(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
Audio
فایل صوتی سخنرانی پروفسور الوانی با موضوع تحولات قرن حاضر و آثار آن بر مدیریت دولتی

۲۳ خرداد ۱۴۰۱

مرکز آموزش مدیریت دولتی ایران
Forwarded from Dr.shahbolaghi
اقتصاد سیاسی، تورم

در علم اقتصاد، تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمت های کالاها و خدمات به طور مداوم درطول سال تعریف می شود. افزایش تورم در ایران به سیاسی ترین پدیده جامعه تبدیل، وباعث اعتراض مردم شده، چون قدرت خرید مردم کاهش ، ارزش پول ملی به طور فزاینده کاهش ، سفره ها مردم کوچک، و تعداد کالاهای که در سبد مصرفی مردم تعریف شده کمتر شده است،چون مردم نمی توانند بین درآمد ها و هزینه هایش توازن بر قرار کنند، و انتظارات تورمی افزایش،عدم ثبات در زندگی مردم ، ما تحصیل کرده های اقتصاد در بخش کلان اقتصادی تورم را در ایران ناشی از کسری بودجه ، استقراض دولت از بانک مرکزی، افزایش نقدینگی ناشی افزایش پایه پولی ، چاپ و نشر اسکناس، از طریق بانک مرکزی می دانیم، و هم چنین منفی بودن تولید ناخالص داخلی ، افزایش هزینه های تولید، تورم وارداتی و کاهش منابع ارزی وصادرات کالاها مرئی به خارج،فشار تقاضا نسبت به عرضه،توزیع نامناسب کالاها، علل بنیانی اقتصاد،وعلل عارضی مانند خشک سالی ، سیل و جنگ هاو انقلابات،بحرانهای سیاسی و اجتماعی و تحریمها در طول این سالها می تواند در افزایش تورم تاثیر گذار باشد،در ایران انچه خیلی مهم است شکاف بین در آمد های کل و هزینه های کل دولتی، همان عدم تعادل بین درآمد ها و هزینه های دولتی است، که باعث کسری بودجه دولت می شود.برای کسری بودجه دولت ها راهکار های مختلفی وجود دارد، در اقتصاد کلان راههای جبران کسری بودجه :
۱-فروش اوراق قرضه از طریق بانک ها
۲-استقراض از بانک مرکزی
۳-انتشار اسکناس و نشر ان از طریق بانک مرکزی
۴-گرفتن وام از منابع خارجی
۵-استفاده از کمک های مردمی
۶-کاهش سرمایه گذاری زیر بنایی و مولد
۷-فروش املاک دولتی
۸- افزایش قیمت خدمات دولتی ، کاهش یا قطع یارانه ها
۹-افزایش مالیات ها
۱۰-کاهش هزینه های دولتی
با توجه به بحران اقتصادی در ایران چون کاهش هزینه ها یا افزایش درآمد کار ساز نیست، چون رابطه بین ملت ودولت شفاف نیست، و اختلاس هزاران نفر یا رانت خواران در گذشته فساد سیستماتیک در اقتصاد ایران باعث سلب اعتماد مردم شده است، آیا با کاهش هزینه دولت ، مردم برای تحمل ریاضت اقتصادی به قصد عبور از بحران را تحمل دارد؟اینکه کارمندان راضی باشند، حقوقشان کاهش یا در اثر تورم افزایش نیابد که نامش ریاضت اقتصادی است، قبول دارند ؟که اعتراض نکنند این همان بعد سیاسی تورم است،از موارد قید شده منابع در آمدی برای کسری بودجه فقط فعلا از طریق انتشار اوراق قرضه، کمک های مردمی و فروش املاک دولتی ممکن است، کارساز باشد، این هم اگر اتفاق افتد باز نمی تواند کسری این همه بودجه را تامین کند، چون بازار بورس هم چندان تعریفی ندارد.
در اقتصاد کلان تاکید شده، در زمان تورم ورکود دولت های سیاست های مالی و پولی انبساطی و انقباظی را به کار گیرند، یعنی در زمان تورم سیاست مالی انقباظی همان کاهش هزینه های دولتی و افزایش مالیات ها و در زمان رکود افزایس هزینه ها و کاهش مالیات را عملی کنند، ودرسیاست پولی در زمان تورم، به افزایش نرخ ذخیره قانونی، و نرخ تنزیل مجدد، و کاهش اعتبارات بانکی و عدم افزایش پایه پولی را عملیاتی کنند، آیا در ایران تنها راه چاره برای جبران کسری بودجه استقراض از بانک مرکزی و انتشار اسکناس به خاطر سیاست های غلط مدیران کلان اقتصادی و سیاسی در گذشته این همه بحران اقتصادی برای کشور ومردم ایجاد کردند، خواهد بود؟ تورم نقطه به نقطه فروردین ماه امسال نسبت به اسفند سال گذشته ۴۶/۳ درصد است ، با توجه به تورم شدید در پانزده روز اردیبهشت امسال که قیمت چند کالای اساسی چند برابر شده است ، ملت نگران اینده اقتصاد رفاه خود هستند، دولت هم به وعده های انتخاباتی خود عمل نکرده است، پیش بینی اقتصاد دانان تورم امسال بالای پنجاه درصد است ،که خیلی خطر ناک وفقر عمومی را تشدید خواهد کرد. احتمال اعتراض عمومی را فراهم می کند. دولت باید قیمت کالاهای اساسی و مصرفی را بر اساس سال گذشته ثابت نگه دارد، در غیر این صورت اگر این سیاست ها اقتصادی و لغو ارز ۴۲۰۰ تومانی ادامه پیدا کند، تورم تشدید می شود ، دچار ابر تورم خواهیم شد، و امنیت غذایی ملت به خطر خواهد افتاد.

دکتر محرم شاه بلاغی

۱۴۰۱/۲/۱۷
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
‍‍ ‍‍ 📚آمار تکان دهنده وضعیت مطالعه در کشور؛

📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکان‌دهنده‌ای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانه‌روز است.»

📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتاب‌های غیردرسی لحاظ می‌شود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که به‌عنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.

📗ساده‌تر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰‌میلیون‌نفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقه‌ای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام می‌شود. از این میزان به‌طور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت می‌رسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و می‌توان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتاب‌های خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.

📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانش‌آموزان را به مطالعه تشویق نمی‌کند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام می‌دهد.

📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
‍ عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرف‌های گذشته رشد نمی‌کنیم، ما نباید یک سلسله حرف‌های کلیشه‌ای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.

📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.

پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتاب‌هایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش می‌دهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمی‌دهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه‌ هایی هستند که فرهنگ‌ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیخته‌تر می‌کنند.

📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایت‌ها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر می‌شود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.


📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید

📕@CompetentManagers
Forwarded from HR 34000
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روش، عقل و نبوغ انسانی

کدامیک از سه مورد بالا در عالم انسانی اصالت دارد؟
در نظام آموزشی کدام مورد برای حل مسائل ارجحیت دارد؟
تعادل بین روش و ضد روش را چگونه ایجاد کنیم؟

پیشانی عفو تو را پرچین نسازد جرم ما
آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال‌ها؟

با عقل گشتم همسفر یک کوچه راه از بی‌کسی
شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلال‌ها

یادی از شرف اهل قلم استاد دکتر حسن میرزایی اهرنجانی
از راست به چپ استادان عزیز و ناب بنده:

استاد دکتر محمدجواد ایروانی
استاد دکتر حسن میرزایی اهرنجانی
استاد دکتر محمدسعید تسلیمی
استاد دکتر منوچهر شجاعی

پنجم مردادماه ۱۳۸۳

https://www.instagram.com/gholipouraryan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا نهادهای دموکراتیک برای توسعه پایدار ضروری است؟

✍🏻 دارون عجم‌اغلو، اقتصاددان امریکایی ارمنی‌تبار زاده ترکیه است. او را به عنوان یکی از ۱۰ اقتصاددان پراستناد جهان می‌شناسند. کتاب مشهور او «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند: ریشه‌های قدرت، شکوفایی و فقر» که برای خوانندگان غیرمتخصص نوشته شده، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های قرن بیست‌ویکم است.

🔻عجم‌اغلو در این مصاحبه درباره ضرورت نهادهای دموکراتیک و عوامل لازم دیگر برای توسعه اقتصادی پایدار توضیح می‌دهد.

ترجمه و زیرنویس: علی نانوایی

🌐 کانال با اساتید اقتصاد
Forwarded from جمهوریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♈️ یکی از مشکلات عدیده حکمرانی در کشور ما که زمینه ایجاد فساد ساختاری و رانتخواری ها و ویژه خواری های کلان را به وجود آورده است، عدم شفافیت در عملکرد تمامی نهادهای قانونی و رسمی، بویژه نهادهای اجرایی در دولت است،

🔰 ایشان، جناب آقای شریعتی نیاسر، نماینده مجلس و از اعضای یکی از کمیسیون های مالی مجلس شورای اسلامی ( کمیسیون تلفیق) هستند که در حال تشریح وضعیت مبهم درآمدهای یک بخش نسبتا کوچک اقتصاد کشور( شرکت گاز) در وزرات نفت و نامشخص بودن سرنوشت درآمدهای۹۰ هزار میلیارد تومانی این شرکت و مبهم بودن محل هزینه این بودجه عظیم عمومی است ،
بله، درست شنیدید ، رقم مورد بحث، ۹۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان است ‼️‼️
نیاز به توضیح بیشتر نیست، با شنیدن صحبت های آقای شریفی ، به عمق فاجعه پی خواهید برد .

🔰 این وضعیت بخشی از بودجه عمومی در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و در دولت آقای رئیسی است و متاسفانه در دولت های قبل هم همین روند وجود داشته،
از همین رو اساتید سیاست و حقوق، اذعان دارند که تا زمانی که اصلاحات بنیادین در کشور صورت نگیرد، با تغییر افراد و دولت ها، شاهد وضعیت متفاوتی در جامعه نخواهیم بود .

#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
Forwarded from مصطفی ملکیان
✅ معرفی کتاب شادکام زیستن|کسونیا لوبامیرسکی|#کتاب توصیه شده توسط مصطفی ملکیان| ترجمه محسن زندی

🔻درباره کتاب به قلم مترجم:

🔹زندگی خوب چیست؟ برای رسیدن به زندگی خوب چه باید کرد؟ یافتنِ پاسخ برای دو پرسش بالا، بخش زیادی از تلاش‌های تاریخ اندیشه بشر را به خود اختصاص داده است؛ از فلسفه و اخلاق و علوم انسانی و اجتماعی و پزشکی گرفته، تا صنعت و سیاست‌گذاری‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی حکومتها.

🔹روان‌شناسی مثبت‌نگر، شاخه تازه‌ای از علم تجربی است که می‌کوشد از سویی با چارچوب نظری اخلاق فضیلت ارسطویی، و از سوی دیگر با روش‌های پذیرفته‌شده رایج در جریان اصلی علوم تجربی انسانی به پرسش‌های بالا پاسخی دهد که هم درخورِ زندگی انسان مدرن باشد، و هم ریشه‌های سنتی تکاملی او را نادیده نگیرد. هدف روان‌شناسی مثبت‌نگر عبارت است از: «فهم، آزمودن، کشف و ارتقای عوامل تسهیل‌کننده رشدِ افراد و جوامع». از این رو، تجربه‌های مثبت را در سه سطحِ درونی، فردی، و گروهی؛ و در سه مقطعِ گذشته، حال و آینده می‌کاود.

🔹این شاخه نوپای علمی دارای چند کتاب کلاسیک است که به منزله استخوان‌بندی یا قانون اساسی آن می‌باشند.
مهم‌ترین کتاب این رشته، که به عبارتی کتابِ مقدس آن است، نوشته‌ای است از بنیان‌گذار این رشته، مارتین سلیگمن و همکار او کریستوفر پیترسن، با نام «طبقه‌بندی توانمندی‌های مَنِش و فضیلت‌های انسانی؛ راهنمای تشخیصی و آماری»

🔹این کتاب بر آن است که رازِ زندگی خوب، شناخت توانمندی‌های هر فرد، و زندگی بر اساس توانمندی‌ها است؛ البته، توانمندی‌هایی که در چارچوب فضیلت‌های انسانی قرار دارند. سپس برای تشخیص توانمندی‌های فردی به ارائه تستی معتبر می‌پردازد و راهکارهای پرورش هر توانمندی‌ها را بر اساس یافته‌های علوم تجربی ارائه می‌دهد.
دیگر کتاب مهم این رشته، که به منزله رساله‌ای عملی برای زندگی خوب است، محصول 18 سال کار پژوهشی و آزمایشی دانشمندِ مشهور این رشته، خانم سونیا لوبامیرسکی است، که در چارچوب نظری کتاب پیشین نگاشته شده است. عنوان این کتاب عبارت است از:
The How of Happiness
A Scientific Approach to Getting the Life You Want

🔹که با عنوان «راهنمای عملی شادکام زیستن» از سوی انتشارات رشد منتشر شده است. این کتاب «زندگی خوب» را «زندگی فضیلتمند» می‌شمارد که مهم‌ترین شاخصه آن عبارت است از مفهومی به نام «شادکامی». شادکامی، پدیده‌ای فراتر از شادی‌ها و لذت‌های هیجانی است که هر انسانی به آن نیاز دارد. به عبارتی، شادکامی آمیزه‌ای از به‌باشی لذت‌گرا و فضیلت‌گرا است. به تعبیر سلیگمن، شادکامی واقعی، ترکیبی از زندگی لذت‌بخش، زندگی متعهدانه، و زندگی معنادار است (بنگرید به مقدمه تفصیلی مترجم بر کتاب توانمندی‌های منش).

🔹کتاب «راهنمای عملی شادکام زیستن» سه ویژگی برجسته دارد:
نخست آنکه، یک راهنمای علمی معتبر برای شناسایی زندگی خوب است.
دوم آنکه، یک راهنمای عملی مناسب برای شناسایی راهکارهایی است که می‌تواند به زندگی خوب بینجامد.
و سوم آنکه، بنابر ادعای نویسنده دانشمند کتاب، هیچ ادعایی در این کتاب طرح نشده است مگر آنکه بر اساس روش‌ها و یافته‌های معتبر علوم تجربی باشد. بر همین اساس است که کتاب، هم به نقش عناصر ژنتیکی در ایجاد زندگی شادکام یا ناشادکام توجه دارد، هم به نقش عوامل محیطی و اجتماعی، و هم به میزان نقش اختیار و انتخاب‌های فردی. در هیچ کدام نه غلوّ می‌کند، و نه آنها را نادیده می‌گیرد.
علمی و عملی بودن کتاب «راهنمای عملی شادکام زیستن»، آن را برای تمام اقشار مناسب و مفید ساخته است. خواندن این کتاب را به هر قشر و طبقه و سن و سالی توصیه می‌کنیم.

➖جهت تهیه این کتاب از انتشارات رشد کلیک کنید.

@mostafamalekian
*چرا کشورهای اسکاندیناوی با بقیه دنیا فرق دارند؟!*

*ارسالی از:* مهدی زارع
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در شمال اروپا منطقه‌ای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمین‌ها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ‌ هستند که در زمان‌های قدیم، با کشتی به سرزمین‌های مختلف حمله می‌کردند و مایملک آن‌ها را غارت می‌کردند.

□گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش می‌کردند. وایکینگ‌ها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته می‌شدند روح‌شان به والهالا (بهشت وایکینگ‌ها) وارد می‌شد و همراه با سایر جنگجویان افسانه‌ای بر سر یک میز بزرگ چوبی می‌نشستند و شراب ناب والهالایی می‌نوشیدند و می‌خندیدند

●بعداز جنگ جهانی دوم که اروپا تقریباً کامل ویران شده بود صندوق جهانی پول اقدام به پرداخت وام به کشور های اروپایی کرد تا کشور های خود را بازسازی کنند. در این میان، کشورهای اسکاندیناوی با این پول اقدام به ساخت کتابخانه و ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم پرداختند تا جایی که چندین بار باعث اعتراض و تذکر صندوق بین‌المللی پول به این کشور ها شد. اما اسکاندیناوی ها اطمینان خاطر دادند که از این وام برای توسعه زیرساخت های فرهنگی اجتماعی استفاده می‌کنند.

○حالا نوادگان‌ آنان تفاوت‌های فاحشی با پدربزرگانشان دارند که به نوردیک‌ها معروف هستند، به عنوان آدم‌هایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته می‌شوند که نه تنها مثل وایکینگ‌‌ها، نان کسی را از چنگش در نمی‌آورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کرده‌اند که تمام اتباع آن‌ها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.

■مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادی‌های فردی و سرمایه‌ اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر می‌کند که خوشحال‌ترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی می‌کند. با نگاهی به این لیست متوجه می‌شویم از ۶ کشور نوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است

□چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیده‌اند که می‌توانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟ اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید. اگر می‌خواهید اندیشه‌های پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاه‌ها بپردازید. اگر می‌خواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساخت‌های نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید. اگر می‌خواهید مردم کشورتان رفتار بالغانه‌ای داشته باشند باید به آزادی‌های فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.

●سیستمی که دولت‌های اسکاندیناوی برای اداره کشورهای‌شان به کار می‌برند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام می‌برند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده می‌شود.

○در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات می‌کند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم می‌کنند، چون می‌دانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند.

■اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمی‌شود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیال‌تان راحت است که برخی از هموطنان‌تان تا کمر در سطل آشغال فرو نرفته‌اند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو می‌شود و جامعه به امنیت می‌رسد و مردم فرصت می‌کنند وقت‌شان را صرف کارهای مهم‌تری کنند.

□آگاهی یک شبه اتفاق نمی افتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟

✍️ جعفر محمدی

♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان می‌کند که مغز انسان می‌تواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد.فلذا اولویت‌بندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.

♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.

♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.

♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.

♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.

لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
📚توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری

اگر در شغل‌تان پیوسته در حال تصمیم‌گیری هستید، بی‌تردید پس از مدتی خسته می‌شوید و تصمیم‌های نامناسب می‌گیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمی‌شود. باید به‌دنبال راه‌هایی برای مقابله با خستگی تصمیم‌گیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک می‌کند، اما روش‌های دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روش‌ها شامل توصیه‌های گوناگون می‌شوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.

1️⃣. تصمیم‌های روزمره را کمتر و ساده‌تر کنید

«باراک اوباما» (رئیس‌جمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیان‌گذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری می‌پوشند! اوباما در دوره ریاست‌جمهوری، کت‌وشلوار سرمه‌ای یا خاکستری می‌پوشید. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمه‌ای می‌پوشم یا خاکستری. سعی می‌کنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیم‌گیری‌های بسیاری به‌عهده‌ام است!»‌

«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریه‌ای دارد به‌نام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعله‌ها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برای‌تان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیم‌گیری‌های مربوط به آن را ساده کنید.

2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویت‌بندی درستی داشته باشید

در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی می‌کنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار می‌گیرند. به وظایف ساده‌تر هم در باقی‌ماندهٔ روز رسیدگی می‌کنیم.

3️⃣. بر نیروی لحظه‌ها تمرکز کنید، نه نیروی اراده

خستگی تصمیم گیری باعث می‌شود احساس کنیم اختیار امور از دست‌مان خارج است. تمرکز بر لحظه‌ها، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار می‌روید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زی‌گارنیک» می‌نامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمی‌ماند.

4️⃣. وقتی انگیزه و اراده‌تان قوی است، روی تصمیم‌های بزرگ تمرکز کنید

به‌جای اینکه همگام با تغییر سطح انرژی‌تان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیم‌های بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. این‌گونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهای‌مان می‌پردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشن‌ها یا اخبار صبحگاهی حواس‌مان را پرت کنند.

5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید

وقتی می‌خوابیم، مغز برخی اتصال‌های بین عصب‌ها را رها می‌کند؛ در نتیجه، جا برای داده‌های جدیدِ پس از بیداری باز می‌شود. اگر احساس می‌کنید دچار خستگی تصمیم گیری شده‌اید، چرت‌زدن ذهن‌تان را بازیابی می‌کند.

💎توصیه‌هایی دیگر

▪️همهٔ جلسات را برای صبح‌ها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامه‌ریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفته‌ها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمی‌توانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیم‌گیری‌مان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمی‌توانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آماده‌سازی برای هفتهٔ پیش‌رو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیم‌گیری در نخستین روز هفته می‌کاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. به‌ویژه خانم‌ها بهتر است کیف و کفش‌ و اکسسوری‌شان را انتخاب کنند.
▪️در گوشی‌تان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید به‌جای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکی‌ها و میان‌وعده‌های سالم بخورید.
▪️از تصمیم‌های ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درون‌تان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیم‌گیری فکر نمی‌کند!

🔹جمع‌بندی

موفقیت حرفه‌ای به‌شکلی روزافزون به تصمیم‌گیری‌های خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیم‌های خوب باید حواس‌مان به افکارمان و به کاهش سطح انرژی‌مان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، می‌توانیم بهره‌وری خودمان را افزایش دهیم.

منبع: مردان موفق


لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
🔰📌گفت‌وگو یعنی توسعه:

✅سقوط سیاست از عقلانیت به هوشمندی

📝 گزارش شرق از سخنرانی محسن رنانی در مراسم رونمایی از کتاب «روایت مقصود فراستخواه از مسئله توسعه در ایران»

▪️ ما به اشتباه گمان می‌کردیم باید گفت‌وگو کنیم تا بفهمیم چگونه به سمت توسعه برویم. در طول ‏«گفت‌وگوهای توسعه» دریافتیم که گفت‌وگو خود توسعه است؛ گفت‌وگو یعنی توسعه. ملتی که مهارت ‏گفت‌وگو دارد توسعه یافته است و ملتی که توسعه یافته است مهارت گفت‌وگو دارد. ‏

▪️ انقلاب مشروطیت، تغییر رژیم قاجار، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی و به گمانم حتی ‏جنبش سبز همگی از جنس انقلاب بودند. اما اینها همه انقلاب‌هایی بودند که به این‌خاطر به‌وجود ‏آمدند که نخبگان ما گفت‌وگو بلد نبودند.

▪️در آغاز فکر می‌کردیم وقتی روایت‌های صاحب‌نظران ایرانی از مساله توسعه ایران تدوین و منتشر شود، ممکن است برخی‌شان برای تحلیل همه تاریخ معاصر ایران به کار بیایند. کم‌کم متوجه شدیم هر روایت تصویری و گوشه‌ای از تاریخ توسعه ایران و نقشه توسعه ایران را تبیین، توصیف و ترسیم می‌کند؛ یعنی هر روایت برای یک برهه خاص از تاریخ ایران کاربرد دارد و نباید انتظار داشته باشیم یک صاحب‌نظر تئوری‌اش مثلا برای کل صد سال اخیر جواب بدهد.

▪️ مثلا «روایت محمود» (نظریه دکتر محمود سریع‌القلم) برای یک زمانه کاربرد دارد و «روایت مسعود»‌ (نظریه دکتر نیلی) برای یک زمان دیگر و «روایت مقصود» هم برای دوره‌ای دیگر. به گمان من در بین روایت‌هایی که تا به اینجا تدوین شده است، مثلا روایت دکتر سریع‌القلم و روایت دکتر نیلی مربوط به عصر نرمالیتی ایران هستند؛ یعنی اینها تحلیل‌هایشان و توصیه‌هایشان برای زمانی است که جامعه و سیاست ما از شرایط نرمال، بهنجار و عادی برخوردار باشد. در این صورت محمود می‌گوید راه‌حل توسعه ما در ادغام‌شدن در اقتصاد جهانی است و مسعود می‌گوید راه‌حل توسعه ما در سرمایه‌گذاری انبوه و بزرگ‌مقیاس صنعتی است. ولی هیچ‌کدام از اینها الان راه‌حل ما نیست، چون آنها فقط برای شرایط بهنجاری و عادی‌بودگی ایران تدوین شده‌اند.

▪️ اما امروز که ما در میانه بحرانیم و افق نداریم، راه‌حل‌مان چیست و کجاست؟ وقتی تأمل می‌کردم، دیدم روایتی که الان، در این لحظه تاریخ ایران، بتواند راهکار بدهد و نسخه بنویسد، «روایت مقصود» است؛ به‌ویژه مسئله تأکید دکتر فراستخواه بر کنشگر مرزی.

▪️ ما الان در شرایطی هستیم که اعتماد به نفس نظام تدبیر در حال کاهش است و این یک خطر ‏تاریخی است. وقتی اعتماد به نفس پایین می‌آید امکان تصمیمات بزرگ و افق‌گشایانه و جراحی‌های ‏ساختاری از دست می‌رود. یعنی نظام تدبیر دیگر نمی‌تواند در ثبات و آرامش و با اعتماد به‌نفس ‏تصمیمات بزرگ بگیرد. در این صورت تصمیمات نظام تدبیر از سطح عقلانیت (‏rationality‏) به ‏سطح هوش (‏Intelligence‏) سقوط می‌کند.

▪️ در بحران‌هایی که اعتمادبه‌نفس نظام تدبیر پایین می‌آید، تصمیمات، شتابزده و در خفا و بدون ‏گفت‌وگوی جمعی و بدون مشارکت نخبگان و ناقدان گرفته می‌شود و به همین خاطر، تصمیمات از ‏سطح عقلانیت به سطح هوشمندی سقوط می‌کند ......

🔻متن کامل گزارش سخنرانی محسن رنانی را در سایت روزنامه شرق بخوانید:
sharghdaily.com/fa/tiny/news-849926

🔸 فایل PDF صفحه اول روزنامه شرق:
static3.sharghdaily.com/servev2/7cG7j4GIHLBz/i1kub06DEUw,/01.pdf

🔸 فایل PDF گزارش فوق در روزنامه شرق:
static2.sharghdaily.com/servev2/p9XqtK1ACnrF/i1kub06DEUw,/09.pdf

📗 برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه کتاب «روایت مقصود فراستخواه از مسئله توسعه در ایران» به صفحه زیر مراجعه کنید:
pooyeshfekri.com/product/روایت-مقصود-فراستخواه-از-مسأله-توسعه

🌐جامعه شناسی اقتصادی و توسعه
@Sociology_economic
🔴آشنایی تفکر خطی و غیرخطی

همه از فرآیندهای مختلفی استفاده می‌کنند تا به آنها در حل مشکلات، تصمیم‌گیری و راه‌حل‌های مختلف کمک کند. دو روش معمول برای حل مسئله تفکر خطی و غیرخطی است.

متفکران خطی پیشرفت قدم به قدم را دنبال می‌کنند که آنها را به سمت راه‌حل سوق می‌دهد. متفکران غیرخطی خارج از خطوط فکر می‌کنند و بعضی اوقات برای حل مشکلات از روش‌های غیرمستقیم استفاده می‌کنند.

✅تفکر خطی: «روشی است که در آن تفکرات در اولویت موضوع قرار می‌گیرند و به صورت جداگانه در مورد شایستگی‌ها و ناهنجاری‌های آنها بحث می‌شود. این امر فرد را قادر می‌سازد تا تصمیم درستی بگیرد.»

✅به عبارتی دیگر: «به فرآیندی از تفکر که به دنبال پیشرفت مرحله به مرحله است و در آن باید پاسخی به یک مرحله، قبل از اینکه قدم دیگری برداشته شود داده شود، تفکر خطی گفته می‌شود. در این تفکر کارها در یک خط مستقیم و به صورت خطی انجام می‌پذیرند.»

🔷تفکر غیرخطی می‌تواند مواردی را که دارای چندین نقطه شروع و مراحل مختلف است را در بر گیرد. این نوع تفکر یک مسیر مستقیم را دنبال نمی‌کند و کاملاً به صورت غیرخطی است. تفکر خطی و غیرخطی برای تکمیل موفقیت‌آمیز کارها و اهداف، چه شخصی و چه تجاری کاربردی هستند.

✔️فرض ضمنی در مراجعه به شخصی با عنوان تفکر خطی، این است که فرآیند این نوع تفکر به راحتی قابل درک است و نتیجه‌گیری منطقی به نظر می‌رسد. در مقابل، یک متفکر غیرخطی تمایل به ایجاد هزاران افکار غیرمرتبط دارد که به نوعی با یکدیگر در ارتباط هستند.

✔️خصوصیات کلیشه‌ای اغلب دانشمندان، حسابداران و انواع تحلیل‌گران اقتصادی را به عنوان متفکران خطی برچسب می‌زنند، در حالی که هنرمندان، طراحان و افراد خلاق دارای تفکرخلاق، متفکران غیر خطی هستند. پرسش اساسی در این است: «آیا تفکر خطی و غیرخطی با یکدیگر همزیستی دارند، مهمتر از همه، آیا آنها می‌توانند به طور مؤثر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟

⭕️مزایای تفکر خطی
متفکران خطی اغلب بسیار منطقی هستند. کسانی که تفکر خطی و جهان خطی را ترجیح می‌دهند اطلاعاتی را که در گذشته برای حل مشکلات فعلی دارند مفید ذکر می‌کنند. متفکران خطی عملگرا هستند و اغلب در زمینه‌های ریاضیات، حسابداری و سایر زمینه‌های فنی برتری دارند.

🔅یک متفکر خطی آدمی قابل پیش بینی است و این باعث می‌شود او در مشاغلی که شامل فرآیندهایی هستند که به طور مرتب تکرار می‌شوند، برتری داشته باشند. شما قادر خواهید بود روی یک متفکر خطی حساب کنید تا کار خود را هنگامی که قرار است به ثمر برسد انجام دهید. مهارت در فرآیند تفکر خطی نیز در انجام تحقیقات علمی که در آن عینیت ضروری است مهم می‌باشد.

⭕️معایب تفکر خطی
یک نقطه ضعف عمده تفکر خطی این است که فرآیند این تفکر همیشه متغیرهای جدید را در یک موقعیت حساب نمی‌کند. تفکر خطی می‌تواند یک ضرر در دنیای تجارت خصوصاً در هنگام استخدام باشد.

به عنوان مثال، یک مدیر استخدام ممکن است راحتر کسی را استخدام کند که سالها در این صنعت بوده و بیش از کسی باشد که در صنعت دیگری تجربه داشته باشد. متفکر خطی فرض می‌کند که کاندید باتجربه بهترین انتخاب خواهد بود، بدون اینکه متوقف شود، فکر نمی‌کند کاندیدای دوم با تجربه کمتر، قادر به ارائه ایده‌های نو و ابتکاری است.

💯تفکر خطی همچنین در مورد گروه‌های بزرگ می‌تواند مشکل ساز باشد، زیرا افراد در گروه‌ها رأی می‌دهند تا آنچه را که درباره ایده‌های جدید می‌دانند را به اشتراک بگذارند.

⭕️مزایای تفکر غیرخطی
متفکران غیرخطی، افراد خلاق و بینایی هستند که دوست دارند حدود آنچه که در جهان خطی شناخته شده را آزمایش کنند. آنها به روش‌های مختلفی برای انجام کارها فکر می‌کنند و ایده‌های جدید و خلاقانه‌ای به دست می‌آورند.

متفکران غیرخطی می‌توانند از اشتیاق خود برای اصالت برای تولید محصولات یا خدمات تحول‌گرا استفاده کنند. اگر مشاغلی را اداره می‌کنید که به دنبال ایده‌های تازه است که الگوهای ایجاد شده را شکسته و رقبا را به چالش می‌کشد، شما یک متفکر غیرخطی هستید.

⭕️معایب تفکر غیرخطی
متفکر بودن غیر خطی دارای نکاتی است. برخی از متفکران غیرخطی چالش‌های یادگیری مانند اختلال کمبود توجه، اختلال نقص توجه، بیش فعالی یا سندرم آسپرگر را دارند. افرادی که با این اختلالات تشخیص داده می‌شوند

کلام آخر

تفکر خطی و غیرخطی ابزاری برای برخورد با رویدادهای مختلف فکری هستند. مفهوم ابزارهای فکری برای تبدیل شدن به یک رهبر بزرگ بسیار مهم هستند. همان‌طور که بیشتر شما می‌دانید، این چیزی است که همه ما در مورد آن مشترک هستیم:

اندیشیدن! حال برخی از ما از تفکر خطی و برخی دیگر از تفکر غیرخطی بهره می بریم، اما فکر کردن باعث می‌شود بدانیم کیستیم و چه چیزی می‌خواهیم.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕️وفاداری کارکنان را نمی‌توان با پول خرید!

✍شیوه های قدیمی ایجاد دلبستگی در کارکنان دیگر برای نگه‌داشت آنها کافی نیست. مشوق‌های سنتی مانند افزایش حقوق و پاداش به حداقل انتظارات تبدیل شده‌‌‌اند. سازمان‌ها باید الگوهای خود را با تمرکز بر تجربه کلی کارکنان تکامل بخشند. اهمیت سهم رشد، مشارکت و رفاه باید در تجربه کارکنان برابر باشد. این سه عامل ضروری هستند، زیرا تعادل آنها باعث ایجاد تجربه مثبت یا منفی برای کارکنان می‌شود.

✍در تازه‌ترین پژوهش‌های موسسه مکنزی که درباره استعفای شمار گسترده‌ای از کارکنان در سطح جهان صورت گرفت، پاسخ‌‌‌دهندگان سه عنصر تجربه کارکنان را به عنوان مهم‌ترین دلایل استعفای گسترده اخیر رتبه‌بندی کردند. این سه عنصر عبارتند از:

1⃣عدم‌برخورداری از رهبران سازمانی دلسوز (۳۵‌درصد)
2⃣عدم ‌برخورداری از امیدواری پایدار به کار (۳۵‌درصد)
3⃣عدم‌ برخورداری از پتانسیل ارتقاء و پیشرفت شغلی (۳۵درصد)

⭕️رهبران سازمان‌ها می‌توانند برای ایجاد تجربه‌ای انسان‌محور که مورد پسند کارکنان باشد، ۳ اقدام را به شرح زیر اجرا کنند:

📌طبق تحقیقات انجام شده، تا ۵۵درصد دلبستگی کارکنان نتیجه قدردانی‌های غیر‌مالی است که به‌عنوان بزرگ‌ترین انگیزه در تجربه کارکنان به‌شمار می‌رود. تصمیم کارکنان برای ترک سازمان اغلب ناشی از احساس بها ندادن سازمان یا مدیران آن به آنهاست.برای دور شدن از این دام، رهبران سازمان می‌توانند با تعیین اولویت‌‌‌های تیم‌‌‌هایشان، قدردانی از کارکنان با توجه به ویژگی‌های فردی و نیازهای آنها، و همچنین ایجاد فرصت‌هایی برای ایجاد ارتباط، به شیوه‌های خود معنا ببخشند.

📌کارکنان بیش از هر زمان دیگر شغل‌شان را تغییر می‌دهند. اگر آنها به عنوان کارکنان موقت در نظر گرفته شوند، فقط خسارات مالی تشدید خواهد شد.‌ ۶۵درصد کارکنانی که به دلیل عدم‌برخورداری از امکان رشد و پیشرفت شغلی کارشان را ترک کرده بودند اعلام کردند که نتوانستند به اهداف شغلی خود برسند. ۶۳‌درصد گفتند فرصتی برای پیشرفت نداشتند و ۵۹‌درصد اظهار کردند که احساسی از سرمایه‌گذاری سازمانشان بر دانش، مهارت و توانایی‌هایشان ندارند.
به عبارت دیگر، کارفرمایان باید با سرمایه‌گذاری بر توسعه کارکنانشان و شفاف‌سازی آینده آنها در سازمان، به گونه‌‌‌ای رفتار کنند که کارکنان برای ماندن آمده‌اند؛ در غیراین صورت نظاره گر خروج آنها خواهند بود.

📌در حالی که بسیاری از سازمان‌ها وجود فزاینده عدم‌ مشارکت و فرسودگی شغلی را تصدیق می‌کنند، ولی اغلب در رسیدگی به آن کوتاهی کرده‌اند.
سازمان‌ها برای ادامه رشد و توسعه خود باید روش‌های آسانی برای بهبود شرایط انعطاف‌پذیری، و تعادل بین کار و زندگی ایجاد کنند. که همه این عناصر به بخش‌‌‌هایی از یک مدل کاری پایدارتر متمرکز بر بهره‌‌‌وری و رفاه تبدیل می‌شود.
شرکت‌ها با پشتیبانی رهبرانی که بر توسعه مدل‌های کاری پایدار متمرکز شده‌اند، می‌توانند «کاری که کارکنان باید انجام دهند» را به «کاری که کارکنان می‌‌‌خواهند انجام دهند» تبدیل کنند.

📲منبع: mckinsey

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰آیا شما یک مدیر شایسته هستید؟!؟!

از : دکتر حسن خسروی. مدرس دانشگاه و مولف کتاب مدیریت منابع انسانی.

هزاران نفر مدیر در رده های مختلف ؛ مشغول انجام وظایف مدیریتی و ماموریت‌های سازمانی هستند. برآیند تلاش و کوشش و سبک مدیریت این مدیران به همراه سایر عوامل و فاکتورهای مربوطه باید قاعدتا منجر به افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه و نهایتا رشد و توسعه پایدار برای کشور باشد.

اما چرا این اتفاق نیفتاده است؟!؟
به نظر می‌رسد که چند اشکال اساسی وجود دارد:

📘1 - ما یک نظام آموزش و پرورش یکپارچه برای تربیت مدیر نداریم. در سازمانهای ما تا سه رده یا چهار رده باید مدیر جانشین داشته باشیم در حالیکه چنین سیستم پشتیبانی وجود ندارد و خیلی از کارها قائم به شخص است و اگر آن شخص به هر دلیلی یک روز نباشد؛ کارها معطل و متوقف می‌ماند.

📘2 - ما مدیران سازمان‌ها را نوعا با تعصب انتخاب میکنیم نه با تعقل. مثلا یک رئیس جمهور که عوض می‌شود چرا مدیران خوب رئیس جمهور قبلی را باید عوض کنند؟!؟ اساسا مدیریت نباید به سلیقه‌های شخصی و فصلی گره بخورد. اگر مدیری توانمند و کارآمد است ربطی ندارد که اصولگرا باشد یا اصلاح طلب یا.... مدیر خوب قرار است برای کشور مفید باشد نه برای افراد بالادست.

📘3 - مدیران ما امنیت شغلی ندارند و متوسط عمر مدیریت در کشور ما بسیار پایین است. این امر اجازه نمی‌دهد که مدیرانی برنامه محور ؛ جسور ؛ خط شکن و تحول گرا داشته باشیم. فلذا اغلب مدیران محافظه کار می‌شوند و از این منظر روند کارها سرعت لازم و کافی را ندارد.

📘4 - مدیران ما برای کوچکترین کارها بعضا باید از مراجع مختلف ( درون سازمانی و برون سازمانی) کسب تکلیف نموده و هماهنگی هایی را انجام دهند تا برایشان گرفتاری پیش نیاید. فلذا اصل وحدت فرماندهی و... در مدیریت ؛ اغلب بی خاصیت می‌شوند.ما باید به مدیران خود :
الف) اعتماد کنیم.
ب) اختیار بدهیم.
غیر از این؛ مدیریت فقط یک تشریفات و گذران امور روزمره است.

📘5 - مدیران ما جزیره ای کار می‌کنند. به این خاطر موفقیت‌های کمی نصیب سازمان‌ها می‌شود. در یک سازمان ؛ مدیر امور اداری فقط فکر موفقیت حوزه کاری خود است و مدیر امور مالی و... همینطور. همه مدیران سازمان هم دیگری را متهم می‌کنند که آنها خوب کار نمی‌کنند. نگاه مدیران وقتی معطوف به موفقیت کل کشور باشد و بخشی نگری حاکم نباشد ؛ قطعا نتایج بهتری کسب خواهیم کرد.

📘6 - یک نظام تشویق و تنبیه یکپارچه حمایتگرانه فنی و حرفه ای برای مدیران وجود ندارد .مدیران ما نمی‌دانند که بابت خوب کار کردن چه اتفاقی برایشان می‌افتد. آیا تشویق می‌شوند؟ آیا تنبیه می‌شوند؟ سخن در این باب بسیار است. بماند شاید وقتی دیگر....

✍️حسن خسروی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
📝📝سیستم خوب یا انسان خوب! مساله کدام است؟
✍غلامرضا مصدق 

♈️چرا بجای تمرکز بر گزینش انسان های خوب، باید بر ایجاد سیستم های خوب همت گماشت؟
تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک در پایین ترین رتبه قرار دارد . تقریبا ً تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود ، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است . 

♈️آیا تا بحال شنیده ايد تحویلداری پولهای بانک را اختلاس کرده باشد ؟ قطعاً خير . آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته همگی انسان‌های پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده ؟ خیر ، همگی انسان‌های معمولی هستند ، نمازخوان ، نماز نخوان ، اخلاق مدار ، بي اخلاق ، انساندوست ، بي تفاوت ، ..... در این لشگر چند ده هزار نفری همه جور آدم وجود دارد . اما علیرغم اینهمه تفاوت همگی در یک ویژگی مشترک هستند ، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان خیانت نمی کنند .

♈️ بانک‌ها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود ، با طراحی و اجرای سیستم های کنترلی کارآمد ، عملی و کم هزینه ، از انسان‌های معمولی کارمندانی درستکار و کارآمد می سازند  . حال فرض كنيد بانک‌ها بجای اتکا به سیستم کنترلی دریافت و پرداخت تحویلداران بر گزینش و بکارگیری انسان‌های خوب تمرکز می‌کردند ، خدا میداند الان بانک‌ها چند هزار پرونده تخلف و تعدی  تحویلدار داشتند؟

♈️در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتي ، نظام اداري عملاً نه بر طراحي و اجرای سيستم خوب بلكه برمبناي گزينش و بکارگیری انسان‌های خوب شکل گرفته است . معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهم‌تر از آن وفاداری است. چون در هر دو معیار از کاربلدی خبر زیادی نیست، افراد فرصت طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی می‌توانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند. افراد توانمند ، باسواد و  مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند ، در نتیجه در نظام اداري تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه یافته گان آزاده و توانمند به بدنه مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک می‌کنند یا با منزوی شدن و گوشه گیری به گذران ایام مشغول می‌شوند .

♈️اگر انتقادات از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه ها و خطابه ها دنبال کنیم اکثر منتقدین بکار نگرفتن انسان‌های خوب( كه اين روزها جوانان انقلابي خطاب ميشوند ) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند . یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب می‌شوند ، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند .

♈️اولاً در هيچ جاي دنيا نظام اداري كارآمد و عاري از فساد مبتنی بر انسان‌های خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم . ثانیاً ، چرا به جای سیستم های خود کنترل به نظام های متکی بر انسان‌های خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم ، 

♈️الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است ، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند ، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد . ثالثاً ، در بين متهمان و محكومان فساد اداري هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشي سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد وجود ندارد  و به ظاهر همه هم ظواهري متشرع دارند . 

♈️نظام اداری ما به دلیل ساختار از اساس غلط  آن روز به روز ناکارآمد و فسادپذیرتر میشود ، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن قطعاً راه بجايي نخواهد برد . 

♈️سيستم هاي خوب انسانهاي بد را هم به درستكاري واميدارند و آدم هاي خوب در سيستم هاي بد دچار لغزش ميشوند . بي راه نيست اگر فاسدان نظام اداري را به نوعي قرباني سيستم هاي فساد پذير محسوب كنیم.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
VID-20220710-WA0011.mp4
12.5 MB
تفاوت سیستم مدیریت دولتی در ایران با کشورهای توسعه یافته در چیست؟ دکتر سیدمهدی الوانی( چهره ماندگار در مدیریت دولتی)