(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
💢 چرا در فضای مجازی همه علامه دهر!شده اند؟
✍ قربان عباسی

بهداشت را رعایت کنیم لطفا!
جهان مدرن بر تخصصی شدن امور استوار است.پیچیدگی و غامضیت مسائل آنقدر درهم تنیده و عمیق است که امکان درک و اندریافت موضوعات را برما دشوار می سازند و این مسئله یا پرابلمی بود که دکارت،فیلسوف فرانسوی پیش ازهمه بر آن تاکید گذاشت.او به صراحت نوشت که هیچ فردی یا مسلک و مذهبی نمی تواند ادعای شناخت کامل را داشته باشد و لذا باید تقسیم کار و تخصصی شدن امور در دستورکار اندیشمندان و دانشمندان قرار بگیرد.پسوند «لوژی» در آخر کلماتی چون سایکولو ژی،فارماکولوژی،بیولوژی،آنتولوژی وده ها و صدها لوژ ی دیگر دلالت براین داشت که شناخت و معرفت امری نیست که ذهنی واحد هرچند مستعد و باهوش ازعهده آن برآید.این موضوع دستکم درحوزه علوم پایه امری مسلم شده است.ما می دانیم اگر بدن مان دچار عفونت است به چه متخصصی رجوع کنیم و اگر استخوان پای مان یا حتی قوزک پای مان رگ به رگ شده باشد هیچ وقت به متخصص هورمون ها و غدد وعصب شناسی مراجعه نمی کنیم.چرا؟ به یک دلیل ساده و آشکار.چون می دانیم چه کسی در چه حوزه ای واجد معرفتی به رسمیت شناخته شده است.کسب مدرک و مدارج دانشگاهی به این معناست که فرد درحوزه خاصی صاحب دانش و معرفتی شده است که متخصصان آن حوزه بر صحت و درستی آن نقطه تایید گذاشته اند.نوشتن پایان نامه درارشد و رساله در دکتری دال براین است و لاغیر.
اگر در حوزه علوم پایه این تخصصی شدن را به رسمیت شناخته ایم چرا در حوزه علوم انسانی اینگونه عمل نمی کنیم؟آیا روانشناسی،جامعه شناسی،حقوق،علوم سیاسی جزو علوم محسوب نمی شوند؟صد البته جزو علوم بنیادی هستند و اتفاقا به خاطر اهمیت غیرقابل انکار این علوم است که درمغرب زمین مستعدترین و باهوش ترین دانشجویان خود را به سوی علوم انسانی سوق می دهند.چرا که تحصیل و دریافت صلاحیت دراین حوزه ها بسیار سخت تر از دریافت مدرک پزشکی یا پرستاری است.و متاسفانه درایران ما دقیقا خلاف این اتفاق می افتد.علوم انسانی پشیزی نمی ارزند و بهایی دریافت نمی کنند دکترهای نابلد نهایت ممکن است با تشخیص نادرست یک یا دونفر را به کشتن بدهند درحالی که یک مدیر یا رهبر سیاسی به خاطر عدم تسلط به علوم نوین ممکن است جامعه ای را به سوی تباهی و هلاکت سوق بدهد.
به کرات با افرادپرگوی و گزافه سرای زیادی مواجه بوده ام که خود را متخصص همه مسایل اجتماعی و سیاسی می بینند.این است که بقال سرکوچه و قصاب قمه به دست و نان خرده جمع کن و راننده تاکسی و اتوبوس و سبزی فروش هم درباره برنامه هسته ای و انرژی هسته ای اظهار نظر می کنند و هم درباره الهیات و دین و هم درباره پیچیده ترین سپهرهای علم سیاست.بیچاره علوم انسانی!
چه باید کرد؟
هر حوزه ای از علوم کانسپتها و مفاهیم خاص خود را دارد.اگر برای مثال فردی خواست درباره جامعه شناسی سخن بگوید می توان ازاو خواست نام چهار جامعه شناس بزرگ را بیان کند و یا ازاوخواست فرق بین جنبش و ناجنبش،جامعه توده ای و جامعه توتالیتر و جامعه اقتدارگراو مستبد را بیان کند اگر عاجز بود او خود را برملا کرده است و شما هم گوش های خود را از شنیدن یاوه ها نجات داده اید.واقعیت این است همانطور که مراقب معده خود هستیم تا هرآشغالی را روانه آن نکنیم به همان اندازه باید مراقب باشیم خزانه ذهن مان را آلوده دری وری های بی اساس نکنیم.مراقبت ازخویشتن برای افزودن برخویشتن.این آموزه ای است که رواقیون قریب به دوهزار و پانصدسال پیش آن را به ماآموخته اند.چیزی که امروز ازآن تحت عنوان بهداشت ذهن و بهداشت روان نام می برند.بهداشت را رعایت کنیم لطفا.لطفا!.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
@Shajariaan_Fans
تصنیف دلم‌دلم | همخوانی
🎶 | تصنیف آرام جان (دلم دلم)

‌آواز : استاد محمدرضا و همایون شجریان
شعر و آهنگ : عارف قزوینی
دستگاه : آواز افشاری

کنسرت رباعی‌های خیام

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕️۱۶ مسئله‌ای که کارمندان را در محیط‌های کاری آزرده می‌کند...

🔻مدیریت یک کسب‌وکار موفق، قبل از هر چیز با شناخت نیازها و خواسته‌های کارکنان ارتباط دارد. علاوه بر آن، توجه به کارکنان و ایجاد روابط مؤثر با آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است.
✍شاید بدانید که بسیاری از کارفرماها درباره‌ی حقوق، تعطیلات و رشد کارکنان عدالت را رعایت نمی‌کنند، اما آیا می‌دانستید که بسیاری از همین کارفرماها حتی وقت کافی صرف نمی‌کنند تا اسم کارکنان‌شان را یاد بگیرند؟

🔻یک نظرسنجی نشان داد کارکنان حتی بیشتر از حقوق ناعادلانه و احساس بی‌ارزشی، از اینکه کارفرمایشان اسم آنها را نمی‌داند ناراحت هستند. در این مطلب به بررسی برخی از شایع‌ترین مسائل و ناراحتی‌هایی که کارکنان در محل کار با آنها مواجه هستند می‌پردازیم.

▪️به مشکلات و اختلافات آنان رسیدگی نمی‌شود.

▪️کارمند کار می‌کند، مدیر برداشت می‌کند.

▪️رشد و پیشرفتی در کار وجود ندارد.

▪️کارفرما در آنها اشتیاقی ایجاد نمی‌کند.

▪️از کارمندان به‌قدر کافی قدردانی نمی‌شود.

▪️به استراحت کارمندان توجه نمی‌شود.

▪️دستورات و وظایف‌ کارمندان نامشخص است.

▪️بسیاری از مدیران برای کارمندان وقت نمی‌گذارند.

▪️کارفرماها توجه کافی به کارمندان ندارند.

▪️مدیریت سازمان نقاط ضعف زیادی دارد.

▪️دریافت حقوق ناعادلانه است.

▪️کارمندان احساس بی‌ارزشی می‌کنند.

▪️در مورد پرداختی‌ها و مسائل کاری شفافیت وجود ندارد.

▪️کارمندان هیچ بازخوردی از مدیر دریافت نمی‌کنند.

▪️مدیریت ذره‌بینی باعث تضعیف روحیه کارمندان می‌شود.

▪️تبعیض باعث کاهش بهره‌وری کارکنان می‌شود.

✍مشکلاتی از این دست سبب می‌شوند کارمندان احساس ناخوشایندی در محل کار داشته باشند و در صورت تغییر نکردن شرایط، دیر یا زود از شغل‌شان کناره می‌گیرند.
بهتر است مدیران برای موفقیت بیشتر در کسب‌وکارشان و افزایش بهره‌وری کارمندان، به این موارد توجه کافی داشته باشند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
*عیار مدیریتی شما چقدر است؟*

🖊️دکتر مهدی صانعی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■گاه در محافل علمی و آموزشی این سئوال از سوی مدیران سطوح مختلف مطرح می شود که: من چقدر مدیرام؟ و چگونه می توانم از عیار مدیریتی خود آگاه شوم؟ در واقع، آنها مطالبه فرمولی را می نمایند که بر آن اساس بتوانند وزن مدیریتی خود را محاسبه و اندازه گیری نمایند.

□ارایه پاسخ منطقی و قابل دفاع به مطالبه فوق، کار آسانی نیست. در بخش خصوصی، میزان موفقیت و توانایی مدیر را با شاخص هایی مثل سودآوری، گسترس سهم بازار، ورود به بازارهای جدید، معرفی محصولات جدید، خلق برند و … مورد ارزیابی قرار می دهند. امّا، واقعیت این است که این همه ماجرا نیست. در این نوشتار سعی شده است به قدر وُسع و بضاعت علمی و تجربی و با رویکردی انسانی – رفتاری به این سئوال پاسخ داده شود.

●️شما در مدیریت موفق عمل کرده اید اگر:

۱. در غیاب شما کارها به همان خوبی پیش می رود که در حضور شما انجام می شود. این امر نشان از آن دارد که شما بخوبی تفویض اختیار کرده اید، پرسنل را توانمند ساخته اید و سیستم های اداری کارآمدی را طراحی و اجرا نموده اید(نظام سازی موثر). خلاصه کلام اینکه، اگر از سفرهای خود لذت می برید و مدام نگران این نیستید که آیا در سازمان اتفاقات ناگواری در حال رخ دادن است یا نه؟ شما در نظام سازی خوب عمل کرده اید. امّا اگر پرسنل برای تعیین تکلیف کوچکترین چیزها به شما رجوع می کنند و وابسته شمایند یا اینکه، اگر شما تا در جزئی ترین امور دخالت نکنید خاطرتان جمع نمی شود این به معنی شکل گیری سیستمی فرد محور است که نهایتا” محکوم به نابودی است.

۲. پرسنل در آغاز هر روز کاری، دقیقا” می دانند چه کاری باید انجام دهند و سردرگم و پریشان نیستند. آنها اهمیت شغل خود را درک کرده و نسبت به نقش ها و وظایف شغلی خود، کاملا” توجیه اند.

۳. برای جایگاه خود و سایر پست های کلیدی سازمان، افراد شایسته ای را شناسایی، تربیت و مهیّای جانشینی کرده اید. معتقدید رمز موفقیت و پیشرفت شما در همتاپروری است نه در کوتوله پروری!

۴. توانسته اید استعدادهای نهفته پرسنل را کشف و عملیاتی نمایید. شما معتقد به کشف استعداد هستید نه خلق آن. لذا، ابتدا استعدادهای ذاتی پرسنل را کشف کرده سپس آنها را در جای مناسب بکار می گیرید تا بدین طریق، زمینه پرورش استعدادهای پرسنل فراهم گردد.

۵. پرسنل برای رسیدن تعطیلات آخر هفته لحظه شماری نمی کنند و غیبت یا شکست شما، مایه خوشحالی آنها نمی شود. در واقع، شما بگونه ای عمل کرده اید که سازمان، گلستان پرسنل است نه زندانی برای آنها!

۶. توانسته اید فضایی را فراهم کنید که در آن، کلیه پرسنل و از جمله منتقدان، حرف خود را بدون ترس و واهمه بزنند. در این فضا، هر صدایی شنیده می شود و صاحب صدا، نگران پیامدهای بعدی نیست.

۷. پرسنل سازمان نگران اجحاف در حق خود در امر ارتقاء و انتصابات نیستند و نسبت به آن اعتراضی ندارند. آنها اطمینان خاطر دارند فرصتهای رشد و پیشرفت شغلی آنها هیچگاه به روش هایی چون باندبازی، خویشاوند سالاری، سفارش این و آن و … تضییع نخواهد شد. در این شرایط، زیردستان به مشروعیت بالادستان خود اعتقاد داشته و بالادستان، محبوب زیردستان اند.

۸. پرسنل معتقدند تلاشهای ریز و درشت آنها، تمام و کمال دیده می شود و به نحو شایسته ای از سوی مدیریت و سازمان جبران می گردد؛ مدیر، موفقیت ها را بنام خود مصادره نکرده و شکست ها را به دیگران نسبت نمی دهد.

۹. فرهنگی را در سازمان بنیان گذاشته اید که در آن: به مشتری ارج نهاده می شود، هنجارهای رفتاری شفاف و بی قید و شرط حکمفرماست، کار و تلاش ارزش تلقی می شود نه ضد ارزش، خاله زَنَک بازی، زیرآب زنی، پاچه خواری، تملّق و چاپلوسی جایگاهی ندارد و ….

۱۰. کلیه پرسنل نسبت به آینده سازمان، چشم انداز و درک واحدی دارند و نسبت به سرنوشت سازمان، حسّاس اند.

۱۱. ذی نفعان و انتظارت آنان بطور دقیق شناسایی گردیده و برنامه های مشخصی جهت تامین نظر آنها در سازمان وجود دارد.

۱۲. وقت شما در جلسات کاری متعدد و غیرمفید، تلف نمی شود. بسته به سطح سازمانی شما، در بدترین حالت اگر بیش از نیمی از زمان یک روز معمول کاری شما صرف جلسات مختلف می شود باید در نحوه مدیریت زمان خود، تجدید نظر اساسی نمایید. تخصیص بهینه زمان یک مدیر ارشد بدین صورت است: ۴۰ درصد صرف هدفگذاری و برنامه ریزی، ۳۰ درصد صرف تقسیم کار و هماهنگی اجرا، ۳۰ درصد صرف کنترل و نظارت.

۱۳. توانسته اید یک محیط کاری شاداب فراهم نمایید بگونه ای که در این محیط، بهترین تفریح پرسنل کار باشد.

۱۴. سازمان شما به مثابه یک گروه ارکستر است و شما رهبر آن. بدین معنی که شما توانسته اید بین بخش های مختلف، هارمونی و نظم سیستمی برقرار نمایید، بگونه ای که هر یک از واحدهای سازمان، از سهم و نقش خود به درستی آگاه است و بخوبی از عهده انجام آن برمی آید.
۱۵. جمعیت پرسنلی که بنا به دلایلی چون مسائل انظباطی، ضعف عملکرد و … در اختیار کارگزینی گرفته اند کمتر از ۲ درصد جمعیت کل سازمان باشد.

۱۶. تعارضات، درگیری ها و دعواهای مخرّب کاری جای خود را به رقابت مفید، سازنده و موثر داده و انرژی جسمی و روانی پرسنل، صرف تحقق اهداف سازمان می شود نه تخریب و انتقام گیری از یکدیگر.

۱۷. توانسته اید توانایی پرسنل در انجام کار تیمی را ارتقاء ببخشید و به تبع آن، تیم های کاری قدرتمندی را در سازمان شکل ببخشید، بگونه ای که شاکله کار و ماموریت سازمان توسط تیم های کاری به انجام می رسد.

۱۸. سازمان شما در بازار کار، برند شناخته شده و محبوبی محسوب می گردد و همکاری با شما، جزء اولویت های کارجویان نخبه و توانمند می باشد. همچنین، شما قادر به جذب افراد توانمند، حفظ و بکارگیری موثر آنها هستید و از این رهگذر، از مزیّت رقابتی پایدار برخوردار گشته اید. پرسنل فعلی نیز مفتخر به کار کردن برای سازمان شمایند و وفاداری آنها، زبانزد خاصّ و عام است.

۱۹. امنیت شغلی برای کارآمدان امری بدیهی و تضمین شده است لذا، تمام دغدغه پرسنل، انجام بهتر امور است نه چیز دیگر. در این شرایط، تنها گفتمان حاکم بر سازمان، بهبود بیش از پیش و مستمر است تا به یُمن آن تعالی و برتری در همه عرصه ها حاصل آید.

۲۰. شما در صنعت بعنوان یک الگو و پیشرو شناخته می شوید و رقبا و تازه واردان از روشها و ایده های کاری شما یاد می گیرند و آنرا سرلوحه فعالیت های خود قرار می دهند. شما در صنعت بعنوان خط شکن شناخته شده و گاه و بیگاه، رقبا و جامعه را با اقدامات مبتکرانه و عرضه محصولات یا خدمات نوآورانه، غافلگیر و بهت زده می کنید.

○اگر پاسخ شما به هر یک از موارد بالا، “بلی” است برای خود یک امتیاز در نظر بگیرید؛ اگر پاسخ شما “نسبتا یا تا حدی” است نیم امتیاز و اگر پاسخ شما “خیر” است امتیازی به شما تعلّق نخواهد گرفت. در خودارزیابی و تخصیص امتیاز، جنبه انصاف را نگه داشته، تعصّب به خرج ندهید و از خود، طرفداری بیجا نکنید. حال مجموع امتیازات خود را محاسبه کنید و ببینید نمره شما چقدر به ۲۰ نزدیک است؟!
منبع ؛ گاهنامه مدیر

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ 📕مشروعیت یک سیستم سیاسی به شدت تحت تأثیر کارآمدی و اثر بخشی آن است.

🔰اقتصاددانان سازوکار نامناسب حکمرانی را دلیل اصلی ناتوانی یک سیستم سیاسی در حل و فصل مسائل می‌دانند. بسیاری از دل‌سوزان کشور به این نتیجه رسیده‌اند که در حال حاضر حکمرانی بد ریشه اصلی ابرچالش اصلی کشور است و به دلیل وجود این عارضه، میان قوای کشور هم‌سویی وجود ندارد.

🔰حکمرانی به طور کلی سازوکار ارائه خدمات عمومی است که برای اداره مطلوب جامعه و اقتصاد ضروری‌اند.

🔰ویژگی بارز یک حکمرانی خوب این است که اولا تصمیم های خوب میگیرد ثانیا تصمیم های خوب را خوب اجرا میکند.که این امر به کارامدی و اثر بخشی یک سیستم حکمرانی بر میگردد به عبارت دیگر حکمرانی خوب یعنی سازوکار مناسب برای ارائه کارآمد خدمات عمومی در جهت منافع همگانی.

🔰چنین سازوکاری باید چندین مشخصه پایه‌ای داشته باشد:

1⃣اولین ومهمترین این مشخصه ها، قانونمندی و حساب و کتاب روشن و شفاف در سیاست‌گذاری و امور اجرایی کشور است.

2⃣مشخصه دوم کارایی دستگاه‌های اجرایی، قوای مقننه و قضایی در طراحی، پیاده سازی و اعمال درست قوانین و سیاست‌هاست.

3⃣مشخصه سومی که می‌توان برای حکمرانی خوب برشمرد، ثبات در نظام سیاسی با تغییرات قاعده‌مند است.

4⃣چهارمین مشخصه حکمرانی خوب نیز طراحی نظام بازخورد برای حساب‌کشی مردم از مجریان امور است.

🔰گام نخست در اصلاح این ساختار قدیمی، نوسازی فکر و تغییر انگاره‌های ذهنی و پاردایم کشور داری است. تفکر حاکم بر سیاست‌گذاری در کشور ما کهنه و قدیمی است. دنیا تغییر کرده است ما درک درستی از تحولات و تغییرات اقتصادی بین‌المللی نداریم. سیاست‌گذار به دلایل مختلف، به سندروم تعلل مبتلا شده است. نظام بازخورد در کشور ما مخدوش است.

🔰در سال‌های گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی در خیلی از کشورها بوده‌ایم. برخی تجربه‌ها مثبت و برخی کاملا منفی‌اند. تجربه کشورهایی نظیر ترکیه و چین کره جنوبی، مالزی و... در اصلاح سازوکار حکمرانی پیش‌روی ماست و همین طور با تجربه تلخ کشورهای تونس، ونزوئلا، مصر و یونان نیز آشنایی داریم. ترکیه و چین توانستند با تغییر پاردایم اقتصادی، به رشد اقتصادی و در نتیجه ثبات سیاسی دست پیدا‌کنند اما چهار کشور تونس، ونزوئلا، مصر و یونان از اصلاحات ساختاری در اقتصاد غفلت کردند و در باتلاق بی ثباتی گرفتار شدند.

🔰تونس و مصر نتوانستند در مقابل اعتراض‌ جمعیت جوان جویای کار دوام بیاورند و تاوان سیاست‌های نادرست اقتصادی را با سقوط سیاسی پرداختند. تاوان یونان و ونزوئلا در استفاده نادرست از منابع مالی ارزان قیمت، شورش‌های اجتماعی و گرفتاری‌های حاد سیاسی است که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، ترکیه در سال‌های ابتدایی دهه 1980 سیاست جایگزینی واردات را با وجود تضاد منافعی که نظامیان و کمالیست ها داشتند کنار گذاشت و آزاد‌سازی اقتصادی را در دستور کار قرار داد. بیشتر این اصلاحات مدیون سیاستمدار تکنوکراتی به نام تورگوت اوزال بود. نکته قابل توجه سیاست‌های او، مشروعیت بخشیدن به بخش‌ خصوصی برای گذار به توسعه بود.

🔰در چین نیز زمانی که دنگ شیائو پنگ کنترل حزب کمونیست را به دست گرفت، تغییر پاردایم اتفاق افتاد. شیائوپنگ اصلاحاتی را آغاز کرد تا ریل اقتصاد متمرکز و کاملا دولتی چین را تغییر دهد. او ویرانه‌ای از مائو تحویل گرفت اما با درایت و هوشی که داشت، اشتباهات بزرگ دوران مائو را اصلاح کرد. اگر به تاریخ مراجعه کنیم، می‌بینیم چین تنها کشور کمونیستی است که با تغییر پارادایم، هم ساختار سیاسی خودش را حفظ کرد و هم در مسیر توسعه قرار گرفت. دیگر کشورهای کمونیستی یا سقوط کرده‌اند یا در بدبختی و فلاکت به سر می‌برند.

🔰فراموش نکنیم که ایران گرفتار چند ابرچالش کمر شکن است.اقتصاددانان بارها تأکید کرده‌اند که کیفیت سیاست‌گذاری در ایران تنزل پیدا کرده است. ناظران اقتصادی همین‌طور بر این باورند که به تعویق انداختن حل‌و‌فصل مشکلات اقتصادی، اجتماعی بسیار زیان‌بار خواهد بود. به این دلیل که ابرچالش‌ های اقتصادی از نقطه‌ای به بعد دیگر راه‌حل اقتصادی نداشته و تبدیل به مشکلات اجتماعی، سیاسی و امنیتی می‌شوند. حال که به چنین روزی افتاده‌ایم، چرا به فکر اصلاح امور نیستیم؟ اگر ریل حکمرانی و کیفیت سیاست‌گذاری را ارتقا ندهیم و در همین مسیر گام برداریم،چه آینده‌ای در انتظارمان خواهد بود؟

🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید

🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍‍ 📕بسیار از مشکلات زیست اجتماعی ما ریشه در کمبود یا فقدان مطالعه در بین آحاد مردم دارد.

🔰بر اساس یک پژوهشی معتبر؛ «۵۹ درصد از ایرانیان کتاب غیردرسی نمی‌خوانند»!!!.یکبار دیگر این عدد را بخوانید ، یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتاب‌های غیردرسی بیگانه هستند، خیلی ها در جامعۀ ما حتی معنی و مفهوم مطالعه را نمیدانند و نقش مطالعه را در زندگی خصوصی مطلقا متوجه نمی‌شوند.

🔰در پاسخ به این سوال که ؛

🔷چرا مطالعه نمی کنیم؟!! به نظرم بهترین پاسخ را حسن نراقی در(کتاب پی نکته هایی بر جامه شناسی خودمانی) داده است؛ او می گوید: "مردم ایران کتاب نمی خوانند،؟ چون کتاب نمی خوانند".

🔷این پاسخ در عین سادگی بسیار عمیق، سنجیده و زیرکانه است. عموما ما نیازی به مطالعه احساس نمی کنیم، زیرا مسئله و پرسش واقعی در زندگی مان نداریم.

🔰حداقل فایدۀ مطالعه خود سانسوری فرد است، کسی که اهل مطالعه باشد؛ کمتر به حقوق دیگران تجاوز کند، دزدی نمی‌کند، کمتر دروغ می‌گوید، ریاکاری و چاپلوسی نمی‌کند، از خرافات و عقاید خرافی دوری میکند، خیلی راحت به کسی تهمت نمی‌زند، در مورد کسی بر اساس شنیده‌ها قضاوت نمی‌کند، به حقوق شهروندی دیگران احترام می‌گذارد، از حقوق قانونی خود آگاه است و برای رسیدن به آن مبارزه میکند، نظر خود را نسبت به یک شخص یا موضوع، صحیح و نهایی نمی داند، اگر با کسی اختلاف فکری پیدا کرد، بر او القاب نمی گذارد،اندیشه انسان ها را به خوب و بد تقسیم نمی کند، اندیشه انسان ها را به درست و غلط تقسیم نمی کند، اختلاف فکری و اندیشگی را به عنوان یک “حق انسانی” و " امر طبیعی" محسوب می کند، و هزاران مورد دیگر ....

🔰به طور کلی رابطه‌ای دقیق میان میزان عقب افتادگی یک ملت با فاصله‌اش از کتاب وجود دارد، به زبان آماری میتوان نشان داد که هر چه فاصلۀ یک ملت با کتاب بیشتر باشد میزان عقب ماندگی ومشکلات زیست اجتماعی اش هم بیشتر است، ملتی که کتاب نمی‌خواند محکوم به سیه‌روزی و ناکامی‌ است .

🔰 اگر از قبل مانوس شدن با مطالعه و کتاب خوانی بخواهم تنها يک نکته را برای اصلاح در رفتارهايمان مورد توجه قرار دهم خواهم گفت : خوب است که کمتر حرف بزنيم و کمتر قضاوت کنيم ، اکثر ايرانی‌ها تقريبا در مورد همه چيز و همه کس بدون مطالعه عمیق و پژوهش اظهارنظر ميکنند بعضا با قاطعيت ...

🔰 عباراتی شبیه «من نمیدانم» «من اطلاع ندارم» «من مطمئن نيستم» «من بايد سوال کنم» «من بايد فکر کنم» «من شک دارم» «من در اين باره مطالعه نکرده‌ام» «من اين شخص را يکبار ديده‌ام و نمی‌توانم در مورد او قضاوت کنم» در ادبيات عمومی ما بسيار کم شنیده میشود .

🔰 تصور کنيد اگر ما اينگونه با هم تعامل کنيم چقدر کار قوه قضائيه کم ميشود ، چقدر زندگی خودمان اخلاقی‌تر ميشود و از منظر توسعه‌ يافتگی چقدر جامعه تخصصی‌تر ميشود، در چنين شرايطی خبرنگار تلويزيون در مورد برنامه تخصصی هسته‌ای نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسيد. یا تلويزيون ایران برای ارائه ديدگاه در ۲۵ موضوع مختلف فقط از يک کارشناس استفاده نمی‌کند!!، اظهار نظر کردن که شغل و نان نیست که شما آن را به کسانی بدهید که دوست دارید ، ما در مملکت این همه صاحب نظر داریم که حرف حساب می‌زنند ولی به این دلیل که گوشی برای شنیدن حرف‌ حساب نیست هرگز به تلویزیون دعوت نمی‌شوند ...

🔰 اگر سکوت برقرار شود آدم‌ها کمتر سراغ سردرآوردن از زندگی دیگران میروند درنتیجه تهمت و توهین در جامعه به حداقل میرسد و همه میتوانند به وظیفۀ خود عمل کنند . دلیل اینکه توليد ناخالص داخلی آلمان بيشتر از مجموع توليد ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان شده همین است که تمرکز مردم بیشتر روی کار و فعاليت فردی خودشان است تا کنکاش و جستجو در زندگی دیگران

✅ امام علی می‌فرمايد: مومن کسی‌ ست که با مردم تعامل می کند تا دانا شود، بیشتر سکوت میکند تا سالم بماند و همواره می‌پرسد تا بفهمد ...

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from HR 34000
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جلال معلم

چرا دانایی، عالم و معلم در طول تاریخ در جوامع مفيد و مثمر محسوب شده و مي شود؟

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را

گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود
تا اختیار کردی از آن این فریق را

گفت آن گلیم خویش بدر می‌برد ز موج
وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را

سلام
روز معلم بر معلمان کشور که نتیجه تلاش و زحمات آنها مورد تایید جهان است، مبارک باد.

ارادتمند:
آرین قلی پور
عدالت اجتماعی:

به طور کلی عدالت اجتماعی یعنی توانمندسازی اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی در کل آمایش سرزمین یک کشور ، عدل یعنی حق را به ذیحق دادن، رسول اکرم( ص) فرمود، اگر حق را به ذیحق بدهیم عین عدالت است، و در غیر این صورت ظلم است ، در نهایت اگر در کشوری مردم بی دین باشند،هیچ اتفاقی نمی افتد ،اما بی عدالتی و تبعیض رواج داشته باشد، جامعه از هم می پاشد،پس عدالت به معنای رفع تبعیض و توانمند یسازی اقتصادی و سیاسی ، فرهنگی در کل جامعه ، عدالت یعنی حق و حقوق یک ملت را رعایت کردن و حق را به ذلحق دادن و تامین اقتصاد رفاه یک ملت و بر خورداری تمام مردم یک جامعه از تامین اجتماعی است ،یک حکمرانی خوب ، باید عدالت خواه ، عدالت گستر ، قانون گرا،فساد ستیزی ،اطلاعات شفاف ، مسئولیت پذیری، مردمی زیستن،شفافیت سازی، استفاده از خردجمعی در تصمیمات کشور،نظارت مستمر بر عملکرد قوای سه گانه ، عدالت قضایی ، را در حکومت داری مد نظر داشته باشد، حکومتی که بی عدالتی اجتماعی آن ناشی از تبعیض ، فساد سیستماتیک ، رانت خواری ، توزیع ناعادلانه قدرت سیاسی واقتصادی و مدیریت فامیلی ، خودی و غیر خودی کردن ملت، تصمیم گیری تک محوری ، مافیای اقتصاد ، وعدم پاکسازی فساد از بالا به پایین و.... درآن باشد، نشانه بی عدالتی اجتماعی از طریق حاکمان است، که در آن کشور بی عدالتی ، تورم ، بی کاری ، فقر مطلق ، فقر وفحشاء، اعتیاد ، طلاق ، دایره خبیثه فقر ، در نهایت آسیب های اجتماعی بی داد می کند،هم اکنون در کشور ما مصداق اینها دیده می شود، بی عدالتی اجتماعی بی داد می کند. شکاف عمیق بین حقوق مدیران عالی ، میانی و عملیاتی ، کارمندان با بازنشستگان کشوری و لشکری وجوددارد، مفت خور های برخی از نهاد های غیر دولتی هیج نقشی در تولید ملی ندارند و زندگی مرفه انها با فقرا مقایسه کنیم و هفتاد میلیون فقیر ایرانی را
با پانزده میلیون ثروتمند بخشی از انها در لواسانات و مناطق بالای شهری و با ماشین های میلیاردی و ویلاهای چند میلیاردی و حتی هزینه غذای سگ هر خانوار ها انها به اندازه درآمد چندین خانواده فقرا قابل بحث است ، به عنوان نمونه تجارتخانه های پزشکان و درآمد میلیاردی انها از مطب و بیمارستانها با درآمد میلیونها خانواده فقرا که در دره های از فقر وفلاکت غوطه ور شدند مقایسه کنیم، نشان از بی عدالتی در کشور مان است، این بی عدالتی نتیجه عملکرد حاکمان در این چهل سه سال کشور داری است،دیروز بازنشسته های تامین اجتماعی را دیدیم که در خیلی از استانها به خاطر بی عدالتی در پرداخت حقوق ها و عدم اقتصاد رفاه خودشان و تبعیض ، بی عدالتی اعتراض کردند.

دکتر محرم شاه بلاغی


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕ سندروم_آتیلا: شتردزدان و تخم‌مرغ‌دزدان

✍خلاصه داستان
آتیلا آدم کم‌سواد، ناتوان و درمانده یه لا قبایی بود که در رومانی کمونیستی و فقیر دوران چائوشسکو با بدبختی از مرز غیرقانونی و گذشت و به امید زندگی بهتر راهی مجارستان شد. آتیلا دروازه‌بان درجه چندم هاکی هم بود، اونقدر درجه چند که باشگاهش در مجارستان فقط ی جای خواب تو ورزشگاه بهش داده بود بدون دستمزد، اما خب بدن ورزیده‌ای داشت.
آتیلا در زمان فروپاشی کمونیسم و شیر تو شیر شدن اوضاع مملکت که مقامات رژیم سابق و رژیم بعد از فروپاشی هر کدام به نحوی داشتن فساد و اختلاس و دزدی می‌کردند، استعداد خاص خودش را کشف می‌کند: استفاده از قابلیت و توانمندی بدنی برای دزدی از بانک‌ها، دفاتر پست و هر جایی که در آن پول نقد وجود داشت. آتیلا اندروش به این ترتیب راه دزدی از این مراکز را پیش می‌گیرد. آتیلا بعد از چند دزدی به مجرم سریالی سرقت بانک‌ها، بیمه‌ها، دفاتر پست و ... تبدیل می‌شود.

☑️⭕نکته جامعه‌شناختی جالب داستان آتیلا آمبروش (Attila Ambrus) این است که وقتی پلیس مجارستان در مقطعی تصویری بازسازی‌شده از او را منتشر می‌کند تا مردم هر اطلاعی درباره او را به پلیس منتقل کنند، با بازخورد منفی مردم مواجه می‌شود. روایتی در بین مردم شکل گرفته بود مبنی بر این‌که شاید این دزد ناشناخته، رابین‌هودی عمل می‌کند و پول‌ها را بین فقرا تقسیم می‌کند. گروه‌هایی از مردم می‌گفتند باز هم دم این دزد گرم که مردانه می‌دزدد، مقامات که خیلی شیک و مجلسی اختلاس می‌کنند. خلاصه، پلیس نتوانست از حمایت مردمی برای مقابله با آتیلا اندروش برخوردار شود. آتیلا اندروش حتی به گونه‌ای قهرمان مردمی هم می‌شود.

⭕ داستان آتیلا آمبروش یکی از جذاب‌ترین داستان‌های واقعی است ؛ اما این داستان واقعی غیر از جذابیت داستانی، نتیجه جامعه‌شناختی مهمی دارد.

☑️⭕ نتیجه جامعه‌شناختی
نتیجه جامعه‌شناختی داستان آتیلا آمبروش را با عبارت سندروم_آتیلا می‌توان نشان داد. سندروم آتیلا وضعیتی است که جامعه‌ای بر اثر شدت گرفتن «ادراک فساد» یا «مشاهده فساد» رهبران سیاسی، مقامات دولتی و کارگزاران حکومت، به ستایش دزدی و فساد شهروندان عادی روی می‌آورند. شاید این ستایش را آشکارا بیان نکنند، اما پیش خود می‌گویند «مقامات که با ناجوانمردی، در مقیاس کلان، از جیب میلیون‌ها نفر، در پناه حمایت قانونی و بدون پاسخ‌گویی دزدی می‌کنند؛ پس من چرا باید از برداشتن سهم‌ام از منابع کشور خجالت بکشم؟»

⭕ سندروم_آتیلا می‌تواند به نقطه‌ای برسد که دزدان خرده‌پا مثل آتیلا را تقدیس و ستایش کند، و حتی افسانه‌هایی حول خیرخواهی و شجاعت آن‌ها بسازد. دستگیری آتیلا معلوم کرد که همه پول‌های دزدی را برای قمار و مشروب‌ مصرف می‌کرده و هیچ کنش رابین‌هودی هم نداشته است، اما افسانه‌های رابین‌هودی حول او شکل گرفته بود.

⭕جامعه وقتی دچار سندروم_آتیلا می‌شود که بر اثر شدت مشاهده کردار ناشایست حاکمان، هر فردی شروع می‌کند توانایی ذهنی تبدیل شدن به یک آتیلا را در خود تقویت کند. #سندروم_آتیلا نقطه آغاز و البته بخشی از فرایند فروپاشی اخلاقی، کارآمدی و همه‌گیر شدن فساد است؛ لحظه‌ای است که اخلاق انسجام‌بخش رو به نابودی می‌رود.

⭕سندروم_آتیلا نقطه بی‌بازگشت نیست اما بازگشتن از آن هم دشوار است. سندروم آتیلا بیان معکوسی از یک ضرب‌المثل هم هست. گفته‌اند «تخم‌مرغ دزد شتر دزد می‌شود.» روایت جامعه‌شناختی‌تر این است: «شتردزدها مردم را تخم‌مرغ دزد می‌کنند.» وقتی شتردزدی پدیده رایج قدرتمندان شود، آن‌چه به ذهن شهروند درمانده‌ای در سطح آتیلا می‌رسد، تخم‌مرغ دزدی است. خودش و بقیه نیز تار و پود ذهنی توجیه آن‌را فراهم خواهند کرد.

⭕سندروم_آتیلا صورتی از زمینه‌سازی شتردزدی فرادستان برای تخم‌مرغ‌دزدی فرودستان است.
(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

✍محمدفاضلی_جامعه_شناس

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕️ پارادیگما؛ پدیده ای که باعث کوری و تحلیل و تصمیم اشتباه می شود

قبل از آن که مفهوم پارادیگما را با هم مرور کنیم بگذارید یک داستان معروف را یک بار دیگر با هم مرور کنیم: گروهی از محققان پنج میمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس یک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند. هربار که میمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان میمون های دیگر را با دوش آب سرد خیس کردند. پس از مدتی، هر میمون که از نردبان بالا رفت میمون های دیگر میمونی را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند. پس از مدتی، هیچ میمونی دیگر جرات اینکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسیار عمیق بود.
محققان تصمیم گرفتند یکی از میمون ها را با میمون جدیدی عوض کنند. میمون تازه اولین کاری که می کند به سمت موز از نردبان بالا می رود. ولی ناگهان بقیه میمون ها روی او می ریزند و او را محکم کتک می زنند
پس از چند بار کتک خوردن، میمون تازه وارد فرامی گیرد که نبایستی از نردبان بالا برود، اما هرگز نمیداند چرا؟
میمون دوم جایگزین می شود و همان وضع ادامه می یابد. میمون اول هم در کتک زدن میمون دوم همکاری می کند. میمون سوم جایگزین می شود و همان وضع کتک زدن ادامه میابد. میمون چهارم جایگزین می شود و همچنان کتک زدن هر میمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. میمون پنجم هم جایگزین می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی میابد.

حالا آنچه مانده میمون های جدیدی هستند که حتی هیچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر میمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند. اگر ممکن بود از میمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا میروند را کتک می زنند، جواب می توانست این باشد: من نمیدانم، همه همین کار را می کنند. جمله ای که متاسفانه برای همه ما آشناست!

مفهوم پارادیگما (واژه ای یونانی که در انگلیسی پارادایم خوانده می شود) می تواند داستان بالا را توضیح دهد: هر فرد یا جامعه ای «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب مفروضات، پیش دانسته ها و پیش فرض های خود درک و تحلیل می کند.
پارادایم یک مجموعه از باورها و پیش فرض ها و ارزش هاست که ممکن است زمانی به یک دلیل منطقی بوجود آمده باشند اما به دلایل غیرمنطقی ته نشین شده باشند و سپس از طریق آموزش های رسمی و غیررسمی آنقدر تکرار می شوند که برای ما به صورت چارچوب‌هایی «بدیهی» در می‌آیند.

به احتمال خیلی زیاد پارادایم ها در زمان شکل گیری به خاطر این که موفق بوده اند و یک مساله را به خوبی حل کرده اند (جلوگیری از آب سرد) در ذهن ما پایدار می شوند اما زمانی که یک پارادایم شکل گرفت همچنان در ذهن ما باقی می ماند ولو اینکه دیگر کارآمد نباشد. چرا؟ چون تبدیل به پیش فرض های بدیهی شده است.

پارادایم ها باعث می شوند که ما کور شویم! بگذارید مثال بزنم. زمانی که شرکت معروف آمازون (که آن موقع یک کسب وکار نوپا و ناشناخته بود) ادعا کرد که می خواهد بزرگ ترین کتاب فروشی آنلاین دنیا شود رقبای سنتی او خندیدند و برخی نیز رسما در روزنامه ها گفتند که آرزو بر جوانان عیب نیست. اما بعدها به شدت تنبیه شدند! چرا؟ چون پارادایم قبلی کاملا چشم های آنان را بسته بود.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
⭕️ چرا مردم در برابر تغییرات مقاومت می کنند؟

نمی توان از اعمال تغییرات جلوگیری کرد، اما چرا مردم همیشه در برابر آن مقاومت می کنند؟ گفته می شود که تغییر و تحول، تنها "ثابت واقعی" است. به طور کلی، مردم به تغییر و دگرگونی روی خوش نشان نمی دهند، به ویژه اگر خودشان آنها را اعمال نکرده باشند.

بیشتر رهبران تمایل دارند که تحت هر شرایطی، با تمام قوا وارد میدان شوند؛ با اینحال افرادی نیز وجود دارند که تمایلی به ایجاد تغییر ندارند و حتی از اعمال آنها در زندگیشان، واهمه دارند؛ گاهی اوقات باید قدردان این افراد باشیم!

مردم به روش های مختلفی در برابر تغییر و تحول واکنش نشان می دهند. بعضی از افراد با ترس و واهمه نسبت به آن عکس العمل نشان می دهند. اما گروهی نیز وجود دارند که با انکار کردن، پاسخ می دهند. شاید اگر بدانیم که دلیل مقاومت در برابر تغییر و دگرگونی چیست، بتوانیم روش های بهتری را برای کنترل آن به کار بگیریم.در ادامه با 5 دلیلی آشنا می شوید که از مقاومت در برابر تغییر و راهکارهای مقابله با آن خبر می دهد:

1. مردم از متفاوت بودن واهمه دارند، مخصوصا در حالتی که هیچ نمونه ی قبلی وجود نداشته باشد.

2. مردم احساس ضعف، استرس و در هم شکستی می کنند.

3. خروج از وضع موجود، مردم را می ترساند.

4. مردم به کسانی که تغییرات را ایجاد می کنند، اعتماد ندارند.

5. مردم می دانند که اعمال تغییرات، مجموعه ای از امکانات و مشکلات جدید را به همراه خواهد داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from رشد و توسعه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام وارده:
"درود
آخرین سخنرانی شادروان محمود دعایی که در هشتم خرداد اجرا شده،
چون احترام به ساحت اهل قلم، ادب و اندیشه در آن موج می‌زند، آن را انتخاب نمودم."

https://t.me/RoshdoTowseh
✅بوروکراسی ناکارآمد چگونه اقتصاد ایران را کافکایی می‌کند؟

✍️ محمد طاهری/سردبیر هفته‌نامه تجارت فردا

«بوروکراسی وبری» یکی از عواملی بود که دنیای مدرن را ساخت، اما به نظر می‌رسد دنیای مدرن دیگر به بوروکراسی خوش‌بین نیست. البته بوروکراسی مکتب یا مذهب نیست که هواخواهانی پرشور داشته باشد اما هرجا اتاقکی به نمایندگی از قدرت (در ساختارهای غیر‌دموکراتیک) یا دولت (در ساختارهای دموکراتیک) بر پا شده باشد، این توانایی خارق‌العاده را دارد که نظم بازارها را به هم بریزد، پیش پای کسب وکارها مانع ایجاد کند، مفسده بیافریند و انگیزه‌ نوآوری و خلاقیت را از بین ببرد.

وقتی درباره بوروکراسی سخن می‌گوییم، یک طرف، بوروکراسی با مشخصاتی که «ماکس وبر» ترسیم کرد قرار دارد و در سوی دیگر، بوروکراسی‌هایی با مشخصات «کافکایی» قرار دارند.
«کافکایی شدن» در اصل استعاره‌ای است که برای موقعیت‌های سخت و پیچیده و پوچ نظام اداری به کار می‌رود. اقتصاددانان نیز در سال‌های گذشته با استعاره از داستان‌های «فرانتس کافکا» فرآیندی را شرح داده‌اند که نظام اداری و اقتصاد یک کشور را به چرخه تباهی می‌غلتاند و به اصطلاح «کافکایی» می‌کند.

اقتصاددانان چند دلیل برای مذمت بوروکراسی دارند؛ اول اینکه بوروکراسی به مرور زمان یا خود، استبداد آفریده یا در خدمت استبداد قرار گرفته است.
اما مهم‌ترین دلیل مخالفت اقتصاددانان این است که دیوانسالاری را عموماً در تضاد با مکانیسم بازار می‌دانند. در خیلی از کشورها، دستگاه دیوانسالاری جایگزین بازار می‌شود و قیمت تعیین می‌کند.
مثلاً در ایران نظام اداری تلاش می‌کند انواع کالاها و خدمات را قیمت‌گذاری کند. همین قیمت‌گذاری گسترده انواع کالا و خدمات می‌تواند شرایط را برای کافکایی شدن اقتصاد ایران افزایش دهد.
نکته بعدی این است که بوروکراسی پیچیده و ناکارآمد، موانع زیادی پیش پای کسب‌وکارها می‌گذارد و رشد اقتصاد را مختل می‌کند. این صورت بوروکراسی در ایران کاملاً قابل مشاهده است.

نکته دیگر این است که در اقتصاد ایران بوروکراسی در خدمت «تیول‌داری» و «نوچه پروری» قرار گرفته و این همه ساختمان و آدم و ماشین و سازوکار به جای آنکه در خدمت جامعه باشند، به گروه‌های اندکی خدمت می‌کنند.
مساله دیگر این است که بوروکراسی بستر مناسبی برای فساد شده و از همه مهم‌تر اینکه در خیلی از کشورها به صورت قاتل انگیزه نوآوری و خلاقیت و سرمایه‌گذاری ظاهر شده است.

وضعیت کافکایی
گاهی یک خطای تایپی در حد بالا و پایین رفتن یک نقطه در اسم یا فامیلی، یا خطای کارمند ثبت اسناد می‌تواند شما را وارد یک «وضعیت کافکایی» کند. همین خطای کوچک می‌تواند شما را برای روزهای طولانی از این اداره به آن اداره بکشاند یا حتی آن‌گونه که در فیلم برزیل به کارگردانی « تری گیلیام»، منجر به مرگ «آقای باتل» شد، به مرگ شما هم منجر شود.
حتماً می‌پرسید ماجرا چیست؟
«سم لاوری» که کارمندی منفعل و بی‌انگیزه است مسوولیت تایپ نامه‌های اداری را برعهده دارد. روزی یک مگس در دستگاه تایپ گیر می‌کند و باعث می‌شود نامه بازداشت آقای « تاتل» به نام آقای « باتل» صادر شود. در نتیجه آقای باتل که فردی بی‌گناه است دستگیر و زندانی می‌شود. دختر جوانی که موضوع را متوجه شده به کمک فرد بی‌گناه می‌شتابد اما آنقدر در این اداره و آن سازمان گرفتار می‌شود که آقای باتل در حین بازجویی جان خود را از دست می‌دهد.
فکر نکنید این وضعیت فقط برای مرحوم «باتل» رخ داده، همه ما به نوعی چنین وضعیت‌هایی را تجربه کرده‌ایم؛ یعنی در هزارتوی نظام اداری ناکارآمد گرفتار شده‌ایم.
وضعیتی را تصور کنید که می‌خواهید مالیات بپردازید -یعنی قصد دارید برای دولت پول واریز کنید- باید ساعت‌ها در صف «معطل» شوید. می‌خواهید ماشین بخرید یا بفروشید، باید کیلومترها رانندگی کنید و به حومه شهر بروید تا پلاک جدیدی تحویل بگیرید، تازه بعد از ساعت‌ها وقتی که تلف شده، باید در دفتر اسناد رسمی مجدداً «هزینه» کنید تا سند خودرو به نام شما یا دیگری ثبت شود.
امیدواریم هیچ‌وقت سر‌و‌کارتان به شهرداری یا ثبت اسناد یا نیروی انتظامی نیفتد، حتی در بیمارستان و آموزش و پرورش هم با «ناکارآمدی» و «ازدحام» مواجهید. می‌خواهید کسب‌وکاری آغاز کنید، فرآیند کار آنقدر «پیچیده» و «تودرتو» است که پشیمان می‌شوید. می‌خواهید تکنولوژی وارد کنید، باید به ده‌ها اداره و مرکز «مراجعه» کنید. می‌خواهید وام بگیرید، باید چندین قرارداد پیچیده و نامفهوم را «امضا» کنید و بارها از این دفتر به آن دفتر بروید و...
برای معرفی نظام اداری در ایران از این دست توصیف‌ها زیاد می‌شود نوشت. همه این‌ها عناصر یک «نظام اداری کافکایی» هستند که با سرعت زیاد در حال زمین‌گیر کردن اقتصاد ایران هستند.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اقتصاد بازار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 واقعیت حذف ارز 4200 تومانی

✍شهاب الدین حائری شیرازی

یاسر جبرائیلی* ازتئوری پردازان موثر جناح موسوم به اصول گرا: اینکه میگویند حذف ارز 4200 تومانی برای رساندن یارانه به اهلش بوده صحت ندارد فقط بخاطر خالی بودن خزانه و کسری بودجه بوده است.
حذف ارز 4200 تومانی به ضرر قشر مستضعف بوده وموجب فقیرتر شدن آنها شده است وبعکس افرادی که دارایی غیر نقدی دارند مثل ملّاکها را پول دار تر کرده...

پ ن : عده ای با جهاد موسوم به تبیین درحال لاپوشانی کردن اثر تحریم در ناچارشدن دولت به حذف ارز 4200 تومانی هستند و انکار خالی شدن خزانه و عدم بازگشت پول نفتی که می فروشیم!!
انکار اثر مستقیم معارضه غیرمعقول ما با امریکا در فقیر و فقیرتر شدن جامعه، نادیده گرفتن واقعیتی است که به ناتوانی بیشتر حکومت در اداره جامعه انجامیده.
اولین قدم برای کنترل و تلاش برای بهبود اوضاع، فهمیدن درست واقعیت اطراف و شناخت حقیقت است.

* رئیس مرکز ارزیابی و نظارت راهبردی اجرای سیاست‌های کلی نظام در مجمع تشخیص مصلحت نظام
.
پیج اینستاگرام ما را دنبال کنید:
https://instagram.com/navasanonline

📊 کانال اقتصادبازار
@EghtesadBazar
‏عکس از Dr. Mh Kashefi
4_5828122873797021602.mp4
13.9 MB
🌹🌷ﺑﺎﺯ ﺁﯼ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧــــﻮﺩ ﻧــﯿــﺎﺯﻡ ﺑﯿـﻨﯽ

ﺑـﯿــﺪﺍﺭﯼ ﺷـــــــــﺒﻬﺎﯼ ﺩﺭﺍﺯﻡ ﺑﯿﻨـــﯽ

ﻧﯽ ﻧﯽ ﻏﻠــﻄﻢ ﮐﻪ ﺧـﻮﺩ ﻓﺮﺍﻕ ﺗـﻮ ﻣﺮﺍ

ﮐــﯽ ﺯﻧــﺪﻩ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﯿﻨــــﯽ

سلاااااااااام برشما
پگاهتان خندان تر از همیشه باد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
✔️ هفت ویژگی متمایز کنندۀ انسان های معنوی از دیگر انسان‌ها

✍️ مصطفی ملکیان

🔹 شروط لازم و کافی آن را نمی‌توانم ذکر کنم. من شروط لازم آن را ذکر می‌کنم نه شروط کافی را..

1️⃣ اوّلین ویژگی انسان معنوی این است که «چه باید بکنم؟» اوّلین مسئلۀ زندگی اوست و هر مسئلۀ دیگری غیر از «چه باید بکنم؟» تنها زمانی برایش اهمیت می‌یابد که حل آن در پاسخ این سؤال تأثیر داشته باشد. به میزان تأثیری که حل هر مسئله دیگری در حل این مسئلۀ «مادر» دارد برای آن مسایل اهمیت قایل است و به آنها می‌پردازد. اگر مسایلی باشند که حل آنها در حل مسئله «چه باید بکنم؟» هیچ تأثیری ندارد، اصلاً به آنها نمی‌پردازد. حتی اگر می‌پردازد به این‌که آیا خدایی هست یا نه، آیا زندگی پس از مرگ هست یا نه و آیا جهان متناهی است یا نامتناهی، نظام جهان اخلاقی است یا نه و..

2️⃣نکتۀ دوّم این‌که زندگی انسان معنوی اصیل است، عاریتی نیست. زندگی اصیل یعنی زندگی‌ای فقط بر اساس فهم و تشخیص خود. بنابراین، در این زندگی تقلید، تبعیت از افکار عمومی‌، تحت تأثیر هیجانات عمومی ‌قرار گرفتن، تعبدهای بلادلیل و.. وجود ندارد و انسان فقط بر اساس عقل و وجدان اخلاقی خود زندگی می‌کند هرچه را بر اساس عقل و وجدان اخلاقی، درست تشخیص داد به آن عمل می‌کند وگرنه آن را پس می‌زند.

3️⃣ ویژگی‌های سوّم انسان معنوی آن است که به کل جهان هستی رضا داده است، از جمله به درد و رنج‌ها و شرور این جهان. در عین این‌که همۀ تلاش خود را برای بردن امور به سمت و سوی نیکوتر انجام می‌دهد، به کل نظام هم رضا داده است. درست مثل این‌که شما کل خانه‌تان را دوست دارید، امّا البته اگر آجری در آن میان لق شد یا شکست، سعی می‌کنید آن را بر جای خود بگذارید.

4️⃣ ویژگی چهارم این‌که برای انسان معنوی بسیار مهّم است که امور تغییرپذیر را از امور تغییرناپذیر تفکیک کند، تا تمام هم و غم خود را صرف امور تغییرپذیر کرده و با امور تغییرناپذیر کلنجار نرود. آن‌گاه در میان امور تغییرپذیر هر کدام را به بهترین صورت تغییر می‌دهد.

5️⃣ ویژگی پنجم انسان معنوی این است که تفاوت‌ها را کاملاً هضم کرده و پذیرفته که خود با تمام انسان‌های دیگر متفاوت است. این مسئله را هم به لحاظ اخلاقی و هم به لحاظ روان‌شناختی پذیرفته است.

6️⃣ ویژگی ششم این است که انسان معنوی با هیچ‌کس مسابقه نمی‌دهد. فقط با خودش مسابقه می‌دهد. این مسابقه هم در سمت و سوی خاصی قرار دارد. متأسفانه من و امثال من که انسان معنوی نیستیم اوّلاً در تمام زندگی مشغول مسابقه دادن با دیگرانیم و این مسابقه هم در «داشتن»‌هاست. انسان معنوی امّا همیشه خود را فقط با خودش در حال مسابقه می‌بیند و آن هم نه در «داشتن»‌ها بلکه در «بودن»‌ها. آن‌گاه نتیجه این می‌شود که مدام از خود می‌پرسد: آیا من بهتر از این که هستم می‌توانم باشم؟ اگر نمی‌توانم باشم معلوم است که از امور تغییرناپذیر است. اگر می‌توام باید با خود مسابقه بدهم و همین طور به طور متوالی از خودم پیش بیفتم. چنین انسانی طبعاً چون با کسی رقابت ندارد واجد دو ویژگی احسان و تواضع با دو معنی پیش گفته، می‌شود.


7️⃣ ویژگی هفتم انسان معنوی این است که در مقام نظر حقیقت‌طلبی، در مقام عمل عدالت‌طلبی و در مقام احساس و عاطفه نیز عشق‌ورزی پیشه کرده است. این به نظر من شروط و حدود لازم است، امّا ممکن است موارد دیگری هم باشد.

❇️کتاب «دین، معنویت و روشنفکری دینی»| صفحۀ ۶۳ | گزیده از گفت‌وگو با مجلۀ آبان |شمارۀ ۱۴۴ | بهمن‌ماه ۱۳۸۱

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers