(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
📝📝چرا نوروز ماندگار و مهم است؟

✍نعمت الله فاضلی


♈️چرا نوروز مهم و ماندگار است؟ از میان آیین های ایرانی هیچ یک ماندگاری و اهمیت نوروز را ندارند. حمله اعراب و هجوم مغولان و تحول تجدد نه تنها نوروز را نکاست بلکه بر آن افزود. چنان افزود که اینک عالی ترین و والاترین آیین همگانی ایران و ایرانی است. تنها آیینی است که ایرانی هر جا و در هر موقعیتی آن را پاس می دارد و چون جان برایش گرامی است.

♈️جان به در بردن نوروز از باستانی ترین لحظه تاریخ تا امروز، معجزه فرهنگی تام و تمام ایران است. نوروز نه به اعراب حجاز تعلق داشت و دارد نه به وحشیان مغول و نه از جنس ولنتاین و جشن های دست ساخت مدرن است. دشمن هم کم نداشت و ندارد اما اراده ایرانی بر نگهداری و ماندگاری ابدی نوروز استوار شده و استوار می ماند.

♈️چرا؟ مگر این آیین چه دارد که جایگزینی ندارد و نخواهد داشت؟ نوروز چه می گوید و چه می خواهد که چنین با اندیشه و احساس انسان ایرانی عجین شده و جدا ناپذیرست؟

♈️پاسخ های بسیار به این پرسش ها داده اند و هر زمانه ای نسل های تازه می آیند و پاسخ های زمینه و زمانه ی خود را می دهند. و امروز هم مثل دیروزها و مثل فرداها پاسخ هایی دارد که از روح زمانه می آید. آنها را می گویم تا آیندگان ما بدانند امروزی ها چرا دل به نوروز داده اند و لبریز از شوق آنند.

🔰۱. نوروز،  تمرین دموکراسی خواهی است. نوروز همه شمول است و در آن خودی و غیرخودی، مذهبی و غیرمذهبی، شان و منزلتی برابر دارند. نوروز، کسی را به خاطر اندیشه اش، ایمانش یا داشته ها و نداشته هایش طرد نمی کند. نوروز ، آدم ها را به دسته ها و فرقه ها و طبقه ها تقسیم نمی کند. نوروز، در خدمت توجیه سلطه و سیطره گروهی بر گروه دیگر نیست.
در زمانه ی ما که ارزش های دموکراتیک، جهانشمول شده و ملت ها رویای دموکراتیک شدن دارند، نوروز، آیین تجلی دادن این خواست همگانی است.

🔰۲. نوروز،  پاسداشت انسان و انسان ورزی است. در زمانه ای که سخن گفتن از انسان، کفر است، نوروز جشنی است برای شادمانی انسان، نو شدن انسان، دیده شدنش و به تسخیر درآوردن کوچه و خیابان و میدان شهر برای چند روزی.

🔰۳. نوروز، آیین مهر و مهربانی است. در زمانه ای که تعصب، دشمنی و دشمن تراشی، و کینه و کینه توزی، فضیلتی سیاسی است و پاداش می گیرد، نوروز، دعوت به دیدار، هدیه دادن، بوسیدن، رقصیدن و خواندن و شادمانی است. نوروز راه و رسم با هم بودن است.

🔰۴. نوروز، نو شدن است، نو شدنی دایمی. در زمانه ای که تغییر خواهی، جرم و گناه است، نوروز، شوق تغییر و شور رهایی از کهنه گرایی هاست.

🔰۵. نوروز پیوند با طبیعت و آمیختن با آن و آموختن از آن است. در زمانه ی غارت منابع و تخریب طبیعت، نوروز یعنی لحظه ای بازگشت به زمین و بوسیدن دستان این مادر پیر و تکریم او.

🔰۶.نوروز  لحظه دیدن و دیده شدن است. زمانه ای که هر کس جز ارباب قدرت و حامیان آنها از حق دیدن و دیده شدن محروم اند، نوروز دعوتی فراگیر برای دیدار و دید و بازدید و دیده بوسی است. زبان ها سرشار از تبریک و گشودگی است.  حتی چهره های عبوس و منحوس هم ناگزیر لحظه ای لب گشوده و خود را شاد جلوه می دهند تا نشان دهند از مردم و با مردم اند. قدرت نوروز فراتر از قدرت قدرتمندان است و برای لحظه ای، هر چند کوتاه و گذرا، همه نوروزخوانی می کنند و میدان شهر به روی همه گشوده می شود تا دیده شوند و ببینند.

♈️اینها و بسیاری از ظرفیت ها و قابلیت های نمادین دیگر، نوروز را برای ایرانی امروز معنادار و اجتناب ناپذیر می سازد و برگزاری آن را بیش از هر آیین ملی و مردمی، همگانی و همه جایی می کند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💢حقوق کارگران کاهش پیدا کرد، نه افزایش!

حقوق دریافتی یک کارگر در ابتدای سال ۱۴۰۱ با دو فرزند: ۲۵۶ دلار

حقوق دریافتی یک کارگر در ابتدای سال ۱۴۰۲ با دو فرزند: ۱۸۲ دلار

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from HR 34000
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه براي انديشيدن مديران

مردان اندیشه
موضوع :فلسفه چیست؟

۱. آیا انسانها از فکر کردن درباره باورهایشان می ترسند؟
۲. آیا زندگی بررسی نشده، ارزش زیستن ندارد؟
۳. آیا پرسش های ناراحت کننده و مزاحم، جامعه را به حرکت وا می دارد؟
۴. آیا برخی نژادها پست و برخی برترند؟ آیا انسانها هم حق دارند یا حق فقط ویژه حاکمان است؟ آیا همه مردم حق فکر کردن دارند؟
۵. آیا نجات جان یک دانشمند سودمند برای جامعه مهمتر از یک کودک است و حق حیات قابل درجه بندی است؟
۶. چرا انسان بايد به فلسفه علاقه مند باشد؟
۷. در چه شرايطي دروغ گفتن، اخلاقي است؟

فایل تصویری گفتگوی برایان مگی
با سر آیزیا برلین

منابع انساني ٣٤٠٠٠

🆔 @HR34000
⭕️ سوال بیشتر، محبوبیت بیشتر!

🔸در خیلی از موقعیت‌‌‌ها مثل جلسات کاری با افراد جدید یا جلسات فروش، به جز بخش‌‌‌ صحبت‌‌‌های فنی و رسمی کاری، تاثیرگذاری بر طرف مقابل بسیار مهم است. چطور می‌توانید مطمئن شوید که در هر یک از این سناریوها رد پای درستی از خود به جای می‌‌‌گذارید؟
دوست‌‌‌داشتنی بودن در آشنایی‌‌‌های اولیه، چیزی است که همه ما در اعماق وجودمان آرزوی آن را داریم و مثل هر مهارت دیگری قابل یادگیری و صیقل دادن است. اما چه چیزی باعث می‌شود یک فرد دوست‌‌‌داشتنی باشد؟

🔹دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۷ یک نظرسنجی انجام داد و شرح آن را در مقاله‌‌‌ای در نشریه HBR به چاپ رساند. نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد راز دوست‌‌‌داشتنی‌‌‌تر بودن و ارتقای پیوندهای میان‌‌‌فردی، مودب بودن، مفید بودن یا شوخ‌‌‌طبع بودن نیست. کسانی که بیشتر سوال می‌‌‌پرسند، دوست‌‌‌داشتنی‌‌‌ترند! این تحقیق، نقش سوال پرسیدن را در ارتباطات میان‌‌‌فردی بررسی کرده است.

🔹محققان هاروارد هزاران مکالمه معمولی را بین شرکت‌کننده‌‌‌هایی که همدیگر را می‌‌‌شناختند - چه در چت‌‌‌های آنلاین و چه در قرار ملاقات‌‌‌های حضوری - موشکافی کردند. آنها از یکسری از این افراد خواستند حداقل در مدت ۱۵ دقیقه ۹ سوال بپرسند و بقیه در همین مدت زمان، بیشتر از چهار سوال نپرسند.
در چت‌‌‌های آنلاین، افرادی که به صورت رندوم انتخاب شده بودند تا سوالات بیشتری بپرسند، از نظر طرف صحبتشان دوست‌‌‌داشتنی‌‌‌تر بودند. در میان افرادی که مکالمه حضوری داشتند، افرادی که طرف صحبتشان سوالات بیشتری می‌‌‌پرسیدند، بیشتر تمایل داشتند که برای بار دوم با آنها قرار ملاقات بگذارند.

🔹افراد دوست دارند زیاد در مورد خودشان صحبت کنند، به‌‌‌ویژه وقتی می‌‌‌خواهند بر شخص مقابل اثر بگذارند. اما این استراتژی مناسبی برای اثرگذاری مثبت نیست. شما وقتی می‌توانید بر دیگران اثر بگذارید که با پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی، افکار و احساسات آنها در موردشان اشتیاق به خرج دهید و تمرکز مکالمه را از خودتان به سمت فرد مقابل تغییر دهید.

🔹اما طبق یافته‌‌‌های این تحقیق، ترتیب سوالاتی که از یک نفر می‌‌‌پرسید، هم بر نحوه پاسخگویی آنها اثر قابل‌توجهی دارد. اگر می‌‌‌خواهید ایجاد اعتماد، صمیمیت و تفاهم کنید، باید با سوالات سطحی و غیرمهم شروع کنید و بعد از اینکه ارتباط ویژه‌‌‌ای شکل گرفت و طرف مقابل آنقدر به شما اعتماد کرد که بتوانید هر سوالی از او بپرسید، وارد سوالات خصوصی‌‌‌تر یا عمیق‌‌‌تر شوید.
مطمئن شوید که این سوالات را با لحنی دوستانه می‌‌‌پرسید، نه لحنی مرموزانه که صرفا می‌‌‌خواهد اطلاعات بگیرد.

🔹دوری کلارک، نویسنده کتاب «بازآفرینی: برند، تصویر و آینده خودتان را تعریف کنید» می‌‌‌گوید: «یکی از متداول‌‌‌ترین اشتباهات افراد وقتی سعی می‌کنند بر دیگران تاثیر خوب بگذارند این است که فکر می‌کنند باید با دانش گسترده خود دیگران را تحت‌تاثیر قرار دهند. اما واقعیت این است که هدف شما این نیست که دیگران را مبهوت خود کنید. بلکه باید مکالمه‌‌‌ ای ایجاد کنید که به یادماندنی و درگیرکننده باشد. بنابراین سعی کنید طرف مقابل را جذب کنید و به آنچه او می‌‌‌گوید گوش دهید.»

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💢مدیریت به سبک راکفلر

■سال‌ها پیش یکی از مدیران ارشد یک شرکت نفتی تصمیم اشتباهی گرفت و به همین سبب بالغ بر دو میلیون دلار خسارت بر آن شرکت وارد شد. جان دی راکفلر مدیرعامل وقت شرکت بود. روزی که خبر خسارت در شرکت پیچید، بیشتر مدیران شرکت به بهانه‌های مختلف می‌کوشیدند تا از مدیر عامل دوری کنند تا مورد خشم و غضب او واقع نشوند.
□تنها کسی که آن روز جرأت کرد به دیدار مدیر عامل برود شخصی به نام ادوارد تی‌بدفورد بود. او یکی از شرکای شرکت بود و خوب می‌دانست که باید خود را برای شنیدن سخنرانی طولانی علیه مدیری که مرتکب اشتباه شده بود آماده کند.

●زمانی که بدفورد وارد دفتر کار راکفلر شد، سر امپراتور شرکت عظیم نفتی روی میز کارش خم شده و روی کاغذی سخت مشغول نوشتن بود. بدفورد ساکت و آرام بدون اینکه مزاحم کار او شود ایستاد. راکفلر پس از چند دقیقه سرش را بلند کرد و به آرامی گفت: آه بدفورد تویی؛ به گمانم خبر خسارت وارد شده به شرکت را شنیده‌ای. بدفورد بلافاصله خبر خسارت را تایید کرد.

○راکفلر گفت: چند روز است که روی مساله فکر می‌کنم و قبل از این‌که مدیر مربوطه را برای بازخواست بخواهیم، داشتم موارد مهمی را یادداشت می‌کردم.

■بدفورد بعدها اینطور تعریف کرد: بالای کاغذ نوشته شده بود نقاط قوت آقای ..... سپس فهرست طولانی از فضایل مدیر که شامل شرح‌حال مختصری از کمک‌های او به شرکت، تصمیمات درست در موارد مختلف، تصمیم‌هایی که مبالغی بیش از خسارت اخیر که عاید شرکت کرده بود را روی کاغذ نوشته بود.

□بدفورد می‌گوید من هرگز این درس را فراموش نمی‌کنم؛ در سال‌های بعد هر وقت که درصدد برخورد و تنبیه کسی بودم قبل از هر چیز خودم را وادار می‌کردم پشت میزی بنشینم و با تعمق، فهرستی طولانی از نقاط قوت همان شخص تهیه کنم و تنها پس از تهیه‌ی یک چنین فهرستی متوجه می‌شدم که قادرم مساله را از بُعد واقعی آن مورد بررسی قرار دهم و این امر باعث شد تا از پُرهزینه‌ترین اشتباهاتی که هر مدیر امکان مرتکب شدن به آن را دارد و آن چیزی جز خشم و عصبانیت نیست دور باشم؛ من به هر کسی که با مردم سر و کار دارد توصیه می‌کنم که از این روش استفاده کند.

●اگر در رابطه با دوست، همکار یا همسر خویش، کارتان به جر و بحث یا حتی دعوا کشید، لطفاً قبل از یادآوری خصوصیات منفی و کنار گذاشتن کامل شخص، درباره‌ی ویژگی‌های مثبت و کارهای خوبی که برایتان انجام داده است هم فکر کنید. آدمی خطا می‌کند، اما اگر کل رفتار و اعمالش را روی ترازو قرار دهید، ممکن است قسمت مثبت آن سنگینی کند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰فنلاند برای ششمین بار متوالی عنوان «شادترین کشور جهان» را از آن خود کرد؛ رتبه ایران ۱۰۱ است

♈️فنلاند خود را «سرزمین خورشید نیمه شب» می‌نامد، زیرا تابستان آن شب ندارد و احتمالا همین نور اضافی بر حال و هوای این کشور تاثیر گذاشته که بار دیگر تاج «شادترین کشور جهان» را به سر گذاشته است.

♈️برای ششمین بار متوالی، این کشور نوردیک در صدر جدول گزارش «شادی جهان» قرار گرفت و بعد از آن دانمارک در رتبه دوم و ایسلند در جایگاه سوم نشست. لیتوانی تنها کشور جدید در بین بیست کشور برتر سال است که از سال ۲۰۱۷ تا کنون بیش از ۳۰ پله صعود کرده است. در این رتبه‌بندی، اسرا‌ئیل، هلند، سوئد، نروژ، سوئیس، لوکزامبورگ و نیوزیلند به ترتیب رتبه چهارم تا دهم را به دست آورده‌اند. در رتبه بندی شادی بر اساس میانگین سه ساله ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ ایران در رتبه ۱۰۱ قرار گرفته است. / یورو نیوز

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
ﺧﺪﺍﯾﺎ 🙏
ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎﻩ شعبان و ورود به رمضان ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ
ﻣﺎ ﻣﻘﺎﺭﻥ ﺑﺎ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ و ورود
به سعادت و خوشبختی ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ...🙏

ﺍﻟﻬﯽ ﻧﺼﯿﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑﺼﯿﺮ ﮔﺮﺩﯾﻢ🙏
ﺑﺼﯿﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩﯾﻢ🙏
ﺍﻟﻬﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﯾﻤﺎﻥ ﺑﺰﺩﺍﯼ🙏
زﺑﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ🙏
ﺍﮔﺮ ﻧﻌﻤﺘﻤﺎﻥ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﺷﺎﮐﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ🙏
ﺍﮔﺮ ﺑﻼ ﺍﻓﮑﻨﺪﯼ ﺻﺎﺑﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ🙏
اگرﺁﺯﻣﻮﺩﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﻣﺎﻥ ﮐﻦ 🙏

آمیـــن یا رَبَّ 🙏

🌕🌺🌙ماه
🌕🌺🌙رحمت
🌕🌺🌙و برکت
🌕🌺🌙ماه
🌕🌺🌙عبادت
🌕🌺🌙خدا
🌕🌺🌙ماه
🌕🌺🌙آمرزش
🌕🌺🌙گناهان
🌕🌺🌙برشما
🌕🌺🌙دوستان
🌕🌺🌙عزیز
🌕🌺🌙مبارک
🌕🌺🌙بــــــاد

ماه رمضان مبارک باد 🌸🍃🌸

طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق تعالی🙏

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💐💐شهرُ رَمَضان الَّذي انزِلَ فيهِ القرآن...💐💐

✅ حلول ماه مبارک رمضان، ماه هدایت و قیام و به پا خواستن برای اصلاح رفتار و اخلاق،ماه دوری از گناهان، ماه بندگی و فرصت خدایی شدن، مبارک‌باد...

🌺امام سجاد(ع)در توصیف ماه مبارک رمضان
می فرمایند: «سپاس خداى را که از جمله آن راه‌های هدایت، ماه خود، ماه رمضان را قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمایش، ماه قیام، ماهى که قرآن را در آن نازل کرد، براى هدایت مردم ... و مشخص شدن حق از باطل.»

🟪جا دارد در این شب عزیز اول ماه مبارک رمضان برای همه درگذشتگان و عزیزان مون که در جوار حق آرمیده اند، مخصوصا روح بلند خالق این اثر جاودانه دعای ربنا استاد شجریان هم نثار فاتحه ایی داشته باشیم. خداوند رحمت کند و روحشان را شاد گرداند.

📕با مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagets
🔰*افتخار آخر شدن!*

■در سال ۱۹۶۸ مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیز ترین مسابقات دو در جهان بود. دوی ماراتن در تمام المپیک ها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیک. این مسابقه به طور مستقیم در هر ۵ قاره جهان پخش می شود.

□کیلومتر آخر مسابقه بود. دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها ۴۲ کیلومتر و ۱۹۵ متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت و توان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند. استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.

●رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره … چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره … نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند. اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و … در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند. در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است.

○داوران و مسئولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند. جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند. اما… بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند. گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده. همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند. دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند، “جان استفن آکواری” است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود.

■۲۰ کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود. نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود. لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود. چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه میدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پایان محل مسابقه را ترک کنند. جمعیت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتایج ترک نمی کند. جان هنوز مسیر مسابقه را ترک نکرده و با جدیت مسیر را ادامه میدهد.

□خبرنگاران بخش های مختلف وارد استادیوم شده اند و جمعیت هم به جای اینکه کم شود زیادتر میشود! جان استفن با دست های گره کرده و دندان های به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حرکت خود به سوی خط پایان ادامه میدهد. او هنوز چند کیلومتری با خط پایان فاصله دارد آیا او میتواند مسیر را به پایان برساند؟ خورشید در مکزیکوسیتی غروب میکند و هوا رو به تاریکی میرود.

●بعد از گذشت مدتی طولانی، آخرین شرکت کننده دوی ماراتن به استادیوم نزدیک میشود، با ورود او به استادیوم جمعیت از جا برمیخیزد چند نفر در گوشه ای از استادیوم شروع به تشویق میکنند و بعد انگار از آن نقطه موجی از کف زدن حرکت میکند و تمام استادیوم را فرا میگیرد… غوغایی برپا میشود.

○۴۰ یا ۵۰ متر بیشتر تا خط پایان نمانده. او نفس زنان می ایستد و خم میشود و دستش را روی ساق پاهایش میگذارد، پلک هایش را فشار می دهد نفس میگیرد و دوباره با سرعت بیشتری شروع به حرکت میکند. شدت کف زدن جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشود. خبرنگاران در خط پایان تجمع کرده اند وقتی نفرات اول از خط پایان گذشتند استادیوم اینقدر شور و هیجان نداشت. نزدیک و نزدیکتر میشود و از خط پایان میگذرد. خبرنگاران، به سوی او هجوم میبرند. نور پی در پی فلاش ها استادیوم را روشن کرده است، انگار نه انگار که دیگر شب شده بود. مربیان حوله ای بر دوشش می اندازند او که دیگر توان ایستادن ندارد، می افتد.

■آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابید. جهانیان از او درس بزرگی آموختند و آن اصالت حرکت، مستقل از نتیجه بود. او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است. به این فکر نکرد که برای پیشگیری از تحمل نگاه تحقیرآمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند.
او تصمیم گرفته بود که این مسیر را طی کند، اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش باعث شد تا جهانیان به ارزش جدیدی توجه کنند، ارزشی که احترامی تحسین برانگیز به دنبال داشت.

□فردای مسابقه مشخص شد که جان از همان شروع مسابقه به زمین خورده و به شدت آسیب دیده است.

●او در پاسخگویی به سوال خبرنگاری که پرسیده بود، چرا با آن وضع و در حالی که نفر آخر بودید از ادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت: برای شما قابل درک نیست! و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد: مردم کشورم مرا ۵۰۰۰ مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم، مرا فرستاده اند که آن را به پایان برسانم...

○کمتر کسی به خاطر دارد که آن سال چه کسی در مسابقه اوّل شد؛ امّا آخر شدن جان استیون آکواری در اذهان بسیار ماندگار شد!
*نشر:* گاهنامه مدیر

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
‍‍ ‍‍ 📚آمار تکان دهنده وضعیت مطالعه در کشور؛

📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکان‌دهنده‌ای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانه‌روز است.»

📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتاب‌های غیردرسی لحاظ می‌شود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که به‌عنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.

📗ساده‌تر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰‌میلیون‌نفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقه‌ای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام می‌شود. از این میزان به‌طور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت می‌رسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و می‌توان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتاب‌های خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.

📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانش‌آموزان را به مطالعه تشویق نمی‌کند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام می‌دهد.

📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
‍ عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرف‌های گذشته رشد نمی‌کنیم، ما نباید یک سلسله حرف‌های کلیشه‌ای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.

📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.

پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتاب‌هایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش می‌دهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمی‌دهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه‌ هایی هستند که فرهنگ‌ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیخته‌تر می‌کنند.

📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایت‌ها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر می‌شود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.


📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
🔰آیا یک مدیر باید نقطه ضعف‌هایش را پنهان کند؟
نویسنده: Alison Green
مترجم: مریم مرادخانی
منبع: the Cut :
سوال: مشاور عزیز، حدود ۱۶ ماه است که مدیر شده‌ام و سرپرستی چهار کارمند را بر عهده دارم. قبل از این، معاون بودم و مسوولیت دو نفر را بر عهده داشتم. ولی یک مافوق داشتم که عملا همه کارها بر عهده او بود. حالا در سِمت جدید با مشکلی مواجهم. حوزه کاری ما، اصلا مردسالار نیست. ولی من به‌عنوان یک مدیر زن، از خودم انتظار دارم که جواب همه سوال‌ها را بدانم. فکر می‌کنم این باور در من شکل گرفته که یک مدیر زن نباید احساساتش را بروز دهد. باید همیشه اعتماد به نفس داشته باشد. باید همه فن حریف باشد، وگرنه ذهنیت دیگران نسبت به او منفی می‌شود، چون همه فکر می‌کنند او بیش از حد احساساتی و شکننده است. فکر می‌کنم نباید اجازه دهم کارکنانم بفهمند که استرس دارم، سردرگم شده‌ام یا به خودم شک کرده‌ام و نمی‌توانم این ذهنیت را تغییر دهم، در نتیجه، همیشه نقابی به چهره دارم که یک وجه دارد: کار و کار و کار. و فکر می‌کنم این دارد کارکنان و همکارانم را دلسرد می‌کند. سرپرستم تشویقم کرد که در برابر کارمندها بیشتر آسیب‌پذیر باشم، تا بدانند که من هم انسانم و قرار نیست جواب همه سوال‌ها را بدانم. در حوزه کار ما ابراز احساسات، غیر معمول نیست. پس هیچ‌کس با فردی که آسیب‌پذیری‌اش را بروز دهد مشکلی ندارد. اما انگار من از انجامش ناتوانم. آیا حد تعادلی وجود دارد؟ چطور می‌توانم احساساتم را بروز دهم بدون آنکه جایگاهم را تضعیف کنم یا ضعیف به نظر برسم؟ دارم سعی می‌کنم متعادل رفتار کنم. یعنی هم کارم را با مقداری اعتماد به نفس و توانمندی انجام دهم، هم به توصیه رئیسم، گاهی آسیب‌پذیر باشم. همیشه این فکر آزارم می‌دهد: «اگر نقطه ضعف نشان دهی، فکر می‌کنند ناتوانی.» این اولین بار است که مدیر شده‌ام و دوست دارم کارم را به بهترین نحو انجام دهم.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
پاسخ سوال: دوست عزیز، چیزی که می‌گویم شاید به نظرت دور از عقل باشد اما اگر واقعا می‌خواهی با اعتماد به نفس و توانمند به نظر برسی، بدترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که وقتی چیزی را نمی‌دانی یا مطمئن نیستی، پنهانش کنی. این باعث نمی‌شود توانمند به نظر برسی، بلکه باعث می‌شود همه فکر کنند احساس ناامنی می‌کنی. در هیچ شغلی، حتی در رده‌های بالا، کسی انتظار ندارد که جواب همه سوال‌ها را بدانی. قرار نیست اگر به یک رده خاص رسیدی، ناگهان همه چیز را بدانی و هیچ وقت به خودت شک نکنی. باید تلاش کنی محدودیت‌های خودت را بشناسی و اگر در مورد چیزی شک داشتی، رک و راست بگویی. مشورت کردن خیلی مهم است. وقتی فاقد مهارتی هستی، باید با کسی که در آن زمینه مهارت دارد مشورت کنی، یا کسی که کمک کند افکارت را سازماندهی کنی.

وقتی آدم سعی می‌کند نقطه ضعف هایش را پنهان کند یا طوری رفتار می‌کند که انگار همه جواب‌ها را می‌داند، دو اتفاق می‌افتد: یا بقیه می‌ترسند به او نزدیک شوند (که این برای کسی که کارش مدیریت آدم‌هاست، اصلا خوب نیست) یا همه حس می‌کنند او احساس ناامنی می‌کند. کسی که واقعا در کارش اعتماد به نفس دارد و خودش را باور دارد، از اینکه به اشتباه یا ندانستن خود اعتراف کند، نمی‌ترسد. اتفاقا اگر در مورد این چیزها روراست باشی، معمولا با اعتماد به نفس تر و توانمندتر به نظر می‌رسی چون این‌طور به نظر نمی‌رسد که داری برای حفظ جایگاهت تقلا می‌کنی.

این جمله نشان‌دهنده قدرت و اعتماد به نفس است: «نمی‌دانم! بیا جوابش را پیدا کنیم.» یادت باشد که چه بخواهی چه نخواهی، الگوی رفتاری کارکنانت هستی. اگر آنها ببینند که هیچ‌وقت به ندانستن اعتراف نمی‌کنی، تصور می‌کنند که خودشان هم نباید اعتراف کنند. آیا دوست داری این رویه را پیش بگیرند؟ تو به احساسات هم اشاره کردی. گفتی دوست نداری کارکنانت استرست را ببینند. درست است که باید در محیط کار، تعادل احساسی را حفظ کنی. اما معنی‌اش این نیست که نباید احساسات داشته باشی! تو فقط باید مراقب احساسات منفی باشی. مثل انتقاد ناپذیری. یا مثلا حواست باشد که بی‌حوصلگی‌ات روی بقیه تاثیر نگذارد. و باید حواست باشد که استرست را چطور بروز‌دهی چون کار کردن با مدیری که دائما استرس دارد سخت است.

ولی احساسات زیادی هستند که بروز دادن آنها در محل کار اصلا اشکالی ندارد، مثلا خونگرمی، علاقه، خوشحالی، توجه، قدردانی، رضایت، و البته گاهی حتی عدم اطمینان. اینها نشانه انسان بودن هستند. و بروز احساسات انسانی خیلی مهم است چون کلید ایجاد رابطه دوستانه با آدم‌هاست. اگر خودت را کامل و همه‌فن‌حریف جلوه دهی که دیگران انگیزه‌ای برای برقراری ارتباط با تو نداشته باشند، نمی‌توانی ارتباطات خود را بسازی. این ارتباطات به رشد حرفه‌ای تو و کارکنانت کمک می‌کنند و زندگی ات در محیط کار را خوشایندتر می‌کنند. منظورم این نیست که همه جزئیات زندگی‌ات را برایشان تعریف کنی یا در جلسه هیات مدیره، بگویی که داری از ترس می‌میری. ولی ابراز احساسات تا این حد می‌تواند مفید باشد: «می‌دانید! وقتی پروژه X را شروع کردم، شدیدا با این مشکل درگیر بودم و نگرانی‌های شما را هم داشتم. اجازه دهید برایتان بگویم که چطور با مساله برخورد کردم» یا «رسیدگی به فلان مشتری خیلی سخت بود. به نظرم خوب جمعش کردیم. ولی شنیدن آن همه انتقاد آسان نبود.»

اما اجازه بده توضیحی درباره نگرانی هایت بدهم. گفتی که به‌عنوان یک مدیر زن، دوست داری همیشه مسلط به نظر برسی تا کسی فکر نکند زیادی ظریف و شکننده هستی. باید بگویم که این یک باور سنتی است، درباره اینکه رهبران باید چطور به نظر برسند. این یک مدل معتبر نیست که بخواهی از آن پیروی کنی. شاید ۴۰ یا ۵۰ سال پیش، این توصیه‌ها جواب می‌داد. در آن دوره، زنان در دنیای حرفه‌ای، نفوذ و نقش چشمگیری نداشتند. اما حالا الگوهای ما در مورد اینکه یک رهبر قدرتمند چطور باید باشد، تغییر کرده و تو هم باید الگوهای خودت را به روز کنی. یکی از راه هایش این است که به زنانی که برایت قابل تحسین و احترامند، نگاه کنی و ببینی چه عملکردی دارند و چقدر با استانداردهایی که به آنها پایبندی فاصله دارند. ببین نسبت به مسائلی مثل عدم اطمینان و آسیب پذیری چه رویکردی دارند. شرط می‌بندم که یک الگوی کاملا متفاوت پیدا خواهی کرد که با کمک آن می‌توانی آرامش پیدا کنی و از اینکه خود واقعی‌ات را به مردم نشان دهی نترسی.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👍1
ربنا کامل
استاد شجریان
🎧 ربنا با نوای استادشجریان 🎧

💖 التماس دعا ی فراوان 💖

💟 از همـهٔ شمــا خـوبــان 💟

روحشان شاد
🔴 اگر با اطلاعات جدیدی مواجه شوید، آن اطلاعات را با توجه به دانسته‌های قبلیتان می‌سنجید و یا دانسته‌های قبلیتان را با توجه به اطلاعات جدید بهبود می‌دهید؟

🔴 پاسخ به این سوال می‌تواند حدس جالبی در مورد شما مطرح کند، اگر مطالب جدید را در قالب مطالب قبلی و در صورت تایید آن‌ها می‌پذیرید، احتمال تغییر عقیده و بهبود باورها در شما کمتر است اما اگر اطلاعات جدید را می‌پذیرید و سپس در باورهای گذشته را با آن تطبیق می‌کنید و یا تغییر می‌دهید، احتمال یافتن باورهای نادرست و تصحیح آن‌ها برای شما بیشتر است.

🔴 برای مثال فرض کنید من باور دارم غذاها به ۲ دسته‌ی گرم و سرد تقسیم می‌شوند و هرکدام اثر مشخصی بر بدنم دارند، حال اگر با خوردن غذاهای زیادی که به آن‌ها به اصطلاح گرم گفته می‌شود در من تغییری ایجاد نشد و این تغییرات تنها با خوردن چند ماده خاص در من ایجاد می‌شود، من دو رویکرد در مواجه با این مسئله می‌توانم داشته باشم.
1⃣  سنجش اطلاعات جدید با فرض درستی باورهای قبلی:
در قالب باورهای پیشین، سعی کنم توجیهی برای این مسئله پیدا کنم، برای مثال بگویم در آن بازه طبعم سرد شده بوده، یا چیزهایی از این دست.
2⃣ پذیرش اطلاعات جدید و تطبیق باورهای گذشته با آن:
این اطلاعات جدید را بپذیرم و به دنبال مدل جدیدی باشم که این اتفاق را توجیه کند، مثلا در گرم بودن فلان غذا که با خوردن زیادش در من تغییری ایجاد نمی‌شود تردید کنم و یا این مدل از نگاه که بر اساس سردی و گرمی غذاست را به کل مورد تردید قرار دهم و بگویم احتمالا در چند غذای مشخص موادی وجود دارد که باعث اثر بر بدن من می‌شود، نه گرم بودن آن‌ها.

🔹در نهایت باید توجه داشت که خوب است برای رشد یافتن باورهایمان، در هنگام موجهه با اطلاعات جدید، آن‌ها را مورد بررسی قرار دهیم و شنیده‌ها را پس از بررسی صحتشان بپذیریم.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers