(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
روز جهانی منابع انسانی هر ساله در تاریخ 20 ماه اکتبر برگزار می شود و هدف آن توجه به اهمیت منابع انسانی در سازمان ها و شرکت ها است. شعار امسال روز جهانی منابع انسانی "شکل دادن به آینده جدید" است که به مفهوم تأکید بر نقش منابع انسانی در خلق آینده پایدار و موفق برای سازمان ها و جامعه اشاره دارد.
سیاست های منابع انسانی با توجه به شعار روز جهانی منابع انسانی، باید بر تنوع و پتانسیل استفاده از استعداد های عمیق ترین بستر (استخر) استعدادها تمرکز کنند. با تأکید بر تنوع، سازمان ها محصولات و خدمات خود را به صورت گسترده تر و با کیفیت بهبود داده و با نگاه دقیق به ارتقای ارائه خدمات، محصولات با کیفی تر ارائه دهند. علاوه بر این، با استفاده از استعدادهای عمیق ترین بستر (استخر) استعدادها، سازمان ها می توانند بهبود کارایی و بهره وری خود را در آینده پایدار کنند..
منابع انسانی شامل کارکنان، مدیران و کارآفرینان است که بخش عظیمی از ساختار و عملکرد یک سازمان را تشکیل میدهند. آنها با بهبود فرآیندهای کسب و کار، توسعه استراتژیهای جدید، پاسخگوئی به نیازهای مشتریان و حفظ رضایت کارکنان، به رشد و پویایی سازمان کمک میکنند.
امروزه، با گسترش فضای داده، تحولات فناورانه و تغیرات در بازار کار، منابع انسانی با چالش های جدید روبرو شده است. بعضی از چالش های پاسخ دادن به نقص در خودکارسازی، توسعه مهارت های جدید، ارتقاء فرهنگ سازمانی و حفظ رضایت کارکنان است.
با این حال، با توجه به اهمیت منابع انسانی در موفقیت سازمان ها، باید به آنها توجه کافی شود. برگزاری روز جهانی منابع انسانی یک فرصت است تا به نقش و اهمیت آنها در سازمانهای خود توجه کنید و برای حفظ و توسعه آنها برنامه ریزی کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سیاست های منابع انسانی با توجه به شعار روز جهانی منابع انسانی، باید بر تنوع و پتانسیل استفاده از استعداد های عمیق ترین بستر (استخر) استعدادها تمرکز کنند. با تأکید بر تنوع، سازمان ها محصولات و خدمات خود را به صورت گسترده تر و با کیفیت بهبود داده و با نگاه دقیق به ارتقای ارائه خدمات، محصولات با کیفی تر ارائه دهند. علاوه بر این، با استفاده از استعدادهای عمیق ترین بستر (استخر) استعدادها، سازمان ها می توانند بهبود کارایی و بهره وری خود را در آینده پایدار کنند..
منابع انسانی شامل کارکنان، مدیران و کارآفرینان است که بخش عظیمی از ساختار و عملکرد یک سازمان را تشکیل میدهند. آنها با بهبود فرآیندهای کسب و کار، توسعه استراتژیهای جدید، پاسخگوئی به نیازهای مشتریان و حفظ رضایت کارکنان، به رشد و پویایی سازمان کمک میکنند.
امروزه، با گسترش فضای داده، تحولات فناورانه و تغیرات در بازار کار، منابع انسانی با چالش های جدید روبرو شده است. بعضی از چالش های پاسخ دادن به نقص در خودکارسازی، توسعه مهارت های جدید، ارتقاء فرهنگ سازمانی و حفظ رضایت کارکنان است.
با این حال، با توجه به اهمیت منابع انسانی در موفقیت سازمان ها، باید به آنها توجه کافی شود. برگزاری روز جهانی منابع انسانی یک فرصت است تا به نقش و اهمیت آنها در سازمانهای خود توجه کنید و برای حفظ و توسعه آنها برنامه ریزی کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️ آنچه تورم دولتی با یک ملت می کند
✍️دکتر محمد هاشم پسران، کاندید نوبل 2019:
❄️ مؤثر ترین راه ِدرهم کوبیدن طبقه متوسط این است که آنها را بین دو سنگ آسیاب «تورم» و «مالیات» قرار دهند، طبقه متوسط که نابود شود؛ همه چیز فرو خواهد ریخت و طبقه متوسطی دیگر باقی نمیماند تا کتاب به دست بگیرد، سفر کند، یاد بگیرد، یاد بدهد یا اینکه حامل ارزش های دموکراتیک و فرهنگ باشد.
❄️ اکنون جامعه ایران منقسم است بین دو طبقه: *فرادستان* و *فرودستان*. دو جبهه مشخص و مطلقأ متخاصم !
منازعه قطعی است، این بسیار خطرناک است. اوّلی را غرور کور کرده است، دوّمی را کینه و عقده.
❄️ بالایی می ترسد و روز به روز محافظه کارتر می شود و پشت سنت و دین پناه می گیرد.
پایینی هم خشمگین شعله انتقام در دلش زبانه می کشد و مترصد حمله است.
سونامی که بیاید، دیگر کشتی هر چقدر هم غول پیکر باشد، عاقبتی جز واژگونی نخواهد داشت.
✍️دکتر محمد هاشم پسران، کاندید نوبل 2019:
❄️ مؤثر ترین راه ِدرهم کوبیدن طبقه متوسط این است که آنها را بین دو سنگ آسیاب «تورم» و «مالیات» قرار دهند، طبقه متوسط که نابود شود؛ همه چیز فرو خواهد ریخت و طبقه متوسطی دیگر باقی نمیماند تا کتاب به دست بگیرد، سفر کند، یاد بگیرد، یاد بدهد یا اینکه حامل ارزش های دموکراتیک و فرهنگ باشد.
❄️ اکنون جامعه ایران منقسم است بین دو طبقه: *فرادستان* و *فرودستان*. دو جبهه مشخص و مطلقأ متخاصم !
منازعه قطعی است، این بسیار خطرناک است. اوّلی را غرور کور کرده است، دوّمی را کینه و عقده.
❄️ بالایی می ترسد و روز به روز محافظه کارتر می شود و پشت سنت و دین پناه می گیرد.
پایینی هم خشمگین شعله انتقام در دلش زبانه می کشد و مترصد حمله است.
سونامی که بیاید، دیگر کشتی هر چقدر هم غول پیکر باشد، عاقبتی جز واژگونی نخواهد داشت.
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
راهنمای کتاب/ مروری بر یک تجربه تاریخی
دکتر علی سرزعیم
«تورم و اخلاق»
(کتابی برای همه درباره یک تجربه تاریخی)
نوشته: اندرو دیکسون وایت
ترجمه: سید حسن دیباج
ناشر: دنیای اقتصاد، چاپ اول 1399
88 صفحه؛ 17000 تومان
#اقتصاد #نشردنیای_اقتصاد
نه تنها انسانها بلکه جوامع در برابر یک تصمیم کلیدی قرار می گیرند: انتخاب گزینه سخت با هزینه های کوتاه مدت اما با فواید زیاد در بلندمدت یا انتخاب گزینه آسان با منافع کم ولی در کوتاه مدت ولی زیان زیاد در بلندمدت. پوپولیسم به معنی انتخاب دومی است و وقتی انتخاب جمعی یا انتخاب سیاسی گزینه دوم را بپذیرد، گفته می شود پوپولیسم حاکم شده است. در سطح فردی نیز افراد می توانند درس بخوانند، تلاش کنند، رنج کارآفرینی را بر خود هموار کنند تا در بلندمدت درآمد خوبی داشته باشند یا در کوتاه مدت خوشگذرانی کنند و به دزدی دست بزنند اما در بلندمدت با زندان و زندگی نکبت بار مواجه شوند. کاملا روشن است که افراد به شکل عقلانی گزینه اول را ترجیح می دهند اما واقعیت آنست که شرایط اجتماعی می تواند طوری شود که همه به سمت گزینه دوم کشیده شوند. انسانها دوست دارند هم خدا را داشته باشند و هم خرما را. هم کار زیاد نکنند و هم با زندگی مرفه روبرو شوند. انسانها دوست دارند همیشه میانبر بیابند و این تمنای یافتن میانبر می تواند چنین وسوسه انگیز شود که کل حیات یک ملت را تهدید کند.
اگر باور نمی کنید حکایت کشور فرانسه را در تورم و اخلاق بخوانید. ببینید کشوری که روشنگری را ایجاد کرد و اولین انقلاب را رقم زد چگونه به دام مهلکه ای می افتد که با هزینه زیاد و تجربه تلخ می تواند به زحمت از آن رها و خلاص شود. کتاب تورم و اخلاق می خواهد نشان دهد که چگونه در یک مقطع از زمان تصور می شد ایجاد نقدینگی می تواند میانبری برای ایجاد رونق باشد. دولت فرانسه به پشتوانه اموال و املاک تملیکی از کلیسا بی مهابا اوراقی منتشر کرد که کارکردی شبیه پول داشت و در عمل موجب شد تا نقدینگی در آن کشور چنان رشد کند که تورم مهارگسیخته شود. وقتی تورم بالا می گیرد فشار برای رشد نقدینگی شدیدتر می شود و این سیکل باطل آنقدر ادامه می یابد تا عقلها سرجایش برگردد و افراد بفهمند که باید این حلقه شوم را بشکنند.
صرف خواندن و دانستن تجربه تورم در فرانسه در سال 1789به تنهایی ارزشمند است اما آنچه آن را ارزشمندتر کرده شناخت فرآیندی است که نظام سیاستگذاری آن را به این دام کشاند. نگارنده به خوبی ادله موافقان و مخالفان را شرح می دهد و نشان می دهد چگونه وسوسه یافتن یک میانبر برای داشتن بودجه بیشتر برای دولت، افراد عاقل و حتی فرهیخته را فریفت و آنها را به دام طرفداری و جانبداری از چیزی کشاند که بعدها خطابودنش بسیار واضح می نمایاند. خواندن این حکایت درس آموز است از این جهت که چگونه ذینفعان در سیاست گذاری وسوسه می کنند تا سیاستگذاران به خطا بیفتند.
در کشور ما نیز همیشه کسانی در نزد مسئولان بودند که می گفتند کنترل بودجه لازم نیست و استقراض از بانک مرکزی اشکال ندارد و رشد نقدینگی موجب نگرانی نیست و فقط کافی است تا نقدینگی به درستی هدایت شود. سیاست گذاران و تصمیم گیران راحت طلب نیز این تحلیل را جذابتر از توصیه کسانی قلمداد می کردند که بر انضباط مالی، رعایت استقلال بانک مرکزی و عدم فشار به بانکها پافشاری می کردند. نتیجه غلبه توصیه گروه اول این شد که ایران در زمره بالاترین تورمهای جهان قرار دارد و به لحاظ ماندگاری تورم نسبتا بالا رکوردشکن است.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4000704093.html
دکتر علی سرزعیم
«تورم و اخلاق»
(کتابی برای همه درباره یک تجربه تاریخی)
نوشته: اندرو دیکسون وایت
ترجمه: سید حسن دیباج
ناشر: دنیای اقتصاد، چاپ اول 1399
88 صفحه؛ 17000 تومان
#اقتصاد #نشردنیای_اقتصاد
نه تنها انسانها بلکه جوامع در برابر یک تصمیم کلیدی قرار می گیرند: انتخاب گزینه سخت با هزینه های کوتاه مدت اما با فواید زیاد در بلندمدت یا انتخاب گزینه آسان با منافع کم ولی در کوتاه مدت ولی زیان زیاد در بلندمدت. پوپولیسم به معنی انتخاب دومی است و وقتی انتخاب جمعی یا انتخاب سیاسی گزینه دوم را بپذیرد، گفته می شود پوپولیسم حاکم شده است. در سطح فردی نیز افراد می توانند درس بخوانند، تلاش کنند، رنج کارآفرینی را بر خود هموار کنند تا در بلندمدت درآمد خوبی داشته باشند یا در کوتاه مدت خوشگذرانی کنند و به دزدی دست بزنند اما در بلندمدت با زندان و زندگی نکبت بار مواجه شوند. کاملا روشن است که افراد به شکل عقلانی گزینه اول را ترجیح می دهند اما واقعیت آنست که شرایط اجتماعی می تواند طوری شود که همه به سمت گزینه دوم کشیده شوند. انسانها دوست دارند هم خدا را داشته باشند و هم خرما را. هم کار زیاد نکنند و هم با زندگی مرفه روبرو شوند. انسانها دوست دارند همیشه میانبر بیابند و این تمنای یافتن میانبر می تواند چنین وسوسه انگیز شود که کل حیات یک ملت را تهدید کند.
اگر باور نمی کنید حکایت کشور فرانسه را در تورم و اخلاق بخوانید. ببینید کشوری که روشنگری را ایجاد کرد و اولین انقلاب را رقم زد چگونه به دام مهلکه ای می افتد که با هزینه زیاد و تجربه تلخ می تواند به زحمت از آن رها و خلاص شود. کتاب تورم و اخلاق می خواهد نشان دهد که چگونه در یک مقطع از زمان تصور می شد ایجاد نقدینگی می تواند میانبری برای ایجاد رونق باشد. دولت فرانسه به پشتوانه اموال و املاک تملیکی از کلیسا بی مهابا اوراقی منتشر کرد که کارکردی شبیه پول داشت و در عمل موجب شد تا نقدینگی در آن کشور چنان رشد کند که تورم مهارگسیخته شود. وقتی تورم بالا می گیرد فشار برای رشد نقدینگی شدیدتر می شود و این سیکل باطل آنقدر ادامه می یابد تا عقلها سرجایش برگردد و افراد بفهمند که باید این حلقه شوم را بشکنند.
صرف خواندن و دانستن تجربه تورم در فرانسه در سال 1789به تنهایی ارزشمند است اما آنچه آن را ارزشمندتر کرده شناخت فرآیندی است که نظام سیاستگذاری آن را به این دام کشاند. نگارنده به خوبی ادله موافقان و مخالفان را شرح می دهد و نشان می دهد چگونه وسوسه یافتن یک میانبر برای داشتن بودجه بیشتر برای دولت، افراد عاقل و حتی فرهیخته را فریفت و آنها را به دام طرفداری و جانبداری از چیزی کشاند که بعدها خطابودنش بسیار واضح می نمایاند. خواندن این حکایت درس آموز است از این جهت که چگونه ذینفعان در سیاست گذاری وسوسه می کنند تا سیاستگذاران به خطا بیفتند.
در کشور ما نیز همیشه کسانی در نزد مسئولان بودند که می گفتند کنترل بودجه لازم نیست و استقراض از بانک مرکزی اشکال ندارد و رشد نقدینگی موجب نگرانی نیست و فقط کافی است تا نقدینگی به درستی هدایت شود. سیاست گذاران و تصمیم گیران راحت طلب نیز این تحلیل را جذابتر از توصیه کسانی قلمداد می کردند که بر انضباط مالی، رعایت استقلال بانک مرکزی و عدم فشار به بانکها پافشاری می کردند. نتیجه غلبه توصیه گروه اول این شد که ایران در زمره بالاترین تورمهای جهان قرار دارد و به لحاظ ماندگاری تورم نسبتا بالا رکوردشکن است.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/4000704093.html
جامعه خبری تحلیلی الف
«تورم و اخلاق»؛ اندرو دیکسون وایت، ترجمه سید حسن دیباج؛ نشر دنیای اقتصاد مروری بر یک تجربه تاریخی
«تورم و اخلاق»
Dr.kashefi
Video
♦️صحبت های پرفسور محمدهاشم پسران اقتصاد دان ایرانی ، استاد تمام دانشگاه کمبریج و صاحب کرسی عالی اقتصاد جان الیوت در دانشگاه کالیفرنیا.
.
🔺 آنچه تورم دولتی با یک ملت می کند
❄️ مؤثر ترین راه ِدرهم کوبیدن طبقه متوسط این است که آنها را بین دو سنگ آسیاب «تورم» و «مالیات» قرار دهند، طبقه متوسط که نابود شود؛ همه چیز فرو خواهد ریخت و طبقه متوسطی دیگر باقی نمیماند تا کتاب به دست بگیرد، سفر کند، یاد بگیرد، یاد بدهد یا اینکه حامل ارزش های دموکراتیک و فرهنگ باشد.
❄️ اکنون جامعه ایران منقسم است بین دو طبقه: *فرادستان* و *فرودستان*. دو جبهه مشخص و مطلقأ متخاصم ! منازعه قطعی است، این بسیار خطرناک است. اوّلی را غرور کور کرده است، دوّمی را کینه وعقده.
🔰تورم نام دیگرش «مالیات پنهان» است.
❄️ طبق آمارهای رسمی خودِ دولت، تورم بالای ۴۰٪ است، یعنی به اِزای هر ۱۰۰ تومان درآمد مردم، ۴۰ تومانش مستقیم روانه جیب دولت (یا همان کسی که برای جبران ناکارآمدیش پول چاپ می کند) می شود. اخیرا هم طبق گزارش خود بانک مرکزی، تورم بالای ۶۹ درصد اعلام شده است.
❄️ در واقع مردم ایران فقط دارند خرحمالی می کنند و هر چه جان بِکَنند، باید به صورت مالیات پنهان (تورم) و مالیات مستقیم، دو دستی تقدیم دولت کنند.
❄️ میلتون فریدمن معتقد بود تورم، یا همان «مالیات پنهان»، غیر مشروع و غیرقانونی است که اخذ می شود ! و دقیقأ باج گیری به حساب می آید که خرج بی کفایتی های دولتها می شود، برداشتِ از درآمد مردم پیش از اینکه درآمد مردم بدستشان برسد .
❄️ در این شرايط دولت عملا جیب بُری می کند و سر گردنه ایستاده است و در حال غارت مردم است ! عوام نیز متوجه نمی شوند از کجا خورده اند و به جان یکدیگر می افتند و این در حالی است که دزد اصلی (دولت) این طور نشان می دهد که در صدد است که مشکل آنها را حل نماید !
.
🔺 آنچه تورم دولتی با یک ملت می کند
❄️ مؤثر ترین راه ِدرهم کوبیدن طبقه متوسط این است که آنها را بین دو سنگ آسیاب «تورم» و «مالیات» قرار دهند، طبقه متوسط که نابود شود؛ همه چیز فرو خواهد ریخت و طبقه متوسطی دیگر باقی نمیماند تا کتاب به دست بگیرد، سفر کند، یاد بگیرد، یاد بدهد یا اینکه حامل ارزش های دموکراتیک و فرهنگ باشد.
❄️ اکنون جامعه ایران منقسم است بین دو طبقه: *فرادستان* و *فرودستان*. دو جبهه مشخص و مطلقأ متخاصم ! منازعه قطعی است، این بسیار خطرناک است. اوّلی را غرور کور کرده است، دوّمی را کینه وعقده.
🔰تورم نام دیگرش «مالیات پنهان» است.
❄️ طبق آمارهای رسمی خودِ دولت، تورم بالای ۴۰٪ است، یعنی به اِزای هر ۱۰۰ تومان درآمد مردم، ۴۰ تومانش مستقیم روانه جیب دولت (یا همان کسی که برای جبران ناکارآمدیش پول چاپ می کند) می شود. اخیرا هم طبق گزارش خود بانک مرکزی، تورم بالای ۶۹ درصد اعلام شده است.
❄️ در واقع مردم ایران فقط دارند خرحمالی می کنند و هر چه جان بِکَنند، باید به صورت مالیات پنهان (تورم) و مالیات مستقیم، دو دستی تقدیم دولت کنند.
❄️ میلتون فریدمن معتقد بود تورم، یا همان «مالیات پنهان»، غیر مشروع و غیرقانونی است که اخذ می شود ! و دقیقأ باج گیری به حساب می آید که خرج بی کفایتی های دولتها می شود، برداشتِ از درآمد مردم پیش از اینکه درآمد مردم بدستشان برسد .
❄️ در این شرايط دولت عملا جیب بُری می کند و سر گردنه ایستاده است و در حال غارت مردم است ! عوام نیز متوجه نمی شوند از کجا خورده اند و به جان یکدیگر می افتند و این در حالی است که دزد اصلی (دولت) این طور نشان می دهد که در صدد است که مشکل آنها را حل نماید !
👍1
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰هیچکس بر دیگری برتری ندارد،
مــــــــگر به " فهم و شعور " ..
مــــــــگر به " درک و ادب " ...
♈️آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده بگیرد و او را از زمین بلند کند!
♈️و این قدرت تو نیست!
این "انسانیت" است.
🔰ای کاش شعور هم خریدنی بود!!!
شعور متفاوت از اطلاعات، علم، تکنولوژی، قانون و سامانه است. علم را میتوان کسب کرد، فناوری را میتوان خرید، قانون را میتوان کپی کرد و سامانه را میتوان ایجاد کرد. اما ای کاش شعور خریدنی بود. کما اینکه ما در طول دویست سال گذشته سازمانها و سازوکارهای جهان پیشرفته را تقلید کردیم (پارلمان، دانشگاه، انتخابات و ...)، قانونهای مادر را کپی کردیم، فناوریهای روز دنیا را خریدیم، سامانه های متعدد ایجاد کردیم؛ اما مسئله این است که شعور جمعی درونی شده یک شبه به دست نمیآید.
□به تعبیر استاد برجسته دانشگاه هاروارد-پروفسور کلیتن کریستنسن- شعور جمعی درونی شده نتیجه یادگیری اشتراکی مردمی هست که با همدیگر کار میکنند تا مسائل را حل کنند و حدس بزنند چه چیزهایی نتیجه میدهد و چه چیزهایی نه! هر دفعه که آنها با یک مسئله کلنجار میروند فقط خود مسئله را حل نمیکنند، بلکه در جریان حل آن مسئله، هر آنچه که اهمیت دارد را نیز یاد میگیرند.
●شعور مفهومی صفر و یکی نیست که ملتی داشته باشد و ملتی نداشته باشد. برداشت من این است که ما در طول این سالها، شعور جمعی ما عمیقا ارتقا پیدا کرده (بعدها شواهدش را خواهم نوشت)؛ اما هنوز راهی طولانی در پیش داریم. چه میتوان کرد؟
۱. شعور با دانستن متفاوت است؛ دانستن با خواندن و حفظ کردن حل میشود اما شعور نیازمند وجدان کردن (درونی کردن) است. نیازمند تکرار و تکرار و تکرار است. به عبارتی مطلب باید خیس بخورد و هضم شود!
۲. توسعه تجربه های جمعی و تشکیلاتی: شرکتها، خیریهها، انجمنها، حزبها، بنیادها و موسسات همه و همه باعث میشوند که ما با هم کار کنیم، با هم مسئله حل کنیم و با هم یاد بگیریم. هر نهاد جمعی، یک کارگاه عملی توسعه است.
۳. درک عمیق تجربیات جهانی و تفاوتها؛ اینکه نباید قوانین و قواعد دیگر جوامع را کپی کرد حرف درستی است اما اینکه در خلا خودمان همه چیز را تست کنیم هم اشتباه دیگری است. راه حل در میانه است. نگاهی عمیق به تجربیات جهانی و یافتن راه حلِ خودمانی (متناسب با شرایط خودمان)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مــــــــگر به " فهم و شعور " ..
مــــــــگر به " درک و ادب " ...
♈️آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده بگیرد و او را از زمین بلند کند!
♈️و این قدرت تو نیست!
این "انسانیت" است.
🔰ای کاش شعور هم خریدنی بود!!!
شعور متفاوت از اطلاعات، علم، تکنولوژی، قانون و سامانه است. علم را میتوان کسب کرد، فناوری را میتوان خرید، قانون را میتوان کپی کرد و سامانه را میتوان ایجاد کرد. اما ای کاش شعور خریدنی بود. کما اینکه ما در طول دویست سال گذشته سازمانها و سازوکارهای جهان پیشرفته را تقلید کردیم (پارلمان، دانشگاه، انتخابات و ...)، قانونهای مادر را کپی کردیم، فناوریهای روز دنیا را خریدیم، سامانه های متعدد ایجاد کردیم؛ اما مسئله این است که شعور جمعی درونی شده یک شبه به دست نمیآید.
□به تعبیر استاد برجسته دانشگاه هاروارد-پروفسور کلیتن کریستنسن- شعور جمعی درونی شده نتیجه یادگیری اشتراکی مردمی هست که با همدیگر کار میکنند تا مسائل را حل کنند و حدس بزنند چه چیزهایی نتیجه میدهد و چه چیزهایی نه! هر دفعه که آنها با یک مسئله کلنجار میروند فقط خود مسئله را حل نمیکنند، بلکه در جریان حل آن مسئله، هر آنچه که اهمیت دارد را نیز یاد میگیرند.
●شعور مفهومی صفر و یکی نیست که ملتی داشته باشد و ملتی نداشته باشد. برداشت من این است که ما در طول این سالها، شعور جمعی ما عمیقا ارتقا پیدا کرده (بعدها شواهدش را خواهم نوشت)؛ اما هنوز راهی طولانی در پیش داریم. چه میتوان کرد؟
۱. شعور با دانستن متفاوت است؛ دانستن با خواندن و حفظ کردن حل میشود اما شعور نیازمند وجدان کردن (درونی کردن) است. نیازمند تکرار و تکرار و تکرار است. به عبارتی مطلب باید خیس بخورد و هضم شود!
۲. توسعه تجربه های جمعی و تشکیلاتی: شرکتها، خیریهها، انجمنها، حزبها، بنیادها و موسسات همه و همه باعث میشوند که ما با هم کار کنیم، با هم مسئله حل کنیم و با هم یاد بگیریم. هر نهاد جمعی، یک کارگاه عملی توسعه است.
۳. درک عمیق تجربیات جهانی و تفاوتها؛ اینکه نباید قوانین و قواعد دیگر جوامع را کپی کرد حرف درستی است اما اینکه در خلا خودمان همه چیز را تست کنیم هم اشتباه دیگری است. راه حل در میانه است. نگاهی عمیق به تجربیات جهانی و یافتن راه حلِ خودمانی (متناسب با شرایط خودمان)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from بافرهنگیان کشور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسعود پزشکیان از پشت تریبون علنی، مجلس را به توپ بست و برای یک بار هم که شده حرف دل ۸۵ میلیون ایرانی از حنجره یک نماینده مجلس بیرون آمد! با این نطق، باید شانس بیاورد دور بعد تایید صلاحیت شود!
👍2
📌رتبه بندی شاخص رفاه
▪️رتبه ۱۲۶ ایران در سال ۲۰۲۳ که این رتبه نسبت به سال ۲۰۱۳ سه پله ضعیف تر شده است.
🔺بهترین عملکرد ایران در حوزه آموزش (۷۸) و در حوزه بهداشت (۵۸) است.
🔻ضعیف ترین شرایط ایران در حوزه کسب و کار (۱۶۲) و در حوزه آزادی های فردی (۱۶۵) است.
🔹️ دانمارک بالاترین رتبه، کنیا بیشترین رشد رفاه
🔸در خاورمیانه امارات متحده عربی و قطر و کویت در صدر هستند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️رتبه ۱۲۶ ایران در سال ۲۰۲۳ که این رتبه نسبت به سال ۲۰۱۳ سه پله ضعیف تر شده است.
🔺بهترین عملکرد ایران در حوزه آموزش (۷۸) و در حوزه بهداشت (۵۸) است.
🔻ضعیف ترین شرایط ایران در حوزه کسب و کار (۱۶۲) و در حوزه آزادی های فردی (۱۶۵) است.
🔹️ دانمارک بالاترین رتبه، کنیا بیشترین رشد رفاه
🔸در خاورمیانه امارات متحده عربی و قطر و کویت در صدر هستند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from جمهوریت
🔰 سقوط ایران به جمع کم درآمدهای دنیا/ در سال 1400، 30.4 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق قرار گرفتند!
♈️مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به بررسی وضعیت فقر و ویژگی های فقرا در دهه 1390 پرداخته و خاطرنشان کرده که نداشتن شغل دارای بیمه، عدم برخورداری از سواد، سال های تحصیل پایین تر، داشتن کودک و مستأجر بودن از عوامل توضیح دهنده فقر در کشور بوده اند.
♈️این گزارش با بیان اینکه در دهه 1390 فقر در ایران "افزایش" و "تعمیق" یافته، می افزاید: خط فقر متوسط کشوری درسال1400 به طور سرانه یک میلیون و 680 هزارتومان برای هر فرد بوده یعنی درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق درکشور در سال 1400 برابر 30.4 درصد بوده است.
♈️به طور کلی نرخ فقر از سال 1385 روند فزاینده ای داشته و از سال 1397 به بعد به بالای سی درصد رسیده است. از سویی در این گزارش آمده است که شکاف فقر که فاصله فقرا تا خط فقر را اندازه گیری می کند، در سال 1399 و 1400 به بالاترین مقدار خود یعنی حدود 27 درصد رسیده است./ جماران
#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
♈️مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به بررسی وضعیت فقر و ویژگی های فقرا در دهه 1390 پرداخته و خاطرنشان کرده که نداشتن شغل دارای بیمه، عدم برخورداری از سواد، سال های تحصیل پایین تر، داشتن کودک و مستأجر بودن از عوامل توضیح دهنده فقر در کشور بوده اند.
♈️این گزارش با بیان اینکه در دهه 1390 فقر در ایران "افزایش" و "تعمیق" یافته، می افزاید: خط فقر متوسط کشوری درسال1400 به طور سرانه یک میلیون و 680 هزارتومان برای هر فرد بوده یعنی درصد جمعیت زیر خط فقر مطلق درکشور در سال 1400 برابر 30.4 درصد بوده است.
♈️به طور کلی نرخ فقر از سال 1385 روند فزاینده ای داشته و از سال 1397 به بعد به بالای سی درصد رسیده است. از سویی در این گزارش آمده است که شکاف فقر که فاصله فقرا تا خط فقر را اندازه گیری می کند، در سال 1399 و 1400 به بالاترین مقدار خود یعنی حدود 27 درصد رسیده است./ جماران
#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
📝📝تورم وعلل ریشه های آن در ایران:
✍محرم شاه بلاغی، ۱۴۰۲/۳/۹
♈️دراقتصاد کلان، هدفهای سیاست کلان اقتصادی مانند، اشتغال کامل، ثبات قیمتها (کنترل قیمت)، توزیع عادلانه درآمدملی و عوامل تولیدی، رشد وتوسعه اقتصادی، تراز پرداخت های مثبت، می باشد. درصورت عدم تحقق این سیاست ها اقتصادی اثرات نگران کننده ای درکلان اقتصادی خواهد داشت ، ازجمله مسله تورم قابل ذکر است، که کنترل آن بعنوان یکی ازاهداف سیاستهای کلان اقتصادی همواره موردتوجه می باشد.
♈️چون درایران دولت ازعوامل اصلی تورم می باشد، که بارها قیمت کالاها وخدمات را افزایش می دهند، یابودجه سنواتیانها تورم زا بوده است، بنابراین وقتی درآمدهای دولت ها کمتر ازهزینه ها است، درطول عملیات اجرائی بودجه، دولت ها با کسری بودجه مواجه می شوند، که دراین صورت دولت ها مجبوراند، قیمت ارزها را افزایش دهند وارزهای دولتی را دربازار سرمایه به قیمت بالا به فروش برساند، تاهزینه های جاری خود را تحت پوشش قراردهند.
♈️ ازطرف دیگر بانک مرکزی که اسکناس بدون پشتوانه چاپ می کند، خود عامل تورم زایی است، پس دولتها برای تامین منابع مالی زمانی که کسری بودجه دارند، قیمت ارزها را افزایش داده و هم اسکناس بدون پشتوانه چاپ کرده اند، برای جبران کسری بودجه ازطریق استقراض از بانک مرکزی جبران می کنند، که به تبع آن افزایش حجم نقدینگی را درپی دارد.
♈️ همچنین دولتها از طریق، حذف یارانه ها صنعتی ومواد غذایی وخصوصی سازی اقتصاد، و سیاست های تعدیل اقتصادی، باعث تشدید تورم شده، وعدم انتخاب مدیریت کلان اقتصادی شایسته سالار، مخصوصامدیریت ارزهای خارجی، تخصیص بودجه به نهادهای غیردولتی ومذهبی که هیچ نقشی درتولید ملی ندارند ونیز تورم وارداتی درنتیجه افزایش قیمت های جهانی در تورم ایران قابل بحث وتاثیر گذار است .
♈️دراقتصاد ایران نقش دولت ۸۵ درصدو نقش بخش خصوصی ۱۵درصد است وهمچنین نقش نهادهای نظامی بعد ازانقلاب دراقتصاد ایران بی نهایت چشمگیر می باشد.و نیز مخارج سیاست های خارجی که در بودجه دولتی بی نهایت افزایش یافته است راهم می توان بعنوان یکی از عوامل تورم درکشورمان نام برد.
♈️چون نقش بخش خصوصی درتوسعه سرمایه گذاری پایین است، دولت مجبورمی شود در زیر مجموعه بخشهای اقتصادی درجهت سرمایه گذاری زیربنایی ومولد واجتماعی هزینه کند، که عدم سرمایه گذاری دراین بخشها باعث کاهش بهره وری وتولید وعدم اشتغال زایی می شود و همین مسئله دولت رامجبور میکند در این بخشها سرمایه گذاری کند،که تامین مالی این سرمایه گذاری باعث کسری بودجه شده که بایدمنابع مالی ان را هم مشخص نماید .
♈️روش های متداول درتامین کسری بودجه دولتی به سه قسمت تقسیم می شود.
🔰۱-استقراض ازنظام بانکی، استقراض داخلی و انتشار اوراق قرضه .
🔰۲-استقراض ازسازمانها پولی بین الملی مانند بانک جهانی وصندوق بین الملی پول و....
🔰۳-استقراض ازبانک های دولتهای خارجی و بخش خصوصی خارجی و...
♈️توجه: اگر دولت ازبانک مرکزی استقراض کند، باعث افزایش نقدینگی وافزایش تقاضای کل و تشدیدتورم خواهدشد واگر ازطریق انتشار اوراق قرضه داخلی باشد، این هم باعث افزایش نرخ بهره درجامعه وکاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی خواهدبود وهمچنین استقراض از منابع خارجی منجربه کسری حساب جاری ومنفی شدن تراز پرداخت ها، وبحران بدهی خارجی می شود، آن هم درشرایطی که ایران درتحریم اقتصادی قراردارد، بنابراین به سادگی نمی توان روی استقراض خارجی حساب باز کرد.درحال حاضر چون درآمدهای نفتی کاهش یافته، این نیزموجب کسری بودجه، تورم، رشدقیمت ارزها وپایین آمدن قدرت خرید مردم شده است.
♈️پس نتیجه می گیریم نوع تورم درایران نهادینه شده است وکسری بودجه ناشی از افزایش مخارج دولت میباشد، ودرآمدهای ناپایدار ازفروش نفت، واقتصادتک محصولی درگذشته و استقراض ازبانک مرکزی باعث تورم شده وغلبه هزینه های جاری دولت برهزینه های عمرانی ان، درنتیجه کاهش سرمایه گذاری درزیرمجموعه بخشهای اقتصادی، باعث کاهش تولیدملی وحتی نرخ رشد منفی تولیدناخالص داخلی، کاهش عرضه کالاها وتشدیدتورم درایران شده است. درنهایت استقراض ازبانک مرکزی جهت تامین بودجه باعث انباشت ورشد نقدینگی، زمینه کاهش ارزش پول ملی وافزایش سطح عمومی قیمتها می باشد.
♈️ازلحاظ علم اقتصاد یک درصدکسری بودجه باعث سه درصدتورم می شود هم اکنون تورم به ۷۰ درصد رسیده است، که بازهم باعث کاهش ارزش پول ملی وقدرت خرید مردم شده، پس تا زمانی که دولت درسیاست های داخلی و خارجی تجدیدنظر نکند ومدیران باتجربه و متخصص وشایسته سالار درسطوح مدیریتی انتخاب نکند، ودامنه فعالیت های خود وبسیاری از ردیف های بودجه راکوچک نکند و نیز دست مفت خواران ونظامیان را از اقتصاد قطع نکند، ازتکنوکرات ها وبوروکرات ها متخصص باتجربه کاری وعملگرا در زیر مجموعه بخش های اقتصادی استفاده نکند ، شاهدتورم بیشتری درکشور خواهیم بود .
✍محرم شاه بلاغی، ۱۴۰۲/۳/۹
♈️دراقتصاد کلان، هدفهای سیاست کلان اقتصادی مانند، اشتغال کامل، ثبات قیمتها (کنترل قیمت)، توزیع عادلانه درآمدملی و عوامل تولیدی، رشد وتوسعه اقتصادی، تراز پرداخت های مثبت، می باشد. درصورت عدم تحقق این سیاست ها اقتصادی اثرات نگران کننده ای درکلان اقتصادی خواهد داشت ، ازجمله مسله تورم قابل ذکر است، که کنترل آن بعنوان یکی ازاهداف سیاستهای کلان اقتصادی همواره موردتوجه می باشد.
♈️چون درایران دولت ازعوامل اصلی تورم می باشد، که بارها قیمت کالاها وخدمات را افزایش می دهند، یابودجه سنواتیانها تورم زا بوده است، بنابراین وقتی درآمدهای دولت ها کمتر ازهزینه ها است، درطول عملیات اجرائی بودجه، دولت ها با کسری بودجه مواجه می شوند، که دراین صورت دولت ها مجبوراند، قیمت ارزها را افزایش دهند وارزهای دولتی را دربازار سرمایه به قیمت بالا به فروش برساند، تاهزینه های جاری خود را تحت پوشش قراردهند.
♈️ ازطرف دیگر بانک مرکزی که اسکناس بدون پشتوانه چاپ می کند، خود عامل تورم زایی است، پس دولتها برای تامین منابع مالی زمانی که کسری بودجه دارند، قیمت ارزها را افزایش داده و هم اسکناس بدون پشتوانه چاپ کرده اند، برای جبران کسری بودجه ازطریق استقراض از بانک مرکزی جبران می کنند، که به تبع آن افزایش حجم نقدینگی را درپی دارد.
♈️ همچنین دولتها از طریق، حذف یارانه ها صنعتی ومواد غذایی وخصوصی سازی اقتصاد، و سیاست های تعدیل اقتصادی، باعث تشدید تورم شده، وعدم انتخاب مدیریت کلان اقتصادی شایسته سالار، مخصوصامدیریت ارزهای خارجی، تخصیص بودجه به نهادهای غیردولتی ومذهبی که هیچ نقشی درتولید ملی ندارند ونیز تورم وارداتی درنتیجه افزایش قیمت های جهانی در تورم ایران قابل بحث وتاثیر گذار است .
♈️دراقتصاد ایران نقش دولت ۸۵ درصدو نقش بخش خصوصی ۱۵درصد است وهمچنین نقش نهادهای نظامی بعد ازانقلاب دراقتصاد ایران بی نهایت چشمگیر می باشد.و نیز مخارج سیاست های خارجی که در بودجه دولتی بی نهایت افزایش یافته است راهم می توان بعنوان یکی از عوامل تورم درکشورمان نام برد.
♈️چون نقش بخش خصوصی درتوسعه سرمایه گذاری پایین است، دولت مجبورمی شود در زیر مجموعه بخشهای اقتصادی درجهت سرمایه گذاری زیربنایی ومولد واجتماعی هزینه کند، که عدم سرمایه گذاری دراین بخشها باعث کاهش بهره وری وتولید وعدم اشتغال زایی می شود و همین مسئله دولت رامجبور میکند در این بخشها سرمایه گذاری کند،که تامین مالی این سرمایه گذاری باعث کسری بودجه شده که بایدمنابع مالی ان را هم مشخص نماید .
♈️روش های متداول درتامین کسری بودجه دولتی به سه قسمت تقسیم می شود.
🔰۱-استقراض ازنظام بانکی، استقراض داخلی و انتشار اوراق قرضه .
🔰۲-استقراض ازسازمانها پولی بین الملی مانند بانک جهانی وصندوق بین الملی پول و....
🔰۳-استقراض ازبانک های دولتهای خارجی و بخش خصوصی خارجی و...
♈️توجه: اگر دولت ازبانک مرکزی استقراض کند، باعث افزایش نقدینگی وافزایش تقاضای کل و تشدیدتورم خواهدشد واگر ازطریق انتشار اوراق قرضه داخلی باشد، این هم باعث افزایش نرخ بهره درجامعه وکاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی خواهدبود وهمچنین استقراض از منابع خارجی منجربه کسری حساب جاری ومنفی شدن تراز پرداخت ها، وبحران بدهی خارجی می شود، آن هم درشرایطی که ایران درتحریم اقتصادی قراردارد، بنابراین به سادگی نمی توان روی استقراض خارجی حساب باز کرد.درحال حاضر چون درآمدهای نفتی کاهش یافته، این نیزموجب کسری بودجه، تورم، رشدقیمت ارزها وپایین آمدن قدرت خرید مردم شده است.
♈️پس نتیجه می گیریم نوع تورم درایران نهادینه شده است وکسری بودجه ناشی از افزایش مخارج دولت میباشد، ودرآمدهای ناپایدار ازفروش نفت، واقتصادتک محصولی درگذشته و استقراض ازبانک مرکزی باعث تورم شده وغلبه هزینه های جاری دولت برهزینه های عمرانی ان، درنتیجه کاهش سرمایه گذاری درزیرمجموعه بخشهای اقتصادی، باعث کاهش تولیدملی وحتی نرخ رشد منفی تولیدناخالص داخلی، کاهش عرضه کالاها وتشدیدتورم درایران شده است. درنهایت استقراض ازبانک مرکزی جهت تامین بودجه باعث انباشت ورشد نقدینگی، زمینه کاهش ارزش پول ملی وافزایش سطح عمومی قیمتها می باشد.
♈️ازلحاظ علم اقتصاد یک درصدکسری بودجه باعث سه درصدتورم می شود هم اکنون تورم به ۷۰ درصد رسیده است، که بازهم باعث کاهش ارزش پول ملی وقدرت خرید مردم شده، پس تا زمانی که دولت درسیاست های داخلی و خارجی تجدیدنظر نکند ومدیران باتجربه و متخصص وشایسته سالار درسطوح مدیریتی انتخاب نکند، ودامنه فعالیت های خود وبسیاری از ردیف های بودجه راکوچک نکند و نیز دست مفت خواران ونظامیان را از اقتصاد قطع نکند، ازتکنوکرات ها وبوروکرات ها متخصص باتجربه کاری وعملگرا در زیر مجموعه بخش های اقتصادی استفاده نکند ، شاهدتورم بیشتری درکشور خواهیم بود .
🔴مهار یا رها؟
🔺اعتماد اول خرداد ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘وضعیت تورم بسیار نگرانکننده است. نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر اجتماعی نیز بسیار حساس شده است. تورم امسال با تورم سالهای گذشته چند تفاوت جدی دارد. اول اینکه برای بیش از ۵ سال است که ما تورم بالای ۴۰ درصد و حتی ۵۰ درصد را تجربه میکنیم، و این در یک صد سال اخیر بیسابقه است.
🔘بالاترین نرخ تورم بعد از انقلاب در سال ۱۳۷۴، حدود ۴۹ درصد بود که سال بعد بلافاصله نصف شد، سپس در دوره اصلاحات، تماماً به زیر ۲۰ درصد رسید (بجز یک سال که ۲۰ درصد بود) ولی پس از آن دو باره افزایشی شد ولی از سال ۱۳۹۷، روند افزایشی پیدا کرد و هر سال نیز کمابیش بیشتر شده، به طوری که سال گذشته به رکورد سال ۱۳۷۴ نزدیک شده است.
🔘در همین ۵ سال اخیر قیمتها بیش از ۵۰۰ درصد افزایش یافته است. حتی اگر درآمد مردم هم ۵۰۰ درصد بیشتر شده باشد، باز هم این ارقام ویرانگر اقتصاد و اخلاق است، چه رسد به اینکه درآمدها کمتر از این رقم افزایش یافته باشد که به منزله توسعه فقر است.
🔘ویژگی دوم افزایش حقوق و دستمزدها کمتر از رقم تورم است. امسال افزایشها حدود نصف و کمتر از رقم تورم سال پیش بوده، ضمن اینکه تصور میرود میزان تورم تا پایان سال نیز مشابه سال گذشته و یا بیشتر از آن افزایش یابد که فشار مضاعفی را بر جامعه وارد خواهد کرد.
🔘و بالاخره ویژگی سوم این است که غذا به عنوان ضروریترین کالا برای حیات، بیش از سایر کالاها دچار تورم شده، شاید تا حدود ۸۰ درصد در سال است که حاکی از افزایش ۷ تا ۸ برابری هزینههای خوراکی در این ۵ سال اخیر است. این ویژگی نشان میدهد که فشار تورمی بر گُرده اقشار ضعیفتر بیشتر است، زیرا سهم خوراکی در سبد مصرفی خانوار آنان بیشتر است.
🔘این سه ویژگی هیچگاه، تأکید میکنم، هیچگاه در گذشته همزمان و در کنار هم وجود نداشته است، و این مسأله موجب افزایش عوارض منفی و ویرانگر تورم خواهد شد.
🔘از سوی دیگر امسال سال مهار تورم نیز نامیده شده است، ولی دولت بدون توجه به این مسأله، چون در پی افزایش درآمدهای خود است، سیاستهایی را اتخاذ میکند که به افزایش تورم منجر شده است. نمونه آن افزایش هزینههای دولتی و نیز گران شدن کالاها و خدمات دولت مثل گاز و... است و حتی گرفتن پول برای تراکنشهای بانکی است. این مورد اخیر به کلی غیر منطقی است. زیرا دولت و بانک مرکزی و بانکها از نقل و انتقالات الکترونیک سود میبرند، چون هم پول مردم در بانک است و هم اینکه هزینه مبادله اسکناس و سکه حذف میشود و هم اینکه اطلاعات حساب و مبادلات را در اختیار دارند.
🔘مردم نباید این هزینه را بپردازند، چه از طریق فروشگاه و چه از طریق مصرفکننده. ولی هنگامی که دولت آن را از فروشگاه میگیرد توجه ندارد که به شکل طبیعی فروشنده آن را به خریدار و مصرفکننده منتقل میکند. به همین علت است که نانواییها و سوپرمارکتها را مستثنا کردند، و این یعنی افزایش تورم.
🔘از سوی دیگر دولت به بدترین شکل ممکن به تورم هم مالیات میبندد. خودروی مردم به ریال گران شده و به ظاهر باید آن را در مقوله سود قرار داد، ولی اصلاً چنین نیست، چون این ریال است که به دلیل افزایش نقدینگی کمارزش یا بیارزش شده، حالا دولت نام این تفاوت را سود میگذارد، و مالیات آن را میخواهد، در حالی که به معنای واقعی زیان است.
🔘فرض کنید که کل تولید یک کشور، یک خودرو به ارزش صد تومان باشد، اگر دولت نقدینگی را ۱۰۰ تومان اضافه کند، در واقع قیمت آن خودرو را مثلا به ۱۸۰ تومان رسانده و با ورود پول بیارزش، خود را در ثروت مردم شریک کرده و صد تومان مردم را به جیب خود زده. حالا برای این ۸۰ تومان هم سود میخواهد!! در حالی که این فرد ۲۰ تومان ضرر کرده چون ۱۸۰ تومان فعلی او به اندازه ۹۰ تومان قبلی ارزش دارد که الآن زیان او دو برابر شده است.
🔘نام این کار هر چه باشد، مالیات نیست. مالیات باید بر ارزش افزوده و تولید با قیمت ثابت وضع شود و نه به تورم که به ناحق از جیب مردم برداشته میشود. با این کارها تورم مهار نمیشود، بلکه رها، و بدتر این که افسارش گسیخته میشود.
🔺اعتماد اول خرداد ۱۴۰۲
✍️عباس عبدی
🔘وضعیت تورم بسیار نگرانکننده است. نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر اجتماعی نیز بسیار حساس شده است. تورم امسال با تورم سالهای گذشته چند تفاوت جدی دارد. اول اینکه برای بیش از ۵ سال است که ما تورم بالای ۴۰ درصد و حتی ۵۰ درصد را تجربه میکنیم، و این در یک صد سال اخیر بیسابقه است.
🔘بالاترین نرخ تورم بعد از انقلاب در سال ۱۳۷۴، حدود ۴۹ درصد بود که سال بعد بلافاصله نصف شد، سپس در دوره اصلاحات، تماماً به زیر ۲۰ درصد رسید (بجز یک سال که ۲۰ درصد بود) ولی پس از آن دو باره افزایشی شد ولی از سال ۱۳۹۷، روند افزایشی پیدا کرد و هر سال نیز کمابیش بیشتر شده، به طوری که سال گذشته به رکورد سال ۱۳۷۴ نزدیک شده است.
🔘در همین ۵ سال اخیر قیمتها بیش از ۵۰۰ درصد افزایش یافته است. حتی اگر درآمد مردم هم ۵۰۰ درصد بیشتر شده باشد، باز هم این ارقام ویرانگر اقتصاد و اخلاق است، چه رسد به اینکه درآمدها کمتر از این رقم افزایش یافته باشد که به منزله توسعه فقر است.
🔘ویژگی دوم افزایش حقوق و دستمزدها کمتر از رقم تورم است. امسال افزایشها حدود نصف و کمتر از رقم تورم سال پیش بوده، ضمن اینکه تصور میرود میزان تورم تا پایان سال نیز مشابه سال گذشته و یا بیشتر از آن افزایش یابد که فشار مضاعفی را بر جامعه وارد خواهد کرد.
🔘و بالاخره ویژگی سوم این است که غذا به عنوان ضروریترین کالا برای حیات، بیش از سایر کالاها دچار تورم شده، شاید تا حدود ۸۰ درصد در سال است که حاکی از افزایش ۷ تا ۸ برابری هزینههای خوراکی در این ۵ سال اخیر است. این ویژگی نشان میدهد که فشار تورمی بر گُرده اقشار ضعیفتر بیشتر است، زیرا سهم خوراکی در سبد مصرفی خانوار آنان بیشتر است.
🔘این سه ویژگی هیچگاه، تأکید میکنم، هیچگاه در گذشته همزمان و در کنار هم وجود نداشته است، و این مسأله موجب افزایش عوارض منفی و ویرانگر تورم خواهد شد.
🔘از سوی دیگر امسال سال مهار تورم نیز نامیده شده است، ولی دولت بدون توجه به این مسأله، چون در پی افزایش درآمدهای خود است، سیاستهایی را اتخاذ میکند که به افزایش تورم منجر شده است. نمونه آن افزایش هزینههای دولتی و نیز گران شدن کالاها و خدمات دولت مثل گاز و... است و حتی گرفتن پول برای تراکنشهای بانکی است. این مورد اخیر به کلی غیر منطقی است. زیرا دولت و بانک مرکزی و بانکها از نقل و انتقالات الکترونیک سود میبرند، چون هم پول مردم در بانک است و هم اینکه هزینه مبادله اسکناس و سکه حذف میشود و هم اینکه اطلاعات حساب و مبادلات را در اختیار دارند.
🔘مردم نباید این هزینه را بپردازند، چه از طریق فروشگاه و چه از طریق مصرفکننده. ولی هنگامی که دولت آن را از فروشگاه میگیرد توجه ندارد که به شکل طبیعی فروشنده آن را به خریدار و مصرفکننده منتقل میکند. به همین علت است که نانواییها و سوپرمارکتها را مستثنا کردند، و این یعنی افزایش تورم.
🔘از سوی دیگر دولت به بدترین شکل ممکن به تورم هم مالیات میبندد. خودروی مردم به ریال گران شده و به ظاهر باید آن را در مقوله سود قرار داد، ولی اصلاً چنین نیست، چون این ریال است که به دلیل افزایش نقدینگی کمارزش یا بیارزش شده، حالا دولت نام این تفاوت را سود میگذارد، و مالیات آن را میخواهد، در حالی که به معنای واقعی زیان است.
🔘فرض کنید که کل تولید یک کشور، یک خودرو به ارزش صد تومان باشد، اگر دولت نقدینگی را ۱۰۰ تومان اضافه کند، در واقع قیمت آن خودرو را مثلا به ۱۸۰ تومان رسانده و با ورود پول بیارزش، خود را در ثروت مردم شریک کرده و صد تومان مردم را به جیب خود زده. حالا برای این ۸۰ تومان هم سود میخواهد!! در حالی که این فرد ۲۰ تومان ضرر کرده چون ۱۸۰ تومان فعلی او به اندازه ۹۰ تومان قبلی ارزش دارد که الآن زیان او دو برابر شده است.
🔘نام این کار هر چه باشد، مالیات نیست. مالیات باید بر ارزش افزوده و تولید با قیمت ثابت وضع شود و نه به تورم که به ناحق از جیب مردم برداشته میشود. با این کارها تورم مهار نمیشود، بلکه رها، و بدتر این که افسارش گسیخته میشود.
Forwarded from ️ شبکه جامعه شناسی
🔰 استیصال در مدیریت بودجۀ خانوار
🖋 رضا امیدی
در یک تقسیمبندی کلی میتوان سبد هزینۀ خانوارها را به سه بخش تقسیم کرد: ۱. اقلام ضروری، ۲. اوقات فراغت، ۳. تأمین و توسعۀ زندگی. منظور از اقلام ضروری عبارت است از مسکن، خوراک، پوشاک، سلامت، حملونقل، آموزش. براساس دادههای درآمد-هزینۀ خانوار، در ایران طی سالهای اخیر حدود ۸۷ درصد مخارج خانوار صرف اقلام ضروری میشود. در کلانشهرها بهدلیل بالابودن سهم مسکن، این نسبت بالای ۹۰ درصد است. از طرفی مخارج فراغت اعم از تفریح و سرگرمی و هتل و رستوران به حدود ۲ درصد رسیده است.
طی سالهای اخیر بهطور مستمر سهم اقلام ضروری در سبد هزینۀ خانوارها افزایش یافته و درعینحال باتوجه به تورم بالا در اقلام مختلف، کموکیف سبد مصرفی نیز افت کرده است. برای مثال، درحالیکه سهم هزینههای خوراکی خانوارها روند افزایشی داشته، میزان کالری مصرفی و کیفیت سبد خوراکی افت کرده است. یا درحالیکه سهم هزینۀ مسکن رو به افزایش بوده، کیفیت سکونت کاهش یافته است. برخی گروههای جمعیتی نیز اساساً برخی اقلام ضروری را حذف کردهاند. برای مثال، معاون وزارت بهداشت و درمان در سال ۱۳۹۸ و پیش از شیوع کرونا اعلام کردند که مراجعه به مراکز درمانی حدود ۳۰ درصد کاهش داشته که ناشی از افزایش قیمت خدمات درمانی بوده است. براساس این روندها و شواهد عینی، خانوارهای هرچهبیشتری در مواجهه با تکانههای ریز و درشت اقتصادی کوچکترین ضربهگیر و قدرت مانوری ندارند و صرفاً باید از کموکیف اقلام ضروری خود بزنند.
پینوشت: وضعیت استاندارد این است که حداکثر ۷۰ درصد مخارج خانوار صرف کموکیف مناسبی از اقلام ضروری شود. برای مثال در کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا بهطور متوسط ۶۰ درصد مخارج خانوار صرف اقلام ضروری میشود و نزدیک به ۱۸ درصد مخارج خانوارها به هزینههای فراغتی مربوط است (تصویر پیوست را ببینید). بررسی سبد خانوارها در دو مقطع قبل و بعد از کرونا در اتحادیۀ اروپا نشان میدهد که در این کشورها خانوارها با کاستن ۲ تا ۳ درصد از هزینههای فراغتی خود، افزایش هزینه در سایر نیازها را جبران کردهاند.
🏌♂ رسانه ما شمایید. لطفاً به اشتراک بگذارید.
شبکه جامعهشناسی
@SocioNet
🖋 رضا امیدی
در یک تقسیمبندی کلی میتوان سبد هزینۀ خانوارها را به سه بخش تقسیم کرد: ۱. اقلام ضروری، ۲. اوقات فراغت، ۳. تأمین و توسعۀ زندگی. منظور از اقلام ضروری عبارت است از مسکن، خوراک، پوشاک، سلامت، حملونقل، آموزش. براساس دادههای درآمد-هزینۀ خانوار، در ایران طی سالهای اخیر حدود ۸۷ درصد مخارج خانوار صرف اقلام ضروری میشود. در کلانشهرها بهدلیل بالابودن سهم مسکن، این نسبت بالای ۹۰ درصد است. از طرفی مخارج فراغت اعم از تفریح و سرگرمی و هتل و رستوران به حدود ۲ درصد رسیده است.
طی سالهای اخیر بهطور مستمر سهم اقلام ضروری در سبد هزینۀ خانوارها افزایش یافته و درعینحال باتوجه به تورم بالا در اقلام مختلف، کموکیف سبد مصرفی نیز افت کرده است. برای مثال، درحالیکه سهم هزینههای خوراکی خانوارها روند افزایشی داشته، میزان کالری مصرفی و کیفیت سبد خوراکی افت کرده است. یا درحالیکه سهم هزینۀ مسکن رو به افزایش بوده، کیفیت سکونت کاهش یافته است. برخی گروههای جمعیتی نیز اساساً برخی اقلام ضروری را حذف کردهاند. برای مثال، معاون وزارت بهداشت و درمان در سال ۱۳۹۸ و پیش از شیوع کرونا اعلام کردند که مراجعه به مراکز درمانی حدود ۳۰ درصد کاهش داشته که ناشی از افزایش قیمت خدمات درمانی بوده است. براساس این روندها و شواهد عینی، خانوارهای هرچهبیشتری در مواجهه با تکانههای ریز و درشت اقتصادی کوچکترین ضربهگیر و قدرت مانوری ندارند و صرفاً باید از کموکیف اقلام ضروری خود بزنند.
پینوشت: وضعیت استاندارد این است که حداکثر ۷۰ درصد مخارج خانوار صرف کموکیف مناسبی از اقلام ضروری شود. برای مثال در کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا بهطور متوسط ۶۰ درصد مخارج خانوار صرف اقلام ضروری میشود و نزدیک به ۱۸ درصد مخارج خانوارها به هزینههای فراغتی مربوط است (تصویر پیوست را ببینید). بررسی سبد خانوارها در دو مقطع قبل و بعد از کرونا در اتحادیۀ اروپا نشان میدهد که در این کشورها خانوارها با کاستن ۲ تا ۳ درصد از هزینههای فراغتی خود، افزایش هزینه در سایر نیازها را جبران کردهاند.
🏌♂ رسانه ما شمایید. لطفاً به اشتراک بگذارید.
شبکه جامعهشناسی
@SocioNet
Telegram
attach 📎
🔴 گزارشی تکاندهنده از فقر به روایت یک پژوهش
🔻حجت میرزایی، پژوهشگر میگوید نرخ فقر در برخی استانهای ایران به شرایط نگرانکنندهای رسیده است. به طوری که بیشتر از ۸۰ درصد جامعه روستایی و ۴۵ درصد جامعه شهری سیستان و بلوچستان فقیر هستند و زمان تخصیص یارانه معیشتی، تقریبا تمام ساکنان این استان به جز گروه بسیار کوچکی مستحق یارانه شناخته شدند.
🔻بیشتر از ۵۰ درصد جمعیت چابهار، ۴۰ درصد جمعیت بندرعباس و ۳۰ تا ۳۵ درصد جمعیت مشهد حاشیهنشین هستند.
🔻فقر خشن به حدی رسیده که بر اساس گزارش وزارت راه و شهرسازی، دهک اول درآمدی برای خانهدار شدن به ۲۴۸ سال زمان نیاز دارد.
🔻بر اساس گزارشی که در سال ۱۴۰۰ برای وزارت کار تهیه شده، میزان فعالیتهای انسانستیز غیررسمی مانند کولبری، شوتیها، زبالهگردی و ... به ۴۰ درصد و در برخی استانها به ۶۰ درصد رسیده است.
🔻در حال حاضر ۸۵ درصد جمعیت کشور در استانهایی زندگی میکنند که درآمد سرانهشان نصف درآمد سرانه تهران است و ۴۰ درصد جمعیت کشور ساکن استانهایی هستند که نرخ بیکاری پایدار و بلند مدت بالاتر از ۱۵ درصد در یک دهه و بیشتر داشتهاند.این وضعیت در کرمانشاه، لرستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان به بیشتر از دو دهه میرسد.
🔻درآمد سرانه تهران پنج برابر سیستان و بلوچستان است و امید به زندگی مردان این استان بین ۸ تا ۱۰ سال و زنان ۶ سال کمتر از میانگین کشوری است.
🔻در حال حاضر دغدغه دولت از تامین زیرساختهای توسعهای به تامین مایحتاج اولیه مانند آب، نان، گاز و کالاهای اساسی رسیده و استانهای ایران گورستان طرحهای عمرانی زمین مانده شدهاند.
پ.ن: مشروح این گزارش در صفحه ۴ روزنامه شرق امروز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔻حجت میرزایی، پژوهشگر میگوید نرخ فقر در برخی استانهای ایران به شرایط نگرانکنندهای رسیده است. به طوری که بیشتر از ۸۰ درصد جامعه روستایی و ۴۵ درصد جامعه شهری سیستان و بلوچستان فقیر هستند و زمان تخصیص یارانه معیشتی، تقریبا تمام ساکنان این استان به جز گروه بسیار کوچکی مستحق یارانه شناخته شدند.
🔻بیشتر از ۵۰ درصد جمعیت چابهار، ۴۰ درصد جمعیت بندرعباس و ۳۰ تا ۳۵ درصد جمعیت مشهد حاشیهنشین هستند.
🔻فقر خشن به حدی رسیده که بر اساس گزارش وزارت راه و شهرسازی، دهک اول درآمدی برای خانهدار شدن به ۲۴۸ سال زمان نیاز دارد.
🔻بر اساس گزارشی که در سال ۱۴۰۰ برای وزارت کار تهیه شده، میزان فعالیتهای انسانستیز غیررسمی مانند کولبری، شوتیها، زبالهگردی و ... به ۴۰ درصد و در برخی استانها به ۶۰ درصد رسیده است.
🔻در حال حاضر ۸۵ درصد جمعیت کشور در استانهایی زندگی میکنند که درآمد سرانهشان نصف درآمد سرانه تهران است و ۴۰ درصد جمعیت کشور ساکن استانهایی هستند که نرخ بیکاری پایدار و بلند مدت بالاتر از ۱۵ درصد در یک دهه و بیشتر داشتهاند.این وضعیت در کرمانشاه، لرستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان به بیشتر از دو دهه میرسد.
🔻درآمد سرانه تهران پنج برابر سیستان و بلوچستان است و امید به زندگی مردان این استان بین ۸ تا ۱۰ سال و زنان ۶ سال کمتر از میانگین کشوری است.
🔻در حال حاضر دغدغه دولت از تامین زیرساختهای توسعهای به تامین مایحتاج اولیه مانند آب، نان، گاز و کالاهای اساسی رسیده و استانهای ایران گورستان طرحهای عمرانی زمین مانده شدهاند.
پ.ن: مشروح این گزارش در صفحه ۴ روزنامه شرق امروز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹میلاد با سعادت امام رضا علیه السلام را به همه اهل تقوا و موحدین عالم و تمامی مسلمانان و شیعیان آن حضرت تبریک و تهنیت می گویم
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰دست مرا به گدایی نوشته اند، رزق مرا امام رضایی نوشته اند،
🔰 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.
🔰 امام رضا (ع) ؛ هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی بر طرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف می سازد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝سرزعیم: ناامیدی مردم، جهش تورم را به بار آورد/برای برونرفت از بحران، دو راه بیشتر پیشرو نیست؛ برقراری ارتباط با دنیا و کنترل نقدینگی بهعنوان عامل اصلی بروز تورم
✍ علی سرزعیم، اقتصاددان گفت:
♈️دلیل جهش تورم، نرخ ارز و انتظار تورمی است. مردم از آینده ناامید شدهاند. دولت مهار نقدینگی را انجام داده است، ولی چون مردم از آینده ناامید هستند و نرخ ارز نیز صعودی است، تورم نیز با تاثیر از آنها بالا رفته است.
دولت لازم است برنامه کنترل نقدینگی را ادامه دهد. در عین حال باید سیگنالهایی نیز بدهند که چشمانداز آینده برای جامعه مثبت شود.
♈️بهجز سیاستمداران هیچ فرد دیگری نمیتواند چشمانداز مثبتی برای مردم فراهم کند. دولت سیزدهم باید سیاستی را اتخاذ میکرد که نشان میداد عملگرا است و اهل شعار نیست، اما نتوانست این پیام را به جامعه منتقل کند. دولت فرصتهای بینظیری مانند اجماع با حاکمیت و یکدستی قوا را داشت که میتوانست براساس آن تصمیمات کلیدی برای بهبود اقتصاد بگیرد، اما از آن استفاده نکرد.
♈️برای برونرفت از بحران، دو راه بیشتر پیشرو نیست؛ اول، اصلاح روابط خارجی و برقراری ارتباط با دنیاست. دوم، کنترل نقدینگی بهعنوان عامل اصلی بروز تورم است.
♈️باید بدانیم دولت هر نوع سیاستی هم که در پیش بگیرد بدون ارتباط با دنیا نمیتواند موفق به برونرفت از بحران شود. همزمان با اصلاح روابط بینالملل نیز باید از شتاب رشد نقدینگی جلوگیری شود و حجم پایه پولی منطقی رشد کند. در غیر این صورت مهار تورم خیالی بیش نخواهد بود./هممیهن
✍ علی سرزعیم، اقتصاددان گفت:
♈️دلیل جهش تورم، نرخ ارز و انتظار تورمی است. مردم از آینده ناامید شدهاند. دولت مهار نقدینگی را انجام داده است، ولی چون مردم از آینده ناامید هستند و نرخ ارز نیز صعودی است، تورم نیز با تاثیر از آنها بالا رفته است.
دولت لازم است برنامه کنترل نقدینگی را ادامه دهد. در عین حال باید سیگنالهایی نیز بدهند که چشمانداز آینده برای جامعه مثبت شود.
♈️بهجز سیاستمداران هیچ فرد دیگری نمیتواند چشمانداز مثبتی برای مردم فراهم کند. دولت سیزدهم باید سیاستی را اتخاذ میکرد که نشان میداد عملگرا است و اهل شعار نیست، اما نتوانست این پیام را به جامعه منتقل کند. دولت فرصتهای بینظیری مانند اجماع با حاکمیت و یکدستی قوا را داشت که میتوانست براساس آن تصمیمات کلیدی برای بهبود اقتصاد بگیرد، اما از آن استفاده نکرد.
♈️برای برونرفت از بحران، دو راه بیشتر پیشرو نیست؛ اول، اصلاح روابط خارجی و برقراری ارتباط با دنیاست. دوم، کنترل نقدینگی بهعنوان عامل اصلی بروز تورم است.
♈️باید بدانیم دولت هر نوع سیاستی هم که در پیش بگیرد بدون ارتباط با دنیا نمیتواند موفق به برونرفت از بحران شود. همزمان با اصلاح روابط بینالملل نیز باید از شتاب رشد نقدینگی جلوگیری شود و حجم پایه پولی منطقی رشد کند. در غیر این صورت مهار تورم خیالی بیش نخواهد بود./هممیهن
👍1
📝📝تحلیلی بر فقر و خودکشی
میان فقر و خودکشی چه رابطهای وجود دارد؟
✍ عزتاله لطفی / کارشناس ارشد علوم اقتصادی
⚛ @jomhuriyat
♈️براساس سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران، در افق 1404 ایران کشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی در میان کشورهای منطقه. همانگونه که ملاحظه میشود، براساس این سند که بالاترین سند بالادستی کشور پس از قانون اساسی قلمداد میشود، در سال 1404 ایران باید کشوری توسعهیافته شده و علاوه بر آن جایگاه اول اقتصادی را در میان کشورهای منطقه سند چشمانداز کسب کند. برای دستیابی به این مهم، لازم است عوامل مختلف همسو با یکدیگر زمینه را برای نیل به این هدف مهیا کنند.
♈️ این در حالی است که در تئوریهای توسعه و رشد اقتصادی، انسان از یکسو به عنوان عامل توسعه و از سوی دیگر به عنوان محور توسعه تلقی میشود. چرا که از یکسو افراد زمینه را برای حرکت به سوی توسعه فراهم کرده و از سوی دیگر، دستیابی به توسعه زمینه را برای ایجاد و افزایش رفاه افراد جامعه فراهم خواهد کرد. از اینرو است که نیروی انسانی یا در مفهومی کلیتر، سرمایه انسانی نقش مهمی در مسیر نیل به توسعه ایفا میکند.
♈️اما آنچه درخور توجه است آن است که نیروی انسانی به عنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید و زمینهساز رشد و توسعه همواره در معرض مشکلات و معضلاتی است که از جمله مهمترین آنها میتوان از خودکشی نام برد. پدیده خودکشی امروزه در اکثر کشورهای جهان در میان 10 عامل نخست مرگومیر ردهبندی میشود و در برخی کشورها نیز خودکشی در محدوده سه عامل اول مرگومیر جوانان به عنوان سرمایههای اصلی جامعه قرار میگیرد.
♈️علاوه بر آن، براساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی (WHO)1 در سال 2000 میلادی نزدیک به 850 هزار مرگ ناشی از خودکشی در جهان رخ داده (WHO, 2002) که این میزان در سال 2010 به بیش از یک میلیون نفر رسیده و این در حالی است که براساس گزارش این سازمان، آمار خودکشی در سال 2020 از مرز یک میلیون و 500 هزار نفر گذشته است.
♈️اهمیت توجه به خودکشی در کشور آنجا مشخص میشود که براساس شواهد موجود ایران از حیث خودکشی زنان در سال 2007 پس از دو کشور چین و هندوستان به عنوان سومین کشور جهان در زمینه خودکشی و اقدام به خودکشی زنان شناخته شده است (اجداکیک گروس و همکاران2، 2008). با آنکه خودکشی امری جهانی است اما با وجود این، خودکشی طی سه دهه اخیر رشد معناداری در کشور داشته و به عنوان مثال از سال 1368 تا 1372 به دو برابر افزایش یافته است.
♈️ با توجه به ادبیات موجود در زمینه علل اقتصادی خودکشی میتوان بیان داشت که پدیده خودکشی دارای علل اقتصادی، اجتماعی، شخصیتی و خانوادگی متفاوتی است که هر یک میتوانند زمینهساز بروز خودکشی باشند.
♈️ با در نظر گرفتن خودکشی به عنوان یک عمل با انتخاب عقلانی میتوان بیان داشت که زمانی فرد دست به خودکشی خواهد زد که مطلوبیت انتظاری فرد از عمرش کمتر از حد آستانه شخصی وی باشد (هامرمش و سوس3، 1974). زمانی که کشور زمینه تحصیل با حداقل هزینه را برای تربیت سرمایه انسانی آینده فراهم میکند در کنار این مهم باید شرایط زندگی پس از اتمام تحصیل و ورود به بازار کار و کسب درآمد نیز مدنظر قرار گیرد.
♈️ به عبارتی دیگر در کنار سیاستهای تربیت نیروی انسانی، یکی از اولویتهای کشوری که باید مورد توجه قرار گیرد آسیبهای اجتماعی و در صدر آن خودکشی است چرا که اگر راهکارهای لازم برای پیشگیری از آن اتخاذ نشود، به چالشی بزرگ برای کشور تبدیل خواهد شد.
♈️ از یکسو فراهمنبودن شرایط کاری و زندگی مناسب در داخل کشور زمینه را برای مهاجرت سرمایه انسانی توانمند و کارآمد به کشورهای دیگر با هیچ هزینهای از سوی طرف مقابل فراهم میکند و از سویی برای افرادی که توانایی مالی لازم برای مهاجرت ندارند سرخوردگی و تمایل به خودکشی و سایر آسیبهای اجتماعی را به همراه خواهد داشت. بنابراین به نظر میرسد باید در اسناد بالادستی کشور سلامت اجتماعی بهطور ویژه مدنظر قرار گیرد.
♈️ یکی از عوامل بسیار مهم در تبیین خودکشی فقر (نابرابری درآمدی) است. در شرایط جامعه نوگرای امروزی نیز فقر مولد آسیب و تضادهای اجتماعی است. در ادبیات اقتصادی دو نوع فقر وجود دارد: اول، فقر مطلق (کامل) که از طریق خط فقری که به عنوان تامین حداقل هزینههای لازم در زندگی برای کسب رضایت در تامین سلامت و بهداشت تعریف میشود، قابل اندازهگیری است.
♈️ دوم، فقر نسبی که در این حالت فرد حداقلها را داشته ولی نسبت به سایر گروههای درآمدی جامعه فقیر محسوب میشود. تلاش برای تبیین ارتباط فقر و خودکشی بر اساس ارتباط بین عواملی چون سوءتغذیه، خانه مسکونی غیربهداشتی، ازدحام و شلوغی محل زندگی و ناامیدی درکنار ناتوانی برای غلبه بر این شرایط، بررسی میشود.
🔰متن کامل را در اینجا بخوانید
#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
میان فقر و خودکشی چه رابطهای وجود دارد؟
✍ عزتاله لطفی / کارشناس ارشد علوم اقتصادی
⚛ @jomhuriyat
♈️براساس سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران، در افق 1404 ایران کشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی در میان کشورهای منطقه. همانگونه که ملاحظه میشود، براساس این سند که بالاترین سند بالادستی کشور پس از قانون اساسی قلمداد میشود، در سال 1404 ایران باید کشوری توسعهیافته شده و علاوه بر آن جایگاه اول اقتصادی را در میان کشورهای منطقه سند چشمانداز کسب کند. برای دستیابی به این مهم، لازم است عوامل مختلف همسو با یکدیگر زمینه را برای نیل به این هدف مهیا کنند.
♈️ این در حالی است که در تئوریهای توسعه و رشد اقتصادی، انسان از یکسو به عنوان عامل توسعه و از سوی دیگر به عنوان محور توسعه تلقی میشود. چرا که از یکسو افراد زمینه را برای حرکت به سوی توسعه فراهم کرده و از سوی دیگر، دستیابی به توسعه زمینه را برای ایجاد و افزایش رفاه افراد جامعه فراهم خواهد کرد. از اینرو است که نیروی انسانی یا در مفهومی کلیتر، سرمایه انسانی نقش مهمی در مسیر نیل به توسعه ایفا میکند.
♈️اما آنچه درخور توجه است آن است که نیروی انسانی به عنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید و زمینهساز رشد و توسعه همواره در معرض مشکلات و معضلاتی است که از جمله مهمترین آنها میتوان از خودکشی نام برد. پدیده خودکشی امروزه در اکثر کشورهای جهان در میان 10 عامل نخست مرگومیر ردهبندی میشود و در برخی کشورها نیز خودکشی در محدوده سه عامل اول مرگومیر جوانان به عنوان سرمایههای اصلی جامعه قرار میگیرد.
♈️علاوه بر آن، براساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی (WHO)1 در سال 2000 میلادی نزدیک به 850 هزار مرگ ناشی از خودکشی در جهان رخ داده (WHO, 2002) که این میزان در سال 2010 به بیش از یک میلیون نفر رسیده و این در حالی است که براساس گزارش این سازمان، آمار خودکشی در سال 2020 از مرز یک میلیون و 500 هزار نفر گذشته است.
♈️اهمیت توجه به خودکشی در کشور آنجا مشخص میشود که براساس شواهد موجود ایران از حیث خودکشی زنان در سال 2007 پس از دو کشور چین و هندوستان به عنوان سومین کشور جهان در زمینه خودکشی و اقدام به خودکشی زنان شناخته شده است (اجداکیک گروس و همکاران2، 2008). با آنکه خودکشی امری جهانی است اما با وجود این، خودکشی طی سه دهه اخیر رشد معناداری در کشور داشته و به عنوان مثال از سال 1368 تا 1372 به دو برابر افزایش یافته است.
♈️ با توجه به ادبیات موجود در زمینه علل اقتصادی خودکشی میتوان بیان داشت که پدیده خودکشی دارای علل اقتصادی، اجتماعی، شخصیتی و خانوادگی متفاوتی است که هر یک میتوانند زمینهساز بروز خودکشی باشند.
♈️ با در نظر گرفتن خودکشی به عنوان یک عمل با انتخاب عقلانی میتوان بیان داشت که زمانی فرد دست به خودکشی خواهد زد که مطلوبیت انتظاری فرد از عمرش کمتر از حد آستانه شخصی وی باشد (هامرمش و سوس3، 1974). زمانی که کشور زمینه تحصیل با حداقل هزینه را برای تربیت سرمایه انسانی آینده فراهم میکند در کنار این مهم باید شرایط زندگی پس از اتمام تحصیل و ورود به بازار کار و کسب درآمد نیز مدنظر قرار گیرد.
♈️ به عبارتی دیگر در کنار سیاستهای تربیت نیروی انسانی، یکی از اولویتهای کشوری که باید مورد توجه قرار گیرد آسیبهای اجتماعی و در صدر آن خودکشی است چرا که اگر راهکارهای لازم برای پیشگیری از آن اتخاذ نشود، به چالشی بزرگ برای کشور تبدیل خواهد شد.
♈️ از یکسو فراهمنبودن شرایط کاری و زندگی مناسب در داخل کشور زمینه را برای مهاجرت سرمایه انسانی توانمند و کارآمد به کشورهای دیگر با هیچ هزینهای از سوی طرف مقابل فراهم میکند و از سویی برای افرادی که توانایی مالی لازم برای مهاجرت ندارند سرخوردگی و تمایل به خودکشی و سایر آسیبهای اجتماعی را به همراه خواهد داشت. بنابراین به نظر میرسد باید در اسناد بالادستی کشور سلامت اجتماعی بهطور ویژه مدنظر قرار گیرد.
♈️ یکی از عوامل بسیار مهم در تبیین خودکشی فقر (نابرابری درآمدی) است. در شرایط جامعه نوگرای امروزی نیز فقر مولد آسیب و تضادهای اجتماعی است. در ادبیات اقتصادی دو نوع فقر وجود دارد: اول، فقر مطلق (کامل) که از طریق خط فقری که به عنوان تامین حداقل هزینههای لازم در زندگی برای کسب رضایت در تامین سلامت و بهداشت تعریف میشود، قابل اندازهگیری است.
♈️ دوم، فقر نسبی که در این حالت فرد حداقلها را داشته ولی نسبت به سایر گروههای درآمدی جامعه فقیر محسوب میشود. تلاش برای تبیین ارتباط فقر و خودکشی بر اساس ارتباط بین عواملی چون سوءتغذیه، خانه مسکونی غیربهداشتی، ازدحام و شلوغی محل زندگی و ناامیدی درکنار ناتوانی برای غلبه بر این شرایط، بررسی میشود.
🔰متن کامل را در اینجا بخوانید
#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
🔰*اصل پیتر چیست؟*
■اصل پیتر در سال ۱۹۶۹ میلادی توسط لارنس جی پیتر صورتبندی شد. این اصل میگوید انتخاب یک نامزد برای تصدی یک سمت، بر اساس میزان موفقیت عملکرد در نقش فعلیاش صورت میگیرد نه بر اساس سنجش تواناییهای او برای ایفای نقش جدید؛ بنابراین کارکنان تا آنجا که موفقیتآمیز عمل کنند ارتقاء مییابند و فقط هنگام رسیدن به «مرز بیکفایتی» متوقف میشوند و در همان سمت باقی میمانند. نتیجهٔ این امر آن است که غالباً در سازمانها با مدیرانی روبرو هستیم که شایستگی جایگاه خود را ندارند.
□اصل پیتر حالت خاصی از «پدیده همهجانبگی» است: هر آنچه (درست) کار میکند در حالتی پیشرفتهتر و چالشبرانگیزتر به کار گرفته خواهد شد تا آنجا که دیگر کارایی از خود نشان ندهد.
●علی در شرکتشان در سمت کارشناس فروش فعالیت میکند.
او کارش را به خوبی انجام میدهد و از عهدهی تمام وظایفی که به او محول شده بر میآید. به همین دلیل احساس میکند که حقش خورده شده و جلوی پیشرفتش گرفته شده و باید به سمت بالاتری ارتقا پیدا کند.
او را در موقعیت سرپرست فروش قرار میدهند. باز هم کارش را به خوبی انجام میدهد و وظایف محوله را به بهترین شکل ممکن انجام میدهد. باز هم احساس میکند که نباید در این سمت باشد و حقش خورده باشد و جلوی پیشرفت او گرفته شده است.
○به هر حال، فرصتی پیش میآید و پس از اینکه مدیر فروش قبلی (که او هم فکر میکرد حقش خورده شده و استعفا داده و به شرکتی دیگر رفته است) استعفا داد، او را در سمت مدیر فروش قرار میدهند.
سمت مدیر فروش علاوه بر آشنایی با مهارت فروش، نیازمند دانش مدیریت نیز هست که علی از آن بهرهی چندانی نبرده است.
او احساس میکند که شغل فعلی کمی از محدودهی توانمندیهای او بالاتر است. حالا دیگر اعتراضی ندارد و با رضایت به کار فعلی ادامه میدهد!
■کسی که در پاسخگویی به تماسهای مشتریان توانمند است، انتظار دارد که به عنوان مدیر مرکز تماس (Call Center) نیز انتخاب شود. در حالی که مدیر مرکز تماس، بیش از آنکه به مهارت تماس گرفتن با مشتریان و مدیریت یک تماس موفق نیاز داشته باشد، به مهارت مدیریت تعارض و چالشهای همکارانش نیاز خواهد داشت.
□کسی که فروشندهی خوبی بوده، الزاماًً مدیر فروش خوبی هم نخواهد بود. همچنانکه کسی که به خوبی شیرینی میپخته، الزاماً نمیتواند یک قنادی موفق را هم اداره کند. چون مدیریت یک قنادی، از جنس شیرینی پزی نیست و دانستهها و تجربیات و مهارتهای دیگری را نیاز دارد.
●این دیدگاه، هم در مدیران و هم در کارکنان وجود دارد. کارکنان، به محض اینکه در یک موقعیت شغلی موفق میشوند و میتوانند تمام استانداردهای آن را رعایت کنند، احساس میکنند که شایستگی قرار گرفتن در یک موقعیت بالاتر را هم دارند.
○مدیران هم، احساس میکنند که به هر حال، موفق بودن در موقعیت شغلی قبلی میتواند یک شاخص پیش بینی کننده مناسب، برای عملکرد فرد در موقعیت شغلی جدید باشد. در حالیکه در عمل اینگونه نیست و با به فاکتورهای مختلفی توجه داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
■اصل پیتر در سال ۱۹۶۹ میلادی توسط لارنس جی پیتر صورتبندی شد. این اصل میگوید انتخاب یک نامزد برای تصدی یک سمت، بر اساس میزان موفقیت عملکرد در نقش فعلیاش صورت میگیرد نه بر اساس سنجش تواناییهای او برای ایفای نقش جدید؛ بنابراین کارکنان تا آنجا که موفقیتآمیز عمل کنند ارتقاء مییابند و فقط هنگام رسیدن به «مرز بیکفایتی» متوقف میشوند و در همان سمت باقی میمانند. نتیجهٔ این امر آن است که غالباً در سازمانها با مدیرانی روبرو هستیم که شایستگی جایگاه خود را ندارند.
□اصل پیتر حالت خاصی از «پدیده همهجانبگی» است: هر آنچه (درست) کار میکند در حالتی پیشرفتهتر و چالشبرانگیزتر به کار گرفته خواهد شد تا آنجا که دیگر کارایی از خود نشان ندهد.
●علی در شرکتشان در سمت کارشناس فروش فعالیت میکند.
او کارش را به خوبی انجام میدهد و از عهدهی تمام وظایفی که به او محول شده بر میآید. به همین دلیل احساس میکند که حقش خورده شده و جلوی پیشرفتش گرفته شده و باید به سمت بالاتری ارتقا پیدا کند.
او را در موقعیت سرپرست فروش قرار میدهند. باز هم کارش را به خوبی انجام میدهد و وظایف محوله را به بهترین شکل ممکن انجام میدهد. باز هم احساس میکند که نباید در این سمت باشد و حقش خورده باشد و جلوی پیشرفت او گرفته شده است.
○به هر حال، فرصتی پیش میآید و پس از اینکه مدیر فروش قبلی (که او هم فکر میکرد حقش خورده شده و استعفا داده و به شرکتی دیگر رفته است) استعفا داد، او را در سمت مدیر فروش قرار میدهند.
سمت مدیر فروش علاوه بر آشنایی با مهارت فروش، نیازمند دانش مدیریت نیز هست که علی از آن بهرهی چندانی نبرده است.
او احساس میکند که شغل فعلی کمی از محدودهی توانمندیهای او بالاتر است. حالا دیگر اعتراضی ندارد و با رضایت به کار فعلی ادامه میدهد!
■کسی که در پاسخگویی به تماسهای مشتریان توانمند است، انتظار دارد که به عنوان مدیر مرکز تماس (Call Center) نیز انتخاب شود. در حالی که مدیر مرکز تماس، بیش از آنکه به مهارت تماس گرفتن با مشتریان و مدیریت یک تماس موفق نیاز داشته باشد، به مهارت مدیریت تعارض و چالشهای همکارانش نیاز خواهد داشت.
□کسی که فروشندهی خوبی بوده، الزاماًً مدیر فروش خوبی هم نخواهد بود. همچنانکه کسی که به خوبی شیرینی میپخته، الزاماً نمیتواند یک قنادی موفق را هم اداره کند. چون مدیریت یک قنادی، از جنس شیرینی پزی نیست و دانستهها و تجربیات و مهارتهای دیگری را نیاز دارد.
●این دیدگاه، هم در مدیران و هم در کارکنان وجود دارد. کارکنان، به محض اینکه در یک موقعیت شغلی موفق میشوند و میتوانند تمام استانداردهای آن را رعایت کنند، احساس میکنند که شایستگی قرار گرفتن در یک موقعیت بالاتر را هم دارند.
○مدیران هم، احساس میکنند که به هر حال، موفق بودن در موقعیت شغلی قبلی میتواند یک شاخص پیش بینی کننده مناسب، برای عملکرد فرد در موقعیت شغلی جدید باشد. در حالیکه در عمل اینگونه نیست و با به فاکتورهای مختلفی توجه داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔰 پنج ویژگی مهم مدیران اثربخش در عمل:
نکتهای که باید در وحله اول به آن توجه کرد این است که اثر بخش بودن مهارتی است آموختنی، که نیاز به یک مهارت خارق العاده یا توانایی ذاتی خاصی ندارد. باید اثربخشی را به قدری تمرین کنیم که یه یک عادت تبدیل شود و روزی برسد که نتوانیم اثربخش نباشیم. باهوش بودن، قدرت تخیل و دانش نظری و علمی برای هر مدیری لازم است ولی اگر اثربخشی در کار نباشد، هیچ کدام از این مهارتها، نتیجهای به همراه نخواهد داشت. تنها مدیر اثربخش میتواند از توانمندیهای خودش به نحو احسن استفاده کند.
منظور از مدیر، تمامی کسانی هستند که در یک سازمان یا بنگاه مسئولیتی بر عهده دارند و به عنوان یک شخص تصمیمگیرنده ایفای نقش میکنند. این افراد باید مسئولیتپذیر باشند و تلاش کنند که نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنند. تمامی مدیران و افراد تصمیمگیرنده در سازمان باید مفهوم اثربخشی را درک کرده و سعی کنند که از این مفهوم در مدیریت خود استفاده کنند. در صورتی که میخواهید اثربخشی را یاد بگیرید، روی چند مفهوم زیر کار کنید:
• مدیریت زمان و کار ساختارمند و منظم بر اساس زمان
• تمرکز روی منشأ اثر بودن و نتایج به جای تمرکز روی کار، تلاش و فعالیت مداوم
• تمرکز روی نقاط قوت خودتان، همکاران و کارکنانتان و تلاش برای تقویت آنها
• استفاده از قانون 20 ،80) اصل پارتو) برای اولویت بندی کارها و تمرکز روی کارهایی با بیشترین نتایج و بازدهی
• تمرکز روی اتخاذ تصمیمهای درست و موثر
🔰درس اول: مدیریت زمان، اصل و اساس کار مدیران اثربخش است
مدیران معمولی و کارآمد پیش از اینکه بخواهند یک کار را انجام دهند، برای آن برنامهریزی میکنند. این کار آنها در نگاه اول درست و معقول به نظر میرسد ولی یک اشکال در اینجا وجود دارد و آن اشکال این است که معمولاً کارها در اغلب اوقات طبق برنامهریزی پیش نمیرود. مدیران معمولی با هم جلسه میگذارند و یک برنامه مشخص را روی کاغذ مینویسند ولی این برنامهها هیچ گاه اجرایی نمیشود و به دستاورد مشخصی نمیرسد. پیتر دراکر در کتاب مدیر اثربخش در عمل، خصوصیات مدیران اثربخش را در زمینه مدیریت زمان بیان میکند:
مدیران اثربخش کار خود را از وظایف شروع نمیکنند. آنها قبل از هر چیز سراغ زمان میروند. آنها قبل از هر کار سعی میکنند که وقتشناس باشند و کارهای خود را با در نظر گرفتن زمان بررسی کنند. آنها هنگام مدیریت کارها سعی میکنند کارهای زائد و غیرضروری را حذف کنند تا کار از نظر زمانی به مشکل نخورد و هر کار در زمان مشخص خودش انجام شود. این مدیران در نهایت همه زمانهایی را که اختیارشان دست خودشان است یک کاسه میکنند و بدین صورت این زمانهای پراکنده را به واحدهای حتی الامکان طولانی تبدیل میکنند.
مدیران اثربخش قبل از برنامهریزی برای انجام کارها و وظایف، ابتدا زمان خود را برنامه ریزی میکنند. این مدیران برای زمانبندی و مدیریت کارهای خود از نظر زمانی، سه گام یا مرحله را پشت سر میگذارند:
4. ثبت زمان
5. مدیریت زمان
6. یک کاسه کردن زمان
ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نکتهای که باید در وحله اول به آن توجه کرد این است که اثر بخش بودن مهارتی است آموختنی، که نیاز به یک مهارت خارق العاده یا توانایی ذاتی خاصی ندارد. باید اثربخشی را به قدری تمرین کنیم که یه یک عادت تبدیل شود و روزی برسد که نتوانیم اثربخش نباشیم. باهوش بودن، قدرت تخیل و دانش نظری و علمی برای هر مدیری لازم است ولی اگر اثربخشی در کار نباشد، هیچ کدام از این مهارتها، نتیجهای به همراه نخواهد داشت. تنها مدیر اثربخش میتواند از توانمندیهای خودش به نحو احسن استفاده کند.
منظور از مدیر، تمامی کسانی هستند که در یک سازمان یا بنگاه مسئولیتی بر عهده دارند و به عنوان یک شخص تصمیمگیرنده ایفای نقش میکنند. این افراد باید مسئولیتپذیر باشند و تلاش کنند که نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنند. تمامی مدیران و افراد تصمیمگیرنده در سازمان باید مفهوم اثربخشی را درک کرده و سعی کنند که از این مفهوم در مدیریت خود استفاده کنند. در صورتی که میخواهید اثربخشی را یاد بگیرید، روی چند مفهوم زیر کار کنید:
• مدیریت زمان و کار ساختارمند و منظم بر اساس زمان
• تمرکز روی منشأ اثر بودن و نتایج به جای تمرکز روی کار، تلاش و فعالیت مداوم
• تمرکز روی نقاط قوت خودتان، همکاران و کارکنانتان و تلاش برای تقویت آنها
• استفاده از قانون 20 ،80) اصل پارتو) برای اولویت بندی کارها و تمرکز روی کارهایی با بیشترین نتایج و بازدهی
• تمرکز روی اتخاذ تصمیمهای درست و موثر
🔰درس اول: مدیریت زمان، اصل و اساس کار مدیران اثربخش است
مدیران معمولی و کارآمد پیش از اینکه بخواهند یک کار را انجام دهند، برای آن برنامهریزی میکنند. این کار آنها در نگاه اول درست و معقول به نظر میرسد ولی یک اشکال در اینجا وجود دارد و آن اشکال این است که معمولاً کارها در اغلب اوقات طبق برنامهریزی پیش نمیرود. مدیران معمولی با هم جلسه میگذارند و یک برنامه مشخص را روی کاغذ مینویسند ولی این برنامهها هیچ گاه اجرایی نمیشود و به دستاورد مشخصی نمیرسد. پیتر دراکر در کتاب مدیر اثربخش در عمل، خصوصیات مدیران اثربخش را در زمینه مدیریت زمان بیان میکند:
مدیران اثربخش کار خود را از وظایف شروع نمیکنند. آنها قبل از هر چیز سراغ زمان میروند. آنها قبل از هر کار سعی میکنند که وقتشناس باشند و کارهای خود را با در نظر گرفتن زمان بررسی کنند. آنها هنگام مدیریت کارها سعی میکنند کارهای زائد و غیرضروری را حذف کنند تا کار از نظر زمانی به مشکل نخورد و هر کار در زمان مشخص خودش انجام شود. این مدیران در نهایت همه زمانهایی را که اختیارشان دست خودشان است یک کاسه میکنند و بدین صورت این زمانهای پراکنده را به واحدهای حتی الامکان طولانی تبدیل میکنند.
مدیران اثربخش قبل از برنامهریزی برای انجام کارها و وظایف، ابتدا زمان خود را برنامه ریزی میکنند. این مدیران برای زمانبندی و مدیریت کارهای خود از نظر زمانی، سه گام یا مرحله را پشت سر میگذارند:
4. ثبت زمان
5. مدیریت زمان
6. یک کاسه کردن زمان
ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers