعه علت و معلول‌هايي مطرح است كه بر يكديگر اثر گذاشته و مشكل را ايجاد كرده‌اند.

در لايه چهارم و آخرین لایه از روش کوه یخی این نکته مورد توجه قرار می‌گیرد که ساختارهای مسئله چگونه شکل گرفته‌اند، بررسی‌ها نشان دهنده‌ی این مطلب هستند که ذهنیات افراد باعث به وجود آمدن ساختارهای مسائل می‌شوند و اساسا ساختارها بر اساس تصمیمات انسانی شکل می‌گیرند.

پس حل ريشه‌اي مشكل را بايد در ذهنيات افراد مرتبط و درگیر با آن جستجو کرد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰۵ روش کارآمد و ساده برای افزایش انگیزه کارکنان

دنیا پر از کارمندانی است که جز دریافت حقوق، انگیزه‌ای برای کار کردن ندارند. این بی‌انگیزگی دلایل مختلفی از عدم امید به پیشرفت تا نادیده گرفتن تلاش‌ها و احساس عدم حمایت از سوی سازمان دارد، اما در نهایت همه آنها به کاهش بازدهی پرسنل و کل مجموعه منجر می‌شوند.

بر اساس مطالعه‌ای از موسسه «دیل کارنگی» کمتر از ۲۵ درصد از کارکنان شاغل در پست‌های غیرمدیریتی انگیزه کافی برای تلاش دارند. این واقعیت مخرب، شرکت‌ها را از دستیابی به پتانسیل کامل باز می‌دارد.
اما در ادامه به ۵ راهکار ساده اشاره شده که از طریق آنها می‌توان غول انگیزه را درون کارکنان بیدار کرد.

ارتباط بهتری با کارکنان برقرار کنید

اهمیت برقراری ارتباط سازنده با پرسنل اغلب نادیده گرفته می‌شود اما نه تنها باید با آنها ارتباط چهره به چهره داشته باشید، بلکه این اتفاق باید به صورت مکرر انجام شود. کارکنان شما باید با گوشت و پوست خود مورد احترام و ارزشمند بودن را حس کنند و اینکار راهی جز برقراری ارتباط فردی با آنها ندارد.

یک الگو باشید

تا زمانی که کارکنان حس سختکوشی و تلاش برای رسیدن به اهداف را در شما نبینند، در این راه قدم نخواهند گذاشت. از طرف دیگر آنها به محض مشاهده هیجان پیشرفت در شما، خود هم برانگیخته خواهند شد.

به آنها قدرت تصمیم گیری بدهید

بسیاری از کارکنان ایده‌هایی را برای انجام بهتر در سر دارند اما تا زمانی که از آنها نخواهید احتمالا آنها را برایتان مطرح نخواهند کرد. همچنین از دخالت در ریزترین جزییات کارها خودداری کرده و در برخی موارد، مثل ارائه خدمات اضافه به مشتری قدرت تصمیم گیری را به خود آنها تفویض کنید.

فرصت پیشرفت را فراهم کنید

اگر پرسنل بدانند در ازای رسیدن به نقطه‌ای خاص، فرصت پیشرفت برایشان فراهم است، از جان مایه خواهند گذاشت. با فراهم کردن امکان شرکت در دوره‌های آموزشی و فراگرفتن مهارت‌‌های جدید به کارکنان انگیزه بدهید. این کار علاوه بر انگیزه بخشی به کارکنان، شرکت یا سازمان شما را هم به عنوان محلی ایده‌آل برای اشتغال معرفی خواهد کرد.

مشوق در نظر بگیرید

مشوق‌ها فارغ از ارزش مادی همیشه یکی از بهترین راه‌ها برای انگیزه بخشی هستند. اینکار را می‌توانید با ارائه اضافه حقوق، مرخصی تشویقی، اهدای کارت هدیه، بلیط سینما یا دیگر موارد نه چندان پر هزینه انجام داده و ارزشمند بودنِ تلاش کارکنان را ثابت کنید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
💢چطور یک رهبر و مدیر قاطع باشیم؟

در طول دوره کاری حرفه‌ای‌تون تا الان چند نفر مدیر و رهبر رو دیدین که زورگو و سختگیر باشن؟ چند نفرشون رو دیدین که آسون‌گیر و تحت تاثیر باشن؟

♦️قاطع بودن یک خصیصه مشترک بین تمام رهبران تاثیرگذار هست. رهبران قاطع قبل از هرچیزی نگرش “ما می‌توانیم برنده شویم” دارن  و عقاید و احساساتشون رو به‌ طور صادقانه به اشتراک می‌گذارن. در عین حال، به تمام اعضای تیم احترام گذاشته می‌شه و وقتی که مشکلی پیش میاد، اونها به دنبال راه‌ حل می‌گردن.

♨️رهبران قاطع قادر هستن که اعتماد به نفسشون رو بسازن. شما به عنوان یک رهبر قاطه به حرف اعضای تیمتون گوش می‌دین، و  اونها هم انتظارات شما رو می‌دونن و همین مورد بهتون کمک می‌کنه که بتونین بعضی اعضای پرخاشگر و سلطه‌جو در تیمتون رو کنترل کنین.

💯اما این به این معنی نیست که شما باید در کل مدت با اعضای تیم بصورت قاطعانه برخورد کنین. اینکه بدونین در چه زمانی قاطعیت به خرج بدید و در چه زمانی کوتاه بیاین یکی از چیزهاییه که باید در مورد قاطعیت در رهبری در موردش آگاهی داشته باشین

✔️حقیقت اینه که هم سخت‌گیری بیش از حد و هم آسون‌گیری زیاد از حد برای یک رهبر خوب نیست. رهبرانی که چنین ویژگی‌های شخصیتی‌ای رو داشته باشند از حمایت تیمشون برخوردار نیستند. در عوض، موثر‌ترین رهبران از عنصر قاطعیت برای انگیزه‌دهی به تیم و کنترل کردن شرایط بحرانی به طرزی کارآمد  استفاده می‌کنن.

✅اما قاطعیت دقیقا به چه معناست و چه موقع باید در برابر تیمتون ازش استفاده کنین؟
برای درک بهتر مفهموم قاطعیت باید اول خیلی سریع چهار الگوی رفتاری که روزانه باهاشون سروکار دارین رو بررسی کنیم.

🔷منفعل:
افرادی که از تعارضات و تضاد‌ها اجتناب میکنن، ازشون استفاده می‌شه و اغلب به خاطر مسائل پیش اومده عذرخواهی می‌کنن.

🔷پرخاشگر:
بسیاری از افراد کسانی رو که رفتار تهاجمی دارن رو افرادی همیشه حق به جانب و سریع الانتقاد از دیگران می‌دونن و همچنین کسانی هستن که عقاید دیگران رو تحقیر می‌کنن.

🔷منفعل-پرخاشگر:
علی رغم اینکه از برخورد اجتناب می‌کنن، در عین حال می‌تونن دیگران رو بازی بدن و تلاش می‌کنن روی بقیه سلطه پیدا کنن.

🔷قاطع:
این یک رفتار مناسب و متعادل و چیزی بین منفعل و پرخاشگر هست. افراد قاطع احساسات و عقایدشون رو کاملا بیان می‌کنن اما به دنبال یک الگوی برد-برد هستن. 

طبق تحقیقات موسسه مایو کلینیک، قاطعانه برخورد کردن هسته‌ی اصلی مهارت‌های ارتباطی هست و به این معنیه که شما دیدگاه‌هاتون رو شفاف و بی پرده بیان کنین و ازش دفاع کنین، و در عین حال به حقوق و عقاید دیگران هم احترام بگذارین. قاطع بودن خودباوری رو افزایش، و استرس رو کاهش می‌ده و می‌تونین مطمئن باشین که با درپیش گرفتن قاطعیت افراد به وضوح منظور شما رو متوجه می‌شن.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📝ده تفاوت میان سنگاپور و ایران در مسیر توسعه یافتگی

✍ مهران صولتی

♈️سنگاپور جزیره کوچکی در جنوب شرقی آسیا  میان مالزی و اندونزی است که وسعتی کمتر از نصف جزیره قشم ایران را داراست. کشوری که بدون هیچ یک از منابع طبیعی و حتی زمین کافی برای کشاورزی توانسته به یکی از جلوه های معجزه اقتصادی آسیا تبدیل شود. صادرات سنگاپور اکنون بیش از پنج برابر ایران است، سالیانه پذیرای ۲۰ میلیون توریست بوده و جزء پنج کشور کم فساد جهان است. مردم این کشور لی کوان یو به عنوان اولین نخست وزیر را معمار توسعه سنگاپور می دانند. اما چه تفاوت هایی میان ایران و سنگاپور در مسیر توسعه یافتگی وجود دارد؟

♈️رهبران توسعه گرا: در حالی که سنگاپور در سایه دولتی توسعه گرا‌ فقط طی نیم قرن به پیشرفت های شایانی دست یافت رهبران ایران با نفی توسعه، حکمرانی ایدئولوژیک، و توهم مدیریت جهان فرسنگ ها کشور را به عقب راندند.

♈️حاکمیت قانون: سنگاپور قانون را سنگ بنای ساخت جامعه نوین خود قرار داد و از برابری همگان در مقابل آن دفاع کرد، در حالی که قانون در ایران بیشتر به عنوان ابزاری برای محدود کردن ملت از سوی حکومت جلوه گر شده است.

♈️جهانی شدن اقتصاد: در حالی که سنگاپور از استراتژی توسعه صادرات دفاع کرده و گام به گام  اقتصاد خود را جهانی کرده است ایران همچنان با پایبندی به ایده خودکفایی و استراتژی جایگزینی واردات در مسیر انزوای اقتصاد خود گام بر می دارد.

♈️ انضباط اجتماعی: سنگاپور در نیم قرن اخیر توانسته با جلب اعتماد مردم نوعی انضباط اجتماعی را در راستای پرورش ملتی قانونمند، منظم و توسعه گرا به مرحله اجرا در آورد حال آن که آشفتگی حکمرانی در ایران و افزایش شکاف دولت - ملت وضعیت متفاوتی را برای ما رقم زده است.
 
♈️ مزیت جغرافیایی: در حالی که سنگاپور بدون هیچ گونه مزیت جدی و صرفا به دلیل قرار گرفتن در مسیر کشتیرانی جهانی توانسته به توسعه پایدار دست یابد ایران هرگز نتوانسته از موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک خود برای واقع شدن در مسیر ترانزیتی منطقه بهره گیرد.

♈️ آموزش و پرورش کارآمد: سنگاپور با سرمایه گذاری سنگین در آموزش همگانی، فراهم آوردن عدالت آموزشی و برقراری رابطه تنگاتنگ میان آموزش با بازار توانسته به پیشرفت های عظیمی دست یابد در حالی آموزش و پرورش در ایران همچنان ایدئولوژیک، فاقد توانایی مهارت افزایی و به دور از تحولات جهانی است.

♈️ روابط سازنده با جهان: در حالی که سنگاپور با پذیرش نظم جهانی کوشیده است تا از رهگذر ارتباط مناسب با همه کشورها توسعه اقتصادی را در آغوش کشد ایران سعی کرده با نفی نظم جهانی و به عنوان یک کشور استثنائی و پیش بینی ناپذیر روابطی تنش زا با جهان داشته باشد.

♈️شایسته سالاری: سنگاپور بدون تاکید بر تربیت نیروی انسانی متخصص و برقراری یک سیستم شایسته گزین نمی توانست جایگاهی در اقتصاد جهانی داشته باشد ولی ایران با ذبح کردن شایسته سالاری در پای اطاعت گرایی و اراده سالاری خود را از یک بوروکراسی کارآمد محروم ساخته است.

♈️عملگرایی: در حالی که سنگاپور برای تحقق یک دولت باظرفیت به این سخن تاریخی دنگ شیائوپینگ عمل کرده است که؛ مهم نیست که گربه سیاه یا سفید باشد، گربه باید موش بگیرد، ایران همچنان با ایدئولوژی گرایی از برقراری روابط مناسب با غرب پرهیز می کند.

♈️ خصوصی سازی: سنگاپور کوشیده است تا در یک فرآیند تدریجی و شفاف، بخش خصوصی را تقویت و از آن حمایت کند در حالی که قصه پر غصه‌ی خصوصی سازی در ایران به ورود نهادهای شبه دولتی به عرصه اقتصاد و خصولتی سازی آن انجامیده است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✅چگونه محیط کاری از جنس آینده بسازیم؟

🔸امروزه کلید ایجاد یک سازمان پویا جذب و نگهداشت افراد با استعداد و افزایش کارایی شان در گرو توجه به آنهاست. تحقیقات نشان میدهد رفتار درست با کارمندان ضمن افزایش بهره وری میتواند ارزش برند شما را نیز  ارتقاء بخشد. این رفتارها فراتر از قرار دادن یک میز پینگ پونگ و یخچالی پر از نوشیدنی در محل کار است.

🔸محیط کار آینده باید جایی باشد که افراد دوست داشته باشند با اشتیاق و میل باطنی خود بر سرکار حاضر شوند و درباره آنچه انجام میدهند و آنچه باید در آن توسعه یابند، مشتاقانه تلاش کنند. این محیط مشارکتی، یک کارراهه شغلی شفاف برای افراد ایجاد میکند.

ایجاد چنین محیطی به تلاش زیاد و خواست افراد به ویژه مدیران بستگی دارد اما ارزشش را دارد. در ادامه تلاش میکنیم تا برخی فعالیت های مفید در این راه را یادآور شویم.

📣به صدای کارمندان گوش دهید:

اجازه دهید که کارمندان در مورد شرکت و مدیران، صادق، روراست و شفاف باشند. اجتماعاتی ترتیب دهید تا افراد در مورد فرصت های پیشرفت و بهبود فرهنگ سازمان صحبت کنند و هر کس از هر توان و نیرویی برای بهبود محیط کار بهره بگیرد.

📣شفاف و صادق باشید:

اطلاع رسانی به آدمها در مورد اهداف، الویت ها و جاه طلبی های شرکت میتواند افراد را در مورد آنچه سازمان شما انجام میدهد، مشتاق کند. این کار میتواند حس هدفمندی و قرار گرفتن در تصویر بزرگ سازمان و حرکت در راستای اهداف آنرا ایجاد نماید. همه رخدادها از خوب و بد را به اشتراک بگذارید و اجازه دهید که تصویری واقعی از سازمان در ذهن کارمندان ایجاد شود تا حس اعتماد، اشتیاق شغلی  و همراهی افزایش یابد.

📣افراد را به توسعه خود تشویق کنید:

افرادی که در مورد شغل و سازمان خود مشتاق و علاقمند هستند معمولا به توسعه مهارت های خود و بهبود توانایی خود جهت انجام درست کارها نیز علاقمندی نشان میدهند.

📣اهداف روشن برای توسعه شغلی تعریف کنید؛

برای داشتن کارمندان مشتاق و شاد، محل کار نباید تنها مکانی برای صرف ۸ ساعت از روز باشد. باید مسیر شفافی برای پیشرفت و رشد افراد ایجاد کنید. در مورد سالهای پیش رو و آنچه آنها میتوانند در سال آینده، سه سال آینده و سالهای بعد به آن دست یابند، صادق باشید.

📣هر چیزی را که قابل اندازه گیری است، بسنجید:

برای تصمیمات بازاریابی معمولا حجم بالایی از سنجش، تحلیل و بررسی بکار میرود. برای ساختن محیط کاری از جنس فردا نیز لازم است با استفاده از داده های مستمر و مداوم و سنجش های همیشگی تصمیم بگیرید. همه آنچه قابل اندازه گیری است مانند فرآیندهای مختلف، نحوه صرف زمان، دانش در واحدهای مختلف و .. را بسنجید تا مطمین شوید رخدادها آنگونه که میخواهید پیش میرود.

📣قدردانی کنید.

کارمندان زمانی که احساس ارزشمند بودن کنند، مشتاق و پویا میشوند. برای بسیاری این موضوع مهمترین عامل ایجاد انگیزه و اشتیاق شغلی است. بصورت مستمر اما منحصربفرد از آدمها تشکر کنید.

📣بازخوردهای سریع بدهید؛

هیچ کس دوست ندارد سخنان انتقاد آمیز بشنود و یا بگوید،  اما این موضوع بخش مهمی از رشد فردی است. بازخوردهای سازنده به افراد کمک میکند تا در مورد آنچه باید بهبود یابد اطلاع یافته و مسیر بهبود را تشخیص دهند. اما طریقه ارایه بازخوردها بسیار مهم است. اگر ارایه بازخورد به شکل حمله و انتقاد شدید و یا مچ گیری باشد افراد حالت تدافعی گرفته و اثر معکوسی از بازخورد حاصل خواهد شد. بازخورد باید تا حد امکان منحصر بفرد، سریع و مستمر باشد. این نوع بازخورد باعث ایجاد اعتماد میان افراد شده و اثبات میکند که شما در مورد رشد فردی و توسعه شغلی کارمندان خود احساس مسئولیت کرده و صادق هستید.

📣از تعادل میان کار و زندگی افراد مطمئن شوید؛

حتی اگر محیط کاری فوق العاده ای دارید هیچ کس نمیخواهد که تمام عمرش تنها کار کند. تعادل میان کار و زندگی نه تنها باید مورد توجه قرار بگیرد بلکه افراد باید به رعایت آن تشویق شوند. این موضوع برای ایجاد شادی و کاهش سطوح استرس و بازیابی افراد برای کارایی بالاتر ضروری است.

📣ارزش هایتان را همراستا کنید:

اگر ارزش های فردی کارمندان شما مطابق با ارزش های بنیادی سازمان باشد، بسیار بهتر مورد توجه و رعایت قرار میگیرند. اگر هنوز ارزش های مدون ندارید با نگاه به آنچه کارمندانتان به آن اعتقاد دارند این ارزش ها را ایجاد نمایید. اگر ارزش های مشخص و تدوین شده دارید. افراد را بر اساس مطابقت با این ارزش ها استخدام کنید.

📣به افراد اختیار بدهید:

اگر قرار است که افراد تنها کاری را که به آنها گفته میشود انجام دهند، دلیل استخدام افراد باهوش و مستعد چیست؟ اختیار به افراد قدرت انجام بهترین کار و دست یابی به اهداف سازمان را میدهد. اختیار درمحل کار احساس هدفمندی، پاسخگویی و خلاقیت ایجاد کرده و رضایت شغلی را بالا میبرد.
‌
🆔@Competentmanagers
🔴پنج گام برای مدیریت یک کارمند ناراضی

کارمندان ناراضی همان کسانی هستند که کارآفرین‌ها ناگزیرند (بدون آنکه خود مایل باشند) با آنها سر و کار داشته باشند.
💢مشکل اصلی شما در ارتباط با کارمندان ناراضی این است که آنها می‌توانند یک خطرپذیری یا ریسک بزرگ را به مجموعه‌ شرکت شما وارد کنند.

1⃣حرفه‌ای عمل کنید ، صرفنظر از اینکه کارمندان ناراضی چطور رفتار می‌‌کنند.

2⃣ اجازه ندهید که مساله ای بالا بگیرد و جدی شود. وقتی برای اولین بار متوجه می‌شوید که چنین مشکلی وجود دارد، یعنی وقت آن رسیده که به آن بپردازید.

3⃣ این مساله‌ را خصوصی نگه دارید. به جای مواجهه با یک کارمند ناخرسند در مقابل دیدگان همه‌ کارمندان، ترتیبی بدهید که این رویارویی بسیار خصوصی‌تر اتفاق بیفتد، مثلا در یک اتاق کنفرانس یا در یک دفترِ خصوصی.

4⃣ همه چیز را مستند کنید. امروزه، گاهی دادخواهی برای کم‌مایه‌ترین دلایل و پیش پا افتاده‌ترین مسائل اتفاق می‌افتد.

5⃣ به آنها قدرت و اختیار عمل ندهید؛ وقتی کارمندان ناراضی شما از انجام امور به نحوی شایسته و معمول قصور ورزند، یا کاری کنند که شرکت دچار اُفت سرعت شود.

▪️اگر احساس می‌کنید که شاید کارمندی وجود داشته باشد که بتواند معضل جاری را تا حد یک مشکل خطرناک و حل‌نشدنی بالا ببرد، در انتخاب یک دستیار یا مشاور تردیدنکنید.

♨️در هر حال ممکن است این اتفاق برای شما هم بیفتد و مدیریت درست شما می‌تواند به شما کمک کند تا از موقعیت‌هایی که بالقوه خطرناک و فراگیر هستند اجتناب کنید. بنابراین هیچ کسی نمی‌خواهد سر و کارش با کارمندان ناراضی باشد، اما دیر یا زود با این بخش از کار نیز مواجه می‌شوید. پس بهتر است همواره آماده یک رویارویی مناسب و درخور باشید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰کار راهه شغلی ؛

تئوری بروکراسی ماکس وبر را می توان به عنوان یک تلاش قدیمی در خصوص ایجاد کارراهه سازمانی بیان نمود و پس از آن تعداد زیادی از نظریه های مطرح شده در خصوص کارراهه از صاحبنظران امریکا بود. از میان مطالعات سازمان و مدیران، افرادی چون سوپرهاگرس، اسچین هال با ارائه مقالات متعدد سهم عمده ای در این خصوص داشته اند. پاتریشیا مک لاکان توسعه مسیر پیشرفت شغلی را به عنوان یکی از نظریه ها و موضوعات الی و محوری پرورش منابع انسانی معرفی کرده است. وی توسعه پیشرفت شغلی را به عنوان یکی از سه محور اثرگذار بر سازمان ها تلقی می کند که همچون فرایند اصلی سازمان توسعه پیدا کرده است.
در ابتدای قرن نوزدهم این واژه کم و بیش به معنای امروزی آن بکار گرفته شد. یعنی تاریخچه کاری یک نفر، ترتیب و الگوی موقعیت کاری، پیشرفت رو به بالا در کار یا به صورت عموم تر در زندگی به عنوان کارراهه مطرح شد.
وان مانین و شاین مراحل اصلی پیشرفت شغلی یک شخص را مرحله اکتشاف و بررسی، مرحله ایجاد، مرحله نگهداری،مرحله رکود و اواخر مسیر شغلی ذکر کرده اند.

کارراهه به مسیر شغلی فرد اطلاق می شود بطور دقیق تر واژه لاتین کارراهه به مسیر حرکت سریع یک فرد گفته می شود.
کارراهه شغلی به مجموعه ای از کارها و مشاغلی اشاره می کند که افراد در مدت زندگی کاری خود بر عهده دارند و عمومی ترین کاربرد این عبارت پیشرفت در کار است. در برخی موارد کاررآهه شغلی دلالت بر یک حرفه یا شغل داشته و مستلزم سطح بالایی از تربیت و آموزش بوده است. در موارد دیگر اصطلاح کارراهه شغلی به هر تعهد بلند مدتی که همراه با سرمایه گذاری روانشناختی وسیع در یک حرفه یا یک سازمان دارد، اشاره می کند.

شاین کلمه کارراهه شغلی را دارای معنای درونی و بیرونی می داند. به زعم ایشان کارراهه شغلی درونی شامل احساس درونی است که فرد نسبت به زندگی کاری خود معمول می دارد. این مفهوم به توالی نقشهای زندگی که یک فرد برای پیشرفت خود از طریق یک یا چند کاررآهه شغلی بیرونی در رؤیا و خیال خود می پروراند، اشاره می کند. از نقطه نظر بیرونی کاررآهه شغلی به توالی نقشهای رسمی که با یک حرفه معین پیوند می خورد، اشاره دارد.

مراحل و نقشهای اجتماعی به وسیله خط مشی های سازمانی و مفاهیم اجتماعی که از یک فرد می توان در ساختار شغلی انتظار داشت، تعریف می شود. بسیاری از افراد تصمیمهای شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ میکنند در صورتی که این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود و بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز میشود (یک نوع تکامل خودآگاهی).

مدیریت کار راهه شغلی فرایندی است که از طریق آن برنامه توسعه مسیر شغلی کارکنان در طول سازمان طراحی و بر اساس ارزیابی نیازهای سازمان، عملکرد و پتانسیل و ترجیحات شخصی افراد طرح ریزی و شکل دهی می گردد. در واقع مدیریت کار راهه شغلی بر اساس بهبود عملکرد کارکنان، ارائه فرصت رشد و توسعه، چالشی بودن، ایجاد فضای اطمینان در جهت تعالی شغلی کارکنان، با تأکید بر افزایش اثر بخشی سازمان بنا شده است.

بنابر این کارراهه شغلی،یک ترتیب مسیر زندگی کاری مطابق با نگرش ها و انگیزه های کار کنان است که آنها در نقش های کاری خود ایفا می کنند. همچنین مهم است بدانیم که کارراهه شغلی شامل مجموعه ای از مشاغل است که یک شخص در طی مسیر زندگی اش در پیش می گیرد و شامل آموزش افراد در نقش های کاری، اهداف و امیدها، آرزوها، احساسات و ابهام مطابق با این نقش می باشد.

بنابر این از جمله دلایل و ضرورت وجود یک برنامه بهبود کارراهه شغلی در سازمان می توان به فرصت استخدام مساوی، کیفیت زندگی کاری، رقابت برای کارکنان با استعداد، اجتناب از مهارتهای قدیمی وکسب مهارتهای جدید، نگهداری کارکنان، استفاده مطلوب از کارکنان اشاره نمود که فرصتی برای شناخت، پیشرفت و ترقی کارکنان را در سازمان بوجود می آورد.
از زمانی که نسل استخدامهای رسمی ساقط شد و پیشروانی نظیر پیتر دراکر و تام پیترز هم بر طبل ساختن امنیت شغلی توسط خود افراد کوبیدند، توجه به شکل دهی هوشمندانه به کارراهه در کشورهای پیشرفته مضاعف شد و شاخه های نوینی از دانش 32 ساله، قوانین کهن های که باید به زباله دانی افکند را شناسایی کرد و در عوض – پدید آمد. مثلا گالوپ، در یک پیمایش 02 قوانین جدید با محوریت توجه به نقاط قوت فردی را معرفی کرد. از این رو هر یک از ما باید به کارراهه خود جدی فکر کنیم و آن را در ذهن و عمل ترسیم کنیم .

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔸 مشاغلی که افراد در سازمان به عهده می‌گيرند نبايد اتفاقی و تصادفی باشد؛ بلکه مسير شغلی فرد در سازمان می‌بايست بر اساس منطقی درست و طبق هدفی معين طرح‌ريزی شود. یکی از موارد مهم و پراهمیت در هر سازمان این است که برای هر شغلی کارراهه شغلی تعریف شده باشد که هر فردی که وارد سازمان می شود بداند که با ارتقا توانمندی های خود و بالا بردن اطلاعات چه سمت شغلی در انتظار اوست و بتواند با انگیزه برای رسیدن به سمت بالاتر تلاش کند.
کارراهه شغلی یا Career Path، شامل مسیری تشکیل شده از مشاغل مختلف است که یک شخص در طی زندگی شغلی‌اش در پیش می‌گیرد و درنهایت با توجه به ظرفیت رشد خودش و ظرفیت ارتقای سازمان متبوعش به بالاترین حد آن حوزه شغلی می‌رسد.
🔅 تصویر بالا مربوط به کارراهه شغلی ای است که اداره خدمات دولتی کشور سنگاپور برای افرادی که می خواهند در حوزه مالی فعالیت کنند، طراحی کرده است. همچنین برای هر یک از عناوین و سطوح شغلی شایستگی های و تخصصی مشخصی تعریف شده است. /کانال مدیریت منابع انسانی شایستگی محور

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌺"سلام صبحتون
   بــــه زیبایـــــی
  دلهاے مهــربونتــون

صبحـــتــــون بخیروشادی عزیزان"🌺

یکشنبه تون متبرک به نگاه خدا💕🍃


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
🔴▪️خطای خدمت به خود!

🔸اگر تا به حال این عبارت را نشنیده باشید هم قطعاً از دوره دبیرستان با خطای خدمت به خود آشنا شده‌اید. وقتی نمره عالی می‌گرفتید تنها عامل آن خودتان بودید، و این نمره خوب نشان‌دهنده هوش، پشتکار و مهارت شما بود. اگر خراب می‌کردید چطور؟ آن موقع مشکل از امتحان بود!

🔸اما نمره ها دیگر برای تو اهمیتی ندارد؛ احتمالاً جای آن را بازار بورس گرفته است. در آنجا اگر سود بکنی خودت را تشویق می کنی، ولی اگر تراز مالی منفی شود، مشکل فقط و فقط از بازار یا حتی از یک مشاور اقتصادی کم عقل است!

◀️ چرا ما موفقیت را به مهارت‌های خود نسبت می‌دهیم و شکست را به عوامل دیگر؟

🔸نظریه های بسیاری در این باره وجود دارند. ساده‌ترین توضیح احتمالاً همین است: حس خوبی به ما می‌دهد! به علاوه ضرر عمده‌ای هم ندارد؛ چرا که اگر داشت تکامل آن را در طول صدها هزار سال گذشته از میان می‌برد. اما آگاه باش! در دنیای جدید، خطای خدمت به خود با ریسک‌های پنهانی که دارد می‌تواند سریعاً منجر به فاجعه شود.

◀️ چگونه می توان از خطای خدمت به خود در امان بود؟

🔸آیا دوستانی دارید که به شما حقیقت را بدون هیچ کم و کاستی بگویند؟ اگر چنین است بسیار خوش شانسی. اگر نه، حداقل یک دشمن داری؟ خوب است. او را به یک قهوه دعوت کن و نظر صادقانه‌اش را درباره نقاط قوت و ضعف خود بپرس. مطمئن باش همیشه از این کارت به نیکی یاد خواهی کرد.

📖 هنر شفاف اندیشیدن
✍️ رولف دوبلی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔴▪️حتما شنیده‌اید که راز موفقیت در شکست نهفته است.


کارولین وانگا، رییس و مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری اِسِنس،
می‌گوید گرچه در همه دهه ۲۰ زندگی‌اش « اسیر ترس از شکست» بود اما در دهه ۳۰ زندگی‌اش به درک مفهوم این عبارت رسید.

وانگا در آن سنین به شاهکاری دست یافته بود که اکثر مردم فقط می‌توانستند آرزوی آن را داشته باشند، تبدیل شدن به یک مدیر اجرایی رده بالا در یک شرکت چند میلیارد دلاری. او در سال ۲۰۱۴ به عنوان مدیر ارشد تنوع و شمول شرکت تارگت منصوب شد.

با این حال، حالا که وانگای ۴۵ ساله، به یاد می‌آورد، او بیشتر اوقات فراغت خود در بین جلسات کاری را به بررسی پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی دخترانی که با آنها به دبیرستان می‌رفت، می‌گذراند، زندگی آنها را با زندگی خود مقایسه می‌کرد و حسرت می‌خورد که آنها مشاغل "بهتر و باحال تری" دارند.

در ذهن او، وانگا هنوز ۱۷ ساله بود، مادر سیاهپوست کم سنی که برای بزرگ کردن دخترش مجبور بود کالج را رها کند. وانگا می‌گوید: «هنوز در مقطعی که دخترم را به دنیا آورده بودم، گیر کرده بودم، و بنابراین تمام کارهایی که از آن زمان به بعد انجام داده بودم، از سر نادانی و محکوم به شکست بودند. من فقط می‌توانستم در مورد چیزهایی که در آن شکست خورده بودم، نشخوار ذهنی کنم، که این خود باعث ناتوانی بیشتر شده بود.

اما از زمانی که وانگا به تعریف مشکلات در کار و مدیریت آن‌ مشکلات توجه بیشتری کرد، متوجه شد که غلبه بر ترس از اشتباه و برخاستن پس از شکست، دو مورد از بزرگترین نقاط قوت افراد هستند.

او رموزی "فوق العاده ساده" را که برای رهایی از ترس از شکست خوردن استفاده می‌کند چنین برشمرده است:

به خودتان اجازه دهید روزی پنج بار شکست بخورید
وانگا برای ساکت کردن صدایی که آن را "خرابکار درونی" خود می‌نامد، حد مجاز بالایی برای شکست ایجاد کرد: او اجازه روزانه پنج شکست به خود می‌دهد. فقط در صورتی که به ششمین شکست برسد، آن را روز بدی می‌داند.
او می‌گوید: «در ابتدا این عدد مانند چالشی برای خودم بود.» وانگا با دادن مجوز شکست به خود، تحمل ریسک خود را افزایش داده است و در مواجهه با اشتباه خود، انعطاف پذیرتر برخورد می‌کند.

وانگا می‌گوید: «طبیعی است که وقتی شکستی اتفاق می‌افتد عصبانی شوید، اما مسئله این است که چگونه می‌توانید آن شکست را به کل روز یا زندگی خود نسبت دهید، در حالیکه می‌توانید فقط اجازه دهید آن یک شکست اتفاق بیفتد؟». من به خودم اجازه دادم هر زمان که یک شکست اتفاق می‌افتد، همان‌طور که می‌خواستم عصبانی باشم، اما کاری که نمی‌توانم انجام دهم این است که بگویم روز بدی بود تا اینکه به عدد شش برسم، این کار باعث شد دیگر از ترس شکست ساکن و راکد نمانم.»

وانگا توصیه می‌کند حد مجازی را برای شکست‌هایتان تعیین کنید که با آن راحت باشید - می‌تواند پنج مورد باشد، اما همانطور که او تاکید می‌کند، برای شکست "اعداد جادویی" وجود ندارد – مهم این است که به آن پایبند باشید، مهم نیست که چقدر در کار اشتباه می‌کنید.

چگونه شکست را به مزیت رقابتی تبدیل کنیم
به گفته وانگا، اینکه یاد بگیریم چگونه پس از شکست، سریع احیا شویم، می‌تواند یکی از سخت‌ترین مهارت‌ها باشد، اما یکی از ارزشمندترین دارایی‌هایی است که می‌توانید در حرفه خود داشته باشید.

وانگا توضیح می‌دهد ممکن است ساعت ۹ صبح با من تماس بگیرید، و من از چیزی عصبانی باشم، و سپس در ساعت ۳ بعد از ظهر با من تماس دیگری بگیرید و متوجه شوید من خوب هستم، زیرا می‌دانم که یک، دو یا سه شکست دیگر برای آن روز دارم، مگر اینکه ششمین شکست روزم را تجربه کرده باشم که در اینصورت، بعد از کار با خودم کلنجار طولانی‌تری دارم."

این طرز فکر به شما یک "مزیت رقابتی" در محل کار می‌دهد زیرا "ممکن است حداقل ۳۰ دقیقه طول بکشد تا کسی پس از یک اتفاق ناراحت کننده که رخ داده است، بهبود یابد، اما شما بعد از پنج دقیقه خوب خواهید شد."


وانگا می‌گوید: «بیشتر افراد دوست دارند داستان‌هایشان را در اوج کمال تعریف کنند، همان‌طور که می‌خواهند در یک فیلم الهام‌بخش تلویزیونی گفته شود. اما مشکل این است که همه به طور روزانه، حداقل چندین بار در روز، مغموم می‌شوند.

او ادامه می‌دهد: «اگر داستانی در مورد دستاوردهای خود تعریف کنید، و در آن هیچ اشاره‌ای به مشکلی نکنید، افرادی که پخته نیستند فکر نمی‌کنند که موفقیت برای آنها هم دست‌یافتنی است.

ای کاش تعداد بیشتری از رهبران کسب‌وکارها در مورد راه‌هایی که در پیش گرفتند و در آن‌ها شکست خوردند، شفاف سخن بگویند. در مورد پیروزی‌ها و همچنین آزمون و خطاهایتان صحبت کنید، زیرا حقیقت این است که همیشه دست‌اندازها در مسیر موفقیت وجود دارند.»

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📖 قدرت عادت
👤 چارلز داهیگ
🗃 توسعه_فردی ادبیات آمریکا


✍🏻 چارلز داهیگ، نویسنده و گزارشگر معروف، در کتاب قدرت عادت، ما را از کشفیات تکان دهنده‌ای درباره علم عادت‌ها آگاه می‌کند که برای همیشه نحوه شکل‌گیری و تغییر آن‌ها را می‌آموزیم. کتاب قدرت عادت (The Power Of Habit) چکیده‌ی صدها پژوهش دانشگاهی، مصاحبه با بیش از سیصد دانشمند، مدیر و تحقیقات انجام‌شده در ده‌ها شرکت و سازمان است که حدود 62 هفته در لیست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته بود.
قدرت عادت - چارلز داهیگ.pdf
61.6 MB
📗 قدرت عادت
👤 چارلز داهیگ
〰️ 343 صفحه

💬 چارلز داهیگ (Charles Duhigg) در این کتاب بر عادت‌هایی تمرکز دارد که به طور مشخص تعریف شده‌اند: انتخاب‌هایی که همه‌ی ما زمانی آگاهانه برمی‌گزینیم؛ سپس بدون آنکه به آن‌ها فکر کنیم، هر روز انجامشان می‌دهیم. همه‌ی ما در نقطه‌ای از زمان آگاهانه تصمیم گرفته‌ایم چقدر بخوریم، چقدر بخوابیم، وقتی از خواب بیدار شدیم ابتدا چه‌ کاری انجام دهیم، چه وقت پیاده‌روی کنیم و غیره. آنگاه برای هیچ یک از این کارها دیگر تصمیم نگرفتیم و آن رفتار در ما خودکار شد و این از لحاظ عصب‌شناسی یک نتیجه کاملاً طبیعی است. حال ما با درک اینکه چگونه این اتفاق می‌افتد، می‌توانیم آن الگوها را هرطور که می‌خواهیم بازسازی کنیم.

📗 قدرت عادت
👤 چارلز داهیگ
چرا در ایجاد عادت‌های جدید شکست می‌خوریم؟

🔹بسیاری از ما معمولاً فکر می‌کنیم که برای ایجاد یک عادت جدید به انگیزه و اراده بیشتری نیاز داریم. در حالی که انگیزه و نیروی اراده مانند ماهیچه‌های بدن هستند که هرچه از آن‌ها بیشتر استفاده کنیم، خسته‌تر می‌شویم. در نتیجه میزان انگیزه ما مانند یک موج سینوسی است که به طور دائم تغییر می‌کند.

🔹️بنابراین، برای آنکه بتوانیم انگیزه خود را ثابت نگه داریم، باید عادت‌های جدیدمان را خرد کرده و به عادت‌های بسیار کوچک تقسیم کنیم. این عادت آنقدر باید کوچک باشد که نیازی به داشتن انگیزه برای انجام آن نداشته باشیم.

🔹برای مثال، به جای ۵۰ بار انجام شنای سوئدی در روز می‌توانید روزانه ۵ بار این ورزش را انجام دهید. عادت را به‌اندازه‌ای کوچک و آسان کنید که بدون ایجاد انگیزه بتوانید آن را انجام دهید.
کانال آموزه های سازمانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
۳۷ رفتار و عادت اشتباه در محیط کار که همکارانتان را کلافه می‌کند!

🔸دزدیدن غذای دیگران از یخچال مشترک، بوی بد دهان یا بدن، و سخن‌چینی درباره همکاران از نمونه‌ رفتارهای آزاردهنده در محیط کارند. شاید هرکدام از ما نیز سهوا برخی از آنها را انجام دهیم، بدون آنکه به عواقبش فکر کنیم یا متوجه شویم سایر همکاران را می‌آزاریم.

🔸در اینجا، ۳۷ عادت ناپسند در محیط کار را معرفی می‌کنیم. باشد که هیچ‌کدام از‌ این عادت‌ها در ما نباشند!

🔺از بلندگوی گوشی در محیط کار استفاده می‌کنید!
🔺با صدای بلند با تلفن حرف می‌زنید!
🔺به تماس‌های تلفنتان پاسخ نمی‌دهید!
🔺صدای یاد‌آورها و پیام‌های گوشی‌تان قطع نمی‌شود!
🔺به حریم شخصی دیگران تجاوز می‌کنید.  بیش‌ازحد نزدیک‌شدن، لمس‌کردن، شوخی‌های نامناسب و… از مصادیق تجاوز به حریم همکاران است.
🔺مکالمات دیگران را شنود، و یا در آن مداخله می‌کنید!
🔺شایعه‌پراکنی می‌کنید و آنچه را دیده و شنیده‌اید با چاشنی‌های اضافه برای دیگران تعریف می کنید.
🔺از پشت خنجر می‌زنید و رازهای دیگران را با دیگر همکاران در میان می‌گذارید.
🔺میزتان همیشه به‌هم‌ریخته است.
🔺غذایتان را پخش‌وپلا می‌کنید!
🔺آشپزخانه یا آبدارخانه محیط کار را به هم می‌ریزید!
🔺از سرویس‌بهداشتی، درست استفاده نمی‌کنید!
🔺دیر به جلسات می‌‌آیید.
🔺دیر به سر کار می‌‌آیید.
🔺زمان ناهار را کش می‌دهید!
🔺متلک می‌پرانید!
🔺ایمیل‌های حاوی بدگویی به رئیسریا همکاران‌تان ارسال می‌کنید!
🔺صدای موسیقی‌تان خیلی بلند است!
🔺هنگام گوش‌کردن به موزیک هم‌خوانی می‌کنید.
🔺مدام به دستان یا پایتان ضربه می‌زنید و حواس بقیه را پرت می‌کنید.
🔺صدای خنده‌هایتان آزاردهنده است.
🔺با صدای بلند غذا می‌خورید!
🔺فین‌فین می‌کنید!
🔺غذاهای بودار سر کار می‌آورید!
🔺لباستان بو می‌دهد و دوش‌نگرفته به سرکار می‌روید.
🔺در محیط کار از اسپری و عطر تند استفاده می‌کنید.
🔺خودسرانه و بدون پرسیدن نظر دیگران ،کولر را روشن یا خاموش می‌کنید.
🔺خوراکی‌های دیگران را از یخچال مشترک برمی‌دارید!
🔺مدام از همکاران پول قرض می‌کنید.
🔺هنگام بیماری سر کار حاضر می‌شوید!
🔺کفش‌تان را درمی‌آورید و پایتان بو می‌دهد!
🔺سؤالاتی می‌پرسید که جوابشان در اینترنت هست!
🔺مدام سؤال می‌پرسید!
🔺مدام درباره شغلتان غر می‌زنید!
🔺درباره مسیر هرروزه تا رسیدن به محل کار غر می‌زنید!
🔺راجع‌به اینکه خیلی سرتان شلوغ است غر می‌زنید!
🔺پیش رئیس خودشیرینی می‌کنید!

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
مدیریت در دست کارکنان

🔸در پژوهش‌‌‌ها و مقالات علمی مختلف بر این موضوع تاکید شده است که چقدر حق ابراز نظرات برای کارکنان اهمیت دارد. در ژورنال‌‌‌های پژوهشی اغلب به نظرات و قدرت ابراز نظرات آنها، «صدای» کارکنان گفته می‌شود.
در سازمانی که صدای کارکنان آن شنیده شود، انگیزه هم بیشتر خواهد بود. افراد تعهد بیشتری برای انجام کارهایی خواهند داشت که دست‌‌‌کم تا حدی در آن نظر داده باشند؛ نه آنکه اهداف و برنامه‌‌‌ها از طریق سطوح بالاتر سازمان به آنها تحمیل شده باشد.

🔸یافته‌های یک پژوهش نشان داده است که در سازمان‌هایی که از صدای کارکنان گریزان هستند، اغلب مشکل از کمبود اعتماد به‌نفس مدیران است. در حقیقت، مدیران آن‌قدر احساس ضعف می‌کنند که حتی کوچک‌ترین اظهارات کارکنان را خطرآفرین تلقی می‌کنند.
🔸شاید ریشه‌‌‌های این فلسفه مدیریتی غیرانسانی را بتوان در تفکرات "فردریک تیلور"، مهندس مکانیک آمریکایی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم پیدا کرد. او را به جرات می‌توان پدر شیوه مدیریت ابزاری دانست. تیلور زمان زیادی را صرف بهترین شیوه‌‌‌ها و استاندارد انجام کارها کرد.
ذهن او درگیر این بود که کارگران با چه روش‌ها و طی چه حرکت‌‌‌هایی باید کار کنند، طول بیل آنها باید چقدر باشد، چند قدم بردارند و در هر حرکت چقدر ماده را با بیل جابه‌جا کنند. تنها چیزی که تیلور به آن اهمیت نمی‌‌‌داد، نظر کارگران نسبت به این فرآیندها و استانداردهای دقیق بود.

🔸در هر صورت، میزان نقش‌‌‌آفرینی کارکنان در سازمان‌هایشان به شدت بر انگیزه‌‌‌های آنها اثر می‌‌‌گذارد. پژوهش‌‌‌ها نشان داده است کارکنانی که هیچ سهمی از تصمیم‌گیری‌‌‌ها ندارند، فقط در ۷‌ درصد موارد تعهد بالایی نسبت به مشتریان نشان می‌دهند. همچنین پس از اهمیت دادن به کارکنان،‌ درصد کارکنان سختکوش (به‌صورت داوطلبانه) از ۳‌درصد به ۴۹‌درصد جهش می‌کند. اما شنیدن صدای کارکنان و اهمیت دادن به نظرات آنها در تصمیم‌گیری‌‌‌ها (که اوج آن واگذاری بسیاری از امور مدیریتی به آنها است)، بیشترین اثر را از جنبه‌ی نوآوری به جای می‌‌‌گذارد.

🔸افرادی که هیچ اختیار و مسوولیتی در سازمان ندارند، آنجا نمی‌‌‌مانند که فقط به دستورات دیگران عمل کنند. ۷۴‌درصد از آمریکایی‌‌‌های فاقد اختیار شغلی، گفته‌‌‌اند که تمایل به تغییر شغل دارند. ۴۶‌درصد فعالانه برنامه‌‌‌هایی برای این تغییر ریخته‌‌‌اند. اما کارکنانی که احساس می‌کنند مورد اعتماد کارفرمای خود هستند، فقط در یک‌‌‌پنجم موارد به فکر استعفا می‌‌‌افتند.
نویسنده: Rodd Wagner

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
*چرا ما آدم ها ناخشنود هستیم؟*
◾دکتر ویلیام گلاسر، روان شناس برجسته آمریکا و جهان و بنیان گذار “تئوری انتخاب” (Choice Theory) است. اولین رشته دانشگاهی او مهندسی شیمی بود ولی در ادامه دریافت که علاقه مند به روان شناسی است و به همین خاطر تغییر رشته داد و دکترای روان شناسی گرفت.
□گلاسر در تحقیقات مستمری که بیش از نیم قرن طول کشید، دریافت که روان شناسی سنتی که مبتنی بر “کنترل  بیرونی” است، مبدأ بسیاری از مشکلات انسان ها چه در سطح فردی و چه درسطح خانوادگی و اجتماعی است. وی محور تحقیقات علمی خود را یافتن پاسخ به این سؤال قرار داده است که “چرا انسان ها در روابط خود با دیگران ناخشنود هستند؟” بنابراین کوشید روش جدیدی را در روان شناسی و ارتباطات انسانی پیدا کند و در نهایت به “تئوری انتخاب” رسید.

●کنترل بیرونی که مبنای روان شناسی سنتی است، هنوز هم به طور گسترده در سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد. کنترل بیرونی می گوید: شما می توانید دیگران را کنترل کنید.

○حتی فراتر از این، می گوید: شما حق دارید دیگران را کنترل کنید. باز پا فراتر می گذارد و می گوید: شما وظیفه دارید دیگران را کنترل کنید.

■بر این اساس، روان شناسان معتقد به کنترل بیرونی همواره کوشیده اند راه هایی برای کنترل رفتارهای دیگران بیابند و مثلاً مکانیزم های تنبیه و تهدید و تشویق را طراحی کرده اند تا افراد بتوانند با آنها، دیگران را کنترل کنند. این کنترلگری، الزاماً با اهداف منفی همراه نیست و بسیاری از اوقات، خیرخواهانه هم هست. مانند پدر و مادری که می خواهند بر فرزند خود اعمال سلطه کنند یا معلمی که می خواهد رفتارهای اخلاقی و درسی دانش آموزانش را اصلاح کند.
اما واقعیت این است که در نظر دکتر گلاسر و همکارانش، کنترل بیرونی فقط اثر کوتاه مدت دارد و تغییر ذاتی در رفتار آدم ها ایجاد نمی کند به طوری که به محض حذف عوامل کنترلگر، افراد به رفتارهای پیشین رجوع می کنند. بنابراین باید درصدد راهی بود که انسان ها بدون نیاز به عوامل کنترل بیرونی، رأساً به رفتارهای بهنجار مبادرت کنند.

□اینجاست که پای “تئوری انتخاب”، به میان می آید. تئوری انتخاب می گوید که همه انسان ها، رفتارهای خود را خودشان انتخاب می کنند و فشارهای بیرونی، در نهایت محکوم به شکست هستند. این تئوری قائل به این است که حتی رفتارها و احساساتی مانند خشم و افسردگی نیز، محصول انتخاب مستقیم یا غیر مستقیم خود ما هستند هر چند که بعد از وقایع ناگوار بیرونی حادث شوند.

●در تئوری انتخاب، افراد به جای آن که دیگران را تحت سیطره و کنترل خود در آورند تا بتوانند بر رفتار آنها اثرگذار باشند، همیشه این سؤال را از خود می پرسند که “رفتاری که من، اکنون انجام می دهم، آیا مرا به فرد مورد نظر نزدیک می کند یا از وی دور می سازد؟” اگر دور می سازد، نباید آن را انجام داد و اگر نزدیک می کند، می شود انجامش داد.

○اصل دیگر تئوری انتخاب این است: تنها کسی که می می توانم کنترلش کنم، خودم هستم. من فقط روی رفتار خودم تسلط دارم نه بر روی دیگران. تنها کاری که من می توانم در قبال دیگران انجام دهم، “ارائه اطلاعات” به آنهاست نه به کنترل گرفتن زندگی، رفتار، افکار و احساسات شان.

●تئوری انتخاب معتقد است که کنترلگری، هم به شخص کنترلگر آسیب می زند و هم به شخص تحت کنترل. این رنجی دو سویه است که در سراسر تاریخ بشر استمرار داشته است و اکنون باید بدان پایان داده شود.

○ما هر گاه در روابط خود با دیگران، دست از کنترلگری آنها برداریم، مجبورسازی دیگران را کنار بگذاریم، نسبت به آنها احساس مالکیت نداشته باشیم، در روابط مان حمایتگر، مذاکره کننده، شنوا، اطلاعات دهنده، احترام گذار و گشاده رو باشیم، به تئوری انتخاب، نزدیک شده ایم.

■تئوری انتخاب معتقد است که همه رفتارهای ما، حتی احساساتی مانند خشم و افسردگی، مستقیم یا غیرمستقیم توسط خود ما انتخاب می شود. “تئوری انتخاب” سعی کرده به سؤال مهمی پاسخ دهد: “چرا بسیاری از ما آدم ها، ناخشنود هستیم؟” پاسخی که بعد از دهها سال تحقیق و بررسی و آزمایش های مختلف به دست آمده، به طور خلاصه این است: “ریشه همه ناخشنودی های انسان ها، در روابط آسیب دیده است یا از دست دادن یک رابطه مطلوب یا نرسیدن به رابطه مورد نظر.”

□حال سؤال اینجاست که چرا این اتفاقات ناگوار در روابط انسان ها رخ می دهد. مثلاً چرا ازدواجی که با عشق آغاز شده، در ادامه به سردی و در نهایت به طلاق می انجامد؟
یا چرا روابط پدری و فرزندی، در گذر زمان سست می شود؟ یا چرا دو دوست بعد از مدتی از هم دور می شوند؟ یا چرا روابط بین کارفرما و کارمند، خشک و بی روح است؟
و … ؟

●تئوری انتخاب به این سؤالات و صدها سؤال نظیر آن که چرا روابط انسان ها آسیب می بیند این گونه پاسخ می دهد: “چون آدم ها می خواهند همدیگر را تحت کنترل و اجبار خود در بیاورند.”

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕️ ۱۰ توصیه‌ مهم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی
  
🔸چه بخواهید مکالمات بهتری در زندگی شخصی‌تان داشته باشید، یا ایده‌هایتان را بهتر در محل کارتان ارائه دهید، یا ارتباط صمیمانه‌تر و بهتری با اعضای خانواده‌تان داشته باشید؛ در هر صورت باید مهارت‌های ارتباطی‌تان را بهبود دهید.

🔹شما قصد دارید با افراد دیگری وارد رابطه شوید. شاید این کار خیلی ساده به نظر برسد، اما باید بتوانید منظور واقعی‌تان را بیان کنید. در بیشتر مواقع، مخاطبان برداشت متفاوتی از گفته‌هایتان دارند. شما حرف ساده‌ای می زنید، اما طرف مقابل چیز دیگری برداشت می کند که در نهایت سبب بروز اختلاف و سوء تفاهم می شود.

🔹در اینجا چند نکته‌ مهم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی ارائه می شود :

1️⃣ مراقب زبان بدنتان باشید
زبان بدن، همان علائم غیرکلامی ما، احساسات و افکار واقعی‌مان را برملا می کند. نحوه‌ برقراری ارتباط چشمی با دیگران، نوع دست دادن و طرز نشستن در یک مصاحبه‌ ویدئویی، همه از نشانه‌های یک ارتباط هستند.
اگر می خواهید مکالمه‌ رضایت بخشی داشته باشید و قبل از یک گفتگوی مهم، اعتماد به نفستان را بالا ببرید، یک ژست قدرتمند به خود بگیرید. لازم است قادر به درک و تفسیر زبان بدن دیگران باشید تا بتوانید واکنش مناسبی از خود نشان دهید.

2️⃣ در مکالمات از کلمات و صداهای نامناسب و غیرضروری اجتناب کنید
به کار بردن آواهایی چون "اِممم" یا "اِاا" هیچ کمکی به پیشرفت ارتباطات روزانه و گفت و گوهای شما نمی کند. بهتر است این آواهای اضافه را حذف کنید تا با اعتماد به نفس بیشتری به نظر برسید.

3️⃣برای هر مکالمه از قبل نمایش نامه‌ای در ذهن داشته باشید
وقتی با افرادی که شناخت زیادی از آن‌ها ندارید رو به رو می‌شوید و سکوت‌های گاه به گاه و ناراحت کننده بینتان به وجود می آید، داشتن یک نقشه‌ ذهنی بسیار مؤثر و کمک کننده است. این هنر شماست که بدانید چطور سر صحبت را با دیگران باز کنید. علاوه بر آن، می توانید با انتقال اطلاعاتی که می توانند برای پیدا کردن زمینه‌ مشترک به شما و طرف مقابلتان کمک کنند، گپ زدن را به گفت و گو تبدیل کنید.

4️⃣ قصه بگویید
قصه‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای روی مهارت‌های ارتباطی شما دارند. قصه‌ها ذهنتان را فعال می کنند، شما را فردی متقاعدکننده نشان می دهند، به موفقیت شما در مصاحبه‌ها کمک می کنند و باعث می شوند ارائه‌ی های شغلی بهتری داشته باشید.

5️⃣ سؤال بپرسید و حرف‌های طرف مقابل را تکرار کنید
سؤال کردن و تکرار چند کلمه‌ی آخرِ طرف مقابل نشان می دهد به صحبت‌های او علاقه دارید و برایتان جالب است. علاوه بر آن، شما را وادار می کند توجه و تمرکز بیشتری داشته باشید و اگر دچار سوء تفاهم شدید، به واضح شدن مطلب کمک می کند.

6️⃣ عوامل پرت کننده حواس را رها کنید
وقتی با کسی صحبت می کنید یا قرار است برای او وقت بگذارید، کلنجار رفتن با گوشی موبایل کار درست و مؤدبانه‌ای نیست. شاید نتوانیم موبایل و تکنولوژی را رها کنیم، اما همین که به خودمان زحمت دهیم و سرمان را از روی گوشی یا تبلت بلند کنیم، ارتباطات بهتر و مؤثرتری خواهیم داشت.

7️⃣ پیامتان متناسب با مخاطب تان باشد
افرادی که بهترین مهارت‌های ارتباطی را دارند، با توجه به اینکه طرف مقابلشان در چه جایگاهی است، صحبت‌هایشان را متناسب می کنند. قطعاً برای صحبت کردن با همکاران و رئیستان در مقایسه با وقتی که با فرزندان یا والدین خود حرف می زنید، زبان و مکالمه‌ی متفاوتی را در پیش می گیرید.

8️⃣ مختصر و مفید باشید

9️⃣ همدلی‌تان را گسترش دهید
یک ارتباط خوب دوطرفه است. اگر بتوانید دیدگاه‌های مخالف را در نظر بگیرید، به‌راحتی می توانید بر اضطرابی که هنگام برقراری ارتباط با دیگران دارید، فائق آیید. همدلی کردن به شما کمک می کند ارتباطتان با دیگران را بهتر درک کنید و واکنش‌های مؤثرتری از خود نشان دهید.

🔟 واقعاً گوش کنید
بهترین قدمی که می توانید در راستای بهبود مهارت‌های ارتباطی‌تان بردارید، این است یاد بگیرید واقعاً گوش دهید، بدون این که صحبت طرف مقابل را قطع کنید، اجازه دهید حرفش را کامل بزند. این کار بسیار سختی است، اما یک گفت و گوی مؤثر، مجموعه‌ای از کلمات است که به زیبایی با گوش دادن پیوند می خورد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎯 صداقت

اگر "راستی" بکارید، اعتماد برداشت خواهید کرد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers