سقراط:
داناترین فرد زنده در جهان منم
چونکه می دانم که هیچی نمی دانم .
این جهل سقراطی که بعدها به نام " جهل فرهیخته" معروف شد
نقطه مقابل " توهم دانایی" است.
حتما داستان ماکس پلانک برنده جایزه نوبل فیزیک و شوفرش
که بعدها به " اثر شوفر " معروف شد را شنیده اید.
این اثر ناشی از توهم دانایی است که افراد همه چیز دان ، با مطالعه اندک و ناقص یا خواندن مطالب جسته گریخته
فکر می کنند دانش کافی درباره علوم مختلف کسب کرده اند.
مثال عینی مدیران متوهمی که می خواستند با یک میلیون تومان شغل ایجاد کنند .
همه چیزدانهای متوهم که مدعی اند برای اداره کل دنیا هم برنامه دارند
ولی عرضه اداره یک کسب و کار کوچک را هم ندارند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
داناترین فرد زنده در جهان منم
چونکه می دانم که هیچی نمی دانم .
این جهل سقراطی که بعدها به نام " جهل فرهیخته" معروف شد
نقطه مقابل " توهم دانایی" است.
حتما داستان ماکس پلانک برنده جایزه نوبل فیزیک و شوفرش
که بعدها به " اثر شوفر " معروف شد را شنیده اید.
این اثر ناشی از توهم دانایی است که افراد همه چیز دان ، با مطالعه اندک و ناقص یا خواندن مطالب جسته گریخته
فکر می کنند دانش کافی درباره علوم مختلف کسب کرده اند.
مثال عینی مدیران متوهمی که می خواستند با یک میلیون تومان شغل ایجاد کنند .
همه چیزدانهای متوهم که مدعی اند برای اداره کل دنیا هم برنامه دارند
ولی عرضه اداره یک کسب و کار کوچک را هم ندارند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
📕 توهم دانایی ؛
🔰در ممالکی مانند ایران متاسفانه پدیده «اثر شوفر» خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است.
🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیدهاند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».
صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند «اثر شوفر» است!
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد. افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.
🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.
📕سقراط می گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در ممالکی مانند ایران متاسفانه پدیده «اثر شوفر» خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است.
🔴اکثر ایرانیان دعای معروفی که منسوب به کوروش پادشاه ایران باستان است را شنیدهاند. با این مضمون که؛
«خدایا! سرزمین ایران و مردمانش را از شر دشمن، خشکسالی و دروغ محافظت کن».
صاحبنظران اقتصادی اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند «اثر شوفر» است!
🔴اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد ، یک تور دور آلمان می گذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند. چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند, راننده اش احساس می کند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک می گوید : شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الان می توانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم. می خواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود. پلانک هم قبول میکند!
🔴شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند. در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سوالی را مطرح میکند. شوفر که جواب سوال را نمی داند در نهایت خونسردی میگوید: «من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سوالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد! شوفر عزیز ، لطفا شما به سوال ایشان پاسخ دهید»!
🔴امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را «اثر شوفر» گذاشته اند. این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا می شوند. دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد. افراد سطحینگر صرفا بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند ، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است. نه خود دانستن.
🔴توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم. یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است.
🔴حال اگر همان یک جلسه ، روالی ماندگار شود ، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد! و دریغا که در تطابق اجتماعی ، این داستان چقدر آشناست! مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کرده اند.
📕سقراط می گفت من داناترین فردم! چون تنها کسی هستم که می دانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند.
📙این جهل سقراطی که بعدها "نیکلاس کوزایی" آن را «جهلِ فرهیخته» نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم. زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
❤1
📕بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعه يافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمیشوند.
🔰در پاسخ به این سوال که ؛
🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".
🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.
🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمیکند، کمتر دروغ میگوید، ریاکاری و چاپلوسی نمیکند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمیزند، در مورد کسی بر اساس شنیدهها قضاوت نمیکند، به حقوق شهروندی دیگران احترام میگذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....
🔰به طور کلی رابطهای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصلهاش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمیخواند محکوم به سیهروزی و ناکامی است .
🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانیها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...
🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکردهام» «من اين شخص را يکبار ديدهام و نمیتوانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .
🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقیتر ميشود و از منظر توسعه يافتگی چقدر جامعه تخصصیتر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هستهای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمیکند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب میزنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمیشوند ...
🔰 اگر سکوت برقرار شود آدمها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران
✅ امام علی میفرمايد: مومن کسی ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره میپرسد تا بفهمد ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
✔️مؤلّفه های خودشكوفایی از دیدگاه مزلو
✍️ مصطفی ملکیان
1. عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
2. خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
3. چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
4. در كار و زندگى، همّ و غمّشان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
5. شوخطبعى فراوان دارند.
6. میتوانند به زندگى نظر آفاقى (=عینى) داشته باشند.
7. بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
8. نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
9. دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
10. میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
11. فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
12. احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت درافتادهاند.
13. احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
14. گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
15. معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
❇️ کتابهای مزلو | یكى Motivation and Personality
(= انگیزش و شخصیت)
(چاپ نخست ۱۹۵۴ و ویراستۀ دوّم ۱۹۷۰)
| دیگرى Towards a Psychology of Being
(= به سوى یك روانشناسی بودن)
(چاپ نخست ۱۹۶۲ و ویراستۀ دوّم ۱۹۶۸)
❇️ برگرفته از کتاب «مهر ماندگار»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ مصطفی ملکیان
1. عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
2. خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
3. چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
4. در كار و زندگى، همّ و غمّشان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
5. شوخطبعى فراوان دارند.
6. میتوانند به زندگى نظر آفاقى (=عینى) داشته باشند.
7. بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
8. نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
9. دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
10. میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
11. فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
12. احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت درافتادهاند.
13. احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
14. گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
15. معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
❇️ کتابهای مزلو | یكى Motivation and Personality
(= انگیزش و شخصیت)
(چاپ نخست ۱۹۵۴ و ویراستۀ دوّم ۱۹۷۰)
| دیگرى Towards a Psychology of Being
(= به سوى یك روانشناسی بودن)
(چاپ نخست ۱۹۶۲ و ویراستۀ دوّم ۱۹۶۸)
❇️ برگرفته از کتاب «مهر ماندگار»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢نحوه کار با رئیسی که انتظارات غیرواقعی دارد!
