(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰7 دلیل عالی برای توجه به کارمندان:
✍نویسنده: پویش پورمحمد
◀شرکتها و سازمانها با رسیدگی و توجه به کارمندانشان، پیشزمینهی رسیدن به اهداف اولیهی خود یعنی سودآوری و جذب مشتریان بیشتر را فراهم میکنند.
◀شرکتها و سازمانها و مدیرانشان ، همیشه مدعی هستند که کارمندانشان مهمترین و باارزشترین منابع تولیدی آنها هستند!. اما حقیقت این است که وقتی نگاه میکنیم که همین مدیران، چطور این کارمندان «ارزشمند» را مدیریت میکنند، دقیقاً عکس این ادعا را شاهد هستیم.
◀بسیاری از شرکتها، تنها خدماتی که به کارمندانشان ارائه میکنند همان حقوق و دستمزدی است که در قرارداد قیدشده است. چراکه برای آنها اولین اولویت، سودآوری است، پساز آن مشتریانشان بالاترین جایگاه را دارند و در آخر، کارمندانشان.
◀در این مقاله هفت مزیت رسیدگی و توجه به مشارکت کارمندان را شرح میدهیم تا متوجه شوید چرا که این موضوع، هم به نفع شرکت است و هم به نفع مشتریان:
1⃣حفظ و نگهداری عوامل شرکت:
طبق مطالعات مرکز مشاوره "هی گروپ" ، کارمندانی که با کار خود احساس نزدیکی بیشتری دارند، ۸۷ درصد بیشتر به شرکتشان متعهد هستند و کمتر پیش میآید که شرکت خود را در میانهی راه رها کنند. تغییر و تعویض کارمندان نهتنها اثر مخربی بر کسب وکار شما دارد، بلکه هزینههای زیادی را بابت استخدام و آموزش کارمندان جدید به شما تحمیل میکند. بعلاوه باید هزینهی فرصت زمانی که طول میکشد تا جای خالی یک کارمند توسط نیروهای جدید پر شود را در نظر گرفت. همهی این مشکلات باعث میشوند شرکت یا سازمان شما در طول یک سال بین ۱۶ تا ۲۱۳ درصد (بسته به نقش هر کارمند در شرکت) متضرر شود.
2⃣بهرهوری بیشتر:
کارمندانی که روحیهی خوبی دارند، قدرت تولیدی بیشتری هم دارند و کارمندانی که خود را موردتوجه شرکت میبینند در این گروه قرار میگیرند. این کارمندان وقتی در محیط کار مشغول به کارند، خودشان را با شرکت یکی میبینند و به همین دلیل سختتر کار میکنند. تحقیقات نشان میدهد که کارایی این کارمندان ۲۱ درصد بیشتر از کارمندانی است که هیچ رابطهای با کار خود برقرار نمیکنند.
3⃣سوددهی بیشتر:
مطالعات سازمان تخصصی منابع انسانی(توورس پرین) در سال ۲۰۰۸ نشان داد که شرکتهایی که به کارمندان شان بیشتر رسیدگی میکردند، در طول یک دورهی ۱۲ ماهه ۱۰ درصد افزایش در درآمد جاری خود را شاهد بودند و برعکس آن، شرکتهایی که با کارمندانی غیر متعهد به فعالیت خود ادامه میدادند، ۳۳ درصد کاهش درآمد عملیاتی داشتند. یعنی تفاوت سودآوری کسب وکارهایی که کارمندان پر اشتیاقی دارند با کسبوکارهایی که کارمندانشان خود را با شغلشان مرتبط نمیبینند بیش از ۵۱ درصد است.
4⃣بهبود شهرت و اعتبار شرکت:
کارمندان شما سفیران و نمایندگان شرکت شما هستند و آنچه به زبان میآورند، شهرت و اعتبار کسبوکار شما را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد. کارمندان خوشحال و خشنود از شرکت شما بهخوبی یاد میکنند و اعتبار و جذابیت شرکت شما را در نظر کارمندان بالقوه دیگر و مشتریان احتمالی شما بالا میبرند.
5⃣افزایش رضایتمندی مشتریان:
ریچارد برانسون گفته است: «مهمترین اولویت ما نه مشتریان، بلکه کارمندان مان هستند. اگر به کارمندانتان رسیدگی کنید، آنها هم تلاش میکنند بهترین خدمت را به مشتریان شما ارائه دهند.» تحقیقات موسسه نوآوری و تحقیقات خدمات مشتری Temkin در سال ۲۰۱۶ نشان داد که بهترین شرکتها در بخش خدمات مشتریان، آنهایی بودند که با کارمندانشان تعامل بهتری داشتند و آنها را به کارشان دلگرم نگه میداشتند.اگر شما هم میخواهید مشتریانِ راضی و خشنودی داشته باشید، باید کاری کنید که کارمندانتان مجذوب کارشان باشند و از توجه شما احساس رضایت کنند.
5⃣روزهای غیبت کمتر:
کارمندانی که از محیط کاری خود رضایت دارند، روزهای کمتری غیبت میکنند. غیبت کارمندان به بهانهی بیماری یا مشکلات شخصی، عملیات کاری را مختل میکند و مسئولیت بیشتری را به سایر کارمندان تحمیل میکند. در آمریکا غیبت کارمندان برای شرکتها ۲۲۸.۵ میلیون دلار هزینه دارد. هرچه کارمندان راضیتر و متعهدتر باشند، به همان نسبت هم هزینههای جاری شرکت کاهش مییابند.
7⃣استرس کمتر:
بین خشنودی و تسکین استرس، رابطه مستقیمی وجود دارد. تیمهای خشنود نهتنها کاراتر هستند، بلکه استرس کمتری دارند و به دیگر تیمها و سایر کارمندان هم استرس کمتری وارد میکنند. این سناریویی است که به ایجاد یک فضا و محیط کاری بسیار سالمتر کمک میکند.
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
✍نویسنده: پویش پورمحمد
◀شرکتها و سازمانها با رسیدگی و توجه به کارمندانشان، پیشزمینهی رسیدن به اهداف اولیهی خود یعنی سودآوری و جذب مشتریان بیشتر را فراهم میکنند.
◀شرکتها و سازمانها و مدیرانشان ، همیشه مدعی هستند که کارمندانشان مهمترین و باارزشترین منابع تولیدی آنها هستند!. اما حقیقت این است که وقتی نگاه میکنیم که همین مدیران، چطور این کارمندان «ارزشمند» را مدیریت میکنند، دقیقاً عکس این ادعا را شاهد هستیم.
◀بسیاری از شرکتها، تنها خدماتی که به کارمندانشان ارائه میکنند همان حقوق و دستمزدی است که در قرارداد قیدشده است. چراکه برای آنها اولین اولویت، سودآوری است، پساز آن مشتریانشان بالاترین جایگاه را دارند و در آخر، کارمندانشان.
◀در این مقاله هفت مزیت رسیدگی و توجه به مشارکت کارمندان را شرح میدهیم تا متوجه شوید چرا که این موضوع، هم به نفع شرکت است و هم به نفع مشتریان:
1⃣حفظ و نگهداری عوامل شرکت:
طبق مطالعات مرکز مشاوره "هی گروپ" ، کارمندانی که با کار خود احساس نزدیکی بیشتری دارند، ۸۷ درصد بیشتر به شرکتشان متعهد هستند و کمتر پیش میآید که شرکت خود را در میانهی راه رها کنند. تغییر و تعویض کارمندان نهتنها اثر مخربی بر کسب وکار شما دارد، بلکه هزینههای زیادی را بابت استخدام و آموزش کارمندان جدید به شما تحمیل میکند. بعلاوه باید هزینهی فرصت زمانی که طول میکشد تا جای خالی یک کارمند توسط نیروهای جدید پر شود را در نظر گرفت. همهی این مشکلات باعث میشوند شرکت یا سازمان شما در طول یک سال بین ۱۶ تا ۲۱۳ درصد (بسته به نقش هر کارمند در شرکت) متضرر شود.
2⃣بهرهوری بیشتر:
کارمندانی که روحیهی خوبی دارند، قدرت تولیدی بیشتری هم دارند و کارمندانی که خود را موردتوجه شرکت میبینند در این گروه قرار میگیرند. این کارمندان وقتی در محیط کار مشغول به کارند، خودشان را با شرکت یکی میبینند و به همین دلیل سختتر کار میکنند. تحقیقات نشان میدهد که کارایی این کارمندان ۲۱ درصد بیشتر از کارمندانی است که هیچ رابطهای با کار خود برقرار نمیکنند.
3⃣سوددهی بیشتر:
مطالعات سازمان تخصصی منابع انسانی(توورس پرین) در سال ۲۰۰۸ نشان داد که شرکتهایی که به کارمندان شان بیشتر رسیدگی میکردند، در طول یک دورهی ۱۲ ماهه ۱۰ درصد افزایش در درآمد جاری خود را شاهد بودند و برعکس آن، شرکتهایی که با کارمندانی غیر متعهد به فعالیت خود ادامه میدادند، ۳۳ درصد کاهش درآمد عملیاتی داشتند. یعنی تفاوت سودآوری کسب وکارهایی که کارمندان پر اشتیاقی دارند با کسبوکارهایی که کارمندانشان خود را با شغلشان مرتبط نمیبینند بیش از ۵۱ درصد است.
4⃣بهبود شهرت و اعتبار شرکت:
کارمندان شما سفیران و نمایندگان شرکت شما هستند و آنچه به زبان میآورند، شهرت و اعتبار کسبوکار شما را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد. کارمندان خوشحال و خشنود از شرکت شما بهخوبی یاد میکنند و اعتبار و جذابیت شرکت شما را در نظر کارمندان بالقوه دیگر و مشتریان احتمالی شما بالا میبرند.
5⃣افزایش رضایتمندی مشتریان:
ریچارد برانسون گفته است: «مهمترین اولویت ما نه مشتریان، بلکه کارمندان مان هستند. اگر به کارمندانتان رسیدگی کنید، آنها هم تلاش میکنند بهترین خدمت را به مشتریان شما ارائه دهند.» تحقیقات موسسه نوآوری و تحقیقات خدمات مشتری Temkin در سال ۲۰۱۶ نشان داد که بهترین شرکتها در بخش خدمات مشتریان، آنهایی بودند که با کارمندانشان تعامل بهتری داشتند و آنها را به کارشان دلگرم نگه میداشتند.اگر شما هم میخواهید مشتریانِ راضی و خشنودی داشته باشید، باید کاری کنید که کارمندانتان مجذوب کارشان باشند و از توجه شما احساس رضایت کنند.
5⃣روزهای غیبت کمتر:
کارمندانی که از محیط کاری خود رضایت دارند، روزهای کمتری غیبت میکنند. غیبت کارمندان به بهانهی بیماری یا مشکلات شخصی، عملیات کاری را مختل میکند و مسئولیت بیشتری را به سایر کارمندان تحمیل میکند. در آمریکا غیبت کارمندان برای شرکتها ۲۲۸.۵ میلیون دلار هزینه دارد. هرچه کارمندان راضیتر و متعهدتر باشند، به همان نسبت هم هزینههای جاری شرکت کاهش مییابند.
7⃣استرس کمتر:
بین خشنودی و تسکین استرس، رابطه مستقیمی وجود دارد. تیمهای خشنود نهتنها کاراتر هستند، بلکه استرس کمتری دارند و به دیگر تیمها و سایر کارمندان هم استرس کمتری وارد میکنند. این سناریویی است که به ایجاد یک فضا و محیط کاری بسیار سالمتر کمک میکند.
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
📕 وفاداری کارکنان را نمیتوان فقط با پول خرید!
🔸شیوه های قدیمی ایجاد دلبستگی در کارکنان دیگر برای نگهداشت آنها کافی نیست. مشوقهای سنتی مانند افزایش حقوق و پاداش به حداقل انتظارات تبدیل شدهاند. سازمانها باید الگوهای خود را با تمرکز بر تجربه کلی کارکنان تکامل بخشند. اهمیت سهم رشد، مشارکت و رفاه باید در تجربه کارکنان برابر باشد. این سه عامل ضروری هستند، زیرا تعادل آنها باعث ایجاد تجربه مثبت یا منفی برای کارکنان میشود.
🔸در تازهترین پژوهشهای موسسه مکنزی که درباره استعفای شمار گستردهای از کارکنان در سطح جهان صورت گرفت، پاسخدهندگان سه عنصر تجربه کارکنان را به عنوان مهمترین دلایل استعفای گسترده اخیر رتبهبندی کردند. این سه عنصر عبارتند از:
▪️عدمبرخورداری از رهبران سازمانی دلسوز (۳۵درصد)
▪️عدم برخورداری از امیدواری پایدار به کار (۳۵درصد)
▪️عدم برخورداری از پتانسیل ارتقاء و پیشرفت شغلی (۳۵درصد)
🔸رهبران سازمانها میتوانند برای ایجاد تجربهای انسانمحور که مورد پسند کارکنان باشد، ۳ اقدام را به شرح زیر اجرا کنند:
▪️طبق تحقیقات انجام شده، تا ۵۵درصد دلبستگی کارکنان نتیجه قدردانیهای غیرمالی است که بهعنوان بزرگترین انگیزه در تجربه کارکنان بهشمار میرود. تصمیم کارکنان برای ترک سازمان اغلب ناشی از احساس بها ندادن سازمان یا مدیران آن به آنهاست.
برای دور شدن از این دام، رهبران سازمان میتوانند با تعیین اولویتهای تیمهایشان، قدردانی از کارکنان با توجه به ویژگیهای فردی و نیازهای آنها، و همچنین ایجاد فرصتهایی برای ایجاد ارتباط، به شیوههای خود معنا ببخشند.
▪️کارکنان بیش از هر زمان دیگر شغلشان را تغییر میدهند. اگر آنها به عنوان کارکنان موقت در نظر گرفته شوند، فقط خسارات مالی تشدید خواهد شد. ۶۵درصد کارکنانی که به دلیل عدمبرخورداری از امکان رشد و پیشرفت شغلی کارشان را ترک کرده بودند اعلام کردند که نتوانستند به اهداف شغلی خود برسند. ۶۳درصد گفتند فرصتی برای پیشرفت نداشتند و ۵۹درصد اظهار کردند که احساسی از سرمایهگذاری سازمانشان بر دانش، مهارت و تواناییهایشان ندارند.
به عبارت دیگر، کارفرمایان باید با سرمایهگذاری بر توسعه کارکنانشان و شفافسازی آینده آنها در سازمان، به گونهای رفتار کنند که کارکنان برای ماندن آمدهاند؛ در غیراین صورت نظاره گر خروج آنها خواهند بود.
▪️در حالی که بسیاری از سازمانها وجود فزاینده عدم مشارکت و فرسودگی شغلی را تصدیق میکنند، ولی اغلب در رسیدگی به آن کوتاهی کردهاند.
سازمانها برای ادامه رشد و توسعه خود باید روشهای آسانی برای بهبود شرایط انعطافپذیری، و تعادل بین کار و زندگی ایجاد کنند. که همه این عناصر به بخشهایی از یک مدل کاری پایدارتر متمرکز بر بهرهوری و رفاه تبدیل میشود.
شرکتها با پشتیبانی رهبرانی که بر توسعه مدلهای کاری پایدار متمرکز شدهاند، میتوانند «کاری که کارکنان باید انجام دهند» را به «کاری که کارکنان میخواهند انجام دهند» تبدیل کنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸شیوه های قدیمی ایجاد دلبستگی در کارکنان دیگر برای نگهداشت آنها کافی نیست. مشوقهای سنتی مانند افزایش حقوق و پاداش به حداقل انتظارات تبدیل شدهاند. سازمانها باید الگوهای خود را با تمرکز بر تجربه کلی کارکنان تکامل بخشند. اهمیت سهم رشد، مشارکت و رفاه باید در تجربه کارکنان برابر باشد. این سه عامل ضروری هستند، زیرا تعادل آنها باعث ایجاد تجربه مثبت یا منفی برای کارکنان میشود.
🔸در تازهترین پژوهشهای موسسه مکنزی که درباره استعفای شمار گستردهای از کارکنان در سطح جهان صورت گرفت، پاسخدهندگان سه عنصر تجربه کارکنان را به عنوان مهمترین دلایل استعفای گسترده اخیر رتبهبندی کردند. این سه عنصر عبارتند از:
▪️عدمبرخورداری از رهبران سازمانی دلسوز (۳۵درصد)
▪️عدم برخورداری از امیدواری پایدار به کار (۳۵درصد)
▪️عدم برخورداری از پتانسیل ارتقاء و پیشرفت شغلی (۳۵درصد)
🔸رهبران سازمانها میتوانند برای ایجاد تجربهای انسانمحور که مورد پسند کارکنان باشد، ۳ اقدام را به شرح زیر اجرا کنند:
▪️طبق تحقیقات انجام شده، تا ۵۵درصد دلبستگی کارکنان نتیجه قدردانیهای غیرمالی است که بهعنوان بزرگترین انگیزه در تجربه کارکنان بهشمار میرود. تصمیم کارکنان برای ترک سازمان اغلب ناشی از احساس بها ندادن سازمان یا مدیران آن به آنهاست.
برای دور شدن از این دام، رهبران سازمان میتوانند با تعیین اولویتهای تیمهایشان، قدردانی از کارکنان با توجه به ویژگیهای فردی و نیازهای آنها، و همچنین ایجاد فرصتهایی برای ایجاد ارتباط، به شیوههای خود معنا ببخشند.
▪️کارکنان بیش از هر زمان دیگر شغلشان را تغییر میدهند. اگر آنها به عنوان کارکنان موقت در نظر گرفته شوند، فقط خسارات مالی تشدید خواهد شد. ۶۵درصد کارکنانی که به دلیل عدمبرخورداری از امکان رشد و پیشرفت شغلی کارشان را ترک کرده بودند اعلام کردند که نتوانستند به اهداف شغلی خود برسند. ۶۳درصد گفتند فرصتی برای پیشرفت نداشتند و ۵۹درصد اظهار کردند که احساسی از سرمایهگذاری سازمانشان بر دانش، مهارت و تواناییهایشان ندارند.
به عبارت دیگر، کارفرمایان باید با سرمایهگذاری بر توسعه کارکنانشان و شفافسازی آینده آنها در سازمان، به گونهای رفتار کنند که کارکنان برای ماندن آمدهاند؛ در غیراین صورت نظاره گر خروج آنها خواهند بود.
▪️در حالی که بسیاری از سازمانها وجود فزاینده عدم مشارکت و فرسودگی شغلی را تصدیق میکنند، ولی اغلب در رسیدگی به آن کوتاهی کردهاند.
سازمانها برای ادامه رشد و توسعه خود باید روشهای آسانی برای بهبود شرایط انعطافپذیری، و تعادل بین کار و زندگی ایجاد کنند. که همه این عناصر به بخشهایی از یک مدل کاری پایدارتر متمرکز بر بهرهوری و رفاه تبدیل میشود.
شرکتها با پشتیبانی رهبرانی که بر توسعه مدلهای کاری پایدار متمرکز شدهاند، میتوانند «کاری که کارکنان باید انجام دهند» را به «کاری که کارکنان میخواهند انجام دهند» تبدیل کنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from عکس نگار
🔰هشت عادت رهبران همدل که وفاداری و تعهد کارمندان را افزایش میدهد:
🔶در دنیای امروز، مشغولیت، پیچیدگی و استرس بخشی از زندگی است. در این میان، آنچه که یک محیط کار را بهخوبی مستحکم میکند همدلی است. همدلی توانایی شناسایی عواطف آدمها و درک نحوه نگاه آنها به مسائل است. زمانی که دیگران ما را میپذیرند و معتبر میشمارند، اعتماد شکل میگیرد و کاراییمان بالا میرود. براساس پژوهشها، مدیریت همدلانه اثر مستقیمی بر بهره وری، وفاداری و تعهد کاری کارکنان دارد.
🔹ملودی وایلدینگ؛ مربی، سخنران و نویسنده است. او به مخاطبانش میآموزد که چگونه در محل کار خود از نظر ذهنی و عاطفی پیشرفت کنند.
🔹اینطور نیست که همدلی تنها مختص به حیطهٔ زندگی شخصیمان باشد. ما برای تسکین همکار سوگوارمان همراهکردن دیگران با نظراتمان و کاهش تنش با رئیسمان به همدلی نیاز داریم.
🔹برای اینکه در همدلیکردن خبره باشید، آموزش حرفهای لازم نیست. انسان موجودی اجتماعی است و مغز ما برای برقراری ارتباط با دیگران تنظیم شده است؛ بنابراین تنها کافی است با تمرینکردن، توانایی همدلی خود را تقویت کنید.
🔹من به صدها نفر آموختهام که چگونه رهبرانی همدل باشند. اکنون تجربیاتم را در اختیار شما میگذارم.
انشاءالله در دو پست آتی ۸ ویژگی مهم رهبران همدل را به اشتراک خواهم گذاشت .
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
🔶در دنیای امروز، مشغولیت، پیچیدگی و استرس بخشی از زندگی است. در این میان، آنچه که یک محیط کار را بهخوبی مستحکم میکند همدلی است. همدلی توانایی شناسایی عواطف آدمها و درک نحوه نگاه آنها به مسائل است. زمانی که دیگران ما را میپذیرند و معتبر میشمارند، اعتماد شکل میگیرد و کاراییمان بالا میرود. براساس پژوهشها، مدیریت همدلانه اثر مستقیمی بر بهره وری، وفاداری و تعهد کاری کارکنان دارد.
🔹ملودی وایلدینگ؛ مربی، سخنران و نویسنده است. او به مخاطبانش میآموزد که چگونه در محل کار خود از نظر ذهنی و عاطفی پیشرفت کنند.
🔹اینطور نیست که همدلی تنها مختص به حیطهٔ زندگی شخصیمان باشد. ما برای تسکین همکار سوگوارمان همراهکردن دیگران با نظراتمان و کاهش تنش با رئیسمان به همدلی نیاز داریم.
🔹برای اینکه در همدلیکردن خبره باشید، آموزش حرفهای لازم نیست. انسان موجودی اجتماعی است و مغز ما برای برقراری ارتباط با دیگران تنظیم شده است؛ بنابراین تنها کافی است با تمرینکردن، توانایی همدلی خود را تقویت کنید.
🔹من به صدها نفر آموختهام که چگونه رهبرانی همدل باشند. اکنون تجربیاتم را در اختیار شما میگذارم.
انشاءالله در دو پست آتی ۸ ویژگی مهم رهبران همدل را به اشتراک خواهم گذاشت .
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔸@CompetentManagers
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام صبح تون بخیر
و حال دلتون شاد
الهی زندگیتون🌺
از جنس گل باطراوت
خندههاتون از جنس دریا
و قدم هاتون ازجنس🌺
کوه باشه🌺
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از
تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی: توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
- خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست
اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
- خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن
- خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.
- خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
- خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن
- خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
👤کارل گوستاو یونگ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
و حال دلتون شاد
الهی زندگیتون🌺
از جنس گل باطراوت
خندههاتون از جنس دریا
و قدم هاتون ازجنس🌺
کوه باشه🌺
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از
تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی: توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
- خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست
اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
- خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن
- خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.
- خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
- خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن
- خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
👤کارل گوستاو یونگ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰هشت عادت رهبران همدل که وفاداری و تعهد کارمندان را افزایش میدهد: (بخش اول)
1⃣. رهبران همدل، حضورذهن دارند:
🔸پیش از اینکه با مُراجع خود دیدار کنم، محیطی را فراهم میکنم که در آن راحت باشم و بتوانم کاملا تمرکز کنم. برای همدلی در محل کارتان نیز لازم است همین کار را انجام دهید.
🔸گوشی را خاموش کنید یا دستکم صفحهٔ آن را بهسمت پایین قرار دهید. پیغام اعلان ایمیل در لپتاپ را خاموش کنید. اصلا چه بهتر که لپتاپ خود را پیش از جلسه ببندید. همیشه تمام توجه و احترام خود را به دیگران بدهید. آیا شما هم همین را از دیگران نمیخواهید؟
2⃣. در هنر گوشدادن خبره هستند:
🔹مسئولیت من بهعنوان مربی، کمک به مراجعان برای عبور از موانع است؛ بدین ترتیب، آنها میتوانند به بهترین شکل در مسیر اهدافشان گام بردارند. برای تحقق این امر در ابتدا باید مطمئن شوم که اولویتها و ترجیحات آنها را بهخوبی فهمیدهام.
🔹به همین منوال، در مدیریت همدلانه باید بتوانید بدون قضاوت و فارغ از حدسوگمان به سخن دیگران گوش کنید. بهجای قضاوتگری و پیشفرضداشتن، به مهارت گوش دادن فعال نیاز دارید. این مهارتها عبارتاند از:
🔹بازتاب: «منظور شما اینه که…» یا «من اینطور فهمیدم که…»؛
تأیید: لبخند زدن، تکاندادن سر و یا عبارتی تأییدی مثل «متوجهام» یا «اوهوم»؛
تشویق: «بعدش چی شد؟»؛
شخصیت خود را با چنین واکنشهایی وفق دهید تا اصالت داشته باشد. با طرف مقابلتان یکی شوید.
3⃣. از ارتباط غیرکلامی بهره میبرند:
🔸ارتباط در سطحی فراتر از کلمات برقرار میشود. اگر دیدید کسی خودش را جمع کرده یا عقب کشیده است و یا ناگهان از ارتباط چشمی طفره میرود، نشانههای مهمی است که به شما میگوید وقت ابراز همدلی است.
🔸زمانی که متوجه واکنش شدیدی مثل خشم یا چشمان اشکآلود مراجعانم میشوم، از روند معمول جلساتمان فاصله میگیرم و از آنها میخواهم که از احساسات درونشان حرف بزنند. بهجای اینکه اجازه بدهم احساسات بروزیافتهشان را نادیده بگیرند، بهآرامی و با مهربانی، از آنها میخواهم تجربهشان را شرح بدهند. آنها با این کار، اجازه پیدا میکنند که تجربهٔ استرس خود را آزادانه به اشتراک بگذارند، درحالیکه میدانند قضاوت نخواهند شد و انتقاد نخواهند شنید.
🔸شما میتوانید همین شیوه را در برخورد با گروه کاریتان استفاده کنید. اگر فردی بهنظر آزرده است، با مهربانی جویای علت شوید: «چیزی شده؟ بهم بگو چه اتفاقی برات افتاده؟» گاهی تنها این سؤال که برای بازکردن سرِ گفتوگو کافی است: «چی تو ذهنت میگذره؟»
4⃣. وقفهدادن را تمرین میکنند:
🔹ما اغلب با قصد کمک، در وسط جملهٔ دیگران میپریم و توصیه خود را میگوییم. بهعنوان تمرین امروز، در یک مکالمه پیش از پاسخدادن، ۵ دقیقه صبر کنید. سخت خواهد بود! اما متعجب میشوید که تمرین «هیچنگفتن» چه تأثیر خوبی بر جا میگذارد.
🔹استفاده آسان از سکوت باارزشترین مهارتی بوده است که در دانشگاه کسب کردهام. از این مهارت برای دمسازشدن، برقراری ارتباط و اعتماد میتوان بهره برد.
♨ ادامه دارد ...
✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagersم
1⃣. رهبران همدل، حضورذهن دارند:
🔸پیش از اینکه با مُراجع خود دیدار کنم، محیطی را فراهم میکنم که در آن راحت باشم و بتوانم کاملا تمرکز کنم. برای همدلی در محل کارتان نیز لازم است همین کار را انجام دهید.
🔸گوشی را خاموش کنید یا دستکم صفحهٔ آن را بهسمت پایین قرار دهید. پیغام اعلان ایمیل در لپتاپ را خاموش کنید. اصلا چه بهتر که لپتاپ خود را پیش از جلسه ببندید. همیشه تمام توجه و احترام خود را به دیگران بدهید. آیا شما هم همین را از دیگران نمیخواهید؟
2⃣. در هنر گوشدادن خبره هستند:
🔹مسئولیت من بهعنوان مربی، کمک به مراجعان برای عبور از موانع است؛ بدین ترتیب، آنها میتوانند به بهترین شکل در مسیر اهدافشان گام بردارند. برای تحقق این امر در ابتدا باید مطمئن شوم که اولویتها و ترجیحات آنها را بهخوبی فهمیدهام.
🔹به همین منوال، در مدیریت همدلانه باید بتوانید بدون قضاوت و فارغ از حدسوگمان به سخن دیگران گوش کنید. بهجای قضاوتگری و پیشفرضداشتن، به مهارت گوش دادن فعال نیاز دارید. این مهارتها عبارتاند از:
🔹بازتاب: «منظور شما اینه که…» یا «من اینطور فهمیدم که…»؛
تأیید: لبخند زدن، تکاندادن سر و یا عبارتی تأییدی مثل «متوجهام» یا «اوهوم»؛
تشویق: «بعدش چی شد؟»؛
شخصیت خود را با چنین واکنشهایی وفق دهید تا اصالت داشته باشد. با طرف مقابلتان یکی شوید.
3⃣. از ارتباط غیرکلامی بهره میبرند:
🔸ارتباط در سطحی فراتر از کلمات برقرار میشود. اگر دیدید کسی خودش را جمع کرده یا عقب کشیده است و یا ناگهان از ارتباط چشمی طفره میرود، نشانههای مهمی است که به شما میگوید وقت ابراز همدلی است.
🔸زمانی که متوجه واکنش شدیدی مثل خشم یا چشمان اشکآلود مراجعانم میشوم، از روند معمول جلساتمان فاصله میگیرم و از آنها میخواهم که از احساسات درونشان حرف بزنند. بهجای اینکه اجازه بدهم احساسات بروزیافتهشان را نادیده بگیرند، بهآرامی و با مهربانی، از آنها میخواهم تجربهشان را شرح بدهند. آنها با این کار، اجازه پیدا میکنند که تجربهٔ استرس خود را آزادانه به اشتراک بگذارند، درحالیکه میدانند قضاوت نخواهند شد و انتقاد نخواهند شنید.
🔸شما میتوانید همین شیوه را در برخورد با گروه کاریتان استفاده کنید. اگر فردی بهنظر آزرده است، با مهربانی جویای علت شوید: «چیزی شده؟ بهم بگو چه اتفاقی برات افتاده؟» گاهی تنها این سؤال که برای بازکردن سرِ گفتوگو کافی است: «چی تو ذهنت میگذره؟»
4⃣. وقفهدادن را تمرین میکنند:
🔹ما اغلب با قصد کمک، در وسط جملهٔ دیگران میپریم و توصیه خود را میگوییم. بهعنوان تمرین امروز، در یک مکالمه پیش از پاسخدادن، ۵ دقیقه صبر کنید. سخت خواهد بود! اما متعجب میشوید که تمرین «هیچنگفتن» چه تأثیر خوبی بر جا میگذارد.
🔹استفاده آسان از سکوت باارزشترین مهارتی بوده است که در دانشگاه کسب کردهام. از این مهارت برای دمسازشدن، برقراری ارتباط و اعتماد میتوان بهره برد.
♨ ادامه دارد ...
✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagersم
🔰هشت عادت رهبران همدل که وفاداری و تعهد کارمندان را افزایش میدهد: (بخش دوم)
5⃣. بهجای نصیحتکردن، کنجکاوی میکنند:
🔹بهجای نظردادن، کنجکاوی کنید و سؤالاتی بپرسید که به درک بهتر نگاه فرد مقابل کمک میکند، مانند:
🔹«چه حسی درباره اون داری؟»
«میتونی بیشتر بهم بگی؟»
«منظورت چیه؟»
«چه کمکی میشه کرد؟»
«تحلیل خودت از ماجرا چیه؟»
6⃣. بهجای «من»، «ما» به کار میبرند
🔸مراجعان معمولا وقتی بهسراغ من میآیند، در حصار مشکلاتشان گیر افتادهاند و گیج شدهاند. برای اینکه بدانند تنها نیستند، سریع به این اشاره میکنم که چطور بهکمکِ هم (مثل یک تیم) میخواهیم با مشکلاتشان روبهرو شویم. استفاده از عبارات «ما» و «برای ما» باعث میشود احساس قدرت و حمایت کنند.
🔸پژوهشها نشان میدهد تغییر کلمات به کسب نگرش همدلانه کمک میکند. افرادی که از ضمایر دومشخص (شما، تو) بیشتر استفاده میکنند در تعبیر افکار، احساسات و رفتار دیگری موفقترند؛ این یعنی همدلی.
زمانی که میخواهید ارتباط اصیلی با دیگری برقرار کنید، با صحبت درباره اهداف مشترکتان پیوندی بین شما شکل می گیرد، مثلا: «بیا ببینیم برای حل این مشکل چکار باید بکنیم»، «ما از پسش برمیآییم».
7⃣. از دریچه نگاه کارمندان به مسائل مینگرند:
🔹من علاوه بر آنچه تاکنون گفتهام، همیشه میکوشم خودم را جای مراجعم بگذارم: به ترسهای احتمالیشان و تغییرات مثبتی که آرزوی آن را در سر میپرورانند، فکر میکنم.
🔹این تمرین درونی را با حدسزدن نگرش دیگران انجام دهید. بهویژه در رویارویی با آدمهای سختگیر، مهم است که به قصد و نگاه آنها خوشبین باشید؛ یعنی مگر درصورتیکه خلاف آن ثابت شود، گمان خود را بر این بگذارید که دیگری نگاهی محترمانه دارد و نه بدخواهانه.
🔹این تغییر نگرش بر خلقوخویتان تأثیر شگرفی میگذارد که به حفظ حالت همدلی در شما یاری میرساند.
8⃣. روی سواد عاطفیشان کار میکنند:
🔸دایره واژگان مرتبط با عواطف و احساسات را در خود پرورش بدهید؛ بدین ترتیب، در تشخیص و بیان نوع این عواطف در شخصیت دیگران تواناتر میشوید.
🔸گاهی اوقات حتی خود من، مثل هر آدمی، کمتر از میزان توقعم همدلانه رفتار میکنم (بهویژه زمانی که گرسنه هستم، که مشکلی واقعی است). این نشانهای است که باید روحیه خود مراقبتی را در خودم تقویت کنم.
🔸فراموش نکنید که حتما ذخیرهٔ انرژی عاطفی خود را هم پر کنید؛ زیرا با درونی خالی نمیتوانید با دیگران همدلی کنید./برگرفته از : سایت چطور دات کام
✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
5⃣. بهجای نصیحتکردن، کنجکاوی میکنند:
🔹بهجای نظردادن، کنجکاوی کنید و سؤالاتی بپرسید که به درک بهتر نگاه فرد مقابل کمک میکند، مانند:
🔹«چه حسی درباره اون داری؟»
«میتونی بیشتر بهم بگی؟»
«منظورت چیه؟»
«چه کمکی میشه کرد؟»
«تحلیل خودت از ماجرا چیه؟»
6⃣. بهجای «من»، «ما» به کار میبرند
🔸مراجعان معمولا وقتی بهسراغ من میآیند، در حصار مشکلاتشان گیر افتادهاند و گیج شدهاند. برای اینکه بدانند تنها نیستند، سریع به این اشاره میکنم که چطور بهکمکِ هم (مثل یک تیم) میخواهیم با مشکلاتشان روبهرو شویم. استفاده از عبارات «ما» و «برای ما» باعث میشود احساس قدرت و حمایت کنند.
🔸پژوهشها نشان میدهد تغییر کلمات به کسب نگرش همدلانه کمک میکند. افرادی که از ضمایر دومشخص (شما، تو) بیشتر استفاده میکنند در تعبیر افکار، احساسات و رفتار دیگری موفقترند؛ این یعنی همدلی.
زمانی که میخواهید ارتباط اصیلی با دیگری برقرار کنید، با صحبت درباره اهداف مشترکتان پیوندی بین شما شکل می گیرد، مثلا: «بیا ببینیم برای حل این مشکل چکار باید بکنیم»، «ما از پسش برمیآییم».
7⃣. از دریچه نگاه کارمندان به مسائل مینگرند:
🔹من علاوه بر آنچه تاکنون گفتهام، همیشه میکوشم خودم را جای مراجعم بگذارم: به ترسهای احتمالیشان و تغییرات مثبتی که آرزوی آن را در سر میپرورانند، فکر میکنم.
🔹این تمرین درونی را با حدسزدن نگرش دیگران انجام دهید. بهویژه در رویارویی با آدمهای سختگیر، مهم است که به قصد و نگاه آنها خوشبین باشید؛ یعنی مگر درصورتیکه خلاف آن ثابت شود، گمان خود را بر این بگذارید که دیگری نگاهی محترمانه دارد و نه بدخواهانه.
🔹این تغییر نگرش بر خلقوخویتان تأثیر شگرفی میگذارد که به حفظ حالت همدلی در شما یاری میرساند.
8⃣. روی سواد عاطفیشان کار میکنند:
🔸دایره واژگان مرتبط با عواطف و احساسات را در خود پرورش بدهید؛ بدین ترتیب، در تشخیص و بیان نوع این عواطف در شخصیت دیگران تواناتر میشوید.
🔸گاهی اوقات حتی خود من، مثل هر آدمی، کمتر از میزان توقعم همدلانه رفتار میکنم (بهویژه زمانی که گرسنه هستم، که مشکلی واقعی است). این نشانهای است که باید روحیه خود مراقبتی را در خودم تقویت کنم.
🔸فراموش نکنید که حتما ذخیرهٔ انرژی عاطفی خود را هم پر کنید؛ زیرا با درونی خالی نمیتوانید با دیگران همدلی کنید./برگرفته از : سایت چطور دات کام
✅با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
💢اگر از کارمندان با سابقه درباره معیارهای انتخاب شغل یا (Job Selection Criteria) پرسیده باشید، حتما میگویند در شرکتی کار کن که ارزش کارهایت را بدانند!
هیچکس دوست ندارد بعد از سالها تلاش و وفاداری به شرکت، همچنان در یک جایگاه باقی بماند و هیچ رشدی نداشته باشد!
این مسئله برای خیلی از افراد عذابآور است چون این حس به کارمند دست میدهد که هیچ شایستگی درخشانی ندارد یا پشتکارش دیده نمیشود. به همین علت در معیارهای کلیدی انتخاب یک شغل جدید امکان دریافت ترفیع و رشد جایگاه شغلی یکی از مهمترین موارد به حساب میآید.
💢اگر از کاری که میکنید لذت نبرید، امکان تداوم و انجام مستمر آن فعالیت وجود ندارد.
شغل و پیشهای که دارید باید برای شما الهامبخش باشد تا هر روز و هر ساعت بتوانید آن را انجام دهید و احساس خستگی عمیق یا فرسودگی شغلی نداشته باشید. از یک زمانی به بعد، استمرار در شغل و انجام کارها تنها به فاکتور پول و حقوق وابسته نیست و به یک نیروی محرک درونی و علاقه شخصی نیاز دارد. از این جهت میتوان این موارد را در معیارهای انتخاب شغل یکی از اصلیترین محرکهای کار دانست.
🆔@Competentmanagers
هیچکس دوست ندارد بعد از سالها تلاش و وفاداری به شرکت، همچنان در یک جایگاه باقی بماند و هیچ رشدی نداشته باشد!
این مسئله برای خیلی از افراد عذابآور است چون این حس به کارمند دست میدهد که هیچ شایستگی درخشانی ندارد یا پشتکارش دیده نمیشود. به همین علت در معیارهای کلیدی انتخاب یک شغل جدید امکان دریافت ترفیع و رشد جایگاه شغلی یکی از مهمترین موارد به حساب میآید.
💢اگر از کاری که میکنید لذت نبرید، امکان تداوم و انجام مستمر آن فعالیت وجود ندارد.
شغل و پیشهای که دارید باید برای شما الهامبخش باشد تا هر روز و هر ساعت بتوانید آن را انجام دهید و احساس خستگی عمیق یا فرسودگی شغلی نداشته باشید. از یک زمانی به بعد، استمرار در شغل و انجام کارها تنها به فاکتور پول و حقوق وابسته نیست و به یک نیروی محرک درونی و علاقه شخصی نیاز دارد. از این جهت میتوان این موارد را در معیارهای انتخاب شغل یکی از اصلیترین محرکهای کار دانست.
🆔@Competentmanagers
❤1
دو سبک رهبری کاربردی
به واسطهی سبک مدیریتی است که سمت و سو مشخص میشود، طرحها اجرا میشوند و افراد انگیزه پیدا میکنند. نخستین مطالعات دربارهی سبکهای مدیریتی، در ۱۹۳۹ توسط کرت لوین (Kurt Lewin) انجام شد. این روانشناس آمریکایی-آلمانی، سبکهای مدیریتی متفاوت را شناسایی کرد.
از میان بسیاری از این سبکها که توسط استادان مدیریت به رسمیت شناخته شدهاند، تعدادی از آنها در طول زمان بهبود یافتهاند. برخی مدیران، تنها یک سبک خاص را به کار میگیرند، در حالی که برخی دیگر، متناسب با شرایط و موقعیت، سبک مناسب را انتخاب میکنند. این سبکها تنها مخصوص مدیران ردهبالا نیست، بلکه دیگر افراد نیز میتوانند این رویکردها را در زندگی شخصی خود به کار بگیرند.
در ادامه شما را با دو سبک مدیریتی آشنا میکنیم که همه مدیران در دنیای کسبوکار باید با آنها آشنا باشد.
مدیریت پیونددهنده
مدیر پیونددهنده با خلق پیوند احساسی، وابستگی و تعلق به سازمان را به افراد القا میکند. اگر این سبک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت سبکی است که در آن «افراد در اولویت هستند».
هنگامی که اعضای تیم نیاز به بهبودی از یک واقعه دارند، یا زمانی که لازم است اعتماد از دست رفته دوباره احیا شود، این سبک مدیریتی، بهترین است.
اما این سبک را نباید به تنهایی به کار برد زیرا تکیهی محض بر تشویق و تمجید، موجب ضعف عملکرد و کمبود هدایتگری شود.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جو تور (Joe Torre ) (مدیر پیشین تیم نیویورک یانکیز) و نلسون ماندلا اشاره کرد.
ویژگیهای مدیر پیونددهنده
• توانایی محول کردن کارها
• یافتن نکات مثبت در دشواریها که به کارکنان امید میدهد
مدیران پیونددهنده برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• حفظ خشنودی پیروان و ایجاد هماهنگی میان آنها
• ایجاد اعتماد میان اعضا با استفاده از مزایای فضای نوآوری و عملکرد بالا
با تغییرات پیوستهی روشهای کاری و انتظارات نیروی کار جوان، وجود چنین رهبرانی بسیار ضروری است. اما جاذبهی دیگر سبکهای مدیریتی به هیچ روی از بین نرفته است. در این بازار غیرقابل پیشبینی، مدیران باید هشیارتر باشند و بتوانند خود را با سبکهای مختلف مدیریتی و متناسب با موقعیتهای مختلف وفق دهند.
مدیریت پیشرو
مدیر پیشرو سرعت سازمان را تعیین میکند، مانند دوی دستهجمعی. او برای افراد، اهداف و چالشهای جذاب ایجاد میکند، انتظار بهترین را دارد و اغلب این را بیان میکند. او افرادی را که عملکرد ضعیفی دارند شناسایی کرده و از آنها میخواهد بیشتر تلاش کنند.
اگر لازم باشد خود وارد عمل شده و کنترل اوضاع را در اختیار میگیرد. این رهبران تمایل چندانی به راهنمایی کردن نداشته و انتظار دارند افراد خود، مسیر درست را تشخیص دهند.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جک ولش (مدیر اجرایی مؤسسهی مدیریتی جک ولش)، ایلان ماسک (Elon Musk) (مدیرعامل تسلا) و جف بزوس (مدیرعامل آمازون) اشاره کرد.
ویژگیهای مدیر پیشرو
• استوار و القاگر فوریت
• خواهان انجام سریعتر کارها با ایجاد چالشهای دشوار و اهداف جذاب
• داشتن استاندارد بالای عملکرد و تحمل نکردن عملکرد ضعیف برای مدت طولانی
مدیران پیشرو برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• شناسایی سریع افرادی که هماهنگ و مطابق با انتظارات پیش نمیروند
• به کارکنان، زیاد بازخورد مثبت ندهند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
به واسطهی سبک مدیریتی است که سمت و سو مشخص میشود، طرحها اجرا میشوند و افراد انگیزه پیدا میکنند. نخستین مطالعات دربارهی سبکهای مدیریتی، در ۱۹۳۹ توسط کرت لوین (Kurt Lewin) انجام شد. این روانشناس آمریکایی-آلمانی، سبکهای مدیریتی متفاوت را شناسایی کرد.
از میان بسیاری از این سبکها که توسط استادان مدیریت به رسمیت شناخته شدهاند، تعدادی از آنها در طول زمان بهبود یافتهاند. برخی مدیران، تنها یک سبک خاص را به کار میگیرند، در حالی که برخی دیگر، متناسب با شرایط و موقعیت، سبک مناسب را انتخاب میکنند. این سبکها تنها مخصوص مدیران ردهبالا نیست، بلکه دیگر افراد نیز میتوانند این رویکردها را در زندگی شخصی خود به کار بگیرند.
در ادامه شما را با دو سبک مدیریتی آشنا میکنیم که همه مدیران در دنیای کسبوکار باید با آنها آشنا باشد.
مدیریت پیونددهنده
مدیر پیونددهنده با خلق پیوند احساسی، وابستگی و تعلق به سازمان را به افراد القا میکند. اگر این سبک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت سبکی است که در آن «افراد در اولویت هستند».
هنگامی که اعضای تیم نیاز به بهبودی از یک واقعه دارند، یا زمانی که لازم است اعتماد از دست رفته دوباره احیا شود، این سبک مدیریتی، بهترین است.
اما این سبک را نباید به تنهایی به کار برد زیرا تکیهی محض بر تشویق و تمجید، موجب ضعف عملکرد و کمبود هدایتگری شود.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جو تور (Joe Torre ) (مدیر پیشین تیم نیویورک یانکیز) و نلسون ماندلا اشاره کرد.
ویژگیهای مدیر پیونددهنده
• توانایی محول کردن کارها
• یافتن نکات مثبت در دشواریها که به کارکنان امید میدهد
مدیران پیونددهنده برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• حفظ خشنودی پیروان و ایجاد هماهنگی میان آنها
• ایجاد اعتماد میان اعضا با استفاده از مزایای فضای نوآوری و عملکرد بالا
با تغییرات پیوستهی روشهای کاری و انتظارات نیروی کار جوان، وجود چنین رهبرانی بسیار ضروری است. اما جاذبهی دیگر سبکهای مدیریتی به هیچ روی از بین نرفته است. در این بازار غیرقابل پیشبینی، مدیران باید هشیارتر باشند و بتوانند خود را با سبکهای مختلف مدیریتی و متناسب با موقعیتهای مختلف وفق دهند.
مدیریت پیشرو
مدیر پیشرو سرعت سازمان را تعیین میکند، مانند دوی دستهجمعی. او برای افراد، اهداف و چالشهای جذاب ایجاد میکند، انتظار بهترین را دارد و اغلب این را بیان میکند. او افرادی را که عملکرد ضعیفی دارند شناسایی کرده و از آنها میخواهد بیشتر تلاش کنند.
اگر لازم باشد خود وارد عمل شده و کنترل اوضاع را در اختیار میگیرد. این رهبران تمایل چندانی به راهنمایی کردن نداشته و انتظار دارند افراد خود، مسیر درست را تشخیص دهند.
از مدیران معروف این سبک میتوان به جک ولش (مدیر اجرایی مؤسسهی مدیریتی جک ولش)، ایلان ماسک (Elon Musk) (مدیرعامل تسلا) و جف بزوس (مدیرعامل آمازون) اشاره کرد.
ویژگیهای مدیر پیشرو
• استوار و القاگر فوریت
• خواهان انجام سریعتر کارها با ایجاد چالشهای دشوار و اهداف جذاب
• داشتن استاندارد بالای عملکرد و تحمل نکردن عملکرد ضعیف برای مدت طولانی
مدیران پیشرو برای موفقیت باید موارد زیر را در نظر بگیرند:
• شناسایی سریع افرادی که هماهنگ و مطابق با انتظارات پیش نمیروند
• به کارکنان، زیاد بازخورد مثبت ندهند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مدیران موفق به شخصیت کارمندان خود احترام می گذارند .
🔷کارمندان بسیاری از افراد زمانی که به پست های مدیریتی می رسند، خودشان را در این پست گم می کنند و فکر می کنند که عصبانیت و بی احترامی و پرخاشگری به عنوان ابهت به حساب می آید. اما یکی از ویژگی های مشترک مدیران موفق احترام گذاشتن به شخصیت کارمندان خود می باشد. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت و سازمان میشود.
در ادامه به نمونهای از رفتار محترمانهی یکی از مدیران موفق اشاره میکنیم. چارلز شواب، مدیر عامل یکی از کارخانههای بزرگ فولاد آمریکا، حین قدم زدن در ساختمان اداری متوجه شد که تعدادی از کارمندان زیر تابلوی «کشیدن سیگار ممنوع» به استعمال دخانیات میپردازند. شواب به جای تنبیه آنان به دلیل نقض قوانین، به هریک از آنان یک پاکت سیگار هدیه داد و به آنها گفت: «اگر این سیگارها را بیرون بکشید از شما سپاسگزار خواهم بود.»
🔷در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است:
از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد. شواب با این حرکت عزت کارمندانش را حفظ کرد. هدیه دادن سیگار باعث شد آنها احساس ارزش کنند. او از یک سیاست طلایی در مدیریت پیروی کرده بود که هرگز نباید به هیچ دلیلی، به عزت نفس کسی خدشه وارد کند.
🔷رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشه دار نمیکند:
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
چارلز شواب اعتراضش را با حسن نیت انجام داد. او ابتدا با تقدیم هدیه، کارمندانش را تکریم کرد. سپس بهصورت غیر مستقیم به آنها فهماند که آنجا مکان مناسبی برای استعمال دخانیات نیست و هیچ شخص محترمی سلایق شخصی را به آزار دیگران ترجیح نمیدهد.
🔷رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد:
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
🔷افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد:
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد. منبع: زومیت
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷کارمندان بسیاری از افراد زمانی که به پست های مدیریتی می رسند، خودشان را در این پست گم می کنند و فکر می کنند که عصبانیت و بی احترامی و پرخاشگری به عنوان ابهت به حساب می آید. اما یکی از ویژگی های مشترک مدیران موفق احترام گذاشتن به شخصیت کارمندان خود می باشد. مدیران خردمند سعی میکنند بهجای ایجاد فضای دیکتاتوری، احترام کارمندانشان را کسب کنند. این کار باعث وفاداری کارمندان و فداکاری بیشتر آنها، در راستای تحقق منافع شرکت و سازمان میشود.
در ادامه به نمونهای از رفتار محترمانهی یکی از مدیران موفق اشاره میکنیم. چارلز شواب، مدیر عامل یکی از کارخانههای بزرگ فولاد آمریکا، حین قدم زدن در ساختمان اداری متوجه شد که تعدادی از کارمندان زیر تابلوی «کشیدن سیگار ممنوع» به استعمال دخانیات میپردازند. شواب به جای تنبیه آنان به دلیل نقض قوانین، به هریک از آنان یک پاکت سیگار هدیه داد و به آنها گفت: «اگر این سیگارها را بیرون بکشید از شما سپاسگزار خواهم بود.»
🔷در محیط کاری بازدهی افراد به هویت آنها وابسته است:
از کارمندان تحقیرشده نمیتوان انتظار انجام کاری فوقالعاده داشت. عموما وقتی عمل اشتباهی سر میزند، آن رفتار بیشتر از سهلانگاری یا بیتوجهی، به حساب شخصیت و فرهنگ خاطی گذاشته میشود. هیچ کس تمایل به شنیدن توهین و سرزنش ندارد. شواب با این حرکت عزت کارمندانش را حفظ کرد. هدیه دادن سیگار باعث شد آنها احساس ارزش کنند. او از یک سیاست طلایی در مدیریت پیروی کرده بود که هرگز نباید به هیچ دلیلی، به عزت نفس کسی خدشه وارد کند.
🔷رئیس خوب عزت نفس کارمندان را خدشه دار نمیکند:
عزت نفس و شخصیت کارمندان در سلسه مراتب اجتماعی یک محیط کاری سالم، از قداست برخوردار است. کارمندان در این سن تغییرناپذیر هستند. شاید بتوان از انجام عملی ممانعت کرد؛ ولی هرگز نمیتوان ذهنیت کسی را بدون آن که خودش به درک لازم رسیده باشد، تغییر داد. ضربه زدن به عزت نفس دیگران باعث میشود آنها بدون امکان بازیابی، عمری با سرافکندگی زندگی کنند. به همین دلیل مدیر خوب برای کارمندانش احترام قائل است. بهترین عکسالعمل برای رفتارهای ناشایست، انتقاد کردن غیر مستقیم از نفس عمل بهجای زیر سؤال بردن شخصیت فرد است.
چارلز شواب اعتراضش را با حسن نیت انجام داد. او ابتدا با تقدیم هدیه، کارمندانش را تکریم کرد. سپس بهصورت غیر مستقیم به آنها فهماند که آنجا مکان مناسبی برای استعمال دخانیات نیست و هیچ شخص محترمی سلایق شخصی را به آزار دیگران ترجیح نمیدهد.
🔷رفتار محترمانه مقبولیت بیشتری دارد:
نتیجهی مطالعات مختلف حاکی از آن است که به دلیل احساس پوچی، احتمال اینکه افراد به انتقادهای توهینآمیز توجه کنند بسیار اندک است. یافتن روش مناسب برای بازخوردهای منفی، تأثیر آن را بهمراتب افزایش میدهد. گوشزد کردن سلسله مراتب اجتماعی در جوامع انسانی تأثیر منفی روی احساس عزت نفس مخاطبان میگذارد. شاید به این دلیل است که نمره دادن به دانشآموزان برای تشویق آنها کمتر از توصیهی دوستانه تأثیر دارد. با نسبت دادن نمره، هر دانش آموز از بیشترین به کمترین طبقهبندی میشود. شخصی که در نفس خود احساس کمارزشی داشته باشد، انگیزهای برای رشد و اعتلا نخواهد داشت.
🔷افراط و تفریط در احترام نتیجهای ندارد:
سرزنش و عصبانیت به دلایل ذکرشده نتیجهی مثبتی نخواهد داشت. در عین حال خوشرویی و تعارفهای بیش از اندازه هم باعث پررویی و حق به جانبی افراد خاطی خواهد شد. بهتر است در رفتارتان ترکیبی از احترام و انتقاد غیر مستقیم به کار ببرید. درعین حال به طرف مقابل بفهمانید که این احترام همیشگی نیست. حفظ عزت کارمندان در کنار نظم و اقتدار باعث دلبستگی آنها به شما میشود که موجب بازدهی بیشتر و انسجام سازمان خواهد شد. منبع: زومیت
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰اساسی ترین مسائل کشور؟!
🔷لطفا به عناوینِ این ۱۰ مسالهی کلانِ اساسی کشور توجه کنید. این مسائل بهخوبی نشان میدهند که «وضعیتِ حکمرانی کشور» طی سالها و دهههای گذشته چگونه بوده است.
ایران به معنای واقعی کلمه، نیازمندِ تحولِ جدی و تغییرِ ریلِ حکمرانی است. برای چنین تحولی به مردم نیاز داریم. بدونِ ترمیمِ اعتمادِ مردم و تقویتِ سرمایه اجتماعی، اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.
🔷گام اول شاید این باشد که بیتوجهی و بیاهمیت اِنگاشتنِ خواستههای مردم و دخالت حداکثری در سبکِ زندگی آنها را خاتمه دهید. خودتان هم خوب میدانید که این موضوع اغلبِ مردم را بیشتر از قبل «کلافه» و «خشمگین» کرده است.
🔷به عنوانِ یک هموطن از شما خواهش میکنم «لجاجت» با مردم را کنار بگذارید. لطفا کمتر «تحقیر»شان کنید. اینقدر آنها را با بر چسب های مختلف آماجِ «تهمت» قرار ندهید. لطفا دست از «خودی» و «غیرخودی» کردن بردارید. لطفا نگرانِ مهاجرتِ «استعداد»های این کشور باشید. لطفا نگرانِ حالِ بدِ اقتصادی و روانی مردم باشید.
🔷ما چیز زیادی نمیخواهیم. ما فقط آرزو داریم این وطن، آباد و آزاد باشد. بیشتر از این ناامیدمان نکنید.
✍دکتر شامی زنجانی
🔷لطفا به عناوینِ این ۱۰ مسالهی کلانِ اساسی کشور توجه کنید. این مسائل بهخوبی نشان میدهند که «وضعیتِ حکمرانی کشور» طی سالها و دهههای گذشته چگونه بوده است.
ایران به معنای واقعی کلمه، نیازمندِ تحولِ جدی و تغییرِ ریلِ حکمرانی است. برای چنین تحولی به مردم نیاز داریم. بدونِ ترمیمِ اعتمادِ مردم و تقویتِ سرمایه اجتماعی، اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.
🔷گام اول شاید این باشد که بیتوجهی و بیاهمیت اِنگاشتنِ خواستههای مردم و دخالت حداکثری در سبکِ زندگی آنها را خاتمه دهید. خودتان هم خوب میدانید که این موضوع اغلبِ مردم را بیشتر از قبل «کلافه» و «خشمگین» کرده است.
🔷به عنوانِ یک هموطن از شما خواهش میکنم «لجاجت» با مردم را کنار بگذارید. لطفا کمتر «تحقیر»شان کنید. اینقدر آنها را با بر چسب های مختلف آماجِ «تهمت» قرار ندهید. لطفا دست از «خودی» و «غیرخودی» کردن بردارید. لطفا نگرانِ مهاجرتِ «استعداد»های این کشور باشید. لطفا نگرانِ حالِ بدِ اقتصادی و روانی مردم باشید.
🔷ما چیز زیادی نمیخواهیم. ما فقط آرزو داریم این وطن، آباد و آزاد باشد. بیشتر از این ناامیدمان نکنید.
✍دکتر شامی زنجانی
👍1
📚📚📚
اندیشیدن را جدی بگیریم. اندیشیدن!
آن چه ما کم داریم، مردان و زنانی است که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.
نویسنده نباید فقط در بند گفتن باشد. برای گفتن همیشه وقت هست، اما برای اندیشیدن ممکن است دیر بشود. چرا یک نویسنده نباید مغز خود را برای اندیشیدن و برای تخیل تربیت کند؟
نون نوشتن، محمود دولت آبادی، نشر چشمه، تهران، چاپ اول 1388
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اندیشیدن را جدی بگیریم. اندیشیدن!
آن چه ما کم داریم، مردان و زنانی است که اندیشیدن را جدی گرفته باشند. اندیشیدن باید به مثابه یک کار مهم تلقی بشود. اندیشه ورزیدن. بند زبان را ببندیم و بال اندیشه را بگشاییم.
نویسنده نباید فقط در بند گفتن باشد. برای گفتن همیشه وقت هست، اما برای اندیشیدن ممکن است دیر بشود. چرا یک نویسنده نباید مغز خود را برای اندیشیدن و برای تخیل تربیت کند؟
نون نوشتن، محمود دولت آبادی، نشر چشمه، تهران، چاپ اول 1388
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕داستان کوتاه نمرهی قرضی
🔷بسیار پند آموز ...
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد. خانم معلم او را شناخت، اما بدون آنکه بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمرهی ۹ گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرهی قبولی نگرفته.
پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم چِن، میشود... میشود یک نمره به من ارفاق کنید؟ خانم چِن با عتاب مادرانهای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟! این ممکن نیست. من طبق جوابهایی که در برگهی امتحانت نوشتهای به تو نمره دادهام.
او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمیخواهم بهخاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرهی بهتری بگیری. پسر با صدایی که نشان میداد خیلی ترسیده گفت: اما مادرم کتکم میزند.
خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک میکرد که میخواهند بچههایشان بهترین نمرهها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمیتوانست در برابر بچههای بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او میدانست که کتک خوردن بچهها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمیکند و حتی تاثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد.
نمیدانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جدا اصول را رعایت میکند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس میلرزید و به گریه هم افتاده بود.
عاقبت رو به پسرک کرد و گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول میکنی یا نه؟ من به ورقهات یک نمره «ارفاق» نمیکنم. فقط میتوانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی ۲ برابر آن را، یعنی ۲ نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
پسرک با شادی گفت: چشم! من حتما در امتحان بعدی ۲ نمره به شما پس میدهم. او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت. از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس میخواند. تا این که در امتحان بعد نمرهی بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزهای داده شد. از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف میکند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده میشود. زیرا میداند که نمرهای که خانم معلم آن روز به او قرض داد، سرنوشتش را تغییر داد.
آن پسرک جوان اکنون جزو ده ثروتمند دنیاست. او لی کا-شینگ رییس بزرگترین کمپانی عرضه کنندهی محصولات بهداشتی و آرایشی به سراسر جهان است!
📕مراقب تاثیر تصمیمات مان بر سرنوشت افراد باشیم...!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷بسیار پند آموز ...
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کرد. خانم معلم او را شناخت، اما بدون آنکه بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمرهی ۹ گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرهی قبولی نگرفته.
پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم چِن، میشود... میشود یک نمره به من ارفاق کنید؟ خانم چِن با عتاب مادرانهای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟! این ممکن نیست. من طبق جوابهایی که در برگهی امتحانت نوشتهای به تو نمره دادهام.
او اضافه کرد: نگران نباش. من که نمیخواهم بهخاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرهی بهتری بگیری. پسر با صدایی که نشان میداد خیلی ترسیده گفت: اما مادرم کتکم میزند.
خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک میکرد که میخواهند بچههایشان بهترین نمرهها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمیتوانست در برابر بچههای بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او میدانست که کتک خوردن بچهها هم هیچ کمکی به تحصیلشان نمیکند و حتی تاثیر منفی آن ممکن است آنها را از تحصیل بازدارد.
نمیدانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جدا اصول را رعایت میکند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت. نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس میلرزید و به گریه هم افتاده بود.
عاقبت رو به پسرک کرد و گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول میکنی یا نه؟ من به ورقهات یک نمره «ارفاق» نمیکنم. فقط میتوانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی ۲ برابر آن را، یعنی ۲ نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
پسرک با شادی گفت: چشم! من حتما در امتحان بعدی ۲ نمره به شما پس میدهم. او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت. از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس میخواند. تا این که در امتحان بعد نمرهی بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزهای داده شد. از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد. او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف میکند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده میشود. زیرا میداند که نمرهای که خانم معلم آن روز به او قرض داد، سرنوشتش را تغییر داد.
آن پسرک جوان اکنون جزو ده ثروتمند دنیاست. او لی کا-شینگ رییس بزرگترین کمپانی عرضه کنندهی محصولات بهداشتی و آرایشی به سراسر جهان است!
📕مراقب تاثیر تصمیمات مان بر سرنوشت افراد باشیم...!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
سلام صبحتان بخیر و شادی
🌼هر سپیده دم
🌸لبخند روشن خداوند است
🌸به روی زندگی ,
🌼لبخند خدا
🌸بدرقه زندگیتان....
🔰سه واژه مهم و تاثيرگذار در زندگی
🔺انتخاب
🔺فرصت
🔺تغییر
🌸باید "انتخابی" درست داشته باشی؛
🌸تا "فرصتی" مناسب پیدا کنی؛ وگرنه...
🌸زندگیت هیچگاه "تغییر" نخواهد کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌼هر سپیده دم
🌸لبخند روشن خداوند است
🌸به روی زندگی ,
🌼لبخند خدا
🌸بدرقه زندگیتان....
🔰سه واژه مهم و تاثيرگذار در زندگی
🔺انتخاب
🔺فرصت
🔺تغییر
🌸باید "انتخابی" درست داشته باشی؛
🌸تا "فرصتی" مناسب پیدا کنی؛ وگرنه...
🌸زندگیت هیچگاه "تغییر" نخواهد کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
🔰امام علی (ع): لا یُدْرَكُ العِلْمُ بِراحَةِ الجِسْمِ.
✅ دانش با تنآسایی به دست نمیآید.
⭕️اين مطلب كمك حال كساني است كه حوصله خوندن و مطالعه را ندارند.
🔹 جامعهیی که در آن هیچکس صبر و حوصله و شکیبایی لازم برای به دست آوردن علم و آگاهی و معرفت اندوزی را ندارد
🔹جامعهیی که همه چیز راساندویچی میخواهد، در مطالعه, فقط سه خط هر مطلب برایش بس است!.
🔶 چنین جامعهی مبتلا به :
🔴 «فرهنگِ سهخطی»! شده است.
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید اگر نوشتهیی بیشتر از سه سطر شد، نخوان!
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید راهِ رسیدن به هدف چون طولانی است, پس یا بیخیالاش بشو یا سراغِ میانبُر بگرد، یا قانون را دور بزن!
.
🔹فرهنگِ سهخطی است که؛ نزولخوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بیسوادی دارد، رشوه دارد، تنفروشی دارد، حقخوری و هزار جور دردِ بیدرمانِ دیگر دارد.
🔹فرهنگِ سهخطی است که این همه آدمِ بیکار دارد. آدمهای بیکاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
🔹فرهنگ سه خطی است که این همه مدرک به دستان بی سوادی دارد که حال و حوصله حداقل نیم ساعت مطالعه در شبانه روز را ندارند.
🔹برای درکِ عمقِ فاجعهیی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیسبوک یا تلگرام یا واتساب که نگاه کنیم، همه چیز دستمان میآید.
♨وقتی کسی یک مطلب نیم صفحه ایی را در این فضا ها می بیند با بی طاقتی و بی حوصله گی مینویسد:
❗«اوه! طولانی بود، نخوندم!»
❗«سرسری یه نیگاه انداختم,
❗« نخوندم اما با کلیّتش موافقم!»
❗«چه حوصلهیی بابا !»
❗«لایک کردم، ولی نخوندم!»
🔹 در چنین جامعه ایی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمیرسد.
✅ و آن پُل، همان "فرهنگِ شکیبایی" است.
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد چیزی را نخوانده، بپسندم.
🔹موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم.
🔹راهی را نرفته، پیشنهاد بدهم.
🔹دارویی را نخورده، تجویز نمایم.
🔹نظری را ندانسته، نقد کنم...
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد به هر وسیلهیی برای رسیدن به هدفام متوسل شوم.
چون حوصلهی راههای درست را "که طولانیتر هم هست" ندارم.!
♥ با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
@CompetentManagers
✅ دانش با تنآسایی به دست نمیآید.
⭕️اين مطلب كمك حال كساني است كه حوصله خوندن و مطالعه را ندارند.
🔹 جامعهیی که در آن هیچکس صبر و حوصله و شکیبایی لازم برای به دست آوردن علم و آگاهی و معرفت اندوزی را ندارد
🔹جامعهیی که همه چیز راساندویچی میخواهد، در مطالعه, فقط سه خط هر مطلب برایش بس است!.
🔶 چنین جامعهی مبتلا به :
🔴 «فرهنگِ سهخطی»! شده است.
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید اگر نوشتهیی بیشتر از سه سطر شد، نخوان!
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید راهِ رسیدن به هدف چون طولانی است, پس یا بیخیالاش بشو یا سراغِ میانبُر بگرد، یا قانون را دور بزن!
.
🔹فرهنگِ سهخطی است که؛ نزولخوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بیسوادی دارد، رشوه دارد، تنفروشی دارد، حقخوری و هزار جور دردِ بیدرمانِ دیگر دارد.
🔹فرهنگِ سهخطی است که این همه آدمِ بیکار دارد. آدمهای بیکاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
🔹فرهنگ سه خطی است که این همه مدرک به دستان بی سوادی دارد که حال و حوصله حداقل نیم ساعت مطالعه در شبانه روز را ندارند.
🔹برای درکِ عمقِ فاجعهیی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیسبوک یا تلگرام یا واتساب که نگاه کنیم، همه چیز دستمان میآید.
♨وقتی کسی یک مطلب نیم صفحه ایی را در این فضا ها می بیند با بی طاقتی و بی حوصله گی مینویسد:
❗«اوه! طولانی بود، نخوندم!»
❗«سرسری یه نیگاه انداختم,
❗« نخوندم اما با کلیّتش موافقم!»
❗«چه حوصلهیی بابا !»
❗«لایک کردم، ولی نخوندم!»
🔹 در چنین جامعه ایی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمیرسد.
✅ و آن پُل، همان "فرهنگِ شکیبایی" است.
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد چیزی را نخوانده، بپسندم.
🔹موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم.
🔹راهی را نرفته، پیشنهاد بدهم.
🔹دارویی را نخورده، تجویز نمایم.
🔹نظری را ندانسته، نقد کنم...
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد به هر وسیلهیی برای رسیدن به هدفام متوسل شوم.
چون حوصلهی راههای درست را "که طولانیتر هم هست" ندارم.!
♥ با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده:
🔷«سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد»
🔷به تعبیر دیگر ; وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
🔷«سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد»
🔷به تعبیر دیگر ; وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
📕 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
📘📘آگاهی:
🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔷از تمام آن چيزهايي که فكرشان را مي كني و ميل و آرزويشان را در سر داري و از تمام آن چيزهايي كه تصورشان مي كني و خوابشان را مي بيني آگاه و آگاه تر شو.
🔸به ياد داشته باش كه تو بايد از هر چيز آگاه باشي.
🔸وقتي كه راه مي روي از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه غذا مي خوري از آن آگاه باش.
🔸 وقتي كه فكر مي كني، ببين كه در ذهنت چه افكاري مي آيند و مي روند.
🔸روزي كه اين مهارت را بياموزي حيران خواهي شد.
🔸حتي موقعي كه در خوابي، آگاه خواهي بود.
🔸روياهايت را تماشا خواهي كرد. خواهي دانست كه چه روياهايي در حال گذر هستند و خواهي دانست كه آنها رويا هستند.
🔸 روزي كه بتواني روياهايت را تماشا كني، روز بزرگي است.
🔸از آن لحظه به بعد تو موجودي جديد مي شوي.
🔸وارد دنياي واقعيت مي شوي. با تماشا كردن روياها، افكار و آرزوها، به تدريج يك تماشاگر محض مي شوي.
🔸هويت تو را آنچه كه تماشا مي كني تعيين نمي كند. تو شاهد مي شوي و اين شاهد بودن، همان واقعيت نهايي است.
📕با مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
❤1
Forwarded from اتچ بات
🔰رضایت شغلی کارمندان ؟!!
📕سه میلیارد نفر در دنیا کار میکنند. و فقط حدود چهل درصدشان میگویند از کارشان راضیاند. این یعنی حدود دو میلیارد نفر، سر کار خود خشنود نیستند. این موضوع چه تاثیری بر این افراد و سازمانی که در آن کار میکنند دارد ؟
🔷 در این ویدئو مایکل سی بوش دیدگاههای خود در مورد دلایل عدم رضایت کارکنان و روشی که سازمانها میتوانند از تامین رضایت کارکنان سودمند شوند، مطرح مینماید.
🔷ما از مدیران، پلیسها، رانندههای کامیون، سرآشپزها و مهندسان نظرسنجی کردیم. ما روی هر کسی که کار میکند نظرسنجی کردهایم. آنچه در مورد احساس شادیشان میدانیم این است:
🟪کارمندان چیزهای یکسانی میخواهند.
🔷بیاید در مورد پول صبحت کنیم. سازمان هایی که کارمندان خوشحال زیادی دارند سه برابر بیشتر درآمد دارند در مقایسه با سازمان های دیگر. آنها عملکرد سه برابر بهتری در بازار سهام دارند. و از نظر نرخ جابهجایی کارکنان، نصف سازمان هایی است که تعداد زیادی کارکنان ناراضی دارند. شگفت انگیز این است که، نیاز نیست برای تحقق این شادی مقدار زیادی پول هزینه شود. این رضایت نه ربطی به میز پینگپنگ و ماساژ و به گردش بردن سگ دارد، و نه به مزایای کاری. رضایت کارکنان، به نحوه رفتار مدیران و افرادی که با آنها کار می کنند مربوط میشود.
🔷میخواهم چند ایده در مورد ایجاد رضایت در کارکنان را با شما به اشتراک بگذارم.
🔺 ایده شماره یک: در سازمانهایی که کارکنان آن شادند، دو چیز پیدا میکنید: اعتماد و احترام. اغلب مدیران میگویند: «ما به کارکنانمان اعتماد داریم. ما آنها را توانمند می کنیم.» ولی زمانی که کارمندی به لپ تاپ نیاز دارد— و این عدد یک مثال واقعی است— ۱۵ نفر باید آن لپ تاپ را تایید کنند. یعنی حرفشان درباره کارمندان درست است، اما ۱۵ مرحله تایید برای یک لپ تاپ ۱۵۰۰ دلاری؟ در واقع شما بیشتر از قیمت لپتاب خرج تایید خریدش کردهاید. و کارمندان احساس میکنند که شاید واقعا مورد اعتماد نیستند. پس یک سازمان برای ایجاد سطح بالای اعتماد چه میتواند بکند؟ اولین سازمانی که به ذهن میآید "Four Seasons" است. آنها مستغلات فوقالعادهای در سرتاسر دنیا دارند. به کارکنان آنها گفته میشود: «در خدمات به مشتری کاری را که به نظرتان درست است انجام دهید.» تفویض اعتماد به کارکنان برای انجام کاری که به نظرشان درست است به آنها احساس خوبی میدهد. و به همین دلیل است که آنها به ارائه بهترین خدمات در دنیا معروف هستند.
🔺ایده شماره دو: انصاف. آنچه که اعتماد را در یک سازمان سریعتر از هر چیز دیگری از بین می برد، وقتی است که کارمندان احساس کنند با آنها غیرمنصفانه رفتار میشود. کارکنان میخواهند رفتار برابر دریافت کنند، فارغ از رتبه یا درجه یا سن یا تجربه کار یا زمینه کاریشان در مقایسه با دیگران. وقتی به سازمان های عالی از نظر رعایت انصاف فکر میکنم، اولین سازمانی که به ذهنم میآید «Salesforce» است. آنها فهمیدند که مردان و زنانی که سمتهای مشابهی دارند، و سطح مهارت مشابهی دارند، حقوقهای متفاوتی میگیرند. آنها فورا اختلاف حقوق را محاسبه کردند و سه میلیون دلار را برای برقرای توازن بین آنها اختصاص دادند.
🔺ایده شماره سه؛ گوش کردن است. برای اینکه شنوندهای باشید که میتواند با همه نوع شخصیتی ارتباط برقرار کند، لازم است چند چیز را از ذهن خود پاک کنید. همه ما در مورد شنیدن فعال و تماس چشمی — خیره شدن دقیق و نگاه مشفقانه آموزش دیدهایم. این گوش کردن نیست. تکرار آنچه که یک فرد میگوید— این گوش کردن نیست. متواضع بودن و همیشه به دنبال بهترین ایدههای ممکن گشتن— این گوش کردن است. و کارمندان تشخیص میدهند شما این کار را میکنید یا خیر. آنها میخواهند بدانند که وقتی ایدههای خود را به شما میگویند، آیا شما آن ایدهها را در تصمیمگیری لحاظ میکنید؟ آنچه که افراد از گفتوگو توقع دارند این است که بفهمد آنچه که میگوید برای شما اهمیت دارد. و شاید نظر شما را تغییر دهد. در غیر اینصورت، فایده گفتوگو چیست؟
🔷همه ما چیزهایی که لازم است تغییر یابند را میدانیم، آنچه که باید طور دیگری انجام دهیم، روش رفتارتان، نحوه برخوردتان با بقیه، روش پاسخگوییتان، روش حمایت کردنتان، تجربه کار همه اطرافیان شما را تعریف میکند. تغییر برای تبدیل شدن به فردی بهتر، جهان پر از شکستهایی از این قبیل است. اما تغییر به دلیل این که به چیزی اعتقاد دارید، به دلیل هدفی که دارید، که حاضرید تقریبا همه چیزتان را ریسک کنید چون برایتان اهمیت بالایی دارد — این دلیل تغییر است. اگر نیست احتمالا باید دنبال جای دیگری برای کار بگردید.
🆔@Competentmanagers
📕سه میلیارد نفر در دنیا کار میکنند. و فقط حدود چهل درصدشان میگویند از کارشان راضیاند. این یعنی حدود دو میلیارد نفر، سر کار خود خشنود نیستند. این موضوع چه تاثیری بر این افراد و سازمانی که در آن کار میکنند دارد ؟
🔷 در این ویدئو مایکل سی بوش دیدگاههای خود در مورد دلایل عدم رضایت کارکنان و روشی که سازمانها میتوانند از تامین رضایت کارکنان سودمند شوند، مطرح مینماید.
🔷ما از مدیران، پلیسها، رانندههای کامیون، سرآشپزها و مهندسان نظرسنجی کردیم. ما روی هر کسی که کار میکند نظرسنجی کردهایم. آنچه در مورد احساس شادیشان میدانیم این است:
🟪کارمندان چیزهای یکسانی میخواهند.
🔷بیاید در مورد پول صبحت کنیم. سازمان هایی که کارمندان خوشحال زیادی دارند سه برابر بیشتر درآمد دارند در مقایسه با سازمان های دیگر. آنها عملکرد سه برابر بهتری در بازار سهام دارند. و از نظر نرخ جابهجایی کارکنان، نصف سازمان هایی است که تعداد زیادی کارکنان ناراضی دارند. شگفت انگیز این است که، نیاز نیست برای تحقق این شادی مقدار زیادی پول هزینه شود. این رضایت نه ربطی به میز پینگپنگ و ماساژ و به گردش بردن سگ دارد، و نه به مزایای کاری. رضایت کارکنان، به نحوه رفتار مدیران و افرادی که با آنها کار می کنند مربوط میشود.
🔷میخواهم چند ایده در مورد ایجاد رضایت در کارکنان را با شما به اشتراک بگذارم.
🔺 ایده شماره یک: در سازمانهایی که کارکنان آن شادند، دو چیز پیدا میکنید: اعتماد و احترام. اغلب مدیران میگویند: «ما به کارکنانمان اعتماد داریم. ما آنها را توانمند می کنیم.» ولی زمانی که کارمندی به لپ تاپ نیاز دارد— و این عدد یک مثال واقعی است— ۱۵ نفر باید آن لپ تاپ را تایید کنند. یعنی حرفشان درباره کارمندان درست است، اما ۱۵ مرحله تایید برای یک لپ تاپ ۱۵۰۰ دلاری؟ در واقع شما بیشتر از قیمت لپتاب خرج تایید خریدش کردهاید. و کارمندان احساس میکنند که شاید واقعا مورد اعتماد نیستند. پس یک سازمان برای ایجاد سطح بالای اعتماد چه میتواند بکند؟ اولین سازمانی که به ذهن میآید "Four Seasons" است. آنها مستغلات فوقالعادهای در سرتاسر دنیا دارند. به کارکنان آنها گفته میشود: «در خدمات به مشتری کاری را که به نظرتان درست است انجام دهید.» تفویض اعتماد به کارکنان برای انجام کاری که به نظرشان درست است به آنها احساس خوبی میدهد. و به همین دلیل است که آنها به ارائه بهترین خدمات در دنیا معروف هستند.
🔺ایده شماره دو: انصاف. آنچه که اعتماد را در یک سازمان سریعتر از هر چیز دیگری از بین می برد، وقتی است که کارمندان احساس کنند با آنها غیرمنصفانه رفتار میشود. کارکنان میخواهند رفتار برابر دریافت کنند، فارغ از رتبه یا درجه یا سن یا تجربه کار یا زمینه کاریشان در مقایسه با دیگران. وقتی به سازمان های عالی از نظر رعایت انصاف فکر میکنم، اولین سازمانی که به ذهنم میآید «Salesforce» است. آنها فهمیدند که مردان و زنانی که سمتهای مشابهی دارند، و سطح مهارت مشابهی دارند، حقوقهای متفاوتی میگیرند. آنها فورا اختلاف حقوق را محاسبه کردند و سه میلیون دلار را برای برقرای توازن بین آنها اختصاص دادند.
🔺ایده شماره سه؛ گوش کردن است. برای اینکه شنوندهای باشید که میتواند با همه نوع شخصیتی ارتباط برقرار کند، لازم است چند چیز را از ذهن خود پاک کنید. همه ما در مورد شنیدن فعال و تماس چشمی — خیره شدن دقیق و نگاه مشفقانه آموزش دیدهایم. این گوش کردن نیست. تکرار آنچه که یک فرد میگوید— این گوش کردن نیست. متواضع بودن و همیشه به دنبال بهترین ایدههای ممکن گشتن— این گوش کردن است. و کارمندان تشخیص میدهند شما این کار را میکنید یا خیر. آنها میخواهند بدانند که وقتی ایدههای خود را به شما میگویند، آیا شما آن ایدهها را در تصمیمگیری لحاظ میکنید؟ آنچه که افراد از گفتوگو توقع دارند این است که بفهمد آنچه که میگوید برای شما اهمیت دارد. و شاید نظر شما را تغییر دهد. در غیر اینصورت، فایده گفتوگو چیست؟
🔷همه ما چیزهایی که لازم است تغییر یابند را میدانیم، آنچه که باید طور دیگری انجام دهیم، روش رفتارتان، نحوه برخوردتان با بقیه، روش پاسخگوییتان، روش حمایت کردنتان، تجربه کار همه اطرافیان شما را تعریف میکند. تغییر برای تبدیل شدن به فردی بهتر، جهان پر از شکستهایی از این قبیل است. اما تغییر به دلیل این که به چیزی اعتقاد دارید، به دلیل هدفی که دارید، که حاضرید تقریبا همه چیزتان را ریسک کنید چون برایتان اهمیت بالایی دارد — این دلیل تغییر است. اگر نیست احتمالا باید دنبال جای دیگری برای کار بگردید.
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🌺سلام.!!!!!
🌺پگاه تان بخیر و نیکی باد،
🌺هر طلوعی تولدی دوباره است
🌺و هر تولدی شروعی دوباره!
🌺لبتون خندون
🌺دلتون بی غم
🌺زندگیتون پر از عشق و امید🌸
✅زمانیکه شما آگاهانه تصمیم میگیرید که یک باور اشتباه را کنار گذاشته و باوری صحیح را تکرار کنید در ابتدا ذهن مقاومت شدیدی میکند و این طبیعی است، در ابتدا روند تغییر خیلی سخت است و ذهن مدام به شما میگوید
این کارها نتیجه ندارد، خودت را سختی نده و به همان روال قبل زندگی کن،
✅اکنون وقت تغییر نیست بگذار برای زمانی مناسبتر، اما اگر تسلیم این ذهن منفی نگر نشوید و با قدرت و توکل مسیر تغییر را ادامه دهید بعد از مدتی خسته شده و خاموش میشود، زیرا میبیند که حرفهایش هیچ اهمیتی برای شما ندارد.
✅و رمز موفقیت تکرار هرروزه این باورهای مثبت است، هر چقدر این تکرارها بیشتر و با احساس بهتری گفته شود باورهایتان قدرتمندانه تر در ذهن ثبت و ضبط میشود، ایمان داشته باشید که همه چیز به خود شما بستگی دارد و می توانید به هر چیزی در این دنیا دست یابید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌺پگاه تان بخیر و نیکی باد،
🌺هر طلوعی تولدی دوباره است
🌺و هر تولدی شروعی دوباره!
🌺لبتون خندون
🌺دلتون بی غم
🌺زندگیتون پر از عشق و امید🌸
✅زمانیکه شما آگاهانه تصمیم میگیرید که یک باور اشتباه را کنار گذاشته و باوری صحیح را تکرار کنید در ابتدا ذهن مقاومت شدیدی میکند و این طبیعی است، در ابتدا روند تغییر خیلی سخت است و ذهن مدام به شما میگوید
این کارها نتیجه ندارد، خودت را سختی نده و به همان روال قبل زندگی کن،
✅اکنون وقت تغییر نیست بگذار برای زمانی مناسبتر، اما اگر تسلیم این ذهن منفی نگر نشوید و با قدرت و توکل مسیر تغییر را ادامه دهید بعد از مدتی خسته شده و خاموش میشود، زیرا میبیند که حرفهایش هیچ اهمیتی برای شما ندارد.
✅و رمز موفقیت تکرار هرروزه این باورهای مثبت است، هر چقدر این تکرارها بیشتر و با احساس بهتری گفته شود باورهایتان قدرتمندانه تر در ذهن ثبت و ضبط میشود، ایمان داشته باشید که همه چیز به خود شما بستگی دارد و می توانید به هر چیزی در این دنیا دست یابید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 تعویق_تصمیمات (procrastination)
✅ تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.
این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق میکند و به جای انجام آنها به امور دیگر میپردازد.
🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمردهاند عبارتند از:
🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.
🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.
🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر میمانند برایشان اتفاق بیافتد.
🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.
🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.
🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.
🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ تعلل یا درنگ کردن در تصمیمات و به تعویق انداختن مداوم کارها را (پروکراستینیشن )می گویند.
این عمل ساز و کاری است که فرد وظایف خود را به طور متوالی به زمان و روز دیگری معوق میکند و به جای انجام آنها به امور دیگر میپردازد.
🔻🔻 برخی عواملی که برای تعویق تصمیمات، برشمردهاند عبارتند از:
🔸1.احساس خود کم بینی:
وقتی کسی از خود توقع دارد کاری که انجام می دهد بهترین و کامل ترین باشد و به نتیجه دلخواه نمی رسد، ممکن است این احساس به او دست دهد.
🔸2.حال نگری:
بعضی انسان ها قادر به دیدن افق های دور دست نیستند و تنها زمان کوتاهی از عمر خود را می بینند. انگار همه چیز برای آن ها امروز است و فردایی وجود ندارد. ناگفته نماند که افراد دم بین، در امر دنیا هم موفق نخواهند بود؛ چرا که تنها مزد امروز را می خواهند و به آینده و فردا بی توجه اند.
🔸3.بد بینی:
کسانی که به زندگی خوش بین ترند، تحمل ناملایمات زندگی برایشان آسان تر است و کار برای آن ها رنج آور نیست. در مقابل افراد بد بین دست به کاری نمی زنند و منتظر میمانند برایشان اتفاق بیافتد.
🔸4.کمال گرایی وسواس گونه: کمال گرایی و دقت برای خوب انجام گرفتن کار لازم است، اما کمال گرایی وسواس گونه که هر چه را که انجام می دهد ناکافی ببیند، راه مناسبی برای بالا بردن کیفیت نیست.
🔸5.راحت طلبی:
لذت جویی آنی و بی تابی در رسیدن به خوشی، نوعی کوته بینی است. راه رهایی از این بیماری، روی آوردن به لذت جویی دراز مدت است.
🔸6.شرمساری:
اگر شما کاری کنید که آن را نادرست بدانید، در خود احساس شرمساری می کنید. این هیجان می تواند باعث عقب انداختن کار بشود. مثلا وقتی کار را دیر به مدیر تحویل می دهید و شرمنده می شوید، کار بعدی را با سردی بیشتری انجام می دهید. برای درمان این آفت تلاش کنید از خطاهای پی در پی جدا پرهیز کنید تا احساس شرم، اضطراب و هیجان در شما پایدار نشود.
🔸7. اضطراب:
اضطراب در نتیجه ی ترس از عدم موفقیت در آینده به وجود می آید. شخص می ترسد که در کارش موفق نشود. این ترس و اضطراب باعث به تعویق انداختن کارها می شود. پذیرش ریسک که اقتضای زندگی است، خود می تواند نوعی درمان به حساب آید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰"خستگی تصمیم" چیست؟ و چگونه از آن در امان باشیم؟
✍جعفر محمدی
🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.
▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.
🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
🔴چه کنیم؟
1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.
🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.
🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)
2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.
3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.
🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد
🌺@Competentmanagers
✍جعفر محمدی
🔺 همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند.
▪️ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و .. همه و همه تصمیم گیری هستند.
🔺نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
🔺افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
🔺رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
🔴چه کنیم؟
1⃣ وقتی از "مارک زاکر برگ" بنیانگذار و مدیر "فیس بوک" پرسیدند چرا همیشه یک نوع تی شرت می پوشی پاسخ داد: نمی خواهم هر روز صبح درگیر تصمیم گیری درباره این که کدام لباس را بپوشم.
🔺او با این کار در واقع، یکی از تصمیمات صبحگاهی اش را حذف و انرژی آن را برای تصمیم گیری های مهم تر کاری، ذخیره می کند.
خانم "آنگلا مرکل" صدر اعظم آلمان هم از این روش استفاده می کند و اکثراً یک نوع لباس می پوشد. استیو جابز نیز همین گونه بود.
🔺برای این که خستگی تصمیم دیرتر رخ بدهد، تا حد امکان خود را در معرض تصمیم گیری های کم اهمیت قرار ندهیم. راهش این است که درباره برخی چیزها، یک تصمیم ثابت بگیریم. به عنوان مثال، به جای این که هر روز تصمیم بگیریم امروز چه غذایی درست کنیم، یک برنامه هفتگی یا ماهانه تدوین کنیم و از قید تصمیمات روزمره خلاص شویم و انرژی مغزمان را ذخیره کنیم.
🔺یا یک مدیر می تواند جلسات خود را فقط در روزهای چهارشنبه برگزار کند و هر که از او وقت بخواهد، به جای این که فکر کند و درباره زمان جلسه با او تصمیم بگیرد، روز چهارشنبه را با او وعده کند. یا یک پدر روز خاصی را در هفته، برای بیرون بردن بچه ها در نظر بگیرد و ... . ( هر کسی می تواند به فراخور زندگی اش، چند مورد را مشمول یک تصمیم واحد کند و از تصمیم گیری های متعدد راحت شود.)
2⃣ تصمیمات مهم را صبح بگیریم. یادمان باشد که هر چه از روز می گذرد، به "خستگی تصمیم" بیشتر نزدیک می شویم.
3⃣ وقتی گزینه های قابل انتخاب برای تصمیم گیری زیادتر باشد، "خستگی تصمیم" نیز بیشتر می شود.
اگر برای خرید کاغذ دیواری به خیابانی که بورس کاغذ دیواری است برویم، در دهها فروشگاه، صدها طرح می بینیم و تعدد گزینه ها ما را سردرگم می کند. در واقع ما بعد از دیدن دهها طرح اولیه، دچار خستگی تصمیم می شویم و بعد از مدتی یکی از طرح ها را نه از سر شوق و علاقه که به خاطر خستگی تصمیم و گریز از ادامه این روند انتخاب می کنیم.
🔺یکی از راه های مواجهه منطقی با تعدد گزینه ها، این است که به جای آن که مثلاً 12 گزینه را یک جا بررسی کنیم و به یکی برسیم، آنها را به چند گروه کوچک تر تقسیم کنیم و سه تا سه تا بررسی کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
4⃣ وقتی دچار خستگی تصمیم هستیم، تصمیم نگیریم؛ فرصتی به مغز دهیم تا خود را بازسازی کند. کمی استراحت و خوردن اندکی غذا که گلوکز مغز را تأمین کند، می تواند خستگی تصمیم را کاهش دهد. نیم ساعت خواب در وسط روز، می تواند در جلوگیری از خستگی تصمیم مؤثر باشد.
5⃣ انسان های کمال گرا که می خواهند بهترین خروجی را داشته باشند، بیش از بقیه دچار خستگی تصمیم می شوند. بهتر است به یک گام جلوتر بسنده کنیم و راحت تر و سریع تر تصمیم بگیریم. کش دادن تصمیم گیری، انرژی زیادی از مغز می گیرد
🌺@Competentmanagers