(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده:

🔷«سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد»

🔷به تعبیر دیگر ; وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.


📕 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔 @Competentmanagers
📘📘آگاهی:

🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.

📕با مدیران شایسته همراه شوید

🔷@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
‍ 🔰رضایت شغلی کارمندان ؟!!

📕سه میلیارد نفر در دنیا کار می‌کنند. و فقط حدود چهل درصدشان می‌گویند از کارشان راضی‌اند. این یعنی حدود دو میلیارد نفر، سر کار خود خشنود نیستند. این موضوع چه تاثیری بر این افراد و سازمانی که در آن کار می‌کنند دارد ؟

🔷 در این ویدئو مایکل سی بوش دیدگاه‌های خود در مورد دلایل عدم رضایت کارکنان و روشی که سازمان‌ها می‌توانند از تامین رضایت کارکنان سودمند شوند، مطرح می‌نماید.

🔷ما از مدیران، پلیس‌ها، راننده‌های کامیون، سرآشپزها و مهندسان نظرسنجی کردیم. ما روی هر کسی که کار می‌کند نظرسنجی کرده‌ایم. آنچه در مورد احساس شادی‌شان می‌دانیم این است:

🟪کارمندان چیزهای یکسانی می‌خواهند.

🔷بیاید در مورد پول صبحت کنیم. سازمان هایی که کارمندان خوشحال زیادی دارند سه برابر بیشتر درآمد دارند در مقایسه با سازمان‌ های دیگر. آنها عملکرد سه برابر بهتری در بازار سهام دارند. و از نظر نرخ جابه‌جایی کارکنان، نصف سازمان هایی است که تعداد زیادی کارکنان ناراضی دارند. شگفت انگیز این است که، نیاز نیست برای تحقق این شادی مقدار زیادی پول هزینه شود. این رضایت نه ربطی به میز پینگ‌پنگ و ماساژ و به گردش بردن سگ دارد، و نه به مزایای کاری. رضایت کارکنان، به نحوه رفتار مدیران و افرادی که با آنها کار می کنند مربوط می‌شود.

🔷می‌خواهم چند ایده در مورد ایجاد رضایت در کارکنان را با شما به اشتراک بگذارم.

🔺 ایده شماره یک: در سازمان‌هایی که کارکنان آن شادند، دو چیز پیدا می‌کنید: اعتماد و احترام. اغلب مدیران می‌گویند: «ما به کارکنانمان اعتماد داریم. ما آنها را توانمند می کنیم.» ولی زمانی که کارمندی به لپ تاپ نیاز دارد— و این عدد یک مثال واقعی است— ۱۵ نفر باید آن لپ تاپ را تایید کنند. یعنی حرفشان درباره کارمندان درست است، اما ۱۵ مرحله تایید برای یک لپ تاپ ۱۵۰۰ دلاری؟ در واقع شما بیشتر از قیمت لپ‌تاب خرج تایید خریدش کرده‌اید. و کارمندان احساس می‌کنند که شاید واقعا مورد اعتماد نیستند. پس یک سازمان برای ایجاد سطح بالای اعتماد چه می‌تواند بکند؟ اولین سازمانی که به ذهن می‌آید "Four Seasons" است. آنها مستغلات فوق‌العاده‌ای در سرتاسر دنیا دارند. به کارکنان آنها گفته می‌شود: «در خدمات به مشتری کاری را که به نظرتان درست است انجام دهید.» تفویض اعتماد به کارکنان برای انجام کاری که به نظرشان درست است به آنها احساس خوبی می‌دهد. و به همین دلیل است که آنها به ارائه بهترین خدمات در دنیا معروف هستند.

🔺ایده شماره دو: انصاف. آنچه که اعتماد را در یک سازمان سریعتر از هر چیز دیگری از بین می برد، وقتی است که کارمندان احساس کنند با آنها غیرمنصفانه رفتار می‌شود. کارکنان می‌خواهند رفتار برابر دریافت کنند، فارغ از رتبه یا درجه یا سن‌ یا تجربه کار یا زمینه کاری‌شان در مقایسه با دیگران. وقتی به سازمان های عالی از نظر رعایت انصاف فکر می‌کنم، اولین سازمانی که به ذهنم می‌آید «Salesforce» است. آنها فهمیدند که مردان و زنانی که سمت‌های مشابهی دارند، و سطح مهارت مشابهی دارند، حقوق‌های متفاوتی می‌گیرند. آنها فورا اختلاف حقوق را محاسبه کردند و سه میلیون دلار را برای برقرای توازن بین آنها اختصاص دادند.

🔺ایده شماره سه؛ گوش کردن است. برای اینکه شنونده‌ای باشید که می‌تواند با همه نوع شخصیتی ارتباط برقرار کند، لازم است چند چیز را از ذهن خود پاک کنید. همه ما در مورد شنیدن فعال و تماس چشمی — خیره شدن دقیق و نگاه مشفقانه آموزش دیده‌ایم. این گوش کردن نیست. تکرار آنچه که یک فرد می‌گوید— این گوش کردن نیست. متواضع بودن و همیشه به دنبال بهترین ایده‌های ممکن گشتن— این گوش کردن است. و کارمندان تشخیص می‌دهند شما این کار را می‌کنید یا خیر. آنها می‌خواهند بدانند که وقتی ایده‌های خود را به شما می‌گویند، آیا شما آن ایده‌ها را در تصمیم‌گیری‌ لحاظ می‌کنید؟ آنچه که افراد از گفت‌وگو توقع دارند این است که بفهمد آنچه که می‌گوید برای شما اهمیت دارد. و شاید نظر شما را تغییر دهد. در غیر اینصورت، فایده گفت‌وگو چیست؟

🔷همه ما چیزهایی که لازم است تغییر یابند را می‌دانیم، آنچه که باید طور دیگری انجام دهیم، روش رفتارتان، نحوه برخوردتان با بقیه، روش پاسخگویی‌تان، روش حمایت کردن‌تان، تجربه کار همه اطرافیان شما را تعریف می‌کند. تغییر برای تبدیل شدن به فردی بهتر، جهان پر از شکست‌هایی از این قبیل است. اما تغییر به دلیل این که به چیزی اعتقاد دارید، به دلیل هدفی که دارید، که حاضرید تقریبا همه چیزتان را ریسک کنید چون برایتان اهمیت بالایی دارد — این دلیل تغییر است. اگر نیست احتمالا باید دنبال جای دیگری برای کار بگردید.
‌
🆔@Competentmanagers
🌺سلام.!!!!!
🌺پگاه تان بخیر و نیکی باد،
🌺هر طلوعی تولدی دوباره است
🌺و هر تولدی شروعی دوباره!
🌺لبتون خندون
🌺دلتون بی غم
🌺زندگیتون پر از عشق و امید🌸

✅زمانیکه شما آگاهانه تصمیم می‌گیرید که یک باور اشتباه را کنار گذاشته و باوری صحیح را تکرار کنید در ابتدا ذهن مقاومت شدیدی میکند و این طبیعی است، در ابتدا روند تغییر خیلی سخت است و ذهن مدام به شما میگوید
این کارها نتیجه ندارد، خودت را سختی نده و به همان روال قبل زندگی کن،

✅اکنون وقت تغییر نیست بگذار برای زمانی مناسبتر، اما اگر تسلیم این ذهن منفی نگر نشوید و با قدرت و توکل مسیر تغییر را ادامه دهید بعد از مدتی خسته شده و خاموش میشود، زیرا میبیند که حرفهایش هیچ اهمیتی برای شما ندارد.

✅و رمز موفقیت تکرار هرروزه این باورهای مثبت است، هر چقدر این تکرارها بیشتر و با احساس بهتری گفته شود باورهایتان قدرتمندانه تر در ذهن ثبت و ضبط میشود، ایمان داشته باشید که همه چیز به خود شما بستگی دارد و می توانید به هر چیزی در این دنیا دست یابید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔴  تعویق_تصمیمات (procrastination)

✅  تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.

این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق می‌کند و به جای انجام آنها به امور دیگر می‌پردازد.

🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمرده‌اند عبارتند از:

🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.

🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.

🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر می‌مانند برایشان اتفاق بیافتد.

🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.

🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.

🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.

🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰"خستگی تصمیم" چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟

✍جعفر محمدی

🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.

▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.

🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.

🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.

🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.

🔴چه کنیم؟

1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.

🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.

🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.

🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)

2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.

3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.

🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.

4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.

5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد

🌺@Competentmanagers
🔰چرا نمی‌توانید درست تصمیم بگیریم؟

بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل می‌شویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ می‌دهد را معرفی می‌کنیم. دلایلی که با مرور آن‌ها به طور قطع متوجه می‌شوید بارها دچار چنین موضوعی شده‌اید و نفهمیده‌اید.

1⃣-اصل عدم قطعیت

فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقه‌ای توریستی و جذاب مطلع می‌شوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را  باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عده‌ای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفته‌است. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.

به دسته اول دانشجوها گفته می‌شود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری می‌کنند. این خریداری مسلما با انگیزه‌ای شادی و جشن خواهد بود.

به دسته دوم گفته می‌شود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز می‌خرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.

به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمی‌شود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.

یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدم‌ها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمی‌دانند بلیط را نمی‌خرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیم‌گیری می‌شویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر می‌شوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجه‌ای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آن‌ها هیچ تاثیری بر تصمیم‌گیری ندارند، روی تصمیم‌گیری شما تاثیر بگذارند.

2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!

شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه می‌شوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و می‌توانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی می‌کنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:

شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و می‌توانید بروید. متوجه می‌شوید امروز  خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده می‌کنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق می‌افتد. خیلی وقت‌ها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاق‌آور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچ‌کدام از آن‌ها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینه‌ها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.

این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیم‌گیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیم‌گیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامه‌ریزی برای انجام انتخاب‌های صورت گرفته و اهداف تعیین شده می‌رسد. آیا در مرحله برنامه‌ریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه می‌دانیم.

@Competentmanagers
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟

علی‌رغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفته‌ترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان می‌کنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همه‌ی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیم‌های بزرگی که زندگی‌مان را تغییر می‌دهند، مانند اینکه در چه رشته‌­ای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم

در ساده‌ترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گسترده‌تر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راه‌حل‌های ممکنِ یک مسئله می‌شود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود

🔷روش تصمیم گیری صحیح

تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!

 بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.

🔷از بیرون نگاه کنید

مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.

نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید. 

راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی:

1- در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

3- برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

6- با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

7- در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

10- فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

11- شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

12- به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و ... توجّه نماییم.

13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

14- هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

15- مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.

🔸با مدیران شایسته همراه باشید

♦️@Competentmanagers
▪️شرح در تصویر...

ملتِ بی سواد، زاده نمی شود، ساخته میشود!

بی سوادیِ حقیقی ربطی به معلومات و تحصیلات ندارد!
بی سوادی یعنی؛ شبکه ی محبوبِ اجتماعی را که باز می کنی، تمامِ صفحات پر باشد از روزمرگیِ آدم معروف ها، مسخره بازیِ معروف نماها، قضاوت هایِ بی سر و ته و توهین هایِ شرم آور! نه از مطالبِ آموزشی خبری باشد، نه از چهار کلام حرفِ حساب!

بی سوادی یعنی؛ تویِ صفحه و روی پروفایلت بنویسی به بهشت نمی روم اگر مادرم آن جا نباشد و کمی آن طرف تر، مادرت از بی توجهی ات بغض کرده باشد؛
بی سوادی یعنی؛ مسیرِ تمامِ لباس فروشی و آرایشگاه هایِ شهر را از حفظ باشی، اما حتی یک بار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد!

این بی سوادیِ مدرن؛ دارد فرهنگمان را از ریشه می خشکانَد...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰 شما دلتان میخواهد آیا رهبر باشید یا مدیر؟

📕 به نظر شما تفاوت رهبری و مدیریت در چیست؟

رهبری به امر هدایت وراه بردن ونشان دادن راه به انسان ها میپردازد ولی مدیریت به امر اداره کردن وگردانیدن یک سازمان سر وکار دارد.به عبارت دیگر رهبری امری انسانی ومدیریت صرفا سازمانی است.
رهبری بر توانایی نفوذ مدیر در انگیزش کارکنان به منظور دستیابی به اهداف سازمانی دلالت دارد’ و از طریق هدایت، انگیزش و برقراری ارتباطات صورت می گیرد. ولی مدیریت به فراهم کردن امکانات و تنظیم امور عادی و جاری سازمان که از قبل تعیین شده است.می پردازد.

مدیریت قانون گرا و رهبری مصلحت گراست . مدیریت حالتی سنتی یا کلاسیک دارد و تصمیمات رفتارخود را براساس قانون به شکل ثابتی تنظیم میکند ولی تصمیمات و رفتار رهبری برپایه ضرورت های زمانی و اقتضائات محیطی می باشد.
در تعاریف رهبری تقریبا به تعدادی که در مورد رهبری اظهار نظر نموده اند تنوع تعاریف و نظریه ها بسیار است . گروهی رهبری را فرآیندی غیر اجباری میدانند، در حالیکه گروهی دیگر ” رهبری” را متفاوت از” مدیریت ” می دانند.
در تفاوت مفهوم رهبری و مدیریت نیز گاهی گفته می شود که رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، حال اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد آن را مدیریت می نامند. فرایندرهبری و نفوذ سلسله مراتب سازمانی نمی شناسد و شاید شاخص ترین تفاوتهای رهبری و مدیریت در همین امر نهفته است، یعنی در هر سازمان یا در هر وضعیتی که مدیر موفق به نفوذ در رفتار کارکنان گردد ، در واقع به گونه ای ” اعمال رهبری ” کرده است. نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را ” سبک رهبری ” گویند.

رهبری چیست ؟ رهبری فرایند اثر گذاری در اشخاص بطوری که افراد با میل و خواسته خود جهت نیل به اهداف گام بردارند. رهبری عبارت است از هنر یا علم نفوذ در عقاید،رفتار و اعمال دیگران.

به طور کلی رهبری عبارت از توانایی ایجاد حالتی در کارکنان یک سازمان که در وضعیت معینی در جهت تحقق اهداف معینی کوشش می کند می باشد. از این تعریف استنباط می شود که فراگرد رهبری تابعی ازمتغیرهای رهبر، پیرو و سایر متغیرهای وضعیتی است. در واقع این تعریف به رهبر و پیرو اشاره میکند.

هرزمان که فرد قادرباشد تا در عقاید،ر فتار و اعمال دیگران نفوذ کند آن فرد رهبر است و شخصی که خواسته ها و فرامین را اجرا میکند، پیرو است.
رهبر کسی است که واجد بهترین شناخت نسبت به هنجارهایی باشد که در گروه بیشترین ارزش را دارد.
هم نوایی او بالاترین رتبه را پخش می کند و این موجب جذب مردم می شود و بطور منحنی حق کنترل گروه را برای او پدید می آورد.
رهبر عبارت است ازهـنر نفوذ در اشخـاص بطوری که با میـل و خواسته خود در جـهت حصول به هدفهایی تعیین شده گام بردارند.
رهبری عبارت است از توانایی ایجاد حالتی در کارکنان که با اعتماد به نفس و علاقمندی انجام وظیفه نمایند.
رهبری یعنی تاثیر گذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه.
رهبری رابطه ای است بین مردم که در آن نفوذ و قدرت بطور نابرابر بر پایه مشروعیت توزیع شده است.

آیارهبرمنزوی هم داریم ؟ خیر. کسی که کسی به اوت وجه ندارد و در انزوا قرار دارد دیگر رهبر نیست. و این متفاوت از وقتی است که رهبری دقیقا به خاطر رهبری قدرتمند او تبعیدش می کنند یا به زندان میبرند. اتفاقا قویترین رهبران به بند کشیده شده اند و محدود شده اند.
آیا رهبران محدودند؟ خیر. همه متناسب با دایره نفوذ خود رهبر محسوب می شوند. همه؛ افرادی را دارندکه برآنها موثرند که در واقع رهبر آنها هستند.بنابراین همه نسبت به برخی رهبرو نسبت به برخی پیروند

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
پنجشنبه  🥀🕯
و ياد درگذشتگان🥀🕯😔

پنجشنبه هست شاخه گلي بفرستيم 🕯🥀
براي تموم آنهايي كه در بين ما نيستند
ولي دعاهاشون هنوز كارگشاست
يادشون هميشه با ماست
و جاشون بين ما خاليه
دلمون خيلي وقتها هواشونو مي كنه
امادیدارشون میفته به قیامت
شاخه گلي به زيبايي يك فاتحه..

روحشون شاد ویادشون گرامی🕯🥀

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💢شش تکنیک کاربردی برای سرعت بخشیدن به یادگیری هر مهارتی

🔸معمولا مدیران و صاحبان کسب و کار به نیروهایی که مهارت‌های لازم را با سرعت یاد می‌گیرند، توجه ویژه‌ای نشان می‌دهند.
محققان *«مرکز تحقیقات پیو»* در سال ۲۰۱۶ روی تعدادی از کارمندان در ایالات متحده بررسی‌هایی را انجام دادند و متوجه شدند که تقریبا دو سوم آنها با کمک روش‌هایی، به سرعت مهارت‌های شغلی را فرا گرفته‌اند و به موفقیت‌های خوبی رسیده‌اند. براساس تحقیقات انجام شده، *۶ راهکار کلیدی برای یادگیری سریع مهارت‌ها* وجود دارد که در ادامه می‌توانید با آن آشنا شوید:‌

1⃣ *به شخص دیگری آموزش دهید یا حتی فقط  وانمود کنید که به شخصی آموزش می‌دهید*

مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس نشان می‌دهد که وقتی فردی در تلاش است مهارت جدیدی را بیاموزد، اگر همزمان آنچه فراگرفته را به شخص دیگری آموزش دهد، سرعت یادگیری خودش افزایش پیدا می‌‌کند و اطلاعات بیشتری را می‌تواند به خاطر بسپارد.

2⃣ *در بازه‌های زمانی کوتاه مدت یاد بگیرید*

کارشناسان مرکز موفقیت علمی *دانشگاه ایالتی لوئیزیانا* پیشنهاد می‌کنند که مدت زمان ۳۰ الی ۵۰ دقیقه را به یادگیری مطالب جدید اختصاص دهید. بعد از هر ۵۰ دقیقه‌ای که به یادگیری موضوعات جدید اختصاص می‌دهید، زمانی در حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه به ذهن استراحت بدهید. این روش خصوصا برای یادگیری مفاهیم دشوار بسیار موثر است.

3⃣ *با قلم وکاغذ یادداشت برداری کنید*

با وجودی که گاهی یادداشت‌برداری روی لپ‌تاپ و گوشی سریع‌تر است، ولی استفاده از قلم و کاغذ در فرآیند یادگیری بسیار کمک کننده است.
*محققان دانشگاه پرینستون و UCLA* معتقدند وقتی دانشجویان از دستان خود برای یادداشت برداری استفاده می‌‌کنند، ذهن‌شان در روند یادگیری فعال‌تر خواهد بود و بهتر می‌توانند مفاهیم جدید را یاد بگیرند.

4⃣ *از قدرت فاصله ذهنی استفاده کنید*

رعایت اصول فواصل یادگیری باعث می‌شود که سریعتر مهارت و مفاهیم جدید را فرابگیرید. *«بندیکت کری» نویسنده کتاب «چگونه یاد می‌گیریم؟»* معتقد است که یادگیری مانند آبیاری چمن است. ما می‌‌توانیم چمن را هفته‌ای یک بار به مدت ۹۰ دقیقه یا سه بار در هفته به مدت ۳۰ دقیقه آبیاری کنیم. رعایت فاصله مناسب در آبیاری به سرسبزتر شدن چمن کمک می‌کند.
همچنین برای به خاطر سپاری مفاهیم جدیدی که یاد گرفته‌اید، بهتراست این اطلاعات را یک یا دو روز بعد از اولین مطالعه مرور کنید. تکرار مطالب در بازه‌های زمانی مشخص کمک می‌کند تا روند یادگیری سرعت گیرد.

5⃣ *بین جلسات آموزشی استراحت کوتاهی بکنید*

بعد از هر جلسه یادگیری استراحت کنید. طبق تحقیق *محققان فرانسوی*، خوابیدن بین جلسات آموزشی کمک می‌کند تا آنچه فرا گرفته‌اید تا ۶ ماه بعد به راحتی یادتان بیاید و در خاطرتان به خوبی بماند.

6⃣ *تغییراتی ایجاد کنید*
براساس یک مطالعه در *دانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز*، بهتر است در هر کاری که می‌‌خواهید فرابگیرید، تغییرات و اصلاحاتی در روش تمرین کردن ایجاد کنید. در این صورت سریع‌تر مفاهیم را فرا خواهید .

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢چهار نوع رهبری

ویدئو ترجمه شده ، 2 دقیقه (4 مگابایت)


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
❤1
🔰" بهترین راه برای ساختن سازمانی که برازنده آینده باشد، ساختن سازمانی است که برازنده انسان باشد" (گری همل)

🌺با سلام  و عرض ادب احترام؛ با افتخار به استحضار شما همراهان گرامی میرساند،

💎 کانال مدیران شایسته :
‌
🆔@Competentmanagers

🎯 با هدف ایجاد هم افزایی و تسهیلگری در امر آموزش و یادگیری دانش مدیریت، خاصه دانش مدیریت منابع انسانی، با تمرکز بر حوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های منابع انسانی، از طریق به اشتراک گذاری و تسهیم دانش با دوستان، همکاران، متخصصان، مدیران، كارشناسان، كارمندان و دانشجویان در حوزه مدیریت منابع انسانی و سایر افراد علاقمند به این مباحث، بیش از سه سال است که در فضای مجازی تلگرام تشکیل گردیده است.

🔰 امید که برای تمامی اعضای محترم کانال و برای همه علاقمندان و به ویزه  کارشناسان محترم مدیریت منابع انسانی مفید و موثر بوده باشد.

🙏از همه شما دوستان فرهیخته و همکاران گرامی دعوت میکنم با عضویت در این کانال و مطالعه مطالب ارسالی، اینجانب را از نکته نظرات و راهنمایی های ارزشمندتان بهرهمند فرمایید.

🔷💐 با سپاس، کاشفی هستم. ادمین؛

✅"کانال مدیران شایسته"
https://t.me/CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام .صبح آدینه تون به خیر و شادی !
خداوند زیباست و زیبای ها را دوست دارد . چه خوش است که انسان این اشرف موجودات عالم هستی که خداوند با عبارت « فتبارک الله احسن الخالقین » این آفرینش را مورد تحسین قرار میدهد ، این آثار زیبا را خلق کند و سایر انسانها بواسطه دیدن این آثار هنری زیبا و خلاقانه به قدرت خالق واقعی خداوند پی ببرند و در صنع وجودش بیشتر تفکر و اندیشه کنند. بایستی دست خالق این آثار زیبا را بوسید..

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ‌
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟

✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
‌
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
‌
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
‌
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
‌
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
‌
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.

🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.

🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»

♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
‌
👍1
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔷شاه کلید همه رذایل اخلاقی از زبان امام حسن عسکری(ع)، دروغ است.

با یک نگاه ساده به سطح زندگی اجتماعی متاسفانه با  قرائنی روبرو هستیم که حاکی از افول اخلاقی جامعه ایران است؛ از جمله گسترش ریا ، تزویر، دروغ، تهمت، دزدی، غیبت،  کاهش اعتماد عمومی، افزایش طلاق، افزایش جرم و جنایت، بزهکاری، گسترش خشونت، افزایش تعداد پرونده‌های قضایی، افزایش  اختلاسها، و فسادهای اقتصادی و ...

🔷زشتی ها و رذایل اخلاقی متاسفانه در جامعه امروز ما روز به روز در حال گسترش است؛ آفتی که بنیان اخلاق را هدف گرفته است.

🔷چه بسیارند انسانهایی که گرفتار آفت ها و زشتی هایی چون ریاکاری و چاپلوسی ،حرام خواری و رشوه خواری، دروغگویی و حسادت و بخل و .. هستند.

🔷امام حسن عسکری علیه السلام شاه کلید همه بداخلاقی ها را دروغگویی معرفی می فرمایند و می گویند:

🔷"تمام رذایل و ناپاکی ها در خانه ای جمع شده اند و کلید آن خانه دروغگویی است
(بحار ج 78 ص377)"

🔷و به راستی که چنین است زیرا با هر دروغ انسان دروغگو مجبور است دروغ دیگری را بگوید تا دروغ قبلی را پوشش دهد ، ریاکاری انسانها ریاکار بر پایه دروغ بنا شده است، دزدی و رشوه خواری و رباخواری همه و همه با دروغ آغاز می شود و با دروغ ادامه می یابد و با کمال تاسف این آفت زشت در جامعه ما فراوان مشاهده می شود از دروغگویی زن وشوهر به هم و دروغگویی فرزند به والدین تا کارمند و مدیر و مسول و ....

🔷و چه زیبا می شود بنایی که اساس و بنیان آن بر صداقت وراستی باشد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
‍‍ ‍‍ 🔴چرا جامعه ایران اینقدر از زیست اخلاقی دور شده است؟

🔹مدت هاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح می شود که:

🔸چرا در ایران اختلاس زیاد است؟

🔸چرا تهمت فراوان است ؟

🔸چرا دروغ بی شمار است؟

🔸چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟

🔸 چرا جوانان به مواد مخدر روی آورده اند ؟

🔸 چرا رابطه های آنچنانی رواج یافته ؟

🔸چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟

🔸چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقو کشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر می شود؟

🔸چرا آستانه تحمل ایرانی ها کم شده.؟

🔸چرا در جامعه اینقدر فحش و ناسزاگویی زیاد شده ..؟

🔸چرا هر کس که سفری به اروپا می کند می گوید انجا احترام دیده و در ایران بی احترامی ..؟

🔸مگر از صبح تا شب نوای دین و اخلاق از صدا و سیما و رسانه ها و انواع تریبون ها به گوش نمی رسد؟

🔸 مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر نمی گویند و مردم را به رعایت اخلاق نیک دعوت نمی کنند؟

🔸پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز گسترده تر و اسفناک تر میشود؟

🔶پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:

📚 "ابهام از آینده و اخلاقی زیستن"


🔹در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.

🔹در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش می‌دیدند و زندگی می‌كردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایش‌های مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت.

🔹در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعده‌ها، ۸۰۰گرم غذا می‌خورد.

🔹پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نامناسب، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیره‌بندی شود.

🔹شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰گرم به ۱۲۰۰گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیره‌بندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا می‌خوردند.

🔹دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم می‌دیدند.

🔹هنگامی كه مركز شبانه‌روزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف می‌كردند و نسبت به یكدیگر رابطه‌ای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد.

🔹در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ شد.

🔶آینده مبهم و نامعلوم افراد، از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعه ای كاهش می‌دهد.

🔹به طور مثال، در جامعه‌ای كه در آن کمبود شغل نباشد و همۀ افراد بتوانند به راحتی با هر تخصصی شغل مورد نظر خود را انتخاب کرده و شاغل شوند، كارشكنی، حسادت، تهمت، افترا سخن‌چینی، چاپلوسی و.. كمتر است.

🔹به طور كلی در جامعه‌ای كه نیازهای اساسی انسان‌ها در آن تأمین ‌شود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی می‌كنند.

🔺پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحت های اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد. اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی و آینده ایی اطمینان بخش دارد.

🔹جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوش بینی به آینده می نگرد و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد./ استاد مصطفی ملکیان

🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید.

🔸@CompetentManagers