Forwarded from اتچ بات
🔰مدیران موفق به شخصیت کارمندان خود احترام می گذارند .
🔷کارمندان بسیاری از افراد زمانی که به پست های مدیریتی می رسند، خودشان را در این پست گم می کنند و فکر می کنند که عصبانیت و بی احترامی و پرخاشگری به عنوان ابهت به حساب می آید. اما یکی از ویژگی های مشترک مدیران موفق احترام گذاشتن به شخصیت کارمندان خود می باشد. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت و سازمان میشود.
در ادامه به نمونهای از رفتار محترمانهی یکی از مدیران موفق اشاره میکنیم. چارلز شواب، مدیر عامل یکی از کارخانههای بزرگ فولاد آمریکا، حین قدم زدن در ساختمان اداری متوجه شد که تعدادی از کارمندان زیر تابلوی «کشیدن سیگار ممنوع» به استعمال دخانیات میپردازند. شواب به جای تنبیه آنان به دلیل نقض قوانین، به هریک از آنان یک پاکت سیگار هدیه داد و به آنها گفت: «اگر این سیگارها را بیرون بکشید از شما سپاسگزار خواهم بود.»
🔷در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است:
از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد. شواب با این حرکت عزت کارمندانش را حفظ کرد. هدیه دادن سیگار باعث شد آنها احساس ارزش کنند. او از یک سیاست طلایی در مدیریت پیروی کرده بود که هرگز نباید به هیچ دلیلی، به عزت نفس کسی خدشه وارد کند.
🔷رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشه دار نمیکند:
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
چارلز شواب اعتراضش را با حسن نیت انجام داد. او ابتدا با تقدیم هدیه، کارمندانش را تکریم کرد. سپس بهصورت غیر مستقیم به آنها فهماند که آنجا مکان مناسبی برای استعمال دخانیات نیست و هیچ شخص محترمی سلایق شخصی را به آزار دیگران ترجیح نمیدهد.
🔷رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد:
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
🔷افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد:
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد. منبع: زومیت
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷کارمندان بسیاری از افراد زمانی که به پست های مدیریتی می رسند، خودشان را در این پست گم می کنند و فکر می کنند که عصبانیت و بی احترامی و پرخاشگری به عنوان ابهت به حساب می آید. اما یکی از ویژگی های مشترک مدیران موفق احترام گذاشتن به شخصیت کارمندان خود می باشد. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت و سازمان میشود.
در ادامه به نمونهای از رفتار محترمانهی یکی از مدیران موفق اشاره میکنیم. چارلز شواب، مدیر عامل یکی از کارخانههای بزرگ فولاد آمریکا، حین قدم زدن در ساختمان اداری متوجه شد که تعدادی از کارمندان زیر تابلوی «کشیدن سیگار ممنوع» به استعمال دخانیات میپردازند. شواب به جای تنبیه آنان به دلیل نقض قوانین، به هریک از آنان یک پاکت سیگار هدیه داد و به آنها گفت: «اگر این سیگارها را بیرون بکشید از شما سپاسگزار خواهم بود.»
🔷در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است:
از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد. شواب با این حرکت عزت کارمندانش را حفظ کرد. هدیه دادن سیگار باعث شد آنها احساس ارزش کنند. او از یک سیاست طلایی در مدیریت پیروی کرده بود که هرگز نباید به هیچ دلیلی، به عزت نفس کسی خدشه وارد کند.
🔷رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشه دار نمیکند:
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
چارلز شواب اعتراضش را با حسن نیت انجام داد. او ابتدا با تقدیم هدیه، کارمندانش را تکریم کرد. سپس بهصورت غیر مستقیم به آنها فهماند که آنجا مکان مناسبی برای استعمال دخانیات نیست و هیچ شخص محترمی سلایق شخصی را به آزار دیگران ترجیح نمیدهد.
🔷رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد:
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
🔷افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد:
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد. منبع: زومیت
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰اساسی ترین مسائل کشور؟!
🔷لطفا به عناوینِ این ۱۰ مسالهی کلانِ اساسی کشور توجه کنید. این مسائل بهخوبی نشان میدهند که «وضعیتِ حکمرانی کشور» طی سالها و دهههای گذشته چگونه بوده است.
ایران به معنای واقعی کلمه، نیازمندِ تحولِ جدی و تغییرِ ریلِ حکمرانی است. برای چنین تحولی به مردم نیاز داریم. بدونِ ترمیمِ اعتمادِ مردم و تقویتِ سرمایه اجتماعی، اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.
🔷گام اول شاید این باشد که بیتوجهی و بیاهمیت اِنگاشتنِ خواستههای مردم و دخالت حداکثری در سبکِ زندگی آنها را خاتمه دهید. خودتان هم خوب میدانید که این موضوع اغلبِ مردم را بیشتر از قبل «کلافه» و «خشمگین» کرده است.
🔷به عنوانِ یک هموطن از شما خواهش میکنم «لجاجت» با مردم را کنار بگذارید. لطفا کمتر «تحقیر»شان کنید. اینقدر آنها را با بر چسب های مختلف آماجِ «تهمت» قرار ندهید. لطفا دست از «خودی» و «غیرخودی» کردن بردارید. لطفا نگرانِ مهاجرتِ «استعداد»های این کشور باشید. لطفا نگرانِ حالِ بدِ اقتصادی و روانی مردم باشید.
🔷ما چیز زیادی نمیخواهیم. ما فقط آرزو داریم این وطن، آباد و آزاد باشد. بیشتر از این ناامیدمان نکنید.
✍دکتر شامی زنجانی
🔷لطفا به عناوینِ این ۱۰ مسالهی کلانِ اساسی کشور توجه کنید. این مسائل بهخوبی نشان میدهند که «وضعیتِ حکمرانی کشور» طی سالها و دهههای گذشته چگونه بوده است.
ایران به معنای واقعی کلمه، نیازمندِ تحولِ جدی و تغییرِ ریلِ حکمرانی است. برای چنین تحولی به مردم نیاز داریم. بدونِ ترمیمِ اعتمادِ مردم و تقویتِ سرمایه اجتماعی، اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.
🔷گام اول شاید این باشد که بیتوجهی و بیاهمیت اِنگاشتنِ خواستههای مردم و دخالت حداکثری در سبکِ زندگی آنها را خاتمه دهید. خودتان هم خوب میدانید که این موضوع اغلبِ مردم را بیشتر از قبل «کلافه» و «خشمگین» کرده است.
🔷به عنوانِ یک هموطن از شما خواهش میکنم «لجاجت» با مردم را کنار بگذارید. لطفا کمتر «تحقیر»شان کنید. اینقدر آنها را با بر چسب های مختلف آماجِ «تهمت» قرار ندهید. لطفا دست از «خودی» و «غیرخودی» کردن بردارید. لطفا نگرانِ مهاجرتِ «استعداد»های این کشور باشید. لطفا نگرانِ حالِ بدِ اقتصادی و روانی مردم باشید.
🔷ما چیز زیادی نمیخواهیم. ما فقط آرزو داریم این وطن، آباد و آزاد باشد. بیشتر از این ناامیدمان نکنید.
✍دکتر شامی زنجانی
👍1
📚📚📚
اندیشیدن را جدی بگیریم. اندیشیدن!
آن چه ما کم داریم، مردان و زنانی است که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.
نویسنده نباید فقط در بند گفتن باشد. برای گفتن همیشه وقت هست، اما برای اندیشیدن ممکن است دیر بشود. چرا یک نویسنده نباید مغز خود را برای اندیشیدن و برای تخیل تربیت کند؟
نون نوشتن، محمود دولت آبادی، نشر چشمه، تهران، چاپ اول 1388
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اندیشیدن را جدی بگیریم. اندیشیدن!
آن چه ما کم داریم، مردان و زنانی است که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.
نویسنده نباید فقط در بند گفتن باشد. برای گفتن همیشه وقت هست، اما برای اندیشیدن ممکن است دیر بشود. چرا یک نویسنده نباید مغز خود را برای اندیشیدن و برای تخیل تربیت کند؟
نون نوشتن، محمود دولت آبادی، نشر چشمه، تهران، چاپ اول 1388
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕داستان کوتاه نمرهی قرضی
🔷بسیار پند آموز ...
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد. خانم معلم او را شناخت، اما بدون آنکه بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمرهی ۹ گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرهی قبولی نگرفته.
پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم چِن، میشود... میشود یک نمره به من ارفاق کنید؟ خانم چِن با عتاب مادرانهای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟! این ممکن نیست. من طبق جوابهایی که در برگهی امتحانت نوشتهای به تو نمره دادهام.
او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمیخواهم بهخاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرهی بهتری بگیری. پسر با صدایی که نشان میداد خیلی ترسیده گفت: اما مادرم کتکم میزند.
خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک میکرد که میخواهند بچههایشان بهترین نمرهها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمیتوانست در برابر بچههای بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او میدانست که کتک خوردن بچهها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمیکند و حتی تاثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد.
نمیدانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جدا اصول را رعایت میکند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس میلرزید و به گریه هم افتاده بود.
عاقبت رو به پسرک کرد و گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول میکنی یا نه؟ من به ورقهات یک نمره «ارفاق» نمیکنم. فقط میتوانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی ۲ برابر آن را، یعنی ۲ نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
پسرک با شادی گفت: چشم! من حتما در امتحان بعدی ۲ نمره به شما پس میدهم. او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت. از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس میخواند. تا این که در امتحان بعد نمرهی بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزهای داده شد. از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف میکند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده میشود. زیرا میداند که نمرهای که خانم معلم آن روز به او قرض داد، سرنوشتش را تغییر داد.
آن پسرک جوان اکنون جزو ده ثروتمند دنیاست. او لی کا-شینگ رییس بزرگترین کمپانی عرضه کنندهی محصولات بهداشتی و آرایشی به سراسر جهان است!
📕مراقب تاثیر تصمیمات مان بر سرنوشت افراد باشیم...!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷بسیار پند آموز ...
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد. خانم معلم او را شناخت، اما بدون آنکه بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمرهی ۹ گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرهی قبولی نگرفته.
پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم چِن، میشود... میشود یک نمره به من ارفاق کنید؟ خانم چِن با عتاب مادرانهای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟! این ممکن نیست. من طبق جوابهایی که در برگهی امتحانت نوشتهای به تو نمره دادهام.
او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمیخواهم بهخاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرهی بهتری بگیری. پسر با صدایی که نشان میداد خیلی ترسیده گفت: اما مادرم کتکم میزند.
خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک میکرد که میخواهند بچههایشان بهترین نمرهها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمیتوانست در برابر بچههای بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او میدانست که کتک خوردن بچهها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمیکند و حتی تاثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد.
نمیدانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جدا اصول را رعایت میکند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس میلرزید و به گریه هم افتاده بود.
عاقبت رو به پسرک کرد و گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول میکنی یا نه؟ من به ورقهات یک نمره «ارفاق» نمیکنم. فقط میتوانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی ۲ برابر آن را، یعنی ۲ نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
پسرک با شادی گفت: چشم! من حتما در امتحان بعدی ۲ نمره به شما پس میدهم. او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت. از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس میخواند. تا این که در امتحان بعد نمرهی بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزهای داده شد. از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف میکند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده میشود. زیرا میداند که نمرهای که خانم معلم آن روز به او قرض داد، سرنوشتش را تغییر داد.
آن پسرک جوان اکنون جزو ده ثروتمند دنیاست. او لی کا-شینگ رییس بزرگترین کمپانی عرضه کنندهی محصولات بهداشتی و آرایشی به سراسر جهان است!
📕مراقب تاثیر تصمیمات مان بر سرنوشت افراد باشیم...!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
سلام صبحتان بخیر و شادی
🌼هر سپیده دم
🌸لبخند روشن خداوند است
🌸به روی زندگی ,
🌼لبخند خدا
🌸بدرقه زندگیتان....
🔰سه واژه مهم و تاثيرگذار در زندگی
🔺انتخاب
🔺فرصت
🔺تغییر
🌸باید "انتخابی" درست داشته باشی؛
🌸تا "فرصتی" مناسب پیدا کنی؛ وگرنه...
🌸زندگیت هیچگاه "تغییر" نخواهد کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌼هر سپیده دم
🌸لبخند روشن خداوند است
🌸به روی زندگی ,
🌼لبخند خدا
🌸بدرقه زندگیتان....
🔰سه واژه مهم و تاثيرگذار در زندگی
🔺انتخاب
🔺فرصت
🔺تغییر
🌸باید "انتخابی" درست داشته باشی؛
🌸تا "فرصتی" مناسب پیدا کنی؛ وگرنه...
🌸زندگیت هیچگاه "تغییر" نخواهد کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
🔰امام علی (ع): لا یُدْرَكُ العِلْمُ بِراحَةِ الجِسْمِ.
✅ دانش با تنآسایی به دست نمیآید.
⭕️اين مطلب كمك حال كساني است كه حوصله خوندن و مطالعه را ندارند.
🔹 جامعهیی که در آن هیچکس صبر و حوصله و شکیبایی لازم برای به دست آوردن علم و آگاهی و معرفت اندوزی را ندارد
🔹جامعهیی که همه چیز راساندویچی میخواهد، در مطالعه, فقط سه خط هر مطلب برایش بس است!.
🔶 چنین جامعهی مبتلا به :
🔴 «فرهنگِ سهخطی»! شده است.
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید اگر نوشتهیی بیشتر از سه سطر شد، نخوان!
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید راهِ رسیدن به هدف چون طولانی است, پس یا بیخیالاش بشو یا سراغِ میانبُر بگرد، یا قانون را دور بزن!
.
🔹فرهنگِ سهخطی است که؛ نزولخوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بیسوادی دارد، رشوه دارد، تنفروشی دارد، حقخوری و هزار جور دردِ بیدرمانِ دیگر دارد.
🔹فرهنگِ سهخطی است که این همه آدمِ بیکار دارد. آدمهای بیکاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
🔹فرهنگ سه خطی است که این همه مدرک به دستان بی سوادی دارد که حال و حوصله حداقل نیم ساعت مطالعه در شبانه روز را ندارند.
🔹برای درکِ عمقِ فاجعهیی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیسبوک یا تلگرام یا واتساب که نگاه کنیم، همه چیز دستمان میآید.
♨وقتی کسی یک مطلب نیم صفحه ایی را در این فضا ها می بیند با بی طاقتی و بی حوصله گی مینویسد:
❗«اوه! طولانی بود، نخوندم!»
❗«سرسری یه نیگاه انداختم,
❗« نخوندم اما با کلیّتش موافقم!»
❗«چه حوصلهیی بابا !»
❗«لایک کردم، ولی نخوندم!»
🔹 در چنین جامعه ایی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمیرسد.
✅ و آن پُل، همان "فرهنگِ شکیبایی" است.
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد چیزی را نخوانده، بپسندم.
🔹موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم.
🔹راهی را نرفته، پیشنهاد بدهم.
🔹دارویی را نخورده، تجویز نمایم.
🔹نظری را ندانسته، نقد کنم...
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد به هر وسیلهیی برای رسیدن به هدفام متوسل شوم.
چون حوصلهی راههای درست را "که طولانیتر هم هست" ندارم.!
♥ با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
@CompetentManagers
✅ دانش با تنآسایی به دست نمیآید.
⭕️اين مطلب كمك حال كساني است كه حوصله خوندن و مطالعه را ندارند.
🔹 جامعهیی که در آن هیچکس صبر و حوصله و شکیبایی لازم برای به دست آوردن علم و آگاهی و معرفت اندوزی را ندارد
🔹جامعهیی که همه چیز راساندویچی میخواهد، در مطالعه, فقط سه خط هر مطلب برایش بس است!.
🔶 چنین جامعهی مبتلا به :
🔴 «فرهنگِ سهخطی»! شده است.
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید اگر نوشتهیی بیشتر از سه سطر شد، نخوان!
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید راهِ رسیدن به هدف چون طولانی است, پس یا بیخیالاش بشو یا سراغِ میانبُر بگرد، یا قانون را دور بزن!
.
🔹فرهنگِ سهخطی است که؛ نزولخوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بیسوادی دارد، رشوه دارد، تنفروشی دارد، حقخوری و هزار جور دردِ بیدرمانِ دیگر دارد.
🔹فرهنگِ سهخطی است که این همه آدمِ بیکار دارد. آدمهای بیکاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
🔹فرهنگ سه خطی است که این همه مدرک به دستان بی سوادی دارد که حال و حوصله حداقل نیم ساعت مطالعه در شبانه روز را ندارند.
🔹برای درکِ عمقِ فاجعهیی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیسبوک یا تلگرام یا واتساب که نگاه کنیم، همه چیز دستمان میآید.
♨وقتی کسی یک مطلب نیم صفحه ایی را در این فضا ها می بیند با بی طاقتی و بی حوصله گی مینویسد:
❗«اوه! طولانی بود، نخوندم!»
❗«سرسری یه نیگاه انداختم,
❗« نخوندم اما با کلیّتش موافقم!»
❗«چه حوصلهیی بابا !»
❗«لایک کردم، ولی نخوندم!»
🔹 در چنین جامعه ایی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمیرسد.
✅ و آن پُل، همان "فرهنگِ شکیبایی" است.
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد چیزی را نخوانده، بپسندم.
🔹موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم.
🔹راهی را نرفته، پیشنهاد بدهم.
🔹دارویی را نخورده، تجویز نمایم.
🔹نظری را ندانسته، نقد کنم...
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد به هر وسیلهیی برای رسیدن به هدفام متوسل شوم.
چون حوصلهی راههای درست را "که طولانیتر هم هست" ندارم.!
♥ با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده:
🔷«سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد»
🔷به تعبیر دیگر ; وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔷«سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد»
🔷به تعبیر دیگر ; وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
📘📘آگاهی:
🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
🔰رضایت شغلی کارمندان ؟!!
📕سه میلیارد نفر در دنیا کار میکنند. و فقط حدود چهل درصدشان میگویند از کارشان راضیاند. این یعنی حدود دو میلیارد نفر، سر کار خود خشنود نیستند. این موضوع چه تاثیری بر این افراد و سازمانی که در آن کار میکنند دارد ؟
🔷 در این ویدئو مایکل سی بوش دیدگاههای خود در مورد دلایل عدم رضایت کارکنان و روشی که سازمانها میتوانند از تامین رضایت کارکنان سودمند شوند، مطرح مینماید.
🔷ما از مدیران، پلیسها، رانندههای کامیون، سرآشپزها و مهندسان نظرسنجی کردیم. ما روی هر کسی که کار میکند نظرسنجی کردهایم. آنچه در مورد احساس شادیشان میدانیم این است:
🟪کارمندان چیزهای یکسانی میخواهند.
🔷بیاید در مورد پول صبحت کنیم. سازمان هایی که کارمندان خوشحال زیادی دارند سه برابر بیشتر درآمد دارند در مقایسه با سازمان های دیگر. آنها عملکرد سه برابر بهتری در بازار سهام دارند. و از نظر نرخ جابهجایی کارکنان، نصف سازمان هایی است که تعداد زیادی کارکنان ناراضی دارند. شگفت انگیز این است که، نیاز نیست برای تحقق این شادی مقدار زیادی پول هزینه شود. این رضایت نه ربطی به میز پینگپنگ و ماساژ و به گردش بردن سگ دارد، و نه به مزایای کاری. رضایت کارکنان، به نحوه رفتار مدیران و افرادی که با آنها کار می کنند مربوط میشود.
🔷میخواهم چند ایده در مورد ایجاد رضایت در کارکنان را با شما به اشتراک بگذارم.
🔺 ایده شماره یک: در سازمانهایی که کارکنان آن شادند، دو چیز پیدا میکنید: اعتماد و احترام. اغلب مدیران میگویند: «ما به کارکنانمان اعتماد داریم. ما آنها را توانمند می کنیم.» ولی زمانی که کارمندی به لپ تاپ نیاز دارد— و این عدد یک مثال واقعی است— ۱۵ نفر باید آن لپ تاپ را تایید کنند. یعنی حرفشان درباره کارمندان درست است، اما ۱۵ مرحله تایید برای یک لپ تاپ ۱۵۰۰ دلاری؟ در واقع شما بیشتر از قیمت لپتاب خرج تایید خریدش کردهاید. و کارمندان احساس میکنند که شاید واقعا مورد اعتماد نیستند. پس یک سازمان برای ایجاد سطح بالای اعتماد چه میتواند بکند؟ اولین سازمانی که به ذهن میآید "Four Seasons" است. آنها مستغلات فوقالعادهای در سرتاسر دنیا دارند. به کارکنان آنها گفته میشود: «در خدمات به مشتری کاری را که به نظرتان درست است انجام دهید.» تفویض اعتماد به کارکنان برای انجام کاری که به نظرشان درست است به آنها احساس خوبی میدهد. و به همین دلیل است که آنها به ارائه بهترین خدمات در دنیا معروف هستند.
🔺ایده شماره دو: انصاف. آنچه که اعتماد را در یک سازمان سریعتر از هر چیز دیگری از بین می برد، وقتی است که کارمندان احساس کنند با آنها غیرمنصفانه رفتار میشود. کارکنان میخواهند رفتار برابر دریافت کنند، فارغ از رتبه یا درجه یا سن یا تجربه کار یا زمینه کاریشان در مقایسه با دیگران. وقتی به سازمان های عالی از نظر رعایت انصاف فکر میکنم، اولین سازمانی که به ذهنم میآید «Salesforce» است. آنها فهمیدند که مردان و زنانی که سمتهای مشابهی دارند، و سطح مهارت مشابهی دارند، حقوقهای متفاوتی میگیرند. آنها فورا اختلاف حقوق را محاسبه کردند و سه میلیون دلار را برای برقرای توازن بین آنها اختصاص دادند.
🔺ایده شماره سه؛ گوش کردن است. برای اینکه شنوندهای باشید که میتواند با همه نوع شخصیتی ارتباط برقرار کند، لازم است چند چیز را از ذهن خود پاک کنید. همه ما در مورد شنیدن فعال و تماس چشمی — خیره شدن دقیق و نگاه مشفقانه آموزش دیدهایم. این گوش کردن نیست. تکرار آنچه که یک فرد میگوید— این گوش کردن نیست. متواضع بودن و همیشه به دنبال بهترین ایدههای ممکن گشتن— این گوش کردن است. و کارمندان تشخیص میدهند شما این کار را میکنید یا خیر. آنها میخواهند بدانند که وقتی ایدههای خود را به شما میگویند، آیا شما آن ایدهها را در تصمیمگیری لحاظ میکنید؟ آنچه که افراد از گفتوگو توقع دارند این است که بفهمد آنچه که میگوید برای شما اهمیت دارد. و شاید نظر شما را تغییر دهد. در غیر اینصورت، فایده گفتوگو چیست؟
🔷همه ما چیزهایی که لازم است تغییر یابند را میدانیم، آنچه که باید طور دیگری انجام دهیم، روش رفتارتان، نحوه برخوردتان با بقیه، روش پاسخگوییتان، روش حمایت کردنتان، تجربه کار همه اطرافیان شما را تعریف میکند. تغییر برای تبدیل شدن به فردی بهتر، جهان پر از شکستهایی از این قبیل است. اما تغییر به دلیل این که به چیزی اعتقاد دارید، به دلیل هدفی که دارید، که حاضرید تقریبا همه چیزتان را ریسک کنید چون برایتان اهمیت بالایی دارد — این دلیل تغییر است. اگر نیست احتمالا باید دنبال جای دیگری برای کار بگردید.
🆔@Competentmanagers
📕سه میلیارد نفر در دنیا کار میکنند. و فقط حدود چهل درصدشان میگویند از کارشان راضیاند. این یعنی حدود دو میلیارد نفر، سر کار خود خشنود نیستند. این موضوع چه تاثیری بر این افراد و سازمانی که در آن کار میکنند دارد ؟
🔷 در این ویدئو مایکل سی بوش دیدگاههای خود در مورد دلایل عدم رضایت کارکنان و روشی که سازمانها میتوانند از تامین رضایت کارکنان سودمند شوند، مطرح مینماید.
🔷ما از مدیران، پلیسها، رانندههای کامیون، سرآشپزها و مهندسان نظرسنجی کردیم. ما روی هر کسی که کار میکند نظرسنجی کردهایم. آنچه در مورد احساس شادیشان میدانیم این است:
🟪کارمندان چیزهای یکسانی میخواهند.
🔷بیاید در مورد پول صبحت کنیم. سازمان هایی که کارمندان خوشحال زیادی دارند سه برابر بیشتر درآمد دارند در مقایسه با سازمان های دیگر. آنها عملکرد سه برابر بهتری در بازار سهام دارند. و از نظر نرخ جابهجایی کارکنان، نصف سازمان هایی است که تعداد زیادی کارکنان ناراضی دارند. شگفت انگیز این است که، نیاز نیست برای تحقق این شادی مقدار زیادی پول هزینه شود. این رضایت نه ربطی به میز پینگپنگ و ماساژ و به گردش بردن سگ دارد، و نه به مزایای کاری. رضایت کارکنان، به نحوه رفتار مدیران و افرادی که با آنها کار می کنند مربوط میشود.
🔷میخواهم چند ایده در مورد ایجاد رضایت در کارکنان را با شما به اشتراک بگذارم.
🔺 ایده شماره یک: در سازمانهایی که کارکنان آن شادند، دو چیز پیدا میکنید: اعتماد و احترام. اغلب مدیران میگویند: «ما به کارکنانمان اعتماد داریم. ما آنها را توانمند می کنیم.» ولی زمانی که کارمندی به لپ تاپ نیاز دارد— و این عدد یک مثال واقعی است— ۱۵ نفر باید آن لپ تاپ را تایید کنند. یعنی حرفشان درباره کارمندان درست است، اما ۱۵ مرحله تایید برای یک لپ تاپ ۱۵۰۰ دلاری؟ در واقع شما بیشتر از قیمت لپتاب خرج تایید خریدش کردهاید. و کارمندان احساس میکنند که شاید واقعا مورد اعتماد نیستند. پس یک سازمان برای ایجاد سطح بالای اعتماد چه میتواند بکند؟ اولین سازمانی که به ذهن میآید "Four Seasons" است. آنها مستغلات فوقالعادهای در سرتاسر دنیا دارند. به کارکنان آنها گفته میشود: «در خدمات به مشتری کاری را که به نظرتان درست است انجام دهید.» تفویض اعتماد به کارکنان برای انجام کاری که به نظرشان درست است به آنها احساس خوبی میدهد. و به همین دلیل است که آنها به ارائه بهترین خدمات در دنیا معروف هستند.
🔺ایده شماره دو: انصاف. آنچه که اعتماد را در یک سازمان سریعتر از هر چیز دیگری از بین می برد، وقتی است که کارمندان احساس کنند با آنها غیرمنصفانه رفتار میشود. کارکنان میخواهند رفتار برابر دریافت کنند، فارغ از رتبه یا درجه یا سن یا تجربه کار یا زمینه کاریشان در مقایسه با دیگران. وقتی به سازمان های عالی از نظر رعایت انصاف فکر میکنم، اولین سازمانی که به ذهنم میآید «Salesforce» است. آنها فهمیدند که مردان و زنانی که سمتهای مشابهی دارند، و سطح مهارت مشابهی دارند، حقوقهای متفاوتی میگیرند. آنها فورا اختلاف حقوق را محاسبه کردند و سه میلیون دلار را برای برقرای توازن بین آنها اختصاص دادند.
🔺ایده شماره سه؛ گوش کردن است. برای اینکه شنوندهای باشید که میتواند با همه نوع شخصیتی ارتباط برقرار کند، لازم است چند چیز را از ذهن خود پاک کنید. همه ما در مورد شنیدن فعال و تماس چشمی — خیره شدن دقیق و نگاه مشفقانه آموزش دیدهایم. این گوش کردن نیست. تکرار آنچه که یک فرد میگوید— این گوش کردن نیست. متواضع بودن و همیشه به دنبال بهترین ایدههای ممکن گشتن— این گوش کردن است. و کارمندان تشخیص میدهند شما این کار را میکنید یا خیر. آنها میخواهند بدانند که وقتی ایدههای خود را به شما میگویند، آیا شما آن ایدهها را در تصمیمگیری لحاظ میکنید؟ آنچه که افراد از گفتوگو توقع دارند این است که بفهمد آنچه که میگوید برای شما اهمیت دارد. و شاید نظر شما را تغییر دهد. در غیر اینصورت، فایده گفتوگو چیست؟
🔷همه ما چیزهایی که لازم است تغییر یابند را میدانیم، آنچه که باید طور دیگری انجام دهیم، روش رفتارتان، نحوه برخوردتان با بقیه، روش پاسخگوییتان، روش حمایت کردنتان، تجربه کار همه اطرافیان شما را تعریف میکند. تغییر برای تبدیل شدن به فردی بهتر، جهان پر از شکستهایی از این قبیل است. اما تغییر به دلیل این که به چیزی اعتقاد دارید، به دلیل هدفی که دارید، که حاضرید تقریبا همه چیزتان را ریسک کنید چون برایتان اهمیت بالایی دارد — این دلیل تغییر است. اگر نیست احتمالا باید دنبال جای دیگری برای کار بگردید.
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🌺سلام.!!!!!
🌺پگاه تان بخیر و نیکی باد،
🌺هر طلوعی تولدی دوباره است
🌺و هر تولدی شروعی دوباره!
🌺لبتون خندون
🌺دلتون بی غم
🌺زندگیتون پر از عشق و امید🌸
✅زمانیکه شما آگاهانه تصمیم میگیرید که یک باور اشتباه را کنار گذاشته و باوری صحیح را تکرار کنید در ابتدا ذهن مقاومت شدیدی میکند و این طبیعی است، در ابتدا روند تغییر خیلی سخت است و ذهن مدام به شما میگوید
این کارها نتیجه ندارد، خودت را سختی نده و به همان روال قبل زندگی کن،
✅اکنون وقت تغییر نیست بگذار برای زمانی مناسبتر، اما اگر تسلیم این ذهن منفی نگر نشوید و با قدرت و توکل مسیر تغییر را ادامه دهید بعد از مدتی خسته شده و خاموش میشود، زیرا میبیند که حرفهایش هیچ اهمیتی برای شما ندارد.
✅و رمز موفقیت تکرار هرروزه این باورهای مثبت است، هر چقدر این تکرارها بیشتر و با احساس بهتری گفته شود باورهایتان قدرتمندانه تر در ذهن ثبت و ضبط میشود، ایمان داشته باشید که همه چیز به خود شما بستگی دارد و می توانید به هر چیزی در این دنیا دست یابید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺پگاه تان بخیر و نیکی باد،
🌺هر طلوعی تولدی دوباره است
🌺و هر تولدی شروعی دوباره!
🌺لبتون خندون
🌺دلتون بی غم
🌺زندگیتون پر از عشق و امید🌸
✅زمانیکه شما آگاهانه تصمیم میگیرید که یک باور اشتباه را کنار گذاشته و باوری صحیح را تکرار کنید در ابتدا ذهن مقاومت شدیدی میکند و این طبیعی است، در ابتدا روند تغییر خیلی سخت است و ذهن مدام به شما میگوید
این کارها نتیجه ندارد، خودت را سختی نده و به همان روال قبل زندگی کن،
✅اکنون وقت تغییر نیست بگذار برای زمانی مناسبتر، اما اگر تسلیم این ذهن منفی نگر نشوید و با قدرت و توکل مسیر تغییر را ادامه دهید بعد از مدتی خسته شده و خاموش میشود، زیرا میبیند که حرفهایش هیچ اهمیتی برای شما ندارد.
✅و رمز موفقیت تکرار هرروزه این باورهای مثبت است، هر چقدر این تکرارها بیشتر و با احساس بهتری گفته شود باورهایتان قدرتمندانه تر در ذهن ثبت و ضبط میشود، ایمان داشته باشید که همه چیز به خود شما بستگی دارد و می توانید به هر چیزی در این دنیا دست یابید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 تعویق_تصمیمات (procrastination)
✅ تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.
این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق میکند و به جای انجام آنها به امور دیگر میپردازد.
🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمردهاند عبارتند از:
🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.
🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.
🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر میمانند برایشان اتفاق بیافتد.
🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.
🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.
🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.
🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.
این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق میکند و به جای انجام آنها به امور دیگر میپردازد.
🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمردهاند عبارتند از:
🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.
🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.
🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر میمانند برایشان اتفاق بیافتد.
🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.
🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.
🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.
🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰"خستگی تصمیم" چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟
✍جعفر محمدی
🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.
▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.
🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
🔴چه کنیم؟
1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.
🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.
🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)
2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.
3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.
🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد
🌺@Competentmanagers
✍جعفر محمدی
🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.
▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.
🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
🔴چه کنیم؟
1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.
🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.
🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)
2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.
3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.
🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد
🌺@Competentmanagers
🔰چرا نمیتوانید درست تصمیم بگیریم؟
بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل میشویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ میدهد را معرفی میکنیم. دلایلی که با مرور آنها به طور قطع متوجه میشوید بارها دچار چنین موضوعی شدهاید و نفهمیدهاید.
1⃣-اصل عدم قطعیت
فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقهای توریستی و جذاب مطلع میشوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عدهای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفتهاست. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کردهاند.
به دسته اول دانشجوها گفته میشود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری میکنند. این خریداری مسلما با انگیزهای شادی و جشن خواهد بود.
به دسته دوم گفته میشود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز میخرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.
به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمیشود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.
یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدمها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمیدانند بلیط را نمیخرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیمگیری میشویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر میشوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجهای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آنها هیچ تاثیری بر تصمیمگیری ندارند، روی تصمیمگیری شما تاثیر بگذارند.
2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!
شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه میشوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و میتوانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی میکنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:
شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و میتوانید بروید. متوجه میشوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده میکنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق میافتد. خیلی وقتها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاقآور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچکدام از آنها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینهها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.
این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیمگیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیمگیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامهریزی برای انجام انتخابهای صورت گرفته و اهداف تعیین شده میرسد. آیا در مرحله برنامهریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه میدانیم.
@Competentmanagers
بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل میشویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ میدهد را معرفی میکنیم. دلایلی که با مرور آنها به طور قطع متوجه میشوید بارها دچار چنین موضوعی شدهاید و نفهمیدهاید.
1⃣-اصل عدم قطعیت
فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقهای توریستی و جذاب مطلع میشوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عدهای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفتهاست. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کردهاند.
به دسته اول دانشجوها گفته میشود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری میکنند. این خریداری مسلما با انگیزهای شادی و جشن خواهد بود.
به دسته دوم گفته میشود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز میخرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.
به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمیشود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.
یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدمها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمیدانند بلیط را نمیخرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیمگیری میشویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر میشوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجهای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آنها هیچ تاثیری بر تصمیمگیری ندارند، روی تصمیمگیری شما تاثیر بگذارند.
2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!
شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه میشوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و میتوانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی میکنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:
شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و میتوانید بروید. متوجه میشوید امروز خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده میکنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق میافتد. خیلی وقتها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاقآور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچکدام از آنها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینهها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.
این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیمگیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیمگیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامهریزی برای انجام انتخابهای صورت گرفته و اهداف تعیین شده میرسد. آیا در مرحله برنامهریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه میدانیم.
@Competentmanagers
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟
علیرغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفتهترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان میکنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همهی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیمهای بزرگی که زندگیمان را تغییر میدهند، مانند اینکه در چه رشتهای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم
در سادهترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گستردهتر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راهحلهای ممکنِ یک مسئله میشود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود
🔷روش تصمیم گیری صحیح
تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!
بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.
🔷از بیرون نگاه کنید
مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.
نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید.
راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی:
1- در تصمیمگیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.
2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.
3- برای این که تصمیم گیرندهی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.
4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.
6- با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیمات منطقیتری بگیریم. همان طور که حضرت علی(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».
7- در تصمیمگیریهای خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.
8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.
9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث میشود که تصمیمهای درستتر و منطقیتر بگیریم.
10- فرصت تصمیمگیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آنها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیمگیری داشته باشند.
11- شهامت تصمیمگیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
12- به عوامل موثر در تصمیمگیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروهها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانههای جمعی و ... توجّه نماییم.
13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیمگیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیمهای دورهی نوجوانی با آنها گفتگو کنیم.
14- هدفگذاری در زندگی، مقدّمهی تصمیمگیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیهی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحتتر و مناسبتر تصمیم میگیرند.
15- مطالعهی زندگینامهی انسانهای موفّق در عرصهی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... میتواند زمینهی تصمیمگیریهای مناسبتر را در فرد مهیا سازد.
🔸با مدیران شایسته همراه باشید
♦️@Competentmanagers
علیرغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفتهترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان میکنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همهی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیمهای بزرگی که زندگیمان را تغییر میدهند، مانند اینکه در چه رشتهای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم
در سادهترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گستردهتر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راهحلهای ممکنِ یک مسئله میشود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود
🔷روش تصمیم گیری صحیح
تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!
بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.
🔷از بیرون نگاه کنید
مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.
نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید.
راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی:
1- در تصمیمگیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.
2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.
3- برای این که تصمیم گیرندهی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.
4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.
5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.
6- با مدیریت و کنترل هیجانهای خود تصمیمات منطقیتری بگیریم. همان طور که حضرت علی(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».
7- در تصمیمگیریهای خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.
8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.
9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث میشود که تصمیمهای درستتر و منطقیتر بگیریم.
10- فرصت تصمیمگیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آنها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیمگیری داشته باشند.
11- شهامت تصمیمگیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.
12- به عوامل موثر در تصمیمگیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروهها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانههای جمعی و ... توجّه نماییم.
13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیمگیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیمهای دورهی نوجوانی با آنها گفتگو کنیم.
14- هدفگذاری در زندگی، مقدّمهی تصمیمگیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیهی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحتتر و مناسبتر تصمیم میگیرند.
15- مطالعهی زندگینامهی انسانهای موفّق در عرصهی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... میتواند زمینهی تصمیمگیریهای مناسبتر را در فرد مهیا سازد.
🔸با مدیران شایسته همراه باشید
♦️@Competentmanagers
▪️شرح در تصویر...
ملتِ بی سواد، زاده نمی شود، ساخته میشود!
بی سوادیِ حقیقی ربطی به معلومات و تحصیلات ندارد!
بی سوادی یعنی؛ شبکه ی محبوبِ اجتماعی را که باز می کنی، تمامِ صفحات پر باشد از روزمرگیِ آدم معروف ها، مسخره بازیِ معروف نماها، قضاوت هایِ بی سر و ته و توهین هایِ شرم آور! نه از مطالبِ آموزشی خبری باشد، نه از چهار کلام حرفِ حساب!
بی سوادی یعنی؛ تویِ صفحه و روی پروفایلت بنویسی به بهشت نمی روم اگر مادرم آن جا نباشد و کمی آن طرف تر، مادرت از بی توجهی ات بغض کرده باشد؛
بی سوادی یعنی؛ مسیرِ تمامِ لباس فروشی و آرایشگاه هایِ شهر را از حفظ باشی، اما حتی یک بار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد!
این بی سوادیِ مدرن؛ دارد فرهنگمان را از ریشه می خشکانَد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ملتِ بی سواد، زاده نمی شود، ساخته میشود!
بی سوادیِ حقیقی ربطی به معلومات و تحصیلات ندارد!
بی سوادی یعنی؛ شبکه ی محبوبِ اجتماعی را که باز می کنی، تمامِ صفحات پر باشد از روزمرگیِ آدم معروف ها، مسخره بازیِ معروف نماها، قضاوت هایِ بی سر و ته و توهین هایِ شرم آور! نه از مطالبِ آموزشی خبری باشد، نه از چهار کلام حرفِ حساب!
بی سوادی یعنی؛ تویِ صفحه و روی پروفایلت بنویسی به بهشت نمی روم اگر مادرم آن جا نباشد و کمی آن طرف تر، مادرت از بی توجهی ات بغض کرده باشد؛
بی سوادی یعنی؛ مسیرِ تمامِ لباس فروشی و آرایشگاه هایِ شهر را از حفظ باشی، اما حتی یک بار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد!
این بی سوادیِ مدرن؛ دارد فرهنگمان را از ریشه می خشکانَد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 شما دلتان میخواهد آیا رهبر باشید یا مدیر؟
📕 به نظر شما تفاوت رهبری و مدیریت در چیست؟
رهبری به امر هدایت وراه بردن ونشان دادن راه به انسان ها میپردازد ولی مدیریت به امر اداره کردن وگردانیدن یک سازمان سر وکار دارد.به عبارت دیگر رهبری امری انسانی ومدیریت صرفا سازمانی است.
رهبری بر توانایی نفوذ مدیر در انگیزش کارکنان به منظور دستیابی به اهداف سازمانی دلالت دارد’ و از طریق هدایت، انگیزش و برقراری ارتباطات صورت می گیرد. ولی مدیریت به فراهم کردن امکانات و تنظیم امور عادی و جاری سازمان که از قبل تعیین شده است.می پردازد.
مدیریت قانون گرا و رهبری مصلحت گراست . مدیریت حالتی سنتی یا کلاسیک دارد و تصمیمات رفتارخود را براساس قانون به شکل ثابتی تنظیم میکند ولی تصمیمات و رفتار رهبری برپایه ضرورت های زمانی و اقتضائات محیطی می باشد.
در تعاریف رهبری تقریبا به تعدادی که در مورد رهبری اظهار نظر نموده اند تنوع تعاریف و نظریه ها بسیار است . گروهی رهبری را فرآیندی غیر اجباری میدانند، در حالیکه گروهی دیگر ” رهبری” را متفاوت از” مدیریت ” می دانند.
در تفاوت مفهوم رهبری و مدیریت نیز گاهی گفته می شود که رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، حال اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد آن را مدیریت می نامند. فرایندرهبری و نفوذ سلسله مراتب سازمانی نمی شناسد و شاید شاخص ترین تفاوتهای رهبری و مدیریت در همین امر نهفته است، یعنی در هر سازمان یا در هر وضعیتی که مدیر موفق به نفوذ در رفتار کارکنان گردد ، در واقع به گونه ای ” اعمال رهبری ” کرده است. نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را ” سبک رهبری ” گویند.
رهبری چیست ؟ رهبری فرایند اثر گذاری در اشخاص بطوری که افراد با میل و خواسته خود جهت نیل به اهداف گام بردارند. رهبری عبارت است از هنر یا علم نفوذ در عقاید،رفتار و اعمال دیگران.
به طور کلی رهبری عبارت از توانایی ایجاد حالتی در کارکنان یک سازمان که در وضعیت معینی در جهت تحقق اهداف معینی کوشش می کند می باشد. از این تعریف استنباط می شود که فراگرد رهبری تابعی ازمتغیرهای رهبر، پیرو و سایر متغیرهای وضعیتی است. در واقع این تعریف به رهبر و پیرو اشاره میکند.
هرزمان که فرد قادرباشد تا در عقاید،ر فتار و اعمال دیگران نفوذ کند آن فرد رهبر است و شخصی که خواسته ها و فرامین را اجرا میکند، پیرو است.
رهبر کسی است که واجد بهترین شناخت نسبت به هنجارهایی باشد که در گروه بیشترین ارزش را دارد.
هم نوایی او بالاترین رتبه را پخش می کند و این موجب جذب مردم می شود و بطور منحنی حق کنترل گروه را برای او پدید می آورد.
رهبر عبارت است ازهـنر نفوذ در اشخـاص بطوری که با میـل و خواسته خود در جـهت حصول به هدفهایی تعیین شده گام بردارند.
رهبری عبارت است از توانایی ایجاد حالتی در کارکنان که با اعتماد به نفس و علاقمندی انجام وظیفه نمایند.
رهبری یعنی تاثیر گذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه.
رهبری رابطه ای است بین مردم که در آن نفوذ و قدرت بطور نابرابر بر پایه مشروعیت توزیع شده است.
آیارهبرمنزوی هم داریم ؟ خیر. کسی که کسی به اوت وجه ندارد و در انزوا قرار دارد دیگر رهبر نیست. و این متفاوت از وقتی است که رهبری دقیقا به خاطر رهبری قدرتمند او تبعیدش می کنند یا به زندان میبرند. اتفاقا قویترین رهبران به بند کشیده شده اند و محدود شده اند.
آیا رهبران محدودند؟ خیر. همه متناسب با دایره نفوذ خود رهبر محسوب می شوند. همه؛ افرادی را دارندکه برآنها موثرند که در واقع رهبر آنها هستند.بنابراین همه نسبت به برخی رهبرو نسبت به برخی پیروند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕 به نظر شما تفاوت رهبری و مدیریت در چیست؟
رهبری به امر هدایت وراه بردن ونشان دادن راه به انسان ها میپردازد ولی مدیریت به امر اداره کردن وگردانیدن یک سازمان سر وکار دارد.به عبارت دیگر رهبری امری انسانی ومدیریت صرفا سازمانی است.
رهبری بر توانایی نفوذ مدیر در انگیزش کارکنان به منظور دستیابی به اهداف سازمانی دلالت دارد’ و از طریق هدایت، انگیزش و برقراری ارتباطات صورت می گیرد. ولی مدیریت به فراهم کردن امکانات و تنظیم امور عادی و جاری سازمان که از قبل تعیین شده است.می پردازد.
مدیریت قانون گرا و رهبری مصلحت گراست . مدیریت حالتی سنتی یا کلاسیک دارد و تصمیمات رفتارخود را براساس قانون به شکل ثابتی تنظیم میکند ولی تصمیمات و رفتار رهبری برپایه ضرورت های زمانی و اقتضائات محیطی می باشد.
در تعاریف رهبری تقریبا به تعدادی که در مورد رهبری اظهار نظر نموده اند تنوع تعاریف و نظریه ها بسیار است . گروهی رهبری را فرآیندی غیر اجباری میدانند، در حالیکه گروهی دیگر ” رهبری” را متفاوت از” مدیریت ” می دانند.
در تفاوت مفهوم رهبری و مدیریت نیز گاهی گفته می شود که رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، حال اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد آن را مدیریت می نامند. فرایندرهبری و نفوذ سلسله مراتب سازمانی نمی شناسد و شاید شاخص ترین تفاوتهای رهبری و مدیریت در همین امر نهفته است، یعنی در هر سازمان یا در هر وضعیتی که مدیر موفق به نفوذ در رفتار کارکنان گردد ، در واقع به گونه ای ” اعمال رهبری ” کرده است. نحوه استفاده رهبر از قدرت و نفوذ را ” سبک رهبری ” گویند.
رهبری چیست ؟ رهبری فرایند اثر گذاری در اشخاص بطوری که افراد با میل و خواسته خود جهت نیل به اهداف گام بردارند. رهبری عبارت است از هنر یا علم نفوذ در عقاید،رفتار و اعمال دیگران.
به طور کلی رهبری عبارت از توانایی ایجاد حالتی در کارکنان یک سازمان که در وضعیت معینی در جهت تحقق اهداف معینی کوشش می کند می باشد. از این تعریف استنباط می شود که فراگرد رهبری تابعی ازمتغیرهای رهبر، پیرو و سایر متغیرهای وضعیتی است. در واقع این تعریف به رهبر و پیرو اشاره میکند.
هرزمان که فرد قادرباشد تا در عقاید،ر فتار و اعمال دیگران نفوذ کند آن فرد رهبر است و شخصی که خواسته ها و فرامین را اجرا میکند، پیرو است.
رهبر کسی است که واجد بهترین شناخت نسبت به هنجارهایی باشد که در گروه بیشترین ارزش را دارد.
هم نوایی او بالاترین رتبه را پخش می کند و این موجب جذب مردم می شود و بطور منحنی حق کنترل گروه را برای او پدید می آورد.
رهبر عبارت است ازهـنر نفوذ در اشخـاص بطوری که با میـل و خواسته خود در جـهت حصول به هدفهایی تعیین شده گام بردارند.
رهبری عبارت است از توانایی ایجاد حالتی در کارکنان که با اعتماد به نفس و علاقمندی انجام وظیفه نمایند.
رهبری یعنی تاثیر گذاری بر افراد در انجام وظایفشان با میل و علاقه.
رهبری رابطه ای است بین مردم که در آن نفوذ و قدرت بطور نابرابر بر پایه مشروعیت توزیع شده است.
آیارهبرمنزوی هم داریم ؟ خیر. کسی که کسی به اوت وجه ندارد و در انزوا قرار دارد دیگر رهبر نیست. و این متفاوت از وقتی است که رهبری دقیقا به خاطر رهبری قدرتمند او تبعیدش می کنند یا به زندان میبرند. اتفاقا قویترین رهبران به بند کشیده شده اند و محدود شده اند.
آیا رهبران محدودند؟ خیر. همه متناسب با دایره نفوذ خود رهبر محسوب می شوند. همه؛ افرادی را دارندکه برآنها موثرند که در واقع رهبر آنها هستند.بنابراین همه نسبت به برخی رهبرو نسبت به برخی پیروند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پنجشنبه 🥀🕯
و ياد درگذشتگان🥀🕯😔
پنجشنبه هست شاخه گلي بفرستيم 🕯🥀
براي تموم آنهايي كه در بين ما نيستند
ولي دعاهاشون هنوز كارگشاست
يادشون هميشه با ماست
و جاشون بين ما خاليه
دلمون خيلي وقتها هواشونو مي كنه
امادیدارشون میفته به قیامت
شاخه گلي به زيبايي يك فاتحه..
روحشون شاد ویادشون گرامی🕯🥀
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
و ياد درگذشتگان🥀🕯😔
پنجشنبه هست شاخه گلي بفرستيم 🕯🥀
براي تموم آنهايي كه در بين ما نيستند
ولي دعاهاشون هنوز كارگشاست
يادشون هميشه با ماست
و جاشون بين ما خاليه
دلمون خيلي وقتها هواشونو مي كنه
امادیدارشون میفته به قیامت
شاخه گلي به زيبايي يك فاتحه..
روحشون شاد ویادشون گرامی🕯🥀
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢شش تکنیک کاربردی برای سرعت بخشیدن به یادگیری هر مهارتی
🔸معمولا مدیران و صاحبان کسب و کار به نیروهایی که مهارتهای لازم را با سرعت یاد میگیرند، توجه ویژهای نشان میدهند.
محققان *«مرکز تحقیقات پیو»* در سال ۲۰۱۶ روی تعدادی از کارمندان در ایالات متحده بررسیهایی را انجام دادند و متوجه شدند که تقریبا دو سوم آنها با کمک روشهایی، به سرعت مهارتهای شغلی را فرا گرفتهاند و به موفقیتهای خوبی رسیدهاند. براساس تحقیقات انجام شده، *۶ راهکار کلیدی برای یادگیری سریع مهارتها* وجود دارد که در ادامه میتوانید با آن آشنا شوید:
1⃣ *به شخص دیگری آموزش دهید یا حتی فقط وانمود کنید که به شخصی آموزش میدهید*
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس نشان میدهد که وقتی فردی در تلاش است مهارت جدیدی را بیاموزد، اگر همزمان آنچه فراگرفته را به شخص دیگری آموزش دهد، سرعت یادگیری خودش افزایش پیدا میکند و اطلاعات بیشتری را میتواند به خاطر بسپارد.
2⃣ *در بازههای زمانی کوتاه مدت یاد بگیرید*
کارشناسان مرکز موفقیت علمی *دانشگاه ایالتی لوئیزیانا* پیشنهاد میکنند که مدت زمان ۳۰ الی ۵۰ دقیقه را به یادگیری مطالب جدید اختصاص دهید. بعد از هر ۵۰ دقیقهای که به یادگیری موضوعات جدید اختصاص میدهید، زمانی در حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه به ذهن استراحت بدهید. این روش خصوصا برای یادگیری مفاهیم دشوار بسیار موثر است.
3⃣ *با قلم وکاغذ یادداشت برداری کنید*
با وجودی که گاهی یادداشتبرداری روی لپتاپ و گوشی سریعتر است، ولی استفاده از قلم و کاغذ در فرآیند یادگیری بسیار کمک کننده است.
*محققان دانشگاه پرینستون و UCLA* معتقدند وقتی دانشجویان از دستان خود برای یادداشت برداری استفاده میکنند، ذهنشان در روند یادگیری فعالتر خواهد بود و بهتر میتوانند مفاهیم جدید را یاد بگیرند.
4⃣ *از قدرت فاصله ذهنی استفاده کنید*
رعایت اصول فواصل یادگیری باعث میشود که سریعتر مهارت و مفاهیم جدید را فرابگیرید. *«بندیکت کری» نویسنده کتاب «چگونه یاد میگیریم؟»* معتقد است که یادگیری مانند آبیاری چمن است. ما میتوانیم چمن را هفتهای یک بار به مدت ۹۰ دقیقه یا سه بار در هفته به مدت ۳۰ دقیقه آبیاری کنیم. رعایت فاصله مناسب در آبیاری به سرسبزتر شدن چمن کمک میکند.
همچنین برای به خاطر سپاری مفاهیم جدیدی که یاد گرفتهاید، بهتراست این اطلاعات را یک یا دو روز بعد از اولین مطالعه مرور کنید. تکرار مطالب در بازههای زمانی مشخص کمک میکند تا روند یادگیری سرعت گیرد.
5⃣ *بین جلسات آموزشی استراحت کوتاهی بکنید*
بعد از هر جلسه یادگیری استراحت کنید. طبق تحقیق *محققان فرانسوی*، خوابیدن بین جلسات آموزشی کمک میکند تا آنچه فرا گرفتهاید تا ۶ ماه بعد به راحتی یادتان بیاید و در خاطرتان به خوبی بماند.
6⃣ *تغییراتی ایجاد کنید*
براساس یک مطالعه در *دانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز*، بهتر است در هر کاری که میخواهید فرابگیرید، تغییرات و اصلاحاتی در روش تمرین کردن ایجاد کنید. در این صورت سریعتر مفاهیم را فرا خواهید .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸معمولا مدیران و صاحبان کسب و کار به نیروهایی که مهارتهای لازم را با سرعت یاد میگیرند، توجه ویژهای نشان میدهند.
محققان *«مرکز تحقیقات پیو»* در سال ۲۰۱۶ روی تعدادی از کارمندان در ایالات متحده بررسیهایی را انجام دادند و متوجه شدند که تقریبا دو سوم آنها با کمک روشهایی، به سرعت مهارتهای شغلی را فرا گرفتهاند و به موفقیتهای خوبی رسیدهاند. براساس تحقیقات انجام شده، *۶ راهکار کلیدی برای یادگیری سریع مهارتها* وجود دارد که در ادامه میتوانید با آن آشنا شوید:
1⃣ *به شخص دیگری آموزش دهید یا حتی فقط وانمود کنید که به شخصی آموزش میدهید*
مطالعات انجام شده توسط محققان دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس نشان میدهد که وقتی فردی در تلاش است مهارت جدیدی را بیاموزد، اگر همزمان آنچه فراگرفته را به شخص دیگری آموزش دهد، سرعت یادگیری خودش افزایش پیدا میکند و اطلاعات بیشتری را میتواند به خاطر بسپارد.
2⃣ *در بازههای زمانی کوتاه مدت یاد بگیرید*
کارشناسان مرکز موفقیت علمی *دانشگاه ایالتی لوئیزیانا* پیشنهاد میکنند که مدت زمان ۳۰ الی ۵۰ دقیقه را به یادگیری مطالب جدید اختصاص دهید. بعد از هر ۵۰ دقیقهای که به یادگیری موضوعات جدید اختصاص میدهید، زمانی در حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه به ذهن استراحت بدهید. این روش خصوصا برای یادگیری مفاهیم دشوار بسیار موثر است.
3⃣ *با قلم وکاغذ یادداشت برداری کنید*
با وجودی که گاهی یادداشتبرداری روی لپتاپ و گوشی سریعتر است، ولی استفاده از قلم و کاغذ در فرآیند یادگیری بسیار کمک کننده است.
*محققان دانشگاه پرینستون و UCLA* معتقدند وقتی دانشجویان از دستان خود برای یادداشت برداری استفاده میکنند، ذهنشان در روند یادگیری فعالتر خواهد بود و بهتر میتوانند مفاهیم جدید را یاد بگیرند.
4⃣ *از قدرت فاصله ذهنی استفاده کنید*
رعایت اصول فواصل یادگیری باعث میشود که سریعتر مهارت و مفاهیم جدید را فرابگیرید. *«بندیکت کری» نویسنده کتاب «چگونه یاد میگیریم؟»* معتقد است که یادگیری مانند آبیاری چمن است. ما میتوانیم چمن را هفتهای یک بار به مدت ۹۰ دقیقه یا سه بار در هفته به مدت ۳۰ دقیقه آبیاری کنیم. رعایت فاصله مناسب در آبیاری به سرسبزتر شدن چمن کمک میکند.
همچنین برای به خاطر سپاری مفاهیم جدیدی که یاد گرفتهاید، بهتراست این اطلاعات را یک یا دو روز بعد از اولین مطالعه مرور کنید. تکرار مطالب در بازههای زمانی مشخص کمک میکند تا روند یادگیری سرعت گیرد.
5⃣ *بین جلسات آموزشی استراحت کوتاهی بکنید*
بعد از هر جلسه یادگیری استراحت کنید. طبق تحقیق *محققان فرانسوی*، خوابیدن بین جلسات آموزشی کمک میکند تا آنچه فرا گرفتهاید تا ۶ ماه بعد به راحتی یادتان بیاید و در خاطرتان به خوبی بماند.
6⃣ *تغییراتی ایجاد کنید*
براساس یک مطالعه در *دانشکده پزشکی دانشگاه جان هاپکینز*، بهتر است در هر کاری که میخواهید فرابگیرید، تغییرات و اصلاحاتی در روش تمرین کردن ایجاد کنید. در این صورت سریعتر مفاهیم را فرا خواهید .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢چهار نوع رهبری
ویدئو ترجمه شده ، 2 دقیقه (4 مگابایت)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ویدئو ترجمه شده ، 2 دقیقه (4 مگابایت)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1