🔸فارغ از اینکه رئیس شما سرپرست بخش باشد یا مدیرعامل شرکت، همه مدیران در مقاطع خاصی انتظارات غیرواقعی دارند، اما برخی مدیران بیشتر اوقات غیرواقعی هستند. آنها حقایق موجود را مدنظر قرار نمیدهند یا به جای اینکه به افراد و رویدادها در شرکت حال حاضر توجه کنند از روی عادت به تجربه خود در شرکت قبلی یا شرکتهای دیگر ارجاع میکنند.
🔸وقتی برای چنین مدیرانی کار میکنید ممکن است احساس کنید شکست خواهید خورد. به مبارزه طلبیدن مدیر ممکن است خطرناک باشد و حتی بیان نظرتان نیز ممکن است امنیت شما را تضمین نکند. شاید شما تجربه و اطلاعات کافی برای انجام دستورات رئیس خود داشته باشید، اما با وجود این ممکن است با هر تقاضای او تحت فشار زیادی قرار بگیرید.
🔸قبل از آنکه به این تصمیم برسید که وقت بهروزرسانی رزومهتان فرا رسیده است، این روشها را امتحان کنید تا برای خودتان تعادل بهتری ایجاد کنید و بتوانید روابط خود را با یک رئیس پرتوقع مستحکمتر کنید.
🔺برای مدیریت خودتان، بر بدن خود مسلط باشید:
اگر فشار ناشی از درخواستهای رئیستان شما را در وضعیت "بجنگ یا فرار کن " یا "هیچ کاری نکن" قرار داد، اول خودتان را آرام کنید تا بتوانید فکرتان را جمع کنید و یک عمل سنجیده و مناسب انجام دهید.
🔺ابتدا درباره اصول به توافق برسید؛ سپس جزئیات واقعی را با هم در میان بگذارید:
ممکن است همیشه اینطور احساس نکنید اما شما و رئیستان از لحاظ تئوری یک ماموریت مشترک دارید و برخی اهداف مشترک، و نشان دادن اینکه هر دو سوار یک قایق هستید میتواند برای شما روشنگر راهی باشد که قادر باشید برخی از واقعیات عملی را شرح دهید.
🔺استعداد سخنسنجی خود را به کار گیرید تا فیدبک سریع و مفید دریافت کنید:
غیرممکن است که رئیس شما برنامهریزی کند که غیرواقعگرا یا بیانصاف باشد. احتمال زیادی وجود دارد که آنها دارای منطق خاصی باشند که به درستی و به وضوح منتقل نکردهاند، یا شاید آگاهی دقیقی از خودشان ندارند. به جای آنکه به خود بگویید «این مسخره است!» چک کنید و مطمئن شوید که آنچه رئیستان واقعا میخواهد را درک کردهاید و میتوانید آن را ارائه دهید.
◀️ در نهایت، مدل رفتاری و روش کار رئیس خود را مورد ارزیابی قرار دهید تا بفهمید که اگر رفتارتان کنشگر باشد پاسخ بهتری میگیرید یا اینکه اگر واکنشپذیر باشید.
هرچند کار کردن با یک مدیر غیرواقعنگر میتواند استیصالآور باشد، اما هدفتان باید دستیابی حداکثری سازمان به ماموریت خود با حفظ سلامت و عزت نفستان باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸فارغ از اینکه رئیس شما سرپرست بخش باشد یا مدیرعامل شرکت، همه مدیران در مقاطع خاصی انتظارات غیرواقعی دارند، اما برخی مدیران بیشتر اوقات غیرواقعی هستند. آنها حقایق موجود را مدنظر قرار نمیدهند یا به جای اینکه به افراد و رویدادها در شرکت حال حاضر توجه کنند از روی عادت به تجربه خود در شرکت قبلی یا شرکتهای دیگر ارجاع میکنند.
🔸وقتی برای چنین مدیرانی کار میکنید ممکن است احساس کنید شکست خواهید خورد. به مبارزه طلبیدن مدیر ممکن است خطرناک باشد و حتی بیان نظرتان نیز ممکن است امنیت شما را تضمین نکند. شاید شما تجربه و اطلاعات کافی برای انجام دستورات رئیس خود داشته باشید، اما با وجود این ممکن است با هر تقاضای او تحت فشار زیادی قرار بگیرید.
🔸قبل از آنکه به این تصمیم برسید که وقت بهروزرسانی رزومهتان فرا رسیده است، این روشها را امتحان کنید تا برای خودتان تعادل بهتری ایجاد کنید و بتوانید روابط خود را با یک رئیس پرتوقع مستحکمتر کنید.
🔺برای مدیریت خودتان، بر بدن خود مسلط باشید:
اگر فشار ناشی از درخواستهای رئیستان شما را در وضعیت "بجنگ یا فرار کن " یا "هیچ کاری نکن" قرار داد، اول خودتان را آرام کنید تا بتوانید فکرتان را جمع کنید و یک عمل سنجیده و مناسب انجام دهید.
🔺ابتدا درباره اصول به توافق برسید؛ سپس جزئیات واقعی را با هم در میان بگذارید:
ممکن است همیشه اینطور احساس نکنید اما شما و رئیستان از لحاظ تئوری یک ماموریت مشترک دارید و برخی اهداف مشترک، و نشان دادن اینکه هر دو سوار یک قایق هستید میتواند برای شما روشنگر راهی باشد که قادر باشید برخی از واقعیات عملی را شرح دهید.
🔺استعداد سخنسنجی خود را به کار گیرید تا فیدبک سریع و مفید دریافت کنید:
غیرممکن است که رئیس شما برنامهریزی کند که غیرواقعگرا یا بیانصاف باشد. احتمال زیادی وجود دارد که آنها دارای منطق خاصی باشند که به درستی و به وضوح منتقل نکردهاند، یا شاید آگاهی دقیقی از خودشان ندارند. به جای آنکه به خود بگویید «این مسخره است!» چک کنید و مطمئن شوید که آنچه رئیستان واقعا میخواهد را درک کردهاید و میتوانید آن را ارائه دهید.
◀️ در نهایت، مدل رفتاری و روش کار رئیس خود را مورد ارزیابی قرار دهید تا بفهمید که اگر رفتارتان کنشگر باشد پاسخ بهتری میگیرید یا اینکه اگر واکنشپذیر باشید.
هرچند کار کردن با یک مدیر غیرواقعنگر میتواند استیصالآور باشد، اما هدفتان باید دستیابی حداکثری سازمان به ماموریت خود با حفظ سلامت و عزت نفستان باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳️⭕️ *داستان های مدیریتی: فوائد پاره آجر!!*
🔴روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی میگذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت:
🌀"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.
✅نکته ها :
🔸نکته اخلاقی : در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب کنند! خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش بکنیم یا نکنیم!
🔹نکته مدیریتی : به محیط داخلی و خارجی سازمان خود به اندازه کافی توجه داشته باشید. ذینفعان داخلی و خارجی سازمان را در نظر بگیرید و به خواستها و نیازهای آنها توجه کنید. نیروی انسانی به عنوان یک سیستم طبیعی زنده و هوشمند و سازمان به عنوان یک سیستم اجتماعی پیچیده، رفتارهای متنوع و پیچیدهای از خود نشان میدهند که حکم «پاره آجر» حکایت را دارند اما به آن سادگی که مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مدیران نخواهند توانست «پاره آجرهای» نیروی انسانی و سازمان را درک کنند چرا که نوع آنها متنوع، پیچیده بوده و دارای معانی مختلف هستند و ممکن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراین باید شناخت کافی نسبت به نیروی انسانی و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبک متناسب با مدیریت آنها را بکار بندند. همچنین محیط خارجی سازمان نیز باید بررسی شود و «پاره آجرهایی» که در قالب فرصتها و تهدیدها در پیش روی سازمان قرار میگیرند، پیش از آنکه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسایی شده و رفتار مناسب برای برخورد با آنها اتخاذ شود.
داستان_مدیریتی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی میگذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت:
🌀"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم". مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.
✅نکته ها :
🔸نکته اخلاقی : در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب کنند! خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف میزند. اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجر به سمتمان پرتاب کند. این انتخاب خودمان است که گوش بکنیم یا نکنیم!
🔹نکته مدیریتی : به محیط داخلی و خارجی سازمان خود به اندازه کافی توجه داشته باشید. ذینفعان داخلی و خارجی سازمان را در نظر بگیرید و به خواستها و نیازهای آنها توجه کنید. نیروی انسانی به عنوان یک سیستم طبیعی زنده و هوشمند و سازمان به عنوان یک سیستم اجتماعی پیچیده، رفتارهای متنوع و پیچیدهای از خود نشان میدهند که حکم «پاره آجر» حکایت را دارند اما به آن سادگی که مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مدیران نخواهند توانست «پاره آجرهای» نیروی انسانی و سازمان را درک کنند چرا که نوع آنها متنوع، پیچیده بوده و دارای معانی مختلف هستند و ممکن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراین باید شناخت کافی نسبت به نیروی انسانی و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبک متناسب با مدیریت آنها را بکار بندند. همچنین محیط خارجی سازمان نیز باید بررسی شود و «پاره آجرهایی» که در قالب فرصتها و تهدیدها در پیش روی سازمان قرار میگیرند، پیش از آنکه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسایی شده و رفتار مناسب برای برخورد با آنها اتخاذ شود.
داستان_مدیریتی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*معمای تربیت*
■تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و … اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
□کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم؟ چگونه اضطراب را از خود دور کنیم؟ موفقیت چیست؟ ازدواج برای حل چه مشکلی است؟ در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم؟ … در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
●داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
○از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
■به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است. هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
□جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیاء را بیاموزند.» میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
●اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
○بسیاراند پدرانی که نمیدانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یکبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
■عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم. نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املاء و انشاء نیاز به معلم و آموزش دارند. تربیت خودمان را آغاز کنیم....
منبع ؛ «کانال رشد و توسعه »
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
■تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و … اما سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را به ما یاد ندادند.
□کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم؟ چگونه اضطراب را از خود دور کنیم؟ موفقیت چیست؟ ازدواج برای حل چه مشکلی است؟ در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم؟ … در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوههای نقد را به ما نیاموختند.
●داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳میگوید: «اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانههای آن کشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیشبینی کنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت میکنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
○از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میانسالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟!
■به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی میکند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است. هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر میرویم و وقتی به خانه برمیگردیم، چند خط نمیتوانیم دربارۀ آنچه دیدهایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیدهایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است.
□جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم میگفت: «اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیاء را بیاموزند.» میگفت: «کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
●اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمیتواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشیهای غارنشینان نشان میدهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.
○بسیاراند پدرانی که نمیدانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یکبار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمیدهد.
■عجایب را در آسمانها میجوییم، ولی یکبار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشدهایم. نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املاء و انشاء نیاز به معلم و آموزش دارند. تربیت خودمان را آغاز کنیم....
منبع ؛ «کانال رشد و توسعه »
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
الهی
بهترین آغازها آنست که
با تکیه بر نام و حضور تو باشد
با توکل به اسم اعظمت
آغاز میکنیم روزمان را،
الهی! هر جا که تو باشی
نگاه ها مهربان
کلامها محبت آمیز
رفتارها سرشار از مهر میشوند
الهی
تو باش تا همه چیز سامان یابد
🍃🌸🍃🌸
سلام
صبح شنبه تون اولین روز پاییزی تون بخیر و سلامتی و توفيقات الهي
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
الهی
بهترین آغازها آنست که
با تکیه بر نام و حضور تو باشد
با توکل به اسم اعظمت
آغاز میکنیم روزمان را،
الهی! هر جا که تو باشی
نگاه ها مهربان
کلامها محبت آمیز
رفتارها سرشار از مهر میشوند
الهی
تو باش تا همه چیز سامان یابد
🍃🌸🍃🌸
سلام
صبح شنبه تون اولین روز پاییزی تون بخیر و سلامتی و توفيقات الهي
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
.
🔰 ۱۲ اصل جهانی گالوپ
🔸موسسه نظرسنجی گالوپ بعد از مصاحبه با ۱۰ میلیون نفر کارمند در سراسر دنیا به ۱۲ شاخص مهم رسیده است.
▫️این موسسه پیشنهاد می کند در صورتی که رهبران سازمان موارد ذیل را برای کارمندان محقق سازند می توانند کارکنانی وفادار و بهرهور داشته باشند.:
1️⃣ میدانم که انتظار و چشم داشت از من در محیط کار چیست.
2️⃣ مواد و تجهیزاتی که نیاز دارم تا کارم را درست انجام دهم، در اختیار من است.
3️⃣ هر روز در محل کار فرصت این را دارم تا بهترین کار را انجام دهم.
4️⃣ طی هفته اخیر تشویق و تحسین برای انجام کارهای خوب دریافت کردم.
5️⃣ مدیر من در محل کار به عنوان یک انسان به من اهمیت میدهد.
6️⃣ کسی در محل کارم هست که من را به رشد و توسعه خودم دلگرم می کند.
7️⃣ در محل کارم عقاید و نظرات من به حساب می آید.
8️⃣ ماموریت یا مقصد سازمان سبب می شود احساس کنم شغل من مهم است.
9️⃣ همکارانم متعهد به انجام کارهای با کیفیت هستند.
🔟 بهترین دوستانم را در محل کار دارم.
1️⃣1️⃣ طی شش ماه اخیر کسانی در محل کارم با من درباره پیشرفتم صحبت کردند.
2️⃣1️⃣ طی سال گذشته فرصت هایی در محل کارم برای رشد و پیشرفت داشتم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 ۱۲ اصل جهانی گالوپ
🔸موسسه نظرسنجی گالوپ بعد از مصاحبه با ۱۰ میلیون نفر کارمند در سراسر دنیا به ۱۲ شاخص مهم رسیده است.
▫️این موسسه پیشنهاد می کند در صورتی که رهبران سازمان موارد ذیل را برای کارمندان محقق سازند می توانند کارکنانی وفادار و بهرهور داشته باشند.:
1️⃣ میدانم که انتظار و چشم داشت از من در محیط کار چیست.
2️⃣ مواد و تجهیزاتی که نیاز دارم تا کارم را درست انجام دهم، در اختیار من است.
3️⃣ هر روز در محل کار فرصت این را دارم تا بهترین کار را انجام دهم.
4️⃣ طی هفته اخیر تشویق و تحسین برای انجام کارهای خوب دریافت کردم.
5️⃣ مدیر من در محل کار به عنوان یک انسان به من اهمیت میدهد.
6️⃣ کسی در محل کارم هست که من را به رشد و توسعه خودم دلگرم می کند.
7️⃣ در محل کارم عقاید و نظرات من به حساب می آید.
8️⃣ ماموریت یا مقصد سازمان سبب می شود احساس کنم شغل من مهم است.
9️⃣ همکارانم متعهد به انجام کارهای با کیفیت هستند.
🔟 بهترین دوستانم را در محل کار دارم.
1️⃣1️⃣ طی شش ماه اخیر کسانی در محل کارم با من درباره پیشرفتم صحبت کردند.
2️⃣1️⃣ طی سال گذشته فرصت هایی در محل کارم برای رشد و پیشرفت داشتم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
•
«بیخردی از دیرباز مشکلی مزمن و همهگیر بوده است.»،.
«بیخردی زمان و مکان نمیشناسد؛ جهانشمول است –اگرچه عقاید و عادات هر زمان و مکان خاص، شکلی معین به آن میدهد؛ ارتباطی به نوع نظام ندارد:
هم سلطنت ممکن است موجد آن باشد، هم حکومت یک اقلیت قدرتطلب (الیگارشی)، و هم مردمسالاری (دموکراسی).
ویژهی ملت یا طبقهی بهخصوصی هم نیست.
طبقهی کارگر و حکومتهای کمونیستیِ نمایندهی آن، همانگونه که تاریخ دوران اخیر بهخوبی نشان داد، در مسندِ قدرت بخردانهتر یا کارسازتر از طبقهی متوسط عمل نکردند…»
«بیخردی از دیرباز مشکلی مزمن و همهگیر بوده است.»،.
«بیخردی زمان و مکان نمیشناسد؛ جهانشمول است –اگرچه عقاید و عادات هر زمان و مکان خاص، شکلی معین به آن میدهد؛ ارتباطی به نوع نظام ندارد:
هم سلطنت ممکن است موجد آن باشد، هم حکومت یک اقلیت قدرتطلب (الیگارشی)، و هم مردمسالاری (دموکراسی).
ویژهی ملت یا طبقهی بهخصوصی هم نیست.
طبقهی کارگر و حکومتهای کمونیستیِ نمایندهی آن، همانگونه که تاریخ دوران اخیر بهخوبی نشان داد، در مسندِ قدرت بخردانهتر یا کارسازتر از طبقهی متوسط عمل نکردند…»
📖 تاریخ بی خردی
👤 باربارا تاکمن
🗃 تاریخی ادبیات_آمریکا
✍🏻 باربارا تاکمن در "تاریخ بی خردی" با ترکیب نمونه هایی گسترده، از تسلیم شدن غیر منطقی امپراتوری مونتزوما در سال 1520 تا حمله ژاپن به پرل هاربر، حماقت را بررسی و آن را به عنوان سیاست های غیر عاقلانه دولت ها و بر خلاف منافع آنها تعریف می کند. او در " تاریخ بی خردی" با جزئیاتی واضح چهار نقطه عطف تعیین کننده در تاریخ را که نشان از بی خردی دارند روشن می کند: جنگ تروجان ، تجزیه ی Holy See که توسط پاپ های رنسانس هدایت شد، از بین رفتن مستعمرات آمریکایی توسط جورج سوم و انگلیس و اشتباهات مداوم دولت امریکا در ویتنام. باربارا تاکمن در کتاب "تاریخ بی خردی" استعداد بالای خود را برای نشان دادن مردم، مکان ها و وقایع تاریخی به نمایش گذاشته است.
📕در پست بعدی pdf این کتاب تقدیم شما عزیزان میشود 👇
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👤 باربارا تاکمن
🗃 تاریخی ادبیات_آمریکا
✍🏻 باربارا تاکمن در "تاریخ بی خردی" با ترکیب نمونه هایی گسترده، از تسلیم شدن غیر منطقی امپراتوری مونتزوما در سال 1520 تا حمله ژاپن به پرل هاربر، حماقت را بررسی و آن را به عنوان سیاست های غیر عاقلانه دولت ها و بر خلاف منافع آنها تعریف می کند. او در " تاریخ بی خردی" با جزئیاتی واضح چهار نقطه عطف تعیین کننده در تاریخ را که نشان از بی خردی دارند روشن می کند: جنگ تروجان ، تجزیه ی Holy See که توسط پاپ های رنسانس هدایت شد، از بین رفتن مستعمرات آمریکایی توسط جورج سوم و انگلیس و اشتباهات مداوم دولت امریکا در ویتنام. باربارا تاکمن در کتاب "تاریخ بی خردی" استعداد بالای خود را برای نشان دادن مردم، مکان ها و وقایع تاریخی به نمایش گذاشته است.
📕در پست بعدی pdf این کتاب تقدیم شما عزیزان میشود 👇
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تاریخ بی خردی - باربارا تاکمن.zip
10.4 MB
📕پی دی آف کتاب تاریخ بی خردی
💐تقدیم شما همراهان گرانقدر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💐تقدیم شما همراهان گرانقدر
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 ویژگی های مدیران برتر از نگاه گوگل
📌شش ویژگی که گوگل اعتقاد دارد بهترین مدیران را خواهد ساخت به شرح زیر است:
1⃣ مربی خوبی باشید: یا به کارمندانتان اهمیت میدهید یا نمیدهید؛ حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت میدهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندانتان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند.
این اولین ۵۰درصد از یک مربی خوب بودن است. ۵۰ درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیلکننده هستید نه یک حلکننده مساله.
سوالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید.
2⃣گروه را تقویت کنید و مدیریت ذرهبینی نداشته باشید: قطعاً هیچکس دوست ندارد بهصورت ذرهبینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد، نشان میدهد کارمندانی که توانمند شدهاند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش مییابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه میشود.
3⃣یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت میدهید: کامیابی فردی معمولاً نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از این که عضوی از یک گروه برنده باشند لذت میبرند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آن ها اهمیت میدهند واکنشهای مثبت نشان میدهند.
4⃣ سازنده و نتیجهگرا باشید: بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آنها را در اختیارشان قرار دهید.
5⃣ارتباط دهنده خوبی باشید، گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید: بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که به راحتی شکل نمیگیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایهگذاری کنید و برای گوش دادن وقت بگذارید.
6⃣ استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید: اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشمانداز و استراتژی کنید، نه این که آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد میکند و دومی تبعیت.
📍لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفتوگو با نیویورک تایمز میگوید: بعد از اجرای این پروژه، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند.
📚منبع: دنیای اقتصاد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌شش ویژگی که گوگل اعتقاد دارد بهترین مدیران را خواهد ساخت به شرح زیر است:
1⃣ مربی خوبی باشید: یا به کارمندانتان اهمیت میدهید یا نمیدهید؛ حد متوسطی وجود ندارد. اگر اهمیت میدهید، پس زمان و انرژی صرف کنید تا به کارمندانتان کمک کنید نسخه بهتری از خودشان شوند.
این اولین ۵۰درصد از یک مربی خوب بودن است. ۵۰ درصد دیگر این است که بدانید شما یک تسهیلکننده هستید نه یک حلکننده مساله.
سوالات مناسب بپرسید، فقط پاسخ ندهید.
2⃣گروه را تقویت کنید و مدیریت ذرهبینی نداشته باشید: قطعاً هیچکس دوست ندارد بهصورت ذرهبینی مدیریت شود. تحقیقی که توسط گرچن اسپرایتزر متخصص توانمندسازی انجام شد، نشان میدهد کارمندانی که توانمند شدهاند رضایت شغلی و تعهد سازمانی بالاتری دارند که در نتیجه خروج نیرو کاهش مییابد و باعث افزایش عملکرد و انگیزه میشود.
3⃣یک محیط جامع ایجاد کنید و نشان دهید به موفقیت و کار خوب اهمیت میدهید: کامیابی فردی معمولاً نتیجه یک تلاش جمعی است. افراد از این که عضوی از یک گروه برنده باشند لذت میبرند. کارمندان نسبت به مدیرانی که به موفقیت آن ها اهمیت میدهند واکنشهای مثبت نشان میدهند.
4⃣ سازنده و نتیجهگرا باشید: بازدهی کارمندان را بسیار جدی بگیرید و ابزار مناسب برای بازدهی کارآمد آنها را در اختیارشان قرار دهید.
5⃣ارتباط دهنده خوبی باشید، گوش کنید و اطلاعات را به اشتراک بگذارید: بزرگترین مشکل در ارتباطات این است که به راحتی شکل نمیگیرد، زیرا تلاشی از سوی گیرنده و فرستنده وجود ندارد. در ارتباطات بین کارمندان سرمایهگذاری کنید و برای گوش دادن وقت بگذارید.
6⃣ استراتژی مشخصی برای گروه داشته باشید: اگر ستاره شمالی نباشد، کارمندان کشتی را به صخره خواهند کوبید. کارمندان را مجاب به ساخت چشمانداز و استراتژی کنید، نه این که آن را به خوردشان دهید؛ اولی تعهد ایجاد میکند و دومی تبعیت.
📍لازلو باک، مدیر وقت عملیات انسانی گوگل در گفتوگو با نیویورک تایمز میگوید: بعد از اجرای این پروژه، بدترین مدیران ما از لحاظ کیفیت بیش از ۷۵ درصد پیشرفت کردند.
📚منبع: دنیای اقتصاد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢کوه یخ بیاطلاعی
✅مدل کوه یخ یکی از ابزارهای تفکر سیستمی مهمی است که بر مدلهای ذهنی متمرکز است. به عبارت دیگر، تفکر سیستمی شامل مجموعهای از مفاهیم و ابزارهایی است که بر روابطی که هر سیستمی را تشکیل میدهند، تمرکز میکند.
نظریه کوه یخ بی اطلاعی میگویند: اطلاعاتی که ما مشاهده میکنیم، فقط بخشی از حقایق را شامل میشوند و در بسیاری از مواقع قسمت مهم آن مانند کوه یخ زیر آب است.
ممکن است با این نظریه آشنا باشیم. اما خیلی اوقات که با یک پدیده جدید مواجه میشویم، فراموش میکنیم از خودمان ۲ سوال مهم بپرسیم:
۱- آیا چیزی که در حال مشاهدهاش هستم کل داستان است یا فقط نوک کوه یخ است؟
۲- برای دیدن بخش زیر آب باید چه کنم
📌اصطلاح «کوه یخ بیاطلاعی» را نخستین بار محققی به نام سیدنی یوشیدا بعد از مطالعهای که در سال 1989 انجام داد، مطرح کرد.
📍نتایج این مطالعه نشان داد:
🔹مدیران ارشد تنها نسبت به 4 درصد مشکلات سازمان آگاهی دارند.
🔹مدیران میانی تنها نسبت به 9 درصد مشکلات سازمان آگاهی دارند.
🔹سرپرستان از 74 درصد مشکلات اطلاع دارند.
و
🔹کارکنان خط مقدم، از تمامی مشکلات اطلاع داشته و نسبت به آن ها آگاه هستند.
روش کوه یخی یک رویکرد سیستمی و کاربردی در حل خلاق مسائل است كه طبق آن، تحليل يك مسئله شامل چهار مرحله یا لایه اصلی است.
این رویکرد بیان می دارد که مشکلات ما عموما به مثابه یک کوه یخی می باشند که ما تنها ده درصد آنها را مشاهده می کنیم و مابقی آن از دید ما پنهان است.
✅ چهار سطح روش کوه یخ بی اطلاعی ؛
اولین سطح از بررسی مسئله يعني لايه اول كوه يخي، بررسي و ثبت وقايع و رخدادهاي قابل مشاهده است كه در هنگام بروز یک مشکل مشهود هستند.
در سطح دوم در واقع، لایه دوم کوه یخی بررسی الگوهای رفتاری مسئله و سوابق آن در گذشته است.
در سطح سوم از تحلیل مسئله به روش کوه یخی، بررسی ساختارهای مسئله و توجه به مجموعه علت و معلولهايي مطرح است كه بر يكديگر اثر گذاشته و مشكل را ايجاد كردهاند.
در لايه چهارم و آخرین لایه از روش کوه یخی این نکته مورد توجه قرار میگیرد که ساختارهای مسئله چگونه شکل گرفتهاند، بررسیها نشان دهندهی این مطلب هستند که ذهنیات افراد باعث به وجود آمدن ساختارهای مسائل میشوند و اساسا ساختارها بر اساس تصمیمات انسانی شکل میگیرند.
پس حل ريشهاي مشكل را بايد در ذهنيات افراد مرتبط و درگیر با آن جستجو کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅مدل کوه یخ یکی از ابزارهای تفکر سیستمی مهمی است که بر مدلهای ذهنی متمرکز است. به عبارت دیگر، تفکر سیستمی شامل مجموعهای از مفاهیم و ابزارهایی است که بر روابطی که هر سیستمی را تشکیل میدهند، تمرکز میکند.
نظریه کوه یخ بی اطلاعی میگویند: اطلاعاتی که ما مشاهده میکنیم، فقط بخشی از حقایق را شامل میشوند و در بسیاری از مواقع قسمت مهم آن مانند کوه یخ زیر آب است.
ممکن است با این نظریه آشنا باشیم. اما خیلی اوقات که با یک پدیده جدید مواجه میشویم، فراموش میکنیم از خودمان ۲ سوال مهم بپرسیم:
۱- آیا چیزی که در حال مشاهدهاش هستم کل داستان است یا فقط نوک کوه یخ است؟
۲- برای دیدن بخش زیر آب باید چه کنم
📌اصطلاح «کوه یخ بیاطلاعی» را نخستین بار محققی به نام سیدنی یوشیدا بعد از مطالعهای که در سال 1989 انجام داد، مطرح کرد.
📍نتایج این مطالعه نشان داد:
🔹مدیران ارشد تنها نسبت به 4 درصد مشکلات سازمان آگاهی دارند.
🔹مدیران میانی تنها نسبت به 9 درصد مشکلات سازمان آگاهی دارند.
🔹سرپرستان از 74 درصد مشکلات اطلاع دارند.
و
🔹کارکنان خط مقدم، از تمامی مشکلات اطلاع داشته و نسبت به آن ها آگاه هستند.
روش کوه یخی یک رویکرد سیستمی و کاربردی در حل خلاق مسائل است كه طبق آن، تحليل يك مسئله شامل چهار مرحله یا لایه اصلی است.
این رویکرد بیان می دارد که مشکلات ما عموما به مثابه یک کوه یخی می باشند که ما تنها ده درصد آنها را مشاهده می کنیم و مابقی آن از دید ما پنهان است.
✅ چهار سطح روش کوه یخ بی اطلاعی ؛
اولین سطح از بررسی مسئله يعني لايه اول كوه يخي، بررسي و ثبت وقايع و رخدادهاي قابل مشاهده است كه در هنگام بروز یک مشکل مشهود هستند.
در سطح دوم در واقع، لایه دوم کوه یخی بررسی الگوهای رفتاری مسئله و سوابق آن در گذشته است.
در سطح سوم از تحلیل مسئله به روش کوه یخی، بررسی ساختارهای مسئله و توجه به مجموعه علت و معلولهايي مطرح است كه بر يكديگر اثر گذاشته و مشكل را ايجاد كردهاند.
در لايه چهارم و آخرین لایه از روش کوه یخی این نکته مورد توجه قرار میگیرد که ساختارهای مسئله چگونه شکل گرفتهاند، بررسیها نشان دهندهی این مطلب هستند که ذهنیات افراد باعث به وجود آمدن ساختارهای مسائل میشوند و اساسا ساختارها بر اساس تصمیمات انسانی شکل میگیرند.
پس حل ريشهاي مشكل را بايد در ذهنيات افراد مرتبط و درگیر با آن جستجو کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰۵ روش کارآمد و ساده برای افزایش انگیزه کارکنان
دنیا پر از کارمندانی است که جز دریافت حقوق، انگیزهای برای کار کردن ندارند. این بیانگیزگی دلایل مختلفی از عدم امید به پیشرفت تا نادیده گرفتن تلاشها و احساس عدم حمایت از سوی سازمان دارد، اما در نهایت همه آنها به کاهش بازدهی پرسنل و کل مجموعه منجر میشوند.
بر اساس مطالعهای از موسسه «دیل کارنگی» کمتر از ۲۵ درصد از کارکنان شاغل در پستهای غیرمدیریتی انگیزه کافی برای تلاش دارند. این واقعیت مخرب، شرکتها را از دستیابی به پتانسیل کامل باز میدارد.
اما در ادامه به ۵ راهکار ساده اشاره شده که از طریق آنها میتوان غول انگیزه را درون کارکنان بیدار کرد.
ارتباط بهتری با کارکنان برقرار کنید
اهمیت برقراری ارتباط سازنده با پرسنل اغلب نادیده گرفته میشود اما نه تنها باید با آنها ارتباط چهره به چهره داشته باشید، بلکه این اتفاق باید به صورت مکرر انجام شود. کارکنان شما باید با گوشت و پوست خود مورد احترام و ارزشمند بودن را حس کنند و اینکار راهی جز برقراری ارتباط فردی با آنها ندارد.
یک الگو باشید
تا زمانی که کارکنان حس سختکوشی و تلاش برای رسیدن به اهداف را در شما نبینند، در این راه قدم نخواهند گذاشت. از طرف دیگر آنها به محض مشاهده هیجان پیشرفت در شما، خود هم برانگیخته خواهند شد.
به آنها قدرت تصمیم گیری بدهید
بسیاری از کارکنان ایدههایی را برای انجام بهتر در سر دارند اما تا زمانی که از آنها نخواهید احتمالا آنها را برایتان مطرح نخواهند کرد. همچنین از دخالت در ریزترین جزییات کارها خودداری کرده و در برخی موارد، مثل ارائه خدمات اضافه به مشتری قدرت تصمیم گیری را به خود آنها تفویض کنید.
فرصت پیشرفت را فراهم کنید
اگر پرسنل بدانند در ازای رسیدن به نقطهای خاص، فرصت پیشرفت برایشان فراهم است، از جان مایه خواهند گذاشت. با فراهم کردن امکان شرکت در دورههای آموزشی و فراگرفتن مهارتهای جدید به کارکنان انگیزه بدهید. این کار علاوه بر انگیزه بخشی به کارکنان، شرکت یا سازمان شما را هم به عنوان محلی ایدهآل برای اشتغال معرفی خواهد کرد.
مشوق در نظر بگیرید
مشوقها فارغ از ارزش مادی همیشه یکی از بهترین راهها برای انگیزه بخشی هستند. اینکار را میتوانید با ارائه اضافه حقوق، مرخصی تشویقی، اهدای کارت هدیه، بلیط سینما یا دیگر موارد نه چندان پر هزینه انجام داده و ارزشمند بودنِ تلاش کارکنان را ثابت کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دنیا پر از کارمندانی است که جز دریافت حقوق، انگیزهای برای کار کردن ندارند. این بیانگیزگی دلایل مختلفی از عدم امید به پیشرفت تا نادیده گرفتن تلاشها و احساس عدم حمایت از سوی سازمان دارد، اما در نهایت همه آنها به کاهش بازدهی پرسنل و کل مجموعه منجر میشوند.
بر اساس مطالعهای از موسسه «دیل کارنگی» کمتر از ۲۵ درصد از کارکنان شاغل در پستهای غیرمدیریتی انگیزه کافی برای تلاش دارند. این واقعیت مخرب، شرکتها را از دستیابی به پتانسیل کامل باز میدارد.
اما در ادامه به ۵ راهکار ساده اشاره شده که از طریق آنها میتوان غول انگیزه را درون کارکنان بیدار کرد.
ارتباط بهتری با کارکنان برقرار کنید
اهمیت برقراری ارتباط سازنده با پرسنل اغلب نادیده گرفته میشود اما نه تنها باید با آنها ارتباط چهره به چهره داشته باشید، بلکه این اتفاق باید به صورت مکرر انجام شود. کارکنان شما باید با گوشت و پوست خود مورد احترام و ارزشمند بودن را حس کنند و اینکار راهی جز برقراری ارتباط فردی با آنها ندارد.
یک الگو باشید
تا زمانی که کارکنان حس سختکوشی و تلاش برای رسیدن به اهداف را در شما نبینند، در این راه قدم نخواهند گذاشت. از طرف دیگر آنها به محض مشاهده هیجان پیشرفت در شما، خود هم برانگیخته خواهند شد.
به آنها قدرت تصمیم گیری بدهید
بسیاری از کارکنان ایدههایی را برای انجام بهتر در سر دارند اما تا زمانی که از آنها نخواهید احتمالا آنها را برایتان مطرح نخواهند کرد. همچنین از دخالت در ریزترین جزییات کارها خودداری کرده و در برخی موارد، مثل ارائه خدمات اضافه به مشتری قدرت تصمیم گیری را به خود آنها تفویض کنید.
فرصت پیشرفت را فراهم کنید
اگر پرسنل بدانند در ازای رسیدن به نقطهای خاص، فرصت پیشرفت برایشان فراهم است، از جان مایه خواهند گذاشت. با فراهم کردن امکان شرکت در دورههای آموزشی و فراگرفتن مهارتهای جدید به کارکنان انگیزه بدهید. این کار علاوه بر انگیزه بخشی به کارکنان، شرکت یا سازمان شما را هم به عنوان محلی ایدهآل برای اشتغال معرفی خواهد کرد.
مشوق در نظر بگیرید
مشوقها فارغ از ارزش مادی همیشه یکی از بهترین راهها برای انگیزه بخشی هستند. اینکار را میتوانید با ارائه اضافه حقوق، مرخصی تشویقی، اهدای کارت هدیه، بلیط سینما یا دیگر موارد نه چندان پر هزینه انجام داده و ارزشمند بودنِ تلاش کارکنان را ثابت کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
💢چطور یک رهبر و مدیر قاطع باشیم؟
در طول دوره کاری حرفهایتون تا الان چند نفر مدیر و رهبر رو دیدین که زورگو و سختگیر باشن؟ چند نفرشون رو دیدین که آسونگیر و تحت تاثیر باشن؟
♦️قاطع بودن یک خصیصه مشترک بین تمام رهبران تاثیرگذار هست. رهبران قاطع قبل از هرچیزی نگرش “ما میتوانیم برنده شویم” دارن و عقاید و احساساتشون رو به طور صادقانه به اشتراک میگذارن. در عین حال، به تمام اعضای تیم احترام گذاشته میشه و وقتی که مشکلی پیش میاد، اونها به دنبال راه حل میگردن.
♨️رهبران قاطع قادر هستن که اعتماد به نفسشون رو بسازن. شما به عنوان یک رهبر قاطه به حرف اعضای تیمتون گوش میدین، و اونها هم انتظارات شما رو میدونن و همین مورد بهتون کمک میکنه که بتونین بعضی اعضای پرخاشگر و سلطهجو در تیمتون رو کنترل کنین.
💯اما این به این معنی نیست که شما باید در کل مدت با اعضای تیم بصورت قاطعانه برخورد کنین. اینکه بدونین در چه زمانی قاطعیت به خرج بدید و در چه زمانی کوتاه بیاین یکی از چیزهاییه که باید در مورد قاطعیت در رهبری در موردش آگاهی داشته باشین
✔️حقیقت اینه که هم سختگیری بیش از حد و هم آسونگیری زیاد از حد برای یک رهبر خوب نیست. رهبرانی که چنین ویژگیهای شخصیتیای رو داشته باشند از حمایت تیمشون برخوردار نیستند. در عوض، موثرترین رهبران از عنصر قاطعیت برای انگیزهدهی به تیم و کنترل کردن شرایط بحرانی به طرزی کارآمد استفاده میکنن.
✅اما قاطعیت دقیقا به چه معناست و چه موقع باید در برابر تیمتون ازش استفاده کنین؟
برای درک بهتر مفهموم قاطعیت باید اول خیلی سریع چهار الگوی رفتاری که روزانه باهاشون سروکار دارین رو بررسی کنیم.
🔷منفعل:
افرادی که از تعارضات و تضادها اجتناب میکنن، ازشون استفاده میشه و اغلب به خاطر مسائل پیش اومده عذرخواهی میکنن.
🔷پرخاشگر:
بسیاری از افراد کسانی رو که رفتار تهاجمی دارن رو افرادی همیشه حق به جانب و سریع الانتقاد از دیگران میدونن و همچنین کسانی هستن که عقاید دیگران رو تحقیر میکنن.
🔷منفعل-پرخاشگر:
علی رغم اینکه از برخورد اجتناب میکنن، در عین حال میتونن دیگران رو بازی بدن و تلاش میکنن روی بقیه سلطه پیدا کنن.
🔷قاطع:
این یک رفتار مناسب و متعادل و چیزی بین منفعل و پرخاشگر هست. افراد قاطع احساسات و عقایدشون رو کاملا بیان میکنن اما به دنبال یک الگوی برد-برد هستن.
طبق تحقیقات موسسه مایو کلینیک، قاطعانه برخورد کردن هستهی اصلی مهارتهای ارتباطی هست و به این معنیه که شما دیدگاههاتون رو شفاف و بی پرده بیان کنین و ازش دفاع کنین، و در عین حال به حقوق و عقاید دیگران هم احترام بگذارین. قاطع بودن خودباوری رو افزایش، و استرس رو کاهش میده و میتونین مطمئن باشین که با درپیش گرفتن قاطعیت افراد به وضوح منظور شما رو متوجه میشن.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در طول دوره کاری حرفهایتون تا الان چند نفر مدیر و رهبر رو دیدین که زورگو و سختگیر باشن؟ چند نفرشون رو دیدین که آسونگیر و تحت تاثیر باشن؟
♦️قاطع بودن یک خصیصه مشترک بین تمام رهبران تاثیرگذار هست. رهبران قاطع قبل از هرچیزی نگرش “ما میتوانیم برنده شویم” دارن و عقاید و احساساتشون رو به طور صادقانه به اشتراک میگذارن. در عین حال، به تمام اعضای تیم احترام گذاشته میشه و وقتی که مشکلی پیش میاد، اونها به دنبال راه حل میگردن.
♨️رهبران قاطع قادر هستن که اعتماد به نفسشون رو بسازن. شما به عنوان یک رهبر قاطه به حرف اعضای تیمتون گوش میدین، و اونها هم انتظارات شما رو میدونن و همین مورد بهتون کمک میکنه که بتونین بعضی اعضای پرخاشگر و سلطهجو در تیمتون رو کنترل کنین.
💯اما این به این معنی نیست که شما باید در کل مدت با اعضای تیم بصورت قاطعانه برخورد کنین. اینکه بدونین در چه زمانی قاطعیت به خرج بدید و در چه زمانی کوتاه بیاین یکی از چیزهاییه که باید در مورد قاطعیت در رهبری در موردش آگاهی داشته باشین
✔️حقیقت اینه که هم سختگیری بیش از حد و هم آسونگیری زیاد از حد برای یک رهبر خوب نیست. رهبرانی که چنین ویژگیهای شخصیتیای رو داشته باشند از حمایت تیمشون برخوردار نیستند. در عوض، موثرترین رهبران از عنصر قاطعیت برای انگیزهدهی به تیم و کنترل کردن شرایط بحرانی به طرزی کارآمد استفاده میکنن.
✅اما قاطعیت دقیقا به چه معناست و چه موقع باید در برابر تیمتون ازش استفاده کنین؟
برای درک بهتر مفهموم قاطعیت باید اول خیلی سریع چهار الگوی رفتاری که روزانه باهاشون سروکار دارین رو بررسی کنیم.
🔷منفعل:
افرادی که از تعارضات و تضادها اجتناب میکنن، ازشون استفاده میشه و اغلب به خاطر مسائل پیش اومده عذرخواهی میکنن.
🔷پرخاشگر:
بسیاری از افراد کسانی رو که رفتار تهاجمی دارن رو افرادی همیشه حق به جانب و سریع الانتقاد از دیگران میدونن و همچنین کسانی هستن که عقاید دیگران رو تحقیر میکنن.
🔷منفعل-پرخاشگر:
علی رغم اینکه از برخورد اجتناب میکنن، در عین حال میتونن دیگران رو بازی بدن و تلاش میکنن روی بقیه سلطه پیدا کنن.
🔷قاطع:
این یک رفتار مناسب و متعادل و چیزی بین منفعل و پرخاشگر هست. افراد قاطع احساسات و عقایدشون رو کاملا بیان میکنن اما به دنبال یک الگوی برد-برد هستن.
طبق تحقیقات موسسه مایو کلینیک، قاطعانه برخورد کردن هستهی اصلی مهارتهای ارتباطی هست و به این معنیه که شما دیدگاههاتون رو شفاف و بی پرده بیان کنین و ازش دفاع کنین، و در عین حال به حقوق و عقاید دیگران هم احترام بگذارین. قاطع بودن خودباوری رو افزایش، و استرس رو کاهش میده و میتونین مطمئن باشین که با درپیش گرفتن قاطعیت افراد به وضوح منظور شما رو متوجه میشن.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers