🔰 موانع خردگرایی در ایران؛ - بخش اول-
✍ دکتر حسین شیخ رضایی استاد فلسفه علم
📗از مهم ترین زیربناهای تعالی و پیشرفت هر جامعه ای «حاکمیت خرد» و «قدرت خردورزی» است. اما گاهی در یک جامعه، اهالی فکر مدعی می شوند که موانعی برای خردورزی وجود دارد. برای بررسی این ادعا، با حسین شیخ رضایی، دکترای فلسفه علم، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و مدیر انتشارات «کرگدن» به گفت وگو نشستیم تا ببینیم آیا در ایران اساسا موانعی برای خردورزی وجود دارد؟ این موانع کدامند؟ چطور باید آنها را از سر راه تفکرورزی برداشت؟ سرمایه گذاری برای عقل ورزی نیازمند چه ساز و کارهایی است؟
✳️شیخ رضایی معتقد است «برخی مواقع خردورزی با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد و در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.»
❓جناب شیخ رضایی، آیا «خردورزی» در جامعه ما در تمامی سطوح به عنوان یک «اصل» مورد توجه قرار می گیرد؟ منظور این است که آیا توانسته ایم «عقلانیت» را در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همواره ساری و جاری نگاه داریم؟
🔅در مورد اینکه چه میزان خردورزی در یک جامعه نهادینه شده است، بدون انجام پژوهش و دسترسی به آمار نمی توان پاسخ دقیقی ارائه کرد. اما با این حال، می توان از عواملی سخن گفت که وجود آنها قطعا و عملا مانع بروز خردورزی در یک جامعه می شود.
💠«خردورزی» و «توجه به عقل» با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد. در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.
❓ردپای چنین زبان و ادبیات عقل گریزی را در کجا بیشتر می توان سراغ گرفت؟
🔅ما سنتا" نوعی ادبیات عرفانی تخطئه کننده عقل داریم که در آن دو دو تا کردن، محاسبه کردن و سود و زیان کردن، مذموم است. در این ادبیات ترجیح بر این است که فردی که به عنوان الگو معرفی می شود، از بند عقل رها شده باشد. «ضرورت رها شدن از بند عقل» مضمون و فصل مشترک بسیاری از اشعار عرفانی ما است.
💠همچنین در ایدئولوژی دینی، با مقامی همچون مقام تسلیم، پذیرش، تعبد مواجه هستیم و این مقام می تواند با عقل و خرد در تضاد قرار گیرد. بنابراین در جامعه ای که «ادبیات عرفانی» و «ایدئولوژی دینی» عقل را به میزان زیادی مذموم بدانند، عقل گرایی کمتر رشد می کند و نهادینه می شود.
❇️این دو عامل در حکم موانع اصلی خردورزی هستند. اما عللی ضعیف تر و نشانه ها و شاخص هایی دیگر هم وجود دارند. یک شاخص، وجود و فراگیری «خرافات» و «شبه علم» در جامعه است؛ از خرافات قدیمی گرفته تا شبه علم و خرافات جدید که در درمان های غیرعلمی و حلقه های عرفانی و... دیده می شود.
❎مساله مهم تر که نسبت به موارد پیش گفته بر نهادینه نشدن خرد و خردورزی در یک جامعه بسیار می تواند اثرگذار باشد، نظام آموزش و تعلیمات عمومی یک کشور است. منظور از «نظام آموزش» و «تعلیمات عمومی» یک کشور آن دست آموزش ها و تحصیلاتی است که افراد قبل از ورود به دانشگاه ها کسب می کنند. خردورزی در جامعه ای توسعه پیدا می کند و نهادینه می شود که به مساله «عقل و خردورزی»، «تفکر نقادانه» و به «شیوه های حل مساله» در جریان آموزش اهمیت دهد.
❇️بنابراین کافی است نگاه کنیم مثلا در کتاب ها و برنامه ها و فعالیت های درسی چقدر بر مساله «خردورزی» تاکید می شود؛ در خصوص بی توجهی به خردورزی در نظام آموزش و تعلیمات عمومی، با قطعیت بیشتری در جامعه خودمان می توان سخن گفت؛ البته اینکه چرا به خردورزی در نظام آموزشی مان توجهی نمی کنیم خود معلول آن علت هایی است که پیش تر در خصوص آنها صحبت شد.
❓بنابراین، به اعتقاد شما خردورزی امری آموختنی است؟
🔅بله، «عقل» امری خلق الساعه نیست که به یکباره از آسمان نازل شود یا اینکه انسان ها با توانایی های بالفعل عقلانی به دنیا بیایند. مثل هر مهارت دیگری «خردورزی» هم آموزش دادنی و تمرین کردنی است؛ کسی خردورز به دنیا نمی آید. بنابراین، برای آن باید برنامه، مواد و تمرین وجود داشته باشد؛ اما متاسفانه این موارد در نظام آموزشی ما غایب است و به اعتقاد من، این غیبت امری تعمدی است... ادامه دارد.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
✍ دکتر حسین شیخ رضایی استاد فلسفه علم
📗از مهم ترین زیربناهای تعالی و پیشرفت هر جامعه ای «حاکمیت خرد» و «قدرت خردورزی» است. اما گاهی در یک جامعه، اهالی فکر مدعی می شوند که موانعی برای خردورزی وجود دارد. برای بررسی این ادعا، با حسین شیخ رضایی، دکترای فلسفه علم، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و مدیر انتشارات «کرگدن» به گفت وگو نشستیم تا ببینیم آیا در ایران اساسا موانعی برای خردورزی وجود دارد؟ این موانع کدامند؟ چطور باید آنها را از سر راه تفکرورزی برداشت؟ سرمایه گذاری برای عقل ورزی نیازمند چه ساز و کارهایی است؟
✳️شیخ رضایی معتقد است «برخی مواقع خردورزی با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد و در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.»
❓جناب شیخ رضایی، آیا «خردورزی» در جامعه ما در تمامی سطوح به عنوان یک «اصل» مورد توجه قرار می گیرد؟ منظور این است که آیا توانسته ایم «عقلانیت» را در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همواره ساری و جاری نگاه داریم؟
🔅در مورد اینکه چه میزان خردورزی در یک جامعه نهادینه شده است، بدون انجام پژوهش و دسترسی به آمار نمی توان پاسخ دقیقی ارائه کرد. اما با این حال، می توان از عواملی سخن گفت که وجود آنها قطعا و عملا مانع بروز خردورزی در یک جامعه می شود.
💠«خردورزی» و «توجه به عقل» با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد. در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.
❓ردپای چنین زبان و ادبیات عقل گریزی را در کجا بیشتر می توان سراغ گرفت؟
🔅ما سنتا" نوعی ادبیات عرفانی تخطئه کننده عقل داریم که در آن دو دو تا کردن، محاسبه کردن و سود و زیان کردن، مذموم است. در این ادبیات ترجیح بر این است که فردی که به عنوان الگو معرفی می شود، از بند عقل رها شده باشد. «ضرورت رها شدن از بند عقل» مضمون و فصل مشترک بسیاری از اشعار عرفانی ما است.
💠همچنین در ایدئولوژی دینی، با مقامی همچون مقام تسلیم، پذیرش، تعبد مواجه هستیم و این مقام می تواند با عقل و خرد در تضاد قرار گیرد. بنابراین در جامعه ای که «ادبیات عرفانی» و «ایدئولوژی دینی» عقل را به میزان زیادی مذموم بدانند، عقل گرایی کمتر رشد می کند و نهادینه می شود.
❇️این دو عامل در حکم موانع اصلی خردورزی هستند. اما عللی ضعیف تر و نشانه ها و شاخص هایی دیگر هم وجود دارند. یک شاخص، وجود و فراگیری «خرافات» و «شبه علم» در جامعه است؛ از خرافات قدیمی گرفته تا شبه علم و خرافات جدید که در درمان های غیرعلمی و حلقه های عرفانی و... دیده می شود.
❎مساله مهم تر که نسبت به موارد پیش گفته بر نهادینه نشدن خرد و خردورزی در یک جامعه بسیار می تواند اثرگذار باشد، نظام آموزش و تعلیمات عمومی یک کشور است. منظور از «نظام آموزش» و «تعلیمات عمومی» یک کشور آن دست آموزش ها و تحصیلاتی است که افراد قبل از ورود به دانشگاه ها کسب می کنند. خردورزی در جامعه ای توسعه پیدا می کند و نهادینه می شود که به مساله «عقل و خردورزی»، «تفکر نقادانه» و به «شیوه های حل مساله» در جریان آموزش اهمیت دهد.
❇️بنابراین کافی است نگاه کنیم مثلا در کتاب ها و برنامه ها و فعالیت های درسی چقدر بر مساله «خردورزی» تاکید می شود؛ در خصوص بی توجهی به خردورزی در نظام آموزش و تعلیمات عمومی، با قطعیت بیشتری در جامعه خودمان می توان سخن گفت؛ البته اینکه چرا به خردورزی در نظام آموزشی مان توجهی نمی کنیم خود معلول آن علت هایی است که پیش تر در خصوص آنها صحبت شد.
❓بنابراین، به اعتقاد شما خردورزی امری آموختنی است؟
🔅بله، «عقل» امری خلق الساعه نیست که به یکباره از آسمان نازل شود یا اینکه انسان ها با توانایی های بالفعل عقلانی به دنیا بیایند. مثل هر مهارت دیگری «خردورزی» هم آموزش دادنی و تمرین کردنی است؛ کسی خردورز به دنیا نمی آید. بنابراین، برای آن باید برنامه، مواد و تمرین وجود داشته باشد؛ اما متاسفانه این موارد در نظام آموزشی ما غایب است و به اعتقاد من، این غیبت امری تعمدی است... ادامه دارد.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰 موانع خرد ورزی در ایران؛ -بخش دوم
❓چرا برخی از نظام های آموزشی تعمدا از سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه غفلت میکنند؟ مگر «خردورزی» با کدام منافع در تضاد قرار می گیرد؟
🔅هرقدر به سمت نظام های سیاسی اقتدار گرا پیش برویم که بیشتر شهروند آنان شنونده باشند، طبیعی است در نظام آموزش عمومی هم سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه و خردورزی مستقل انجام نشود. از این رو، بهترین ملاک تشخیص این امر نگاه کردن به برنامه «تعلیمات عمومی» و بعد از آن نگاه کردن به «رسانه ها» است؛ اینکه در رسانه های عمومی مثل تلویزیون، چقدر می توان نشانه های خردورزی را دید محل پرسش است.
❓عدم بسط عقلانیت در جامعه و سرمایه گذاری نکردن بر تفکر نقادانه، می تواند ما را با چه مسائلی مواجه کند؟
🔅بسیاری از مسائلی که امروز با آن دست به گریبان هستیم، به نوعی به همین مقوله بر میگردد. بسیاری از مسائلی که پیرامون ما وجود دارد، از مسائل محیط زیستی گرفته تا مسائل سیاست خارجی، مسائل اقتصادی، تبعیضات اجتماعی، دانشگاه و... مسائل قابل حلی هستند که کمابیش نمونه هایی از آنها در کشورهای دیگر وجود داشته و الگوهایی برای حل آنها ارائه شده است، اما اینکه چرا این الگوها در کشور ما کارایی نداشته و مسائل تبدیل به بحران می شود، محل پرسش است.
❓چرا چیزی را که در کشورهای دیگر بارها و بارها آزموده شده نمی پذیریم؟
🔅 اینها همگی نشانه ای بر فقدان و کم رمق بودن خردورزی در یک جامعه است. مسائل خیلی ساده ای که می توانسته در جامعه حل شود، تبدیل به بحران و مساله مرگ و زندگی شده که به دنبال آن افراد باید به شکلی دو قطبی مواضعی افراطی درباره آنها بگیرند.
🔅گویی ما تعمدا نمی خواهیم از روش های پذیرفته شده بین المللی که توافق عقل بشری روی آن وجود دارد، استفاده کنیم. یکی از نشانه های مخالفت با خردورزی یا ضعیف بودن آن، این است که همیشه فکر کنیم ما یک جامعه و قبیله ای متمایز از همه عالم هستیم و بنابراین، باید همواره مسائل مان را به شکل خاصی حل و فصل کنیم؛ به تعبیری برای خود نوعی استقلال توهمی قائل میشویم و میگوییم ما هیچ احتیاجی به تجربه بشری نداریم و خودمان همه مسائل را از اول با آزمون و خطا و دادن هزینه حل می کنیم. نتیجه این وضعیت، آن است که برای مسائلی که راه حل دارد همواره به دنبال راه حل می گردیم.
❓اشاره کردید یکی از موانع خردورزی در یک جامعه «ساختار قدرت» است چون می کوشد شهروندانی مطیع و غیرپرسشگر تربیت کند. فارغ از ساختار قدرت، چه مسئولیت اجتماعی برای عقلا و خردمندان یک جامعه در بسط خردورزی قائل هستید؟
🔅مسئولیت آنان طبیعتا مقابله با عوامل تضعیف کننده خردورزی در جامعه است؛ برای مثال، واکاوی گفتمانی که مانع از خردورزی در جامعه می شود و بررسی اینکه این گفتمان چه ریشه هایی تاریخی دارد و نقد آن ریشه ها.
🔅یا مثلا وقتی می گوییم نظام آموزشی ما «خردورزی» و «تفکر انتقادی» را آموزش نمی دهد، در این فضا، مسئولیت خردمندان این است که به دنبال شیوه هایی از آموزش باشند که خردورزی را آموزش دهد و...
❓عقلا و دانشمندان و روشنفکران ما در این مسیر چقدر اثرگذار بودند؟
🔅اثرگذاری را از دو منظر می توان بررسی کرد؛ نخست اینکه بگوییم وضعیتی که در آن به سر می بریم، محصول خردورزی اندیشمندان جامعه است و به تعبیری از حداکثر توان آنان استفاده شده است تا به این موقعیت رسیدیم، اما واقعیت این است که اینگونه نیست. با توجه به توان افرادی که در جامعه ایران زندگی می کنند، وضع ما می توانست بهتر از این باشد.
🔅از طرف دیگر، اگر همین افراد و تلاش هایشان نبود، وضع ما خیلی بدتر از این می شد. به هر حال، اگر همین روشنفکرانی که از مشروطه به بعد، در دوره پهلوی و بعد از انقلاب، داشته ایم و همین چند نهاد و تشکیلات نیم بندی که این روشنفکران ایجاد کرده اند نبود، وضعیت ما خیلی بدتر بود.
❇️بنابراین، میتوان گفت اگر خود را با کشورهای پیرامونی (خاورمیانه و منطقه) مقایسه کنیم، خردمندان به یک معنا تاثیرگذار بوده اند، بالاخره سنت خردورزی و تفکر ما باعث شده تا یک اموری را جلوتر شروع کنیم؛ مثلا، انقلاب مشروطه را ۱۵۰ سال پیش شروع کردیم که آن زمان هنوز در منطقه خبر و اثری از آن نبود؛ بگذریم از اینکه به نتیجه ای نرسید، اما به هر حال، اصل آن حرکت، حرکت رو به جلویی بود.
🔰از این رو، روشنفکران به این معنا که نقطه حداقل خردورزی ما را بالا برده اند، اثرگذار بوده اند. یعنی واقعیت این است که با وجود جریان های جزم اندیشانه در جامعه اگر همان نیروهای روشنفکر و خردورز هم نبودند ما در وضعیت بدتری به سر می بردیم و انواع گرایش های بنیادگرایانه و ارتجاعی میان ما بیشتر بود، همانگونه که در منطقه ما فراوان است. اما از طرف دیگر، سقف خردورزی ما چندان ارتقا نیافته و هنوز هم در حوزه های زیادی از زندگی فردی و جمعی خردورزانه عمل نمی کنیم.
🆔@CompetentManagers
❓چرا برخی از نظام های آموزشی تعمدا از سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه غفلت میکنند؟ مگر «خردورزی» با کدام منافع در تضاد قرار می گیرد؟
🔅هرقدر به سمت نظام های سیاسی اقتدار گرا پیش برویم که بیشتر شهروند آنان شنونده باشند، طبیعی است در نظام آموزش عمومی هم سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه و خردورزی مستقل انجام نشود. از این رو، بهترین ملاک تشخیص این امر نگاه کردن به برنامه «تعلیمات عمومی» و بعد از آن نگاه کردن به «رسانه ها» است؛ اینکه در رسانه های عمومی مثل تلویزیون، چقدر می توان نشانه های خردورزی را دید محل پرسش است.
❓عدم بسط عقلانیت در جامعه و سرمایه گذاری نکردن بر تفکر نقادانه، می تواند ما را با چه مسائلی مواجه کند؟
🔅بسیاری از مسائلی که امروز با آن دست به گریبان هستیم، به نوعی به همین مقوله بر میگردد. بسیاری از مسائلی که پیرامون ما وجود دارد، از مسائل محیط زیستی گرفته تا مسائل سیاست خارجی، مسائل اقتصادی، تبعیضات اجتماعی، دانشگاه و... مسائل قابل حلی هستند که کمابیش نمونه هایی از آنها در کشورهای دیگر وجود داشته و الگوهایی برای حل آنها ارائه شده است، اما اینکه چرا این الگوها در کشور ما کارایی نداشته و مسائل تبدیل به بحران می شود، محل پرسش است.
❓چرا چیزی را که در کشورهای دیگر بارها و بارها آزموده شده نمی پذیریم؟
🔅 اینها همگی نشانه ای بر فقدان و کم رمق بودن خردورزی در یک جامعه است. مسائل خیلی ساده ای که می توانسته در جامعه حل شود، تبدیل به بحران و مساله مرگ و زندگی شده که به دنبال آن افراد باید به شکلی دو قطبی مواضعی افراطی درباره آنها بگیرند.
🔅گویی ما تعمدا نمی خواهیم از روش های پذیرفته شده بین المللی که توافق عقل بشری روی آن وجود دارد، استفاده کنیم. یکی از نشانه های مخالفت با خردورزی یا ضعیف بودن آن، این است که همیشه فکر کنیم ما یک جامعه و قبیله ای متمایز از همه عالم هستیم و بنابراین، باید همواره مسائل مان را به شکل خاصی حل و فصل کنیم؛ به تعبیری برای خود نوعی استقلال توهمی قائل میشویم و میگوییم ما هیچ احتیاجی به تجربه بشری نداریم و خودمان همه مسائل را از اول با آزمون و خطا و دادن هزینه حل می کنیم. نتیجه این وضعیت، آن است که برای مسائلی که راه حل دارد همواره به دنبال راه حل می گردیم.
❓اشاره کردید یکی از موانع خردورزی در یک جامعه «ساختار قدرت» است چون می کوشد شهروندانی مطیع و غیرپرسشگر تربیت کند. فارغ از ساختار قدرت، چه مسئولیت اجتماعی برای عقلا و خردمندان یک جامعه در بسط خردورزی قائل هستید؟
🔅مسئولیت آنان طبیعتا مقابله با عوامل تضعیف کننده خردورزی در جامعه است؛ برای مثال، واکاوی گفتمانی که مانع از خردورزی در جامعه می شود و بررسی اینکه این گفتمان چه ریشه هایی تاریخی دارد و نقد آن ریشه ها.
🔅یا مثلا وقتی می گوییم نظام آموزشی ما «خردورزی» و «تفکر انتقادی» را آموزش نمی دهد، در این فضا، مسئولیت خردمندان این است که به دنبال شیوه هایی از آموزش باشند که خردورزی را آموزش دهد و...
❓عقلا و دانشمندان و روشنفکران ما در این مسیر چقدر اثرگذار بودند؟
🔅اثرگذاری را از دو منظر می توان بررسی کرد؛ نخست اینکه بگوییم وضعیتی که در آن به سر می بریم، محصول خردورزی اندیشمندان جامعه است و به تعبیری از حداکثر توان آنان استفاده شده است تا به این موقعیت رسیدیم، اما واقعیت این است که اینگونه نیست. با توجه به توان افرادی که در جامعه ایران زندگی می کنند، وضع ما می توانست بهتر از این باشد.
🔅از طرف دیگر، اگر همین افراد و تلاش هایشان نبود، وضع ما خیلی بدتر از این می شد. به هر حال، اگر همین روشنفکرانی که از مشروطه به بعد، در دوره پهلوی و بعد از انقلاب، داشته ایم و همین چند نهاد و تشکیلات نیم بندی که این روشنفکران ایجاد کرده اند نبود، وضعیت ما خیلی بدتر بود.
❇️بنابراین، میتوان گفت اگر خود را با کشورهای پیرامونی (خاورمیانه و منطقه) مقایسه کنیم، خردمندان به یک معنا تاثیرگذار بوده اند، بالاخره سنت خردورزی و تفکر ما باعث شده تا یک اموری را جلوتر شروع کنیم؛ مثلا، انقلاب مشروطه را ۱۵۰ سال پیش شروع کردیم که آن زمان هنوز در منطقه خبر و اثری از آن نبود؛ بگذریم از اینکه به نتیجه ای نرسید، اما به هر حال، اصل آن حرکت، حرکت رو به جلویی بود.
🔰از این رو، روشنفکران به این معنا که نقطه حداقل خردورزی ما را بالا برده اند، اثرگذار بوده اند. یعنی واقعیت این است که با وجود جریان های جزم اندیشانه در جامعه اگر همان نیروهای روشنفکر و خردورز هم نبودند ما در وضعیت بدتری به سر می بردیم و انواع گرایش های بنیادگرایانه و ارتجاعی میان ما بیشتر بود، همانگونه که در منطقه ما فراوان است. اما از طرف دیگر، سقف خردورزی ما چندان ارتقا نیافته و هنوز هم در حوزه های زیادی از زندگی فردی و جمعی خردورزانه عمل نمی کنیم.
🆔@CompetentManagers
🔰روایت مقصود فراستخواه از روزهای بد یک ملت:
✳️آزموده را آزمودن خطا است
🔸«حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد.
1⃣. خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه بویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله وخارجه.
2⃣. شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بارکجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل وخارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند
3⃣. ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
4⃣. «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
5⃣. بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوءتفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
6⃣. برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایتبخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان: جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🖇@CompetentManagers
✳️آزموده را آزمودن خطا است
🔸«حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد.
1⃣. خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه بویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله وخارجه.
2⃣. شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بارکجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل وخارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند
3⃣. ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
4⃣. «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
5⃣. بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوءتفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
6⃣. برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایتبخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان: جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🖇@CompetentManagers
Forwarded from موسی غنینژاد
📌اسب تروای اقتصاد دولتی در ایران
🎤گفتگوی مجله #تجارت_فردا با موسی غنی نژاد – 25 آبان 1398
♦️سیاستمداران نه فقط در ایران بلکه در کشورهای مختلف، برای حفظ آرامش در جامعه و جلوگیری از شورش و انقلاب ترجیح میدهند رضایت اقشار متوسط شهرنشین را جلب کنند. در ایران این تفکر با روی کار آمدن تکنوکراتهای جدید بر فضای سیاستگذاری حاکم شد. تکنوکراتهای جدید از دهه 1340 از دوره نخستوزیری علم به بعد بر سر کار آمدند. تا پیش از آن طبقه سیاسی قدیمی ایران را سیاستمداران سنتی تشکیل میدادند که پایگاه اجتماعیشان اشراف زمیندار بودند.
♦️بوروکراتها یعنی بدنه حکومت و کارمندان دولت که بخشی از اقشار شهرنشین را تشکیل میدهند، در این زمینه با سیاستمداران منافع مشترک دارند و ترجیح میدهند بیشتر به شهرها توجه شود. آنچه در این چهارچوب مغفول واقع می-شود منافع ملی است. در گذشته، سیاستمداران قدیمی که عمدتاً از اشراف زمیندار بودند، به هر حال درکی از منافع ملی داشتند، اما از دهه 1340 به این سو که شاه نظام اداری ایران را متحول کرد، توجه به تامین منافع ملی جای خود را به نگرانی برای راضی نگه داشتن مردم آن هم شهرنشینان داد. این مساله تاسفآور یکی از علل تحولاتی است که به نارضایتی و نهایتاً انقلاب اسلامی سال 1357 منتهی شد.
♦️اکثریت قاطع مردم رژیم شاه را سرنگون کردند و این نه به خاطر فقر بود و نه به خاطر نابرابری و تضاد طبقاتی، بلکه به این سبب بود که شاه ملت ایران را تحقیر میکرد. سال 1357 در شرایطی در ایران انقلاب شد که سطح رفاه مردم بهویژه شهرنشینان نسبت به دورههای تاریخی گذشته، به طرز چشمگیری بالاتر رفته بود.
♦️وقتی سیاستی در پیش گرفته میشود، همیشه منشا آن یک نظریه یا نوعی طرز فکر است. مبنای دخالت دولت در اقتصاد تفکر اقتصاد دولتی است با این فرض که دولت متولی بهبود سطح رفاه شهروندان است و برای تحقق این رفاه باید خودش به میدان اقتصاد بیاید. در ایران تفکر اقتصاد دولتی را بیشتر چپها و مارکسیستها جا انداختهاند که تا امروز هم رایج است.
درواقع منافع کارمندان و مدیران به تفکری که اقتصاد دولتی را توجیه میکند گره خورده است و این دور باطلی ایجاد کرده که نمیتوان از آن خارج شد. به همین علت سیاستهای اصلاحی که گاهی دولتها اتخاذ کردهاند تا از درون خود بوروکراسی سیستم را اصلاح کنند، به علت در تضاد بودن با منافع مدیران کل و معاونان وزیر هیچ وقت موفق نشده است. مصداق آن احصای مجوزهای زائد است که به صورت قانون از سال 1392 در دستور کار دولت قرار گرفته، ولی هنوز به سرانجام نرسیده است.
♦️دیگر کسی حتی در شرایط فعلی ایران نمیتواند از اقتصاد دولتی دفاع کند و کسی به طور مستقیم از این تئوری دفاع نمیکند. اما از عدالت اجتماعی دفاع میکنند و میگویند ما اقتصاد دولتی را اصلاً قبول نداریم، با اقتصاد رقابتی موافقیم، ولی دولت باید اقتصاد بازار را طوری کنترل کند که عدالت اجتماعی برقرار شود. عدالت اجتماعی درواقع اسب تروای تفکر اقتصاد دولتی و سوسیالیستی در اقتصاد بازار است؛ اسم رمز مداخله دولت و تداوم اقتصاد دولتی است.
♦️ما نمیتوانیم بوروکراتها را محاکمه کنیم. بوروکراتها یعنی کارمندان دولت مجری قوانین و اساسنامه سازمانهایی هستند که به آنها تعلق دارند. نمیتوان بوروکراتها را به خاطر کاری که میکنند محاکمه کرد. آنها در سازمان حمایت قیمتگذاری میکنند چون برای این کار از دولت پول میگیرند. راه حل اساسی اول اصلاح سیاستگذاری و بعد اصلاح ساختار بوروکراسی است. البته این اصلاحات بسیار دشوار است، اما باید بوروکراسی را طوری اصلاح کرد که منافع بوروکراتها و کارمندان دولت با منافع ملی و منافع عمومی در یک راستا قرار گیرند و با هم هماهنگ باشند. الان منافع اینها با هم در تضاد است و در نتیجه همدیگر را خنثی میکنند و پیشرفتی حاصل نمیشود.
♦️برای خروج از این وضعیت، باید مجموعه قوای حاکمه اصلاح شود که کار آسانی نیست. باید طرز تفکر مجموعه قدرت حاکمه و هر سه قوه اصلاح شود و در هر سه قوه اصلاحاتی در جهت منافع ملی اجرا شود. همه اینها باید در هماهنگی با هم اصلاحات را پیش ببرند. نمیتوان از قوه مجریه انتظار داشت بهتنهایی مشکلات را به صورت ریشهای اصلاح کند چون چنین کاری ممکن نیست.
#اقتصاد_دولتی #بوروکراسی
🖇متن کامل این گفتگو را در فایل پیوست مطالعه نمائید👇
@ghaninejad_mousa
Telegram
attach 📎
🎤گفتگوی مجله #تجارت_فردا با موسی غنی نژاد – 25 آبان 1398
♦️سیاستمداران نه فقط در ایران بلکه در کشورهای مختلف، برای حفظ آرامش در جامعه و جلوگیری از شورش و انقلاب ترجیح میدهند رضایت اقشار متوسط شهرنشین را جلب کنند. در ایران این تفکر با روی کار آمدن تکنوکراتهای جدید بر فضای سیاستگذاری حاکم شد. تکنوکراتهای جدید از دهه 1340 از دوره نخستوزیری علم به بعد بر سر کار آمدند. تا پیش از آن طبقه سیاسی قدیمی ایران را سیاستمداران سنتی تشکیل میدادند که پایگاه اجتماعیشان اشراف زمیندار بودند.
♦️بوروکراتها یعنی بدنه حکومت و کارمندان دولت که بخشی از اقشار شهرنشین را تشکیل میدهند، در این زمینه با سیاستمداران منافع مشترک دارند و ترجیح میدهند بیشتر به شهرها توجه شود. آنچه در این چهارچوب مغفول واقع می-شود منافع ملی است. در گذشته، سیاستمداران قدیمی که عمدتاً از اشراف زمیندار بودند، به هر حال درکی از منافع ملی داشتند، اما از دهه 1340 به این سو که شاه نظام اداری ایران را متحول کرد، توجه به تامین منافع ملی جای خود را به نگرانی برای راضی نگه داشتن مردم آن هم شهرنشینان داد. این مساله تاسفآور یکی از علل تحولاتی است که به نارضایتی و نهایتاً انقلاب اسلامی سال 1357 منتهی شد.
♦️اکثریت قاطع مردم رژیم شاه را سرنگون کردند و این نه به خاطر فقر بود و نه به خاطر نابرابری و تضاد طبقاتی، بلکه به این سبب بود که شاه ملت ایران را تحقیر میکرد. سال 1357 در شرایطی در ایران انقلاب شد که سطح رفاه مردم بهویژه شهرنشینان نسبت به دورههای تاریخی گذشته، به طرز چشمگیری بالاتر رفته بود.
♦️وقتی سیاستی در پیش گرفته میشود، همیشه منشا آن یک نظریه یا نوعی طرز فکر است. مبنای دخالت دولت در اقتصاد تفکر اقتصاد دولتی است با این فرض که دولت متولی بهبود سطح رفاه شهروندان است و برای تحقق این رفاه باید خودش به میدان اقتصاد بیاید. در ایران تفکر اقتصاد دولتی را بیشتر چپها و مارکسیستها جا انداختهاند که تا امروز هم رایج است.
درواقع منافع کارمندان و مدیران به تفکری که اقتصاد دولتی را توجیه میکند گره خورده است و این دور باطلی ایجاد کرده که نمیتوان از آن خارج شد. به همین علت سیاستهای اصلاحی که گاهی دولتها اتخاذ کردهاند تا از درون خود بوروکراسی سیستم را اصلاح کنند، به علت در تضاد بودن با منافع مدیران کل و معاونان وزیر هیچ وقت موفق نشده است. مصداق آن احصای مجوزهای زائد است که به صورت قانون از سال 1392 در دستور کار دولت قرار گرفته، ولی هنوز به سرانجام نرسیده است.
♦️دیگر کسی حتی در شرایط فعلی ایران نمیتواند از اقتصاد دولتی دفاع کند و کسی به طور مستقیم از این تئوری دفاع نمیکند. اما از عدالت اجتماعی دفاع میکنند و میگویند ما اقتصاد دولتی را اصلاً قبول نداریم، با اقتصاد رقابتی موافقیم، ولی دولت باید اقتصاد بازار را طوری کنترل کند که عدالت اجتماعی برقرار شود. عدالت اجتماعی درواقع اسب تروای تفکر اقتصاد دولتی و سوسیالیستی در اقتصاد بازار است؛ اسم رمز مداخله دولت و تداوم اقتصاد دولتی است.
♦️ما نمیتوانیم بوروکراتها را محاکمه کنیم. بوروکراتها یعنی کارمندان دولت مجری قوانین و اساسنامه سازمانهایی هستند که به آنها تعلق دارند. نمیتوان بوروکراتها را به خاطر کاری که میکنند محاکمه کرد. آنها در سازمان حمایت قیمتگذاری میکنند چون برای این کار از دولت پول میگیرند. راه حل اساسی اول اصلاح سیاستگذاری و بعد اصلاح ساختار بوروکراسی است. البته این اصلاحات بسیار دشوار است، اما باید بوروکراسی را طوری اصلاح کرد که منافع بوروکراتها و کارمندان دولت با منافع ملی و منافع عمومی در یک راستا قرار گیرند و با هم هماهنگ باشند. الان منافع اینها با هم در تضاد است و در نتیجه همدیگر را خنثی میکنند و پیشرفتی حاصل نمیشود.
♦️برای خروج از این وضعیت، باید مجموعه قوای حاکمه اصلاح شود که کار آسانی نیست. باید طرز تفکر مجموعه قدرت حاکمه و هر سه قوه اصلاح شود و در هر سه قوه اصلاحاتی در جهت منافع ملی اجرا شود. همه اینها باید در هماهنگی با هم اصلاحات را پیش ببرند. نمیتوان از قوه مجریه انتظار داشت بهتنهایی مشکلات را به صورت ریشهای اصلاح کند چون چنین کاری ممکن نیست.
#اقتصاد_دولتی #بوروکراسی
🖇متن کامل این گفتگو را در فایل پیوست مطالعه نمائید👇
@ghaninejad_mousa
Telegram
attach 📎
Telegram
attach 📎
🔰آیا میتوانیم شخصیتمان را تغییر دهیم؟
🔸 آیا واقعا امکان تغییر شخصیتمان وجود دارد یا الگوهای اصلی شخصیت هریک از ما در طول زندگی تثبیت میشود؟ زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که پایهٔ شخصیت ما تقریبا در ۵سالگی شکل میگیرد. حتی بسیاری از روانشناسان مدرن نیز باور دارند که شخصیت کلی ما تقریبا در طول زندگی ثابت و پایدار میماند.
🔸حالا اگر قصد تغییر شخصیتمان را داشته باشیم چه کنیم؟ آیا رویکرد مناسب و تلاش زیاد میتواند باعث تغییر شخصیت واقعیمان شود یا اینکه صفتهای نامطلوب ما را گیر میاندازند و مانع رسیدن ما به اهدافمان میشوند؟
◀️ آیا شخصیت ثابت است؟
🔸میل به تغییر شخصیت بسیار رایج است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که ای کاش معاشرتیتر و پرحرفتر باشند. احتمالا کسانی که آستانهٔ صبرشان پایین است آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند در موقعیتهای بحرانی خونسردیشان را حفظ کنند.
🔸بهصورتِ عمومی، بسیاری از متخصصان بر این عقیدهاند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار روی ویژگیهای فراگیر شخصیتی میتواند کاری بسیار دشوار باشد.
برخی متخصصان، از جمله "کارل دوک" روانشناس، معتقدند که تغییر الگوی رفتاری، عادتها و باورهای نهفته در سطح زیرینِ ویژگیهای شخصیتی (مثل درون گرایی و سازگاری) کلید اصلی تغییر شخصیت است.
◀️ عوامل شکلدهندهٔ شخصیت
🔸آیا رفتار ما در پیوند با عواملِ وراثتی (سرشت) شکل گرفته یا محیط و یادگیری (پرورش) عوامل تعیینکنندهٔ شخصیت هستند؟در گذشته، رویکرد نظریهپردازان و فیلسوفان اغلب یکطرفه بود و تنها طرفدار یکی از این دو عامل بودند. اما امروزه بیشتر متفکران با این موضوع موافق هستند که ترکیبی از هر دو عامل شخصیت نهایی ما را شکل میدهد.
🔸همچنین، تعامل همیشگی میان ژنتیک و محیط میتواند در چگونگیِ ابراز شخصیت اثرگذار باشد. برایِمثال، ممکن است فردی ازنظرِ ژنتیکی مستعد داشتن رفتاری دوستانه و آرام باشد، اما کارکردن در محیطی پر از استرس او را کمتحمل و نگران کند.
◀️ برای تغییر شخصیت چه کاری میتوان انجام داد؟
از یک فردِ درونگرا به یک فردِ برونگرا تبدیلشدن میتواند کاری بسیار دشوار (یا حتی غیرممکن) باشد، اما متخصصان معتقدند با انجامدادن برخی کارها میتوان تغییراتی واقعی و پایدار در شخصیت ایجاد کرد.
▪️تمرکز روی تغییر عادتها
«عادت» قابلیادگیری است. بنابراین، تغییردادن واکنشهای همیشگیتان در طی زمان یکی از راههایی است که موجب تغییر شخصیت شما نیز خواهد شد. قطعا، صورتبخشیدن به عادتهای جدید یا کنارگذاشتن عادتهای قدیمی هرگز کار سادهای نیست و به زمان و تلاش جدی نیاز دارد.
▪️تغییر باورهای خود
اگر باور داشته باشید که تغییر نمیکنید، پس هیچ تغییری نخواهید کرد. اگر سعی میکنید بیشتر معاشرت کنید، اما باور دارید که درونگراییتان یک ویژگی تغییرناپذیر، همیشگی و ثابت است، بنابراین هرگز اجتماعیتر نخواهید شد. اما اگر معتقد باشید که ویژگیهای شخصیتان قابلتغییر هستند، احتمالا برای اجتماعی شدن تلاش خواهید کرد.
▪️تمرکز روی روند کار
بررسیهای دوک همیشه نشان داده که ستایش «تلاش» بهجایِ «توانایی» بسیار ضروری است. بهجایِ فکرهایی مثل «من خیلی باهوشم» یا «من خیلی بااستعدادم»، جملاتی مثل «من واقعا سخت کار کردم» یا «من یک روش عالی برای حل مشکل پیدا کردم» را جایگزین کنید.
▪️آنقدر تظاهر کنید تا موفق شوید
«کریستوفر پیترسون» ، روانشناس، خیلی زود متوجه شد که شخصیت درونگرای او ممکن است تأثیر زیانآوری روی حرفهاش بهعنوانِ استاد دانشگاه داشته باشد. برای غلبه بر این موضوع، او در موقعیتهایی که لازم میدید (مثل زمانهایی که در یک کلاس شلوغ سخنرانی یا کنفرانس داشت) شروع به اجرای نقش یک برونگرا میکرد. سرانجام، این رفتارها به عادت همیشگی او تبدیل شد.
هرچند او هنوز معتقد است که فرد درونگرایی به حساب میآید، اما متوجه شد چه زمانهایی باید مثل یک فرد برونگرا عمل کند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
🔸 آیا واقعا امکان تغییر شخصیتمان وجود دارد یا الگوهای اصلی شخصیت هریک از ما در طول زندگی تثبیت میشود؟ زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که پایهٔ شخصیت ما تقریبا در ۵سالگی شکل میگیرد. حتی بسیاری از روانشناسان مدرن نیز باور دارند که شخصیت کلی ما تقریبا در طول زندگی ثابت و پایدار میماند.
🔸حالا اگر قصد تغییر شخصیتمان را داشته باشیم چه کنیم؟ آیا رویکرد مناسب و تلاش زیاد میتواند باعث تغییر شخصیت واقعیمان شود یا اینکه صفتهای نامطلوب ما را گیر میاندازند و مانع رسیدن ما به اهدافمان میشوند؟
◀️ آیا شخصیت ثابت است؟
🔸میل به تغییر شخصیت بسیار رایج است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که ای کاش معاشرتیتر و پرحرفتر باشند. احتمالا کسانی که آستانهٔ صبرشان پایین است آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند در موقعیتهای بحرانی خونسردیشان را حفظ کنند.
🔸بهصورتِ عمومی، بسیاری از متخصصان بر این عقیدهاند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار روی ویژگیهای فراگیر شخصیتی میتواند کاری بسیار دشوار باشد.
برخی متخصصان، از جمله "کارل دوک" روانشناس، معتقدند که تغییر الگوی رفتاری، عادتها و باورهای نهفته در سطح زیرینِ ویژگیهای شخصیتی (مثل درون گرایی و سازگاری) کلید اصلی تغییر شخصیت است.
◀️ عوامل شکلدهندهٔ شخصیت
🔸آیا رفتار ما در پیوند با عواملِ وراثتی (سرشت) شکل گرفته یا محیط و یادگیری (پرورش) عوامل تعیینکنندهٔ شخصیت هستند؟در گذشته، رویکرد نظریهپردازان و فیلسوفان اغلب یکطرفه بود و تنها طرفدار یکی از این دو عامل بودند. اما امروزه بیشتر متفکران با این موضوع موافق هستند که ترکیبی از هر دو عامل شخصیت نهایی ما را شکل میدهد.
🔸همچنین، تعامل همیشگی میان ژنتیک و محیط میتواند در چگونگیِ ابراز شخصیت اثرگذار باشد. برایِمثال، ممکن است فردی ازنظرِ ژنتیکی مستعد داشتن رفتاری دوستانه و آرام باشد، اما کارکردن در محیطی پر از استرس او را کمتحمل و نگران کند.
◀️ برای تغییر شخصیت چه کاری میتوان انجام داد؟
از یک فردِ درونگرا به یک فردِ برونگرا تبدیلشدن میتواند کاری بسیار دشوار (یا حتی غیرممکن) باشد، اما متخصصان معتقدند با انجامدادن برخی کارها میتوان تغییراتی واقعی و پایدار در شخصیت ایجاد کرد.
▪️تمرکز روی تغییر عادتها
«عادت» قابلیادگیری است. بنابراین، تغییردادن واکنشهای همیشگیتان در طی زمان یکی از راههایی است که موجب تغییر شخصیت شما نیز خواهد شد. قطعا، صورتبخشیدن به عادتهای جدید یا کنارگذاشتن عادتهای قدیمی هرگز کار سادهای نیست و به زمان و تلاش جدی نیاز دارد.
▪️تغییر باورهای خود
اگر باور داشته باشید که تغییر نمیکنید، پس هیچ تغییری نخواهید کرد. اگر سعی میکنید بیشتر معاشرت کنید، اما باور دارید که درونگراییتان یک ویژگی تغییرناپذیر، همیشگی و ثابت است، بنابراین هرگز اجتماعیتر نخواهید شد. اما اگر معتقد باشید که ویژگیهای شخصیتان قابلتغییر هستند، احتمالا برای اجتماعی شدن تلاش خواهید کرد.
▪️تمرکز روی روند کار
بررسیهای دوک همیشه نشان داده که ستایش «تلاش» بهجایِ «توانایی» بسیار ضروری است. بهجایِ فکرهایی مثل «من خیلی باهوشم» یا «من خیلی بااستعدادم»، جملاتی مثل «من واقعا سخت کار کردم» یا «من یک روش عالی برای حل مشکل پیدا کردم» را جایگزین کنید.
▪️آنقدر تظاهر کنید تا موفق شوید
«کریستوفر پیترسون» ، روانشناس، خیلی زود متوجه شد که شخصیت درونگرای او ممکن است تأثیر زیانآوری روی حرفهاش بهعنوانِ استاد دانشگاه داشته باشد. برای غلبه بر این موضوع، او در موقعیتهایی که لازم میدید (مثل زمانهایی که در یک کلاس شلوغ سخنرانی یا کنفرانس داشت) شروع به اجرای نقش یک برونگرا میکرد. سرانجام، این رفتارها به عادت همیشگی او تبدیل شد.
هرچند او هنوز معتقد است که فرد درونگرایی به حساب میآید، اما متوجه شد چه زمانهایی باید مثل یک فرد برونگرا عمل کند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
📕ای کاش با صدای بلند بخوانند، با صدای بلند
✍دکتر فردین علیخواه-دانشگاه گیلان
▪️در سال 1387 از رساله دکترایم که موضوع آن « پتانسیل اعتراض» بود در رشته جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه علامه طباطبائی دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله ام را ورق می زدم. در ادامه به برخی از مهم ترین یافته های آن اشاره می کنم:
❇️- یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض در جامعه ما بالاست.
🔸- هر چقدر از ميزان اثرگذاری سياسي افراد ( این احساس که من می توانم در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشم) كاسته مي شود بر ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزوده مي شود.
🔸- دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سياسي کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسيل اعتراض بالاتر است.
🔸- با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض نیز افزایش می یابد.
🔸- میزان احساس محرومیت (هم اقتصادی، هم سیاسی، هم فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالا است. در بین آن گروه از شهروندان که« احساس محروميت » بیشتری دارند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که« منبع محروميت » اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سياست هاي دولت و تصمیمات مقامات می دانند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است.
🔸- هر چه میزان احساس تبعيض و بي عدالتي در افراد بیشتر می شود ميزان پتانسيل اعتراض آنان هم افزایش می یابد.
🔸- هر چه میزان رضايت از زندگي افراد کاهش می یابد ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزایش می بابد.
✳️بگذارید خلاصه کنم: احساس اثر گذاری کم در روند تصمیم گیری های سیاسی / این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت بالا / این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم های غلط سیاستمداران است / احساس تبعیض و بی عدالتی بالا / داشتن رضایت کم از زندگی / با موضوع اصلی رساله یعنی پتانسیل بالای اعتراض رابطه مستقیم داشتند.
▪️وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت، برخی نهادها، بنرهایی در خیابان های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته اند و بین آنها نیز کودکی پریشان حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند " آخر و عاقبت ماهواره". در پس زمنیه تصویر هم پرچم آمریکا و اسرائیل را به شکل محو نشان دادند. درک و برداشت آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین قدر بود. از نظر آنان تعداد دیش ماهواره مساوی بود با تعداد طلاق در کشور!! طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به «جمع آوری» اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت بام ها سرباز فرستاند. چندین بار ضربتی دیش های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. دیش ها را از پشت بام ها به حیاط منازل پرتاب کردند تا طلاق را کاهش دهند. ولی طلاق کاهش نیافت. بر عکس بیشتر و بیشتر هم شد. آنان در حل مشکلات جامعه، معمولا ساده ترین راه را انتخاب می کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم انسانی پاسخ را می دانند ؛ نتیجه را می گیرند و یکطرفه به جامعه ابلاغ می کنند.
▪️در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می شوند و رویدادهای اخیر را علت یابی می کنند. آنان باز هم ساده سازی می کنند. ساده سازی محض. همانطور که درباره طلاق ساده سازی می کنند. آنان باز هم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می دهند. می گویند علت ناآرامی ها همین است و تمام! به دور دست ها اشاره می کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می بینند.
▪️حدود ده سال از دفاع رساله ام گذشته است. داده های این رساله در شهر تهران جمع آوری شد. ساده اندیشی است اگر بگویم که ده سال پس از این پژوهش، هم اکنون وضعیت کشور بهتر شده است. ای کاش مقامات محترم به جای ساده سازی های مرسوم مسائل، حداقل یکبار هم که شده بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک بینی شان، عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض را با صدای بلند برای خودشان بخوانند. با صدای بلند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
✍دکتر فردین علیخواه-دانشگاه گیلان
▪️در سال 1387 از رساله دکترایم که موضوع آن « پتانسیل اعتراض» بود در رشته جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه علامه طباطبائی دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله ام را ورق می زدم. در ادامه به برخی از مهم ترین یافته های آن اشاره می کنم:
❇️- یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض در جامعه ما بالاست.
🔸- هر چقدر از ميزان اثرگذاری سياسي افراد ( این احساس که من می توانم در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشم) كاسته مي شود بر ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزوده مي شود.
🔸- دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سياسي کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسيل اعتراض بالاتر است.
🔸- با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض نیز افزایش می یابد.
🔸- میزان احساس محرومیت (هم اقتصادی، هم سیاسی، هم فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالا است. در بین آن گروه از شهروندان که« احساس محروميت » بیشتری دارند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که« منبع محروميت » اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سياست هاي دولت و تصمیمات مقامات می دانند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است.
🔸- هر چه میزان احساس تبعيض و بي عدالتي در افراد بیشتر می شود ميزان پتانسيل اعتراض آنان هم افزایش می یابد.
🔸- هر چه میزان رضايت از زندگي افراد کاهش می یابد ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزایش می بابد.
✳️بگذارید خلاصه کنم: احساس اثر گذاری کم در روند تصمیم گیری های سیاسی / این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت بالا / این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم های غلط سیاستمداران است / احساس تبعیض و بی عدالتی بالا / داشتن رضایت کم از زندگی / با موضوع اصلی رساله یعنی پتانسیل بالای اعتراض رابطه مستقیم داشتند.
▪️وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت، برخی نهادها، بنرهایی در خیابان های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته اند و بین آنها نیز کودکی پریشان حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند " آخر و عاقبت ماهواره". در پس زمنیه تصویر هم پرچم آمریکا و اسرائیل را به شکل محو نشان دادند. درک و برداشت آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین قدر بود. از نظر آنان تعداد دیش ماهواره مساوی بود با تعداد طلاق در کشور!! طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به «جمع آوری» اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت بام ها سرباز فرستاند. چندین بار ضربتی دیش های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. دیش ها را از پشت بام ها به حیاط منازل پرتاب کردند تا طلاق را کاهش دهند. ولی طلاق کاهش نیافت. بر عکس بیشتر و بیشتر هم شد. آنان در حل مشکلات جامعه، معمولا ساده ترین راه را انتخاب می کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم انسانی پاسخ را می دانند ؛ نتیجه را می گیرند و یکطرفه به جامعه ابلاغ می کنند.
▪️در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می شوند و رویدادهای اخیر را علت یابی می کنند. آنان باز هم ساده سازی می کنند. ساده سازی محض. همانطور که درباره طلاق ساده سازی می کنند. آنان باز هم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می دهند. می گویند علت ناآرامی ها همین است و تمام! به دور دست ها اشاره می کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می بینند.
▪️حدود ده سال از دفاع رساله ام گذشته است. داده های این رساله در شهر تهران جمع آوری شد. ساده اندیشی است اگر بگویم که ده سال پس از این پژوهش، هم اکنون وضعیت کشور بهتر شده است. ای کاش مقامات محترم به جای ساده سازی های مرسوم مسائل، حداقل یکبار هم که شده بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک بینی شان، عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض را با صدای بلند برای خودشان بخوانند. با صدای بلند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
رییس مرکز مدیریت بیماریهای واگیردار وزارت بهداشت:
⚠️مبتلایان به آنفلوآنزای فصلی به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند.
⚠️فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی ظرف دو سه هفته آینده به شدت در کشور، منطقه، اروپا و بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد و موارد ابتلا به ویروس آنفلوآنزای فصلی در اکثر استانهای کشور، گزارش شده است.
⚠️امسال دو نوع ویروس آنفلوآنزا شامل H1N1 و H3N2 در مناطق مختلف جهان و ایران مشاهده شده و موارد ابتلا به ویروس H1N1 خیلی بیشتر از نوع دیگر ویروس بوده و این ویروس، بیماری شدیدتری را ایجاد میکند.
⚠️امسال سه هفته زودتر از سال گذشته، فعالیت ویروس آنفلوانزا آغاز شده و وقتی ویروسی زودتر فعالیت کند میتواند مناطق جغرافیایی و تعداد مبتلایان بیشتری را در برگیرد.
در حال حاضر در اوج فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور هستیم.
🚨امسال، موارد بستری و فوت ناشی از آنفلوآنزای فصلی در کشور نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
در هفته گذشته ۱۵ مورد فوت بر اثر آنفلوآنزای فصلی در کشور ثبت و گزارش شده و همه جان باختگان، بیماری زمینهای یا کهولت سن داشتهاند.
بیشترین موارد فوتی ناشی از این ویروس، مربوط به استان های تهران، مازندران و آذربایجان شرقی بوده است.
⚠️همه افرادی که جان خود را به دلیل ویروس آنفلوآنزای فصلی از دست دادند، در بیمارستان بستری بودند و تحت درمان قرار داشتند اما جان خود را از دست دادند چون:
🚨واکسیناسیون نشده بودند
🚨 یا دیرهنگام برای درمان مراجعه کرده بودند
🚨 و یا بیماری زمینه ای یا کهولت سن داشتهاند.
🚨تغییراتی در ویروس ایجاد شده که امسال باعث تشدید موارد ابتلا و فوت در کشورهای مختلف دنیا شده است.
⚠️پیشبینی میکنیم که ظرف دو سه هفته آینده، موج فعال ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور وجود داشته باشد.
⚠️انتظار داریم که مردم به نکات بهداشتی، دقیقا توجه کنند چون در مرحلهای قرار داریم که مهمترین راه پیشگیری، رعایت نکات بهداشتی است.
⚠️مهمترین نکته بهداشتی در پیشگیری از ابتلا به آنفلوآنزای فصلی، شستشوی دستها به ویژه در کودکان است.
⚠️رعایت آداب تنفسی بسیار مهم است و افرادی که دچار علائم شبیه این ویروس میشوند باید زمان سرفه و عطسه، دستمالی را جلوی دهان و بینی خود بگیرند و پس از استفاده، دستمال را در پلاستیک گذاشته و به سطل زباله بیندازند.
🚨افرادی که به ویروس آنفلوآنزای فصلی مبتلا میشوند باید به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند چون خوددرمانی در این افراد نگران کننده است و ممکن است موجب تشدید بیماری و بستری شدن آنها در بیمارستانها شود.
🚨مصرف آنتی بیوتیک و داروهای کورتوندار برای این بیماران، هیچ جایی ندارد و توصیه نمیشود چون آنفلوانزای فصلی، یک عفونت ویروسی است و خود به خود بهبود مییابد البته استفاده از استامینوفن ساده، مایعات گرم و استراحت در منزل، به این بیماران توصیه میشود و نیاز به مصرف داروی دیگری نیست.
🚨وقتی پزشک به بیماران توصیه میکند که باید در بیمارستان بستری شوند، باید حتما این کار انجام شود.
🚨وقتی پدر و مادر میبینند که فرزند خود در مدت کوتاهی از آنفلوآنزای فصلی، بهبود پیدا میکنند نباید بدون نظر پزشک، اقدام به بردن فرزندان خود به مدرسه کنند چون این ویروس هنوز در ترشحات تنفسی بیمار، وجود دارد و ممکن است دیگر دانش آموزان را نیز به این ویروس مبتلا کند.
🚨رعایت نکات دقیق بهداشتی از سوی مردم باعث میشود که موج آنفلوآنزای فصلی زودتر در کشور فروکش کند، بیماران کمتری به این ویروس مبتلا شوند و نیاز به درمان در بیمارستان داشته باشند و ضمن بهبود زودتر مبتلایان، بیماران کمتری جان خود را از دست دهند.
🚨گروههایی مانند افراد بیشتر از ۶۵ سال، زنان باردار، بیماران ریوی و قلبی، مبتلایان به سرطان که تحت درمان هستند، افرادی که داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی مصرف میکنند، مبتلایان به بیماریهای تضعیف کننده سیستم ایمنی، افرادی که نارسایی کبد و کلیه دارند و افرادی که دیابت دارند و دیابت خود را به خوبی کنترل نداشته باشند، بیشتر در معرض ابتلا به ویروس شدید آنفلوآنزا هستند.
🆘 لطفاً با انتشار وسیع این پیام و اطلاعرسانی شفاهی خارج از فضای مجازی نقشی در پیشگیری از گسترش انتشار آنفلوانزا داشته باشید
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
⚠️مبتلایان به آنفلوآنزای فصلی به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند.
⚠️فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی ظرف دو سه هفته آینده به شدت در کشور، منطقه، اروپا و بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد و موارد ابتلا به ویروس آنفلوآنزای فصلی در اکثر استانهای کشور، گزارش شده است.
⚠️امسال دو نوع ویروس آنفلوآنزا شامل H1N1 و H3N2 در مناطق مختلف جهان و ایران مشاهده شده و موارد ابتلا به ویروس H1N1 خیلی بیشتر از نوع دیگر ویروس بوده و این ویروس، بیماری شدیدتری را ایجاد میکند.
⚠️امسال سه هفته زودتر از سال گذشته، فعالیت ویروس آنفلوانزا آغاز شده و وقتی ویروسی زودتر فعالیت کند میتواند مناطق جغرافیایی و تعداد مبتلایان بیشتری را در برگیرد.
در حال حاضر در اوج فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور هستیم.
🚨امسال، موارد بستری و فوت ناشی از آنفلوآنزای فصلی در کشور نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
در هفته گذشته ۱۵ مورد فوت بر اثر آنفلوآنزای فصلی در کشور ثبت و گزارش شده و همه جان باختگان، بیماری زمینهای یا کهولت سن داشتهاند.
بیشترین موارد فوتی ناشی از این ویروس، مربوط به استان های تهران، مازندران و آذربایجان شرقی بوده است.
⚠️همه افرادی که جان خود را به دلیل ویروس آنفلوآنزای فصلی از دست دادند، در بیمارستان بستری بودند و تحت درمان قرار داشتند اما جان خود را از دست دادند چون:
🚨واکسیناسیون نشده بودند
🚨 یا دیرهنگام برای درمان مراجعه کرده بودند
🚨 و یا بیماری زمینه ای یا کهولت سن داشتهاند.
🚨تغییراتی در ویروس ایجاد شده که امسال باعث تشدید موارد ابتلا و فوت در کشورهای مختلف دنیا شده است.
⚠️پیشبینی میکنیم که ظرف دو سه هفته آینده، موج فعال ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور وجود داشته باشد.
⚠️انتظار داریم که مردم به نکات بهداشتی، دقیقا توجه کنند چون در مرحلهای قرار داریم که مهمترین راه پیشگیری، رعایت نکات بهداشتی است.
⚠️مهمترین نکته بهداشتی در پیشگیری از ابتلا به آنفلوآنزای فصلی، شستشوی دستها به ویژه در کودکان است.
⚠️رعایت آداب تنفسی بسیار مهم است و افرادی که دچار علائم شبیه این ویروس میشوند باید زمان سرفه و عطسه، دستمالی را جلوی دهان و بینی خود بگیرند و پس از استفاده، دستمال را در پلاستیک گذاشته و به سطل زباله بیندازند.
🚨افرادی که به ویروس آنفلوآنزای فصلی مبتلا میشوند باید به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند چون خوددرمانی در این افراد نگران کننده است و ممکن است موجب تشدید بیماری و بستری شدن آنها در بیمارستانها شود.
🚨مصرف آنتی بیوتیک و داروهای کورتوندار برای این بیماران، هیچ جایی ندارد و توصیه نمیشود چون آنفلوانزای فصلی، یک عفونت ویروسی است و خود به خود بهبود مییابد البته استفاده از استامینوفن ساده، مایعات گرم و استراحت در منزل، به این بیماران توصیه میشود و نیاز به مصرف داروی دیگری نیست.
🚨وقتی پزشک به بیماران توصیه میکند که باید در بیمارستان بستری شوند، باید حتما این کار انجام شود.
🚨وقتی پدر و مادر میبینند که فرزند خود در مدت کوتاهی از آنفلوآنزای فصلی، بهبود پیدا میکنند نباید بدون نظر پزشک، اقدام به بردن فرزندان خود به مدرسه کنند چون این ویروس هنوز در ترشحات تنفسی بیمار، وجود دارد و ممکن است دیگر دانش آموزان را نیز به این ویروس مبتلا کند.
🚨رعایت نکات دقیق بهداشتی از سوی مردم باعث میشود که موج آنفلوآنزای فصلی زودتر در کشور فروکش کند، بیماران کمتری به این ویروس مبتلا شوند و نیاز به درمان در بیمارستان داشته باشند و ضمن بهبود زودتر مبتلایان، بیماران کمتری جان خود را از دست دهند.
🚨گروههایی مانند افراد بیشتر از ۶۵ سال، زنان باردار، بیماران ریوی و قلبی، مبتلایان به سرطان که تحت درمان هستند، افرادی که داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی مصرف میکنند، مبتلایان به بیماریهای تضعیف کننده سیستم ایمنی، افرادی که نارسایی کبد و کلیه دارند و افرادی که دیابت دارند و دیابت خود را به خوبی کنترل نداشته باشند، بیشتر در معرض ابتلا به ویروس شدید آنفلوآنزا هستند.
🆘 لطفاً با انتشار وسیع این پیام و اطلاعرسانی شفاهی خارج از فضای مجازی نقشی در پیشگیری از گسترش انتشار آنفلوانزا داشته باشید
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
📌فقر احمق میکند به چاپ ششم رسید
📌کتاب «فقر احمق میکند» پس از گذشت چهار ماه به چاپ ششم رسید. «فقر احمق میکند» نخستین بار در نمایشگاه کتاب ۹۸ رونمایی شد و نظر مخاطبان را بهسرعت جلب کرد. این کتاب را سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه پرینستون، نوشتهاند و به تعبیر کارشناسان در آن نظریۀ انقلابی جدیدی دربارۀ فقر مطرح کردهاند. «فقر احمق میکند»، در عین اعتبار علمی، نثری شیوا و خواندنی دارد و پر است از مثالهای ملموس و آشنا دربارۀ زندگی روزمرۀ ما و سر و کله زدنمان با انواع فقر: کمیابی پول، زمان، انرژی و توان جسمی و ذهنی و نظایر آنها.
🔰در کتاب " فقر احمق میکند" می خوانیم:
🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند؟
🔰طرز فکری قدیمی میگوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد میکند. از نظر آنها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی میگیرند که فقیر هستند.
🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل میشود؛ از گرسنگی کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
🔰روانشناسان بهخوبی این مفهوم را توضیح دادهاند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، تواناییها و مهارتهای دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامهریزی بلندمدت مختل میشود. بهگفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانهای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند میشود. در واقع ما ظرفیتهای ذهنیمان را از دست نمیدهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشتههای معمولمان را نخواهیم داشت.
🔰اما مهمترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخصساختن این ادعا است که کمیابی میتواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آنها این است: ویژگیهایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی میشوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن میقبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شدهاند.
🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال دادهها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنایباند» را بهدنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیمگیری و اقدام را میکاهد. او برای تبیین این موضوع چنین میگوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر میتواند تو را احمقتر کند»
🔰مولاینیتن و شفیر توضیح میدهند که «افزایش دغدغههای مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آنها را حتی بیش از بیخوابیِ شدید کاهش میدهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن میکاهد.
🔰آنطور که مولاینیتن توضیح میدهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی میتواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان میدهند
🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی مییابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان میشود، تمرکزشان کاهش مییابد و برنامههای بلندمدت آنان، جایش را به برنامهای کوتاهمدت روزمرگی میدهد: "خاموشکردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود میآورد
🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر بهخوبی مطلعاند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد میکند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن میگوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاستگذاران برای حل مشکلات به آن تکیه میکنند. دانشمندان منابع گستردهای را صَرف توسعۀ داروها، فناوریهای تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی میکنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شدهاند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوریها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده میکنند.
🔰کانال مدیران شایسته
🔸@CompetentManagers
📌کتاب «فقر احمق میکند» پس از گذشت چهار ماه به چاپ ششم رسید. «فقر احمق میکند» نخستین بار در نمایشگاه کتاب ۹۸ رونمایی شد و نظر مخاطبان را بهسرعت جلب کرد. این کتاب را سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه پرینستون، نوشتهاند و به تعبیر کارشناسان در آن نظریۀ انقلابی جدیدی دربارۀ فقر مطرح کردهاند. «فقر احمق میکند»، در عین اعتبار علمی، نثری شیوا و خواندنی دارد و پر است از مثالهای ملموس و آشنا دربارۀ زندگی روزمرۀ ما و سر و کله زدنمان با انواع فقر: کمیابی پول، زمان، انرژی و توان جسمی و ذهنی و نظایر آنها.
🔰در کتاب " فقر احمق میکند" می خوانیم:
🔰آیا افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند؟
🔰طرز فکری قدیمی میگوید: افراد فقیر به این خاطر فقیر هستند که تصمیمات بدی میگیرند. اما سندهیل مولاینیتن، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد، و الدار شفیر، استاد روانشناسی دانشگاه تاد، کتابی با عنوان «کمیابی» نوشتند که این مسئله را رد میکند. از نظر آنها ماجرا کاملاً برعکس است و در واقع افراد به این خاطر تصمیمات بدی میگیرند که فقیر هستند.
🔰اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست، اما کمیابی به هر شکلی و برای هر کس اتفاق بیفتد، ظرفیت ذهنی را ربوده و مختل می کند. این فرضیه، همه چیز را شامل میشود؛ از گرسنگی کشیدن و تنهایی گرفته تا کمبود زمان و فقر.
🔰روانشناسان بهخوبی این مفهوم را توضیح دادهاند: اگر ذهن روی یک چیز یا یک کمبود متمرکز باشد، تواناییها و مهارتهای دیگر مثل توجه، کنترل فرد روی خودش و برنامهریزی بلندمدت مختل میشود. بهگفتۀ مولاینیتن و شفیر در این وضعیت، پردازشگر ذهن ما مانند پردازشگر رایانهای که در حال اجرای چندین برنامه است، کند میشود. در واقع ما ظرفیتهای ذهنیمان را از دست نمیدهیم؛ بلکه توانایی دسترسی به تمام داشتههای معمولمان را نخواهیم داشت.
🔰اما مهمترین و بحث برانگیزترین بخشِ این کتاب مشخصساختن این ادعا است که کمیابی میتواند هر کسی را تحت کنترل خود درآورد. بحث آنها این است: ویژگیهایی که بخشی از شخصیت افراد تلقی میشوند، مثل رفتارهای فکرنشده، عملکرد نامناسب در مدرسه و تصمیمات نادرست مالی، شاید درحقیقت محصول احساس تأثیرگذار کمیابی باشند و زمانی که این احساس مداوم باشد، ذهن را در اختیار گرفته و این شرایط را به آن میقبولاند؛ مثل کسانی که در باتلاق فقر گرفتار شدهاند.
🔰فقر، نوعی محدودیت در انتقال دادهها در ذهن یا به عبارتی «کاهش پهنایباند» را بهدنبال خواهد داشت که توانایی افراد برای تصمیمگیری و اقدام را میکاهد. او برای تبیین این موضوع چنین میگوید: «اگر بخواهیم واضح سخن بگوییم، هر کسی که باشی، فقر میتواند تو را احمقتر کند»
🔰مولاینیتن و شفیر توضیح میدهند که «افزایش دغدغههای مالی برای فقرا، عملکرد ذهنی آنها را حتی بیش از بیخوابیِ شدید کاهش میدهد» فلذا فقر و کمبود از ظرفیت ذهن میکاهد.
🔰آنطور که مولاینیتن توضیح میدهد، اگرچه تمام مشکل افراد فقیر مربوط به کمیابی نیست؛ کمیابی میتواند نشانگر نوع ذهنیتی باشد که افراد درگیر با آن از خود نشان میدهند
🔰کسانی که خود را در چرخۀ کمیابی مییابند، ناگزیر عملکردشان دچار نقصان میشود، تمرکزشان کاهش مییابد و برنامههای بلندمدت آنان، جایش را به برنامهای کوتاهمدت روزمرگی میدهد: "خاموشکردن موقت آتش مشکلات مالی" که این خود مشکلات دیگری به وجود میآورد
🔰اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی از مسائل اقتصادی مرتبط با فقر بهخوبی مطلعاند؛ اما دربارۀ آثار روانی که در هر گروه از افراد ایجاد میکند، اطلاعات چندانی ندارند. آنطور که مولاینیتن میگوید، اهمیت این دانش اجتماعی به اندازۀ دانش تکنولوژیکی است که سیاستگذاران برای حل مشکلات به آن تکیه میکنند. دانشمندان منابع گستردهای را صَرف توسعۀ داروها، فناوریهای تصفیۀ آب، ابزار مالی و خدمات اجتماعی میکنند که برای کمک به افراد نیازمند طراحی شدهاند؛ اما واداشتن افراد به استفاده از این فناوریها نیازمند فهم ذهن و روان آنهایی است که از این ابزارها استفاده میکنند.
🔰کانال مدیران شایسته
🔸@CompetentManagers
بخش سوم- در رابطه با معرفی کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران
5️⃣- بازی های گروهی:
در این تمرین ارزیابی شوندگان به صورت گروهی یک فعالیت مشارکتی می شوند. این تمرین ها می تواند یک فعالیت کشف حقیقت بوده و یا تولید یک نتیجه مانند گزارش یا سازه باشد. همچنین این تمرین ها می تواند ساختارمند با نقش های تعریف شده و یا پویا و تعاملی طراحی گردد. انتخاب و طراحی این بازی ها از این نظر حائز اهمیت می باشد که این بازی ها می بایست مشارکت همه ارزیابی شوندگان را دربرداشته باشد. به نحوی که محتوای بازی برای ارزیابی شوندگان دارای گیرایی و جذابیت بوده تا بیشترین فراخوانی رفتار و ارتباط بین فردی به منظور انجام ارزیابی معتبر صورت گیرد. به همین منظور بایستی با به کارگیری بازی هایی فکری، چالشی و تعاملی که متناسب با شایستگی های مشخص طراحی شده اند، اقدام به ارزیابی شایستگی های ارزیابی کرد.
6️⃣-کازیه و ایفای نقش:
با اطمینان می توان گفت کازیه و ایفای نقش ازجمله ابزارهای پیچیده ای می باشند که طراحی و اجرای آن در کانون های ارزیابی پرهزینه و مشکل است. چرا که تمامی آیتم ها و فعالیت های شبیه سازی شده موقعیت شغلی، برمبنای یک سناریوی منسجم و اختصاصی برای یک گروه شغلی در یک سازمان طراحی می گردد. برهمین اساس یک به یک آیتم های تمرین در چهار بخش نامه نگاری ها، چالش های تصمیم گیری، تماس های تلفنی و ملاقات های حضوری طراحی و تدوین می گردند. اصولا ماهیت این تمرین ها براساس شبیه سازی می باشد. به نحوی که هر تمرین منحصرا برای هرسازمان طراحی و اجرا می گردد.
علاوه بر طراحی پیچیده این تمرین، اجرای آن نیز به مهارت و تجربه بالایی نیاز دارد. در این تمرین علاوه بر ارزیاب های عادی، از ارزیاب-بازیگر استفاده می گردد که علاوه بر مهارت ارزیابی، از توانایی ایفای نقش (بازیگری) براساس سناریوی طراحی شده را تیز دارد. لذا طراحی و اجرای این تمرین، نیاز به تخصص چندگانه و تجربه بالای اجرا دراین زمینه را دارد.
🔰ارزیاب ها و مصاحبه گران در کانون ارزیابی :
روانشناس¬ ها نقش کلیدی در ارزیابی دارند. در مطالعه¬ای که توسط ساگیه و مگنزی (1997) انجام شد، بر اهمیت حضور روانشناسان تاکید شده است. روانشناسان کمتر از دیگر ارزیاب ¬ها دچار اثر هاله ای می¬شوند چراکه روانشناسان بین شایستگی ¬ها در یک تمرین تمیز قائل می¬شوند و اعتبار سازه¬ای بالایی در نتایج آنها وجود دارد. چنین امری قابل پیش بینی است، چون روانشناسان درمورد تحلیل رفتارها و ویژگی¬ های افراد آموزش دیده¬اند. لیونز (1998) از این هم پیشتر می¬رود و می¬گوید که با افزایش مشارکت روانشناس¬ ها در نقش کلیدی در تیم ارزیابی، راهنمایی مدیران عملیاتی و مدیریت جلسه ¬های جمع¬ بندی اعتبار سازه¬ای مرکز افزایش می¬یابد. گاگلر و دیگران (1987) پی برده¬اند که امتیازدهی روانشناسان از مدیران عملیاتی صحیح ¬تر است.
✅همان گونه که در بالا اشاره گردید یکی از عوامل بسیار مهم که باعث بالا رفتن اعتبار مرکز ارزیابی می شود، انتخاب و آموزش ارزیاب ها می باشد. دو عامل تخصص و تجربه در انتخاب ارزیاب ها بسیار حائز اهمیت است. همان گونه که در کانون ارزیابی از ابزارهای چندگانه استفاده می گردد، باید از تخصص های چندگانه نیز در تیم ارزیابی استفاده نمود. فلذا تیم ارزیابی می بایست ترجیحا ترکیبی از متخصصان حرفـه ای در سطوح دکتری و کارشناسی ارشد، در رشته های روانشناسی صنعتی و سازمانی، مدیریت منابع انسانی، روان شناسی عمومی، مدیریت استراتژیک، مدیریت صنعتی و دولتی و مهندسی صنایع به همراه کارشناسان داخلی سازمان در رسته/سمت های مورد ارزیابی و مدیران مجرب باشند.
تجربه ارزیاب ها در رابطه با سابقه انجام سنجش در موقعیت های شغلی و سازمانی بسیار مورد توجه می باشد. این حساسیت در خصوص مصاحبه گران، فزونی بیشتری به خود می گیرد. به نحوی که علاوه بر تایید صلاحیت تخصصی، سابقه اجرایی و مدیریتی آن ها نیز لحاظ می گردد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
5️⃣- بازی های گروهی:
در این تمرین ارزیابی شوندگان به صورت گروهی یک فعالیت مشارکتی می شوند. این تمرین ها می تواند یک فعالیت کشف حقیقت بوده و یا تولید یک نتیجه مانند گزارش یا سازه باشد. همچنین این تمرین ها می تواند ساختارمند با نقش های تعریف شده و یا پویا و تعاملی طراحی گردد. انتخاب و طراحی این بازی ها از این نظر حائز اهمیت می باشد که این بازی ها می بایست مشارکت همه ارزیابی شوندگان را دربرداشته باشد. به نحوی که محتوای بازی برای ارزیابی شوندگان دارای گیرایی و جذابیت بوده تا بیشترین فراخوانی رفتار و ارتباط بین فردی به منظور انجام ارزیابی معتبر صورت گیرد. به همین منظور بایستی با به کارگیری بازی هایی فکری، چالشی و تعاملی که متناسب با شایستگی های مشخص طراحی شده اند، اقدام به ارزیابی شایستگی های ارزیابی کرد.
6️⃣-کازیه و ایفای نقش:
با اطمینان می توان گفت کازیه و ایفای نقش ازجمله ابزارهای پیچیده ای می باشند که طراحی و اجرای آن در کانون های ارزیابی پرهزینه و مشکل است. چرا که تمامی آیتم ها و فعالیت های شبیه سازی شده موقعیت شغلی، برمبنای یک سناریوی منسجم و اختصاصی برای یک گروه شغلی در یک سازمان طراحی می گردد. برهمین اساس یک به یک آیتم های تمرین در چهار بخش نامه نگاری ها، چالش های تصمیم گیری، تماس های تلفنی و ملاقات های حضوری طراحی و تدوین می گردند. اصولا ماهیت این تمرین ها براساس شبیه سازی می باشد. به نحوی که هر تمرین منحصرا برای هرسازمان طراحی و اجرا می گردد.
علاوه بر طراحی پیچیده این تمرین، اجرای آن نیز به مهارت و تجربه بالایی نیاز دارد. در این تمرین علاوه بر ارزیاب های عادی، از ارزیاب-بازیگر استفاده می گردد که علاوه بر مهارت ارزیابی، از توانایی ایفای نقش (بازیگری) براساس سناریوی طراحی شده را تیز دارد. لذا طراحی و اجرای این تمرین، نیاز به تخصص چندگانه و تجربه بالای اجرا دراین زمینه را دارد.
🔰ارزیاب ها و مصاحبه گران در کانون ارزیابی :
روانشناس¬ ها نقش کلیدی در ارزیابی دارند. در مطالعه¬ای که توسط ساگیه و مگنزی (1997) انجام شد، بر اهمیت حضور روانشناسان تاکید شده است. روانشناسان کمتر از دیگر ارزیاب ¬ها دچار اثر هاله ای می¬شوند چراکه روانشناسان بین شایستگی ¬ها در یک تمرین تمیز قائل می¬شوند و اعتبار سازه¬ای بالایی در نتایج آنها وجود دارد. چنین امری قابل پیش بینی است، چون روانشناسان درمورد تحلیل رفتارها و ویژگی¬ های افراد آموزش دیده¬اند. لیونز (1998) از این هم پیشتر می¬رود و می¬گوید که با افزایش مشارکت روانشناس¬ ها در نقش کلیدی در تیم ارزیابی، راهنمایی مدیران عملیاتی و مدیریت جلسه ¬های جمع¬ بندی اعتبار سازه¬ای مرکز افزایش می¬یابد. گاگلر و دیگران (1987) پی برده¬اند که امتیازدهی روانشناسان از مدیران عملیاتی صحیح ¬تر است.
✅همان گونه که در بالا اشاره گردید یکی از عوامل بسیار مهم که باعث بالا رفتن اعتبار مرکز ارزیابی می شود، انتخاب و آموزش ارزیاب ها می باشد. دو عامل تخصص و تجربه در انتخاب ارزیاب ها بسیار حائز اهمیت است. همان گونه که در کانون ارزیابی از ابزارهای چندگانه استفاده می گردد، باید از تخصص های چندگانه نیز در تیم ارزیابی استفاده نمود. فلذا تیم ارزیابی می بایست ترجیحا ترکیبی از متخصصان حرفـه ای در سطوح دکتری و کارشناسی ارشد، در رشته های روانشناسی صنعتی و سازمانی، مدیریت منابع انسانی، روان شناسی عمومی، مدیریت استراتژیک، مدیریت صنعتی و دولتی و مهندسی صنایع به همراه کارشناسان داخلی سازمان در رسته/سمت های مورد ارزیابی و مدیران مجرب باشند.
تجربه ارزیاب ها در رابطه با سابقه انجام سنجش در موقعیت های شغلی و سازمانی بسیار مورد توجه می باشد. این حساسیت در خصوص مصاحبه گران، فزونی بیشتری به خود می گیرد. به نحوی که علاوه بر تایید صلاحیت تخصصی، سابقه اجرایی و مدیریتی آن ها نیز لحاظ می گردد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
بخش چهارم( بخش پایانی) - در رابطه با معرفی کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران
✳️- تحلیل داده ها و پروفایل خروجی:
فرایندی که از آن می توان به عنوان قلب کانون ارزیابی یاد کرد، جلسه Wash-up می باشد. تمامی داده ها و اطلاعات جمع آوری شده در طول فرایند کانون ارزیابی در این جلسه گردآوری شده و ارزیابی ها و قضاوت های صورت گرفته توسط ارزیاب ها و مصاحبه گران مورد تحلیل و توافق قرار می گیرد. تنوع و گستره مهارت ها و تخصص های ارزیاب ها و مصاحبه گران همگی به تکمیل دیدگاه ها و قضاوت ها کمک می نماید. به نحوی که در انتهای این جلسه تصویری بسیار نزدیک به واقعیت از شایستگی های ارزیابی شوندگان حاصل می گردد که مورد توافق همه ارزیاب ها می باشد. کیفیت مدیریت و اجرای جلسه Wash-up تاثیر بسزایی در کیفیت تحلیل نتایج و رسیدن به توافق میان ارزیاب ها دارد. در این جلسه علاوه بر ارزیاب ها و مصاحبه گران که در تمام طول ارزیابی حضور داشته اند، مدیر جلسه، منشی جلسه و مشاور داخلی سازمان نیز حضور دارند. از مهمترین عامل هایی که می توان در فرایند مدیریت جلسه به آن ها اشاره نمود، مدیریت و تخصیص زمان، سازمان دهی محیط، تجهیزات و اطلاعات، هدایت بحث و تبادل نظر میان ارزیاب ها، تسهیم اطلاعات و ایجاد توافق اشاره نمود. بدیهی است اجرا و مدیریت این جلسه در گرو دارا بودن دانش ضمنی در رابطه با اجرای کانون ارزیابی و تخصص های دخیل در آن می باشد.
✅تمامی این ملاحظات و استانداردها در اجرای مرکز ارزیابی رعایت می گردد تا در نهایت خروجی معتبر و کاربردی حاصل گردد. این خروجی، پروفایل نتایج مرکز ارزیابی می باشد. محتوای این پروفایل بسیار حائز اهمیت می باشد چراکه برآیند و چکیده ارزیابی های صورت گرفته در آن انعکاس داده می شود. نتایج ارزیابی ها می بایست براساس یک به یک شایستگی ها مشخص شده و به دو صورت کمی (نمره، نمودار و شکل) و کیفی ارائه گردد. پروفایل نتایج نه باید به حدی تخصصی و مفصل باشد کهان سازمانی نتوانند بهره لازم را از آن ببرند و آنقدر خلاصه و موجز باشد که اطلاعات کلیدی را ارائه نکند.
برهمین اساس یکی از موضوعاتی که در روش شناسی این مراکز ارزیابی مورد توجه قرار می گیرد کیفیت پروفایل های گزارش شده می باشد. به نحوی که نتایج کمی ارزیابی هاباید با استفاده از نرم افزارهای به روز طراحی شده و نتایج کیفی تحلیل ها نیز با توصیف هایی کاربر پسند و کاربردی در قالب هایی استاندارد ارائه گردد. باید به این نکته اشاره کرد که نتایج تخصصی و کیفی پروفایل توسط افراد متخصص نگارش شود. فرمت و قالب این پروفایل ها باید به گونه ای تهیه شود که امکان به کارگیری آن را برای سایر فرایندهای منابع انسانی مانند جانشین پروری، مرکز توسعه، آموزش و ارتقاء تسهیل نماید. این پروفایل ها در سه نسخه فردی، سازمانی و مدیریتی تهیه می شود:
✅پروفایل بازخوردی: در این نسخه از پروفایل که برای ارائه به شخص شرکت کننده آماده شده است نتایج ارزیابیها به اطلاع فرد رسانده میشود و با مشخص نمودن فرصتهای پیشرفت، برنامه توسعه فردی شایستگی ها برای وی استارت زده شده و توصیه هایی جهت بهبود ویژگیهای فرد ارائه می شود.
✅پروفایل سازمانی: پروفایل سازمانی در واقع جامع ترین نسخه پروفایل است که برای مقاصد توانمندسازی و مدیریت مسیر شغلی افراد تهیه و به سازمان ارائه می شود. در این نسخه نتایج تمامی آزمونها و ابزارها، به همراه تحلیل تفصیلی نمرات شایستگی افراد و همچنین جمع بندی نتایج و سطح بندی فرد از لحاظ شایستگیها و نقاط قوت و ضعف وی ارائه می شود.
✅پروفایل مدیریتی: پروفایل مدیریتی افراد چکیده ای بسیار کوتاه از ویژگیهای شرکت کننده است که برای مقاصد مدیریت کارراهه شغلی و همچنین آشنایی بیشتر در اختیار مدیران وی قرار می گیرد. در این نسخه تمامی ویژگیهایی که جنبه محرمانه دارد حذف شده است و تنها خلاصه ای از توانمندیها و نقاط ضعف احتمالی فرد در راستای مدل شایستگی به اطلاع مدیران ذیربط می رسد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
✳️- تحلیل داده ها و پروفایل خروجی:
فرایندی که از آن می توان به عنوان قلب کانون ارزیابی یاد کرد، جلسه Wash-up می باشد. تمامی داده ها و اطلاعات جمع آوری شده در طول فرایند کانون ارزیابی در این جلسه گردآوری شده و ارزیابی ها و قضاوت های صورت گرفته توسط ارزیاب ها و مصاحبه گران مورد تحلیل و توافق قرار می گیرد. تنوع و گستره مهارت ها و تخصص های ارزیاب ها و مصاحبه گران همگی به تکمیل دیدگاه ها و قضاوت ها کمک می نماید. به نحوی که در انتهای این جلسه تصویری بسیار نزدیک به واقعیت از شایستگی های ارزیابی شوندگان حاصل می گردد که مورد توافق همه ارزیاب ها می باشد. کیفیت مدیریت و اجرای جلسه Wash-up تاثیر بسزایی در کیفیت تحلیل نتایج و رسیدن به توافق میان ارزیاب ها دارد. در این جلسه علاوه بر ارزیاب ها و مصاحبه گران که در تمام طول ارزیابی حضور داشته اند، مدیر جلسه، منشی جلسه و مشاور داخلی سازمان نیز حضور دارند. از مهمترین عامل هایی که می توان در فرایند مدیریت جلسه به آن ها اشاره نمود، مدیریت و تخصیص زمان، سازمان دهی محیط، تجهیزات و اطلاعات، هدایت بحث و تبادل نظر میان ارزیاب ها، تسهیم اطلاعات و ایجاد توافق اشاره نمود. بدیهی است اجرا و مدیریت این جلسه در گرو دارا بودن دانش ضمنی در رابطه با اجرای کانون ارزیابی و تخصص های دخیل در آن می باشد.
✅تمامی این ملاحظات و استانداردها در اجرای مرکز ارزیابی رعایت می گردد تا در نهایت خروجی معتبر و کاربردی حاصل گردد. این خروجی، پروفایل نتایج مرکز ارزیابی می باشد. محتوای این پروفایل بسیار حائز اهمیت می باشد چراکه برآیند و چکیده ارزیابی های صورت گرفته در آن انعکاس داده می شود. نتایج ارزیابی ها می بایست براساس یک به یک شایستگی ها مشخص شده و به دو صورت کمی (نمره، نمودار و شکل) و کیفی ارائه گردد. پروفایل نتایج نه باید به حدی تخصصی و مفصل باشد کهان سازمانی نتوانند بهره لازم را از آن ببرند و آنقدر خلاصه و موجز باشد که اطلاعات کلیدی را ارائه نکند.
برهمین اساس یکی از موضوعاتی که در روش شناسی این مراکز ارزیابی مورد توجه قرار می گیرد کیفیت پروفایل های گزارش شده می باشد. به نحوی که نتایج کمی ارزیابی هاباید با استفاده از نرم افزارهای به روز طراحی شده و نتایج کیفی تحلیل ها نیز با توصیف هایی کاربر پسند و کاربردی در قالب هایی استاندارد ارائه گردد. باید به این نکته اشاره کرد که نتایج تخصصی و کیفی پروفایل توسط افراد متخصص نگارش شود. فرمت و قالب این پروفایل ها باید به گونه ای تهیه شود که امکان به کارگیری آن را برای سایر فرایندهای منابع انسانی مانند جانشین پروری، مرکز توسعه، آموزش و ارتقاء تسهیل نماید. این پروفایل ها در سه نسخه فردی، سازمانی و مدیریتی تهیه می شود:
✅پروفایل بازخوردی: در این نسخه از پروفایل که برای ارائه به شخص شرکت کننده آماده شده است نتایج ارزیابیها به اطلاع فرد رسانده میشود و با مشخص نمودن فرصتهای پیشرفت، برنامه توسعه فردی شایستگی ها برای وی استارت زده شده و توصیه هایی جهت بهبود ویژگیهای فرد ارائه می شود.
✅پروفایل سازمانی: پروفایل سازمانی در واقع جامع ترین نسخه پروفایل است که برای مقاصد توانمندسازی و مدیریت مسیر شغلی افراد تهیه و به سازمان ارائه می شود. در این نسخه نتایج تمامی آزمونها و ابزارها، به همراه تحلیل تفصیلی نمرات شایستگی افراد و همچنین جمع بندی نتایج و سطح بندی فرد از لحاظ شایستگیها و نقاط قوت و ضعف وی ارائه می شود.
✅پروفایل مدیریتی: پروفایل مدیریتی افراد چکیده ای بسیار کوتاه از ویژگیهای شرکت کننده است که برای مقاصد مدیریت کارراهه شغلی و همچنین آشنایی بیشتر در اختیار مدیران وی قرار می گیرد. در این نسخه تمامی ویژگیهایی که جنبه محرمانه دارد حذف شده است و تنها خلاصه ای از توانمندیها و نقاط ضعف احتمالی فرد در راستای مدل شایستگی به اطلاع مدیران ذیربط می رسد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
📗 با شکایت های کارکنان چگونه برخورد کنیم؟
▪️حالت دفاعی به خود نگیرید
بعضی از مدیران به محض روبهرو شدن با هر گونه شکایتی از بیرون سازمان، موضعی دفاعی و دشمنانه به خود میگیرند و فکر میکنند که شاکیان دارند به شخصیت آنها توهین میکنند اما چنین رویکردی حل مساله را دشوارتر و گاه غیرممکن میسازد درحالیکه تمرکز کردن بر اطلاعات و راهحلها میتواند هم به حل مشکل کمک کند و هم آن شکایت را به فرصتی برای بهبود امور تبدیل کند.
▪️واقعیتها را درک کنید
هر فردی با دلیل و هدف مشخصی اقدام به شکایت کردن و گلهگزاری از شما و سازمانتان میکند که شما حتما باید آن دلیل را به روشنی دریابید.بنابراین پیش از هرگونه نتیجهگیری عجولانه در ابتدا از دلایل و ریشههای بروز شکایت آگاه شوید و از زوایای مختلف به قضایا بنگرید و برای این کار باید به عقاید و نظرات شاکیان بهخوبی گوش فرا دهید.
▪️با دقت و صبر به سخنان شاکیان گوش کنید
وقتی فردی شکایتی را مطرح میسازد انتظار دارد که شما سخنان او را بشنوید و بفهمید. پس در هنگام صحبت کردن او با مطرح کردن سوالاتی دقیق به او اطمینان دهید که به او توجه دارید و شرایط را درک میکنید.با این کار هم به فرد شاکی احترام گذاشتهاید و هم از انتظارات و خواستههای او آگاه شدهاید و همه اینها باعث میشود تا شکایت از یک تهدید به یک فرصت تبدیل شود.
▪️احساسات شاکیان را درک کنید
شما ممکن است لزوما با عقاید و نظرات شاکیان موافق نباشید اما به جای بحث و جدل با آنها سعی کنید با گفتن جملاتی مانند «من به شما حق میدهم که آزردهخاطر باشید» یا «من میدانم که این مساله شما را اذیت میکند» آنها را آرام سازید تا آنها نیز به استدلالها و توجیهات شما گوش کنند.
▪️بکوشید مساله را حل کنید و راه حل پیشنهاد کنید
سریعترین راه برای توجه کردن به یک مساله، حل فوری آن است. متاسفانه بسیاری از مدیران به دلایل مختلف شکایات متعددی را لاینحل باقی میگذارند و نسبت به آن بیتوجهی میکنند درحالیکه اگر دیدید که یک راه برای حل مشکل کارآیی ندارد حتما باید به سراغ راه حلهای دیگر بروید تا بستر بروز شکایت از بین برود.
▪️از دیگران به خاطر شکایات و انتقادهای سازندهشان تشکر کنید
دریافت شکایات میتواند امری مثبت و امیدوارکننده باشد چرا که نشان میدهد راههای ارتباطی بین شما و بیرون هنوز گشوده است. شکایتهای سازنده میتواند به مدیران در شناسایی مشکلات و نقاط ضعف کمک شایانی کند و موانع پیشرفت کار را مرتفع سازد. بنابراین گوش فرادادن به شکایتها و سپاسگزاری در قبال آنها باعث تقویت روابط و پیوندها میشود.
▪️افراد صالح و مناسب را مسوول پاسخگویی به شکایات کنید
خیلی وقتها ممکن است شما بهترین و مطلعترین فرد برای پاسخگویی به شکایات نباشید و لازم است که از سایر افرادتان بخواهید این کار را انجام دهند. در چنین شرایطی باید مناسبترین گزینه را برای این کار انتخاب کنید و توصیههای لازم را به او منتقل سازید. در این حالت شما بدون اینکه از پاسخ دادن به شکایات شانه خالی کنید نقش «دریافتکننده شکایات» و «پیگیریکننده» را ایفا میکنید.
▪️واقعیتها را ارائه دهید
ریشه بروز بسیاری از شکایات در درون سازمانها عدم شفافیت اطلاعاتی و آگاهی کارکنان از واقعیتهای جاری در سازمان است. هنگامی که زیردستان شما درک درست و کاملی از واقعیتها و محدودیتها نداشته باشند بستر مساعدتری برای شکایت کردن و به اصطلاح «غر زدن» بین آنها به وجود میآید. برای پیشگیری از چنین وضعیتی کافی است به پرسشها و نگرانیهای افرادتان به موقع و بهطور شفاف پاسخ دهید و برای این شفافیت اطلاعاتی و در جریان قرار دادن دیگران بهترین کار است.
▪️برای دریافت شکایات سازنده فراخوان بدهید
مدیرانی که برای آگاهی از شکایات و گلههای کارکنانشان علاقه نشان میدهند خیلی زود و به آسانی درمییابند که کارکنانشان تا چه اندازه نسبت به خواستهها و نگرانیهای آنها اهمیت قائل میشوند. واقعیت آن است که بسیاری ازکارمندانی که بیشتر شکایت میکنند افرادی دلسوزتر هستند که دوست دارند کارها بهتر انجام شود.
▪️هر روز بهطور متوسط 15 دقیقه را صرف گوش کردن به شکایتهای کارکنانتان کنید
تبدیل شدن رسیدگی به شکایات و گلههای کارکنان یکی از عادات مدیران موفق است که آنها را در جریان امور قرار میدهد، آن هم با صرف کمترین هزینه و وقت.
▪️نگذارید شکایات تبدیل به نارضایتی و بحران شوند
رسیدگی به موقع به درد دلها و گلایههای کارکنان و پاسخگویی مناسب به آنها باعث افزایش جو آرام و دوستانه در سازمان شده و از بروز نارضایتیها بین افراد جلوگیری میکند.
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🔸@CompetentManagers
▪️حالت دفاعی به خود نگیرید
بعضی از مدیران به محض روبهرو شدن با هر گونه شکایتی از بیرون سازمان، موضعی دفاعی و دشمنانه به خود میگیرند و فکر میکنند که شاکیان دارند به شخصیت آنها توهین میکنند اما چنین رویکردی حل مساله را دشوارتر و گاه غیرممکن میسازد درحالیکه تمرکز کردن بر اطلاعات و راهحلها میتواند هم به حل مشکل کمک کند و هم آن شکایت را به فرصتی برای بهبود امور تبدیل کند.
▪️واقعیتها را درک کنید
هر فردی با دلیل و هدف مشخصی اقدام به شکایت کردن و گلهگزاری از شما و سازمانتان میکند که شما حتما باید آن دلیل را به روشنی دریابید.بنابراین پیش از هرگونه نتیجهگیری عجولانه در ابتدا از دلایل و ریشههای بروز شکایت آگاه شوید و از زوایای مختلف به قضایا بنگرید و برای این کار باید به عقاید و نظرات شاکیان بهخوبی گوش فرا دهید.
▪️با دقت و صبر به سخنان شاکیان گوش کنید
وقتی فردی شکایتی را مطرح میسازد انتظار دارد که شما سخنان او را بشنوید و بفهمید. پس در هنگام صحبت کردن او با مطرح کردن سوالاتی دقیق به او اطمینان دهید که به او توجه دارید و شرایط را درک میکنید.با این کار هم به فرد شاکی احترام گذاشتهاید و هم از انتظارات و خواستههای او آگاه شدهاید و همه اینها باعث میشود تا شکایت از یک تهدید به یک فرصت تبدیل شود.
▪️احساسات شاکیان را درک کنید
شما ممکن است لزوما با عقاید و نظرات شاکیان موافق نباشید اما به جای بحث و جدل با آنها سعی کنید با گفتن جملاتی مانند «من به شما حق میدهم که آزردهخاطر باشید» یا «من میدانم که این مساله شما را اذیت میکند» آنها را آرام سازید تا آنها نیز به استدلالها و توجیهات شما گوش کنند.
▪️بکوشید مساله را حل کنید و راه حل پیشنهاد کنید
سریعترین راه برای توجه کردن به یک مساله، حل فوری آن است. متاسفانه بسیاری از مدیران به دلایل مختلف شکایات متعددی را لاینحل باقی میگذارند و نسبت به آن بیتوجهی میکنند درحالیکه اگر دیدید که یک راه برای حل مشکل کارآیی ندارد حتما باید به سراغ راه حلهای دیگر بروید تا بستر بروز شکایت از بین برود.
▪️از دیگران به خاطر شکایات و انتقادهای سازندهشان تشکر کنید
دریافت شکایات میتواند امری مثبت و امیدوارکننده باشد چرا که نشان میدهد راههای ارتباطی بین شما و بیرون هنوز گشوده است. شکایتهای سازنده میتواند به مدیران در شناسایی مشکلات و نقاط ضعف کمک شایانی کند و موانع پیشرفت کار را مرتفع سازد. بنابراین گوش فرادادن به شکایتها و سپاسگزاری در قبال آنها باعث تقویت روابط و پیوندها میشود.
▪️افراد صالح و مناسب را مسوول پاسخگویی به شکایات کنید
خیلی وقتها ممکن است شما بهترین و مطلعترین فرد برای پاسخگویی به شکایات نباشید و لازم است که از سایر افرادتان بخواهید این کار را انجام دهند. در چنین شرایطی باید مناسبترین گزینه را برای این کار انتخاب کنید و توصیههای لازم را به او منتقل سازید. در این حالت شما بدون اینکه از پاسخ دادن به شکایات شانه خالی کنید نقش «دریافتکننده شکایات» و «پیگیریکننده» را ایفا میکنید.
▪️واقعیتها را ارائه دهید
ریشه بروز بسیاری از شکایات در درون سازمانها عدم شفافیت اطلاعاتی و آگاهی کارکنان از واقعیتهای جاری در سازمان است. هنگامی که زیردستان شما درک درست و کاملی از واقعیتها و محدودیتها نداشته باشند بستر مساعدتری برای شکایت کردن و به اصطلاح «غر زدن» بین آنها به وجود میآید. برای پیشگیری از چنین وضعیتی کافی است به پرسشها و نگرانیهای افرادتان به موقع و بهطور شفاف پاسخ دهید و برای این شفافیت اطلاعاتی و در جریان قرار دادن دیگران بهترین کار است.
▪️برای دریافت شکایات سازنده فراخوان بدهید
مدیرانی که برای آگاهی از شکایات و گلههای کارکنانشان علاقه نشان میدهند خیلی زود و به آسانی درمییابند که کارکنانشان تا چه اندازه نسبت به خواستهها و نگرانیهای آنها اهمیت قائل میشوند. واقعیت آن است که بسیاری ازکارمندانی که بیشتر شکایت میکنند افرادی دلسوزتر هستند که دوست دارند کارها بهتر انجام شود.
▪️هر روز بهطور متوسط 15 دقیقه را صرف گوش کردن به شکایتهای کارکنانتان کنید
تبدیل شدن رسیدگی به شکایات و گلههای کارکنان یکی از عادات مدیران موفق است که آنها را در جریان امور قرار میدهد، آن هم با صرف کمترین هزینه و وقت.
▪️نگذارید شکایات تبدیل به نارضایتی و بحران شوند
رسیدگی به موقع به درد دلها و گلایههای کارکنان و پاسخگویی مناسب به آنها باعث افزایش جو آرام و دوستانه در سازمان شده و از بروز نارضایتیها بین افراد جلوگیری میکند.
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🔸@CompetentManagers
Forwarded from 🌏 عجایب جهان 🌏
فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :
خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است ک غذا برایش می آورد.
از آن شب ب بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم ک چرا جانش را نگرفتی!!!
حکایت خیلیاست
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
🆔 @Ajayebe_jahann 📸
خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است ک غذا برایش می آورد.
از آن شب ب بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم ک چرا جانش را نگرفتی!!!
حکایت خیلیاست
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
🆔 @Ajayebe_jahann 📸
📝📝بازخوانی تاریخ جهل مُقدس
📚معرفی کتاب "دن کیشوت های ایرانی، بیژن عبدالکریمی"
✅دکتر بیژن عبدالکریمی از متفکران نامی کشورمان با نوشتن داستان عبرت آموز جهل مقدس دراین سرزمین درقالب رمانی با عنوان "دُن کیشوت ..." کاری کرده است کارستان. در زمانه و زمینهای که در کشورهای غربی مسیر توسعه و پیشرفت هر روز هموارتر میشد ایرانیان بنا به گفته فیلسوف مشهور دکتر داریوش شایگان نه تنها در خواب غفلت به سر میبردند و غایب بزرگ این تحولات بودند، بلکه بدتر اینکه هر روز شاهد ظهور یک امام زمانی بودند که مدعی نجات ایرانیان و بشریت بود. بد ترین و غم بارترین داستان هم دراین زمینه داستان بابیّت و بهائیّت بود که برای مدت زمانی کشور را دچار انواع آشوبها، نزاعها و جنگهای فرقهای و مذهبی نمودند و موجب ریخته شدن خون برخی انسانها و بسط و گسترش کینهها و کدورتها و بدتر از همه ایجاد مانعی برای درک و دریافت تحولات جهان جدید شدهاند. عبدالکریمی کوشش کرده است با به تصویر کشیدن چگونگی سر برآوردن این فرقه ابعاد مهمی از چند و چون بروز و ظهور نمونههایی ازجهل مقدس در این سرزمین را به خوبی روایت کند. او خود درباره مهمترین دلیل نوشتن این رمان در مقدمه کتاب چنین آورده است: "این رمان تاریخی در صدد به تصویرکشیدن بخشی ازتاریخ کشورمان درقرن نوزدهم است، یعنی قرنی که جهان دست به گریبان تحولات ژرفی بودکه سرنوشت کنونی ما را رقم زده است. این رمان میکوشد نحوه مواجهه ما ایرانیان را با مسائل جهانی حاصل از مدرنیته مورد تأمل، بررسی و بازبینی مجدد قرار دهد". کوشش میکنم نکاتی که به نظر اینجانب در خور توجه و امعان نظر هستند به طور فهرست وار و خلاصه اشارهای به شرح زیر داشته باشم:
📌۱. رمان به صورت بسیار خواندنی و جذاب روایت شده است.
📌۲. این رمان کوشش نموده به این موضوع بسیار مهم و حیاتی بپردازد که اساساً نوع و میزان معرفت و آگاهی هر ملتی تعیین کننده سرنوشت و آینده آن ملت است.
📌۳. رمان درصدد برآمده است تا "اتوپیایی" که برخی فرقههای انحرافی برای خودشان ساخته وپرداخته کردهاند را به تصویربکشد و آنرا مورد نقد و واکاوی قرار دهد. اتوپیاسازی ای که این فرقههای انحرافی در قرن گذشته درگیر آن بوده است به جز اِدبار و خسارت و درنتیجه عقب ماندگی فکری و معرفتی حاصل دیگری نداشته است.
📌۴. رمان نشان میدهد که چگونه قرائت و خوانش نادرست و ناصواب از اسلام و به ویژه از تشیع نتیجه اش سر بر آوردن جریاناتی چون "بابیت" و "بهائیّت" در ایران شده بود.
📌۵. این رمان در صدد بیان این موضوع بسیار مهم است که اگر این ملت اندکی اندیشه و تفکر را پیشه خودساخته بود میتوانست راههای منطقی و عقلانی دیگری برای رهایی از این سرنوشت شوم و تاریک خود برگزیند.
📌۶. نکته کلیدی دیگری که این رمان در صدد بیان آن است گرفتار شدن سرنوشت ملتی به دست نظام های استبدادی ای بود که البته به نوعی ساخته و پرداخته ذهنیت پریشان خودشان بود.
📌۷. این رمان با ظرافت هر چه تمام تر یأس و سر خوردگی و درماندگی مردمان آن روز جامعه ایران را به تصویر میکشد.
📌۸. عبدالکریمی با نوشتن این رمان در واقع ایرانیان را دعوت به این امر مهم و اساسی میکند که دست ازموهومات و خیال بافی و خرافه پردازی برداشته و باصیقلی کردن ذهن ومعرفت خویش راه نجات را نه در اسطوره های خیالی و دروغین، بلکه در تعقل و خرد ورزی و فربه کردن اندیشه و معرفت خویش جستجو کنند.
📌۹. همچنین یادآور میشودکه این دُن کیشوتها ممکن است در تمامی دوره های تاریخی در کشورمان محل بروز و ظهور پیدا کرده و از این منظر جامعه را دستخوش برخی گرفتاری ها و مشکلات اجتماعی و فرهنگی نمایند.
📌۱۰. وی به خوبی و درستی یاد آور شده است که تا این ذهنیت "دُن کیشوت وار" ایرانی اصلاح اساسی نشود و در مسیر عقلانیت و معرفت ورزی درست و راستین قرارنگیرد هرگونه امیدبستن به توسعه وپیشرفت در این سرزمین محال مینماید./خلاصه شده از:خبرگزاری مهر
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
📚معرفی کتاب "دن کیشوت های ایرانی، بیژن عبدالکریمی"
✅دکتر بیژن عبدالکریمی از متفکران نامی کشورمان با نوشتن داستان عبرت آموز جهل مقدس دراین سرزمین درقالب رمانی با عنوان "دُن کیشوت ..." کاری کرده است کارستان. در زمانه و زمینهای که در کشورهای غربی مسیر توسعه و پیشرفت هر روز هموارتر میشد ایرانیان بنا به گفته فیلسوف مشهور دکتر داریوش شایگان نه تنها در خواب غفلت به سر میبردند و غایب بزرگ این تحولات بودند، بلکه بدتر اینکه هر روز شاهد ظهور یک امام زمانی بودند که مدعی نجات ایرانیان و بشریت بود. بد ترین و غم بارترین داستان هم دراین زمینه داستان بابیّت و بهائیّت بود که برای مدت زمانی کشور را دچار انواع آشوبها، نزاعها و جنگهای فرقهای و مذهبی نمودند و موجب ریخته شدن خون برخی انسانها و بسط و گسترش کینهها و کدورتها و بدتر از همه ایجاد مانعی برای درک و دریافت تحولات جهان جدید شدهاند. عبدالکریمی کوشش کرده است با به تصویر کشیدن چگونگی سر برآوردن این فرقه ابعاد مهمی از چند و چون بروز و ظهور نمونههایی ازجهل مقدس در این سرزمین را به خوبی روایت کند. او خود درباره مهمترین دلیل نوشتن این رمان در مقدمه کتاب چنین آورده است: "این رمان تاریخی در صدد به تصویرکشیدن بخشی ازتاریخ کشورمان درقرن نوزدهم است، یعنی قرنی که جهان دست به گریبان تحولات ژرفی بودکه سرنوشت کنونی ما را رقم زده است. این رمان میکوشد نحوه مواجهه ما ایرانیان را با مسائل جهانی حاصل از مدرنیته مورد تأمل، بررسی و بازبینی مجدد قرار دهد". کوشش میکنم نکاتی که به نظر اینجانب در خور توجه و امعان نظر هستند به طور فهرست وار و خلاصه اشارهای به شرح زیر داشته باشم:
📌۱. رمان به صورت بسیار خواندنی و جذاب روایت شده است.
📌۲. این رمان کوشش نموده به این موضوع بسیار مهم و حیاتی بپردازد که اساساً نوع و میزان معرفت و آگاهی هر ملتی تعیین کننده سرنوشت و آینده آن ملت است.
📌۳. رمان درصدد برآمده است تا "اتوپیایی" که برخی فرقههای انحرافی برای خودشان ساخته وپرداخته کردهاند را به تصویربکشد و آنرا مورد نقد و واکاوی قرار دهد. اتوپیاسازی ای که این فرقههای انحرافی در قرن گذشته درگیر آن بوده است به جز اِدبار و خسارت و درنتیجه عقب ماندگی فکری و معرفتی حاصل دیگری نداشته است.
📌۴. رمان نشان میدهد که چگونه قرائت و خوانش نادرست و ناصواب از اسلام و به ویژه از تشیع نتیجه اش سر بر آوردن جریاناتی چون "بابیت" و "بهائیّت" در ایران شده بود.
📌۵. این رمان در صدد بیان این موضوع بسیار مهم است که اگر این ملت اندکی اندیشه و تفکر را پیشه خودساخته بود میتوانست راههای منطقی و عقلانی دیگری برای رهایی از این سرنوشت شوم و تاریک خود برگزیند.
📌۶. نکته کلیدی دیگری که این رمان در صدد بیان آن است گرفتار شدن سرنوشت ملتی به دست نظام های استبدادی ای بود که البته به نوعی ساخته و پرداخته ذهنیت پریشان خودشان بود.
📌۷. این رمان با ظرافت هر چه تمام تر یأس و سر خوردگی و درماندگی مردمان آن روز جامعه ایران را به تصویر میکشد.
📌۸. عبدالکریمی با نوشتن این رمان در واقع ایرانیان را دعوت به این امر مهم و اساسی میکند که دست ازموهومات و خیال بافی و خرافه پردازی برداشته و باصیقلی کردن ذهن ومعرفت خویش راه نجات را نه در اسطوره های خیالی و دروغین، بلکه در تعقل و خرد ورزی و فربه کردن اندیشه و معرفت خویش جستجو کنند.
📌۹. همچنین یادآور میشودکه این دُن کیشوتها ممکن است در تمامی دوره های تاریخی در کشورمان محل بروز و ظهور پیدا کرده و از این منظر جامعه را دستخوش برخی گرفتاری ها و مشکلات اجتماعی و فرهنگی نمایند.
📌۱۰. وی به خوبی و درستی یاد آور شده است که تا این ذهنیت "دُن کیشوت وار" ایرانی اصلاح اساسی نشود و در مسیر عقلانیت و معرفت ورزی درست و راستین قرارنگیرد هرگونه امیدبستن به توسعه وپیشرفت در این سرزمین محال مینماید./خلاصه شده از:خبرگزاری مهر
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰عوامل موثر بر کانون ارزیابی و توسعه
به طور کلی کانون ارزيابي و توسعه بر چهار عنصر اساسي متکي می باشد: شايستگي ها، ابزارها، ارزيابها، و داوطلبان ارزيابي (ارزيابي شوندگان). در واقع کانون ارزيابي با تعامل افراد شرکتکننده در کانون با تمرينها، ارزيابها و شايستگي هاي مورد سنجش شکل مي گيرد. اين مهم با شناخت دقيق ارزيابي شوندگان از اهداف و فلسفه کانونهاي ارزيابي و استفاده از نتايج آن براي اهداف توسع هاي داوطلبان و ايجاد انگيزش و ديدگاه مثبت نسبت به کانونهاي ارزيابي حاصل ميشود.
1️⃣- شایستگی ها
شایستگیها مجموعه تواناییها و ظرفیتهایی هستند که شخص را قادر میسازند تا در چارچوب محدودیت های درون و برون سازمانی در ایفای نقش و وظایف کاری خود عملکرد مطلوب داشته باشد و علاوهبر آن، آن ها تضمینکننده موفقیت سازمانی نیز هستند. درحقیقت، شایستگیها به رفتارهای هدفمندی دلالت دارند که شامل عناصر زیر می باشند:
🔸- دانش: معلومات شغلی، اطلاعات و تخصص مرتبط باشغل.(مانند دانش کامپیوتری)
🔹- مهارتها: توانایی انجام کارهای مرتبط با هدف های شغلی. (مانند برنامه نویسی کامپیوتری)
🔸- نگرشها و ارزشها: ترجیهات و یا مفروضات ذهنی فرد. (مانند انصاف و عدالت جویی)
🔹- ویژگیها: خصوصیات شخصیتی پایدار افراد
2️⃣- ابزارها و تمرین ها:
دومين عامل مهم در طراحي کانونهاي ارزيابي ابزارهايي است که در آن مورد استفاده واقع مي شوند. ويژگي اصلي و متمايز کننده کانونهاي ارزيابي از ساير روشهاي ارزيابي، ابزارها و تمرينهايي هستند که در آن به کار ميروند. اساس کانون ارزيابي بر شبيهسازي شرایط کاري افراد و قرار دادن ايشان در محيط است که تا حد امکان مشابه محيط کار آنان است.
3️⃣- ارزیاب ها:
يک از عوامل موثر بر کانونهاي ارزيابي، ارزيابها هستند. ارزيابها بايد شناختي دقيق از مفهوم شايستگيها و مدل مورد استفاده، ابزارها و تمرينها، روش ارزيابي شامل مشاهده، ثبت رفتار و تخصيص شايستگيها و تکنيکهاي مصاحبه داشته باشند تا بتوانند قضاوتي مناسب در مورد شايستگيهاي فرد مورد ارزيابي داشته باشند.
4️⃣- ارزيابي شوندگان (داوطلبان ارزيابي)
كانون هاي ارزيابي بـه طـورعمـده بـراي سـنجش شايستگي هاي مـديران و كـشف استعدادها براي قرار گرفتن در مسير توسعهاي و جانشينپروري طراحي شده اند.
استفاده از روش کانون ارزيابي براي کشف استعدادهاي مديريتي در بين کارشناسان بسيار مرسوم است. اين برنامه ها با عناوين مختلفي مثل مديران سايه، مديران فردا، مديران آينده و... در سازمانها اجرا شده اند. بطور کلي از کانون ارزيابي ميتوان براي تمامي کارکنان بهره برد اما با توجه به هزينه بالاي آن براي مديران، شاغلین شغلهاي استراتژيک و افرادي که ممکن است در اين مسير قرار بگيرند، کاربرد بيشتري دارد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
به طور کلی کانون ارزيابي و توسعه بر چهار عنصر اساسي متکي می باشد: شايستگي ها، ابزارها، ارزيابها، و داوطلبان ارزيابي (ارزيابي شوندگان). در واقع کانون ارزيابي با تعامل افراد شرکتکننده در کانون با تمرينها، ارزيابها و شايستگي هاي مورد سنجش شکل مي گيرد. اين مهم با شناخت دقيق ارزيابي شوندگان از اهداف و فلسفه کانونهاي ارزيابي و استفاده از نتايج آن براي اهداف توسع هاي داوطلبان و ايجاد انگيزش و ديدگاه مثبت نسبت به کانونهاي ارزيابي حاصل ميشود.
1️⃣- شایستگی ها
شایستگیها مجموعه تواناییها و ظرفیتهایی هستند که شخص را قادر میسازند تا در چارچوب محدودیت های درون و برون سازمانی در ایفای نقش و وظایف کاری خود عملکرد مطلوب داشته باشد و علاوهبر آن، آن ها تضمینکننده موفقیت سازمانی نیز هستند. درحقیقت، شایستگیها به رفتارهای هدفمندی دلالت دارند که شامل عناصر زیر می باشند:
🔸- دانش: معلومات شغلی، اطلاعات و تخصص مرتبط باشغل.(مانند دانش کامپیوتری)
🔹- مهارتها: توانایی انجام کارهای مرتبط با هدف های شغلی. (مانند برنامه نویسی کامپیوتری)
🔸- نگرشها و ارزشها: ترجیهات و یا مفروضات ذهنی فرد. (مانند انصاف و عدالت جویی)
🔹- ویژگیها: خصوصیات شخصیتی پایدار افراد
2️⃣- ابزارها و تمرین ها:
دومين عامل مهم در طراحي کانونهاي ارزيابي ابزارهايي است که در آن مورد استفاده واقع مي شوند. ويژگي اصلي و متمايز کننده کانونهاي ارزيابي از ساير روشهاي ارزيابي، ابزارها و تمرينهايي هستند که در آن به کار ميروند. اساس کانون ارزيابي بر شبيهسازي شرایط کاري افراد و قرار دادن ايشان در محيط است که تا حد امکان مشابه محيط کار آنان است.
3️⃣- ارزیاب ها:
يک از عوامل موثر بر کانونهاي ارزيابي، ارزيابها هستند. ارزيابها بايد شناختي دقيق از مفهوم شايستگيها و مدل مورد استفاده، ابزارها و تمرينها، روش ارزيابي شامل مشاهده، ثبت رفتار و تخصيص شايستگيها و تکنيکهاي مصاحبه داشته باشند تا بتوانند قضاوتي مناسب در مورد شايستگيهاي فرد مورد ارزيابي داشته باشند.
4️⃣- ارزيابي شوندگان (داوطلبان ارزيابي)
كانون هاي ارزيابي بـه طـورعمـده بـراي سـنجش شايستگي هاي مـديران و كـشف استعدادها براي قرار گرفتن در مسير توسعهاي و جانشينپروري طراحي شده اند.
استفاده از روش کانون ارزيابي براي کشف استعدادهاي مديريتي در بين کارشناسان بسيار مرسوم است. اين برنامه ها با عناوين مختلفي مثل مديران سايه، مديران فردا، مديران آينده و... در سازمانها اجرا شده اند. بطور کلي از کانون ارزيابي ميتوان براي تمامي کارکنان بهره برد اما با توجه به هزينه بالاي آن براي مديران، شاغلین شغلهاي استراتژيک و افرادي که ممکن است در اين مسير قرار بگيرند، کاربرد بيشتري دارد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
☸️ابزارهای کانون ارزیابی و توسعه
1- آزمون های روانشناختی
این ابزار شامل پرسشنامههاي روانشناختي می شود كه جنبه های رفتاری و شخصیتی افراد را مورد سنجش قرار می دهد. برخي از تستهاي رايج و مورداستفاده در ارزيابي عبارت است از تست شخصيت نئو ، تست شخصيت ، آزمون تناسب شغل و شاغل هالند، آزمون هوش هيجاني (شامل مهارتهاي درونفردي، ميانفردي، سازگاري، كنترل استرس و خلق عمومي) و آزمون هوش عمومي و آزمون خلاقيت.
2- آزمون موردکاوی
چارچوب اصلی موردکاوی طراحي شده در مراكز ارزيابي به طور عمده توصیف واقعگرایانه حوادث و رویدادهای درون سازمان است که حول یک مسئله اصلی و چند مسئله پیرامونی شکل گرفته است. این آزمون با توجه به رويدادهاي جاري شركتیا سازمان، بحرانهاي پيشآمده، تئوريهاي سازمان و مديريت و مستندسازي تجارب مديران، تدوين ميشوند. برخي رستههاي تعريف شده در مورد کاوی عبارتند از: مديريت عمومي، فروش، فني و توليدي، قطعهسازي، صادرات، منابع انساني، مديريت پروژه، مالي و ...
3- ارائه شفاهی
آزمون ارائه شفاهي نوعي آزمون تعاملي است كه در آن، شركت كننده داراي نقش مشخص و مشهودي است و ارزيابي شونده، مطالب و موضوعات خود را در قالب سخنراني و ارائه، به نمايش ميگذارد. اين آزمون به منظور تطبيق هرچه بيشتر بين خصوصيات شغل و شاغل و صحهگذاري بر اين تطبيق، مورد استفاده قرار ميگيرد.
4- ایفای نقش
ایفای نقش يك گفتگوي شبيهسازي شده و تمريني موقعيتي است كه در آن، شركتكننده با فرد ديگري كه نقش يك زيردست، همكار يا مشتري را ايفاء ميكند، تك به تك به گفتگو ميپردازد. ايفاي نقش شکل خاصي از مذاکره گروهي است. تفاوت ايفاي نقش با مذاکره گروهي در اين است که در آن فقط دو نفر به ايفاي نقش ميپردازند و تمريني چهره به چهره است و ارتباط بين دو ارزيابي شونده اهميتي بيشتر مييابد.
5- تمرین نوشتاری
در تمرينهاي نوشتاري يا کازيهاي از مطالعه موردي، سوال تشريحي، نامه هاي اداري و برخي تمرينهاي ديگر استفاده ميشود. هريک از اين تمرينها براي شايستگيهاي خاصي مناسب هستند و در مجموع داوطلب را از جوانب مختلف ارزيابي ميکنند. اين تمرينها نيز با توجه به شرايط واقعي کار شبيهسازي شدهاند و تلاش بر اين است که رفتارها و عملکرد ارزيابي شوندگان را در شرايط واقعي شناسايي نمايد. اين تمرينها بصورت فردي انجام ميشود. در اين آزمون، شركت كننده در زماني مشخص در برابر كارتابلي شامل مواردي گوناگون نظير موضوعات مربوط به كيفيت كالا، منابع انساني، موارد مالي و يا گزارشهاي فني و تكنيكي و سرانجام پاسخنامه، قرار گرفته و بایستی واكنش مناسب نشان دهد. در فعاليت كارتابل، ميتوان قابليتهايي مانند سرعت ادراك اطلاعات و ريزبيني، جامعبيني در حل مسئله تصميمگيري و ارتباطات شفاف را سنجيد.
6- ارزیابی 360 درجه
ارزيابي 360 درجه نوعي روش ارزيابي گروهي است و يکی از مدرنترين رويکردهای ارزيابی توسعهای مديران بوده و در سالهای اخير کمک قابل توجهی به بهبود عملکرد مديران سازمانها نموده است. در اين روش ارزيابی، هر يک از ارزيابيشوندگان از مناظر مختلفی مورد سنجش قرار میگيرند، مقام مافوق، نيروهای تحت سرپرستی، مشتريان داخلی و خارجی و همتايان يا هم رديفان فرد از جمله مهمترين گروههايی هستند که به تکميل فرم ارزيابی درمورد فرد میپردازند. يکی ديگر از منابع مهم در ارزيابی360درجه خود فرد ارزيابي شونده است که درباره خودش اصطلاحاً به خودارزيابي میپردازد. خاصيت خودارزيابي اين است که فرد با مقايسه آنچه که در مورد شايستگيها، رفتارها و عملکرد خود میپندارد با آنچه که ديگران در وی میبينند به راحتی در میيابد که پنداشتهای وی تا چه حد با واقعيت تطابق داشته و بنابراين اقدام جدی برای برطرف نمودن نقاط ضعف احتمالی و تکيه بر نقاط قوت خود خواهد نمود.
جهت اجرای این ارزیابی فرم پرسشنامه باید به خود فرد ارزیابی شونده و همچنین 3 نفر دیگر شامل 1. مدیر، 2. همکار و 3. زیردست یا ارباب رجوع (در صورت وجود) داده شود و سپس جهت ارزیابی نهایی در اختیار ارزیابان قرار گیرد.
7- مصاحبه
يكي از ابزارهای متداول و مهم در فرايند ارزيابي «مصاحبه» است كه معمولاً به صورت نيمه ساختار يافته برگزار ميشود. مصاحبه در ميان ديگر ابزارها از وزن قابل توجهي برخوردار است به طوريكه تيم ارزيابيكننده در شرايط واقعي و عيني، تعدادی از توانمنديها و قابليتهاي فرد ارزيابي شونده را از تمام جهات، مورد ارزيابي قرار ميدهد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
1- آزمون های روانشناختی
این ابزار شامل پرسشنامههاي روانشناختي می شود كه جنبه های رفتاری و شخصیتی افراد را مورد سنجش قرار می دهد. برخي از تستهاي رايج و مورداستفاده در ارزيابي عبارت است از تست شخصيت نئو ، تست شخصيت ، آزمون تناسب شغل و شاغل هالند، آزمون هوش هيجاني (شامل مهارتهاي درونفردي، ميانفردي، سازگاري، كنترل استرس و خلق عمومي) و آزمون هوش عمومي و آزمون خلاقيت.
2- آزمون موردکاوی
چارچوب اصلی موردکاوی طراحي شده در مراكز ارزيابي به طور عمده توصیف واقعگرایانه حوادث و رویدادهای درون سازمان است که حول یک مسئله اصلی و چند مسئله پیرامونی شکل گرفته است. این آزمون با توجه به رويدادهاي جاري شركتیا سازمان، بحرانهاي پيشآمده، تئوريهاي سازمان و مديريت و مستندسازي تجارب مديران، تدوين ميشوند. برخي رستههاي تعريف شده در مورد کاوی عبارتند از: مديريت عمومي، فروش، فني و توليدي، قطعهسازي، صادرات، منابع انساني، مديريت پروژه، مالي و ...
3- ارائه شفاهی
آزمون ارائه شفاهي نوعي آزمون تعاملي است كه در آن، شركت كننده داراي نقش مشخص و مشهودي است و ارزيابي شونده، مطالب و موضوعات خود را در قالب سخنراني و ارائه، به نمايش ميگذارد. اين آزمون به منظور تطبيق هرچه بيشتر بين خصوصيات شغل و شاغل و صحهگذاري بر اين تطبيق، مورد استفاده قرار ميگيرد.
4- ایفای نقش
ایفای نقش يك گفتگوي شبيهسازي شده و تمريني موقعيتي است كه در آن، شركتكننده با فرد ديگري كه نقش يك زيردست، همكار يا مشتري را ايفاء ميكند، تك به تك به گفتگو ميپردازد. ايفاي نقش شکل خاصي از مذاکره گروهي است. تفاوت ايفاي نقش با مذاکره گروهي در اين است که در آن فقط دو نفر به ايفاي نقش ميپردازند و تمريني چهره به چهره است و ارتباط بين دو ارزيابي شونده اهميتي بيشتر مييابد.
5- تمرین نوشتاری
در تمرينهاي نوشتاري يا کازيهاي از مطالعه موردي، سوال تشريحي، نامه هاي اداري و برخي تمرينهاي ديگر استفاده ميشود. هريک از اين تمرينها براي شايستگيهاي خاصي مناسب هستند و در مجموع داوطلب را از جوانب مختلف ارزيابي ميکنند. اين تمرينها نيز با توجه به شرايط واقعي کار شبيهسازي شدهاند و تلاش بر اين است که رفتارها و عملکرد ارزيابي شوندگان را در شرايط واقعي شناسايي نمايد. اين تمرينها بصورت فردي انجام ميشود. در اين آزمون، شركت كننده در زماني مشخص در برابر كارتابلي شامل مواردي گوناگون نظير موضوعات مربوط به كيفيت كالا، منابع انساني، موارد مالي و يا گزارشهاي فني و تكنيكي و سرانجام پاسخنامه، قرار گرفته و بایستی واكنش مناسب نشان دهد. در فعاليت كارتابل، ميتوان قابليتهايي مانند سرعت ادراك اطلاعات و ريزبيني، جامعبيني در حل مسئله تصميمگيري و ارتباطات شفاف را سنجيد.
6- ارزیابی 360 درجه
ارزيابي 360 درجه نوعي روش ارزيابي گروهي است و يکی از مدرنترين رويکردهای ارزيابی توسعهای مديران بوده و در سالهای اخير کمک قابل توجهی به بهبود عملکرد مديران سازمانها نموده است. در اين روش ارزيابی، هر يک از ارزيابيشوندگان از مناظر مختلفی مورد سنجش قرار میگيرند، مقام مافوق، نيروهای تحت سرپرستی، مشتريان داخلی و خارجی و همتايان يا هم رديفان فرد از جمله مهمترين گروههايی هستند که به تکميل فرم ارزيابی درمورد فرد میپردازند. يکی ديگر از منابع مهم در ارزيابی360درجه خود فرد ارزيابي شونده است که درباره خودش اصطلاحاً به خودارزيابي میپردازد. خاصيت خودارزيابي اين است که فرد با مقايسه آنچه که در مورد شايستگيها، رفتارها و عملکرد خود میپندارد با آنچه که ديگران در وی میبينند به راحتی در میيابد که پنداشتهای وی تا چه حد با واقعيت تطابق داشته و بنابراين اقدام جدی برای برطرف نمودن نقاط ضعف احتمالی و تکيه بر نقاط قوت خود خواهد نمود.
جهت اجرای این ارزیابی فرم پرسشنامه باید به خود فرد ارزیابی شونده و همچنین 3 نفر دیگر شامل 1. مدیر، 2. همکار و 3. زیردست یا ارباب رجوع (در صورت وجود) داده شود و سپس جهت ارزیابی نهایی در اختیار ارزیابان قرار گیرد.
7- مصاحبه
يكي از ابزارهای متداول و مهم در فرايند ارزيابي «مصاحبه» است كه معمولاً به صورت نيمه ساختار يافته برگزار ميشود. مصاحبه در ميان ديگر ابزارها از وزن قابل توجهي برخوردار است به طوريكه تيم ارزيابيكننده در شرايط واقعي و عيني، تعدادی از توانمنديها و قابليتهاي فرد ارزيابي شونده را از تمام جهات، مورد ارزيابي قرار ميدهد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰روز حسابدار مبااااااررررررک!
🔰روز ترازنامه و صورت های مالی مبارک!
🔰روز ثبت زدن رویداد های مالی مبارک!
🔰روز fifo و lifo مبارک!
🔰روز ماشین حساب و نرم افزار ها حسابداری مبارک!
📕الهی 🙏
🔰 که دارایی هامون روز افزون😄
🔰بدهی هامون هم صفر😁
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔰روز ترازنامه و صورت های مالی مبارک!
🔰روز ثبت زدن رویداد های مالی مبارک!
🔰روز fifo و lifo مبارک!
🔰روز ماشین حساب و نرم افزار ها حسابداری مبارک!
📕الهی 🙏
🔰 که دارایی هامون روز افزون😄
🔰بدهی هامون هم صفر😁
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers