✍️ علی زمانیان
📕 "وقتی از کتاب سخن میگوییم از چه میگوییم؟"
(به مناسبت هفتهی کتاب - ۲۴ آذر)
📗چه بسیار آدمیان در زمانهایی طولانی زیستهاند، خوب و بد روزگار را چشیده و تلخ و شیرین را از سر گذراندهاند.
گاهی شکست خورده و رنج کشیدهاند، گاهی پیروز شده و خندیدهاند. در طول تاریخ از فراز و نشیبها همراه با کاروان زمان، با کوله باری از تجربهها سفر کرده و دیگر برنگشتهاند. مسافران تاریخ اما از سرِ شفقت، چیزی برای آیندگان به ودیعت نهادهاند و آن کتاب است.
✅ کتاب، چکیدهی همان تجربههایی است که پیشینیان از سر گذراندهاند. کتاب، انباشت معرفتها و تجربههایی است که در قالبِ واژگان و در حصار کلمات، به بند کشیده شدهاند تا دیگران بتوانند آنها را صید کرده و به تور فهمشان درآورند. کتاب، گریه ها و خندهها، رنجها و شادیها، شکستها و پیروزیها و تنگناها و فراخناهایی را از گذشتگان به تصویر میکشد تا کسانی دیگر، بی آن که در دام چالهها سقوط کنند، از آنها به سلامت بگذرند، چنان که گویی با تمام تاریخ زیستهاند.
کتاب، یعنی نیازی نیست همه چیز را از اول شروع کنی، تو میتوانی از همان جایی که تاریخ از حرکت باز ایستاده است سفرت را آغاز نمایی.
📘کتاب، یعنی زندگیِ تو بر بلندای تجربههای ناب بشری معنا می یابد و اندیشهات از آن چه تا کنون بدان اندیشیدهاند، سیراب میشود. کتاب، یعنی ایستادن بر دوش همهی پیشینیان و نگریستن به افقی دور دست. کتاب، تماشاخانهی رنجِ انسانهایی است که دیر زمانی زیستهاند و از آن چه دیده و تجربه کردهاند و از آن چه با تحمل مشقات فراوان آموختهاند، با ما سخن میگوید. کتاب، چراغ روشناییبخش پیشینیان است که پیش پای آیندگان می نهند تا راهشان را در کوره راه زندگی بهتر ببینند و به همان رنجهایی مبتلا نشوند که آنان بر دوش کشیدند.
✅ کتاب، نمایشگاهِ معرفت و دانایی انباشت شدهی آدمیانی است که برای به دست آوردنش، هزاران سال سعی و خطا کردند و زندگیشان را بر سر آن نهادند. معرفت را از پیشینیان گرفتند، سپس آموختهها و تجربههایشان را بر آن افزودند و در اختیار نسلهای بعد از خود قرار دادند. کتاب، هدیهی پیشینیان به آنانی است که هنوز نیامدهاند، بدان شرط که آنان نیز بر آن هدیه چیزی بیفزایند و سپس به نسلهای بعد از خود بسپارند. کتاب، سرگرمی نیست، ضرورت عبور از شرایطِ اکنون است. مطالعه، کاری تفننی نیست، کنشی عقلانی است که میخواهد جهان را از چشم دیگران ببیند و از تجارب انباشت شده استفاده نماید.
📕ساکنانِ دیروز و دیگرانی که امروز میزیند از سر خیرخواهی، راههایی را که طی کردهاند و افت و خیزهایی را که پشت سرنهادهاند، با دیگرانی که همراهشان نبودهاند در میان میگذارند تا دیگر لازم نباشد همگی همان راهها را بپیمایند. ملتی که با کتاب و با معرفت بشری قهر است، لاجرم باید زندگی را از ابتدا آغاز و همه چیز را از نو تجربه نماید. مجبور است تاریخ را از ابتدا و از بدویتی تاریک و از نقطهی صفر شروع کند.
📚 ملتی که با کتاب قهر است، گویی چراغ پیش پای خود را در بیابان تاریک و پر از سنگلاخ خاموش کرده است. هر گام که برمیدارد، به زخم سنگ، مجروح میشود و پایش در چالهای میشکند. وقتی چراغی پیش پای خود ندارد، چگونه میتواند بداند که رو به کدام سو دارد؟
✔️ ملتی که با کتاب قهر است، ملتی تنها و جدا مانده از کاروان معرفت و تجربههای تاریخی است و بدا به حال چنین ملتی.
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
📕 "وقتی از کتاب سخن میگوییم از چه میگوییم؟"
(به مناسبت هفتهی کتاب - ۲۴ آذر)
📗چه بسیار آدمیان در زمانهایی طولانی زیستهاند، خوب و بد روزگار را چشیده و تلخ و شیرین را از سر گذراندهاند.
گاهی شکست خورده و رنج کشیدهاند، گاهی پیروز شده و خندیدهاند. در طول تاریخ از فراز و نشیبها همراه با کاروان زمان، با کوله باری از تجربهها سفر کرده و دیگر برنگشتهاند. مسافران تاریخ اما از سرِ شفقت، چیزی برای آیندگان به ودیعت نهادهاند و آن کتاب است.
✅ کتاب، چکیدهی همان تجربههایی است که پیشینیان از سر گذراندهاند. کتاب، انباشت معرفتها و تجربههایی است که در قالبِ واژگان و در حصار کلمات، به بند کشیده شدهاند تا دیگران بتوانند آنها را صید کرده و به تور فهمشان درآورند. کتاب، گریه ها و خندهها، رنجها و شادیها، شکستها و پیروزیها و تنگناها و فراخناهایی را از گذشتگان به تصویر میکشد تا کسانی دیگر، بی آن که در دام چالهها سقوط کنند، از آنها به سلامت بگذرند، چنان که گویی با تمام تاریخ زیستهاند.
کتاب، یعنی نیازی نیست همه چیز را از اول شروع کنی، تو میتوانی از همان جایی که تاریخ از حرکت باز ایستاده است سفرت را آغاز نمایی.
📘کتاب، یعنی زندگیِ تو بر بلندای تجربههای ناب بشری معنا می یابد و اندیشهات از آن چه تا کنون بدان اندیشیدهاند، سیراب میشود. کتاب، یعنی ایستادن بر دوش همهی پیشینیان و نگریستن به افقی دور دست. کتاب، تماشاخانهی رنجِ انسانهایی است که دیر زمانی زیستهاند و از آن چه دیده و تجربه کردهاند و از آن چه با تحمل مشقات فراوان آموختهاند، با ما سخن میگوید. کتاب، چراغ روشناییبخش پیشینیان است که پیش پای آیندگان می نهند تا راهشان را در کوره راه زندگی بهتر ببینند و به همان رنجهایی مبتلا نشوند که آنان بر دوش کشیدند.
✅ کتاب، نمایشگاهِ معرفت و دانایی انباشت شدهی آدمیانی است که برای به دست آوردنش، هزاران سال سعی و خطا کردند و زندگیشان را بر سر آن نهادند. معرفت را از پیشینیان گرفتند، سپس آموختهها و تجربههایشان را بر آن افزودند و در اختیار نسلهای بعد از خود قرار دادند. کتاب، هدیهی پیشینیان به آنانی است که هنوز نیامدهاند، بدان شرط که آنان نیز بر آن هدیه چیزی بیفزایند و سپس به نسلهای بعد از خود بسپارند. کتاب، سرگرمی نیست، ضرورت عبور از شرایطِ اکنون است. مطالعه، کاری تفننی نیست، کنشی عقلانی است که میخواهد جهان را از چشم دیگران ببیند و از تجارب انباشت شده استفاده نماید.
📕ساکنانِ دیروز و دیگرانی که امروز میزیند از سر خیرخواهی، راههایی را که طی کردهاند و افت و خیزهایی را که پشت سرنهادهاند، با دیگرانی که همراهشان نبودهاند در میان میگذارند تا دیگر لازم نباشد همگی همان راهها را بپیمایند. ملتی که با کتاب و با معرفت بشری قهر است، لاجرم باید زندگی را از ابتدا آغاز و همه چیز را از نو تجربه نماید. مجبور است تاریخ را از ابتدا و از بدویتی تاریک و از نقطهی صفر شروع کند.
📚 ملتی که با کتاب قهر است، گویی چراغ پیش پای خود را در بیابان تاریک و پر از سنگلاخ خاموش کرده است. هر گام که برمیدارد، به زخم سنگ، مجروح میشود و پایش در چالهای میشکند. وقتی چراغی پیش پای خود ندارد، چگونه میتواند بداند که رو به کدام سو دارد؟
✔️ ملتی که با کتاب قهر است، ملتی تنها و جدا مانده از کاروان معرفت و تجربههای تاریخی است و بدا به حال چنین ملتی.
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
☸️ مقدمه : کانون ارزیابی و توسعه چیست
❇️امروزه منابع انساني با ارزش ترين و مهم ترين سرمايه هر سازمان و منبع اصلي ایجاد کننده مزيت رقابتي می باشد. لذا گزینش مدیران شایسته و توسعه شایستگی ها و مهارت های آن ها، یک امر کلیدی برای سازمان ها محسوب می شود. بدیهی است شناسایی و انتخاب افراد شایسته مستلزم استفاده از فنون ارزیابی قابل اعتمادی است که بتوانند به ارزیابی درست قابلیتهای مورد نظر بپردازند. برای این منظور کانون های ارزیابی و توسعه از جمله فرایندهایی است که از اعتبار و مقبولیت بالایی برخوردار شده است.
❇️در حال حاضر در اکثر سازمانهاي ايران، ارزيابيها براساس سوابق تحصيلي و شغلي فرد، شناخت موردي و شخصي از داوطلب و ساير اطلاعات احتمالي صورت ميپذيرد. اين روش دقت کافي ندارد و متکي به اطلاعات پراکندهاي است که رابطه آنها با شايستگيهاي مورد نياز و معيارهاي سازمان روشن نيست. از اينرو ابزارهاي متعددي براي ارزيابي افراد ابداع شده است. اين ابزارها شامل مرور سوابق تحصيلي و کاري، تجربيات، مصاحبه، آزمون روانشناختي و غيره هستند. در این میان کانون های ارزیابی به عنوان مراکزی که دارای قابلیت ارزیابی توانایی های افراد برای جذب و یا ادامه فعالیت در یک پست سازمانی مهم را دارند به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
❇️ کانون ارزیابی و توسعه نه یک مکان فیزیکی یا جغرافیایی، بلکه یک رویکرد یا فرآیند است که برای ارزیابی و ارتقای سطح مهارت ها و شایستگی های مدیران و کارکنان شرکت ها و سازمان ها استفاده می شود.
✅ کانون ارزیابی و توسعه در واقع دو فرآیند بسیار مهم می باشند که در امتداد هم اجرا می شوند. كانون ارزيابي، فرآیندی است كه با بكارگيري فنون تمرینی و غیرتمرینی تلاش دارد تا تصوير دقيقتر و جامعی از قابليتها، مهارتها و خصوصيات شخصيتي افراد فراهم كند. مراکز تشخیص صلاحیت شدهای که طی فرایندی رسمي و بر مبنای شاخصها و ابزارهای مورد تایید به ارزیابی شایستگیهای منابع انسانی و تعیین میزان توان بالقوه آنان برای احراز پستهای مدیریتی اقدام مینمایند.
🔴 کانون توسعه، فرآيندی است که به واسطه آن شخص شاغل با توجه به رويکردهای شغل مورد نظر و جهتگیریهای سازمان، پس از ارزيابی و متناسب با توانايی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخورد به وی در دوره ها و کارگاه های آموزشی، و دورههای بازآموزی شرکت می کند تا موجبات ارتقاء ويژگیهای رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی حاصل شود.
با توجه به این که در کانون ارزیابی و توسعه ارزیابی شایستگی ها بر مبنای ترکیب تمرین ها و ابزارهای چندگانه شکل می گیرد، لذا نسبت به روش های سنتی دارای دقت و قابلیت اعتبار بالاتری هستند.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
❇️امروزه منابع انساني با ارزش ترين و مهم ترين سرمايه هر سازمان و منبع اصلي ایجاد کننده مزيت رقابتي می باشد. لذا گزینش مدیران شایسته و توسعه شایستگی ها و مهارت های آن ها، یک امر کلیدی برای سازمان ها محسوب می شود. بدیهی است شناسایی و انتخاب افراد شایسته مستلزم استفاده از فنون ارزیابی قابل اعتمادی است که بتوانند به ارزیابی درست قابلیتهای مورد نظر بپردازند. برای این منظور کانون های ارزیابی و توسعه از جمله فرایندهایی است که از اعتبار و مقبولیت بالایی برخوردار شده است.
❇️در حال حاضر در اکثر سازمانهاي ايران، ارزيابيها براساس سوابق تحصيلي و شغلي فرد، شناخت موردي و شخصي از داوطلب و ساير اطلاعات احتمالي صورت ميپذيرد. اين روش دقت کافي ندارد و متکي به اطلاعات پراکندهاي است که رابطه آنها با شايستگيهاي مورد نياز و معيارهاي سازمان روشن نيست. از اينرو ابزارهاي متعددي براي ارزيابي افراد ابداع شده است. اين ابزارها شامل مرور سوابق تحصيلي و کاري، تجربيات، مصاحبه، آزمون روانشناختي و غيره هستند. در این میان کانون های ارزیابی به عنوان مراکزی که دارای قابلیت ارزیابی توانایی های افراد برای جذب و یا ادامه فعالیت در یک پست سازمانی مهم را دارند به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
❇️ کانون ارزیابی و توسعه نه یک مکان فیزیکی یا جغرافیایی، بلکه یک رویکرد یا فرآیند است که برای ارزیابی و ارتقای سطح مهارت ها و شایستگی های مدیران و کارکنان شرکت ها و سازمان ها استفاده می شود.
✅ کانون ارزیابی و توسعه در واقع دو فرآیند بسیار مهم می باشند که در امتداد هم اجرا می شوند. كانون ارزيابي، فرآیندی است كه با بكارگيري فنون تمرینی و غیرتمرینی تلاش دارد تا تصوير دقيقتر و جامعی از قابليتها، مهارتها و خصوصيات شخصيتي افراد فراهم كند. مراکز تشخیص صلاحیت شدهای که طی فرایندی رسمي و بر مبنای شاخصها و ابزارهای مورد تایید به ارزیابی شایستگیهای منابع انسانی و تعیین میزان توان بالقوه آنان برای احراز پستهای مدیریتی اقدام مینمایند.
🔴 کانون توسعه، فرآيندی است که به واسطه آن شخص شاغل با توجه به رويکردهای شغل مورد نظر و جهتگیریهای سازمان، پس از ارزيابی و متناسب با توانايی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخورد به وی در دوره ها و کارگاه های آموزشی، و دورههای بازآموزی شرکت می کند تا موجبات ارتقاء ويژگیهای رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی حاصل شود.
با توجه به این که در کانون ارزیابی و توسعه ارزیابی شایستگی ها بر مبنای ترکیب تمرین ها و ابزارهای چندگانه شکل می گیرد، لذا نسبت به روش های سنتی دارای دقت و قابلیت اعتبار بالاتری هستند.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
معرفی کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران ؛
💠بخش اول
✅امروزه منابع انساني با ارزش ترين و مهم ترين سرمايه هر سازمان و منبع اصلي ایجاد کننده مزيت رقابتي می باشد. لذا گزینش نیروی انسانی شایسته و توسعه مهارت ها و شایستگی های آنها یک امر کلیدی برای سازمان ها محسوب می شود. بدیهی است شناسایی و انتخاب افراد شایسته مستلزم استفاده از فنون ارزیابی قابل اعتمادی است که بتوانند به ارزیابی درست قابلیتهای مورد نظر بپردازند.
✅ در این بین مدیران سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشند چراکه قدرت بهره برداری از منابع مالی و غیرمالی سازمان در اختیار آن ها قرار گرفته است. به نحوی که با تصمیم گیری های آن ها به صورت مستقیم در بهره وری و توسعه سازمان تغییرات رخ می دهند. به همین دلیل دامنه تاثیرگذاری مدیران در مقایسه با کارکنان شاغل در سمت های کارشناسی و کارشناسی ارشد، بسیار گسترده و قابل توجه می باشد.
✅با توجه به اهمیت جایگاه مدیریتی، بدیهی به نظر می رسد که سازمان ها نگاه ویژه تری را به سمت های مدیریتی داشته باشند و با وسواس بیشتری به انتخاب و پرورش مدیران آینده خود بپردازند. از سوی دیگر با توجه به توسعه روش شناسی های علمی در حوزه منابع انسانی و مطرح شدن نظریه شایستگی در متون تخصصی، امروزه جهت گیری اصلی سازمان های پیشرو، طراحی تمامی فرایندهای منابع انسانی بر مبنای شایستگی ها است. برهمین اساس هم ابزارها و روش شناسی های سنجشی و پرورشی نیز با رویکرد شایستگی محور طراحی و پیاده سازی می گردند. برای این منظور کانون های ارزیابی و توسعه از جمله فرایندهایی است که از اعتبار و مقبولیت بالایی برخوردار شده است.
❇️ کانون ارزیابی و توسعه نه یک مکان فیزیکی یا جغرافیایی، بلکه یک رویکرد یا فرآیند است که برای ارزیابی و ارتقای سطح مهارت ها و شایستگی های مدیران و کارکنان شرکت ها و سازمان ها استفاده می شود
✅ مرکز ارزیابی مدیران از قابل اطمینان ترین ابزارها محسوب می شود. تا جایی که اعتبار این ابزار تا 0/7 مورد تایید قرار گرفته است که بالاترین میزان اعتبار را در مقایسه با سایر ابزارهای ارزیابی دارا می باشد. مطالعات انجام گرفته در رابطه با طراحی و اعتبارسنجی کانون های ارزیابی در سه حیطه اصلی یعنی روان شناسی صنعتی/ سازمانی، مدیریت منابع انسانی و روان سنجی انجام گرفته است.
✅طراحی و پیاده سازی این کانون ها با تکیه بر مطالعات به روز علمی صورت گرفته و استانداردهای بین المللی همچون ایزو 10667 (فرایندها و روش های ارزیابی افراد در موقعیت های کاری و سازمانی)، ملاحظات حرفه ای و اخلاقی در اجرای مرکز ارزیابی، اصول اخلاقی روان شناسان و رعایت حقوق شرکت کنندگان باید در تمامی فرایندها مورد توجه قرار.
✅در حال حاضر در اکثر سازمانهاي ايران، ارزيابيها براساس سوابق تحصيلي و شغلي فرد، شناخت موردي و شخصي از داوطلب و ساير اطلاعات احتمالي صورت ميپذيرد. اين روش دقت کافي ندارد و متکي به اطلاعات پراکندهاي است که رابطه آنها با شايستگيهاي مورد نياز و معيارهاي سازمان روشن نيست. از اينرو ابزارهاي متعددي براي ارزيابي افراد ابداع شده است. اين ابزارها شامل مرور سوابق تحصيلي و کاري، تجربيات، مصاحبه، آزمون روانشناختي و غيره هستند. در این میان کانون های ارزیابی به عنوان مراکزی که دارای قابلیت ارزیابی توانایی های افراد برای جذب و یا ادامه فعالیت در یک پست سازمانی مهم را دارند به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
✅ کانون ارزیابی و توسعه در واقع دو فرآیند بسیار مهم می باشند که در امتداد هم اجرا می شوند. كانون ارزيابي، فرآیندی است كه با بكارگيري فنون تمرینی و غیرتمرینی تلاش دارد تا تصوير دقيقتر و جامعی از قابليتها، مهارتها و خصوصيات شخصيتي افراد فراهم كند. مراکز تشخیص صلاحیت شدهای که طی فرایندی رسمي و بر مبنای شاخصها و ابزارهای مورد تایید به ارزیابی شایستگیهای منابع انسانی و تعیین میزان توان بالقوه آنان برای احراز پستهای مدیریتی اقدام مینمایند.
🔴 کانون توسعه، فرآيندی است که به واسطه آن شخص شاغل با توجه به رويکردهای شغل مورد نظر و جهتگیریهای سازمان، پس از ارزيابی و متناسب با توانايی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخورد به وی در دوره ها و کارگاه های آموزشی، و دورههای بازآموزی شرکت می کند تا موجبات ارتقاء ويژگیهای رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی حاصل شود.
✅ با توجه به این که در کانون ارزیابی و توسعه ارزیابی شایستگی ها بر مبنای ترکیب تمرین ها و ابزارهای چندگانه شکل می گیرد، لذا نسبت به روش های سنتی دارای دقت و قابلیت اعتبار بالاتری هستند
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
💠بخش اول
✅امروزه منابع انساني با ارزش ترين و مهم ترين سرمايه هر سازمان و منبع اصلي ایجاد کننده مزيت رقابتي می باشد. لذا گزینش نیروی انسانی شایسته و توسعه مهارت ها و شایستگی های آنها یک امر کلیدی برای سازمان ها محسوب می شود. بدیهی است شناسایی و انتخاب افراد شایسته مستلزم استفاده از فنون ارزیابی قابل اعتمادی است که بتوانند به ارزیابی درست قابلیتهای مورد نظر بپردازند.
✅ در این بین مدیران سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشند چراکه قدرت بهره برداری از منابع مالی و غیرمالی سازمان در اختیار آن ها قرار گرفته است. به نحوی که با تصمیم گیری های آن ها به صورت مستقیم در بهره وری و توسعه سازمان تغییرات رخ می دهند. به همین دلیل دامنه تاثیرگذاری مدیران در مقایسه با کارکنان شاغل در سمت های کارشناسی و کارشناسی ارشد، بسیار گسترده و قابل توجه می باشد.
✅با توجه به اهمیت جایگاه مدیریتی، بدیهی به نظر می رسد که سازمان ها نگاه ویژه تری را به سمت های مدیریتی داشته باشند و با وسواس بیشتری به انتخاب و پرورش مدیران آینده خود بپردازند. از سوی دیگر با توجه به توسعه روش شناسی های علمی در حوزه منابع انسانی و مطرح شدن نظریه شایستگی در متون تخصصی، امروزه جهت گیری اصلی سازمان های پیشرو، طراحی تمامی فرایندهای منابع انسانی بر مبنای شایستگی ها است. برهمین اساس هم ابزارها و روش شناسی های سنجشی و پرورشی نیز با رویکرد شایستگی محور طراحی و پیاده سازی می گردند. برای این منظور کانون های ارزیابی و توسعه از جمله فرایندهایی است که از اعتبار و مقبولیت بالایی برخوردار شده است.
❇️ کانون ارزیابی و توسعه نه یک مکان فیزیکی یا جغرافیایی، بلکه یک رویکرد یا فرآیند است که برای ارزیابی و ارتقای سطح مهارت ها و شایستگی های مدیران و کارکنان شرکت ها و سازمان ها استفاده می شود
✅ مرکز ارزیابی مدیران از قابل اطمینان ترین ابزارها محسوب می شود. تا جایی که اعتبار این ابزار تا 0/7 مورد تایید قرار گرفته است که بالاترین میزان اعتبار را در مقایسه با سایر ابزارهای ارزیابی دارا می باشد. مطالعات انجام گرفته در رابطه با طراحی و اعتبارسنجی کانون های ارزیابی در سه حیطه اصلی یعنی روان شناسی صنعتی/ سازمانی، مدیریت منابع انسانی و روان سنجی انجام گرفته است.
✅طراحی و پیاده سازی این کانون ها با تکیه بر مطالعات به روز علمی صورت گرفته و استانداردهای بین المللی همچون ایزو 10667 (فرایندها و روش های ارزیابی افراد در موقعیت های کاری و سازمانی)، ملاحظات حرفه ای و اخلاقی در اجرای مرکز ارزیابی، اصول اخلاقی روان شناسان و رعایت حقوق شرکت کنندگان باید در تمامی فرایندها مورد توجه قرار.
✅در حال حاضر در اکثر سازمانهاي ايران، ارزيابيها براساس سوابق تحصيلي و شغلي فرد، شناخت موردي و شخصي از داوطلب و ساير اطلاعات احتمالي صورت ميپذيرد. اين روش دقت کافي ندارد و متکي به اطلاعات پراکندهاي است که رابطه آنها با شايستگيهاي مورد نياز و معيارهاي سازمان روشن نيست. از اينرو ابزارهاي متعددي براي ارزيابي افراد ابداع شده است. اين ابزارها شامل مرور سوابق تحصيلي و کاري، تجربيات، مصاحبه، آزمون روانشناختي و غيره هستند. در این میان کانون های ارزیابی به عنوان مراکزی که دارای قابلیت ارزیابی توانایی های افراد برای جذب و یا ادامه فعالیت در یک پست سازمانی مهم را دارند به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
✅ کانون ارزیابی و توسعه در واقع دو فرآیند بسیار مهم می باشند که در امتداد هم اجرا می شوند. كانون ارزيابي، فرآیندی است كه با بكارگيري فنون تمرینی و غیرتمرینی تلاش دارد تا تصوير دقيقتر و جامعی از قابليتها، مهارتها و خصوصيات شخصيتي افراد فراهم كند. مراکز تشخیص صلاحیت شدهای که طی فرایندی رسمي و بر مبنای شاخصها و ابزارهای مورد تایید به ارزیابی شایستگیهای منابع انسانی و تعیین میزان توان بالقوه آنان برای احراز پستهای مدیریتی اقدام مینمایند.
🔴 کانون توسعه، فرآيندی است که به واسطه آن شخص شاغل با توجه به رويکردهای شغل مورد نظر و جهتگیریهای سازمان، پس از ارزيابی و متناسب با توانايی، دانش و مهارت در قالب گزارش بازخورد به وی در دوره ها و کارگاه های آموزشی، و دورههای بازآموزی شرکت می کند تا موجبات ارتقاء ويژگیهای رفتاری و بهبود عوامل تأثیرگذار بر عملکرد وی حاصل شود.
✅ با توجه به این که در کانون ارزیابی و توسعه ارزیابی شایستگی ها بر مبنای ترکیب تمرین ها و ابزارهای چندگانه شکل می گیرد، لذا نسبت به روش های سنتی دارای دقت و قابلیت اعتبار بالاتری هستند
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
🔴 بخش دوم- در رابطه با معرفی کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران؛
✳️ابزارها و روش ها در کانون ارزیابی :
تنوع ابزارها و روش های سنجشی در کانون های ارزیابی بسیار زیاد می باشد که انتخاب و یا طراحی آن ها متناسب با هر سازمان می تواند متفاوت باشد. دسته بندی این ابزارها نیز می تواند با معیارهای مختلفی انجام گیرد. با این حال این ابزارها را می توان در 6 دسته قرار داد:
1) آزمون های کاغذ-مدادی (مهارت های شناختی، مهارت های رفتاری یا مدیریتی و ویژگی های شخصیتی)،
2) تحلیل موردی،
3) مصاحبه های تخصصی (مدیریتی و روان شناختی)،
4) ارائه مطلب،
5) بازی های گروهی،
6) کازیه و ایفای نقش
این ابزارها را می توان در یک پیوستار قرار داد: در یک سمت ابزارهایی که بسیار ساختارمند و استاندارد می باشند مانند ابزارهای کاغذ-مدادی که دارای اعتبار و پایایی علمی بسیار بالایی هستند. در سمت دیگر ابزارهایی که انعطاف بیشتری دارند و متناسب با موقعیت های مختلف می توان آن ها را طراحی و به کار گرفت مانند تمرین کازیه و ایفای نقش.
1️⃣-آزمون های کاغذ-مدادی:
همان گونه که اشاره گردید آزمون های کاغذ-مدادی استاندارد بوده و از اعتبار بالایی برخوردار می باشند. فلذا به منظور ارزیابی و سنجش شایستگی های مرتبط با سه حوزه مهارت های شناختی (مانند هوش ریاضی یا کلامی)، مهارت های مدیریتی (مانند سبک رهبری) و ویژگی های شخصیتی (مانند MBTI)، آزمون های معتبر تخصصی با نظر کارشناس روان سنجی انتخاب و نتایج آن تحلیل می گردد.
2️⃣-تحلیل موردی؛
تحلیل موردی یک ابزار مسئله محور محسوب می گردد. در واقع در بطن این تمرین یک مسئله سازمانی طراحی و ارائه می شود که شرکت کنندگان با استفاده از مهارت های تحلیلی و دانش سازمانی خود اقدام به حل آن می نمایند. هر تمرین برمبنای مسائل و مشکلات مبتلابه سازمان می تواند به دو صورت فردی و گروهی طراحی گردد.
3️⃣-مصاحبه های تخصصی:
مصاحبه های تخصصی یکی از مهمترین مبادی جمع آوری اطلاعات در کانون ارزیابی محسوب می گردد. نکته ای که در رابطه با مصاحبه های تخصصی وجود دارد این است که اعتبار داده های حاصل از مصاحبه تا حد بسیار زیادی به خبرگی مصاحبه گران بستگی دارد. فلذا انجام مصاحبه ها باید توسط افراد متخصص و با تجربه که هم دانش مدیریت داشته و هم تجربه عملی در زمینه داشته باشند انجام گیرد. این مصاحبه های تخصصی در چهار پنل انجام می گیرد:
1) مصاحبه موقعیتی،
2) مصاحبه بالینی،
3) مصاحبه فرافکن
4) مصاحبه مدیریتی
در مصاحبه موقعیتی هر ارزیابی شونده به صورت انفرادی توسط یک متخصص روانشناسی صنعتی و سازمانی مورد ارزیابی قرار می گیرد. سوالاتی که توسط مصاحبه گر طرح می شود، شرایط بحرانی یا موقعیت های واقعی (شغلی) است که فرد را با ابهام، چالش یا تعارضاتی اخلاقی مواجه می کند. نوع پاسخ و واکنش های ارزیابی شونده توسط متخصص روانشناسی مورد بررسی قرار می گیرد و بر اساس صفات رفتاری فرد شایستگی های مورد نظر سنجیده می شود.
✅در مصاحبه بالینی، یک روانشناس بالینی ویژگی های فرد را در یک جلسه انفرادی از منظر سلامت روانی و متغیرهای شخصیتی درگیر در شغل و محیط های سازمانی با توجه به مدل شایستگی ها مورد سنجش قرار می دهد. نوعی دیگر از مصاحبه که در کانون ارزیابی مورد استفاده قرار می گیرد، مصاحبه فرافکن یا Projective است که در آن هرارزیابی شونده به صورت انفرادی توسط یک متخصص روانشناسی عمومی با ترجیحا دارای مدرک دکتری مورد ارزیابی قرار می گیرد. در مصاحبه ی مدیریتی مصاحبه گری که از لحاظ تجربی فعالیت های عملی و کاربردی زیادی در این زمینه داراست با هر ارزیابی شونده به صورت انفرادی مصاحبه کرده و نحوه انجام وظایف شغلی فعلی ارزیابی شونده و همچنین میزان توانمندی وی جهت انتصاب سمت های مدیریتی را ارزیابی می نماید.
4️⃣- ارائه مطلب:
در این تمرین هر یک از ارزیابی شوندگان در مدت زمان تعیین شده یک موضوع یا مطلب را برای سایر ارزیابی شوندگان و ارزیاب ها ارائه می نماید. در این تمرین سایر ارزیابی شوندگان به مشارکت تشویق می شوند و فرد ارائه دهنده حین یک فعالیت تعاملی توسط ارزیاب ها مورد ارزیابی قرار می گیرد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
✳️ابزارها و روش ها در کانون ارزیابی :
تنوع ابزارها و روش های سنجشی در کانون های ارزیابی بسیار زیاد می باشد که انتخاب و یا طراحی آن ها متناسب با هر سازمان می تواند متفاوت باشد. دسته بندی این ابزارها نیز می تواند با معیارهای مختلفی انجام گیرد. با این حال این ابزارها را می توان در 6 دسته قرار داد:
1) آزمون های کاغذ-مدادی (مهارت های شناختی، مهارت های رفتاری یا مدیریتی و ویژگی های شخصیتی)،
2) تحلیل موردی،
3) مصاحبه های تخصصی (مدیریتی و روان شناختی)،
4) ارائه مطلب،
5) بازی های گروهی،
6) کازیه و ایفای نقش
این ابزارها را می توان در یک پیوستار قرار داد: در یک سمت ابزارهایی که بسیار ساختارمند و استاندارد می باشند مانند ابزارهای کاغذ-مدادی که دارای اعتبار و پایایی علمی بسیار بالایی هستند. در سمت دیگر ابزارهایی که انعطاف بیشتری دارند و متناسب با موقعیت های مختلف می توان آن ها را طراحی و به کار گرفت مانند تمرین کازیه و ایفای نقش.
1️⃣-آزمون های کاغذ-مدادی:
همان گونه که اشاره گردید آزمون های کاغذ-مدادی استاندارد بوده و از اعتبار بالایی برخوردار می باشند. فلذا به منظور ارزیابی و سنجش شایستگی های مرتبط با سه حوزه مهارت های شناختی (مانند هوش ریاضی یا کلامی)، مهارت های مدیریتی (مانند سبک رهبری) و ویژگی های شخصیتی (مانند MBTI)، آزمون های معتبر تخصصی با نظر کارشناس روان سنجی انتخاب و نتایج آن تحلیل می گردد.
2️⃣-تحلیل موردی؛
تحلیل موردی یک ابزار مسئله محور محسوب می گردد. در واقع در بطن این تمرین یک مسئله سازمانی طراحی و ارائه می شود که شرکت کنندگان با استفاده از مهارت های تحلیلی و دانش سازمانی خود اقدام به حل آن می نمایند. هر تمرین برمبنای مسائل و مشکلات مبتلابه سازمان می تواند به دو صورت فردی و گروهی طراحی گردد.
3️⃣-مصاحبه های تخصصی:
مصاحبه های تخصصی یکی از مهمترین مبادی جمع آوری اطلاعات در کانون ارزیابی محسوب می گردد. نکته ای که در رابطه با مصاحبه های تخصصی وجود دارد این است که اعتبار داده های حاصل از مصاحبه تا حد بسیار زیادی به خبرگی مصاحبه گران بستگی دارد. فلذا انجام مصاحبه ها باید توسط افراد متخصص و با تجربه که هم دانش مدیریت داشته و هم تجربه عملی در زمینه داشته باشند انجام گیرد. این مصاحبه های تخصصی در چهار پنل انجام می گیرد:
1) مصاحبه موقعیتی،
2) مصاحبه بالینی،
3) مصاحبه فرافکن
4) مصاحبه مدیریتی
در مصاحبه موقعیتی هر ارزیابی شونده به صورت انفرادی توسط یک متخصص روانشناسی صنعتی و سازمانی مورد ارزیابی قرار می گیرد. سوالاتی که توسط مصاحبه گر طرح می شود، شرایط بحرانی یا موقعیت های واقعی (شغلی) است که فرد را با ابهام، چالش یا تعارضاتی اخلاقی مواجه می کند. نوع پاسخ و واکنش های ارزیابی شونده توسط متخصص روانشناسی مورد بررسی قرار می گیرد و بر اساس صفات رفتاری فرد شایستگی های مورد نظر سنجیده می شود.
✅در مصاحبه بالینی، یک روانشناس بالینی ویژگی های فرد را در یک جلسه انفرادی از منظر سلامت روانی و متغیرهای شخصیتی درگیر در شغل و محیط های سازمانی با توجه به مدل شایستگی ها مورد سنجش قرار می دهد. نوعی دیگر از مصاحبه که در کانون ارزیابی مورد استفاده قرار می گیرد، مصاحبه فرافکن یا Projective است که در آن هرارزیابی شونده به صورت انفرادی توسط یک متخصص روانشناسی عمومی با ترجیحا دارای مدرک دکتری مورد ارزیابی قرار می گیرد. در مصاحبه ی مدیریتی مصاحبه گری که از لحاظ تجربی فعالیت های عملی و کاربردی زیادی در این زمینه داراست با هر ارزیابی شونده به صورت انفرادی مصاحبه کرده و نحوه انجام وظایف شغلی فعلی ارزیابی شونده و همچنین میزان توانمندی وی جهت انتصاب سمت های مدیریتی را ارزیابی می نماید.
4️⃣- ارائه مطلب:
در این تمرین هر یک از ارزیابی شوندگان در مدت زمان تعیین شده یک موضوع یا مطلب را برای سایر ارزیابی شوندگان و ارزیاب ها ارائه می نماید. در این تمرین سایر ارزیابی شوندگان به مشارکت تشویق می شوند و فرد ارائه دهنده حین یک فعالیت تعاملی توسط ارزیاب ها مورد ارزیابی قرار می گیرد.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from پیوند نگار
Forwarded from پیوند نگار
🔰 یک سوال اساسی؛
✅به نظر شما چرا اغلب مردم، برای فهم و درک وتحلیل مسایل اقتصادی، سیاسی اجتماعی، وحتی فرهنگی نیازی به مراجعه به متخصصان اصلی این حوزه ها احساس نمی کنند؟
✅اما همانطوری که میدانیم به فرض مثال همین مردم، برای آگاهی و تشخیص و درمان یک بیماری، و یا یک مشکل پزشکی، همواره به دنبال بهترین و حاذق ترین متخصصان علم پزشکی هستند؟
✅ مگر نه این است که اصولا" فلسفه وجودی مراجعه به متخصصین پزشکی به خاطر عدم آگاهی و ناتوانی ما در تشخیص و درمان بیماری است؟ فلذا میخواهیم با مراجعه به متخصص یا پزشک مربوطه با تکیه بر علم و تخصص پزشکی، یک درد، یک بیماری، یا مشکل جسمی که ما در درک و شناخت آن و حل ریشه ایی آن ناتوان هستیم، آن مشکل را بهتر شناخته و یک راه علمی و منطقی برای رفع آن مشکل پیش گیرند؟
✅طبق نظریه سیستم ها و سطح بندی هایی که بلدینگ ارایه داده است، مسایل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی که در سطح هشتم این طبقه بندی جای گرفته اند از سطح پیچیدگی بیشتری نسبت به سطح هفتمی است که انسان در آن قرار دارد.
✅فلذا درک و فهم و ریشه یابی مسایل و معضلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه، به مراتب پیچیده تر از مشکلات جسمی آدمها است. چه بسا بدون مطالعه و تحقیق و پژوهش گسترده یا بدون مراجعه به متخصصان اصلی این حوزه ها به آسانی نمی توان به علل و عوامل این گونه پدیده ها پی برد و ابهامات و مسایل مختلف آنها را به طور دقیق شناسایی و مورد قضاوت قرار داد.
🔴به نظر شما چرا این گونه است؟ چرا اغلب مردم برای درک و فهم مسایل مختلف اجتماعی نیازی به مراجعه به متخصصان ان حوزه ها احساس نمی کنند؟
✅چرا اغلب مردم به جای مراجعه به نظریات علمی و کارشناسی متخصصین علوم انسانی و اجتماعی، اینگونه مسایل را با برداشتها ذهنی خود، تشریح و تبیین و تحلیل میکنند؟ و یا به افراد غیرمتخصص که اطلاعات خیلی سطحی در اینگونه مسایل دارند مراجعه میکنند؟ وبر خلاف مسایل و مشکلات پزشکی، اصولا" نیازی به مراجعه به متخصص اصلی در حوزه ها علوم اجتماعی نمی بینند ؟
✅به قول معروف: یا خودشان با برداشتهای شخص خویش می برند و می دوزند و تحلیل میکنند و یا به استناد حرفها و سخنان سطحی افراد غیر متخصص در این حوزه ها نتیجه گیری و قضاوت میکنند. و یا بدون اینکه چند تا نظریه کارشناسی یا علمی و یا چند تا کتاب و مقاله علمی در این حوزه ها مطالعه کرده باشند، برای تک تک این مسایل حکم صادر میکنند.(اون هم با چه قطعیتی؟!)
✅آیا به نظر شما علم و تخصص و حرفه گرایی فقط در پزشکی خلاصه میشود؟ آیا علوم سیاسی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی، علوم مدیریت،و... ، با این قدمت و پیشینه ای که دارند نمی توانند در تشریح و تبیین مسایل مختلف اجتماعی، کمک حال مردم عادی باشند ؟؟
✅آیا متخصصین علوم انسانی و اجتماعی، که سالها مدیدی در زمینه های مختلف مسایل اجتماعی و انسانی قلم فرسایی کردند، فعالیت کردن، عرق ریختند، کتابها نوشتند، مقاله ها نوشتند، در انواع کنفرانسهای علمی شرکت کردند، چندین کارشناس و دانشجو در حوزه های مربوط به خود تربیت کرده اند، و... آیا بهتر از من نوعی این گونه مسایل را درک نمی کنند؟
✅ پس چرا ما در تحلیل و فهم و درک این گونه مسایل، خودمان را بی نیاز از علم و تخصص و تجربه آنها میبینیم ؟ و اغلب با قضاوتهای شخصی و تراوشات ذهنی خود، این گونه مسایل را تشریح میکنیم و برای همه آنها از ذهن خود، حکم صادر میکنیم ؟
🔴به نظر شما علت چیست ؟
🔰به نظر شما علت و عوامل این نگرش سطحی به مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه چیست، چه راهکاری برای این موضوع دارید ؟
✅چطور میتوان این رویه و این نگرش سطحی و ذهنی به مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در جامعه اصلاح و مرتفع کرد؟ به نحوی که همواره مردم برای درک و تحلیل علمی و ریشه ایی این گونه مسایل، و کشف و شناخت علت العلل آنها، به جای قضاوت های شخصی و بدون پشتوانه علمی، به سراغ متخصصان اصلی این حوزه ها بروند یا چند تا کتاب و مقاله در مورد انها مطالعه کنند و بیاموزند و در نهایت پاسخ علمی و منطقی به این مسایل داشته باشند؟
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
✅به نظر شما چرا اغلب مردم، برای فهم و درک وتحلیل مسایل اقتصادی، سیاسی اجتماعی، وحتی فرهنگی نیازی به مراجعه به متخصصان اصلی این حوزه ها احساس نمی کنند؟
✅اما همانطوری که میدانیم به فرض مثال همین مردم، برای آگاهی و تشخیص و درمان یک بیماری، و یا یک مشکل پزشکی، همواره به دنبال بهترین و حاذق ترین متخصصان علم پزشکی هستند؟
✅ مگر نه این است که اصولا" فلسفه وجودی مراجعه به متخصصین پزشکی به خاطر عدم آگاهی و ناتوانی ما در تشخیص و درمان بیماری است؟ فلذا میخواهیم با مراجعه به متخصص یا پزشک مربوطه با تکیه بر علم و تخصص پزشکی، یک درد، یک بیماری، یا مشکل جسمی که ما در درک و شناخت آن و حل ریشه ایی آن ناتوان هستیم، آن مشکل را بهتر شناخته و یک راه علمی و منطقی برای رفع آن مشکل پیش گیرند؟
✅طبق نظریه سیستم ها و سطح بندی هایی که بلدینگ ارایه داده است، مسایل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی که در سطح هشتم این طبقه بندی جای گرفته اند از سطح پیچیدگی بیشتری نسبت به سطح هفتمی است که انسان در آن قرار دارد.
✅فلذا درک و فهم و ریشه یابی مسایل و معضلات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه، به مراتب پیچیده تر از مشکلات جسمی آدمها است. چه بسا بدون مطالعه و تحقیق و پژوهش گسترده یا بدون مراجعه به متخصصان اصلی این حوزه ها به آسانی نمی توان به علل و عوامل این گونه پدیده ها پی برد و ابهامات و مسایل مختلف آنها را به طور دقیق شناسایی و مورد قضاوت قرار داد.
🔴به نظر شما چرا این گونه است؟ چرا اغلب مردم برای درک و فهم مسایل مختلف اجتماعی نیازی به مراجعه به متخصصان ان حوزه ها احساس نمی کنند؟
✅چرا اغلب مردم به جای مراجعه به نظریات علمی و کارشناسی متخصصین علوم انسانی و اجتماعی، اینگونه مسایل را با برداشتها ذهنی خود، تشریح و تبیین و تحلیل میکنند؟ و یا به افراد غیرمتخصص که اطلاعات خیلی سطحی در اینگونه مسایل دارند مراجعه میکنند؟ وبر خلاف مسایل و مشکلات پزشکی، اصولا" نیازی به مراجعه به متخصص اصلی در حوزه ها علوم اجتماعی نمی بینند ؟
✅به قول معروف: یا خودشان با برداشتهای شخص خویش می برند و می دوزند و تحلیل میکنند و یا به استناد حرفها و سخنان سطحی افراد غیر متخصص در این حوزه ها نتیجه گیری و قضاوت میکنند. و یا بدون اینکه چند تا نظریه کارشناسی یا علمی و یا چند تا کتاب و مقاله علمی در این حوزه ها مطالعه کرده باشند، برای تک تک این مسایل حکم صادر میکنند.(اون هم با چه قطعیتی؟!)
✅آیا به نظر شما علم و تخصص و حرفه گرایی فقط در پزشکی خلاصه میشود؟ آیا علوم سیاسی، علوم اقتصادی، علوم اجتماعی، علوم مدیریت،و... ، با این قدمت و پیشینه ای که دارند نمی توانند در تشریح و تبیین مسایل مختلف اجتماعی، کمک حال مردم عادی باشند ؟؟
✅آیا متخصصین علوم انسانی و اجتماعی، که سالها مدیدی در زمینه های مختلف مسایل اجتماعی و انسانی قلم فرسایی کردند، فعالیت کردن، عرق ریختند، کتابها نوشتند، مقاله ها نوشتند، در انواع کنفرانسهای علمی شرکت کردند، چندین کارشناس و دانشجو در حوزه های مربوط به خود تربیت کرده اند، و... آیا بهتر از من نوعی این گونه مسایل را درک نمی کنند؟
✅ پس چرا ما در تحلیل و فهم و درک این گونه مسایل، خودمان را بی نیاز از علم و تخصص و تجربه آنها میبینیم ؟ و اغلب با قضاوتهای شخصی و تراوشات ذهنی خود، این گونه مسایل را تشریح میکنیم و برای همه آنها از ذهن خود، حکم صادر میکنیم ؟
🔴به نظر شما علت چیست ؟
🔰به نظر شما علت و عوامل این نگرش سطحی به مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه چیست، چه راهکاری برای این موضوع دارید ؟
✅چطور میتوان این رویه و این نگرش سطحی و ذهنی به مسایل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در جامعه اصلاح و مرتفع کرد؟ به نحوی که همواره مردم برای درک و تحلیل علمی و ریشه ایی این گونه مسایل، و کشف و شناخت علت العلل آنها، به جای قضاوت های شخصی و بدون پشتوانه علمی، به سراغ متخصصان اصلی این حوزه ها بروند یا چند تا کتاب و مقاله در مورد انها مطالعه کنند و بیاموزند و در نهایت پاسخ علمی و منطقی به این مسایل داشته باشند؟
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
📕 شش نشانه اشخاص نامناسب برای مشورت:
مشورت کردن با دیگران، چه دربارهی زندگی و چه دربارهی کسبوکار میتواند به تصمیم گیری درست و کاهش احتمال خطا کمک کند، اما بهشرط اینکه از شخص شایستهای مشورت بگیرید. گاهی افراد با اینکه نیتی جز یاری و همراهی ندارند، صرفا چون از همهی جوانب قضیه مطلع نیستند، ممکن است بدون هیچ تعمدی راهنمایی اشتباه بکنند. در اینجا ۶ نشانه در اختیار شما قرار میدهیم که دریابید شخص مناسبی را برای مشورت کردن انتخاب نکردهاید.
1⃣. مشورتدهنده فاقد صلاحیت است:
اگر مشورتدهنده شخصی تصادفی است و حتی زمینهی کاریاش با شما یکسان نیست، باید اعتبار مشورت دریافتی و مشورتدهنده را دوباره ارزیابی کنید. بهویژه دربارهی مشورت کسانی که به مصلحت و منافع طرف مقابل نمیاندیشند، باید بسیار محتاط بود. کسانی که حواسشان به شما هست و به شما و موفقیتتان اهمیت میدهند، بهترین افراد برای مشورت هستند.
2⃣. مشورت دریافتی با موقعیت شما جور نیست:
افراد معمولا براساس تجربیات خودشان مشورت میدهند که آن هم شاید با موقعیتی که مشورتگیرنده درگیر آن است مطابقت نداشته باشد.
3⃣. مشورتدهنده بدون اینکه گوش کند فقط حرف میزند:
اگر مشورتدهنده زیاد از «باید» استفاده میکند مراقب باشید. مشورتدادن خوب نیازمند اطلاع از شرایط طرف مقابل است و زمانی مشورتدهنده میتواند بهدرستی از شرایطتان مطلع شود که وقت بگذارد و سؤالاتی از شما بپرسد.
4⃣. مشورت صرفا حول محور نتیجهی نهایی میچرخد و نه فرایند تصمیم گیری:
دربارهی مشورتهایی که فقط بر خود تصمیم متمرکزند و درخصوص مراحل تصمیم گیری کمکی نمیکنند محتاطتر رفتار کنید، چراکه فرایند ارزیابی بهاندازهی جواب نهایی حائز اهمیت است.
5⃣. مشورتدهنده جهتگیری احساسی دارد:
غلیان احساسی زیاد میتواند نشانهی جهتگیری مشورتدهنده باشد. شاید او برنامهای در سر دارد که با برنامهی شما نمیخواند.
6⃣. مشورت دریافتی با حس درونیتان مغایر است
اگر ندای درونتان با مشورت دریافتی مخالف است، شاید بد نباشد که به حس درونیتان اعتماد کنید.
⏹چگونه به مشاورهی غلط پاسخ بدهیم؟
اگر متوجه شدید که درحال دریافت مشورت درستی نیستید، باز هم میتوانید ادامهی صحبتهای طرف مقابل را بشنوید. اشکالی ندارد به مشورتی که لزوما کمککننده نیست گوش کنید. شاید مشورت کردن با طرف مقابل بهکارتان نیاید، اما حداقل میتوانید از خلال صحبتهایش به چیزی دربارهی خود آن شخص پی ببرید که بعدها بهدردتان بخورد یا حتی میتوانید در فکرتان، برای طرف مقابل استدلال مخالف بیاورید .
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
@CompetentManagers
مشورت کردن با دیگران، چه دربارهی زندگی و چه دربارهی کسبوکار میتواند به تصمیم گیری درست و کاهش احتمال خطا کمک کند، اما بهشرط اینکه از شخص شایستهای مشورت بگیرید. گاهی افراد با اینکه نیتی جز یاری و همراهی ندارند، صرفا چون از همهی جوانب قضیه مطلع نیستند، ممکن است بدون هیچ تعمدی راهنمایی اشتباه بکنند. در اینجا ۶ نشانه در اختیار شما قرار میدهیم که دریابید شخص مناسبی را برای مشورت کردن انتخاب نکردهاید.
1⃣. مشورتدهنده فاقد صلاحیت است:
اگر مشورتدهنده شخصی تصادفی است و حتی زمینهی کاریاش با شما یکسان نیست، باید اعتبار مشورت دریافتی و مشورتدهنده را دوباره ارزیابی کنید. بهویژه دربارهی مشورت کسانی که به مصلحت و منافع طرف مقابل نمیاندیشند، باید بسیار محتاط بود. کسانی که حواسشان به شما هست و به شما و موفقیتتان اهمیت میدهند، بهترین افراد برای مشورت هستند.
2⃣. مشورت دریافتی با موقعیت شما جور نیست:
افراد معمولا براساس تجربیات خودشان مشورت میدهند که آن هم شاید با موقعیتی که مشورتگیرنده درگیر آن است مطابقت نداشته باشد.
3⃣. مشورتدهنده بدون اینکه گوش کند فقط حرف میزند:
اگر مشورتدهنده زیاد از «باید» استفاده میکند مراقب باشید. مشورتدادن خوب نیازمند اطلاع از شرایط طرف مقابل است و زمانی مشورتدهنده میتواند بهدرستی از شرایطتان مطلع شود که وقت بگذارد و سؤالاتی از شما بپرسد.
4⃣. مشورت صرفا حول محور نتیجهی نهایی میچرخد و نه فرایند تصمیم گیری:
دربارهی مشورتهایی که فقط بر خود تصمیم متمرکزند و درخصوص مراحل تصمیم گیری کمکی نمیکنند محتاطتر رفتار کنید، چراکه فرایند ارزیابی بهاندازهی جواب نهایی حائز اهمیت است.
5⃣. مشورتدهنده جهتگیری احساسی دارد:
غلیان احساسی زیاد میتواند نشانهی جهتگیری مشورتدهنده باشد. شاید او برنامهای در سر دارد که با برنامهی شما نمیخواند.
6⃣. مشورت دریافتی با حس درونیتان مغایر است
اگر ندای درونتان با مشورت دریافتی مخالف است، شاید بد نباشد که به حس درونیتان اعتماد کنید.
⏹چگونه به مشاورهی غلط پاسخ بدهیم؟
اگر متوجه شدید که درحال دریافت مشورت درستی نیستید، باز هم میتوانید ادامهی صحبتهای طرف مقابل را بشنوید. اشکالی ندارد به مشورتی که لزوما کمککننده نیست گوش کنید. شاید مشورت کردن با طرف مقابل بهکارتان نیاید، اما حداقل میتوانید از خلال صحبتهایش به چیزی دربارهی خود آن شخص پی ببرید که بعدها بهدردتان بخورد یا حتی میتوانید در فکرتان، برای طرف مقابل استدلال مخالف بیاورید .
🔰 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
@CompetentManagers
🔴"ما نمی توانیم مشکلاتمان را با همان تفکری حل کنیم که با استفاده از آن، آنها را به وجود آورده ایم."/ آلبرت انیشتین
🔴"مشکلات امروز ما همان راه حل های گذشته ماست " / پیتر دراکر
🔰دنیا تغییر کرده اما ما تغییر نکرده ایم. برای زیستن در این دنیای متحول، ما هم باید تغییر کنیم.
همه علوم بشری رشته رشته شده و به شاخه های متنوع و متعددی تقسیم شده اند. در این دوره زمانه هیچ کس نمیتواند در همه علوم بشری با همه زیر شاخه های آن متخصص و صاحب نظر شود. دیگه گذشت آن زمانی که مجبور بودیم در یک روستا همه سوالات و ابهامات خود را از هر مقوله ایی که باشند صرفا از کدخدا بپرسیم.
❇️همچنان که یاد گرفته ایم، زمانیکه در مسایل مربوط به بهداشت و سلامت پزشکی، سوال، ابهام، مساله و مشکلی داشته باشیم، آن را از پزشکان و متخصصان مربوطه که شامل؛ (ارتوپدی، چشم پزشکی، گوارش، قلب، عفونی، انکولوژی، اورولوژی، روماتولوژی ، دندانپزشکی و....) بپرسیم،
❇️همچنان که یا گرفته ایم زمانیکه کار ساختمانی انجام میدهیم، کارها، مسایل و مشکلات آن را از طریق متخصصان مربوط به آن که شامل؛ (مهندس ساختمان، بنا، نجار، برق کار، کابینت ساز، گچ کار، کاشی کار، لوله کش، آهن کش، عایق کار، میلگرد گار ، نقاش، پارکت کار ، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه در مسایل فنی مهندسی سوال، ابهام یا مشکلی داشته باشیم، آن را از مهندسین و متخصصان مربوطه به خود بپرسیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه ماشین و خودروی ما نیاز به تعمیر و رفع مشکل و یا یک مساله داشت آن را با مراجعه به متخصصین مربوط با آن که شامل؛ (مکانیک، صافکار، تعویض روغن ، باطری ساز، تراشکار، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ و بسیاری دیگر از مسایل .....
📗ای کاش یاد بگیریم که اگر سوال یا ابهامی در مسایل اقتصادی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اقتصادی بپرسیم،
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر سوال یا ابهامی در مسایل سیاسی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم سیاسی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر سوال یا ابهامی در خصوص مسایل اجتماعی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اجتماعی بپرسیم،
📗 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل روابط بین الملل و سیاست خارجی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روابط بین الملل بپرسیم .
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل فقهی و مذهبی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فقهی و مذهبی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل فرهنگی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فرهنگی بپرسیم.
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مالی و حسابداری سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین حسابداری و یا امور مالی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل تاریخی و گذشته مان سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین تاریخ بپرسیم.
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مربوط به سلول های بنیادی سوال و ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین علوم ژنتیک و یا زیست شناسی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مربوط به مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی و .... سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم مربوط به مدیریت بپرسیم.
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل روانی و روان شناسی فردی سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روان شناسی بپرسیم .
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل حقوقی و قانونی سوال یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین حقوق بپرسیم.
📗ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مربوط به سیاستگذاری و علوم حکمرانی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوطه بپرسیم.
📕 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل مربوط به انرژی هستهای سوال و ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوط به فیزیک هسته ایی بپرسیم.
📘 و ای کاش یاد بگیریم که ....
📚 و بسیاری از مسایل دیگر..... ای کاش در همه زمینه ها و هم پدیده ها به جای اینکه صرفا به تراوشات ذهنی و استنباط های شخصی خود بسنده کنیم، و یا اینکه به حرفها و سخنان افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت اکتفا کرده و با قاطعیت برای همه چیز و همه کس حکم صاد کنیم، و در موردش قضاوت کنیم، ای کاش یاد بگیریم که به متخصص مربوطه مراجعه کرده و قدری بیشتر بیندیشیم.
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔴"مشکلات امروز ما همان راه حل های گذشته ماست " / پیتر دراکر
🔰دنیا تغییر کرده اما ما تغییر نکرده ایم. برای زیستن در این دنیای متحول، ما هم باید تغییر کنیم.
همه علوم بشری رشته رشته شده و به شاخه های متنوع و متعددی تقسیم شده اند. در این دوره زمانه هیچ کس نمیتواند در همه علوم بشری با همه زیر شاخه های آن متخصص و صاحب نظر شود. دیگه گذشت آن زمانی که مجبور بودیم در یک روستا همه سوالات و ابهامات خود را از هر مقوله ایی که باشند صرفا از کدخدا بپرسیم.
❇️همچنان که یاد گرفته ایم، زمانیکه در مسایل مربوط به بهداشت و سلامت پزشکی، سوال، ابهام، مساله و مشکلی داشته باشیم، آن را از پزشکان و متخصصان مربوطه که شامل؛ (ارتوپدی، چشم پزشکی، گوارش، قلب، عفونی، انکولوژی، اورولوژی، روماتولوژی ، دندانپزشکی و....) بپرسیم،
❇️همچنان که یا گرفته ایم زمانیکه کار ساختمانی انجام میدهیم، کارها، مسایل و مشکلات آن را از طریق متخصصان مربوط به آن که شامل؛ (مهندس ساختمان، بنا، نجار، برق کار، کابینت ساز، گچ کار، کاشی کار، لوله کش، آهن کش، عایق کار، میلگرد گار ، نقاش، پارکت کار ، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه در مسایل فنی مهندسی سوال، ابهام یا مشکلی داشته باشیم، آن را از مهندسین و متخصصان مربوطه به خود بپرسیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه ماشین و خودروی ما نیاز به تعمیر و رفع مشکل و یا یک مساله داشت آن را با مراجعه به متخصصین مربوط با آن که شامل؛ (مکانیک، صافکار، تعویض روغن ، باطری ساز، تراشکار، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ و بسیاری دیگر از مسایل .....
📗ای کاش یاد بگیریم که اگر سوال یا ابهامی در مسایل اقتصادی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اقتصادی بپرسیم،
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر سوال یا ابهامی در مسایل سیاسی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم سیاسی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر سوال یا ابهامی در خصوص مسایل اجتماعی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اجتماعی بپرسیم،
📗 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل روابط بین الملل و سیاست خارجی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روابط بین الملل بپرسیم .
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل فقهی و مذهبی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فقهی و مذهبی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل فرهنگی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فرهنگی بپرسیم.
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مالی و حسابداری سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین حسابداری و یا امور مالی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل تاریخی و گذشته مان سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین تاریخ بپرسیم.
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مربوط به سلول های بنیادی سوال و ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین علوم ژنتیک و یا زیست شناسی بپرسیم.
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مربوط به مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی و .... سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم مربوط به مدیریت بپرسیم.
📕ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل روانی و روان شناسی فردی سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روان شناسی بپرسیم .
📘ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل حقوقی و قانونی سوال یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین حقوق بپرسیم.
📗ای کاش یاد بگیریم که اگر در مسایل مربوط به سیاستگذاری و علوم حکمرانی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوطه بپرسیم.
📕 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل مربوط به انرژی هستهای سوال و ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوط به فیزیک هسته ایی بپرسیم.
📘 و ای کاش یاد بگیریم که ....
📚 و بسیاری از مسایل دیگر..... ای کاش در همه زمینه ها و هم پدیده ها به جای اینکه صرفا به تراوشات ذهنی و استنباط های شخصی خود بسنده کنیم، و یا اینکه به حرفها و سخنان افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت اکتفا کرده و با قاطعیت برای همه چیز و همه کس حکم صاد کنیم، و در موردش قضاوت کنیم، ای کاش یاد بگیریم که به متخصص مربوطه مراجعه کرده و قدری بیشتر بیندیشیم.
❇️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔰سی ویژگی که عموماً از تحولاتِ ۴۵ سال اخیرآموخته ایم:
✍ دکتر محمود سریع القلم
🔸۱-تخصص در حکمرانی، پیچیده ترین تخصص هاست؛
🔸۲-مهم ترین وجه حکمرانی، شناختِ ظرف و دینامیک جهانی است؛
🔸۳-شناخت این ظرف به نظر میرسد سه پیش نیاز دارد: مطالعۀ وسیعِ متون اجتماعی،سیاسی واقتصادی، تسلط به زبان انگلیسی و فهم ریاضی گونه و واقعی ظرفیتهایِ داخلی؛
🔸۴-خیلی نفت و گاز صادر نکنیم بلکه از آنها برای صنعتی شدن و تولید/صادرات کالا استفاده کنیم؛
🔸۵-هر فردی فقط باید یک شغل داشته باشد؛
🔸۶-سیاست یعنی به فکر آینده باشیم: از گذشته فقط باید درس گرفت؛
🔸۷-خاورمیانه ای ها خیلی با ما تفاهم و تجانس ندارند؛
🔸۸-کشور در حال توسعه ای که نرخ رشد زیر سه درصد داشته باشد، از زندگی معقول محروم است؛
🔸۹-خارج از مدارهای دولتی، ثروتمند شویم؛
🔸۱۰-مؤثرترین روش نفوذ در کشورهای دیگر، ورود در بازارهای آنهاست؛
🔸۱۱-جامعه ای به شدت متکثر هستیم، تا میتوانیم برای یکدیگر جا باز کنیم؛
🔸۱۲-تحقیر دیگران مجانی نیست؛
🔸۱۳-نیاز عجیب خود را برای "خودنمایی" کم کنیم؛
🔸۱۴-خود را مرکز ثقل قلمداد کردن، ناشی از مطالعه نکردن است؛
🔸۱۵-مفهوم "ثبات اقتصادی" و ملزومات آن را کانون حکمرانی بدانیم؛
🔸۱۶-بدون همکاری شهروندان، کشوری ساخته نمیشود؛
🔸۱۷-مدارهای بردباری خود را وسیع ترکنیم تا میلیون ها نفر مهاجرت نکنند؛
🔸۱۸-هیچ فضیلتی بالاتر از داشتن "یک شخصیت" نیست؛
🔸۱۹-مهمترین دو موضوع برای مبارزه درحدِّ فردی: غرور و عصبانیت؛
🔸۲۰-بگُذاریم رسانه ها و خبرنگاران با قلمِ مسئولانه، مانع از تکرار اشتباهات مجریان شوند؛
🔸۲۱-اگر یک مدیر بیش از هشت سال در یک پروژه بماند، کارآمدی خود را از دست میدهد؛
🔸۲۲-درگیری با قدرت های بزرگ خیلی هزینه دارد: ۱۳۲۰، ۱۳۳۰، ۱۳۵۵، ۱۳۵۹، ۱۳۹۰ …؛
🔸۲۳-زندگی فقط قدرت نیست بلکه مملو از زیبایی های هنری، طبیعت و همزیستی است؛
🔸۲۴-طبیعت، به شدت دروغگو را مجازات میکند؛
🔸۲۵-قابل اتکاءترین روش برای مبارزه با فساد مالی: قدرتمند کردن قوۀ مقننه؛
🔸۲۶-خیلی حرفهایمان را عوض نکنیم: اخلاق یعنی وفای به عهد؛
🔸۲۷-با مطالعه و خودشناسی به مبارزه با غرور و خودبزرگ پنداری برویم؛
🔸۲۸-از باغبانی به همان اندازه لذت ببریم که از وزارت؛
🔸۲۹-مراقبت از محیط زیست را یک اصل درزندگی بدانیم؛
🔸۳۰-گنجینۀ گرانقدری به نام تجربۀ بشری وجود دارد
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🖇@CompetentManagers
✍ دکتر محمود سریع القلم
🔸۱-تخصص در حکمرانی، پیچیده ترین تخصص هاست؛
🔸۲-مهم ترین وجه حکمرانی، شناختِ ظرف و دینامیک جهانی است؛
🔸۳-شناخت این ظرف به نظر میرسد سه پیش نیاز دارد: مطالعۀ وسیعِ متون اجتماعی،سیاسی واقتصادی، تسلط به زبان انگلیسی و فهم ریاضی گونه و واقعی ظرفیتهایِ داخلی؛
🔸۴-خیلی نفت و گاز صادر نکنیم بلکه از آنها برای صنعتی شدن و تولید/صادرات کالا استفاده کنیم؛
🔸۵-هر فردی فقط باید یک شغل داشته باشد؛
🔸۶-سیاست یعنی به فکر آینده باشیم: از گذشته فقط باید درس گرفت؛
🔸۷-خاورمیانه ای ها خیلی با ما تفاهم و تجانس ندارند؛
🔸۸-کشور در حال توسعه ای که نرخ رشد زیر سه درصد داشته باشد، از زندگی معقول محروم است؛
🔸۹-خارج از مدارهای دولتی، ثروتمند شویم؛
🔸۱۰-مؤثرترین روش نفوذ در کشورهای دیگر، ورود در بازارهای آنهاست؛
🔸۱۱-جامعه ای به شدت متکثر هستیم، تا میتوانیم برای یکدیگر جا باز کنیم؛
🔸۱۲-تحقیر دیگران مجانی نیست؛
🔸۱۳-نیاز عجیب خود را برای "خودنمایی" کم کنیم؛
🔸۱۴-خود را مرکز ثقل قلمداد کردن، ناشی از مطالعه نکردن است؛
🔸۱۵-مفهوم "ثبات اقتصادی" و ملزومات آن را کانون حکمرانی بدانیم؛
🔸۱۶-بدون همکاری شهروندان، کشوری ساخته نمیشود؛
🔸۱۷-مدارهای بردباری خود را وسیع ترکنیم تا میلیون ها نفر مهاجرت نکنند؛
🔸۱۸-هیچ فضیلتی بالاتر از داشتن "یک شخصیت" نیست؛
🔸۱۹-مهمترین دو موضوع برای مبارزه درحدِّ فردی: غرور و عصبانیت؛
🔸۲۰-بگُذاریم رسانه ها و خبرنگاران با قلمِ مسئولانه، مانع از تکرار اشتباهات مجریان شوند؛
🔸۲۱-اگر یک مدیر بیش از هشت سال در یک پروژه بماند، کارآمدی خود را از دست میدهد؛
🔸۲۲-درگیری با قدرت های بزرگ خیلی هزینه دارد: ۱۳۲۰، ۱۳۳۰، ۱۳۵۵، ۱۳۵۹، ۱۳۹۰ …؛
🔸۲۳-زندگی فقط قدرت نیست بلکه مملو از زیبایی های هنری، طبیعت و همزیستی است؛
🔸۲۴-طبیعت، به شدت دروغگو را مجازات میکند؛
🔸۲۵-قابل اتکاءترین روش برای مبارزه با فساد مالی: قدرتمند کردن قوۀ مقننه؛
🔸۲۶-خیلی حرفهایمان را عوض نکنیم: اخلاق یعنی وفای به عهد؛
🔸۲۷-با مطالعه و خودشناسی به مبارزه با غرور و خودبزرگ پنداری برویم؛
🔸۲۸-از باغبانی به همان اندازه لذت ببریم که از وزارت؛
🔸۲۹-مراقبت از محیط زیست را یک اصل درزندگی بدانیم؛
🔸۳۰-گنجینۀ گرانقدری به نام تجربۀ بشری وجود دارد
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🖇@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰 موانع خردگرایی در ایران؛ - بخش اول-
✍ دکتر حسین شیخ رضایی استاد فلسفه علم
📗از مهم ترین زیربناهای تعالی و پیشرفت هر جامعه ای «حاکمیت خرد» و «قدرت خردورزی» است. اما گاهی در یک جامعه، اهالی فکر مدعی می شوند که موانعی برای خردورزی وجود دارد. برای بررسی این ادعا، با حسین شیخ رضایی، دکترای فلسفه علم، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و مدیر انتشارات «کرگدن» به گفت وگو نشستیم تا ببینیم آیا در ایران اساسا موانعی برای خردورزی وجود دارد؟ این موانع کدامند؟ چطور باید آنها را از سر راه تفکرورزی برداشت؟ سرمایه گذاری برای عقل ورزی نیازمند چه ساز و کارهایی است؟
✳️شیخ رضایی معتقد است «برخی مواقع خردورزی با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد و در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.»
❓جناب شیخ رضایی، آیا «خردورزی» در جامعه ما در تمامی سطوح به عنوان یک «اصل» مورد توجه قرار می گیرد؟ منظور این است که آیا توانسته ایم «عقلانیت» را در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همواره ساری و جاری نگاه داریم؟
🔅در مورد اینکه چه میزان خردورزی در یک جامعه نهادینه شده است، بدون انجام پژوهش و دسترسی به آمار نمی توان پاسخ دقیقی ارائه کرد. اما با این حال، می توان از عواملی سخن گفت که وجود آنها قطعا و عملا مانع بروز خردورزی در یک جامعه می شود.
💠«خردورزی» و «توجه به عقل» با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد. در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.
❓ردپای چنین زبان و ادبیات عقل گریزی را در کجا بیشتر می توان سراغ گرفت؟
🔅ما سنتا" نوعی ادبیات عرفانی تخطئه کننده عقل داریم که در آن دو دو تا کردن، محاسبه کردن و سود و زیان کردن، مذموم است. در این ادبیات ترجیح بر این است که فردی که به عنوان الگو معرفی می شود، از بند عقل رها شده باشد. «ضرورت رها شدن از بند عقل» مضمون و فصل مشترک بسیاری از اشعار عرفانی ما است.
💠همچنین در ایدئولوژی دینی، با مقامی همچون مقام تسلیم، پذیرش، تعبد مواجه هستیم و این مقام می تواند با عقل و خرد در تضاد قرار گیرد. بنابراین در جامعه ای که «ادبیات عرفانی» و «ایدئولوژی دینی» عقل را به میزان زیادی مذموم بدانند، عقل گرایی کمتر رشد می کند و نهادینه می شود.
❇️این دو عامل در حکم موانع اصلی خردورزی هستند. اما عللی ضعیف تر و نشانه ها و شاخص هایی دیگر هم وجود دارند. یک شاخص، وجود و فراگیری «خرافات» و «شبه علم» در جامعه است؛ از خرافات قدیمی گرفته تا شبه علم و خرافات جدید که در درمان های غیرعلمی و حلقه های عرفانی و... دیده می شود.
❎مساله مهم تر که نسبت به موارد پیش گفته بر نهادینه نشدن خرد و خردورزی در یک جامعه بسیار می تواند اثرگذار باشد، نظام آموزش و تعلیمات عمومی یک کشور است. منظور از «نظام آموزش» و «تعلیمات عمومی» یک کشور آن دست آموزش ها و تحصیلاتی است که افراد قبل از ورود به دانشگاه ها کسب می کنند. خردورزی در جامعه ای توسعه پیدا می کند و نهادینه می شود که به مساله «عقل و خردورزی»، «تفکر نقادانه» و به «شیوه های حل مساله» در جریان آموزش اهمیت دهد.
❇️بنابراین کافی است نگاه کنیم مثلا در کتاب ها و برنامه ها و فعالیت های درسی چقدر بر مساله «خردورزی» تاکید می شود؛ در خصوص بی توجهی به خردورزی در نظام آموزش و تعلیمات عمومی، با قطعیت بیشتری در جامعه خودمان می توان سخن گفت؛ البته اینکه چرا به خردورزی در نظام آموزشی مان توجهی نمی کنیم خود معلول آن علت هایی است که پیش تر در خصوص آنها صحبت شد.
❓بنابراین، به اعتقاد شما خردورزی امری آموختنی است؟
🔅بله، «عقل» امری خلق الساعه نیست که به یکباره از آسمان نازل شود یا اینکه انسان ها با توانایی های بالفعل عقلانی به دنیا بیایند. مثل هر مهارت دیگری «خردورزی» هم آموزش دادنی و تمرین کردنی است؛ کسی خردورز به دنیا نمی آید. بنابراین، برای آن باید برنامه، مواد و تمرین وجود داشته باشد؛ اما متاسفانه این موارد در نظام آموزشی ما غایب است و به اعتقاد من، این غیبت امری تعمدی است... ادامه دارد.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
✍ دکتر حسین شیخ رضایی استاد فلسفه علم
📗از مهم ترین زیربناهای تعالی و پیشرفت هر جامعه ای «حاکمیت خرد» و «قدرت خردورزی» است. اما گاهی در یک جامعه، اهالی فکر مدعی می شوند که موانعی برای خردورزی وجود دارد. برای بررسی این ادعا، با حسین شیخ رضایی، دکترای فلسفه علم، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و مدیر انتشارات «کرگدن» به گفت وگو نشستیم تا ببینیم آیا در ایران اساسا موانعی برای خردورزی وجود دارد؟ این موانع کدامند؟ چطور باید آنها را از سر راه تفکرورزی برداشت؟ سرمایه گذاری برای عقل ورزی نیازمند چه ساز و کارهایی است؟
✳️شیخ رضایی معتقد است «برخی مواقع خردورزی با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد و در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.»
❓جناب شیخ رضایی، آیا «خردورزی» در جامعه ما در تمامی سطوح به عنوان یک «اصل» مورد توجه قرار می گیرد؟ منظور این است که آیا توانسته ایم «عقلانیت» را در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همواره ساری و جاری نگاه داریم؟
🔅در مورد اینکه چه میزان خردورزی در یک جامعه نهادینه شده است، بدون انجام پژوهش و دسترسی به آمار نمی توان پاسخ دقیقی ارائه کرد. اما با این حال، می توان از عواملی سخن گفت که وجود آنها قطعا و عملا مانع بروز خردورزی در یک جامعه می شود.
💠«خردورزی» و «توجه به عقل» با مجموعه ای از امور در تقابل قرار می گیرد و هرقدر این عوامل در جامعه ای برجسته تر باشد خردورزی بیشتر به محاق می رود. این عوامل در مجموع همان نوع تفکر، زبان و بیانی است که عقل را بی ارزش جلوه می دهد. در جامعه ما به طور سنتی تا حدودی چنین زبان و سخنی حاکم بوده است.
❓ردپای چنین زبان و ادبیات عقل گریزی را در کجا بیشتر می توان سراغ گرفت؟
🔅ما سنتا" نوعی ادبیات عرفانی تخطئه کننده عقل داریم که در آن دو دو تا کردن، محاسبه کردن و سود و زیان کردن، مذموم است. در این ادبیات ترجیح بر این است که فردی که به عنوان الگو معرفی می شود، از بند عقل رها شده باشد. «ضرورت رها شدن از بند عقل» مضمون و فصل مشترک بسیاری از اشعار عرفانی ما است.
💠همچنین در ایدئولوژی دینی، با مقامی همچون مقام تسلیم، پذیرش، تعبد مواجه هستیم و این مقام می تواند با عقل و خرد در تضاد قرار گیرد. بنابراین در جامعه ای که «ادبیات عرفانی» و «ایدئولوژی دینی» عقل را به میزان زیادی مذموم بدانند، عقل گرایی کمتر رشد می کند و نهادینه می شود.
❇️این دو عامل در حکم موانع اصلی خردورزی هستند. اما عللی ضعیف تر و نشانه ها و شاخص هایی دیگر هم وجود دارند. یک شاخص، وجود و فراگیری «خرافات» و «شبه علم» در جامعه است؛ از خرافات قدیمی گرفته تا شبه علم و خرافات جدید که در درمان های غیرعلمی و حلقه های عرفانی و... دیده می شود.
❎مساله مهم تر که نسبت به موارد پیش گفته بر نهادینه نشدن خرد و خردورزی در یک جامعه بسیار می تواند اثرگذار باشد، نظام آموزش و تعلیمات عمومی یک کشور است. منظور از «نظام آموزش» و «تعلیمات عمومی» یک کشور آن دست آموزش ها و تحصیلاتی است که افراد قبل از ورود به دانشگاه ها کسب می کنند. خردورزی در جامعه ای توسعه پیدا می کند و نهادینه می شود که به مساله «عقل و خردورزی»، «تفکر نقادانه» و به «شیوه های حل مساله» در جریان آموزش اهمیت دهد.
❇️بنابراین کافی است نگاه کنیم مثلا در کتاب ها و برنامه ها و فعالیت های درسی چقدر بر مساله «خردورزی» تاکید می شود؛ در خصوص بی توجهی به خردورزی در نظام آموزش و تعلیمات عمومی، با قطعیت بیشتری در جامعه خودمان می توان سخن گفت؛ البته اینکه چرا به خردورزی در نظام آموزشی مان توجهی نمی کنیم خود معلول آن علت هایی است که پیش تر در خصوص آنها صحبت شد.
❓بنابراین، به اعتقاد شما خردورزی امری آموختنی است؟
🔅بله، «عقل» امری خلق الساعه نیست که به یکباره از آسمان نازل شود یا اینکه انسان ها با توانایی های بالفعل عقلانی به دنیا بیایند. مثل هر مهارت دیگری «خردورزی» هم آموزش دادنی و تمرین کردنی است؛ کسی خردورز به دنیا نمی آید. بنابراین، برای آن باید برنامه، مواد و تمرین وجود داشته باشد؛ اما متاسفانه این موارد در نظام آموزشی ما غایب است و به اعتقاد من، این غیبت امری تعمدی است... ادامه دارد.
📕با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
🔰 موانع خرد ورزی در ایران؛ -بخش دوم
❓چرا برخی از نظام های آموزشی تعمدا از سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه غفلت میکنند؟ مگر «خردورزی» با کدام منافع در تضاد قرار می گیرد؟
🔅هرقدر به سمت نظام های سیاسی اقتدار گرا پیش برویم که بیشتر شهروند آنان شنونده باشند، طبیعی است در نظام آموزش عمومی هم سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه و خردورزی مستقل انجام نشود. از این رو، بهترین ملاک تشخیص این امر نگاه کردن به برنامه «تعلیمات عمومی» و بعد از آن نگاه کردن به «رسانه ها» است؛ اینکه در رسانه های عمومی مثل تلویزیون، چقدر می توان نشانه های خردورزی را دید محل پرسش است.
❓عدم بسط عقلانیت در جامعه و سرمایه گذاری نکردن بر تفکر نقادانه، می تواند ما را با چه مسائلی مواجه کند؟
🔅بسیاری از مسائلی که امروز با آن دست به گریبان هستیم، به نوعی به همین مقوله بر میگردد. بسیاری از مسائلی که پیرامون ما وجود دارد، از مسائل محیط زیستی گرفته تا مسائل سیاست خارجی، مسائل اقتصادی، تبعیضات اجتماعی، دانشگاه و... مسائل قابل حلی هستند که کمابیش نمونه هایی از آنها در کشورهای دیگر وجود داشته و الگوهایی برای حل آنها ارائه شده است، اما اینکه چرا این الگوها در کشور ما کارایی نداشته و مسائل تبدیل به بحران می شود، محل پرسش است.
❓چرا چیزی را که در کشورهای دیگر بارها و بارها آزموده شده نمی پذیریم؟
🔅 اینها همگی نشانه ای بر فقدان و کم رمق بودن خردورزی در یک جامعه است. مسائل خیلی ساده ای که می توانسته در جامعه حل شود، تبدیل به بحران و مساله مرگ و زندگی شده که به دنبال آن افراد باید به شکلی دو قطبی مواضعی افراطی درباره آنها بگیرند.
🔅گویی ما تعمدا نمی خواهیم از روش های پذیرفته شده بین المللی که توافق عقل بشری روی آن وجود دارد، استفاده کنیم. یکی از نشانه های مخالفت با خردورزی یا ضعیف بودن آن، این است که همیشه فکر کنیم ما یک جامعه و قبیله ای متمایز از همه عالم هستیم و بنابراین، باید همواره مسائل مان را به شکل خاصی حل و فصل کنیم؛ به تعبیری برای خود نوعی استقلال توهمی قائل میشویم و میگوییم ما هیچ احتیاجی به تجربه بشری نداریم و خودمان همه مسائل را از اول با آزمون و خطا و دادن هزینه حل می کنیم. نتیجه این وضعیت، آن است که برای مسائلی که راه حل دارد همواره به دنبال راه حل می گردیم.
❓اشاره کردید یکی از موانع خردورزی در یک جامعه «ساختار قدرت» است چون می کوشد شهروندانی مطیع و غیرپرسشگر تربیت کند. فارغ از ساختار قدرت، چه مسئولیت اجتماعی برای عقلا و خردمندان یک جامعه در بسط خردورزی قائل هستید؟
🔅مسئولیت آنان طبیعتا مقابله با عوامل تضعیف کننده خردورزی در جامعه است؛ برای مثال، واکاوی گفتمانی که مانع از خردورزی در جامعه می شود و بررسی اینکه این گفتمان چه ریشه هایی تاریخی دارد و نقد آن ریشه ها.
🔅یا مثلا وقتی می گوییم نظام آموزشی ما «خردورزی» و «تفکر انتقادی» را آموزش نمی دهد، در این فضا، مسئولیت خردمندان این است که به دنبال شیوه هایی از آموزش باشند که خردورزی را آموزش دهد و...
❓عقلا و دانشمندان و روشنفکران ما در این مسیر چقدر اثرگذار بودند؟
🔅اثرگذاری را از دو منظر می توان بررسی کرد؛ نخست اینکه بگوییم وضعیتی که در آن به سر می بریم، محصول خردورزی اندیشمندان جامعه است و به تعبیری از حداکثر توان آنان استفاده شده است تا به این موقعیت رسیدیم، اما واقعیت این است که اینگونه نیست. با توجه به توان افرادی که در جامعه ایران زندگی می کنند، وضع ما می توانست بهتر از این باشد.
🔅از طرف دیگر، اگر همین افراد و تلاش هایشان نبود، وضع ما خیلی بدتر از این می شد. به هر حال، اگر همین روشنفکرانی که از مشروطه به بعد، در دوره پهلوی و بعد از انقلاب، داشته ایم و همین چند نهاد و تشکیلات نیم بندی که این روشنفکران ایجاد کرده اند نبود، وضعیت ما خیلی بدتر بود.
❇️بنابراین، میتوان گفت اگر خود را با کشورهای پیرامونی (خاورمیانه و منطقه) مقایسه کنیم، خردمندان به یک معنا تاثیرگذار بوده اند، بالاخره سنت خردورزی و تفکر ما باعث شده تا یک اموری را جلوتر شروع کنیم؛ مثلا، انقلاب مشروطه را ۱۵۰ سال پیش شروع کردیم که آن زمان هنوز در منطقه خبر و اثری از آن نبود؛ بگذریم از اینکه به نتیجه ای نرسید، اما به هر حال، اصل آن حرکت، حرکت رو به جلویی بود.
🔰از این رو، روشنفکران به این معنا که نقطه حداقل خردورزی ما را بالا برده اند، اثرگذار بوده اند. یعنی واقعیت این است که با وجود جریان های جزم اندیشانه در جامعه اگر همان نیروهای روشنفکر و خردورز هم نبودند ما در وضعیت بدتری به سر می بردیم و انواع گرایش های بنیادگرایانه و ارتجاعی میان ما بیشتر بود، همانگونه که در منطقه ما فراوان است. اما از طرف دیگر، سقف خردورزی ما چندان ارتقا نیافته و هنوز هم در حوزه های زیادی از زندگی فردی و جمعی خردورزانه عمل نمی کنیم.
🆔@CompetentManagers
❓چرا برخی از نظام های آموزشی تعمدا از سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه غفلت میکنند؟ مگر «خردورزی» با کدام منافع در تضاد قرار می گیرد؟
🔅هرقدر به سمت نظام های سیاسی اقتدار گرا پیش برویم که بیشتر شهروند آنان شنونده باشند، طبیعی است در نظام آموزش عمومی هم سرمایه گذاری بر تفکر نقادانه و خردورزی مستقل انجام نشود. از این رو، بهترین ملاک تشخیص این امر نگاه کردن به برنامه «تعلیمات عمومی» و بعد از آن نگاه کردن به «رسانه ها» است؛ اینکه در رسانه های عمومی مثل تلویزیون، چقدر می توان نشانه های خردورزی را دید محل پرسش است.
❓عدم بسط عقلانیت در جامعه و سرمایه گذاری نکردن بر تفکر نقادانه، می تواند ما را با چه مسائلی مواجه کند؟
🔅بسیاری از مسائلی که امروز با آن دست به گریبان هستیم، به نوعی به همین مقوله بر میگردد. بسیاری از مسائلی که پیرامون ما وجود دارد، از مسائل محیط زیستی گرفته تا مسائل سیاست خارجی، مسائل اقتصادی، تبعیضات اجتماعی، دانشگاه و... مسائل قابل حلی هستند که کمابیش نمونه هایی از آنها در کشورهای دیگر وجود داشته و الگوهایی برای حل آنها ارائه شده است، اما اینکه چرا این الگوها در کشور ما کارایی نداشته و مسائل تبدیل به بحران می شود، محل پرسش است.
❓چرا چیزی را که در کشورهای دیگر بارها و بارها آزموده شده نمی پذیریم؟
🔅 اینها همگی نشانه ای بر فقدان و کم رمق بودن خردورزی در یک جامعه است. مسائل خیلی ساده ای که می توانسته در جامعه حل شود، تبدیل به بحران و مساله مرگ و زندگی شده که به دنبال آن افراد باید به شکلی دو قطبی مواضعی افراطی درباره آنها بگیرند.
🔅گویی ما تعمدا نمی خواهیم از روش های پذیرفته شده بین المللی که توافق عقل بشری روی آن وجود دارد، استفاده کنیم. یکی از نشانه های مخالفت با خردورزی یا ضعیف بودن آن، این است که همیشه فکر کنیم ما یک جامعه و قبیله ای متمایز از همه عالم هستیم و بنابراین، باید همواره مسائل مان را به شکل خاصی حل و فصل کنیم؛ به تعبیری برای خود نوعی استقلال توهمی قائل میشویم و میگوییم ما هیچ احتیاجی به تجربه بشری نداریم و خودمان همه مسائل را از اول با آزمون و خطا و دادن هزینه حل می کنیم. نتیجه این وضعیت، آن است که برای مسائلی که راه حل دارد همواره به دنبال راه حل می گردیم.
❓اشاره کردید یکی از موانع خردورزی در یک جامعه «ساختار قدرت» است چون می کوشد شهروندانی مطیع و غیرپرسشگر تربیت کند. فارغ از ساختار قدرت، چه مسئولیت اجتماعی برای عقلا و خردمندان یک جامعه در بسط خردورزی قائل هستید؟
🔅مسئولیت آنان طبیعتا مقابله با عوامل تضعیف کننده خردورزی در جامعه است؛ برای مثال، واکاوی گفتمانی که مانع از خردورزی در جامعه می شود و بررسی اینکه این گفتمان چه ریشه هایی تاریخی دارد و نقد آن ریشه ها.
🔅یا مثلا وقتی می گوییم نظام آموزشی ما «خردورزی» و «تفکر انتقادی» را آموزش نمی دهد، در این فضا، مسئولیت خردمندان این است که به دنبال شیوه هایی از آموزش باشند که خردورزی را آموزش دهد و...
❓عقلا و دانشمندان و روشنفکران ما در این مسیر چقدر اثرگذار بودند؟
🔅اثرگذاری را از دو منظر می توان بررسی کرد؛ نخست اینکه بگوییم وضعیتی که در آن به سر می بریم، محصول خردورزی اندیشمندان جامعه است و به تعبیری از حداکثر توان آنان استفاده شده است تا به این موقعیت رسیدیم، اما واقعیت این است که اینگونه نیست. با توجه به توان افرادی که در جامعه ایران زندگی می کنند، وضع ما می توانست بهتر از این باشد.
🔅از طرف دیگر، اگر همین افراد و تلاش هایشان نبود، وضع ما خیلی بدتر از این می شد. به هر حال، اگر همین روشنفکرانی که از مشروطه به بعد، در دوره پهلوی و بعد از انقلاب، داشته ایم و همین چند نهاد و تشکیلات نیم بندی که این روشنفکران ایجاد کرده اند نبود، وضعیت ما خیلی بدتر بود.
❇️بنابراین، میتوان گفت اگر خود را با کشورهای پیرامونی (خاورمیانه و منطقه) مقایسه کنیم، خردمندان به یک معنا تاثیرگذار بوده اند، بالاخره سنت خردورزی و تفکر ما باعث شده تا یک اموری را جلوتر شروع کنیم؛ مثلا، انقلاب مشروطه را ۱۵۰ سال پیش شروع کردیم که آن زمان هنوز در منطقه خبر و اثری از آن نبود؛ بگذریم از اینکه به نتیجه ای نرسید، اما به هر حال، اصل آن حرکت، حرکت رو به جلویی بود.
🔰از این رو، روشنفکران به این معنا که نقطه حداقل خردورزی ما را بالا برده اند، اثرگذار بوده اند. یعنی واقعیت این است که با وجود جریان های جزم اندیشانه در جامعه اگر همان نیروهای روشنفکر و خردورز هم نبودند ما در وضعیت بدتری به سر می بردیم و انواع گرایش های بنیادگرایانه و ارتجاعی میان ما بیشتر بود، همانگونه که در منطقه ما فراوان است. اما از طرف دیگر، سقف خردورزی ما چندان ارتقا نیافته و هنوز هم در حوزه های زیادی از زندگی فردی و جمعی خردورزانه عمل نمی کنیم.
🆔@CompetentManagers
🔰روایت مقصود فراستخواه از روزهای بد یک ملت:
✳️آزموده را آزمودن خطا است
🔸«حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد.
1⃣. خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه بویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله وخارجه.
2⃣. شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بارکجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل وخارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند
3⃣. ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
4⃣. «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
5⃣. بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوءتفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
6⃣. برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایتبخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان: جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🖇@CompetentManagers
✳️آزموده را آزمودن خطا است
🔸«حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد.
1⃣. خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه بویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله وخارجه.
2⃣. شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بارکجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل وخارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند
3⃣. ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
4⃣. «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
5⃣. بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوءتفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
6⃣. برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایتبخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان: جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو.
📘با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🖇@CompetentManagers
Forwarded from موسی غنینژاد
📌اسب تروای اقتصاد دولتی در ایران
🎤گفتگوی مجله #تجارت_فردا با موسی غنی نژاد – 25 آبان 1398
♦️سیاستمداران نه فقط در ایران بلکه در کشورهای مختلف، برای حفظ آرامش در جامعه و جلوگیری از شورش و انقلاب ترجیح میدهند رضایت اقشار متوسط شهرنشین را جلب کنند. در ایران این تفکر با روی کار آمدن تکنوکراتهای جدید بر فضای سیاستگذاری حاکم شد. تکنوکراتهای جدید از دهه 1340 از دوره نخستوزیری علم به بعد بر سر کار آمدند. تا پیش از آن طبقه سیاسی قدیمی ایران را سیاستمداران سنتی تشکیل میدادند که پایگاه اجتماعیشان اشراف زمیندار بودند.
♦️بوروکراتها یعنی بدنه حکومت و کارمندان دولت که بخشی از اقشار شهرنشین را تشکیل میدهند، در این زمینه با سیاستمداران منافع مشترک دارند و ترجیح میدهند بیشتر به شهرها توجه شود. آنچه در این چهارچوب مغفول واقع می-شود منافع ملی است. در گذشته، سیاستمداران قدیمی که عمدتاً از اشراف زمیندار بودند، به هر حال درکی از منافع ملی داشتند، اما از دهه 1340 به این سو که شاه نظام اداری ایران را متحول کرد، توجه به تامین منافع ملی جای خود را به نگرانی برای راضی نگه داشتن مردم آن هم شهرنشینان داد. این مساله تاسفآور یکی از علل تحولاتی است که به نارضایتی و نهایتاً انقلاب اسلامی سال 1357 منتهی شد.
♦️اکثریت قاطع مردم رژیم شاه را سرنگون کردند و این نه به خاطر فقر بود و نه به خاطر نابرابری و تضاد طبقاتی، بلکه به این سبب بود که شاه ملت ایران را تحقیر میکرد. سال 1357 در شرایطی در ایران انقلاب شد که سطح رفاه مردم بهویژه شهرنشینان نسبت به دورههای تاریخی گذشته، به طرز چشمگیری بالاتر رفته بود.
♦️وقتی سیاستی در پیش گرفته میشود، همیشه منشا آن یک نظریه یا نوعی طرز فکر است. مبنای دخالت دولت در اقتصاد تفکر اقتصاد دولتی است با این فرض که دولت متولی بهبود سطح رفاه شهروندان است و برای تحقق این رفاه باید خودش به میدان اقتصاد بیاید. در ایران تفکر اقتصاد دولتی را بیشتر چپها و مارکسیستها جا انداختهاند که تا امروز هم رایج است.
درواقع منافع کارمندان و مدیران به تفکری که اقتصاد دولتی را توجیه میکند گره خورده است و این دور باطلی ایجاد کرده که نمیتوان از آن خارج شد. به همین علت سیاستهای اصلاحی که گاهی دولتها اتخاذ کردهاند تا از درون خود بوروکراسی سیستم را اصلاح کنند، به علت در تضاد بودن با منافع مدیران کل و معاونان وزیر هیچ وقت موفق نشده است. مصداق آن احصای مجوزهای زائد است که به صورت قانون از سال 1392 در دستور کار دولت قرار گرفته، ولی هنوز به سرانجام نرسیده است.
♦️دیگر کسی حتی در شرایط فعلی ایران نمیتواند از اقتصاد دولتی دفاع کند و کسی به طور مستقیم از این تئوری دفاع نمیکند. اما از عدالت اجتماعی دفاع میکنند و میگویند ما اقتصاد دولتی را اصلاً قبول نداریم، با اقتصاد رقابتی موافقیم، ولی دولت باید اقتصاد بازار را طوری کنترل کند که عدالت اجتماعی برقرار شود. عدالت اجتماعی درواقع اسب تروای تفکر اقتصاد دولتی و سوسیالیستی در اقتصاد بازار است؛ اسم رمز مداخله دولت و تداوم اقتصاد دولتی است.
♦️ما نمیتوانیم بوروکراتها را محاکمه کنیم. بوروکراتها یعنی کارمندان دولت مجری قوانین و اساسنامه سازمانهایی هستند که به آنها تعلق دارند. نمیتوان بوروکراتها را به خاطر کاری که میکنند محاکمه کرد. آنها در سازمان حمایت قیمتگذاری میکنند چون برای این کار از دولت پول میگیرند. راه حل اساسی اول اصلاح سیاستگذاری و بعد اصلاح ساختار بوروکراسی است. البته این اصلاحات بسیار دشوار است، اما باید بوروکراسی را طوری اصلاح کرد که منافع بوروکراتها و کارمندان دولت با منافع ملی و منافع عمومی در یک راستا قرار گیرند و با هم هماهنگ باشند. الان منافع اینها با هم در تضاد است و در نتیجه همدیگر را خنثی میکنند و پیشرفتی حاصل نمیشود.
♦️برای خروج از این وضعیت، باید مجموعه قوای حاکمه اصلاح شود که کار آسانی نیست. باید طرز تفکر مجموعه قدرت حاکمه و هر سه قوه اصلاح شود و در هر سه قوه اصلاحاتی در جهت منافع ملی اجرا شود. همه اینها باید در هماهنگی با هم اصلاحات را پیش ببرند. نمیتوان از قوه مجریه انتظار داشت بهتنهایی مشکلات را به صورت ریشهای اصلاح کند چون چنین کاری ممکن نیست.
#اقتصاد_دولتی #بوروکراسی
🖇متن کامل این گفتگو را در فایل پیوست مطالعه نمائید👇
@ghaninejad_mousa
Telegram
attach 📎
🎤گفتگوی مجله #تجارت_فردا با موسی غنی نژاد – 25 آبان 1398
♦️سیاستمداران نه فقط در ایران بلکه در کشورهای مختلف، برای حفظ آرامش در جامعه و جلوگیری از شورش و انقلاب ترجیح میدهند رضایت اقشار متوسط شهرنشین را جلب کنند. در ایران این تفکر با روی کار آمدن تکنوکراتهای جدید بر فضای سیاستگذاری حاکم شد. تکنوکراتهای جدید از دهه 1340 از دوره نخستوزیری علم به بعد بر سر کار آمدند. تا پیش از آن طبقه سیاسی قدیمی ایران را سیاستمداران سنتی تشکیل میدادند که پایگاه اجتماعیشان اشراف زمیندار بودند.
♦️بوروکراتها یعنی بدنه حکومت و کارمندان دولت که بخشی از اقشار شهرنشین را تشکیل میدهند، در این زمینه با سیاستمداران منافع مشترک دارند و ترجیح میدهند بیشتر به شهرها توجه شود. آنچه در این چهارچوب مغفول واقع می-شود منافع ملی است. در گذشته، سیاستمداران قدیمی که عمدتاً از اشراف زمیندار بودند، به هر حال درکی از منافع ملی داشتند، اما از دهه 1340 به این سو که شاه نظام اداری ایران را متحول کرد، توجه به تامین منافع ملی جای خود را به نگرانی برای راضی نگه داشتن مردم آن هم شهرنشینان داد. این مساله تاسفآور یکی از علل تحولاتی است که به نارضایتی و نهایتاً انقلاب اسلامی سال 1357 منتهی شد.
♦️اکثریت قاطع مردم رژیم شاه را سرنگون کردند و این نه به خاطر فقر بود و نه به خاطر نابرابری و تضاد طبقاتی، بلکه به این سبب بود که شاه ملت ایران را تحقیر میکرد. سال 1357 در شرایطی در ایران انقلاب شد که سطح رفاه مردم بهویژه شهرنشینان نسبت به دورههای تاریخی گذشته، به طرز چشمگیری بالاتر رفته بود.
♦️وقتی سیاستی در پیش گرفته میشود، همیشه منشا آن یک نظریه یا نوعی طرز فکر است. مبنای دخالت دولت در اقتصاد تفکر اقتصاد دولتی است با این فرض که دولت متولی بهبود سطح رفاه شهروندان است و برای تحقق این رفاه باید خودش به میدان اقتصاد بیاید. در ایران تفکر اقتصاد دولتی را بیشتر چپها و مارکسیستها جا انداختهاند که تا امروز هم رایج است.
درواقع منافع کارمندان و مدیران به تفکری که اقتصاد دولتی را توجیه میکند گره خورده است و این دور باطلی ایجاد کرده که نمیتوان از آن خارج شد. به همین علت سیاستهای اصلاحی که گاهی دولتها اتخاذ کردهاند تا از درون خود بوروکراسی سیستم را اصلاح کنند، به علت در تضاد بودن با منافع مدیران کل و معاونان وزیر هیچ وقت موفق نشده است. مصداق آن احصای مجوزهای زائد است که به صورت قانون از سال 1392 در دستور کار دولت قرار گرفته، ولی هنوز به سرانجام نرسیده است.
♦️دیگر کسی حتی در شرایط فعلی ایران نمیتواند از اقتصاد دولتی دفاع کند و کسی به طور مستقیم از این تئوری دفاع نمیکند. اما از عدالت اجتماعی دفاع میکنند و میگویند ما اقتصاد دولتی را اصلاً قبول نداریم، با اقتصاد رقابتی موافقیم، ولی دولت باید اقتصاد بازار را طوری کنترل کند که عدالت اجتماعی برقرار شود. عدالت اجتماعی درواقع اسب تروای تفکر اقتصاد دولتی و سوسیالیستی در اقتصاد بازار است؛ اسم رمز مداخله دولت و تداوم اقتصاد دولتی است.
♦️ما نمیتوانیم بوروکراتها را محاکمه کنیم. بوروکراتها یعنی کارمندان دولت مجری قوانین و اساسنامه سازمانهایی هستند که به آنها تعلق دارند. نمیتوان بوروکراتها را به خاطر کاری که میکنند محاکمه کرد. آنها در سازمان حمایت قیمتگذاری میکنند چون برای این کار از دولت پول میگیرند. راه حل اساسی اول اصلاح سیاستگذاری و بعد اصلاح ساختار بوروکراسی است. البته این اصلاحات بسیار دشوار است، اما باید بوروکراسی را طوری اصلاح کرد که منافع بوروکراتها و کارمندان دولت با منافع ملی و منافع عمومی در یک راستا قرار گیرند و با هم هماهنگ باشند. الان منافع اینها با هم در تضاد است و در نتیجه همدیگر را خنثی میکنند و پیشرفتی حاصل نمیشود.
♦️برای خروج از این وضعیت، باید مجموعه قوای حاکمه اصلاح شود که کار آسانی نیست. باید طرز تفکر مجموعه قدرت حاکمه و هر سه قوه اصلاح شود و در هر سه قوه اصلاحاتی در جهت منافع ملی اجرا شود. همه اینها باید در هماهنگی با هم اصلاحات را پیش ببرند. نمیتوان از قوه مجریه انتظار داشت بهتنهایی مشکلات را به صورت ریشهای اصلاح کند چون چنین کاری ممکن نیست.
#اقتصاد_دولتی #بوروکراسی
🖇متن کامل این گفتگو را در فایل پیوست مطالعه نمائید👇
@ghaninejad_mousa
Telegram
attach 📎
Telegram
attach 📎
🔰آیا میتوانیم شخصیتمان را تغییر دهیم؟
🔸 آیا واقعا امکان تغییر شخصیتمان وجود دارد یا الگوهای اصلی شخصیت هریک از ما در طول زندگی تثبیت میشود؟ زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که پایهٔ شخصیت ما تقریبا در ۵سالگی شکل میگیرد. حتی بسیاری از روانشناسان مدرن نیز باور دارند که شخصیت کلی ما تقریبا در طول زندگی ثابت و پایدار میماند.
🔸حالا اگر قصد تغییر شخصیتمان را داشته باشیم چه کنیم؟ آیا رویکرد مناسب و تلاش زیاد میتواند باعث تغییر شخصیت واقعیمان شود یا اینکه صفتهای نامطلوب ما را گیر میاندازند و مانع رسیدن ما به اهدافمان میشوند؟
◀️ آیا شخصیت ثابت است؟
🔸میل به تغییر شخصیت بسیار رایج است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که ای کاش معاشرتیتر و پرحرفتر باشند. احتمالا کسانی که آستانهٔ صبرشان پایین است آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند در موقعیتهای بحرانی خونسردیشان را حفظ کنند.
🔸بهصورتِ عمومی، بسیاری از متخصصان بر این عقیدهاند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار روی ویژگیهای فراگیر شخصیتی میتواند کاری بسیار دشوار باشد.
برخی متخصصان، از جمله "کارل دوک" روانشناس، معتقدند که تغییر الگوی رفتاری، عادتها و باورهای نهفته در سطح زیرینِ ویژگیهای شخصیتی (مثل درون گرایی و سازگاری) کلید اصلی تغییر شخصیت است.
◀️ عوامل شکلدهندهٔ شخصیت
🔸آیا رفتار ما در پیوند با عواملِ وراثتی (سرشت) شکل گرفته یا محیط و یادگیری (پرورش) عوامل تعیینکنندهٔ شخصیت هستند؟در گذشته، رویکرد نظریهپردازان و فیلسوفان اغلب یکطرفه بود و تنها طرفدار یکی از این دو عامل بودند. اما امروزه بیشتر متفکران با این موضوع موافق هستند که ترکیبی از هر دو عامل شخصیت نهایی ما را شکل میدهد.
🔸همچنین، تعامل همیشگی میان ژنتیک و محیط میتواند در چگونگیِ ابراز شخصیت اثرگذار باشد. برایِمثال، ممکن است فردی ازنظرِ ژنتیکی مستعد داشتن رفتاری دوستانه و آرام باشد، اما کارکردن در محیطی پر از استرس او را کمتحمل و نگران کند.
◀️ برای تغییر شخصیت چه کاری میتوان انجام داد؟
از یک فردِ درونگرا به یک فردِ برونگرا تبدیلشدن میتواند کاری بسیار دشوار (یا حتی غیرممکن) باشد، اما متخصصان معتقدند با انجامدادن برخی کارها میتوان تغییراتی واقعی و پایدار در شخصیت ایجاد کرد.
▪️تمرکز روی تغییر عادتها
«عادت» قابلیادگیری است. بنابراین، تغییردادن واکنشهای همیشگیتان در طی زمان یکی از راههایی است که موجب تغییر شخصیت شما نیز خواهد شد. قطعا، صورتبخشیدن به عادتهای جدید یا کنارگذاشتن عادتهای قدیمی هرگز کار سادهای نیست و به زمان و تلاش جدی نیاز دارد.
▪️تغییر باورهای خود
اگر باور داشته باشید که تغییر نمیکنید، پس هیچ تغییری نخواهید کرد. اگر سعی میکنید بیشتر معاشرت کنید، اما باور دارید که درونگراییتان یک ویژگی تغییرناپذیر، همیشگی و ثابت است، بنابراین هرگز اجتماعیتر نخواهید شد. اما اگر معتقد باشید که ویژگیهای شخصیتان قابلتغییر هستند، احتمالا برای اجتماعی شدن تلاش خواهید کرد.
▪️تمرکز روی روند کار
بررسیهای دوک همیشه نشان داده که ستایش «تلاش» بهجایِ «توانایی» بسیار ضروری است. بهجایِ فکرهایی مثل «من خیلی باهوشم» یا «من خیلی بااستعدادم»، جملاتی مثل «من واقعا سخت کار کردم» یا «من یک روش عالی برای حل مشکل پیدا کردم» را جایگزین کنید.
▪️آنقدر تظاهر کنید تا موفق شوید
«کریستوفر پیترسون» ، روانشناس، خیلی زود متوجه شد که شخصیت درونگرای او ممکن است تأثیر زیانآوری روی حرفهاش بهعنوانِ استاد دانشگاه داشته باشد. برای غلبه بر این موضوع، او در موقعیتهایی که لازم میدید (مثل زمانهایی که در یک کلاس شلوغ سخنرانی یا کنفرانس داشت) شروع به اجرای نقش یک برونگرا میکرد. سرانجام، این رفتارها به عادت همیشگی او تبدیل شد.
هرچند او هنوز معتقد است که فرد درونگرایی به حساب میآید، اما متوجه شد چه زمانهایی باید مثل یک فرد برونگرا عمل کند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
🔸 آیا واقعا امکان تغییر شخصیتمان وجود دارد یا الگوهای اصلی شخصیت هریک از ما در طول زندگی تثبیت میشود؟ زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که پایهٔ شخصیت ما تقریبا در ۵سالگی شکل میگیرد. حتی بسیاری از روانشناسان مدرن نیز باور دارند که شخصیت کلی ما تقریبا در طول زندگی ثابت و پایدار میماند.
🔸حالا اگر قصد تغییر شخصیتمان را داشته باشیم چه کنیم؟ آیا رویکرد مناسب و تلاش زیاد میتواند باعث تغییر شخصیت واقعیمان شود یا اینکه صفتهای نامطلوب ما را گیر میاندازند و مانع رسیدن ما به اهدافمان میشوند؟
◀️ آیا شخصیت ثابت است؟
🔸میل به تغییر شخصیت بسیار رایج است. ممکن است افراد خجالتی آرزو کنند که ای کاش معاشرتیتر و پرحرفتر باشند. احتمالا کسانی که آستانهٔ صبرشان پایین است آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند در موقعیتهای بحرانی خونسردیشان را حفظ کنند.
🔸بهصورتِ عمومی، بسیاری از متخصصان بر این عقیدهاند که ایجاد تغییرات واقعی و پایدار روی ویژگیهای فراگیر شخصیتی میتواند کاری بسیار دشوار باشد.
برخی متخصصان، از جمله "کارل دوک" روانشناس، معتقدند که تغییر الگوی رفتاری، عادتها و باورهای نهفته در سطح زیرینِ ویژگیهای شخصیتی (مثل درون گرایی و سازگاری) کلید اصلی تغییر شخصیت است.
◀️ عوامل شکلدهندهٔ شخصیت
🔸آیا رفتار ما در پیوند با عواملِ وراثتی (سرشت) شکل گرفته یا محیط و یادگیری (پرورش) عوامل تعیینکنندهٔ شخصیت هستند؟در گذشته، رویکرد نظریهپردازان و فیلسوفان اغلب یکطرفه بود و تنها طرفدار یکی از این دو عامل بودند. اما امروزه بیشتر متفکران با این موضوع موافق هستند که ترکیبی از هر دو عامل شخصیت نهایی ما را شکل میدهد.
🔸همچنین، تعامل همیشگی میان ژنتیک و محیط میتواند در چگونگیِ ابراز شخصیت اثرگذار باشد. برایِمثال، ممکن است فردی ازنظرِ ژنتیکی مستعد داشتن رفتاری دوستانه و آرام باشد، اما کارکردن در محیطی پر از استرس او را کمتحمل و نگران کند.
◀️ برای تغییر شخصیت چه کاری میتوان انجام داد؟
از یک فردِ درونگرا به یک فردِ برونگرا تبدیلشدن میتواند کاری بسیار دشوار (یا حتی غیرممکن) باشد، اما متخصصان معتقدند با انجامدادن برخی کارها میتوان تغییراتی واقعی و پایدار در شخصیت ایجاد کرد.
▪️تمرکز روی تغییر عادتها
«عادت» قابلیادگیری است. بنابراین، تغییردادن واکنشهای همیشگیتان در طی زمان یکی از راههایی است که موجب تغییر شخصیت شما نیز خواهد شد. قطعا، صورتبخشیدن به عادتهای جدید یا کنارگذاشتن عادتهای قدیمی هرگز کار سادهای نیست و به زمان و تلاش جدی نیاز دارد.
▪️تغییر باورهای خود
اگر باور داشته باشید که تغییر نمیکنید، پس هیچ تغییری نخواهید کرد. اگر سعی میکنید بیشتر معاشرت کنید، اما باور دارید که درونگراییتان یک ویژگی تغییرناپذیر، همیشگی و ثابت است، بنابراین هرگز اجتماعیتر نخواهید شد. اما اگر معتقد باشید که ویژگیهای شخصیتان قابلتغییر هستند، احتمالا برای اجتماعی شدن تلاش خواهید کرد.
▪️تمرکز روی روند کار
بررسیهای دوک همیشه نشان داده که ستایش «تلاش» بهجایِ «توانایی» بسیار ضروری است. بهجایِ فکرهایی مثل «من خیلی باهوشم» یا «من خیلی بااستعدادم»، جملاتی مثل «من واقعا سخت کار کردم» یا «من یک روش عالی برای حل مشکل پیدا کردم» را جایگزین کنید.
▪️آنقدر تظاهر کنید تا موفق شوید
«کریستوفر پیترسون» ، روانشناس، خیلی زود متوجه شد که شخصیت درونگرای او ممکن است تأثیر زیانآوری روی حرفهاش بهعنوانِ استاد دانشگاه داشته باشد. برای غلبه بر این موضوع، او در موقعیتهایی که لازم میدید (مثل زمانهایی که در یک کلاس شلوغ سخنرانی یا کنفرانس داشت) شروع به اجرای نقش یک برونگرا میکرد. سرانجام، این رفتارها به عادت همیشگی او تبدیل شد.
هرچند او هنوز معتقد است که فرد درونگرایی به حساب میآید، اما متوجه شد چه زمانهایی باید مثل یک فرد برونگرا عمل کند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
📕ای کاش با صدای بلند بخوانند، با صدای بلند
✍دکتر فردین علیخواه-دانشگاه گیلان
▪️در سال 1387 از رساله دکترایم که موضوع آن « پتانسیل اعتراض» بود در رشته جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه علامه طباطبائی دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله ام را ورق می زدم. در ادامه به برخی از مهم ترین یافته های آن اشاره می کنم:
❇️- یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض در جامعه ما بالاست.
🔸- هر چقدر از ميزان اثرگذاری سياسي افراد ( این احساس که من می توانم در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشم) كاسته مي شود بر ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزوده مي شود.
🔸- دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سياسي کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسيل اعتراض بالاتر است.
🔸- با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض نیز افزایش می یابد.
🔸- میزان احساس محرومیت (هم اقتصادی، هم سیاسی، هم فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالا است. در بین آن گروه از شهروندان که« احساس محروميت » بیشتری دارند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که« منبع محروميت » اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سياست هاي دولت و تصمیمات مقامات می دانند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است.
🔸- هر چه میزان احساس تبعيض و بي عدالتي در افراد بیشتر می شود ميزان پتانسيل اعتراض آنان هم افزایش می یابد.
🔸- هر چه میزان رضايت از زندگي افراد کاهش می یابد ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزایش می بابد.
✳️بگذارید خلاصه کنم: احساس اثر گذاری کم در روند تصمیم گیری های سیاسی / این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت بالا / این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم های غلط سیاستمداران است / احساس تبعیض و بی عدالتی بالا / داشتن رضایت کم از زندگی / با موضوع اصلی رساله یعنی پتانسیل بالای اعتراض رابطه مستقیم داشتند.
▪️وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت، برخی نهادها، بنرهایی در خیابان های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته اند و بین آنها نیز کودکی پریشان حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند " آخر و عاقبت ماهواره". در پس زمنیه تصویر هم پرچم آمریکا و اسرائیل را به شکل محو نشان دادند. درک و برداشت آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین قدر بود. از نظر آنان تعداد دیش ماهواره مساوی بود با تعداد طلاق در کشور!! طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به «جمع آوری» اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت بام ها سرباز فرستاند. چندین بار ضربتی دیش های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. دیش ها را از پشت بام ها به حیاط منازل پرتاب کردند تا طلاق را کاهش دهند. ولی طلاق کاهش نیافت. بر عکس بیشتر و بیشتر هم شد. آنان در حل مشکلات جامعه، معمولا ساده ترین راه را انتخاب می کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم انسانی پاسخ را می دانند ؛ نتیجه را می گیرند و یکطرفه به جامعه ابلاغ می کنند.
▪️در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می شوند و رویدادهای اخیر را علت یابی می کنند. آنان باز هم ساده سازی می کنند. ساده سازی محض. همانطور که درباره طلاق ساده سازی می کنند. آنان باز هم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می دهند. می گویند علت ناآرامی ها همین است و تمام! به دور دست ها اشاره می کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می بینند.
▪️حدود ده سال از دفاع رساله ام گذشته است. داده های این رساله در شهر تهران جمع آوری شد. ساده اندیشی است اگر بگویم که ده سال پس از این پژوهش، هم اکنون وضعیت کشور بهتر شده است. ای کاش مقامات محترم به جای ساده سازی های مرسوم مسائل، حداقل یکبار هم که شده بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک بینی شان، عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض را با صدای بلند برای خودشان بخوانند. با صدای بلند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
✍دکتر فردین علیخواه-دانشگاه گیلان
▪️در سال 1387 از رساله دکترایم که موضوع آن « پتانسیل اعتراض» بود در رشته جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه علامه طباطبائی دفاع کردم. برای درک بهتر ناآرامی های اخیر در کشور، بعد از چند سال، دیشب رساله ام را ورق می زدم. در ادامه به برخی از مهم ترین یافته های آن اشاره می کنم:
❇️- یافته اصلی این تحقیق آن است که در مجموع پتانسیل اعتراض در جامعه ما بالاست.
🔸- هر چقدر از ميزان اثرگذاری سياسي افراد ( این احساس که من می توانم در تصمیمات سیاسی کشور اثرگذار باشم) كاسته مي شود بر ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزوده مي شود.
🔸- دربین آن گروه از شهروندانی که معتقدند درساختار سياسي کشور فرصت و امکان اعتراض محدود است، پتانسيل اعتراض بالاتر است.
🔸- با افزایش میزان تحصیلات افراد، میزان پتانسیل اعتراض نیز افزایش می یابد.
🔸- میزان احساس محرومیت (هم اقتصادی، هم سیاسی، هم فرهنگی) در این تحقیق بسیار بالا است. در بین آن گروه از شهروندان که« احساس محروميت » بیشتری دارند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است. نکته دیگر آنکه، در بین آن گروه از شهروندانی که« منبع محروميت » اقتصادی خود را نه خودشان بلکه سياست هاي دولت و تصمیمات مقامات می دانند پتانسيل اعتراض نیز بیشتر است.
🔸- هر چه میزان احساس تبعيض و بي عدالتي در افراد بیشتر می شود ميزان پتانسيل اعتراض آنان هم افزایش می یابد.
🔸- هر چه میزان رضايت از زندگي افراد کاهش می یابد ميزان پتانسيل اعتراض آنان افزایش می بابد.
✳️بگذارید خلاصه کنم: احساس اثر گذاری کم در روند تصمیم گیری های سیاسی / این برداشت که در ساختار سیاسی کشور فرصت های کمی برای اعتراض وجود دارد/ احساس محرومیت بالا / این برداشت که منبع محرومیت من نه خودم بلکه تصمیم های غلط سیاستمداران است / احساس تبعیض و بی عدالتی بالا / داشتن رضایت کم از زندگی / با موضوع اصلی رساله یعنی پتانسیل بالای اعتراض رابطه مستقیم داشتند.
▪️وقتی در دهه اخیر آمار طلاق در جامعه ایرانی رشد یافت، برخی نهادها، بنرهایی در خیابان های شهر نصب کردند. در این بنرها ابتدا دیش ماهواره و در زیر آن زن و مردی را نشان دادند که پشت به هم نشسته اند و بین آنها نیز کودکی پریشان حال قرار گرفته است. در زیر بنر نوشتند " آخر و عاقبت ماهواره". در پس زمنیه تصویر هم پرچم آمریکا و اسرائیل را به شکل محو نشان دادند. درک و برداشت آنان از رشد طلاق در جامعه ایرانی همین قدر بود. از نظر آنان تعداد دیش ماهواره مساوی بود با تعداد طلاق در کشور!! طبیعتا آنان برای حل این مشکل اجتماعی (طلاق) فقط به «جمع آوری» اعتقاد داشتند و در نتیجه به سمت پشت بام ها سرباز فرستاند. چندین بار ضربتی دیش های ماهواره را جمع کردند تا شاید آمار طلاق کاهش یابد. دیش ها را از پشت بام ها به حیاط منازل پرتاب کردند تا طلاق را کاهش دهند. ولی طلاق کاهش نیافت. بر عکس بیشتر و بیشتر هم شد. آنان در حل مشکلات جامعه، معمولا ساده ترین راه را انتخاب می کنند و همیشه هم قبل از محققان علوم انسانی پاسخ را می دانند ؛ نتیجه را می گیرند و یکطرفه به جامعه ابلاغ می کنند.
▪️در روزهای اخیر مقامات مدام در تلویزیون ظاهر می شوند و رویدادهای اخیر را علت یابی می کنند. آنان باز هم ساده سازی می کنند. ساده سازی محض. همانطور که درباره طلاق ساده سازی می کنند. آنان باز هم پیچیدگی مسائل اجتماعی را به یک عامل تقلیل می دهند. می گویند علت ناآرامی ها همین است و تمام! به دور دست ها اشاره می کنند. گاهی اوقات فکر می کنم که این بزرگواران دچار پیرچشمی هستند. در نزدیک بینی مشکل جدی دارند و فقط اجسام دور را خوب می بینند.
▪️حدود ده سال از دفاع رساله ام گذشته است. داده های این رساله در شهر تهران جمع آوری شد. ساده اندیشی است اگر بگویم که ده سال پس از این پژوهش، هم اکنون وضعیت کشور بهتر شده است. ای کاش مقامات محترم به جای ساده سازی های مرسوم مسائل، حداقل یکبار هم که شده بنشینند و پس از حل مشکل نزدیک بینی شان، عوامل موثر بر پتانسیل اعتراض را با صدای بلند برای خودشان بخوانند. با صدای بلند.
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
رییس مرکز مدیریت بیماریهای واگیردار وزارت بهداشت:
⚠️مبتلایان به آنفلوآنزای فصلی به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند.
⚠️فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی ظرف دو سه هفته آینده به شدت در کشور، منطقه، اروپا و بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد و موارد ابتلا به ویروس آنفلوآنزای فصلی در اکثر استانهای کشور، گزارش شده است.
⚠️امسال دو نوع ویروس آنفلوآنزا شامل H1N1 و H3N2 در مناطق مختلف جهان و ایران مشاهده شده و موارد ابتلا به ویروس H1N1 خیلی بیشتر از نوع دیگر ویروس بوده و این ویروس، بیماری شدیدتری را ایجاد میکند.
⚠️امسال سه هفته زودتر از سال گذشته، فعالیت ویروس آنفلوانزا آغاز شده و وقتی ویروسی زودتر فعالیت کند میتواند مناطق جغرافیایی و تعداد مبتلایان بیشتری را در برگیرد.
در حال حاضر در اوج فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور هستیم.
🚨امسال، موارد بستری و فوت ناشی از آنفلوآنزای فصلی در کشور نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
در هفته گذشته ۱۵ مورد فوت بر اثر آنفلوآنزای فصلی در کشور ثبت و گزارش شده و همه جان باختگان، بیماری زمینهای یا کهولت سن داشتهاند.
بیشترین موارد فوتی ناشی از این ویروس، مربوط به استان های تهران، مازندران و آذربایجان شرقی بوده است.
⚠️همه افرادی که جان خود را به دلیل ویروس آنفلوآنزای فصلی از دست دادند، در بیمارستان بستری بودند و تحت درمان قرار داشتند اما جان خود را از دست دادند چون:
🚨واکسیناسیون نشده بودند
🚨 یا دیرهنگام برای درمان مراجعه کرده بودند
🚨 و یا بیماری زمینه ای یا کهولت سن داشتهاند.
🚨تغییراتی در ویروس ایجاد شده که امسال باعث تشدید موارد ابتلا و فوت در کشورهای مختلف دنیا شده است.
⚠️پیشبینی میکنیم که ظرف دو سه هفته آینده، موج فعال ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور وجود داشته باشد.
⚠️انتظار داریم که مردم به نکات بهداشتی، دقیقا توجه کنند چون در مرحلهای قرار داریم که مهمترین راه پیشگیری، رعایت نکات بهداشتی است.
⚠️مهمترین نکته بهداشتی در پیشگیری از ابتلا به آنفلوآنزای فصلی، شستشوی دستها به ویژه در کودکان است.
⚠️رعایت آداب تنفسی بسیار مهم است و افرادی که دچار علائم شبیه این ویروس میشوند باید زمان سرفه و عطسه، دستمالی را جلوی دهان و بینی خود بگیرند و پس از استفاده، دستمال را در پلاستیک گذاشته و به سطل زباله بیندازند.
🚨افرادی که به ویروس آنفلوآنزای فصلی مبتلا میشوند باید به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند چون خوددرمانی در این افراد نگران کننده است و ممکن است موجب تشدید بیماری و بستری شدن آنها در بیمارستانها شود.
🚨مصرف آنتی بیوتیک و داروهای کورتوندار برای این بیماران، هیچ جایی ندارد و توصیه نمیشود چون آنفلوانزای فصلی، یک عفونت ویروسی است و خود به خود بهبود مییابد البته استفاده از استامینوفن ساده، مایعات گرم و استراحت در منزل، به این بیماران توصیه میشود و نیاز به مصرف داروی دیگری نیست.
🚨وقتی پزشک به بیماران توصیه میکند که باید در بیمارستان بستری شوند، باید حتما این کار انجام شود.
🚨وقتی پدر و مادر میبینند که فرزند خود در مدت کوتاهی از آنفلوآنزای فصلی، بهبود پیدا میکنند نباید بدون نظر پزشک، اقدام به بردن فرزندان خود به مدرسه کنند چون این ویروس هنوز در ترشحات تنفسی بیمار، وجود دارد و ممکن است دیگر دانش آموزان را نیز به این ویروس مبتلا کند.
🚨رعایت نکات دقیق بهداشتی از سوی مردم باعث میشود که موج آنفلوآنزای فصلی زودتر در کشور فروکش کند، بیماران کمتری به این ویروس مبتلا شوند و نیاز به درمان در بیمارستان داشته باشند و ضمن بهبود زودتر مبتلایان، بیماران کمتری جان خود را از دست دهند.
🚨گروههایی مانند افراد بیشتر از ۶۵ سال، زنان باردار، بیماران ریوی و قلبی، مبتلایان به سرطان که تحت درمان هستند، افرادی که داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی مصرف میکنند، مبتلایان به بیماریهای تضعیف کننده سیستم ایمنی، افرادی که نارسایی کبد و کلیه دارند و افرادی که دیابت دارند و دیابت خود را به خوبی کنترل نداشته باشند، بیشتر در معرض ابتلا به ویروس شدید آنفلوآنزا هستند.
🆘 لطفاً با انتشار وسیع این پیام و اطلاعرسانی شفاهی خارج از فضای مجازی نقشی در پیشگیری از گسترش انتشار آنفلوانزا داشته باشید
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers
⚠️مبتلایان به آنفلوآنزای فصلی به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند.
⚠️فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی ظرف دو سه هفته آینده به شدت در کشور، منطقه، اروپا و بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارد و موارد ابتلا به ویروس آنفلوآنزای فصلی در اکثر استانهای کشور، گزارش شده است.
⚠️امسال دو نوع ویروس آنفلوآنزا شامل H1N1 و H3N2 در مناطق مختلف جهان و ایران مشاهده شده و موارد ابتلا به ویروس H1N1 خیلی بیشتر از نوع دیگر ویروس بوده و این ویروس، بیماری شدیدتری را ایجاد میکند.
⚠️امسال سه هفته زودتر از سال گذشته، فعالیت ویروس آنفلوانزا آغاز شده و وقتی ویروسی زودتر فعالیت کند میتواند مناطق جغرافیایی و تعداد مبتلایان بیشتری را در برگیرد.
در حال حاضر در اوج فعالیت ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور هستیم.
🚨امسال، موارد بستری و فوت ناشی از آنفلوآنزای فصلی در کشور نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
در هفته گذشته ۱۵ مورد فوت بر اثر آنفلوآنزای فصلی در کشور ثبت و گزارش شده و همه جان باختگان، بیماری زمینهای یا کهولت سن داشتهاند.
بیشترین موارد فوتی ناشی از این ویروس، مربوط به استان های تهران، مازندران و آذربایجان شرقی بوده است.
⚠️همه افرادی که جان خود را به دلیل ویروس آنفلوآنزای فصلی از دست دادند، در بیمارستان بستری بودند و تحت درمان قرار داشتند اما جان خود را از دست دادند چون:
🚨واکسیناسیون نشده بودند
🚨 یا دیرهنگام برای درمان مراجعه کرده بودند
🚨 و یا بیماری زمینه ای یا کهولت سن داشتهاند.
🚨تغییراتی در ویروس ایجاد شده که امسال باعث تشدید موارد ابتلا و فوت در کشورهای مختلف دنیا شده است.
⚠️پیشبینی میکنیم که ظرف دو سه هفته آینده، موج فعال ویروس آنفلوآنزای فصلی در کشور وجود داشته باشد.
⚠️انتظار داریم که مردم به نکات بهداشتی، دقیقا توجه کنند چون در مرحلهای قرار داریم که مهمترین راه پیشگیری، رعایت نکات بهداشتی است.
⚠️مهمترین نکته بهداشتی در پیشگیری از ابتلا به آنفلوآنزای فصلی، شستشوی دستها به ویژه در کودکان است.
⚠️رعایت آداب تنفسی بسیار مهم است و افرادی که دچار علائم شبیه این ویروس میشوند باید زمان سرفه و عطسه، دستمالی را جلوی دهان و بینی خود بگیرند و پس از استفاده، دستمال را در پلاستیک گذاشته و به سطل زباله بیندازند.
🚨افرادی که به ویروس آنفلوآنزای فصلی مبتلا میشوند باید به شدت از خوددرمانی پرهیز کنند چون خوددرمانی در این افراد نگران کننده است و ممکن است موجب تشدید بیماری و بستری شدن آنها در بیمارستانها شود.
🚨مصرف آنتی بیوتیک و داروهای کورتوندار برای این بیماران، هیچ جایی ندارد و توصیه نمیشود چون آنفلوانزای فصلی، یک عفونت ویروسی است و خود به خود بهبود مییابد البته استفاده از استامینوفن ساده، مایعات گرم و استراحت در منزل، به این بیماران توصیه میشود و نیاز به مصرف داروی دیگری نیست.
🚨وقتی پزشک به بیماران توصیه میکند که باید در بیمارستان بستری شوند، باید حتما این کار انجام شود.
🚨وقتی پدر و مادر میبینند که فرزند خود در مدت کوتاهی از آنفلوآنزای فصلی، بهبود پیدا میکنند نباید بدون نظر پزشک، اقدام به بردن فرزندان خود به مدرسه کنند چون این ویروس هنوز در ترشحات تنفسی بیمار، وجود دارد و ممکن است دیگر دانش آموزان را نیز به این ویروس مبتلا کند.
🚨رعایت نکات دقیق بهداشتی از سوی مردم باعث میشود که موج آنفلوآنزای فصلی زودتر در کشور فروکش کند، بیماران کمتری به این ویروس مبتلا شوند و نیاز به درمان در بیمارستان داشته باشند و ضمن بهبود زودتر مبتلایان، بیماران کمتری جان خود را از دست دهند.
🚨گروههایی مانند افراد بیشتر از ۶۵ سال، زنان باردار، بیماران ریوی و قلبی، مبتلایان به سرطان که تحت درمان هستند، افرادی که داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی مصرف میکنند، مبتلایان به بیماریهای تضعیف کننده سیستم ایمنی، افرادی که نارسایی کبد و کلیه دارند و افرادی که دیابت دارند و دیابت خود را به خوبی کنترل نداشته باشند، بیشتر در معرض ابتلا به ویروس شدید آنفلوآنزا هستند.
🆘 لطفاً با انتشار وسیع این پیام و اطلاعرسانی شفاهی خارج از فضای مجازی نقشی در پیشگیری از گسترش انتشار آنفلوانزا داشته باشید
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
@CompetentManagers