(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
📕آیا شما مدیر هستید یا رهبر ؟
📕مدیر و رهبر چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟(بخش اول )
ادبیات مدیریت مدرن، میان تعریف «مدیر» و «رهبر» تفاوت قائل شده و در حالی که این تعاریف مورد توجه بسیاری قرار گرفته است، بسیاری نیز از اساس تفاوت آن را زیر سوال برده اند. در ادامه به 18 موردی اشاره میکنیم که میتواند تفاوت مدیر و رهبر را به خوبی مشخص کند.
🔷۱- مدیر بر «وظیفه» متمرکز است و رهبر بر «چشم انداز»
یک رهبر میکوشد چشم انداز و استراتژی سازمان را برای پیروانش شفاف سازد و آنها را در همان مسیر هدایت کند. او به افراد آزادیعمل و اختیار میدهد، تا جزئیات را برنامهریزی کنند، درجهت رسیدن به اهداف گام بردارند و در تمام مسیر همگام و همراه آنها باقی بمانند. یک مدیر، وظایف و چارچوبها را برای افراد تعیین میکند و خود بر کارها نظارت دارد.
🔷۲- مدیر «عکس العمل» نشان میدهد، رهبر «پیشبینی» میکند
مدیر بر محور دستورالعملهایی که در سازمان جریان دارد، همه چیز را از قبل برنامهریزی میکند و میتواند بر اجرای آنها نظارت داشته باشد. یک مدیر معمولاً زمانی عکسالعمل نشان میدهد که چیزی خارج از برنامه(خوب یا بد) رخ دهد.
نمایش رهبری بیشتر از یک عکس العمل است. یک رهبر قوی، تغییرات را پیشبینی میکند و از قبل، خود و تیماش را برای رویارویی با تغییرات آماده میکند. او میداند چطور تیماش را در مقابل تغییرات ایمن نگه دارد؛ درحالی که میداند چطور تیم بهرهوری بالایی داشته باشد. رهبران فعال، معمولاً آرام رفتار میکنند و مثبت میاندیشند. آنها به توانایی های تیم و غلبه بر چالشها ایمان دارند. آنها محیطی با تنش و استرس کمتر برای تیم ایجاد میکنند و جای عمل و احتمالات را برای آنچه برنامهریزی نشده است، باقی میگذارند.
🔷۳- مدیران «زیردست» دارند و رهبران «پیرو»
نیروهای زیردست موظفاند در موقعیتهای مختلف به مدیر خود گزارش دهند؛ درحالی که پیروان به یاری رهبر میشتابند. مدیر، گروه ثابت خود را دارد که ارتباطش با آنها در قالب سمتها تعریف شده است. مدیران همیشه نگران از دست دادن پست و مقام خود هستند. رهبران به پرورش افرادِ تیم برای تبدیل شدن به رهبران آینده تلاش میکنند. رهبران شاخصهای کلیدی را مشخص میکنند تا پیروان بتوانند در پیشبرد اهداف مفید عمل کنند.
🔷۴- مدیران اعضای گروه را «مدیریت» میکنند و رهبران، یک«تیم» ایجاد میکنند
یک مدیر کارکنان خود را درقالب گروهی از افراد مدیریت میکند. هر فرد از اعضای گروه، تا زمانی که در گروه قرار دارد باید به وظایفش، همان طور که تعیین شده، عمل کند و در صورت ترکِ گروه، مدیر به راحتی فرد دیگری را جایگزین او خواهد کرد. اما رهبر به مثابه کارگردان یک نمایش است. او میداند هر فرد صرفاً یکی از اعضای گروه نیست بلکه یک مهره کلیدی و حیاتی برای اجراء و ارتقاء سیستم است و در حالی که خود را یکی از همان اعضاء میداند، برای تکتک آنها ارزش قائل است.
🔷۵- مدیران مسئولیتها را «انتقال» میدهند، رهبران مسئولیتها را «میپذیرند»
مدیران آمدهاند تا وظایف و مسئولیتها را محول کنند و به همراه آن سرزنش ناشی از عدم انجام آن را نیز واگذار نمایند. مدیرانی هستند که میخواهند روی ایدههای جدید کار کنند اما زمانی که مدیر بالا دستیشان سرزده از راه میرسد و میپرسد چه خبر؟! هیچ آگاهیای از برنامه و ایده ندارند.
این اتفاق هرگز برای یک رهبر رخ نمیدهد. رهبران مسئولیتها را میپذیرند، خود در میان انجام آن قرار دارند و همواره خود را عضوی از تیمشان میدانند.
🔷۶- مدیران کار را تمام میکنند، رهبران کار را به «بهترین» نحو به پایان میرسانند.
برای مدیر کاری در جایی شروع میشود و در نقطهای به پایان میرسد. رهبر اما به طور مداوم در صحنه است، آنقدر تلاش میکند، بالا و پایین میکند تا مطمئن شود همه چیز به بهترین نحو به کار خود ادامه میدهد. معمولاً مدیر در ساعت مقرر خودش میآید و می رود، حتی وقتی کار تمام نشده است و کارکنان موظفاند تا اتمام آن تلاش داشته باشند. اما رهبر در تمام فرآیند کار، حضور فعال دارد و هیچگاه دست از حمایت اعضای تیمش برنمیدارد.
🔷 ۷- رهبر الهامبخش «تغییر» است، مدیر، «تحولات» را مدیریت میکند.
یک رهبر بایستی الهامبخش پیروان خود باشد. فرآیند پیروی معمولاً نیازمند تغییرات بزرگ است. این جایی است که نقش رهبر و مدیر از هم جدا میشود. جایی که مدیر بر کار و اجرای تغییرات ضروری نظارت میکند در حالی که رهبر تغییر و تحولات را پایهگذاری میکند.
🔷۸- رهبری مستلزم «بینش» است و مدیریت نیازمند «سرسختی»
رهبر نیاز دارد آنچه پیش روی کسبوکارش قرار خواهد گرفت را پیشبینی کند. پس رهبر هدفگذاری میکند و یک مدیر خوب، ملزم به انجام کاری است که به آن اهداف منجر میشود./ ... ادامه دارد
📕مدیر و رهبر چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟(بخش اول )
ادبیات مدیریت مدرن، میان تعریف «مدیر» و «رهبر» تفاوت قائل شده و در حالی که این تعاریف مورد توجه بسیاری قرار گرفته است، بسیاری نیز از اساس تفاوت آن را زیر سوال برده اند. در ادامه به 18 موردی اشاره میکنیم که میتواند تفاوت مدیر و رهبر را به خوبی مشخص کند.
🔷۱- مدیر بر «وظیفه» متمرکز است و رهبر بر «چشم انداز»
یک رهبر میکوشد چشم انداز و استراتژی سازمان را برای پیروانش شفاف سازد و آنها را در همان مسیر هدایت کند. او به افراد آزادیعمل و اختیار میدهد، تا جزئیات را برنامهریزی کنند، درجهت رسیدن به اهداف گام بردارند و در تمام مسیر همگام و همراه آنها باقی بمانند. یک مدیر، وظایف و چارچوبها را برای افراد تعیین میکند و خود بر کارها نظارت دارد.
🔷۲- مدیر «عکس العمل» نشان میدهد، رهبر «پیشبینی» میکند
مدیر بر محور دستورالعملهایی که در سازمان جریان دارد، همه چیز را از قبل برنامهریزی میکند و میتواند بر اجرای آنها نظارت داشته باشد. یک مدیر معمولاً زمانی عکسالعمل نشان میدهد که چیزی خارج از برنامه(خوب یا بد) رخ دهد.
نمایش رهبری بیشتر از یک عکس العمل است. یک رهبر قوی، تغییرات را پیشبینی میکند و از قبل، خود و تیماش را برای رویارویی با تغییرات آماده میکند. او میداند چطور تیماش را در مقابل تغییرات ایمن نگه دارد؛ درحالی که میداند چطور تیم بهرهوری بالایی داشته باشد. رهبران فعال، معمولاً آرام رفتار میکنند و مثبت میاندیشند. آنها به توانایی های تیم و غلبه بر چالشها ایمان دارند. آنها محیطی با تنش و استرس کمتر برای تیم ایجاد میکنند و جای عمل و احتمالات را برای آنچه برنامهریزی نشده است، باقی میگذارند.
🔷۳- مدیران «زیردست» دارند و رهبران «پیرو»
نیروهای زیردست موظفاند در موقعیتهای مختلف به مدیر خود گزارش دهند؛ درحالی که پیروان به یاری رهبر میشتابند. مدیر، گروه ثابت خود را دارد که ارتباطش با آنها در قالب سمتها تعریف شده است. مدیران همیشه نگران از دست دادن پست و مقام خود هستند. رهبران به پرورش افرادِ تیم برای تبدیل شدن به رهبران آینده تلاش میکنند. رهبران شاخصهای کلیدی را مشخص میکنند تا پیروان بتوانند در پیشبرد اهداف مفید عمل کنند.
🔷۴- مدیران اعضای گروه را «مدیریت» میکنند و رهبران، یک«تیم» ایجاد میکنند
یک مدیر کارکنان خود را درقالب گروهی از افراد مدیریت میکند. هر فرد از اعضای گروه، تا زمانی که در گروه قرار دارد باید به وظایفش، همان طور که تعیین شده، عمل کند و در صورت ترکِ گروه، مدیر به راحتی فرد دیگری را جایگزین او خواهد کرد. اما رهبر به مثابه کارگردان یک نمایش است. او میداند هر فرد صرفاً یکی از اعضای گروه نیست بلکه یک مهره کلیدی و حیاتی برای اجراء و ارتقاء سیستم است و در حالی که خود را یکی از همان اعضاء میداند، برای تکتک آنها ارزش قائل است.
🔷۵- مدیران مسئولیتها را «انتقال» میدهند، رهبران مسئولیتها را «میپذیرند»
مدیران آمدهاند تا وظایف و مسئولیتها را محول کنند و به همراه آن سرزنش ناشی از عدم انجام آن را نیز واگذار نمایند. مدیرانی هستند که میخواهند روی ایدههای جدید کار کنند اما زمانی که مدیر بالا دستیشان سرزده از راه میرسد و میپرسد چه خبر؟! هیچ آگاهیای از برنامه و ایده ندارند.
این اتفاق هرگز برای یک رهبر رخ نمیدهد. رهبران مسئولیتها را میپذیرند، خود در میان انجام آن قرار دارند و همواره خود را عضوی از تیمشان میدانند.
🔷۶- مدیران کار را تمام میکنند، رهبران کار را به «بهترین» نحو به پایان میرسانند.
برای مدیر کاری در جایی شروع میشود و در نقطهای به پایان میرسد. رهبر اما به طور مداوم در صحنه است، آنقدر تلاش میکند، بالا و پایین میکند تا مطمئن شود همه چیز به بهترین نحو به کار خود ادامه میدهد. معمولاً مدیر در ساعت مقرر خودش میآید و می رود، حتی وقتی کار تمام نشده است و کارکنان موظفاند تا اتمام آن تلاش داشته باشند. اما رهبر در تمام فرآیند کار، حضور فعال دارد و هیچگاه دست از حمایت اعضای تیمش برنمیدارد.
🔷 ۷- رهبر الهامبخش «تغییر» است، مدیر، «تحولات» را مدیریت میکند.
یک رهبر بایستی الهامبخش پیروان خود باشد. فرآیند پیروی معمولاً نیازمند تغییرات بزرگ است. این جایی است که نقش رهبر و مدیر از هم جدا میشود. جایی که مدیر بر کار و اجرای تغییرات ضروری نظارت میکند در حالی که رهبر تغییر و تحولات را پایهگذاری میکند.
🔷۸- رهبری مستلزم «بینش» است و مدیریت نیازمند «سرسختی»
رهبر نیاز دارد آنچه پیش روی کسبوکارش قرار خواهد گرفت را پیشبینی کند. پس رهبر هدفگذاری میکند و یک مدیر خوب، ملزم به انجام کاری است که به آن اهداف منجر میشود./ ... ادامه دارد
📕مدیر و رهبر چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟(بخش دوم)
🔷۹- رهبری نیازمند«تصورات»است و مدیریت نیازمند «جزئیات»
یک رهبر بزرگ چشماندازهایش را به کمک تصوراتش شکل میدهد. او «میبیند» آنچه را که «میتواند بشود». اما مدیر بایستی آن چشمانداز را درک کند و تیم را برای انجام کارهای مشخص و ضروری به حرکت در آورد تا چشماندازی که رهبر پایهگذاری کرده را به مرحله اجرا درآورد.
🔷۱۰- رهبری نیازمند «تفکر انتزاعی» است، مدیریت نیازمند «دادههای واقعی»
با این تعریف میتوان گفت که تفکر انتزاعی رهبر را قادر میسازد میان اطلاعاتِ به ظاهر نامرتبط، الگویی ببیند و ارتباطی برقرار سازد. توانایی تفکر انتزاعی بسیار کارساز است؛ به خصوص زمانی که سازمانی در فرآیند تصویرسازیِ دوباره از خود قرار گرفته است. در مقابل یک مدیر قادر است با دادههای واقعی کار کند و آنها را تجزیه و تحلیل کند تا نتایج مطلوب بدست آید.
🔷 ۱۱- رهبری باید توانایی«بیان» و مدیریت باید توانایی «تفسیر» داشته باشد.
یک رهبر خوب میتواند چشمانداز و بینش خود را با جزئیات کامل توضیح دهد تا سازمانش آنها را دنبال کند. یک مدیر خوب باید بتواند دیدگاههای بیان شده را بسته به شرایط تیم و قدرت درک آنها، تفسیر کند.
🔷۱۲- رهبر «بدعتگذاری» و مدیر «اداره» میکند
اگر با کسانی مواجه شدید که هرروز به سرکار میروند و به جای اینکه از خود بپرسند «چرا اینکار را میکنم؟» میپرسند «دارم چه میکنم؟»، بدانید آنها دارای قدرت رهبری هستند.
رهبر کسی است که ایدههای تازه به همراه دارد تا سازمان را از لحاظ تفکری جلوتر برد. رهبر به افقهای دور چشم دارد و به دنبال استراتژیها و تاکتیکهای تازه است. او نیاز دارد تا درباره آخرین روندها و مطالعات دانش داشته باشد و مهارتهایش را توسعه دهد.
درمقابل، یک مدیر آنچه را که پیش از این پایهریزی شده است، اداره میکند. او فردی است که به جای چشمدوختن به افقهای دوردست، به خطوط تعیین شده مینگرد و اینکه چطور در سازمان به حفظ کنترل میپردازد. مدیر کسی است که اهداف و معیارهای تعیین شده را دنبال میکند و هواره به دنبال افرادی است تا وظایف خاصی را به عهده بگیرند.
🔷۱۳- رهبر «الهامبخش اعتماد» است و مدیر بر «کنترل» تکیه دارد
رهبر کسی است که الهامبخش دیگران است، به آنها انگیزه میدهد تا بهترین باشند و میداند در راهی که میروند چگونه گامها و فاصلههای مناسبی برای افراد تیم تنظیم کند. رهبری تنها در عملکرد یک فرد به عنوان رهبر، تعریف نمیشود. رهبری همه آن چیزی است که پیروان در پاسخ به رهبر انجام میدهند. رهبر آن چنان به افراد انگیزه و اعتمادبه نفس میدهد که آنها به کسب و کارشان ایمان میآورند. چیزی که لازمهی همه کسب و کارهاست، بخصوص آن دسته که با تغییرات سریع دست و پنجه نرم میکنند و نیاز دارند که افراد به دیدگاههایشان اعتماد داشته باشند.
مدیر با «حفظ کنترل بر افراد» میخواهد که به افراد برای توسعه پتانسیلها و بروز استعدادها کمک کند. این کنترل میتواند اعتماد مورد نیاز را کمرنگ سازد و در نهایت منجر به نتیجه مطلوب نگردد.
🔷۱۴- رهبر میپرسد «چرا» و «چه چیزی»؟ در حالی که مدیر میپرسد: «چطور» و «چه موقع»؟
رهبر میپرسد چرا این اتفاقات رخ داد؟ و این یعنی به چالش کشیدن خود و دیگران. اینگونه است که رهبران همیشه در مسیر رسیدن به درجات بالاتر قرار میگیرند؛ چرا که همیشه به دنبال یافتن کاری هستند که باید برای سازمان یا کسب و کارشان انجام شود.
یک مدیر به کارکنان میگوید: انتظار ندارم همیشه همه کارها را درست انجام دهید اما انتظار دارم که «اشتباه» نداشته باشید.
اما رهبر میداند که نمیتوان احتمال بروز اشتباه را به صفر رساند، پس میپرسد: از این اشتباه چه چیزی یاد گرفتیم؟ چطور با استفاده از این اطلاعات بدست آمده، اهدافمان را روشن سازیم و آنها را بهبود ببخشیم؟
وقتی یک مدیر میپرسد «چگونه» و «چه وقت»، فقط میخواهد اطمینان یابد که آیا کارکنان طبق برنامه پیش رفتهاند یا خیر. وضعیتی که یک مدیر برای کارکنان میآفریند، بیشتر شبیه وضعیت سربازان در ارتش است. آنها ملزم به رعایت قوانین و اجرای برنامهها و وظایف خود را در راستای اهداف تعیین شدهاند./ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷۹- رهبری نیازمند«تصورات»است و مدیریت نیازمند «جزئیات»
یک رهبر بزرگ چشماندازهایش را به کمک تصوراتش شکل میدهد. او «میبیند» آنچه را که «میتواند بشود». اما مدیر بایستی آن چشمانداز را درک کند و تیم را برای انجام کارهای مشخص و ضروری به حرکت در آورد تا چشماندازی که رهبر پایهگذاری کرده را به مرحله اجرا درآورد.
🔷۱۰- رهبری نیازمند «تفکر انتزاعی» است، مدیریت نیازمند «دادههای واقعی»
با این تعریف میتوان گفت که تفکر انتزاعی رهبر را قادر میسازد میان اطلاعاتِ به ظاهر نامرتبط، الگویی ببیند و ارتباطی برقرار سازد. توانایی تفکر انتزاعی بسیار کارساز است؛ به خصوص زمانی که سازمانی در فرآیند تصویرسازیِ دوباره از خود قرار گرفته است. در مقابل یک مدیر قادر است با دادههای واقعی کار کند و آنها را تجزیه و تحلیل کند تا نتایج مطلوب بدست آید.
🔷 ۱۱- رهبری باید توانایی«بیان» و مدیریت باید توانایی «تفسیر» داشته باشد.
یک رهبر خوب میتواند چشمانداز و بینش خود را با جزئیات کامل توضیح دهد تا سازمانش آنها را دنبال کند. یک مدیر خوب باید بتواند دیدگاههای بیان شده را بسته به شرایط تیم و قدرت درک آنها، تفسیر کند.
🔷۱۲- رهبر «بدعتگذاری» و مدیر «اداره» میکند
اگر با کسانی مواجه شدید که هرروز به سرکار میروند و به جای اینکه از خود بپرسند «چرا اینکار را میکنم؟» میپرسند «دارم چه میکنم؟»، بدانید آنها دارای قدرت رهبری هستند.
رهبر کسی است که ایدههای تازه به همراه دارد تا سازمان را از لحاظ تفکری جلوتر برد. رهبر به افقهای دور چشم دارد و به دنبال استراتژیها و تاکتیکهای تازه است. او نیاز دارد تا درباره آخرین روندها و مطالعات دانش داشته باشد و مهارتهایش را توسعه دهد.
درمقابل، یک مدیر آنچه را که پیش از این پایهریزی شده است، اداره میکند. او فردی است که به جای چشمدوختن به افقهای دوردست، به خطوط تعیین شده مینگرد و اینکه چطور در سازمان به حفظ کنترل میپردازد. مدیر کسی است که اهداف و معیارهای تعیین شده را دنبال میکند و هواره به دنبال افرادی است تا وظایف خاصی را به عهده بگیرند.
🔷۱۳- رهبر «الهامبخش اعتماد» است و مدیر بر «کنترل» تکیه دارد
رهبر کسی است که الهامبخش دیگران است، به آنها انگیزه میدهد تا بهترین باشند و میداند در راهی که میروند چگونه گامها و فاصلههای مناسبی برای افراد تیم تنظیم کند. رهبری تنها در عملکرد یک فرد به عنوان رهبر، تعریف نمیشود. رهبری همه آن چیزی است که پیروان در پاسخ به رهبر انجام میدهند. رهبر آن چنان به افراد انگیزه و اعتمادبه نفس میدهد که آنها به کسب و کارشان ایمان میآورند. چیزی که لازمهی همه کسب و کارهاست، بخصوص آن دسته که با تغییرات سریع دست و پنجه نرم میکنند و نیاز دارند که افراد به دیدگاههایشان اعتماد داشته باشند.
مدیر با «حفظ کنترل بر افراد» میخواهد که به افراد برای توسعه پتانسیلها و بروز استعدادها کمک کند. این کنترل میتواند اعتماد مورد نیاز را کمرنگ سازد و در نهایت منجر به نتیجه مطلوب نگردد.
🔷۱۴- رهبر میپرسد «چرا» و «چه چیزی»؟ در حالی که مدیر میپرسد: «چطور» و «چه موقع»؟
رهبر میپرسد چرا این اتفاقات رخ داد؟ و این یعنی به چالش کشیدن خود و دیگران. اینگونه است که رهبران همیشه در مسیر رسیدن به درجات بالاتر قرار میگیرند؛ چرا که همیشه به دنبال یافتن کاری هستند که باید برای سازمان یا کسب و کارشان انجام شود.
یک مدیر به کارکنان میگوید: انتظار ندارم همیشه همه کارها را درست انجام دهید اما انتظار دارم که «اشتباه» نداشته باشید.
اما رهبر میداند که نمیتوان احتمال بروز اشتباه را به صفر رساند، پس میپرسد: از این اشتباه چه چیزی یاد گرفتیم؟ چطور با استفاده از این اطلاعات بدست آمده، اهدافمان را روشن سازیم و آنها را بهبود ببخشیم؟
وقتی یک مدیر میپرسد «چگونه» و «چه وقت»، فقط میخواهد اطمینان یابد که آیا کارکنان طبق برنامه پیش رفتهاند یا خیر. وضعیتی که یک مدیر برای کارکنان میآفریند، بیشتر شبیه وضعیت سربازان در ارتش است. آنها ملزم به رعایت قوانین و اجرای برنامهها و وظایف خود را در راستای اهداف تعیین شدهاند./ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕مدیر و رهبر چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟(بخش سوم و انتهایی )
🔷۱۵- رهبر یک «تحولگر» و مدیر یک «معاملهگر» است
رویکرد یک مدیر در مقابل زیرد ستانش معاملهای است به این معنی که در برابر حقوق دریافتیشان، به دنبال گرفتن حداکثر خدمات از آنها هستند.
یک رهبر فراتر از اینها میاندیشد. او به دنبال برطرف کردن نیازهای پیروانش در سطوح بالاتر است. در مقابل، پیروان احساس خواهند کرد که برای یک تیمی کار میکنند که رسیدن به اهدافش، همراستا با منافع شخصی آنهاست.
🔷۱۶- . مدیران «استخدام» میشوند، رهبران «انتخاب» میشوند.
برای داشتن قدرت لازم، به مدیر مقام و پست داده میشود تا زیردستان دستورات او را اجرا کنند. اما در طرف مقابل، رهبران را افراد انتخاب میکنند تا پیرو او باشند، جدا از اینکه چه حقوقی میگیرند یا برای چه کاری استخدام شدهاند. برای همین است که احترام برای یک مدیر، تضمین شده نیست اما پیروان برای آنچه رهبر میگویند، احترام قائلاند.
پس میبینیم که رهبران در عمل نفوذ بیشتری نسبت به مدیرانی دارند که از اهرم قدرت استفاده میکنند.
🔷۱۷-. رهبران به دنبال «فرصت» هستند، مدیران از «ریسک» گریزان
دیدگاه کار کردن در محدوده وظایف، انعطافپذیری مدیران را از بین میبرد و آنها را ریسکگریز میکند. رهبر به اهداف بلندمدت میاندیشد، بنابراین از ایدههای جدید استقبال میکند. رهبران همیشه به دنبال فرصتهای بهتر برای سازمان و اعضای تیمشان هستند، به دنبال راههای نوین و تازه برای جایگزین کردن روشهای قدیمی.
🔷۱۸- رهبران به «رشد و شکوفایی» میاندیشند و مدیران به «حفظ و پایداری»
در حالی که مدیران سعی دارند با انجام و اتمام وظایف، موقعیت کنونی را حفظ کنند، اما نگاه رهبران، رو به رشد و افقهای روشن برای خود و سازمان است.
در نتیجه رهبران محرک تغییرند و مدیران با تغییر وفق پیدا میکنند. با این رویکرد، رهبران، پیروان را برای اهداف طولانیمدت پرورش میدهند و به دنبال رشد هرچه بیشتر آنها هستند. درحالی که مدیران، عمداً یا سهواً آموزش زیردستان را فقط در حد نیاز کار، محدود میکنند.
با تمام توضیحاتی که برای مقایسه رهبر یا مدیر بیان کردیم، به نظر شما تفاوتهای یک مدیر با رهبر شامل چه موارد دیگری میتواند باشد؟ تا چه اندازه با مدیران یا رهبرانی در ارتباط بودهاید که مواردی که ذکر کردیم را در خودشان داشتهاند؟
منابع: HBR، Forbes،Business Insider
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷۱۵- رهبر یک «تحولگر» و مدیر یک «معاملهگر» است
رویکرد یک مدیر در مقابل زیرد ستانش معاملهای است به این معنی که در برابر حقوق دریافتیشان، به دنبال گرفتن حداکثر خدمات از آنها هستند.
یک رهبر فراتر از اینها میاندیشد. او به دنبال برطرف کردن نیازهای پیروانش در سطوح بالاتر است. در مقابل، پیروان احساس خواهند کرد که برای یک تیمی کار میکنند که رسیدن به اهدافش، همراستا با منافع شخصی آنهاست.
🔷۱۶- . مدیران «استخدام» میشوند، رهبران «انتخاب» میشوند.
برای داشتن قدرت لازم، به مدیر مقام و پست داده میشود تا زیردستان دستورات او را اجرا کنند. اما در طرف مقابل، رهبران را افراد انتخاب میکنند تا پیرو او باشند، جدا از اینکه چه حقوقی میگیرند یا برای چه کاری استخدام شدهاند. برای همین است که احترام برای یک مدیر، تضمین شده نیست اما پیروان برای آنچه رهبر میگویند، احترام قائلاند.
پس میبینیم که رهبران در عمل نفوذ بیشتری نسبت به مدیرانی دارند که از اهرم قدرت استفاده میکنند.
🔷۱۷-. رهبران به دنبال «فرصت» هستند، مدیران از «ریسک» گریزان
دیدگاه کار کردن در محدوده وظایف، انعطافپذیری مدیران را از بین میبرد و آنها را ریسکگریز میکند. رهبر به اهداف بلندمدت میاندیشد، بنابراین از ایدههای جدید استقبال میکند. رهبران همیشه به دنبال فرصتهای بهتر برای سازمان و اعضای تیمشان هستند، به دنبال راههای نوین و تازه برای جایگزین کردن روشهای قدیمی.
🔷۱۸- رهبران به «رشد و شکوفایی» میاندیشند و مدیران به «حفظ و پایداری»
در حالی که مدیران سعی دارند با انجام و اتمام وظایف، موقعیت کنونی را حفظ کنند، اما نگاه رهبران، رو به رشد و افقهای روشن برای خود و سازمان است.
در نتیجه رهبران محرک تغییرند و مدیران با تغییر وفق پیدا میکنند. با این رویکرد، رهبران، پیروان را برای اهداف طولانیمدت پرورش میدهند و به دنبال رشد هرچه بیشتر آنها هستند. درحالی که مدیران، عمداً یا سهواً آموزش زیردستان را فقط در حد نیاز کار، محدود میکنند.
با تمام توضیحاتی که برای مقایسه رهبر یا مدیر بیان کردیم، به نظر شما تفاوتهای یک مدیر با رهبر شامل چه موارد دیگری میتواند باشد؟ تا چه اندازه با مدیران یا رهبرانی در ارتباط بودهاید که مواردی که ذکر کردیم را در خودشان داشتهاند؟
منابع: HBR، Forbes،Business Insider
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
💠«جامعه شناسی علم شناخت واقعیت اجتماعی است»
🌎اتحادیه جامعه شناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در حوزه های گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیده است. با انتشار آن در کانال های مختلف، به ترویج بینش جامعه شناختی کمک کنیم.
🌸🌸پنج شنبه1401/06/17🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🖌عباس بختیاری
🌸کنکاشی در روش
🆔 @Exploring_the_method
🖌پرستو فرخی
🌸جامعه شناسی زن روز
🆔 @Zane_Ruz_Channel
🖌نعمت الله فاضلی
🌸تحلیل فرهنگی جامعه ایران
🆔 @DrNematallahFazeli
🖌فاطمه موسوی ویایه
🌸زنان و مسائل اجتماعی
🆔 @women_socialproblems
🖌ح.ا.تنهایی
🌸گروه جامعه شناسی تفسیری و نظری و درمانی ایران
🆔 @hatanhai
🖌دکتر پرویز اجلالی
🌸جامعه شناس ایرانی
🆔 @iransociologista
🖌عباس نعیمی جورشری
🌸جامعه شناسی صلح
🆔 @abbasnaeemi
🖌فاطمه موسوی ویایه
🌸کانال علمی مطالعات زنان
🆔 @womenstudiesisaorg
🖌طوبی محمدی نیکو
🌸فراخوان مقالات نشریه آفاق علوم انسانی
🆔 @doctora1
🖌مسعود زمانی مقدم
🌸روششناسی کیفی
🆔 @qualitative_methodology
🖌علی نوری
🌸خانواده ایرانی
🆔 @alinouri_sociologist
🖌مسعود زمانی مقدم
🌸نوشتهها و نکتهها
🆔 @masoudzamanimoghadam
🖌شیرین ولی پوری
🌸جامعه شناسی جنایی
🆔 @criminalsociology
🖌آرش احدی مطلق
🌸جامعه شناسی و اخلاق
🆔 @Sociology_of_Ethics
🖌محمد زینالی اناری
🌸نکته
🆔 @thing
🖌رضا تسلیمی طهرانی
🌸جامعهشناسی عمومی
🆔 @taslimi_tehrani
🖌محمدحسن علایی
🌸رویکردهای جامعهشناختی؛ گفتمان وفاق
🆔 @sociologicalperspectives
🖌احمد فعال(بیان آزادی)
🌸تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست
🆔 @bayane_azadi
🖌سید محمود نجاتی حسینی( خراسانی )
🌸جامعه شناسی فلسفی- الاهیاتی
🆔 @smnejatihosseini
🖌سعید معدنی
🌸هفت اقلیم
🆔 @Saeed_Maadani
🖌گیتی خزاعی
🌸جامعه شناسی محیط زیست و خانواده، و سیاستگذاری اجتماعی
🆔 @EnvironmentalSociology
🖌حسین شیران
🌸جامعهشناسی شرقی
🆔 @OrientalSociology
🖌ميناشیروانی ناغانی
🌸جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
🆔 @sociology_economic
🖌محمد هدایتی
🌸آمیزش افقها
🆔 @fusionofhorizons
🖌عادل سجودی
🌸جامعه شناسی گیلان
🆔 @GILsociologist
🖌محمدرضا کلاهی
🌸درباره ما
🆔 @mohammadrezakolahi
👇🖌👇🖌👇🖌👇🖌👇
🔗Click here to join us:
🆔 @madanibita
🆔 @dr_shirinvalipouri
🆔 @Mohamadzeinaliunari
🌎اتحادیه جامعه شناسان ایرانی در تلگرام (اِجادَت)، فهرست زیر را در حوزه های گوناگون علوم اجتماعی تدارک دیده است. با انتشار آن در کانال های مختلف، به ترویج بینش جامعه شناختی کمک کنیم.
🌸🌸پنج شنبه1401/06/17🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🖌عباس بختیاری
🌸کنکاشی در روش
🆔 @Exploring_the_method
🖌پرستو فرخی
🌸جامعه شناسی زن روز
🆔 @Zane_Ruz_Channel
🖌نعمت الله فاضلی
🌸تحلیل فرهنگی جامعه ایران
🆔 @DrNematallahFazeli
🖌فاطمه موسوی ویایه
🌸زنان و مسائل اجتماعی
🆔 @women_socialproblems
🖌ح.ا.تنهایی
🌸گروه جامعه شناسی تفسیری و نظری و درمانی ایران
🆔 @hatanhai
🖌دکتر پرویز اجلالی
🌸جامعه شناس ایرانی
🆔 @iransociologista
🖌عباس نعیمی جورشری
🌸جامعه شناسی صلح
🆔 @abbasnaeemi
🖌فاطمه موسوی ویایه
🌸کانال علمی مطالعات زنان
🆔 @womenstudiesisaorg
🖌طوبی محمدی نیکو
🌸فراخوان مقالات نشریه آفاق علوم انسانی
🆔 @doctora1
🖌مسعود زمانی مقدم
🌸روششناسی کیفی
🆔 @qualitative_methodology
🖌علی نوری
🌸خانواده ایرانی
🆔 @alinouri_sociologist
🖌مسعود زمانی مقدم
🌸نوشتهها و نکتهها
🆔 @masoudzamanimoghadam
🖌شیرین ولی پوری
🌸جامعه شناسی جنایی
🆔 @criminalsociology
🖌آرش احدی مطلق
🌸جامعه شناسی و اخلاق
🆔 @Sociology_of_Ethics
🖌محمد زینالی اناری
🌸نکته
🆔 @thing
🖌رضا تسلیمی طهرانی
🌸جامعهشناسی عمومی
🆔 @taslimi_tehrani
🖌محمدحسن علایی
🌸رویکردهای جامعهشناختی؛ گفتمان وفاق
🆔 @sociologicalperspectives
🖌احمد فعال(بیان آزادی)
🌸تحلیل های نظری در جامعه شناسی و سیاست
🆔 @bayane_azadi
🖌سید محمود نجاتی حسینی( خراسانی )
🌸جامعه شناسی فلسفی- الاهیاتی
🆔 @smnejatihosseini
🖌سعید معدنی
🌸هفت اقلیم
🆔 @Saeed_Maadani
🖌گیتی خزاعی
🌸جامعه شناسی محیط زیست و خانواده، و سیاستگذاری اجتماعی
🆔 @EnvironmentalSociology
🖌حسین شیران
🌸جامعهشناسی شرقی
🆔 @OrientalSociology
🖌ميناشیروانی ناغانی
🌸جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
🆔 @sociology_economic
🖌محمد هدایتی
🌸آمیزش افقها
🆔 @fusionofhorizons
🖌عادل سجودی
🌸جامعه شناسی گیلان
🆔 @GILsociologist
🖌محمدرضا کلاهی
🌸درباره ما
🆔 @mohammadrezakolahi
👇🖌👇🖌👇🖌👇🖌👇
🔗Click here to join us:
🆔 @madanibita
🆔 @dr_shirinvalipouri
🆔 @Mohamadzeinaliunari
Telegram
attach 📎
(Competent Managers) مدیران شایسته
Video
🔰شخصیت را استخدام کنید مهارت را آموزش دهید
🔷هرب کلهر، موسس شرکت هواپیمایی Southwest Airlines در خصوص معیارهای خود برای استخدام کارکنان این گونه بیان می کند: “اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمیکنیم، حتی اگر از مهارتهای زیادی برخوردار باشی! چرا که ما میتوانیم سطح مهارت را با آموزش ارتقاء دهیم، اما نمیتوانیم نگرش تو را عوض کنیم.”
🔷تشخیص اینکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارتهای فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً سادهای است. میتوان با برگزاری یک آزمون، سطح مهارتهای فنی افراد را اندازه گرفت و آنها را با هم مقایسه کرد. اما تشخیص آنکه فرد دارای چه ویژگیهای شخصیتی و چه نگرشهایی است، کار دشواری است.
🔷بر اساس مطالعات مارک مورفی (Mark Murphy) که نتایج آن را در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش» (Hiring For Attitude) بیان کرده است، ۴۷ درصد استخدامهای جدید در طول ۱۸ ماه نخست با شکست رو به رو میشوند.
🔷اما چرا این اتفاق میافتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارتهای تخصصی نیست (تنها ۱۱ درصد مسئله به عدم وجود مهارت های تخصصی در کارکنان تازه استخدام شده مربوط می شود). این در حالی است که حدود ۸۹ درصد از شکستها دلایل نگرشی (مانند قابلیت آموزش پذیری، هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) دارند.
🔷در حالی که بیشتر شرکتها در اندازهگیری مهارتهای سخت کارکنان عملکرد خوبی دارند، اما در سنجش و اندازه گیری مهارتهای نرم با مشکل مواجه هستند. اگر شما به دنبال نگرشهای “مثبت” هستید، باید ارزشهای محوری شرکت خود که برای شرکت اهمیت زیادی دارند را شناسایی کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزشهای اساسی مورد پرسش قرار دهید.
🔷مثال: کارمندان شرکت هواپیمایی Southwest به دلیل رفتارهای غیر معمول، جالب و خودمانی با مشتریان معروف هستند. مورفی در کتاب خود شیوه جالب سنجش نگرشهای متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی در شرکت هواپیمایی Southwest را بیان می کند. این شرکت هواپیمایی پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارتهای فنی آنها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی میکند. مدیر منابع انسانی از این متقاضیان میخواهد که لباسهای مخصوصی (شورتهای قهوهایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباسها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط میخورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است. کسی که از پوشیدن این لباسها امتناع میکند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در این شرکت مناسب نیست.
🔷یکی از سؤالهای کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگیهای شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسکپذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگیها این گونه مورد پرسش قرار گیرند: ” در مورد زمانی صحبت کنید که شما …. .” [سوالات مصاحبه رفتاری شایستگی محور]
🔷در نتیجه زمانی که شما متوجه شدید متقاضیان مهارت های تخصصی انجام کار را دارند، بهترین سوالات برای سنجش مهارت های نرم متقاضیان، سوالات رفتاری شایستگی محور هستند که بر چگونگی(How) انجام وظایف شغلی متمرکز می شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷هرب کلهر، موسس شرکت هواپیمایی Southwest Airlines در خصوص معیارهای خود برای استخدام کارکنان این گونه بیان می کند: “اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمیکنیم، حتی اگر از مهارتهای زیادی برخوردار باشی! چرا که ما میتوانیم سطح مهارت را با آموزش ارتقاء دهیم، اما نمیتوانیم نگرش تو را عوض کنیم.”
🔷تشخیص اینکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارتهای فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً سادهای است. میتوان با برگزاری یک آزمون، سطح مهارتهای فنی افراد را اندازه گرفت و آنها را با هم مقایسه کرد. اما تشخیص آنکه فرد دارای چه ویژگیهای شخصیتی و چه نگرشهایی است، کار دشواری است.
🔷بر اساس مطالعات مارک مورفی (Mark Murphy) که نتایج آن را در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش» (Hiring For Attitude) بیان کرده است، ۴۷ درصد استخدامهای جدید در طول ۱۸ ماه نخست با شکست رو به رو میشوند.
🔷اما چرا این اتفاق میافتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارتهای تخصصی نیست (تنها ۱۱ درصد مسئله به عدم وجود مهارت های تخصصی در کارکنان تازه استخدام شده مربوط می شود). این در حالی است که حدود ۸۹ درصد از شکستها دلایل نگرشی (مانند قابلیت آموزش پذیری، هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) دارند.
🔷در حالی که بیشتر شرکتها در اندازهگیری مهارتهای سخت کارکنان عملکرد خوبی دارند، اما در سنجش و اندازه گیری مهارتهای نرم با مشکل مواجه هستند. اگر شما به دنبال نگرشهای “مثبت” هستید، باید ارزشهای محوری شرکت خود که برای شرکت اهمیت زیادی دارند را شناسایی کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزشهای اساسی مورد پرسش قرار دهید.
🔷مثال: کارمندان شرکت هواپیمایی Southwest به دلیل رفتارهای غیر معمول، جالب و خودمانی با مشتریان معروف هستند. مورفی در کتاب خود شیوه جالب سنجش نگرشهای متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی در شرکت هواپیمایی Southwest را بیان می کند. این شرکت هواپیمایی پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارتهای فنی آنها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی میکند. مدیر منابع انسانی از این متقاضیان میخواهد که لباسهای مخصوصی (شورتهای قهوهایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباسها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط میخورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است. کسی که از پوشیدن این لباسها امتناع میکند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در این شرکت مناسب نیست.
🔷یکی از سؤالهای کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگیهای شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسکپذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگیها این گونه مورد پرسش قرار گیرند: ” در مورد زمانی صحبت کنید که شما …. .” [سوالات مصاحبه رفتاری شایستگی محور]
🔷در نتیجه زمانی که شما متوجه شدید متقاضیان مهارت های تخصصی انجام کار را دارند، بهترین سوالات برای سنجش مهارت های نرم متقاضیان، سوالات رفتاری شایستگی محور هستند که بر چگونگی(How) انجام وظایف شغلی متمرکز می شوند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🔰فرارسیدن اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بر تمامی آزاد مردان جهان و بر تمامی رهروان حق و حقیقت و بر همه همراهان گرامی و اعضای محترم کانال "مدیران شایسته" تسلیت و تعزیت باد ...
📚 ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛
🔰مدیر" کانال مدیران شایسته"
🆔@CompetentManagers
📚 ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛
🔰مدیر" کانال مدیران شایسته"
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،
📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.
🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...
🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨@CompetentManagers
🔹۲۷ شهریور سالروز درگذشت استاد شهریار به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده است.. ضمن گرامیداشت این روز بزرگ،
📚شعر و دکلمه زیبا با خوانش استاد محمد حسین شهریار: تقدیم شما عزیزان میکنم.
🔷پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند...
🔷بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند...
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
♨@CompetentManagers
*فردا اول خلقت است.*
🖊️دکتر محسن رنانی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز میشود.
□نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظامهای آموزشی ارگانیک به پایان خود میرسند و عصر نظامهای آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.
●آی معلمهای عزیز، ما میدانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید. شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید. مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده میکند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمیزند بلکه متلاشی میکند، باور کنید رقابتهایی که بر سر نمره ایجاد میکنید از ترکشهای جنگی مخربتر است.
○لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتیمان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
■پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است. ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم. ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم. پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
□باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمیشود؛ اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
●لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، به آنها موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند و وقتی مغزشان نمیکشد یاد نگیرند. لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند، دین را در مغز آنان تزریق نکنید، فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید، زبانشان را برای نقد آزاد بگذارید، آنان را از وحشت آنچه شما مقدس میپندارید به لکنت زبان نیندازید. بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
https://chat.whatsapp.com/JJd0gYSIcTH1Q39faXA65n
○اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید. ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد.
*منبع:* تارنمای رسمی محسن رنانی. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
_______
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
_______
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🖊️دکتر محسن رنانی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز میشود.
□نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظامهای آموزشی ارگانیک به پایان خود میرسند و عصر نظامهای آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.
●آی معلمهای عزیز، ما میدانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید. شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید. مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده میکند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمیزند بلکه متلاشی میکند، باور کنید رقابتهایی که بر سر نمره ایجاد میکنید از ترکشهای جنگی مخربتر است.
○لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتیمان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
■پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است. ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم. ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم. پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
□باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمیشود؛ اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالیها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.
●لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، به آنها موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند و وقتی مغزشان نمیکشد یاد نگیرند. لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند، دین را در مغز آنان تزریق نکنید، فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید، زبانشان را برای نقد آزاد بگذارید، آنان را از وحشت آنچه شما مقدس میپندارید به لکنت زبان نیندازید. بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
https://chat.whatsapp.com/JJd0gYSIcTH1Q39faXA65n
○اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید. ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد.
*منبع:* تارنمای رسمی محسن رنانی. خلاصه شده توسط گاهنامه مدیر
_______
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
_______
💠 *تلگرام*
https://t.me/gahname_modir
👨💻 *سایت*
http://gahnamemodir.ir/
👩💻 *اینستاگرام*
www.instagram.com/gahname_modir
_________
🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧
🌎 دموکراتیک شدن آسان نیست!
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🌿 وقتی مشکلات روی هم انباشته میشوند، بعضی به واژهٔ دموکراسی متوسل میشوند و تحقق آن را به عنوان راه حل مطرح میکنند. البته اگر نروژ، سوئد و آلمان نمونههای دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد میدانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرینهای سختی در بر دارد؟
🌿هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشههای یکدیگر، متون نوشته اند و اثر گذاشته اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود میرود.
در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر میکنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانونپذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجهٔ چند قرن کار فکری است.
دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسانها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راهپیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سالها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی کرده اند. اگر مجموعهٔ حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا بهراحتی به توافق دست مییابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خواندهاند.
طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشتههای مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمیتوانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام میدهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در از هم گسیختگی فکری دارد. وقتی ده ها مدیر و تصمیم گیرنده با دهها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجهٔ کار آنها نمیتواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفتها باشد.
دموکراسی را دستکم گرفته ایم؛ کما اینکه در دورهٔ قاجار نیز، نویسندگانی تصور میکردند با چند کتاب و گردهمایی میتوانند حکومت قانون بنا کنند. کافی است خاطرات علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ چهل را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی میکند. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد.
یک دلیل اینکه وزیر خارجه کانادا فرصت میکند با تکتک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار میکند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگی ها، سوء استنباطها، خودخواهیها و انحصارها، هر نیم روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمی پذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث میشود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.
اگر جایی به دنبال دموکراسی میگردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد میکنند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ زدگی نظام مدیریتی میانجامد. در دموکراسی ها هم، اشتباه میشود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحتتر اصلاح میشود و تکرار نمیشود.
اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمیگفت که اگر فردی راه او را نمیپسندد میتواند گذرنامهٔ خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.
بیش از پانصد سال هزاران نفر زحمت کشیده اند تا مانع از این ویژگیها شوند: خود بزرگپنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری.
🌿از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخوانده اند، به زبانهای خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته اند و استاد ندیده اند و تمرین تفاهم و تعامل نکردهاند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. دموکراسی سالها تمرین میخواهد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🌿 وقتی مشکلات روی هم انباشته میشوند، بعضی به واژهٔ دموکراسی متوسل میشوند و تحقق آن را به عنوان راه حل مطرح میکنند. البته اگر نروژ، سوئد و آلمان نمونههای دموکراتیک تلقی شوند، این قضاوت منطقی است. اما آیا افراد میدانند دموکراتیک شدن چه فرایندها، اصول و تمرینهای سختی در بر دارد؟
🌿هزاران فیلسوف، اقتصاددان، جامعه شناس و دانشمند علوم در کنار هم و با اصلاح اندیشههای یکدیگر، متون نوشته اند و اثر گذاشته اند تا آنکه امروز، وزیر دانمارکی به عنوان یک قرارداد اجتماعی و بدون آنکه هزینه ای بر بودجه عمومی کشور تحمیل کند، با دوچرخه به محل کار خود میرود.
در نهایت، دموکراسی نتیجۀ همکاری کسانی است که فکر میکنند، حال این فکر کردن برای فلسفه باشد یا کارآفرینی؛ برای قانونپذیری باشد یا تولید ثروت؛ برای افزایش امنیت ملّی باشد یا حفاظت از محیط زیست؛ برای اصلاح نظام بانکداری باشد یا تشویق شهروندان برای عبور از خطوط عابر پیاده. این حسِ اجتماعی از جمع بودن و کار مثبت برای جمع کردن، مبنای فلسفی دموکراسی است. جمعی تصمیم گرفتن، به فکر منافع و مصلحت عامه بودن و جلوگیری حقوقی از انحصار و عدم شفافیت، نتیجهٔ چند قرن کار فکری است.
دموکراسی قرص مُسکّن نیست، بلکه باور است: باوری که در اعماق وجودی انسانها ریشه دوانده است. دموکراسی صرفاً میزگرد، سخنرانی و راهپیمایی نیست بلکه باورهای ناخودآگاهِ نخبگان سیاسی و فکری یک جامعه است که طی سالها و در یک نظام آموزشی مشترک، آنها را درونی کرده اند. اگر مجموعهٔ حاکمیت یک کشور، متون مشترکی نخوانده باشند، به باورهای مشترک نیز دست نخواهند یافت. دلیل اصلی اینکه اروپا و آمریکا بهراحتی به توافق دست مییابند، متون مشترک فلسفی و اقتصادی است که خواندهاند.
طبیعی است وقتی نخبگان یک کشور از رشتههای مختلف با ادبیات متنوع دور هم جمع شوند نمیتوانند به اشتراک نظر برسند و هر فرد، کار خود را انجام میدهد و برآیند این کارها، حداقل ناهماهنگی و حداکثر هرج و مرج خواهد بود. ناهماهنگی و ناکارآمدی ریشه در از هم گسیختگی فکری دارد. وقتی ده ها مدیر و تصمیم گیرنده با دهها سابقۀ فکری و مطالعاتی و گرفتن مدرک در حین کار دور هم جمع شوند، هریک نوعی استنباط شخصی از مفاهیم حکمرانی و مدیریت خواهند داشت و نتیجهٔ کار آنها نمیتواند مبتنی بر دقت، کارآمدی و انباشت پیشرفتها باشد.
دموکراسی را دستکم گرفته ایم؛ کما اینکه در دورهٔ قاجار نیز، نویسندگانی تصور میکردند با چند کتاب و گردهمایی میتوانند حکومت قانون بنا کنند. کافی است خاطرات علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد ایران در دهۀ چهل را بخوانید تا ببینید سیستم و جامعه با افراد توانا چه نوع رفتارِ بدی میکند. خاورمیانه راه طولانی دارد تا از دایرۀ اطاعت به فضاهای مشترک فکری، استنباطی و کارکردی برسد.
یک دلیل اینکه وزیر خارجه کانادا فرصت میکند با تکتک بازماندگان سانحۀ هوایی ملاقات حضوری کند به این خاطر است که سیاست خارجی کانادا یک سیستم است و مرتب کار میکند و وزیر خارجه فرصت دارد تا این کار را انجام دهد. اگر سیاست خارجی کانادا به دلیل ناهماهنگی ها، سوء استنباطها، خودخواهیها و انحصارها، هر نیم روز یک بحران داشت، چنین اهتمامی صورت نمی پذیرفت. توافق فکریِ جمعی است که باعث میشود مسئولین اجرایی در اروپا ساعت پنج عصر به بعد به زندگی خصوصی خود بپردازند تا آنکه تا ساعت دوازده شب در جلسات باشند.
اگر جایی به دنبال دموکراسی میگردیم، مکان آن در مدارهای نخبگان فکری و سیاسی یک کشور است که چه نوع تعاملی با یکدیگر دارند و اصولاً با فکر و اندیشه چگونه برخورد میکنند. با انباشته شدن اشتباهات و خطاهای محاسباتی به دلیل فقدان ساختار در یک کشور، یا خارجی در نهایت مسلط می شود و یا به زنگ زدگی نظام مدیریتی میانجامد. در دموکراسی ها هم، اشتباه میشود، ولی اشتباهِ جمع است که بسیار راحتتر اصلاح میشود و تکرار نمیشود.
اگر پهلوی دوم در رابطه با دموکراسی، متونی را خوانده بود و درونی کرده بود، به شهروندان کشور خود نمیگفت که اگر فردی راه او را نمیپسندد میتواند گذرنامهٔ خود را مجانی گرفته و از کشور مهاجرت کند.
بیش از پانصد سال هزاران نفر زحمت کشیده اند تا مانع از این ویژگیها شوند: خود بزرگپنداری، خود درست پنداری، خود برتر پنداری.
🌿از کسانی که حداقل ۵۰۰ کتاب از نویسندگان پنج قرن اخیر نخوانده اند، به زبانهای خارجی مسلط نیستند، دانشگاه نرفته اند و استاد ندیده اند و تمرین تفاهم و تعامل نکردهاند، طبعاً نباید انتظار دموکراتیک بودن را داشت. دموکراسی سالها تمرین میخواهد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی من چه گویم که غریب است دلم در وطنم.😔
زنده یاد، استاد هوشنگ ابتهاج:
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زنده یاد، استاد هوشنگ ابتهاج:
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹 زور فراوان برای یک خواست مشخص!
✍ جواد کاشی (پژوهشگر فلسفه سیاسی)
مردم معترض انحلال گشت ارشاد را طلب میکردند. هنوز هم بخش مهمی از آنها تقاضایی بیش از این ندارند. همه چیز میتوانست به نحو دیگری رقم بخورد. مردم تقاضای خود را طرح کنند، متولیان امر بشنوند، رسیدگی کنند و تقاضای مردم را پاسخ دهند. اگر چنان میشد، فصلی از ارتباط تازه میان مردم با یکدیگر و میان مردم و ساختار سیاسی برقرار میشد.
چنین نشد. چرا که نظام نمیخواهد یاد هم نگرفته با مردم گفتگو کند. همیشه خیال میکند یک قدم عقب بگذارد فرومیریزد. فورا به درون یک قلعه فرار میکند. در و پنجرهها را میبندد و چشم تیز میکند تا مردم را کنترل کند. اگر کنترل نشدند به سمتشان هدفگیری میکند. معلوم نیست چرا هیچوقت با مردم حرف نمیزند.
مردم هم در تجربه چند دهه گذشته چیز دیگری یاد گرفتهاند. ابتدا برای حل یک مساله خاص به میدان میآیند. درست مثل ماجرای اخیر که مرگ جانسوز یک دختر کرد جوان آنها را به عرصه کشانید. در همان زمان که برای حل مساله خاص شعار میدادند میدانستند هیچ نتیجهای ندارد. گوش شنوایی در کار نیست. پس عصبانی میشوند یکباره به اصل و فرع نظام ناسزا میگویند. دیگر خواست مشخصی ندارند، خواستشان ویرانی تام همه سازوکارهای موجود و بنای یک وضعیت تازه است.
آنچه مردم یاد گرفتهاند با آنچه نظام یادگرفته یکدیگر را تکمیل میکنند. مردم بقاء نظام را هدف میگیرند، آنها هم با شتاب به درون قلعههای خود فرار میکنند، در و پنجرهها را میبندند و همه توان خود را در جهت سرکوب مردم به کار میبندند.
به حسب تجربیات گذشته، بالاخره ماجرا خاتمه پیدا میکند. در حالیکه قهری عمیق در میان افتاده و همه چیز به زمان دیگری موکول شده است. نظام دستگاههای اطلاعاتی امنیتی خود را برای رویدادهای بعدی تجهیز میکند و دستگاههای تبلیغاتی خود را فعال میکند. نه برای اقناع مردم، بلکه برای کسب اعتماد و اطمینان درونی خودش. از شب تا صبح تبلیغ میکند تا جایی که خودش خیال کند تمام حق از آن اوست و مردم جز به باطل اعتراض نکردهاند. مردم نیز منتظر روزی میمانند که نظام ضعیفتر شده باشد و آنها شاید نیرومندتر.
هر دو سو، یا دستکم یک سوی ماجرا باید یک بازی تازه بکند. یک بازی خارج از آنچه تاکنون آموخته است. متاسفانه امیدی به نظام نیست که یکبار هم شده با مردم گفتگو کند و از نهاد گشت ارشاد برای جلب رضایت مردم عقب بنشیند. اجازه بدهد مردم احساس پیروزی کنند. وحشت نکند از اینکه یک قدم عقب نشسته است. اگر در حوزه خصوصی این علامت ضعف باشد، در حوزه عمومی این کار به معنای نمایندگی کردن مردم است. متاسفانه به نظام مستقر امیدی نیست اما میتوان از مردم خواست تجربه تازهای بکنند.
جنبشی که اینک در میان است، در سرشت خود یک اتفاق زنانه برای انحلال گشت ارشاد بود. اما اقشار مختلف مردم به دلایل متعدد، به این جنبش پیوستهاند. کسانی مسائل دیگری دارند و در خواستشان محقاند. گسترش جنبش، احساس قدرت بیشتری در جمع تولید میکند، به نحوی که دیگر آن خواست اولیه را ناچیز میشمارند. ماجرا از یک رویداد معطوف به یک هدف خاص، به یک رویداد عمیق تبدیل میشود. یک نسل تحقیر شده برای اثبات خود خیابانها را پر میکند. لاجرم آن دور پر هزینه تکرار میشود. نظام قلعه نشین میشود و مردم سرکوب. همه چیز به سرعت به مبارزه برای بقاء تبدیل میشود.
این دور باطل خطرناک، منابع زیرزمینی خشم و کینه تولید کرده است. با هر دور تازه، بر حجم و گستره این منابع افزوده میشود. کاش مردم یک تجربه تازه را رقم بزنند. این جنبش را در همان سرشت زنانهاش حراست کنند و خواست دختران و زنان را از نظام بخواهند. اجازه دهند یک فرصت برای معامله و کسب امتیاز مدنی فراهم شود. همه چیز خواستن به معنای هیچ چیز به دست نیاوردن است. همه چیز خواستن ذخیره آتش برای یک روز خطرناک است.
زور فراوان برای کسب یک امتیاز مشخص، سیاست را دوباره حیات میبخشد. افق آینده تنها در پرتو حیات سیاسی زنده امکان پذیر است. ما در حال نزول به قلمرو پیشاسیاسی هستیم.
@javadkashi
@solati_mehran
✍ جواد کاشی (پژوهشگر فلسفه سیاسی)
مردم معترض انحلال گشت ارشاد را طلب میکردند. هنوز هم بخش مهمی از آنها تقاضایی بیش از این ندارند. همه چیز میتوانست به نحو دیگری رقم بخورد. مردم تقاضای خود را طرح کنند، متولیان امر بشنوند، رسیدگی کنند و تقاضای مردم را پاسخ دهند. اگر چنان میشد، فصلی از ارتباط تازه میان مردم با یکدیگر و میان مردم و ساختار سیاسی برقرار میشد.
چنین نشد. چرا که نظام نمیخواهد یاد هم نگرفته با مردم گفتگو کند. همیشه خیال میکند یک قدم عقب بگذارد فرومیریزد. فورا به درون یک قلعه فرار میکند. در و پنجرهها را میبندد و چشم تیز میکند تا مردم را کنترل کند. اگر کنترل نشدند به سمتشان هدفگیری میکند. معلوم نیست چرا هیچوقت با مردم حرف نمیزند.
مردم هم در تجربه چند دهه گذشته چیز دیگری یاد گرفتهاند. ابتدا برای حل یک مساله خاص به میدان میآیند. درست مثل ماجرای اخیر که مرگ جانسوز یک دختر کرد جوان آنها را به عرصه کشانید. در همان زمان که برای حل مساله خاص شعار میدادند میدانستند هیچ نتیجهای ندارد. گوش شنوایی در کار نیست. پس عصبانی میشوند یکباره به اصل و فرع نظام ناسزا میگویند. دیگر خواست مشخصی ندارند، خواستشان ویرانی تام همه سازوکارهای موجود و بنای یک وضعیت تازه است.
آنچه مردم یاد گرفتهاند با آنچه نظام یادگرفته یکدیگر را تکمیل میکنند. مردم بقاء نظام را هدف میگیرند، آنها هم با شتاب به درون قلعههای خود فرار میکنند، در و پنجرهها را میبندند و همه توان خود را در جهت سرکوب مردم به کار میبندند.
به حسب تجربیات گذشته، بالاخره ماجرا خاتمه پیدا میکند. در حالیکه قهری عمیق در میان افتاده و همه چیز به زمان دیگری موکول شده است. نظام دستگاههای اطلاعاتی امنیتی خود را برای رویدادهای بعدی تجهیز میکند و دستگاههای تبلیغاتی خود را فعال میکند. نه برای اقناع مردم، بلکه برای کسب اعتماد و اطمینان درونی خودش. از شب تا صبح تبلیغ میکند تا جایی که خودش خیال کند تمام حق از آن اوست و مردم جز به باطل اعتراض نکردهاند. مردم نیز منتظر روزی میمانند که نظام ضعیفتر شده باشد و آنها شاید نیرومندتر.
هر دو سو، یا دستکم یک سوی ماجرا باید یک بازی تازه بکند. یک بازی خارج از آنچه تاکنون آموخته است. متاسفانه امیدی به نظام نیست که یکبار هم شده با مردم گفتگو کند و از نهاد گشت ارشاد برای جلب رضایت مردم عقب بنشیند. اجازه بدهد مردم احساس پیروزی کنند. وحشت نکند از اینکه یک قدم عقب نشسته است. اگر در حوزه خصوصی این علامت ضعف باشد، در حوزه عمومی این کار به معنای نمایندگی کردن مردم است. متاسفانه به نظام مستقر امیدی نیست اما میتوان از مردم خواست تجربه تازهای بکنند.
جنبشی که اینک در میان است، در سرشت خود یک اتفاق زنانه برای انحلال گشت ارشاد بود. اما اقشار مختلف مردم به دلایل متعدد، به این جنبش پیوستهاند. کسانی مسائل دیگری دارند و در خواستشان محقاند. گسترش جنبش، احساس قدرت بیشتری در جمع تولید میکند، به نحوی که دیگر آن خواست اولیه را ناچیز میشمارند. ماجرا از یک رویداد معطوف به یک هدف خاص، به یک رویداد عمیق تبدیل میشود. یک نسل تحقیر شده برای اثبات خود خیابانها را پر میکند. لاجرم آن دور پر هزینه تکرار میشود. نظام قلعه نشین میشود و مردم سرکوب. همه چیز به سرعت به مبارزه برای بقاء تبدیل میشود.
این دور باطل خطرناک، منابع زیرزمینی خشم و کینه تولید کرده است. با هر دور تازه، بر حجم و گستره این منابع افزوده میشود. کاش مردم یک تجربه تازه را رقم بزنند. این جنبش را در همان سرشت زنانهاش حراست کنند و خواست دختران و زنان را از نظام بخواهند. اجازه دهند یک فرصت برای معامله و کسب امتیاز مدنی فراهم شود. همه چیز خواستن به معنای هیچ چیز به دست نیاوردن است. همه چیز خواستن ذخیره آتش برای یک روز خطرناک است.
زور فراوان برای کسب یک امتیاز مشخص، سیاست را دوباره حیات میبخشد. افق آینده تنها در پرتو حیات سیاسی زنده امکان پذیر است. ما در حال نزول به قلمرو پیشاسیاسی هستیم.
@javadkashi
@solati_mehran
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ ای خطه ایران مهین، ای وطن من ✳️
🔰تصنیف هایی که وطن را مورد خطاب قرار می دهند یکی از جلوه گاه هایی است که رویای ملی شاعر، آهنگ ساز و خواننده به صورت پنهان یا آشکار در آن به تصویر کشیده می شود.
🔰تصنیف وطن من با شعری از ملک الشعرای بهار و به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و با صدای ایرج بسطامی نمونهای کم نظیر از اینگونه تصنیف هاست؛ تصنیف هایی که بارها و بارها ارزش شنیدن دارند و به ناگاه می بینی که با خواننده اثر همراه شده ای و می خوانی
🔷ای خطهٔ ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من...
... تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من...
... دردا و دریغاکه چنان گشتی بیبرک
کاز بافتهء خویش نداری کفن من...
... و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰تصنیف هایی که وطن را مورد خطاب قرار می دهند یکی از جلوه گاه هایی است که رویای ملی شاعر، آهنگ ساز و خواننده به صورت پنهان یا آشکار در آن به تصویر کشیده می شود.
🔰تصنیف وطن من با شعری از ملک الشعرای بهار و به آهنگسازی پرویز مشکاتیان و با صدای ایرج بسطامی نمونهای کم نظیر از اینگونه تصنیف هاست؛ تصنیف هایی که بارها و بارها ارزش شنیدن دارند و به ناگاه می بینی که با خواننده اثر همراه شده ای و می خوانی
🔷ای خطهٔ ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ گل و لاله و سرو و سمن من...
... تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من...
... دردا و دریغاکه چنان گشتی بیبرک
کاز بافتهء خویش نداری کفن من...
... و امروز همیگویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
🔷با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔲⭕️شرح و خلاصه ۲۰ کتاب توسعه ای در یک پادکست
دکتر محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ پادکست دغدغه ایران از دیماه ۱۳۹۹ با محوریت اندیشه توسعه شروع به کار کرد. این پادکست در ۶۴ اپیزودی که تاکنون منتشر شده ۲۰ کتاب زیر را تشریح کرده است. شاید شما هم بخواهید شنونده شرح این کتابها باشید.
۱. *ما ایرانیان* . نوشته مقصود فراستخواه. نشر نی. ۱۳۹۹.
۲. *معمای فراوانی: دولتهای نفتی و رونقهای نفتی* . نوشته تری لین کارل. ترجمه جعفر خیرخواهان. نشر نی. ۱۳۸۸.
۳. *نظم و زوال سیاسی* . نوشته فرانسیس فوکویاما. ترجمه رحمن قهرمانپور. نشر روزنه. ۱۳۹۶.
۴. *دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد* . نوشته بو روثستاین. ترجمه لادن رهبری و همکاران. نشر آگه. ۱۳۹۳.
۵. *تجربه توسعه آسیای شرقی: معجزه، بحران و آینده* . نوشته ها-جون چانگ. نشر ثالث. ۱۳۹۸.
۶. *تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است.* نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت. ترجمه سارا افراز. نشر میم. ۱۳۹۳.
۷. *اقتصاد در میدان عمل: دگرگونی اقتصادی و اصلاح دولت در گرجستان ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲.* نوشته نیکا گیلائوری. انتشارات امینالضرب. ۱۴۰۰.
۸. *کتاب توسعه: مرور تلفیقی بر جایگاه ایران در شاخصهای جهانی توسعه* . نوشته محسن رنانی و همکاران. نشر فرهنگ مردم. ۱۴۰۰.
۹. *مستخدمین بلژیکی در خدمت دولت ایران* . نوشته آنت دُستره. ترجمه منصوره اتحادیه. نشر تاریخ ایران. ۱۳۶۲.
۱۰. *اختناق ایران* . نوشته مورگان شوستر. ترجمه حسن افشار. نشر ماهی. ۱۳۸۶.
۱۱. *مأموریت آمریکاییها در ایران* . نوشته آرتور میلسپو. ترجمه حسن ابوترابیان. ۱۳۵۶.
۱۲. *آمریکاییها در ایران* . نوشته آرتور میلسپو. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی. نشر البرز.
۱۳. *برنامهریزی و توسعه در ایران* . نوشته جورج بندیکت بالدوین. ترجمه میکائیل عظیمی. نشر علم. ۱۳۹۴.
۱۴. *تورم و اخلاق: کتابی برای همه درباره یک تجربه تاریخی.* ترجمه سیدحسن دیباج. انتشارات دنیای اقتصاد. ۱۳۹۹.
۱۵. *برنامهریزی در ایران: دومین گروه مشاوران هاروارد در ایران.* نوشته تاس مکلئود. ترجمه علیاعظم محمدبیگی. ۱۳۸۰.
۱۶. *راه ابریشم نوین: اکنون و آینده جهان* . نوشته پیتر فرانکوپن. ترجمه حسن افشار. نشر مرکز. ۱۳۹۹.
۱۷. *ایران و راه ابریشم نوین: از ژئوپلتیک راه تا دیپلماسی راه.* نوشته آرش رئیسینژاد. انتشارات دانشگاه تهران. ۱۴۰۰.
۱۸. *ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی* . نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون. ترجمه جعفر خیرخواهان و علی سرزعیم. انتشارات کویر. ۱۳۹۰.
۱۹. *توسعه به مثابه توانمندسازی حکومت* . نوشته مت اَندروز، لنت پریچت و مایکل وولکاک. ترجمه جعفر خیرخواهان و مسعود درودی. نشر روزنه. ۱۳۹۸.
۲۰. *چرا ملتها شکست میخورند؟ ریشههای قدرت، ثروت و فقر* . نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون. ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمیپور. نشر روزنه. ۱۳۹۲.
این پادکست را میتوانید در تلگرام از طریق «کانال رسمی پادکست دغدغه ایران» بشنوید.
Https://t.me/dirancast_official
*شنیدن این پادکست از طریق کست باکس*
https://b2n.ir/g98379
*صفحه اینستاگرام پادکست دغدغه ایران*
Https://www.instagram.com/dirancast
☑️⭕️برای توسعه ایران یک گام کوچک آن است که این گنجینه را به اطلاع دیگران برسانید
شبکه توسعه
@I_D_Network
دکتر محمد فاضلی - جامعهشناس
✅ پادکست دغدغه ایران از دیماه ۱۳۹۹ با محوریت اندیشه توسعه شروع به کار کرد. این پادکست در ۶۴ اپیزودی که تاکنون منتشر شده ۲۰ کتاب زیر را تشریح کرده است. شاید شما هم بخواهید شنونده شرح این کتابها باشید.
۱. *ما ایرانیان* . نوشته مقصود فراستخواه. نشر نی. ۱۳۹۹.
۲. *معمای فراوانی: دولتهای نفتی و رونقهای نفتی* . نوشته تری لین کارل. ترجمه جعفر خیرخواهان. نشر نی. ۱۳۸۸.
۳. *نظم و زوال سیاسی* . نوشته فرانسیس فوکویاما. ترجمه رحمن قهرمانپور. نشر روزنه. ۱۳۹۶.
۴. *دامهای اجتماعی و مسأله اعتماد* . نوشته بو روثستاین. ترجمه لادن رهبری و همکاران. نشر آگه. ۱۳۹۳.
۵. *تجربه توسعه آسیای شرقی: معجزه، بحران و آینده* . نوشته ها-جون چانگ. نشر ثالث. ۱۳۹۸.
۶. *تاوان نابرابری: چرا برابری به سود همگان است.* نوشته ریچارد ویلکینسون و کیت پیکت. ترجمه سارا افراز. نشر میم. ۱۳۹۳.
۷. *اقتصاد در میدان عمل: دگرگونی اقتصادی و اصلاح دولت در گرجستان ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲.* نوشته نیکا گیلائوری. انتشارات امینالضرب. ۱۴۰۰.
۸. *کتاب توسعه: مرور تلفیقی بر جایگاه ایران در شاخصهای جهانی توسعه* . نوشته محسن رنانی و همکاران. نشر فرهنگ مردم. ۱۴۰۰.
۹. *مستخدمین بلژیکی در خدمت دولت ایران* . نوشته آنت دُستره. ترجمه منصوره اتحادیه. نشر تاریخ ایران. ۱۳۶۲.
۱۰. *اختناق ایران* . نوشته مورگان شوستر. ترجمه حسن افشار. نشر ماهی. ۱۳۸۶.
۱۱. *مأموریت آمریکاییها در ایران* . نوشته آرتور میلسپو. ترجمه حسن ابوترابیان. ۱۳۵۶.
۱۲. *آمریکاییها در ایران* . نوشته آرتور میلسپو. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی. نشر البرز.
۱۳. *برنامهریزی و توسعه در ایران* . نوشته جورج بندیکت بالدوین. ترجمه میکائیل عظیمی. نشر علم. ۱۳۹۴.
۱۴. *تورم و اخلاق: کتابی برای همه درباره یک تجربه تاریخی.* ترجمه سیدحسن دیباج. انتشارات دنیای اقتصاد. ۱۳۹۹.
۱۵. *برنامهریزی در ایران: دومین گروه مشاوران هاروارد در ایران.* نوشته تاس مکلئود. ترجمه علیاعظم محمدبیگی. ۱۳۸۰.
۱۶. *راه ابریشم نوین: اکنون و آینده جهان* . نوشته پیتر فرانکوپن. ترجمه حسن افشار. نشر مرکز. ۱۳۹۹.
۱۷. *ایران و راه ابریشم نوین: از ژئوپلتیک راه تا دیپلماسی راه.* نوشته آرش رئیسینژاد. انتشارات دانشگاه تهران. ۱۴۰۰.
۱۸. *ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی* . نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون. ترجمه جعفر خیرخواهان و علی سرزعیم. انتشارات کویر. ۱۳۹۰.
۱۹. *توسعه به مثابه توانمندسازی حکومت* . نوشته مت اَندروز، لنت پریچت و مایکل وولکاک. ترجمه جعفر خیرخواهان و مسعود درودی. نشر روزنه. ۱۳۹۸.
۲۰. *چرا ملتها شکست میخورند؟ ریشههای قدرت، ثروت و فقر* . نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون. ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمیپور. نشر روزنه. ۱۳۹۲.
این پادکست را میتوانید در تلگرام از طریق «کانال رسمی پادکست دغدغه ایران» بشنوید.
Https://t.me/dirancast_official
*شنیدن این پادکست از طریق کست باکس*
https://b2n.ir/g98379
*صفحه اینستاگرام پادکست دغدغه ایران*
Https://www.instagram.com/dirancast
☑️⭕️برای توسعه ایران یک گام کوچک آن است که این گنجینه را به اطلاع دیگران برسانید
شبکه توسعه
@I_D_Network
Telegram
پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
کانال رسمی پادکست دغدغه ایران
مدیر پادکست: محمد فاضلی
حمایت از پادکست
Https://hamibash.com/dirancast
شماره کارت
6362-1411-1942-3466
شماره حساب
0302819106008
بانک آینده
مدیر پادکست: محمد فاضلی
حمایت از پادکست
Https://hamibash.com/dirancast
شماره کارت
6362-1411-1942-3466
شماره حساب
0302819106008
بانک آینده
🔴 بحران اقناع
در ادبیات سیاسی، صورتبندیهای مختلفی از انواع بحرانهایی که ممکن است هر نظام سیاسی با آن مواجه شود، ارائه شدهاست. یکی از آن بحرانها، "بحران اقناع" است.
✅ خلاصهی بحران اقناع این است:
زمانی که میان مردم و حاکمیت، مثلا در باب چگونگی و چرایی یک رویداد و اتفاق، اختلاف نظر رخ دهد، نظام سیاسی مستقر و صاحبان قدرت، نمیتوانند آن اتفاق را توجیه و افکار عمومی را قانع کنند. وقتی حکومت، قدرت اقناع خود را از دست میدهد، پروندهی هیچ اختلافی مختومه نخواهد شد و بتدریج، اختلاف بر اختلاف، انباشت شده و روابط ملت با دولت به تیرگی میگراید. در چنین اوضاع و احوالی، وقتی رویدادی ناگوار رخ میدهد، جامعه در اثر بیاعتمادی به نظام سیاسی، هرگونه توضیح مسئولین و حتی مستندات را مخدوش میداند. در این وضعیت، هر توضیحی بیفایده است، و اتفاقا اصرار بر صحت مستندات، مسئله را پیچیدهتر میکند.
نماد بحران اقناع در فرهنگ عامه، همان چوپانی است که به علت دروغهای فراوانی که گفته بود، در وقت خطر و حملهی واقعی گرگ، هیچکس فریادهایش را باور نکرد. چوپان با گرگ روبهرو شد، زیرا به اهمیت اعتماد دیگران آگاهی نداشت و نمیدانست، روزی خواهد آمد که دروغهایش او را به نابودی میکشید.
بحران اقناع، یعنی شهروندان، صدق مدعای حاکمان را باور نمیکنند و حاکمان هیچ راهی برای اثبات ادعایشان در اختیار ندارند. بحران اقناع، نشان میدهد که پیش از این، کاخ "اعتماد" مردم به منزلهی ضرورتی بنیادین، به تیشهی بیخردی سیاسی فرو ریخته است. وقتی اعتماد سیاسی بهصورت نگران کننده کاهش مییابد، آنگاه جادهی اقناع، بهطور کامل مسدود میگردد. "اعتماد"، رکن پایهای و سرمایهی اصلی در هر ارتباط است.
✅ نشانههای آشکاری وجود دارد که شرایط کنونی کشور، بهسمت "حداکثر سوتفاهم" میل پیدا کرده است. بهتعبیر دیگر، فضای روانشناختی سیاسی، مملو از بیاعتمادی و سوظن است. این سخن بدان معناست که میتوان حدس زد هرگونه کوشش حکومت برای تنویر افکار عمومی و گزارش مربوط به مرگ "مهسا امینی"، به بنبست میخورد و مورد پذیرش جامعه قرار نخواهد گرفت. نه از آنرو که گزارشها الزاما کذباند، بلکه به این علت که جامعه اعتمادش را به حاکمان از دست داده است.
بهترین و گویاترین شیوهی سنجش اعتماد مردم به اربابان قدرت، دقیقا در کیفیت و کمیت پذیرش یا عدم پذیرش صدق مدعای حکومت از سوی مردم است. میزان وقت و تلاشی که باید صرف قانع شدن مردم کنند و مقدار حجم استنادات، نشان دهندهی میزان اعتماد مردم است. هر چه اعتماد کمتر باشد، باید تلاش بیشتر و مستندات بیشتری فراهم کنند. اما گاهی چنان اعتماد از دست میرود که هر تلاشی برای توجیه، بیفایده خواهد بود.
مسئلهی عدم توانایی حاکمیت در اقناع افکار عمومی در موضوع مهسا امینی، موضوعی نیست که به چند روز اخیر مربوط باشد. بلکه این مسئله، ریشه در دهها سال بیتوجهی و بیاعتنایی به نگرش مردم و بعضا دروغها و خطاهای اخلاقی دارد. مشکل، بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را با یک بیانیه و یا اطلاعرسانی ساده حل و فصل کرد.
چارهی کار در ترمیم جدی ساختار و مناسبات دولت با ملت و تغییر بنیادین در سیاستهایی ناکارآمد و بلکه مضر است که روح و روان جامعه را دستخوش رنجها کرده است. بهدست آوردن اعتماد از دست رفته، مستلزم کوششی جانکاه و البته خردمندانه است.
✔️ کاش حاکمان میدانستند سقف سیاست، جز بر ستون اعتماد مردم استوار نخواهد ماند. کاش میدانستند در نتیجهی بیاعتنایی به ارزش و اهمیت اعتماد، سقف قدرت فرو خواهد ریخت.
✍️ علی زمانیان..... ۱۴۰۱/۰۶/۲۸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در ادبیات سیاسی، صورتبندیهای مختلفی از انواع بحرانهایی که ممکن است هر نظام سیاسی با آن مواجه شود، ارائه شدهاست. یکی از آن بحرانها، "بحران اقناع" است.
✅ خلاصهی بحران اقناع این است:
زمانی که میان مردم و حاکمیت، مثلا در باب چگونگی و چرایی یک رویداد و اتفاق، اختلاف نظر رخ دهد، نظام سیاسی مستقر و صاحبان قدرت، نمیتوانند آن اتفاق را توجیه و افکار عمومی را قانع کنند. وقتی حکومت، قدرت اقناع خود را از دست میدهد، پروندهی هیچ اختلافی مختومه نخواهد شد و بتدریج، اختلاف بر اختلاف، انباشت شده و روابط ملت با دولت به تیرگی میگراید. در چنین اوضاع و احوالی، وقتی رویدادی ناگوار رخ میدهد، جامعه در اثر بیاعتمادی به نظام سیاسی، هرگونه توضیح مسئولین و حتی مستندات را مخدوش میداند. در این وضعیت، هر توضیحی بیفایده است، و اتفاقا اصرار بر صحت مستندات، مسئله را پیچیدهتر میکند.
نماد بحران اقناع در فرهنگ عامه، همان چوپانی است که به علت دروغهای فراوانی که گفته بود، در وقت خطر و حملهی واقعی گرگ، هیچکس فریادهایش را باور نکرد. چوپان با گرگ روبهرو شد، زیرا به اهمیت اعتماد دیگران آگاهی نداشت و نمیدانست، روزی خواهد آمد که دروغهایش او را به نابودی میکشید.
بحران اقناع، یعنی شهروندان، صدق مدعای حاکمان را باور نمیکنند و حاکمان هیچ راهی برای اثبات ادعایشان در اختیار ندارند. بحران اقناع، نشان میدهد که پیش از این، کاخ "اعتماد" مردم به منزلهی ضرورتی بنیادین، به تیشهی بیخردی سیاسی فرو ریخته است. وقتی اعتماد سیاسی بهصورت نگران کننده کاهش مییابد، آنگاه جادهی اقناع، بهطور کامل مسدود میگردد. "اعتماد"، رکن پایهای و سرمایهی اصلی در هر ارتباط است.
✅ نشانههای آشکاری وجود دارد که شرایط کنونی کشور، بهسمت "حداکثر سوتفاهم" میل پیدا کرده است. بهتعبیر دیگر، فضای روانشناختی سیاسی، مملو از بیاعتمادی و سوظن است. این سخن بدان معناست که میتوان حدس زد هرگونه کوشش حکومت برای تنویر افکار عمومی و گزارش مربوط به مرگ "مهسا امینی"، به بنبست میخورد و مورد پذیرش جامعه قرار نخواهد گرفت. نه از آنرو که گزارشها الزاما کذباند، بلکه به این علت که جامعه اعتمادش را به حاکمان از دست داده است.
بهترین و گویاترین شیوهی سنجش اعتماد مردم به اربابان قدرت، دقیقا در کیفیت و کمیت پذیرش یا عدم پذیرش صدق مدعای حکومت از سوی مردم است. میزان وقت و تلاشی که باید صرف قانع شدن مردم کنند و مقدار حجم استنادات، نشان دهندهی میزان اعتماد مردم است. هر چه اعتماد کمتر باشد، باید تلاش بیشتر و مستندات بیشتری فراهم کنند. اما گاهی چنان اعتماد از دست میرود که هر تلاشی برای توجیه، بیفایده خواهد بود.
مسئلهی عدم توانایی حاکمیت در اقناع افکار عمومی در موضوع مهسا امینی، موضوعی نیست که به چند روز اخیر مربوط باشد. بلکه این مسئله، ریشه در دهها سال بیتوجهی و بیاعتنایی به نگرش مردم و بعضا دروغها و خطاهای اخلاقی دارد. مشکل، بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را با یک بیانیه و یا اطلاعرسانی ساده حل و فصل کرد.
چارهی کار در ترمیم جدی ساختار و مناسبات دولت با ملت و تغییر بنیادین در سیاستهایی ناکارآمد و بلکه مضر است که روح و روان جامعه را دستخوش رنجها کرده است. بهدست آوردن اعتماد از دست رفته، مستلزم کوششی جانکاه و البته خردمندانه است.
✔️ کاش حاکمان میدانستند سقف سیاست، جز بر ستون اعتماد مردم استوار نخواهد ماند. کاش میدانستند در نتیجهی بیاعتنایی به ارزش و اهمیت اعتماد، سقف قدرت فرو خواهد ریخت.
✍️ علی زمانیان..... ۱۴۰۱/۰۶/۲۸
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
◀️رتبه کشورهای جهان در توسعه انسانی
طبق گزارش نهاد برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP ) و طبق ارزیابی شاخصهای مختلف در سال 2021 دستاورد کشورها در زمینه توسعه انسانی اعلام شده است. در این گزارش کشورهای سوئیس، نروژ و ایسلند در رتبههای اول تا سوم قرارگرفته و رتبه ایران در این شاخص 76 بوده است.
در میان کشورهای منطقه امارات در جایگاه 26، عربستان 35، قطر 42 و ترکیه در جایگاه 48 قرار دارد. همانگونه که این رتبهبندی نهاد وابسته به سازمان ملل متحد نشان می دهد، جایگاه ایران حتی نسبت به کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه بسیار پایینتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
طبق گزارش نهاد برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP ) و طبق ارزیابی شاخصهای مختلف در سال 2021 دستاورد کشورها در زمینه توسعه انسانی اعلام شده است. در این گزارش کشورهای سوئیس، نروژ و ایسلند در رتبههای اول تا سوم قرارگرفته و رتبه ایران در این شاخص 76 بوده است.
در میان کشورهای منطقه امارات در جایگاه 26، عربستان 35، قطر 42 و ترکیه در جایگاه 48 قرار دارد. همانگونه که این رتبهبندی نهاد وابسته به سازمان ملل متحد نشان می دهد، جایگاه ایران حتی نسبت به کشورهای عربی خلیج فارس و ترکیه بسیار پایینتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰شاخص توسعه انسانی (Human Development Index)
این شاخص توسط سازمان ملل متحد تعیین میشود، که به تعیین دستاوردهای یک کشور در بهبود زندگی انسانها میپردازد.در سال ۲۰۲۲ کشور کانادا در رده سیزدهم و ایران در رتبه شصتوپنجم این جدول قرار گرفتهاند
"شاخص توسعه انسانی معیاری است که برای تعیین میانگین دستاوردهای یک کشور با توجه به سه جنبه اساسی یعنی زندگی طولانی و سالم، دانشمحور بودن و استاندارد زندگی مناسب، مورد استفاده قرار میگیرد. این شاخص از سال 1990 مورد توجه سازمان ملل متحد قرار گرفته است.
بر اساس اعلام وبسایت رسمی سازمان ملل متحد درباره شاخص توسعه انسانی، تعیین این شاخص تاکیدی است بر اینکه باید شرایط مردم و توانمندیهایشان معیار تعیینکننده برای ارزیابی توسعه یک کشور مورد بررسی قرار بگیرد، نه اینکه فقط به موضوع رشد اقتصادی اشاره شود.
استاندارد زندگی طولانی و سالم با توجه به موضوع امید به زندگی از بدو تولد مورد ارزیابی قرار میگیرد. بحث دانشمحور بودن مربوط به مدتزمان و میزان دسترسی به تحصیل است. در این زمینه میانگین سالهای تحصیل برای بزرگسالان تا 25 سالگی و پس از آن و نیز میزان سالهایی که انتظار میرود کودکان بتوانند در کشور مورد نظر از زمان سن ورود به مدرسه به تحصیل ادامه دهند، مورد اندازهگیری قرار میگیرد. استاندارد زندگی مناسب نیز بر اساس سرانه درآمد ناخالص ملی سنجیده میشود.
ارزشیابی شاخص توسعه انسانی از ترکیب امتیازهای بسیاری بهدست میآید که از آن جمله به میزان امید به زندگی، نرخ باسوادی، دسترسی جمعیت روستایی به برق، سرانه تولید ناخالص داخلی، حجم صادرات و واردات، میانگین قتل، بررسی جنبههای مختلف فقر، نابرابری درآمد و میزان در دسترسبودن اینترنت میتوان اشاره کرد.
بر اساس این شاخص کشورهای جهان به چهار گروه کلی برخوردار از توسعه انسانی بسیار بالا، بالا، متوسط و پایین تقسیمبندی میشوند.
بیشتر کشورهای توسعهیافته دارای رشد اقتصادی مناسب و رو به پیشرفت، در گروه توسعه انسانی بسیار بالا قرار میگیرند. در این کشورها، دولتهای باثبات به اداره امور میپردازند و ارایه آموزش در سطح گستردهای صورت میگیرد. همچنین مراقبتهای بهداشتی در دسترس همگان قرار دارد و امید به زندگی قابلتوجه است.
در مقابل، کشورهای کمتر توسعهیافته جهان بیشتر در رده توسعه انسانی متوسط و پایین قرار میگیرند. اینگونه کشورها از دولتهای بیثبات برخوردارند، فقر گستردهای در میان ساکنان آن دیده میشود و دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و آموزشی برای همگان به یکاندازه برابر و آسان نیست.
افزون بر این، این کشورها از میانگین درآمد پایین خانوار و امید به زندگی در سطح پایین، همراه با نرخ بالای فرزندآوری برخوردارند.
نروژ، سوییس، ایرلند، هنگکنگ، آلمان، ایسلند، سوئد، سنگاپور، هلند، دانمارک، فنلاند، کانادا، نیوزیلند، انگلستان، ایالاتمتحده، بلژیک، لیختنشتاین، ژاپن، اتریش و لوگزامبورگ کشورهای برخوردار از بالاترین توسعه انسانی بهشمار میروند.
در این ردهبندی اسراییل بر پله بیستویکم، کره جنوبی بیستودوم، اماراتمتحده عربی سیوچهارم، عربستان سیوهفتم، قطر چهلم، بحرین چهلوچهارم، عمان چهلوششم، روسیه چهلوهشتم، کویت پنجاهوهفتم، ترکیه پنجاهوهشتم و چین هشتادوششم نشسته است.
افغانستان، جیبوتی، مالاوی، اتیوپی، گامبیا، گینه، لیبریا، یمن، گینه بیسائو، جمهوری خلق کنگو، موزامبیک، سیرالئون، اریتره، بورکینافاسو، مالی، بروندی، سودان جنوبی، چاد، جمهوری آفریقای مرکزی و نایجر(نیجر) به ترتیب در پایینترین ردههای جدول شاخص توسعه انسانی قرار دارند."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
این شاخص توسط سازمان ملل متحد تعیین میشود، که به تعیین دستاوردهای یک کشور در بهبود زندگی انسانها میپردازد.در سال ۲۰۲۲ کشور کانادا در رده سیزدهم و ایران در رتبه شصتوپنجم این جدول قرار گرفتهاند
"شاخص توسعه انسانی معیاری است که برای تعیین میانگین دستاوردهای یک کشور با توجه به سه جنبه اساسی یعنی زندگی طولانی و سالم، دانشمحور بودن و استاندارد زندگی مناسب، مورد استفاده قرار میگیرد. این شاخص از سال 1990 مورد توجه سازمان ملل متحد قرار گرفته است.
بر اساس اعلام وبسایت رسمی سازمان ملل متحد درباره شاخص توسعه انسانی، تعیین این شاخص تاکیدی است بر اینکه باید شرایط مردم و توانمندیهایشان معیار تعیینکننده برای ارزیابی توسعه یک کشور مورد بررسی قرار بگیرد، نه اینکه فقط به موضوع رشد اقتصادی اشاره شود.
استاندارد زندگی طولانی و سالم با توجه به موضوع امید به زندگی از بدو تولد مورد ارزیابی قرار میگیرد. بحث دانشمحور بودن مربوط به مدتزمان و میزان دسترسی به تحصیل است. در این زمینه میانگین سالهای تحصیل برای بزرگسالان تا 25 سالگی و پس از آن و نیز میزان سالهایی که انتظار میرود کودکان بتوانند در کشور مورد نظر از زمان سن ورود به مدرسه به تحصیل ادامه دهند، مورد اندازهگیری قرار میگیرد. استاندارد زندگی مناسب نیز بر اساس سرانه درآمد ناخالص ملی سنجیده میشود.
ارزشیابی شاخص توسعه انسانی از ترکیب امتیازهای بسیاری بهدست میآید که از آن جمله به میزان امید به زندگی، نرخ باسوادی، دسترسی جمعیت روستایی به برق، سرانه تولید ناخالص داخلی، حجم صادرات و واردات، میانگین قتل، بررسی جنبههای مختلف فقر، نابرابری درآمد و میزان در دسترسبودن اینترنت میتوان اشاره کرد.
بر اساس این شاخص کشورهای جهان به چهار گروه کلی برخوردار از توسعه انسانی بسیار بالا، بالا، متوسط و پایین تقسیمبندی میشوند.
بیشتر کشورهای توسعهیافته دارای رشد اقتصادی مناسب و رو به پیشرفت، در گروه توسعه انسانی بسیار بالا قرار میگیرند. در این کشورها، دولتهای باثبات به اداره امور میپردازند و ارایه آموزش در سطح گستردهای صورت میگیرد. همچنین مراقبتهای بهداشتی در دسترس همگان قرار دارد و امید به زندگی قابلتوجه است.
در مقابل، کشورهای کمتر توسعهیافته جهان بیشتر در رده توسعه انسانی متوسط و پایین قرار میگیرند. اینگونه کشورها از دولتهای بیثبات برخوردارند، فقر گستردهای در میان ساکنان آن دیده میشود و دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و آموزشی برای همگان به یکاندازه برابر و آسان نیست.
افزون بر این، این کشورها از میانگین درآمد پایین خانوار و امید به زندگی در سطح پایین، همراه با نرخ بالای فرزندآوری برخوردارند.
نروژ، سوییس، ایرلند، هنگکنگ، آلمان، ایسلند، سوئد، سنگاپور، هلند، دانمارک، فنلاند، کانادا، نیوزیلند، انگلستان، ایالاتمتحده، بلژیک، لیختنشتاین، ژاپن، اتریش و لوگزامبورگ کشورهای برخوردار از بالاترین توسعه انسانی بهشمار میروند.
در این ردهبندی اسراییل بر پله بیستویکم، کره جنوبی بیستودوم، اماراتمتحده عربی سیوچهارم، عربستان سیوهفتم، قطر چهلم، بحرین چهلوچهارم، عمان چهلوششم، روسیه چهلوهشتم، کویت پنجاهوهفتم، ترکیه پنجاهوهشتم و چین هشتادوششم نشسته است.
افغانستان، جیبوتی، مالاوی، اتیوپی، گامبیا، گینه، لیبریا، یمن، گینه بیسائو، جمهوری خلق کنگو، موزامبیک، سیرالئون، اریتره، بورکینافاسو، مالی، بروندی، سودان جنوبی، چاد، جمهوری آفریقای مرکزی و نایجر(نیجر) به ترتیب در پایینترین ردههای جدول شاخص توسعه انسانی قرار دارند."
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from آرشیو مطالب آموزشی و فرهنگی و اجتماعی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 سخنان دکتر محسن_رنانی در باره علل عقب افتادگی جامعه ایرانی
❇️ ریشه تمام معضلات این است که ما امکان کودکی و بازی را از فرزندانمان گرفتیم.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
@Archiveofeducationalcontent
❇️ ریشه تمام معضلات این است که ما امکان کودکی و بازی را از فرزندانمان گرفتیم.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
@Archiveofeducationalcontent
Forwarded from برای دوستم
📗 دریافت رایگان کتاب «جوینده»
#خواندنیها
#شنیدنیها
#کتاب
#موقت_رایگان
🔸 کتاب «جوینده» نوشته «امین فرد»، داستانی علمی ـ تخیلی است که به وضعیت کره زمین در آینده میپردازد. دانشمندان بر روی برخی از انسانها آزمایشاتی انجام دادهاند و همین موضوع از آنها موجوداتی جهشیافته ساخته است. جهشیافتهها کینه انسانهای دیگر را به دل گرفتهاند و تنها به دنبال انتقام هستند.
🔸 اگر به داستانها و رمانهای علمی ـ تخیلی و ادبیات آخرالزمانی علاقه دارید، خواندن و یا شنیدن این اثر را از دست ندهید.
🔸 دریافت این کتاب به صورت رایگان تا پایان روز جمعه ۱ مهرماه ۱۴۰۱ امکانپذیر بوده و به صورت کاملاً قانونی است.
🔗 دریافت رایگان کتاب «جوینده»
🔗 دریافت رایگان کتاب صوتی «جوینده»
👈 بعد از دریافت این کتاب همیشه در حساب کاربری خود در کتابراه به آن دسترسی دارید و امکان خواندن و شنیدن آن برای شما فراهم است.
💐💐 این «برای دوستم» بود ... ؛ تو هم برای دوستت فرستادی ؟!
@BarayeDoostam
#خواندنیها
#شنیدنیها
#کتاب
#موقت_رایگان
🔸 کتاب «جوینده» نوشته «امین فرد»، داستانی علمی ـ تخیلی است که به وضعیت کره زمین در آینده میپردازد. دانشمندان بر روی برخی از انسانها آزمایشاتی انجام دادهاند و همین موضوع از آنها موجوداتی جهشیافته ساخته است. جهشیافتهها کینه انسانهای دیگر را به دل گرفتهاند و تنها به دنبال انتقام هستند.
🔸 اگر به داستانها و رمانهای علمی ـ تخیلی و ادبیات آخرالزمانی علاقه دارید، خواندن و یا شنیدن این اثر را از دست ندهید.
🔸 دریافت این کتاب به صورت رایگان تا پایان روز جمعه ۱ مهرماه ۱۴۰۱ امکانپذیر بوده و به صورت کاملاً قانونی است.
🔗 دریافت رایگان کتاب «جوینده»
🔗 دریافت رایگان کتاب صوتی «جوینده»
👈 بعد از دریافت این کتاب همیشه در حساب کاربری خود در کتابراه به آن دسترسی دارید و امکان خواندن و شنیدن آن برای شما فراهم است.
💐💐 این «برای دوستم» بود ... ؛ تو هم برای دوستت فرستادی ؟!
@BarayeDoostam
Forwarded from پایگاه خبری انجمن مدیران صنایع خراسان (روابط عمومی)
نرخ تورم شهریور ۴۲.۱ درصد شد
مرکز آمار ایران:
نرخ تورم سالانه در شهریورماه برابر ۴۲.۱ درصد بوده که نسبت به مدت مشابه ماه قبل، ۰.۶ درصد افزایش نشان میدهد.
نرخ تورم سالانه برای خانوارهای شهری و روستایی به ترتیب ۴۱.۵ درصد و ۴۵.۳ درصد است
نرخ تورم نقطه ای شهریور ۴۹.۷ درصد بوده که نسبت به ماه قبل ۲.۵ درصد کاهش یافته است
انجمن مدیران صنایع |
مرکز آمار ایران:
نرخ تورم سالانه در شهریورماه برابر ۴۲.۱ درصد بوده که نسبت به مدت مشابه ماه قبل، ۰.۶ درصد افزایش نشان میدهد.
نرخ تورم سالانه برای خانوارهای شهری و روستایی به ترتیب ۴۱.۵ درصد و ۴۵.۳ درصد است
نرخ تورم نقطه ای شهریور ۴۹.۷ درصد بوده که نسبت به ماه قبل ۲.۵ درصد کاهش یافته است
انجمن مدیران صنایع |