🥀
ســــــــــــلام
صبح شنبه زیباتون بخیر☕😊🌺
روزتون ختم به زیباترین خیرها 🌸
امیدوارم امروز حاجت دل پاک ومهربانتون🌸
با زیباترین حکمتهای خدا یکی گردد
صبح تون بخیر وخوشی ☕ 🌺
با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♦️@Competentmanagers
ســــــــــــلام
صبح شنبه زیباتون بخیر☕😊🌺
روزتون ختم به زیباترین خیرها 🌸
امیدوارم امروز حاجت دل پاک ومهربانتون🌸
با زیباترین حکمتهای خدا یکی گردد
صبح تون بخیر وخوشی ☕ 🌺
با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♦️@Competentmanagers
📕هر سازمانی به این ۴ نوع کارمند نیاز دارد
✍️نویسنده: اندی وو، گوران کالیک، مین باسادور
🔰چگونه افراد نوآور و خلاق را در سازمان خود شناسایی و توانمند میکنید؟
تحقیقات نویسندگان مقالهای که در نشریه هاروارد بیزنس ریویو به چاپ رسیده است نشان میدهد چهار سبک از افراد هستند که نقشی کلیدی در نوآوری و خلاقیت ایفا میکنند و میتوانند منجر به موفقیت سازمان شوند. این چهار دسته عبارتند از: مولدها، مفهومسازها، بهینهسازها و اجراکنندهها.
1️⃣مولدها
مولدها مشکلات جدیدی را پیدا میکنند و بر اساس تجربه مستقیم خود از آنها ایده میگیرند. تماس فیزیکی با دنیای واقعی، و مشارکت در آن، آنها را از شکافها و ناسازگاریهای حل نشده آگاه میکند – مشکلاتی که ممکن است به عنوان فرصتها و امکانات ارزش پرداختن به آنها وجود داشته باشد. با این حال، مولدها فقط این مشکلات را در سطح بالایی پیدا میکنند. آنها لزوماً به سمت بیان درک روشنی از ویژگیهای یک مشکل یا راهحلهای بالقوه آن نمیروند. در تمام سطوح سازمانی، مولدها نادر هستند. به طور کلی، تنها ۱۷ درصد از جامعه نمونه بررسی انجام شده را مولدها تشکیل دادند: ۱۹ درصد از مدیران اجرایی، ۱۸ درصد از مدیران میانی، ۱۵ درصد از سرپرستان و ۱۶ درصد از افراد غیرمدیر. این بدان معناست که، اگر رهبران، تعمدا مولدها را در تیم نگنجانند، ممکن است آنها اصلاً در تیم حضور نداشته باشند. مولدها نسبت به دنیای اطراف خود ادراکی خاص دارند و فرصتها را ایجاد و تکثیر میکنند. بنابراین، فقدان افراد مولد این احتمال را افزایش میدهد که سازمان فرصتهایی را برای تغییرات ارزشمند از دست بدهد.
2️⃣مفهومسازها
مفهومسازان مساله را تعریف میکنند و ترجیح میدهند آن را از طریق تحلیل انتزاعی به جای تجربه مستقیم درک کنند. آنها مانند مولدها دوست دارند ایده پردازی کنند. اما در مقابل آنها ترجیح میدهند مشکل را به وضوح مدلسازی کنند – ادغام بخشها، روابط و بینشهای مختلف با هم – که سپس میتواند به عنوان مبنایی برای یک یا چند راهحل استفاده شود. مفهومسازان دومین گروه نادر از نیروهای نوآور هستند که تنها ۱۹٪ از جامعه نمونه این بررسی را تشکیل دادند. آنها در اکثر سطوح شغلی به طور نسبتاً مساوی به ترتیب با ۱۷٪، ۱۸٪ و ۱۷٪ از پرسنل غیرمدیر، سرپرستان، و مدیران میانی مشاهده شدند. اما تعداد بیشتری از مدیران عامل – ۲۵ درصد – مفهومساز هستند. این احتمالاً منعکس کننده نیازهای شناختی خاص برای آن نقش است: مدیران اجرایی باید به جای اجرای وظایف تاکتیکی بیشتر، برای اهداف دورتر برنامهریزی استراتژیک داشته باشند.
3️⃣بهینهسازها
بهینهسازها ایدهها را ارزیابی میکنند و راهحلهایی را پیشنهاد میکنند. آنها ترجیح میدهند به طور سیستماتیک همه گزینههای ممکن را بررسی کنند تا بهترین راهحل را در بین گزینههای شناختهشده پیادهسازی کنند. بهینهسازها در میان سطوح شغلی پایینتر (۲۷ درصد از پرسنل غیرمدیر) بیشتر مشاهده میشوند و با افزایش سطوح شغلی (۲۳ درصد سرپرستان، ۲۲ درصد از مدیران میانی و ۲۰ درصد از مدیران اجرایی) سهم آنها از کل، کاهش مییابد. از آنجا که اکثر راهحلها در سطوح پایینتر از سلسله مراتب، پیادهسازی میشوند، منطقی است که مشاغل در این سطوح بیشتر درگیر بهینهسازی هستند.
4️⃣اجراکنندگان
مجریان، راهحلها را به کار میگیرند. آنها با اشتیاق (و گاهی اوقات بیصبرانه) وارد عمل میشوند، راهحلهای جدید را قبل از آزمایش ذهنی آزمایش میکنند و سپس بر اساس نتیجه این آزمایشها تنظیمات را انجام میدهند.اجراکنندگان رایجترین سبک نوآوری هستند که ۴۱ درصد از پاسخدهندگان نظرسنجی این تحقیق را تشکیل دادند. ۳۶ درصد از مدیران اجرایی جزو اجراکنندگان هستند، اما در بین افراد غیرمدیر (۴۱ درصد)، سرپرستان (۴۴ درصد) و مدیران میانی (۴۳ درصد) هم تقریباً به همان اندازه حضور دارند.../ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️نویسنده: اندی وو، گوران کالیک، مین باسادور
🔰چگونه افراد نوآور و خلاق را در سازمان خود شناسایی و توانمند میکنید؟
تحقیقات نویسندگان مقالهای که در نشریه هاروارد بیزنس ریویو به چاپ رسیده است نشان میدهد چهار سبک از افراد هستند که نقشی کلیدی در نوآوری و خلاقیت ایفا میکنند و میتوانند منجر به موفقیت سازمان شوند. این چهار دسته عبارتند از: مولدها، مفهومسازها، بهینهسازها و اجراکنندهها.
1️⃣مولدها
مولدها مشکلات جدیدی را پیدا میکنند و بر اساس تجربه مستقیم خود از آنها ایده میگیرند. تماس فیزیکی با دنیای واقعی، و مشارکت در آن، آنها را از شکافها و ناسازگاریهای حل نشده آگاه میکند – مشکلاتی که ممکن است به عنوان فرصتها و امکانات ارزش پرداختن به آنها وجود داشته باشد. با این حال، مولدها فقط این مشکلات را در سطح بالایی پیدا میکنند. آنها لزوماً به سمت بیان درک روشنی از ویژگیهای یک مشکل یا راهحلهای بالقوه آن نمیروند. در تمام سطوح سازمانی، مولدها نادر هستند. به طور کلی، تنها ۱۷ درصد از جامعه نمونه بررسی انجام شده را مولدها تشکیل دادند: ۱۹ درصد از مدیران اجرایی، ۱۸ درصد از مدیران میانی، ۱۵ درصد از سرپرستان و ۱۶ درصد از افراد غیرمدیر. این بدان معناست که، اگر رهبران، تعمدا مولدها را در تیم نگنجانند، ممکن است آنها اصلاً در تیم حضور نداشته باشند. مولدها نسبت به دنیای اطراف خود ادراکی خاص دارند و فرصتها را ایجاد و تکثیر میکنند. بنابراین، فقدان افراد مولد این احتمال را افزایش میدهد که سازمان فرصتهایی را برای تغییرات ارزشمند از دست بدهد.
2️⃣مفهومسازها
مفهومسازان مساله را تعریف میکنند و ترجیح میدهند آن را از طریق تحلیل انتزاعی به جای تجربه مستقیم درک کنند. آنها مانند مولدها دوست دارند ایده پردازی کنند. اما در مقابل آنها ترجیح میدهند مشکل را به وضوح مدلسازی کنند – ادغام بخشها، روابط و بینشهای مختلف با هم – که سپس میتواند به عنوان مبنایی برای یک یا چند راهحل استفاده شود. مفهومسازان دومین گروه نادر از نیروهای نوآور هستند که تنها ۱۹٪ از جامعه نمونه این بررسی را تشکیل دادند. آنها در اکثر سطوح شغلی به طور نسبتاً مساوی به ترتیب با ۱۷٪، ۱۸٪ و ۱۷٪ از پرسنل غیرمدیر، سرپرستان، و مدیران میانی مشاهده شدند. اما تعداد بیشتری از مدیران عامل – ۲۵ درصد – مفهومساز هستند. این احتمالاً منعکس کننده نیازهای شناختی خاص برای آن نقش است: مدیران اجرایی باید به جای اجرای وظایف تاکتیکی بیشتر، برای اهداف دورتر برنامهریزی استراتژیک داشته باشند.
3️⃣بهینهسازها
بهینهسازها ایدهها را ارزیابی میکنند و راهحلهایی را پیشنهاد میکنند. آنها ترجیح میدهند به طور سیستماتیک همه گزینههای ممکن را بررسی کنند تا بهترین راهحل را در بین گزینههای شناختهشده پیادهسازی کنند. بهینهسازها در میان سطوح شغلی پایینتر (۲۷ درصد از پرسنل غیرمدیر) بیشتر مشاهده میشوند و با افزایش سطوح شغلی (۲۳ درصد سرپرستان، ۲۲ درصد از مدیران میانی و ۲۰ درصد از مدیران اجرایی) سهم آنها از کل، کاهش مییابد. از آنجا که اکثر راهحلها در سطوح پایینتر از سلسله مراتب، پیادهسازی میشوند، منطقی است که مشاغل در این سطوح بیشتر درگیر بهینهسازی هستند.
4️⃣اجراکنندگان
مجریان، راهحلها را به کار میگیرند. آنها با اشتیاق (و گاهی اوقات بیصبرانه) وارد عمل میشوند، راهحلهای جدید را قبل از آزمایش ذهنی آزمایش میکنند و سپس بر اساس نتیجه این آزمایشها تنظیمات را انجام میدهند.اجراکنندگان رایجترین سبک نوآوری هستند که ۴۱ درصد از پاسخدهندگان نظرسنجی این تحقیق را تشکیل دادند. ۳۶ درصد از مدیران اجرایی جزو اجراکنندگان هستند، اما در بین افراد غیرمدیر (۴۱ درصد)، سرپرستان (۴۴ درصد) و مدیران میانی (۴۳ درصد) هم تقریباً به همان اندازه حضور دارند.../ ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰🔺ادامه از پست قبلی .....
🔰چالشهای سازمانها
مدیران در این رابطه بایدبه دو نکته توجه داشته باشند: نخست، این چهار سبک نوآوری معمولاً به طور یکنواخت توزیع نمیشوند. جالب است که تنها حدود ۱۷٪ از افراد در مطالعه ما مولد بودند در حالی که ۴۱٪ اجراکننده بودند. دوم، افراد تمایل دارند بر اساس سبک نوآوری خود، نقشهای شغلی و سطوح مختلف مدیریتی را دستهبندی کنند. به عنوان مثال، مولدها عمدتاً در مشاغل غیر صنعتی یافت میشوند و مفهومسازها در برنامهریزی استراتژیک و توسعه سازمانی بیشتر هستند. این دو یافته در شکلگیری یک چالش دخیل هستند: سازمانها و تیمهایی که با آنها کار میکنید احتمالاً تعادل مناسبی در انواع افراد خلاق ندارند و از نظر شناختی تنوع کافی در آنها وجود ندارند. اگر تفاوتهای شناختی بهطور نابرابر توزیع شوند و اگر افراد نقشها و سازمانهایی را بر اساس ترجیح سبک نوآورانه خود انتخاب کنند، انتظار میرود اکثر سازمانها و تیمها تنوع شناختی ایدهآل را نداشته باشند. یا احتمالاً فاقد تعادل مناسب سبکها هستند و از نظر شناختی تنوع کافی ندارند. اگر تفاوتهای شناختی بهطور نابرابر توزیع شوند (مثلاً مجریان بیشتر و تولیدکنندگان کمتری وجود داشته باشد) – و اگر افراد نقشها و سازمانها را بر اساس ترجیح سبک نوآورانه خود انتخاب کنند (مثلاً، مولدها به احتمال زیاد هنرمند و معلم میشوند، نه مدیران اجرایی و مهندس). – انتظار داریم اکثر سازمانها و تیمها فاقد تنوع شناختی ایدهآل خود باشند.
🔹ترجمه: شادی آذری حمیدیان
🔸منبع: فردای اقتصاد
🔰چالشهای سازمانها
مدیران در این رابطه بایدبه دو نکته توجه داشته باشند: نخست، این چهار سبک نوآوری معمولاً به طور یکنواخت توزیع نمیشوند. جالب است که تنها حدود ۱۷٪ از افراد در مطالعه ما مولد بودند در حالی که ۴۱٪ اجراکننده بودند. دوم، افراد تمایل دارند بر اساس سبک نوآوری خود، نقشهای شغلی و سطوح مختلف مدیریتی را دستهبندی کنند. به عنوان مثال، مولدها عمدتاً در مشاغل غیر صنعتی یافت میشوند و مفهومسازها در برنامهریزی استراتژیک و توسعه سازمانی بیشتر هستند. این دو یافته در شکلگیری یک چالش دخیل هستند: سازمانها و تیمهایی که با آنها کار میکنید احتمالاً تعادل مناسبی در انواع افراد خلاق ندارند و از نظر شناختی تنوع کافی در آنها وجود ندارند. اگر تفاوتهای شناختی بهطور نابرابر توزیع شوند و اگر افراد نقشها و سازمانهایی را بر اساس ترجیح سبک نوآورانه خود انتخاب کنند، انتظار میرود اکثر سازمانها و تیمها تنوع شناختی ایدهآل را نداشته باشند. یا احتمالاً فاقد تعادل مناسب سبکها هستند و از نظر شناختی تنوع کافی ندارند. اگر تفاوتهای شناختی بهطور نابرابر توزیع شوند (مثلاً مجریان بیشتر و تولیدکنندگان کمتری وجود داشته باشد) – و اگر افراد نقشها و سازمانها را بر اساس ترجیح سبک نوآورانه خود انتخاب کنند (مثلاً، مولدها به احتمال زیاد هنرمند و معلم میشوند، نه مدیران اجرایی و مهندس). – انتظار داریم اکثر سازمانها و تیمها فاقد تنوع شناختی ایدهآل خود باشند.
🔹ترجمه: شادی آذری حمیدیان
🔸منبع: فردای اقتصاد
🔰" بهترین راه برای ساختن سازمانی که برازنده آینده باشد، ساختن سازمانی است که برازنده انسان باشد" (گری همل)
🌺با سلام و عرض ادب احترام؛
🌺به استحضار شما همراهان گرامی میرساند،
💎 کانال مدیران شایسته :
🆔@Competentmanagers
🎯 با هدف ایجاد هم افزایی و تسهیلگری در امر آموزش و یادگیری دانش مدیریت منابع انسانی، با تمرکز بر حوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های منابع انسانی، از طریق به اشتراک گذاری و تسهیم دانش با دوستان، همکاران، متخصصان، مدیران، كارشناسان، كارمندان و دانشجویان در حوزه مدیریت منابع انسانی و سایر افراد علاقمند به این مباحث، بیش از سه سال است که در تلگرام تشکیل گردیده است. امید که برای تمامی اعضای محترم کانال و برای همه علاقمندان و به ویزه کارشناسان محترم مدیریت منابع انسانی مفید و موثر بوده باشد.
🙏از همه شما دوستان فرهیخته و همکاران گرامی دعوت میکنم با عضویت در این کانال و مطالعه مطالب ارسالی، اینجانب را از نکته نظرات و راهنمایی های ارزشمندتان بهره مند فرمایید.
"کانال مدیران شایسته"
https://t.me/CompetentManagers
🌺با سلام و عرض ادب احترام؛
🌺به استحضار شما همراهان گرامی میرساند،
💎 کانال مدیران شایسته :
🆔@Competentmanagers
🎯 با هدف ایجاد هم افزایی و تسهیلگری در امر آموزش و یادگیری دانش مدیریت منابع انسانی، با تمرکز بر حوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های منابع انسانی، از طریق به اشتراک گذاری و تسهیم دانش با دوستان، همکاران، متخصصان، مدیران، كارشناسان، كارمندان و دانشجویان در حوزه مدیریت منابع انسانی و سایر افراد علاقمند به این مباحث، بیش از سه سال است که در تلگرام تشکیل گردیده است. امید که برای تمامی اعضای محترم کانال و برای همه علاقمندان و به ویزه کارشناسان محترم مدیریت منابع انسانی مفید و موثر بوده باشد.
🙏از همه شما دوستان فرهیخته و همکاران گرامی دعوت میکنم با عضویت در این کانال و مطالعه مطالب ارسالی، اینجانب را از نکته نظرات و راهنمایی های ارزشمندتان بهره مند فرمایید.
"کانال مدیران شایسته"
https://t.me/CompetentManagers
⚫️افزایش حقوقی که خیلی زود ارزش خود را از دست داد.
🔰تیر خلاص جراحی اقتصادی بر تفریح مردم / ابرتورم بر کدام کالاها تاثیر داشت؟
🔻آمارها نشان میدهد که از مهرماه سال گذشته تا مهرماه سالجاری؛
روغن مایع ۲۸۹ درصد،
سیبزمینی ۱۵۳ درصد،
ماکارونی ۱۳۸ درصد،
رشته آش ۱۰۶ درصد،
رب گوجه ۸۳ درصد،
قند ۸۱ درصد،
برنج ۱۳۸ درصد
و مرغ با ۱۲۱ درصد،
با افزایش قیمت روبرو شدهاند.
🔻آمارها نشان میدهد در یکسال اخیر با افزایش ۴ برابری سادهترین کالاهای مردم مواجه بودهایم.
🔻این در حالی است که کالاهای ذکر شده مهمترین و اساسیترین اقلام مصرفی مردم است و نتیجه آن چیزی جز فقیرتر شدن طبقه متوسط نیست.
🔻روغن رکوردار گرانی کالاها به شمار میآید؛ کالایی که میزان مصرف آن نیز بیشتر از دیگر اقلام است. پس از آن سیبزمینی و ماکارونی پرچمدار گرانیها است.
/ اقتصادنیوز.
افزایش_ده_درصدی_حقوق_کارمندان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰تیر خلاص جراحی اقتصادی بر تفریح مردم / ابرتورم بر کدام کالاها تاثیر داشت؟
🔻آمارها نشان میدهد که از مهرماه سال گذشته تا مهرماه سالجاری؛
روغن مایع ۲۸۹ درصد،
سیبزمینی ۱۵۳ درصد،
ماکارونی ۱۳۸ درصد،
رشته آش ۱۰۶ درصد،
رب گوجه ۸۳ درصد،
قند ۸۱ درصد،
برنج ۱۳۸ درصد
و مرغ با ۱۲۱ درصد،
با افزایش قیمت روبرو شدهاند.
🔻آمارها نشان میدهد در یکسال اخیر با افزایش ۴ برابری سادهترین کالاهای مردم مواجه بودهایم.
🔻این در حالی است که کالاهای ذکر شده مهمترین و اساسیترین اقلام مصرفی مردم است و نتیجه آن چیزی جز فقیرتر شدن طبقه متوسط نیست.
🔻روغن رکوردار گرانی کالاها به شمار میآید؛ کالایی که میزان مصرف آن نیز بیشتر از دیگر اقلام است. پس از آن سیبزمینی و ماکارونی پرچمدار گرانیها است.
/ اقتصادنیوز.
افزایش_ده_درصدی_حقوق_کارمندان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دلایل احتمالی عملکرد ضعیف کارکنان را شناسایی کنید
اگر متوجه شدید عملکرد یکی از کارکنانتان مطابق انتظار نیست، اقدام بعدی شما باید تحقیق درباره دلایل این مسأله باشد. علت پشت این مسأله میتواند ضعف مهارت، مدیریت ناکارآمد زمان، عادات بد کاری، نبود انگیزه، نزاع با سایر کارکنان، یا دستورات غیر شفاف در آن بخش باشد. ممکن است ایراد کار به موضوعی کاملاً متفاوت، مثلاً سوءتفاهم در درک برخی اهداف، برگردد. احتمال دارد عملکرد ضعیف هیچ دلیل آشکاری نظیر ضعف در مهارت یا انگیزه، نداشته باشد. در ادامه برخی از دلایل احتمالی عملکرد پایینتر از انتظار کارکنان، توضیح داده میشود:
فرایندهای بد: ادوارد دمینگ، یکی از بزرگترین اساتید مدیریت قرن بیستم، به مدیران کسبوکارها هشدار داد که علت اصلی عملکرد ضعیف، اغلب فرآیندهای بد هستند. اگر به دنبال عملکرد بهتر هستید، پیش از بررسی خطاهای کارکنان، به بررسی فرایندهای کاری بپردازید. برای مثال، ممکن است علت تأخیر کارمند شما در تحویل یک پرونده، وجود فرایند طاقتفرسای تأیید باشد که لازمه آن گرفتن امضا از فردی است که یا اغلب به سفر میرود و یا کار دیگران را به موقع راه نمیاندازد.
تنشهای محیط کار: نابرابری در حجم کاری افراد (حتی اگر موقتی باشد)، یا حتی نفرت غریزی برخی افراد از هم، میتواند عامل ایجاد نزاع شده، و منجر به افت عملکرد شود. مثلاً، ممکن است دو همتیمی برای ارتقا به جایگاه بالاتر درخواست داده باشند؛ در اینصورت اگر با درخواست یکی از آنها موافقت شود، دیگری احتمالأ رنجیدهخاطر میشود. دلیل دیگر تنش در محیط کار (که در عین معمول بودن، به راحتی قابل رفع شدن است)، تفاوت در نحوه ارتباط برقرار کردن افراد است. اگر علت پشت یک نزاع یا تنش را متوجه شوید، احتمالاً قادر به خنثی کردن آن خواهید بود.
کار بیش از اندازه: حتی متعهدترین کارکنان شما دربرابر درخواستهای بیش از اندازه، و موعدهای تحویل بسیار کوتاه، دچار فرسودگی میشوند. بنابراین، از تعیین اهداف و انتظارات غیر منطقی، و استانداردهای سختگیرانه خودداری کنید. اگر پس از چندین جلسه پایش متوجه شدید که فردی در مسیر اهدافش درجا میزند، از او بپرسید که چه عواملی مانع پیشرفتش میشوند. در نتیجه این اقدام، میتوانید اهداف را بازبینی کنید (و در صورت نیاز، تغییر دهید). گاهی رخدادها نیز عملکرد فرد یا تیم را تحت تأثیر قرار میدهند. برای مثال، اگر فردی برای مراقبت از یکی از اعضای بیمار خانوادهاش چند روز غیبت کند و سایر همکاران وی بخواهند وظایفش را به دوش بکشند، ممکن است تحت فشار زیادی قرار گیرند (هرچند روحیه حمایتگری آنها تقویت میشود).
مشکلات شخصی: گاهی علت ریشهای عملکرد ضعیف، هیچ ارتباطی به محیط کار ندارد. یک مشکل مرتبط با سلامت میتواند تمرکز کارمند شما را بر هم بزند، یا فردی دیگر در رسیدگی همزمان به نیازهای خانواده و سازمان، دچار مشکل شود. شما میتوانید در صورت شناسایی این مشکلات، به تسهیل آنها کمک کنید. برای مثال، اگر کارمندی به دلیل نگهداری از فرزندان خردسال و والدین پیر خود دچار کمبود وقت شده است، میتوانید با ارائه یک برنامه کاری منعطف یا فراهم ساختن امکان دورکاری، به او در مراقبت از خانوادهاش کمک کنید.
اگر با عملکرد ضعیف مواجه شدید، بدانید که ممکن است مسائل پنهانی در پس آن وجود داشته باشد؛ و شما نیاز دارید تا پیش از دست زدن به هر اقدامی، آنها را شناسایی کنید. براساس اینکه علت یک مشکل چه باشد، راه حل آن متفاوت خواهد بود.
منبع: HBR 2021
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر متوجه شدید عملکرد یکی از کارکنانتان مطابق انتظار نیست، اقدام بعدی شما باید تحقیق درباره دلایل این مسأله باشد. علت پشت این مسأله میتواند ضعف مهارت، مدیریت ناکارآمد زمان، عادات بد کاری، نبود انگیزه، نزاع با سایر کارکنان، یا دستورات غیر شفاف در آن بخش باشد. ممکن است ایراد کار به موضوعی کاملاً متفاوت، مثلاً سوءتفاهم در درک برخی اهداف، برگردد. احتمال دارد عملکرد ضعیف هیچ دلیل آشکاری نظیر ضعف در مهارت یا انگیزه، نداشته باشد. در ادامه برخی از دلایل احتمالی عملکرد پایینتر از انتظار کارکنان، توضیح داده میشود:
فرایندهای بد: ادوارد دمینگ، یکی از بزرگترین اساتید مدیریت قرن بیستم، به مدیران کسبوکارها هشدار داد که علت اصلی عملکرد ضعیف، اغلب فرآیندهای بد هستند. اگر به دنبال عملکرد بهتر هستید، پیش از بررسی خطاهای کارکنان، به بررسی فرایندهای کاری بپردازید. برای مثال، ممکن است علت تأخیر کارمند شما در تحویل یک پرونده، وجود فرایند طاقتفرسای تأیید باشد که لازمه آن گرفتن امضا از فردی است که یا اغلب به سفر میرود و یا کار دیگران را به موقع راه نمیاندازد.
تنشهای محیط کار: نابرابری در حجم کاری افراد (حتی اگر موقتی باشد)، یا حتی نفرت غریزی برخی افراد از هم، میتواند عامل ایجاد نزاع شده، و منجر به افت عملکرد شود. مثلاً، ممکن است دو همتیمی برای ارتقا به جایگاه بالاتر درخواست داده باشند؛ در اینصورت اگر با درخواست یکی از آنها موافقت شود، دیگری احتمالأ رنجیدهخاطر میشود. دلیل دیگر تنش در محیط کار (که در عین معمول بودن، به راحتی قابل رفع شدن است)، تفاوت در نحوه ارتباط برقرار کردن افراد است. اگر علت پشت یک نزاع یا تنش را متوجه شوید، احتمالاً قادر به خنثی کردن آن خواهید بود.
کار بیش از اندازه: حتی متعهدترین کارکنان شما دربرابر درخواستهای بیش از اندازه، و موعدهای تحویل بسیار کوتاه، دچار فرسودگی میشوند. بنابراین، از تعیین اهداف و انتظارات غیر منطقی، و استانداردهای سختگیرانه خودداری کنید. اگر پس از چندین جلسه پایش متوجه شدید که فردی در مسیر اهدافش درجا میزند، از او بپرسید که چه عواملی مانع پیشرفتش میشوند. در نتیجه این اقدام، میتوانید اهداف را بازبینی کنید (و در صورت نیاز، تغییر دهید). گاهی رخدادها نیز عملکرد فرد یا تیم را تحت تأثیر قرار میدهند. برای مثال، اگر فردی برای مراقبت از یکی از اعضای بیمار خانوادهاش چند روز غیبت کند و سایر همکاران وی بخواهند وظایفش را به دوش بکشند، ممکن است تحت فشار زیادی قرار گیرند (هرچند روحیه حمایتگری آنها تقویت میشود).
مشکلات شخصی: گاهی علت ریشهای عملکرد ضعیف، هیچ ارتباطی به محیط کار ندارد. یک مشکل مرتبط با سلامت میتواند تمرکز کارمند شما را بر هم بزند، یا فردی دیگر در رسیدگی همزمان به نیازهای خانواده و سازمان، دچار مشکل شود. شما میتوانید در صورت شناسایی این مشکلات، به تسهیل آنها کمک کنید. برای مثال، اگر کارمندی به دلیل نگهداری از فرزندان خردسال و والدین پیر خود دچار کمبود وقت شده است، میتوانید با ارائه یک برنامه کاری منعطف یا فراهم ساختن امکان دورکاری، به او در مراقبت از خانوادهاش کمک کنید.
اگر با عملکرد ضعیف مواجه شدید، بدانید که ممکن است مسائل پنهانی در پس آن وجود داشته باشد؛ و شما نیاز دارید تا پیش از دست زدن به هر اقدامی، آنها را شناسایی کنید. براساس اینکه علت یک مشکل چه باشد، راه حل آن متفاوت خواهد بود.
منبع: HBR 2021
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 شش گنج تفکر برای زبدگی
📍رویداد تدکس زنجان (۲۰۱۹)
⏳ مدت زمان حدود ۱۷ دقیقه
✍️دکتر مهدی شامی زنجانی
💎در این سخنرانی که در رویداد تدکس زنجان (۱۳۹۸) انجام گردید، دکتر مهدی شامی زنجانی ضمن تشریح مفهومِ «زبدگی در زندگی»، «شش گنج تفکر» برای دستیابی به آن معرفی میکند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
📍رویداد تدکس زنجان (۲۰۱۹)
⏳ مدت زمان حدود ۱۷ دقیقه
✍️دکتر مهدی شامی زنجانی
💎در این سخنرانی که در رویداد تدکس زنجان (۱۳۹۸) انجام گردید، دکتر مهدی شامی زنجانی ضمن تشریح مفهومِ «زبدگی در زندگی»، «شش گنج تفکر» برای دستیابی به آن معرفی میکند.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
👍1
Audio
🌹🌷 ۳۰دقیقه مجموعه منتخبی از آثار استاد شجریان
لیست قطعات این مجموعه:
۱- غلام چشم آن تُرکم
۲- یاد ایام
۳- گلچهره
۴- مرغ سحر
۵- آمدهام که سر نهم
۶- سلسله موی دوست
۷- ببار ای بارون
۸- صنما جفا رها کن
۹- سرو چمان
۱۰- دل بردی از من به یغما
۱۱- شیدایی
۱۲- رندان مست
هدیه به دوستان عزیز
دمی از جهان غم فارغ شوید با نوای آسمانی استاد آواز
لیست قطعات این مجموعه:
۱- غلام چشم آن تُرکم
۲- یاد ایام
۳- گلچهره
۴- مرغ سحر
۵- آمدهام که سر نهم
۶- سلسله موی دوست
۷- ببار ای بارون
۸- صنما جفا رها کن
۹- سرو چمان
۱۰- دل بردی از من به یغما
۱۱- شیدایی
۱۲- رندان مست
هدیه به دوستان عزیز
دمی از جهان غم فارغ شوید با نوای آسمانی استاد آواز
#تلنگر 📚
یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:
روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ!
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!
ﮔﻔﺘﻢ: فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!
بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری
تبر باشی اما نشکنی👌
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:
روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ!
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!
ﮔﻔﺘﻢ: فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!
بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری
تبر باشی اما نشکنی👌
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from Dr.kashefi
زندگی....
موسیقی گنجشکهاست
زندگی.....
باغِ تماشای خداست
زندگی یعنی همین
پروازها
صبحها
لبخندها
آوازها
❣سلام.صبحتون بخیر
زندگیتون شیرین❣
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
موسیقی گنجشکهاست
زندگی.....
باغِ تماشای خداست
زندگی یعنی همین
پروازها
صبحها
لبخندها
آوازها
❣سلام.صبحتون بخیر
زندگیتون شیرین❣
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
💢اینکه در کدام ناحیه مشغول به فعالیت هستیم، آینده ما را می سازد
1⃣ ناحیه راحتی
2⃣ ناحیه ترس
3⃣ ناحیه یادگیری
4⃣ ناحیه رشد
🖋 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
1⃣ ناحیه راحتی
2⃣ ناحیه ترس
3⃣ ناحیه یادگیری
4⃣ ناحیه رشد
🖋 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔮 ناحیه راحتی یا منطقه امن ذهنی چیست؟
📍 راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی
🏮آیا می دانید منطقه امن ذهنی چیست؟ و راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی کدام است؟ منطقه امن ذهنی، فضایی در ذهن شما است که خودتان آن را ایجاد کرده اید و در آن احساس امنیت دارید و حاضر نیستید ریسک کنید و از این فضای امن خارج شوید و فرصت هایی که در انتظار شما هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، مستقل و قوی را برای خود بسازید.
✴️ مثال
برای درک این مفهوم فرض کنید در اتاقی هستید که همه چیز نسبتاً مناسب است و شما در آن احساس امن دارید ولی در عین حال اتاقهای دیگری نیز وجود دارند که شما میتوانید به سراغ آنها بروید و درها را بگشایید و ببینید چه شرایطی منتظر شما است. حال با رفتن به سراغ اتاقهای دیگر دو حالت برای شما پیش میآید:
🔹 اول آنکه ممکن است، اتاق جدید از همه نظر بهتر از اتاقی باشد که شما در آن بودید.
🔹 دوم آنکه امکان دارد در اتاق جدید شرایط مناسبتری نسبت به اتاقی که در آن بودید وجود نداشته باشد.
🔍 از منطقه امن خودخارج شوید❗️
زمانی که شما هدف و رویای بزرگی در ذهن دارید و به معنای واقعی کلمه قصد دارید که به آن دست یابید، باید یاد بگیرید که منطقه امن ذهنی خود را از بین برده، آن را نادیده بگیرید و فردی با شخصیت مستقل بسازید. بنابراین اگر به دنبال آن هستید که رویای ذهنی خود را هر آنچه که هست محقق کنید باید از دایره امن ذهنی خود خارج شوید، مطمئن باشید که رویا و هدف شما خارج از این منطقه امن است. پس باید از آن رها شوید، با دنیای بیرون ذهنتان آشنا گردید و فرصتهایی که در انتظارتان هستند را از دست ندهید. درست است که این اقدام ممکن است برای شما دارای ریسک و خطر باشد ولی کسی که هدف و رویای بزرگی دارد، پای خود را از این منطقه امن بیرون میگذارد و تمام تلاش خود را برای ساخت شخصیت قوی و محکم به کار میگیرد.
💢 یکی از موانع مهم خروج از منطقه امن همان سندروم ترس از دست دادن میباشد.
⭕️ سه گام موثر برای رهایی از منطقه امن ذهنی
1⃣ بازیابی انگیزه
🔻همیشه سعی کنید انگیزه ای قوی برای رسیدن به رویا داشته باشید و شجاعت ریسک پذیری را در خودتان تقویت کنید. افراد موفق و بزرگ که توانسته اند ردپای موفقیتشان را در این کره خاکی برجا بگذارند همواره انگیزه هایی قوی داشته اند.
2⃣ افزایش مهارتهای یادگیری خود
🔻نیاز دارید که قدرت یادگیری خود را افزایش دهید، آن را در ذهن خود ثبت کنید، شخصیت خود را بسازید و خود را برای ورود به فصل جدیدی از زندگیتان آماده کنید. یکی از عواملی که ممکن است سرعت شما را در این مسیر کاهش دهد، ترس های شما است.
3⃣ تمرکز روی هدف:
🔻باید تعریف مشخصی از شخصیت و جایگاهی که تمایل دارید به آن برسید، داشته باشید و گام به گام در مسیر دست یابی به آن پیش بروید و آگاه باشید که هیچ چیز و هیچ فردی از اول کامل و فوق العاده نبوده است و برای ساخته شدن و با کیفیت شدن پروسهای را طی کرده است. یکی دیگر از تمرین هایی که شما را در این زمینه یاری میکند این است که شخصیت ۲۰ سال آینده خود را تصور کنید، با آن روبرو شوید و بررسی کنید که دوست دارید شخصیت ۲۰ سال آینده خود را از نظر مالی، سلامتی، ارتباطات و... در کدام جایگاه و موقعیت ببینید؟ اگر خوب به این موضوع فکر کنید میتوانید نسبت به خیلی از مواردی که لازم است در مسیر موفقیت و ساخت شخصیت محکم و قوی انجام دهید، تا به نتیجه بهتری برسید، آگاه شده و قهرمان زندگی خود شوید.
📛 کمال گرایی و ناحیه راحتی
افراد کمالگرا معمولاً دنبال چالش نمیروند و در همان مناطق امنشان پناه میگیرند. کمال گرایی در هر موضوعی تأثیر دارد و افرادی که کمالگرا هستند به مشکلات زیادی میخورند.
ترس از شکست یکی از دلایلی است که آنها نمیخواهند از منطقه امنشان بیرون روند. اما این نکته را باید به خاطر داشت:
♨️"۲۰ سال بعد برای کارهایی که انجام ندادهای بیشتر حسرت میخوری تا کارهایی که انجام دادی"
👤 مارک تواین
🖋 یکی از مواردی که کمک میکند که از منطقه امن خارج شد این است که برای خود یک کوچ و یا منتور داشت. به خصوص، بحث کوچینگ میتواند در این زمینه خیلی کمک کند و فرد را متقاعد کند که باید حتماً از مناطق امن خود خارج شود. با استفاده از کوچینگ و پیگیریها مختلف، افراد تصمیم میگیرند که از منطقه امن خود خارج شوند و بعداً متوجه میشوند که چه قدر زندگی خارج از منطقه امن زیباتر است!
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
📍 راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی
🏮آیا می دانید منطقه امن ذهنی چیست؟ و راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی کدام است؟ منطقه امن ذهنی، فضایی در ذهن شما است که خودتان آن را ایجاد کرده اید و در آن احساس امنیت دارید و حاضر نیستید ریسک کنید و از این فضای امن خارج شوید و فرصت هایی که در انتظار شما هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، مستقل و قوی را برای خود بسازید.
✴️ مثال
برای درک این مفهوم فرض کنید در اتاقی هستید که همه چیز نسبتاً مناسب است و شما در آن احساس امن دارید ولی در عین حال اتاقهای دیگری نیز وجود دارند که شما میتوانید به سراغ آنها بروید و درها را بگشایید و ببینید چه شرایطی منتظر شما است. حال با رفتن به سراغ اتاقهای دیگر دو حالت برای شما پیش میآید:
🔹 اول آنکه ممکن است، اتاق جدید از همه نظر بهتر از اتاقی باشد که شما در آن بودید.
🔹 دوم آنکه امکان دارد در اتاق جدید شرایط مناسبتری نسبت به اتاقی که در آن بودید وجود نداشته باشد.
🔍 از منطقه امن خودخارج شوید❗️
زمانی که شما هدف و رویای بزرگی در ذهن دارید و به معنای واقعی کلمه قصد دارید که به آن دست یابید، باید یاد بگیرید که منطقه امن ذهنی خود را از بین برده، آن را نادیده بگیرید و فردی با شخصیت مستقل بسازید. بنابراین اگر به دنبال آن هستید که رویای ذهنی خود را هر آنچه که هست محقق کنید باید از دایره امن ذهنی خود خارج شوید، مطمئن باشید که رویا و هدف شما خارج از این منطقه امن است. پس باید از آن رها شوید، با دنیای بیرون ذهنتان آشنا گردید و فرصتهایی که در انتظارتان هستند را از دست ندهید. درست است که این اقدام ممکن است برای شما دارای ریسک و خطر باشد ولی کسی که هدف و رویای بزرگی دارد، پای خود را از این منطقه امن بیرون میگذارد و تمام تلاش خود را برای ساخت شخصیت قوی و محکم به کار میگیرد.
💢 یکی از موانع مهم خروج از منطقه امن همان سندروم ترس از دست دادن میباشد.
⭕️ سه گام موثر برای رهایی از منطقه امن ذهنی
1⃣ بازیابی انگیزه
🔻همیشه سعی کنید انگیزه ای قوی برای رسیدن به رویا داشته باشید و شجاعت ریسک پذیری را در خودتان تقویت کنید. افراد موفق و بزرگ که توانسته اند ردپای موفقیتشان را در این کره خاکی برجا بگذارند همواره انگیزه هایی قوی داشته اند.
2⃣ افزایش مهارتهای یادگیری خود
🔻نیاز دارید که قدرت یادگیری خود را افزایش دهید، آن را در ذهن خود ثبت کنید، شخصیت خود را بسازید و خود را برای ورود به فصل جدیدی از زندگیتان آماده کنید. یکی از عواملی که ممکن است سرعت شما را در این مسیر کاهش دهد، ترس های شما است.
3⃣ تمرکز روی هدف:
🔻باید تعریف مشخصی از شخصیت و جایگاهی که تمایل دارید به آن برسید، داشته باشید و گام به گام در مسیر دست یابی به آن پیش بروید و آگاه باشید که هیچ چیز و هیچ فردی از اول کامل و فوق العاده نبوده است و برای ساخته شدن و با کیفیت شدن پروسهای را طی کرده است. یکی دیگر از تمرین هایی که شما را در این زمینه یاری میکند این است که شخصیت ۲۰ سال آینده خود را تصور کنید، با آن روبرو شوید و بررسی کنید که دوست دارید شخصیت ۲۰ سال آینده خود را از نظر مالی، سلامتی، ارتباطات و... در کدام جایگاه و موقعیت ببینید؟ اگر خوب به این موضوع فکر کنید میتوانید نسبت به خیلی از مواردی که لازم است در مسیر موفقیت و ساخت شخصیت محکم و قوی انجام دهید، تا به نتیجه بهتری برسید، آگاه شده و قهرمان زندگی خود شوید.
📛 کمال گرایی و ناحیه راحتی
افراد کمالگرا معمولاً دنبال چالش نمیروند و در همان مناطق امنشان پناه میگیرند. کمال گرایی در هر موضوعی تأثیر دارد و افرادی که کمالگرا هستند به مشکلات زیادی میخورند.
ترس از شکست یکی از دلایلی است که آنها نمیخواهند از منطقه امنشان بیرون روند. اما این نکته را باید به خاطر داشت:
♨️"۲۰ سال بعد برای کارهایی که انجام ندادهای بیشتر حسرت میخوری تا کارهایی که انجام دادی"
👤 مارک تواین
🖋 یکی از مواردی که کمک میکند که از منطقه امن خارج شد این است که برای خود یک کوچ و یا منتور داشت. به خصوص، بحث کوچینگ میتواند در این زمینه خیلی کمک کند و فرد را متقاعد کند که باید حتماً از مناطق امن خود خارج شود. با استفاده از کوچینگ و پیگیریها مختلف، افراد تصمیم میگیرند که از منطقه امن خود خارج شوند و بعداً متوجه میشوند که چه قدر زندگی خارج از منطقه امن زیباتر است!
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰آیا از دایره راحتی خارج بشویم یا نه؟
🔹ما به طور کلی در مقابل موقعیتها یا چیزهای تازه، واکنشهای منفی بروز میدهیم. «برنِی براون» (Brené Brown) -محقق- در این باره میگوید موقعیتهای اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی جدید همیشه در ما تردید ایجاد کرده و دایرهی راحتی ما را کوچکتر میکنند. و هر چه میزان تردید و ترس ما از قرار گرفتن در موقعیتها تازه بیشتر شود، بیرون آمدن از دایرهی راحتی برای ما سختتر و پیچیدهتر خواهد شد.
🔹آشنایی با موقعیتها و چیزهای تازه به ما احساس راحتی و حتی لذت میدهد. اما گارد گرفتنهای اولیه در مقابله با چنین موقعیتهایی چندان هم عجیب نیست. با نگاه از زاویه روند تکامل، ما احساس امنیت بیشتری در مقابل شرایطی که با آنها آشنا هستیم داریم و رفتارهای مثبت و منفی ما در موارد متفاوت ناشی از همین حس غریزی است. تصور ذهنیمان به ما میگوید: «قبلا در موقعیت مشابه زنده ماندم، پس امتحان آن این بار هم مشکلی ایجاد نمیکند و در امان خواهم بود.»
🔹از طرفی، امتحان کردن چیزهای جدید انرژی زیادی نیاز دارد. پس وقتی که احساس خستگی و بیحالی داشته باشیم، بیشتر به پرداختن به عادتهای قدیمی و معمولمان تمایل داریم و ریسکهای کمتری را میپذیریم. همین مساله ما را -حداقل تا بازیابی دوبارهی انرژی- در دایرهی راحتیمان نگه میدارد.
🔹اما آیا واقعا باید از دایرهی راحتی خارج شد؟ آیا نتیجهی انجام این کار مفید است؟ پاسخ علم به این سوالات -در اغلب موقعیتها- مثبت است. چون دایره راحتی وضعیتی است که در آن استرس فرد در پایینترین حد خود قرار دارد . اما در واقع بخاطر نگرانی ناخودآگاه در خصوص ورود به دایرهی ترس، از دایرهی راحتیمان هم خارج نمیشویم. ولی اگر میخواهیم بیشتر رشد کنیم و به دستاوردهای بزرگتری برسیم ما باید از این محدوده خارج بشویم که البته برای این منظور باید برای اضطراب و سختیهای این شجاعت هم آمادگی داشته باشیم.
🔹اما یک سوال! اگر ما در دایرهی راحتی، آرامش داریم و حالمان خوب است و استرس نداریم، چرا باید از آن خارج بشویم؟ چرا باید در یک راه ناشناخته قدم بگذاریم که نتیجهی نامعلومی دارد و احتمالا به شکست منجر میشود؟ افرادی که این استدلال را دارند معمولا معتقدند فقط در صورتی باید از دایره راحتی خارج بشویم که این وضعیت در خطر قرار داشته باشد و ما مجبور باشیم آن را بزرگتر کنیم.
🔹اما برای من ماندن در دایرهی راحتی میتواند به معنی رکود باشد؛ تفاوت یک آب ساکن و راکد و رودخانهی جاری را در نظر بگیرد. اگر خودمان را به چالش نکشیم، در شرایط سخت قرار ندهیم، تجربههای جدید را امتحان نکنیم، چطور میتوانیم به فرد پختهتر و داناتر و باتجربهتری تبدیل بشویم و دایره راحتیمان را بزرگتر کنیم؟ اگر با ترسهایمان مواجه نشویم، کی میتوانیم بر آنها غلبه کنیم؟ برای بزرگتر شدن حدی از اضطراب و ریسک لازم است و این همان خروج از دایره راحتی است.
🔹در کل خروج از وضعیت راحتی مطلقا یک اتفاق خوب یا بد نیست و میتواند نتایج مثبت و منفی داشته باشد. نوع نگرش به این کار بسته به نوع شخصیت افراد و اولویتهایشان در زندگی متفاوت است. اگر اولویت با رشد و یادگیری باشد خروج از دایره راحتی توصیه میشود اما اگر اولویت حفظ وضع موجود باشد الزامی به خروج از آن نیست . به هر حال هیچ کدام از این نگرشها به دیگری برتری ندارند، هر کسی روش زندگی خودش را دارد و با توجه به اقتضاعات زندگی خود تصمیم میگیرد
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
🔹ما به طور کلی در مقابل موقعیتها یا چیزهای تازه، واکنشهای منفی بروز میدهیم. «برنِی براون» (Brené Brown) -محقق- در این باره میگوید موقعیتهای اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی جدید همیشه در ما تردید ایجاد کرده و دایرهی راحتی ما را کوچکتر میکنند. و هر چه میزان تردید و ترس ما از قرار گرفتن در موقعیتها تازه بیشتر شود، بیرون آمدن از دایرهی راحتی برای ما سختتر و پیچیدهتر خواهد شد.
🔹آشنایی با موقعیتها و چیزهای تازه به ما احساس راحتی و حتی لذت میدهد. اما گارد گرفتنهای اولیه در مقابله با چنین موقعیتهایی چندان هم عجیب نیست. با نگاه از زاویه روند تکامل، ما احساس امنیت بیشتری در مقابل شرایطی که با آنها آشنا هستیم داریم و رفتارهای مثبت و منفی ما در موارد متفاوت ناشی از همین حس غریزی است. تصور ذهنیمان به ما میگوید: «قبلا در موقعیت مشابه زنده ماندم، پس امتحان آن این بار هم مشکلی ایجاد نمیکند و در امان خواهم بود.»
🔹از طرفی، امتحان کردن چیزهای جدید انرژی زیادی نیاز دارد. پس وقتی که احساس خستگی و بیحالی داشته باشیم، بیشتر به پرداختن به عادتهای قدیمی و معمولمان تمایل داریم و ریسکهای کمتری را میپذیریم. همین مساله ما را -حداقل تا بازیابی دوبارهی انرژی- در دایرهی راحتیمان نگه میدارد.
🔹اما آیا واقعا باید از دایرهی راحتی خارج شد؟ آیا نتیجهی انجام این کار مفید است؟ پاسخ علم به این سوالات -در اغلب موقعیتها- مثبت است. چون دایره راحتی وضعیتی است که در آن استرس فرد در پایینترین حد خود قرار دارد . اما در واقع بخاطر نگرانی ناخودآگاه در خصوص ورود به دایرهی ترس، از دایرهی راحتیمان هم خارج نمیشویم. ولی اگر میخواهیم بیشتر رشد کنیم و به دستاوردهای بزرگتری برسیم ما باید از این محدوده خارج بشویم که البته برای این منظور باید برای اضطراب و سختیهای این شجاعت هم آمادگی داشته باشیم.
🔹اما یک سوال! اگر ما در دایرهی راحتی، آرامش داریم و حالمان خوب است و استرس نداریم، چرا باید از آن خارج بشویم؟ چرا باید در یک راه ناشناخته قدم بگذاریم که نتیجهی نامعلومی دارد و احتمالا به شکست منجر میشود؟ افرادی که این استدلال را دارند معمولا معتقدند فقط در صورتی باید از دایره راحتی خارج بشویم که این وضعیت در خطر قرار داشته باشد و ما مجبور باشیم آن را بزرگتر کنیم.
🔹اما برای من ماندن در دایرهی راحتی میتواند به معنی رکود باشد؛ تفاوت یک آب ساکن و راکد و رودخانهی جاری را در نظر بگیرد. اگر خودمان را به چالش نکشیم، در شرایط سخت قرار ندهیم، تجربههای جدید را امتحان نکنیم، چطور میتوانیم به فرد پختهتر و داناتر و باتجربهتری تبدیل بشویم و دایره راحتیمان را بزرگتر کنیم؟ اگر با ترسهایمان مواجه نشویم، کی میتوانیم بر آنها غلبه کنیم؟ برای بزرگتر شدن حدی از اضطراب و ریسک لازم است و این همان خروج از دایره راحتی است.
🔹در کل خروج از وضعیت راحتی مطلقا یک اتفاق خوب یا بد نیست و میتواند نتایج مثبت و منفی داشته باشد. نوع نگرش به این کار بسته به نوع شخصیت افراد و اولویتهایشان در زندگی متفاوت است. اگر اولویت با رشد و یادگیری باشد خروج از دایره راحتی توصیه میشود اما اگر اولویت حفظ وضع موجود باشد الزامی به خروج از آن نیست . به هر حال هیچ کدام از این نگرشها به دیگری برتری ندارند، هر کسی روش زندگی خودش را دارد و با توجه به اقتضاعات زندگی خود تصمیم میگیرد
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
Forwarded from اتچ بات
🔰مزایای خروج از دایره امن ذهنی یا ناحیه راحتی
در ادامه چند مزیت برای خروج از دایرهی راحتی و تلاش برای بهبود آستانهی تحمل در صورت افزایش اضطراب آمده است:
🔺کمک به پیشرفت
مقدار اندکی اضطراب و تردید، زمانی مفید است که با احساس موفقیت همراه شود. در این صورت رشد شخصی و شخصیتی را نتیجه خواهد داد. به همین دلیل است که برخی ماجراجوییهای خارج از محیط تکراری خانه -مثل کوهنوردی، چتربازی و حتی دوچرخهسواری- میتواند هیجان مثبت در ما ایجاد کند. چنین فعالیتهایی سطح اضطراب را تا حدی امن و مثبت افزایش میدهند و پس از پایان آنها و بازگشت به خانه، احساسات مثبتی همچون کسب یک دستاورد مفید و اعتماد به نفس در ما ظاهر شده یا افزایش پیدا میکنند.
🔺گسترش دایرهی راحتی
اگر دایرهی راحتی شما کوچک است، تعداد چیزهایی که میتوانید بدون اضطراب به انجام برسانید هم کم خواهد بود. در این صورت اغلب اوقات -بخاطر ناتوانی در انجام بسیاری از کارها- مضطرب هستید و بهعلاوه پیشرفتهای کمتری را هم تجربه خواهید کرد. با خروج مکرر از دایرهی راحتی، شما میتوانید تعداد عادتها و کارهای مفید بیشتری را به دایرهی راحتی خود بیاورید.
🔺انجام کارهای جدید و کمک به یادگیری چیزهای بیشتر
ماجراجوییهای بیشتر منجر به ترشح دوپامین میشود. دوپامین نقشی اساسی در ایجاد انگیزه در ما بازی میکند و هیجانهای تازه، میزان آن را افزایش میدهد. بهعلاوه هیجان بیشتر، بهبود حافظه و افزایش یادگیری را هم نتیجه میدهد.
🔹«دنیل اچ. پینک» (Daniel H. Pink) میگوید ایدهآلترین چیزی که میتوانیم برای به دست آوردن انگیزهی بیشتر نیاز داشته باشیم، محیطی با متعادلترین میزان راحتی برای بیشترین سطح بازدهی است. به گفتهی او اگر شما زیادی احساس راحتی کنید، کارایی کمتری دارید. اگر احساس راحتی در شما زیادی کم است، باز هم میزان کارایی پایینی دارید.
🔺سعی کنید که سطح میانه را برای خود پیدا کنید. جایی که میزان اضطراب شما در سطح کنترل شدهای باشد که در کنار استفاده از آن برای ایجاد انگیزه، تواناییتان برای مدیریت امور را هم از دست ندهید. هر گاه این شرایط به سطح متعادل و معقول رسید، سعی کنید با گسترش مسوولیتها را -تا آنجا که اضطراب شما را تا دوباره تا حد معقول و آستانهی تحملتان بالا میبرد- افزایش دهید. در این صورت در کنترل میزان اضطراب و گسترش دایرهی راحتی خود موفق عمل کردهاید.
🔺اینکه تا چه حد میخواهید مرزهای دایرهی راحتی خود را گسترش دهید، کاملا به شما و مسیری که برای خود در زندگی ترسیم کردهاید بستگی دارد. نکته مهم در اینجا، ایجاد تعادل بین راحتی، امنیت، سلامت و البته میزان هیجانهایی است که میخواهید تجربه کنید.
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
در ادامه چند مزیت برای خروج از دایرهی راحتی و تلاش برای بهبود آستانهی تحمل در صورت افزایش اضطراب آمده است:
🔺کمک به پیشرفت
مقدار اندکی اضطراب و تردید، زمانی مفید است که با احساس موفقیت همراه شود. در این صورت رشد شخصی و شخصیتی را نتیجه خواهد داد. به همین دلیل است که برخی ماجراجوییهای خارج از محیط تکراری خانه -مثل کوهنوردی، چتربازی و حتی دوچرخهسواری- میتواند هیجان مثبت در ما ایجاد کند. چنین فعالیتهایی سطح اضطراب را تا حدی امن و مثبت افزایش میدهند و پس از پایان آنها و بازگشت به خانه، احساسات مثبتی همچون کسب یک دستاورد مفید و اعتماد به نفس در ما ظاهر شده یا افزایش پیدا میکنند.
🔺گسترش دایرهی راحتی
اگر دایرهی راحتی شما کوچک است، تعداد چیزهایی که میتوانید بدون اضطراب به انجام برسانید هم کم خواهد بود. در این صورت اغلب اوقات -بخاطر ناتوانی در انجام بسیاری از کارها- مضطرب هستید و بهعلاوه پیشرفتهای کمتری را هم تجربه خواهید کرد. با خروج مکرر از دایرهی راحتی، شما میتوانید تعداد عادتها و کارهای مفید بیشتری را به دایرهی راحتی خود بیاورید.
🔺انجام کارهای جدید و کمک به یادگیری چیزهای بیشتر
ماجراجوییهای بیشتر منجر به ترشح دوپامین میشود. دوپامین نقشی اساسی در ایجاد انگیزه در ما بازی میکند و هیجانهای تازه، میزان آن را افزایش میدهد. بهعلاوه هیجان بیشتر، بهبود حافظه و افزایش یادگیری را هم نتیجه میدهد.
🔹«دنیل اچ. پینک» (Daniel H. Pink) میگوید ایدهآلترین چیزی که میتوانیم برای به دست آوردن انگیزهی بیشتر نیاز داشته باشیم، محیطی با متعادلترین میزان راحتی برای بیشترین سطح بازدهی است. به گفتهی او اگر شما زیادی احساس راحتی کنید، کارایی کمتری دارید. اگر احساس راحتی در شما زیادی کم است، باز هم میزان کارایی پایینی دارید.
🔺سعی کنید که سطح میانه را برای خود پیدا کنید. جایی که میزان اضطراب شما در سطح کنترل شدهای باشد که در کنار استفاده از آن برای ایجاد انگیزه، تواناییتان برای مدیریت امور را هم از دست ندهید. هر گاه این شرایط به سطح متعادل و معقول رسید، سعی کنید با گسترش مسوولیتها را -تا آنجا که اضطراب شما را تا دوباره تا حد معقول و آستانهی تحملتان بالا میبرد- افزایش دهید. در این صورت در کنترل میزان اضطراب و گسترش دایرهی راحتی خود موفق عمل کردهاید.
🔺اینکه تا چه حد میخواهید مرزهای دایرهی راحتی خود را گسترش دهید، کاملا به شما و مسیری که برای خود در زندگی ترسیم کردهاید بستگی دارد. نکته مهم در اینجا، ایجاد تعادل بین راحتی، امنیت، سلامت و البته میزان هیجانهایی است که میخواهید تجربه کنید.
📝 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagrrs
Telegram
attach 📎
🔰 چرا خارج شدن از "دایره ی راحتی" دشوار است؟
🔶 قدم برداشتن به خارج از دایره راحتی معمولا چالش برانگیز است. برای کاهش وزن و رژیم گرفتن باید تا حدودی از غذاهایی که دوست داریم صرف نظر کنیم، برای خروج از رابطه ای که مخرب است باید تحمل و توانایی تنها ماندن و دل کندن را داشته باشیم، اگر می خواهید کسب و کار جدیدی راه اندازی کنید باید قدرت تحمل شکست و مشکلات نادیده گرفته شدن را داشته باشید.
🔶ما معمولا از بسیاری از کارهایی که به نفعمان است خودداری می کنیم به این دلیل که رنج زیادی را باید متحمل شویم و از "دایره راحتی" خود خارج شویم.
🔷اما برای خیلی از ما این یک واقعیت است: همانطور که رشد می کنیم و در شغلمان و در زندگی پیشرفت میکنیم گاهی اوقات با شرایطی خارج از دایره راحتی مان مواجه شده ایم که نیاز بوده سبک رفتارهایمان را مطابق با آن ها تغییر دهیم و این کار را انجام داده ایم. همانطور که مدیر عامل IBM جینی رومتی گفته : "رشد و راحتی را نمی توان همزمان کسب کرد!"
✍ آبراهام مازلو روانشناس معروف و نظریه پرداز درمورد سلسله مراتب نیاز های انسان، نیز در همین زمینه گفته است که: "انسان در هر موقعیتی فقط دو گزینه پیش رو دارد، یا قدم به جلو بگذارد و رشد را تجربه کند یا قدم به عقب بردارد و امنیت را تجربه کند".
🔶 در ادامه ٥ چالش بزرگ در مسیر خروج از دایره راحتی را که فرا گرفته ام برای شما میگویم:
1️⃣ اولین چالش "تایید دیگران" است.
🌱معمولا وقتی خارج از منطقه ی امن رفتار می کنید حس"غیر طبیعی بودن" به ما دست می دهد.
🌱حالتی را تصور کنید که یک جوان کارآفرین می خواهد ایده ش را در یک جلسه به سرمایه گذاران که معمولا مسن و با تجربه هستند ارائه کند
🌱احتمالا برای این مسئله "صدای خود را بلندتر می کند" تا حالت طبیعی بودن و تایید دیگران را بدست اورد.
2️⃣ دومین چالش "شایستگی و صلاحیت " است.
🌱گاهی اوقات ممکن است احساس کنید لیاقت ندارید و علاوه بر این عرضه ی کافی را ندارید! خواه صحبت کردن یا سخنرانی در یک گردهمایی باشد یا ارائه کردن یک ایده نزد شخص یا اشخاصی باشد و تمام این ها بوجود آورنده ی حس "عدم لیاقت " است.
3️⃣ سومین چالش "آزاردهنده بودن و سخت بودن انجام آن کار " است.
🌱موقعی که می خواهید برای اولین بار خارج از منطقه ای امن عملی را انجام دهید معمولا احساس آزاردهنده بودن به شما دست می دهد.
✅برای مثال: یک شخص درونگرا موقعی که میخواهد ارتباطاتی ایجاد کند و حتی صحبت هایی کوتاه داشته باشد حس عمیق ترسناک بودن را تجربه خواهد کرد.
4️⃣ چهارمین چالش "ترس از مورد پسند بودن" است.
🌱ما نگران این هستیم که مردم این ورژن (نسخه) جدید از ما را دوست نداشته باشند چون خارج از دایره راحتی مان قدم برداشته ایم!
✅یک مثال شاخص در تحقیقات خودم مشاهده کرده ام این است که یک کارمند ناامید که به شدت با یک تردید مواجه شده شد که زندگی او را بهم زده بود ، می خواست به شخصی ابراز علاقه کند اما بیم داشت که مبادا مورد پسند شخص مقابل قرار نگیرد.
5️⃣ پنجمین چالش "بحث اخلاقی" است.
🌱بعضی وقت ها مردم نگرانی هایی برحق در مورد رفتار هایی که انجام مى دهند دارند برای مثال موقعی که اخبار بدی یا مسئله حساسی را به شخصی می گویند یا تصمیم به اخراج یک کارمند می گیرند!
🌱البته تعداد کمی از ما همه این پنج چالش را بصورت همزمان در مواقعی خارج از دایره راحتی مان رفتار می کنیم؛ تجربه می کنیم.
اما حتی یکی از این مورد ها هم مى تواند کار را سخت کند.در ضمن اکثر آدم ها چنین تجاربی را داشته اند و مطمئناً در این زمینه تنها نیستید!🍃🍃🍃🌷🌷🌷
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔶 قدم برداشتن به خارج از دایره راحتی معمولا چالش برانگیز است. برای کاهش وزن و رژیم گرفتن باید تا حدودی از غذاهایی که دوست داریم صرف نظر کنیم، برای خروج از رابطه ای که مخرب است باید تحمل و توانایی تنها ماندن و دل کندن را داشته باشیم، اگر می خواهید کسب و کار جدیدی راه اندازی کنید باید قدرت تحمل شکست و مشکلات نادیده گرفته شدن را داشته باشید.
🔶ما معمولا از بسیاری از کارهایی که به نفعمان است خودداری می کنیم به این دلیل که رنج زیادی را باید متحمل شویم و از "دایره راحتی" خود خارج شویم.
🔷اما برای خیلی از ما این یک واقعیت است: همانطور که رشد می کنیم و در شغلمان و در زندگی پیشرفت میکنیم گاهی اوقات با شرایطی خارج از دایره راحتی مان مواجه شده ایم که نیاز بوده سبک رفتارهایمان را مطابق با آن ها تغییر دهیم و این کار را انجام داده ایم. همانطور که مدیر عامل IBM جینی رومتی گفته : "رشد و راحتی را نمی توان همزمان کسب کرد!"
✍ آبراهام مازلو روانشناس معروف و نظریه پرداز درمورد سلسله مراتب نیاز های انسان، نیز در همین زمینه گفته است که: "انسان در هر موقعیتی فقط دو گزینه پیش رو دارد، یا قدم به جلو بگذارد و رشد را تجربه کند یا قدم به عقب بردارد و امنیت را تجربه کند".
🔶 در ادامه ٥ چالش بزرگ در مسیر خروج از دایره راحتی را که فرا گرفته ام برای شما میگویم:
1️⃣ اولین چالش "تایید دیگران" است.
🌱معمولا وقتی خارج از منطقه ی امن رفتار می کنید حس"غیر طبیعی بودن" به ما دست می دهد.
🌱حالتی را تصور کنید که یک جوان کارآفرین می خواهد ایده ش را در یک جلسه به سرمایه گذاران که معمولا مسن و با تجربه هستند ارائه کند
🌱احتمالا برای این مسئله "صدای خود را بلندتر می کند" تا حالت طبیعی بودن و تایید دیگران را بدست اورد.
2️⃣ دومین چالش "شایستگی و صلاحیت " است.
🌱گاهی اوقات ممکن است احساس کنید لیاقت ندارید و علاوه بر این عرضه ی کافی را ندارید! خواه صحبت کردن یا سخنرانی در یک گردهمایی باشد یا ارائه کردن یک ایده نزد شخص یا اشخاصی باشد و تمام این ها بوجود آورنده ی حس "عدم لیاقت " است.
3️⃣ سومین چالش "آزاردهنده بودن و سخت بودن انجام آن کار " است.
🌱موقعی که می خواهید برای اولین بار خارج از منطقه ای امن عملی را انجام دهید معمولا احساس آزاردهنده بودن به شما دست می دهد.
✅برای مثال: یک شخص درونگرا موقعی که میخواهد ارتباطاتی ایجاد کند و حتی صحبت هایی کوتاه داشته باشد حس عمیق ترسناک بودن را تجربه خواهد کرد.
4️⃣ چهارمین چالش "ترس از مورد پسند بودن" است.
🌱ما نگران این هستیم که مردم این ورژن (نسخه) جدید از ما را دوست نداشته باشند چون خارج از دایره راحتی مان قدم برداشته ایم!
✅یک مثال شاخص در تحقیقات خودم مشاهده کرده ام این است که یک کارمند ناامید که به شدت با یک تردید مواجه شده شد که زندگی او را بهم زده بود ، می خواست به شخصی ابراز علاقه کند اما بیم داشت که مبادا مورد پسند شخص مقابل قرار نگیرد.
5️⃣ پنجمین چالش "بحث اخلاقی" است.
🌱بعضی وقت ها مردم نگرانی هایی برحق در مورد رفتار هایی که انجام مى دهند دارند برای مثال موقعی که اخبار بدی یا مسئله حساسی را به شخصی می گویند یا تصمیم به اخراج یک کارمند می گیرند!
🌱البته تعداد کمی از ما همه این پنج چالش را بصورت همزمان در مواقعی خارج از دایره راحتی مان رفتار می کنیم؛ تجربه می کنیم.
اما حتی یکی از این مورد ها هم مى تواند کار را سخت کند.در ضمن اکثر آدم ها چنین تجاربی را داشته اند و مطمئناً در این زمینه تنها نیستید!🍃🍃🍃🌷🌷🌷
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پیروزی در هر جایی وابسته به هماهنگ بودن با قوانین آنجاست. قانونها ثابت است ولی چگونگی بکارگیری آنها در هر فرد متفاوت است و بسته به ابتکارها و استعدادهای ما دارند.
📙 هفت_عادت_مردمان_موثر
✍🏻 استفان_کاوی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📙 هفت_عادت_مردمان_موثر
✍🏻 استفان_کاوی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕*هفت عادت مردمان موثر* بخش اول
🖊️استفان کاوی
■استفان کاوی در کتاب خود به معرفی ۷ عادت افراد اثربخش می پردازد. عادتهای شماره ۱، ۲ و ۳ بر توسعه و توانمندیهای فردی تمرکز دارد و تمایل دارد فرد را از شخصی وابسته به شخصی مستقل تبدیل کند. عادتهای شماره ۴، ۵ و ۶ بر کار گروهی و رشد توانمندیهای گروهی و اجتماعی در افراد تمرکز دارد. عادت شماره ۷ بر رشد مستمر و مداوم افراد تمرکز دارد و هر شش عادت دیگر را پوشش میدهد. در ادامه به بررسی هر کدام از این عادتها میپردازیم:
*۱. عامل باشید.*
مقصود از اینکه این عادت را به عنوان اولین عادت معرفی کردیم، آن است که عامل بودن، مهمترین عادتی است که برای رسیدن به موفقیت باید فرا بگیرید. منظور از عبارت «عامل باشید» این است که مسئولیت تمام و کمال کارهای خودتان را بر عهده بگیرید. بدانید که شما مسئول ۱۰۰ درصد اتفاقاتی هستید که در زندگیتان رخ میدهد. مردمان موثر جهان افراد عامل و مسئولیتپذیر هستند. این افراد میدانند که همه چیز در این جهان از تصمیمها و انتخابهای خودشان سرچشمه میگیرد. از نظر استفان کاوی، مسئولیتپذیری همان چیزی است که ما را از سایر حیوانات متمایز میکند. در برابر افراد عامل، افراد واکنشی هستند که تصور میکنند همه مشکلات از بیرون است و درون خودشان را مقصر نمیدانند.
شخص عامل میگوید: من کنترل احساسات خودم را در دست دارم.
شخص واکنشی میگوید: فلانی حال من را خیلی بد کرد.
اگر میخواهید به شخصی موفق و موثر تبدیل شوید، باید ریشه همه چیز را در درون خودتان پیدا کنید. اولین گام برای عامل بودن استفاده از کلمات توأم با مسئولیتپذیری است. همچنین لازم است تمامی انتخابهای خود در زندگی را آگاهانه و عاقلانه بگیرید.
*۲. شروع از پایان در ذهن*
یکی از عادتهای بسیار مهم و سازندهای که افراد تأثیرگذار دارند این است که همیشه در هر مسئلهای و موضوعی از پایان شروع میکنند. به بیان سادهتر میآیند و آینده آن موضوع را در ذهن خودشان مجسم میکنند و میبینند که آیا این آینده مجسمشده باب میلشان هست یا خیر؟
شروع از پایان در ذهن به این معناست که باید بدانید میخواهید به سمت کدام مقصد حرکت کنید. در واقع باید همه چیز برای شما روشن و مشخص باشد تا بدانید که میخواهید به کجا بروید. در واقع کاوی بر این باور است که قدرت تصور و تخیل یکی از بهترین خصوصیات انسان است. وی در کتاب خود مینویسد: خیلی آسان است که خودمان را در دام فعالیت شدید، شلوغی زندگی، کار کردن سختتر و سختتر برای بالا رفتن از نردبان موفقیت گرفتار کنیم تا در نهایت به این نتیجه برسیم که این کار در واقع تکیه کردن به یک دیوار اشتباهی است.
کاوی بر این باور است که خودآگاهی به ما کمک میکند که به زندگی خودمان شکل بدهیم. وقتی ما آینده کسب و کار یا زندگی شخصی را در ذهنمان مجسم کنیم، میتوانیم با چشمان باز ببینیم که آیا این آینده با استانداردها، اصول و مفاهیم اصلی و اساسی زندگی ما سازگاری دارد یا اینکه باید تغییرات مهمی در زندگی خودمان ایجاد کنیم.
*۳. نخست به اولینها پرداختن*
عادت سوم افراد موثر و توانمند در جهان این است که نخست به اولینها میپردازند. به بیان دیگر وقتی تصمیم دارند به آیندهای که در ذهن خودشان تجسم کردهاند، میاندیشند به این نتیجه میرسند که یک سری از کارها نسبت به کارهای دیگر اولویت دارد و باید این اولویتها به خوبی مشخص شود. در واقع ما وظیفه داریم کارهای روزمره خودمان را هم بر اساس آن آینده مطلوب خودمان اولویتبندی کنیم. کاوی در کتاب هفت عادت مردمان موثر مینویسد:
چالش این نیست که زمانمان را مدیریت کنیم بلکه باید بتوانیم مدیریت و کنترل خودمان را در دست بگیریم.
باید کارهای خودمان را در قالب موارد زیر اولویتبندی کنیم:
▪︎کارهای مهم و فوری: حتماً بایستی انجام شوند.
▪︎کارهای مهم و غیر فوری: کارهایی که بهتر است امروز صورت گیرند.
▪︎کارهای غیرمهم و فوری: کارهایی است که انجام دادنشان خوب است.
▪︎کارهای غیرمهم و غیرفوری: لطفاً انجام دادن این دسته از کارها را به شخص دیگری بسپارید.
*۴. برنده-برنده اندیشیدن*
این عادت را باید در ارتباط با دیگران به کار ببندیم. درست است افرادی مستقل هستیم ولی خواه ناخواه به دیگران هم برای رسیدن به موفقیت احتیاج داریم. ما باید به طرز فکر برد – برد تعهد واقعی و کاملی داشته باشیم. در واقع باید همیشه طوری کار و رفتار کنیم که هم خودمان و هم طرف مقابل به خواستههای خودمان برسیم. قرار نیست یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده باشد. استفان کاوی در این زمینه مینویسد:
🔺ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊️استفان کاوی
■استفان کاوی در کتاب خود به معرفی ۷ عادت افراد اثربخش می پردازد. عادتهای شماره ۱، ۲ و ۳ بر توسعه و توانمندیهای فردی تمرکز دارد و تمایل دارد فرد را از شخصی وابسته به شخصی مستقل تبدیل کند. عادتهای شماره ۴، ۵ و ۶ بر کار گروهی و رشد توانمندیهای گروهی و اجتماعی در افراد تمرکز دارد. عادت شماره ۷ بر رشد مستمر و مداوم افراد تمرکز دارد و هر شش عادت دیگر را پوشش میدهد. در ادامه به بررسی هر کدام از این عادتها میپردازیم:
*۱. عامل باشید.*
مقصود از اینکه این عادت را به عنوان اولین عادت معرفی کردیم، آن است که عامل بودن، مهمترین عادتی است که برای رسیدن به موفقیت باید فرا بگیرید. منظور از عبارت «عامل باشید» این است که مسئولیت تمام و کمال کارهای خودتان را بر عهده بگیرید. بدانید که شما مسئول ۱۰۰ درصد اتفاقاتی هستید که در زندگیتان رخ میدهد. مردمان موثر جهان افراد عامل و مسئولیتپذیر هستند. این افراد میدانند که همه چیز در این جهان از تصمیمها و انتخابهای خودشان سرچشمه میگیرد. از نظر استفان کاوی، مسئولیتپذیری همان چیزی است که ما را از سایر حیوانات متمایز میکند. در برابر افراد عامل، افراد واکنشی هستند که تصور میکنند همه مشکلات از بیرون است و درون خودشان را مقصر نمیدانند.
شخص عامل میگوید: من کنترل احساسات خودم را در دست دارم.
شخص واکنشی میگوید: فلانی حال من را خیلی بد کرد.
اگر میخواهید به شخصی موفق و موثر تبدیل شوید، باید ریشه همه چیز را در درون خودتان پیدا کنید. اولین گام برای عامل بودن استفاده از کلمات توأم با مسئولیتپذیری است. همچنین لازم است تمامی انتخابهای خود در زندگی را آگاهانه و عاقلانه بگیرید.
*۲. شروع از پایان در ذهن*
یکی از عادتهای بسیار مهم و سازندهای که افراد تأثیرگذار دارند این است که همیشه در هر مسئلهای و موضوعی از پایان شروع میکنند. به بیان سادهتر میآیند و آینده آن موضوع را در ذهن خودشان مجسم میکنند و میبینند که آیا این آینده مجسمشده باب میلشان هست یا خیر؟
شروع از پایان در ذهن به این معناست که باید بدانید میخواهید به سمت کدام مقصد حرکت کنید. در واقع باید همه چیز برای شما روشن و مشخص باشد تا بدانید که میخواهید به کجا بروید. در واقع کاوی بر این باور است که قدرت تصور و تخیل یکی از بهترین خصوصیات انسان است. وی در کتاب خود مینویسد: خیلی آسان است که خودمان را در دام فعالیت شدید، شلوغی زندگی، کار کردن سختتر و سختتر برای بالا رفتن از نردبان موفقیت گرفتار کنیم تا در نهایت به این نتیجه برسیم که این کار در واقع تکیه کردن به یک دیوار اشتباهی است.
کاوی بر این باور است که خودآگاهی به ما کمک میکند که به زندگی خودمان شکل بدهیم. وقتی ما آینده کسب و کار یا زندگی شخصی را در ذهنمان مجسم کنیم، میتوانیم با چشمان باز ببینیم که آیا این آینده با استانداردها، اصول و مفاهیم اصلی و اساسی زندگی ما سازگاری دارد یا اینکه باید تغییرات مهمی در زندگی خودمان ایجاد کنیم.
*۳. نخست به اولینها پرداختن*
عادت سوم افراد موثر و توانمند در جهان این است که نخست به اولینها میپردازند. به بیان دیگر وقتی تصمیم دارند به آیندهای که در ذهن خودشان تجسم کردهاند، میاندیشند به این نتیجه میرسند که یک سری از کارها نسبت به کارهای دیگر اولویت دارد و باید این اولویتها به خوبی مشخص شود. در واقع ما وظیفه داریم کارهای روزمره خودمان را هم بر اساس آن آینده مطلوب خودمان اولویتبندی کنیم. کاوی در کتاب هفت عادت مردمان موثر مینویسد:
چالش این نیست که زمانمان را مدیریت کنیم بلکه باید بتوانیم مدیریت و کنترل خودمان را در دست بگیریم.
باید کارهای خودمان را در قالب موارد زیر اولویتبندی کنیم:
▪︎کارهای مهم و فوری: حتماً بایستی انجام شوند.
▪︎کارهای مهم و غیر فوری: کارهایی که بهتر است امروز صورت گیرند.
▪︎کارهای غیرمهم و فوری: کارهایی است که انجام دادنشان خوب است.
▪︎کارهای غیرمهم و غیرفوری: لطفاً انجام دادن این دسته از کارها را به شخص دیگری بسپارید.
*۴. برنده-برنده اندیشیدن*
این عادت را باید در ارتباط با دیگران به کار ببندیم. درست است افرادی مستقل هستیم ولی خواه ناخواه به دیگران هم برای رسیدن به موفقیت احتیاج داریم. ما باید به طرز فکر برد – برد تعهد واقعی و کاملی داشته باشیم. در واقع باید همیشه طوری کار و رفتار کنیم که هم خودمان و هم طرف مقابل به خواستههای خودمان برسیم. قرار نیست یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده باشد. استفان کاوی در این زمینه مینویسد:
🔺ادامه دارد ....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕*هفت عادت مردمان موثر* بخش دوم .
برای رسیدن به طرز فکر برد-برد، تنها خوب بودن کافی نیست بلکه باید شجاعت لازم را هم داشته باشیم.
بنابراین داشتن چنین طرز فکری واقعاً مهم و اساسی است و میتواند یکی از عادتهای مهم افراد تأثیر گذار باشد. روابط خودتان را به گونهای برنامهریزی کنید که در نهایت به یک نتیجه برد – برد ختم شود. همچنین باید بین احترام به خودتان و دیگران تعادل برقرار کنید.
*۵. اول فهمیدن و سپس فهماندن*
ابتدا سعی کنید یک موضوع را بفهمید و به خوبی آن را درک کنید. به معنای دیگر قبل از آنکه بخواهیم توصیه کنیم، راهکار پیشنهاد دهیم یا به صورت موثر و سازنده با دیگران ارتباط برقرار کنیم باید سعی کنیم با گوش دادن فعالانه طرف مقابل را خیلی خوب درک کنیم و نگرش او را بفهمیم. فرض کنید نزد یک چشمپزشک میروید و به او میگویید که چشمانتان ضعیف شده است. او عینک خودش را از روی چشمانش برمیدارد و به شما میدهد. شما هم عینک را استفاده میکنید ولی میبینید که اتفاقاً همه چیز بدتر شد. با این اتفاق آیا باز هم به آن دکتر مراجعه میکنید؟
شاید خندهدار باشد ولی مردمان غیرموثر دقیقاً از همین تکنیک در روابط خودشان استفاده میکنند. برای روابط موثر ابتدا باید طرف مقابلمان را خوب بفهمیم و برای خوب فهمیدن نیاز به شنیدن موثر و فعالانه داریم. استفان کاوی میگوید:
شما چندین سال از زندگی خود را صرف خواندن و نوشتن میکنید. سالها تلاش میکنید صحبت کردن را یاد بگیرید ولی برای یادگیری شنیدن چه کاری انجام میدهید؟
برای فهماندن چیزی به افراد باید بتوانید به بهترین شکل با او ارتباط برقرار کنید. سعی کنید همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید. او با چه مشکلاتی روبرو است؟ آیا راهکاری که شما به او ارائه میدهید واقعاً برایش مناسب است و میتواند جوابگوی نیاز او باشد؟
*۶. همافزایی یا سینرژی*
اگر تمامی عادتها را با هم ترکیب کنیم ما را به عادت شماره شش سوق میدهد. در واقع با همافزایی دیگر جواب یک به علاوه یک، دو نمیشود بلکه ممکن است سه یا حتی بیشتر شود. وقتی تفاوتهای خودمان با دیگران را بفهمیم و برای آنها ارزش قائل شویم، فرصت همافزایی و رسیدن به فرصتهای جدید از طریق خلاقیت و فکر باز فراهم میشود.
در واقع همافزایی این فرصت را برای ما فراهم میکند که نظراتمان را با هم ترکیب کنیم و به یک نتیجه بهتر و موثرتر برسیم. برای درک بهتر سینرژی باید مفهوم عادات شماره ۴ و ۵(تفکر برد – برد و تلاش برای فهمیدن) را عمیقاً یاد بگیریم. با این کار میتوانیم توانمندیهای خودمان و دیگران را بهتر درک کنیم و راهکاری ارائه دهیم که بتواند از این طریق نیاز ما و طرف مقابل را به صورت همزمان برطرف کند.
دو درخت را که کنار هم میکارید، ریشه این دو درخت با هم ترکیب میشود و کیفیت خاک را بیشتر میکند. در نتیجه هر دو درخت بهتر از قبل رشد میکنند. این معنای دقیق سینرژی است. شما هم باید در روابط خودتان به فکر راه حلی باشد که نیاز همه طرفین را حل کند.
*۷. ارّه تیز کردن*
برای اینکه بتوانیم موثر و کارآمد واقع شویم باید همیشه روی خودمان از نظر جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی کار کنیم. عادت هفتم بر تجدید قوا تمرکز دارد. یکی از عادتهای مهم این است که باید به فکر تجدید قوای مداوم در زندگی باشیم. ما باید در چهار حوزه به صورت مداوم و مستمر تجدید قوا کنیم. این چهار بعد عبارت است از:
جسمانی، روانی و معنوی، ذهنی، اجتماعی.
برای رشد و توسعه هر کدام از موارد فوق وقت کافی بگذارید تا بتوانید شش عادت دیگر را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. به عنوان مثال همیشه ورزش کنید، غذای خوب بخورید، موسیقی خوب گوش کنید، کتابهای خوب بخوانید و با افراد مختلف ارتباط سالم و موثر برقرار کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
برای رسیدن به طرز فکر برد-برد، تنها خوب بودن کافی نیست بلکه باید شجاعت لازم را هم داشته باشیم.
بنابراین داشتن چنین طرز فکری واقعاً مهم و اساسی است و میتواند یکی از عادتهای مهم افراد تأثیر گذار باشد. روابط خودتان را به گونهای برنامهریزی کنید که در نهایت به یک نتیجه برد – برد ختم شود. همچنین باید بین احترام به خودتان و دیگران تعادل برقرار کنید.
*۵. اول فهمیدن و سپس فهماندن*
ابتدا سعی کنید یک موضوع را بفهمید و به خوبی آن را درک کنید. به معنای دیگر قبل از آنکه بخواهیم توصیه کنیم، راهکار پیشنهاد دهیم یا به صورت موثر و سازنده با دیگران ارتباط برقرار کنیم باید سعی کنیم با گوش دادن فعالانه طرف مقابل را خیلی خوب درک کنیم و نگرش او را بفهمیم. فرض کنید نزد یک چشمپزشک میروید و به او میگویید که چشمانتان ضعیف شده است. او عینک خودش را از روی چشمانش برمیدارد و به شما میدهد. شما هم عینک را استفاده میکنید ولی میبینید که اتفاقاً همه چیز بدتر شد. با این اتفاق آیا باز هم به آن دکتر مراجعه میکنید؟
شاید خندهدار باشد ولی مردمان غیرموثر دقیقاً از همین تکنیک در روابط خودشان استفاده میکنند. برای روابط موثر ابتدا باید طرف مقابلمان را خوب بفهمیم و برای خوب فهمیدن نیاز به شنیدن موثر و فعالانه داریم. استفان کاوی میگوید:
شما چندین سال از زندگی خود را صرف خواندن و نوشتن میکنید. سالها تلاش میکنید صحبت کردن را یاد بگیرید ولی برای یادگیری شنیدن چه کاری انجام میدهید؟
برای فهماندن چیزی به افراد باید بتوانید به بهترین شکل با او ارتباط برقرار کنید. سعی کنید همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید. او با چه مشکلاتی روبرو است؟ آیا راهکاری که شما به او ارائه میدهید واقعاً برایش مناسب است و میتواند جوابگوی نیاز او باشد؟
*۶. همافزایی یا سینرژی*
اگر تمامی عادتها را با هم ترکیب کنیم ما را به عادت شماره شش سوق میدهد. در واقع با همافزایی دیگر جواب یک به علاوه یک، دو نمیشود بلکه ممکن است سه یا حتی بیشتر شود. وقتی تفاوتهای خودمان با دیگران را بفهمیم و برای آنها ارزش قائل شویم، فرصت همافزایی و رسیدن به فرصتهای جدید از طریق خلاقیت و فکر باز فراهم میشود.
در واقع همافزایی این فرصت را برای ما فراهم میکند که نظراتمان را با هم ترکیب کنیم و به یک نتیجه بهتر و موثرتر برسیم. برای درک بهتر سینرژی باید مفهوم عادات شماره ۴ و ۵(تفکر برد – برد و تلاش برای فهمیدن) را عمیقاً یاد بگیریم. با این کار میتوانیم توانمندیهای خودمان و دیگران را بهتر درک کنیم و راهکاری ارائه دهیم که بتواند از این طریق نیاز ما و طرف مقابل را به صورت همزمان برطرف کند.
دو درخت را که کنار هم میکارید، ریشه این دو درخت با هم ترکیب میشود و کیفیت خاک را بیشتر میکند. در نتیجه هر دو درخت بهتر از قبل رشد میکنند. این معنای دقیق سینرژی است. شما هم باید در روابط خودتان به فکر راه حلی باشد که نیاز همه طرفین را حل کند.
*۷. ارّه تیز کردن*
برای اینکه بتوانیم موثر و کارآمد واقع شویم باید همیشه روی خودمان از نظر جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی کار کنیم. عادت هفتم بر تجدید قوا تمرکز دارد. یکی از عادتهای مهم این است که باید به فکر تجدید قوای مداوم در زندگی باشیم. ما باید در چهار حوزه به صورت مداوم و مستمر تجدید قوا کنیم. این چهار بعد عبارت است از:
جسمانی، روانی و معنوی، ذهنی، اجتماعی.
برای رشد و توسعه هر کدام از موارد فوق وقت کافی بگذارید تا بتوانید شش عادت دیگر را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. به عنوان مثال همیشه ورزش کنید، غذای خوب بخورید، موسیقی خوب گوش کنید، کتابهای خوب بخوانید و با افراد مختلف ارتباط سالم و موثر برقرار کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🌸دوشنبه تـون عـالی
🌺امروزتان پراز موفقیت
🌸و پـراز اتفاقات زیبـا
🌺بـراتـون روزی
🌸پـراز لطف خـداوند
🌺دلی آرام
🌸زنـدگی گـرم و
🌺یک دنیـا سلامتی آرزومندم
🌸روزتــون زیبـا و در پنـاه خــدا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌻📚🌻📚🌻
🌺امروزتان پراز موفقیت
🌸و پـراز اتفاقات زیبـا
🌺بـراتـون روزی
🌸پـراز لطف خـداوند
🌺دلی آرام
🌸زنـدگی گـرم و
🌺یک دنیـا سلامتی آرزومندم
🌸روزتــون زیبـا و در پنـاه خــدا
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌻📚🌻📚🌻
Forwarded from نشريه كارخانهدار
↙️ درس هایی از حاکم دوبی :
⭕️ مسئله اصلي ما «توسعه بود» ؛ به جای «پول مردم» از «ظرفیت مردم» استفاده کردیم
✍️ حسين معين آبادي
🔰 محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" ضمن مروز گذشته فقير كشورش، به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی مي پردازد كه مي تواند تجربه خوبي براي ديگر كشورهاي اسلامي نيز باشد. برخي از مهمترين ايده هاي او را مرور مي كنيم:
1️⃣ به مردم حق اشتباه کردن دادیم
او معتقد است از عوامل موفقیت پدرم و بنده تاکید بر نقاط قوت بوده است نه ضعف، زیرا نقاط ضعف باعث ناامیدی و انزوا می شود. افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
2️⃣ فساد اداري را مستقيما كنترل مي كرديم
برای جذب سرمایه خارجی و بهره گیری از دستاوردهای بشری شرایط ویژه ای را در دوبی فراهم کردیم. ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. من یک سازمان مخفی برای بررسی عملکرد ادارت دولتی ایجاد کردم بنام ” خریداران سری” که کارش بررسی عملکرد ادارت و شناسایی افراد موثر و همچنین مقابله با مفاسد است و این افراد با مراجعه به ادارات و یا تحت عنوان خدمه در ادارات به کار مشغولند. من به واسطه این افراد از کل عملکرد ادارات دولتی دوبی مطلع هستم.
3️⃣ مردم را در توسعه كشور شريك كرديم
برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است.
رهبر باید به جای قصر نشینی، درون میدان کار و منازعه باشد. محیط زندگی ما متاثر از زندگی شیر و آهو در آفریقا است و هر دو باید با سرعت بدوند تا بتوانند زنده بمانند. یکی شکار کند و دیگری از شکار شدن بگریزد.
4️⃣ مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم
مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات، وقتی کسی اشتباه میکند باید برای اصلاح او، تنبیه آخرین اقدام باشد.
5️⃣ پیروز صلح بودیم نه جنگ
تاکید اسلام بر صلح است. زیرا هیچ کس در جنگ برنده نیست. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم و به تمامی برادران عرب خود این رویه را پیشنهاد می کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند
6️⃣ برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم
ما در دوبی با هدف جذب سرمایه خارجی، معافیت های مالیاتی قابل توجهی بر تمامی اشکال سرمایه گذاری وضع کرده ایم و حق انتقال صد در صد سود شرکت های خارجی فراهم است. امنیت از مهمترین ویژگی های امارات است و تاکنون بیش از 100 دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و 4 هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
7️⃣ از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم
برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال 1985 با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث 11 سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت./ مجله کارخانه دار
🔻 متن كامل را در لينك زير بخوانيد
https://b2n.ir/e78095
⭕️ مسئله اصلي ما «توسعه بود» ؛ به جای «پول مردم» از «ظرفیت مردم» استفاده کردیم
✍️ حسين معين آبادي
🔰 محمد بن راشد در کتاب " نگرش من و چالش های برتری" ضمن مروز گذشته فقير كشورش، به ارائه ایده ها و آمال خود در باب توسعه دوبی و امارات متحده عربی مي پردازد كه مي تواند تجربه خوبي براي ديگر كشورهاي اسلامي نيز باشد. برخي از مهمترين ايده هاي او را مرور مي كنيم:
1️⃣ به مردم حق اشتباه کردن دادیم
او معتقد است از عوامل موفقیت پدرم و بنده تاکید بر نقاط قوت بوده است نه ضعف، زیرا نقاط ضعف باعث ناامیدی و انزوا می شود. افراد که ناامید شوند، کاری انجام نمی دهند زیرا بزرگترین سرمایه یک کشور انسان های آن جامعه هستند. برای تربیت انسان ها باید هزینه کرد و اجازه داد تا کار کنند و اشتباه جزئی از کار است. نباید بابت اشتباه افراد، کاری بکنیم که آنها بترسند و قوه ابتکارشان خدشه ببیند.
2️⃣ فساد اداري را مستقيما كنترل مي كرديم
برای جذب سرمایه خارجی و بهره گیری از دستاوردهای بشری شرایط ویژه ای را در دوبی فراهم کردیم. ما معتقدیم فقدان فساد دولتی از عوامل عمده جذب سرمایه و فعالیت شرکت های خارجی است. من یک سازمان مخفی برای بررسی عملکرد ادارت دولتی ایجاد کردم بنام ” خریداران سری” که کارش بررسی عملکرد ادارت و شناسایی افراد موثر و همچنین مقابله با مفاسد است و این افراد با مراجعه به ادارات و یا تحت عنوان خدمه در ادارات به کار مشغولند. من به واسطه این افراد از کل عملکرد ادارات دولتی دوبی مطلع هستم.
3️⃣ مردم را در توسعه كشور شريك كرديم
برخلاف تصور، عامل توسعه نه پول است نه منابع، بلکه مهمترین سرمایه یک کشور مردمان آن کشور است و رهبر وظیفه دارد تا به نحو مطلوب از ظرفیت مردم خود استفاده کند و کشور را به توسعه برساند وگرنه عملش بی حاصل است.
رهبر باید به جای قصر نشینی، درون میدان کار و منازعه باشد. محیط زندگی ما متاثر از زندگی شیر و آهو در آفریقا است و هر دو باید با سرعت بدوند تا بتوانند زنده بمانند. یکی شکار کند و دیگری از شکار شدن بگریزد.
4️⃣ مسئله ما توسعه بود، نه تنبیه مردم
مهمترین مسئله رهبر، توسعه کشور است و مهم ترین بخش توسعه، توسعه اقتصادی است. بر همین اساس لازم است دوبی علاوه بر مرکز اقتصادی خاورمیانه به مرکز اقتصادی جهان تبدیل شود. تجربه ما در دوبی نشان داد که از یک محیط سخت طبیعی می توان یک شهر در اندازه استاندارد جهانی و جذاب برای زندگی ساخت و این مهم بدست نیامد مگر دست گذاشتن روی توانایی های افراد و گذشت از اشتباهات، وقتی کسی اشتباه میکند باید برای اصلاح او، تنبیه آخرین اقدام باشد.
5️⃣ پیروز صلح بودیم نه جنگ
تاکید اسلام بر صلح است. زیرا هیچ کس در جنگ برنده نیست. ما معتقدیم باید تمامی اختلافات خود را با صلح و دوستی حل کنیم و به تمامی برادران عرب خود این رویه را پیشنهاد می کنیم زیرا در جنگ برنده واقعی وجود ندارد و بازنده جنگ، در تلافی شکست، جنگ دیگری راه می اندازد. قرآن و احادیث پیامبر همه را به صلح دعوت می کند. آنان که بدنبال جنگ و درگیری هستند، قرآن را خوب نخوانده اند
6️⃣ برای سرمایه گذاران خارجی، معافیت مالیاتی تعیین کردیم
ما در دوبی با هدف جذب سرمایه خارجی، معافیت های مالیاتی قابل توجهی بر تمامی اشکال سرمایه گذاری وضع کرده ایم و حق انتقال صد در صد سود شرکت های خارجی فراهم است. امنیت از مهمترین ویژگی های امارات است و تاکنون بیش از 100 دولت در دوبی سرمایه گذاری کرده و 4 هزار شرکت خارجی در این کشور مشغول به کار هستند.
7️⃣ از نفت فروشی به تجارت روی آوردیم
برخلاف گذشته امروزه نفت نقش کلیدی در اقتصاد ما ندارد. و شرکت های تولیدی و خدماتی ما بیشترین درآمد را دارند به طوری که هواپیمایی امارات که در سال 1985 با دو هواپیمای اجاره ای افتتاح شد به علت مدیریت موفق، پس از حوادث 11 سپتامبر که تمامی خطوط هوایی با کاهش درآمد روبرو بود این خط هوایی سود آوری داشت./ مجله کارخانه دار
🔻 متن كامل را در لينك زير بخوانيد
https://b2n.ir/e78095