Forwarded from 🌀 برنامه ریزی استراتژیک توسعه 🌀 (M Asadabadi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پنج کسبوکار سودآوری که هرگز از بین نمیرود
🔹هر ساله دهها هزار شرکت اعلام ورشکستگی میکنند. در سال ۲۰۱۹، این تعداد ۲۲ هزار و ۷۸۰ بود. اما در طول بحرانهای مالی، تعداد شرکتهایی که ورشکست میشوند به شدت افزایش مییابد.
🔹گزارشها نشان داده است که بیشتر ورشکستگیها در صنایع جدید و در حال توسعه اتفاق میافتد. بنابراین بسیاری معتقدند که برای جلوگیری از ورشکستگی باید به سراغ یک تجارت سنتیتر برویم.
🔹اما چه صنایعی هستند که هرگز شکست نخواهند خورد و در عین حال برای ورود و ایجاد یک کسب و کار کوچک یا متوسط بسیار کاربردیتر هستند؟
📎ترجمهای از: Proactive Thinker
كانال برنامه ريزي توسعه؛
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji
🔹هر ساله دهها هزار شرکت اعلام ورشکستگی میکنند. در سال ۲۰۱۹، این تعداد ۲۲ هزار و ۷۸۰ بود. اما در طول بحرانهای مالی، تعداد شرکتهایی که ورشکست میشوند به شدت افزایش مییابد.
🔹گزارشها نشان داده است که بیشتر ورشکستگیها در صنایع جدید و در حال توسعه اتفاق میافتد. بنابراین بسیاری معتقدند که برای جلوگیری از ورشکستگی باید به سراغ یک تجارت سنتیتر برویم.
🔹اما چه صنایعی هستند که هرگز شکست نخواهند خورد و در عین حال برای ورود و ایجاد یک کسب و کار کوچک یا متوسط بسیار کاربردیتر هستند؟
📎ترجمهای از: Proactive Thinker
كانال برنامه ريزي توسعه؛
https://t.me/Strategic_Planning_with_Raji
Forwarded from اخبار نصر
📌مدارس ابتدایی تبریز فردا تعطیل است
▫️فعالیت تمامی مقاطع پیش دبستانی و ابتدایی نواحی پنجگانه تبریز فردا شنبه ۱۹آذر ۱۴۰۱ غیرحضوری خواهد بود.
🍂برای مطالعه متن کامل لینک زیر را کلیک نمایید👇
https://nasrnews.ir/detail/82740
▫️فعالیت تمامی مقاطع پیش دبستانی و ابتدایی نواحی پنجگانه تبریز فردا شنبه ۱۹آذر ۱۴۰۱ غیرحضوری خواهد بود.
🍂برای مطالعه متن کامل لینک زیر را کلیک نمایید👇
https://nasrnews.ir/detail/82740
💢 ۲۰معضل برنامه ریزی در ایران یا چرا گروه مشاوران هاروارد از ایران رفتند ؟
✍️روزبه کردونی
📌 گروه مشاوران دانشگاه هاروارد که برای کمک به تدوین برنامه سوم عمرانی ( سال 1341) به ایران آماده بودند، به تعبیر خودشان در وضعیت روحی ناخوشایند، با احساس نومید کننده شکست و ناکامی، ایران را ترک کردند . مرور ارزیابی این گروه از 20 معضل و چالش برنامه ریزی در ایران در سال 1341، احتمالا مفید خواهد بود .
📌۱-خود پرستی اداری و وجود نگرش " ما بهتر از شما کار می کنیم "
📌۲- تمایل به تعارفات و پذیرش و تبعیت از خوشایندترین راه حل مساله
📌۳- کلی گویی و فقدان جزییات در برنامه ها
📌۴- ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
📌۵- تکیه بر راه حل های مفروض
📌۶- عدم جلب نظرات موافق در قبال اهداف طرح ها و برنامه ها
📌۷- بیان امید و آرزو بجای هدف در برنامه
📌۸-عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
📌۹- اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
📌۱۰- تحمیل بارسنگین کارها بر دوش مدیران بدلیل فقدان انضباط اداری
📌۱۱- وفاداری به گروه نه به ساختار در سازمان های دیوان سالار
📌۱۲- پریشانی و اشفتگی بازیگران ( ناشی از هرج و مرج های سیاسی )
📌۱۳- غالب بودن رویکرد ارائه ظن و گمان بجای تحلیل علمی
📌۱۴- وجود همزیستی بجای همکاری در ارتباط دستگاها
📌۱۵- ابهام در واگذاری مسئولیت ها
📌۱۶- بیماری جلسه بازی با هدف سبک کردن بار مسئولیت
📌۱۷- دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
📌۱۸-مایملک شخصی و کانون قدرت شدن هر شغل اداری
📌۱۹- فقدان نظام سلسله مراتبی
📌۲۰-فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری
📌 بودا در جایی می گوید ما همان چیزی هستیم که انجام داده ایم و آنچه خواهیم بود که اکنون انجام می دهیم. اینکه ده سال بعد، نیم قرن بعد و یک قرن بعد کجا خواهیم بود به تعبیر کارل پوپر وابسته به ماست به همه ما، وابسته به اندیشه امروز ما، خواسته های امروز، آرزوهای امروز و ترس های امروز ما.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️روزبه کردونی
📌 گروه مشاوران دانشگاه هاروارد که برای کمک به تدوین برنامه سوم عمرانی ( سال 1341) به ایران آماده بودند، به تعبیر خودشان در وضعیت روحی ناخوشایند، با احساس نومید کننده شکست و ناکامی، ایران را ترک کردند . مرور ارزیابی این گروه از 20 معضل و چالش برنامه ریزی در ایران در سال 1341، احتمالا مفید خواهد بود .
📌۱-خود پرستی اداری و وجود نگرش " ما بهتر از شما کار می کنیم "
📌۲- تمایل به تعارفات و پذیرش و تبعیت از خوشایندترین راه حل مساله
📌۳- کلی گویی و فقدان جزییات در برنامه ها
📌۴- ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی
📌۵- تکیه بر راه حل های مفروض
📌۶- عدم جلب نظرات موافق در قبال اهداف طرح ها و برنامه ها
📌۷- بیان امید و آرزو بجای هدف در برنامه
📌۸-عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه
📌۹- اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی
📌۱۰- تحمیل بارسنگین کارها بر دوش مدیران بدلیل فقدان انضباط اداری
📌۱۱- وفاداری به گروه نه به ساختار در سازمان های دیوان سالار
📌۱۲- پریشانی و اشفتگی بازیگران ( ناشی از هرج و مرج های سیاسی )
📌۱۳- غالب بودن رویکرد ارائه ظن و گمان بجای تحلیل علمی
📌۱۴- وجود همزیستی بجای همکاری در ارتباط دستگاها
📌۱۵- ابهام در واگذاری مسئولیت ها
📌۱۶- بیماری جلسه بازی با هدف سبک کردن بار مسئولیت
📌۱۷- دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی
📌۱۸-مایملک شخصی و کانون قدرت شدن هر شغل اداری
📌۱۹- فقدان نظام سلسله مراتبی
📌۲۰-فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری
📌 بودا در جایی می گوید ما همان چیزی هستیم که انجام داده ایم و آنچه خواهیم بود که اکنون انجام می دهیم. اینکه ده سال بعد، نیم قرن بعد و یک قرن بعد کجا خواهیم بود به تعبیر کارل پوپر وابسته به ماست به همه ما، وابسته به اندیشه امروز ما، خواسته های امروز، آرزوهای امروز و ترس های امروز ما.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
💢 مجموعه نکات و الزامات اصلاح شخصیت و حصول شخصیت سالم در سازمان
1⃣شخصیت سالم در سازمان وقتی حاصل می شود که فرد خودش را از افراط و تفریط حفظ کرده و در مسیر تعادل جسمی و روحی حرکت کند.
این تعادل جزء به وسیله سکوت، مدارا، نظم، سنجیده رفتار کردن، خیرخواهی، وظیفه شناسی و در یک کلام عقلانیت و پرهیزگاری ایجاد نمی شود.
2⃣ شخصیت کارکنان سازمان همانند سازه هندسی شاکله ای است که ابعاد و زوایای گوناگونی دارد.
اگر این سازه به طور صحیح و منظم شکل بگیرد، فرد شخصیتی سالم و صادق خواهد داشت و رفتارهای مثبت و سازنده از خود بروز می دهد.
در غیر این صورت، شخصیتی کاذب و ناسالم خواهد داشت و رفتارهای منفی و مخرب را انجام می دهد.
3⃣ برای بهبود رفتارها و ویژگی های خودمان در سازمان باید از سازه هندسی شخصیتی فعلی به سمت سازه هندسی شخصیتی مطلوب حرکت کنیم.
به عبارت دیگر از سازه شخصیتی موجود که ممکن است در برخی ابعاد نازل و سطحی باشد به سمت سازه شخصیتی عالی، صحیح و بهتر برویم.
یعنی همانند یک معمار، اضلاع و ابعاد سازه شخصیتی منفی، مخرب، منجمد و ناخالص را به ابعاد مثبت، سازنده، سیال، منعطف و خالص تبدیل کنیم.
4⃣ انجام رفتارها خوب و مثبت، ویژگی مهمی است امّا ثبات قدم و استقامت در انجام این رفتارها موجب ایجاد شخصیت سالم می شود.
اشتباه خیلی از افراد این است که با چند روز انجام رفتارهای نیک و خوب انتظار معجزه دارند در حالی که برکات و اثرات کارهای خوب در بلندمدت خودش را نشان می دهد و با چند صباح خوب بودن، توقع زیادی نباید داشت.
5⃣اولین قدم برای ایجاد شخصیت سالم، خروج از جهل مرکب و آگاهی عمیق و دقیق از سازه شخصیتی خویش است. این آگاهی سبب می شود ویژگی های مثبت و منفی خودمان را شناخته و به خودشناسی برسیم و درصدد شکوفا کردن و تقویت ویژگی های مثبت خودمان باشیم و به جای انکار و رد ویژگی های منفی خویش، این خصوصیات را بپذیریم و درصدد اصلاح آنها باشیم.
مولوی در این زمینه می گوید:
آن کس که نداند و نداند که نداند؛
در جهل مرکب، ابد دهر بماند.
6⃣ کارکنانی که تنها به نقاط منفی دیگران اشاره می کنند به احتمال زیاد خودشان همان نقطه ضعف ها را دارند و کارکنانی که نقاط مثبت بقیه همکاران را ذکر می کنند ازلحاظ عاطفی متعادل و رابطه اثربخشی با سایر همکاران دارند.
7⃣برای حصول شخصیت سالم در سازمان لازم است که فرد خودش را از جبر وراثت، جبر تربیت، جبر دوستان، جبر غریزه و جبر جامعه آزاد کرده و مبتنی بر اختیار خودش، رفتاری مشروع، سنجیده و معقول داشته باشد.
8⃣از ویژگی های شخصیت سالم در سازمان این است که به دانسته های خود عمل می کند.
اینکه صرفاً به دنبال افزایش دانسته ها و معلومات خودمان باشیم ولی از آن دانسته ها برای رشد اخلاقی، شغلی، معنوی و مالی استفاده نکنیم، صرفاً ما را به عالمان بی عمل تبدیل خواهد کرد و سعادت و موفقیت دنیوی و اخروی را در پی نخواهد داشت.
سعدی در این زمینه می گوید:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، نادانی
9⃣از ویژگی های شخصیت سالم سوء استفاده نکردن از مقام و پست سازمانی در طول مدت خدمت است.
بعضی افراد در حالی که در جایگاه شغلی پایینی هستند اما در همان جایگاه هم از موقعیت شغلی شان سوء استفاده کرده و رفتارهای کاری مخرب یا انحرافی را انجام می دهند. این دسته از کارکنان اگر روزی به جایگاه شغلی بالاتر همبرسند همین گونه اقدامات را انجام خواهند داد.
بنابراین لازم است خودسازی و اصلاح شخصیت از همان آغاز فعالیت در سازمان شروع شود.
علی صفایی حائری در این زمینه می گوید: همه ما فرعونیم فقط مصر هامون با هم فرق می کند.
🔟بهبود ویترین (تیپ و ظاهر) آسان تر از بهبود رفتار و بهبود رفتار آسان تر از بهبود شخصیت است.
مشکل خیلی از افراد این است برای اینکه فرد بهتری شوند از اصلاح تیپ و ظاهرشان شروع می کنند درحالی که اصلاح شخصیت، سخت تر و طولانی مدت تر از اصلاح ظاهر و حتی اصلاح رفتار است.
✏️ محمدحسین شجاعی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1⃣شخصیت سالم در سازمان وقتی حاصل می شود که فرد خودش را از افراط و تفریط حفظ کرده و در مسیر تعادل جسمی و روحی حرکت کند.
این تعادل جزء به وسیله سکوت، مدارا، نظم، سنجیده رفتار کردن، خیرخواهی، وظیفه شناسی و در یک کلام عقلانیت و پرهیزگاری ایجاد نمی شود.
2⃣ شخصیت کارکنان سازمان همانند سازه هندسی شاکله ای است که ابعاد و زوایای گوناگونی دارد.
اگر این سازه به طور صحیح و منظم شکل بگیرد، فرد شخصیتی سالم و صادق خواهد داشت و رفتارهای مثبت و سازنده از خود بروز می دهد.
در غیر این صورت، شخصیتی کاذب و ناسالم خواهد داشت و رفتارهای منفی و مخرب را انجام می دهد.
3⃣ برای بهبود رفتارها و ویژگی های خودمان در سازمان باید از سازه هندسی شخصیتی فعلی به سمت سازه هندسی شخصیتی مطلوب حرکت کنیم.
به عبارت دیگر از سازه شخصیتی موجود که ممکن است در برخی ابعاد نازل و سطحی باشد به سمت سازه شخصیتی عالی، صحیح و بهتر برویم.
یعنی همانند یک معمار، اضلاع و ابعاد سازه شخصیتی منفی، مخرب، منجمد و ناخالص را به ابعاد مثبت، سازنده، سیال، منعطف و خالص تبدیل کنیم.
4⃣ انجام رفتارها خوب و مثبت، ویژگی مهمی است امّا ثبات قدم و استقامت در انجام این رفتارها موجب ایجاد شخصیت سالم می شود.
اشتباه خیلی از افراد این است که با چند روز انجام رفتارهای نیک و خوب انتظار معجزه دارند در حالی که برکات و اثرات کارهای خوب در بلندمدت خودش را نشان می دهد و با چند صباح خوب بودن، توقع زیادی نباید داشت.
5⃣اولین قدم برای ایجاد شخصیت سالم، خروج از جهل مرکب و آگاهی عمیق و دقیق از سازه شخصیتی خویش است. این آگاهی سبب می شود ویژگی های مثبت و منفی خودمان را شناخته و به خودشناسی برسیم و درصدد شکوفا کردن و تقویت ویژگی های مثبت خودمان باشیم و به جای انکار و رد ویژگی های منفی خویش، این خصوصیات را بپذیریم و درصدد اصلاح آنها باشیم.
مولوی در این زمینه می گوید:
آن کس که نداند و نداند که نداند؛
در جهل مرکب، ابد دهر بماند.
6⃣ کارکنانی که تنها به نقاط منفی دیگران اشاره می کنند به احتمال زیاد خودشان همان نقطه ضعف ها را دارند و کارکنانی که نقاط مثبت بقیه همکاران را ذکر می کنند ازلحاظ عاطفی متعادل و رابطه اثربخشی با سایر همکاران دارند.
7⃣برای حصول شخصیت سالم در سازمان لازم است که فرد خودش را از جبر وراثت، جبر تربیت، جبر دوستان، جبر غریزه و جبر جامعه آزاد کرده و مبتنی بر اختیار خودش، رفتاری مشروع، سنجیده و معقول داشته باشد.
8⃣از ویژگی های شخصیت سالم در سازمان این است که به دانسته های خود عمل می کند.
اینکه صرفاً به دنبال افزایش دانسته ها و معلومات خودمان باشیم ولی از آن دانسته ها برای رشد اخلاقی، شغلی، معنوی و مالی استفاده نکنیم، صرفاً ما را به عالمان بی عمل تبدیل خواهد کرد و سعادت و موفقیت دنیوی و اخروی را در پی نخواهد داشت.
سعدی در این زمینه می گوید:
علم چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، نادانی
9⃣از ویژگی های شخصیت سالم سوء استفاده نکردن از مقام و پست سازمانی در طول مدت خدمت است.
بعضی افراد در حالی که در جایگاه شغلی پایینی هستند اما در همان جایگاه هم از موقعیت شغلی شان سوء استفاده کرده و رفتارهای کاری مخرب یا انحرافی را انجام می دهند. این دسته از کارکنان اگر روزی به جایگاه شغلی بالاتر همبرسند همین گونه اقدامات را انجام خواهند داد.
بنابراین لازم است خودسازی و اصلاح شخصیت از همان آغاز فعالیت در سازمان شروع شود.
علی صفایی حائری در این زمینه می گوید: همه ما فرعونیم فقط مصر هامون با هم فرق می کند.
🔟بهبود ویترین (تیپ و ظاهر) آسان تر از بهبود رفتار و بهبود رفتار آسان تر از بهبود شخصیت است.
مشکل خیلی از افراد این است برای اینکه فرد بهتری شوند از اصلاح تیپ و ظاهرشان شروع می کنند درحالی که اصلاح شخصیت، سخت تر و طولانی مدت تر از اصلاح ظاهر و حتی اصلاح رفتار است.
✏️ محمدحسین شجاعی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥀
ســــــــــــلام
صبح شنبه زیباتون بخیر☕😊🌺
روزتون ختم به زیباترین خیرها 🌸
امیدوارم امروز حاجت دل پاک ومهربانتون🌸
با زیباترین حکمتهای خدا یکی گردد
صبح تون بخیر وخوشی ☕ 🌺
با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♦️@Competentmanagers
ســــــــــــلام
صبح شنبه زیباتون بخیر☕😊🌺
روزتون ختم به زیباترین خیرها 🌸
امیدوارم امروز حاجت دل پاک ومهربانتون🌸
با زیباترین حکمتهای خدا یکی گردد
صبح تون بخیر وخوشی ☕ 🌺
با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♦️@Competentmanagers
🔴نظریه *درماندگی آموخته شده!
■داستانی وجود دارد در مورد اینکه چگونه فیلهای کوچک را در هند تربیت میکنند.
فیل کوچک به درختی بسته میشود. سعی میکند خودش را رها کند، ولی از آنجا که به اندازه کافی قوی نیست نمیتواند طناب را شُل کند. پس از چندین بار سعی کردن و نتوانستن، فیل شرایط را میپذیرد.
بعدها که فیل به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند شد نیز سعی نمیکند خودش را رها کند، اگرچه به آسانی میتواند طناب را پاره کند.
فیل آموخته است که هرگز به تنهایی نمیتواند خود را آزاد کند، بنابراین هرگز سعی نمیکند؛ چرا که فکر میکند آزادی غیر ممکن است.
✅در حالیکه برخی افراد با سرعت هر چه تمامتر از پلههای موفقیت بالا میروند، افرادی هم هستند که به این باور رسیدهاند هر چقدر هم تلاش کنند باز هم بیفایده است و قرار نیست زندگی روی خوش خودش را به آنها نشان دهد.
چرا گروه دوم چنین طرز فکری دارند و ریشه اصلی مشکل آنها کجا است؟
آیا راهکاری برای حل چنین نگرشی به زندگی وجود دارد؟
●شاید شما هم با افرادی برخورد کرده باشید که دست از تلاش برای پیروزی در زندگی کشیدهاند، انگیزههای خود را از دست داده و در عمل دست روی دست گذاشتهاند تا جریان زندگی آنها را با خودش به هر سمتی ببرد.
در چنین شرایطی عموماً کنترل زندگی از دست فرد خارج میشود و تلاشی هم برای بیرون کشیدن خود از این وضعیت انجام نمیدهد.
○معمولاً این افراد درماندهاند و دیگر رمقی برای تلاش کردن ندارند و ظاهراً به نوعی یاءس فلسفی خاص در زندگی رسیدهاند.
آیا باید بپذیریم این افراد دچار افسردگیهای حاد هستند و با مصرف دارو و مراجعه به روانپزشک باید مساله خود را به صورت جدی حل کنند؟
❇️«مارتین سلیگمن» روانشناس آمریکایی برای نخستین بار اصطلاح «درماندگی آموخته شده» را برای توصیف چنین شرایطی به کار برد.
مارتین سلیگمن و همکارانش برای آزمایش شرایط درماندگی آموخته شده، تعدادی سگ را در قفس گذاشتند و به آنها شوک الکتریکی دادند. سگها امکان فرار کردن از شرایط موجود را نداشتند. بعد از چند نوبت وارد کردن شوک، دیگر تلاشی برای نجات خود نمیکردند و به جای تلاش برای فرار کردن، واکنشی نشان نمیدادند.
✅سلیگمن علت انفعال و بیتفاوتی سگها را به نشانههای رفتاری درماندگی خود آموخته نسبت داد.
همین وضعیت در مورد انسانها نیز صادق است.
●فردی که تصور میکند قدرت تغییر سرنوشت خودش را ندارد، در مقابل جریانهای مثبت و منفی زندگی منفعل عمل میکند، درمانده و ناتوان خود را محکوم به پذیرش شرایط موجود میداند و در نهایت تلاشی برای تغییر شرایط نمیکند.
این افراد در اصل از فقدان عزّت نفس رنج میبرند؛ گوهری درونی که اگر بمیرد میتواند کل زندگی فرد را تحتالشعاع قرار دهد.
●در برخی از موقعیتهای دردآور و دشوار که فرد احساس میکند هیچ راه خلاصی از آن نیست، گمانی در خاطرات وی درست میشود که هیچ راه خلاصی نیست و این را به تمام موقعیتهای زندگی تعمیم میدهد.
در شرایط درماندگی آموخته شده فرد هیچ تلاشی از خود نشان نمیدهد.
او با خود میگوید: «تلاشهای قبلی من ناکام بود؛ بنابراین تلاشهای بعدی من هم ناکام خواهد بود!»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
■داستانی وجود دارد در مورد اینکه چگونه فیلهای کوچک را در هند تربیت میکنند.
فیل کوچک به درختی بسته میشود. سعی میکند خودش را رها کند، ولی از آنجا که به اندازه کافی قوی نیست نمیتواند طناب را شُل کند. پس از چندین بار سعی کردن و نتوانستن، فیل شرایط را میپذیرد.
بعدها که فیل به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند شد نیز سعی نمیکند خودش را رها کند، اگرچه به آسانی میتواند طناب را پاره کند.
فیل آموخته است که هرگز به تنهایی نمیتواند خود را آزاد کند، بنابراین هرگز سعی نمیکند؛ چرا که فکر میکند آزادی غیر ممکن است.
✅در حالیکه برخی افراد با سرعت هر چه تمامتر از پلههای موفقیت بالا میروند، افرادی هم هستند که به این باور رسیدهاند هر چقدر هم تلاش کنند باز هم بیفایده است و قرار نیست زندگی روی خوش خودش را به آنها نشان دهد.
چرا گروه دوم چنین طرز فکری دارند و ریشه اصلی مشکل آنها کجا است؟
آیا راهکاری برای حل چنین نگرشی به زندگی وجود دارد؟
●شاید شما هم با افرادی برخورد کرده باشید که دست از تلاش برای پیروزی در زندگی کشیدهاند، انگیزههای خود را از دست داده و در عمل دست روی دست گذاشتهاند تا جریان زندگی آنها را با خودش به هر سمتی ببرد.
در چنین شرایطی عموماً کنترل زندگی از دست فرد خارج میشود و تلاشی هم برای بیرون کشیدن خود از این وضعیت انجام نمیدهد.
○معمولاً این افراد درماندهاند و دیگر رمقی برای تلاش کردن ندارند و ظاهراً به نوعی یاءس فلسفی خاص در زندگی رسیدهاند.
آیا باید بپذیریم این افراد دچار افسردگیهای حاد هستند و با مصرف دارو و مراجعه به روانپزشک باید مساله خود را به صورت جدی حل کنند؟
❇️«مارتین سلیگمن» روانشناس آمریکایی برای نخستین بار اصطلاح «درماندگی آموخته شده» را برای توصیف چنین شرایطی به کار برد.
مارتین سلیگمن و همکارانش برای آزمایش شرایط درماندگی آموخته شده، تعدادی سگ را در قفس گذاشتند و به آنها شوک الکتریکی دادند. سگها امکان فرار کردن از شرایط موجود را نداشتند. بعد از چند نوبت وارد کردن شوک، دیگر تلاشی برای نجات خود نمیکردند و به جای تلاش برای فرار کردن، واکنشی نشان نمیدادند.
✅سلیگمن علت انفعال و بیتفاوتی سگها را به نشانههای رفتاری درماندگی خود آموخته نسبت داد.
همین وضعیت در مورد انسانها نیز صادق است.
●فردی که تصور میکند قدرت تغییر سرنوشت خودش را ندارد، در مقابل جریانهای مثبت و منفی زندگی منفعل عمل میکند، درمانده و ناتوان خود را محکوم به پذیرش شرایط موجود میداند و در نهایت تلاشی برای تغییر شرایط نمیکند.
این افراد در اصل از فقدان عزّت نفس رنج میبرند؛ گوهری درونی که اگر بمیرد میتواند کل زندگی فرد را تحتالشعاع قرار دهد.
●در برخی از موقعیتهای دردآور و دشوار که فرد احساس میکند هیچ راه خلاصی از آن نیست، گمانی در خاطرات وی درست میشود که هیچ راه خلاصی نیست و این را به تمام موقعیتهای زندگی تعمیم میدهد.
در شرایط درماندگی آموخته شده فرد هیچ تلاشی از خود نشان نمیدهد.
او با خود میگوید: «تلاشهای قبلی من ناکام بود؛ بنابراین تلاشهای بعدی من هم ناکام خواهد بود!»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 ده مهارتی که تا سال 2020 به آن ها نیاز خواهیم داشت:
❇ بخش اول
🔰 مجمع جهانی اقتصاد با نظرسنجی از مدیران ارشد منابع انسانی در شرکت های پیشتاز جهان، گزارشی تحت عنوان «آینده شغل ها» را منتشر کرده که در آن 10 مهارتی که تا سال 2020 به آن ها نیاز خواهید داشت را معرفی کرده است
✳همانطور که دنیای ما و محیط های کاری ما به سرعت در حال تکامل است، واضح است که ما نیز باید خود را رشد دهیم. اگر می خواهید همگام با آن تغییرات، حرکت کنید باید این 10 مهارت مشخص شده را در خود تقویت کنید تا حرفه شغلی تان در آینده تضمین شود.
1⃣ حل مسائل پیچیده
در صدر فهرست مطلوب ترین مهارت های مورد نیاز تا سال 2020، توانایی حل مسائل پیچیده قرار می گیرد. این توانایی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد به این شکل تعریف شده است: «ظرفیت حل مشکلات جدید و ناواضح در شرایط پیچیده دنیای واقعی.»
ولی این جمله واقعاً به چه معناست؟
به طور خلاصه، یعنی قابلیت ارتجاعی ذهنی برای حل مسائلی که تاکنون با آن ها مواجه نشده ایم، و توانایی حل آن ها در محیطی که به سرعت در حال تغییر است و هر لحظه پیچیده تر می شود.
در دنیایی که به قول اقتصاددان ها پر از مسائل «بدجنس» است (مسائلی که شریر نیستند، ولی بدجنس به حساب می آیند چرا که حل آن ها به دلیل نیازمندی های ناقص، متناقض یا همواره در حال تغییر تقریباً غیر ممکن است مثل تغییرات آب و هوایی، فقر یا تروریسم)، افرادی با توانایی حل مسائل پیچیده بسیار مورد تقاضا خواهند بود.
بر اساس این گزارش، بیش از یک سوم (36 درصد) تمام شغل ها در تمام صنایع به اعتقاد شرکت کنندگان در نظرسنجی نیازمند حل مسائل پیچیده به عنوان یکی از مهارت های کلیدی آن هاست.
البته نگران نباشید، این بدان معنی نیست که از شما انتظار خواهد رفت تا مشکلات جهان را حل کنید. داشتن مهارت های قوی در حل مسائل پیچیده یعنی توانایی دیدن نمی بزرگتر، توجه به جزئیات حساس و ایجاد تغییرات به منظور به وجود آوردن تفاوت.
این مهارتی ذاتی نیست که همه با آن متولد شده باشند، بلکه آدم ها در طول زمان آن را کسب می کنند، و بر اساس پایه ای قوی از تفکر انتقادی و جانبی به وجود می آید.
بر اساس برخی مطالعات، بازی کردن زیاد گیم های ویدئویی می تواند به تقویت مهارت های حل مسئله کمک کند.
2⃣. تفکر انتقادی
بر اساس نظرسنجی انجام گرفته، داشتن تفکر انتقادی در چهار سال آینده همچنان مهارتی ارزشمند خواهد بود. ولی تفکر انتقادی در عمل شامل چه چیزی می شود؟
پاسخ این است: منطق و استدلال. تفکر انتقادی شامل توانایی استفاده از منطق و استدلال برای بررسی یک مشکل یا مسئله، در نظر گرفتن راهکارهای مختلف برای آن مشکل، و ارزیابی مزایا و معایب هر رویکرد است.
سازمان ها در سال 2020 علاقه زیادی به استخدام افراد دارای تفکر نقادانه خواهند داشت، و اضافه شدن چنین افرادی به هر تیمی خوشایند خواهد بود.
3⃣. خلاقیت
الکس گری نویسنده ارشد مجمع جهانی اقتصاد در این مورد توضیح می دهد، «با انبوه محصولات جدید، فناوری های جدید و روش های جدید کار کردن، کارکنان لازم است که خلاق تر شوند تا بتوانند از این تغییرات بهره ببرند. ربات ها شاید به ما کمک کنند که سریع تر به جایی که می خواهیم برسیم، ولی آن ها هنوز نمی توانند به اندازه انسان ها خلاق باشند.»
پیش بینی می شود که خلاقیت تبدیل به مهارتی کلیدی در آینده شود، بنابراین پیش از اینکه برچسب «غیر خلاق» را به خودتان بزنید، به یاد داشته باشید که خلاقیت فقط حوزه تخصصی افراد هنری مثل موسیقیدان ها و نویسندگان نیست.
اگر بتوانید اطلاعات ظاهراً پراکنده و نامرتبط را به یکدیگر ارتباط و تمام ایده ها را در کنار هم قرار دهید تا چیزی «جدید» را معرفی کنید، پس شما آدمی خلاق هستید.
مشکل اصلی در فرایند خلاقیات، ماهیت طبیعی غیر فرایندی آن است. هیچ راه یکسان و مشخصی برای حل خلاقانه یک مشکل وجود ندارد. با این وجود، روش هایی وجود دارد که با تمرین کنجکاوری و بیان ایده های خود به صورت پیوسته، می توانید خلاقیت درون خود را بروز دهید.
برخی کارهای دیگر که در این زمینه می توانید انجام دهید این است که به خودتان زمان دهید تا افکارتان منحرف شوند (به همین دلیل است که بعضی از بهترین ایده های ما زیر دوش حمام به ذهنمان خطور می کند!)، خودتان را عادت دهید که در هنگام خواب آلودگی، بنشینید و کاری انجام دهید (چون که وقتی مغز شما روی چیزی متمرکز نباشد، کمتر به صورت سازماندهی شده عمل می کند) و از محدودیت های دو و برتان به عنوان نقطه آغاز برای خلاقیت استفاده کنید!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❇ بخش اول
🔰 مجمع جهانی اقتصاد با نظرسنجی از مدیران ارشد منابع انسانی در شرکت های پیشتاز جهان، گزارشی تحت عنوان «آینده شغل ها» را منتشر کرده که در آن 10 مهارتی که تا سال 2020 به آن ها نیاز خواهید داشت را معرفی کرده است
✳همانطور که دنیای ما و محیط های کاری ما به سرعت در حال تکامل است، واضح است که ما نیز باید خود را رشد دهیم. اگر می خواهید همگام با آن تغییرات، حرکت کنید باید این 10 مهارت مشخص شده را در خود تقویت کنید تا حرفه شغلی تان در آینده تضمین شود.
1⃣ حل مسائل پیچیده
در صدر فهرست مطلوب ترین مهارت های مورد نیاز تا سال 2020، توانایی حل مسائل پیچیده قرار می گیرد. این توانایی در گزارش مجمع جهانی اقتصاد به این شکل تعریف شده است: «ظرفیت حل مشکلات جدید و ناواضح در شرایط پیچیده دنیای واقعی.»
ولی این جمله واقعاً به چه معناست؟
به طور خلاصه، یعنی قابلیت ارتجاعی ذهنی برای حل مسائلی که تاکنون با آن ها مواجه نشده ایم، و توانایی حل آن ها در محیطی که به سرعت در حال تغییر است و هر لحظه پیچیده تر می شود.
در دنیایی که به قول اقتصاددان ها پر از مسائل «بدجنس» است (مسائلی که شریر نیستند، ولی بدجنس به حساب می آیند چرا که حل آن ها به دلیل نیازمندی های ناقص، متناقض یا همواره در حال تغییر تقریباً غیر ممکن است مثل تغییرات آب و هوایی، فقر یا تروریسم)، افرادی با توانایی حل مسائل پیچیده بسیار مورد تقاضا خواهند بود.
بر اساس این گزارش، بیش از یک سوم (36 درصد) تمام شغل ها در تمام صنایع به اعتقاد شرکت کنندگان در نظرسنجی نیازمند حل مسائل پیچیده به عنوان یکی از مهارت های کلیدی آن هاست.
البته نگران نباشید، این بدان معنی نیست که از شما انتظار خواهد رفت تا مشکلات جهان را حل کنید. داشتن مهارت های قوی در حل مسائل پیچیده یعنی توانایی دیدن نمی بزرگتر، توجه به جزئیات حساس و ایجاد تغییرات به منظور به وجود آوردن تفاوت.
این مهارتی ذاتی نیست که همه با آن متولد شده باشند، بلکه آدم ها در طول زمان آن را کسب می کنند، و بر اساس پایه ای قوی از تفکر انتقادی و جانبی به وجود می آید.
بر اساس برخی مطالعات، بازی کردن زیاد گیم های ویدئویی می تواند به تقویت مهارت های حل مسئله کمک کند.
2⃣. تفکر انتقادی
بر اساس نظرسنجی انجام گرفته، داشتن تفکر انتقادی در چهار سال آینده همچنان مهارتی ارزشمند خواهد بود. ولی تفکر انتقادی در عمل شامل چه چیزی می شود؟
پاسخ این است: منطق و استدلال. تفکر انتقادی شامل توانایی استفاده از منطق و استدلال برای بررسی یک مشکل یا مسئله، در نظر گرفتن راهکارهای مختلف برای آن مشکل، و ارزیابی مزایا و معایب هر رویکرد است.
سازمان ها در سال 2020 علاقه زیادی به استخدام افراد دارای تفکر نقادانه خواهند داشت، و اضافه شدن چنین افرادی به هر تیمی خوشایند خواهد بود.
3⃣. خلاقیت
الکس گری نویسنده ارشد مجمع جهانی اقتصاد در این مورد توضیح می دهد، «با انبوه محصولات جدید، فناوری های جدید و روش های جدید کار کردن، کارکنان لازم است که خلاق تر شوند تا بتوانند از این تغییرات بهره ببرند. ربات ها شاید به ما کمک کنند که سریع تر به جایی که می خواهیم برسیم، ولی آن ها هنوز نمی توانند به اندازه انسان ها خلاق باشند.»
پیش بینی می شود که خلاقیت تبدیل به مهارتی کلیدی در آینده شود، بنابراین پیش از اینکه برچسب «غیر خلاق» را به خودتان بزنید، به یاد داشته باشید که خلاقیت فقط حوزه تخصصی افراد هنری مثل موسیقیدان ها و نویسندگان نیست.
اگر بتوانید اطلاعات ظاهراً پراکنده و نامرتبط را به یکدیگر ارتباط و تمام ایده ها را در کنار هم قرار دهید تا چیزی «جدید» را معرفی کنید، پس شما آدمی خلاق هستید.
مشکل اصلی در فرایند خلاقیات، ماهیت طبیعی غیر فرایندی آن است. هیچ راه یکسان و مشخصی برای حل خلاقانه یک مشکل وجود ندارد. با این وجود، روش هایی وجود دارد که با تمرین کنجکاوری و بیان ایده های خود به صورت پیوسته، می توانید خلاقیت درون خود را بروز دهید.
برخی کارهای دیگر که در این زمینه می توانید انجام دهید این است که به خودتان زمان دهید تا افکارتان منحرف شوند (به همین دلیل است که بعضی از بهترین ایده های ما زیر دوش حمام به ذهنمان خطور می کند!)، خودتان را عادت دهید که در هنگام خواب آلودگی، بنشینید و کاری انجام دهید (چون که وقتی مغز شما روی چیزی متمرکز نباشد، کمتر به صورت سازماندهی شده عمل می کند) و از محدودیت های دو و برتان به عنوان نقطه آغاز برای خلاقیت استفاده کنید!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 ده مهارتی که تا سال 2020 به آن ها نیاز خواهیم داشت:
❇ بخش دوم-
4⃣. مدیریت افراد
فارغ از اینکه چند شغل خودکارسازی شوند و هوش مصنوعی چقدر پیشرفت کند، کارکنان همیشه مهم ترین منبع هر سازمانی خواهند بود.
انسان ها خلاق تر هستند، با یکدیگر تعامل بهتری دارند، و می توانند از ایده ها و انرژی همدیگر استفاده کنند. ولی انسان بودن همچنین به این معنی است که ما مریض می شویم، بی انگیزه می شویم، یا اینکه تمرکز خود را از دست می دهیم.
پس اهمیت زیادی دارد که در آینده، مدیران و رهبران تیم ها بدانند که چگونه به تیم های خود انگیزه دهند، بهره وری آن ها را به حداکثر برسانند و پاسخگوی نیازهایشان باشند.
مدیر خوب بودن بستگی زیادی به هوش مصنوعی، دانستن نحوه تفویض اختیار صحیح، و رشد سبک مدیریتی خودتان دارد.
5⃣. همکاری با دیگران
اهمیت مهارت های اجتماعی برای آینده همچنان ادامه دارد، و شماره 5 در این فهرست به ترند نوظهوری از شرکت ها ادامه دارد که تأکید بیشتری روی مهارت های بین فردی قوی قائل هستند، و کارمندانی که با دیگران هماهنگی خوبی دارند.
۱۰ مهارتی که تا سال ۲۰۲۰ برای پیدا کردن شغل به آنها نیاز دارید
هماهنگی و همکاری در هر محیط کاری حائز اهمیت است، و خوشبختانه این چیزی است که انسان ها هنوز هم در انجام آن بهتر از ربات ها هستند.
گزارش مجمع جهانی اقتصاد در این مورد می نویسد: «تعامل انسانی در محیط کار شامل تولید تیمی می شود، و کارکنان از نقاط قوت یکدیگر بهره می برند و به صورت منعطف با تغییرات سازگاری پیدا می کنند. چنین تعامل غیر روتینی در مرکز برتری انسان ها بر ماشین ها قرار دارد.»
همکاری و هماهنگی با دیگران شامل مهارت های ارتباطی قوی، آگاهی نسبت به نقاط قوت و ضعف دیگران، و توانایی کار کردن با انواع مختلفی از شخصیت ها می شود.
6⃣. هوش هیجانی
وقتی از مسئولین منابع انسانی و استراتژیست های شرکت ها سوال شود که چه مجموعه مهارت هایی مطلوب تر از همه هستند، مهارت های اجتماعی «کلی» (مثل ترغیب کردن، هوش هوش هیجانی و آموزش دادن به دیگران) در صنایع آینده تقاضای بسیاری خواهد داشت.
تراویس برادبری نوسینده کتاب «هوش مصنوعی 2.0» توضیح می دهد که هوش هیجانی «نوع دیگری از هوشمندی است»، چیزی «نامحسوس» که به ما کمک می کند عواطف انسانی را تحت کنترل در آوریم، و اندازه گیری می کند که ما چقدر در وفق دادن رفتار خود بسته به حال و حوصله همکاران، اعضای خانواده یا حتی احساسات درونی خودمان ماهر هستیم.
هوش هیجانی در عمل در هر تعاملی که ما داریم تأثیرگذار است. هوش هیجانی روی این موضوع تأثیر می گذارد که ما چگونه رفتارمان را کنترل می کنیم، با پیچیدگی های اجتماعی برخورد می کنیم، و تصمیمات شخصی می گیریم که به نتایج مثبت می رسد.
7⃣. قضاوت و تصمیم گیری
پیش بینی می شود که توانایی انجام قضاوت صحیح و داشتن استعداد برای مهارت های تصمیم گیری قوی تا سال 2020 در رتبه هفتم مهارت های مورد نیاز شغلی قرار بگیرد.
با در نظر گرفتن حجم خالص دیتایی که سازمان ها در حال حاضر جمع آوری می کنند، و افزایش نیاز به کارمندانی که بتوانند با اعداد کار کنند، به راه حل های قابل اجرایی برسند و از کلان داده ها برای استراتژی و تصمیمات سازمانی استفاده کنند، این موضوع چندان هم جای تعجب ندارد.
چگونه می توانید مهارت های تصمیم گیری خود را به سرعت بهبود دهید؟ سعی کنید که در کار با دیتا پیشرفت کنید. اول، تشخیص دهید که به چه سوالات یا مسائلی قرار است پاسخ دهید، و بعد زمان بگذارید تا ابزارها و فناوری های جدید مبتنی بر داده ها را شناسایی کنید که به شما کمک کند تا این اطلاعات را جمع آوری کنید. وقتی که این دو را در کنار هم داشته باشید، بهتر است که با کار با نرم افزار اکسل به خوبی آشنا شوید، و یاد بگیرید که از داده ها به درستی استفاده کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❇ بخش دوم-
4⃣. مدیریت افراد
فارغ از اینکه چند شغل خودکارسازی شوند و هوش مصنوعی چقدر پیشرفت کند، کارکنان همیشه مهم ترین منبع هر سازمانی خواهند بود.
انسان ها خلاق تر هستند، با یکدیگر تعامل بهتری دارند، و می توانند از ایده ها و انرژی همدیگر استفاده کنند. ولی انسان بودن همچنین به این معنی است که ما مریض می شویم، بی انگیزه می شویم، یا اینکه تمرکز خود را از دست می دهیم.
پس اهمیت زیادی دارد که در آینده، مدیران و رهبران تیم ها بدانند که چگونه به تیم های خود انگیزه دهند، بهره وری آن ها را به حداکثر برسانند و پاسخگوی نیازهایشان باشند.
مدیر خوب بودن بستگی زیادی به هوش مصنوعی، دانستن نحوه تفویض اختیار صحیح، و رشد سبک مدیریتی خودتان دارد.
5⃣. همکاری با دیگران
اهمیت مهارت های اجتماعی برای آینده همچنان ادامه دارد، و شماره 5 در این فهرست به ترند نوظهوری از شرکت ها ادامه دارد که تأکید بیشتری روی مهارت های بین فردی قوی قائل هستند، و کارمندانی که با دیگران هماهنگی خوبی دارند.
۱۰ مهارتی که تا سال ۲۰۲۰ برای پیدا کردن شغل به آنها نیاز دارید
هماهنگی و همکاری در هر محیط کاری حائز اهمیت است، و خوشبختانه این چیزی است که انسان ها هنوز هم در انجام آن بهتر از ربات ها هستند.
گزارش مجمع جهانی اقتصاد در این مورد می نویسد: «تعامل انسانی در محیط کار شامل تولید تیمی می شود، و کارکنان از نقاط قوت یکدیگر بهره می برند و به صورت منعطف با تغییرات سازگاری پیدا می کنند. چنین تعامل غیر روتینی در مرکز برتری انسان ها بر ماشین ها قرار دارد.»
همکاری و هماهنگی با دیگران شامل مهارت های ارتباطی قوی، آگاهی نسبت به نقاط قوت و ضعف دیگران، و توانایی کار کردن با انواع مختلفی از شخصیت ها می شود.
6⃣. هوش هیجانی
وقتی از مسئولین منابع انسانی و استراتژیست های شرکت ها سوال شود که چه مجموعه مهارت هایی مطلوب تر از همه هستند، مهارت های اجتماعی «کلی» (مثل ترغیب کردن، هوش هوش هیجانی و آموزش دادن به دیگران) در صنایع آینده تقاضای بسیاری خواهد داشت.
تراویس برادبری نوسینده کتاب «هوش مصنوعی 2.0» توضیح می دهد که هوش هیجانی «نوع دیگری از هوشمندی است»، چیزی «نامحسوس» که به ما کمک می کند عواطف انسانی را تحت کنترل در آوریم، و اندازه گیری می کند که ما چقدر در وفق دادن رفتار خود بسته به حال و حوصله همکاران، اعضای خانواده یا حتی احساسات درونی خودمان ماهر هستیم.
هوش هیجانی در عمل در هر تعاملی که ما داریم تأثیرگذار است. هوش هیجانی روی این موضوع تأثیر می گذارد که ما چگونه رفتارمان را کنترل می کنیم، با پیچیدگی های اجتماعی برخورد می کنیم، و تصمیمات شخصی می گیریم که به نتایج مثبت می رسد.
7⃣. قضاوت و تصمیم گیری
پیش بینی می شود که توانایی انجام قضاوت صحیح و داشتن استعداد برای مهارت های تصمیم گیری قوی تا سال 2020 در رتبه هفتم مهارت های مورد نیاز شغلی قرار بگیرد.
با در نظر گرفتن حجم خالص دیتایی که سازمان ها در حال حاضر جمع آوری می کنند، و افزایش نیاز به کارمندانی که بتوانند با اعداد کار کنند، به راه حل های قابل اجرایی برسند و از کلان داده ها برای استراتژی و تصمیمات سازمانی استفاده کنند، این موضوع چندان هم جای تعجب ندارد.
چگونه می توانید مهارت های تصمیم گیری خود را به سرعت بهبود دهید؟ سعی کنید که در کار با دیتا پیشرفت کنید. اول، تشخیص دهید که به چه سوالات یا مسائلی قرار است پاسخ دهید، و بعد زمان بگذارید تا ابزارها و فناوری های جدید مبتنی بر داده ها را شناسایی کنید که به شما کمک کند تا این اطلاعات را جمع آوری کنید. وقتی که این دو را در کنار هم داشته باشید، بهتر است که با کار با نرم افزار اکسل به خوبی آشنا شوید، و یاد بگیرید که از داده ها به درستی استفاده کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 ده مهارتی که تا سال 2020 به آن ها نیاز خواهیم داشت:
❇بخش سوم -
8⃣. توجه به خدمت رسانی
داشتن مهارت های قوی توجه به خدمت رسانی که به عنوان «توانایی جستجوی فعالانه برای یافتن روش هایی به منظور کمک به مردم» تعریف می شود، در مورد داشتن توجه کافی به مشتریان و پیش بینی این موضوع است که نیازهای آن ها در آینده چه خواهد بود.
آن طور که گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان می دهد، کسب و کارها در صنایع انرژی، خدمات مالی و فناوری اطلاعات مدام با نگرانی های جدید مشتریان در مورد مسائلی همچون تأثیرات کربن، ایمنی غذا، استانداردهای کار و حریم خصوصی مواجه هستند.
از منظر مهارتی، این موضوع بدان معنی است که کسب و کارها نیاز خواهند داشت که یاد بگیرند تا سریع تر این ارزش های مشتریان را پیش بینی کنند، آن ها را تبدیل به خدماتی برای محصولات خود کنند و آگاه تر از همیشه در مورد فرایندهایی شوند که مربوط به برآورده کردن این نیازها می شود.
پرداختن به توجه به خدمت رسانی شامل ورود به ذهن های کاربران و فکر کردن راجع به این است که آن ها برای چه چیزی ارزش
قائل هستند، از چه چیزی می ترسند و از چه چیزی خوششان نمی آید، تا محصولات جدیدی توسعه دهید یا خدمات جدیدی ارائه دهید که امنیت کمپانی یا برند شما در آینده را تضمین کند.
9⃣. مذاکره
حالا که ربات ها در حال تبدیل شدن به نیروی کار هستند و اتوماسیون سازی شغل ها بسیار رایج شده است، مهارت های اجتماعی در آینده مهم تر از همیشه خواهد بود.
چرا؟ چون که حداقل در دوره کنونی، ما در تعاملات اجتماعی و مذاکرات بسیار بهتر از ربات ها هستیم.
حتی افرادی که در شغل های کاملاً فنی مشغول به کار هستند به زودی از آن ها انتظار خواهد رفت که مهارت های بین فردی بسیار بهتری از خود نشان دهند، و توانایی مذاکره با همکاران، مدیران، مشتریان و تیم ها در بالای فهرست مهارت های مورد انتظار قرار خواهد داشت.
🔟. انعطاف پذیری شناختی
انعطاف پذیری شناختی به طور کلی به این معنا است که ژیمناستیک کاری ذهنی باشید. اگر فرض کنید که مغز شما زمین ژیمناستیک است، و تمام ابزارهای مختلف (حلقه ها، میله های پارالل، و چوب موازنه) را به عنوان روش های مختلف تفکر تصور کنید (مثلاً مغز خلاق، مغز ریاضیاتی، مغز تفکر انتقادی و غیره)، انعطاف پذیری شناختی این است که چقدر سریع (و راحت) می توانید بین روش های مختلف فکری خود را جابجا کنید و حرکت کنید.
هر چه منعطف تر باشید، راحت تر می توانید الگوهای جدید را ببینید، و ارتباطی منحصر به فرد بین ایده ها ایجاد کنید. این مفهوم ذهن «چابک» را واضح تر می کند.
خب ما چگونه باید اندام شناختی خود را منعطف کنیم؟ با آموختن موضوعات جدید و به ویژه، آموختن روش های جدیدی از فکر کردن. اگر شما از نوع افراد خلاق نیستید، سعی کنید یک ساز موسیقی را بیاموزید، در کلاس های رقص شرکت کنید یا اینکه حضور در کلاسی هنری را امتحان کنید. اگر آدم خلاقی هستید ولی وقتی کلماتی مثل «بازارهای مالی» یا «اقتصاد» را می شنوید سرتان را می خارانید، خود را موظف به خواندن مجلات اقتصادی کنید.
علاقه های خود را گسترش دهید، خارج از کُنج راحتی خود پا بگذارید، و از افرادی که دیدگاه های شما در مورد جهان را به چالش می کشند استقبال کنید. حرفه شغلی شما (و مغز شما) بابت این موضوع ممنون شما خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❇بخش سوم -
8⃣. توجه به خدمت رسانی
داشتن مهارت های قوی توجه به خدمت رسانی که به عنوان «توانایی جستجوی فعالانه برای یافتن روش هایی به منظور کمک به مردم» تعریف می شود، در مورد داشتن توجه کافی به مشتریان و پیش بینی این موضوع است که نیازهای آن ها در آینده چه خواهد بود.
آن طور که گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان می دهد، کسب و کارها در صنایع انرژی، خدمات مالی و فناوری اطلاعات مدام با نگرانی های جدید مشتریان در مورد مسائلی همچون تأثیرات کربن، ایمنی غذا، استانداردهای کار و حریم خصوصی مواجه هستند.
از منظر مهارتی، این موضوع بدان معنی است که کسب و کارها نیاز خواهند داشت که یاد بگیرند تا سریع تر این ارزش های مشتریان را پیش بینی کنند، آن ها را تبدیل به خدماتی برای محصولات خود کنند و آگاه تر از همیشه در مورد فرایندهایی شوند که مربوط به برآورده کردن این نیازها می شود.
پرداختن به توجه به خدمت رسانی شامل ورود به ذهن های کاربران و فکر کردن راجع به این است که آن ها برای چه چیزی ارزش
قائل هستند، از چه چیزی می ترسند و از چه چیزی خوششان نمی آید، تا محصولات جدیدی توسعه دهید یا خدمات جدیدی ارائه دهید که امنیت کمپانی یا برند شما در آینده را تضمین کند.
9⃣. مذاکره
حالا که ربات ها در حال تبدیل شدن به نیروی کار هستند و اتوماسیون سازی شغل ها بسیار رایج شده است، مهارت های اجتماعی در آینده مهم تر از همیشه خواهد بود.
چرا؟ چون که حداقل در دوره کنونی، ما در تعاملات اجتماعی و مذاکرات بسیار بهتر از ربات ها هستیم.
حتی افرادی که در شغل های کاملاً فنی مشغول به کار هستند به زودی از آن ها انتظار خواهد رفت که مهارت های بین فردی بسیار بهتری از خود نشان دهند، و توانایی مذاکره با همکاران، مدیران، مشتریان و تیم ها در بالای فهرست مهارت های مورد انتظار قرار خواهد داشت.
🔟. انعطاف پذیری شناختی
انعطاف پذیری شناختی به طور کلی به این معنا است که ژیمناستیک کاری ذهنی باشید. اگر فرض کنید که مغز شما زمین ژیمناستیک است، و تمام ابزارهای مختلف (حلقه ها، میله های پارالل، و چوب موازنه) را به عنوان روش های مختلف تفکر تصور کنید (مثلاً مغز خلاق، مغز ریاضیاتی، مغز تفکر انتقادی و غیره)، انعطاف پذیری شناختی این است که چقدر سریع (و راحت) می توانید بین روش های مختلف فکری خود را جابجا کنید و حرکت کنید.
هر چه منعطف تر باشید، راحت تر می توانید الگوهای جدید را ببینید، و ارتباطی منحصر به فرد بین ایده ها ایجاد کنید. این مفهوم ذهن «چابک» را واضح تر می کند.
خب ما چگونه باید اندام شناختی خود را منعطف کنیم؟ با آموختن موضوعات جدید و به ویژه، آموختن روش های جدیدی از فکر کردن. اگر شما از نوع افراد خلاق نیستید، سعی کنید یک ساز موسیقی را بیاموزید، در کلاس های رقص شرکت کنید یا اینکه حضور در کلاسی هنری را امتحان کنید. اگر آدم خلاقی هستید ولی وقتی کلماتی مثل «بازارهای مالی» یا «اقتصاد» را می شنوید سرتان را می خارانید، خود را موظف به خواندن مجلات اقتصادی کنید.
علاقه های خود را گسترش دهید، خارج از کُنج راحتی خود پا بگذارید، و از افرادی که دیدگاه های شما در مورد جهان را به چالش می کشند استقبال کنید. حرفه شغلی شما (و مغز شما) بابت این موضوع ممنون شما خواهد بود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴سردرگمیهای مدیران تازه کار!
🔸سردرگمیهای پیش روی مدیران تازهکار در ابتدای دوران مدیریتشان کم و بیش مشابه است و تداوم یافتن این سردرگمیها و ابهامات در بلند مدت میتواند به بهای عملکرد ضعیف و تصمیمگیریهای مخربی تمام شود که در نهایت موجب برکناری مدیر تازهکار خواهد شد.
🔸در ادامه به پنج مورد از مهمترین و متداولترین آنها و اشتباهاتی که ممکن است در نتیجه تداوم این سردرگمیها روی دهد اشاره خواهد شد.
1️⃣ او نمیداند که دیگر یک کارمند نیست
خیلی از مدیرانی که ارتقای درون سازمانی پیدا کرده و از موقعیت کارمندی به موقعیت مدیریت رسیدهاند به خوبی درک نکردهاند که دیگر یک کارمند معمولی نیستند و باید افکار، رفتارها و استراتژیهایی متفاوت و متمایز از دوران کارمندی شان از خود بروز دهند.
2️⃣ او میخواهد مقتدر و دانای کل باشد
واقعیت غیرقابل انکار دنیای مدیریت این است که همه چیز را همگان دانند و دخالت مستقیم مدیران در امور جزئی و خرد نتیجهای جز گرفتار شدن مدیران در دام مدیریت خرد و شلوغ شدن سرشان نخواهد داشت و این برای مدیران تازهکار یک عذاب بزرگ و غیرقابل تحمل خواهد بود. پس بهتر است که خود را بیهوده درگیر جزئیات کارها و امور نکرده و دست به تفویض اختیارات بزنند.
3️⃣ او به دیگران مجال و فرصت عرضاندام نمیدهد
او فکر میکند که خودش میتواند کارها را سریع تر و بهتر پیش ببرد و مطمئن تر خواهد بود اگر همه کارها بهطور مستقیم زیر نظر او صورت پذیرد. حال آنکه این کار نتیجهای جز پرمشغله شدن و کاسته شدن از میزان بهرهوری او را در پی نخواهد داشت.
پس بهتر است که به جای ماهی گرفتن برای کارکنانش به آنها ماهیگیری بیاموزد و پس از آن نظاره گر ماهیگیری موفقیت آمیز کارکنانش باشد.
4️⃣ او نمیداند چگونه بین انجام وظایف خود و نظارت بر اعضای تیمش تعادل برقرار کند
بهتر است که مدیران تازهکار با تدوین استراتژیهای هدفمند و خلاقانه از بار کاریشان بکاهند و پس از آن بتوانند به وظایف نظارتی و تیمسازی شان بپردازند.
5️⃣ او با کارکنانش روراست و شفاف نیست
مثلا وقتی که اجرای یک پروژه را به یکی از افرادش واگذار میکند در ذهنش از او انتظار دارد که آن پروژه به بهترین شکل ممکن انجام شود و بهترین نتایج حاصل آید اما مشکل اینجاست که او این خواستهها را به زبان نمیآورد و فکر میکند که آن فرد خودش میداند که چه باید بکند و مدیرش چه توقعی از او در مورد این پروژه دارد حال آنکه چنین نیست.
👤منبع: forbes
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸سردرگمیهای پیش روی مدیران تازهکار در ابتدای دوران مدیریتشان کم و بیش مشابه است و تداوم یافتن این سردرگمیها و ابهامات در بلند مدت میتواند به بهای عملکرد ضعیف و تصمیمگیریهای مخربی تمام شود که در نهایت موجب برکناری مدیر تازهکار خواهد شد.
🔸در ادامه به پنج مورد از مهمترین و متداولترین آنها و اشتباهاتی که ممکن است در نتیجه تداوم این سردرگمیها روی دهد اشاره خواهد شد.
1️⃣ او نمیداند که دیگر یک کارمند نیست
خیلی از مدیرانی که ارتقای درون سازمانی پیدا کرده و از موقعیت کارمندی به موقعیت مدیریت رسیدهاند به خوبی درک نکردهاند که دیگر یک کارمند معمولی نیستند و باید افکار، رفتارها و استراتژیهایی متفاوت و متمایز از دوران کارمندی شان از خود بروز دهند.
2️⃣ او میخواهد مقتدر و دانای کل باشد
واقعیت غیرقابل انکار دنیای مدیریت این است که همه چیز را همگان دانند و دخالت مستقیم مدیران در امور جزئی و خرد نتیجهای جز گرفتار شدن مدیران در دام مدیریت خرد و شلوغ شدن سرشان نخواهد داشت و این برای مدیران تازهکار یک عذاب بزرگ و غیرقابل تحمل خواهد بود. پس بهتر است که خود را بیهوده درگیر جزئیات کارها و امور نکرده و دست به تفویض اختیارات بزنند.
3️⃣ او به دیگران مجال و فرصت عرضاندام نمیدهد
او فکر میکند که خودش میتواند کارها را سریع تر و بهتر پیش ببرد و مطمئن تر خواهد بود اگر همه کارها بهطور مستقیم زیر نظر او صورت پذیرد. حال آنکه این کار نتیجهای جز پرمشغله شدن و کاسته شدن از میزان بهرهوری او را در پی نخواهد داشت.
پس بهتر است که به جای ماهی گرفتن برای کارکنانش به آنها ماهیگیری بیاموزد و پس از آن نظاره گر ماهیگیری موفقیت آمیز کارکنانش باشد.
4️⃣ او نمیداند چگونه بین انجام وظایف خود و نظارت بر اعضای تیمش تعادل برقرار کند
بهتر است که مدیران تازهکار با تدوین استراتژیهای هدفمند و خلاقانه از بار کاریشان بکاهند و پس از آن بتوانند به وظایف نظارتی و تیمسازی شان بپردازند.
5️⃣ او با کارکنانش روراست و شفاف نیست
مثلا وقتی که اجرای یک پروژه را به یکی از افرادش واگذار میکند در ذهنش از او انتظار دارد که آن پروژه به بهترین شکل ممکن انجام شود و بهترین نتایج حاصل آید اما مشکل اینجاست که او این خواستهها را به زبان نمیآورد و فکر میکند که آن فرد خودش میداند که چه باید بکند و مدیرش چه توقعی از او در مورد این پروژه دارد حال آنکه چنین نیست.
👤منبع: forbes
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#قسمت_اول 🖌
#رهبری
اینطور به نظر می رسد که آینده سریع تر از هر زمان دیگری به سراغ ما می آید. آیا کسی هست که بتواند بگوید آهنگ و روند سرعت فردا از امروز کم تر خواهد بود؟
در سال 1952 دانشگاه هاروارد سه پیش بینی خودرا منتشر کرد. این دانشگاه بیان کرد که سال آینده یعنی سال1953 سه تغییربزرگ در دنیا ایجاد خواهد شد. اول اینکه سرعت تغییرات نسبت به آنچه که تا کنون تجربه کرده اید بیشتر خواهد بود. دوم اینکه در پی این تغییرات رقابت بیشتری ایجاد خواهد شد. وسوم این که فرصت ها و شانس های بیشتری وجود خواهد داشت. این پیش بینی تا امروز ادامه داشته و شدت بیشتری گرفته است.
* افرادی که خود را به سطح بالایی از رهبری در سازمان رسانده اند، در صف اول افرادی هستند که از تغییرات باسرعت زیاد در جهان استقبال خواهند کرد. یک رهبر باید بتواند پیش از همه حرکت کند، ببیند و عمل کند. یک رهبر باید بتواند در مواجهه با تغییرات از خود انعطاف نشان دهد.
یک فرد را زمانی می توان رهبر نامید که توانایی تحت تاثیر قرار دادن دیگران را درجهت رشد و شکوفایی آن هارا داشته باشد. کسانی می توانند در سازمان خود تغییراتی وسیع ایجاد کنند که ابتدا درون خودشان تغییر و تحول ایجاد کرده اند.
برای تغییر دنیای خودتان وافرادی که با آن ها سر و کار دارید باید از خودتان شروع کنید.
مهم ترین نکاتی که درباره تغییر درونی درجهت تبدیل شدن به یک رهبر موثر در یک سازمان باید به آن توجه کرد این است که، لحظه به لحظه باید در حال یادگیری و فراگیری چیز های جدید باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#رهبری
اینطور به نظر می رسد که آینده سریع تر از هر زمان دیگری به سراغ ما می آید. آیا کسی هست که بتواند بگوید آهنگ و روند سرعت فردا از امروز کم تر خواهد بود؟
در سال 1952 دانشگاه هاروارد سه پیش بینی خودرا منتشر کرد. این دانشگاه بیان کرد که سال آینده یعنی سال1953 سه تغییربزرگ در دنیا ایجاد خواهد شد. اول اینکه سرعت تغییرات نسبت به آنچه که تا کنون تجربه کرده اید بیشتر خواهد بود. دوم اینکه در پی این تغییرات رقابت بیشتری ایجاد خواهد شد. وسوم این که فرصت ها و شانس های بیشتری وجود خواهد داشت. این پیش بینی تا امروز ادامه داشته و شدت بیشتری گرفته است.
* افرادی که خود را به سطح بالایی از رهبری در سازمان رسانده اند، در صف اول افرادی هستند که از تغییرات باسرعت زیاد در جهان استقبال خواهند کرد. یک رهبر باید بتواند پیش از همه حرکت کند، ببیند و عمل کند. یک رهبر باید بتواند در مواجهه با تغییرات از خود انعطاف نشان دهد.
یک فرد را زمانی می توان رهبر نامید که توانایی تحت تاثیر قرار دادن دیگران را درجهت رشد و شکوفایی آن هارا داشته باشد. کسانی می توانند در سازمان خود تغییراتی وسیع ایجاد کنند که ابتدا درون خودشان تغییر و تحول ایجاد کرده اند.
برای تغییر دنیای خودتان وافرادی که با آن ها سر و کار دارید باید از خودتان شروع کنید.
مهم ترین نکاتی که درباره تغییر درونی درجهت تبدیل شدن به یک رهبر موثر در یک سازمان باید به آن توجه کرد این است که، لحظه به لحظه باید در حال یادگیری و فراگیری چیز های جدید باشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤2
#قسمت_دوم 🖌
#رهبری
* یکی از تفاوتی هایی که بین رهبران سنتی و رهبران خلاق به چشم میخورد همین نکته است که رهبران خلاق شبانه روز درحال به روز شدن با دنیای جدید هستند.
* نباید به پیامد های شکست فکر کرد. من شکست می خورم برای آینده ای روشن.از چالش ها پیروی کنید و در مقابل مشکلات استقامت نشان دهید. درست است که شخصیت فرد خودش را در حوادث بزرگ نشان میدهد اما قطعا این شخصیت که امروز بزرگ شده، درحوادث کوچک ساخته شده است.
یک رهبر موفق قدم های هوشمندانه برمی دارد. لازم نیست خیلی سریع عمل کنید. فقط هوشمند و خلاق باشید. یکی از خلاقیت هایی که می توانید به عنوان یک رهبر خلاق از خودتان نشان دهید این است که می توانید از انتقاد های سازنده درس بگیرید و از موفقیت دیگران الگو دریافت کنید.
تا کجا به تلاش ادامه خواهید داد؟
تلاش همان چیزی است که شما به عنوان یک رهبر باید خوب آن را بشناسید. تلاش لازمه کسب مهارت است.
فراموش نکنید که هرچه بیشتر تلاش کنید سخت تر سقوط خواهید کرد
شروع کنید و انتظار برای اینکه فردی از راه برسد و معجزه کند را پایان دهید.
معجزه خود شما هستید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#رهبری
* یکی از تفاوتی هایی که بین رهبران سنتی و رهبران خلاق به چشم میخورد همین نکته است که رهبران خلاق شبانه روز درحال به روز شدن با دنیای جدید هستند.
* نباید به پیامد های شکست فکر کرد. من شکست می خورم برای آینده ای روشن.از چالش ها پیروی کنید و در مقابل مشکلات استقامت نشان دهید. درست است که شخصیت فرد خودش را در حوادث بزرگ نشان میدهد اما قطعا این شخصیت که امروز بزرگ شده، درحوادث کوچک ساخته شده است.
یک رهبر موفق قدم های هوشمندانه برمی دارد. لازم نیست خیلی سریع عمل کنید. فقط هوشمند و خلاق باشید. یکی از خلاقیت هایی که می توانید به عنوان یک رهبر خلاق از خودتان نشان دهید این است که می توانید از انتقاد های سازنده درس بگیرید و از موفقیت دیگران الگو دریافت کنید.
تا کجا به تلاش ادامه خواهید داد؟
تلاش همان چیزی است که شما به عنوان یک رهبر باید خوب آن را بشناسید. تلاش لازمه کسب مهارت است.
فراموش نکنید که هرچه بیشتر تلاش کنید سخت تر سقوط خواهید کرد
شروع کنید و انتظار برای اینکه فردی از راه برسد و معجزه کند را پایان دهید.
معجزه خود شما هستید...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
#قسمت_سوم🖌
#رهبری
🔻ویژگی های رهبر بزرگ در یک سازمان موفق
طبق تحقیقات انجام شده روی رهبران بزرگ دنیا، مهم ترین ویژگی یک رهبر داشتن "بینش قوی" روی آینده سازمان و کارکنانش است.باید تصویر روشنی از آینده داشته باشید ؛ باید احساسات افرادی را که با آنها کار می کنید در دست بگیرید.
در ادامه تحقیقات، محققات به موضوعی رسیدند که امروزه در کمتر کسی پیدامیشود: "شجاعت"
آیاشمااز آخر کاری که می کنید آگاهید؟؟
آیا اطمینان می دهید که در پایان، خوشی همراه شماست؟؟
رهبران افراد شجاعی هستند و برای رسیدن به اهدافشان ریسک می کنند. فراموش نکنید که اگر ترس هایتان راکنار نگذارید، هیچوقت شروع نخواهید کرد.
آینده متعلق به ریسک کنندگان است !
شجاعت خود را با صبروشکیبایی ترکیب کنید این باعث میشود حتی وقتی که همه چیز بر ضد شماست به راهتان ادامه دهید.
نکته بعدی که باید به عنوان رهبر سازمانتان درنظر داشته باشید این است که همیشه و در هر زمان سعی کنید "صداقت" را رعایت کنید.
"صداقت داشته باش و دیگران را جلب کن"
یادتان باشد که برندگان هیچگاه تقلب نمی کنند.
همیشه به دنبال "حقیقت" باشید. به جای آن که خودتان را گول بزنید، دنیا را آن گونه که هست ببینید نه آن گونه که انتظار دارید.
تمرکزتان را از روی اتفاقاتی که احتمالا درآینده خواهد افتاد بردارید و به زمان حال بپردازید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#رهبری
🔻ویژگی های رهبر بزرگ در یک سازمان موفق
طبق تحقیقات انجام شده روی رهبران بزرگ دنیا، مهم ترین ویژگی یک رهبر داشتن "بینش قوی" روی آینده سازمان و کارکنانش است.باید تصویر روشنی از آینده داشته باشید ؛ باید احساسات افرادی را که با آنها کار می کنید در دست بگیرید.
در ادامه تحقیقات، محققات به موضوعی رسیدند که امروزه در کمتر کسی پیدامیشود: "شجاعت"
آیاشمااز آخر کاری که می کنید آگاهید؟؟
آیا اطمینان می دهید که در پایان، خوشی همراه شماست؟؟
رهبران افراد شجاعی هستند و برای رسیدن به اهدافشان ریسک می کنند. فراموش نکنید که اگر ترس هایتان راکنار نگذارید، هیچوقت شروع نخواهید کرد.
آینده متعلق به ریسک کنندگان است !
شجاعت خود را با صبروشکیبایی ترکیب کنید این باعث میشود حتی وقتی که همه چیز بر ضد شماست به راهتان ادامه دهید.
نکته بعدی که باید به عنوان رهبر سازمانتان درنظر داشته باشید این است که همیشه و در هر زمان سعی کنید "صداقت" را رعایت کنید.
"صداقت داشته باش و دیگران را جلب کن"
یادتان باشد که برندگان هیچگاه تقلب نمی کنند.
همیشه به دنبال "حقیقت" باشید. به جای آن که خودتان را گول بزنید، دنیا را آن گونه که هست ببینید نه آن گونه که انتظار دارید.
تمرکزتان را از روی اتفاقاتی که احتمالا درآینده خواهد افتاد بردارید و به زمان حال بپردازید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جمله ی کلیدی این ویدئو ؛
" یاد بگیرید چگونه بین افراد موثر و کارآ و افراد مخرب و ناکارآمد ، "" صراحتاً "" تمایز قائل شوید.
سازمان های امروزی بدون تاکید بر بحثِ کارگروهی موفق نخواهند شد.
اغلب ، فقط اهمیت این موضوع را میدانیم و کمتر به اجرایی کردنِ آن اهتمام می ورزیم.
یک مدیر هوشمند ، باید اشرافِ کامل به توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی خوب و بد تک تک اعضایش داشته باشد.
در غیر این صورت نمیداند ، کدام یک از آن ها باعث حرکتِ سازمان و کدام یک مانع آن می شود.
📌نیروهای محرک و ترمزهای سازمان خود را بشناسید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
" یاد بگیرید چگونه بین افراد موثر و کارآ و افراد مخرب و ناکارآمد ، "" صراحتاً "" تمایز قائل شوید.
سازمان های امروزی بدون تاکید بر بحثِ کارگروهی موفق نخواهند شد.
اغلب ، فقط اهمیت این موضوع را میدانیم و کمتر به اجرایی کردنِ آن اهتمام می ورزیم.
یک مدیر هوشمند ، باید اشرافِ کامل به توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی خوب و بد تک تک اعضایش داشته باشد.
در غیر این صورت نمیداند ، کدام یک از آن ها باعث حرکتِ سازمان و کدام یک مانع آن می شود.
📌نیروهای محرک و ترمزهای سازمان خود را بشناسید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍2❤1
💢 اهداف را فراموش کنید
👈 جیمز کلییر در کتاب ارزشمند خود به نام «عادتهای اتمی» مینویسد:
👈 همیشه به ما یاد دادهاند «اگر میخواهی در زندگی و کسب و کارت موفق شوی، باید اهدافی واقعی، مشخص و قابل اجرا برای خودت تعیین کنی
👈 من هم مثل شما این کار را میکردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که تمرکز صرف بر اهداف، من را تنها به برخی از آنها میرساند و در راه رسیدن به بسیاری از اهدافم ناکام میمانم
👈 بعد از بررسیهای گسترده متوجه شدم اشکال کارم اینجاست که «روی اهدافم متمرکز هستم» ولی «سیستم کاریام را فراموش کردهام»
👈 سپس این سوال برایم پیش آمد که «اهداف چه تفاوتی با سیستم کاری دارند؟». اهداف، نتایجی که میخواهیم به آنها برسیم را تعریف میکنند ولی سیستم کاری، فرایندها و وظایفی را به ما یادآوری میکنند که برای رسیدن به آن نتایج باید انجام بدهیم. با این تعریف، بهتر است روی سیستمهای کاریمان متمرکز شویم و اهدافمان را فراموش کنیم
👈 منظور من از فراموش کردن اهداف، این است که نباید زمان زیادی را صرف اهدافمان کنیم، بلکه باید بیشتر وقتمان را به طراحی، بهبود و ارتقاء سیستمهای کاریمان اختصاص بدهیم
👈 وقتی بیش از حد روی تعیین اهدافمان وقت میگذاریم، این چهار مساله برایمان پیش میآید:
1️⃣ برندگان و بازندگان، اهداف مشابهی دارند
🔸 وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم، نباید تصور کنیم چون اهداف بلندپروازانهای داشتهاند، موفق شدهاند، بلکه به این دلیل موفق شدهاند که سیستم کاری دقیقی داشتهاند
🔸 پس نباید اشتباه کنیم که صرفا با داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه میتوانیم موفق شویم
2️⃣ دستیابی به هدف، فقط یک تغییر موقت است
🔸 فرض کنید میخواهید اتاقتان را تمییز کنید و برای این کار ساعتها وقت و انرژی میگذارید و اتاقتان را تمییز و مرتب میکنید
🔸 اگر روش زندگیتان درست نباشد و مثلا هر چیزی را بعد از استفاده از آن، سر جایش نگذارید، بعد از یکی دو روز باز هم اتاقتان شلوغ میشود
🔸 در این حالت، یا باز هم باید وقت و انرژی بگذارید و اتاقتان را تمییز کنید یا کلا انگیزهتان را برای تمییز کردن اتاق از دست میدهید
🔸 پس به جای تمییز کردن اتاق، بهتر است روی تغییر روش زندگیتان تمرکز کنید
3️⃣ اهداف، شادی ما را محدود میکنند
🔸 طبیعی است که وقتی به هدفمان میرسیم، خوشحال میشویم. در این حالت، خوشحالیمان را تا رسیدن به هدف بعدیمان، به تعویق میاندازیم
🔸 اما اگر عاشق فرایندهای کاریمان باشیم و از انجام آنها لذت ببریم، همیشه و هر روز از انجام کارهایی که میکنیم، خوشحال میشویم و خوشحالیمان را به آیندهای دور موکول نمیکنیم
4️⃣ اهداف با پیشرفت بلندمدت در تعارضاند
🔸 همه ما احتمالا این حالت را تجربه کردهایم: «روی یک هدف خاص متمرکز میشویم و حواسمان از اطرافمان و سایر اهدافمان پرت میشود»
🔸 مثلا تمام حواسمان را روی «افزایش فروش» شرکتمان متمرکز میکنیم و حواسمان از «تغییر تکنولوژی» پرت میشود. در این حالت، تمرکز روی اهداف ما را از پیشرفت بلندمدت غافل میکند
🔸 در صورتی که اگر روی ارتقاء و بهبود سیستمهای کاریمان تمرکز کنیم، میتوانیم به هر دو هدف «افزایش فروش» و «ارتقاء تکنولوژی» برسیم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈 جیمز کلییر در کتاب ارزشمند خود به نام «عادتهای اتمی» مینویسد:
👈 همیشه به ما یاد دادهاند «اگر میخواهی در زندگی و کسب و کارت موفق شوی، باید اهدافی واقعی، مشخص و قابل اجرا برای خودت تعیین کنی
👈 من هم مثل شما این کار را میکردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که تمرکز صرف بر اهداف، من را تنها به برخی از آنها میرساند و در راه رسیدن به بسیاری از اهدافم ناکام میمانم
👈 بعد از بررسیهای گسترده متوجه شدم اشکال کارم اینجاست که «روی اهدافم متمرکز هستم» ولی «سیستم کاریام را فراموش کردهام»
👈 سپس این سوال برایم پیش آمد که «اهداف چه تفاوتی با سیستم کاری دارند؟». اهداف، نتایجی که میخواهیم به آنها برسیم را تعریف میکنند ولی سیستم کاری، فرایندها و وظایفی را به ما یادآوری میکنند که برای رسیدن به آن نتایج باید انجام بدهیم. با این تعریف، بهتر است روی سیستمهای کاریمان متمرکز شویم و اهدافمان را فراموش کنیم
👈 منظور من از فراموش کردن اهداف، این است که نباید زمان زیادی را صرف اهدافمان کنیم، بلکه باید بیشتر وقتمان را به طراحی، بهبود و ارتقاء سیستمهای کاریمان اختصاص بدهیم
👈 وقتی بیش از حد روی تعیین اهدافمان وقت میگذاریم، این چهار مساله برایمان پیش میآید:
1️⃣ برندگان و بازندگان، اهداف مشابهی دارند
🔸 وقتی به زندگی افراد موفق نگاه میکنیم، نباید تصور کنیم چون اهداف بلندپروازانهای داشتهاند، موفق شدهاند، بلکه به این دلیل موفق شدهاند که سیستم کاری دقیقی داشتهاند
🔸 پس نباید اشتباه کنیم که صرفا با داشتن اهداف بزرگ و بلندپروازانه میتوانیم موفق شویم
2️⃣ دستیابی به هدف، فقط یک تغییر موقت است
🔸 فرض کنید میخواهید اتاقتان را تمییز کنید و برای این کار ساعتها وقت و انرژی میگذارید و اتاقتان را تمییز و مرتب میکنید
🔸 اگر روش زندگیتان درست نباشد و مثلا هر چیزی را بعد از استفاده از آن، سر جایش نگذارید، بعد از یکی دو روز باز هم اتاقتان شلوغ میشود
🔸 در این حالت، یا باز هم باید وقت و انرژی بگذارید و اتاقتان را تمییز کنید یا کلا انگیزهتان را برای تمییز کردن اتاق از دست میدهید
🔸 پس به جای تمییز کردن اتاق، بهتر است روی تغییر روش زندگیتان تمرکز کنید
3️⃣ اهداف، شادی ما را محدود میکنند
🔸 طبیعی است که وقتی به هدفمان میرسیم، خوشحال میشویم. در این حالت، خوشحالیمان را تا رسیدن به هدف بعدیمان، به تعویق میاندازیم
🔸 اما اگر عاشق فرایندهای کاریمان باشیم و از انجام آنها لذت ببریم، همیشه و هر روز از انجام کارهایی که میکنیم، خوشحال میشویم و خوشحالیمان را به آیندهای دور موکول نمیکنیم
4️⃣ اهداف با پیشرفت بلندمدت در تعارضاند
🔸 همه ما احتمالا این حالت را تجربه کردهایم: «روی یک هدف خاص متمرکز میشویم و حواسمان از اطرافمان و سایر اهدافمان پرت میشود»
🔸 مثلا تمام حواسمان را روی «افزایش فروش» شرکتمان متمرکز میکنیم و حواسمان از «تغییر تکنولوژی» پرت میشود. در این حالت، تمرکز روی اهداف ما را از پیشرفت بلندمدت غافل میکند
🔸 در صورتی که اگر روی ارتقاء و بهبود سیستمهای کاریمان تمرکز کنیم، میتوانیم به هر دو هدف «افزایش فروش» و «ارتقاء تکنولوژی» برسیم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
⭕️ راز بقاء مدیران چهار فصل
✍️ دکتر_علی قربانی
این یادداشت، مسئله راز بقاء مدیران در طول سالیان دراز را واکاوی می کند تا علاوه بر شفافیت و شناخت نحوه عملکرد مدیران چهار فصل، سرنخهای درمان این مسئله نیز هویدا گردد.
راز اول، مثلث سازی قدرت: مدیران با سابقه معمولا به تنهایی فعالیت نمی کنند و مثلثی را با اضلاع مکمل خود تشکیل می دهند. این مثلث سازی کمک می کند در طول هیجانات سیاسی که جناحهای مختلف راست و چپ جابجا می شوند، با حاکم شدن جناح مخالف، ضلع دیگر مثلث همپیمان به روی کار بیاید و این مدیران به صورت موقت به سطوح معاونت یا مدیرکل تنزل یابند و در آینده نزدیک که جناح موافق مجددا حاکم شد، دوباره بر راس مثلث تکیه زده و سایر همپیمانان در اضلاع دیگر سکنی گزینند (پورعزت، ۱۳۸۹). اینچنین است که اضلاع مثلث ها و بعضا مربع ها و چندضلعی های قدرت ممکن است در کوتاه مدت بچرخد و مدیران در اضلاع آن جابجا شوند ولی کسان دیگری خارج از این چندضلعیهای قدرت اجازه ورود به آن را نمی یابند!
راز دوم، سوداگری اداری: مدیران با سابقه معمولا در زمانی که در راس قدرت هستند چنان به معامله منافع سازمانی با سایر پایگاه های قدرت می پردازند، که از منافع اعطایی حاصل از پست فعلی به عنوان مقاومسازهای جایگاه خود بهره می برد. سایر پایگاههای قدرت نیز بر این مسئله واقفاند که این مدیران بهتر می توانند منافع ایشان را تامین کنند و بنابراین بر حمایت و تحکیم جایگاه مدیران باقی می افزایند!
راز سوم، سرمایه ارتباطاتی: سرمایه ای است که حاصل سوداگری اداری است و حتی در صورت عزل از مسئولیت فعلی در سایر سیستم های مرتبط و غیرمرتبط، پایگاهی برای روزهای ورشکستگی سیاسی فراهم می کند. سرمایه ارتباطی اغلب به سبب دفع ضرر مدیران باقی ایفای نقش می کند!
نکته: در بسیاری از موارد هنگام برکناری مدیران، معضل اصلی مدیران برکنارکننده این است که مدیر برکنار شده را کجا (در کدام پست دیگر) بگذارند!؟
راز چهارم، بدون دشمن بودن: مدیران باسابقه به ضرب المثل "اگر نمی توانی کسی را بکشی، هیچگاه او را زخمی نکن" بیشتر از هر کسی عمل می کنند. ایشان به درستی می دانند که بیش از آنکه در یک سیستم به دنبال جذب دوستان باشند، نباید دشمنی را تربیت کنند! چرا که یک دشمن ضربه ای در مخالفت میزند که ۱۰۰ دوست نمی توانند در موافقت آن را جبران کنند. مدیران باقی هیچگاه در سیستم ها همچون شیر درنده عمل نمی کند، و سبک مدیریت میان مایه و راکد را بر ماجراجویی و چالش ترجیح می دهند. چه بسیار مدیرانی که صرفا به علت نداشتن دشمن نسبت به دیگران توانسته اند سالها بر مسئولیت های متعدد تکیه بزنند، در عین حال که همگان بر ناتوانی ایشان برای آن مسئولیت ها اذعان داشته اند!
راز پنجم، تمجید دائمی بالادستان: مدیران باقی هیچگاه پشت سر کسی حرف نمی زنند، حتی مدیران قبلی سازمان. چرا که هیچگاه احتمال تصاحب پست های مدیریتی بالادستی را توسط دیگران منتفی نمی دانند. در عین حال چاپلوسی و تملق بالادستان تحت هر شرایط از ویژگی های بارز این مدیران است!
راز ششم، وعده های بی اساس و هیپنوتیزم عامه: مدیران باقی می دانند که حافظه منابع انسانی سازمانها بسیار ضعیف است. ایشان صرفا به گذر از وضع امروز و الان متمرکزند و با دادن وعده های فریبنده و مثبت نشان دادن وضع موجود و امید دادن به فردای بهتر سعی می کند عامه را به خواب برند و بر دردها مسکن بزنند!
راز هفتم، ترجیح تعدد مسئولیت بر یک مسئولیت واحد: مدیران باقی به جای تسلط بر یک مسئولیت مثلا در طول ۵ سال، به ۵ مسئولیت اجرایی متفاوت هر یک به طول یکسال متمایل اند. این موجب می شود ضمن اینکه مدیران باسابقهای (و به اشتباه باتجربه) تلقی شوند، قبل از اینکه آستانه تحمل اعضای هر سیستم در میان مدت به سر می رسد، سیستم را ترک کنند و اعتراضات سر باز نزند. همچنین موجب می شود هنگام انتصاب در پست های جدید وضعیت عملکرد در پست های قبلی به دلیل بی ارتباط بودن با پست جدید مورد ارزیابی قرار نگیرد. به عنوان مثال به ترتیب عناوین بیربط مدیر مالی، مدیر آموزشی، مدیر پشتیبانی، مدیران زیرساخت و مدیر فرهنگی را تصاحب می کنند!
راز هشتم، استعفا به جای عزل: مدیران باقی نهایتا در بدترین شرایط اگر در اثر فشارهای بیرونی یا اراده بالادستان به نقطه عزل برسند، به موقع استعفا می دهند تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و مسئولیت ناکارآمدی را به دوش دیگران بیاندازند. توجه شود که درخواست استعفا با کلید خوردن عزل این مدیران صورت نمی گیرد، چرا که تمام عوامل فوق الذکر می تواند موجب تداوم بقاء مدیر بشود. نهایتا در صورت عدم توفیق در بقاء از طریق هیچ یک از راهها، استعفا صرفا ساعاتی قبل از عزل صورت می پذیرد!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️ دکتر_علی قربانی
این یادداشت، مسئله راز بقاء مدیران در طول سالیان دراز را واکاوی می کند تا علاوه بر شفافیت و شناخت نحوه عملکرد مدیران چهار فصل، سرنخهای درمان این مسئله نیز هویدا گردد.
راز اول، مثلث سازی قدرت: مدیران با سابقه معمولا به تنهایی فعالیت نمی کنند و مثلثی را با اضلاع مکمل خود تشکیل می دهند. این مثلث سازی کمک می کند در طول هیجانات سیاسی که جناحهای مختلف راست و چپ جابجا می شوند، با حاکم شدن جناح مخالف، ضلع دیگر مثلث همپیمان به روی کار بیاید و این مدیران به صورت موقت به سطوح معاونت یا مدیرکل تنزل یابند و در آینده نزدیک که جناح موافق مجددا حاکم شد، دوباره بر راس مثلث تکیه زده و سایر همپیمانان در اضلاع دیگر سکنی گزینند (پورعزت، ۱۳۸۹). اینچنین است که اضلاع مثلث ها و بعضا مربع ها و چندضلعی های قدرت ممکن است در کوتاه مدت بچرخد و مدیران در اضلاع آن جابجا شوند ولی کسان دیگری خارج از این چندضلعیهای قدرت اجازه ورود به آن را نمی یابند!
راز دوم، سوداگری اداری: مدیران با سابقه معمولا در زمانی که در راس قدرت هستند چنان به معامله منافع سازمانی با سایر پایگاه های قدرت می پردازند، که از منافع اعطایی حاصل از پست فعلی به عنوان مقاومسازهای جایگاه خود بهره می برد. سایر پایگاههای قدرت نیز بر این مسئله واقفاند که این مدیران بهتر می توانند منافع ایشان را تامین کنند و بنابراین بر حمایت و تحکیم جایگاه مدیران باقی می افزایند!
راز سوم، سرمایه ارتباطاتی: سرمایه ای است که حاصل سوداگری اداری است و حتی در صورت عزل از مسئولیت فعلی در سایر سیستم های مرتبط و غیرمرتبط، پایگاهی برای روزهای ورشکستگی سیاسی فراهم می کند. سرمایه ارتباطی اغلب به سبب دفع ضرر مدیران باقی ایفای نقش می کند!
نکته: در بسیاری از موارد هنگام برکناری مدیران، معضل اصلی مدیران برکنارکننده این است که مدیر برکنار شده را کجا (در کدام پست دیگر) بگذارند!؟
راز چهارم، بدون دشمن بودن: مدیران باسابقه به ضرب المثل "اگر نمی توانی کسی را بکشی، هیچگاه او را زخمی نکن" بیشتر از هر کسی عمل می کنند. ایشان به درستی می دانند که بیش از آنکه در یک سیستم به دنبال جذب دوستان باشند، نباید دشمنی را تربیت کنند! چرا که یک دشمن ضربه ای در مخالفت میزند که ۱۰۰ دوست نمی توانند در موافقت آن را جبران کنند. مدیران باقی هیچگاه در سیستم ها همچون شیر درنده عمل نمی کند، و سبک مدیریت میان مایه و راکد را بر ماجراجویی و چالش ترجیح می دهند. چه بسیار مدیرانی که صرفا به علت نداشتن دشمن نسبت به دیگران توانسته اند سالها بر مسئولیت های متعدد تکیه بزنند، در عین حال که همگان بر ناتوانی ایشان برای آن مسئولیت ها اذعان داشته اند!
راز پنجم، تمجید دائمی بالادستان: مدیران باقی هیچگاه پشت سر کسی حرف نمی زنند، حتی مدیران قبلی سازمان. چرا که هیچگاه احتمال تصاحب پست های مدیریتی بالادستی را توسط دیگران منتفی نمی دانند. در عین حال چاپلوسی و تملق بالادستان تحت هر شرایط از ویژگی های بارز این مدیران است!
راز ششم، وعده های بی اساس و هیپنوتیزم عامه: مدیران باقی می دانند که حافظه منابع انسانی سازمانها بسیار ضعیف است. ایشان صرفا به گذر از وضع امروز و الان متمرکزند و با دادن وعده های فریبنده و مثبت نشان دادن وضع موجود و امید دادن به فردای بهتر سعی می کند عامه را به خواب برند و بر دردها مسکن بزنند!
راز هفتم، ترجیح تعدد مسئولیت بر یک مسئولیت واحد: مدیران باقی به جای تسلط بر یک مسئولیت مثلا در طول ۵ سال، به ۵ مسئولیت اجرایی متفاوت هر یک به طول یکسال متمایل اند. این موجب می شود ضمن اینکه مدیران باسابقهای (و به اشتباه باتجربه) تلقی شوند، قبل از اینکه آستانه تحمل اعضای هر سیستم در میان مدت به سر می رسد، سیستم را ترک کنند و اعتراضات سر باز نزند. همچنین موجب می شود هنگام انتصاب در پست های جدید وضعیت عملکرد در پست های قبلی به دلیل بی ارتباط بودن با پست جدید مورد ارزیابی قرار نگیرد. به عنوان مثال به ترتیب عناوین بیربط مدیر مالی، مدیر آموزشی، مدیر پشتیبانی، مدیران زیرساخت و مدیر فرهنگی را تصاحب می کنند!
راز هشتم، استعفا به جای عزل: مدیران باقی نهایتا در بدترین شرایط اگر در اثر فشارهای بیرونی یا اراده بالادستان به نقطه عزل برسند، به موقع استعفا می دهند تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و مسئولیت ناکارآمدی را به دوش دیگران بیاندازند. توجه شود که درخواست استعفا با کلید خوردن عزل این مدیران صورت نمی گیرد، چرا که تمام عوامل فوق الذکر می تواند موجب تداوم بقاء مدیر بشود. نهایتا در صورت عدم توفیق در بقاء از طریق هیچ یک از راهها، استعفا صرفا ساعاتی قبل از عزل صورت می پذیرد!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍2
Forwarded from کانال تخصصی اقتصاد (M.R. Monjazeb)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰از دیدگاه ویلیام_گلاسر می توان سلامت_روان را در دو عبارت خلاصه کرد:
🔺 "مسئولیت پذیری" و
🔺"واقعیت پذیری"
✳️ در واقع می توان گفت، بر اساس تئوری انتخاب، مولفه ی اصلی تمامی رنج های روانی، انکار واقعیت و مسئولیت گریزی ست.
✴️ واقعیت پذیری و مسئولیت پذیری به چه معناست؟
☜ پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرش پیامدهای منطقی و طبیعی رفتار خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعی ست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.
☜ مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصی اش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.
❇️ بر اساس تئوری انتخاب سلامت روانی و همچنین بخش اعظم سلامت جسمانیِ ما وابسته به این موضوع است که ما به طور کلی در زندگی چه اقداماتِ مؤثر و مسئولانه ای انجام می دهیم و نحوهٔ تفکرمان در مورد خودمان، دیگران و جهانِ پیرامونمان چگونه باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺 "مسئولیت پذیری" و
🔺"واقعیت پذیری"
✳️ در واقع می توان گفت، بر اساس تئوری انتخاب، مولفه ی اصلی تمامی رنج های روانی، انکار واقعیت و مسئولیت گریزی ست.
✴️ واقعیت پذیری و مسئولیت پذیری به چه معناست؟
☜ پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرش پیامدهای منطقی و طبیعی رفتار خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعی ست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.
☜ مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصی اش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.
❇️ بر اساس تئوری انتخاب سلامت روانی و همچنین بخش اعظم سلامت جسمانیِ ما وابسته به این موضوع است که ما به طور کلی در زندگی چه اقداماتِ مؤثر و مسئولانه ای انجام می دهیم و نحوهٔ تفکرمان در مورد خودمان، دیگران و جهانِ پیرامونمان چگونه باشد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
❗️توصیه هایی برای حرفهای بودن:
🔺مهارتهای ششگانه را با کتاب شروع کنید و با تمرین ایجاد کنید. نکات اصلی را یادداشت کنید و تمرین کنید تا زمانی که ملکه ذهنتان شود.
🔺دچار سندروم پشمگاوتراشی یا یاکشیوینگ نشوید.
کار حرفهای شوخیبردار نیست و هیچ کارفرمایی هم پول اضافه ندارد تا کنجکاوی علمی یا وسواس روانشناختی شما را ارضاء کند.
🔺پروتوتایپینگ را فراموش نکنید.
فراموش نکنید که همیشه داشتن یک خروجی اولیه بسیار بهتر از نداشتن خروجی و سردواندن مشتری یا کارفرما است. بخشی از مشکل معمولا از این ناشی میشود که حوصله ندارید یا نمیتوانید خودتان را متعهد کنید که همینقدری که کار کردهاید را کنار هم بگذارید و یک نتیجه اولیه تولید کنید.
🔺به مکانیسم "مرور همکارانه" اتکاء کنید.
برای کارهای مهم قبل از تحویل به کارفرما یا نهاییسازی به همکارانتان بدهید تا نظر بدهند و ایراد بگیرند.
🔺روی کاغذ فکر کنید.
در مسایل و پروندههای پیچیده مغز دچار فلج تحلیلی میشود. پس تا وقتی ننویسید موضوعات در ذهنتان روشن نمیشود.
🔺یادداشتهای در لحظه را فراموش نکنید. وقتی بیرون محل کار هستید، در صف اتوبوس یا نان، در مهمانی و ... ذهن خود را متوجه مسئلهای که رویش کار میکنید بکنید و ایدههایتان را یادداشت کنید.
🔺از شمارهگذاری استفاده کنید.
هر چیزی را به موارد جزییتر بشکنید و شمارهگذاری کنید و سپس بههم مرتبط کنید. در اینصورت مجبور خواهید شد منظم و متمرکز (استراتژیک) فکر کنید.
🔺قاعدهمند فکر کنید.
یعنی برای هر موضوعی از یک مدل/چارچوب/تکنیک/ابزار مناسب استفاده کنید. اجازه ندهید دادههای خام و زیاد بر ذهن شما غلبه کند.
🔺دچار سندروم همهچی میخ نشوید.
شما باید ابزارهای زیادی بلد باشید و بدانید هر ابزاری را کجا باید استفاده کنید. اگر فقط در جعبهابزار خود میخ داشته باشید، همه دنیا را میخ میبینید.
🔺گوش باشید.
در جهانی که همه حرف میزنند آنهایی که گوش میدهند کمیاب و ارزشمندند. گاهی میشود راهحلهای مشکلات را در سخنان طرف مقابل (صاحب مسئله) یافت.
🔺از در و دیوار یاد بگیرید.
از هر مدیری، هر پروژهای، هر همکاری، هر رقیبی، هر آدم حرفهای و یا غیرحرفهای، هر سازمانی و از هر شکستی، هر رخدادی، چیزی یاد بگیرید.
🔺ایدههای پیچیده را بهزبان ساده ترجمه کنید. یک تمرین خوب؛ تا سهماه سعی کنید هر مفهوم تخصصی را برای یک بچه هشتساله بیان کنید. حرفهای بودن خودش را در بیان روان نشان میدهد.
🔺بدانید شما به اندازه خودتان نمیدانید بلکه به اندازه شبکه افرادی که با آنان در ارتباط هستید میدانید.
پس سعی کنید گستره شبکه دوستان (بخوانید گستره دانش خود) را گسترش دهید.
🔺زیبایی دست ما نیست، جذابیت چرا.
یک حرفهای ممکن است زیبا نباشد، اما باید جذاب باشد و شخصیتی کاریزماتیک داشته باشد.
🔺تفاوت ده و دهوپنج دقیقه را بفهمید!
اگر حتی ۵ دقیقه به جلسهای دیر میرسید، با پیامک به میزبان اطلاع دهید. این نشانه حرفهای بودن شماست.
🔺مثالهای خوب در ذهن داشته باشید.
مثالها از استدلالها و ارقام و اعداد و نمودارها بسیار مؤثرترند. بنابراین در حوزه تخصصی خود سعی کنید زیاد نمونهی موردی بخوانید و در ذهن داشته باشید.
🔺دزدی نکنید!
دزدی شاخ و دم ندارد. وقتی یک مطلبی را درج میکنیم و به رفرنس آن اشاره نمیکنیم این یعنی دزدی. بههمین سادگی.
🔺ظرفیت و شجاعت گفتن این سه جمله را داشته باشید: من بلد نیستم، من اشتباه کردم، من باید درباره این موضوع بیشتر فکر/مطالعه کنم.
🔺با دیسیپلین باشید.
با دیسیپلینها در طول زمان تبدیل به یک برند شخصی و مرجع میشوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺مهارتهای ششگانه را با کتاب شروع کنید و با تمرین ایجاد کنید. نکات اصلی را یادداشت کنید و تمرین کنید تا زمانی که ملکه ذهنتان شود.
🔺دچار سندروم پشمگاوتراشی یا یاکشیوینگ نشوید.
کار حرفهای شوخیبردار نیست و هیچ کارفرمایی هم پول اضافه ندارد تا کنجکاوی علمی یا وسواس روانشناختی شما را ارضاء کند.
🔺پروتوتایپینگ را فراموش نکنید.
فراموش نکنید که همیشه داشتن یک خروجی اولیه بسیار بهتر از نداشتن خروجی و سردواندن مشتری یا کارفرما است. بخشی از مشکل معمولا از این ناشی میشود که حوصله ندارید یا نمیتوانید خودتان را متعهد کنید که همینقدری که کار کردهاید را کنار هم بگذارید و یک نتیجه اولیه تولید کنید.
🔺به مکانیسم "مرور همکارانه" اتکاء کنید.
برای کارهای مهم قبل از تحویل به کارفرما یا نهاییسازی به همکارانتان بدهید تا نظر بدهند و ایراد بگیرند.
🔺روی کاغذ فکر کنید.
در مسایل و پروندههای پیچیده مغز دچار فلج تحلیلی میشود. پس تا وقتی ننویسید موضوعات در ذهنتان روشن نمیشود.
🔺یادداشتهای در لحظه را فراموش نکنید. وقتی بیرون محل کار هستید، در صف اتوبوس یا نان، در مهمانی و ... ذهن خود را متوجه مسئلهای که رویش کار میکنید بکنید و ایدههایتان را یادداشت کنید.
🔺از شمارهگذاری استفاده کنید.
هر چیزی را به موارد جزییتر بشکنید و شمارهگذاری کنید و سپس بههم مرتبط کنید. در اینصورت مجبور خواهید شد منظم و متمرکز (استراتژیک) فکر کنید.
🔺قاعدهمند فکر کنید.
یعنی برای هر موضوعی از یک مدل/چارچوب/تکنیک/ابزار مناسب استفاده کنید. اجازه ندهید دادههای خام و زیاد بر ذهن شما غلبه کند.
🔺دچار سندروم همهچی میخ نشوید.
شما باید ابزارهای زیادی بلد باشید و بدانید هر ابزاری را کجا باید استفاده کنید. اگر فقط در جعبهابزار خود میخ داشته باشید، همه دنیا را میخ میبینید.
🔺گوش باشید.
در جهانی که همه حرف میزنند آنهایی که گوش میدهند کمیاب و ارزشمندند. گاهی میشود راهحلهای مشکلات را در سخنان طرف مقابل (صاحب مسئله) یافت.
🔺از در و دیوار یاد بگیرید.
از هر مدیری، هر پروژهای، هر همکاری، هر رقیبی، هر آدم حرفهای و یا غیرحرفهای، هر سازمانی و از هر شکستی، هر رخدادی، چیزی یاد بگیرید.
🔺ایدههای پیچیده را بهزبان ساده ترجمه کنید. یک تمرین خوب؛ تا سهماه سعی کنید هر مفهوم تخصصی را برای یک بچه هشتساله بیان کنید. حرفهای بودن خودش را در بیان روان نشان میدهد.
🔺بدانید شما به اندازه خودتان نمیدانید بلکه به اندازه شبکه افرادی که با آنان در ارتباط هستید میدانید.
پس سعی کنید گستره شبکه دوستان (بخوانید گستره دانش خود) را گسترش دهید.
🔺زیبایی دست ما نیست، جذابیت چرا.
یک حرفهای ممکن است زیبا نباشد، اما باید جذاب باشد و شخصیتی کاریزماتیک داشته باشد.
🔺تفاوت ده و دهوپنج دقیقه را بفهمید!
اگر حتی ۵ دقیقه به جلسهای دیر میرسید، با پیامک به میزبان اطلاع دهید. این نشانه حرفهای بودن شماست.
🔺مثالهای خوب در ذهن داشته باشید.
مثالها از استدلالها و ارقام و اعداد و نمودارها بسیار مؤثرترند. بنابراین در حوزه تخصصی خود سعی کنید زیاد نمونهی موردی بخوانید و در ذهن داشته باشید.
🔺دزدی نکنید!
دزدی شاخ و دم ندارد. وقتی یک مطلبی را درج میکنیم و به رفرنس آن اشاره نمیکنیم این یعنی دزدی. بههمین سادگی.
🔺ظرفیت و شجاعت گفتن این سه جمله را داشته باشید: من بلد نیستم، من اشتباه کردم، من باید درباره این موضوع بیشتر فکر/مطالعه کنم.
🔺با دیسیپلین باشید.
با دیسیپلینها در طول زمان تبدیل به یک برند شخصی و مرجع میشوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
📌پایین بودن بهرهوری کارکنان
💠در یک مطالعه پیمایشی، از کارکنان دولتی سوال شد چرا بهره وری کارکنان پایین است. پاسخ ها جالب بود!
♦️در زیر به ۱۰ مورد پاسخ ها اشاره شده که فراوانی موافق و کاملا موافق پاسخها بالاتر از ۵۰ درصد بوده است. بعضی از سنجههای تحقیق در جلوی هر مورد آمده است.
1️⃣ سنتی اداره کردن (۷۸٪)؛ قوانین ومقررات قدیمی، تصمیم گیری با آزمون و خطا، مدیریت فردی و مبتنی بر زور و اجبار، ضعف به کارگیری تکنیک های جدید مدیریت
2️⃣ پایین بودن سواد مدیریتی (۷۶٪)؛ ضعف دانش تخصصی مدیران، مدیران بدون تحصیلات مدیریتی، عدم شرکت مدیران در آموزش ضمن خدمت مدیریت، نداشتن مشاور مدیریت
3️⃣ ضعف شایسته سالاری (۷۳٪)؛ نحوه انتخاب مدیران به صورت آشنایی با مدیران بالادستی، وابستگی به احزاب و جناحها، دخالت شخصیتهای با نفوذ در انتصابات
4️⃣ ضعیف بودن کارکنان (۶۹٪)؛ پایین بودن شرایط تحصیلی نسبت به پست، پایین بودن توان فنی و مهارت ارتباطی، ضعف تجانس تیپ شخصیتی با پست
5️⃣ ضعف مدیریت عملکرد (۶۷٪)؛ بازخور ندادن به کارکنان، کم تاثیری عملکرد در حقوق و پاداش، کم توجهی به عملکرد در ارتقا کارکنان، تفاوتی بین کارمند پرکار و کم کار نیست.
6️⃣ تکنولوژی سطح پایین (۶۳٪)؛ ماشین الات وامکانات قدیمی، دانش فنی کارکنان ضعیف است و جدید نیست،و بهسازی و آموزش در اداره ضعیف است.
7️⃣ ضعف حقوق و مزایا (۶۳٪)؛ پرداختها عادلانه نیست، سطح حقوقها نسبت به هزینه ها پایین است، پرداختها شفاف نیست.
8️⃣ ناامیدی و بی اعتمادی (۵۹٪)؛ پیشرفتی در کار نیست، ارزیابی کارکنان واقعی نیست، احتمال اخراج وجود دارد، کارمند زحمت می کشد و مدیر سودش را می برد.
9️⃣ کم توجهی به مسائل رفتاری (۵۳٪)؛ سیستم انگیزشی ضعیف است، به مشکلات و اختلافات کارکنان رسیدگی نمی شود، از کارکنان قدردانی نمی شود، با کارکنان مشورت نمی شود.
🔟 انتظارات غیرواقعی از کارکنان (۵۰/۵٪)؛ درخواست کارهای غیر مرتبط با شغل، حجم زیاد کار، انتظارات غیرواقعی ارباب رجوع،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠در یک مطالعه پیمایشی، از کارکنان دولتی سوال شد چرا بهره وری کارکنان پایین است. پاسخ ها جالب بود!
♦️در زیر به ۱۰ مورد پاسخ ها اشاره شده که فراوانی موافق و کاملا موافق پاسخها بالاتر از ۵۰ درصد بوده است. بعضی از سنجههای تحقیق در جلوی هر مورد آمده است.
1️⃣ سنتی اداره کردن (۷۸٪)؛ قوانین ومقررات قدیمی، تصمیم گیری با آزمون و خطا، مدیریت فردی و مبتنی بر زور و اجبار، ضعف به کارگیری تکنیک های جدید مدیریت
2️⃣ پایین بودن سواد مدیریتی (۷۶٪)؛ ضعف دانش تخصصی مدیران، مدیران بدون تحصیلات مدیریتی، عدم شرکت مدیران در آموزش ضمن خدمت مدیریت، نداشتن مشاور مدیریت
3️⃣ ضعف شایسته سالاری (۷۳٪)؛ نحوه انتخاب مدیران به صورت آشنایی با مدیران بالادستی، وابستگی به احزاب و جناحها، دخالت شخصیتهای با نفوذ در انتصابات
4️⃣ ضعیف بودن کارکنان (۶۹٪)؛ پایین بودن شرایط تحصیلی نسبت به پست، پایین بودن توان فنی و مهارت ارتباطی، ضعف تجانس تیپ شخصیتی با پست
5️⃣ ضعف مدیریت عملکرد (۶۷٪)؛ بازخور ندادن به کارکنان، کم تاثیری عملکرد در حقوق و پاداش، کم توجهی به عملکرد در ارتقا کارکنان، تفاوتی بین کارمند پرکار و کم کار نیست.
6️⃣ تکنولوژی سطح پایین (۶۳٪)؛ ماشین الات وامکانات قدیمی، دانش فنی کارکنان ضعیف است و جدید نیست،و بهسازی و آموزش در اداره ضعیف است.
7️⃣ ضعف حقوق و مزایا (۶۳٪)؛ پرداختها عادلانه نیست، سطح حقوقها نسبت به هزینه ها پایین است، پرداختها شفاف نیست.
8️⃣ ناامیدی و بی اعتمادی (۵۹٪)؛ پیشرفتی در کار نیست، ارزیابی کارکنان واقعی نیست، احتمال اخراج وجود دارد، کارمند زحمت می کشد و مدیر سودش را می برد.
9️⃣ کم توجهی به مسائل رفتاری (۵۳٪)؛ سیستم انگیزشی ضعیف است، به مشکلات و اختلافات کارکنان رسیدگی نمی شود، از کارکنان قدردانی نمی شود، با کارکنان مشورت نمی شود.
🔟 انتظارات غیرواقعی از کارکنان (۵۰/۵٪)؛ درخواست کارهای غیر مرتبط با شغل، حجم زیاد کار، انتظارات غیرواقعی ارباب رجوع،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers