*چرا کشورهای اسکاندیناوی با بقیه دنیا فرق دارند؟!*
*ارسالی از:* مهدی زارع
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در شمال اروپا منطقهای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمینها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ هستند که در زمانهای قدیم، با کشتی به سرزمینهای مختلف حمله میکردند و مایملک آنها را غارت میکردند.
□گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش میکردند. وایکینگها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته میشدند روحشان به والهالا (بهشت وایکینگها) وارد میشد و همراه با سایر جنگجویان افسانهای بر سر یک میز بزرگ چوبی مینشستند و شراب ناب والهالایی مینوشیدند و میخندیدند
●بعداز جنگ جهانی دوم که اروپا تقریباً کامل ویران شده بود صندوق جهانی پول اقدام به پرداخت وام به کشور های اروپایی کرد تا کشور های خود را بازسازی کنند. در این میان، کشورهای اسکاندیناوی با این پول اقدام به ساخت کتابخانه و ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم پرداختند تا جایی که چندین بار باعث اعتراض و تذکر صندوق بینالمللی پول به این کشور ها شد. اما اسکاندیناوی ها اطمینان خاطر دادند که از این وام برای توسعه زیرساخت های فرهنگی اجتماعی استفاده میکنند.
○حالا نوادگان آنان تفاوتهای فاحشی با پدربزرگانشان دارند که به نوردیکها معروف هستند، به عنوان آدمهایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته میشوند که نه تنها مثل وایکینگها، نان کسی را از چنگش در نمیآورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کردهاند که تمام اتباع آنها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.
■مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادیهای فردی و سرمایه اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر میکند که خوشحالترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی میکند. با نگاهی به این لیست متوجه میشویم از ۶ کشور نوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است
□چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیدهاند که میتوانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟ اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید. اگر میخواهید اندیشههای پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاهها بپردازید. اگر میخواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساختهای نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید. اگر میخواهید مردم کشورتان رفتار بالغانهای داشته باشند باید به آزادیهای فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.
●سیستمی که دولتهای اسکاندیناوی برای اداره کشورهایشان به کار میبرند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام میبرند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده میشود.
○در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات میکند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم میکنند، چون میدانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند.
■اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمیشود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیالتان راحت است که برخی از هموطنانتان تا کمر در سطل آشغال فرو نرفتهاند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو میشود و جامعه به امنیت میرسد و مردم فرصت میکنند وقتشان را صرف کارهای مهمتری کنند.
□آگاهی یک شبه اتفاق نمی افتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*ارسالی از:* مهدی زارع
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در شمال اروپا منطقهای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمینها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ هستند که در زمانهای قدیم، با کشتی به سرزمینهای مختلف حمله میکردند و مایملک آنها را غارت میکردند.
□گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش میکردند. وایکینگها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته میشدند روحشان به والهالا (بهشت وایکینگها) وارد میشد و همراه با سایر جنگجویان افسانهای بر سر یک میز بزرگ چوبی مینشستند و شراب ناب والهالایی مینوشیدند و میخندیدند
●بعداز جنگ جهانی دوم که اروپا تقریباً کامل ویران شده بود صندوق جهانی پول اقدام به پرداخت وام به کشور های اروپایی کرد تا کشور های خود را بازسازی کنند. در این میان، کشورهای اسکاندیناوی با این پول اقدام به ساخت کتابخانه و ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم پرداختند تا جایی که چندین بار باعث اعتراض و تذکر صندوق بینالمللی پول به این کشور ها شد. اما اسکاندیناوی ها اطمینان خاطر دادند که از این وام برای توسعه زیرساخت های فرهنگی اجتماعی استفاده میکنند.
○حالا نوادگان آنان تفاوتهای فاحشی با پدربزرگانشان دارند که به نوردیکها معروف هستند، به عنوان آدمهایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته میشوند که نه تنها مثل وایکینگها، نان کسی را از چنگش در نمیآورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کردهاند که تمام اتباع آنها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.
■مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادیهای فردی و سرمایه اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر میکند که خوشحالترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی میکند. با نگاهی به این لیست متوجه میشویم از ۶ کشور نوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است
□چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیدهاند که میتوانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟ اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید. اگر میخواهید اندیشههای پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاهها بپردازید. اگر میخواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساختهای نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید. اگر میخواهید مردم کشورتان رفتار بالغانهای داشته باشند باید به آزادیهای فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.
●سیستمی که دولتهای اسکاندیناوی برای اداره کشورهایشان به کار میبرند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام میبرند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده میشود.
○در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات میکند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم میکنند، چون میدانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند.
■اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمیشود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیالتان راحت است که برخی از هموطنانتان تا کمر در سطل آشغال فرو نرفتهاند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو میشود و جامعه به امنیت میرسد و مردم فرصت میکنند وقتشان را صرف کارهای مهمتری کنند.
□آگاهی یک شبه اتفاق نمی افتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟
✍️ جعفر محمدی
♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد.فلذا اولویتبندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.
♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.
♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
✍️ جعفر محمدی
♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد.فلذا اولویتبندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.
♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.
♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
📚توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from جامعهشناسی اقتصادی و توسعه (minashirvani)
🔰📌گفتوگو یعنی توسعه:
✅سقوط سیاست از عقلانیت به هوشمندی
📝 گزارش شرق از سخنرانی محسن رنانی در مراسم رونمایی از کتاب «روایت مقصود فراستخواه از مسئله توسعه در ایران»
▪️ ما به اشتباه گمان میکردیم باید گفتوگو کنیم تا بفهمیم چگونه به سمت توسعه برویم. در طول «گفتوگوهای توسعه» دریافتیم که گفتوگو خود توسعه است؛ گفتوگو یعنی توسعه. ملتی که مهارت گفتوگو دارد توسعه یافته است و ملتی که توسعه یافته است مهارت گفتوگو دارد.
▪️ انقلاب مشروطیت، تغییر رژیم قاجار، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی و به گمانم حتی جنبش سبز همگی از جنس انقلاب بودند. اما اینها همه انقلابهایی بودند که به اینخاطر بهوجود آمدند که نخبگان ما گفتوگو بلد نبودند.
▪️در آغاز فکر میکردیم وقتی روایتهای صاحبنظران ایرانی از مساله توسعه ایران تدوین و منتشر شود، ممکن است برخیشان برای تحلیل همه تاریخ معاصر ایران به کار بیایند. کمکم متوجه شدیم هر روایت تصویری و گوشهای از تاریخ توسعه ایران و نقشه توسعه ایران را تبیین، توصیف و ترسیم میکند؛ یعنی هر روایت برای یک برهه خاص از تاریخ ایران کاربرد دارد و نباید انتظار داشته باشیم یک صاحبنظر تئوریاش مثلا برای کل صد سال اخیر جواب بدهد.
▪️ مثلا «روایت محمود» (نظریه دکتر محمود سریعالقلم) برای یک زمانه کاربرد دارد و «روایت مسعود» (نظریه دکتر نیلی) برای یک زمان دیگر و «روایت مقصود» هم برای دورهای دیگر. به گمان من در بین روایتهایی که تا به اینجا تدوین شده است، مثلا روایت دکتر سریعالقلم و روایت دکتر نیلی مربوط به عصر نرمالیتی ایران هستند؛ یعنی اینها تحلیلهایشان و توصیههایشان برای زمانی است که جامعه و سیاست ما از شرایط نرمال، بهنجار و عادی برخوردار باشد. در این صورت محمود میگوید راهحل توسعه ما در ادغامشدن در اقتصاد جهانی است و مسعود میگوید راهحل توسعه ما در سرمایهگذاری انبوه و بزرگمقیاس صنعتی است. ولی هیچکدام از اینها الان راهحل ما نیست، چون آنها فقط برای شرایط بهنجاری و عادیبودگی ایران تدوین شدهاند.
▪️ اما امروز که ما در میانه بحرانیم و افق نداریم، راهحلمان چیست و کجاست؟ وقتی تأمل میکردم، دیدم روایتی که الان، در این لحظه تاریخ ایران، بتواند راهکار بدهد و نسخه بنویسد، «روایت مقصود» است؛ بهویژه مسئله تأکید دکتر فراستخواه بر کنشگر مرزی.
▪️ ما الان در شرایطی هستیم که اعتماد به نفس نظام تدبیر در حال کاهش است و این یک خطر تاریخی است. وقتی اعتماد به نفس پایین میآید امکان تصمیمات بزرگ و افقگشایانه و جراحیهای ساختاری از دست میرود. یعنی نظام تدبیر دیگر نمیتواند در ثبات و آرامش و با اعتماد بهنفس تصمیمات بزرگ بگیرد. در این صورت تصمیمات نظام تدبیر از سطح عقلانیت (rationality) به سطح هوش (Intelligence) سقوط میکند.
▪️ در بحرانهایی که اعتمادبهنفس نظام تدبیر پایین میآید، تصمیمات، شتابزده و در خفا و بدون گفتوگوی جمعی و بدون مشارکت نخبگان و ناقدان گرفته میشود و به همین خاطر، تصمیمات از سطح عقلانیت به سطح هوشمندی سقوط میکند ......
🔻متن کامل گزارش سخنرانی محسن رنانی را در سایت روزنامه شرق بخوانید:
sharghdaily.com/fa/tiny/news-849926
🔸 فایل PDF صفحه اول روزنامه شرق:
static3.sharghdaily.com/servev2/7cG7j4GIHLBz/i1kub06DEUw,/01.pdf
🔸 فایل PDF گزارش فوق در روزنامه شرق:
static2.sharghdaily.com/servev2/p9XqtK1ACnrF/i1kub06DEUw,/09.pdf
📗 برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه کتاب «روایت مقصود فراستخواه از مسئله توسعه در ایران» به صفحه زیر مراجعه کنید:
pooyeshfekri.com/product/روایت-مقصود-فراستخواه-از-مسأله-توسعه
🌐جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
@Sociology_economic
✅سقوط سیاست از عقلانیت به هوشمندی
📝 گزارش شرق از سخنرانی محسن رنانی در مراسم رونمایی از کتاب «روایت مقصود فراستخواه از مسئله توسعه در ایران»
▪️ ما به اشتباه گمان میکردیم باید گفتوگو کنیم تا بفهمیم چگونه به سمت توسعه برویم. در طول «گفتوگوهای توسعه» دریافتیم که گفتوگو خود توسعه است؛ گفتوگو یعنی توسعه. ملتی که مهارت گفتوگو دارد توسعه یافته است و ملتی که توسعه یافته است مهارت گفتوگو دارد.
▪️ انقلاب مشروطیت، تغییر رژیم قاجار، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی و به گمانم حتی جنبش سبز همگی از جنس انقلاب بودند. اما اینها همه انقلابهایی بودند که به اینخاطر بهوجود آمدند که نخبگان ما گفتوگو بلد نبودند.
▪️در آغاز فکر میکردیم وقتی روایتهای صاحبنظران ایرانی از مساله توسعه ایران تدوین و منتشر شود، ممکن است برخیشان برای تحلیل همه تاریخ معاصر ایران به کار بیایند. کمکم متوجه شدیم هر روایت تصویری و گوشهای از تاریخ توسعه ایران و نقشه توسعه ایران را تبیین، توصیف و ترسیم میکند؛ یعنی هر روایت برای یک برهه خاص از تاریخ ایران کاربرد دارد و نباید انتظار داشته باشیم یک صاحبنظر تئوریاش مثلا برای کل صد سال اخیر جواب بدهد.
▪️ مثلا «روایت محمود» (نظریه دکتر محمود سریعالقلم) برای یک زمانه کاربرد دارد و «روایت مسعود» (نظریه دکتر نیلی) برای یک زمان دیگر و «روایت مقصود» هم برای دورهای دیگر. به گمان من در بین روایتهایی که تا به اینجا تدوین شده است، مثلا روایت دکتر سریعالقلم و روایت دکتر نیلی مربوط به عصر نرمالیتی ایران هستند؛ یعنی اینها تحلیلهایشان و توصیههایشان برای زمانی است که جامعه و سیاست ما از شرایط نرمال، بهنجار و عادی برخوردار باشد. در این صورت محمود میگوید راهحل توسعه ما در ادغامشدن در اقتصاد جهانی است و مسعود میگوید راهحل توسعه ما در سرمایهگذاری انبوه و بزرگمقیاس صنعتی است. ولی هیچکدام از اینها الان راهحل ما نیست، چون آنها فقط برای شرایط بهنجاری و عادیبودگی ایران تدوین شدهاند.
▪️ اما امروز که ما در میانه بحرانیم و افق نداریم، راهحلمان چیست و کجاست؟ وقتی تأمل میکردم، دیدم روایتی که الان، در این لحظه تاریخ ایران، بتواند راهکار بدهد و نسخه بنویسد، «روایت مقصود» است؛ بهویژه مسئله تأکید دکتر فراستخواه بر کنشگر مرزی.
▪️ ما الان در شرایطی هستیم که اعتماد به نفس نظام تدبیر در حال کاهش است و این یک خطر تاریخی است. وقتی اعتماد به نفس پایین میآید امکان تصمیمات بزرگ و افقگشایانه و جراحیهای ساختاری از دست میرود. یعنی نظام تدبیر دیگر نمیتواند در ثبات و آرامش و با اعتماد بهنفس تصمیمات بزرگ بگیرد. در این صورت تصمیمات نظام تدبیر از سطح عقلانیت (rationality) به سطح هوش (Intelligence) سقوط میکند.
▪️ در بحرانهایی که اعتمادبهنفس نظام تدبیر پایین میآید، تصمیمات، شتابزده و در خفا و بدون گفتوگوی جمعی و بدون مشارکت نخبگان و ناقدان گرفته میشود و به همین خاطر، تصمیمات از سطح عقلانیت به سطح هوشمندی سقوط میکند ......
🔻متن کامل گزارش سخنرانی محسن رنانی را در سایت روزنامه شرق بخوانید:
sharghdaily.com/fa/tiny/news-849926
🔸 فایل PDF صفحه اول روزنامه شرق:
static3.sharghdaily.com/servev2/7cG7j4GIHLBz/i1kub06DEUw,/01.pdf
🔸 فایل PDF گزارش فوق در روزنامه شرق:
static2.sharghdaily.com/servev2/p9XqtK1ACnrF/i1kub06DEUw,/09.pdf
📗 برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه کتاب «روایت مقصود فراستخواه از مسئله توسعه در ایران» به صفحه زیر مراجعه کنید:
pooyeshfekri.com/product/روایت-مقصود-فراستخواه-از-مسأله-توسعه
🌐جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
@Sociology_economic
شرق
سقوط سیاست از عقلانیت به هوشمندی
«گفتوگوهای توسعه» مجموعهنشستهایی است درباره اندیشههای صاحبنظران ایرانی درباره توسعه که «پویش فکری توسعه» با همکاری «پژوهشکده اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس» از سال ۱۳۹۶ آغاز کرد تا از دل این گفتوگوها هم توجه جامعه روشنفکری به صورت جدیتر به مباحث توسعه ایران…
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔴آشنایی تفکر خطی و غیرخطی
همه از فرآیندهای مختلفی استفاده میکنند تا به آنها در حل مشکلات، تصمیمگیری و راهحلهای مختلف کمک کند. دو روش معمول برای حل مسئله تفکر خطی و غیرخطی است.
متفکران خطی پیشرفت قدم به قدم را دنبال میکنند که آنها را به سمت راهحل سوق میدهد. متفکران غیرخطی خارج از خطوط فکر میکنند و بعضی اوقات برای حل مشکلات از روشهای غیرمستقیم استفاده میکنند.
✅تفکر خطی: «روشی است که در آن تفکرات در اولویت موضوع قرار میگیرند و به صورت جداگانه در مورد شایستگیها و ناهنجاریهای آنها بحث میشود. این امر فرد را قادر میسازد تا تصمیم درستی بگیرد.»
✅به عبارتی دیگر: «به فرآیندی از تفکر که به دنبال پیشرفت مرحله به مرحله است و در آن باید پاسخی به یک مرحله، قبل از اینکه قدم دیگری برداشته شود داده شود، تفکر خطی گفته میشود. در این تفکر کارها در یک خط مستقیم و به صورت خطی انجام میپذیرند.»
🔷تفکر غیرخطی میتواند مواردی را که دارای چندین نقطه شروع و مراحل مختلف است را در بر گیرد. این نوع تفکر یک مسیر مستقیم را دنبال نمیکند و کاملاً به صورت غیرخطی است. تفکر خطی و غیرخطی برای تکمیل موفقیتآمیز کارها و اهداف، چه شخصی و چه تجاری کاربردی هستند.
✔️فرض ضمنی در مراجعه به شخصی با عنوان تفکر خطی، این است که فرآیند این نوع تفکر به راحتی قابل درک است و نتیجهگیری منطقی به نظر میرسد. در مقابل، یک متفکر غیرخطی تمایل به ایجاد هزاران افکار غیرمرتبط دارد که به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند.
✔️خصوصیات کلیشهای اغلب دانشمندان، حسابداران و انواع تحلیلگران اقتصادی را به عنوان متفکران خطی برچسب میزنند، در حالی که هنرمندان، طراحان و افراد خلاق دارای تفکرخلاق، متفکران غیر خطی هستند. پرسش اساسی در این است: «آیا تفکر خطی و غیرخطی با یکدیگر همزیستی دارند، مهمتر از همه، آیا آنها میتوانند به طور مؤثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟
⭕️مزایای تفکر خطی
متفکران خطی اغلب بسیار منطقی هستند. کسانی که تفکر خطی و جهان خطی را ترجیح میدهند اطلاعاتی را که در گذشته برای حل مشکلات فعلی دارند مفید ذکر میکنند. متفکران خطی عملگرا هستند و اغلب در زمینههای ریاضیات، حسابداری و سایر زمینههای فنی برتری دارند.
🔅یک متفکر خطی آدمی قابل پیش بینی است و این باعث میشود او در مشاغلی که شامل فرآیندهایی هستند که به طور مرتب تکرار میشوند، برتری داشته باشند. شما قادر خواهید بود روی یک متفکر خطی حساب کنید تا کار خود را هنگامی که قرار است به ثمر برسد انجام دهید. مهارت در فرآیند تفکر خطی نیز در انجام تحقیقات علمی که در آن عینیت ضروری است مهم میباشد.
⭕️معایب تفکر خطی
یک نقطه ضعف عمده تفکر خطی این است که فرآیند این تفکر همیشه متغیرهای جدید را در یک موقعیت حساب نمیکند. تفکر خطی میتواند یک ضرر در دنیای تجارت خصوصاً در هنگام استخدام باشد.
به عنوان مثال، یک مدیر استخدام ممکن است راحتر کسی را استخدام کند که سالها در این صنعت بوده و بیش از کسی باشد که در صنعت دیگری تجربه داشته باشد. متفکر خطی فرض میکند که کاندید باتجربه بهترین انتخاب خواهد بود، بدون اینکه متوقف شود، فکر نمیکند کاندیدای دوم با تجربه کمتر، قادر به ارائه ایدههای نو و ابتکاری است.
💯تفکر خطی همچنین در مورد گروههای بزرگ میتواند مشکل ساز باشد، زیرا افراد در گروهها رأی میدهند تا آنچه را که درباره ایدههای جدید میدانند را به اشتراک بگذارند.
⭕️مزایای تفکر غیرخطی
متفکران غیرخطی، افراد خلاق و بینایی هستند که دوست دارند حدود آنچه که در جهان خطی شناخته شده را آزمایش کنند. آنها به روشهای مختلفی برای انجام کارها فکر میکنند و ایدههای جدید و خلاقانهای به دست میآورند.
متفکران غیرخطی میتوانند از اشتیاق خود برای اصالت برای تولید محصولات یا خدمات تحولگرا استفاده کنند. اگر مشاغلی را اداره میکنید که به دنبال ایدههای تازه است که الگوهای ایجاد شده را شکسته و رقبا را به چالش میکشد، شما یک متفکر غیرخطی هستید.
⭕️معایب تفکر غیرخطی
متفکر بودن غیر خطی دارای نکاتی است. برخی از متفکران غیرخطی چالشهای یادگیری مانند اختلال کمبود توجه، اختلال نقص توجه، بیش فعالی یا سندرم آسپرگر را دارند. افرادی که با این اختلالات تشخیص داده میشوند
کلام آخر
تفکر خطی و غیرخطی ابزاری برای برخورد با رویدادهای مختلف فکری هستند. مفهوم ابزارهای فکری برای تبدیل شدن به یک رهبر بزرگ بسیار مهم هستند. همانطور که بیشتر شما میدانید، این چیزی است که همه ما در مورد آن مشترک هستیم:
اندیشیدن! حال برخی از ما از تفکر خطی و برخی دیگر از تفکر غیرخطی بهره می بریم، اما فکر کردن باعث میشود بدانیم کیستیم و چه چیزی میخواهیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
همه از فرآیندهای مختلفی استفاده میکنند تا به آنها در حل مشکلات، تصمیمگیری و راهحلهای مختلف کمک کند. دو روش معمول برای حل مسئله تفکر خطی و غیرخطی است.
متفکران خطی پیشرفت قدم به قدم را دنبال میکنند که آنها را به سمت راهحل سوق میدهد. متفکران غیرخطی خارج از خطوط فکر میکنند و بعضی اوقات برای حل مشکلات از روشهای غیرمستقیم استفاده میکنند.
✅تفکر خطی: «روشی است که در آن تفکرات در اولویت موضوع قرار میگیرند و به صورت جداگانه در مورد شایستگیها و ناهنجاریهای آنها بحث میشود. این امر فرد را قادر میسازد تا تصمیم درستی بگیرد.»
✅به عبارتی دیگر: «به فرآیندی از تفکر که به دنبال پیشرفت مرحله به مرحله است و در آن باید پاسخی به یک مرحله، قبل از اینکه قدم دیگری برداشته شود داده شود، تفکر خطی گفته میشود. در این تفکر کارها در یک خط مستقیم و به صورت خطی انجام میپذیرند.»
🔷تفکر غیرخطی میتواند مواردی را که دارای چندین نقطه شروع و مراحل مختلف است را در بر گیرد. این نوع تفکر یک مسیر مستقیم را دنبال نمیکند و کاملاً به صورت غیرخطی است. تفکر خطی و غیرخطی برای تکمیل موفقیتآمیز کارها و اهداف، چه شخصی و چه تجاری کاربردی هستند.
✔️فرض ضمنی در مراجعه به شخصی با عنوان تفکر خطی، این است که فرآیند این نوع تفکر به راحتی قابل درک است و نتیجهگیری منطقی به نظر میرسد. در مقابل، یک متفکر غیرخطی تمایل به ایجاد هزاران افکار غیرمرتبط دارد که به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند.
✔️خصوصیات کلیشهای اغلب دانشمندان، حسابداران و انواع تحلیلگران اقتصادی را به عنوان متفکران خطی برچسب میزنند، در حالی که هنرمندان، طراحان و افراد خلاق دارای تفکرخلاق، متفکران غیر خطی هستند. پرسش اساسی در این است: «آیا تفکر خطی و غیرخطی با یکدیگر همزیستی دارند، مهمتر از همه، آیا آنها میتوانند به طور مؤثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟
⭕️مزایای تفکر خطی
متفکران خطی اغلب بسیار منطقی هستند. کسانی که تفکر خطی و جهان خطی را ترجیح میدهند اطلاعاتی را که در گذشته برای حل مشکلات فعلی دارند مفید ذکر میکنند. متفکران خطی عملگرا هستند و اغلب در زمینههای ریاضیات، حسابداری و سایر زمینههای فنی برتری دارند.
🔅یک متفکر خطی آدمی قابل پیش بینی است و این باعث میشود او در مشاغلی که شامل فرآیندهایی هستند که به طور مرتب تکرار میشوند، برتری داشته باشند. شما قادر خواهید بود روی یک متفکر خطی حساب کنید تا کار خود را هنگامی که قرار است به ثمر برسد انجام دهید. مهارت در فرآیند تفکر خطی نیز در انجام تحقیقات علمی که در آن عینیت ضروری است مهم میباشد.
⭕️معایب تفکر خطی
یک نقطه ضعف عمده تفکر خطی این است که فرآیند این تفکر همیشه متغیرهای جدید را در یک موقعیت حساب نمیکند. تفکر خطی میتواند یک ضرر در دنیای تجارت خصوصاً در هنگام استخدام باشد.
به عنوان مثال، یک مدیر استخدام ممکن است راحتر کسی را استخدام کند که سالها در این صنعت بوده و بیش از کسی باشد که در صنعت دیگری تجربه داشته باشد. متفکر خطی فرض میکند که کاندید باتجربه بهترین انتخاب خواهد بود، بدون اینکه متوقف شود، فکر نمیکند کاندیدای دوم با تجربه کمتر، قادر به ارائه ایدههای نو و ابتکاری است.
💯تفکر خطی همچنین در مورد گروههای بزرگ میتواند مشکل ساز باشد، زیرا افراد در گروهها رأی میدهند تا آنچه را که درباره ایدههای جدید میدانند را به اشتراک بگذارند.
⭕️مزایای تفکر غیرخطی
متفکران غیرخطی، افراد خلاق و بینایی هستند که دوست دارند حدود آنچه که در جهان خطی شناخته شده را آزمایش کنند. آنها به روشهای مختلفی برای انجام کارها فکر میکنند و ایدههای جدید و خلاقانهای به دست میآورند.
متفکران غیرخطی میتوانند از اشتیاق خود برای اصالت برای تولید محصولات یا خدمات تحولگرا استفاده کنند. اگر مشاغلی را اداره میکنید که به دنبال ایدههای تازه است که الگوهای ایجاد شده را شکسته و رقبا را به چالش میکشد، شما یک متفکر غیرخطی هستید.
⭕️معایب تفکر غیرخطی
متفکر بودن غیر خطی دارای نکاتی است. برخی از متفکران غیرخطی چالشهای یادگیری مانند اختلال کمبود توجه، اختلال نقص توجه، بیش فعالی یا سندرم آسپرگر را دارند. افرادی که با این اختلالات تشخیص داده میشوند
کلام آخر
تفکر خطی و غیرخطی ابزاری برای برخورد با رویدادهای مختلف فکری هستند. مفهوم ابزارهای فکری برای تبدیل شدن به یک رهبر بزرگ بسیار مهم هستند. همانطور که بیشتر شما میدانید، این چیزی است که همه ما در مورد آن مشترک هستیم:
اندیشیدن! حال برخی از ما از تفکر خطی و برخی دیگر از تفکر غیرخطی بهره می بریم، اما فکر کردن باعث میشود بدانیم کیستیم و چه چیزی میخواهیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️وفاداری کارکنان را نمیتوان با پول خرید!
✍شیوه های قدیمی ایجاد دلبستگی در کارکنان دیگر برای نگهداشت آنها کافی نیست. مشوقهای سنتی مانند افزایش حقوق و پاداش به حداقل انتظارات تبدیل شدهاند. سازمانها باید الگوهای خود را با تمرکز بر تجربه کلی کارکنان تکامل بخشند. اهمیت سهم رشد، مشارکت و رفاه باید در تجربه کارکنان برابر باشد. این سه عامل ضروری هستند، زیرا تعادل آنها باعث ایجاد تجربه مثبت یا منفی برای کارکنان میشود.
✍در تازهترین پژوهشهای موسسه مکنزی که درباره استعفای شمار گستردهای از کارکنان در سطح جهان صورت گرفت، پاسخدهندگان سه عنصر تجربه کارکنان را به عنوان مهمترین دلایل استعفای گسترده اخیر رتبهبندی کردند. این سه عنصر عبارتند از:
1⃣عدمبرخورداری از رهبران سازمانی دلسوز (۳۵درصد)
2⃣عدم برخورداری از امیدواری پایدار به کار (۳۵درصد)
3⃣عدم برخورداری از پتانسیل ارتقاء و پیشرفت شغلی (۳۵درصد)
⭕️رهبران سازمانها میتوانند برای ایجاد تجربهای انسانمحور که مورد پسند کارکنان باشد، ۳ اقدام را به شرح زیر اجرا کنند:
📌طبق تحقیقات انجام شده، تا ۵۵درصد دلبستگی کارکنان نتیجه قدردانیهای غیرمالی است که بهعنوان بزرگترین انگیزه در تجربه کارکنان بهشمار میرود. تصمیم کارکنان برای ترک سازمان اغلب ناشی از احساس بها ندادن سازمان یا مدیران آن به آنهاست.برای دور شدن از این دام، رهبران سازمان میتوانند با تعیین اولویتهای تیمهایشان، قدردانی از کارکنان با توجه به ویژگیهای فردی و نیازهای آنها، و همچنین ایجاد فرصتهایی برای ایجاد ارتباط، به شیوههای خود معنا ببخشند.
📌کارکنان بیش از هر زمان دیگر شغلشان را تغییر میدهند. اگر آنها به عنوان کارکنان موقت در نظر گرفته شوند، فقط خسارات مالی تشدید خواهد شد. ۶۵درصد کارکنانی که به دلیل عدمبرخورداری از امکان رشد و پیشرفت شغلی کارشان را ترک کرده بودند اعلام کردند که نتوانستند به اهداف شغلی خود برسند. ۶۳درصد گفتند فرصتی برای پیشرفت نداشتند و ۵۹درصد اظهار کردند که احساسی از سرمایهگذاری سازمانشان بر دانش، مهارت و تواناییهایشان ندارند.
به عبارت دیگر، کارفرمایان باید با سرمایهگذاری بر توسعه کارکنانشان و شفافسازی آینده آنها در سازمان، به گونهای رفتار کنند که کارکنان برای ماندن آمدهاند؛ در غیراین صورت نظاره گر خروج آنها خواهند بود.
📌در حالی که بسیاری از سازمانها وجود فزاینده عدم مشارکت و فرسودگی شغلی را تصدیق میکنند، ولی اغلب در رسیدگی به آن کوتاهی کردهاند.
سازمانها برای ادامه رشد و توسعه خود باید روشهای آسانی برای بهبود شرایط انعطافپذیری، و تعادل بین کار و زندگی ایجاد کنند. که همه این عناصر به بخشهایی از یک مدل کاری پایدارتر متمرکز بر بهرهوری و رفاه تبدیل میشود.
شرکتها با پشتیبانی رهبرانی که بر توسعه مدلهای کاری پایدار متمرکز شدهاند، میتوانند «کاری که کارکنان باید انجام دهند» را به «کاری که کارکنان میخواهند انجام دهند» تبدیل کنند.
📲منبع: mckinsey
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍شیوه های قدیمی ایجاد دلبستگی در کارکنان دیگر برای نگهداشت آنها کافی نیست. مشوقهای سنتی مانند افزایش حقوق و پاداش به حداقل انتظارات تبدیل شدهاند. سازمانها باید الگوهای خود را با تمرکز بر تجربه کلی کارکنان تکامل بخشند. اهمیت سهم رشد، مشارکت و رفاه باید در تجربه کارکنان برابر باشد. این سه عامل ضروری هستند، زیرا تعادل آنها باعث ایجاد تجربه مثبت یا منفی برای کارکنان میشود.
✍در تازهترین پژوهشهای موسسه مکنزی که درباره استعفای شمار گستردهای از کارکنان در سطح جهان صورت گرفت، پاسخدهندگان سه عنصر تجربه کارکنان را به عنوان مهمترین دلایل استعفای گسترده اخیر رتبهبندی کردند. این سه عنصر عبارتند از:
1⃣عدمبرخورداری از رهبران سازمانی دلسوز (۳۵درصد)
2⃣عدم برخورداری از امیدواری پایدار به کار (۳۵درصد)
3⃣عدم برخورداری از پتانسیل ارتقاء و پیشرفت شغلی (۳۵درصد)
⭕️رهبران سازمانها میتوانند برای ایجاد تجربهای انسانمحور که مورد پسند کارکنان باشد، ۳ اقدام را به شرح زیر اجرا کنند:
📌طبق تحقیقات انجام شده، تا ۵۵درصد دلبستگی کارکنان نتیجه قدردانیهای غیرمالی است که بهعنوان بزرگترین انگیزه در تجربه کارکنان بهشمار میرود. تصمیم کارکنان برای ترک سازمان اغلب ناشی از احساس بها ندادن سازمان یا مدیران آن به آنهاست.برای دور شدن از این دام، رهبران سازمان میتوانند با تعیین اولویتهای تیمهایشان، قدردانی از کارکنان با توجه به ویژگیهای فردی و نیازهای آنها، و همچنین ایجاد فرصتهایی برای ایجاد ارتباط، به شیوههای خود معنا ببخشند.
📌کارکنان بیش از هر زمان دیگر شغلشان را تغییر میدهند. اگر آنها به عنوان کارکنان موقت در نظر گرفته شوند، فقط خسارات مالی تشدید خواهد شد. ۶۵درصد کارکنانی که به دلیل عدمبرخورداری از امکان رشد و پیشرفت شغلی کارشان را ترک کرده بودند اعلام کردند که نتوانستند به اهداف شغلی خود برسند. ۶۳درصد گفتند فرصتی برای پیشرفت نداشتند و ۵۹درصد اظهار کردند که احساسی از سرمایهگذاری سازمانشان بر دانش، مهارت و تواناییهایشان ندارند.
به عبارت دیگر، کارفرمایان باید با سرمایهگذاری بر توسعه کارکنانشان و شفافسازی آینده آنها در سازمان، به گونهای رفتار کنند که کارکنان برای ماندن آمدهاند؛ در غیراین صورت نظاره گر خروج آنها خواهند بود.
📌در حالی که بسیاری از سازمانها وجود فزاینده عدم مشارکت و فرسودگی شغلی را تصدیق میکنند، ولی اغلب در رسیدگی به آن کوتاهی کردهاند.
سازمانها برای ادامه رشد و توسعه خود باید روشهای آسانی برای بهبود شرایط انعطافپذیری، و تعادل بین کار و زندگی ایجاد کنند. که همه این عناصر به بخشهایی از یک مدل کاری پایدارتر متمرکز بر بهرهوری و رفاه تبدیل میشود.
شرکتها با پشتیبانی رهبرانی که بر توسعه مدلهای کاری پایدار متمرکز شدهاند، میتوانند «کاری که کارکنان باید انجام دهند» را به «کاری که کارکنان میخواهند انجام دهند» تبدیل کنند.
📲منبع: mckinsey
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰آیا شما یک مدیر شایسته هستید؟!؟!
از : دکتر حسن خسروی. مدرس دانشگاه و مولف کتاب مدیریت منابع انسانی.
هزاران نفر مدیر در رده های مختلف ؛ مشغول انجام وظایف مدیریتی و ماموریتهای سازمانی هستند. برآیند تلاش و کوشش و سبک مدیریت این مدیران به همراه سایر عوامل و فاکتورهای مربوطه باید قاعدتا منجر به افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه و نهایتا رشد و توسعه پایدار برای کشور باشد.
اما چرا این اتفاق نیفتاده است؟!؟
به نظر میرسد که چند اشکال اساسی وجود دارد:
📘1 - ما یک نظام آموزش و پرورش یکپارچه برای تربیت مدیر نداریم. در سازمانهای ما تا سه رده یا چهار رده باید مدیر جانشین داشته باشیم در حالیکه چنین سیستم پشتیبانی وجود ندارد و خیلی از کارها قائم به شخص است و اگر آن شخص به هر دلیلی یک روز نباشد؛ کارها معطل و متوقف میماند.
📘2 - ما مدیران سازمانها را نوعا با تعصب انتخاب میکنیم نه با تعقل. مثلا یک رئیس جمهور که عوض میشود چرا مدیران خوب رئیس جمهور قبلی را باید عوض کنند؟!؟ اساسا مدیریت نباید به سلیقههای شخصی و فصلی گره بخورد. اگر مدیری توانمند و کارآمد است ربطی ندارد که اصولگرا باشد یا اصلاح طلب یا.... مدیر خوب قرار است برای کشور مفید باشد نه برای افراد بالادست.
📘3 - مدیران ما امنیت شغلی ندارند و متوسط عمر مدیریت در کشور ما بسیار پایین است. این امر اجازه نمیدهد که مدیرانی برنامه محور ؛ جسور ؛ خط شکن و تحول گرا داشته باشیم. فلذا اغلب مدیران محافظه کار میشوند و از این منظر روند کارها سرعت لازم و کافی را ندارد.
📘4 - مدیران ما برای کوچکترین کارها بعضا باید از مراجع مختلف ( درون سازمانی و برون سازمانی) کسب تکلیف نموده و هماهنگی هایی را انجام دهند تا برایشان گرفتاری پیش نیاید. فلذا اصل وحدت فرماندهی و... در مدیریت ؛ اغلب بی خاصیت میشوند.ما باید به مدیران خود :
الف) اعتماد کنیم.
ب) اختیار بدهیم.
غیر از این؛ مدیریت فقط یک تشریفات و گذران امور روزمره است.
📘5 - مدیران ما جزیره ای کار میکنند. به این خاطر موفقیتهای کمی نصیب سازمانها میشود. در یک سازمان ؛ مدیر امور اداری فقط فکر موفقیت حوزه کاری خود است و مدیر امور مالی و... همینطور. همه مدیران سازمان هم دیگری را متهم میکنند که آنها خوب کار نمیکنند. نگاه مدیران وقتی معطوف به موفقیت کل کشور باشد و بخشی نگری حاکم نباشد ؛ قطعا نتایج بهتری کسب خواهیم کرد.
📘6 - یک نظام تشویق و تنبیه یکپارچه حمایتگرانه فنی و حرفه ای برای مدیران وجود ندارد .مدیران ما نمیدانند که بابت خوب کار کردن چه اتفاقی برایشان میافتد. آیا تشویق میشوند؟ آیا تنبیه میشوند؟ سخن در این باب بسیار است. بماند شاید وقتی دیگر....
✍️حسن خسروی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
از : دکتر حسن خسروی. مدرس دانشگاه و مولف کتاب مدیریت منابع انسانی.
هزاران نفر مدیر در رده های مختلف ؛ مشغول انجام وظایف مدیریتی و ماموریتهای سازمانی هستند. برآیند تلاش و کوشش و سبک مدیریت این مدیران به همراه سایر عوامل و فاکتورهای مربوطه باید قاعدتا منجر به افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه و نهایتا رشد و توسعه پایدار برای کشور باشد.
اما چرا این اتفاق نیفتاده است؟!؟
به نظر میرسد که چند اشکال اساسی وجود دارد:
📘1 - ما یک نظام آموزش و پرورش یکپارچه برای تربیت مدیر نداریم. در سازمانهای ما تا سه رده یا چهار رده باید مدیر جانشین داشته باشیم در حالیکه چنین سیستم پشتیبانی وجود ندارد و خیلی از کارها قائم به شخص است و اگر آن شخص به هر دلیلی یک روز نباشد؛ کارها معطل و متوقف میماند.
📘2 - ما مدیران سازمانها را نوعا با تعصب انتخاب میکنیم نه با تعقل. مثلا یک رئیس جمهور که عوض میشود چرا مدیران خوب رئیس جمهور قبلی را باید عوض کنند؟!؟ اساسا مدیریت نباید به سلیقههای شخصی و فصلی گره بخورد. اگر مدیری توانمند و کارآمد است ربطی ندارد که اصولگرا باشد یا اصلاح طلب یا.... مدیر خوب قرار است برای کشور مفید باشد نه برای افراد بالادست.
📘3 - مدیران ما امنیت شغلی ندارند و متوسط عمر مدیریت در کشور ما بسیار پایین است. این امر اجازه نمیدهد که مدیرانی برنامه محور ؛ جسور ؛ خط شکن و تحول گرا داشته باشیم. فلذا اغلب مدیران محافظه کار میشوند و از این منظر روند کارها سرعت لازم و کافی را ندارد.
📘4 - مدیران ما برای کوچکترین کارها بعضا باید از مراجع مختلف ( درون سازمانی و برون سازمانی) کسب تکلیف نموده و هماهنگی هایی را انجام دهند تا برایشان گرفتاری پیش نیاید. فلذا اصل وحدت فرماندهی و... در مدیریت ؛ اغلب بی خاصیت میشوند.ما باید به مدیران خود :
الف) اعتماد کنیم.
ب) اختیار بدهیم.
غیر از این؛ مدیریت فقط یک تشریفات و گذران امور روزمره است.
📘5 - مدیران ما جزیره ای کار میکنند. به این خاطر موفقیتهای کمی نصیب سازمانها میشود. در یک سازمان ؛ مدیر امور اداری فقط فکر موفقیت حوزه کاری خود است و مدیر امور مالی و... همینطور. همه مدیران سازمان هم دیگری را متهم میکنند که آنها خوب کار نمیکنند. نگاه مدیران وقتی معطوف به موفقیت کل کشور باشد و بخشی نگری حاکم نباشد ؛ قطعا نتایج بهتری کسب خواهیم کرد.
📘6 - یک نظام تشویق و تنبیه یکپارچه حمایتگرانه فنی و حرفه ای برای مدیران وجود ندارد .مدیران ما نمیدانند که بابت خوب کار کردن چه اتفاقی برایشان میافتد. آیا تشویق میشوند؟ آیا تنبیه میشوند؟ سخن در این باب بسیار است. بماند شاید وقتی دیگر....
✍️حسن خسروی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📝📝سیستم خوب یا انسان خوب! مساله کدام است؟
✍غلامرضا مصدق
♈️چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب، باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت؟
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است .
♈️آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
♈️ بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟
♈️در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است. چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند. افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
♈️اگر انتقادات از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
♈️اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
♈️الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
♈️نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
♈️سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍غلامرضا مصدق
♈️چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب، باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت؟
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است .
♈️آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسانهای پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسانهای معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .
♈️ بانکها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسانهای معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند . حال فرض كنيد بانکها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسانهای خوب تمرکز میکردند ، خدا میداند الان بانکها چند هزار پرونده تخلف و تعدی تحویلدار داشتند؟
♈️در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسانهای خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهمتر از آن وفاداری است. چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی میتوانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند. افراد توانمند ، باسواد و مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک میکنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول میشوند .
♈️اگر انتقادات از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسانهای خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب میشوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .
♈️اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسانهای خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسانهای خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ،
♈️الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند .
♈️نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد .
♈️سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
VID-20220710-WA0011.mp4
12.5 MB
تفاوت سیستم مدیریت دولتی در ایران با کشورهای توسعه یافته در چیست؟ دکتر سیدمهدی الوانی( چهره ماندگار در مدیریت دولتی)
🌺🔰عید قربان، پرشکوهترین ایثار و زیباترین جلوهی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک.
🔴قربانی کنیم و نه قصابی
✍اسماعیل تو کیست؟
این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست همت و هر که هست - باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به "فرار" می خواند. آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند؛ ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، تو را بازیچه ابلیس می سازد.
در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!
... و اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییات؟ و .... من چه میدانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط میتوانم نشانی هایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف میکند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویلهای مصلحتجویانه و ... به فرار میکشاند و عشق به او کور و کرت میکند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه:
ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!
دکتر علی شریعتی
عید سعید قربان بر همه قربانی کنندگان مبارک❤️🙏💐
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴قربانی کنیم و نه قصابی
✍اسماعیل تو کیست؟
این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را - هر چه هست همت و هر که هست - باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانی هایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به "فرار" می خواند. آنچه تو را به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند؛ ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، تو را بازیچه ابلیس می سازد.
در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!
... و اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییات؟ و .... من چه میدانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط میتوانم نشانی هایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف میکند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویلهای مصلحتجویانه و ... به فرار میکشاند و عشق به او کور و کرت میکند و بالاخره آنچه برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل تو است! اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد یا یک شیئی، یا حالت، یا یک وضع، و یا حتی یک نقطه ضعف! تو خود آن را هر که هست و هر چه هست باید به منی آوری و برای قربانی انتخاب کنی. چه:
ذبح گوسفند به جای اسماعیل قربانی است، و ذبح گوسفند به جای گوسفند قصابی!!!
دکتر علی شریعتی
عید سعید قربان بر همه قربانی کنندگان مبارک❤️🙏💐
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅آموزش و پرورش کنونی از منظر ژان ژاک روسو
🔹به نظر روسو ، آموزش و پرورش های کنونی دست انسان را در کاری قرار می دهد که دلشان در آن نیست زیرا خودشان را نشناخته اند. اگر در جایگاه خودمان باشیم حتی اگر هفت مطلوب اجتماعی را یعنی ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی، شهرت، محبوبیت، علم را هم نداشته باشیم باز شاد خواهیم بود. روسو در ادامه گفت تا الان گفتم که همه باید در خانه خود قرار بگیرند و بالاتر از این هم می گویم که اگر در خانه خود قرار بگیرید به آن هفت مطلوب اجتماعی هم خواهید رسید زیرا عشق و علاقه و همین طور استعداد بودن در آن خانه را دارید و اگر در کاری وارد شدید که این ویژگی ها را داشتید در آن کار استاد شده و جامعه هم به شما نیازمند خواهد شد و به آن مطلوب های هفت گانه هم خواهید رسید. حرف عارف بزرگ آلمانی یاکوب بومه که از بزرگترین عرفای جهان مسیحی است این است که یک پینه دوز خوب بهتر از یک استاد دانشگاه بد است. خودش نیز پینه دوز بود. وقتی پینه دوز خوب بمیرد همه تاسف می خورند ولی یک استاد دانشگاه بد که بمیرد همه خوشحال می شوند که جای او یک استاد خوب بیاید.
هر کسی را بهر کاری ساختند مهر آن را در دلش انداختند (مولوی)
💢مصطفی ملکیان، سخنرانی در جمع معلمان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔹به نظر روسو ، آموزش و پرورش های کنونی دست انسان را در کاری قرار می دهد که دلشان در آن نیست زیرا خودشان را نشناخته اند. اگر در جایگاه خودمان باشیم حتی اگر هفت مطلوب اجتماعی را یعنی ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی، شهرت، محبوبیت، علم را هم نداشته باشیم باز شاد خواهیم بود. روسو در ادامه گفت تا الان گفتم که همه باید در خانه خود قرار بگیرند و بالاتر از این هم می گویم که اگر در خانه خود قرار بگیرید به آن هفت مطلوب اجتماعی هم خواهید رسید زیرا عشق و علاقه و همین طور استعداد بودن در آن خانه را دارید و اگر در کاری وارد شدید که این ویژگی ها را داشتید در آن کار استاد شده و جامعه هم به شما نیازمند خواهد شد و به آن مطلوب های هفت گانه هم خواهید رسید. حرف عارف بزرگ آلمانی یاکوب بومه که از بزرگترین عرفای جهان مسیحی است این است که یک پینه دوز خوب بهتر از یک استاد دانشگاه بد است. خودش نیز پینه دوز بود. وقتی پینه دوز خوب بمیرد همه تاسف می خورند ولی یک استاد دانشگاه بد که بمیرد همه خوشحال می شوند که جای او یک استاد خوب بیاید.
هر کسی را بهر کاری ساختند مهر آن را در دلش انداختند (مولوی)
💢مصطفی ملکیان، سخنرانی در جمع معلمان
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from آرشیو منابع سیاسی ( کانال اصلی )
🌐چرا نمیتوانیم بین المللی شویم؟
🖌 محمود سریع القلم
کانونی ترین علّتی که یک کشور بین المللی می شود، ساختار اقتصادی آن است. به محض اینکه دولتی تصمیم گرفت و مقرر کرد مسئولیت تولید، توزیع، کسب درآمد، ایجاد اشتغال و معاش مردم نزد او باشد، ضرورت بین المللی شدن اقتصاد و کشور خود را از میان برداشته است. نمونۀ بارز این وضعیت، اتحادِ جماهیرِ شوروی است. در مقابل، وقتی دولتی زنجیرۀ تولید، مصرف، درآمد و اشتغال را به بخش خصوصی محوّل کند، «مجبور» میشود نظام اقتصادی خود را در معرض اقتصاد بین الملل قرار دهد.
ادامه متن در مشاهده فوری
telegra.ph/sariolghalam-07-07
🌐 کانال آرشیو منابع سیاسی
🆔 @Archpol
🖌 محمود سریع القلم
کانونی ترین علّتی که یک کشور بین المللی می شود، ساختار اقتصادی آن است. به محض اینکه دولتی تصمیم گرفت و مقرر کرد مسئولیت تولید، توزیع، کسب درآمد، ایجاد اشتغال و معاش مردم نزد او باشد، ضرورت بین المللی شدن اقتصاد و کشور خود را از میان برداشته است. نمونۀ بارز این وضعیت، اتحادِ جماهیرِ شوروی است. در مقابل، وقتی دولتی زنجیرۀ تولید، مصرف، درآمد و اشتغال را به بخش خصوصی محوّل کند، «مجبور» میشود نظام اقتصادی خود را در معرض اقتصاد بین الملل قرار دهد.
ادامه متن در مشاهده فوری
telegra.ph/sariolghalam-07-07
🌐 کانال آرشیو منابع سیاسی
🆔 @Archpol
Telegraph
چرا نمیتوانیم بین المللی شویم؟
کانونی ترین علّتی که یک کشور بین المللی می شود، ساختار اقتصادی آن است. به محض اینکه دولتی تصمیم گرفت و مقرر کرد مسئولیت تولید، توزیع، کسب درآمد، ایجاد اشتغال و معاش مردم نزد او باشد، ضرورت بین المللی شدن اقتصاد و کشور خود را از میان برداشته است. نمونۀ بارز…
🔴نگاه درازمدت و سرنوشت
✍دکتر محمود سریع القلم/استاد تمام علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
◀️بخش اول
از عمر بسیاری از ساختمانها در وین، برلین، فلورانس و مادرید چند قرن میگذرد و علیرغم تغییرات بنیادی در مشاغل و سبک زندگی، همچنان قابل استفاده هستند. بعضی افراد روزی دوبار بیشتر چای نمیخورند و یا سیستم تغذیه خود را به گونه ای مدیریت میکنند که بعد از ساعت هشت شب، دیگر چیزی نخورند. باز افرادی پیدا میشوند که از اتومبیل، کفش، بهداشت دندان، لباس و چشم خود مراقبت میکنند. کدام انرژی و انگیزه است که شهروندی را اقناع میکند که هفته ای حداقل سه بار و هر بار، حداقل یکساعت ورزش جدی کند؟ و در هر شرایطی، این ورزش را به عنوان برنامه ثابت خود قلمداد کند.
بعد میرسیم به مدارهای بزرگتر زندگی. کدام فکر و انرژی موجب میشود تا فرد، از زبان و نحوه صحبت کردن خود با دیگران مراقبت کند؟ چگونه میشود یک دوستی، به مدت نیم قرن تداوم پیدا میکند؟ چگونه میشود دو نفر در حدی وصف ناپذیر بهم اعتماد میکنند؟ چگونه یک کار مشترک اقتصادی و یا یک طرح اجتماعی آغاز شده، به پایان میرسد و سرآغاز کارهای مشترک بعدی میشود؟ چه نوع محاسباتی در ذهن اعضای یک خانواده صورت میگیرد تا کلید منزل خود را به دیگری بدهند؟ چگونه میشود مردم به محصولات یک شرکت نسبت به دیگر شرکتها، بیشتر اعتماد پیدا میکنند؟ چرا در تمامی محصولات، بعضی شرکتها و نامها، سرآمد هستند؟
باز میرسیم به مداری بزرگتر. رابرت موگابه (رئیس جمهور سابق زیمبابوه) و نلسون ماندلا هر دو علیه استعمار و نژادپرستی سالها مبارزه کردند اما وقتی به قدرت رسیدند، دو نوعِ بسیارمتفاوت رفتار کردند. نلسون ماندلا علیرغم اصرار مردم فقط یک دوره ریاست جمهوری قبول کرد، ولی رابرت موگابه با فشارهای داخلی و بین المللی پس از ۳۷ سال قبول کرد از قدرت کناره گیری کند. تاریخ از موگابه به نیکی یاد نخواهد کرد ولی ماندلا، الگوی درستی، انسان دوستی، انصاف، گذشت و صداقت باقی خواهد ماند. چرا این دو انقلابی، در قدرت دو نوع رفتار کردند؟ نگاه درازمدت ماندلا به قدرت باعث شد تا مدت زمان ریاست جمهوری خود را محدود کند. چگونه یک کشور و یا یک ملت در دنیا خوش نام میشوند؟ چرا دانمارک و دانمارکی ها، نروژ و نروژی ها و ویتنام و ویتنامی ها درصدر اخبار جهان نیستند؟ زیرا میدانند برای رشد و توسعه، باید خیلی سر و صدا نکرد. چرا ۵/۴ میلیارد نفر آسیایی به آرامی در حال ثروتمند شدن هستند؟ ولی خاورمیانه با ۴۱۵ میلیون نفر جمعیت، یک سوم واردات اسلحه جهانی را دارد و در پنج سال اخیر، واردات تسلیحات آن، ۸۷ درصد افزایش یافته است چون خاورمیانه ایها، مسائل امنیتی را میان خود حل نکرده اند. چرا بعضی کشورها بدون منابع طبیعی مانند کره جنوبی، موفق و برتر میشوند؟ (تولید ناخالص داخلی: ۵۳/۱ تریلیون دلار) ولی روسیه با منابع طبیعی بسیار ممتاز، ریشه های عمیق تاریخی و ۱۱ ساعت فاصله زمانی در جغرافیای پهناور آن، به تقریباً تساوی تولید ناخالص داخلی با کره جنوبی دست می یابد. (تولید ناخالص داخلی روسیه: ۵۷/۱ تریلیون دلار). چرا خروجی های کشورها اینقدر با هم متفاوت است؟ آیا ریشه این خروجیها در فکر است یا منابع طبیعی؟
طبیعی است که سرنوشت افراد، جوامع، بنگاه ها و کشورها دلایل متنوعی دارد ولی مطالعات گسترده توسعه کشورها به وضوح نشان میدهد که روش و نحوه فکر کردن و مجموعه افکاری که در نخبگان سیاسی کشورها جاری است و در نهایت با سیستم آموزشی، رسانه ها و قرارداد اجتماعی به جامعه منتقل میشود، تعیین کننده است. دو واژه و مفهوم در اینکه چرا خروجی های کشورها اینقدر با هم متفاوت هستند کلیدی اند. اول، مفهوم مراقبت و نظارت و دقت در برخورد و دوم، مفهوم، درازمدت فکر کردن، محاسبه کردن و برخورد کردن با موضوعات و پدیده ها. از بند کفش گرفته تا جاده ها، از بهداشت دندان گرفته تا زیر یک درصد نگه داشتن نرخ تورم، از چکآپ های مرتب اتومبیل گرفته تا برداشتن ویزا میان همسایگان، از خوب نگه داشتن تلفن همراه گرفته تا تنفس هوای پاکیزه برای شهروندان، از وسط صحبت دیگران نپریدن گرفته تا کسب سهم بازار مطمئن جهانی در کالاهای رقابتی و صدها موضوع دیگر عموماً محتاج مراقبت دائمی و از آن مهمتر داشتن دید و افق درازمدت است. آدمی برای آنکه بخواهد چیزی را برای درازمدت داشته باشد بیشتر مراقب است الان چه می گوید، چگونه رفتار میکند و یا به چه صورت واکنش نشان میدهد. اگر فردی در بیست سالگی به خود بگوید: من از دندان های خود میخواهم شصت سال دیگر استفاده کنم، به نوعی دیگر و با دقت بالا و هر روز از دندانهای خود مراقبت میکند.
t.me/bestdiplomacy
✍دکتر محمود سریع القلم/استاد تمام علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
◀️بخش اول
از عمر بسیاری از ساختمانها در وین، برلین، فلورانس و مادرید چند قرن میگذرد و علیرغم تغییرات بنیادی در مشاغل و سبک زندگی، همچنان قابل استفاده هستند. بعضی افراد روزی دوبار بیشتر چای نمیخورند و یا سیستم تغذیه خود را به گونه ای مدیریت میکنند که بعد از ساعت هشت شب، دیگر چیزی نخورند. باز افرادی پیدا میشوند که از اتومبیل، کفش، بهداشت دندان، لباس و چشم خود مراقبت میکنند. کدام انرژی و انگیزه است که شهروندی را اقناع میکند که هفته ای حداقل سه بار و هر بار، حداقل یکساعت ورزش جدی کند؟ و در هر شرایطی، این ورزش را به عنوان برنامه ثابت خود قلمداد کند.
بعد میرسیم به مدارهای بزرگتر زندگی. کدام فکر و انرژی موجب میشود تا فرد، از زبان و نحوه صحبت کردن خود با دیگران مراقبت کند؟ چگونه میشود یک دوستی، به مدت نیم قرن تداوم پیدا میکند؟ چگونه میشود دو نفر در حدی وصف ناپذیر بهم اعتماد میکنند؟ چگونه یک کار مشترک اقتصادی و یا یک طرح اجتماعی آغاز شده، به پایان میرسد و سرآغاز کارهای مشترک بعدی میشود؟ چه نوع محاسباتی در ذهن اعضای یک خانواده صورت میگیرد تا کلید منزل خود را به دیگری بدهند؟ چگونه میشود مردم به محصولات یک شرکت نسبت به دیگر شرکتها، بیشتر اعتماد پیدا میکنند؟ چرا در تمامی محصولات، بعضی شرکتها و نامها، سرآمد هستند؟
باز میرسیم به مداری بزرگتر. رابرت موگابه (رئیس جمهور سابق زیمبابوه) و نلسون ماندلا هر دو علیه استعمار و نژادپرستی سالها مبارزه کردند اما وقتی به قدرت رسیدند، دو نوعِ بسیارمتفاوت رفتار کردند. نلسون ماندلا علیرغم اصرار مردم فقط یک دوره ریاست جمهوری قبول کرد، ولی رابرت موگابه با فشارهای داخلی و بین المللی پس از ۳۷ سال قبول کرد از قدرت کناره گیری کند. تاریخ از موگابه به نیکی یاد نخواهد کرد ولی ماندلا، الگوی درستی، انسان دوستی، انصاف، گذشت و صداقت باقی خواهد ماند. چرا این دو انقلابی، در قدرت دو نوع رفتار کردند؟ نگاه درازمدت ماندلا به قدرت باعث شد تا مدت زمان ریاست جمهوری خود را محدود کند. چگونه یک کشور و یا یک ملت در دنیا خوش نام میشوند؟ چرا دانمارک و دانمارکی ها، نروژ و نروژی ها و ویتنام و ویتنامی ها درصدر اخبار جهان نیستند؟ زیرا میدانند برای رشد و توسعه، باید خیلی سر و صدا نکرد. چرا ۵/۴ میلیارد نفر آسیایی به آرامی در حال ثروتمند شدن هستند؟ ولی خاورمیانه با ۴۱۵ میلیون نفر جمعیت، یک سوم واردات اسلحه جهانی را دارد و در پنج سال اخیر، واردات تسلیحات آن، ۸۷ درصد افزایش یافته است چون خاورمیانه ایها، مسائل امنیتی را میان خود حل نکرده اند. چرا بعضی کشورها بدون منابع طبیعی مانند کره جنوبی، موفق و برتر میشوند؟ (تولید ناخالص داخلی: ۵۳/۱ تریلیون دلار) ولی روسیه با منابع طبیعی بسیار ممتاز، ریشه های عمیق تاریخی و ۱۱ ساعت فاصله زمانی در جغرافیای پهناور آن، به تقریباً تساوی تولید ناخالص داخلی با کره جنوبی دست می یابد. (تولید ناخالص داخلی روسیه: ۵۷/۱ تریلیون دلار). چرا خروجی های کشورها اینقدر با هم متفاوت است؟ آیا ریشه این خروجیها در فکر است یا منابع طبیعی؟
طبیعی است که سرنوشت افراد، جوامع، بنگاه ها و کشورها دلایل متنوعی دارد ولی مطالعات گسترده توسعه کشورها به وضوح نشان میدهد که روش و نحوه فکر کردن و مجموعه افکاری که در نخبگان سیاسی کشورها جاری است و در نهایت با سیستم آموزشی، رسانه ها و قرارداد اجتماعی به جامعه منتقل میشود، تعیین کننده است. دو واژه و مفهوم در اینکه چرا خروجی های کشورها اینقدر با هم متفاوت هستند کلیدی اند. اول، مفهوم مراقبت و نظارت و دقت در برخورد و دوم، مفهوم، درازمدت فکر کردن، محاسبه کردن و برخورد کردن با موضوعات و پدیده ها. از بند کفش گرفته تا جاده ها، از بهداشت دندان گرفته تا زیر یک درصد نگه داشتن نرخ تورم، از چکآپ های مرتب اتومبیل گرفته تا برداشتن ویزا میان همسایگان، از خوب نگه داشتن تلفن همراه گرفته تا تنفس هوای پاکیزه برای شهروندان، از وسط صحبت دیگران نپریدن گرفته تا کسب سهم بازار مطمئن جهانی در کالاهای رقابتی و صدها موضوع دیگر عموماً محتاج مراقبت دائمی و از آن مهمتر داشتن دید و افق درازمدت است. آدمی برای آنکه بخواهد چیزی را برای درازمدت داشته باشد بیشتر مراقب است الان چه می گوید، چگونه رفتار میکند و یا به چه صورت واکنش نشان میدهد. اگر فردی در بیست سالگی به خود بگوید: من از دندان های خود میخواهم شصت سال دیگر استفاده کنم، به نوعی دیگر و با دقت بالا و هر روز از دندانهای خود مراقبت میکند.
t.me/bestdiplomacy
Telegram
دیپلماسی
MA International relations
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
🔴نگاه درازمدت و سرنوشت
✍دکتر محمود سریع القلم
◀️بخش دوم و پایانی
اگر مردم یک جامعه به خود بگویند این کشور، دهه ها بلکه قرنها باید با ثبات، پیشرفته و محترم باقی بماند، از آشغال پرت نکردن گرفته تا تلاش برای حفظ کشور، کوشش میکنند.
شاید مهمترین معیار در حفظ همسایگی، دوستی، کار اقتصادی و مراودات، نگاه درازمدت است. وقتی شخصی، کسی را پدیدهای درازمدت تلقی کند به او دروغ نمیگوید زیرا دروغ بالاخره برملا میشود حال دو ساعت طول بکشد یا دو دهه. وقتی هم برملا شد، به اعتماد و همکاری به شدت لطمه میزند. بین شفاف بودن ژاپنی ها و اعتبار کالا و کشورشان در جهان، رابطه ای عمیق وجود دارد زیرا شفافیت، اعتبار و اعتماد می آفریند. وقتی به موضوعی درازمدت بیاندیشیم ابهام کم میشود. ژاپنی ها دنبال این نبوده اند تا شش ماه، مصرف کنندگان را راضی نگه دارند. بلکه استراتژی، راضی نگه داشتن مصرف کنندگان کالاهای ژاپنی و سرمایه گذاران خارجی برای دهه هاست و بر همین اساس، ژاپنی ها شفاف عمل میکنند تا اعتبار کسب کنند. رفتارهای باثبات، متداوم و قابل پیشبینی است که به کارآمدی و رشد می انجامد آنچه که بدان Consistency گویند. از این رو، کسب اعتماد و اعتبار یک فرد، یک بنگاه و یک دولت از آنجا ناشی میشود که کارها را شفاف، منظم و با یک دید بیست، سی و یا چهل ساله انجام دهد. چنین رهیافتی، دروغ و بی صداقتی را به حداقل ممکن تبدیل میکند و سرنوشتی با کیفیت و رضایت می سازد.
t.me/bestdiplomacy
✍دکتر محمود سریع القلم
◀️بخش دوم و پایانی
اگر مردم یک جامعه به خود بگویند این کشور، دهه ها بلکه قرنها باید با ثبات، پیشرفته و محترم باقی بماند، از آشغال پرت نکردن گرفته تا تلاش برای حفظ کشور، کوشش میکنند.
شاید مهمترین معیار در حفظ همسایگی، دوستی، کار اقتصادی و مراودات، نگاه درازمدت است. وقتی شخصی، کسی را پدیدهای درازمدت تلقی کند به او دروغ نمیگوید زیرا دروغ بالاخره برملا میشود حال دو ساعت طول بکشد یا دو دهه. وقتی هم برملا شد، به اعتماد و همکاری به شدت لطمه میزند. بین شفاف بودن ژاپنی ها و اعتبار کالا و کشورشان در جهان، رابطه ای عمیق وجود دارد زیرا شفافیت، اعتبار و اعتماد می آفریند. وقتی به موضوعی درازمدت بیاندیشیم ابهام کم میشود. ژاپنی ها دنبال این نبوده اند تا شش ماه، مصرف کنندگان را راضی نگه دارند. بلکه استراتژی، راضی نگه داشتن مصرف کنندگان کالاهای ژاپنی و سرمایه گذاران خارجی برای دهه هاست و بر همین اساس، ژاپنی ها شفاف عمل میکنند تا اعتبار کسب کنند. رفتارهای باثبات، متداوم و قابل پیشبینی است که به کارآمدی و رشد می انجامد آنچه که بدان Consistency گویند. از این رو، کسب اعتماد و اعتبار یک فرد، یک بنگاه و یک دولت از آنجا ناشی میشود که کارها را شفاف، منظم و با یک دید بیست، سی و یا چهل ساله انجام دهد. چنین رهیافتی، دروغ و بی صداقتی را به حداقل ممکن تبدیل میکند و سرنوشتی با کیفیت و رضایت می سازد.
t.me/bestdiplomacy
Telegram
دیپلماسی
MA International relations
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Visiting Lecturer of Political Science
Instagram.com/diplomacy_cha
بهترین تحلیلهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰عید کمال دین سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
🔷غدیر خم از جمله روزهای مهم تاریخی می باشد که در روز هجدهم ذی الحجه اتفاق افتاده است و توسط بزرگان دینی "عید الاکبر" معرفی شده است ، در این روز به فرمان الهی پیامبر اکرم (ص) در راه بازگشت از آخرین سفر حج خود در مکانی به اسم غدیر خم عنوان جانشینی به حضرت علی علیه السلام می دهد و به نوعی با او بیعت می کند. تمامی افرادی که در آن روز کنار پیامبر حضور داشتند نیز به تبعیت از رسول اکرم با حضرت علی بیعت می کنند و بدین گونه شیعیان هر سال جشن های بسیار باشکوه را در روز هجدهم ذی الحجه برگزار می نمایند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷غدیر خم از جمله روزهای مهم تاریخی می باشد که در روز هجدهم ذی الحجه اتفاق افتاده است و توسط بزرگان دینی "عید الاکبر" معرفی شده است ، در این روز به فرمان الهی پیامبر اکرم (ص) در راه بازگشت از آخرین سفر حج خود در مکانی به اسم غدیر خم عنوان جانشینی به حضرت علی علیه السلام می دهد و به نوعی با او بیعت می کند. تمامی افرادی که در آن روز کنار پیامبر حضور داشتند نیز به تبعیت از رسول اکرم با حضرت علی بیعت می کنند و بدین گونه شیعیان هر سال جشن های بسیار باشکوه را در روز هجدهم ذی الحجه برگزار می نمایند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
🌺( من کنت مولا فهذا علی مولا )🌺
پیشاپیش عید ولایت و امامت را که به شکرانه تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نمایم
🔰اهتمام به بیش ترین رضایت اداره
شوندگان در حکومت و مدیریت :
✍دکتر مصطفی دلشاد تهرانی
بسم الله الرحمن الرحیم
امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامۀ مالک اشتر دربارۀ اهتمام به مطلوب ها در حکومت و مدیریت بر سه چیز تأکید کرده است .
اوّل : میانه ترین موضع در حق ،
دوم : فراگیرترین عدالت ، که به این دو اشاره شد .
سومین مطلوبی که حضرت بر آن تأکید کرده است ، این است که در حکومت و مدیریت ، رضایت اداره شوندگان مطلوبی اساسی است . بدين معنا كه در تمام تصميم ها، برنامه ها، و اقدامات، لازم است بيش ترين رضايت اداره شوندگان لحاظ شود:
« وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ »
و بايد از كارها آن را بيش تر دوست بدارى كه در جهت خشنودى شهروندان فراگيرتر باشد.
در انديشه و سيرۀ حكومتى على (ع)، حكومت از آنِ مردمان است و بايد در خدمت آنان و براى ايشان باشد. تلاش براى جذب رضايت مردم و اداره شوندگان براساس عدالت، جهتگيرى حكومت امام على (ع) بود، و آن حضرت حكومت را در اين جهت مى خواست كه به وسیلۀ آن حق را برپا بدارد و عدالتى فراگير و همه جانبه را سامان بدهد و رضايت مردمان را گرد بیاورد .
در ادامۀ همین سخن ، امیرمؤمنان به مالک چنین فرمان داده است :
« فَلْيَكُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَ مَيْلَکُ مَعَهُمْ . »
پس بايد توجّه و نگرش تو براى آنان، و گرايش و خواست تو با ايشان باشد.
این بیان امام به روشنی جهت گیری حکومت در خدمت مردم ، برای مردم ، گوش به خواسته های مردم و در جهت برپایی حق و عدالت به نفع آنان را به خوبی نشان می دهد .
خداوند به ما توفیق فهم درست عهدنامۀ مالک اشتر و بهره مندی از آن در میدان عمل را عنایت کند . إن شاء الله
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پیشاپیش عید ولایت و امامت را که به شکرانه تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان با عرشیان و فرشیان است ، محضر شما و همه شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نمایم
🔰اهتمام به بیش ترین رضایت اداره
شوندگان در حکومت و مدیریت :
✍دکتر مصطفی دلشاد تهرانی
بسم الله الرحمن الرحیم
امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامۀ مالک اشتر دربارۀ اهتمام به مطلوب ها در حکومت و مدیریت بر سه چیز تأکید کرده است .
اوّل : میانه ترین موضع در حق ،
دوم : فراگیرترین عدالت ، که به این دو اشاره شد .
سومین مطلوبی که حضرت بر آن تأکید کرده است ، این است که در حکومت و مدیریت ، رضایت اداره شوندگان مطلوبی اساسی است . بدين معنا كه در تمام تصميم ها، برنامه ها، و اقدامات، لازم است بيش ترين رضايت اداره شوندگان لحاظ شود:
« وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ »
و بايد از كارها آن را بيش تر دوست بدارى كه در جهت خشنودى شهروندان فراگيرتر باشد.
در انديشه و سيرۀ حكومتى على (ع)، حكومت از آنِ مردمان است و بايد در خدمت آنان و براى ايشان باشد. تلاش براى جذب رضايت مردم و اداره شوندگان براساس عدالت، جهتگيرى حكومت امام على (ع) بود، و آن حضرت حكومت را در اين جهت مى خواست كه به وسیلۀ آن حق را برپا بدارد و عدالتى فراگير و همه جانبه را سامان بدهد و رضايت مردمان را گرد بیاورد .
در ادامۀ همین سخن ، امیرمؤمنان به مالک چنین فرمان داده است :
« فَلْيَكُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَ مَيْلَکُ مَعَهُمْ . »
پس بايد توجّه و نگرش تو براى آنان، و گرايش و خواست تو با ايشان باشد.
این بیان امام به روشنی جهت گیری حکومت در خدمت مردم ، برای مردم ، گوش به خواسته های مردم و در جهت برپایی حق و عدالت به نفع آنان را به خوبی نشان می دهد .
خداوند به ما توفیق فهم درست عهدنامۀ مالک اشتر و بهره مندی از آن در میدان عمل را عنایت کند . إن شاء الله
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)