(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
*فردا اول خلقت است.*

🖊️دکتر محسن رنانی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» برده‌ام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز می‌شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می‌شود.

□نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهره‌هایش را روغن می‌زنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظام‌های آموزشی ارگانیک به پایان خود می‌رسند و عصر نظام‌های آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.

●آی معلم‌های عزیز، ما می‌دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید. شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید. مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده می‌کند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی‌زند بلکه متلاشی می‌کند، باور کنید رقابت‌هایی که بر سر نمره ایجاد می‌کنید از ترکش‌های جنگی مخرب‌تر است.

○لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد، ضایعات نان‌مان بیشتر شد، آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد، شکاف طبقاتی‌مان بیشتر شد، پرونده‌های دادگستری‌مان بیشتر شد، تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

■پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است. ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم. ما اکنون دچار کمبود مفرط آدم‌های توانمند هستیم. پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آن‌ها گفت‌وگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.

□باور کنید اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمی‌شود؛ اما اگر آن‌ها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالی‌ها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.

●لطفاً برای بچه‌های ما شعر بخوانید، به آن‌ها موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند و وقتی مغزشان نمی‌کشد یاد نگیرند. لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند، دین را در مغز آنان تزریق نکنید، فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید، زبان‌شان را برای نقد آزاد بگذارید، آنان را از وحشت آنچه شما مقدس می‌پندارید به لکنت زبان نیندازید. بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آن‌ها نهادینه نکنید.
https://chat.whatsapp.com/JJd0gYSIcTH1Q39faXA65n
○اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشته‌ها و تنگناها و غم‌ها و عقده‌های خود را به کلاس‌ها نبرید. ترا به خدا در کلاس‌های‌تان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان‌ خودساخته رهایمان سازد.
*منبع:* تارنمای رسمی محسن رنانی. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
_______
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
_______
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨‍💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩‍💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🌎 دموکراتیک شدن آسان نیست!

✍ دکتر محمود سریع‌القلم

🌿 وقتی مشکلات روی هم انباشته میشوند، بعضی به واژهٔ دموکراسی متوسل میشوند و تحقق آن را به عنوان راه حل مطرح میکنند. البته اگر نروژ، سوئد و آلمان نمونه‌های دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد میدانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرینهای سختی در بر دارد؟

🌿هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشه‌های یکدیگر، متون نوشته اند و اثر گذاشته اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود میرود.

در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر میکنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانون‌پذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجهٔ چند قرن کار فکری است.

دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسانها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راهپیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سالها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی کرده اند. اگر مجموعهٔ حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا به‌راحتی به توافق دست می‌یابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خوانده‌اند.

طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشته‌های مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمیتوانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام میدهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در از هم گسیختگی فکری دارد. وقتی ده ها مدیر و تصمیم گیرنده با دهها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجهٔ کار آنها نمیتواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفتها باشد.

دموکراسی را دستکم گرفته ایم؛ کما اینکه در دورهٔ قاجار نیز، نویسندگانی تصور میکردند با چند کتاب و گردهمایی میتوانند حکومت قانون بنا کنند. کافی است خاطرات علی‌نقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ چهل را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی میکند. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد.

یک دلیل اینکه وزیر خارجه کانادا فرصت میکند با تک‌تک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار می‌کند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگی ها، سوء استنباطها، خودخواهیها و انحصارها، هر نیم روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمی پذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث میشود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.

اگر جایی به دنبال دموکراسی میگردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد میکنند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ زدگی نظام مدیریتی میانجامد. در دموکراسی ها هم، اشتباه میشود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحتتر اصلاح میشود و تکرار نمیشود.

اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمیگفت که اگر فردی راه او را نمیپسندد میتواند گذرنامهٔ خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.

بیش از پانصد سال هزاران نفر زحمت کشیده اند تا مانع از این ویژگیها شوند: خود بزرگ‌پنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری.

🌿از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخوانده اند، به زبانهای خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته اند و استاد ندیده اند و تمرین تفاهم و تعامل نکرده‌اند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. دموکراسی سالها تمرین میخواهد


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم.😔

زنده یاد، استاد هوشنگ ابتهاج:

پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم

نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم

بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔹 زور فراوان برای یک خواست مشخص!


✍ جواد کاشی (پژوهشگر فلسفه سیاسی)


مردم معترض انحلال گشت ارشاد را طلب می‌کردند. هنوز هم بخش مهمی از آن‌ها تقاضایی بیش از این ندارند. همه چیز می‌توانست به نحو دیگری رقم بخورد. مردم تقاضای خود را طرح کنند، متولیان امر بشنوند، رسیدگی کنند و تقاضای مردم را پاسخ دهند. اگر چنان می‌شد، فصلی از ارتباط تازه میان مردم با یکدیگر و میان مردم و ساختار سیاسی برقرار می‌شد.

چنین نشد. چرا که نظام نمی‌خواهد یاد هم نگرفته با مردم گفتگو کند. همیشه خیال می‌کند یک قدم عقب بگذارد فرومی‌ریزد. فورا به درون یک قلعه فرار می‌کند. در و پنجره‌ها را می‌بندد و چشم تیز می‌کند تا مردم را کنترل کند. اگر کنترل نشدند به سمت‌شان هدف‌گیری می‌کند. معلوم نیست چرا هیچ‌وقت با مردم حرف نمی‌زند.

مردم هم در تجربه چند دهه گذشته چیز دیگری یاد گرفته‌اند. ابتدا برای حل یک مساله خاص به میدان می‌آیند. درست مثل ماجرای اخیر که مرگ جانسوز یک دختر کرد جوان آنها را به عرصه کشانید. در همان زمان که برای حل مساله خاص شعار می‌دادند می‌دانستند هیچ نتیجه‌ای ندارد. گوش شنوایی در کار نیست. پس عصبانی می‌شوند یکباره به اصل و فرع نظام ناسزا می‌گویند. دیگر خواست مشخصی ندارند، خواست‌شان ویرانی تام همه سازوکارهای موجود و بنای یک وضعیت تازه است.

آنچه مردم یاد گرفته‌اند با آنچه نظام یادگرفته یکدیگر را تکمیل می‌کنند. مردم بقاء نظام را هدف می‌گیرند، آنها هم با شتاب به درون قلعه‌های خود فرار می‌کنند، در و پنجره‌ها را می‌بندند و همه توان خود را در جهت سرکوب مردم به کار می‌بندند.

به حسب تجربیات گذشته، بالاخره ماجرا خاتمه پیدا می‌کند. در حالیکه قهری عمیق در میان افتاده و همه چیز به زمان دیگری موکول شده است. نظام دستگاه‌های اطلاعاتی امنیتی خود را برای رویدادهای بعدی تجهیز می‌کند و دستگاه‌های تبلیغاتی خود را فعال می‌کند. نه برای اقناع مردم، بلکه برای کسب اعتماد و اطمینان درونی خودش. از شب تا صبح تبلیغ می‌کند تا جایی که خودش خیال کند تمام حق از آن اوست و مردم جز به باطل اعتراض نکرده‌اند. مردم نیز منتظر روزی می‌مانند که نظام ضعیف‌تر شده باشد و آنها شاید نیرومندتر.

هر دو سو، یا دستکم یک سوی ماجرا باید یک بازی تازه بکند. یک بازی خارج از آنچه تاکنون آموخته است. متاسفانه امیدی به نظام نیست که یکبار هم شده با مردم گفتگو کند و از نهاد گشت ارشاد برای جلب رضایت مردم عقب بنشیند. اجازه بدهد مردم احساس پیروزی کنند. وحشت نکند از اینکه یک قدم عقب نشسته است. اگر در حوزه خصوصی این علامت ضعف باشد، در حوزه عمومی این کار به معنای نمایندگی کردن مردم است. متاسفانه به نظام مستقر امیدی نیست اما می‌توان از مردم خواست تجربه تازه‌ای بکنند.

جنبشی که اینک در میان است، در سرشت خود یک اتفاق زنانه برای انحلال گشت ارشاد بود. اما اقشار مختلف مردم به دلایل متعدد، به این جنبش پیوسته‌اند. کسانی مسائل دیگری دارند و در خواست‌شان محق‌اند. گسترش جنبش، احساس قدرت بیشتری در جمع تولید می‌کند، به نحوی که دیگر آن خواست اولیه را ناچیز می‌شمارند. ماجرا از یک رویداد معطوف به یک هدف خاص، به یک رویداد عمیق تبدیل می‌شود. یک نسل تحقیر شده برای اثبات خود خیابان‌ها را پر می‌کند. لاجرم آن دور پر هزینه تکرار می‌شود. نظام قلعه نشین می‌شود و مردم سرکوب. همه چیز به سرعت به مبارزه برای بقاء تبدیل می‌شود.

این دور باطل خطرناک، منابع زیرزمینی خشم و کینه تولید کرده است. با هر دور تازه، بر حجم و گستره این منابع افزوده می‌شود. کاش مردم یک تجربه تازه را رقم بزنند. این جنبش را در همان سرشت زنانه‌اش حراست کنند و خواست دختران و زنان را از نظام بخواهند. اجازه دهند یک فرصت برای معامله و کسب امتیاز مدنی فراهم شود. همه چیز خواستن به معنای هیچ چیز به دست نیاوردن است. همه چیز خواستن ذخیره آتش برای یک روز خطرناک است.

زور فراوان برای کسب یک امتیاز مشخص، سیاست را دوباره حیات می‌بخشد. افق آینده تنها در پرتو حیات سیاسی زنده امکان پذیر است. ما در حال نزول به قلمرو پیشاسیاسی هستیم.
@javadkashi
@solati_mehran
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ ای خطه ایران مهین، ای وطن من ✳️

🔰تصنیف هایی که وطن را مورد خطاب قرار می دهند یکی از جلوه گاه هایی است که رویای ملی شاعر، آهنگ ساز و خواننده به صورت پنهان یا آشکار در آن به تصویر کشیده می شود.

🔰تصنیف وطن من با شعری از ملک الشعرای بهار و به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و با صدای ایرج بسطامی نمونه‌ای کم نظیر از اینگونه تصنیف هاست؛ تصنیف هایی که بارها و بارها ارزش شنیدن دارند و به ناگاه می بینی که با خواننده اثر همراه شده ای و می خوانی

🔷ای خطهٔ ایران مهین‌، ای وطن من

ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست

ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من...

... تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن

هرگز نشود خالی از دل محن من...

... دردا و دریغاکه چنان گشتی بی‌برک

کاز بافتهء خویش نداری کفن من...

... و امروز همی‌گویم با محنت بسیار

دردا و دریغا وطن من‌، وطن من

🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagers
🔲⭕️شرح و خلاصه ۲۰ کتاب توسعه ای در یک پادکست
دکتر محمد فاضلی - جامعه‌شناس

✅ پادکست دغدغه ایران از دی‌ماه ۱۳۹۹ با محوریت اندیشه توسعه شروع به کار کرد. این پادکست در ۶۴ اپیزودی که تاکنون منتشر شده ۲۰ کتاب زیر را تشریح کرده است. شاید شما هم بخواهید شنونده شرح این کتاب‌ها باشید.

۱. *ما ایرانیان* . نوشته مقصود فراستخواه. نشر نی. ۱۳۹۹.

۲. *معمای فراوانی: دولت‌های نفتی و رونق‌های نفتی* . نوشته تری لین کارل. ترجمه جعفر خیرخواهان. نشر نی. ۱۳۸۸.

۳. *نظم و زوال سیاسی* . نوشته فرانسیس فوکویاما. ترجمه رحمن قهرمان‌پور. نشر روزنه. ۱۳۹۶.

۴. *دام‌های اجتماعی و مسأله اعتماد* . نوشته بو روثستاین. ترجمه لادن رهبری و همکاران. نشر آگه. ۱۳۹۳.

۵. *تجربه توسعه آسیای شرقی: معجزه، بحران و آینده* . نوشته ها-جون چانگ. نشر ثالث. ۱۳۹۸.

۶. *تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است.* نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت. ترجمه سارا افراز. نشر میم. ۱۳۹۳.

۷. *اقتصاد در میدان عمل: دگرگونی اقتصادی و اصلاح دولت در گرجستان ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲.* نوشته نیکا گیلائوری. انتشارات امین‌الضرب. ۱۴۰۰.

۸. *کتاب توسعه: مرور تلفیقی بر جایگاه ایران در شاخص‌های جهانی توسعه* . نوشته محسن رنانی و همکاران. نشر فرهنگ مردم. ۱۴۰۰.

۹. *مستخدمین بلژیکی در خدمت دولت ایران* . نوشته آنت دُستره. ترجمه منصوره اتحادیه. نشر تاریخ ایران. ۱۳۶۲.

۱۰. *اختناق ایران* . نوشته مورگان شوستر. ترجمه حسن افشار. نشر ماهی. ۱۳۸۶.

۱۱. *مأموریت آمریکایی‌ها در ایران* . نوشته آرتور میلسپو. ترجمه حسن ابوترابیان. ۱۳۵۶.

۱۲. *آمریکایی‌ها در ایران* . نوشته آرتور میلسپو. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی. نشر البرز.

۱۳. *برنامه‌ریزی و توسعه در ایران* . نوشته جورج بندیکت بالدوین. ترجمه میکائیل عظیمی. نشر علم. ۱۳۹۴.

۱۴. *تورم و اخلاق: کتابی برای همه درباره یک تجربه تاریخی.* ترجمه سیدحسن دیباج. انتشارات دنیای اقتصاد. ۱۳۹۹.

۱۵. *برنامه‌ریزی در ایران: دومین گروه مشاوران هاروارد در ایران.* نوشته تاس مک‌لئود. ترجمه علی‌اعظم محمدبیگی. ۱۳۸۰.

۱۶. *راه ابریشم نوین: اکنون و آینده جهان* . نوشته پیتر فرانکوپن. ترجمه حسن افشار. نشر مرکز. ۱۳۹۹.

۱۷. *ایران و راه ابریشم نوین: از ژئوپلتیک راه تا دیپلماسی راه.* نوشته آرش رئیسی‌نژاد. انتشارات دانشگاه تهران. ۱۴۰۰.

۱۸. *ریشه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی* . نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون. ترجمه جعفر خیرخواهان و علی سرزعیم. انتشارات کویر. ۱۳۹۰.

۱۹. *توسعه به مثابه توانمندسازی حکومت* . نوشته مت اَندروز، لنت پریچت و مایکل وولکاک. ترجمه جعفر خیرخواهان و مسعود درودی. نشر روزنه. ۱۳۹۸.

۲۰. *چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟ ریشه‌های قدرت، ثروت و فقر* . نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون. ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور. نشر روزنه. ۱۳۹۲.

این پادکست را می‌توانید در تلگرام از طریق «کانال رسمی پادکست دغدغه ایران» بشنوید.
Https://t.me/dirancast_official

*شنیدن این پادکست از طریق کست باکس*
https://b2n.ir/g98379

*صفحه اینستاگرام پادکست دغدغه ایران*
Https://www.instagram.com/dirancast

☑️⭕️برای توسعه ایران یک گام کوچک آن است که این گنجینه را به اطلاع دیگران برسانید

شبکه توسعه
@I_D_Network
🔴   بحران اقناع

در ادبیات سیاسی، صورت‌بندی‌های مختلفی از انواع بحران‌هایی که ممکن است هر نظام سیاسی با آن مواجه شود، ارائه شده‌است. یکی از آن بحران‌ها، "بحران اقناع" است.

✅ خلاصه‌ی بحران اقناع این است:

زمانی که میان مردم و حاکمیت، مثلا در باب چگونگی و چرایی یک رو‌یداد و اتفاق، اختلاف نظر رخ دهد، نظام سیاسی مستقر و صاحبان قدرت، نمی‌توانند آن اتفاق را توجیه و افکار عمومی را قانع کنند. وقتی حکومت، قدرت اقناع خود را از دست می‌دهد، پرونده‌ی هیچ اختلافی مختومه نخواهد شد و بتدریج، اختلاف بر اختلاف، انباشت شده و روابط ملت با دولت به تیرگی می‌گراید. در چنین اوضاع و احوالی، وقتی رویدادی ناگوار رخ می‌دهد، جامعه در اثر بی‌اعتمادی به نظام سیاسی، هرگونه توضیح مسئولین و حتی مستندات را مخدوش می‌داند. در این وضعیت، هر توضیحی بی‌فایده است، و اتفاقا اصرار بر صحت مستندات، مسئله را پیچیده‌تر می‌کند.

نماد بحران اقناع در فرهنگ عامه، همان چوپانی است که به علت دروغ‌های فراوانی که گفته‌ بود، در وقت خطر و حمله‌ی واقعی گرگ، هیچ‌کس فریادهایش را باور نکرد. چوپان با گرگ روبه‌رو شد، زیرا به اهمیت اعتماد دیگران آگاهی نداشت و نمی‌دانست، روزی خواهد آمد که دروغ‌هایش او را به نابودی می‌کشید.
بحران اقناع، یعنی شهروندان، صدق مدعای حاکمان را باور نمی‌کنند و حاکمان هیچ راهی برای اثبات ادعای‌شان در اختیار ندارند. بحران اقناع، نشان می‌دهد که پیش از این، کاخ "اعتماد" مردم به منزله‌ی ضرورتی بنیادین، به تیشه‌ی بی‌خردی سیاسی فرو ریخته است. وقتی اعتماد سیاسی به‌صورت نگران کننده کاهش می‌یابد، آن‌گاه جاده‌ی اقناع، به‌طور کامل مسدود می‌گردد. "اعتماد"، رکن پایه‌ای و سرمایه‌ی اصلی در هر ارتباط است.

✅  نشانه‌های آشکاری وجود دارد که شرایط کنونی کشور، به‌سمت "حداکثر سوتفاهم" میل پیدا کرده است. به‌تعبیر دیگر، فضای روان‌شناختی سیاسی، مملو از بی‌اعتمادی و سوظن است. این سخن بدان معناست که می‌توان حدس زد هرگونه کوشش حکومت برای تنویر افکار عمومی و گزارش مربوط به مرگ "مهسا امینی"، به بن‌بست می‌خورد و مورد پذیرش جامعه قرار نخواهد گرفت. نه از آن‌رو که گزارش‌ها الزاما کذب‌اند، بلکه به این علت که جامعه اعتمادش را به حاکمان از دست داده‌ است.

بهترین و گویاترین شیوه‌ی سنجش اعتماد مردم به اربابان قدرت، دقیقا در کیفیت و کمیت پذیرش یا عدم پذیرش صدق مدعای حکومت از سوی مردم است. میزان وقت و تلاشی که باید صرف قانع شدن مردم کنند و مقدار حجم استنادات، نشان دهنده‌ی میزان اعتماد مردم است. هر چه اعتماد کمتر باشد، باید تلاش بیشتر و مستندات بیشتری فراهم کنند.  اما گاهی چنان اعتماد از دست می‌رود که هر تلاشی برای توجیه، بی‌فایده خواهد بود.

مسئله‌ی عدم توانایی حاکمیت در اقناع افکار عمومی در موضوع مهسا امینی، موضوعی نیست که به چند روز اخیر مربوط باشد. بلکه این مسئله، ریشه در ده‌ها سال بی‌توجهی و بی‌اعتنایی به نگرش مردم و بعضا دروغ‌ها و خطاهای اخلاقی دارد. مشکل، بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را با یک بیانیه و یا اطلاع‌رسانی ساده حل و فصل کرد.
چاره‌ی کار در ترمیم جدی ساختار و مناسبات دولت با ملت و تغییر بنیادین در سیاست‌هایی ناکارآمد و بلکه مضر است که روح و روان جامعه را دستخوش رنج‌ها کرده است. به‌دست آوردن اعتماد از دست رفته، مستلزم کوششی جانکاه و البته خردمندانه است.

✔️  کاش حاکمان می‌دانستند سقف سیاست، جز بر ستون اعتماد مردم استوار نخواهد ماند. کاش می‌دانستند در نتیجه‌‌ی بی‌اعتنایی به ارزش و اهمیت اعتماد، سقف قدرت فرو خواهد ریخت.


✍️ علی زمانیان..... ۱۴۰۱/۰۶/۲۸

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
◀️رتبه کشورهای جهان در توسعه انسانی
طبق گزارش نهاد برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP ) و طبق ارزیابی شاخصهای مختلف در سال 2021 دستاورد کشورها در زمینه توسعه انسانی اعلام شده است. در این گزارش کشورهای سوئیس، نروژ و ایسلند در رتبه‌های اول تا سوم قرارگرفته و رتبه ایران در این شاخص 76 بوده است.
در میان کشورهای منطقه امارات در جایگاه 26، عربستان 35، قطر 42 و ترکیه در جایگاه 48 قرار دارد. همانگونه که این رتبه‌بندی نهاد وابسته به سازمان ملل متحد نشان می دهد، جایگاه ایران حتی نسبت به کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه بسیار پایین‌تر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰شاخص توسعه انسانی (Human Development Index)

این شاخص توسط سازمان ملل متحد تعیین می‌شود، که به تعیین دستاوردهای یک کشور در بهبود زندگی انسان‌ها می‌پردازد.در سال ۲۰۲۲ کشور کانادا در رده سیزدهم و ایران در رتبه شصت‌وپنجم این جدول قرار گرفته‌اند

"شاخص توسعه انسانی معیاری است که برای تعیین میانگین ​​دستاوردهای یک کشور با توجه به سه جنبه اساسی یعنی زندگی طولانی و سالم، دانش‌محور بودن و استاندارد زندگی مناسب، مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شاخص از سال 1990 مورد توجه سازمان ملل متحد قرار گرفته است.

بر اساس اعلام وب‌سایت رسمی سازمان ملل متحد درباره شاخص توسعه انسانی، تعیین این شاخص تاکیدی است بر اینکه باید شرایط مردم و توانمندی‌های‌شان معیار تعیین‌کننده برای ارزیابی توسعه یک کشور مورد بررسی قرار بگیرد، نه اینکه فقط به موضوع رشد اقتصادی اشاره شود.

استاندارد زندگی طولانی و سالم با توجه به موضوع امید به زندگی از بدو تولد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بحث دانش‌محور بودن مربوط به مدت‌زمان و میزان دسترسی به تحصیل است. در این زمینه میانگین سال‌های تحصیل برای بزرگسالان تا 25 سالگی و پس از آن و نیز میزان سال‌هایی که انتظار می‌رود کودکان بتوانند در کشور مورد نظر از زمان سن ورود به مدرسه به تحصیل ادامه دهند، مورد اندازه‌گیری قرار می‌گیرد. استاندارد زندگی مناسب نیز بر اساس سرانه درآمد ناخالص ملی سنجیده می‌شود.

ارزشیابی شاخص توسعه انسانی از ترکیب امتیازهای بسیاری به‌دست می‌آید که از آن جمله به میزان امید به زندگی، نرخ باسوادی، دسترسی جمعیت روستایی به برق، سرانه تولید ناخالص داخلی، حجم صادرات و واردات، میانگین قتل، بررسی جنبه‌های مختلف فقر، نابرابری درآمد و میزان در دسترس‌بودن اینترنت می‌توان اشاره کرد.

بر اساس این شاخص کشورهای جهان به چهار گروه کلی برخوردار از توسعه انسانی بسیار بالا، بالا، متوسط ​و پایین تقسیم‌بندی می‌شوند.

بیش‌تر کشورهای توسعه‌یافته دارای رشد اقتصادی مناسب و رو به پیشرفت، در گروه توسعه انسانی بسیار بالا قرار می‌گیرند. در این کشورها، دولت‌های باثبات به اداره امور می‌پردازند و ارایه آموزش در سطح گسترده‌ای صورت می‌گیرد. همچنین مراقبت‌های بهداشتی در دسترس همگان قرار دارد و امید به زندگی قابل‌توجه است.

در مقابل، کشورهای کمتر توسعه‌یافته جهان بیش‌تر در رده‌ توسعه انسانی متوسط و پایین قرار می‌گیرند. این‌گونه کشورها از دولت‌های بی‌ثبات برخوردارند، فقر گسترده‌ای در میان ساکنان آن دیده می‌شود و دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و آموزشی برای همگان به یک‌اندازه برابر و آسان نیست.

افزون بر این، این کشورها از میانگین درآمد پایین خانوار و امید به زندگی در سطح پایین، همراه با نرخ بالای فرزندآوری برخوردارند.

نروژ، سوییس، ایرلند، هنگ‌کنگ، آلمان، ایسلند، سوئد، سنگاپور، هلند، دانمارک، فنلاند، کانادا، نیوزیلند، انگلستان، ایالات‌متحده، بلژیک، لیختنشتاین، ژاپن، اتریش و لوگزامبورگ کشورهای برخوردار از بالاترین توسعه انسانی به‌شمار می‌روند.

در این رده‌بندی اسراییل بر پله بیست‌ویکم، کره جنوبی بیست‌ودوم، امارات‌متحده عربی سی‌وچهارم، عربستان سی‌وهفتم، قطر چهلم، بحرین چهل‌وچهارم، عمان چهل‌وششم، روسیه چهل‌وهشتم، کویت پنجاه‌وهفتم، ترکیه پنجاه‌وهشتم و چین هشتادوششم نشسته است.

افغانستان، جیبوتی، مالاوی، اتیوپی، گامبیا، گینه، لیبریا، یمن، گینه بیسائو، جمهوری خلق کنگو، موزامبیک، سیرالئون، اریتره، بورکینافاسو، مالی،‌ بروندی، سودان جنوبی، چاد، جمهوری آفریقای مرکزی و نایجر(نیجر) به ترتیب در پایین‌ترین رده‌های جدول شاخص توسعه انسانی قرار دارند."

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 سخنان دکتر محسن_رنانی در باره علل عقب افتادگی جامعه ایرانی

❇️ ریشه تمام معضلات این است که ما امکان کودکی و بازی را از فرزندانمان گرفتیم.🍃🍃🍃🌷🌷🌷

@Archiveofeducationalcontent
Forwarded from برای دوستم
📗 دریافت رایگان کتاب «جوینده»

#خواندنی‌ها
#شنیدنی‌ها
#کتاب
#موقت_رایگان

🔸 کتاب «جوینده» نوشته «امین فرد»، داستانی علمی ـ تخیلی است که به وضعیت کره زمین در آینده می‌پردازد. دانشمندان بر روی برخی از انسان‌ها آزمایشاتی انجام داده‌اند و همین موضوع از آن‌ها موجوداتی جهش‌یافته ساخته است. جهش‌‌یافته‌ها کینه انسان‌های دیگر را به دل گرفته‌اند و تنها به دنبال انتقام هستند.

🔸 اگر به داستان‌ها و رمان‌های علمی ـ تخیلی و ادبیات آخرالزمانی علاقه دارید، خواندن و یا شنیدن این اثر را از دست ندهید.

🔸 دریافت این کتاب به صورت رایگان تا پایان روز جمعه ۱ مهرماه ۱۴۰۱ امکان‌پذیر بوده و به صورت کاملاً قانونی است.

🔗
دریافت رایگان کتاب «جوینده»

🔗 دریافت رایگان کتاب صوتی «جوینده»

👈 بعد از دریافت این کتاب همیشه در حساب کاربری خود در کتابراه به آن دسترسی دارید و امکان خواندن و شنیدن آن برای شما فراهم است.


💐💐 این «برای دوستم» بود ... ؛ تو هم برای دوستت فرستادی ؟!

@BarayeDoostam
نرخ تورم شهریور ۴۲.۱ درصد شد




مرکز آمار ایران:

نرخ تورم سالانه در شهریورماه برابر ۴۲.۱ درصد بوده که نسبت به مدت مشابه ماه قبل، ۰.۶ درصد افزایش نشان می‌دهد.

نرخ تورم سالانه برای خانوارهای شهری و روستایی به ترتیب ۴۱.۵ درصد و ۴۵.۳ درصد است

نرخ تورم نقطه ای شهریور ۴۹.۷ درصد بوده که نسبت به ماه قبل ۲.۵ درصد کاهش یافته است





انجمن مدیران صنایع |
🌾کسی که تفکرش با ما متفاوت است دشمن مانیست !

🌿بودن ها را قدر بدانیم
ﻣﺎﻫﯽ ﻣﻮﻥ ﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻪ ﺗﺎ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺁﺏ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﮕﻪ ...
□ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ، ﺩﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪﻥ ...
●ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ، ﺍوﻧﻘﺪر ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪ که ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ و ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ!
○ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮقعیست ﺑﺬﺍﺭﻣﺶ ﺗﻮﯼ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ، ﻭﻟﯽ ﺍﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﺪﻩ ... ﯾﻌﻨﯽ ﻓکر ﮐﻨﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ!
■ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﻮﻧﻪ ... ﺩﻭﺳتشوﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ... ﺩﻭﺳتموﻥ ﺩﺍﺭﻥ ... ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻧﺎﺭﻭ ﻧﻤ‌ﯿ‌ﻔﻬﻤ‌‌ﯿﻢ! ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﺎ می‌کنیم.
□استادی می‌گفت: صبح‌ها که دکمه‌های لباسم را می‌بندم، به این فکر می‌کنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد؟ خودم یا مرده شور؟!
●دنیا همین قدر غیر قابل پیش‌بینی است ... به آنهائى که دوستشان دارید بی بهانه بگوئيد: "دوستت دارم."
○بگوئيد: در این دنیای شلوغ، سنجاقشان کرده‌اید به دلتان.
■بگوئيد: گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاه‌تر از عمر شکوفه ‌هاست. بودن‌ها را قدر بدانيم، نبودن‌ها همين نزديكى است ...!
□به تعداد آدمهای روی کره‌ی خاکی، تفاوت فکر و نگرش وجود دارد، پس:
کسی که تفکرش با تو متفاوت است،
دشمنت نیست؛ انسان دیگریست! وبگوئید که در این دنیای شلوغ پرماجرا دلتان جایگاه اوست .


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰 بحث برانگیزترین موضوع در زمانه اندیشیدن آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم" هایدگر

📕"اندیشیدن" چیست؟

🔹هایدگر می گوید که ما "اندیشه نمی کنیم"، تاکید می کند حتی آنان که به صورت تخصصی فکر می کنند، یعنی سر و کارشان با قلم و کاغذ و یا عدد و ارقام یا حتی فلسفه است و دانش، آنان نیز نمی اندیشند، و همگی دچار "فقر تفکریم" اما یعنی چه که ما نمی اندیشیم، مگر اندیشه چیست؟

🔹هایدگر در کتاب «چه باشد آن چه خوانندش تفکر» به خوبی نشان میدهد که؛ انباشتن اطلاعات  ذهن، به معنای اندیشیدن نیست، کتاب هایی که یک دانشجوی رشته ی فلسفه می خواند، سقراط یک دهم اش را هم نخوانده بود حتی به خواب هم ندیده بود، اما با این وجود در حقِ او گفته شده است که"کل تاریخ فلسفه ی غرب، تنها حاشیه ای ست بر سقراط"

🔹به یک اعتبار اشتباه و خطای انسان این عصر آن است که انباشتن اطلاعات در ذهن و کسب هر اطلاعاتی را اولا): دانش می پندارد و ثانیا): این انباشتگی را نیز «اندیشه» می انگارد.

🔹چیزی که ذهن ما را به خود مشغول کند، اندیشه نیست، هزاران هزار پست در شبکه های اجتماعی است که ادعای آگاهی دارد و در عین حال بسط جهل می کند، هرگز «اندیشه» نیست!

🔹اگر مشغولیات ذهنی، اندیشه نیست و نمی توان آن را اندیشه نامید، پس چه چیز است که آدمی را به اندیشه فرا می خواند؟ طبیعت؟ تکنولوژی؟ جامعه؟ اقتصاد؟ فرهنگ؟ دین و دیانت؟ فلسفه؟ علوم انسانی؟ تجربه؟

🔹این ها که همه در ذیل همان انباشتن اطلاعات و کسب دانش قرار میگیرد، پس " چه باشد آنچه خوانندش تفکر؟" چه چیز ما را به "اندیشه کردن و اندیشیدن دعوت می کند"؟

🔹همانطور که در رابطه با فهمیدن، "عمل فهم داریم" و "فهمیدن هم یک نوع عمل" است، اندیشه نیز چنین است، هایدگر اندیشه را یک عمل و تجربه می داند، از "تجربه ی تفکر" سخن می گوید، او از تجربه ی تفکر و آموزش اندیشه سخن می گوید، و همین است که برای او مهم است، یعنی آموزش اندیشه است که مهم است، و نه "انباشتن اطلاعات"

🔹این تجربه ی تفکر چه نوع تجربه ای است؟ و چه چیز ما را به "اندیشیدن" و یا "عمل اندیشیدن و تجربه ی تفکر" دعوت می کند؟ هایدگر می گوید؛ این خود "اندیشیدن" است که ما را به اندیشیدن دعوت می کند!

🔹وقتی اندیشیدن و تفکر، یک عمل و تجربه باشد و ما بدانیم و بیاموزیم که به چه طریق می شود آن اندیشه را تجربه کرد، در آن صورت خواهیم دانست که چگونه اندشیدین ما را به اندیشیدن، دعوت میکند، گفتیم که اندیشیدن یک عمل و تجربه است، اما چه نوع تجربه ای ست؟ تجربه ای است که در "راه" به دست می آید، بنابراین اندیشیدن می شود چیزی که در راه به دست می آید، اما نباید فراموش کرد که هایدگر سریعا می گوید که «غایت» اهمیتی ندارد، پایانِ راه مهم نیست، اصلا این راه پایانی ندارد، که مهم باشد یا نباشد، اندیشیدن "کسب اطلاعات"  نیست، آنچه ارج و قرب دارد فرایندِ استدلال است و نه حتی فراوده، فی المثل بارها مشاهده کرده اید افرادی را که با گزاره ی «میدانم چه میخواهی بگویی» مانع از استدلالِ شما و شنیدنِ شدن سخن شما شده اند، یعنی خود، ادعا کرده اند اما گوشی برای شنیدن نداشته اند و این یعنی فلج کردنِ دیالوگ! «گفتن، دوختن، بریدن، حکم صادر کردن، و در عین حال نشنیدن!» در اینجا نفسِ فرایند است که بها دارد حتی اگر نادرست باشد و دگمیت و سیستم سازان، دقیقا با همین فرایند مشکل دارند و به همین جهت هم است که با نفسِ اندیشه زاویه پیدا میکنند!

🔹باری، بشر امروز، دچارِ بمبارانِ اطلاعات شده است و سودای آن دارد که هر چه در هر جا رخ میدهد سریع همان را بفهمد و سریع هم هضم اش کند، یعنی در پی "سرعت بخشیدن به امور است" حتی سرعت بخشیدن به "خواندن" و حتی "سرعت بخشی به تامل و تمرکز و تفکر"

🔹اما آیا تامل و تمرکز و تفکر سرعت بر دار است؟ آیا راه اندیشه، اتوبان است که سرعت بردار باشد؟ سرعت برداشتن و سریع بودن در وادی اندیشه به معنای مبتذل کردن و سطحی نمودن آن است، و این سطحی نمودن، و تنزل بخشیدن و به ابتذال کشیدن امور و وادی اندیشه بهترین گواه بر نیاندیشیدن انسان امروز و سخنِ آغازینِ ما است که؛ " اندیشه بر انگیز ترین امر در زمانه ی اندیشه بر انگیز ما آن است که ما هنوز اندیشه نمی کنیم"/✍ابوذرشریعتی

🔰با ما همراه باشید درکانال مدیران شایسته.

🆔@Competentmanagers
فرا رسیدن سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰بستن دریچه های گفتگو در هیچ مناسباتی که پای انسان در میان باشد راه حل درستی نبوده و نخواهد بود، وقتی دو انسان عاشق قهر می کنند عموما جز پر دامنه شدن کدورت ها و بیشتر شدن شکاف، هیچ سودی نخواهد داشت

🔹ایران این روزها تجربه سختی را سر می گذراند زیرا مدیران یا از کف جامعه خبر ندارند و یا اگر دارند وقعی به نظر شهروندان نمی نهند و  گفتگو در یک محیط آرام جای خود را به سنگ و آتش در کف خیابان ها داده است زیرا یکی از دریچه ها بسته است!

🔸محدودیت اینترنت و فیلتر کردن شبکه های مجازی آخرین شکل از اعمال تحریم بر شهروندان است که در هر اعتراضی اولین فکری است که به اذهان صاحبان قدرت خطور می کند و خسارات اقتصادی زیادی به کشور وارد می کند و مخالفان آزادی هم همیشه پس از هر اعتراضی دستاویز محکمی دارند تا به قول خودشان ساماندهی فضای مجازی را پیش ببرند که معنایش قطع ارتباط با جهان و شنا کردن در استخر کوچکی است که خودشان طراحی کرده اند و شکست چنین طرحی در همان پیام رسان "سروش" بر خودشان و شهروندان آشکار شد!

🔹سوژه جدید، عادت به نشستن پشت میزهای کامپیوتر دارد و وقتی چنین فرصتی از وی سلب می شود گویی بخش بزرگی از زندگی اش را گرفته اید، صبر آخرین موضوعی است که به آن فکر خواهد کرد، قطعا بخشی از معترضان امروزی به درگذشت جانسوز مهسا امینی اعتراض دارند و اعتراض این قشر هم بعید به نظر می رسد به شیشه شکستن و بانک  و ماشین آتش زدن بکشد، اما می‌یینیم که جمعیت قابل توجهی از معترضین که هیجانات نوجوانی و جوانی خود را با تخریب نشان میدهند، دهه هشتادی‌ها هستند که مسئولین بزرگترین سرگرمی آن‌ها را از آنان گرفته اند و آنها در همراهی با معترضین به گشت ارشاد برای خواسته های خود به خیابان ها آمده اند.

🔸با بستن اینترنت شاید از برخی سازمان دهی ها جلوگیری شود، اما بهتر است که با یک بررسی ساده آمار حاضرین در خیابان ها، میانگین سن معترضین و رابطه آن با محدود کردن اینترنت و شبکه‌های مجازی را در نظر داشته باشید.

✍️سام سکوتی/ عصر ایران
*تجربه نشان می‌دهد که...*

🖊️امیررضا عبدلی

*نشر:* گاهنامه‌ی مدیر
■گول زننده‌ترین جمله‌های روزمره با این کلمات [تجربه نشان می‌دهد که...] آغاز می‌شوند. اگر بخواهید کسی را متقاعد کنید شاید برایش قسم بخورید، شاید کوشش کنید تا نشان دهید حرفتان منطقی است، امّا موثرترین ابزار این است که بگویید «تجربه نشان می‌دهد». این کاراترین ابزار برای خلع سلاح طرف مقابل است.

□امّا تجربه همیشه فقط آن چیزی را نشان می‌دهد که ما می‌خواهیم!
▪︎مثال مشهور: تجربه نشان می‌دهد که هر جا ترافیک هست، افسر راهنمایی هم هست. پس برای حل مشکل ترافیک باید راهنمایی و رانندگی را منحل کرد!

▪︎مثال کودکانه: وقتی شب می‌شود، خورشید هم مثل همه به خانه‌اش بر می‌گردد و می‌خوابد!

▪︎مثال عوام: هر وقت دلار یا بنزین گران شود، تورم خواهد شد.

▪︎مثال آکادمیک: بین نرخ رشد نقدینگی و نرخ بی‌کاری همبستگی منفی بالایی مشاهده می‌شود.

●واقعیت اجتماعی با واقعیت فیزیکی فرق دارد. مولکول‌ها آگاهی و اراده و قصد و نیت ندارند. مولکول موفّق و مولکول شکست‌خورده بی‌معناست. مولکول‌ها یاد نمی‌گیرند. مولکول‌ها تجارب گذشتۀ خود را تفسیر نمی‌کنند و آینده را حدس نمی‌زنند. مولکول‌ها طبق یک ایدئولوژی رفتار نمی‌کنند و با تغییر ایدئولوژی، رفتار خود را تغییر نمی‌دهند. رفتار یک مولکول در شرایط مشخص، با گذشت زمان تغییر نمی‌کند.

○به همین خاطر است که اگر بگوییم «تجربه نشان می‌دهد افزایش فشار حجم ثابتی از گاز، دمای آن را بالا خواهد برد.»، حرف دقیقی زده‌ایم که مثال نقض ندارد. به همین خاطر است که می‌توانیم با اتکا به قوانین تجربی، زمان وقوع یک خسوف را با دقت دقیقه و ثانیه پیش‌بینی کنیم.

■و به همین خاطر است که اگر بگوییم «تجربه نشان می‌دهد سیاست‌های حمایت از تولید داخلی، موجب توسعۀ اقتصادی کشورهای عقب مانده می‌شود.» حرف مبهمی زده‌ایم که همیشه عدّه‌ای با آن مخالف و عدّه‌ای موافق خواهند بود. به همین خاطر است که با اتکا به قوانین تجربی نمی‌توانیم حتی سال وقوع یک رکود اقتصادی را به درستی پیش‌بینی کنیم.

□تجربه ساکت است. این ما هستیم که حرف‌های نظریه‌ها و تفسیرهای خودمان را در دهان تجربه می‌گذاریم. تجربۀ فیزیکی می‌تواند مچ پژوهشگر را بگیرد. چون واقعیت فیزیکی باثبات است و آزمایش‌ها تکرارپذیرند و تقریباً همیشه می‌توان یک آزمون تعریف کرد که به اختلافات نظری فیصله دهد.

●امّا تجربۀ اجتماعی نه تنها ساکت است بلکه آن‌قدر متغیر است که در برابر نظریه‌های رقیب هیچ دفاعی ندارد. تجربۀ اجتماعی چنان تفسیربردار است که هیچ آزمون تجربی امکان‌پذیری نمی‌تواند یک اقتصاددان را وادار کند تا حرف خود را پس بگیرد. حتی اگر شوروی سقوط کند هم سوسیالیست‌هایی در عرصه باقی می‌مانند و می‌گویند: این سوسیالیسم واقعی نبود که ورشکست شد.

○در عالم اجتماعی، ما همیشه می‌توانیم برای متقاعد کردن طرف مقابل، بخشی از تجربه را که با نظریۀ ما سازگاری دارد، دستچین کنیم و بقیۀ آن را نادیده بگیریم.

■پس به نظر می‌رسد شرافتمندانه‌تر است که متواضعانه بگوییم «من معتقدم» و عوامفریبی یا خودفریبی «تجربه نشان می‌دهد» را کنار بگذاریم.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
.
اثر پیگمالیون چیست؟
اثر پیگمالیون (Pygmalion effect) یک پدیده روانشناختی است که می گوید:
افراد نسبت به سطح انتظارات دیگران از خودشان، واکنش‌های مستقیم نشان می‌دهند و بر مبنای این انتظارات و ذهنیتها، تغییر می کنند. این یعنی هنگامی که شما از فردی  انتظاری دارید، این انتظار شما، در نهایت منجر به توسعه توانمندی‌ متناسب با انتظار شما در آن فرد می‌شود
 اثر پیگمالیون در کسب و کار ، در رفتار سازمانی ، ارتباط با دیگران ، تدریس و زندگی شخصی بسیار کاربرد داشته و موثر است.
مثلا اگر معلمی براین باور باشد که بچه‌ای کند ذهن است، خود بچه هم باور می‌کند و واقعاً دیر یاد می‌گیرد در عین حال عکس این نیز صادق است و اگر معلم باور داشته باشد که بچه ای توانمند و باهوش است روی عملکرد بچه به شدت تاثیر می گذارد ومطابق انتظار معلم ظاهر می شود. این موضوع  مبنای یک آزمایش قرار گرفت که در آن تست IQ از تعدادی دانش آموز گرفته شد. برخی از دانش آموزان به طور تصادفی انتخاب شدند و به عنوان دانش آموزانی باهوش به معلمانشان معرفی شدند. بعد از اینکه معلمان باور کردند که این دانش آموزشان با هوش هستند با آنان همانند دانش آموزان باهوش و با استعداد رفتار کردند. این دانش آموزان به طور قابل توجهی در آزمون بعدی نتایج بهتری داشتند. اما بچه‌هایی که بر اساس این آزمایش باهوش بودند و به معلمانشان به عنوان دانش آموزان معمولی گزارش شدند، هیچ پیشرفتی نداشتند.

نتایج مهم اثر پیگمالیون
 ۱- انتظارات فرد تأثیر ویژه ای بر رفتارش دارد.
۲- رفتار فرد بر رفتار افراد دیگر مؤثر است.
۳- رفتار دیگران انتظارات فرد را تحکیم می بخشد.
۴- فرد رفتار دیگران را شاهدی می داند که تمامی انتظاراتش درست بوده است.
تحقیقات مشابه ای در حوزه‌ها و فعالیت‌های دیگر نشان داد که انتظارات بالای مدیران به سطح موفقیت و بهره‌وری بیشتر کارمندان منجر می‌شود.



اثر پیگمالیون در مدیریت
بر اساس اثر پیگمالیون مدیران باید بدانند که موفقیت و رشد کارمندان فقط به شرایط کار و توانمندی ها و صلاحیت فرد بستگی ندارد . لذا بر این اساس مدیران باید همیشه کارمندانشان را باور داشته باشند. و باید ازآنها انتظارات بالایی با بهترین نتایج را داشته باشند. چرا که در این صورت، کارمندان این باور را احساس کرده و سعی می کنند بهترین مهارتها و تواناییهایشان را نشان دهند که انتظارات مدیر برآورده شود.
انتظارات بالای مدیر به انتظارات بالا در کارمند منجر می‌شود. انتظارات بالا در کارمند باعث می شود که او تلاش بیشتری کند و  این تلاش زیاد، منجر به عملکرد بالا می شود و به دنبال آن انتظارات مدیر برآورده می‌شود. همچنین انتظار از خود کارمند نیز بهبود می‌یابد. و این زنجیره در راستای رشد ادامه خواهد داشت.
بر همین اساس باید گفت روشی که مدیران برای مدیریت کارکنان خود استفاده می‌کنند، تابعی از انتظار و برداشت آنها از توانمندی های کارکنانشان است. هنگامی که یک مدیر به اشتباه فکر می‌کند کارمندش ناتوان است، عزت نفس کارمند و تصویر ذهنی او از خودش آسیب می‌بیند. و کارمند قطعا همانی می شود که مدیر انتظار دارد.
اثر پیگمالیون مانند یک تیغ دو لبه است. یعنی اشتباه کارمند ممکن است مدیر را به تنظیم انتظارات پایین سوق دهد. هنگامی که کارمندی اشتباه می‌کند توجه مدیر جلب می‌شود، توجه و دقت مدیر موجب کاهش اعتماد به نفس کارمند می‌شود. این کاهش اعتماد به نفس تردید مدیر را زیادتر می‌کند و باعث می شود که مدیر فکر کند کارمند قابلیت لازم را ندارد و بیشتر از این نمی تواند لذا انتظارات خود را پایین تر می آورد. مدیران باید مراقب این موضوع باشند و از بروز آن جلوگیری کنند و هیچگاه از انتظارات واقعی خود دست برندارند و کوتاه نیایند. این حالت بر عکس اثر پیگمالیون که کاهش عملکرد به خاطر انتظارات پایین مدیر است را اثر گُلِم ( Golem effect) هم می نامند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰سی ویژگی افرادی که ذهنِ مُتمرکز دارند

✍دکتر محمود سریع القلم

1- نسبت به ثانیه‌ها هم، آگاهی و حساسیت دارند؛
2- صرفاً در یک موضوع، تخصص دارند و نظر می دهند؛
3- همیشه چند پروژۀ جدّی دارند؛
4- برای یک سالِ آینده، برنامۀ مکتوب و برای ده سال اُفق دارند؛
5- با تسلسل، اولویت بندی و کوتاه صحبت می کنند؛
6- در کسبِ مها رتِ جمع کردنِ اند یشه ها و سخنان خود، بسیار تمرین کرده اند؛
7- زندگیشان بر اساس نظریۀ سیستم ها طراحی شده است؛
8- افرادِ نا صادق را از زندگی خود به تدریج حذف می کنند؛
9- واژه ها را به جا انتخاب کرده و از واژۀ "من" بسیار کم استفاده می کنند؛
10- با ریاضیات اُنس دارند؛
11- در انتخاب "دوست" بسیار سخت گیرهستند ولی آنها را با انبوهِ وقت، خوش قولی، خویشتن داری و مِهر نگه می دارند؛
12- درسخن گفتن، وقتِ مخاطب را تلف نمی کنند؛
14- حس و فهمی تسلسلی از فرآیندِ تحققِ مصالح و منافع خود دارند؛
15- چند قدم جلوتر، پی آمدهای سخنان خود را می سنجند؛
16- با تیمی کارکردن، اعتمادِ پایدارِشبکه های کاری خود را جلب می کنند؛
17- هر پروژه ای را به ده قسمت تقسیم می کنند وآرام و با حوصله پیش می روند؛
18- عمومِ کارهای آنان ناظر به درازمدت است؛
19- منحنی ثباتِ فکری و رفتاری طرفهای خود را مرتب ترسیم و به هنگام می کنند؛
20- لوزی وار فکرمی کنند و سخن می گویند: مقدمه ای کوتاه، تشریح و نتیجه گیری؛
21- فقط یک جهان بینی دارند نه آنکه به تناسب شرایط و مخاطب، جهان بینی خود را چند بار در روز تغییر دهند؛
22- نیازِ به "نمایش" را از خود زُدوده اند: مانند زیردریایی بعضی وقتها به روی اقیانوس می آیند؛
23- مؤثرترین دانشی که سعی می کنند آن را با حوصله به کار ببرند، شناختِ چرایی رفتارِ افراد است؛
25- در سال، به سنتِ دانمارکی ها حداقل نیم مترکتاب می خوانند (حدود هجده کتاب)؛
26 سرموقع تصمیم می گیرند: چه موقعی سکوت کنند و چه موقعی تقابل؛
27- محرکه های عصبانیتِ آنها، تحتِ کنترلِ تواناییهایشان است؛
28- ازصبح تا شب، دنبال بهترشدن هستند و دفترچۀ خود انتقادی آنها مرتب به هنگام می شود؛
29- با عُلّو طبع و اعتماد به نفسی که دارند، نیازی به حیله گری و بد گویی ندارند؛
30- اکثرِمواقع، به جای واکنش، سکوت می کنند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers