(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
💢سبک مدیران فلاسکی

🖊️دکتر عليرضا كوشكي جهرمي

■کتری آب رو  پر میکردن و میذاشتن روی اجاق گاز، تا جوش بخوره و بخار بزنه بیرون. همزمان  ۲ پیمانه چایی هم می ریختن توی فلاسک چایی. تا استکان و قندون چیده میشد تو سینی، آب هم جوش اومده بود و میریختن توی فلاسک، درش رو می بستن. اونوقت فلاسک و سینی پر از استکان میرفت وسط جمع مشتاقان چایی.

□راستی فکر کردید تا حالا که چه قرارها و وعده هایی مدیون همین بساط چایی هستن؟ وقتی میخواستن چایی رو بریزن؛ اول فلاسکو یه کم کج میکردن و با حرکات دورانی فلاسک لحظاتی تکون میخورد. بعد برای آزمایش کیفیت چایی توی فلاسک، یه بار میریختن و معمولا چون کیفیت مناسبی نداشت، اینقدر چایی رو میریختن توی استکان و برمیگردوندن توی فلاسک تا به کیفیت مد نظر برسه. ولی هیچ وقت و هیچ وقت عطر و طعم چایی قوری و دَمی رو نداشت، اون یه چیز دیگه ای بود و هست.

●اگه یه نفر عجله داشت و یا  فکر میکرد که اینکارا  الکیه و فلاسک و بدون هیچ تشریفاتی خالی میکرد توی استکانها، اونوقت صحنه دیدن داشت. استکان ها به ترتیب از کمرنگ به پررنگ ردیف میشدن، یعنی استکان اولی در حد آب جوش و استکان آخری میشد چایی تریاکی معروف با یه عالمه تفاله بدشکل.

○جالبتر اینکه چایی فلاسکی معمولا زود آماده میشه، آسونتره، از اونطرف هم احتمال خراب شدنش زیاده، کیفیت لازم رو هیچ وقت نمیشه ازش انتظار داشت، زود تیره میشه، و چون کتری خیلی وقت پیش خاموش شده؛ دیگه تقریبا آب جوشی هم نیست که بشه چایی رو ۲ رنگ کرد.

■همه اینا قصه و فرایند درست کردن چایی توی فلاسک بود و قدیما چون خیلی خونه ها به گاز شهری وصل نبودن، از سر اجبار طرفدارای بیشتری داشت.

□سبک بعضی مدیرا هم میتونه فلاسکی باشه: یکسری افراد توی سازمان و جامعه عین "چایی فلاسکی" هستن. چونکه خیلی زود و بدون پشتوانه و صرفا به واسطه یکسری روابط به جایگاه های مدیرتی و بالای سازمانی میرسن، احتمال اینکه خیلی زود هم از دهن بیوفتن بالاست.

●باید کلی تکونشون داد تا یه ذره رنگ بگیرن و یه کم عملکرد ازشون ببینیم و عین فلاسکی که پشتوانه آب جوش برای تعدیل نداره، اینا هم چون کاملا غیرحرفه ای و بدون هیچ تجربه ای اومدن بالا، هیچ پشتوانه، حمایت و شبکه حرفه ای برای تقویت و رشد در مسیر حرفه ای خودشون ندارن. از اونطرف هم، هر کاری که میکنن خرابکاریه و باید چندبار کاراشون رو برگردوند توی فلاسک و دوباره ریخت تا شاید یه کم رنگ کار خوب به خودش بگیره.

○بعد از انجام کار هم به هیچ عنوان رنگ و عمل یکسانی تولید نمیکنن و یکسری موضوعات و پدیده های مهم، کمتر بهشون توجه میشه و کمرنگ ترن که نتیجش میشه آزردگی و یکسری کارها که خیلی مهم نیستن، پررنگترن و بیشتر بهشون رسیدگی میشه و اونم با کلی تفاله، حتی این شرایط هم در بلند مدت نتیجه ای جز آزردگی و دلزدگی ایجاد نمیکنه، چون این مدیرا هنر تعادل و هماهنگی که اصل اساسی مدیریت هست رو اصلا یاد نگرفتن.

■زیادم نمیشه نگهشون داشت چون عملکردشون جوری هست که اگه زیاد بمونن همه چی رو خراب میکنن و اگر کار عمق پیدا کنه و زمان ازش بگذره، حتی با آب جوش (حمایت بیرونی) هم دیگه به هیچ وجه قابل استفاده نمیشن.

□قاعدتا مدیران فلاسکی:

▪︎اصلا شفافیت توی کارشون نیست، چون توی فلاسکن و نه قوری بلور.
▪︎چیزی به نام توسعه پایدار براشون معنا نداره، چون زود خودشون بیات میشن.
▪︎چیزی به نام معنا بخشی و انگیزه براشون تعریف نشده، چون ظرفیت گرمایی معنایی و انگیزه محدودی دارن و اصلا امکان بخشیدن اون به دیگران براشون وجود نداره.
▪︎چیزی به نام مسئولیت پذیری و پاسخگویی براشون معنا نداره، چون منتصب هستن و نه منتخب.
▪︎بزرگترین افتخار مدیران فلاسکی اینه که میگن ما داریم حداکثر تلاشمون میکنیم ولی هیچ وقت به عملکرد، نتیجه و رنگ و عطر لازم نمیرسه و هرچی میگذره اوضاع هم بدتر میشه.
▪︎و اما سخت ترین و دردناکترین قسمت ماجرا میدونید چیه؟ استفاده از آدمهای اطراف "مدیران فلاسکی" که به هیچ عنوان چایی با کیفیت نخوردن، به عنوان  اشخاصی هست که قراره صاحب نظر و ارزیاب در حوزه کیفیت چایی باشن.
▪︎و ... .

●نکته آخر و جمع بندی:
گویا یه قانون هست توی دنیا که اگه پدیده ای، فردی و ... در شرایط سخت قرار نگیره و دشواری نبینه، هرگز کیفیت لازم رو پیدا نخواهد کرد. خیلی از آدمای خیلی موفق کسانی بودن که دوران کودکی سختی رو پشت سر گذاشتن، و در بزرگسالی تبدیل به چهره سرشناس شدن، این یعنی مدل فلاسکی بودن با موفقیت پایدار تقریبا در تضاد کامله. شما میوه فروشی هم که برید، محصولاتی که توی شرایط سخت آب و هوایی به عمل اومدن، شیرین تر و گرون تر هستن تا بقیه محصولات(مثال واقعی: پرتقال شمال و جنوب).

○مدیران فلاسکی نه تنها قدرت امید و گرما بخشی به اعضای سازمان رو ندارن، بلکه هنر جذب گرما و ناامیدی دارن.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💢سبک مدیران فلاکسی ۲

■افرادی که باهاشون کار میکنن و زیرمجموعه شون، با کلی توانایی و توانمندی، هر روز صبح که از خواب بلند میشن به این امید که این توانایی و توانمندی تبدیل به موفقیت بشه، حرکت میکنن. این جنس مدیران چون ظرفیت لازم رو ندارن، توانمندی ها رو نادیده گرفته و یا حتی نهی میکنن و نتیجه اون میشه اینکه بعد از یک مدت آدمها "نتوانستن های خودشون رو به نخواستن تبدیل میکنن" و این یعنی عین ناامیدی و گرفتن انرژی و گرما از کارکنان.

□مدیران فلاسکی کسانی هستند که زیر مجموعشون رو خواسته یا ناخواسته در تنگنا و در دور باطل ناامیدی میذارن. کسانی که با اونا کار میکنن؛ هر روز از بودن خودشون به خاطر عدم توجه به توانمندی هاشون زجر میکشن (چون مدیراشون توی فلاسکن و قدرت دیدن بیرون رو ندارن) و مطمئنا این شکل رفتار پیامدهای خوبی نخواهد داشت.

●حالا فرض کنید که اینا توی یک سازمان با مدیری "غیر فلاسکی" زندگی میکردن که وقت و بی وقت تمایل جدی داشتن از ظرفیت ها و توانمندی های این افراد به نفع اول خود افراد و در مرحله بعد سازمان استفاده حداکثری کنن. نتیجه اش میدونید چی میشد؟

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⚠️شخصیت‌ های سمی در محل کار

شخصیت‌های دردسرساز بر آسایش افراد در محیط کار و نیز کل سازمان تاثیر منفی می‌گذارند. در ادامه با این شخصیت‌ها بیشتر آشنا می‌شوید.
💡سخن چین بودن از شخصیت‌ های سمی در محل کار
یکی از شخصیت‌هایی که در بسیاری از محیط‌های کاری پیدا می‌شود «سخن‌چین» است. این اشخاص علاقه دارند پشت سر دیگران حرف بزنند و درباره‌ دیگران شایعه‌پراکنی کنند. آن‌ها در بیشتر موارد حقیقت را وارونه جلوه می‌دهند یا درباره‌ آن بزرگ‌نمایی می‌کنند."
ارتباط با فرد سخن‌چین
• سعی کنید با این افراد وارد گفت‌و‌گو نشوید و جزئیات زندگی شخصی‌ خود را برای آن‌ها بازگو نکنید.
• رفتار این افراد را به خطاهای خودشان و احساس ناامنی‌شان نسبت بدهید و چیزی را که درباره‌ شما می‌گویند، به خودتان نگیرید.
💡شخصیت سرزنش‌گر
در حقیقت زمان‌هایی وجود دارد که بسیاری از ما به هنگام وقوع یک مشکل یا وضعیت نامساعد به‌دنبال فردی هستیم که انگشت اتهام را به‌سوی او نشانه برویم اما سرزنش‌گر‌ها افرادی هستند که همواره از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند و هر زمان که اشتباهی رخ بدهد دیگران را مسئول آن قلمداد می‌کنند. سرزنش‌گر در بیشتر موارد واقعیت را وارونه جلوه می‌دهد تا دیگران را قانع کند که رفتارش همیشه درست و بی‌اشکال بوده است.
ارتباط با فرد سرزنش‌گر
• سعی کنید تلاش آن‌ها را برای سرزنش‌کردن منحرف کنید و به واقعیت‌های قابل تایید ارجاع بدهید.
• به اشتباهات خودتان اقرار کنید و در بازی سرزنش‌کردن دیگران آن‌ها را همراهی نکنید. این کار کمک می‌کند الگویی که سرزنش‌گر برای متهم‌ کردن دیگران ایجاد می‌کند، متوقف شود.

💡عصبی بودن از شخصیت‌ های سمی در محل کار
این شخصیت در محیط کار خیلی زود عصبی می‌شود و هر لحظه ممکن است از کوره دربرود. این افراد واکنش‌های احساسی خود را بسیار شدید بروز می‌دهند. چنین افرادی ممکن است ویژگی‌های مربوط به اختلال شخصیت نمایشی را داشته باشند حتی اگر به این اختلال مبتلا نباشند.
ارتباط
با فرد عصبی
• پیش از اینکه هرگونه انتقادی را متوجه آن‌ها کنید، به‌خاطر ارزشی که به محیط کار اضافه کرده‌اند از آن‌ها قدردانی کنید.
• اگر تغییر خلق فرد عصبی روی شما اثر می‌گذارد، به او بگویید که رفتارش برای شما مشکل‌آفرین شده است.

💡شخصیت کنترل‌گر
شخصیت کنترل‌گر در محیط کار فردی است که معمولا به دیگران ایراد می‌گیرد و انتقاد می‌کند که چرا کارها را به شیوه‌ای که او تشخیص می‌دهد، انجام نمی‌دهند. آن‌ها معمولا احساس می‌کنند باید عاقبت کار همه‌کس و همه چیز را کنترل کنند و حتی ممکن است پا را از این هم فراتر بگذارند و به دنبال کنترل‌کردن موقعیت‌هایی باشند که هیچ ارتباطی به کار آن‌ها ندارد.
ارتباط با فرد کنترل‌گر
• از او به‌خاطر توجه به جزئیات و مشارکت در کارتان تشکر کنید.
• جزئیات کافی برای او ارائه کنید و از ابهاماتی که ممکن است باعث بالا‌رفتن سطح اضطرابش شود، پرهیز کنید.

💡قربانی بودن از شخصیت‌ های سمی در محل کار
قربانی، یکی دیگر از شخصیت‌های دردسرساز است که در بسیاری از محیط‌های کاری پیدا می‌شود و به‌راحتی می‌توان آن‌ها را تشخیص داد. این افراد همواره در حال شکایت‌کردن هستند و تلاش می‌کنند توجه افراد را به مشکلاتی که با آن‌ها مواجه می‌شوند، جلب کنند.
ارتباط با فرد قربانی
• سعی کنید هنگام صحبت‌ کردن با آن‌ها صبور باشید و توجه داشته باشید که صرف‌نظر از شواهدی که وجود دارد آن‌ها باور دارند که در محیط کار قربانی شده‌اند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from ❤️عشق مادرانه❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۵۰ ثانیه از وقت تان را براے تماشاے این ڪلیپ اختصاص دهید! آموزنده ترین ڪلیپے ڪه باید توصیه هایش را خط به خط در زندگے به ڪار برد! اگر فضا دارید ذخیره ڪنید و هر روز ببینید!
نرخ دلار از مرز چهل هزار تومان گذشت،

حاکمیت ایران با بحرانهای مدیریت اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی مواجه شده است ،تنها راه چاره اصلاحات اساسی در کشور است، چون در دولت رئیسی دلار ۲۴ هزار تومانی زمان انتخاب ایشان، هم اکنون از مرز چهل هزار تومان گذشته، این یعنی در آینده به تورم سه رقمی میرسم ، قدرت ارزش پول ملی کاملا کاهش ، قیمت کالاها به چند برابر خواهد رسید ، در کجای دنیا هر روز قیمت خودروها چند میلیون تومان افزایش می یابد خطر بزرگ اقتصادی در پیش است، طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط می کند، به خاطر کسری بودجه در اخر سال دولت مجبور است، اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند، این یعنی افزایش نقدینگی و تورم شدید، به قول کینز بهترین راه برای نابود کردن و فقیر نمودن یک ملت، بی‌ارزش کردن پول ملی آن ملت است. دولت ها از طریق یک فرآیند ادامه دار تورم،  بخش بزرگی از ثروت شهروندان خود را مصادره می کنند. چون عامل تورم خود دولت است، با این روش (یعنی ایجاد تورم)، دولت‌ها نه تنها ثروت شهروندان خود را مصادره می‌کنند، بلکه این مصادره را بی‌حساب و کتاب انجام می‌دهند.در همان حال که این فرآیند (یعنی تورم) بسیاری را فقیر و خانه خراب می‌کند، در واقع بعضی را هم به نان و آب می‌رساند... کسانی که در این فرآیند مانند فرا دستان و خودیها به ثروت کلان می‌رسند، این تورم شدید باعث کاهش ارزش پول ملی و افزایش لشکر بی کاران وآسیب های اجتماعی ، می شود، بسیاری از مراکز تولیدی و خدماتی به تعطیلی کشانده میشود، به خاطر بن  بست سیاسی با دنیای مدرن و خیلی کشور های توسعه یافته و سیاست های غیر کارآمد و فرهنگی داخلی، مدیریت ایران با بحران شدید مواجه شده است ،که اعتراضات چند ماه گذشته داخلی و خارجی موید این بحرانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور مان است ، تنها راه چاره اصلاحات اساسی در ایران است تا در آینده به طرف  ایران آباد و توسعه یافته حرکت کنیم، در غیر این صورت با بحرانهای شدیدی که قابل کنترل نیست، مواجه خواهیم شد
✍دکتر محرم شاه بلاغی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰انواع مدیران:
مدیران با توجه به نقش ها، وظایف و کارکردهایشان به دسته های مختلف تقسیم می شوند. برخی مدیران ستادی اند و نقش و وظیفه راهبردی را بر عهده دارند و برخی دیگر مدیران صف اند که وظیفه اجرایی و عملیاتی بر عهده دارند. وظایف صف در یک سازمان، وظایفی هستند که بطور مستقیم در تامین هدف های آن سازمان نقش تعیین کننده دارند. از نظر زمانی، وظایف صف زودتر نقش خود را در موفقیت سازمان نمایان می سازد.

از نظر فرماندهی و نظارت، واحدهای صف، بر واحدها و بخش های زیردست خود، فرماندهی و نظارت مستقیم دارند. بدین ترتیب که دستورها را صادر می کنند و گزارش کارها را نیز بطور مستقیم دریافت می دارند.

وظایف ستاد، وظایفی هستند که بطور غیرمستقیم در تامین هدف های سازمان نقش دارند بطوری که آنچه خارج از وظایف صف باشد، در چهارچوب وظایف ستاد قرار می گیرد. آثار فعالیت واحدهای ستادی، برخلاف فعالیت های صف، در درازمدت خود را نشان می دهند. واحدهای ستادی بر واحدهای صف، فرماندهی و نظارت مستقیم ندارند بلکه نظریات و پیشنهادهای آنها از طریق واحدهای صف و با رعایت سلسله مراتب ابلاغ می گردد. به بیان دیگر وظایف واحدهای صف، وظایف اجرایی است در حالی که وظایف واحدهای ستاد، مشورت، برنامه ریزی و خدمات تخصصی برای کمک به اجرای وظایف صف است.

مدیران برحسب نوع وظایف و فعالیت ها، در سه سطح عملیاتی، میانی و عالی طبقه بندی می شوند.

🔷مدیران عملیاتی
این مدیران به هماهنگی کارهای کسانی می پردازند که در رده مدیریت قرار ندارند. افراد این رده معمولا به نام ناظر، سرپرست و روسا یا مدیران دفتر (اداره) خوانده می شوند.

سرکارگر و سرپرست خط تولید در یک کارخانه، سرپرست فنی در یک بخش تحقیقاتی، سرپرست اداری در یک اداره بزرگ نمونه هایی از سرپرستان خط اول یا عملیاتی هستند. این پست ها اغلب اولین پست هایی هستند که به وسیله کسانی پر می شوند که از طبقه پرسنل عملیاتی وارد مدیریت می شوند.

ویژگی های مدیران عملیاتی
این مدیران زندگی کاری فعالی دارند و بیشتر وقتشان صرف کارهای جاری و آنی می شود. بررسی ها نشان می دهد که مدیران عملیاتی سرشان شلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود، اغلب مجبورند برای نظارت در رفت و آمد باشند، برای پرسنل خود ماموریت های کاری خاص تعیین می کنند. همچنین باید برنامه عملیاتی تفصیلی و کوتاه مدت طرح ریزی کنند.

این مدیران کسانی هستند که مستقیما تلاش های کارکنان را نظارت می کنند و در صورت نیاز به اصلاح آن می پردازند. آنان جهت دهنده به رفتار کارکنان می باشند و با گذشت زمان، موقعیت آنها از تولید کردن به نظارت کردن ارتقاء یافته است. مدیران رده پایین تقریبا همه روزه مستقیما با افراد تحت نظارت خود در تماس بوده و اصولا به دلیل موفقیت که در ایجاد ارتباط با افراد دارند، به این شغل برگزیده شده اند. آنان نه تنها با افراد زیردست خود کار می کنند بلکه با مدیران هم سطح خود که کارشان با یکدیگر در ارتباط است نیز در تماس می باشند.

🔷مدیران میانی
عنوان مدیریت میانی دربرگیرنده چند سطح از سازمان می شود. مدیران رده میانی، کارها و فعالیت های مدیران رده پایین و سرپرستی کارکنان عملیاتی را بر عهده دارند. مسئولیت مدیران میانی این است که فعالیت هایی را هدایت و رهبری کنند که بدان وسیله سیاست های سازمان به اجرا درآید و بین خواست ها یا تقاضاهای مدیران رده بالاتر و ظرفیت یا توانایی کارفرمایان، نوعی تعادل و توازن برقرار کنند. آنها هماهنگ کننده کلیه فعالیت های شرکت هستند و اطلاعات را به سطوح بالا و پایین انتقال می دهند.

پردازش و انتقال اطلاعات به عنوان یک وظیفه سنتی این سطح از مدیریت می باشد. این رده از مدیریت که به طور مستقیم به مدیریت عالی گزارش می دهند، بیشتر وقت خود را به تحلیل داده ها، آماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری، تبدیل تصمیم های مدیریت عالی به پروژه های معین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی می گذارند.

🔷مدیران عالی
معمولا یک گروه کوچک از افراد، مدیریت ارشد را تشکیل می دهند. مدیرت ارشد مسئول همه کارهای مدیریت سازمان است. این افراد را مدیر اجرایی می نامند. آنها سیاست های سازمان را تدوین و مدیریت و روابط متقابل بین واحدهای سازمان و محیط را تعیین می نمایند. این گروه کوچک شامل مدیر عامل، قائم مقام و معاونین وی می باشند.

مدیری که در نقش های عملیاتی و میانی موفق بوده معمولا می تواند به مدیریت عالی راه یابد. بررسی ها نشان می دهد که بخش اعظم کار مدیران میانی از نظر پویایی و مشغله نظیر کار مدیران عملیاتی است با این تفاوت که اینان برنامه ریزی جامع و بلندمدت تری را در حوزه فعالیت گسترده تر و عوامل وضعی متنوع تری طراحی یا مورد بررسی قرار می دهند. در این سطح مدیریت راهبردی، اهداف دراز مدت و جهت کلی سازمان و چگونگی برخورد سازمان نسبت به محیط را تعیین می کند.
مدیران رده بالا برخلاف دیگر رده های مدیریتی، به غیر از صاحبان موسسات به افراد دیگری حساب پس نمی دهند. اما باید دانست که مدیران رده بالا برای رسیدن به اهداف و برنامه های خود، ناگزیر به نظارت بر کار افراد زیردست خود می باشند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰مهارتهای مدیران:
از مهارت های مورد نیاز مدیران طبقه بندی های متفاوتی به عمل آمده است. بتلی در سال ۱۹۸۹ فهرستی از مهارت های مدیریتی به شرح زیر اراده کرده است:

مهارت های ارتباطی
مهارت های مرتبط با تصمیم گیری
مهارت های مرتبط با خلاقیت
متغیرهای مهارت های ارتباطی عبارتند از: فن بیان، نامه نگاری، مکالمه تلفن، فنون مذاکره، تند خوانی، کاربرد شعر و مثل و …

متغیرهای مهارت های مرتبط با تصمیم گیری عبارتند از: قدرت تجزیه و تحلیل، قدرت یادگیری از محیط، قدرت تمرکز بر موضوع، بکارگیری اصول منطق و …

متغیرهای مهارت های مرتبط با خلاقیت عبارتند از: جسارت در تفکرات نو، حل مسائل ذهنی، چرا پروری ذهنی، خطر پذیری، قدرت تخیل و …

ولی جامع ترین طبقه بندی را به رابرت.ال کتز نسبت می دهند. وی مهارت های مورد نیاز مدیران را به سه دسته تقسیم می کند و معتقد است که تمامی مدیران به این مهارت ها نیاز دارند، ولی میزان نیاز به آنها در سطوح مختلف، متفاوت است. این مهارت ها عبارتند از: مهارت فنی، مهارت انسانی و مهارت ادراکی.

مهارت فنی:
مهارت فنی عبارت است از توانایی مدیر در کاربرد دانش تخصصی یا تخصص های ویژه. به تعبیری مهارت فنی توانایی حاصل از تجربیات، آموزش و کارآموزی لازم برای بکارگیری دانش، روش ها، فنون و تجهیزات لازم برای انجام کارهای خاص می باشد. به بیان دیگر مهارت های فنی ظهور دانش و تجربیات ویژه در انجام فعالیت های سازمانی می باشد.

هنگامی که کسی درباره مهارت های متخصصین چون مهندسین راه و ساختمان، حسابداران یا پزشکان جراح می اندیشد، وی مهارت های تخصصی آنها را در نظر دارد. این افراد از راه کسب آموزش رسمی و وسیع در آن زمینه به آگاهی ها و تخصص های عملی دست یافته اند. بدیهی است که این افراد متخصص(حرفه ای) مهارت فنی را به صورت انحصاری در نمی آورند و این که الزاما نباید این مهارت ها را در کلاس درس یا در برنامه های رسمی آموزشی فرا گیرند. همه کارها به نوعی تخصص نیاز دارند و بسیاری از مردم مهارت های فنی خود را به هنگام انجام وظیفه کسب می کنند. بنابراین مهارت عموما از راه تجربه و آموزش بدست می آید.

مهارت فنی بیشتر برای مدیران خط اول مهم می باشد. این مدیران بیشتر وقت خود را صرف آموزش زیردستان و پاسخ به مشکلات مربوط به کار می نمایند و لذا اگر بخواهند مدیران موثری باشند باید چگونگی انجام کاری را که به زیردستان می سپارند، بدانند.

شاید مهارت فنی آشناترین مهارت باشد زیرا که معمول ترین آنها به شمار می آید و در عصر ما که عصر تخصص است، مهارتی است که برای بیشتر افراد مورد نیاز است.

مهارت انسانی:
مهارت انسانی عبارت از توانایی در کار کردن، ارتباط، درک و ایجاد انگیزش در فرد یا گروه است. از آنجا که مدیران کارها را از مجرا و به وسیله دیگران انجام می دهند، آنان باید از نظر ایجاد ارتباط، انگیزه و تفویض اختیارات، از مهارت انسانی بالایی برخوردار باشند. پژوهش ها نشان می دهند که صرف نظر از سطح مدیریت یا مدیر در سازمان، مهارت های انسانی در موفقیت های وی بیشترین اهمیت را دارند. همچنین اهمیت این مهارت تا آنجاست که رشته علمی رفتار سازمانی بر پایه این مهارت شکل گرفته است.

در تعریف از مهارت های انسانی آمده که توانایی های انسانی مدیر شامل قابلیت های فردی است که باعث ایجاد کوشش دسته جمعی در درون یک سازمان یا یک گروه می شود. در این تعریف منظور از مهارت های انسانی، رفتارهایی هستند که به صورت رو در رو و در تعامل نزدیک به کار رفته و به پیشرفت و رسیدن اهداف و نتایج مفید کمک می کند. لذا تحلیل رفتارهای مدیر در قالب مقوله مهارت های انسانی لازم و ضروری می نماید.

مهارت انسانی توانایی مدیر در خلق محیطی است که در آن فرد احساس امنیت و آزادی برای طرح عقایدش داشته باشد و به بیان دیگر منظور از مهارت انسانی، توانایی مدیر در ارائه کار ثمربخش به عنوان یکی از اعضای گروه و ایجاد تفاهم و همکاری در بین گروهی است که هدایت و رهبری آن را بر عهده دارد. همانطور که مهارت فنی با اشیا (فرایندها یا اهداف فیزیکی) رابطه دارد، مهارت انسانی نیز منحصرا ناظر بر کارکرد با افراد است.

مهارت ادراکی:
با عنایت به اینکه اغلب فعالیت ها و تصمیم های مدیریت ناشی از ادراک و شیوه تفکر مدیر نشات می گیرد و این که تصمیمات خردمندانه او بقاء و بالندگی سازمان را موجب می گردد، لذا مهارت های ادراکی و فکری مدیریت از جایگاه خاصی برخوردار است.

به عقیده چستربارنارد، مهارت ادراکی عنصر اصلی فرآیند مدیریت است و به معنای احساس و درک سازمان به صورت یک کل و درک موقعیت های مرتبط با آن به صورت کلی و یک جا می باشد.

به تعبیری مهارت ادراکی به مهارتی اطلاق می شود که شخص توانایی برداشت کلی و شناخت عناصر برجسته و مهم موقعیت ها را دارا باشد و بتواند پیوندهای میان عناصر را به خوبی درک کند.
منظور از مهارت ادراکی، قدرت تلقی موسسه به صورت یک واحد کلی است. یعنی اینکه مدیر تشخیص دهد چگونه هر یک از وظایف مختلف سازمان، به دیگری وابسته است. چنین مهارتی را می توان تا درک وجود رابطه بین موسسه مورد نظر با وضعیت کلی جامعه، عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یک ملت تعمیم داد. با تشخیص این رابطه ها و درک عناصر مهم در هر وضع، مدیر خواهد توانست به نحوی عمل کند که موجبات پیشرفت سازمان به طور کلی فراهم گردد.

این که فعالیت های مدیر را وظیفه، نقش یا مهارت او بنامیم اهمیت چندان زیادی ندارد. آنچه مهم است این است که مدیر باید افراد را اداره کند. حال می خواهد آن را وظیفه رهبری، ایفای نقش، ایجاد ارتباط بین افراد یا مهارت انسانی یا هر چیز دیگری بنامد، تردیدی نیست که یک مدیر موفق باید مهارت افراد را بالا ببرد. از سوی دیگر، گرچه همه مهارت ها برای مدیران ضروری است ولی اهمیت نسبی آنها به مقامی بستگی دارد که مدیر در سازمان احراز کرده است.

همانگونه که در نمودار زیر مشاهده می گردد، مهارت های فنی در سطح مدیران پایه و سرپرستان، بیشترین اهمیت را دارد. مهارت های انسانی نیز از نظر ارتباط متقابل و مکرر با کارکنان سطوح پایین دارای اهمیت است ولی مهارت های ادراکی برای آنها دارای اهمیت حیاتی نیست.


در سطح مدیریت میانی، نیاز به مهارت های فنی کاهش می یابد ولی مهارت های انسانی اهمیت بیشتری پیدا می کند، چراکه توانایی مدیران میانی در بکارگیری مهارت های زیردستان بسیار مهمتر از این است که بتوانند از تخصص فنی خود استفاده کنند. در این سطح مهارت های ادراکی نیز، مهم به شمار می آیند.

هر قدر مدیران به رده های بالاتر سازمانی ارتقاء می یابند، اهمیت مهارت ادراکی بیشتر می شود و مدیر باید بتواند روابط موجود در سازمان و جایگاه سازمان از نظر زمان را درک نماید. در این سطح به همان اندازه که مهارت های ادراکی ارزش ویژه ای دارند، نیاز چندانی به مهارت های فنی نیست.

کدام مهارت ضامن موفقیت مدیران است؟

لازم به ذکر است که پژوهش های جدید نشان می دهد صرف نظر از سطح مدیریت یا مدیر سازمان، مهارت های انسانی در موفقیت وی بیشترین اهمیت را دارد و فراتر اینکه طی نظرسنجی به عمل آمده از مدیران (کارشناسان ارشد و فارغ التحصیلان رشته های مدیریت) درخصوص اینکه برای یک پست فرضی، شخص واجد شرایط باید چه نوع مهارت، اطلاعات و توانایی هایی داشته باشد، آنها مهارت انسانی و سپس مهارت ارتباطی را برشمردند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Proxy | پروکسی
🖥 پروکسی های پایدار 🖥

💡با توجه به اختلالات اینترنت همه پروکسی ها را تست کنید و پروکسی سازگار با اینترنت خود را انتخاب کنید .

🔵 پروکسی تلگرام برای همراه اول

https://t.me/proxy?server=cloudflare.com.nokia.com.co.uk.do_yo.want_to.clash_with.this.www.microsoft.net.there_is_no.place_like.localhost.www.bing.com.count_with_me.cyou.com.now_sudo.rm_rf.ddns.org.again_to_fight.everyone.i_am.the_internet.irancell-ir-irancell-ir-irancell-ir.sbs&port=443&secret=7jK5IN_7UWQwKOL2uHjU6sFhcHBsZS5jb20

https://t.me/proxy?server=cloudflare.com.nokia.com.co.uk.do_yo.want_to.clash_with.this.www.microsoft.com.there_is_no.place_like.localhost.www.bing.com.count_with_me.cyou.com.now_sudo.rm_rf.ddns.ber.again_to_fight.everyone.i_am.the_internet.irancell-ir-irancell-ir-irancell-ir.sbs&port=443&secret=7jK5IN_7UWQwKOL2uHjU6sFhcHBsZS5jb20

https://t.me/proxy?server=ronaskadeh.ir.aqc.ir.mehdimardani.com.98mall.ir.to-tehran.ir.ruzbazaar.ir.sh-chb.ir.mr-nano.ir.ayatfestival.ir.sarabravansar.ir.falahatkar.ir.bakala.ir.behanpolymer.ir.mtes-chemical.ir.upstaka.ir.maskancto.com.bouldering.ir.toggery.ir.ziraatbankasi.pics.&port=443&secret=eeda411655b684fe87abf58ec2235e28167765622e62616c652e6972


🟡 پروکسی تلگرام برای ایرانسل ، مخابرات و رایتل

https://t.me/proxy?server=185.221.219.204&port=443&secret=ee1603010200010001fc030386e24c3add6170706c652e636f6d

https://t.me/proxy?server=185.221.219.42&port=443&secret=ee1603010200010001fc030386e24c3add6170706c652e636f6d

https://t.me/proxy?server=50.7.6.162&port=443&secret=ee1603010200010001fc030386e24c3add6170706c652e636f6d

https://t.me/proxy?server=50.7.6.163&port=443&secret=ee1603010200010001fc030386e24c3add6170706c652e636f6d

https://t.me/proxy?server=74.63.233.54&port=443&secret=ee1603010200010001fc030386e24c3add6170706c652e636f6d


✅ اگر از پروکسی های تلگرام استفاده می‌کنید ؛ بررسی کنید حتما فیلترشکن تلفن همراه خاموش باشد.

#نشردهید

👇🏼 بهترین پروکسی های تلگرام 👇🏼

@AllTelegramProxy
🔰سالروز شهادت دخت گرامی پیامبر (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
👎1
🔰دلیل بی اعتمادی کارکنان به مدیر سازمان

اعتماد، لازمه هر نوع ارتباطِ موثر و کارآمد است که همواره در شرایط مختلف اهمیت دارد. کسب وکارها هم که از این موضوع مستثنی نیستند، بر اعتمادسازی میان کارکنان و مدیر سازمان تاکید دارند؛ چون بر این باورند که ضرورت یک فعالیت مشارکتی و سودمند، بر اعتماد دوطرفه میان نیروی انسانی و مدیران کسب وکار استوار است.
سازمان‌ها در موقعیت‌های مختلفی ممکن است با نشانه‌هایی نسبت به بی اعتمادی کارکنان به مدیر مواجه شوند و نیروی انسانی نتواند آنطور که باید در سازمان فعالیت اثربخش داشته باشد. به همین دلیل در این مطلب سعی داریم به این سوال پاسخ دهیم که بی اعتمادی کارکنان به مدیر چیست، چه نشانه‌های و دلایلی دارد و بی اعتمادی کارکنان به مدیر کسب و کار، چه هزینه هایی را به سازمان تحمیل خواهد کرد.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰۵ دلیلی که کارکنان به مدیر خود اعتماد ندارند

کارکنان در یک سازمان ممکن است به دلایل متعددی به مدیر خود اعتماد نداشته باشند. در ادامه به ۵ دلیل بی اعتمادی کارکنان به مدیر اداری اشاره می‌کنیم:
۱-ارتباطات ناکارآمد
زمانیکه نیروی انسانی سازمانُ در برقراری ارتباط با مدیر خود، متوجه شود که او فرد صادقی نیست، اعتماد می‌تواند از بین برود. در حقیقت، عدم شفافیت می‌تواند اعتماد به مدیر کسب وکار را تهدید کند.
برای مثال فرض کنید یک مدیر، در موقعیتی باشد و تصمیم می گیرید تمام جزئیات یک پروژه یا یک تصمیم را به اشتراک نگذارد. حتی اگر او این کار را با بهترین نیت انجام دهد، کارکنان اگر احساس کنند که شما اطلاعاتی را از آنها مخفی می‌کنید، به طور خودکار احساس ناراحتی و ناامنی پیدا می کنند و از شما سلب اعتماد می‌کنند. زمانی که اعتماد در خطر است، صداقت و شفافیت معمولاً بهترین سیاست می‌تواند باشد.

۲-انتخاب رهبران مؤثر نیست
کسب وکار ها باید عوامل متعددی را زمانیکه قصد دارند فردی را به عنوان مدیر انتخاب کنند، درنظر بگیرند؛ زیرا کارکنان به تصمیم رهبران کسب وکار دقت می‌کنند و به دقت می‌سنجند این تصمیم تا چه حد منصفانه بوده است.
وقتی کارکنان، سایر همکاران را لایق ترفیع یا حتی گرفتن پاداش نمی‌دانند یا اینکه یک نقش مدیریتی به دلایل اشتباه به شخص نادرست داده شده است، احتمالاً قضاوت رهبران خود را زیر سوال می‌برند و اعتماد آنها به تصمیمات رهبر کسب وکار مخدوش می‌شود.

۳- کارکنان احساس می‌کنند که با آنها ناعادلانه رفتار می‌شود
یکی از قوانین طلایی اعتماد در سازمان این است که «با کارکنان منصفانه رفتار کنید، نه یکسان».
هنگامی که کارکنان احساس می‌کنند که با آنها منصفانه رفتار نمی‌شود، انگیزه، احترام و اعتماد خود را نسبت به مدیریت از دست خواهند داد. به خاطر داشته باشید که رفتار منصفانه با کارکنان همیشه به این معنا نیست که با همه آنها یکسان رفتار کنید.
به یاد داشته باشید برای تصمیم منصفانه در مورد هر فرد، عملکرد، سابقه و جایگاه او را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، اگر دو کارمند از مدیر خود درخواست کنند که از خانه کار کنند و نظر شما این باشد که با آنها یکسان رفتار کنید، به هر دوی آنها بله می‌گویید. با این حال، کار منصفانه این است که قبل از تصمیم گیری، شرایط فردی آنها را در نظر بگیرید تا ببینید شرایط کدام از آنها، با این تصمیم تناسب بیشتری دارد.

۴-عدم سرمایه‌گذاری در مسیر پیشرفت شغلی کارکنان
زمانی که کارکنان یک سازمان، فکر می‌کنند هیچ پیشرفتی در شغل خود نمی‌کنند یا فرد مدیر، آموزش‌های مورد نیاز را به آنها ارائه نمی‌دهد، معمولاً احساس می‌کنند فردِ غیر ضروری هستند و بود و نبود آنها تاثیر چندانی در آن سازمان ندارد. بنابراین به هر تصمیمی که مدیرانشان می‌گیرند، بی اعتماد خواهند شد.
در مقابل، اگر مدیران بسترهای لازم را برای آموزش و پشتیبانی مستمر کارکنان فراهم کنند، این امر به کارکنان نشان می‌دهد که مدیران به پتانسیل آنها اعتقاد دارند و به آینده آنها در سازمان اهمیت می‌دهند.

۵-عدم به عهده گرفتن مسئولیت اشتباهات
به عهده گرفتن مسئولیت‌های یک کار اشتباه، یک هوش و ابزار قدرتمند مدیریتی است و باعث می‎شود کارکنان چنین فردی را دارای یک شخصیت قوی و قابل احترام در نظر بگیرند.
وقتی مدیران به اشتباهات خود را اعتراف نمی‌کنند و از آنها درس نمی‌گیرند، به تیم خود عدم مسئولیت پذیری و غیرحرفه ای بودن را نشان می دهند. حتی بدتر از آن، زمانی است که یک مدیر، اشتباه می‌کند و انگشت خود را به سمت دیگران نشانه می‌رود که نتیجه این کارها، از بین رفتن اعتماد کارکنان به مدیر است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰هزینه های وارده به سازمان در اثر بی اعتمادی کارکنان به مدیر اجرایی

اعتماد در هر موقعیتی که افراد مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، ضروری است و باعث مشارکت موثر افراد با یکدیگر می‌شود. در سازمان‌ها هم وقتی کارکنان به مدیرانِ خود اعتماد دارند و بالعکس، هر دو طرف می‌توانند روابط معنا داری ایجاد کنند و عملکرد بهتری داشته باشند.
عدم اعتماد، هزینه‌های زیادی را به سازمان‌ها تحمیل می‌کند. استفان ام آر کاوی، نویسنده کتاب سرعت اعتماد، ادعا می‌کند که اعتماد در محل کار یک محرک اقتصادی مهم است. در حالی که اندازه گیری آن دشوار است، باید به هزینه های سخت زیر ناشی از اعتماد کم در محل کار فکر کنید:
•عدم علاقه کارکنان به موفقیت سازمان
•حداقل تلاش برای به ثمر رساندن امور
•کاهش رضایت مشتریان و فروش سازمان
•شایعات مخرب و از بین رفتن برند کسب وکار
رابطه بین اعتماد و عملکرد کارکنان توسط بسیاری از متخصصان منابع انسانی و اقتصاددانان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است که نتایج بسیاری از این پژوهش‌ها نشان می‌دهد کارکنان در سازمان‌هایی که سطح اعتماد بالاتری به مدیران خود دارند، استرس و نگرانی کمتری را تجربه می‌کنند که این موضوع منجر به نقش سازنده‌تر آنها در آن سازمان می‌شود. در ادامه برخی تحقیقات دیگر نشان داده نیروهای انسانی که به مدیران خود اعتماد دارند، کمتر مریض می‌شوند و از زندگی خود احساس رضایت بیشتری می‌کنند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰نشانه‌های بی اعتمادی کارکنان به مدیر

به عنوان مدیر کسب و کار، مطمئن نیستید چقدر نیروهای انسانی به شما اعتماد دارند؟ مواردی که در پایین به آنها اشاره می‌کنیم، به شما کمک میکند تا بتوانید بهتر تشخیص دهید آیا مورد اعتماد کارکنانِ خود هستید یا نه؟
•اگر تیم شما ایده های جدید ارائه می‌داد، از شما سوال می‌پرسید یا دغدغه‌های خود را با شما به اشترک می‌گذاشت و ناگهان این کارها متوقف شده است، احتمالاً اعتماد آنها به شما کاهش یافته است.
.آیا متوجه شده اید که بین دپارتمان‌های سازمان تنش وجود دارد؟ اگر در مورد این موضوع از همکاران خود نشنیده‌اید، باید از خود بپرسید که آیا این مشکل می‌تواند به عدم اعتماد کارکنان به شما به عنوان مدیر مرتبط باشد یا خیر.
•وقتی تیم شما از به اشتراک گذاشتن برداشت‌های خود از کار، سازمان و رهبران آن با شما دست می‌کشد، این می‌تواند به این معنی باشد که آنها دیگر به شما اعتماد ندارند.
.وقتی از هم تیمی‌های خود برای بهبود فرآیندها یا پیشبرد پروژه‌ها ایده یا بازخورد می‌خواهید، و آنها سکوت می‌کنند، ممکن است علاقه ای به صحبت کردن نداشته باشند؛ زیرا اعتماد ندارند که شما هیچ یک از پیشنهادات آنها را اجرا کنید.
•این صحنه را تصور کنید: گروهی از کارکنان در سازمان در حالی که در حال درست کردن قهوه هستند، با هم صحبت می کنند. شما به آشپزخانه می روید تا برای خود یک نوشیدنی آماده کنید. اگر آنها از صحبت کردن دست بکشند و به شما لبخند بزنند، احتمالاً مانع از پیوستن شما به مکالمه می شوند که نشانه آشکاری از بی اعتمادی است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰چگونه می‌توان بین کارکنان، اعتماد سازی کرد؟

اعتمادسازی بین کارکنان در یک سازمان، شاید یکی از سخت‌ترین کارهایی باشد که یک مدیر می‌تواند در سازمان انجام دهد. کنت بلانچارد که یکی از محققان حوزه مدیریت است، مدلی به نام مدل اعتماد ABCD خلق کرده است که یک چارچوب مناسب برای برای از بین بردن بی اعتمادی کارکنان به مدیر جدید محسوب می‌شود. این مدل ۴ عنصر اصلی اعتماد را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد:

پس از دانستنِ این موارد به عنوان مدیر کسب وکار، مهم‌تر از همه این است که اگر می‌خواهید کارکنان نسبت به شما احساس اعتماد کنند، باید از آنها بازخورد بخواهید و به حرف‌های آنها گوش کنید.
با استفاده از این مدل برای الهام گرفتن، شروع به بازخورد گرفتن از نیروهای انسانی سازمان کنید. شما می توانید این کار را از طریق گفتگو یا با استفاده از فناوری انجام دهید. هدف این است که درک کنید تیم شما نسبت به این رفتارهای اعتمادسازی چگونه شما را درک می کند تا بتوانید پیشرفت کنید. همچنین به یاد داشته باشید زمانیکه از کارکنان بازخورد می‌خواهید، توضیح اضافه ندهید یا از نقطه نظر خود دفاع نکنید.
‌
🆔@Competentmanagers
🔰انواع هوش انسان و کاربرد آن در زندگی روزمره:

هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلی یا هوش ریاضی است که در مدارس، ما را با آن می‌سنجیدند. اما انسانهایی را می‌توانیم مثال بزنیم که در دانشگاه معدل بالایی داشتند، اما در زندگی خانوادگی یا کاری شکست خوردند. پس هوش عقلی لازم است، اما کافی نیست.

هوش هیجانی(EQ): به معنای توانایی مدیریت کردن هیجانات خود و دیگران.بعنوان مثال در اداره ای هستید کارمند با ارباب رجوع مشغول دعواست.بعد از دعوا نوبت به شما میرسد آن کارمند با لحنی عصبانی به شما میگوید کارتون چیه . این کارمند هوش هیجانی پایینی دارد.هوش هیجانی با تمرین و تکرار قابلیت ارتقا دارد.

هوش سیاسی(PQ): هوش سیاسی که بهتر است آن را به هوش تدبیری ترجمه کنیم، و معنا و مفهوم آن این است که بدانیم در مقابل هر فرد بهترین نوع رفتار چه باید باشد.‌ تشخیص تفاوت میان افراد و به‌کارگیری بهترین شیوه‌ی عملکرد برای نزدیک شدن به آنها، هوش تدبیری یعنی هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

هوش تدبیری: یعنی اینکه خودم را با سواد مخاطب هدف هماهنگ کنم و از به‌کار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداری کنم. هوش تدبیری توان درک طرف مقابل را در ما افزایش می‌دهد. هوش تدبیری همان کیاست داشتن در کار است. به ما یاد می‌دهد که با مردم بحث نکنیم، یاد می‌دهد که در بازار رفته‌ایم تا معامله کنیم نه مقابله. و اینکه درک فرهنگها و خرده‌فرهنگها را داشته باشیم.

هوش جسمانی یا فیزیکی(PQ): به ما می‌گوید که برای موفقیت در کار، و نزد مردم می‌بایست روح شاداب و مغزی پویا داشته باشیم و این مهم مهیا نمی‌شود مگر اینکه جسم سالم داشته باشیم. هوش جسمی به ما می‌گوید که عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس مراقبت‌کننده‌ی ورزش و سلامتی خود باشیم.

هوش معنوی(SQ): نهایتاً هوش معنوی به انسان بودن ما، صداقت داشتن ما و سالم بودن اخلاق ما می‌پردازد. هوش معنوی یعنی خودمان را نانوایی فرض کنیم که قرار نیست نان سوخته دست مردم بدهیم.

هوش مدیریتی(MQ): به ما یادآور می‌شود برای موفقیت در زندگی شخصی و کسب و کار باید بتوانیم بر خودمان مدیریت قوی داشته باشیم و به عبارتی روی خودمان که ارزشمندترین دارایی‌مان است سرمایه‌گذاری کنیم، و برای این مهم، ۵ هوش را با نگاه جامعیت‌نگری به‌کار گیریم ..

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰خودشناسی

هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.

با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.
نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.
همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.
انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.
گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند
و به هنگام مرگ خشك و شكننده.
پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده
و هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.
آرام زندگي كن!
هرگز با طبيعت‌ يا همنوعان خود ستيزه مكن و گزند را با مهرباني تلافي کن.

از كتاب "تائوت ِچنگ" نوشته "لائوتسه"

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💟 سکوت سازمانی

💠 سکوت سازمانی پدیده ای است که در آن کارکنان سازمان به علل مختلف از اظهار نظر در مورد مسایل سازمان خودداری کرده و سکوت اختیار می کنند. سکوت یک علامت بسیار مهم بیماری، استرس، پیری، افسردگی و یا ترس در سازمان به شمار می رود و مدیران باید در اولین فرصت عامل آن را ردیابی و برطرف نمایند.
بی توجهی به این موضوع می تواند سبب اتفاقات وخیم تر و حتی مرگ سازمان شود.

💠 مهمترین علل سکوت سازمانی عبارتند:
۱- ترس از عواقب اظهارنظرها مشتمل بر تنبیهات، مرگ، بی نصیب بودن از امتیازات، برکناری از سمت و پست سازمانی و....

۲- ترس از بی توجهی مدیر ارشد و بلا استفاده ماندن نظریات و ایده ها.
در بدترین حالت مدیران ممکن است حتی نظریات ارائه شده را نخوانند و در بهترین حالت ممکن است مدیر ارشد این نظریات را بخواند؛ ولی با دلایل ناکافی یا مصلحت های غیر قابل توجیه؛ اقدام به رد ایده ارائه شده بنماید.
۳- بدون پاداش گذاشتن ایده ها. وقتی که سازمان برای ایده های ارائه شده که مورد استفاده هم قرار گرفته و اثر بخش بوده اند؛ پاداشی پرداخت نمی کند.
همان گونه که می بینید احساس ترس و ناامنی؛ مهمترین علت سکوت در سازمان تلقی میگردد.
۴- شکل بسیار بدتر سکوت سازمانی وقتی است که کارکنان سازمان به ظاهر فعال و پر سر و صدا هستند ولی آنها از اظهارنظرهای واقعی و اقدامات مناسب و کارشناسی شده خودداری می کنند؛ و در برخوردها چیزی را می گویند یا کاری را انجام میدهند که مدیر ارشد سازمان می خواهد.

متخصصان علم مدیریت از پدیده سکوت سازمانی با عباراتی چون خطرناک یا مضر نام می برند.

💠 با توجه به نوع انگیزه کارکنان سکوت در سازمانها به ٣ دسته زیر قابل تقسیم بندی است:
۱- سکوت مطیع : انگیزه این نوع سکوت کناره گیری، تسلیم بودن و رضایت دادن به هر چیزی است.
۲- سکوت تدافعی : انگیزه این نوع سکوت خود حفاظتی است؛ یعنی علت سکوت کارمند در سازمان ترس است.
۳- سکوت دوستانه: انگیزه این نوع سکوت؛ علاقه به دیگران و ایجاد فرصت برای نشر یک مساعی می باشد.

💠 دلایل سکوت مطیع :
۱- باور داشته باشد که صحبت کردن بی فایده است .
۲- از توانایی های شخصی خود برای نفوذ در شرایط، نا مطمئن باشند.

💠 دلایل سکوت تدافعی :
۱- به دلیل اشفته شدن افراد
۲- ایجاد پیامد های منفی برای خود فرد.

💠 دلایل سکوت دوستانه :
۱- سود بردن از نظرات دیگران
۲- خودداری از ارائه اطلاعات به دلایل سری و محرمانه بودن

💠 عوامل ایجاد کننده سکوت سازمانی:
اما پدیده سکوت سازمانی پدیده ای چند بعدی است و از چند جهت قابل بررسی می باشد.

💠 از جمله می توان دلایل و عوامل سکوت سازمانی به شرح زیر دسته بندی نمود:
۱- عوامل مدیریتی
۲- عوامل سازمانی و محیطی
۳- عوامل گروهی
۴- عوامل فردی

🔶 عوامل مدیریتی:
۱- باورهای ضمنی مدیران نسبت به سکوت سازمانی
۲- اقدامات مدیریتی
۳- سبک رهبری مدیریت سازمان
۴- ترس از بازخورد منفی
۵- تفاوتهای جمعیت شناختی مابین کارکنان و مدیران
۶- ایجاد جو بی اعتمادی و سوء ظن در سازمان

🔶 عوامل سازمانی :
۱- سکون شغلی
۲- سیاست ها و ساختارهای سازمانی
۳- فقدان مکانیزم باز خورد از پایین به بالا
۴- تصمیم گیری متمرکز

🔶 عوامل فرهنگی، اجتماعی و گروهی:
۱- همنوایی با جمع ( انطباق با گروه)
۲- گروه اندیشی
۳- اثر بخشی فرهنگ آداب و رسوم خانواده بر نحوه ارتباط فرزندان با بزرگتر ها.

🔶 عوامل فردی:
۱- حفظ موقعیت کنونی
۲- بی اعتمادی و بد بینی به مدیر
۳- احساس ناتوانی در ایجاد تغییر
۴- ترس از ارائه نظرات و بیان مشکلات
۵- مصلحت اندیشی

💠 پیامد های سکوت سازمانی:
۱- محدود شدن داده ها و اطلاعات
۲- عدم تجزیه و تحلیل ایده ها و دلیل های تصمیم گیری
۳- کاهش اثر بخشی تصمیم گیری
٤-کاهش توانایی سازمان برای شناسایی و اصلاح اشتباهات
۵- تضعیف تعهد و عرق سازمانی و اعتماد کارکنان
۶- احساس عدم کنترل کارکنان
۷- کاهش انگیزش کارکنان و افزایش نارضایتی
۸- ناهماهنگی شناختی کارکنان
۹- کاهش مشارکت و خلاقیت در بین کارکنان

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
عمر با ارزش‌ترین داراییِ آدمه. اگر کسی برات وقت گذاشت یعنی داره از ارزشمندترین و غیرقابل تکرارترین چیزی که داره خرجت می‌کنه!
قدرش رو بدون!

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers