This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◾️بیست و سه سال از فقدان علامه جعفری گذشت 🌹 خدا رحمتش کند .
🌿بت تو، نفس هواپرور توست
که به صد گونه خطا رهبر توست
"جامی"
🌿لطفا بشنوید این حکایت زیبا را از زبان مرحوم علامه جعفری
.... گفتم امام رضا خودت میدونی من برای چی اومدم....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌿بت تو، نفس هواپرور توست
که به صد گونه خطا رهبر توست
"جامی"
🌿لطفا بشنوید این حکایت زیبا را از زبان مرحوم علامه جعفری
.... گفتم امام رضا خودت میدونی من برای چی اومدم....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴9 حقیقت زندگی که شما را با انگیزه نگه میدارد
🔸ما در دنیایی قانونمند و با قاعده زندگی می کنیم. به قول اسکاول شین در کتاب «چهار اثر»، زندگی صحنه پیکار نیست بلکه بازی است، و قطعا بازی زندگی نیز قواعد خاص خودش را دارد. هر کس که این قواعد را رعایت کند، برنده بازی است و هر کس که آن را نادیده بگیرد، تلاشش در عرصه زندگی محکوم به شکست است.
🔸در این مقاله قصد داریم به شما قوانین طلایی را برای بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء انگیزه شما مطرح کنیم. هر رفتاری را که تناسب بیشتری با تیپ شخصیتی شما دارد، برگزینید و آن رفتار را تبدیل به عادت زندگی خود نمایید تا شاهد حضور معجزه وار موفقیت و سعادت در زندگی خود باشید:
1️⃣ آشنایی و بکارگیری قانون 90-10
میزان اهمیت اتفاقاتی که در زندگی هر کس رخ می دهد تنها 10 درصد است، 90 درصد اصلی این اتفاقات، واکنش و رفتاری است که شما در قبال این اتفاقات در زندگی خود انجام می دهید. در زندگی همه ما اتفاقات خوب و یا بدی رخ می دهد، و از کنترل ما خارج است. اما چیزی که در مورد آن مختار هستیم، این است که انتخاب کنیم که چه واکنش مثبت یا منفی ای در قبال این رخدادها داشته باشیم.
2️⃣ بیشتر از آنچه که دریافت میکنید، بدهید
این بخشش و از خودگذشتگی می تواند به شکل بخشش زمان، غذا، استعدادها، آموزش و .... باشد. تجربه ثابت کرده است آنهایی که روح بخشنده تری دارند جسم سالمتر و زندگی بی دغدغه تری از سایرین دارند.
3️⃣ بیشتر از میزانی که قول دادهاید، تحویل بدهید
اگر همیشه سعی کنید که بیشتر از حدی که به انجام آن متعهد شده اید، کار انجام دهید، به این معنی است که موفق شده اید انتظارات دیگران را بیشتر از آنچه که از شما توقع دارند، برآورده سازید.
4️⃣ آنقدر پولدار نیستیم که جنس ارزون بخریم
این مثل فقط در مورد خرید اجناس صادق نیست. در مورد رفتارهای انسانی نیز این موضوع به شدت صدق می کند. باور داشته باشید که رفتارهای غیرعقلانی، تصویر شخصیتی شما را در ذهن دیگران ویران کرده و شما را به فردی بی ارزش تبدیل می کند.
5️⃣ بین زندگی شخصی و زندگی حرفه ای تان حد و مرزی را مشخص کنید
تلفیق زندگی شخصی و حرفه ای می تواند باعث بروز اشتباهات و آشفتگی هایی در زندگی شود که شما را به مرز جنون برساند. لذا توصیه می گردد حد مشخصی از زمان، پول و توجه تان را معطوف به هر دو جنبه آن بکنید.
6️⃣ کار بکنید برای اینکه زندگی کنید، نه زندگی برای کار
قطعاً کار و تلاش جزء جدایی ناپذیر زندگی هر انسان موفقی تلقی می شود. اما به خودتان اجازه ندهید که انجام کار بیش از حد و پایبندی به تعهدات کاریتان شما را از زندگی بازدارد. لذت بردن از لحظات زندگی باید دلیل اصلی کار و فعالیت شما باشد.
7️⃣ یا کاری را به درستی انجام دهید و یا اینکه هرگز آنرا انجام ندهید
کاری را انتخاب کنید که دوست دارید و از انجام آن احساس غرور و رضایت می کنید. تنها در این صورت است که در انجام آن به توفیق می رسید.
8️⃣ علاقه از پول قویتر است
هر انسانی علایق فراوان و منحصر به فردی دارد. علایق هر فرد برای خودش قابل ملاحظه و قابل احترام است. قطعاً دنبال کردن علاقه و انجام کارهایی که حس خوبی از انجامش داریم جریان پول را به طرز غیر منتظره ای وارد زندگی ما انسان ها می کند.
9️⃣ با ناملایمات زندگی کنار بیایید
در هنگام مواجه با اتفاقات ناگوار در زندگی خونسردی و متانت خود را حفظ کنید. سعی کنید تغییرات را پذیرا باشید و از آنها نهراسید. باور داشته باشید که اگر بتوانید خود را با تغییرات همگون سازید و ذهن خود را به تغییر عادت دهید، می توانید افق جدیدی را پیش روی خود گشوده و مسایل از چشم انداز مثبت آنها بررسی کنید.
✏️ منبع: success
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸ما در دنیایی قانونمند و با قاعده زندگی می کنیم. به قول اسکاول شین در کتاب «چهار اثر»، زندگی صحنه پیکار نیست بلکه بازی است، و قطعا بازی زندگی نیز قواعد خاص خودش را دارد. هر کس که این قواعد را رعایت کند، برنده بازی است و هر کس که آن را نادیده بگیرد، تلاشش در عرصه زندگی محکوم به شکست است.
🔸در این مقاله قصد داریم به شما قوانین طلایی را برای بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء انگیزه شما مطرح کنیم. هر رفتاری را که تناسب بیشتری با تیپ شخصیتی شما دارد، برگزینید و آن رفتار را تبدیل به عادت زندگی خود نمایید تا شاهد حضور معجزه وار موفقیت و سعادت در زندگی خود باشید:
1️⃣ آشنایی و بکارگیری قانون 90-10
میزان اهمیت اتفاقاتی که در زندگی هر کس رخ می دهد تنها 10 درصد است، 90 درصد اصلی این اتفاقات، واکنش و رفتاری است که شما در قبال این اتفاقات در زندگی خود انجام می دهید. در زندگی همه ما اتفاقات خوب و یا بدی رخ می دهد، و از کنترل ما خارج است. اما چیزی که در مورد آن مختار هستیم، این است که انتخاب کنیم که چه واکنش مثبت یا منفی ای در قبال این رخدادها داشته باشیم.
2️⃣ بیشتر از آنچه که دریافت میکنید، بدهید
این بخشش و از خودگذشتگی می تواند به شکل بخشش زمان، غذا، استعدادها، آموزش و .... باشد. تجربه ثابت کرده است آنهایی که روح بخشنده تری دارند جسم سالمتر و زندگی بی دغدغه تری از سایرین دارند.
3️⃣ بیشتر از میزانی که قول دادهاید، تحویل بدهید
اگر همیشه سعی کنید که بیشتر از حدی که به انجام آن متعهد شده اید، کار انجام دهید، به این معنی است که موفق شده اید انتظارات دیگران را بیشتر از آنچه که از شما توقع دارند، برآورده سازید.
4️⃣ آنقدر پولدار نیستیم که جنس ارزون بخریم
این مثل فقط در مورد خرید اجناس صادق نیست. در مورد رفتارهای انسانی نیز این موضوع به شدت صدق می کند. باور داشته باشید که رفتارهای غیرعقلانی، تصویر شخصیتی شما را در ذهن دیگران ویران کرده و شما را به فردی بی ارزش تبدیل می کند.
5️⃣ بین زندگی شخصی و زندگی حرفه ای تان حد و مرزی را مشخص کنید
تلفیق زندگی شخصی و حرفه ای می تواند باعث بروز اشتباهات و آشفتگی هایی در زندگی شود که شما را به مرز جنون برساند. لذا توصیه می گردد حد مشخصی از زمان، پول و توجه تان را معطوف به هر دو جنبه آن بکنید.
6️⃣ کار بکنید برای اینکه زندگی کنید، نه زندگی برای کار
قطعاً کار و تلاش جزء جدایی ناپذیر زندگی هر انسان موفقی تلقی می شود. اما به خودتان اجازه ندهید که انجام کار بیش از حد و پایبندی به تعهدات کاریتان شما را از زندگی بازدارد. لذت بردن از لحظات زندگی باید دلیل اصلی کار و فعالیت شما باشد.
7️⃣ یا کاری را به درستی انجام دهید و یا اینکه هرگز آنرا انجام ندهید
کاری را انتخاب کنید که دوست دارید و از انجام آن احساس غرور و رضایت می کنید. تنها در این صورت است که در انجام آن به توفیق می رسید.
8️⃣ علاقه از پول قویتر است
هر انسانی علایق فراوان و منحصر به فردی دارد. علایق هر فرد برای خودش قابل ملاحظه و قابل احترام است. قطعاً دنبال کردن علاقه و انجام کارهایی که حس خوبی از انجامش داریم جریان پول را به طرز غیر منتظره ای وارد زندگی ما انسان ها می کند.
9️⃣ با ناملایمات زندگی کنار بیایید
در هنگام مواجه با اتفاقات ناگوار در زندگی خونسردی و متانت خود را حفظ کنید. سعی کنید تغییرات را پذیرا باشید و از آنها نهراسید. باور داشته باشید که اگر بتوانید خود را با تغییرات همگون سازید و ذهن خود را به تغییر عادت دهید، می توانید افق جدیدی را پیش روی خود گشوده و مسایل از چشم انداز مثبت آنها بررسی کنید.
✏️ منبع: success
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✔️دو التزام مهّم زندگی انسانی..
✍️مصطفی ملکیان
ما در واقع دو التزام (مهّم) در زندگی داریم:
1️⃣ یکی کشف و اعلام حقیقت (کشف حقیقت مربوط به ساحت باور و عقاید و اعلام حقیقت مربوط به به ساحت گفتار)
2️⃣ و دیگری کاهش درد و رنج (مربوط به ساحت کردار)
🔹یکی اینکه باید به نحوی زندگی کنیم که تا میتوانیم حقایق بیشتری را بشناسیم و بعد از شناخت، آنها را به دیگران نیز اعلام بکنیم و دیگری هم کاهش درد و رنج. یعنی به نحوی زندگی کنیم که لااقل از زندگی کردن ما درد و رنج دیگران افزوده نشود، بلکه حتیالمقدور کاسته هم بشود. یعنی، من جوری زندگی کنم که وقتی از دنیا میروم بگویند آمدن این آدم به دنیا ذرهای از درد و رنج جهان کم کرد. این دو، وظیفۀ هر انسان شریفی است. امّا بعضی وقتها این دو خواست با هم تعارض پیدا میکنند.
🔹 یعنی، ممکن است حقیقتی را کشف کنم که اگر آن را به گوش شما برسانم درد و رنج شما افزایش یابد. و از آن طرف، ممکن است درد و رنجی وجود داشته باشد که من بخواهم آن را کاهش دهم، ولی فقط به قیمت کتمان یک حقیقت بتوانم چنین کنم. به نظر من بزرگترین وجۀ تراژیک روشنفکری همین است. وقتی یک روشنفکر، که دغدغهاش کاستن درد و رنج مردم است، با حقیقتی مواجه میشود که اگر آن را به اطلاع مردم برساند درد و رنجشان افزایش پیدا می کند، چه باید بکند؟ و همینطور است اگر بخواهد درد و رنج خاصی را از مردم بکاهد ولی لازمهاش مخفی نگه داشتن حقیقتی باشد. جواب خود من این است که کشف حقیقت و اعلاماش مقدم است.
🔹 انسانها باید خودشان را با حقیقت سازگار کنند؛ من چه کنم که کسانی نابالغ هستند..! وقتی بچۀ من نابالغ است من نباید تا آخر عمر به عدم بلوغاش تن بدهم. بالاخره باید یک وقتی او را از جهالت کودکی نجات بدهم. او در مرز بلوغ و عدم بلوغاش چیزهایی را میفهمد که رنجاش را افزایش میدهد، ولی چارهای جز این نیست و او بالاخره باید به بلوغ برسد.»
❇️ سنّت و سکولاریسم | صفحۀ ۲۹۵ تا صفحۀ ۲۹۷ | کتاب «راهی به رهایی» |صفحۀ ۹ تا ۲۳
✍️مصطفی ملکیان
ما در واقع دو التزام (مهّم) در زندگی داریم:
1️⃣ یکی کشف و اعلام حقیقت (کشف حقیقت مربوط به ساحت باور و عقاید و اعلام حقیقت مربوط به به ساحت گفتار)
2️⃣ و دیگری کاهش درد و رنج (مربوط به ساحت کردار)
🔹یکی اینکه باید به نحوی زندگی کنیم که تا میتوانیم حقایق بیشتری را بشناسیم و بعد از شناخت، آنها را به دیگران نیز اعلام بکنیم و دیگری هم کاهش درد و رنج. یعنی به نحوی زندگی کنیم که لااقل از زندگی کردن ما درد و رنج دیگران افزوده نشود، بلکه حتیالمقدور کاسته هم بشود. یعنی، من جوری زندگی کنم که وقتی از دنیا میروم بگویند آمدن این آدم به دنیا ذرهای از درد و رنج جهان کم کرد. این دو، وظیفۀ هر انسان شریفی است. امّا بعضی وقتها این دو خواست با هم تعارض پیدا میکنند.
🔹 یعنی، ممکن است حقیقتی را کشف کنم که اگر آن را به گوش شما برسانم درد و رنج شما افزایش یابد. و از آن طرف، ممکن است درد و رنجی وجود داشته باشد که من بخواهم آن را کاهش دهم، ولی فقط به قیمت کتمان یک حقیقت بتوانم چنین کنم. به نظر من بزرگترین وجۀ تراژیک روشنفکری همین است. وقتی یک روشنفکر، که دغدغهاش کاستن درد و رنج مردم است، با حقیقتی مواجه میشود که اگر آن را به اطلاع مردم برساند درد و رنجشان افزایش پیدا می کند، چه باید بکند؟ و همینطور است اگر بخواهد درد و رنج خاصی را از مردم بکاهد ولی لازمهاش مخفی نگه داشتن حقیقتی باشد. جواب خود من این است که کشف حقیقت و اعلاماش مقدم است.
🔹 انسانها باید خودشان را با حقیقت سازگار کنند؛ من چه کنم که کسانی نابالغ هستند..! وقتی بچۀ من نابالغ است من نباید تا آخر عمر به عدم بلوغاش تن بدهم. بالاخره باید یک وقتی او را از جهالت کودکی نجات بدهم. او در مرز بلوغ و عدم بلوغاش چیزهایی را میفهمد که رنجاش را افزایش میدهد، ولی چارهای جز این نیست و او بالاخره باید به بلوغ برسد.»
❇️ سنّت و سکولاریسم | صفحۀ ۲۹۵ تا صفحۀ ۲۹۷ | کتاب «راهی به رهایی» |صفحۀ ۹ تا ۲۳
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
- تورم و تضاد منافع دولت و ملت در ایران
متأسفانه در خطیرترین مسئله، یعنی مسئلۀ مالی، تضاد منافع میان مردم و دولت وجود دارد. چیزی که به نفع ماست، به ضرر دولت است و چیزی که به ضرر ماست، به نفع دولت است. بزرگترین مشکلی که گریبان مردم را گرفته «تورم» است. زمانی میگفتیم بعضیها یک قرن برای خرید خانه باید کار و پسانداز کنند، امروز نگران تهماندۀ سفرۀ مردمیم. و همۀ اینها معلول تورمی است که یک ریشهاش در اقتصاد و ریشۀ دیگرش در سیاست (داخلی و خارجی) است. اما در همین مسئلۀ تورم، میان مردم و دولت تضاد منافع وجود دارد.
بگذارید مثال بزنم: همیشه بخش کوچکی از جامعه از تورم منتفع میشود. یکبهیک این اقشار را نام نمیبرم، اما یکی از این اقشار کسانیاند که «وام» گرفتهاند. هر چه تورم بیشتر باشد، فرد وامگیرنده بیشتر سود میکند. بگذارید مثال بزنم: شما ده سال پیش ۵۰ میلیون وام میگرفتید و با آن خانهای میخریدید. هر سال که میگذرد به دلیل تورم، اقساطی که باید ماهانه پرداخت کنید، ناچیزتر میشود. درست است که روی وام باید سود بدهید، اما نرخ تورم از سود وام بیشتر است - خیلی بیشتر! برای مثال، دادن ماهی ۵۰۰ هزار تومان ده سال پیش برای شما سخت بود، اما این مبلغ پس از چند سال ناچیزی میشود. از دیگر سو، در پی تورم، بهای خانهای که خریدید نیز چند برابر شده است!
حالا چه کسانی از تورم افسارگسیخته بیشترین سود را میبرند؟ کسانی که به مدد روابط و زدوبند کلانترین وامها را از بانکها میگیرند و املاک گسترده میخرند و سپس با فروش بخش بسیار ناچیزی از آن املاک همۀ آن بدهیها را میپردازند و به ریش ملت میخندند. هر چه تورم بیشتر باشد، اینان راضیترند! حال آیا این ابربدهکاران بانکی نباید از وضع نابسامان اقتصادی موجود راضی باشند و اگر توانش را داشته باشند، به آن دامن بزنند و حتی در مسیرِ بهبود این وضع سنگاندازی کنند؟
اما یک پرسش! بزرگترین بدهکار ایران کیست؟ بعید است ندانید «دولت» بزرگترین بدهکار است! طبق آخرین رقمی که سراغ داشتم، دولت ۵۸۸ هزار میلیارد تومان بدهکار است. جدای از اینکه ریشوقیچیِ چاپ پول دست دولت است (که خود عامل تورم است)، این نرخ تورم به نفع دولت تمام میشود. دولت در اینجا، مانند همان بدهکارانی است که ملک و طلا و دلار فراوان دارند و با گذر زمان میتوانند با فروختن یک تکه از گنجینهشان بدهیهای بیارزششدۀ پیشین را راحت بپردازند.
دولت نشان داد حتی اگر بخواهد، توان مهار تورم را ندارد، اما چرا ناراحت باشد؟ مگر ضرر میکند؟!
✍ نویسنده و مترجم؛ مهدی تدینی،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
متأسفانه در خطیرترین مسئله، یعنی مسئلۀ مالی، تضاد منافع میان مردم و دولت وجود دارد. چیزی که به نفع ماست، به ضرر دولت است و چیزی که به ضرر ماست، به نفع دولت است. بزرگترین مشکلی که گریبان مردم را گرفته «تورم» است. زمانی میگفتیم بعضیها یک قرن برای خرید خانه باید کار و پسانداز کنند، امروز نگران تهماندۀ سفرۀ مردمیم. و همۀ اینها معلول تورمی است که یک ریشهاش در اقتصاد و ریشۀ دیگرش در سیاست (داخلی و خارجی) است. اما در همین مسئلۀ تورم، میان مردم و دولت تضاد منافع وجود دارد.
بگذارید مثال بزنم: همیشه بخش کوچکی از جامعه از تورم منتفع میشود. یکبهیک این اقشار را نام نمیبرم، اما یکی از این اقشار کسانیاند که «وام» گرفتهاند. هر چه تورم بیشتر باشد، فرد وامگیرنده بیشتر سود میکند. بگذارید مثال بزنم: شما ده سال پیش ۵۰ میلیون وام میگرفتید و با آن خانهای میخریدید. هر سال که میگذرد به دلیل تورم، اقساطی که باید ماهانه پرداخت کنید، ناچیزتر میشود. درست است که روی وام باید سود بدهید، اما نرخ تورم از سود وام بیشتر است - خیلی بیشتر! برای مثال، دادن ماهی ۵۰۰ هزار تومان ده سال پیش برای شما سخت بود، اما این مبلغ پس از چند سال ناچیزی میشود. از دیگر سو، در پی تورم، بهای خانهای که خریدید نیز چند برابر شده است!
حالا چه کسانی از تورم افسارگسیخته بیشترین سود را میبرند؟ کسانی که به مدد روابط و زدوبند کلانترین وامها را از بانکها میگیرند و املاک گسترده میخرند و سپس با فروش بخش بسیار ناچیزی از آن املاک همۀ آن بدهیها را میپردازند و به ریش ملت میخندند. هر چه تورم بیشتر باشد، اینان راضیترند! حال آیا این ابربدهکاران بانکی نباید از وضع نابسامان اقتصادی موجود راضی باشند و اگر توانش را داشته باشند، به آن دامن بزنند و حتی در مسیرِ بهبود این وضع سنگاندازی کنند؟
اما یک پرسش! بزرگترین بدهکار ایران کیست؟ بعید است ندانید «دولت» بزرگترین بدهکار است! طبق آخرین رقمی که سراغ داشتم، دولت ۵۸۸ هزار میلیارد تومان بدهکار است. جدای از اینکه ریشوقیچیِ چاپ پول دست دولت است (که خود عامل تورم است)، این نرخ تورم به نفع دولت تمام میشود. دولت در اینجا، مانند همان بدهکارانی است که ملک و طلا و دلار فراوان دارند و با گذر زمان میتوانند با فروختن یک تکه از گنجینهشان بدهیهای بیارزششدۀ پیشین را راحت بپردازند.
دولت نشان داد حتی اگر بخواهد، توان مهار تورم را ندارد، اما چرا ناراحت باشد؟ مگر ضرر میکند؟!
✍ نویسنده و مترجم؛ مهدی تدینی،
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
☄نقطه امن این جامعه کجاست؟
ما در جهان مخاطره آمیزی زندگی می کنیم که آبستن بحران های متفاوتی است که احتمال زایش بحران ها هر روز بیشتر و بیشتر می شود. از فجايع زیستی محیطی گرفته تا گرسنگی فراگیر، از جنگ های منطقه ای تا جنگ های جهانی، جنگ هايی با ابزارهای تسلیحاتی متفاوت همچون بمب های هسته ای و.... که می تواند در اثر حماقت یکی از رهبران سیاسی، اکثر کشورها و جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
اما نگاه هم از چشم انداز جهانی نیست بلکه در گستره یک جغرافیا به نام ایران است. اینکه در این جهان مخاطره آمیز ما در کشوری زندگی می کنیم که به قول اولریش بک جامعه شناس آلمانی جامعه_خطر_خیز است که در سایه بی تدبیری ها و زیر سلطه یک حکمرانی بد از يک طرف و از طرف دیگر فشارهای بین المللي الخصوص جوامع غربی و هم پیمانان آنها در منطقه این وضعیت این جامعه را در شرایط دشواری قرار داده است که اکنونیت و آینده این جامعه را با چالش های اساسی درگیر کرده است.
چالش امنیت در همه سطوح یکی از بنیادی ترین چالش های اساسی این جامعه محسوب می شود که چشم بستن به آن مخاطرات جبران ناپذیری را در سر راه این جامعه هشتاد میلیونی قرار داده است.
سوال بنیادین من با این پرسش آغاز می شود.
نقطه امن این جامعه کجاست؟
سیاست، اقتصاد، فرهنگ، بهداشت، امنیت فردی و اجتماعی،سايبري،علمی،نظامی، امنیت ملی، منافع ملی و.. در کدام یک از این سطوح خرد و کلان ما با چالش امنیتی مواجه نیستیم؟
علیرضاهمدست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ما در جهان مخاطره آمیزی زندگی می کنیم که آبستن بحران های متفاوتی است که احتمال زایش بحران ها هر روز بیشتر و بیشتر می شود. از فجايع زیستی محیطی گرفته تا گرسنگی فراگیر، از جنگ های منطقه ای تا جنگ های جهانی، جنگ هايی با ابزارهای تسلیحاتی متفاوت همچون بمب های هسته ای و.... که می تواند در اثر حماقت یکی از رهبران سیاسی، اکثر کشورها و جمعیت جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
اما نگاه هم از چشم انداز جهانی نیست بلکه در گستره یک جغرافیا به نام ایران است. اینکه در این جهان مخاطره آمیز ما در کشوری زندگی می کنیم که به قول اولریش بک جامعه شناس آلمانی جامعه_خطر_خیز است که در سایه بی تدبیری ها و زیر سلطه یک حکمرانی بد از يک طرف و از طرف دیگر فشارهای بین المللي الخصوص جوامع غربی و هم پیمانان آنها در منطقه این وضعیت این جامعه را در شرایط دشواری قرار داده است که اکنونیت و آینده این جامعه را با چالش های اساسی درگیر کرده است.
چالش امنیت در همه سطوح یکی از بنیادی ترین چالش های اساسی این جامعه محسوب می شود که چشم بستن به آن مخاطرات جبران ناپذیری را در سر راه این جامعه هشتاد میلیونی قرار داده است.
سوال بنیادین من با این پرسش آغاز می شود.
نقطه امن این جامعه کجاست؟
سیاست، اقتصاد، فرهنگ، بهداشت، امنیت فردی و اجتماعی،سايبري،علمی،نظامی، امنیت ملی، منافع ملی و.. در کدام یک از این سطوح خرد و کلان ما با چالش امنیتی مواجه نیستیم؟
علیرضاهمدست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Audio
فایل صوتی سخنرانی پروفسور الوانی با موضوع تحولات قرن حاضر و آثار آن بر مدیریت دولتی
۲۳ خرداد ۱۴۰۱
مرکز آموزش مدیریت دولتی ایران
۲۳ خرداد ۱۴۰۱
مرکز آموزش مدیریت دولتی ایران
Forwarded from Dr.shahbolaghi
اقتصاد سیاسی، تورم
در علم اقتصاد، تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمت های کالاها و خدمات به طور مداوم درطول سال تعریف می شود. افزایش تورم در ایران به سیاسی ترین پدیده جامعه تبدیل، وباعث اعتراض مردم شده، چون قدرت خرید مردم کاهش ، ارزش پول ملی به طور فزاینده کاهش ، سفره ها مردم کوچک، و تعداد کالاهای که در سبد مصرفی مردم تعریف شده کمتر شده است،چون مردم نمی توانند بین درآمد ها و هزینه هایش توازن بر قرار کنند، و انتظارات تورمی افزایش،عدم ثبات در زندگی مردم ، ما تحصیل کرده های اقتصاد در بخش کلان اقتصادی تورم را در ایران ناشی از کسری بودجه ، استقراض دولت از بانک مرکزی، افزایش نقدینگی ناشی افزایش پایه پولی ، چاپ و نشر اسکناس، از طریق بانک مرکزی می دانیم، و هم چنین منفی بودن تولید ناخالص داخلی ، افزایش هزینه های تولید، تورم وارداتی و کاهش منابع ارزی وصادرات کالاها مرئی به خارج،فشار تقاضا نسبت به عرضه،توزیع نامناسب کالاها، علل بنیانی اقتصاد،وعلل عارضی مانند خشک سالی ، سیل و جنگ هاو انقلابات،بحرانهای سیاسی و اجتماعی و تحریمها در طول این سالها می تواند در افزایش تورم تاثیر گذار باشد،در ایران انچه خیلی مهم است شکاف بین در آمد های کل و هزینه های کل دولتی، همان عدم تعادل بین درآمد ها و هزینه های دولتی است، که باعث کسری بودجه دولت می شود.برای کسری بودجه دولت ها راهکار های مختلفی وجود دارد، در اقتصاد کلان راههای جبران کسری بودجه :
۱-فروش اوراق قرضه از طریق بانک ها
۲-استقراض از بانک مرکزی
۳-انتشار اسکناس و نشر ان از طریق بانک مرکزی
۴-گرفتن وام از منابع خارجی
۵-استفاده از کمک های مردمی
۶-کاهش سرمایه گذاری زیر بنایی و مولد
۷-فروش املاک دولتی
۸- افزایش قیمت خدمات دولتی ، کاهش یا قطع یارانه ها
۹-افزایش مالیات ها
۱۰-کاهش هزینه های دولتی
با توجه به بحران اقتصادی در ایران چون کاهش هزینه ها یا افزایش درآمد کار ساز نیست، چون رابطه بین ملت ودولت شفاف نیست، و اختلاس هزاران نفر یا رانت خواران در گذشته فساد سیستماتیک در اقتصاد ایران باعث سلب اعتماد مردم شده است، آیا با کاهش هزینه دولت ، مردم برای تحمل ریاضت اقتصادی به قصد عبور از بحران را تحمل دارد؟اینکه کارمندان راضی باشند، حقوقشان کاهش یا در اثر تورم افزایش نیابد که نامش ریاضت اقتصادی است، قبول دارند ؟که اعتراض نکنند این همان بعد سیاسی تورم است،از موارد قید شده منابع در آمدی برای کسری بودجه فقط فعلا از طریق انتشار اوراق قرضه، کمک های مردمی و فروش املاک دولتی ممکن است، کارساز باشد، این هم اگر اتفاق افتد باز نمی تواند کسری این همه بودجه را تامین کند، چون بازار بورس هم چندان تعریفی ندارد.
در اقتصاد کلان تاکید شده، در زمان تورم ورکود دولت های سیاست های مالی و پولی انبساطی و انقباظی را به کار گیرند، یعنی در زمان تورم سیاست مالی انقباظی همان کاهش هزینه های دولتی و افزایش مالیات ها و در زمان رکود افزایس هزینه ها و کاهش مالیات را عملی کنند، ودرسیاست پولی در زمان تورم، به افزایش نرخ ذخیره قانونی، و نرخ تنزیل مجدد، و کاهش اعتبارات بانکی و عدم افزایش پایه پولی را عملیاتی کنند، آیا در ایران تنها راه چاره برای جبران کسری بودجه استقراض از بانک مرکزی و انتشار اسکناس به خاطر سیاست های غلط مدیران کلان اقتصادی و سیاسی در گذشته این همه بحران اقتصادی برای کشور ومردم ایجاد کردند، خواهد بود؟ تورم نقطه به نقطه فروردین ماه امسال نسبت به اسفند سال گذشته ۴۶/۳ درصد است ، با توجه به تورم شدید در پانزده روز اردیبهشت امسال که قیمت چند کالای اساسی چند برابر شده است ، ملت نگران اینده اقتصاد رفاه خود هستند، دولت هم به وعده های انتخاباتی خود عمل نکرده است، پیش بینی اقتصاد دانان تورم امسال بالای پنجاه درصد است ،که خیلی خطر ناک وفقر عمومی را تشدید خواهد کرد. احتمال اعتراض عمومی را فراهم می کند. دولت باید قیمت کالاهای اساسی و مصرفی را بر اساس سال گذشته ثابت نگه دارد، در غیر این صورت اگر این سیاست ها اقتصادی و لغو ارز ۴۲۰۰ تومانی ادامه پیدا کند، تورم تشدید می شود ، دچار ابر تورم خواهیم شد، و امنیت غذایی ملت به خطر خواهد افتاد.
دکتر محرم شاه بلاغی
۱۴۰۱/۲/۱۷
در علم اقتصاد، تورم یعنی افزایش سطح عمومی قیمت های کالاها و خدمات به طور مداوم درطول سال تعریف می شود. افزایش تورم در ایران به سیاسی ترین پدیده جامعه تبدیل، وباعث اعتراض مردم شده، چون قدرت خرید مردم کاهش ، ارزش پول ملی به طور فزاینده کاهش ، سفره ها مردم کوچک، و تعداد کالاهای که در سبد مصرفی مردم تعریف شده کمتر شده است،چون مردم نمی توانند بین درآمد ها و هزینه هایش توازن بر قرار کنند، و انتظارات تورمی افزایش،عدم ثبات در زندگی مردم ، ما تحصیل کرده های اقتصاد در بخش کلان اقتصادی تورم را در ایران ناشی از کسری بودجه ، استقراض دولت از بانک مرکزی، افزایش نقدینگی ناشی افزایش پایه پولی ، چاپ و نشر اسکناس، از طریق بانک مرکزی می دانیم، و هم چنین منفی بودن تولید ناخالص داخلی ، افزایش هزینه های تولید، تورم وارداتی و کاهش منابع ارزی وصادرات کالاها مرئی به خارج،فشار تقاضا نسبت به عرضه،توزیع نامناسب کالاها، علل بنیانی اقتصاد،وعلل عارضی مانند خشک سالی ، سیل و جنگ هاو انقلابات،بحرانهای سیاسی و اجتماعی و تحریمها در طول این سالها می تواند در افزایش تورم تاثیر گذار باشد،در ایران انچه خیلی مهم است شکاف بین در آمد های کل و هزینه های کل دولتی، همان عدم تعادل بین درآمد ها و هزینه های دولتی است، که باعث کسری بودجه دولت می شود.برای کسری بودجه دولت ها راهکار های مختلفی وجود دارد، در اقتصاد کلان راههای جبران کسری بودجه :
۱-فروش اوراق قرضه از طریق بانک ها
۲-استقراض از بانک مرکزی
۳-انتشار اسکناس و نشر ان از طریق بانک مرکزی
۴-گرفتن وام از منابع خارجی
۵-استفاده از کمک های مردمی
۶-کاهش سرمایه گذاری زیر بنایی و مولد
۷-فروش املاک دولتی
۸- افزایش قیمت خدمات دولتی ، کاهش یا قطع یارانه ها
۹-افزایش مالیات ها
۱۰-کاهش هزینه های دولتی
با توجه به بحران اقتصادی در ایران چون کاهش هزینه ها یا افزایش درآمد کار ساز نیست، چون رابطه بین ملت ودولت شفاف نیست، و اختلاس هزاران نفر یا رانت خواران در گذشته فساد سیستماتیک در اقتصاد ایران باعث سلب اعتماد مردم شده است، آیا با کاهش هزینه دولت ، مردم برای تحمل ریاضت اقتصادی به قصد عبور از بحران را تحمل دارد؟اینکه کارمندان راضی باشند، حقوقشان کاهش یا در اثر تورم افزایش نیابد که نامش ریاضت اقتصادی است، قبول دارند ؟که اعتراض نکنند این همان بعد سیاسی تورم است،از موارد قید شده منابع در آمدی برای کسری بودجه فقط فعلا از طریق انتشار اوراق قرضه، کمک های مردمی و فروش املاک دولتی ممکن است، کارساز باشد، این هم اگر اتفاق افتد باز نمی تواند کسری این همه بودجه را تامین کند، چون بازار بورس هم چندان تعریفی ندارد.
در اقتصاد کلان تاکید شده، در زمان تورم ورکود دولت های سیاست های مالی و پولی انبساطی و انقباظی را به کار گیرند، یعنی در زمان تورم سیاست مالی انقباظی همان کاهش هزینه های دولتی و افزایش مالیات ها و در زمان رکود افزایس هزینه ها و کاهش مالیات را عملی کنند، ودرسیاست پولی در زمان تورم، به افزایش نرخ ذخیره قانونی، و نرخ تنزیل مجدد، و کاهش اعتبارات بانکی و عدم افزایش پایه پولی را عملیاتی کنند، آیا در ایران تنها راه چاره برای جبران کسری بودجه استقراض از بانک مرکزی و انتشار اسکناس به خاطر سیاست های غلط مدیران کلان اقتصادی و سیاسی در گذشته این همه بحران اقتصادی برای کشور ومردم ایجاد کردند، خواهد بود؟ تورم نقطه به نقطه فروردین ماه امسال نسبت به اسفند سال گذشته ۴۶/۳ درصد است ، با توجه به تورم شدید در پانزده روز اردیبهشت امسال که قیمت چند کالای اساسی چند برابر شده است ، ملت نگران اینده اقتصاد رفاه خود هستند، دولت هم به وعده های انتخاباتی خود عمل نکرده است، پیش بینی اقتصاد دانان تورم امسال بالای پنجاه درصد است ،که خیلی خطر ناک وفقر عمومی را تشدید خواهد کرد. احتمال اعتراض عمومی را فراهم می کند. دولت باید قیمت کالاهای اساسی و مصرفی را بر اساس سال گذشته ثابت نگه دارد، در غیر این صورت اگر این سیاست ها اقتصادی و لغو ارز ۴۲۰۰ تومانی ادامه پیدا کند، تورم تشدید می شود ، دچار ابر تورم خواهیم شد، و امنیت غذایی ملت به خطر خواهد افتاد.
دکتر محرم شاه بلاغی
۱۴۰۱/۲/۱۷
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (پیوند نگار)
📚آمار تکان دهنده وضعیت مطالعه در کشور؛
📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکاندهندهای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است.»
📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتابهای غیردرسی لحاظ میشود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که بهعنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.
📗سادهتر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰میلیوننفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقهای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام میشود. از این میزان بهطور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت میرسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و میتوان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتابهای خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.
📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانشآموزان را به مطالعه تشویق نمیکند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام میدهد.
📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، ما نباید یک سلسله حرفهای کلیشهای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه هایی هستند که فرهنگ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیختهتر میکنند.
📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
📘وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی در حاشیه هفته کتابخوانی در مشهد خبرهای مهم و در عین حال تکاندهندهای را بیان کرده است. او گفته «تقریبا" شصت درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند». با این حساب یعنی چیزی در حدود پنجاه میلیون نفر از جمعیت هشتاد میلیونی ایران، با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند. او همچنین گفته «سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است.»
📕طبق آمار وزیر، تنها ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر در ایران مطالعه غیردرسی دارند. در محاسبه سرانه مطالعه هم عموما مطالعه کتابهای غیردرسی لحاظ میشود. بنابراین آن ۵/ ۱۲ دقیقه که بهعنوان سرانه مطالعه در ایران اعلام شده است، در واقع میزان مطالعه آن ۳۰ میلیون نفر است که بر جمعیت کل کشور تقسیم شده.
📗سادهتر بگوییم یعنی بار این ۵۰ میلیون نفر هم بر دوش آن ۳۰میلیوننفر است. سرانه مطالعه ۵/ ۱۲ دقیقهای به این معنی است که درایران ۸۰ میلیون نفری، هر روز بیش از ۵/ ۱۶میلیون ساعت مطالعه انجام میشود. از این میزان بهطور میانگین به هر یک نفر، ۵/ ۱۲ دقیقه وقت میرسد. اما این تعریف لزوما و همیشه صادق نیست و میتوان به جای مدت زمان مطالعه از تعداد کتابهای خوانده شده یا تعداد صفحات خوانده شده در طول روز نیز برای تعریف سرانه مطالعه بهره جست.
📕طبق آمارهایی که در سال گذشته از میزان مطالعه کتاب در کشورهای جهان هنوز منتشر شده است، بیشترین زمان اختصاص داده شده برای مطالعه کتاب در بین مردمان جهان مربوط به کشور فنلاند با ۴۴ دقیقه در روز بوده است. بعد از فنلاند، کشورهای استونی، آلمان، هلند و نروژ با سرانه مطالعه بیش از نیم ساعت در روز قرار دارند.
مطالعه فقط در بین شمار اندکی از ایرانیان جریان دارد و حتی بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان نیز جز کتاب درسی، مطالعه دیگری ندارند. نظام آموزشی نیز دانشآموزان را به مطالعه تشویق نمیکند و از سوی دیگر محصولات فرهنگی و کتاب جزو کالاهای لوکس به شمار رفته و در سبد خانوارها قرار ندارد. در این وضعیت کودک و نوجوان فقط برای رفع تکلیف و آن هم از روی اجبار تکالیف درسی را انجام میدهد.
📚طبق گفته پروفسور مصطفی ملکیان ؛
عقب ماندگی ما ایرانیان ریشه درکمبود مطالعه دارد ما باید رشد کنیم، با تکرار در حرفهای گذشته رشد نمیکنیم، ما نباید یک سلسله حرفهای کلیشهای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.
📚اساسی ترین راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.
پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به مادهٔ خام دارد و مادهٔ آن مطالعه است. باید کتابهایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالعه، مطالب درسی، فیزیک، شیمی و سایر علوم تجربی درست است که معلومات ما را افزایش میدهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمیدهد. ما باید در حوزهٔ علوم انسانی، روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزهٔ دین مطالعه کنیم. اینها حوزه هایی هستند که فرهنگ ما را می سازند رشد می دهند و ما را فرهیختهتر میکنند.
📘کتاب خواندن با سرچ کردن در سایتها متفاوت است. یادگیری با مطالعهٔ کتاب میسر میشود. حتی در حوزهٔ سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.
📚با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
Forwarded from HR 34000
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روش، عقل و نبوغ انسانی
کدامیک از سه مورد بالا در عالم انسانی اصالت دارد؟
در نظام آموزشی کدام مورد برای حل مسائل ارجحیت دارد؟
تعادل بین روش و ضد روش را چگونه ایجاد کنیم؟
پیشانی عفو تو را پرچین نسازد جرم ما
آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها؟
با عقل گشتم همسفر یک کوچه راه از بیکسی
شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلالها
یادی از شرف اهل قلم استاد دکتر حسن میرزایی اهرنجانی
از راست به چپ استادان عزیز و ناب بنده:
استاد دکتر محمدجواد ایروانی
استاد دکتر حسن میرزایی اهرنجانی
استاد دکتر محمدسعید تسلیمی
استاد دکتر منوچهر شجاعی
پنجم مردادماه ۱۳۸۳
https://www.instagram.com/gholipouraryan
کدامیک از سه مورد بالا در عالم انسانی اصالت دارد؟
در نظام آموزشی کدام مورد برای حل مسائل ارجحیت دارد؟
تعادل بین روش و ضد روش را چگونه ایجاد کنیم؟
پیشانی عفو تو را پرچین نسازد جرم ما
آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها؟
با عقل گشتم همسفر یک کوچه راه از بیکسی
شد ریشه ریشه دامنم از خار استدلالها
یادی از شرف اهل قلم استاد دکتر حسن میرزایی اهرنجانی
از راست به چپ استادان عزیز و ناب بنده:
استاد دکتر محمدجواد ایروانی
استاد دکتر حسن میرزایی اهرنجانی
استاد دکتر محمدسعید تسلیمی
استاد دکتر منوچهر شجاعی
پنجم مردادماه ۱۳۸۳
https://www.instagram.com/gholipouraryan
Forwarded from با اساتید اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا نهادهای دموکراتیک برای توسعه پایدار ضروری است؟
✍🏻 دارون عجماغلو، اقتصاددان امریکایی ارمنیتبار زاده ترکیه است. او را به عنوان یکی از ۱۰ اقتصاددان پراستناد جهان میشناسند. کتاب مشهور او «چرا ملتها شکست میخورند: ریشههای قدرت، شکوفایی و فقر» که برای خوانندگان غیرمتخصص نوشته شده، یکی از پرفروشترین کتابهای قرن بیستویکم است.
🔻عجماغلو در این مصاحبه درباره ضرورت نهادهای دموکراتیک و عوامل لازم دیگر برای توسعه اقتصادی پایدار توضیح میدهد.
ترجمه و زیرنویس: علی نانوایی
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
✍🏻 دارون عجماغلو، اقتصاددان امریکایی ارمنیتبار زاده ترکیه است. او را به عنوان یکی از ۱۰ اقتصاددان پراستناد جهان میشناسند. کتاب مشهور او «چرا ملتها شکست میخورند: ریشههای قدرت، شکوفایی و فقر» که برای خوانندگان غیرمتخصص نوشته شده، یکی از پرفروشترین کتابهای قرن بیستویکم است.
🔻عجماغلو در این مصاحبه درباره ضرورت نهادهای دموکراتیک و عوامل لازم دیگر برای توسعه اقتصادی پایدار توضیح میدهد.
ترجمه و زیرنویس: علی نانوایی
🌐 کانال با اساتید اقتصاد
Forwarded from جمهوریت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♈️ یکی از مشکلات عدیده حکمرانی در کشور ما که زمینه ایجاد فساد ساختاری و رانتخواری ها و ویژه خواری های کلان را به وجود آورده است، عدم شفافیت در عملکرد تمامی نهادهای قانونی و رسمی، بویژه نهادهای اجرایی در دولت است،
🔰 ایشان، جناب آقای شریعتی نیاسر، نماینده مجلس و از اعضای یکی از کمیسیون های مالی مجلس شورای اسلامی ( کمیسیون تلفیق) هستند که در حال تشریح وضعیت مبهم درآمدهای یک بخش نسبتا کوچک اقتصاد کشور( شرکت گاز) در وزرات نفت و نامشخص بودن سرنوشت درآمدهای۹۰ هزار میلیارد تومانی این شرکت و مبهم بودن محل هزینه این بودجه عظیم عمومی است ،
بله، درست شنیدید ، رقم مورد بحث، ۹۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان است ‼️‼️
نیاز به توضیح بیشتر نیست، با شنیدن صحبت های آقای شریفی ، به عمق فاجعه پی خواهید برد .
🔰 این وضعیت بخشی از بودجه عمومی در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و در دولت آقای رئیسی است و متاسفانه در دولت های قبل هم همین روند وجود داشته،
از همین رو اساتید سیاست و حقوق، اذعان دارند که تا زمانی که اصلاحات بنیادین در کشور صورت نگیرد، با تغییر افراد و دولت ها، شاهد وضعیت متفاوتی در جامعه نخواهیم بود .
#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
🔰 ایشان، جناب آقای شریعتی نیاسر، نماینده مجلس و از اعضای یکی از کمیسیون های مالی مجلس شورای اسلامی ( کمیسیون تلفیق) هستند که در حال تشریح وضعیت مبهم درآمدهای یک بخش نسبتا کوچک اقتصاد کشور( شرکت گاز) در وزرات نفت و نامشخص بودن سرنوشت درآمدهای۹۰ هزار میلیارد تومانی این شرکت و مبهم بودن محل هزینه این بودجه عظیم عمومی است ،
بله، درست شنیدید ، رقم مورد بحث، ۹۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان است ‼️‼️
نیاز به توضیح بیشتر نیست، با شنیدن صحبت های آقای شریفی ، به عمق فاجعه پی خواهید برد .
🔰 این وضعیت بخشی از بودجه عمومی در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ و در دولت آقای رئیسی است و متاسفانه در دولت های قبل هم همین روند وجود داشته،
از همین رو اساتید سیاست و حقوق، اذعان دارند که تا زمانی که اصلاحات بنیادین در کشور صورت نگیرد، با تغییر افراد و دولت ها، شاهد وضعیت متفاوتی در جامعه نخواهیم بود .
#جمهوریت
⚛ @jomhuriyat
Forwarded from مصطفی ملکیان
✅ معرفی کتاب شادکام زیستن|کسونیا لوبامیرسکی|#کتاب توصیه شده توسط مصطفی ملکیان| ترجمه محسن زندی
🔻درباره کتاب به قلم مترجم:
🔹زندگی خوب چیست؟ برای رسیدن به زندگی خوب چه باید کرد؟ یافتنِ پاسخ برای دو پرسش بالا، بخش زیادی از تلاشهای تاریخ اندیشه بشر را به خود اختصاص داده است؛ از فلسفه و اخلاق و علوم انسانی و اجتماعی و پزشکی گرفته، تا صنعت و سیاستگذاریهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی حکومتها.
🔹روانشناسی مثبتنگر، شاخه تازهای از علم تجربی است که میکوشد از سویی با چارچوب نظری اخلاق فضیلت ارسطویی، و از سوی دیگر با روشهای پذیرفتهشده رایج در جریان اصلی علوم تجربی انسانی به پرسشهای بالا پاسخی دهد که هم درخورِ زندگی انسان مدرن باشد، و هم ریشههای سنتی تکاملی او را نادیده نگیرد. هدف روانشناسی مثبتنگر عبارت است از: «فهم، آزمودن، کشف و ارتقای عوامل تسهیلکننده رشدِ افراد و جوامع». از این رو، تجربههای مثبت را در سه سطحِ درونی، فردی، و گروهی؛ و در سه مقطعِ گذشته، حال و آینده میکاود.
🔹این شاخه نوپای علمی دارای چند کتاب کلاسیک است که به منزله استخوانبندی یا قانون اساسی آن میباشند.
مهمترین کتاب این رشته، که به عبارتی کتابِ مقدس آن است، نوشتهای است از بنیانگذار این رشته، مارتین سلیگمن و همکار او کریستوفر پیترسن، با نام «طبقهبندی توانمندیهای مَنِش و فضیلتهای انسانی؛ راهنمای تشخیصی و آماری»
🔹این کتاب بر آن است که رازِ زندگی خوب، شناخت توانمندیهای هر فرد، و زندگی بر اساس توانمندیها است؛ البته، توانمندیهایی که در چارچوب فضیلتهای انسانی قرار دارند. سپس برای تشخیص توانمندیهای فردی به ارائه تستی معتبر میپردازد و راهکارهای پرورش هر توانمندیها را بر اساس یافتههای علوم تجربی ارائه میدهد.
دیگر کتاب مهم این رشته، که به منزله رسالهای عملی برای زندگی خوب است، محصول 18 سال کار پژوهشی و آزمایشی دانشمندِ مشهور این رشته، خانم سونیا لوبامیرسکی است، که در چارچوب نظری کتاب پیشین نگاشته شده است. عنوان این کتاب عبارت است از:
The How of Happiness
A Scientific Approach to Getting the Life You Want
🔹که با عنوان «راهنمای عملی شادکام زیستن» از سوی انتشارات رشد منتشر شده است. این کتاب «زندگی خوب» را «زندگی فضیلتمند» میشمارد که مهمترین شاخصه آن عبارت است از مفهومی به نام «شادکامی». شادکامی، پدیدهای فراتر از شادیها و لذتهای هیجانی است که هر انسانی به آن نیاز دارد. به عبارتی، شادکامی آمیزهای از بهباشی لذتگرا و فضیلتگرا است. به تعبیر سلیگمن، شادکامی واقعی، ترکیبی از زندگی لذتبخش، زندگی متعهدانه، و زندگی معنادار است (بنگرید به مقدمه تفصیلی مترجم بر کتاب توانمندیهای منش).
🔹کتاب «راهنمای عملی شادکام زیستن» سه ویژگی برجسته دارد:
نخست آنکه، یک راهنمای علمی معتبر برای شناسایی زندگی خوب است.
دوم آنکه، یک راهنمای عملی مناسب برای شناسایی راهکارهایی است که میتواند به زندگی خوب بینجامد.
و سوم آنکه، بنابر ادعای نویسنده دانشمند کتاب، هیچ ادعایی در این کتاب طرح نشده است مگر آنکه بر اساس روشها و یافتههای معتبر علوم تجربی باشد. بر همین اساس است که کتاب، هم به نقش عناصر ژنتیکی در ایجاد زندگی شادکام یا ناشادکام توجه دارد، هم به نقش عوامل محیطی و اجتماعی، و هم به میزان نقش اختیار و انتخابهای فردی. در هیچ کدام نه غلوّ میکند، و نه آنها را نادیده میگیرد.
علمی و عملی بودن کتاب «راهنمای عملی شادکام زیستن»، آن را برای تمام اقشار مناسب و مفید ساخته است. خواندن این کتاب را به هر قشر و طبقه و سن و سالی توصیه میکنیم.
➖جهت تهیه این کتاب از انتشارات رشد کلیک کنید.
@mostafamalekian
🔻درباره کتاب به قلم مترجم:
🔹زندگی خوب چیست؟ برای رسیدن به زندگی خوب چه باید کرد؟ یافتنِ پاسخ برای دو پرسش بالا، بخش زیادی از تلاشهای تاریخ اندیشه بشر را به خود اختصاص داده است؛ از فلسفه و اخلاق و علوم انسانی و اجتماعی و پزشکی گرفته، تا صنعت و سیاستگذاریهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی حکومتها.
🔹روانشناسی مثبتنگر، شاخه تازهای از علم تجربی است که میکوشد از سویی با چارچوب نظری اخلاق فضیلت ارسطویی، و از سوی دیگر با روشهای پذیرفتهشده رایج در جریان اصلی علوم تجربی انسانی به پرسشهای بالا پاسخی دهد که هم درخورِ زندگی انسان مدرن باشد، و هم ریشههای سنتی تکاملی او را نادیده نگیرد. هدف روانشناسی مثبتنگر عبارت است از: «فهم، آزمودن، کشف و ارتقای عوامل تسهیلکننده رشدِ افراد و جوامع». از این رو، تجربههای مثبت را در سه سطحِ درونی، فردی، و گروهی؛ و در سه مقطعِ گذشته، حال و آینده میکاود.
🔹این شاخه نوپای علمی دارای چند کتاب کلاسیک است که به منزله استخوانبندی یا قانون اساسی آن میباشند.
مهمترین کتاب این رشته، که به عبارتی کتابِ مقدس آن است، نوشتهای است از بنیانگذار این رشته، مارتین سلیگمن و همکار او کریستوفر پیترسن، با نام «طبقهبندی توانمندیهای مَنِش و فضیلتهای انسانی؛ راهنمای تشخیصی و آماری»
🔹این کتاب بر آن است که رازِ زندگی خوب، شناخت توانمندیهای هر فرد، و زندگی بر اساس توانمندیها است؛ البته، توانمندیهایی که در چارچوب فضیلتهای انسانی قرار دارند. سپس برای تشخیص توانمندیهای فردی به ارائه تستی معتبر میپردازد و راهکارهای پرورش هر توانمندیها را بر اساس یافتههای علوم تجربی ارائه میدهد.
دیگر کتاب مهم این رشته، که به منزله رسالهای عملی برای زندگی خوب است، محصول 18 سال کار پژوهشی و آزمایشی دانشمندِ مشهور این رشته، خانم سونیا لوبامیرسکی است، که در چارچوب نظری کتاب پیشین نگاشته شده است. عنوان این کتاب عبارت است از:
The How of Happiness
A Scientific Approach to Getting the Life You Want
🔹که با عنوان «راهنمای عملی شادکام زیستن» از سوی انتشارات رشد منتشر شده است. این کتاب «زندگی خوب» را «زندگی فضیلتمند» میشمارد که مهمترین شاخصه آن عبارت است از مفهومی به نام «شادکامی». شادکامی، پدیدهای فراتر از شادیها و لذتهای هیجانی است که هر انسانی به آن نیاز دارد. به عبارتی، شادکامی آمیزهای از بهباشی لذتگرا و فضیلتگرا است. به تعبیر سلیگمن، شادکامی واقعی، ترکیبی از زندگی لذتبخش، زندگی متعهدانه، و زندگی معنادار است (بنگرید به مقدمه تفصیلی مترجم بر کتاب توانمندیهای منش).
🔹کتاب «راهنمای عملی شادکام زیستن» سه ویژگی برجسته دارد:
نخست آنکه، یک راهنمای علمی معتبر برای شناسایی زندگی خوب است.
دوم آنکه، یک راهنمای عملی مناسب برای شناسایی راهکارهایی است که میتواند به زندگی خوب بینجامد.
و سوم آنکه، بنابر ادعای نویسنده دانشمند کتاب، هیچ ادعایی در این کتاب طرح نشده است مگر آنکه بر اساس روشها و یافتههای معتبر علوم تجربی باشد. بر همین اساس است که کتاب، هم به نقش عناصر ژنتیکی در ایجاد زندگی شادکام یا ناشادکام توجه دارد، هم به نقش عوامل محیطی و اجتماعی، و هم به میزان نقش اختیار و انتخابهای فردی. در هیچ کدام نه غلوّ میکند، و نه آنها را نادیده میگیرد.
علمی و عملی بودن کتاب «راهنمای عملی شادکام زیستن»، آن را برای تمام اقشار مناسب و مفید ساخته است. خواندن این کتاب را به هر قشر و طبقه و سن و سالی توصیه میکنیم.
➖جهت تهیه این کتاب از انتشارات رشد کلیک کنید.
@mostafamalekian
Telegram
گالری/آرشیو کانال
*چرا کشورهای اسکاندیناوی با بقیه دنیا فرق دارند؟!*
*ارسالی از:* مهدی زارع
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در شمال اروپا منطقهای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمینها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ هستند که در زمانهای قدیم، با کشتی به سرزمینهای مختلف حمله میکردند و مایملک آنها را غارت میکردند.
□گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش میکردند. وایکینگها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته میشدند روحشان به والهالا (بهشت وایکینگها) وارد میشد و همراه با سایر جنگجویان افسانهای بر سر یک میز بزرگ چوبی مینشستند و شراب ناب والهالایی مینوشیدند و میخندیدند
●بعداز جنگ جهانی دوم که اروپا تقریباً کامل ویران شده بود صندوق جهانی پول اقدام به پرداخت وام به کشور های اروپایی کرد تا کشور های خود را بازسازی کنند. در این میان، کشورهای اسکاندیناوی با این پول اقدام به ساخت کتابخانه و ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم پرداختند تا جایی که چندین بار باعث اعتراض و تذکر صندوق بینالمللی پول به این کشور ها شد. اما اسکاندیناوی ها اطمینان خاطر دادند که از این وام برای توسعه زیرساخت های فرهنگی اجتماعی استفاده میکنند.
○حالا نوادگان آنان تفاوتهای فاحشی با پدربزرگانشان دارند که به نوردیکها معروف هستند، به عنوان آدمهایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته میشوند که نه تنها مثل وایکینگها، نان کسی را از چنگش در نمیآورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کردهاند که تمام اتباع آنها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.
■مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادیهای فردی و سرمایه اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر میکند که خوشحالترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی میکند. با نگاهی به این لیست متوجه میشویم از ۶ کشور نوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است
□چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیدهاند که میتوانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟ اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید. اگر میخواهید اندیشههای پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاهها بپردازید. اگر میخواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساختهای نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید. اگر میخواهید مردم کشورتان رفتار بالغانهای داشته باشند باید به آزادیهای فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.
●سیستمی که دولتهای اسکاندیناوی برای اداره کشورهایشان به کار میبرند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام میبرند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده میشود.
○در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات میکند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم میکنند، چون میدانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند.
■اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمیشود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیالتان راحت است که برخی از هموطنانتان تا کمر در سطل آشغال فرو نرفتهاند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو میشود و جامعه به امنیت میرسد و مردم فرصت میکنند وقتشان را صرف کارهای مهمتری کنند.
□آگاهی یک شبه اتفاق نمی افتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*ارسالی از:* مهدی زارع
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در شمال اروپا منطقهای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمینها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ هستند که در زمانهای قدیم، با کشتی به سرزمینهای مختلف حمله میکردند و مایملک آنها را غارت میکردند.
□گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش میکردند. وایکینگها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته میشدند روحشان به والهالا (بهشت وایکینگها) وارد میشد و همراه با سایر جنگجویان افسانهای بر سر یک میز بزرگ چوبی مینشستند و شراب ناب والهالایی مینوشیدند و میخندیدند
●بعداز جنگ جهانی دوم که اروپا تقریباً کامل ویران شده بود صندوق جهانی پول اقدام به پرداخت وام به کشور های اروپایی کرد تا کشور های خود را بازسازی کنند. در این میان، کشورهای اسکاندیناوی با این پول اقدام به ساخت کتابخانه و ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم پرداختند تا جایی که چندین بار باعث اعتراض و تذکر صندوق بینالمللی پول به این کشور ها شد. اما اسکاندیناوی ها اطمینان خاطر دادند که از این وام برای توسعه زیرساخت های فرهنگی اجتماعی استفاده میکنند.
○حالا نوادگان آنان تفاوتهای فاحشی با پدربزرگانشان دارند که به نوردیکها معروف هستند، به عنوان آدمهایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته میشوند که نه تنها مثل وایکینگها، نان کسی را از چنگش در نمیآورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کردهاند که تمام اتباع آنها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.
■مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادیهای فردی و سرمایه اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر میکند که خوشحالترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی میکند. با نگاهی به این لیست متوجه میشویم از ۶ کشور نوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است
□چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیدهاند که میتوانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟ اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید. اگر میخواهید اندیشههای پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاهها بپردازید. اگر میخواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساختهای نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید. اگر میخواهید مردم کشورتان رفتار بالغانهای داشته باشند باید به آزادیهای فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.
●سیستمی که دولتهای اسکاندیناوی برای اداره کشورهایشان به کار میبرند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام میبرند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده میشود.
○در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات میکند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم میکنند، چون میدانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند.
■اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمیشود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیالتان راحت است که برخی از هموطنانتان تا کمر در سطل آشغال فرو نرفتهاند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو میشود و جامعه به امنیت میرسد و مردم فرصت میکنند وقتشان را صرف کارهای مهمتری کنند.
□آگاهی یک شبه اتفاق نمی افتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
♨️ "خستگی تصمیم" چیست؟
✍️ جعفر محمدی
♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد.فلذا اولویتبندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.
♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.
♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
✍️ جعفر محمدی
♨️ همان گونه که عضلات ما بعد از کار کردن زیاد خسته می شوند، مغز نیز بعد از تصمیم گیری های متعدد در طول روز، چار خستگی می شود که به آن، "خستگی تصمیم" (Decision fatigue) می گویند. این تئوری بیان میکند که مغز انسان میتواند در روز به تعداد محدودی تصمیم حیاتی بگیرد.فلذا اولویتبندی تصمیمات عنصری حیاتی در موفقیت هر شخص به ویژه مدیران و رهبران سازمان ها می باشد.
♨️ ما مدام در حال تصمیم گیری هستیم و با هر تصمیمی، یک قدم به "خستگی تصمیم" نزدیک می شویم. هر چند همه تصمیم ها بزرگ و حیاتی نیستند ولی هر کدام شان، به سهم خود بخشی از انرژی مغزمان را می گیرند: از انتخاب بین دو نوع خمیردندان برای مسواک صبحگاهی و تصمیم گیری درباره این که امروز چه بپوشم و انتخاب درجه حرارت بخاری یا کولر ماشین و انتخاب موسیقی برای شنیدن و برداشتن یک نوع پینر از قفسه پنیرهای سوپرمارکت تا تصمیم گیری درباره نحوه برخورد با خطای فرزند و انتخاب بین چند گزینه برای سرمایه گذاری و مهاجرت و ... همه و همه تصمیم گیری هستند.
♨️ نکته جالب توجه این که ما بعضی تصمیم گیری ها را عرفاً تصمیم گیری نمی دانیم. مثلاً برای بالا رفتن از یک برج که دارای 3 آسانسور است، وقتی دکمه یکی از آنها را می فشاریم، در واقع، تصمیم گرفته ایم، هر چند که آن را در زمره تصمیمات روزانه نیاوریم.
♨️ افرادی که کار و زندگی شان به گونه ای است که باید مدام تصمیم بگیرند، بیش از بقیه در معرض خستگی تصمیم قرار دارند. در یک تحقیق در آمریکا، تعدادی قاضی که باید درباره عفو زندانیان تصمیم گیری می کردند، مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که آنها در ابتدای روز، پرونده ها را بهتر بررسی می کنند و افراد بیشتری را مشمول عفو می دانند ولی هر چه به پایان روز نزدیک می شوند،
افراد کمتری را عفو می کنند. پرونده ها کما بیش یکسان بودند و قضات نیز ثابت. آنچه در ساعات پایانی روز تغییر کرده بود، پدیدار شدن حالت "خستگی تصمیم" بود که هنگام صبح وجود نداشت.
♨️ رولف دوبلی در کتاب "هنر خوب زندگی کردن" می گوید: وقتی مغز به خاطر تصمیم گیری های متعدد خسته می شود، معمولاً سر راست ترین تصمیمات را می گیرد که عمدتاً هم بدترین است.
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
📚توصیه هایی برای اجتناب از خستگی تصمیم گیری
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers
اگر در شغلتان پیوسته در حال تصمیمگیری هستید، بیتردید پس از مدتی خسته میشوید و تصمیمهای نامناسب میگیرید. مشکل هم تنها با تکرار «تو خسته نیستی!» حل نمیشود. باید بهدنبال راههایی برای مقابله با خستگی تصمیمگیری باشیم.
هرچند تأمین قند خون به حفظ نیرو کمک میکند، اما روشهای دیگر برای مقابله با خستگی تصمیم گیری وجود دارد. این روشها شامل توصیههای گوناگون میشوند، از تقویت اراده و افزایش تمرکز گرفته تا اطمینان از حفظ سطح بالای انرژی در طول روز.
1️⃣. تصمیمهای روزمره را کمتر و سادهتر کنید
«باراک اوباما» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) و «مارک زاکربرگ» (بنیانگذار و مالک فیسبوک) تقریبا هر روز لباسی تکراری میپوشند! اوباما در دوره ریاستجمهوری، کتوشلوار سرمهای یا خاکستری میپوشید. او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «من یا لباس سرمهای میپوشم یا خاکستری. سعی میکنم انتخاب را به ۲ گزینه محدود کنم! دوست ندارم درباره خوردن یا پوشیدن، تصمیم بگیرم؛ چون تصمیمگیریهای بسیاری بهعهدهام است!»
«جیمز کلیر» (James Clear)، نویسنده و کارآفرین، نظریهای دارد بهنام «نظریهٔ ۴شعله». اگر زندگی را مانند اجاقی ۴شعله تصور کنیم، هر شعله نماد یکی از ابعاد زندگی است: خانواده، دوستان، سلامتی، کار. برای موفقیت باید یکی از شعلهها را کم کنید؛ برای بیشترین موفقیت باید ۲ شعله را کم کنید!
به سخن دیگر، باید آنچه را برایتان بیشتر اهمیت دارد، انتخاب کنید و تصمیمگیریهای مربوط به آن را ساده کنید.
2️⃣. برای ساعات آغازین روز اولویتبندی درستی داشته باشید
در آغاز روز و پیش از کارهای دیگر، به کارهای مهم (شخصی یا کاری) رسیدگی کنید. یکی از فنون سودمند این است که فهرست کارهای روزانه را به ۵ مورد محدود کنیم؛ با این کار آنچه را که نیازمند بیشترین توجه و انرژی ماست، شناسایی میکنیم. کارهای پیچیده در ۳ جایگاه نخست قرار میگیرند. به وظایف سادهتر هم در باقیماندهٔ روز رسیدگی میکنیم.
3️⃣. بر نیروی لحظهها تمرکز کنید، نه نیروی اراده
خستگی تصمیم گیری باعث میشود احساس کنیم اختیار امور از دستمان خارج است. تمرکز بر لحظهها، یکی از سریعترین راهها برای رهایی از این احساس است. اگر کارهای مشابه را زنجیروار انجام دهید، برای شروع کار بعدی کمتر با خودتان کلنجار میروید. این پدیده را در روانشناسی «اثر زیگارنیک» مینامند. بر این اساس، پس از اینکه کاری را شروع کردیم، تا آن را انجام ندهیم، مغزمان از توجه به آن وا نمیماند.
4️⃣. وقتی انگیزه و ارادهتان قوی است، روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید
بهجای اینکه همگام با تغییر سطح انرژیتان پیش بروید، وقتی پرانرژی هستید روی تصمیمهای بزرگ تمرکز کنید.
یکی از کارهای تأثیرگذار، اختصاص زمان تمرکز روزانه در آغاز روز است. اینگونه ۲ ساعت نخست روز را به کارهایمان میپردازیم، بدون اینکه شبکه های اجتماعی، اپلیکیشنها یا اخبار صبحگاهی حواسمان را پرت کنند.
5️⃣. از چرت بعدازظهر انرژی بگیرید
وقتی میخوابیم، مغز برخی اتصالهای بین عصبها را رها میکند؛ در نتیجه، جا برای دادههای جدیدِ پس از بیداری باز میشود. اگر احساس میکنید دچار خستگی تصمیم گیری شدهاید، چرتزدن ذهنتان را بازیابی میکند.
💎توصیههایی دیگر
▪️همهٔ جلسات را برای صبحها یا با فاصلهٔ نزدیک پس از ناهار، برنامهریزی کنید. در این زمان توان ذهنی بیشتر است.
▪️آخر هفتهها کار را تعطیل کنید. بین کار و زندگی شخصی حدومرز تعیین کنید. ما نمیتوانیم بدون استراحت کافی و دریافت انرژی از خارج محل کار، تعادل را در تصمیمگیریمان حفظ کنیم.
▪️اگر از روی اجبار نمیتوانید ۲ توصیهٔ پیشین را رعایت کنید، ۱ تا ۲ ساعت را به آمادهسازی برای هفتهٔ پیشرو اختصاص دهید. این کار از خستگی تصمیمگیری در نخستین روز هفته میکاهد.
▪️همیشه از شب قبل تصمیم بگیرید چه بپوشید. بهویژه خانمها بهتر است کیف و کفش و اکسسوریشان را انتخاب کنند.
▪️در گوشیتان یادآوری برای رفتن به باشگاه تعیین کنید.
▪️سطح گلوکوز را بالا نگه دارید تا مغزتان پرانرژی بماند. سعی کنید بهجای شیرینی و تنقلات ناسالم، خوراکیها و میانوعدههای سالم بخورید.
▪️از تصمیمهای ناگهانی دوری کنید. به شیطانک درونتان گوش ندهید! او به پیامدهای تصمیمگیری فکر نمیکند!
🔹جمعبندی
موفقیت حرفهای بهشکلی روزافزون به تصمیمگیریهای خوب وابسته است. برای گرفتن تصمیمهای خوب باید حواسمان به افکارمان و به کاهش سطح انرژیمان باشد. با شناخت خستگی تصمیم گیری و چگونگی مقابله با آن، میتوانیم بهرهوری خودمان را افزایش دهیم.
منبع: مردان موفق
لطفا با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🆔@CompetentManagers