(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📚معنای واقعی احترام چیست؟
🔰 یکی از مهمترین مشکلات در کشورهای جهان سوم این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی همه افکار بوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند.
🔰 در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
✳ از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
🔰 در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت.
با کانال مدیران شایسته همراه شوید :
🆔@CompetentManagers
🔰 یکی از مهمترین مشکلات در کشورهای جهان سوم این است که در نهان و ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی همه افکار بوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری مشابه هم قرار گیرد و همه مثل هم فکر و اندیشه کنند.
🔰 در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
✳ از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
🔰 در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و آسیبهای فیزیکی سعی در سرکوب آنها دارند. در این گونه کشورها آستانه تحمل برای شنیدن و یا پذیرش عقاید مخالف بسیار پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که باید دانست می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به وی احترام نیز گذاشت.
با کانال مدیران شایسته همراه شوید :
🆔@CompetentManagers
🔵 احترام اجتماعی (بخش اول)
کاوش در یک مفهوم پرکاربرد، ساده، اما پیچیده
❓ آیا تا کنون به این اندیشیدهایم که وقتی از احترام سخن میگوییم، از چه چیزی سخن میگوییم؟ "احترام" ما را به چه چیزی دلالت میدهد؟ معنای عملی و رفتاری آن چیست؟ وقتی از نظام سیاسی انتظار داریم احترام شهروندان را نگه دارد و یا در روابط میان فردی به این فضیلت اجتماعی اشاره میکنیم، در واقع انتظار چه نوع رفتار و کنشی را داریم؟
معنای "احترام" که عموما و در همان گام اول بهذهن متبادر میشود، نگه داشتن ادب در هنگام مواجهه و رفتار با دیگری و یا نوعی "فضیلت ظاهری محض" است. بهتعبیری دیگر، احترام را بهنوعی رفتار سادهی مبتنی بر آداب تلقی میکنند؛ اما "اسپونویل" بر این باور است که گرچه ادب، یک ارزش است و نمیتوان آن را انکار کرد، اما این ارزش، مبهم، و در نفس خود ناکافی است. از نظر "اسپونویل"، "یک بیشرفِ مؤدب، نجیبتر از یک بیشرف بیادب نیست، حتی شاید نانجیبتر باشد" زیرا او ریاکار هم هست. ادبِ انسان فضیلتمند، خود، یک فضیلت است اما ادبِ انسان شرور، ریا و فریبی بیش نیست.
این نوشته بر آن است که بگوید احترام، گرچه ما را بهمفهوم ادب میرساند؛ اما معنای بسی عمیقتر، با ابعاد و ویژگیهای متعددی دارد. زوایایی که اگر دیده نشود، احترام گذاشتن به دیگری، صرفا بهیک رفتار ساده و تهی، و گاهی رفتاری فریبکارانه و شقاوتآمیز تقلیل مییابد؛ و این درحالی است که "احترام"(در معنای وسیع)، مبنا و شالودهی همکاریهای اجتماعی، مشارکت و ثبات سیاسی است. کاهش احترام اجتماعی، سبب کاهش انسجام اجتماعی میشود؛ همچنین نادیده گرفتن احترام شهروندان از سوی نظام سیاسی، مشارکت و ثبات سیاست را با مخاطرهی جدی روبرو میکند. در جامعهای که شهروندان احساس کنند از سوی صاحبان قدرت و روایتهای رسمی بهاندازهی کافی محترم شمرده نمیشوند، آشوب و قانونگریزی افزایش مییابد. یکی از علتهای اصلی فاصلهی میان شهروندان و نظام سیاسی مستقر، دقیقا در همین احساس منفی نهفته است. هیچ ارتباط و رابطهای بدون وجود احترام متقابل دوام نخواهد آورد و بندبند آن از هم خواهد گسست. "احترام"، لازمهی باهمبودن و با همزیستن است. بهتعبیر "ریچارد سِنِت"، "احترام، یکی از آیینهای همکاری است...و تخطی از آداب رفتار احترامآمیز میتواند وفاق را نقش بر آب کند، حتی اگر تداوم ائتلاف به نفع همهی طرفها باشد".
✅ "احترام" چیست؟
❗️ 1. "ریچارد سِنِت، احترام را اینچنین تعریف میکند:" احترام اشاره به تصدیق ارزش طرفِ دیگر ائتلاف، بهویژه طرف کوچکتر و ضعیفتر را دارد." اما هنوز این پرسش در میان است که اگر بخواهیم ارزش طرف مقابل را تصدیق کنیم، چه باید بکنیم؟ تصدیق ارزش طرف مقابل به چه معناست؟ کدام ارزش؟
مهمترین ارزشی که پایهی احترام محسوب میشود عبارت است از: "بهرسمیت شناختن دیگری". بهرسمیت شناختن نیازها، اراده و اساسا بودن مطلق اوست. آنگونه که کانت و یا "فیشته" میگویند، "انسان، غایت خود است... نه تنها بودنِ مطلق، یعنی بودن لنفسه مختص انسان است، بلکه تعینات خاص این بودن نیز مختص به اوست". بهتعبیری دیگر، چگونه بودن هر شخص، به ارادهی خودش وابسته است. فیشته میگوید:" تمامی آنچه او هست باید منبعث از "من"ِ محض او، یعنی منبعث از صرف "من بودن" او باشد". بنابراین، یکی از ارکان اصلی بهرسمیت شناختن، همانا بهرسمیت شناختن ارادهی آنهاست برای چگونه بودنشان.
"در نوشتههای جان رالز، بهرسمیت شناختن، بهمعنای احترام به نیازهای کسانی است که با هم برابر نیستند." همچنین در نگاه و نظر هابرماس، "بهرسمیت شناختن یعنی احترام به عقاید دیگرانی که منافعشان منجر به مخالفتخوانی میشود.
همهی ایدئولوژیهایی که "منِ" انسانِ واقعا موجود را نادیده میگیرند و بهنحو جبارانه دست به معماریاش میزنند، لاجرم انسان را سرکوب میکنند و برای او احترامی قائل نیستند.
✅ تا اینجا معلوم شد که بهرسمیت شناختن، واجد چند معناست:
اول، بهمعنای بهرسمیت شناختن "بودن" دیگری.
دوم، بهرسمیت شناختن چگونه زیستن و چگونه بودن دیگری (اهداف و آرمانها).
سوم، بهرسمیت شناختن نیازهای دیگری.
چهارم، بهرسمیت شناختن دردها و رنجهای دیگری.
پنجم، بهرسمیت شناختن عقاید و اعتقادات دیگری.
ششم، بهرسمیت شناختن اراده و اختیار دیگری برای کسب آنچه مطلوب خود میداند.
"دیگریِ محترم" با عناصر ششگانه، محترم خواهد بود. اما اگر در سطح ارتباط بین فردی و یا ارتباطات وسیع اجتماعی و یا مناسبات میان نظامهای سیاسی و شهروندان، عناصر و مشخصههای برشمرده شده مفقود باشد؛ درحقیقت، "احترام"، وجود خارجی ندارد. هرچه هست لفاظی میان تهی و رذیلتی فریبکارانه است.
✍️ علی زمانیان - .....۱۴۰۱/۱۱/۱
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کاوش در یک مفهوم پرکاربرد، ساده، اما پیچیده
❓ آیا تا کنون به این اندیشیدهایم که وقتی از احترام سخن میگوییم، از چه چیزی سخن میگوییم؟ "احترام" ما را به چه چیزی دلالت میدهد؟ معنای عملی و رفتاری آن چیست؟ وقتی از نظام سیاسی انتظار داریم احترام شهروندان را نگه دارد و یا در روابط میان فردی به این فضیلت اجتماعی اشاره میکنیم، در واقع انتظار چه نوع رفتار و کنشی را داریم؟
معنای "احترام" که عموما و در همان گام اول بهذهن متبادر میشود، نگه داشتن ادب در هنگام مواجهه و رفتار با دیگری و یا نوعی "فضیلت ظاهری محض" است. بهتعبیری دیگر، احترام را بهنوعی رفتار سادهی مبتنی بر آداب تلقی میکنند؛ اما "اسپونویل" بر این باور است که گرچه ادب، یک ارزش است و نمیتوان آن را انکار کرد، اما این ارزش، مبهم، و در نفس خود ناکافی است. از نظر "اسپونویل"، "یک بیشرفِ مؤدب، نجیبتر از یک بیشرف بیادب نیست، حتی شاید نانجیبتر باشد" زیرا او ریاکار هم هست. ادبِ انسان فضیلتمند، خود، یک فضیلت است اما ادبِ انسان شرور، ریا و فریبی بیش نیست.
این نوشته بر آن است که بگوید احترام، گرچه ما را بهمفهوم ادب میرساند؛ اما معنای بسی عمیقتر، با ابعاد و ویژگیهای متعددی دارد. زوایایی که اگر دیده نشود، احترام گذاشتن به دیگری، صرفا بهیک رفتار ساده و تهی، و گاهی رفتاری فریبکارانه و شقاوتآمیز تقلیل مییابد؛ و این درحالی است که "احترام"(در معنای وسیع)، مبنا و شالودهی همکاریهای اجتماعی، مشارکت و ثبات سیاسی است. کاهش احترام اجتماعی، سبب کاهش انسجام اجتماعی میشود؛ همچنین نادیده گرفتن احترام شهروندان از سوی نظام سیاسی، مشارکت و ثبات سیاست را با مخاطرهی جدی روبرو میکند. در جامعهای که شهروندان احساس کنند از سوی صاحبان قدرت و روایتهای رسمی بهاندازهی کافی محترم شمرده نمیشوند، آشوب و قانونگریزی افزایش مییابد. یکی از علتهای اصلی فاصلهی میان شهروندان و نظام سیاسی مستقر، دقیقا در همین احساس منفی نهفته است. هیچ ارتباط و رابطهای بدون وجود احترام متقابل دوام نخواهد آورد و بندبند آن از هم خواهد گسست. "احترام"، لازمهی باهمبودن و با همزیستن است. بهتعبیر "ریچارد سِنِت"، "احترام، یکی از آیینهای همکاری است...و تخطی از آداب رفتار احترامآمیز میتواند وفاق را نقش بر آب کند، حتی اگر تداوم ائتلاف به نفع همهی طرفها باشد".
✅ "احترام" چیست؟
❗️ 1. "ریچارد سِنِت، احترام را اینچنین تعریف میکند:" احترام اشاره به تصدیق ارزش طرفِ دیگر ائتلاف، بهویژه طرف کوچکتر و ضعیفتر را دارد." اما هنوز این پرسش در میان است که اگر بخواهیم ارزش طرف مقابل را تصدیق کنیم، چه باید بکنیم؟ تصدیق ارزش طرف مقابل به چه معناست؟ کدام ارزش؟
مهمترین ارزشی که پایهی احترام محسوب میشود عبارت است از: "بهرسمیت شناختن دیگری". بهرسمیت شناختن نیازها، اراده و اساسا بودن مطلق اوست. آنگونه که کانت و یا "فیشته" میگویند، "انسان، غایت خود است... نه تنها بودنِ مطلق، یعنی بودن لنفسه مختص انسان است، بلکه تعینات خاص این بودن نیز مختص به اوست". بهتعبیری دیگر، چگونه بودن هر شخص، به ارادهی خودش وابسته است. فیشته میگوید:" تمامی آنچه او هست باید منبعث از "من"ِ محض او، یعنی منبعث از صرف "من بودن" او باشد". بنابراین، یکی از ارکان اصلی بهرسمیت شناختن، همانا بهرسمیت شناختن ارادهی آنهاست برای چگونه بودنشان.
"در نوشتههای جان رالز، بهرسمیت شناختن، بهمعنای احترام به نیازهای کسانی است که با هم برابر نیستند." همچنین در نگاه و نظر هابرماس، "بهرسمیت شناختن یعنی احترام به عقاید دیگرانی که منافعشان منجر به مخالفتخوانی میشود.
همهی ایدئولوژیهایی که "منِ" انسانِ واقعا موجود را نادیده میگیرند و بهنحو جبارانه دست به معماریاش میزنند، لاجرم انسان را سرکوب میکنند و برای او احترامی قائل نیستند.
✅ تا اینجا معلوم شد که بهرسمیت شناختن، واجد چند معناست:
اول، بهمعنای بهرسمیت شناختن "بودن" دیگری.
دوم، بهرسمیت شناختن چگونه زیستن و چگونه بودن دیگری (اهداف و آرمانها).
سوم، بهرسمیت شناختن نیازهای دیگری.
چهارم، بهرسمیت شناختن دردها و رنجهای دیگری.
پنجم، بهرسمیت شناختن عقاید و اعتقادات دیگری.
ششم، بهرسمیت شناختن اراده و اختیار دیگری برای کسب آنچه مطلوب خود میداند.
"دیگریِ محترم" با عناصر ششگانه، محترم خواهد بود. اما اگر در سطح ارتباط بین فردی و یا ارتباطات وسیع اجتماعی و یا مناسبات میان نظامهای سیاسی و شهروندان، عناصر و مشخصههای برشمرده شده مفقود باشد؛ درحقیقت، "احترام"، وجود خارجی ندارد. هرچه هست لفاظی میان تهی و رذیلتی فریبکارانه است.
✍️ علی زمانیان - .....۱۴۰۱/۱۱/۱
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
"احترام" چیست؟ (بخش دوم)
❗️ ۲. رکن دوم احترام، همان است که فیلسوفانی مانند کانت و "فیشته" مطرح میکردند و آن، ابرام و اصرار بر هدف بودن و غایت بودن خودِ انسان است. هر انسانی هدف است. معنای این سخن این است که برای هر رویکردی با هر نام و نشان که انسان را به منزلهی ابزار چیزی دیگر میخواهد، محترم نیست.
رویکرد ابزارانگارانه به انسان، آدمی را بهسطح شیئی تنزل میدهد. بهسخن دیگر، این رویکرد، همان شیئیانگاریِ انسان تلقی میشود. نظامهای سیاسی که شهروندان را نه صرفا برای آنکه فقط هستند، بلکه بهمنزلهی ابزاری در خدمت قدرت میبینند، (و از اینکه این نگرش را بر زبان بیاورند نیز شرمنده نمیشوند)، درواقع عزت، مقام و منزلت انسانی شهروندان را نادیده میگیرند؛ زیرا آنان را برای چیز دیگری میخواهند. مشکل این دیدگاه آن است که جای هدف و وسیله را عوض میکند. هدف را بهجای وسیله و وسیله را بهجای هدف مینشاند؛ بههمین خاطر است که درد و رنج شهروندان را در پای شکوهی کاذب نمیبیند. در این نگرش، آنچه اهمیت مییابد، عظمت و قدرت نظام سیاسی است و نه انسانِ واقعا موجودی که سوخت ارابهی قدرت میگردد.
"ریچارد سِنِت" بر این باور است که احترام به رنج دیگری، چیزی است که بهنوع بشر، کرامتی اینجهانی اعطا میکند. " فیشته هم توجه "به حقوق بشر را بر مبنای احترام به تمامیت بدن بنا میکند". این همان چیزی است که به آن، "کرامت بدن" اطلاق میشود. بدنی که از آنِ دیگری است و نباید به آن تعرض نمود، آن را کنترل و یا سرکوب کرد.
❗️ ۳. "فرناندو سَوَتِر"، مفهوم احترام را به مفهوم "شرافت"، گره میزند و تلاش میکند مفهوم احترام را با آن توضیح دهد.
✅ "شرافت انسان" با معیارهای ذیل فهمیده میشود. بهسخن دیگر، نظامهایی که برای شهروندان خود احترام قائل هستند، رفتاری با این مشخصات دارند:
اول آنکه انسانها مصون از تعرض باشند.
دوم، آنها را بهمنزلهی هدف تلقی کنند و نه ابزار و وسیلهی رسیدن به مقاصد.
سوم، حق خودآیینی، بهرسمیت شناخته شود. بهتعبیر دیگر، هر شخصی حق دارد بهنحو مستقل و بدون اجبار بیرونی، برای زندگی خود برنامهریزی نماید و معیار خود را برای تعالی مشخص کند.
چهارم، "بهرسمیت شناختن این مطلب که جامعه باید با همهی افراد، بر اساس رفتارشان و شایستگیهای شخصیشان برخورد کند.
پنجم، همبستگی با کسانی که از بدبختی رنج میبرند؛ و تلاش برای کاهش رنج آنها.
ششم و در نهایت، "جامعهای که در آن هیچکس کنار گذاشته نشود".
✔️ اکنون با در میان آوردن معیار متفاوت در باب احترام و شرافت انسان، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا هریک از ما برای دیگران، چقدر احترام قائلیم و از سوی دیگر، رابطهی نظام سیاسی با شهروندان، چقدر بر اساس احترام بنا شده است؟ آیا ما شهروندان احساس میکنیم بهاندازهی کافی نزد نظام سیاسی محترم هستیم؟
📚 منابع نقل قولها:
➖ پرسشهای زندگی، فرناندو سَوَتِر
➖ با هم بودن، ریچارد سِنِت
➖ گفتارهایی درباره رسالت دانشمند، گوتلیب فیشته
➖ احترام، ریچارد سِنِت
✍️ علی زمانیان - .....۱۴۰۱/۱۱/۱۰
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❗️ ۲. رکن دوم احترام، همان است که فیلسوفانی مانند کانت و "فیشته" مطرح میکردند و آن، ابرام و اصرار بر هدف بودن و غایت بودن خودِ انسان است. هر انسانی هدف است. معنای این سخن این است که برای هر رویکردی با هر نام و نشان که انسان را به منزلهی ابزار چیزی دیگر میخواهد، محترم نیست.
رویکرد ابزارانگارانه به انسان، آدمی را بهسطح شیئی تنزل میدهد. بهسخن دیگر، این رویکرد، همان شیئیانگاریِ انسان تلقی میشود. نظامهای سیاسی که شهروندان را نه صرفا برای آنکه فقط هستند، بلکه بهمنزلهی ابزاری در خدمت قدرت میبینند، (و از اینکه این نگرش را بر زبان بیاورند نیز شرمنده نمیشوند)، درواقع عزت، مقام و منزلت انسانی شهروندان را نادیده میگیرند؛ زیرا آنان را برای چیز دیگری میخواهند. مشکل این دیدگاه آن است که جای هدف و وسیله را عوض میکند. هدف را بهجای وسیله و وسیله را بهجای هدف مینشاند؛ بههمین خاطر است که درد و رنج شهروندان را در پای شکوهی کاذب نمیبیند. در این نگرش، آنچه اهمیت مییابد، عظمت و قدرت نظام سیاسی است و نه انسانِ واقعا موجودی که سوخت ارابهی قدرت میگردد.
"ریچارد سِنِت" بر این باور است که احترام به رنج دیگری، چیزی است که بهنوع بشر، کرامتی اینجهانی اعطا میکند. " فیشته هم توجه "به حقوق بشر را بر مبنای احترام به تمامیت بدن بنا میکند". این همان چیزی است که به آن، "کرامت بدن" اطلاق میشود. بدنی که از آنِ دیگری است و نباید به آن تعرض نمود، آن را کنترل و یا سرکوب کرد.
❗️ ۳. "فرناندو سَوَتِر"، مفهوم احترام را به مفهوم "شرافت"، گره میزند و تلاش میکند مفهوم احترام را با آن توضیح دهد.
✅ "شرافت انسان" با معیارهای ذیل فهمیده میشود. بهسخن دیگر، نظامهایی که برای شهروندان خود احترام قائل هستند، رفتاری با این مشخصات دارند:
اول آنکه انسانها مصون از تعرض باشند.
دوم، آنها را بهمنزلهی هدف تلقی کنند و نه ابزار و وسیلهی رسیدن به مقاصد.
سوم، حق خودآیینی، بهرسمیت شناخته شود. بهتعبیر دیگر، هر شخصی حق دارد بهنحو مستقل و بدون اجبار بیرونی، برای زندگی خود برنامهریزی نماید و معیار خود را برای تعالی مشخص کند.
چهارم، "بهرسمیت شناختن این مطلب که جامعه باید با همهی افراد، بر اساس رفتارشان و شایستگیهای شخصیشان برخورد کند.
پنجم، همبستگی با کسانی که از بدبختی رنج میبرند؛ و تلاش برای کاهش رنج آنها.
ششم و در نهایت، "جامعهای که در آن هیچکس کنار گذاشته نشود".
✔️ اکنون با در میان آوردن معیار متفاوت در باب احترام و شرافت انسان، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا هریک از ما برای دیگران، چقدر احترام قائلیم و از سوی دیگر، رابطهی نظام سیاسی با شهروندان، چقدر بر اساس احترام بنا شده است؟ آیا ما شهروندان احساس میکنیم بهاندازهی کافی نزد نظام سیاسی محترم هستیم؟
📚 منابع نقل قولها:
➖ پرسشهای زندگی، فرناندو سَوَتِر
➖ با هم بودن، ریچارد سِنِت
➖ گفتارهایی درباره رسالت دانشمند، گوتلیب فیشته
➖ احترام، ریچارد سِنِت
✍️ علی زمانیان - .....۱۴۰۱/۱۱/۱۰
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from با اساتید اقتصاد
🔴 چرا به درآمد کارکنان که می رسید قضیه مالیات جدی می شود؟
🔻دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه با اشاره به لایحه بودجه 1402 گفت: افزایش حقوق کارکنان دولت 20 درصد پیشبینی شده درحالیکه میزان مالیات بر در آمد کارکنان بخش عمومی 26 درصد و میزان مالیات بر درآمد کارکنان بخش خصوصی 67 درصد رشد داشته است.
🔻چطور می شود برای مالیات بر ثروت روند نزولی در نظر می گیرید اما به درآمد کارکنان که می رسید، قضیه انقدر جدی می شود؟
❗️مرکز پژوهش های مجلس می گوید در سال 1400 کارمندان بخش عمومی و خصوصی به طور متوسط نفری 8.4 میلیون تومان مالیات داده اند در حالیکه شاغالان صنف طلا و جواهر 6.7 میلیون تومان، نمایشگاه دارها 4.7 میلیون تومان، وکلای دادگستری 2.1 میلیون تومان و مشاوران املاک 1.3 میلیون تومان پرداخت کرده اند./ جماران
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
🔻دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه با اشاره به لایحه بودجه 1402 گفت: افزایش حقوق کارکنان دولت 20 درصد پیشبینی شده درحالیکه میزان مالیات بر در آمد کارکنان بخش عمومی 26 درصد و میزان مالیات بر درآمد کارکنان بخش خصوصی 67 درصد رشد داشته است.
🔻چطور می شود برای مالیات بر ثروت روند نزولی در نظر می گیرید اما به درآمد کارکنان که می رسید، قضیه انقدر جدی می شود؟
❗️مرکز پژوهش های مجلس می گوید در سال 1400 کارمندان بخش عمومی و خصوصی به طور متوسط نفری 8.4 میلیون تومان مالیات داده اند در حالیکه شاغالان صنف طلا و جواهر 6.7 میلیون تومان، نمایشگاه دارها 4.7 میلیون تومان، وکلای دادگستری 2.1 میلیون تومان و مشاوران املاک 1.3 میلیون تومان پرداخت کرده اند./ جماران
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
🔰شما هم در تهیه وسایل گرمایشی و مواد غذایی برای عزیزان زلزله زده خوی سهیم باشید ..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰۶ دلیل اصلی ترک سازمان توسط کارکنان شایسته!
برای آنکه بتوانیم از افزایش نرخ خروج کارکنان ماهر و ارزشمند جلوگیری کنیم؛
باید دلایل اصلی و ریشهای تصمیم آنها برای قطع رابطه همکاری را بدانیم.
تجربه پر تعداد سازمانهای مختلف نشان میدهد مهمترین دلایل ترک کارکنان
۶ موردی هستند که در ادامه اشاره میشود.
1️⃣ مشکل با مدیر مافوق:
مدیری که شایسته نیست، اعتماد نمیکند و اختیار نمیدهد. او از رشد کارکنان میترسد و به همین خاطر برای آینده آنها سرمایه گذاری نمیکند و از کارکنان بابت انجام کارها قدردانی نمیکند و به این ترتیب کارکنان شایسته را از دست میدهد. چرا که کارکنان شایسته انتظار دارند کارشان دیده شود.
2️⃣ عدم تناسب با سازمان یا شغل:
در صورتی که مدیران مهارت استخدام نداشته باشند، افرادی را استخدام خواهند کرد که قابلیتها و شایسگیهای مدنظر سازمان و شغل را ندارند و به همین دلیل بعد از مدت کوتاهی تحت فشار روانی سازمان را ترک میکنند.
3️⃣ عدم مسیر رشد شغلی مناسب:
زمانی که نظام کشف و پرورش استعداد و توسعه فردی و آموزش کارکنان و سازمان نباشد و یا به درستی اجرا نشود، کارکنان دچار فرسودگی شغلی شده و سازمان را ترک میکند.
4️⃣ حجم کار، فشار جسمی و روانی:
فشار و حجم کار به ویژه برای نسل جدید کارکنان که تمایل به توازن بیشتر زندگی و شغل دارند، تاثیر زیادی بر تصصیم آنها جهت ترک سازمان میگذارد.
5️⃣ احساس عدم دیده شدن:
زمانی که کارکنان شایسته و دارای عملکرهای رضایت بخش، احساس کنند مهم و مورد توجه نیستند و در قبال کاری که انجام میدهند
بازخورد دریافت نمیکنند و یا از آنان قدردانی نمیشود، دلسرد میشوند و به دنبال گمشده خود در سازمانهای دیگر خواهند گشت.
6️⃣ عدم حقوق و مزایای و خوب و رقابتی:
اگر متخصصین و کارشناسان منابع انسانی نظام جبران خدمات کارکنان را حداقل در سطح بازار و یا فراتر از آن طراحی و تنظیم نکنند، این عامل بهانهای بسیار خوب برای خروج از خدمت کارکنان خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
برای آنکه بتوانیم از افزایش نرخ خروج کارکنان ماهر و ارزشمند جلوگیری کنیم؛
باید دلایل اصلی و ریشهای تصمیم آنها برای قطع رابطه همکاری را بدانیم.
تجربه پر تعداد سازمانهای مختلف نشان میدهد مهمترین دلایل ترک کارکنان
۶ موردی هستند که در ادامه اشاره میشود.
1️⃣ مشکل با مدیر مافوق:
مدیری که شایسته نیست، اعتماد نمیکند و اختیار نمیدهد. او از رشد کارکنان میترسد و به همین خاطر برای آینده آنها سرمایه گذاری نمیکند و از کارکنان بابت انجام کارها قدردانی نمیکند و به این ترتیب کارکنان شایسته را از دست میدهد. چرا که کارکنان شایسته انتظار دارند کارشان دیده شود.
2️⃣ عدم تناسب با سازمان یا شغل:
در صورتی که مدیران مهارت استخدام نداشته باشند، افرادی را استخدام خواهند کرد که قابلیتها و شایسگیهای مدنظر سازمان و شغل را ندارند و به همین دلیل بعد از مدت کوتاهی تحت فشار روانی سازمان را ترک میکنند.
3️⃣ عدم مسیر رشد شغلی مناسب:
زمانی که نظام کشف و پرورش استعداد و توسعه فردی و آموزش کارکنان و سازمان نباشد و یا به درستی اجرا نشود، کارکنان دچار فرسودگی شغلی شده و سازمان را ترک میکند.
4️⃣ حجم کار، فشار جسمی و روانی:
فشار و حجم کار به ویژه برای نسل جدید کارکنان که تمایل به توازن بیشتر زندگی و شغل دارند، تاثیر زیادی بر تصصیم آنها جهت ترک سازمان میگذارد.
5️⃣ احساس عدم دیده شدن:
زمانی که کارکنان شایسته و دارای عملکرهای رضایت بخش، احساس کنند مهم و مورد توجه نیستند و در قبال کاری که انجام میدهند
بازخورد دریافت نمیکنند و یا از آنان قدردانی نمیشود، دلسرد میشوند و به دنبال گمشده خود در سازمانهای دیگر خواهند گشت.
6️⃣ عدم حقوق و مزایای و خوب و رقابتی:
اگر متخصصین و کارشناسان منابع انسانی نظام جبران خدمات کارکنان را حداقل در سطح بازار و یا فراتر از آن طراحی و تنظیم نکنند، این عامل بهانهای بسیار خوب برای خروج از خدمت کارکنان خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍2
💢قربانی موفقیّت
🖊️دکتر مهدی صانعی
■کلودیو رانیری در فصل ۱۶ - ۲۰۱۵ توانست تیم فوتبال لسترسیتی، معروف به روباه ها را در اولین فصل حضورش در اینتیم، به طور غیر منتظره ای قهرمان لیگ برتر انگلیس نماید؛ امّا حدود ۱۰ ماه بعد یعنی دقیقاً ۲۹۸ روز پس از قهرمانی، از سمت خود برکنار شد.
□در آن فصل، این قهرمانی، بزرگترین افتخار تاریخ ۱۳۳ ساله باشگاه لسترسیتی محسوب می شد و رانیری، مربی سال فیفا نام گرفته بود.
●نتایجی که رانیری پس از قهرمانی، در دومین فصل حضورش در لستر کسب کرد قابل دفاع نبود امّا شاید بتوان یکی از مهمترین دلیل اخراجش را در عدم توانایی وی در پاسخگویی به انتظارت و توقعات ارتقاء یافته جستجو کرد. او با قهرمان کردن تیم، انتظارات مدیران و طرفداران باشگاه را به طرز خارق العاده ای بالا برده برد. لذا، تکرار این وضعیت برای وی یا هر مربی دیگری که جایگزین وی می شد، تقریباً غیرممکن می نمود.
○شاید اگر وی در اولین فصل حضورش در لستر، با یک جایگاه میانه جدولی یا حتی حفظ تیم در لیگ برتر، فصل را به پایان می رساند با این سرعت در فصل بعدی اخراج نمی شد و شغل خود را از دست نمی داد!
■در سازمانهایی که دارای برنامه عملیاتی هستند، به کرّات شاهد این پدیده هستیم که مدیران سطوح پایه و میانی، آگاهانه نسبت به بالا رفتن انتظارات مدیران ارشد از خود نگران اند و هشدار می دهند. لذا، علیرغم اینکه آنها قادر به تحقق اهداف تعیین شده و فراتر از آن هستند امّا در نقطه مشخصی، دست از تلاش بر می دارند و آگاهانه ترمز خود و تیم خود را می کشند! این نقطه توقف، همان نقطه نه خیلی بد نه خیلی خوب است....
□دفاعیه آنها از این تصمیم نیز در نوع خود جالب توجه است: اگر اهداف تعیین شده را بطور تمام و کمال محقق نماییم، انتظارات مدیریت ارشد در دوره بعدی برنامه ریزی، افزایش یافته و اهداف بزرگتری برای ما وضع خواهد کرد و این افزایش مستمر اهداف، حد یقفی نخواهد داشت!
●گاه، دستیابی به اهداف تعیین شده و برجای گذاشتن یک عملکرد عالی از خود، نه تنها تضمینی برای حفظ پُست فعلی نیست بلکه، عدم تکرار این سطح از موفقیّت در آینده، جایگاه مدیر را با خطرات جدی مواجه می سازد. لذا، برخی از مدیران به این نتیجه می رسند که گاه متوسط بودن، حاشیه امن و امنیت شغلی بیشتری را برای آنها به ارمغان خواهد آورد تا عالی بودن! تکرار عملکرد عالی دوره قبل یا بهبود آن، همچون تله ای است در مسیر فعالیت هر مدیر. شاید در طول تاریخ، موفقیّت و شکست به یک اندازه قربانی گرفته باشند....شاید!
○بسیاری از مدیران ارشد در جایگاه هدفگذاری و برنامه ریزی، بر این باورند که تحقق ۱۰۰ درصدی اهداف، بیشتر مواقع ۳ علت بیشتر ندارد: یا اهداف تعیین شده، *عمدی و آگاهانه* دست پایین گرفته شده اند؛ یا توانایی مجریان، *ناآگاهانه* دست کم پنداشته شده است و یا در شناخت فرصتها و تهدیدهای محیطی اشتباهی رخ داده است. لذا، هنگام مواجهه با یک کارنامه عملکرد بی عیب و نقص، بلافاصله و بی محابا فتیله اهداف را برای دوره بعد، بالا می کشند؛ غافل از اینکه همیشه دلایل فوق، صادق و برقرار نیست.
■نظام هدفگذاری و برنامه ریزی باید دارای هوشمندی های خاص خود باشد. یکی از آنها، پرهیز از تعیین اهداف، صرفاً با اتکاء به روند گذشته است. در کنار توجه به عملکرد گذشته، باید احصاء دقیقی از فرصتها، ظرفیت ها، محدودیت ها، کاستی ها، ضعف ها، تهدیدها، چالشها و .... بعمل آورد و آنگاه، به تعیین اهداف همت گماشت.
□هدفگذار باید از خطرات احتمالی موفقیت برای مجریان، آگاه باشد تا بتواند اطمینان خاطر لازم را برای آنها فراهم سازد. در غیر اینصورت، محافظه کاری و راضی شدن به حداقل ها، گریبانگیر مجریان خواهد شد.
●نکته آخر آنکه، عالی شدن سهل الوصول تر از عالی ماندن است. یکی از کارویژه های مدیران ارشد، *پایدارسازی عملکرد ممتاز* زیردستان است نه صرفاً افزایش مستمر اهداف، بگونه ای که فرد به منطقه *ناتوانی و عدم شایستگی* خود وارد شده و در آنجا، زمین گیر شود. بعد از پایدارسازی، نوبت به تعیین اهداف جدید و متعاقب آن، خلق قابلیت های جدید خواهد رسید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊️دکتر مهدی صانعی
■کلودیو رانیری در فصل ۱۶ - ۲۰۱۵ توانست تیم فوتبال لسترسیتی، معروف به روباه ها را در اولین فصل حضورش در اینتیم، به طور غیر منتظره ای قهرمان لیگ برتر انگلیس نماید؛ امّا حدود ۱۰ ماه بعد یعنی دقیقاً ۲۹۸ روز پس از قهرمانی، از سمت خود برکنار شد.
□در آن فصل، این قهرمانی، بزرگترین افتخار تاریخ ۱۳۳ ساله باشگاه لسترسیتی محسوب می شد و رانیری، مربی سال فیفا نام گرفته بود.
●نتایجی که رانیری پس از قهرمانی، در دومین فصل حضورش در لستر کسب کرد قابل دفاع نبود امّا شاید بتوان یکی از مهمترین دلیل اخراجش را در عدم توانایی وی در پاسخگویی به انتظارت و توقعات ارتقاء یافته جستجو کرد. او با قهرمان کردن تیم، انتظارات مدیران و طرفداران باشگاه را به طرز خارق العاده ای بالا برده برد. لذا، تکرار این وضعیت برای وی یا هر مربی دیگری که جایگزین وی می شد، تقریباً غیرممکن می نمود.
○شاید اگر وی در اولین فصل حضورش در لستر، با یک جایگاه میانه جدولی یا حتی حفظ تیم در لیگ برتر، فصل را به پایان می رساند با این سرعت در فصل بعدی اخراج نمی شد و شغل خود را از دست نمی داد!
■در سازمانهایی که دارای برنامه عملیاتی هستند، به کرّات شاهد این پدیده هستیم که مدیران سطوح پایه و میانی، آگاهانه نسبت به بالا رفتن انتظارات مدیران ارشد از خود نگران اند و هشدار می دهند. لذا، علیرغم اینکه آنها قادر به تحقق اهداف تعیین شده و فراتر از آن هستند امّا در نقطه مشخصی، دست از تلاش بر می دارند و آگاهانه ترمز خود و تیم خود را می کشند! این نقطه توقف، همان نقطه نه خیلی بد نه خیلی خوب است....
□دفاعیه آنها از این تصمیم نیز در نوع خود جالب توجه است: اگر اهداف تعیین شده را بطور تمام و کمال محقق نماییم، انتظارات مدیریت ارشد در دوره بعدی برنامه ریزی، افزایش یافته و اهداف بزرگتری برای ما وضع خواهد کرد و این افزایش مستمر اهداف، حد یقفی نخواهد داشت!
●گاه، دستیابی به اهداف تعیین شده و برجای گذاشتن یک عملکرد عالی از خود، نه تنها تضمینی برای حفظ پُست فعلی نیست بلکه، عدم تکرار این سطح از موفقیّت در آینده، جایگاه مدیر را با خطرات جدی مواجه می سازد. لذا، برخی از مدیران به این نتیجه می رسند که گاه متوسط بودن، حاشیه امن و امنیت شغلی بیشتری را برای آنها به ارمغان خواهد آورد تا عالی بودن! تکرار عملکرد عالی دوره قبل یا بهبود آن، همچون تله ای است در مسیر فعالیت هر مدیر. شاید در طول تاریخ، موفقیّت و شکست به یک اندازه قربانی گرفته باشند....شاید!
○بسیاری از مدیران ارشد در جایگاه هدفگذاری و برنامه ریزی، بر این باورند که تحقق ۱۰۰ درصدی اهداف، بیشتر مواقع ۳ علت بیشتر ندارد: یا اهداف تعیین شده، *عمدی و آگاهانه* دست پایین گرفته شده اند؛ یا توانایی مجریان، *ناآگاهانه* دست کم پنداشته شده است و یا در شناخت فرصتها و تهدیدهای محیطی اشتباهی رخ داده است. لذا، هنگام مواجهه با یک کارنامه عملکرد بی عیب و نقص، بلافاصله و بی محابا فتیله اهداف را برای دوره بعد، بالا می کشند؛ غافل از اینکه همیشه دلایل فوق، صادق و برقرار نیست.
■نظام هدفگذاری و برنامه ریزی باید دارای هوشمندی های خاص خود باشد. یکی از آنها، پرهیز از تعیین اهداف، صرفاً با اتکاء به روند گذشته است. در کنار توجه به عملکرد گذشته، باید احصاء دقیقی از فرصتها، ظرفیت ها، محدودیت ها، کاستی ها، ضعف ها، تهدیدها، چالشها و .... بعمل آورد و آنگاه، به تعیین اهداف همت گماشت.
□هدفگذار باید از خطرات احتمالی موفقیت برای مجریان، آگاه باشد تا بتواند اطمینان خاطر لازم را برای آنها فراهم سازد. در غیر اینصورت، محافظه کاری و راضی شدن به حداقل ها، گریبانگیر مجریان خواهد شد.
●نکته آخر آنکه، عالی شدن سهل الوصول تر از عالی ماندن است. یکی از کارویژه های مدیران ارشد، *پایدارسازی عملکرد ممتاز* زیردستان است نه صرفاً افزایش مستمر اهداف، بگونه ای که فرد به منطقه *ناتوانی و عدم شایستگی* خود وارد شده و در آنجا، زمین گیر شود. بعد از پایدارسازی، نوبت به تعیین اهداف جدید و متعاقب آن، خلق قابلیت های جدید خواهد رسید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
🔴ویژگی های افراد خودشکوفا از دیدگاه آبراهام مزلو
از 📚: "مهر ماندگار"
✒️ مصطفی ملکیان
مازلو، در دو كتاب خود، یكى
Motivation and Personality
"انگیزش و شخصیت"
و دیگرى
Towards a Psychology of Being
"به سوى روانشناسی بودن"
كه هر دو نیز به فارسى ترجمه شده اند، این مؤلّفهها را براى خودشكوفا شدگان بر میشمرد:
۱- عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
۲- خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
۳- چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
۴- در كار و زندگى، همّ و غمّ شان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
۵- شوخطبعى فراوان دارند.
۶- میتوانند به زندگى نظر آفاقى (عینى) داشته باشند.
۷- بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
۸- نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
۹- دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
۱۰- میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
۱۱- فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
۱۲- احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت در افتادهاند.
۱۳- احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
۱۴- گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
۱۵- معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از 📚: "مهر ماندگار"
✒️ مصطفی ملکیان
مازلو، در دو كتاب خود، یكى
Motivation and Personality
"انگیزش و شخصیت"
و دیگرى
Towards a Psychology of Being
"به سوى روانشناسی بودن"
كه هر دو نیز به فارسى ترجمه شده اند، این مؤلّفهها را براى خودشكوفا شدگان بر میشمرد:
۱- عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
۲- خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
۳- چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
۴- در كار و زندگى، همّ و غمّ شان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
۵- شوخطبعى فراوان دارند.
۶- میتوانند به زندگى نظر آفاقى (عینى) داشته باشند.
۷- بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
۸- نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
۹- دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند.
۱۰- میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
۱۱- فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند.
۱۲- احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت در افتادهاند.
۱۳- احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند.
۱۴- گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند.
۱۵- معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
⭕️ احترام به شخصیت کارمندان؛ ویژگی مشترک مدیران موفق
بسیاری از افراد در پستهای مدیریتی خودشان را گم میکنند و عصبانیت و بیاحترامی را به حساب ابهت میگذارند؛ ولی مدیران موفق به ارزش حفظ شخصیت کارمندان آگاه هستند. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت میشود.
در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است. از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد.
رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشهدار نمیکند
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بسیاری از افراد در پستهای مدیریتی خودشان را گم میکنند و عصبانیت و بیاحترامی را به حساب ابهت میگذارند؛ ولی مدیران موفق به ارزش حفظ شخصیت کارمندان آگاه هستند. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت میشود.
در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است. از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد.
رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشهدار نمیکند
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from کانال اندیشکده اقتصاد، مدیریت منابع انسانی و توسعه @ (Majid Dehghani)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌈مدلهای حکومتی به زبان ساده
(قسمت اول: آنارشی، حکومت فردی، الیگارشی و دموکراسی)
(قسمت اول: آنارشی، حکومت فردی، الیگارشی و دموکراسی)
Forwarded from کانال اندیشکده اقتصاد، مدیریت منابع انسانی و توسعه @ (Majid Dehghani)
🌈ساختار حکمرانی خوب (1)
✍یادداشت روز
💠حکمروایی به معنای اداره و تنظیم کارها بوده و به رابطه میان شهروندان و حکومت اطلاق میگردد و به مثابه سلسله مراتبی شدن قدرت دولت و تقسیم آن در سطوح ملی، منطقهای و محلی است. همچنین به مفهوم مشارکت توأمان مردم، نهادهای محلی و سازمانهای دولتی و غیردولتی بیان شده است.
"حکمروایی خوب" کوششی برای حاکمیت قانون، شفافیت، مسئولیتپذیری، مشارکت، برابری، کارایی و اثربخشی، پاسخگویی و دیدگاه راهبردی در اعمال قدرت سیاسی، اقتصادی و اداری جامعه است.
💠توسعه به عنوان مفهومی کلیدی که بعد از جنگ جهانی دوم و از دهه ۱۹۶۰ به بعد مطرح شده است و از آن زمان به بعد برنامهریزیها، فرآیندها و روشها چه در سطح خرد و چه در کلان در هر کشوری با هدف رسیدن به توسعه تنظیم میشود. در این ارتباط رویکردها و الگوهای متعددی توسط نظریهپردازان مدیریت، علوم اجتماعی و توسعهای مطرح شدهاند. از جدیدترین رویکردها به توسعه، استقرار شاخصهای الگوی حکمرانی خوب است.
💠شاخصهایی که سازماندهی نظام اجتماعی و سیاسی بر قالب خاصی و با سامانه ویژهای که تنظیمات خود را بر دو وجه سلبی و ایجابی استوار میکند.نقش دولت و جامعه در توسعه بدین گونه است که نوع ارتباط بین جامعه و دولت به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی تعیین کننده در میزان تأثیرگذاری هریک از نیروهای اجتماعی در فرآیند توسعه سرزمین است.
💠در تحولات اجتماعی نقش دولت و گروههای اجتماعی اصلی و نوع جدایی و استقلال یا وابستگی و اتکا دولت نسبت به جامعه به شکل یک موضوع مورد توجه قرار میگیرد. در این جهت کل نظام اجتماعی (سازمان) به دو حوزه دولت و غیر دولت تقسیم میشود که حوزه غیر دولت در بر گیرنده همه گروههای اجتماعی سازمانیافته و غیر سازمانیافته که تحت عنوان جامعه مدنی و بخش خصوصی نیز از آن یاد میشود.
💠 که این گفتمان شامل دیدگاههای:
1) جامعه فعال- دولت محدود
2) جامعه فعال - دولت فعال این گفتمان بر استقلال نسبی و نقش زیر بنایی دولت نسبت به جامعه و روابط اجتماعی تاکید میشود. دولت با وسایل و ویژگیهای خود این کارویژه ها را انجام میدهد. در این گفتمان بر مسئولیت دولت در مقابل جامعه تاکید دارد.
3) جامعه منفعل -دولت فعال
4) جامعه فعال- دولت محدود این گفتمان بر تمرکز زدایی در همه حوزهها تاکید دارد.
💠در واقع میتوان گفت با ظهور هر گفتمان، نقشها، هویتها و اشکال مدیریت دولت و جامعه تحول مییابد و نهادها تغییر شکل میدهند و جامعه سیاسی برحسب مقتضیات گفتمان سیاسی مسلط شکل میگیرد. بر این اساس بسیاری از نظریهپردازان سیاسی تاکید دارند دولت در طول تاریخ خود هیچگاه ثابت نبوده، بلکه همواره در حال تحرک، تحول، تعدیل، الحاق و همواره در حال نوعی گذار است. مبانی هر کدام از این گفتمانها نقش و جایگاه خاصی برای دولت یا جامعه در فرآیند توسعه ملی و سرزمینی قائل هستند.
💠حکمرانی خوب به عنوان پاردایم جدید در اداره بخش عمومی نقطه تلاقی و تعامل بین رشتههای مختلف علوم انسانی مانند مدیریت، اقتصاد، علوم سیاسی، جامعه شناسی، حقوق، سیاستگذاری عمومی و روابط بینالملل است. این الگو بهخصوص از دهه ۱۹۸۰ به بعد توسط نهادهای بینالمللی و در پاسخ به اوضاع نامطلوب جوامع در حال توسعه و حرکت آنها به سوی توسعه ارائه شد. در تعریف حکمرانی سه اصطلاح پاسخگویی و حساب پس دهی، مشروعیت و شفافیت مورد توجه قرار میگیرد.
https://t.me/Eonomy
✍یادداشت روز
💠حکمروایی به معنای اداره و تنظیم کارها بوده و به رابطه میان شهروندان و حکومت اطلاق میگردد و به مثابه سلسله مراتبی شدن قدرت دولت و تقسیم آن در سطوح ملی، منطقهای و محلی است. همچنین به مفهوم مشارکت توأمان مردم، نهادهای محلی و سازمانهای دولتی و غیردولتی بیان شده است.
"حکمروایی خوب" کوششی برای حاکمیت قانون، شفافیت، مسئولیتپذیری، مشارکت، برابری، کارایی و اثربخشی، پاسخگویی و دیدگاه راهبردی در اعمال قدرت سیاسی، اقتصادی و اداری جامعه است.
💠توسعه به عنوان مفهومی کلیدی که بعد از جنگ جهانی دوم و از دهه ۱۹۶۰ به بعد مطرح شده است و از آن زمان به بعد برنامهریزیها، فرآیندها و روشها چه در سطح خرد و چه در کلان در هر کشوری با هدف رسیدن به توسعه تنظیم میشود. در این ارتباط رویکردها و الگوهای متعددی توسط نظریهپردازان مدیریت، علوم اجتماعی و توسعهای مطرح شدهاند. از جدیدترین رویکردها به توسعه، استقرار شاخصهای الگوی حکمرانی خوب است.
💠شاخصهایی که سازماندهی نظام اجتماعی و سیاسی بر قالب خاصی و با سامانه ویژهای که تنظیمات خود را بر دو وجه سلبی و ایجابی استوار میکند.نقش دولت و جامعه در توسعه بدین گونه است که نوع ارتباط بین جامعه و دولت به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی تعیین کننده در میزان تأثیرگذاری هریک از نیروهای اجتماعی در فرآیند توسعه سرزمین است.
💠در تحولات اجتماعی نقش دولت و گروههای اجتماعی اصلی و نوع جدایی و استقلال یا وابستگی و اتکا دولت نسبت به جامعه به شکل یک موضوع مورد توجه قرار میگیرد. در این جهت کل نظام اجتماعی (سازمان) به دو حوزه دولت و غیر دولت تقسیم میشود که حوزه غیر دولت در بر گیرنده همه گروههای اجتماعی سازمانیافته و غیر سازمانیافته که تحت عنوان جامعه مدنی و بخش خصوصی نیز از آن یاد میشود.
💠 که این گفتمان شامل دیدگاههای:
1) جامعه فعال- دولت محدود
2) جامعه فعال - دولت فعال این گفتمان بر استقلال نسبی و نقش زیر بنایی دولت نسبت به جامعه و روابط اجتماعی تاکید میشود. دولت با وسایل و ویژگیهای خود این کارویژه ها را انجام میدهد. در این گفتمان بر مسئولیت دولت در مقابل جامعه تاکید دارد.
3) جامعه منفعل -دولت فعال
4) جامعه فعال- دولت محدود این گفتمان بر تمرکز زدایی در همه حوزهها تاکید دارد.
💠در واقع میتوان گفت با ظهور هر گفتمان، نقشها، هویتها و اشکال مدیریت دولت و جامعه تحول مییابد و نهادها تغییر شکل میدهند و جامعه سیاسی برحسب مقتضیات گفتمان سیاسی مسلط شکل میگیرد. بر این اساس بسیاری از نظریهپردازان سیاسی تاکید دارند دولت در طول تاریخ خود هیچگاه ثابت نبوده، بلکه همواره در حال تحرک، تحول، تعدیل، الحاق و همواره در حال نوعی گذار است. مبانی هر کدام از این گفتمانها نقش و جایگاه خاصی برای دولت یا جامعه در فرآیند توسعه ملی و سرزمینی قائل هستند.
💠حکمرانی خوب به عنوان پاردایم جدید در اداره بخش عمومی نقطه تلاقی و تعامل بین رشتههای مختلف علوم انسانی مانند مدیریت، اقتصاد، علوم سیاسی، جامعه شناسی، حقوق، سیاستگذاری عمومی و روابط بینالملل است. این الگو بهخصوص از دهه ۱۹۸۰ به بعد توسط نهادهای بینالمللی و در پاسخ به اوضاع نامطلوب جوامع در حال توسعه و حرکت آنها به سوی توسعه ارائه شد. در تعریف حکمرانی سه اصطلاح پاسخگویی و حساب پس دهی، مشروعیت و شفافیت مورد توجه قرار میگیرد.
https://t.me/Eonomy
Forwarded from کانال اندیشکده اقتصاد، مدیریت منابع انسانی و توسعه @ (Majid Dehghani)
🌈ساختار حکمرانی خوب (2)
✍یادداشت روز
💠شاخصهای حکمرانی خوب عبارتند از: حق اظهار نظر و پاسخگویی، ثبات سیاسی و عدم خشونت، بار مالی مقررات: بر روی سیاستهای ناسازگار با بازار تمرکز دارد. سیاستهایی از قبیل: کنترل قیمتها، نبود نظارت کافی بر سیستم بانکی و همچنین هزینه وضع قوانین برای محدودیت پیش از اندازه تجارت خارجی، حاکمیت قانون، کنترل فساد، کارایی و اثربخشی دولت.
💠ساختار اجتماعی الگوی حکمرانی خوب بدین گونه است که با جهانی شدن عرصههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به ظرفیتهای ویژه ای در حوزههای سیاست گذاری و مدیریتی نیاز است که الگوی حکمرانی خوب با مشارکت نهادها حکومتی و بخشهای خارج از آن در این جهت مطرح میشود.
💠حکمرانی خوب در حقیقت دارای دو بخش است که در بخش اول حکمرانی خوب مشارکت بین سه رکن اصلی در جامعه یعنی دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی نشان میدهد. ارتباط صحیح و تعاملی سه بخش یاد شده زمینه تحقق حکمرانی خوب در ابعاد مختلف فراهم میسازد. نماد دولت حاکمیت، نماد بخش خصوصی ایجاد مازاد، کار آفرینی و سوددهی و نماد جامعه مدنی سازمانهای غیردولتی است.
💠پیوند میان دولت و جامعه و شکلگیری جامعه همکار و هم افزا به صورت اجزا هم ارز و هم سطح هستند. اجزا دارای ارتباط متقابل با همدیگر هستند و ارتباط به این گونه است که موجب هم افزایی و اتحاد میان بازیگران در ترسیم استراتژیهای کلان و اصلی برقرار میشود. الگوی حکمرانی خوب هنر سازوکار و تعامل میان نیروهای اجتماعی یعنی بازار، دولت و جامعه مدنی است.
💠نقش و جایگاه دولت در الگوی حکمرانی خوب بسیار مهم است. در حکمرانی خوب، دولت ساخت آفرینی است که به جای آنکه فقط خود را فعال در همه امور تلقی کند و متصدی همه امور شود به یکی از شرکای اداره امور مبدل میکند. دولتها با دمیدن جان تازه در نهادهایش توانمندیشان را بهبود میبخشند. بنابراین دولت فرآیندها را هم در سطح ساختار و تشکیلات کلان و هم در جز به گونهای پیاده سازی میکنند که شهروندان میتوانند از خدمات بهتر و با کیفیت مناسب بهرهمند شوند.
💠نقش دولت در شکلگیری زمینههای ساختی، نهادی و همچنین پیش بینی سیاستها و راهبردهای کلان در الگوی حکمرانی خوب بسیار قاطع و برجسته است. لذا در جهت تحقق این موضوع کارکرد و ساختار دولت به طراحی فرآیندهایی نیاز مند است که عبارتند از: دولت ظرفیت ساز، دولت انطباق گرا، دولت رفاهگرا (عدالت محور) و دولت شهروندمدار- نهادگرا.
https://t.me/Eonomy
✍یادداشت روز
💠شاخصهای حکمرانی خوب عبارتند از: حق اظهار نظر و پاسخگویی، ثبات سیاسی و عدم خشونت، بار مالی مقررات: بر روی سیاستهای ناسازگار با بازار تمرکز دارد. سیاستهایی از قبیل: کنترل قیمتها، نبود نظارت کافی بر سیستم بانکی و همچنین هزینه وضع قوانین برای محدودیت پیش از اندازه تجارت خارجی، حاکمیت قانون، کنترل فساد، کارایی و اثربخشی دولت.
💠ساختار اجتماعی الگوی حکمرانی خوب بدین گونه است که با جهانی شدن عرصههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به ظرفیتهای ویژه ای در حوزههای سیاست گذاری و مدیریتی نیاز است که الگوی حکمرانی خوب با مشارکت نهادها حکومتی و بخشهای خارج از آن در این جهت مطرح میشود.
💠حکمرانی خوب در حقیقت دارای دو بخش است که در بخش اول حکمرانی خوب مشارکت بین سه رکن اصلی در جامعه یعنی دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی نشان میدهد. ارتباط صحیح و تعاملی سه بخش یاد شده زمینه تحقق حکمرانی خوب در ابعاد مختلف فراهم میسازد. نماد دولت حاکمیت، نماد بخش خصوصی ایجاد مازاد، کار آفرینی و سوددهی و نماد جامعه مدنی سازمانهای غیردولتی است.
💠پیوند میان دولت و جامعه و شکلگیری جامعه همکار و هم افزا به صورت اجزا هم ارز و هم سطح هستند. اجزا دارای ارتباط متقابل با همدیگر هستند و ارتباط به این گونه است که موجب هم افزایی و اتحاد میان بازیگران در ترسیم استراتژیهای کلان و اصلی برقرار میشود. الگوی حکمرانی خوب هنر سازوکار و تعامل میان نیروهای اجتماعی یعنی بازار، دولت و جامعه مدنی است.
💠نقش و جایگاه دولت در الگوی حکمرانی خوب بسیار مهم است. در حکمرانی خوب، دولت ساخت آفرینی است که به جای آنکه فقط خود را فعال در همه امور تلقی کند و متصدی همه امور شود به یکی از شرکای اداره امور مبدل میکند. دولتها با دمیدن جان تازه در نهادهایش توانمندیشان را بهبود میبخشند. بنابراین دولت فرآیندها را هم در سطح ساختار و تشکیلات کلان و هم در جز به گونهای پیاده سازی میکنند که شهروندان میتوانند از خدمات بهتر و با کیفیت مناسب بهرهمند شوند.
💠نقش دولت در شکلگیری زمینههای ساختی، نهادی و همچنین پیش بینی سیاستها و راهبردهای کلان در الگوی حکمرانی خوب بسیار قاطع و برجسته است. لذا در جهت تحقق این موضوع کارکرد و ساختار دولت به طراحی فرآیندهایی نیاز مند است که عبارتند از: دولت ظرفیت ساز، دولت انطباق گرا، دولت رفاهگرا (عدالت محور) و دولت شهروندمدار- نهادگرا.
https://t.me/Eonomy
Forwarded from کانال اندیشکده اقتصاد، مدیریت منابع انسانی و توسعه @ (Majid Dehghani)
🌈ساختار حکمرانی خوب (3)
✍یادداشت روز
💠بخش خصوصی و جامعه مدنی (همکار دولت) در حکمرانی خوب است، بر این اساس حکمرانی خوب نیز مستلزم فرآیندها و نهادهایی است که حاصل آن تأمین نیازهای جامعه، توأم با بهترین استفاده از منابع در دسترس است. در حقیقت اولین مرحله در حکمرانی خوب نظام اداری و مدیریتی شایسته و توانمند است. نظام اداری و تناسب منطقی آن موجب میشود که دولت قدرت پاسخگویی و اثربخشی خود را افزایش دهد. نقش دولت در حکمرانی ابعاد مدیریتی خوب و شایسته به صورت سیاسی (مشارکت فراگیر)، اقتصادی (تسهیل کنندگی)، اجتماعی (خدمت بهینه) و فرهنگی (اعتماد نفس فردی و همبستگی ملی) است.
💠حکمرانی خوب بیانگر رابطه درست بین حکومتکنندگان و شهروندان که هدف آن به بیشینه رساندن بهزیستی عمومی، توجه به برخورداری مادی و معنوی انسانها و رضایتهای مادی و معنوی آنها، رفع نیازها و حمایت از حقوق اساسی و آزادی شهروندان است؛ به بیان دیگر موضوع حکمرانی خوب بر چگونگی دستیابی به حکومتی تأکید دارد که زمینهساز توسعهای مردمسالار و برابرخواهانه باشد، حکمرانی خوب، مدل انعطافپذیر تصمیمگیری بازیگران متنوع (همانند سازمانهای غیردولتی، تجاری، بخش دولتی و …) است.
💠حکمرانی به پاسخگویی به مشارکت گسترده مردم، انتخابات ازاد،احزاب مستقل و رسانهها در فرایند حکومتداری تاکید دارد و در این معنا پاسخگویی با مؤلفههای اطلاعرسانی عمومی قراردادها، ارائه معیار و ملاکی مکتوب برای مقایسه عملکرد مسئولان با وظایفشان، وجود مؤسسهای برای رسیدگی به شکایات اداری، پاسخگویی مدیریت به وظایف خود، برگزاری جلسات عمومی برای تشریح اقدامات، ایجاد سازوکاری برای انتقال نیازها و خواستههای اهالی به مسئولان رده بالا، پاسخ قانعکننده مدیران به مردم، تشکیل جلسات عمومی برای در جریان قراردادن شهروندان، پاسخگو بودن مدیران به مثابه یک اصل و باور، جذب مشارکت با پاسخگویی مدیران، همبستگی بین مردم و مسئولان با پاسخگویی مدیران سنجیده شده است.
💠در مجموع حکمرانی خوب یعنی راهبری و مدیریت جامعه به گونهای سنجیده، شفاف،درست و کارآمد و در چهارچوب حاکمیت قانون، تصمیمگیری منطقی و عادلانه همراه با پاسخگویی و مسئولیتپذیری، مشارکت عمومی و راهبردهایی از این دست که در گرو تعامل درست شهروندان و نیروهای سیاسی-اجتماعی جامعه مدنی با دولت است. بدین ترتیب در حکمرانی خوب فقط دولت مسئول نیست؛ بلکه تعامل حکومت، جامعه مدنی، بخش خصوصی و شهروندان با یکدیگر برای تحقق آن ضرورت دارد؛ زیرا مرزهای جامعه (نظام سیاسی و اجتماعی) نفوذپذیر، متقاطع و در تعامل با یکدیگرند. بدون تعامل درست شهروندان و جامعه مدنی و انجمنهای اجتماعی و سیاسی با حکومت، حکمرانی خوب تحقق نمییابد و سنگبنای حکمرانی خوب، خدماترسانی با کیفیت زیاد، مکانیسم پاسخگویی اثربخش و سریع، دسترسی آسان به منابع ضروری و تعهدات مدنی است که تحقق این مؤلفهها در گرو بسط و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است. البته در این زمینه به حکمرانی الکترونیکی اشاره میشود و حکمرانی الکترونیکی، بهرهوری بهینه فناوری اطلاعات و ارتباطات در چهارچوب حکمروایی خوب برای تضمین تعامل اثربخش بین بازوهای متنوع دولت و محیط آن (شهروندان، جامعه مدنی، بخش خصوصی و…) است.
https://t.me/Eonomy
✍یادداشت روز
💠بخش خصوصی و جامعه مدنی (همکار دولت) در حکمرانی خوب است، بر این اساس حکمرانی خوب نیز مستلزم فرآیندها و نهادهایی است که حاصل آن تأمین نیازهای جامعه، توأم با بهترین استفاده از منابع در دسترس است. در حقیقت اولین مرحله در حکمرانی خوب نظام اداری و مدیریتی شایسته و توانمند است. نظام اداری و تناسب منطقی آن موجب میشود که دولت قدرت پاسخگویی و اثربخشی خود را افزایش دهد. نقش دولت در حکمرانی ابعاد مدیریتی خوب و شایسته به صورت سیاسی (مشارکت فراگیر)، اقتصادی (تسهیل کنندگی)، اجتماعی (خدمت بهینه) و فرهنگی (اعتماد نفس فردی و همبستگی ملی) است.
💠حکمرانی خوب بیانگر رابطه درست بین حکومتکنندگان و شهروندان که هدف آن به بیشینه رساندن بهزیستی عمومی، توجه به برخورداری مادی و معنوی انسانها و رضایتهای مادی و معنوی آنها، رفع نیازها و حمایت از حقوق اساسی و آزادی شهروندان است؛ به بیان دیگر موضوع حکمرانی خوب بر چگونگی دستیابی به حکومتی تأکید دارد که زمینهساز توسعهای مردمسالار و برابرخواهانه باشد، حکمرانی خوب، مدل انعطافپذیر تصمیمگیری بازیگران متنوع (همانند سازمانهای غیردولتی، تجاری، بخش دولتی و …) است.
💠حکمرانی به پاسخگویی به مشارکت گسترده مردم، انتخابات ازاد،احزاب مستقل و رسانهها در فرایند حکومتداری تاکید دارد و در این معنا پاسخگویی با مؤلفههای اطلاعرسانی عمومی قراردادها، ارائه معیار و ملاکی مکتوب برای مقایسه عملکرد مسئولان با وظایفشان، وجود مؤسسهای برای رسیدگی به شکایات اداری، پاسخگویی مدیریت به وظایف خود، برگزاری جلسات عمومی برای تشریح اقدامات، ایجاد سازوکاری برای انتقال نیازها و خواستههای اهالی به مسئولان رده بالا، پاسخ قانعکننده مدیران به مردم، تشکیل جلسات عمومی برای در جریان قراردادن شهروندان، پاسخگو بودن مدیران به مثابه یک اصل و باور، جذب مشارکت با پاسخگویی مدیران، همبستگی بین مردم و مسئولان با پاسخگویی مدیران سنجیده شده است.
💠در مجموع حکمرانی خوب یعنی راهبری و مدیریت جامعه به گونهای سنجیده، شفاف،درست و کارآمد و در چهارچوب حاکمیت قانون، تصمیمگیری منطقی و عادلانه همراه با پاسخگویی و مسئولیتپذیری، مشارکت عمومی و راهبردهایی از این دست که در گرو تعامل درست شهروندان و نیروهای سیاسی-اجتماعی جامعه مدنی با دولت است. بدین ترتیب در حکمرانی خوب فقط دولت مسئول نیست؛ بلکه تعامل حکومت، جامعه مدنی، بخش خصوصی و شهروندان با یکدیگر برای تحقق آن ضرورت دارد؛ زیرا مرزهای جامعه (نظام سیاسی و اجتماعی) نفوذپذیر، متقاطع و در تعامل با یکدیگرند. بدون تعامل درست شهروندان و جامعه مدنی و انجمنهای اجتماعی و سیاسی با حکومت، حکمرانی خوب تحقق نمییابد و سنگبنای حکمرانی خوب، خدماترسانی با کیفیت زیاد، مکانیسم پاسخگویی اثربخش و سریع، دسترسی آسان به منابع ضروری و تعهدات مدنی است که تحقق این مؤلفهها در گرو بسط و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات است. البته در این زمینه به حکمرانی الکترونیکی اشاره میشود و حکمرانی الکترونیکی، بهرهوری بهینه فناوری اطلاعات و ارتباطات در چهارچوب حکمروایی خوب برای تضمین تعامل اثربخش بین بازوهای متنوع دولت و محیط آن (شهروندان، جامعه مدنی، بخش خصوصی و…) است.
https://t.me/Eonomy
Forwarded from کانال اندیشکده اقتصاد، مدیریت منابع انسانی و توسعه @ (Majid Dehghani)
🌈ساختار حکمرانی خوب (4)
✍یادداشت روز
💠پیشرفت، تعالی و ترقی و یا توسعه مقصود و سرمنزل بسیاری از برنامهریزی ها و جهتگیریها در سطح فردی، گروهی و ملی است. اصولاً توسعه در تمام سطوح نیازمند به برنامهریزی، سیاستگذاری و مدیریت بهینه و مؤثر است. یکی از منازعات اصلی که در این میان مطرح میشود اینکه توسعه در سطح ملی از دولت یا از جامعه شروع خواهد شد. اما بنظر میرسد دیگر این مجادلات به پایان رسیده و دولت به تنهایی نمیتواند صدرات تمام امور را برعهده بگیرد.
💠امروزه در روند اجتماعی نیازمند به دولت با ویژگیهای خاص و جامعهای که بین اعضای آن همراهی و همکاری باشد. الگوی حکمرانی خوب و شاخصهای آن عرصه جدیدی در نوع سیاستگذاری، ماهیت دولت و همچنین کنش نیروهای اجتماعی خواهد گشود که در آن توسعه بر پایه سازماندهی و مدیریت کیفی و کارآمد دولت و شراکت تمام نیروهای اجتماعی استوار است. بر این اساس امور اجتماعی با جهت مشخص و بر مبنای مصالح خصوصی و عمومی نهادینه میشود.
💠شفافیت به معنای گردش آزاد اطلاعات و آسانی دسترسی به آنها، وضوح اقدامات و آگاهی پیوسته شهروندان از روندهای موجود است؛ در این معنا شفافیت با مؤلفههای شفافیت در تصمیمگیری، شفافیت در ارائه عملکرد، صداقت در دادن اطلاعات، نظرخواهی از مردم در زمینه طرحهای توسعه، مصمم بودن به اجرای تصمیمات گرفته شده و اظهار نظر درباره عملکرد مدیریت توسعه سنجیده میشود.
💠مشارکت اجتماعی، مشارکت کموبیش آشکار جوامع روستایی در حیات اقتصادی، گذران اوقات فراغت، فرهنگ، تقبل مسئولیتهای سیاسی و مدنی و … در مناطق روستایی و شهری است. در این معنا مشارکت اجتماعی با مؤلفههای مهارت برقراری روابط انسانی، استقبال از مشارکت در فرایند بازسازی زیرساختها، تمایل به مشارکت در دورههای آموزشی، میزان مشارکت در طرحهای عمرانی، میزان شرکت در انتخابات شورای روستا، انجمنهای مردم نهاد و تمایل به همکاری با مدیریت محلی سنجیده میشود.
💠عدالت و برابری به معنی ایجاد فرصتهای مناسب و برابر برای همه شهروندان بهمنظور ارتقای وضعیت رفاهی خود، تلاش برای تخصیص و توزیع عادلانه منابع و مشارکت قشرهایی است که در فرایند اعلام نظر و تصمیمگیری نقشی ندارند.
💠در این معنا عدالت و برابری با مؤلفههای وجود سند یا منشوری مکتوب برای آگاهی جامعه از حقوق خود، زمینهسازی برای ایفای نقش زنان در فعالیتهای گوناگون، چگونگی حمایت از قشرهای فقیر و آسیبپذیر، عدالت در توزیع برابر و عادلانه امکانات، دسترسی به فرصتهای برابر و یکسان، توجه به منافع جمعی، فراهمشدن حقوق شهروندی، عضویت زنان در مدیریت محلی و ملی، استفاده معقولانه از منابع و امکانات و عدالت جنسیتی سنجیده شده میشود.
💠در کشور ما ظرفیتهای مختلف مانند قانون اساسی، چشم انداز ۲۰ ساله و حتی برنامههای توسعه برای هدایت نظام سیاست گذاری به سمت برقراری الگوی حکمرانی خوب وجود دارد که با ابلاغ سیاست کلی نظام اداری و اخیراً سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی رویهها و فرآیندهای استراتژیک و راهبردی در جهت حرکت به مسیر الگوی حکمرانی خوب طراحی شده است. البته همانطور که گفته شد باید ابتدا دولت یا همان سه قوه با تمام زیر مجموعههای خود ضمن اتحاد و انسجام در بین خود وظایف محوله را بهطور کامل و بر اساس منطق اولیه ساختار حکمرانی خوب انجام دهد و زمینه را برای ایفای نقش بخشهای دیگر فراهم کند.
https://t.me/Eonomy
✍یادداشت روز
💠پیشرفت، تعالی و ترقی و یا توسعه مقصود و سرمنزل بسیاری از برنامهریزی ها و جهتگیریها در سطح فردی، گروهی و ملی است. اصولاً توسعه در تمام سطوح نیازمند به برنامهریزی، سیاستگذاری و مدیریت بهینه و مؤثر است. یکی از منازعات اصلی که در این میان مطرح میشود اینکه توسعه در سطح ملی از دولت یا از جامعه شروع خواهد شد. اما بنظر میرسد دیگر این مجادلات به پایان رسیده و دولت به تنهایی نمیتواند صدرات تمام امور را برعهده بگیرد.
💠امروزه در روند اجتماعی نیازمند به دولت با ویژگیهای خاص و جامعهای که بین اعضای آن همراهی و همکاری باشد. الگوی حکمرانی خوب و شاخصهای آن عرصه جدیدی در نوع سیاستگذاری، ماهیت دولت و همچنین کنش نیروهای اجتماعی خواهد گشود که در آن توسعه بر پایه سازماندهی و مدیریت کیفی و کارآمد دولت و شراکت تمام نیروهای اجتماعی استوار است. بر این اساس امور اجتماعی با جهت مشخص و بر مبنای مصالح خصوصی و عمومی نهادینه میشود.
💠شفافیت به معنای گردش آزاد اطلاعات و آسانی دسترسی به آنها، وضوح اقدامات و آگاهی پیوسته شهروندان از روندهای موجود است؛ در این معنا شفافیت با مؤلفههای شفافیت در تصمیمگیری، شفافیت در ارائه عملکرد، صداقت در دادن اطلاعات، نظرخواهی از مردم در زمینه طرحهای توسعه، مصمم بودن به اجرای تصمیمات گرفته شده و اظهار نظر درباره عملکرد مدیریت توسعه سنجیده میشود.
💠مشارکت اجتماعی، مشارکت کموبیش آشکار جوامع روستایی در حیات اقتصادی، گذران اوقات فراغت، فرهنگ، تقبل مسئولیتهای سیاسی و مدنی و … در مناطق روستایی و شهری است. در این معنا مشارکت اجتماعی با مؤلفههای مهارت برقراری روابط انسانی، استقبال از مشارکت در فرایند بازسازی زیرساختها، تمایل به مشارکت در دورههای آموزشی، میزان مشارکت در طرحهای عمرانی، میزان شرکت در انتخابات شورای روستا، انجمنهای مردم نهاد و تمایل به همکاری با مدیریت محلی سنجیده میشود.
💠عدالت و برابری به معنی ایجاد فرصتهای مناسب و برابر برای همه شهروندان بهمنظور ارتقای وضعیت رفاهی خود، تلاش برای تخصیص و توزیع عادلانه منابع و مشارکت قشرهایی است که در فرایند اعلام نظر و تصمیمگیری نقشی ندارند.
💠در این معنا عدالت و برابری با مؤلفههای وجود سند یا منشوری مکتوب برای آگاهی جامعه از حقوق خود، زمینهسازی برای ایفای نقش زنان در فعالیتهای گوناگون، چگونگی حمایت از قشرهای فقیر و آسیبپذیر، عدالت در توزیع برابر و عادلانه امکانات، دسترسی به فرصتهای برابر و یکسان، توجه به منافع جمعی، فراهمشدن حقوق شهروندی، عضویت زنان در مدیریت محلی و ملی، استفاده معقولانه از منابع و امکانات و عدالت جنسیتی سنجیده شده میشود.
💠در کشور ما ظرفیتهای مختلف مانند قانون اساسی، چشم انداز ۲۰ ساله و حتی برنامههای توسعه برای هدایت نظام سیاست گذاری به سمت برقراری الگوی حکمرانی خوب وجود دارد که با ابلاغ سیاست کلی نظام اداری و اخیراً سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی رویهها و فرآیندهای استراتژیک و راهبردی در جهت حرکت به مسیر الگوی حکمرانی خوب طراحی شده است. البته همانطور که گفته شد باید ابتدا دولت یا همان سه قوه با تمام زیر مجموعههای خود ضمن اتحاد و انسجام در بین خود وظایف محوله را بهطور کامل و بر اساس منطق اولیه ساختار حکمرانی خوب انجام دهد و زمینه را برای ایفای نقش بخشهای دیگر فراهم کند.
https://t.me/Eonomy
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰به مناسبت گرامیداشت میلاد با سعادت حضرت علی( ع ) و روز پدر، یادی کنیم از تمامی پدران زحمتکشی که در این وضعیت نابسامان اقتصادی و تورم و گرانی در مسیر رفاه و آسایش اهل و عیال خود از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمیکنند.
🔺نه این بابا، نه آن بابا ...
🔺خدا بابا، خدا بابا ...
🔰بسیار زیبا، ارزش ده بار دیدن را دارد حتما ببینید
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
🔺نه این بابا، نه آن بابا ...
🔺خدا بابا، خدا بابا ...
🔰بسیار زیبا، ارزش ده بار دیدن را دارد حتما ببینید
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را ...
🔰شعری زیبا و ماندگار از شاعر بزرگ و نام آشنای ایران استاد محمد حسین شهریار رحمتالله علیه
🔰با صدای دلنشین استاد دکتر محمد اصفهانی.
🌸 میلاد مولی الموحدین علی علیه اسلام، آغازگر اشاعه عدالت و مردانگی و معرفت، و والاترین الگوی شهامت و دیانت، روز نکوداشت مقام پدر و روز مرد، بر تمامی مردان و پدران شریف روزگار و بر همه عاشقان آن حضرت مبارک باد🌸
✍کاشفی
💎 کانال تلگرامی مدیران شایسته:
🆔@Competentmanagers
🔰شعری زیبا و ماندگار از شاعر بزرگ و نام آشنای ایران استاد محمد حسین شهریار رحمتالله علیه
🔰با صدای دلنشین استاد دکتر محمد اصفهانی.
🌸 میلاد مولی الموحدین علی علیه اسلام، آغازگر اشاعه عدالت و مردانگی و معرفت، و والاترین الگوی شهامت و دیانت، روز نکوداشت مقام پدر و روز مرد، بر تمامی مردان و پدران شریف روزگار و بر همه عاشقان آن حضرت مبارک باد🌸
✍کاشفی
💎 کانال تلگرامی مدیران شایسته:
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟧 رسول اللّه(ص):
عَلِی مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِی.
میلاد شاه مردان مولاعلی(ع)تبریک وتهنیت🌸
روز پدر وروز مرد مبارک🌸
روح پدران آسمانی غرق در آرامش🙏🌸
اللهم عجل لولیک الفرج🌼
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
عَلِی مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِی.
میلاد شاه مردان مولاعلی(ع)تبریک وتهنیت🌸
روز پدر وروز مرد مبارک🌸
روح پدران آسمانی غرق در آرامش🙏🌸
اللهم عجل لولیک الفرج🌼
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سلام علیکم؛
با احترام، ضمن تبریک میلاد مولای متقیان و روز مرد به شما و خانواده محترم، اغتنام فرصت کرده توصیهای از کلام انسانی علیابنابیطالب در ساخت جامعه انسانی خطاب به مدیران خود را ارائه و اثرات تاریخی این عقیده در تاثیر بر ذهن متفکران در جهان را تقدیم میدارم.
تاریخ ۶۶۰ میلادی:
ای مالک انسانها دو دستهاند؛ یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت با تو مشترکند.
تاریخ ۱۰۴۰ میلادی؛ ابوالحسن خرقانی: هرکس بر این در درآید، نانش دهید و ایمانش نپرسید، چه هر کس پیش خدا به جانی ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نانی ارزد.
تاریخ ۱۷۷۶ میلادی؛ پاراگراف دوم بیانیه استقلال: ما این حقایق را بدیهی میدانیم که همه انسانها برابر آفریده شدهاند و برخی حقوق غیرقابل انکاری توسط خداوند به آنها اعطا شده است.
تاریخ ۱۸۶۳ میلادی؛ سخنرانی آبراهام لینکلن در گتیسبورک برای بیانیه آزادی بردگان: همه انسانها برابر آفریده شدهاند.
تاریخ ۱۹۶۳ میلادی؛ سخنرانی مارتین لوترکینگ در تجمع قافله بزرگ انسانی در واشینگتن دی سی: رویای من این است که روزی این کشور بهپا میخیزد و به معنای واقعی به اعتقادات خود جان میبخشد که همه انسانها برابر خلق شدهاند.
مسلما رهبران آینده جهان خواهند توانست این جمله « اشتراک انسانها در خلقت در فلسفه رهبری علوی» را درک و باور کرده و همه جنگها و دشمنیها بین انسانها را خاتمه دهند.
ارادتمند:
آرین قلیپور
تهران
۱۵ بهمن ۱۴۰۱
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
با احترام، ضمن تبریک میلاد مولای متقیان و روز مرد به شما و خانواده محترم، اغتنام فرصت کرده توصیهای از کلام انسانی علیابنابیطالب در ساخت جامعه انسانی خطاب به مدیران خود را ارائه و اثرات تاریخی این عقیده در تاثیر بر ذهن متفکران در جهان را تقدیم میدارم.
تاریخ ۶۶۰ میلادی:
ای مالک انسانها دو دستهاند؛ یا برادر دینی تو هستند و یا در خلقت با تو مشترکند.
تاریخ ۱۰۴۰ میلادی؛ ابوالحسن خرقانی: هرکس بر این در درآید، نانش دهید و ایمانش نپرسید، چه هر کس پیش خدا به جانی ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نانی ارزد.
تاریخ ۱۷۷۶ میلادی؛ پاراگراف دوم بیانیه استقلال: ما این حقایق را بدیهی میدانیم که همه انسانها برابر آفریده شدهاند و برخی حقوق غیرقابل انکاری توسط خداوند به آنها اعطا شده است.
تاریخ ۱۸۶۳ میلادی؛ سخنرانی آبراهام لینکلن در گتیسبورک برای بیانیه آزادی بردگان: همه انسانها برابر آفریده شدهاند.
تاریخ ۱۹۶۳ میلادی؛ سخنرانی مارتین لوترکینگ در تجمع قافله بزرگ انسانی در واشینگتن دی سی: رویای من این است که روزی این کشور بهپا میخیزد و به معنای واقعی به اعتقادات خود جان میبخشد که همه انسانها برابر خلق شدهاند.
مسلما رهبران آینده جهان خواهند توانست این جمله « اشتراک انسانها در خلقت در فلسفه رهبری علوی» را درک و باور کرده و همه جنگها و دشمنیها بین انسانها را خاتمه دهند.
ارادتمند:
آرین قلیپور
تهران
۱۵ بهمن ۱۴۰۱
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
حضرت علی علیه السلام: "گوهر جان شما را جز بهشت جایی نیست، پس خود را جز به آن نفروشید."🌹
میلاد سراسر نور و با سعادت مولای متقیان، امیرالمؤمنین، حضرت علی علیهالسلام و روز گرامیداشت پدر و مردرا خدمت دوستان گرامی و دانشجویان عزیز و محترم تبریک عرض می نمایم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
میلاد سراسر نور و با سعادت مولای متقیان، امیرالمؤمنین، حضرت علی علیهالسلام و روز گرامیداشت پدر و مردرا خدمت دوستان گرامی و دانشجویان عزیز و محترم تبریک عرض می نمایم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers