قانون هایی که باعث میشن زندگی بهتری داشته باشی :
✅قانون اول : عصر نخواب که مجبور نشی تا صبح بیدار بمونی.
✅قانون دوم : حتی اگه میدونین کسی جنبه شوخی رو داره، باز هم دست به تخریبش نزنید.
✅قانون سوم : یادتون نره انتخاب هاتون باید بدرد یک عمر بخوره، نه یک شب
✅قانون چهارم : دلتنگی بهانه ی خوبی برای پیام دادن نیست.
✅قانون پنجم : هر کاری وقتی داره، وقتی آمادگی شروع کار یا وارد رابطه شدن رو نداری انجامش نده.
✅قانون ششم : تو محدوده ی امنیت نمون، گاهی وقتا لازمه بیای بیرون.
✅قانون هفتم : خودتو برای اینکه یکی دیگرو پیدا کنی، گم نکن.
✅قانون هشتم : رو کسی که تمام سعیش خندوندنت بود، عیب نذار و فکر نکن وظیفش بوده.
✅قانون نهم : یادت نره که یه روز خوب اومدنی نیست، ساختنیه.
✅قانون دهم : فکر کردن زیاد به از دست دادن چیزی یا برعکس مطمئن بودن زیاد از داشتنش، اونو از تو میگیره.
✅قانون یازدهم : بعد از هر گریه ای که میکنی خودتو تو آیینه ببین. باید یادت بمونه تا چه حد و چقدر قوی هستی.
✅قانون دوازدهم : نیاز نیست خودتو برای هرکسی توضیح بدی
✅قانون سیزدهم : هیچ وقت چیزی رو مسخره نکن ، چون دنیا انقدر می چرخه که یه روز می بینی دقیقا داری همون کارو انجام میدی.
✅قانون چهاردهم : تو ذهنت راجع به اتفاقاتی که هنوز نیوفتاده خیال پردازی افراطی نکن. خصوصا اگه موضوعش دوست داشتن یه نفر باشه.
✅قانون پانزدهم : با قلبت فکر نکن
✅قانون شانزدهم : " برنامه های فردا رو همیشه یادداشت کن
✅قانون هفدهم : قبل سیر شدن از غذا خوردن دست بکش
✅قانون هجدهم : گاهی اوقات مدت زیادی موبایل رو کنار بزار
✅قانون نوزدهم : هر روز ۱۰ صفحه کتاب بخون
✅قانون بیستم : روزت رو با گفتن یک جمله مثبت شروع کن.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅قانون اول : عصر نخواب که مجبور نشی تا صبح بیدار بمونی.
✅قانون دوم : حتی اگه میدونین کسی جنبه شوخی رو داره، باز هم دست به تخریبش نزنید.
✅قانون سوم : یادتون نره انتخاب هاتون باید بدرد یک عمر بخوره، نه یک شب
✅قانون چهارم : دلتنگی بهانه ی خوبی برای پیام دادن نیست.
✅قانون پنجم : هر کاری وقتی داره، وقتی آمادگی شروع کار یا وارد رابطه شدن رو نداری انجامش نده.
✅قانون ششم : تو محدوده ی امنیت نمون، گاهی وقتا لازمه بیای بیرون.
✅قانون هفتم : خودتو برای اینکه یکی دیگرو پیدا کنی، گم نکن.
✅قانون هشتم : رو کسی که تمام سعیش خندوندنت بود، عیب نذار و فکر نکن وظیفش بوده.
✅قانون نهم : یادت نره که یه روز خوب اومدنی نیست، ساختنیه.
✅قانون دهم : فکر کردن زیاد به از دست دادن چیزی یا برعکس مطمئن بودن زیاد از داشتنش، اونو از تو میگیره.
✅قانون یازدهم : بعد از هر گریه ای که میکنی خودتو تو آیینه ببین. باید یادت بمونه تا چه حد و چقدر قوی هستی.
✅قانون دوازدهم : نیاز نیست خودتو برای هرکسی توضیح بدی
✅قانون سیزدهم : هیچ وقت چیزی رو مسخره نکن ، چون دنیا انقدر می چرخه که یه روز می بینی دقیقا داری همون کارو انجام میدی.
✅قانون چهاردهم : تو ذهنت راجع به اتفاقاتی که هنوز نیوفتاده خیال پردازی افراطی نکن. خصوصا اگه موضوعش دوست داشتن یه نفر باشه.
✅قانون پانزدهم : با قلبت فکر نکن
✅قانون شانزدهم : " برنامه های فردا رو همیشه یادداشت کن
✅قانون هفدهم : قبل سیر شدن از غذا خوردن دست بکش
✅قانون هجدهم : گاهی اوقات مدت زیادی موبایل رو کنار بزار
✅قانون نوزدهم : هر روز ۱۰ صفحه کتاب بخون
✅قانون بیستم : روزت رو با گفتن یک جمله مثبت شروع کن.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَه- انسان مساوی است با متونی که میخواند؛ نقدها و پرسشها و شک هایی که می کند. جامعه ای فرزانگی می یابد که خواندن، کار روزانه اش باشد.
سقراط - کنفوسیوس :
خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛ و اندیشه بدون خواندن خطرناک. هدف مطالعه و کتاب خوانی تغییر نگرش و انگاره های ذهنی؛ توسعه فکری و...است.
خواندن نظریات متفاوت؛ مختلف و نقد و مقایسه آنها نسبت بهم؛ ماده اولیه برای توسعه فرهنگی و فکری است. مطالب فیزیک، شیمی و جغرافیا و ... معلومات ما را افزایش میدهد اما مطالعه در حوزهٔ علوم انسانی؛ جامعه شناسی؛ فلسفه روانشناسی، ادبیات ... فرهنگ و نگرش ما را تغییر می دهد و ما را فرهیخته ترمیکند.
اگر کسی را دیدید که درک و فهمی فراتر از حد متعارف دارد حتما از او بپرسید که چه کتابهایی میخواند یا چه رفیقانی دارد- رالف والدو امرسون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
سقراط - کنفوسیوس :
خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛ و اندیشه بدون خواندن خطرناک. هدف مطالعه و کتاب خوانی تغییر نگرش و انگاره های ذهنی؛ توسعه فکری و...است.
خواندن نظریات متفاوت؛ مختلف و نقد و مقایسه آنها نسبت بهم؛ ماده اولیه برای توسعه فرهنگی و فکری است. مطالب فیزیک، شیمی و جغرافیا و ... معلومات ما را افزایش میدهد اما مطالعه در حوزهٔ علوم انسانی؛ جامعه شناسی؛ فلسفه روانشناسی، ادبیات ... فرهنگ و نگرش ما را تغییر می دهد و ما را فرهیخته ترمیکند.
اگر کسی را دیدید که درک و فهمی فراتر از حد متعارف دارد حتما از او بپرسید که چه کتابهایی میخواند یا چه رفیقانی دارد- رالف والدو امرسون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
@sokhanranihaa - مصطفی ملکیان - پنج رکنِ بهروزیِ آدمی از نظر امام…
@sokhanranihaa
مصطفی ملکیان
❇️ پنج رکنِ بهروزیِ آدمی از نظر امام علی (ع)
1️⃣ به هیچ چیز امید نبندید جز خدا؛
2️⃣ از هیچ چیز نترسید جز عملِ بدِ خود؛
3️⃣ از اینکه بگویید «نمیدانم»، شرم نکنید؛
4️⃣ از اینکه ندانستهای را بیاموزید، شرم نکنید؛
5️⃣ در راهِ هدفتان، پایداری داشته باشید.
.https://t.me/choupan1
مصطفی ملکیان
❇️ پنج رکنِ بهروزیِ آدمی از نظر امام علی (ع)
1️⃣ به هیچ چیز امید نبندید جز خدا؛
2️⃣ از هیچ چیز نترسید جز عملِ بدِ خود؛
3️⃣ از اینکه بگویید «نمیدانم»، شرم نکنید؛
4️⃣ از اینکه ندانستهای را بیاموزید، شرم نکنید؛
5️⃣ در راهِ هدفتان، پایداری داشته باشید.
.https://t.me/choupan1
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
تلقی ما از واقعیت ساخته و پرداخته ی فکر و ذهن ماست
پس واقعیت های زندگی ما می توانند با اندیشه های ما تغییر کنند.
بنابراین مراقب اندیشههای خود باشیم
تا زندگی مان را زیباتر کنیم
سلام
صبح تان بخیر و سلامتی
روزتان سرشار از حس خوب زندگی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
تلقی ما از واقعیت ساخته و پرداخته ی فکر و ذهن ماست
پس واقعیت های زندگی ما می توانند با اندیشه های ما تغییر کنند.
بنابراین مراقب اندیشههای خود باشیم
تا زندگی مان را زیباتر کنیم
سلام
صبح تان بخیر و سلامتی
روزتان سرشار از حس خوب زندگی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان دکتر محمدفاضلی ( استاد دانشگاه ) درباره ترفند افزایش تورم و خسارتی که به یک جامعه میزند..ّ..
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
*امارات چگونه امارات شد؟*
🖊️محمدمهدی حاتمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، تاریخچه بلندی ندارند. بسیاری از این کشورها در یک قرن اخیر ایجاد شدهاند. تا ربع آخر قرن بیستم، هفت امارت (ابوظبی، عجمان، دوبی، فجیره، رأسالخیمه، شارجه و امالقیوین)، در کنار قطرِ امروزی و بحرین امروزی، در واقع یک کشور بودند.
□با خروج بریتانیا از خلیج فارس (در عصر موسوم به «پسا-استعمار»)، قطر و بحرین کشورهایی مستقل شدند و بحرین در واقع از ایران جدا شد. هفت امارتی که در بالا به آنها اشاره شد هم به یکدیگر پیوستند و یک کشور جدید را شکل دادند.
●تا آن زمان، شهری مانند دوبی، یک دهکده کوچک و خاکگرفته بود و قطعا آناندازه اهمیت نداشت که بریتانیاییها به این راحتی رهایش کردند. (بریتانیا دهها جزیره دیگر را در چهارسویِ عالم، هنوز حفظ کرده است.) در امارتهای هفتگانه، استخراجِ نفت حتی دههها پس از آنکه در ایران کشف شد، کلید خورد.
●دوبیِ امروزی (یکی از آن ۷ امارتی که امارات متحده عربی را شکل میدهند)، حالا یکی از پیشرفتهترین شهرهای جهان است و احتمالا آیندهای درخشانتر هم در انتظار دارد. اما امارات فقط دوبی نیست.
■امارات متحده عربی امروز نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد و درآمد سرانه شهروندان آن (بر مبنای شاخص PPP) حدود ۷۸ هزار دلار است. به این ترتیب، اماراتیها در رده هفتمین شهروندان ثروتمند در جهان (پس از لوگزامبورگیها، سنگاپوریها، ایرلندیها، قطریها، اهالی ماکائو و سوئیسیها) قرار دارند.
□در مقام مقایسه با ایران، اگر امارات متحده عربی همین مسیر را ادامه بدهد، در کمتر از یک دهه آینده تولید ناخالص داخلی آن (بر اساس شاخص PPP) از ایران بالاتر خواهد بود.
●امارات متحده عربی، امروز نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد که کمتر از ۱٫۵ میلیون نفر از آنها در واقع اهل این کشور هستند و بقیه خارجیاند. تخمین زده میشود که تنها نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر ایرانی در امارات متحده عربی ساکن باشند، که تقریبا معادل ۵ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. همین عده اما دستکم حدود ۸ هزار شرکت در امارات متحده عربی به ثبت رساندهاند.
○اما فقط اینها هم نیست. همین چند روز پیش بود که «شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان»، رییس امارات متحده عربی درگذشت. او در سال ۲۰۰۴ میلادی سکته کرده بود و از همان زمان (که ۶۵ ساله بود)، عملا در صحنه سیاسی امارات حضور نداشت. جانشین او، «محمد بن زاید آل نهیان» است، یعنی برادر ناتنیاش که در ۸ سال گذشته، عملا امارات را اداره کرده است.
■شیوه حکومتداری این دو از اساس متفاوت است. حاکمِ درگذشته، ترجیح میداد امارات بی سر و صدا و به عنوان یک قدرت اقتصادی رشد کند، اما حاکم جدید، امارات را کشوری میخواهد که رویاپردازیهای قدرتطلبانه هم دارد.
□«محمد بن زاید» (که آمریکاییها به اختصار به او MBZ هم میگویند)، ارتش امارات را تا بنِ دندان مسلح کرده و از جمله، شریکِ جاهطلبیهای ولیعهد عربستان (محمد بن سلمان) در حمله به یمن هم بوده است. امارات در لیبی هم حضور نظامی دارد و از چندین و چند گروه نظامی ریز و درشت هم در جنگهای نیابتی خاورمیانه حمایت مالی و تسلیحاتی میکند.
●اماراتِ امروزی (که کارشناسان میگویند تحت حکومت حاکمِ جدید، بستهتر ولی متمرکزتر خواهد شد)، سودای فرستادن ماهواره اختصاصی به فضا را هم دارد و میخواهد ویزای طلایی به فعالان حوزه استارتاپ و IT هم بدهد.
○در واقع، در سالهای آینده، بیشتر و بیشتر از امارات متحده عربی خواهیم شنید و این کشور کوچک در جنوب خلیج فارس، احتمالا قدرتمندتر از امروز خواهد بود.
■اما راز موفقیت آنها چه بود؟ چند سال پیش کتابی در ایران ترجمه شد به نام «دوبی، سریعترین شهر دنیا» [این کتاب ترجمه و توسط نشر «نی» منتشر شده است] که داستانِ توسعه سریع دوبی را تعریف میکرد.
چرا این شهر ناگهان و با این سرعت، از یک روستایِ خاکگرفته به یک ابرشهر با برجها، آسمانخراشها، موزهها و گالریهای هنری تبدیل شد؟
پاسخ به این پرسش، کمابیش پاسخ به پرسشِ «امارات، چگونه امارات شد؟» را هم میدهد. اما نکته این است که پاسخِ دقیقی وجود ندارد.
□امور زیادی در این قبیل موضوعات دخالت دارند: اماراتیها شانس آوردند که بریتانیاییها بنیان برخی نهادهای مدنی را در آنجا گذاشته بودند. سرمایههای جهانی هم به دنبال سرمایههای بازرگانان هنگکنگی روانه دوبی و بعد هم امارتهای دیگر شدند.
●از طرفی، امارات در دورهای رشد و توسعه پیدا کرد که اقتصاد دنیا در آغوش «جهانیشدن» بود و سرمایه و نیروی کار به سرعت جابهجا می شد. اماراتیهای اختلافات مرزی و ارضی چندانی هم نداشتند و از فرصت اتکا به آمریکا هم نهایتِ استفاده را بردند.
🖊️محمدمهدی حاتمی
*نشر:* گاهنامه مدیر
■کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، تاریخچه بلندی ندارند. بسیاری از این کشورها در یک قرن اخیر ایجاد شدهاند. تا ربع آخر قرن بیستم، هفت امارت (ابوظبی، عجمان، دوبی، فجیره، رأسالخیمه، شارجه و امالقیوین)، در کنار قطرِ امروزی و بحرین امروزی، در واقع یک کشور بودند.
□با خروج بریتانیا از خلیج فارس (در عصر موسوم به «پسا-استعمار»)، قطر و بحرین کشورهایی مستقل شدند و بحرین در واقع از ایران جدا شد. هفت امارتی که در بالا به آنها اشاره شد هم به یکدیگر پیوستند و یک کشور جدید را شکل دادند.
●تا آن زمان، شهری مانند دوبی، یک دهکده کوچک و خاکگرفته بود و قطعا آناندازه اهمیت نداشت که بریتانیاییها به این راحتی رهایش کردند. (بریتانیا دهها جزیره دیگر را در چهارسویِ عالم، هنوز حفظ کرده است.) در امارتهای هفتگانه، استخراجِ نفت حتی دههها پس از آنکه در ایران کشف شد، کلید خورد.
●دوبیِ امروزی (یکی از آن ۷ امارتی که امارات متحده عربی را شکل میدهند)، حالا یکی از پیشرفتهترین شهرهای جهان است و احتمالا آیندهای درخشانتر هم در انتظار دارد. اما امارات فقط دوبی نیست.
■امارات متحده عربی امروز نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد و درآمد سرانه شهروندان آن (بر مبنای شاخص PPP) حدود ۷۸ هزار دلار است. به این ترتیب، اماراتیها در رده هفتمین شهروندان ثروتمند در جهان (پس از لوگزامبورگیها، سنگاپوریها، ایرلندیها، قطریها، اهالی ماکائو و سوئیسیها) قرار دارند.
□در مقام مقایسه با ایران، اگر امارات متحده عربی همین مسیر را ادامه بدهد، در کمتر از یک دهه آینده تولید ناخالص داخلی آن (بر اساس شاخص PPP) از ایران بالاتر خواهد بود.
●امارات متحده عربی، امروز نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد که کمتر از ۱٫۵ میلیون نفر از آنها در واقع اهل این کشور هستند و بقیه خارجیاند. تخمین زده میشود که تنها نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر ایرانی در امارات متحده عربی ساکن باشند، که تقریبا معادل ۵ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. همین عده اما دستکم حدود ۸ هزار شرکت در امارات متحده عربی به ثبت رساندهاند.
○اما فقط اینها هم نیست. همین چند روز پیش بود که «شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان»، رییس امارات متحده عربی درگذشت. او در سال ۲۰۰۴ میلادی سکته کرده بود و از همان زمان (که ۶۵ ساله بود)، عملا در صحنه سیاسی امارات حضور نداشت. جانشین او، «محمد بن زاید آل نهیان» است، یعنی برادر ناتنیاش که در ۸ سال گذشته، عملا امارات را اداره کرده است.
■شیوه حکومتداری این دو از اساس متفاوت است. حاکمِ درگذشته، ترجیح میداد امارات بی سر و صدا و به عنوان یک قدرت اقتصادی رشد کند، اما حاکم جدید، امارات را کشوری میخواهد که رویاپردازیهای قدرتطلبانه هم دارد.
□«محمد بن زاید» (که آمریکاییها به اختصار به او MBZ هم میگویند)، ارتش امارات را تا بنِ دندان مسلح کرده و از جمله، شریکِ جاهطلبیهای ولیعهد عربستان (محمد بن سلمان) در حمله به یمن هم بوده است. امارات در لیبی هم حضور نظامی دارد و از چندین و چند گروه نظامی ریز و درشت هم در جنگهای نیابتی خاورمیانه حمایت مالی و تسلیحاتی میکند.
●اماراتِ امروزی (که کارشناسان میگویند تحت حکومت حاکمِ جدید، بستهتر ولی متمرکزتر خواهد شد)، سودای فرستادن ماهواره اختصاصی به فضا را هم دارد و میخواهد ویزای طلایی به فعالان حوزه استارتاپ و IT هم بدهد.
○در واقع، در سالهای آینده، بیشتر و بیشتر از امارات متحده عربی خواهیم شنید و این کشور کوچک در جنوب خلیج فارس، احتمالا قدرتمندتر از امروز خواهد بود.
■اما راز موفقیت آنها چه بود؟ چند سال پیش کتابی در ایران ترجمه شد به نام «دوبی، سریعترین شهر دنیا» [این کتاب ترجمه و توسط نشر «نی» منتشر شده است] که داستانِ توسعه سریع دوبی را تعریف میکرد.
چرا این شهر ناگهان و با این سرعت، از یک روستایِ خاکگرفته به یک ابرشهر با برجها، آسمانخراشها، موزهها و گالریهای هنری تبدیل شد؟
پاسخ به این پرسش، کمابیش پاسخ به پرسشِ «امارات، چگونه امارات شد؟» را هم میدهد. اما نکته این است که پاسخِ دقیقی وجود ندارد.
□امور زیادی در این قبیل موضوعات دخالت دارند: اماراتیها شانس آوردند که بریتانیاییها بنیان برخی نهادهای مدنی را در آنجا گذاشته بودند. سرمایههای جهانی هم به دنبال سرمایههای بازرگانان هنگکنگی روانه دوبی و بعد هم امارتهای دیگر شدند.
●از طرفی، امارات در دورهای رشد و توسعه پیدا کرد که اقتصاد دنیا در آغوش «جهانیشدن» بود و سرمایه و نیروی کار به سرعت جابهجا می شد. اماراتیهای اختلافات مرزی و ارضی چندانی هم نداشتند و از فرصت اتکا به آمریکا هم نهایتِ استفاده را بردند.
○اما تدبیرِ خود حاکمان امارات را هم نمیشود نادیده گرفت. معروف است که حاکمان امارات، برای توسعه این کشور «ولع دارند» و این چیزی نیست که همه حاکمان در همهجای دنیا داشته باشند. مثلا، لیبیِ تحت حکومت «معمر قذافی» هم بسیار بسیار ثروتمند بود، اما اکنون دوپاره و به تلی از خاکستر بدل شده است.
■عربستان سعودی هم با وجود ثروت بیشترِ نفت، جمعیت بیشتر و نفوذ بیشتر در سیاست جهانی، آنجایی نیست که امارات و شهروندانش امروز هستند.
میتوان خلاصه کرد: توسعه محصول تدبیر و شانس است، اما شانس زمانی به کار میآید که بتوانی با تدبیر، نهایت استفاده را از آن ببری. در غیرِ این صورت، حاصلِ کار، چیزی شبیه به سوریه، عراق یا لیبیِ امروزی میشود: سرزمینهایی شبحزده که توان توسعه را از دست دادهاند.
*منبع:* تجارت نیوز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
■عربستان سعودی هم با وجود ثروت بیشترِ نفت، جمعیت بیشتر و نفوذ بیشتر در سیاست جهانی، آنجایی نیست که امارات و شهروندانش امروز هستند.
میتوان خلاصه کرد: توسعه محصول تدبیر و شانس است، اما شانس زمانی به کار میآید که بتوانی با تدبیر، نهایت استفاده را از آن ببری. در غیرِ این صورت، حاصلِ کار، چیزی شبیه به سوریه، عراق یا لیبیِ امروزی میشود: سرزمینهایی شبحزده که توان توسعه را از دست دادهاند.
*منبع:* تجارت نیوز
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴ویژگیهای مدیری که دلسوز کارکنانش است
🔸برخی از منتقدین بر این اعتقادند مدیران دلسوزی که این سبک مدیریتی را انتخاب میکنند از سایر همتایان خود در زمینه دستیابی به اهداف کاری عقب میمانند و در موقعیتهای رقابتی، حرف زیادی برای زدن در برابر سایر مدیران ندارند.
🔸اما مدیران دلسوز در اغلب تصمیمات تمام اعضای تیم را به مشارکت میطلبند و از آنها نظر و پیشنهاد میخواهند؛ در نتیجه تیم او یکی از موفقترین و ماندگارترین تیمهای کاری در سازمان به حساب میآید و میزان ترک خدمت و غیبت افراد در آن بسیار پایین است و سطح بهرهوری تیمی و فردی اعضا و مشارکتجویی آنها بسیار بالاست.
شما برای اینکه به یک مدیر دلسوز تبدیل شوید باید ویژگیهای زیر را در خود تقویت کنید:
◀️ گوش کردن:
این گوش کردن باید از نوع «گوش کردن فعال» و همراه با بازخوردهای مهربانانهای باشد تا به افراد ثابت شود آنچه میگویند محترم است و بر تصمیمگیریهای مدیرشان تاثیرگذار خواهد بود.
◀️ همدردی کردن:
مدیران دلسوز بهخوبی میتوانند به هر موقعیتی از دریچه دید افرادشان نگاه کنند. آنها در بهترین زمان و به بهترین شیوه ممکن با کارکنانشان ابراز همدردی میکنند و در گرفتاریها و مشکلات همراهشان هستند و از فرافکنی و انداختن تقصیر به گردن دیگران خودداری میکنند.
◀️ حل کردن مشکلات:
یک مدیر دلسوز و آگاه بهخوبی از نیازهای عاطفی افرادش آگاه هست و با ایجاد یک محیط کاری سالم و شاد به برآورده شدن نیازهای روحی و احساسی کارکنانش کمک میکند. او بیشتر از آنکه یک مدیر و مافوق باشد، یک حلکننده مشکلات و برآوردهکننده نیازهاست و کسی است که میتوان برای برداشتن موانع موجود روی او حساب کرد.
◀️ خودآگاهی:
خودآگاهی یعنی تشخیص اینکه اعمال و رفتار یک مدیر چه تاثیری بر اطرافیانش دارد و بازخورد رفتارها و برخوردهای او با زیردستانش چیست و با دستیابی به همین درک و شناخت است که میتوان به مدیری دلسوز خوب تبدیل شد.
◀️ متقاعدسازی:
مدیران دلسوز بهشدت از متقاعدسازی افرادشان برای تشویق و تحریک آنها استفاده میکنند و تمایلی به استفاده از قوه قهریه و دستور دادن برای پیشبرد کارها از خود نشان نمیدهند. برای آنها متقاعدسازی زیردستان و ارائه توضیحات و استدلالهای کافی برای توجیه تصمیمهای اتخاذشده دارای اهمیت بسیار زیادی است.
◀️ قدرت پیشبینی:
عامل اصلی قویتر بودن مدیران دلسوز درزمینه پیشبینی آینده این است که آنها بهخوبی میتوانند از دید دیگران و زاویههای دید متنوعی به قضایا بنگرند و دیدی جامعتری نسبت به آنچه درگذشته رویداده است به دست آورند و هر کس که گذشته را بهتر بشناسد بهطور حتم خواهد توانست آینده را بهتر و دقیقتر پیشبینی کند.
◀️ نظارت کردن:
یک مدیر دلسوز همیشه مسوولیت اعمال و عملکرد تیمش را بر عهده میگیرد و از پذیرش مسوولیت عملکرد زیردستانش باکی ندارد حتی اگر زیردستانش مرتکب اشتباهات فردی شده باشند یا به خاطر سهلانگاری و اتخاذ تصمیمهای نادرست بهکل تیم ضرر زده باشند.
◀️ تعهد داشتن نسبت به رشد افراد:
مدیران دلسوز افرادشان را تشویق میکنند تا مهارتهایشان را توسعه دهند و در این مسیر از آنها به شکلهای مختلف حمایت میکنند تا به اهداف شغلیشان دست یابند.
◀️ جامعهسازی:
مدیران دلسوز بهخوبی میدانند که چگونه میتوان در درون یک سازمان «احساس ما بودن» ایجاد کنند و به همین دلیل افرادشان را تشویق میکنند تا با سایر کارکنان در سراسر سازمان ارتباط و تعامل داشته باشند.
✏️منبع: Strategic Management
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸برخی از منتقدین بر این اعتقادند مدیران دلسوزی که این سبک مدیریتی را انتخاب میکنند از سایر همتایان خود در زمینه دستیابی به اهداف کاری عقب میمانند و در موقعیتهای رقابتی، حرف زیادی برای زدن در برابر سایر مدیران ندارند.
🔸اما مدیران دلسوز در اغلب تصمیمات تمام اعضای تیم را به مشارکت میطلبند و از آنها نظر و پیشنهاد میخواهند؛ در نتیجه تیم او یکی از موفقترین و ماندگارترین تیمهای کاری در سازمان به حساب میآید و میزان ترک خدمت و غیبت افراد در آن بسیار پایین است و سطح بهرهوری تیمی و فردی اعضا و مشارکتجویی آنها بسیار بالاست.
شما برای اینکه به یک مدیر دلسوز تبدیل شوید باید ویژگیهای زیر را در خود تقویت کنید:
◀️ گوش کردن:
این گوش کردن باید از نوع «گوش کردن فعال» و همراه با بازخوردهای مهربانانهای باشد تا به افراد ثابت شود آنچه میگویند محترم است و بر تصمیمگیریهای مدیرشان تاثیرگذار خواهد بود.
◀️ همدردی کردن:
مدیران دلسوز بهخوبی میتوانند به هر موقعیتی از دریچه دید افرادشان نگاه کنند. آنها در بهترین زمان و به بهترین شیوه ممکن با کارکنانشان ابراز همدردی میکنند و در گرفتاریها و مشکلات همراهشان هستند و از فرافکنی و انداختن تقصیر به گردن دیگران خودداری میکنند.
◀️ حل کردن مشکلات:
یک مدیر دلسوز و آگاه بهخوبی از نیازهای عاطفی افرادش آگاه هست و با ایجاد یک محیط کاری سالم و شاد به برآورده شدن نیازهای روحی و احساسی کارکنانش کمک میکند. او بیشتر از آنکه یک مدیر و مافوق باشد، یک حلکننده مشکلات و برآوردهکننده نیازهاست و کسی است که میتوان برای برداشتن موانع موجود روی او حساب کرد.
◀️ خودآگاهی:
خودآگاهی یعنی تشخیص اینکه اعمال و رفتار یک مدیر چه تاثیری بر اطرافیانش دارد و بازخورد رفتارها و برخوردهای او با زیردستانش چیست و با دستیابی به همین درک و شناخت است که میتوان به مدیری دلسوز خوب تبدیل شد.
◀️ متقاعدسازی:
مدیران دلسوز بهشدت از متقاعدسازی افرادشان برای تشویق و تحریک آنها استفاده میکنند و تمایلی به استفاده از قوه قهریه و دستور دادن برای پیشبرد کارها از خود نشان نمیدهند. برای آنها متقاعدسازی زیردستان و ارائه توضیحات و استدلالهای کافی برای توجیه تصمیمهای اتخاذشده دارای اهمیت بسیار زیادی است.
◀️ قدرت پیشبینی:
عامل اصلی قویتر بودن مدیران دلسوز درزمینه پیشبینی آینده این است که آنها بهخوبی میتوانند از دید دیگران و زاویههای دید متنوعی به قضایا بنگرند و دیدی جامعتری نسبت به آنچه درگذشته رویداده است به دست آورند و هر کس که گذشته را بهتر بشناسد بهطور حتم خواهد توانست آینده را بهتر و دقیقتر پیشبینی کند.
◀️ نظارت کردن:
یک مدیر دلسوز همیشه مسوولیت اعمال و عملکرد تیمش را بر عهده میگیرد و از پذیرش مسوولیت عملکرد زیردستانش باکی ندارد حتی اگر زیردستانش مرتکب اشتباهات فردی شده باشند یا به خاطر سهلانگاری و اتخاذ تصمیمهای نادرست بهکل تیم ضرر زده باشند.
◀️ تعهد داشتن نسبت به رشد افراد:
مدیران دلسوز افرادشان را تشویق میکنند تا مهارتهایشان را توسعه دهند و در این مسیر از آنها به شکلهای مختلف حمایت میکنند تا به اهداف شغلیشان دست یابند.
◀️ جامعهسازی:
مدیران دلسوز بهخوبی میدانند که چگونه میتوان در درون یک سازمان «احساس ما بودن» ایجاد کنند و به همین دلیل افرادشان را تشویق میکنند تا با سایر کارکنان در سراسر سازمان ارتباط و تعامل داشته باشند.
✏️منبع: Strategic Management
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نتيجه آميختگى جهل
با وضعيتهاى متفاوت در زندگى بشر
1- جهل + فقر = جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين = تروریسم
حال به جای جهل، علم بگذار.
بنگر علم با وضعيتهاى متفاوت
زندگى چه میکند...
1- علم + فقر = قناعت
2- علم + ثروت = نوآوری
3- علم + آزادی = خوشبختی
4- علم + قدرت = عدالت
5- علم + دين = اعتدال
این یک قانون است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
با وضعيتهاى متفاوت در زندگى بشر
1- جهل + فقر = جُرم
2- جهل + ثروت = فساد
3- جهل + آزادی = هرج و مرج
4- جهل + قدرت = استبداد
5- جهل + دين = تروریسم
حال به جای جهل، علم بگذار.
بنگر علم با وضعيتهاى متفاوت
زندگى چه میکند...
1- علم + فقر = قناعت
2- علم + ثروت = نوآوری
3- علم + آزادی = خوشبختی
4- علم + قدرت = عدالت
5- علم + دين = اعتدال
این یک قانون است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from ԼαԼαԼαɴƊ™
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای به شدت شنیدنی و زیبا از دکتر محمد فاضلی، استاد اخراجی دانشگاه، راجع به بلاهای نابخشودنی که دولت ها در ایران با ایجاد تورم و گرانی بر سر مردم می آورند! آنقدر دست به دست کنید تا به دست مسئولان برسد، شاید کمی بیدار شوند!
🆑 @LaLaLandTel
🆑 @LaLaLandTel
⭕️ شایستهسالاری
یک سازمان شایسته سالار، سازمانی است که در آن افراد، بهرغم طبقه اجتماعی خود، از طریق سخت کوش ارتقاء مییابند. در این نظام نژاد، قوم و زمینه های اجتماعی، تاثیری بر سرانجام و پیامدها ندارد و هر فرد جدای از شرایط به دنیا آمدن خود، به گونهای واقعی با افراد و اعضای دیگر رقابت میکنند. در سازمان شایسته سالار برابری فرصت، یک واقعیت است و موانع موفقیت افراد بهجز عدم توانایی های ذاتی تا آنجا که ممکن است حذف میشود. و سرانجام اینکه از پستها و موقعیت های موروثی و فامیل بازی در شایسته سالاری خبری نیست.
📌 مراحل شایسته سالاری
1-شایسته خواهی
در چنین فرهنگی، عدول از بهره گیری از افراد شایسته در مشاغل نوعی تخلف و گناه تلقی میشود و رفتار مدیرانی که تحت تأثیر روابط خویشاوندی، قومی و یا ملاحظات سیاسی، در اعمال این محور شایسته سالاری کوتاهی داشته باشند، نوعی رفتار ضد ارزش قلمداد خواهد شد.
2-شایسته یابی
که به عنوان یک محور در فرآیند جذب نیروهای مورد نیاز سازمانها مورد توجه قرار می گیرد. در این مرحله، سازمانها باید از مؤثرترین روش های اطلاع رسانی و کارآمد ترین روش های جستجو و به شیوه ای انگیزاننده برای یافتن افراد شایسته بالقوه بهره گیرند.
3-شایسته گزینی
به معنای انتخاب مناسب ترین و با قابلیت ترین افراد از میان متقاضیان شغل است. این امر مستلزم تعریف و تعیین دقیق معیارهای شایستگی و شفافیت انتظارات متقابل فرد و سازمان، انتخاب روش های مناسب گزینش و فرآیند صحیح گزینش میباشد.
4-شایسته گماری
به این معناست که با حفظ تناسب شغل و شاغل، افراد در جایگاهی گمارده شوند که در آن حداکثر کارآیی را دارند.
5-شایسته پروری
به ضرورت توسعه مستمر افراد یک سازمان به دلایل مختلف اشاره دارد. شرایط سازمانی امروز ایجاب می کند که افراد سازمان هر روز مطلب تازه ای را بیاموزند، زیرا به تعبیر پیتر دراکر، محیط کار صرفاً برای کارکردن نیست و کارکنان باید از طریق یادگیری و کسب تجربیات، برای بهتر کار کردن آمادگی پیدا کنند.
6-شایسته سالاری
به این معناست که افراد سازمان از نظر نیازهای محیط کار از جمله، نیازهای روحی-روانی و نیازهای مربوط به معاش و گذراندن زندگی به نحو شایسته تأمین شده باشند. نتیجه شایسته سالاری باید به تقویت تعلق و وابستگی های افراد به سازمان کمک کند، به گونهای که سازمانهای رقیب به راحتی نتوانند به جلب و جذب آنان مبادرت کنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یک سازمان شایسته سالار، سازمانی است که در آن افراد، بهرغم طبقه اجتماعی خود، از طریق سخت کوش ارتقاء مییابند. در این نظام نژاد، قوم و زمینه های اجتماعی، تاثیری بر سرانجام و پیامدها ندارد و هر فرد جدای از شرایط به دنیا آمدن خود، به گونهای واقعی با افراد و اعضای دیگر رقابت میکنند. در سازمان شایسته سالار برابری فرصت، یک واقعیت است و موانع موفقیت افراد بهجز عدم توانایی های ذاتی تا آنجا که ممکن است حذف میشود. و سرانجام اینکه از پستها و موقعیت های موروثی و فامیل بازی در شایسته سالاری خبری نیست.
📌 مراحل شایسته سالاری
1-شایسته خواهی
در چنین فرهنگی، عدول از بهره گیری از افراد شایسته در مشاغل نوعی تخلف و گناه تلقی میشود و رفتار مدیرانی که تحت تأثیر روابط خویشاوندی، قومی و یا ملاحظات سیاسی، در اعمال این محور شایسته سالاری کوتاهی داشته باشند، نوعی رفتار ضد ارزش قلمداد خواهد شد.
2-شایسته یابی
که به عنوان یک محور در فرآیند جذب نیروهای مورد نیاز سازمانها مورد توجه قرار می گیرد. در این مرحله، سازمانها باید از مؤثرترین روش های اطلاع رسانی و کارآمد ترین روش های جستجو و به شیوه ای انگیزاننده برای یافتن افراد شایسته بالقوه بهره گیرند.
3-شایسته گزینی
به معنای انتخاب مناسب ترین و با قابلیت ترین افراد از میان متقاضیان شغل است. این امر مستلزم تعریف و تعیین دقیق معیارهای شایستگی و شفافیت انتظارات متقابل فرد و سازمان، انتخاب روش های مناسب گزینش و فرآیند صحیح گزینش میباشد.
4-شایسته گماری
به این معناست که با حفظ تناسب شغل و شاغل، افراد در جایگاهی گمارده شوند که در آن حداکثر کارآیی را دارند.
5-شایسته پروری
به ضرورت توسعه مستمر افراد یک سازمان به دلایل مختلف اشاره دارد. شرایط سازمانی امروز ایجاب می کند که افراد سازمان هر روز مطلب تازه ای را بیاموزند، زیرا به تعبیر پیتر دراکر، محیط کار صرفاً برای کارکردن نیست و کارکنان باید از طریق یادگیری و کسب تجربیات، برای بهتر کار کردن آمادگی پیدا کنند.
6-شایسته سالاری
به این معناست که افراد سازمان از نظر نیازهای محیط کار از جمله، نیازهای روحی-روانی و نیازهای مربوط به معاش و گذراندن زندگی به نحو شایسته تأمین شده باشند. نتیجه شایسته سالاری باید به تقویت تعلق و وابستگی های افراد به سازمان کمک کند، به گونهای که سازمانهای رقیب به راحتی نتوانند به جلب و جذب آنان مبادرت کنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴پیتر سنگه در کتاب «پنجمین فرمان» به هفت مدل ذهنی در رابطه با ناتوانیهای یادگیری اشاره میکند:
1️⃣ من یعنی شغلم؛
این نوع بیماری ذهنی که در علم روانشناسی، آن را بحران شخصیت مینامند، انسان را در محدوده دانش تخصصی خود محصور میکند و او را از فراگیری مهارتهای دیگر باز میدارد.
2️⃣ دشمن در جایی خارج از سیستم است؛
این بیماری که در حقیقت محصول درد قبلی است، بر نگرش غیر سیستماتیک و غیر جامعنگر افراد به مسائل، اشاره میکند. گویی که هر مشکلی که در کار ما یا سازمان ما رخ میدهد، ناشی از افراد و سازمانهای دیگر است.
3️⃣ توهم پذیرش مسئولیت؛
وقتی صحبت از مسئولیتپذیری در مواجهه با مشکلات مطرح میشود، تصور میشود که وقتی با یک بحران مواجه شدیم، شجاعانه در جهت رفع آن اقدام کنیم.
اما حقیقت این است که باید پیش از تبدیل مسائل به بحران، بدون آنکه منتظر اقدامی از سوی شخص دیگر باشیم، با نگاه آیندهنگر، آنها را از میان برداریم. در صورتی که مسئله به بحران تبدیل شود، اقدام جسورانه برای رفع آن، برخورد فعال و آیندهنگر محسوب نمیشود.
4️⃣ تمرکز بر روی وقایع؛
مسائل امروز، حاصل جریانهای آرام و پیوستهای هستند که از گذشته آغاز شدهاند، نه حاصل وقایع ناگهانی.
چنانچه ذهن مسئولان سازمان، درگیر مسائل روزمره باشد، نمیتوان صحبت از یادگیری فزاینده بهمیان آورد.
5️⃣ پندار بیهوده در مورد یادگیری از تجارب؛
معمولاً در سازمانها، نتایج بسیاری از تصمیمات ارزیابی نمیشوند. چرا که این بررسیها، آسان نیستند.
شاید امروز در مورد مسئلهای تصمیمی بگیریم که نتایج آن چندین ماه یا چندین سال بعد، نمایان شود. آیا توانایی ارزیابی نتایج تصمیمات و اقدامات خود را داریم؟
اگر نداشته باشیم، به باورهای غلط و منحرف کنندهای در مورد آنها میرسیم.
6️⃣ افسانهای به نام تیم مدیریت؛
تیمهای مدیریتی که متشکل از چند مدیر با حوزه تخصصی مختلف جمع میشوند تا مشکلی را حل کنند؛
واقعاً چقدر اطمینان وجود دارد که این مدیران بتوانند بر ضعفهای ناشی از عدم یادگیری سازمانی فایق آیند. معمولاً این مدیران به قصد اجتناب از حرف و اقدامی که به وجه شخصیشان و یا همکارشان صدمهای وارد شود، از حل مشکل، احتراز میکنند.
7️⃣ ناتوانیها و فرامین؛
ناتوانی ما در یادگیری، باعث میشود که در محیطی پر مخاطره و پر تنش محصور شویم. لذا قبل از هر چیز ما باید بکوشیم که قدرت تشخیص این مخاطرات را بدست آوریم تا بتوانیم راه حلهای آنها را بیابیم. بسیاری از این مخاطرات در غبار واقع روزمره نهفتهاند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1️⃣ من یعنی شغلم؛
این نوع بیماری ذهنی که در علم روانشناسی، آن را بحران شخصیت مینامند، انسان را در محدوده دانش تخصصی خود محصور میکند و او را از فراگیری مهارتهای دیگر باز میدارد.
2️⃣ دشمن در جایی خارج از سیستم است؛
این بیماری که در حقیقت محصول درد قبلی است، بر نگرش غیر سیستماتیک و غیر جامعنگر افراد به مسائل، اشاره میکند. گویی که هر مشکلی که در کار ما یا سازمان ما رخ میدهد، ناشی از افراد و سازمانهای دیگر است.
3️⃣ توهم پذیرش مسئولیت؛
وقتی صحبت از مسئولیتپذیری در مواجهه با مشکلات مطرح میشود، تصور میشود که وقتی با یک بحران مواجه شدیم، شجاعانه در جهت رفع آن اقدام کنیم.
اما حقیقت این است که باید پیش از تبدیل مسائل به بحران، بدون آنکه منتظر اقدامی از سوی شخص دیگر باشیم، با نگاه آیندهنگر، آنها را از میان برداریم. در صورتی که مسئله به بحران تبدیل شود، اقدام جسورانه برای رفع آن، برخورد فعال و آیندهنگر محسوب نمیشود.
4️⃣ تمرکز بر روی وقایع؛
مسائل امروز، حاصل جریانهای آرام و پیوستهای هستند که از گذشته آغاز شدهاند، نه حاصل وقایع ناگهانی.
چنانچه ذهن مسئولان سازمان، درگیر مسائل روزمره باشد، نمیتوان صحبت از یادگیری فزاینده بهمیان آورد.
5️⃣ پندار بیهوده در مورد یادگیری از تجارب؛
معمولاً در سازمانها، نتایج بسیاری از تصمیمات ارزیابی نمیشوند. چرا که این بررسیها، آسان نیستند.
شاید امروز در مورد مسئلهای تصمیمی بگیریم که نتایج آن چندین ماه یا چندین سال بعد، نمایان شود. آیا توانایی ارزیابی نتایج تصمیمات و اقدامات خود را داریم؟
اگر نداشته باشیم، به باورهای غلط و منحرف کنندهای در مورد آنها میرسیم.
6️⃣ افسانهای به نام تیم مدیریت؛
تیمهای مدیریتی که متشکل از چند مدیر با حوزه تخصصی مختلف جمع میشوند تا مشکلی را حل کنند؛
واقعاً چقدر اطمینان وجود دارد که این مدیران بتوانند بر ضعفهای ناشی از عدم یادگیری سازمانی فایق آیند. معمولاً این مدیران به قصد اجتناب از حرف و اقدامی که به وجه شخصیشان و یا همکارشان صدمهای وارد شود، از حل مشکل، احتراز میکنند.
7️⃣ ناتوانیها و فرامین؛
ناتوانی ما در یادگیری، باعث میشود که در محیطی پر مخاطره و پر تنش محصور شویم. لذا قبل از هر چیز ما باید بکوشیم که قدرت تشخیص این مخاطرات را بدست آوریم تا بتوانیم راه حلهای آنها را بیابیم. بسیاری از این مخاطرات در غبار واقع روزمره نهفتهاند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from آموزه های سازمانی
4_5787520907270424638.pdf
1.1 MB
خلاصه کتاب بیماری های مدیریتی
اثر: چارلز آستن
ترجمه: سیروس پرهام
به اهتمام: امیرحمزه ملکیان
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
اثر: چارلز آستن
ترجمه: سیروس پرهام
به اهتمام: امیرحمزه ملکیان
کانال آموزه های سازمانی
@orgteachings
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
●اگر علم مدیریت و آموزه های آن را جدی می گرفتیم عقب نمی ماندنیم
___
در نشست علمی دانشجویان دکتری مدیریت کسب و کار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تبریز با حضور دکتر سید صمد حسینی رییس پردیس بین اللمللی ارس و استادمنابع انسانی برای بررسی تحقیقات و اموخته ها ،محمد فرجپور باسمنجی سردبیر ماهنامهی الفبای اقتصاد آذربایجان با ارائه گزارش تحقیقی خودبه بررسی استعدادیابی در مدیریت منابع انسانی پرداخت که چکیده ای از مباحث مطرح شده تقدیم دوستداران علم مدیریت میشود.
داشتن عملکرد برتر، داشتن قابلیتهای زیاد، قابلیت مهارت کمیاب میتواند به ارزشآفرینی در کسب و کار منجر شود چرا که افراد مستعد و باهوش شامهی تیزی برای یادگیری و انجام کارهای خوب و اشتهای سیری ناپذیری برای آموختن، تجربه اندوزی و کار کردن دارند.
افراد مستعد و نخبه نیازهای متنوع دارند و اکثر کارآفرینیها و نوآوریها در کسب و کارهای اقتصادی و خدماتی توسط اینها صورت میگیرد. مستعدان افرادی مطلع، متوقع، سختکوشاند و امروز اکثر بنگاههای اقتصادی و شرکتهای چند ملیتی و حتی کشورهای پیشرفته دنبال این افراد میگردند.
وقتی کشوری مثل آمریکا یا کانادا امکانات وسیع علمی، تحقیقاتی و رفاهی و مالی را در اختیار افراد مستعد میگذارد فائق آمدن بر چالشهای رقابتی فزاینده در این دنیای پر تلاطم و اثربخشی و بالا بردن راندمان تولید و خدمات و حرکت به سمت نوآوری و خلاقیت و حذف رقبا را دنبال میکنند.
امروز، در بنگاهها و سازمانهای بزرگ، بخشی از استراتژی و بودجه سازمان به بخش استعدادیابی و جانشین پروری، توسعه، تشخیص، ارزیابی و نگهداشت استعدادها اختصاص مییابد.
در 50 سال اخیر چنین سازمانها و بنگاهها پستهای کلیدی را به افرادی مستعد که شایستگیهای فنی و مهارتی و ارتباطی و اداری و انسانی دارند سپردهاند و رمز و راز توسعه یافتگی آنها همین مدیریت استعدادیابی و توجه به نخبگان است و آنها دریافتهاند که اثرگذاری افراد مستعد و نخبه در تولید و گسترش علم و فناوری با اتکا به هوش و خلاقیت و مهارتهای فنی موجب سبقت در رقابتهای امروزی در حوزه صنعت، اقتصاد، فرهنگ و کسب و کارهای جدید است.
توجه به علم مدیریت منابع انسانی میتواند یک سازمان را به اوج برساند و سرمایه انسانی نشاندهنده حجم دانش، مهارت فنی، خلاقیت و تجربه در سازمان است. وی با اشاره به این مطلب که بیشترین سهم ارزش اقتصاد جهانی، سرمایه انسانی است که طبق برآوردهای بانک جهانی و مؤسسات بینالمللی پژوهش در حوزه اقتصاد، 71 درصد ثروت کشورهای توسعه یافته را منابع انسانی تشکیل میدهند و در همین راستا حسابداری منابع انسانی تلاش میکند تا مقدار ارزش یک فرد متخصص و با استعداد را در سازمان و بنگاه کمی کند و در واقع سرمایه انسانی سرمایهی اصلی به حساب میآید.
خلق مستمر مزیت و همکاری، رقابتجویی، تشکیل ائتلافها و اتحادیههای استراتژیک، اقدامهای مجازی، رقابت، کارآفرینی و نوآوری، توجه به صادرات و بازارهای بینالمللی، انعطافپذیری، استعدادیابی، اعتماد و مسئولیتپذیری همه و همه در هزاره سوم سرلوحه برنامههای سازمانها و بنگاههای اقتصادی است.
عقب ماندگی کشورهای نظیر ایران ناشی از سرسری کردن اموزشها، حرفهها و فنون علم و دانش در مدارس و دانشگاههاست.
زمینگیر شدن سازمان عریض و طویل آموزش و پرورش را امروزه با چشمان خود میبینیم که در 16 سال آموزش پیشدبستانی، دبستانی تا اخذ دیپلم توان آموزش زبان انگلیسی را به دانشآموزان ندارد و حتی این سازمان در یاد دادن فرایض دینی از جمله نماز در این 16 سال که خانوادهها بچههای خود را به آموزش و پرورش میسپارند ناتوان است. در حالیکه در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش پایه و اساس توسعه هر کشور است و سرمایهگذاری کلان ملی و توجه عموم سیاستمداران و برنامهریزان آموزشی به آموزش و پرورش قابل توجه است.
نهادها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی در ایران توان جذب و نگهداری و حفظ نخبگان و افراد مستعد را ندارد و ساختار سازمان و شرکت در این مقوله بسیار ضعیف است و ضعف نظام آموزشی و دانشگاهی، عدم توجه به مهارت آموزشی و یادگیری فنون، گسست بین حکمرانان و روشنفکران، نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه، بها ندادن به شایستگیهای فردی و فنی و مهارت، نبود ارتباطات مناسب بینالمللی همه و همه به عقبماندگی ما منجر شده است.
نظام تصمیمگیری با اسلوب خرد جمعی و عقلانیت، باز شدن فضاهای نقادی و تضارب آراء و اندیشهها در رسانههای جمعی، سربرآوردن رادیو و تلویزیونهای خصوصی، توسعه رشتههای دانش محور و... توجه به رشتههای مدیریتی، استعدادیابی و توانمندسازی، پیریزی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری، پژوهش و نوآوری و کارآفرینی، ارتباطات گسترده علمی و بینالمللی و کاستن از تنشهای سیاسی در منطقه و توجه به ابعاد توسعه جمعی کار کردن، توجه به
___
در نشست علمی دانشجویان دکتری مدیریت کسب و کار دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تبریز با حضور دکتر سید صمد حسینی رییس پردیس بین اللمللی ارس و استادمنابع انسانی برای بررسی تحقیقات و اموخته ها ،محمد فرجپور باسمنجی سردبیر ماهنامهی الفبای اقتصاد آذربایجان با ارائه گزارش تحقیقی خودبه بررسی استعدادیابی در مدیریت منابع انسانی پرداخت که چکیده ای از مباحث مطرح شده تقدیم دوستداران علم مدیریت میشود.
داشتن عملکرد برتر، داشتن قابلیتهای زیاد، قابلیت مهارت کمیاب میتواند به ارزشآفرینی در کسب و کار منجر شود چرا که افراد مستعد و باهوش شامهی تیزی برای یادگیری و انجام کارهای خوب و اشتهای سیری ناپذیری برای آموختن، تجربه اندوزی و کار کردن دارند.
افراد مستعد و نخبه نیازهای متنوع دارند و اکثر کارآفرینیها و نوآوریها در کسب و کارهای اقتصادی و خدماتی توسط اینها صورت میگیرد. مستعدان افرادی مطلع، متوقع، سختکوشاند و امروز اکثر بنگاههای اقتصادی و شرکتهای چند ملیتی و حتی کشورهای پیشرفته دنبال این افراد میگردند.
وقتی کشوری مثل آمریکا یا کانادا امکانات وسیع علمی، تحقیقاتی و رفاهی و مالی را در اختیار افراد مستعد میگذارد فائق آمدن بر چالشهای رقابتی فزاینده در این دنیای پر تلاطم و اثربخشی و بالا بردن راندمان تولید و خدمات و حرکت به سمت نوآوری و خلاقیت و حذف رقبا را دنبال میکنند.
امروز، در بنگاهها و سازمانهای بزرگ، بخشی از استراتژی و بودجه سازمان به بخش استعدادیابی و جانشین پروری، توسعه، تشخیص، ارزیابی و نگهداشت استعدادها اختصاص مییابد.
در 50 سال اخیر چنین سازمانها و بنگاهها پستهای کلیدی را به افرادی مستعد که شایستگیهای فنی و مهارتی و ارتباطی و اداری و انسانی دارند سپردهاند و رمز و راز توسعه یافتگی آنها همین مدیریت استعدادیابی و توجه به نخبگان است و آنها دریافتهاند که اثرگذاری افراد مستعد و نخبه در تولید و گسترش علم و فناوری با اتکا به هوش و خلاقیت و مهارتهای فنی موجب سبقت در رقابتهای امروزی در حوزه صنعت، اقتصاد، فرهنگ و کسب و کارهای جدید است.
توجه به علم مدیریت منابع انسانی میتواند یک سازمان را به اوج برساند و سرمایه انسانی نشاندهنده حجم دانش، مهارت فنی، خلاقیت و تجربه در سازمان است. وی با اشاره به این مطلب که بیشترین سهم ارزش اقتصاد جهانی، سرمایه انسانی است که طبق برآوردهای بانک جهانی و مؤسسات بینالمللی پژوهش در حوزه اقتصاد، 71 درصد ثروت کشورهای توسعه یافته را منابع انسانی تشکیل میدهند و در همین راستا حسابداری منابع انسانی تلاش میکند تا مقدار ارزش یک فرد متخصص و با استعداد را در سازمان و بنگاه کمی کند و در واقع سرمایه انسانی سرمایهی اصلی به حساب میآید.
خلق مستمر مزیت و همکاری، رقابتجویی، تشکیل ائتلافها و اتحادیههای استراتژیک، اقدامهای مجازی، رقابت، کارآفرینی و نوآوری، توجه به صادرات و بازارهای بینالمللی، انعطافپذیری، استعدادیابی، اعتماد و مسئولیتپذیری همه و همه در هزاره سوم سرلوحه برنامههای سازمانها و بنگاههای اقتصادی است.
عقب ماندگی کشورهای نظیر ایران ناشی از سرسری کردن اموزشها، حرفهها و فنون علم و دانش در مدارس و دانشگاههاست.
زمینگیر شدن سازمان عریض و طویل آموزش و پرورش را امروزه با چشمان خود میبینیم که در 16 سال آموزش پیشدبستانی، دبستانی تا اخذ دیپلم توان آموزش زبان انگلیسی را به دانشآموزان ندارد و حتی این سازمان در یاد دادن فرایض دینی از جمله نماز در این 16 سال که خانوادهها بچههای خود را به آموزش و پرورش میسپارند ناتوان است. در حالیکه در کشورهای پیشرفته آموزش و پرورش پایه و اساس توسعه هر کشور است و سرمایهگذاری کلان ملی و توجه عموم سیاستمداران و برنامهریزان آموزشی به آموزش و پرورش قابل توجه است.
نهادها، سازمانها و بنگاههای اقتصادی در ایران توان جذب و نگهداری و حفظ نخبگان و افراد مستعد را ندارد و ساختار سازمان و شرکت در این مقوله بسیار ضعیف است و ضعف نظام آموزشی و دانشگاهی، عدم توجه به مهارت آموزشی و یادگیری فنون، گسست بین حکمرانان و روشنفکران، نبود ارتباط بین صنعت و دانشگاه، بها ندادن به شایستگیهای فردی و فنی و مهارت، نبود ارتباطات مناسب بینالمللی همه و همه به عقبماندگی ما منجر شده است.
نظام تصمیمگیری با اسلوب خرد جمعی و عقلانیت، باز شدن فضاهای نقادی و تضارب آراء و اندیشهها در رسانههای جمعی، سربرآوردن رادیو و تلویزیونهای خصوصی، توسعه رشتههای دانش محور و... توجه به رشتههای مدیریتی، استعدادیابی و توانمندسازی، پیریزی نظام آموزشی مبتنی بر یادگیری، پژوهش و نوآوری و کارآفرینی، ارتباطات گسترده علمی و بینالمللی و کاستن از تنشهای سیاسی در منطقه و توجه به ابعاد توسعه جمعی کار کردن، توجه به
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
اعتماد و مشارکت عموم همه و همه راه برون رفت از این نابسامانیها و توسعه نیافتگی است.
وقتی سیاستهای گلاستنوست و پروستریکای میخائیل گورباچف نظام کمونیستی را به شکست انجامید گورباچف گفت: باید انسان در محور اصلی قرار گیرد. وی افزود: یادگیری، کار، کوشش، تلاش، اثربخشی باید در سر لوحه امور ما قرار گیرد و وقتی خداوند میفرماید انسان بدون تلاش و کوشش به جایی نمیرسد. چرا در دهههای اخیر ما ملتی تنبل و بیکار شدهایم و میزان کار و تلاش در کشورهای توسعه یافته 10 ساعت و در کشور ما یک ساعت گزارش میشود. این دلیل بر عقب ماندگی ما نیست.
در کنار اینها، تحرک عمومی برای کار و تلاش، توجه به صادرات و شفافسازی و اخذ مالیات، اهتمام به گسترش گردشگری، شکلدهی به دانشگاههای کارآفرین، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال بخشی از سرمایههای 2 هزار میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج کشور و جلوگیری از صدور مواد خام نفتی و معدنی و فرآوری آنها و بالا بردن ارزش افزوده همه و همه میتواند به توسعه یافتگی کشورمان کمک شایان نماید.
با جمعبندی مباحث کلاسی دکترای D B A کسب و کار دانشکده مدیریت، اقتصاد و بازرگانی دانشگاه تبریز و رهنمودهای علمی دکتر سید صمد حسینی معاون اسبق سازمان سنجش وزارت علوم و استاد ممتاز رشته مدیریت به بررسی شکلگیری دره سیلیکون پرداختم.
سیلیکون ولی در 70 کیلومتری سانفرانسیسکو در سال 1930 میلادی وقتی دو دانشجوی مهندسی دانشگاه استنفورد با استقرار کسب و کار خود در کاراژ کوچکی بنیان بسیاری از شرکتهای مهم فناوری جهان را در آن بنیان نهادند. اپل، اچپی، انویدیا، الکترونیک آرتس، ای بی، آلفابت، امادیدی، اوراکل و صدها شرکت بزرگ و کوچک در حوزه فناوری محصول نخبگان و پژوهشگران است که پایهگذاری آنها در همین دره سیلیکون ولی شکل گرفته است و هماکنون صدها شرکت بزرگ و کوچک از گوشه و کنار جهان در این منطقه دفتر و یا پژوهشکده دارند.
آخرین نتایج آمار منتشره شده نشان میدهد یک سوم که سرمایهگذاریهای خطرپذیر آمریکا در این منطقه واقع شده و در واقع دره سیلیکون قطب پیشتاز نوآوری و تکنولوژیهای پیشرفته جهان است. مطالعات تاریخی نشان میدهد که دانشگاه استنفورد پایه و اساس شکل گیری دره سیلیکون بوده و این دانشگاه با تحویل دانشآموختگان ممتاز و عاشق علم و نوآوری و خلاقیت علاوه بر کسب درآمدهای کلان از شرکتهای مستقر در آن در تأمین نیروی انسانی متخصص شرکتهای مستقر در آن پیشتاز بوده است.
از فردریک ترمان رئیس دپارتمان مهندسی دانشگاه استنفورد که در دهههای 40 و 50 میلادی با گردهمآوری اساتید، دانشآموختگان و شرکتهای نوپا در شکلگیری دره سیلیکون تأثیرگذار بود به عنوان بنیانگذار و پدر این منطقه نامبرده میشود. در این منطقه نوآوریهای نخبگان، دانشمندان و مهندسان و حمایت مالی شرکتهای فناوری اطلاعات و حمایتهای مالی و بینالمللی دولتها دره سیلیکون را به قلب تپنده علم و فناوریهای نوین دیجیتالی، ارتباطی تبدیل کرده است.
همین نخبگان و پژوهشگران و دانشآموختگان بودند که با حمایت مالی شرکتهای فعال در حوزه فناوری «هیولت پاکارد» را به بزرگترین شرکت تولید کننده کامپیوترهای شخصی درآوردند و در سال 1984 میلادی با عرضهی اولین چاپگر جوهرافشان وارد بازار چاپگرهای خانگی شدند و علاوه بر آن شرکتهای جنرال الکتریک، وایستمن کوداک در سال 1990 هم پارک صنعتی استنفورد دره سیلیکون را به قطب تکنولوژیهای نوین درآوردند.
امّا قبل از اینها در دهههای 70 و 80 میلادی شرکتهای نیمههادی، کامپیوتری، خدماتی و برنامهنویسی زیادی سر برآوردند ولی اوج این فعالیتها در سال 1980 میلادی صورت گرفت که شتاب سرمایهگذاری خطرپذیر با رونق سهام شرکت اپل به ارزش 3/1 میلیارد دلار شهرت جهانی یافت.
پس از آن بود که این منطقه به خاطر خلاقیت و نوآوری خدمات نرمافزاری و اینترنتی رشد چشمگیری یافت. ولی اکثر تحلیلگران اقتصادی و توسعه میگویند هر ساله در سیلیکون ولی نزدیک به یکصد شرکت بزرگ و کوچک در زمینههای فناوری و حوزه الکترونیک شکل میگیرد که موتور متحرکه آن مغزهایی است که با مدد کارآفرینان و نوآوران در این منطقه شبانهروز کار میکنند و ارتقاء آموختهها و تبادل اندیشهها و مهارتآموزی و جنبوجوش از ویژگیهای مردان و زنانی است که عاشقانه کار میکنند.
فکر میکنند و زایشهای فکری آنها به مدد شرکتهای بزرگ با پیشینه زیاد یا نوپا میشتابند و کسب و کارها در آن در هر ساعت روز رو به ترقّی است. نگاهی به آمار مشاغل مربوط به تکنولوژیهای در حال توسعه در این منطقه نشان میدهد که در سال 1960 میلادی تعداد شاغلان آن به 18 هزار نفر میرسید که ده سال بعد به حدود 117 هزار نفر و 20 سال بعد از آن 268 هزار نفر و در سال 2000 میلادی به 230 هزار بالغ شد.
وقتی سیاستهای گلاستنوست و پروستریکای میخائیل گورباچف نظام کمونیستی را به شکست انجامید گورباچف گفت: باید انسان در محور اصلی قرار گیرد. وی افزود: یادگیری، کار، کوشش، تلاش، اثربخشی باید در سر لوحه امور ما قرار گیرد و وقتی خداوند میفرماید انسان بدون تلاش و کوشش به جایی نمیرسد. چرا در دهههای اخیر ما ملتی تنبل و بیکار شدهایم و میزان کار و تلاش در کشورهای توسعه یافته 10 ساعت و در کشور ما یک ساعت گزارش میشود. این دلیل بر عقب ماندگی ما نیست.
در کنار اینها، تحرک عمومی برای کار و تلاش، توجه به صادرات و شفافسازی و اخذ مالیات، اهتمام به گسترش گردشگری، شکلدهی به دانشگاههای کارآفرین، جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال بخشی از سرمایههای 2 هزار میلیارد دلاری ایرانیان مقیم خارج کشور و جلوگیری از صدور مواد خام نفتی و معدنی و فرآوری آنها و بالا بردن ارزش افزوده همه و همه میتواند به توسعه یافتگی کشورمان کمک شایان نماید.
با جمعبندی مباحث کلاسی دکترای D B A کسب و کار دانشکده مدیریت، اقتصاد و بازرگانی دانشگاه تبریز و رهنمودهای علمی دکتر سید صمد حسینی معاون اسبق سازمان سنجش وزارت علوم و استاد ممتاز رشته مدیریت به بررسی شکلگیری دره سیلیکون پرداختم.
سیلیکون ولی در 70 کیلومتری سانفرانسیسکو در سال 1930 میلادی وقتی دو دانشجوی مهندسی دانشگاه استنفورد با استقرار کسب و کار خود در کاراژ کوچکی بنیان بسیاری از شرکتهای مهم فناوری جهان را در آن بنیان نهادند. اپل، اچپی، انویدیا، الکترونیک آرتس، ای بی، آلفابت، امادیدی، اوراکل و صدها شرکت بزرگ و کوچک در حوزه فناوری محصول نخبگان و پژوهشگران است که پایهگذاری آنها در همین دره سیلیکون ولی شکل گرفته است و هماکنون صدها شرکت بزرگ و کوچک از گوشه و کنار جهان در این منطقه دفتر و یا پژوهشکده دارند.
آخرین نتایج آمار منتشره شده نشان میدهد یک سوم که سرمایهگذاریهای خطرپذیر آمریکا در این منطقه واقع شده و در واقع دره سیلیکون قطب پیشتاز نوآوری و تکنولوژیهای پیشرفته جهان است. مطالعات تاریخی نشان میدهد که دانشگاه استنفورد پایه و اساس شکل گیری دره سیلیکون بوده و این دانشگاه با تحویل دانشآموختگان ممتاز و عاشق علم و نوآوری و خلاقیت علاوه بر کسب درآمدهای کلان از شرکتهای مستقر در آن در تأمین نیروی انسانی متخصص شرکتهای مستقر در آن پیشتاز بوده است.
از فردریک ترمان رئیس دپارتمان مهندسی دانشگاه استنفورد که در دهههای 40 و 50 میلادی با گردهمآوری اساتید، دانشآموختگان و شرکتهای نوپا در شکلگیری دره سیلیکون تأثیرگذار بود به عنوان بنیانگذار و پدر این منطقه نامبرده میشود. در این منطقه نوآوریهای نخبگان، دانشمندان و مهندسان و حمایت مالی شرکتهای فناوری اطلاعات و حمایتهای مالی و بینالمللی دولتها دره سیلیکون را به قلب تپنده علم و فناوریهای نوین دیجیتالی، ارتباطی تبدیل کرده است.
همین نخبگان و پژوهشگران و دانشآموختگان بودند که با حمایت مالی شرکتهای فعال در حوزه فناوری «هیولت پاکارد» را به بزرگترین شرکت تولید کننده کامپیوترهای شخصی درآوردند و در سال 1984 میلادی با عرضهی اولین چاپگر جوهرافشان وارد بازار چاپگرهای خانگی شدند و علاوه بر آن شرکتهای جنرال الکتریک، وایستمن کوداک در سال 1990 هم پارک صنعتی استنفورد دره سیلیکون را به قطب تکنولوژیهای نوین درآوردند.
امّا قبل از اینها در دهههای 70 و 80 میلادی شرکتهای نیمههادی، کامپیوتری، خدماتی و برنامهنویسی زیادی سر برآوردند ولی اوج این فعالیتها در سال 1980 میلادی صورت گرفت که شتاب سرمایهگذاری خطرپذیر با رونق سهام شرکت اپل به ارزش 3/1 میلیارد دلار شهرت جهانی یافت.
پس از آن بود که این منطقه به خاطر خلاقیت و نوآوری خدمات نرمافزاری و اینترنتی رشد چشمگیری یافت. ولی اکثر تحلیلگران اقتصادی و توسعه میگویند هر ساله در سیلیکون ولی نزدیک به یکصد شرکت بزرگ و کوچک در زمینههای فناوری و حوزه الکترونیک شکل میگیرد که موتور متحرکه آن مغزهایی است که با مدد کارآفرینان و نوآوران در این منطقه شبانهروز کار میکنند و ارتقاء آموختهها و تبادل اندیشهها و مهارتآموزی و جنبوجوش از ویژگیهای مردان و زنانی است که عاشقانه کار میکنند.
فکر میکنند و زایشهای فکری آنها به مدد شرکتهای بزرگ با پیشینه زیاد یا نوپا میشتابند و کسب و کارها در آن در هر ساعت روز رو به ترقّی است. نگاهی به آمار مشاغل مربوط به تکنولوژیهای در حال توسعه در این منطقه نشان میدهد که در سال 1960 میلادی تعداد شاغلان آن به 18 هزار نفر میرسید که ده سال بعد به حدود 117 هزار نفر و 20 سال بعد از آن 268 هزار نفر و در سال 2000 میلادی به 230 هزار بالغ شد.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
طوریکه ماحصل تلاش این مشاغل کلیدی و نوآور و کارآفرین در سال 2000 میلادی 40 درصد صادرات کالیفرنیا را به خود اختصاص داد. از اواخر سال 90 میلادی هجوم مهاجران تحصیل کرده و مهندسان جوان از چین، هند، سنگاپور، مالزی آغاز شد و مهاجران نوآور نیز به رشد و شکوفایی صنایع الکترونیک و فناوریهای نوین افزودند و تازههای صنایع الکترونیک، کامپیوتر و نرمافزار و... به انباشت سرمایه در این منطقه منجر شد و هزاران میلیونر در این منطقه سر بر آوردند. اما در این اواخر تازهواردهای جدیدی به این منطقه آمدند که فیسبوک از آن جملهاند و آمدن این شرکتهای بزرگ بار دیگر دره سیلیکون را بر زبانها انداخت و امروزه این منطقه عجیبترین نقطه سختافزاری جهان لقب گرفته است و نکته جالب اینجاست که این منطقه برای به رخ کشیدن قدرت علمی و فناوری ایالات متحده آمریکا در جهت خدمت به توسعه غرب و برتریجویی مقابل دنیای شرق و پایهریزی و خلق صنایع مدرن روز با آیندهنگری و آیندهپژوهی با قابلیتهای منطقهای، علمی و فناوری شکل گرفته و امروز به قلب استارتآپها و کسب و کارهای جدید اینترنتی تبدیل شده است.
این منطقه با گرد هم آمدن نوابغ علم و فناوری از دانشکدههای فنی و مهندسی و با دریافت کمکهای مالی از وزارت دفاع آمریکا به کارآمدترین شبکه کارآمد علم و فناوری و تکنولوژی در جهان تبدیل شده و چهل سال است که جاذبههای آن جمع کثیری از دانشمندان و پیشگامان فناوری اطلاعات و تکنولوژیهای نوین ارتباطات را به خود کشانده است و هماکنون ممتازان علمی کشورهای آسیایی، اروپایی، افریقایی، آمریکایی و اقیانوسیه یعنی قارههای جهان در آن دیده میشود. از ایران نیز نزدیک به 100 نفر از دانشمندان و دانشجویان و کارآفرینان حوزه فناوری اطلاعات جذب شرکتهای دره سیلیکون شدهاند که برخی از این ایرانیان با ایدههای درخشان در خلق محصول نهایی این شرکتها پیشگام هستند.
برآورد مجله وال استریت نشان میدهد تاکنون در این دره بیش از پنج هزار ثبت اختراع که اکثر آنها منتج به تولید فناوری و تکنولوژیهای جدید شده است. اقتصاد این منطقه متکی به خلق ایدهها، تبدیل ایدهها به محصول و ثروت و تولید انبوه و کسب درآمدهای بینالمللی بوده و سیستم رشد گردش مالی و ایجاد شرکتهای جدید و سرازیر شدن درآمدهای هنگفت ناشی از این نوآوریها و خلاقیتها علاوه بر نخبتگان علمی و دانشگاهی، بسیاری از سیاستمداران، ثروتمندان و حتی حقوقدانان را به این منطقه کشانده است.
حاکم شدن فرهنگ کار و تلاش و سختکوشی شبانهروزی، زیرساختهای قابل توجه در حوزه فناوری، قوانین راهگشای کالیفرنیا، جمع شدن بخش قابل توجه سرآمدان علم و تکنولوژی و جوانان جویای نام و کار و توجه شرکتهای بزرگ به پژوهش و آیندهنگری و جاذبه خرید سهام شرکتهای مستقر در آن همه و همه، امروزه دره سیلیکون ولی را به قطب اول فناوریهای مدرن روز در حوزههای سختافزار و نرمافزاری تبدیل کرده و فعال بودن بیش از 21 هزار شرکت محلی، ملی، قارهای و بینالمللی، دره سیلیکون را به شهرت جهانی رسانده است.
دره سیلیکون قلب تپنده کار و تلاش و زندگی و تولید علم و تبدیل آن به فناوری با ایدههای نو و خلاق در جهان تبدیل شده و بخش قابل توجهی از فناوریهای روز که زندگی میلیاردها نفر را تحت تأثیر قرار داده در هزاره سوم، عصر دانایی و اطلاعات و فناوری مدیون دهها هزار شرکتی است که در دره سیلیکون شبانهروز فعالند به طوریکه تعطیلی و شب در این دره مفهومی همچون روزکاری یافته است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
این منطقه با گرد هم آمدن نوابغ علم و فناوری از دانشکدههای فنی و مهندسی و با دریافت کمکهای مالی از وزارت دفاع آمریکا به کارآمدترین شبکه کارآمد علم و فناوری و تکنولوژی در جهان تبدیل شده و چهل سال است که جاذبههای آن جمع کثیری از دانشمندان و پیشگامان فناوری اطلاعات و تکنولوژیهای نوین ارتباطات را به خود کشانده است و هماکنون ممتازان علمی کشورهای آسیایی، اروپایی، افریقایی، آمریکایی و اقیانوسیه یعنی قارههای جهان در آن دیده میشود. از ایران نیز نزدیک به 100 نفر از دانشمندان و دانشجویان و کارآفرینان حوزه فناوری اطلاعات جذب شرکتهای دره سیلیکون شدهاند که برخی از این ایرانیان با ایدههای درخشان در خلق محصول نهایی این شرکتها پیشگام هستند.
برآورد مجله وال استریت نشان میدهد تاکنون در این دره بیش از پنج هزار ثبت اختراع که اکثر آنها منتج به تولید فناوری و تکنولوژیهای جدید شده است. اقتصاد این منطقه متکی به خلق ایدهها، تبدیل ایدهها به محصول و ثروت و تولید انبوه و کسب درآمدهای بینالمللی بوده و سیستم رشد گردش مالی و ایجاد شرکتهای جدید و سرازیر شدن درآمدهای هنگفت ناشی از این نوآوریها و خلاقیتها علاوه بر نخبتگان علمی و دانشگاهی، بسیاری از سیاستمداران، ثروتمندان و حتی حقوقدانان را به این منطقه کشانده است.
حاکم شدن فرهنگ کار و تلاش و سختکوشی شبانهروزی، زیرساختهای قابل توجه در حوزه فناوری، قوانین راهگشای کالیفرنیا، جمع شدن بخش قابل توجه سرآمدان علم و تکنولوژی و جوانان جویای نام و کار و توجه شرکتهای بزرگ به پژوهش و آیندهنگری و جاذبه خرید سهام شرکتهای مستقر در آن همه و همه، امروزه دره سیلیکون ولی را به قطب اول فناوریهای مدرن روز در حوزههای سختافزار و نرمافزاری تبدیل کرده و فعال بودن بیش از 21 هزار شرکت محلی، ملی، قارهای و بینالمللی، دره سیلیکون را به شهرت جهانی رسانده است.
دره سیلیکون قلب تپنده کار و تلاش و زندگی و تولید علم و تبدیل آن به فناوری با ایدههای نو و خلاق در جهان تبدیل شده و بخش قابل توجهی از فناوریهای روز که زندگی میلیاردها نفر را تحت تأثیر قرار داده در هزاره سوم، عصر دانایی و اطلاعات و فناوری مدیون دهها هزار شرکتی است که در دره سیلیکون شبانهروز فعالند به طوریکه تعطیلی و شب در این دره مفهومی همچون روزکاری یافته است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✴️ *بریده ای از کتاب پشت پرده ریاکاری اثر " دن اریلی روانشناس ومتخصص اقتصاد رفتاری"*
💠 «قفل» برای این روی درب قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد!!.
یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
و
یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند!!.
باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.
اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آنها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.
قفلها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمیشوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند!!
قفلها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب میشوند تا آنها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.
در واقع تمام آدمها، پتانسیل کجروی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.
نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛
او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد!! و به گونهای تظاهر میکند که حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.
برخی از مشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند!!.
در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت و گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت و گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند و به نوعی بی احترامی میکند!!
در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است!!.
وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند!!.
این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد ؛
مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی دستگاه حاکم ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.
در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری و نا هنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ دولت ها با مردم باز میگردد! رفتار دولتها بشدت روی شکل گیری اخلاق در جامعه تأثیر گذار بوده و به سادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند!!.
در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و....در جامعه پر رنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!!!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠 «قفل» برای این روی درب قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد!!.
یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
و
یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند!!.
باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.
اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آنها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.
قفلها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمیشوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند!!
قفلها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب میشوند تا آنها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.
در واقع تمام آدمها، پتانسیل کجروی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.
نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛
او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد!! و به گونهای تظاهر میکند که حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.
برخی از مشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند!!.
در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت و گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت و گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند و به نوعی بی احترامی میکند!!
در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است!!.
وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند!!.
این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد ؛
مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی دستگاه حاکم ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.
در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری و نا هنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ دولت ها با مردم باز میگردد! رفتار دولتها بشدت روی شکل گیری اخلاق در جامعه تأثیر گذار بوده و به سادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند!!.
در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و....در جامعه پر رنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!!!
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ ۱۰ عادت کارکنان با عملکرد بالا
🔸مدیر هر شرکتی به عملکرد کارکنان خود اهمیت میدهد. برخی از شرکتها برای این کار دستورالعمل ارزیابی عملکرد دارند، اما برخی دیگر صرفاً بر اساس یکسری فرمها و روشهای پراکنده این کار را انجام میدهند.
🔹اما آنچه که برای مدیران شرکتها حائز اهمیت است، آن است که از ویژگیهای افرادی که میتواند عملکرد بالایی داشته باشند، آگاه شوند. شناخت این ویژگیها میتواند مدیران را در توسعه آنها و در نهایت شکل دادن به عملکرد عالیِ شرکت، کمک کند. در این نوشته میخواهیم ده عادت کارکنان با عملکرد بالا را با هم مرور کنیم:
▫️ آنها برای خود سیستم و شیوه مشخصی برای انجام کار دارند. برای کارکنان با عملکرد بالا فرقی نمیکند که در حال انجام چه کاری هستند، بلکه آنها همواره کانون تمرکز خود را بر اهمیت کار قرار میدهند و رفتار خود را برای انجام درست آن، سازماندهی میکنند.
▫️ به دیگران گوش میدهند. کارکنان با عملکرد بالا، به بازخوردها، پیشنهادها و استراتژیهای اثباتشده در عمل، گوش میدهند. آنها با این کار اطلاعات مختلفی برای انجام بهتر کار و بهتر کردن عملکردشان به دست میآورند.
▫️ خودشان را پاسخگو نگه میدارند. همواره مسئولیتپذیر هستند. اگر نتوانند نسبت به کاری که از آنها خواسته شده است، پاسخگو باشند، با مذاکره دوباره درباره کیفیت مورد نظرِ آن کار، سعی میکنند لطمهای به این ویژگی خود وارد نکنند. بنابراین، پاسخگو بودن در برابر کیفیت کار مورد نظر، برایشان اهمیت دارد.
▫️ مثبتنگر هستند. مثبتنگری کارکنان با عملکرد بالا به این معنا نیست که هر آنچه در اطراف آنها وجود دارد و یا اتفاق میافتد، همگی مثبت است، بلکه همواره سعی میکنند که نیمه پر لیوان را ببینند و هیمن امر آنها را با شغل و کار خود عجین نگ میدارد.
▫️ چالشطلب هستند. کارکنان باعملکرد بالا، برای بر عهده گرفتن وظایف سخت، مشتاق هستند. آنها برای مواجهه و حل مسائل اشتیاق دارند و بیشتر اوقات، مشغول حل و فصل مسائل و برخورد با چالشها هستند.
▫️ برای خود هدفگذاری میکنند. علاوه بر اهدافی که از طرف شرکت برای کارکنان با عملکرد بالا تعیین میشود، این دسته از کارکنان برای خودشان اهداف مشخصی دارند. به عبارت دیگر، کارکنان با عملکرد بالا، اهداف را توسعه میدهند. برای همین است که برای مثال پروژهها را با هزینهها و زمان کمتری از آنچه پیشبینی شده است، انجام میدهند. آنها به فرصتهای موجود برای تحقق انتظارات بزرگ چشم میدوزند.
▫️ از اشتباهاتشان یاد میگیرند. یکی از عادات مهم کارکنان با عملکرد بالا آن است که از اشتباهات خود درس میگیرند. یعنی وقتی در تکمیل و انجام کاری با شکست مواجه میشوند، با اتخاذ نگرشی مثبت به این امر، از این فرصت برای بازاندیشی و تأمل در رفتارهای کاری خود استفاده میکنند. آنها این زمانها و این موارد را شست تلقی نمیکنند، بلکه به آنها به عنوان نتایج کسبشده به مثابه نوعی فرصتِ یادگیری مینگرند.
▫️ میدانند چگونه زمان خود را مدیریت کنند. چون سیستم مشخصی برای انجام کار دارند، میتوانند کارهای خود را اولویتبندی کرده و برای هر کاری زمان مخصوص به خود را تخصیص دهند.
▫️ به توسعه فردی خود متعهد هستند. کارکنان با عملکرد بالا، به این باور دارند که یادگیری چیزی است که به صورت هر روزه و در دلِ اتفاقات سادهای که پیرامون افراد هنگام انجام کار رخ میدهند، اتفاق میافتد. بنابراین، با داشتن برنامه توسعه فردی برای خود، هموار در حال یادگیری و کسب مهارتهای جدید برای ارتقای شایستگیهای خود هستند.
▫️ به شدت نسبت به سازمان خود متعهد و برای کار کردن در آن مشتقاق هستند. این کارکنان با شرکت خود رابطهای بر مبنای اعتماد و احترام شکل میدهند و چون مأموریت شرکت برای آنها درونی و نهادینه شده است، با اشتیاق و تعهد بالا به کار کردن در شرکت ادامه میدند. متقابلاض شرکت نیز برای رشد و توسعه آنها سرمایهگذاری میکند.
🔹هرچند عجین نگه داشتن همه کارکنان شرکت با شغل و کارشان وظیفه مهمی برای مدیران محسوب میشود، اما عجین نگه داشتن کارکنان با عملکرد بالا، وظیفهای مهمتر است. دلیل این امر آن است که کارکنان با عملکرد بالا، کلید رشد کسب و کار در آینده هستند.
🖋اچ آر یار
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸مدیر هر شرکتی به عملکرد کارکنان خود اهمیت میدهد. برخی از شرکتها برای این کار دستورالعمل ارزیابی عملکرد دارند، اما برخی دیگر صرفاً بر اساس یکسری فرمها و روشهای پراکنده این کار را انجام میدهند.
🔹اما آنچه که برای مدیران شرکتها حائز اهمیت است، آن است که از ویژگیهای افرادی که میتواند عملکرد بالایی داشته باشند، آگاه شوند. شناخت این ویژگیها میتواند مدیران را در توسعه آنها و در نهایت شکل دادن به عملکرد عالیِ شرکت، کمک کند. در این نوشته میخواهیم ده عادت کارکنان با عملکرد بالا را با هم مرور کنیم:
▫️ آنها برای خود سیستم و شیوه مشخصی برای انجام کار دارند. برای کارکنان با عملکرد بالا فرقی نمیکند که در حال انجام چه کاری هستند، بلکه آنها همواره کانون تمرکز خود را بر اهمیت کار قرار میدهند و رفتار خود را برای انجام درست آن، سازماندهی میکنند.
▫️ به دیگران گوش میدهند. کارکنان با عملکرد بالا، به بازخوردها، پیشنهادها و استراتژیهای اثباتشده در عمل، گوش میدهند. آنها با این کار اطلاعات مختلفی برای انجام بهتر کار و بهتر کردن عملکردشان به دست میآورند.
▫️ خودشان را پاسخگو نگه میدارند. همواره مسئولیتپذیر هستند. اگر نتوانند نسبت به کاری که از آنها خواسته شده است، پاسخگو باشند، با مذاکره دوباره درباره کیفیت مورد نظرِ آن کار، سعی میکنند لطمهای به این ویژگی خود وارد نکنند. بنابراین، پاسخگو بودن در برابر کیفیت کار مورد نظر، برایشان اهمیت دارد.
▫️ مثبتنگر هستند. مثبتنگری کارکنان با عملکرد بالا به این معنا نیست که هر آنچه در اطراف آنها وجود دارد و یا اتفاق میافتد، همگی مثبت است، بلکه همواره سعی میکنند که نیمه پر لیوان را ببینند و هیمن امر آنها را با شغل و کار خود عجین نگ میدارد.
▫️ چالشطلب هستند. کارکنان باعملکرد بالا، برای بر عهده گرفتن وظایف سخت، مشتاق هستند. آنها برای مواجهه و حل مسائل اشتیاق دارند و بیشتر اوقات، مشغول حل و فصل مسائل و برخورد با چالشها هستند.
▫️ برای خود هدفگذاری میکنند. علاوه بر اهدافی که از طرف شرکت برای کارکنان با عملکرد بالا تعیین میشود، این دسته از کارکنان برای خودشان اهداف مشخصی دارند. به عبارت دیگر، کارکنان با عملکرد بالا، اهداف را توسعه میدهند. برای همین است که برای مثال پروژهها را با هزینهها و زمان کمتری از آنچه پیشبینی شده است، انجام میدهند. آنها به فرصتهای موجود برای تحقق انتظارات بزرگ چشم میدوزند.
▫️ از اشتباهاتشان یاد میگیرند. یکی از عادات مهم کارکنان با عملکرد بالا آن است که از اشتباهات خود درس میگیرند. یعنی وقتی در تکمیل و انجام کاری با شکست مواجه میشوند، با اتخاذ نگرشی مثبت به این امر، از این فرصت برای بازاندیشی و تأمل در رفتارهای کاری خود استفاده میکنند. آنها این زمانها و این موارد را شست تلقی نمیکنند، بلکه به آنها به عنوان نتایج کسبشده به مثابه نوعی فرصتِ یادگیری مینگرند.
▫️ میدانند چگونه زمان خود را مدیریت کنند. چون سیستم مشخصی برای انجام کار دارند، میتوانند کارهای خود را اولویتبندی کرده و برای هر کاری زمان مخصوص به خود را تخصیص دهند.
▫️ به توسعه فردی خود متعهد هستند. کارکنان با عملکرد بالا، به این باور دارند که یادگیری چیزی است که به صورت هر روزه و در دلِ اتفاقات سادهای که پیرامون افراد هنگام انجام کار رخ میدهند، اتفاق میافتد. بنابراین، با داشتن برنامه توسعه فردی برای خود، هموار در حال یادگیری و کسب مهارتهای جدید برای ارتقای شایستگیهای خود هستند.
▫️ به شدت نسبت به سازمان خود متعهد و برای کار کردن در آن مشتقاق هستند. این کارکنان با شرکت خود رابطهای بر مبنای اعتماد و احترام شکل میدهند و چون مأموریت شرکت برای آنها درونی و نهادینه شده است، با اشتیاق و تعهد بالا به کار کردن در شرکت ادامه میدند. متقابلاض شرکت نیز برای رشد و توسعه آنها سرمایهگذاری میکند.
🔹هرچند عجین نگه داشتن همه کارکنان شرکت با شغل و کارشان وظیفه مهمی برای مدیران محسوب میشود، اما عجین نگه داشتن کارکنان با عملکرد بالا، وظیفهای مهمتر است. دلیل این امر آن است که کارکنان با عملکرد بالا، کلید رشد کسب و کار در آینده هستند.
🖋اچ آر یار
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ ۱۰ عادت کارکنان با عملکرد بالا
🔸مدیر هر شرکتی به عملکرد کارکنان خود اهمیت میدهد. برخی از شرکتها برای این کار دستورالعمل ارزیابی عملکرد دارند، اما برخی دیگر صرفاً بر اساس یکسری فرمها و روشهای پراکنده این کار را انجام میدهند.
🔹اما آنچه که برای مدیران شرکتها حائز اهمیت است، آن است که از ویژگیهای افرادی که میتواند عملکرد بالایی داشته باشند، آگاه شوند. شناخت این ویژگیها میتواند مدیران را در توسعه آنها و در نهایت شکل دادن به عملکرد عالیِ شرکت، کمک کند. در این نوشته میخواهیم ده عادت کارکنان با عملکرد بالا را با هم مرور کنیم:
▫️ آنها برای خود سیستم و شیوه مشخصی برای انجام کار دارند. برای کارکنان با عملکرد بالا فرقی نمیکند که در حال انجام چه کاری هستند، بلکه آنها همواره کانون تمرکز خود را بر اهمیت کار قرار میدهند و رفتار خود را برای انجام درست آن، سازماندهی میکنند.
▫️ به دیگران گوش میدهند. کارکنان با عملکرد بالا، به بازخوردها، پیشنهادها و استراتژیهای اثباتشده در عمل، گوش میدهند. آنها با این کار اطلاعات مختلفی برای انجام بهتر کار و بهتر کردن عملکردشان به دست میآورند.
▫️ خودشان را پاسخگو نگه میدارند. همواره مسئولیتپذیر هستند. اگر نتوانند نسبت به کاری که از آنها خواسته شده است، پاسخگو باشند، با مذاکره دوباره درباره کیفیت مورد نظرِ آن کار، سعی میکنند لطمهای به این ویژگی خود وارد نکنند. بنابراین، پاسخگو بودن در برابر کیفیت کار مورد نظر، برایشان اهمیت دارد.
▫️ مثبتنگر هستند. مثبتنگری کارکنان با عملکرد بالا به این معنا نیست که هر آنچه در اطراف آنها وجود دارد و یا اتفاق میافتد، همگی مثبت است، بلکه همواره سعی میکنند که نیمه پر لیوان را ببینند و هیمن امر آنها را با شغل و کار خود عجین نگ میدارد.
▫️ چالشطلب هستند. کارکنان باعملکرد بالا، برای بر عهده گرفتن وظایف سخت، مشتاق هستند. آنها برای مواجهه و حل مسائل اشتیاق دارند و بیشتر اوقات، مشغول حل و فصل مسائل و برخورد با چالشها هستند.
▫️ برای خود هدفگذاری میکنند. علاوه بر اهدافی که از طرف شرکت برای کارکنان با عملکرد بالا تعیین میشود، این دسته از کارکنان برای خودشان اهداف مشخصی دارند. به عبارت دیگر، کارکنان با عملکرد بالا، اهداف را توسعه میدهند. برای همین است که برای مثال پروژهها را با هزینهها و زمان کمتری از آنچه پیشبینی شده است، انجام میدهند. آنها به فرصتهای موجود برای تحقق انتظارات بزرگ چشم میدوزند.
▫️ از اشتباهاتشان یاد میگیرند. یکی از عادات مهم کارکنان با عملکرد بالا آن است که از اشتباهات خود درس میگیرند. یعنی وقتی در تکمیل و انجام کاری با شکست مواجه میشوند، با اتخاذ نگرشی مثبت به این امر، از این فرصت برای بازاندیشی و تأمل در رفتارهای کاری خود استفاده میکنند. آنها این زمانها و این موارد را شست تلقی نمیکنند، بلکه به آنها به عنوان نتایج کسبشده به مثابه نوعی فرصتِ یادگیری مینگرند.
▫️ میدانند چگونه زمان خود را مدیریت کنند. چون سیستم مشخصی برای انجام کار دارند، میتوانند کارهای خود را اولویتبندی کرده و برای هر کاری زمان مخصوص به خود را تخصیص دهند.
▫️ به توسعه فردی خود متعهد هستند. کارکنان با عملکرد بالا، به این باور دارند که یادگیری چیزی است که به صورت هر روزه و در دلِ اتفاقات سادهای که پیرامون افراد هنگام انجام کار رخ میدهند، اتفاق میافتد. بنابراین، با داشتن برنامه توسعه فردی برای خود، هموار در حال یادگیری و کسب مهارتهای جدید برای ارتقای شایستگیهای خود هستند.
▫️ به شدت نسبت به سازمان خود متعهد و برای کار کردن در آن مشتقاق هستند. این کارکنان با شرکت خود رابطهای بر مبنای اعتماد و احترام شکل میدهند و چون مأموریت شرکت برای آنها درونی و نهادینه شده است، با اشتیاق و تعهد بالا به کار کردن در شرکت ادامه میدند. متقابلاض شرکت نیز برای رشد و توسعه آنها سرمایهگذاری میکند.
🔹هرچند عجین نگه داشتن همه کارکنان شرکت با شغل و کارشان وظیفه مهمی برای مدیران محسوب میشود، اما عجین نگه داشتن کارکنان با عملکرد بالا، وظیفهای مهمتر است. دلیل این امر آن است که کارکنان با عملکرد بالا، کلید رشد کسب و کار در آینده هستند.
🖋اچ آر یار
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸مدیر هر شرکتی به عملکرد کارکنان خود اهمیت میدهد. برخی از شرکتها برای این کار دستورالعمل ارزیابی عملکرد دارند، اما برخی دیگر صرفاً بر اساس یکسری فرمها و روشهای پراکنده این کار را انجام میدهند.
🔹اما آنچه که برای مدیران شرکتها حائز اهمیت است، آن است که از ویژگیهای افرادی که میتواند عملکرد بالایی داشته باشند، آگاه شوند. شناخت این ویژگیها میتواند مدیران را در توسعه آنها و در نهایت شکل دادن به عملکرد عالیِ شرکت، کمک کند. در این نوشته میخواهیم ده عادت کارکنان با عملکرد بالا را با هم مرور کنیم:
▫️ آنها برای خود سیستم و شیوه مشخصی برای انجام کار دارند. برای کارکنان با عملکرد بالا فرقی نمیکند که در حال انجام چه کاری هستند، بلکه آنها همواره کانون تمرکز خود را بر اهمیت کار قرار میدهند و رفتار خود را برای انجام درست آن، سازماندهی میکنند.
▫️ به دیگران گوش میدهند. کارکنان با عملکرد بالا، به بازخوردها، پیشنهادها و استراتژیهای اثباتشده در عمل، گوش میدهند. آنها با این کار اطلاعات مختلفی برای انجام بهتر کار و بهتر کردن عملکردشان به دست میآورند.
▫️ خودشان را پاسخگو نگه میدارند. همواره مسئولیتپذیر هستند. اگر نتوانند نسبت به کاری که از آنها خواسته شده است، پاسخگو باشند، با مذاکره دوباره درباره کیفیت مورد نظرِ آن کار، سعی میکنند لطمهای به این ویژگی خود وارد نکنند. بنابراین، پاسخگو بودن در برابر کیفیت کار مورد نظر، برایشان اهمیت دارد.
▫️ مثبتنگر هستند. مثبتنگری کارکنان با عملکرد بالا به این معنا نیست که هر آنچه در اطراف آنها وجود دارد و یا اتفاق میافتد، همگی مثبت است، بلکه همواره سعی میکنند که نیمه پر لیوان را ببینند و هیمن امر آنها را با شغل و کار خود عجین نگ میدارد.
▫️ چالشطلب هستند. کارکنان باعملکرد بالا، برای بر عهده گرفتن وظایف سخت، مشتاق هستند. آنها برای مواجهه و حل مسائل اشتیاق دارند و بیشتر اوقات، مشغول حل و فصل مسائل و برخورد با چالشها هستند.
▫️ برای خود هدفگذاری میکنند. علاوه بر اهدافی که از طرف شرکت برای کارکنان با عملکرد بالا تعیین میشود، این دسته از کارکنان برای خودشان اهداف مشخصی دارند. به عبارت دیگر، کارکنان با عملکرد بالا، اهداف را توسعه میدهند. برای همین است که برای مثال پروژهها را با هزینهها و زمان کمتری از آنچه پیشبینی شده است، انجام میدهند. آنها به فرصتهای موجود برای تحقق انتظارات بزرگ چشم میدوزند.
▫️ از اشتباهاتشان یاد میگیرند. یکی از عادات مهم کارکنان با عملکرد بالا آن است که از اشتباهات خود درس میگیرند. یعنی وقتی در تکمیل و انجام کاری با شکست مواجه میشوند، با اتخاذ نگرشی مثبت به این امر، از این فرصت برای بازاندیشی و تأمل در رفتارهای کاری خود استفاده میکنند. آنها این زمانها و این موارد را شست تلقی نمیکنند، بلکه به آنها به عنوان نتایج کسبشده به مثابه نوعی فرصتِ یادگیری مینگرند.
▫️ میدانند چگونه زمان خود را مدیریت کنند. چون سیستم مشخصی برای انجام کار دارند، میتوانند کارهای خود را اولویتبندی کرده و برای هر کاری زمان مخصوص به خود را تخصیص دهند.
▫️ به توسعه فردی خود متعهد هستند. کارکنان با عملکرد بالا، به این باور دارند که یادگیری چیزی است که به صورت هر روزه و در دلِ اتفاقات سادهای که پیرامون افراد هنگام انجام کار رخ میدهند، اتفاق میافتد. بنابراین، با داشتن برنامه توسعه فردی برای خود، هموار در حال یادگیری و کسب مهارتهای جدید برای ارتقای شایستگیهای خود هستند.
▫️ به شدت نسبت به سازمان خود متعهد و برای کار کردن در آن مشتقاق هستند. این کارکنان با شرکت خود رابطهای بر مبنای اعتماد و احترام شکل میدهند و چون مأموریت شرکت برای آنها درونی و نهادینه شده است، با اشتیاق و تعهد بالا به کار کردن در شرکت ادامه میدند. متقابلاض شرکت نیز برای رشد و توسعه آنها سرمایهگذاری میکند.
🔹هرچند عجین نگه داشتن همه کارکنان شرکت با شغل و کارشان وظیفه مهمی برای مدیران محسوب میشود، اما عجین نگه داشتن کارکنان با عملکرد بالا، وظیفهای مهمتر است. دلیل این امر آن است که کارکنان با عملکرد بالا، کلید رشد کسب و کار در آینده هستند.
🖋اچ آر یار
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ با کارکنان تان مهربان باشید
#Forbes
🔸جنیفر اسپالدینگ رهبر و مربی اجرایی است که برای ارتقای رهبران کسب و کار، کارآفرینان و تیمها تلاش میکند. در طی دو دهه دوران حرفه ای اش، او از طریق گفتگو، کارگاه های آموزشی، مربیگری و نوشتن، مهارتهای خود را به اشتراک می گذارد. در اینجا نیز اطلاعاتش در مورد اهمیت مهربان بودن را با ما به اشتراک گذاشته است.
🔹 چه یک کارآفرین باشید، مدیر یا عضو یک گروه موسیقی، علم ثابت میکند که مهربانی یک مزیت رقابتی برای شما خواهد بود. اگر این بیانیه را در ۲۰ سالگی شنیده بودم، این نگرانی در من به وجود میآمد که نشان دادن مهربانی در محل کار باعث میشود ضعیف به نظر برسم و یا این اجازه را به دیگران میدهد که از من سوءاستفاده کنند. ممکن است شما نیز به همین موضوع فکر کرده باشید.
🔹 همانطور که در نردبان شرکتی بالاتر میرفتم و مرزها و حد و حدود را تمرین می کردم، متوجه شدم که محبت واقعی بلیط من برای روابط عمیق تر، فروش بیشتر و پروژه های بهتر است. به علاوه، احساس خیلی خوبی داشت و مانند انجام کار درستی به نظر میرسد که در مکانی از عشق و مهربانی رهبری کنیم.
🔹 هنوز متقاعد نشدید؟ تحقیقات فراوانی وجود دارد که ثابت میکند که محبت به طور مثبت محل کار را تغییر داده و به شما زمینهی رقابت را میدهد.
🔸مهربانی فروش را افزایش میدهد
مهربانی کردن به مشتریان، بزرگ دانستن بازگشت آنها، و خوشحال کردنشان زمانی که حداقل انتظار را دارند، اعتماد و شادی را در آنان ایجاد میکند. خرده فروشانی مانند "زاپوس" از طرفداران وفادارشان از لحاظ مالی سود میبرند.
🔸مهربانی به کارکنان انگیزه میدهد
اگر شما به عنوان فردی غیر صمیمی به نظر برسید، شانس بسیار کمی برای به دست آوردن بالاترین میزان اثربخشی به عنوان یک رهبر را خواهید داشت.
برخی از اقداماتی که می توانند نمره مطلوبیت رهبر را افزایش دهند عبارتاند از:
▪️تقویت ارتباطات عاطفی مثبت با دیگران
▪️نمایش یکپارچگی به طور مداوم
▪️عمل به عنوان مربی و معلم
▪️رقابت کمتر با دیگران و همکاری بیشتر
▪️الهام بخشی کسانی که در اطراف شما هستند
▪️تلاش برای تغییر در هنگام درخواست بازخورد
▪️به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود برای آینده
🔸مهربانی خلاقیت را افزایش میدهد
تعامل احترام آمیز با افراد و تیمها خلاقیت را افزایش می دهد. تعامل احترام آمیز به عنوان "انتقال حضور، برقراری ارتباط، تأیید، گوش دادن مؤثر و برقراری ارتباط حمایتی" تعریف می شود.
همه این اقدامات محترمانه، یک شبکه اجتماعی مثبت تر و یک حس ارزشمند بودن بالاتر و پردازش اطلاعات ارتباطی بهتر را تسهیل می کنند. این امر، به نوبه خود، باعث افزایش خلاقیت می شود.
🔸مهربانی خستگی را کاهش میدهد
اگر رئیس، هم تیمی یا همکارانتان زمانی که بیمار شدید، یک فرد عزیز را از دست دادید یا یک رویداد زندگی(مثلاً متولد شدن فرزندتان، عروسی، تولد و غیره) را جشن گرفتید به رسمیت شناختند، شما تأثیر مهربانی بر تمایل تان برای ماندن در آن شغل را حس می کنید.
🔸مهربانی خوشبختی را افزایش میدهد
انجام اعمال محبت آمیز نه تنها احساس خوبی به شما میدهد، بلکه باعث افزايش رضايت کلی شما در زندگی مي شود. بنابراین لحظاتی را برای نوشتن لیستی از دو یا چند کار محبت آمیز که در هفته گذشته انجام دادید صرف کنید. آیا احساس می کنید شادی شما افزایش یافته است؟
🔹 امروز چقدر مهربانی از خود نشان می دهید؟ اگر به چند ایده برای نشان دادن مهربانی و محبت خود نیاز دارید در ادامه چند مورد را معرفی خواهیم کرد:
▪️در هنگام بیان انتقاد دشوار
▪️زمانی که چیزی درست پیش نمیرود یا شما اشتباهی انجام میدهید.
▪️هنگامی که هم تیمیتان شما را اذیت میکند.
▪️وقتی رئیس، همکار یا مشتری شما برای درک چیزی مشکل دارد.
▪️هنگامی که شما هر روز صبح خود را در آینه می بینید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#Forbes
🔸جنیفر اسپالدینگ رهبر و مربی اجرایی است که برای ارتقای رهبران کسب و کار، کارآفرینان و تیمها تلاش میکند. در طی دو دهه دوران حرفه ای اش، او از طریق گفتگو، کارگاه های آموزشی، مربیگری و نوشتن، مهارتهای خود را به اشتراک می گذارد. در اینجا نیز اطلاعاتش در مورد اهمیت مهربان بودن را با ما به اشتراک گذاشته است.
🔹 چه یک کارآفرین باشید، مدیر یا عضو یک گروه موسیقی، علم ثابت میکند که مهربانی یک مزیت رقابتی برای شما خواهد بود. اگر این بیانیه را در ۲۰ سالگی شنیده بودم، این نگرانی در من به وجود میآمد که نشان دادن مهربانی در محل کار باعث میشود ضعیف به نظر برسم و یا این اجازه را به دیگران میدهد که از من سوءاستفاده کنند. ممکن است شما نیز به همین موضوع فکر کرده باشید.
🔹 همانطور که در نردبان شرکتی بالاتر میرفتم و مرزها و حد و حدود را تمرین می کردم، متوجه شدم که محبت واقعی بلیط من برای روابط عمیق تر، فروش بیشتر و پروژه های بهتر است. به علاوه، احساس خیلی خوبی داشت و مانند انجام کار درستی به نظر میرسد که در مکانی از عشق و مهربانی رهبری کنیم.
🔹 هنوز متقاعد نشدید؟ تحقیقات فراوانی وجود دارد که ثابت میکند که محبت به طور مثبت محل کار را تغییر داده و به شما زمینهی رقابت را میدهد.
🔸مهربانی فروش را افزایش میدهد
مهربانی کردن به مشتریان، بزرگ دانستن بازگشت آنها، و خوشحال کردنشان زمانی که حداقل انتظار را دارند، اعتماد و شادی را در آنان ایجاد میکند. خرده فروشانی مانند "زاپوس" از طرفداران وفادارشان از لحاظ مالی سود میبرند.
🔸مهربانی به کارکنان انگیزه میدهد
اگر شما به عنوان فردی غیر صمیمی به نظر برسید، شانس بسیار کمی برای به دست آوردن بالاترین میزان اثربخشی به عنوان یک رهبر را خواهید داشت.
برخی از اقداماتی که می توانند نمره مطلوبیت رهبر را افزایش دهند عبارتاند از:
▪️تقویت ارتباطات عاطفی مثبت با دیگران
▪️نمایش یکپارچگی به طور مداوم
▪️عمل به عنوان مربی و معلم
▪️رقابت کمتر با دیگران و همکاری بیشتر
▪️الهام بخشی کسانی که در اطراف شما هستند
▪️تلاش برای تغییر در هنگام درخواست بازخورد
▪️به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود برای آینده
🔸مهربانی خلاقیت را افزایش میدهد
تعامل احترام آمیز با افراد و تیمها خلاقیت را افزایش می دهد. تعامل احترام آمیز به عنوان "انتقال حضور، برقراری ارتباط، تأیید، گوش دادن مؤثر و برقراری ارتباط حمایتی" تعریف می شود.
همه این اقدامات محترمانه، یک شبکه اجتماعی مثبت تر و یک حس ارزشمند بودن بالاتر و پردازش اطلاعات ارتباطی بهتر را تسهیل می کنند. این امر، به نوبه خود، باعث افزایش خلاقیت می شود.
🔸مهربانی خستگی را کاهش میدهد
اگر رئیس، هم تیمی یا همکارانتان زمانی که بیمار شدید، یک فرد عزیز را از دست دادید یا یک رویداد زندگی(مثلاً متولد شدن فرزندتان، عروسی، تولد و غیره) را جشن گرفتید به رسمیت شناختند، شما تأثیر مهربانی بر تمایل تان برای ماندن در آن شغل را حس می کنید.
🔸مهربانی خوشبختی را افزایش میدهد
انجام اعمال محبت آمیز نه تنها احساس خوبی به شما میدهد، بلکه باعث افزايش رضايت کلی شما در زندگی مي شود. بنابراین لحظاتی را برای نوشتن لیستی از دو یا چند کار محبت آمیز که در هفته گذشته انجام دادید صرف کنید. آیا احساس می کنید شادی شما افزایش یافته است؟
🔹 امروز چقدر مهربانی از خود نشان می دهید؟ اگر به چند ایده برای نشان دادن مهربانی و محبت خود نیاز دارید در ادامه چند مورد را معرفی خواهیم کرد:
▪️در هنگام بیان انتقاد دشوار
▪️زمانی که چیزی درست پیش نمیرود یا شما اشتباهی انجام میدهید.
▪️هنگامی که هم تیمیتان شما را اذیت میکند.
▪️وقتی رئیس، همکار یا مشتری شما برای درک چیزی مشکل دارد.
▪️هنگامی که شما هر روز صبح خود را در آینه می بینید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگ اول جهانی[۱۹۱۴] چه بلایی بر سر جهان آورد، علل شروع آن چه بود و چه پیامدهایی داشت؟ این خود یک تِرم برای مطالعه و تحقیق است بطوریکه که برتراند راسل از سال شروع جنگ بعنوان یک لولای تاریخی یاد میکند.
این گفتگو مربوط به سال ۱۹۵۲ و در هشتاد سالگی راسل ضبط شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
این گفتگو مربوط به سال ۱۹۵۲ و در هشتاد سالگی راسل ضبط شده است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers