⭕️ چگونه در زمانهای سخت انگیزه کارکنان را حفظ کنیم؟
🔸نگرانیهای مرتبط با امنیت شغلی، اغلب به ضعیفشدن انگیزه کارکنان منجر میشود. بنابراین، رهبران باید برای از بین بردن این ترسها و ایجاد یک محیط کاری پویا گام بردارند.
🔹شرکت ButterflyMX سازمانی است که در دوران پاندمی کرونا تلاش کرد تا حس امنیت و ثبات را در محیط کاری خود ایجاد کند. با استفاده از استراتژیهای مختلف، آنها مطمئن شدند که کارکنان احساس امنیت میکنند. نتیجه این استراتژی، ایجاد یک رکورد در رشد و موفقیت شرکت بود. در ادامه ۵ استراتژی که این شرکت برای موفقیت خود استفاده کرد را بررسی میکنیم.
▪️بیشتر تعامل کنید و شفاف باشید
بهاشتراکگذاری بهروزرسانیهای منظم و صادقانه در مورد وضعیت شرکت و صنعت، اعتماد کارکنان را به دست میآورید و انگیزه بیشتری در آنها ایجاد میکنید.
شرکت ButterflyMX با برگزاری جلسات پرسش و پاسخی که هویت افراد در آن مشخص نبود، اجازه داده میشد که کارکنان تمامی سؤالاتی را که در رابطه با محصول، آینده شرکت و وضعیت صنعت داشتند، بپرسند. در کنار این موارد، در طی هفته، زمانی نیز مخصوص صحبتهای یکبهیک با همکاران تعیین میشد.
▪️در هنگام نیاز از روی خیرخواهی سختگیری کنید
درکنار تعامل، ارائه بازخورد، چه مثبت و چه منفی هم مهم است. تیم شما باید بداند چه کاری را درست انجام میدهد و چه کاری نیاز به بهبود دارد. زمانی که با احترام بیان شود، سختگیریهایی که از روی خیرخواهی است نتایج خوبی خواهد داشت.
.
▪️یک چشمانداز هیجانانگیز بسازید
کارکنان هدفی را میخواهند که بهطور جمعی به آن برسند. اگر ارزشها یا چشمانداز مأموریت خود را مشخص نکردهاید، در جمعکردن تیمتان جهت تلاش برای هدفی مشترک به مشکل میخورید.
خلق ارزشهای بنیادین شما، که کارکنان بتوانند روزانه آنها را تجسم کنند، ضروری است.
یکی از ارزشهای اصلی شرکت ButterflyMX این است که «بزرگ فکر کن، کوچک انجام بده.» از طریق این ارزش، کارکنان درک میکنند که وظایفی که روزانه انجام میدهند، بخشی از تصویری بزرگتر است.
▪️اهداف جاهطلبانه اما واقعبینانه تعیین کنید
برای انجام این کار، به دادههای خود نگاه کنید. دادههای جمعآوریشده را تجزیهوتحلیل کنید تا بهطور مناسب هدفی را تنظیم کنید که در گستره توانایی سازمان است، اما همچنان مرزهای ممکن را فراتر میبرد.
مهمتر از آن، با تیم خود در ارتباط باشید تا دیدگاههای آنها را در مورد اهدافی که میخواهید تعیین کنید، بشنوید. هیچ چیز به اندازه انتظارات دستنیافتنی یا کار بدون چالش، انگیزه کارکنان را از بین نمیبرد. زمانی که هر تیم متوجه نقش خود در اهداف کلی سازمان شود، آنها انگیزه کافی برای انجام بخش خود را خواهند گرفت.
▪️اطمینان حاصل کنید که کارکنان برای دستیابی به این اهداف از حمایت کافی برخوردارند
کارکنان در «نقش سازمانی» خود به حمایت نیاز دارند. این میتواند شامل استخدام افراد بیشتر برای رسیدگی به کارهای اضافی یا خرید نرمافزارها و سختافزارهای مختلف برای سادهکردن وظایف باشد. صرفنظر از این، حتماً از کارکنان بپرسید که برای موفقیت به چه چیزی نیاز دارند. از آنچه کارکنانتان درحال تجربه هستند، آگاه باشید تا بتوانید مزایا و پشتیبانی بهتری را متناسب با نیازهای آنها انجام دهید./آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸نگرانیهای مرتبط با امنیت شغلی، اغلب به ضعیفشدن انگیزه کارکنان منجر میشود. بنابراین، رهبران باید برای از بین بردن این ترسها و ایجاد یک محیط کاری پویا گام بردارند.
🔹شرکت ButterflyMX سازمانی است که در دوران پاندمی کرونا تلاش کرد تا حس امنیت و ثبات را در محیط کاری خود ایجاد کند. با استفاده از استراتژیهای مختلف، آنها مطمئن شدند که کارکنان احساس امنیت میکنند. نتیجه این استراتژی، ایجاد یک رکورد در رشد و موفقیت شرکت بود. در ادامه ۵ استراتژی که این شرکت برای موفقیت خود استفاده کرد را بررسی میکنیم.
▪️بیشتر تعامل کنید و شفاف باشید
بهاشتراکگذاری بهروزرسانیهای منظم و صادقانه در مورد وضعیت شرکت و صنعت، اعتماد کارکنان را به دست میآورید و انگیزه بیشتری در آنها ایجاد میکنید.
شرکت ButterflyMX با برگزاری جلسات پرسش و پاسخی که هویت افراد در آن مشخص نبود، اجازه داده میشد که کارکنان تمامی سؤالاتی را که در رابطه با محصول، آینده شرکت و وضعیت صنعت داشتند، بپرسند. در کنار این موارد، در طی هفته، زمانی نیز مخصوص صحبتهای یکبهیک با همکاران تعیین میشد.
▪️در هنگام نیاز از روی خیرخواهی سختگیری کنید
درکنار تعامل، ارائه بازخورد، چه مثبت و چه منفی هم مهم است. تیم شما باید بداند چه کاری را درست انجام میدهد و چه کاری نیاز به بهبود دارد. زمانی که با احترام بیان شود، سختگیریهایی که از روی خیرخواهی است نتایج خوبی خواهد داشت.
.
▪️یک چشمانداز هیجانانگیز بسازید
کارکنان هدفی را میخواهند که بهطور جمعی به آن برسند. اگر ارزشها یا چشمانداز مأموریت خود را مشخص نکردهاید، در جمعکردن تیمتان جهت تلاش برای هدفی مشترک به مشکل میخورید.
خلق ارزشهای بنیادین شما، که کارکنان بتوانند روزانه آنها را تجسم کنند، ضروری است.
یکی از ارزشهای اصلی شرکت ButterflyMX این است که «بزرگ فکر کن، کوچک انجام بده.» از طریق این ارزش، کارکنان درک میکنند که وظایفی که روزانه انجام میدهند، بخشی از تصویری بزرگتر است.
▪️اهداف جاهطلبانه اما واقعبینانه تعیین کنید
برای انجام این کار، به دادههای خود نگاه کنید. دادههای جمعآوریشده را تجزیهوتحلیل کنید تا بهطور مناسب هدفی را تنظیم کنید که در گستره توانایی سازمان است، اما همچنان مرزهای ممکن را فراتر میبرد.
مهمتر از آن، با تیم خود در ارتباط باشید تا دیدگاههای آنها را در مورد اهدافی که میخواهید تعیین کنید، بشنوید. هیچ چیز به اندازه انتظارات دستنیافتنی یا کار بدون چالش، انگیزه کارکنان را از بین نمیبرد. زمانی که هر تیم متوجه نقش خود در اهداف کلی سازمان شود، آنها انگیزه کافی برای انجام بخش خود را خواهند گرفت.
▪️اطمینان حاصل کنید که کارکنان برای دستیابی به این اهداف از حمایت کافی برخوردارند
کارکنان در «نقش سازمانی» خود به حمایت نیاز دارند. این میتواند شامل استخدام افراد بیشتر برای رسیدگی به کارهای اضافی یا خرید نرمافزارها و سختافزارهای مختلف برای سادهکردن وظایف باشد. صرفنظر از این، حتماً از کارکنان بپرسید که برای موفقیت به چه چیزی نیاز دارند. از آنچه کارکنانتان درحال تجربه هستند، آگاه باشید تا بتوانید مزایا و پشتیبانی بهتری را متناسب با نیازهای آنها انجام دهید./آموزه های سازمانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
عادتهائى كه موجب موفقيت در زندگى مى شود
با ملايمت = سخن بگوئيد،💛
عــمــيـــق = نفس بكشيد،💫
شــــــيــك = لباس بپوشيد،💛
صـبـورانه = كار كنيد.💫
نـجـيـبـانه = رفتار كنيد،💛
هــمـــواره = پس انداز كنيد،💫
عــاقــلانـه = بخوريد،💛
كــــافـــى = بخوابيد،💫
بى باكانه = عمل كنيد،💛
خـلاقـانـه = بينديشيد،💫
صـادقانه = كسب كنيد،💛
هوشمندانه = خرج كنيد،💫
خوشبختی یک «سفر»است,نه یک «مقصد.»
هیچ زمانی بهتراز«همین لحظه »برای شادبودن وجودندارد.
زندگی کنیدواز«حال» لذت ببرید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
با ملايمت = سخن بگوئيد،💛
عــمــيـــق = نفس بكشيد،💫
شــــــيــك = لباس بپوشيد،💛
صـبـورانه = كار كنيد.💫
نـجـيـبـانه = رفتار كنيد،💛
هــمـــواره = پس انداز كنيد،💫
عــاقــلانـه = بخوريد،💛
كــــافـــى = بخوابيد،💫
بى باكانه = عمل كنيد،💛
خـلاقـانـه = بينديشيد،💫
صـادقانه = كسب كنيد،💛
هوشمندانه = خرج كنيد،💫
خوشبختی یک «سفر»است,نه یک «مقصد.»
هیچ زمانی بهتراز«همین لحظه »برای شادبودن وجودندارد.
زندگی کنیدواز«حال» لذت ببرید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰آدم سالم کیست؟
روان شناسی در جواب اين سوال میگوید :
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون دیده میشه
آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!
خلاقيت داره، برخوردش محترمانه است، ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره، تحسین نیاز نداره، هر روز به یک رنگ در نمیاد
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی و وقتی که این آدم سالم کنارت نباشه دیگران حقیقت واقعی شما رو درک میکنند که پشت توانایی های آدم سالم شما هم بزرگ دیده شده بودی!
این آدمها را در گوشه ای از زندگی حفظ کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
روان شناسی در جواب اين سوال میگوید :
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون دیده میشه
آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!
خلاقيت داره، برخوردش محترمانه است، ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره، تحسین نیاز نداره، هر روز به یک رنگ در نمیاد
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی و وقتی که این آدم سالم کنارت نباشه دیگران حقیقت واقعی شما رو درک میکنند که پشت توانایی های آدم سالم شما هم بزرگ دیده شده بودی!
این آدمها را در گوشه ای از زندگی حفظ کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
به تصویر بالا و دو دایره نارنجی دقت کنید! دایره نارنجی که اطراف آن دایره های کوچکتر هست، به نظر بزرگتر از دایره نارنجی دیگر است! این در حالی است که هر دو دایره نارنجی دقیقا به یک اندازه هستند! البته در تصویر بالا خطای دید باعث به وجود آمدن این تصور غلط شده است! اما این خطای دید دقیقا وضعیتی است که معمولا در دنیای آدم ها هم رخ می دهد و انسانهای نالایق از آن بهره برداری می کنند! مخصوصا در دنیای سیاستمداران برخی کشورها زیاد نمود دارد! در چنین دنیایی، افراد بی کفایت و نالایق که معمولا قدرت را نیز در دست دارند برای آنکه همواره در کانون توجه و هسته اصلی قدرت باقی بمانند و بزرگ، با شکوه و با کفایت دیده شوند، اطراف خود را با آدمهای کوچک، حقیر و بی کفایت تر از خود پر می کنند تا بزرگ دیده شوند! آنان از این راز آگاه هستند که اگر پیرامون آنان اشخاصی قرار داشته باشند که لایق، کار بلد و آگاه باشند، آنگاه خودشان بسیار حقیر و ناچیز جلوه می کنند!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰🔴انفجار نادانی !!!
🔷چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع مادی و انسانی
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
🔰کاواساکی نظریه پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
🔰این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
🔰 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
🔰معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
🔷جامعه سالم و جامعه اخلاقی، جامعهایست که باسوادترینها، سیرترینها، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته، یک مهندس متبحر، یک نویسندۀ موفق، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
🔷ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادی است که سوابق روشن تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی ندارند.
🔷 افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
🔷وقتی ساختاری، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف، قضاوتهای بیپایه، دانش محدود، تصمیمگیری اشتباه، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند. تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول, امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع مادی و انسانی
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
🔰کاواساکی نظریه پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
🔰این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
🔰 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
🔰معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
🔷جامعه سالم و جامعه اخلاقی، جامعهایست که باسوادترینها، سیرترینها، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته، یک مهندس متبحر، یک نویسندۀ موفق، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
🔷ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادی است که سوابق روشن تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی ندارند.
🔷 افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
🔷وقتی ساختاری، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف، قضاوتهای بیپایه، دانش محدود، تصمیمگیری اشتباه، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند. تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول, امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔴انکار مرگ مديريت
(مدیریت دولتی)
✏️مفهوم پرداز
دکتر محمدعلی سرلک
⭕️وقتی افراد در معرض مرگ عزیزان قرار می گیرند، معمولا اولین کاری که برای حفظ تعادل روانی خود انجام می دهند،اقدام به انکار است. انکار یک مکانیزم دفاع روانی است که به افراد مصیبت دیده کمک می کند تا با نادیده انگاشتن رویداد زجر آور ،خود را بطور موقت از تنش های بعدی دور نگه دارند.
💥مرور رتبه های پایین سازمان های ایرانی در موضوعات مختلف نظیر، ؛ بهره وری کارکنان، فساد اداری، شفافیت سازمانی، استفاده بهینه از منابع، پاسخگویی، شادابی سازمانی، انگیزش کارکنان، خلاقیت و نوآوری، تبدیل دانش به ثروت، مشتری گرایی و نظایر آن گویای این واقعیت است که پدیده ارزشمند مدیریت علمی از سازمان های ما رخت بر بسته و ما آن را از دست داده ایم. همانند بیماری که با از دست دادن علایم حیاتی، حکم به مرگ او می کنیم، متاسفانه علایم حیاتی مدیریت سازمان های ایرانی که برخی از شاخص های آن در سطور بالا مورد اشاره قرار گرفت، متوقف و پیکره بی جانی از مدیریت علمی در ایران باقی مانده است
⭕️چرایی مرگ مدیریت علمی در
سازمان هایی ایرانی، خود نیازمند فرصتی جداگانه است، اما آنچه که در این نوشتار می گنجد، واکنش مسئولین رده بالای اداری و سازمانی به این رویداد زجرآور است. همانند مادری که در مراسم عزای پسرش، حجله عروسی برای او آماده می کند و به همه می گوید که امروز روز عروسی پسرم است،مسئولین سازمانی ما نیز با اعلام خبرهای مثبت و شاد کننده و به دور از واقعیت سعی می کنند که عدم وجود مدیریت در سازمان خود را انکار کنند
💥به عنوان مثال اصرار مسئولین سازمان های اقتصادی کشور به تک رقمی بودن نرخ تورم، یا آمار قابل توجه اشتغال ایجاد شده در دوره آنان و یا اصرار و ادعا در زمینه مدیریت جهانی و نظایر آن از جمله مصادیق مرحله انکار مرگ مدیریت در سازمان های ما می باشد.
🎯از منظر علم رفتار، گام اول برای فائق آمدن بر نابسامانی های اداری و سازمانی کشور، پذیرش این واقعیت از سوی مسئولین است که مدیریت درست و علمی از سازمان های ما رخت بسته است.
📝تا زمانی که ما برخوردی متوهمانه با واقعیت های نظام اداری و مدیریتی کشور داشته و خود را در وضعیتی عالی تصور می کنیم نمی توانیم برای رفع نابسامانی ها اقدامی مناسب به عمل آوریم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(مدیریت دولتی)
✏️مفهوم پرداز
دکتر محمدعلی سرلک
⭕️وقتی افراد در معرض مرگ عزیزان قرار می گیرند، معمولا اولین کاری که برای حفظ تعادل روانی خود انجام می دهند،اقدام به انکار است. انکار یک مکانیزم دفاع روانی است که به افراد مصیبت دیده کمک می کند تا با نادیده انگاشتن رویداد زجر آور ،خود را بطور موقت از تنش های بعدی دور نگه دارند.
💥مرور رتبه های پایین سازمان های ایرانی در موضوعات مختلف نظیر، ؛ بهره وری کارکنان، فساد اداری، شفافیت سازمانی، استفاده بهینه از منابع، پاسخگویی، شادابی سازمانی، انگیزش کارکنان، خلاقیت و نوآوری، تبدیل دانش به ثروت، مشتری گرایی و نظایر آن گویای این واقعیت است که پدیده ارزشمند مدیریت علمی از سازمان های ما رخت بر بسته و ما آن را از دست داده ایم. همانند بیماری که با از دست دادن علایم حیاتی، حکم به مرگ او می کنیم، متاسفانه علایم حیاتی مدیریت سازمان های ایرانی که برخی از شاخص های آن در سطور بالا مورد اشاره قرار گرفت، متوقف و پیکره بی جانی از مدیریت علمی در ایران باقی مانده است
⭕️چرایی مرگ مدیریت علمی در
سازمان هایی ایرانی، خود نیازمند فرصتی جداگانه است، اما آنچه که در این نوشتار می گنجد، واکنش مسئولین رده بالای اداری و سازمانی به این رویداد زجرآور است. همانند مادری که در مراسم عزای پسرش، حجله عروسی برای او آماده می کند و به همه می گوید که امروز روز عروسی پسرم است،مسئولین سازمانی ما نیز با اعلام خبرهای مثبت و شاد کننده و به دور از واقعیت سعی می کنند که عدم وجود مدیریت در سازمان خود را انکار کنند
💥به عنوان مثال اصرار مسئولین سازمان های اقتصادی کشور به تک رقمی بودن نرخ تورم، یا آمار قابل توجه اشتغال ایجاد شده در دوره آنان و یا اصرار و ادعا در زمینه مدیریت جهانی و نظایر آن از جمله مصادیق مرحله انکار مرگ مدیریت در سازمان های ما می باشد.
🎯از منظر علم رفتار، گام اول برای فائق آمدن بر نابسامانی های اداری و سازمانی کشور، پذیرش این واقعیت از سوی مسئولین است که مدیریت درست و علمی از سازمان های ما رخت بسته است.
📝تا زمانی که ما برخوردی متوهمانه با واقعیت های نظام اداری و مدیریتی کشور داشته و خود را در وضعیتی عالی تصور می کنیم نمی توانیم برای رفع نابسامانی ها اقدامی مناسب به عمل آوریم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نتیجه این دو متغیر استراتژیک اقتصادی (رشد اقتصادی و تورم)، کارنامه حکمرانی 44 ساله جمهوری اسلامی ایران را نشان میدهد. کاری از اکو ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تورم خوراکیها، یک قدم تا 90 درصد / تورم تفریح، دو رقمی شد
▫️اسفند سال 1401، دادههای بانک مرکزی نشان داد نرخ تورم نقطهای در دو گروه خوراکیها و آشامیدنیها و رستوران از مرز 80 درصد گذشته است. در همین خصوص از بین 12 گروه اصلی، 9 گروه تورم بالای 50 درصد را در سال گذشته تجربه کردهاند.
▫️تورم در ایران در سالی که گذشت شرایط بیسابقهای را تجربه کرد. کابینه ابراهیم رئیسی در اوایل سال 1401 تصمیم گرفت دست به اجرای طرحی موسوم به جراحی اقتصادی بزند. دولت مدعی بود که با حذف ارز ترجیحی، قیمتها به ثبات میرسند اما حال شواهد آماری نشان میدهد که دومینوی شکست سیاستهای دولت همچنان ادامه دارد.
▫️مطابق دادههای منتشرشده، بیشترین تورم ماهانه در آخرین ماه سال 1401، متعلق به گروه تفریح و امور فرهنگی با 13.58 درصد بوده است. پس از آن تورم ماهانه اثاث لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه با 9.89 درصد در مرتبه دوم قرار گفته است
⬅️ گزارش كامل در اکوایران بخوانید
▫️اسفند سال 1401، دادههای بانک مرکزی نشان داد نرخ تورم نقطهای در دو گروه خوراکیها و آشامیدنیها و رستوران از مرز 80 درصد گذشته است. در همین خصوص از بین 12 گروه اصلی، 9 گروه تورم بالای 50 درصد را در سال گذشته تجربه کردهاند.
▫️تورم در ایران در سالی که گذشت شرایط بیسابقهای را تجربه کرد. کابینه ابراهیم رئیسی در اوایل سال 1401 تصمیم گرفت دست به اجرای طرحی موسوم به جراحی اقتصادی بزند. دولت مدعی بود که با حذف ارز ترجیحی، قیمتها به ثبات میرسند اما حال شواهد آماری نشان میدهد که دومینوی شکست سیاستهای دولت همچنان ادامه دارد.
▫️مطابق دادههای منتشرشده، بیشترین تورم ماهانه در آخرین ماه سال 1401، متعلق به گروه تفریح و امور فرهنگی با 13.58 درصد بوده است. پس از آن تورم ماهانه اثاث لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه با 9.89 درصد در مرتبه دوم قرار گفته است
⬅️ گزارش كامل در اکوایران بخوانید
سندروم هوبریس چیست؟
🔺 جفری جیمز، در راستای مطالعات روانکاوی خود با صدها مدیرعامل و مدیر اجرایی مصاحبه کرده و معتقد است که مدیران ارشد، بهویژه در شرکتهای بزرگ، خصوصیات اخلاقی مشابهی دارند: آنها خودمحور، بی ادراک و خودشیفته هستند و تصور وهمآلودی از نبوغ و دانش خود دارند.
برخی فکر میکنند این خصوصیات اخلاقی، هرچند منفی هستند ولی برای شکلگیری شخصیت مدیر لازماند. اینطور نیست. برای رشد و پیشرفت یک شرکت، مدیران به همدلی (برای کار با دیگران) و فروتنی (برای کنار گذاشتن عقاید خود به نفع ایدههای بهتر دیگران) نیاز دارند.
طبق مطالعات دانشگاه مک مستر انتاریو، اغلب مدیران بعد از اینکه به هدف خود رسیدند، دچار کوتهفکری و تحکم بیمنطق میشوند؛ چراکه اعمال قدرت مداوم و توانایی حکمرانی (چه به لحاظ تجاری و چه به لحاظ سیاسی) آسیب قابل توجهی به مغز میزند که علم پزشکی و بیولوژی آن را نگرانکننده میخواند.
دکتر کلتنر پیش از این گفته بود مغز افرادی که قدرت تحکم بر دیگر انسانها را دارند، مثل مغز افرادی که دچار جراحات فیزیکی مغزی شدهاند دچار نقصان و آسیب میشود. آنها بدون فکر و از روی انگیزههای آنی رفتار میکنند، قدرت تشخیص ریسک خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، قادر نیستند مسائل را از دریچه دید دیگری ببینند و نمیتوانند خودشان را با اجتماعات انسانی تطبیق بدهند.
🔺 هنگامیکه فرد صاحب قدرت توسط افراد متملق و چاپلوس احاطه شده باشد، یعنی افرادی که به احساس توانایی حاکمیت آنها بالوپر میدهند، این آسیبهای مغزی (و متعاقب آن رفتارهای غریب و غیر مأنوس) هم افزایش مییابند.
🔺مجلهی علوم اعصاب Brain، در یک مقاله با رفرنسهای مستند نشان داده است که آسیبهای مغزی به وضعیتی میانجامند که سندروم هوبریس (Hubris) نام دارد و خود را با این علائم رفتاری نشان میدهد:
میخواهند با استفاده از قدرت، تکریم شخصی به دست بیاورند و فکر میکنند دنیا موظف است به این خواستهی آنها تن بدهد
حاضر هستند به هر کاری که بتواند تصویر بزرگتر وبرتری از آنها بدهد، دست بزنند
ادعا میکنند که با ملت، کشور یا سازمانشان گره خوردهاند.
🔺بیشازحد اعتمادبهنفس دارند.
🔺بهصورت آشکار دیگران را تحقیر میکنند.
🔺ارتباط با واقعیات را از دست میدهند.
🔺همیشه احساس بیقراری میکنند، بدون فکر و با انگیزههای آنی و لحظهای دست به عمل میزنند و توانایی تشخیص خطر را از دست میدهند.
🔺با بیکفایتی، بیاعتنایی و بیخیالی سیاستگذاری میکنند.
البته پیدا کردن نمونههای بارز رفتارهای سوء ناشی از آسیبهای مغزی در مدیرعاملهای معروف کار آسانی نیست. آنها به طرز شگفتآوری تلاش میکنند طوری رفتار خود را مدیریت کنند که نرمال به نظر برسند.
قدرتمندانی که نمیخواهند آسیبهای مغزی را تجربه کنند و به عوارض ناشی از سندروم هوبریس دچار شوند، باید گامهای مثبتی برای اجتناب از این مشکل بردارند. کارشناسان راههای زیر را برای کمک به این افراد توصیه میکنند:
🔺مردمی که پیش از رسیدن به قدرت هم شما را میشناختند در اطراف خود نگهدارید. آنها میتوانند حباب خود بزرگبینی و ظلم شما را بترکانند.
🔺مشاوران و کارمندان خود را به صداقت و راستگویی تشویق کنید و تا جای ممکن خودتان را از تملق و مدیحهگویی زیردستانتان دور کنید.
🔺از هرگونه امتیازاتی که قدرت به شما میدهد و باعث میشود از اجتماعات و تعاملات عادی انسانی دور شوید پرهیز کنید.
و در آخر، اگر تعریف شما از مدیریت شرکت یا سازمان، موفقیت در زندگی انسانی است؛ باید ریشههای خود را حفظ کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺 جفری جیمز، در راستای مطالعات روانکاوی خود با صدها مدیرعامل و مدیر اجرایی مصاحبه کرده و معتقد است که مدیران ارشد، بهویژه در شرکتهای بزرگ، خصوصیات اخلاقی مشابهی دارند: آنها خودمحور، بی ادراک و خودشیفته هستند و تصور وهمآلودی از نبوغ و دانش خود دارند.
برخی فکر میکنند این خصوصیات اخلاقی، هرچند منفی هستند ولی برای شکلگیری شخصیت مدیر لازماند. اینطور نیست. برای رشد و پیشرفت یک شرکت، مدیران به همدلی (برای کار با دیگران) و فروتنی (برای کنار گذاشتن عقاید خود به نفع ایدههای بهتر دیگران) نیاز دارند.
طبق مطالعات دانشگاه مک مستر انتاریو، اغلب مدیران بعد از اینکه به هدف خود رسیدند، دچار کوتهفکری و تحکم بیمنطق میشوند؛ چراکه اعمال قدرت مداوم و توانایی حکمرانی (چه به لحاظ تجاری و چه به لحاظ سیاسی) آسیب قابل توجهی به مغز میزند که علم پزشکی و بیولوژی آن را نگرانکننده میخواند.
دکتر کلتنر پیش از این گفته بود مغز افرادی که قدرت تحکم بر دیگر انسانها را دارند، مثل مغز افرادی که دچار جراحات فیزیکی مغزی شدهاند دچار نقصان و آسیب میشود. آنها بدون فکر و از روی انگیزههای آنی رفتار میکنند، قدرت تشخیص ریسک خود را از دست میدهند و مهمتر از همه، قادر نیستند مسائل را از دریچه دید دیگری ببینند و نمیتوانند خودشان را با اجتماعات انسانی تطبیق بدهند.
🔺 هنگامیکه فرد صاحب قدرت توسط افراد متملق و چاپلوس احاطه شده باشد، یعنی افرادی که به احساس توانایی حاکمیت آنها بالوپر میدهند، این آسیبهای مغزی (و متعاقب آن رفتارهای غریب و غیر مأنوس) هم افزایش مییابند.
🔺مجلهی علوم اعصاب Brain، در یک مقاله با رفرنسهای مستند نشان داده است که آسیبهای مغزی به وضعیتی میانجامند که سندروم هوبریس (Hubris) نام دارد و خود را با این علائم رفتاری نشان میدهد:
میخواهند با استفاده از قدرت، تکریم شخصی به دست بیاورند و فکر میکنند دنیا موظف است به این خواستهی آنها تن بدهد
حاضر هستند به هر کاری که بتواند تصویر بزرگتر وبرتری از آنها بدهد، دست بزنند
ادعا میکنند که با ملت، کشور یا سازمانشان گره خوردهاند.
🔺بیشازحد اعتمادبهنفس دارند.
🔺بهصورت آشکار دیگران را تحقیر میکنند.
🔺ارتباط با واقعیات را از دست میدهند.
🔺همیشه احساس بیقراری میکنند، بدون فکر و با انگیزههای آنی و لحظهای دست به عمل میزنند و توانایی تشخیص خطر را از دست میدهند.
🔺با بیکفایتی، بیاعتنایی و بیخیالی سیاستگذاری میکنند.
البته پیدا کردن نمونههای بارز رفتارهای سوء ناشی از آسیبهای مغزی در مدیرعاملهای معروف کار آسانی نیست. آنها به طرز شگفتآوری تلاش میکنند طوری رفتار خود را مدیریت کنند که نرمال به نظر برسند.
قدرتمندانی که نمیخواهند آسیبهای مغزی را تجربه کنند و به عوارض ناشی از سندروم هوبریس دچار شوند، باید گامهای مثبتی برای اجتناب از این مشکل بردارند. کارشناسان راههای زیر را برای کمک به این افراد توصیه میکنند:
🔺مردمی که پیش از رسیدن به قدرت هم شما را میشناختند در اطراف خود نگهدارید. آنها میتوانند حباب خود بزرگبینی و ظلم شما را بترکانند.
🔺مشاوران و کارمندان خود را به صداقت و راستگویی تشویق کنید و تا جای ممکن خودتان را از تملق و مدیحهگویی زیردستانتان دور کنید.
🔺از هرگونه امتیازاتی که قدرت به شما میدهد و باعث میشود از اجتماعات و تعاملات عادی انسانی دور شوید پرهیز کنید.
و در آخر، اگر تعریف شما از مدیریت شرکت یا سازمان، موفقیت در زندگی انسانی است؛ باید ریشههای خود را حفظ کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
14 علامت سندرم هوبریس
خود دیوید اوون و جاناتان دیویدسون روانپزشک، علائم اصلی سندرم غرور را که در افراد صاحب قدرت مشاهده کردند، جمعآوری کردند، که برخی از آنها در اختلالات شخصیت ضداجتماعی، تاریخی و خودشیفته مشترک است:
1. گرایش خودشیفتگی دیدن دنیا به گونه ای که گویی مرحله ای ساده برای اعمال قدرت، نشان دادن توانایی های خود و جستجوی شکوه شخصی است.
2. اعتماد به نفس بیش از حد که در مرز احساس قدرت مطلق است. این افراد بر این باورند که هر کاری را میدانند و میتوانند انجام دهند، احساس میکنند فوقالعاده خاص هستند و نیاز به درمان ممتاز دارند.
3. اعتماد بیش از حد به قضاوت خود و تحقیر نظرات، عقاید و معیارهای دیگران.، که هرگز مطابق با استانداردهای خود نیستند. آنها از گفت و گو امتناع می ورزند زیرا تنها دیدگاه های معتبر آنها است و تمایل دارند اطراف خود را با افرادی احاطه کنند که جرات مخالفت با آنها را ندارند.
4. برای تجلیل از خود دست به اقداماتی می زنند و تصویر خود را بهبود می بخشد یا بهبود می بخشد، اغلب در معرض انفجار قرار می گیرد.
5. آنها بیش از حد نگران تصویری هستند که از خود به نمایش می گذارند به دیگران، به طوری که آنها تمایل دارند تا نشان دهند که منحصر به فرد و خاص هستند، در حالت غیرعادی قرار می گیرند.
6. از فعلیت به گونه ای مسیحی و متعالی صحبت می کنند، هر دستاورد کوچکی را به دلیل انکارناپذیر عظمت خود تبدیل می کنند. در واقع آنها معمولا افرادی هستند که زیاد ژست می گیرند و صدای خود را برای نشان دادن قدرت خود بلند می کنند.
7. آنها بیش از حد با کشور، ایالت و/یا سازمان همذات پنداری می کنند، به طوری که «جزئی از آن» نیستند بلکه «هستند». آنها حتی به این باور می رسند که خود ملت یا نهادها در خدمت آنها هستند و غالباً بر کارکردهای موقعیتی که دارند غلبه می کنند زیرا آنها را غیرقابل جایگزین می دانند.
8. تمایل به بی قراری، تکانشگری و بی تدبیری که خود را به طور مداوم در رفتار آنها نشان می دهد، به طوری که آنها دچار حملات مکرر خشم می شوند یا زمانی که احساس می کنند نفس خود در معرض خطر قرار می گیرند، واکنش تدافعی نشان می دهند.
9. در مورد خود به صورت سوم شخص صحبت می کنند و از شکل سلطنتی "ما" استفاده می کنند و در گفتار خود به کلمات و عبارات پیچیده ای متوسل می شوند که آنها را تحصیل کرده و باهوش تر به نظر می رساند.
10. آنها کاملاً متقاعد شده اند که پیشنهادات آنها درست است و مناسب با نادیده گرفتن هزینه ها. آنها اغلب به ذهن باز خود می بالند، اما جزئیات و بندها را نادیده می گیرند زیرا اقدامات خود را با هدفی که دنبال می کنند توجیه می کنند، که همیشه درست خواهد بود.
11. آنها معتقدند که در برابر افراد دیگر یا جامعه پاسخگو نیستند، اما فقط به دادگاه های بالاتر، مانند تاریخ یا خدا، تا به انتقادات یا هشدارهای دیگران توجه نکنند.
12. آنها مطمئن هستند که این "دادگاه" آنها را تبرئه خواهد کرد زیرا او انگیزه های بالاتر آنها را که انسان های فانی نمی توانند درک کنند یا در آن سهیم باشند، درک خواهد کرد.
13. ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهند همانطور که به تدریج خود را از محیط خود جدا می کنند. این افراد شروع به زندگی در دنیایی می کنند که در ذهن خود ساخته اند و اطرافیانشان که جرات مخالفت با آنها را ندارند تایید شده است.
14. بی کفایتی «هبریستی». به دلیل اعتماد به نفس بیش از حد، عدم توجه به جزئیات و قطع ارتباط با دنیا. این افراد با دست بالا بردن توانایی های خود، بسته شدن خود بر روی نظرات دیگران و رفتار تکانشی، می توانند تصمیمات عجولانه و خطرناکی هم برای خود و هم برای دیگران بگیرند.
اوون و دیویدسون اشاره کردند که برای تشخیص سندرم هوبریس، یک فرد باید حداقل سه مورد از 14 علامت ذکر شده را داشته باشد.
با این حال، حقیقت این است که سندرم غرور نه تنها بر سیاستمداران تأثیر میگذارد، بلکه میتواند بر هر کسی که در هر زمینهای از فعالیتهای انسانی، از مالی گرفته تا ورزش، دین، آموزش یا حتی پزشکی، قدرت دارد، تأثیر بگذارد.
بدیهی است که هر چه شخص طولانیتر قدرت داشته باشد و اقتدار بیشتری اعمال کند، احتمال بیشتری دارد که این تصویر را ایجاد کند که با تکبر و قلدری مشخص میشود. صفات خودشیفتگی نیز احتمال ابتلا به سندرم هوبریس را افزایش میدهند .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
خود دیوید اوون و جاناتان دیویدسون روانپزشک، علائم اصلی سندرم غرور را که در افراد صاحب قدرت مشاهده کردند، جمعآوری کردند، که برخی از آنها در اختلالات شخصیت ضداجتماعی، تاریخی و خودشیفته مشترک است:
1. گرایش خودشیفتگی دیدن دنیا به گونه ای که گویی مرحله ای ساده برای اعمال قدرت، نشان دادن توانایی های خود و جستجوی شکوه شخصی است.
2. اعتماد به نفس بیش از حد که در مرز احساس قدرت مطلق است. این افراد بر این باورند که هر کاری را میدانند و میتوانند انجام دهند، احساس میکنند فوقالعاده خاص هستند و نیاز به درمان ممتاز دارند.
3. اعتماد بیش از حد به قضاوت خود و تحقیر نظرات، عقاید و معیارهای دیگران.، که هرگز مطابق با استانداردهای خود نیستند. آنها از گفت و گو امتناع می ورزند زیرا تنها دیدگاه های معتبر آنها است و تمایل دارند اطراف خود را با افرادی احاطه کنند که جرات مخالفت با آنها را ندارند.
4. برای تجلیل از خود دست به اقداماتی می زنند و تصویر خود را بهبود می بخشد یا بهبود می بخشد، اغلب در معرض انفجار قرار می گیرد.
5. آنها بیش از حد نگران تصویری هستند که از خود به نمایش می گذارند به دیگران، به طوری که آنها تمایل دارند تا نشان دهند که منحصر به فرد و خاص هستند، در حالت غیرعادی قرار می گیرند.
6. از فعلیت به گونه ای مسیحی و متعالی صحبت می کنند، هر دستاورد کوچکی را به دلیل انکارناپذیر عظمت خود تبدیل می کنند. در واقع آنها معمولا افرادی هستند که زیاد ژست می گیرند و صدای خود را برای نشان دادن قدرت خود بلند می کنند.
7. آنها بیش از حد با کشور، ایالت و/یا سازمان همذات پنداری می کنند، به طوری که «جزئی از آن» نیستند بلکه «هستند». آنها حتی به این باور می رسند که خود ملت یا نهادها در خدمت آنها هستند و غالباً بر کارکردهای موقعیتی که دارند غلبه می کنند زیرا آنها را غیرقابل جایگزین می دانند.
8. تمایل به بی قراری، تکانشگری و بی تدبیری که خود را به طور مداوم در رفتار آنها نشان می دهد، به طوری که آنها دچار حملات مکرر خشم می شوند یا زمانی که احساس می کنند نفس خود در معرض خطر قرار می گیرند، واکنش تدافعی نشان می دهند.
9. در مورد خود به صورت سوم شخص صحبت می کنند و از شکل سلطنتی "ما" استفاده می کنند و در گفتار خود به کلمات و عبارات پیچیده ای متوسل می شوند که آنها را تحصیل کرده و باهوش تر به نظر می رساند.
10. آنها کاملاً متقاعد شده اند که پیشنهادات آنها درست است و مناسب با نادیده گرفتن هزینه ها. آنها اغلب به ذهن باز خود می بالند، اما جزئیات و بندها را نادیده می گیرند زیرا اقدامات خود را با هدفی که دنبال می کنند توجیه می کنند، که همیشه درست خواهد بود.
11. آنها معتقدند که در برابر افراد دیگر یا جامعه پاسخگو نیستند، اما فقط به دادگاه های بالاتر، مانند تاریخ یا خدا، تا به انتقادات یا هشدارهای دیگران توجه نکنند.
12. آنها مطمئن هستند که این "دادگاه" آنها را تبرئه خواهد کرد زیرا او انگیزه های بالاتر آنها را که انسان های فانی نمی توانند درک کنند یا در آن سهیم باشند، درک خواهد کرد.
13. ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهند همانطور که به تدریج خود را از محیط خود جدا می کنند. این افراد شروع به زندگی در دنیایی می کنند که در ذهن خود ساخته اند و اطرافیانشان که جرات مخالفت با آنها را ندارند تایید شده است.
14. بی کفایتی «هبریستی». به دلیل اعتماد به نفس بیش از حد، عدم توجه به جزئیات و قطع ارتباط با دنیا. این افراد با دست بالا بردن توانایی های خود، بسته شدن خود بر روی نظرات دیگران و رفتار تکانشی، می توانند تصمیمات عجولانه و خطرناکی هم برای خود و هم برای دیگران بگیرند.
اوون و دیویدسون اشاره کردند که برای تشخیص سندرم هوبریس، یک فرد باید حداقل سه مورد از 14 علامت ذکر شده را داشته باشد.
با این حال، حقیقت این است که سندرم غرور نه تنها بر سیاستمداران تأثیر میگذارد، بلکه میتواند بر هر کسی که در هر زمینهای از فعالیتهای انسانی، از مالی گرفته تا ورزش، دین، آموزش یا حتی پزشکی، قدرت دارد، تأثیر بگذارد.
بدیهی است که هر چه شخص طولانیتر قدرت داشته باشد و اقتدار بیشتری اعمال کند، احتمال بیشتری دارد که این تصویر را ایجاد کند که با تکبر و قلدری مشخص میشود. صفات خودشیفتگی نیز احتمال ابتلا به سندرم هوبریس را افزایش میدهند .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 فرخنده میلاد با سعادت دومین اختر تابناک امامت و ولایت، کریم اهل بیت، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بر همه شما دوستان و همراهان گرامی مبارک باد. 🌺
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔷 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
⚫️ تصویبنامه در خصوص تعیین ضریب افزایش حقوق سال ۱۴۰۲ کارکنان و بازنشستگان دولت
1⃣کمک هزینه عائله مندی ۲۲۸۰ امتیاز معادل ۹,۱۷۴,۷۲۰ ریال
2⃣کمک هزینه اولاد ۱۰۵۰ امتیاز معادل ۴,۲۲۵,۲۰۰ ریال
3⃣حداقل حقوق شاغلین ۷۹,۲۷۰,۸۰۰ ریال
4⃣حداقل حقوق بازنشستگان ۷۰,۸۰۰,۰۰ ریال
5⃣درصد افزایش ۲۰ درصد ضریب حقوق ۴۰۲۴
6⃣حداقل حقوق و فوق العاده های مستمر ۲۹,۶۵۸,۰۰۰ ریال بنابراین فوق العاده ایثارگری ماده ۵۱ معادل یک چهارم عدد فوق یعنی ۷,۴۱۴,۵۰۰ ریال
7⃣ کمک هزینه ازدواج و فوت ، ۶۵۰۰ امتیاز معادل ۲۶,۱۵۶,۰۰۰ ریال
🔴 منیع؛ کارگزین آنلاین
1⃣کمک هزینه عائله مندی ۲۲۸۰ امتیاز معادل ۹,۱۷۴,۷۲۰ ریال
2⃣کمک هزینه اولاد ۱۰۵۰ امتیاز معادل ۴,۲۲۵,۲۰۰ ریال
3⃣حداقل حقوق شاغلین ۷۹,۲۷۰,۸۰۰ ریال
4⃣حداقل حقوق بازنشستگان ۷۰,۸۰۰,۰۰ ریال
5⃣درصد افزایش ۲۰ درصد ضریب حقوق ۴۰۲۴
6⃣حداقل حقوق و فوق العاده های مستمر ۲۹,۶۵۸,۰۰۰ ریال بنابراین فوق العاده ایثارگری ماده ۵۱ معادل یک چهارم عدد فوق یعنی ۷,۴۱۴,۵۰۰ ریال
7⃣ کمک هزینه ازدواج و فوت ، ۶۵۰۰ امتیاز معادل ۲۶,۱۵۶,۰۰۰ ریال
🔴 منیع؛ کارگزین آنلاین
یافته مشترک انسان و کامپیوتر؛ ۸۰ درصد مشاغل تحت تاثیر هوش مصنوعی قرار خواهد گرفت/ این مشاغل کدامند؟
🔹 بنا بر یک یافته جدید، ابزارهای هوش مصنوعی مانند «چَت جی.پی.تی. / ChatGPT» نیروی کار در آمریکا را متحول خواهد کرد.
🔹 شرکت «اوپن اِیآی» شرکت سازنده ربات محبوب «چَت جی.پی.تی.»، اعداد و ارقام مربوط به مشاغلی که در معرض هوش مصنوعی (AI) قرار خواهند گرفت را منتشر کرد و باید گفت که این آمار بسیار شوکآور است.
🔹 ریاضیدانان، حسابرسان مالیاتی، تحلیلگران کمی مالی طراحان وب و طراحان نمایههای دیجیتال مشاغلی هستند که از نظر نویسندگان انسانی مقاله، ۱۰۰ درصد «در معرض» قرار دارند.
🔹 کارشناسان فرمهای نظرسنجی، نویسندگان و مولفان، مترجمان کتبی و مترجمان همزمان شفاهی، متخصصان روابط عمومی و پژوهشگران حوزه حیوانات از سایر مشاغلی که توسط انسانها با درصد بالایی «در معرض» شناخته شدهاند.
🔹 در همین حال، مدلهای زبانی این موارد را بهعنوان ۱۰۰ درصد در معرض فهرست کردند: ریاضیدانان، حسابداران و حسابرسان، تحلیلگران خبری، خبرنگاران و روزنامه نگاران، وکلای حقوقی و معاضدان اداری، مدیران داده های بالینی و تحلیلگران تغییرات اقلیمی.
🔹 بدین ترتیب، مشاغل زیر نیز توسط مدلهای زبانی بیش از ۹۰ درصد در معرض خواهند بود: کارمندان مکاتبات اداری، مهندسین بلاک چین، خبرنگاران حوزههای قضایی و صورتجلسه نویسان همزمان مصححها و ادیتورهای متنی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹 بنا بر یک یافته جدید، ابزارهای هوش مصنوعی مانند «چَت جی.پی.تی. / ChatGPT» نیروی کار در آمریکا را متحول خواهد کرد.
🔹 شرکت «اوپن اِیآی» شرکت سازنده ربات محبوب «چَت جی.پی.تی.»، اعداد و ارقام مربوط به مشاغلی که در معرض هوش مصنوعی (AI) قرار خواهند گرفت را منتشر کرد و باید گفت که این آمار بسیار شوکآور است.
🔹 ریاضیدانان، حسابرسان مالیاتی، تحلیلگران کمی مالی طراحان وب و طراحان نمایههای دیجیتال مشاغلی هستند که از نظر نویسندگان انسانی مقاله، ۱۰۰ درصد «در معرض» قرار دارند.
🔹 کارشناسان فرمهای نظرسنجی، نویسندگان و مولفان، مترجمان کتبی و مترجمان همزمان شفاهی، متخصصان روابط عمومی و پژوهشگران حوزه حیوانات از سایر مشاغلی که توسط انسانها با درصد بالایی «در معرض» شناخته شدهاند.
🔹 در همین حال، مدلهای زبانی این موارد را بهعنوان ۱۰۰ درصد در معرض فهرست کردند: ریاضیدانان، حسابداران و حسابرسان، تحلیلگران خبری، خبرنگاران و روزنامه نگاران، وکلای حقوقی و معاضدان اداری، مدیران داده های بالینی و تحلیلگران تغییرات اقلیمی.
🔹 بدین ترتیب، مشاغل زیر نیز توسط مدلهای زبانی بیش از ۹۰ درصد در معرض خواهند بود: کارمندان مکاتبات اداری، مهندسین بلاک چین، خبرنگاران حوزههای قضایی و صورتجلسه نویسان همزمان مصححها و ادیتورهای متنی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♨️رخدادهایی که بزودی دنیا را تغییر خواهند داد!
♻️ پیشبینیهای شگفت انگیزی که باور کردنشان سخت است، اما ممکن است بزودی به واقعیت تبدیل شوند و اصلا متوجه آن نشویم مانند تلفن همراه و دوربین آن و اتصال به اینترنت از طریق آن و ارتباط با تمام دنیا.
و اکنون پیش بینی های آینده ای نه چندان دور :
1▪️ تعمیرگاه های خودرو ناپدید می شوند.
چون : موتورهای بنزینی/دیزلی از 20000 قطعه تشکیل شده در حالیکه موتورهای خودروهای برقی دارای 20 قطعه هستند، با گارانتی مادام العمر فروخته میشوند و در نمایندگی جداسازی و تعویض قطعه فقط 10 دقیقه طول می کشد. موتورهای خودروهای الکتریکی معیوب در یک تعمیرگاه منطقه ای با استفاده از رباتها تعمیر خواهند شد.
2▪️ پمپ بنزینها ناپدید می شوند.
در خیابانها ایستگاههای شارژ برق نصب می شود ( اکنون در برخی کشورها شروع شده).
3.▪️صنایع زغال سنگ از بین خواهند رفت. شرکتهای بنزین/نفت و حفاری برای نفت متوقف خواهد شد.
4▪️ خانه ها انرژی الکتریکی را در طول روز تولید و ذخیره می کنند تا مورد استفاده قرار گیرد و دوباره به شبکه بفروشد. این شبکه آن را ذخیره و در صنایعی با مصرف برق بالا توزیع می کند.
آیا کسی سقف تسلا را دیده است؟
5▪️ کودکان ماشین های فعلی را در موزه ها خواهند دید.
یک مثال واقعی
در سال 1998، کداک 170000 کارمند داشت و 85 درصد از تولید کاغذ عکس خود را در سراسر جهان به فروش رساند. در عرض دو سال مدل کسب و کار آنها ناپدید شد و آنها ورشکست شدند.
اتفاقی که برای کداک و پولاروید افتاد، طی 5 تا 10 سال آینده برای چندین صنعت نیز اتفاق خواهد افتاد.
در سال 1998 فکر می کردید که بعد از 3 سال هیچ عکسی روی فیلم گرفته نمی شود؟
6▪️ دوربین دیجیتال در سال 1985 اختراع شد و پس از یک دوره محبوبیت با آمدن گوشیهای دوربین دار خداحافظی تلخی داشت.
7▪️ این اتفاق دوباره (سریعتر) با هوش مصنوعی در دیگر حوزه ها مانند سلامت، خودروهای خودران و الکتریکی، آموزش، چاپ سه بعدی، کشاورزی و ... رخ خواهد داد.
8▪️ نرم افزار ها و رباتها اکثر صنایع سنتی را در 5 تا 10 سال آینده مختل خواهد کرد.
شرکت اوبر هیچ ماشینی نخواهد داشت.
9▪️ هوش مصنوعی: کامپیوترها در درک جهان بهتر می شوند. امسال یک کامپیوتر بهترین بازیکن جهان را شکست داد (10 سال زودتر از حد انتظار).
10▪️ ربات واتسون IBM که به شما مشاوره حقوقی در عرض چند ثانیه با دقت 90 درصد در مقایسه با دقت 70 درصد انسان ها ارائه می کند، موجب بیکاری وکلا خواهد شد.
همچنین واتسون به پزشکان در تشخیص سرطان کمک می کند (4 برابر دقیق تر از انسان).
11▪️ ماشینهای خودران در عرض دو سال کل صنعت را تغییر خواهند داد. شما دیگر نمی خواهد ماشین داشته باشید زیرا با تلفن خود با ماشین تماس می گیرید و نزدیکترین خودران در برابر شما ظاهر می شود و شما را به مقصد می رساند.
12▪️دیگر نیازی به گواهینامه رانندگی نیست.
هر ساله 1.2 میلیون نفر در سراسر جهان در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند. در آینده در هر 60000 مایل یک تصادف خواهد بود. با رانندگی خودکار، تصادفات به یک تصادف در 6 میلیون مایل کاهش می یابد. این باعث نجات یک میلیون نفر در سال می شود.
13▪️ شرکتهای بیمه با مشکلات بزرگی مواجه خواهند شد زیرا هزینه ها بدون حادثه ارزان می شود. مدل کسب و کار بیمه خودرو ناپدید خواهد شد.
14▪️ املاک و مستغلات تغییر خواهد کرد. زیرا با کار در حال حرکت، مردم برج های خود را رها کرده و به محله های زیباتر و مقرون به صرفه تر می روند.
15▪️ در سال 2030، خودروهای الکتریکی تسلط خواهند یافت. شهرها سر و صدای کمتری خواهند داشت و هوا بسیار تمیزتر خواهد بود.
16▪️ برق فوق العاده ارزان و تمیز خواهد بود. تولید انرژی خورشیدی بطور چشمگیری افزایش خواهد یافت.
17 ▪️ سلامت: شرکتهایی با یک دستگاه پزشکی (به نام «تریکورد») که با تلفن شما کار میکند و اسکن شبکیه و نمونه خون شما را میگیرد و تنفستان و 54 نشانگر زیستی را تجزیه و تحلیل می کند... تقریباً هر بیماری را شناسایی می کند و به شما نسخه پزشکی می دهد.
⏪از این واقعیت غافل نشوید که آینده از آنچه که فکر می کنید نزدیکتر است....شما برای این تغییرات بزرگ آماده اید ؟ چه فرصتها و تهدیدهایی در آنها می تواند برای شما وجود داشته باشد؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♻️ پیشبینیهای شگفت انگیزی که باور کردنشان سخت است، اما ممکن است بزودی به واقعیت تبدیل شوند و اصلا متوجه آن نشویم مانند تلفن همراه و دوربین آن و اتصال به اینترنت از طریق آن و ارتباط با تمام دنیا.
و اکنون پیش بینی های آینده ای نه چندان دور :
1▪️ تعمیرگاه های خودرو ناپدید می شوند.
چون : موتورهای بنزینی/دیزلی از 20000 قطعه تشکیل شده در حالیکه موتورهای خودروهای برقی دارای 20 قطعه هستند، با گارانتی مادام العمر فروخته میشوند و در نمایندگی جداسازی و تعویض قطعه فقط 10 دقیقه طول می کشد. موتورهای خودروهای الکتریکی معیوب در یک تعمیرگاه منطقه ای با استفاده از رباتها تعمیر خواهند شد.
2▪️ پمپ بنزینها ناپدید می شوند.
در خیابانها ایستگاههای شارژ برق نصب می شود ( اکنون در برخی کشورها شروع شده).
3.▪️صنایع زغال سنگ از بین خواهند رفت. شرکتهای بنزین/نفت و حفاری برای نفت متوقف خواهد شد.
4▪️ خانه ها انرژی الکتریکی را در طول روز تولید و ذخیره می کنند تا مورد استفاده قرار گیرد و دوباره به شبکه بفروشد. این شبکه آن را ذخیره و در صنایعی با مصرف برق بالا توزیع می کند.
آیا کسی سقف تسلا را دیده است؟
5▪️ کودکان ماشین های فعلی را در موزه ها خواهند دید.
یک مثال واقعی
در سال 1998، کداک 170000 کارمند داشت و 85 درصد از تولید کاغذ عکس خود را در سراسر جهان به فروش رساند. در عرض دو سال مدل کسب و کار آنها ناپدید شد و آنها ورشکست شدند.
اتفاقی که برای کداک و پولاروید افتاد، طی 5 تا 10 سال آینده برای چندین صنعت نیز اتفاق خواهد افتاد.
در سال 1998 فکر می کردید که بعد از 3 سال هیچ عکسی روی فیلم گرفته نمی شود؟
6▪️ دوربین دیجیتال در سال 1985 اختراع شد و پس از یک دوره محبوبیت با آمدن گوشیهای دوربین دار خداحافظی تلخی داشت.
7▪️ این اتفاق دوباره (سریعتر) با هوش مصنوعی در دیگر حوزه ها مانند سلامت، خودروهای خودران و الکتریکی، آموزش، چاپ سه بعدی، کشاورزی و ... رخ خواهد داد.
8▪️ نرم افزار ها و رباتها اکثر صنایع سنتی را در 5 تا 10 سال آینده مختل خواهد کرد.
شرکت اوبر هیچ ماشینی نخواهد داشت.
9▪️ هوش مصنوعی: کامپیوترها در درک جهان بهتر می شوند. امسال یک کامپیوتر بهترین بازیکن جهان را شکست داد (10 سال زودتر از حد انتظار).
10▪️ ربات واتسون IBM که به شما مشاوره حقوقی در عرض چند ثانیه با دقت 90 درصد در مقایسه با دقت 70 درصد انسان ها ارائه می کند، موجب بیکاری وکلا خواهد شد.
همچنین واتسون به پزشکان در تشخیص سرطان کمک می کند (4 برابر دقیق تر از انسان).
11▪️ ماشینهای خودران در عرض دو سال کل صنعت را تغییر خواهند داد. شما دیگر نمی خواهد ماشین داشته باشید زیرا با تلفن خود با ماشین تماس می گیرید و نزدیکترین خودران در برابر شما ظاهر می شود و شما را به مقصد می رساند.
12▪️دیگر نیازی به گواهینامه رانندگی نیست.
هر ساله 1.2 میلیون نفر در سراسر جهان در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند. در آینده در هر 60000 مایل یک تصادف خواهد بود. با رانندگی خودکار، تصادفات به یک تصادف در 6 میلیون مایل کاهش می یابد. این باعث نجات یک میلیون نفر در سال می شود.
13▪️ شرکتهای بیمه با مشکلات بزرگی مواجه خواهند شد زیرا هزینه ها بدون حادثه ارزان می شود. مدل کسب و کار بیمه خودرو ناپدید خواهد شد.
14▪️ املاک و مستغلات تغییر خواهد کرد. زیرا با کار در حال حرکت، مردم برج های خود را رها کرده و به محله های زیباتر و مقرون به صرفه تر می روند.
15▪️ در سال 2030، خودروهای الکتریکی تسلط خواهند یافت. شهرها سر و صدای کمتری خواهند داشت و هوا بسیار تمیزتر خواهد بود.
16▪️ برق فوق العاده ارزان و تمیز خواهد بود. تولید انرژی خورشیدی بطور چشمگیری افزایش خواهد یافت.
17 ▪️ سلامت: شرکتهایی با یک دستگاه پزشکی (به نام «تریکورد») که با تلفن شما کار میکند و اسکن شبکیه و نمونه خون شما را میگیرد و تنفستان و 54 نشانگر زیستی را تجزیه و تحلیل می کند... تقریباً هر بیماری را شناسایی می کند و به شما نسخه پزشکی می دهد.
⏪از این واقعیت غافل نشوید که آینده از آنچه که فکر می کنید نزدیکتر است....شما برای این تغییرات بزرگ آماده اید ؟ چه فرصتها و تهدیدهایی در آنها می تواند برای شما وجود داشته باشد؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
روز بگذشته خیالست که از نو آید
فرصت رفته محالست که از سر گردد
کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود
پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد
زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش
نیست امید که همواره نفس بر گردد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
فرصت رفته محالست که از سر گردد
کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود
پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد
زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش
نیست امید که همواره نفس بر گردد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳️ مدیریت عزت گرا
✍دکتر_امیر_ناظمی
باید برای خرید سریع به پاساژی بروید؛ در نزدیک پاساژ مشغول پارک خودرو هستید که ناگهان فردی از خانه روبرویی بیرون میآید و با کلمات ناسزا می گوید «اینجا پارک نکن؛ جای ماشین من است». عصبانی میشوید...
۲ گزینه کلی پیش روی شماست:
1️⃣ با آن فرد وارد مشاجره شوید. بگویید "خیابان را که نخریده ای و...". ماشین خود را پارک کنید و به دعوا ادامه دهید. چون حق با شماست. او دارد به شما زور میگوید و باید جلوی زورگوییها ایستاد.
2️⃣کمی جلوتر جای پارک دیگری وجود دارد، ترجیح میدهید این جای پارک را ترک کنید، چون هدف شما خرید است و مهم آن است که شما به هدفتان برسید، با کمترین هزینه.
انتخاب هر گزینهای البته هزینههای خودش را هم دارد:
1️⃣ممکن است آن فرد در زمانی که شما نیستید، به خودرویتان آسیب بزند؛ پنچری کمترین هزینه است. البته هزینه زمان از دست رفته و اعصاب خردیتان را نیز اضافه کنید. در حقیقت این هزینهها ممکن است شما را از هدفتان که خرید بوده است دور کند.
2️⃣شما احساس ناخرسندی دارید که زیر بار حرف زور رفتهاید، احساس میکنید که به عزت نفستان برخورده است. اما شما به سادگی به هدفتان که خرید سریع بوده است میرسید.
اگر گزینه ۱ را انتخاب کنید، شما بیش از هدفتان به عزتتان بها دادهاید؛ نوعی از «مدیریت عزتگرا» و اگر گزینه۲ را انتخاب کنید یعنی رسیدن به هدف برایتان مهم است؛ حتی اگر کمی از آن عزت را نادیده گرفته باشید؛ نوعی از «مدیریت هدفگرا»
⭕️فرهنگ عزتگرا
در «فرهنگ عزتگرا» فرد عزت را بیش از اهداف ارجحیت میدهند؛ به این ترتیب او هر روز درگیر هر موضوعی میشود که احساس عزت او را قلقلک کند؛ و مدام اهدافاش را در برابر عزتاش از دست میدهد. به این ترتیب پس از مدتی او یکی یکی اهداف را از دست میدهد و به مرور تبدیل به فردی ضعیف میشود؛ همان ضعفی که همه عزتاش را یکجا بر باد میدهد!
اما مدیریت هدفگرا گاه برخی از حساسیتهای عزت را نادیده میگیرد تا قوی شود؛ آنقدر قوی که کسی دیگر جسارت توهین به او را نداشته باشد؛ آن قدر قوی که کسی عزت او را به بازی نگیرد!
مشکل در مدیریت عزتگرا زمانی بحرانیتر میشود که افراد به مرور موضوعات مختلفی را برابر با عزت بدانند؛ مثلا نوع نشستن یا استقبال طرف مقابل خود را نوعی از توهین به عزت خود برداشت کنند. در این موقعیت است که اعضا «جوامع عزتگرا» وارد تقابلها و حتی نزاعهای غیرضروری میشوند، هرچند خلاف منافع و اهداف آنها باشد، مانند کتک خوردن از فرد قویتری که دشنام داده است!
این مشکل البته میتواند ابزار دست کسی باشد که تمایل دارد تا شما را مدیریت کند. او به سادگی میتواند با یک رفتار ساده و نوعی از خدشهدار کردن عزت شما، شما را به سمت واکنشی که دوست دارد پیش ببرد. در حقیقت مدیریت عزتگرا، به سادگی بازی میخورد و به سادگی اهداف و منافع بلندمدت خود را قربانی یک عزت لحظهای، گذرا و بدون منفعت میکند.
مدیریت عزت گرا منجر به «سیاست ناموسیسازی» در سیستم میشود، یعنی نقطهای که یک «مساله فنی-تخصصی» تبدیل به «مسالهای ناموسی» میگردد. وقتی مسالهای ناموسی میشود، حتی مسئولان حل مساله نیز تبدیل به پوپولیستهایی دنبالهرو میشوند.
⭕️شعارزدگی، ابزار مدیریت عزتگرا
«یکی از مهمترین گرفتاریهایی مدیریت عزتگرا، تبدیل مسائل به موضوعی عمومی در داخل سیستم و چیرگی نوعی «گفتار عامیانه» از طریق شعارزدگی است. به این ترتیب تودهی حامی شعارهای ناموسی است که پیشران تغییرات میشود و کارشناسان و نخبگان به گوشهای رانده می شوند تا دستورکار سیاستگذاران را سردستههای تودههای شعارزده تعیین میکنند.
زمانی که یک موضوع فنی تبدیل به موضوعی عزتگرا میشود، یعنی دستیابی به راهحل پایدار سخت، و تقریبا غیرممکن میشود؛ چون در آن منفعت-هزینه محاسبه نمیشود.
مدیران عوامگرا دوست دارند از طریق شعارزدگی، پیچیدگیهای مسائل را کم کنند، تا برای مسائل ساده راهحلهای ساده، ارزان و فوری ارائه دهد؛ برعکس تحلیلگرِ متخصص، که دوست دارد مساله را چندبعدی ببیند.
⭕️اولویتدهی، نه فراموشی!
قطعا مدیریت عزتگرا هم دوست دارد به اهداف برسد، همان اندازه که مدیریت هدفگرا دوست دارد تا عزتاش حفظ شود؛ اما پرسش زمانی است که در تعارض میان این دو سیستم تا چه اندازه حاضر است از توهینهای کوچک برای اهداف بزرگ بگذرد یا برای برعکس!
با سبک مدیریت عزتگرا در بلندمدت نه تنها منافع سیستم تامین نمیشود؛ بلکه هر مساله کوچکی که احساس شود عزت را هدف گرفته است، تبدیل میشود به هیاهویی بدون منفعت سیستمی!/منبع ؛ شبکه دانش افزایی مدام
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍دکتر_امیر_ناظمی
باید برای خرید سریع به پاساژی بروید؛ در نزدیک پاساژ مشغول پارک خودرو هستید که ناگهان فردی از خانه روبرویی بیرون میآید و با کلمات ناسزا می گوید «اینجا پارک نکن؛ جای ماشین من است». عصبانی میشوید...
۲ گزینه کلی پیش روی شماست:
1️⃣ با آن فرد وارد مشاجره شوید. بگویید "خیابان را که نخریده ای و...". ماشین خود را پارک کنید و به دعوا ادامه دهید. چون حق با شماست. او دارد به شما زور میگوید و باید جلوی زورگوییها ایستاد.
2️⃣کمی جلوتر جای پارک دیگری وجود دارد، ترجیح میدهید این جای پارک را ترک کنید، چون هدف شما خرید است و مهم آن است که شما به هدفتان برسید، با کمترین هزینه.
انتخاب هر گزینهای البته هزینههای خودش را هم دارد:
1️⃣ممکن است آن فرد در زمانی که شما نیستید، به خودرویتان آسیب بزند؛ پنچری کمترین هزینه است. البته هزینه زمان از دست رفته و اعصاب خردیتان را نیز اضافه کنید. در حقیقت این هزینهها ممکن است شما را از هدفتان که خرید بوده است دور کند.
2️⃣شما احساس ناخرسندی دارید که زیر بار حرف زور رفتهاید، احساس میکنید که به عزت نفستان برخورده است. اما شما به سادگی به هدفتان که خرید سریع بوده است میرسید.
اگر گزینه ۱ را انتخاب کنید، شما بیش از هدفتان به عزتتان بها دادهاید؛ نوعی از «مدیریت عزتگرا» و اگر گزینه۲ را انتخاب کنید یعنی رسیدن به هدف برایتان مهم است؛ حتی اگر کمی از آن عزت را نادیده گرفته باشید؛ نوعی از «مدیریت هدفگرا»
⭕️فرهنگ عزتگرا
در «فرهنگ عزتگرا» فرد عزت را بیش از اهداف ارجحیت میدهند؛ به این ترتیب او هر روز درگیر هر موضوعی میشود که احساس عزت او را قلقلک کند؛ و مدام اهدافاش را در برابر عزتاش از دست میدهد. به این ترتیب پس از مدتی او یکی یکی اهداف را از دست میدهد و به مرور تبدیل به فردی ضعیف میشود؛ همان ضعفی که همه عزتاش را یکجا بر باد میدهد!
اما مدیریت هدفگرا گاه برخی از حساسیتهای عزت را نادیده میگیرد تا قوی شود؛ آنقدر قوی که کسی دیگر جسارت توهین به او را نداشته باشد؛ آن قدر قوی که کسی عزت او را به بازی نگیرد!
مشکل در مدیریت عزتگرا زمانی بحرانیتر میشود که افراد به مرور موضوعات مختلفی را برابر با عزت بدانند؛ مثلا نوع نشستن یا استقبال طرف مقابل خود را نوعی از توهین به عزت خود برداشت کنند. در این موقعیت است که اعضا «جوامع عزتگرا» وارد تقابلها و حتی نزاعهای غیرضروری میشوند، هرچند خلاف منافع و اهداف آنها باشد، مانند کتک خوردن از فرد قویتری که دشنام داده است!
این مشکل البته میتواند ابزار دست کسی باشد که تمایل دارد تا شما را مدیریت کند. او به سادگی میتواند با یک رفتار ساده و نوعی از خدشهدار کردن عزت شما، شما را به سمت واکنشی که دوست دارد پیش ببرد. در حقیقت مدیریت عزتگرا، به سادگی بازی میخورد و به سادگی اهداف و منافع بلندمدت خود را قربانی یک عزت لحظهای، گذرا و بدون منفعت میکند.
مدیریت عزت گرا منجر به «سیاست ناموسیسازی» در سیستم میشود، یعنی نقطهای که یک «مساله فنی-تخصصی» تبدیل به «مسالهای ناموسی» میگردد. وقتی مسالهای ناموسی میشود، حتی مسئولان حل مساله نیز تبدیل به پوپولیستهایی دنبالهرو میشوند.
⭕️شعارزدگی، ابزار مدیریت عزتگرا
«یکی از مهمترین گرفتاریهایی مدیریت عزتگرا، تبدیل مسائل به موضوعی عمومی در داخل سیستم و چیرگی نوعی «گفتار عامیانه» از طریق شعارزدگی است. به این ترتیب تودهی حامی شعارهای ناموسی است که پیشران تغییرات میشود و کارشناسان و نخبگان به گوشهای رانده می شوند تا دستورکار سیاستگذاران را سردستههای تودههای شعارزده تعیین میکنند.
زمانی که یک موضوع فنی تبدیل به موضوعی عزتگرا میشود، یعنی دستیابی به راهحل پایدار سخت، و تقریبا غیرممکن میشود؛ چون در آن منفعت-هزینه محاسبه نمیشود.
مدیران عوامگرا دوست دارند از طریق شعارزدگی، پیچیدگیهای مسائل را کم کنند، تا برای مسائل ساده راهحلهای ساده، ارزان و فوری ارائه دهد؛ برعکس تحلیلگرِ متخصص، که دوست دارد مساله را چندبعدی ببیند.
⭕️اولویتدهی، نه فراموشی!
قطعا مدیریت عزتگرا هم دوست دارد به اهداف برسد، همان اندازه که مدیریت هدفگرا دوست دارد تا عزتاش حفظ شود؛ اما پرسش زمانی است که در تعارض میان این دو سیستم تا چه اندازه حاضر است از توهینهای کوچک برای اهداف بزرگ بگذرد یا برای برعکس!
با سبک مدیریت عزتگرا در بلندمدت نه تنها منافع سیستم تامین نمیشود؛ بلکه هر مساله کوچکی که احساس شود عزت را هدف گرفته است، تبدیل میشود به هیاهویی بدون منفعت سیستمی!/منبع ؛ شبکه دانش افزایی مدام
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers